اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'فساد'

Jan 24 2021

پرونده فساد عیسی شریفی؛ سپاه پرداخت پنج هزار میلیارد تومان خسارت به شهرداری تهران را پذیرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: محمود میرلوحی، عضو شورای شهر تهران می‌گوید در پرونده شرکت «رسا تجارت» که مرتبط با پرونده فساد عیسی شریفی، معاون پیشین شهرداری تهران، است، نهادهای وابسته به سپاه پاسداران تاکنون پذیرفته‌اند که «پنج هزار میلیارد تومان» به شهرداری خسارت بدهد.

او در گفت‌وگویی که روز یک‌شنبه، ۵ بهمن در روزنامه شرق منتشر شده، تاکید کرده است که مبالغ طلب شهرداری تهران در این پرونده «سال‌های ۹۲‌-۹۳ است و پرونده مفصل‌تر و میزان خسارت واقعی بیشتر است».

در همین حال بر اساس برخی گزارش‌های منتشره، عیسی شریفی، قائم‌مقام و معاون شهرداری تهران در دوران قالیباف، در پرونده فساد مرتبط با دو نهاد وابسته به سپاه پاسداران و قرارگاه خاتم‌الانبیا، « به ۲۰ سال حبس قطعی و رد مال به ارزش ۴۸۰ میلیارد تومان محکوم شده است».

پیش از این، محمدجواد حق‌شناس، عضو شورای شهر تهران اعلام کرده بود که پرونده تخلف عیسی شریفی، ۱۳۰۰ میلیارد تومان است.

پرونده آقای شریفی در دادسرای نظامی به صورت کاملا محرمانه بررسی شده و مسعود مهردادی و محمود سیف، دو چهره امنیتی که با سازمان اطلاعات سپاه و نیروی قدس سپاه در ارتباط بودند نیز درگیر این پرونده فساد هستند ولی درباره رای محکومیت احتمالی آنها و میزان تخلفات‌شان خبری منتشر نشده است.

عیسی شریفی شهریور سال ۹۶ بازداشت شد و پرونده فساد او به طور عمده مربوط به هلدینگ مالی یاس، از زیرمجموعه‌های اقتصادی بنیاد تعاون سپاه بود. شرکت «رسا تجارت» نیز زیرمجموعه این هلدینگ بود. این هلدینگ پس از افشای فسادهای متعدد منحل شد.

محمود میرلوحی، عضو شورای شهر تهران، به روزنامه شرق گفته است که قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه و شرکت رساتجارت در جریان قراردادهایی که ۲۲ هزار میلیارد تومان ارزش داشته، مرتکب تخلفات گسترده‌ای شده‌اند و «پس از سه‌سال‌‌ونیم بررسی پشت درهای بسته جزئیاتی در اختیار» اعضای شورای شهر تهران قرار نگرفته است.

علاوه بر این پرونده، در ماه‌های گذشته مصطفی میرسلیم، نماینده مجلس ایران پرونده پرداخت ۶۵ میلیارد تومان از سوی شهرداری تهران به یک نماینده مجلس برای جلوگیری از تحقیق و تفحص در شهرداری تهران در دوران قالیباف را مطرح کرده است که از نحوه رسیدگی به این موضوع نیز گزارشی منتشر نشده است.

محمدباقر قالیباف که در حال حاضر رئيس مجلس شورای اسلامی است، تاکنون درباره این موضوع و همچنین پرونده فساد عیسی شریفی اظهارنظر نکرده است.

آقای شریفی در دوران شهرداری قالیباف در تهران، مهم‌ترین مدیر معتمد او به شمار می‌رفت و بسیاری از مسائل مدیریت و اجرایی شهرداری تهران در کنترل او قرار داشت.
منبع: روزنامه شرق، آرشیو رادیو فردا / ر.ح.

No responses yet

Aug 12 2020

احضار علی تاج به دادسرا؛ از فساد پدر و پسر تاج چه می‌دانیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ورزش

ایران وایر: «غلامحسین اسماعیلی»، سخنگوی قوه قضاییه ایران، سه‌شنبه ۲۱مرداد۱۳۹۹ در جریان کنفرانس خبری خود به خبرنگاران گفت: «پسر یکی از روسای فدراسیون‌های ورزشی، مشکلاتی داشته که برایش پرونده‌ای تشکیل شده است. برای ما استعفا یا عدم استعفای پدرش، تاثیری در رسیدگی‌های قضایی ندارد.»

منظور او به «علی تاج»، آقازاده «مهدی تاج»، رییس پیشین «فدراسیون فوتبال ایران» است. سخنگوی قوه قضاییه ایران این جمله را زمانی به زبان آورد که خبرنگاری از او در مورد ابهام در استعفای ناگهانی «یک رییس فدراسیون مشهور ورزشی» در ایران پرسید و سوال کرد که آیا دلیل استعفای او، فساد مالی‌اش بوده یا نه.

غلامحسین اسماعیلی همچنین اینگونه پاسخ داده بود: «اگر منظورتان همان فردی است که در ذهن من است، باید بگویم که ما موضوع ابربدهکاری نداریم.»

جمله غلامحسین اسماعیلی، یادآور دادخواستی است که سال ۱۳۹۶ برخی از مربیان و مدیران باشگاهی فوتبال ایران برای «سازمان بازرسی کل کشور» ارسال کرده بودند. شکایت آن‌ها به فساد مالی در فدراسیون فوتبال و ناپدید شدن بخشی از درآمدهای باشگاه‌ها از محل بلیت‌فروشی یا آگهی محیطی مربوط می‌شد. اما آن‌چه از نماینده سازمان بازرسی کل کشور در طبقه همکف ساختمان فدراسیون فوتبال ایران شنیده بودند، اعجاب‌انگیز بود: «ما به ارقام زیر میلیون دلار ورود جدی نمی‌کنیم.»

مهدی تاج ۸دی‌۱۳۹۸ به دلیل آن‌چه بیماری قلبی خوانده بود، از ریاست فدراسیون فوتبال ایران استعفا داد. اما رد پایش باز هم از فوتبال ایران پاک نشد. آن‌چه او از خود به جای گذاشت نه یک اختلاس ساده یا فساد مالی، که در حقیقت غارت تمامی دارایی‌های فوتبال ایران محسوب می‌شد.

او چنان کرد که حالا پای نهادهای قضایی هم به فدراسیون فوتبال باز شده است. نمونه‌اش بخشی از صحبت‌های غلامحسین اسماعیلی در آخرین کنفرانس خبری‌اش است: «قرارداد آقای مارک ویلموتس از سوی سازمان بازرسی کشور بررسی شد. متوجه شدیم که برای حضور ۶۳ روزه این مربی هزینه سنگینی به کشور وارد شد و این قرارداد ایرادات و اشکالات بسیاری داشته است. قاعدتا تصمیم مقتضی به سرعت اتخاذ خواهد شد.»

قرارداد «مارک ویلموتس»، سرمربی بلژیکی تیم ملی فوتبال ایران، نوعی غارت منابع مالی فوتبال ایران محسوب می‌شد. مربی‌ای که بر اساس ارزش‌گذاری سایت «ترانسفرمارکت» ارزشی حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار دلار داشت، با قرارداد سالیانه ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار یورو به ایران آمد.

پیش از آنکه بدانیم چرا این قرارداد ناگهان جهشی چشمگیر پیدا کرده است، می‌توان خاطره‌ای از قرارداد «فرهاد کاظمی» با باشگاه سپاهان در سال ۱۳۸۳ را به یاد آورد.

فرهاد کاظمی پس از یک دوره موفقیت‌آمیز در ابومسلم، پیشنهادی از مهدی تاج رییس وقت هیات‌مدیره «باشگاه سپاهان اصفهان» دریافت کرد. «محمدرضا ساکت» که در تمام سال‌های ریاست مهدی تاج، مرد شماره دو فدراسیون فوتبال ایران بود، همان زمان به عنوان مدیرعامل پای میز مذاکره با فرهاد کاظمی نشست. اما رقم قرارداد، ۵۰ میلیون تومان، بیش از مبلغ توافق شده نگارش شد. فرهاد کاظمی از مهدی تاج این جمله را شنیده بود: «این پنجاه میلیون تومان، حق چایی ماست.» به نظر می‌رسد که واحد پولی «حق چای» به مرور زمان از ریال به یورو تغییر کرده است.

تیر ماه سال جاری «ایران‌وایر» مطلع شد که قوه قضاییه دستور توقیف اموال مهدی تاج به ارزش ۲ میلیون یورو را صادر کرد. دلیل توقیف اموال رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران که مشتمل بر املاک او در تهران و اصفهان است، روشن شدن رقم پرداختی قرارداد مارک ویلموتس بود.

فساد مالی مهدی تاج را نه تنها در قرارداد سرمربی بلژیکی پیشین تیم ملی ایران، قرارداد غیرقانونی با موسسه «فراکاو» که مالک وب‌سایت «ورزش سه» نیز است، واگذاری بلیت فروشی تمامی ورزشگاه‌‌های ایران به «ستاد اجرایی فرمان امام»، ناپدید کردن بیش از ۱۰ میلیون یورو از درآمدهای ایران از فدراسیون جهانی فوتبال، که حتی در فروش غیرقانونی زمین‌های مصلای تهران نیز می‌توان دید.

«یاشار سلطانی»، روزنامه‌­نگاری که اسناد مربوط به فساد مدیران شهری را منتشر کرد در یکی از فاش‌گویی‌های خود در توییتر نوشته بود که مهدی تاج ۹۲۰ متر زمین خود را جنب مصلی تهران به مبلغ ۹۵۰ میلیارد تومان فروخته است؛ یعنی متری بیش از صد میلیون تومان که رقمی نجومی به حساب می‌آید. از اصفهان هم خبر می‌رسد که بخشی از دارایی‌های پسرش علی تاج در ماه‌های اخیر به ریال و دلار تبدیل شده بود. بخش عمده‌ای از املاک مهدی تاج در ایران به نام علی تاج یا همسرش ثبت شده است.

علی تاج دانش‌آموخته دانشگاه پدر است؛ از ۱۶ سالگی وارد بازار فوتبال و آهن شد. هم برای سپاهان نقش مدیریت دلالی بازیکنان و مربیان را بر عهده داشت، هم از کشورهای افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، هندوستان و ترکمنستان، «آهن قراضه» می‌خرید. یعنی وقتی هم‌سن‌هایش در حال تحصیل در دبیرستان‌های ایران بودند، او دلالی بازیکن و آهن‌آلات می‌کرد.

«علی کریمی»، ستاره سابق فوتبال ایران، در زمان فاش‌گویی‌هایش علیه مهدی تاج، ادعا کرده بود که «آرمناک پطروسیان» دروازه‌بان ارمنستانی سابق باشگاه سپاهان، با رانت مهدی تاج در ایران و ارمنستان، دلالی «میل‌‌گرد» می‌کند.

آرمناک پطروسیان رابطه‌اش را با مهدی تاج تکذیب کرد و گفت: «ده سال است که مهدی تاج را ندیده‌ام.» دروغ هم نمی‌گفت؛ آرمناک پطروسیان با علی تاج شراکت در صادرات فولاد داشت.

آقازاده‌ای که سخنگوی قوه قضاییه از پیگیری پرونده فساد مالی‌اش خبر داده است، طی تمام سال‌های اخیر، خودش را در سایه نگه داشت. هرگز عکس و تصویری از او منتشر نشد، هیچ‌گاه در محافل عمومی نیامد، اما تاثیرگذارترین شخصیت فدراسیون فوتبال ایران بود.

«ابراهیم شکوری» بازیکن سابق باشگاه‌های سایپا و پرسپولیس، از نزدیک‌ترین دوستان علی تاج بود که به دبیرکلی فدراسیون فوتبال رسید.

«دراگان اسکوچیچ» که پس از جدایی مارک ویلموتس به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد، در خانه شخصی علی تاج و در حضور مدیربرنامه‌های رسانه‌ای و مدیربرنامه‌های رسمی‌اش قرارداد خود را امضا کرد. «خبرگزاری مهر» نیز همان زمان تایید کرده بود که فقط علی تاج و مدیربرنامه‌های «اسکوچیچ» در این قرارداد نقش داشتند.

این یعنی حتی زمانی که مهدی تاج از ریاست فدراسیون فوتبال استعفا داده بود، باز هم آقازاده‌اش شخصیت‌های فوتبال ایران را مثل تکه‌های پازل کنار هم می‌چیند. اما او تخصص‌های دیگری نیز دارد. علی تاج در ترکیه، «نفت کوره» یا همان «مازوت» ایران را می‌فروشد. هم‌زمان در اربیل عراق، مجتمع‌سازی می‌کند.

اواخر دی سال ۱۳۹۶ «محمدرضا داورزنی» معاون وقت «وزارت ورزش و جوانان»، هیاتی ۱۹ نفره از مدیران ارشد ورزش ایران را برای افتتاح برخی از ورزشگاه‌های ساخت «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا» سپاه پاسداران در عراق، به شهرهای کربلا، نجف و بغداد برد.

سپاه پاسداران طی سال‌های اخیر در شهرهای عراق اقدام به ساخت ۱۹ مجتمع ورزشی کرد. تمامی این ورزشگاه‌ها با بالاترین و به‌روز‌ترین امکانات ساخته شده‌اند. علی تاج، آقازاده فرمانده سابق اطلاعات سپاه اصفهان، یکی از پیمانکارهای این مجموعه‌های ورزشی سپاه پاسداران در عراق بود.

اوکراین، یکی دیگر از مقاصد درآمدزایی‌های خانواده تاج است. علی تاج اداره یکی از شرکت‌های زیرمجموعه «فولاد متیل» در اوکراین را نیز بر عهده داردٰ؛ شرکتی که هم برای ایران تحریم‌ها را دور می‌زند و هم در صادرات فولاد کمک می‌کند.

امروز می‌توان دوباره به جمله نماینده سازمان بازرسی کل کشور در فدراسیون فوتبال بازگشت. وقتی که گفته بود این سازمان به مبالغ پایین‌تر از «میلیون دلار» ورود جدی نمی‌کند. آن‌چه مهدی تاج و آقازاده‌اش لااقل در قرارداد مارک ویلموتس جابجا کرده‌اند، یک‌ونیم میلیون یورو بیش از ارزش واقعی برای یک سال بود. آن‌چه در فروش مازوت و قراردادهای پتروشیمی یا فولاد در ترکیه و عراق و اوکراین می‌گذرد، بحثی جداگانه است.

شنیده‌ها حکایت از احضار علی تاج از سوی قوه قضاییه می‌دهد. هر چند که «امیرمهدی علوی»، سخنگوی فدراسیون فوتبال ایران، (که او نیز با دستور و درخواست علی تاج به این مقام رسید) خرداد ماه امسال در محفلی خصوصی گفته بود: «رابطه آقای تاج با حاج‌آقا آن قدر محکم است که خطری تهدیدش نکند.»

مهدی تاج، از دهه ۶۰ خورشیدی، «ابراهیم رییسی»، رییس قوه قضاییه ایران، را «حاج‌آقا» صدا می‌زند.

No responses yet

Jun 15 2020

بیژن قاسم‌زاده و فساد در قوه قضائیه؛ بازپرس کشتی‌‌گیر کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی


بی‌بی‌سی: بیژن قاسم‌زاده امروز در ردیف نخست صندلی‌های دادگاه رسیدگی که به فساد گسترده در قوه قضائیه، ظاهر شد. اما برخلاف اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه‌قضائیه و متهم ردیف اول، او بدون لباس زندان، با یک کت و شلوار خاکستری و ماسک در دادگاه حاضر شد. با وجود پوشش متفاوت، اما گوش‌های شکسته و بدن ورزیده، به سرعت هویت این کشتی‌گیر سابق و بازپرس برکنار شده را بر ملا می‌کرد. او همچنین به عنوان فردی که دستور فیلتر تلگرام را داده بود مشهور شد.

بیژن قاسم‌زاده به محض پایان دوران ورزشی به سمت کمیته انضباطی فدراسیون در کمتر از یک دهه فعالیت حقوقی، هر جا پاگذاشت خبرساز شد و به هر موضوعی دست زد، به فساد متهم شد.

او اکنون متهم ردیف یازدهم پرونده‌ای است که برخی از متهمان آن مازندرانی اند، از جمله اکبر طبری و مصطفی نیاز آذری.


ردیف نخست، از راست: اکبر طبری، بیژن قاسم‌زادهدر سمت رئیس کمیته انضباطی فدراسیون کشتی، پرونده حمایت او از تیم داماش بابل و محرومیت غلامرضا محمدی مطرح شده بود.

بیژن قاسم‌زاده در در سال ۹۴ مقام رئیس دادسرای ورزش کارکنان دولت، سوشا مکانی، دروازبان سابق پرسپولیس را به خاطر انتشار عکس‌های خصوصی و شکایت شاکی خصوصی به زندان فرستاد. در آن زمان، او علی پروین و علی دایی را هم تهدید کرد که در این پرونده دخالت نکنند.

بیژن قاسم‌زاده، بازپرس سابق دادسرای فرهنگ و رسانه، مردی که امروز به اتهام فساد دادگاهی شد، از دوستان مهدی تاج، رئیس سابق فدراسیون فوتبال بود. او حتی یک بار در مراسم برترین‌های سال فوتبال ایران، روی سن رفت و جایزه مرد اخلاق را داد. pic.twitter.com/pusj60C0Is

— Hiwa Yousefi (@YouHiwa) June 7, 2020

او در آن زمان گفته بود “به عنوان یک ورزشکار و ورزش‌دوست به بزرگان ورزش می‌گویم دستگاه قضایی جای پادرمیانی و ریش‌سفیدی نیست. علی پروین و علی دایی بزرگ هستند، کریم باقری هم عزیز است اما سیر قانونی پرونده باید طی شود. دستگاه قضایی باید فارغ از این مسائل به بررسی پرونده بپردازد. جرمی اتفاق افتاده و جنبه عمومی دارد. قوه قضاییه تحت تاثیر شهرت و مال قرار نمی‌گیرد. آدم مشهور و آدم‌ کارتن‌خواب نزد قانون یکی هستند”.

به گفته روزنامه‌نگاران ورزشی او نقش عمده‌ای در خاموش‌ کردن صدای منتقدان مهدی تاج، رئیس سابق فدراسیون فوتبال و حتی برخورد قضایی با برخی از آنها داشت.

کاوه راد وکیل دادگستری و وکیل خانه موسیقی از این بازپرس سابق چنین یاد کرده است که بیژن‌قاسم‌زاده “بازپرس سابق شعبه دوم دادسرای فرهنگ‌و‌رسانه بود. مخوف، لجباز و همیشه خشمگین. مشهور به صدور قرار بازداشت خبرنگاران، هنرمندان و ورزشکاران و البته دستور فیلتر تلگرام”.

درگیری و نامه به امیر تتلو

پس از چهره‌های سرشناس ورزشی، او به سراغ یکی از امیرحسین مقصودلو معروف به امیر تتلو از مشهورترین خواننده‌های ایرانی رفت.

شهریورماه سال ۱۳۹۵ امیر تتلو به اتهام “توهین” به قاضی بیژن قاسم زاده، بازپرس پرونده‌اش بازداشت شد.

وقتی مادر #امیر_تتلو وارد دادگاه شد و باصدای بلند خواستار آزادی پسرش شد،ایشان با لفظی باورنکردنی خواستار اخراج او از دادگاه شد تاامیر شیئی که روی میز بود سمتش پرت کندو از خود بی خود شود.
امروز بادیدن این عکس و روایت «کاوه راد»عزیز، یاد آن دادگاه امیر افتادم و چرخ گردون روزگار… https://t.co/O1pbknlDjV

— Bahman Babazadeh (@Bahman_Babazade) June 7, 2020

اما این قاضی مدتی بعد در نامه‌ای به تتلو نوشت: “آیین روشنگر اسلام فرهنگ گذشت از خطا را ستوده و چشم پوشی و اغماض را هنجار بی‌بدیل و فضیلتی ارجمند برشمرده است، گذشت در آئین ما، ارزش جاودانه است که رحمت خاص الهی را در پی دارد”.

اما روزنامه‌نگاران روایت دیگری ازاین ماجرا و توهین این قاضی به مادر امیر تتلو داشتند که باعث عصبانیت این خواننده مشهور می‌شود.


قاسم‌زاده در نامه گذشت از شکایتش خود از تتلو، خطاب به او نوشت “از حق خصوصی و آنچه از جانب وی با من آنهم در جایگاه قضاوت رفت در می‌گذرم تا آئین عفو و گذشت پهلوانی در جامعه ورزشی که اینجانب نیز علاوه بر کسوت قضا بدان تعلق دارم بماند و بپاید”

حکم بازداشت بقایی

بیژن قاسم‌زاده در تابستان سال ۱۳۹۶ به عنوان بازپرس شعبه ویژه ورزش دادسرای کارکنان دولت حکم به بازداشت حمید بقایی، معاون اجرایی دولت محمود احمدی‌نژاد داد؛ پرونده‌ای که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری سابق به “انتقام‌گیری” صادق لاریجانی تعبیر می‌کرد.

آقای بقایی در سال ۱۳۹۶،‌ در بیانیه‌ای گفته بود قاسم‌زاده به او گفته است که مستقیما از صادق لاریجانی دستور می‌گیرد. اما این بازپرس صحبت‌های آقای بقایی را رد کرد.

آقای بقایی در مهر همان سال توییت کرد که به اصحاب رسانه اطمینان می‌دهم که بیژن‌ قاسم‌زاده را یک روز محاکمه علنی خواهیم کرد.

در آن زمان علی‌اکبر جوانفکر مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد گفته بود دلیل بازداشت آقای بقایی ارسال احضاریه و حاضر نشدن او در دادسرا اعلام شده در حالی که آقای بقایی اعلام کرده که احضاریه‌ای به دستش نرسیده است.


کارتکس ورود به زندان بیژن قاسم‌زاده بازپرس فیلتر کننده تلگرام

پرونده تلگرام؛ تیر آخر

او سرانجام یکسال و نیم پیش از بازداشت خود، در اردیبهشت سال ۱۳۹۷ حکم به توقیف تلگرام در ایران داد. این پرونده شاید خبرسازترین بخش کارنامه بیژن قاسم‌زاده بود. بازپرسی نه چندان پر سابقه که حکم به توقیف شبکه‌ای با چهل میلیون کاربر در ایران داد.

حکم به ممنوعیت تلگرام، از نقاط مورد اختلاف دولت و منتقدانش بود. دولت حسن روحانی این حکم را در صلاحیت دادسرای فرهنگ و رسانه نمی‌دانست و استدلال می‌کرد که این موضوع در صلاحیت تصمیم‌گیری شورای عالی امنیتی ملی است. فعالیت تلگرام در ایران همواره با انتقاد گسترده محافظه‌کاران تندرو مواجه بود.

پس از بازداشت قاسم‌زاده، زمانی که خبرنگاران از علت بازداشت قاضی صادرکننده حکم فیلتر تلگرام پرسیدند، او گفت “موضوعات را نباید پیوند دهیم. کسی ممکن است هزاران اقدام خوب داشته باشد و ما آن را ارج می‌نهیم اما اگر خطایی مرتکب شود حتما به خطا و اتهام او باید رسیدگی شود. این موضوع ربطی به اینکه قبلا چه احکامی ایشان صادر کرده است ندارد”.

با این از همان ابتدا گفته شد که او در رابطه با پرونده فساد درون قوه قضائیه بازداشت شده است.

امروز نیز رسول قهرمانی، نماینده دادستان تهران کیفرخواست مربوط به تشکیل شبکه چند نفری در ارتشا در قوه قضائیه اعلام کرد که بیژن قاسم زاده “به تاثیر نفوذ اشخاص دولتی در پرونده وریا مولانایی و تاثیر دادن نفوذ در پرونده حسین حاجی زاده و نادر شریف زاده به مبلغ ۲۸ میلیارد ریال متهم است”.

No responses yet

May 15 2020

برخورد با فساد در جمهوری اسلامی؛ نمایش قوه قضاییه با کارگردانی ابراهیم رئیسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: «ابراهیم رئيسی» که در ماه‌های نخست انتصابش به ریاست قوه قضاییه، به اسم «مبارزه با فساد»، با تیم آیت‌الله «صادق لاریجانی»، رییس پیشین این دستگاه به سرعت برخورد و تعدادی از مدیرانش را بازداشت و دادگاهی کرد، حالا پس از گذشت بیش از یک‌سال، متهم به برخورد دوگانه و ظاهرگرایانه با فساد در جمهوری اسلامی شده است.

بسیاری از محافظه‌کاران که از رئیسی به عنوان یک مدیر قضایی «پاک‌دست» و «شجاع» نام می‌بردند، پس از انتصاب او از سوی آیت‌الله «علی خامنه‌ای» به سمت ریاست قوه قضاییه، آینده‌ای آرمانی و خوش‌بینانه از روند برخورد با فساد در جمهوری اسلامی ارایه می‌کردند.

آن‌ها با حمایت از چندین برخورد قوه قضاییه با گروهی از مدیران متهم به فساد در نهاد‌های حاکمیتی و حکومتی، قوه تحت ریاست رئیسی را از جمله نهاد‌های مهم در اجرای بیانیه «گام دوم انقلاب» می‌دانستند.

بیانیه گام دوم انقلاب توسط رهبر جمهوری اسلامی در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب صادر شد و شامل توصیه‌هایی برای استمرار راه انقلاب است.

این فضاسازی‌ها و حمایت‌های بی‌دریغ از رئیسی حالا به تدریج دارند رنگ می‌بازند و روز به روز بر تعداد کسانی که نگاهی پرتردید و انتقادی به عملکرد این روحانی دارند، اضافه می‌شود.

«محمد صفایی»، یکی از نامزد‌های محافظه‌کار راه یافته به دوره جدید مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه گناباد از جمله کسانی است که عملکرد قوه قضاییه در برخورد با فساد را «نمایشی» می‌داند.

صفایی یک‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ به ایسنا گفته است: «آن‌چه قوه قضاییه انجام می‌دهد، بیشتر شبیه نمایش است. من اعتقاد ندارم که قوه قضاییه عزم کرده تا با فساد مبارزه کند بلکه بیشتر شو مبارزه با فساد است.»

وی به صراحت افزوده است: «مجلس باید قوه قضاییه را هم به مبارزه جدی نه فرمایشی، گزینشی و مبارزه موثر با فساد ملزم کند.»

این اظهارات و موضع‌گیری صریح و شفاف به خوبی نشان می‌دهد که ابراهیم رئیسی نیز هم‌چون اسلاف خود در قوه قضاییه و سایر نهاد‌های نظارتی، در برخورد با فساد نه‌تنها گزینشی عمل می‌کند بلکه در همین برخورد‌ها هم صادقانه عمل نکرده است.

«وحید اشتری»، یکی از فعالان «جنبش عدالت‌خواهی» است که همین چند روز پیش انتقاد‌ها و اعتراض‌ها به عملکرد ابراهیم رئیسی را علنی‌تر و تندتر از بقیه مطرح و برخی از معاونان وی را که از دوران لاریجانی در قوه قضاییه باقی مانده‌اند، متهم به سکوت در برابر فساد در این قوه کرد.

فعالان جنبش عدالت‌خواهی خود را فراجناحی معرفی می‌کنند و انتقاد و مطالبه‌گری از مسوولان را هدف خود می‌دانند.

اشتری نوشت: «تحول در قوه قضاییه زمانی باورپذیر می‌شود که همه رئوس مدیریت قبلی پاسخ‌گوی فساد شوند.»

او این پرسش را مطرح کرد که آیا «غلامحسین محسنی اژه‌ای»، «محمدجعفر منتظری» و «غلامحسین اسماعیلی» که در تیم مدیریتی رئیسی باقی مانده‌اند، از فساد‌های دوره لاریجانی آگاه بوده و برای برخورد با این فساد‌ها چه اقداماتی انجام داده‌اند؟

وی هم‌چنین اضافه کرد: «صلاح قوه قضاییه در این است که اولین تغییرات دوران جدید، دادستان کل کشور {محمد‌جعفر منتظری} باشد.»

اشتری ادامه داد: «نمی‌شود حرف از تحول در قوه قضاییه در مبارزه با فساد زد و ایشان {منتظری} سرجایش مانده باشد.»

این فعال جنبش عدالت‌خواهی محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور را به طور تلویحی متهم به حمایت از یکی از فرزندانش به نام «حسین منتظری» کرده که از قِبَلِ این حمایت‌ها توانسته است پروژه‌های میلیاردی از قوه قضاییه بگیرد.

آن‌طور که اشتری نوشته، حسین منتظری با «سینا کمال‌خانی»، یکی از نامزد‌های پیروز در انتخابات اخیر مجلس از حوزه انتخابیه تفرش شراکت اقتصادی داشته است.

در پی افشای جعلی بودن مدرک تحصیلی سینا کمال‌خانی، او از حضور در مجلس آینده بازماند که همین مساله در روز‌های اخیر جنجال‌های فراوانی به همراه داشت.

یکی از این جنجال‌ها هم مربوط به ارتباط این نامزد محافظه‌کار با حسین منتظری بود که قوه قضاییه و دادستان کل کشور با وجود برخی اسناد، تاکنون حاضر به توضیح در این‌باره نشده‌اند.

«هنگامه شهیدی»، روزنامه‌نگار زندانی، یکی دیگر از کسانی است که به تازگی، پس از مرخصی از زندان، فیلم‌هایی در خصوص فساد برخی از قضات و مقام‌های قوه قضاییه منتشر کرده و از رئیسی خواسته است پرونده این افراد را پی‌گیری کند.

شهیدی به طور خاص از «ابوالقاسم صلواتی»، قاضی و رییس شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی و دادرس علی‌البدل دادگاه‌های عمومی تهران به عنوان یکی از مقام‌های فاسد قضایی نام برده است که با «احمد‌رضا محمدولی گودرزی» شراکت مالی و اقتصادی دارد.

نام احمدرضا گودرزی در سال‌های اخیر به عنوان خیری ثروتمند در ایران بر سر زبان‌ها افتاده است که گفته می‌شود ارتباط وسیعی با گروهی از مدیران و قضات در قوه قضاییه دارد.

این روزنامه‌نگار هم در همین رابطه از حفاظت قوه قضاییه خواسته است روابط پنهان، فساد مالی و تبانی ضدامنیتی صلواتی با گودرزی و میزان سرمایه‌گذاری‌های کلان اقتصادی آن‌ها در کشور انگلستان را پی‌گیری کند.

به گفته شهیدی، قاضی صلواتی در سال ۱۳۸۸ با حکم صادق لاریجانی رییس شعبه ۱۵دادگاه انقلاب شد و همان سال هم احمدرضا گودرزی را از کشور فراری داد تا حکم بازداشت او مشمول مرور زمان شود.

این روزنامه‌نگار زمانی که در مرخصی به‌سر می‌برد، فیلم‌هایی هم درباره فساد گروهی از اصلاح‌طلبان منتشر کرده و از قوه قضاییه خواسته بود به فساد آن‌ها نیز رسیدگی کند.

شهیدی در پی این افشاگری‌ها، فیلم دیگری منتشر کرد و گفت باند‌های فساد در قوه قضاییه تلاش می‌کنند مرخصی او تمدید نشود و وی هرچه سریع‌تر به زندان بازگردانده شود تا افشاگری‌هایش بیشتر از این ادامه نیابد. حدود ۱۸ روز پیش هم همین اتفاق افتاد و قوه قضاییه با تمدید نکردن مرخصی وی، منجر به بازگشت دوباره شهیدی به زندان شد.

قوه قضاییه دوران ابراهیم رئیسی با مجموع این افشاگری‌ها، درخواست‌ها و انتقاد‌ها، حالا در موقعیتی قرار گرفته است که باید درباره آن‌ها توضیحاتی ارایه کند.

«محمدباقر الفت»، معاون اجتماعی و پیش‌گیری از وقوع جرم قوه قضاییه البته در این‌باره اشاراتی داشته و گفته است: «مبارزه با فساد نیازمند سازمان‌دهی و سازمان یافتگی است.»

این اظهارات در واقع اعترافی غیرمستقیم مبنی بر این واقعیت است که فساد چنان جمهوری اسلامی را آلوده کرده است که هیچ نهاد و سازمانی به تنهایی توان مبارزه با آن را ندارد و هیچ نشانه روشن و عملی هم برای مبارز به این پدیده در نظام دیده نمی‌شود.

No responses yet

Apr 28 2020

استیصال فیفا از جدیدترین فساد فدراسیون مهدی تاج؛ شرکت ابدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

ایران وایر: «حامد اسماعیلیون»، نویسنده و دندان‌پزشک ایرانی که همسر و دخترش را در سقوط هواپیمای اوکراینی از دست داد در مصاحبه بهمن‌ماه خود با شبکه بی‌بی‌سی فارسی گفت: «جمهوری اسلامی واژه‌ها را به فساد کشیده است.»

«محسن صفایی‌فراهانی»، رییس اسبق فدراسیون فوتبال و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پایان دولت «محمود احمدی‌نژاد» گفت: «آنچه در هشت سال اتفاق افتاد، غارت بود، نه فساد اقتصادی.»

حالا این دو را که کنار هم بگذاریم و در سطور بعد قدم بزنیم، درک می‌کنیم که چگونه «مهدی تاج»، رییس مستعفی فدراسیون فوتبال ایران و بازنشسته سپاه پاسداران، واژه «غارت» را هم به «فساد» کشید.

این یک مقدمه نیست؛ فقط تلاشی است برای فهم بهتر آنچه طی چهار سال اخیر در فدراسیون فوتبال ایران اتفاق افتاد. چنگ زدن به دو جمله بازمانده از دو چهره تاثیرگذار اقتصادی و مدنی ایران.

شرکت موازی

وب‌سایت خبری «تابناک» خبر داده است که فدراسیون فوتبال ایران در مهر ۱۳۹۸ و تنها چند ماه مانده به پایان ریاست مهدی تاج، اقدام به تاسیس و ثبت شرکتی خصوصی با عنوان «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال»، البته خارج از تشکیلات این فدراسیون کرده بود. تابناک این شرکت را محصولی از ترکیب شدن مدیران داخل و خارج از فدراسیون فوتبال نامید، اما اشاره‌ای به جزییات نکرد.

پیش از هر چیز، این شرکت را بشناسیم. «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال» روز هفدهم مهرماه سال گذشته به ثبت رسیده است. ساختمانی که از آن به ثبت رسیده را تقریبا می‌شناسیم؛ محله آرارات، خیابان ماهتاب، کوچه آفتاب، پلاک ده. جایی که سال‌های ابتدایی و میانی دهه هشتاد خورشیدی، برخی از جلسات خصوصی مدیران باشگاهی فوتبال ایران در آن برگزار می‌شد.

در سند ثبت این شرکت، از نام «اولین مدیران» به جای «موسسین» یا «مدیران» استفاده شده است. «صادق درودگر» رییس کنونی سازمان اقتصادی لیگ فوتبال ایران، «محمود اسلامیان» عضو هیات‌رییسه فدراسیون فوتبال و مشاور ارشد رییس سابق این فدراسیون و از همه جالب‌تر «اسماعیل خلیل‌زاده کلنگستانی» عضو و رییس هیات مدیره باشگاه استقلال به‌عنوان نخستین مدیران این سازمان معرفی شده‌اند.

شرح وظایفش، دربرگیرنده تمامی تخلفات ممکن برای فدراسیون فوتبال ایران است. شرکت «گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال» با شرح وظایفی که برای خود در زمان تاسیس و ثبت رسمی آن تعریف کرده، تمامی دارایی‌های فوتبال ایران را به‌صورت کامل و انحصاری می‌بلعد. دقت کنید؛

«انجام کلیه خدمات امور مربوط به عقد قرارداد‌های مربوط به حامی مالی و برندینگ، فعالیت‌های محیطی در ورزشگاه‌های محل برگزاری فوتبال، تولید محتوا، شبکه‌های ارزش‌افزوده تخفیف و اعتباری فروشگاه‌های فیزیکی و مجازی (اقلام هواداری و مصرفی، رفاهی و تفریحی، پزشکی و خدماتی) باشگاه هواداران وفادار و هواداری فوتبال، اپلیکیشن‌ها در حوزه فوتبال و کمک‌های هواداری، اسپانسری توپ، البسه و تجهیزات مربوط به حوزه فوتبال، چمن طبیعی و مصنوعی، فعالیت‌های محیطی محوطه و پیرامون دور زمین فوتبال در قالب مقررات فدراسیون و سازمان لیگ، تولید محصولات با برند فدراسیون، کالا‌ها یا نماد فوتبال و بالون محصولات مجاز طبق قوانین و مقررات، بهره‌برداری از عناوین خاص حامی، حامی رسمی و ویژه لیگ به‌منظور جذب اسپانسر، قرار دادن استند معرفی حامی مالی در محوطه ورودی ساختمان لیگ فوتبال، کلیه فضا‌های فعالیت‌های محیطی مربوط به جایگاه و مراسم و برنامه اهدا کاپ قهرمانی لیگ برتر و جام حذفی و سوپر لیگ‌ها، سامانه پیامکی و باشگاه وفاداری هواداران سازمان لیگ فوتبال و یا حمایت از لیگ فوتبال باشگاهی کشور، برگزاری مراسم‌ها، همایش‌ها و کارگاه‌های آموزشی سازمان لیگ، حضور چهره‌های فوتبالی بین‌المللی و تیم‌های صاحب‌نام خارجی برای حضور و برگزاری مسابقات، انتخاب برترین‌های هر هفته مسابقات لیگ برتر و دسته اول باشگاه‌های کشور و اهدای جوایز به آن‌ها از سوی اسپانسر‌ها، انتخاب برترین تماشاگران با پیشنهادهای فرهنگی و انتخاب برترین تماشاگران با شرکت در مسابقات گفت‌وشنود هواداری در سایت سازمان.»

در حقیقت فدراسیونی که مهدی تاج ریاست آن را برعهده داشت، حتی یک راه‌آب باریک برای از دست دادن یک ریال از درآمدهای ممکن در فوتبال ایران باقی نگذاشت.

به‌صورت نمونه، حتی پیامکی که شما به‌عنوان هوادار استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی یا سپاهان برای تیم‌های محبوب خود ارسال می‌کنید، زیر چتر این شرکت «هم» قرار خواهد گرفت. درصدی از آن در جیب مدیرانی می‌رود که این شرکت را به‌صورت غیرقانونی ثبت کرده‌اند.

پیش‌زمینه‌های مدیریت تاج

برای آن‌که کمی مدیریت استعماری مهدی تاج در فدراسیون فوتبال ایران را بهتر بشناسیم، باید دو تخلف ویژه او در قراردادهای حق پخش فوتبال ایران را مرور کنیم. اول، بخشیدن حق پخش تلویزیونی فوتبال ایران به سازمان صداوسیما و دوم، قرارداد غیرقانونی فدراسیون فوتبال با «موسسه فرهنگی دیجیتال رسانه گستر فراکاو» در آبان‌ ۱۳۹۸.

دومین قرارداد به این لحاظ غیرقانونی بود که فدراسیون فوتبال، بدون فراخوان و اعلام مناقصه، اقدام به واگذاری حق پخش مجازی رقابت‌های فوتبال ایران را شرکتی کرد که یکی از زیرمجموعه‌هایش سایت «ورزش سه» است. همان زمان سایت «ورزش سه» به‌عنوان مهم‌ترین حامی رسانه‌ای مهدی تاج، با تیتر «گام بزرگ به سمت استانداردهای فیفا» به استقبال این قرارداد رفت و مدعی شد که این عقودت، خطری را متوجه ممنوعیت صداوسیما برای حق پخش تلویزیونی نخواهد کرد. مسلما این عقودت که رقم آن حتی در برگه قرارداد هم ذکر نشده بود، مهدی تاج و فدراسیونش را بیش از قبل زیر سایه حمایت دو رسانه صداوسیما و این سایت قرار داد.

هیچ نهاد نظارتی یا قضایی هم به این اتفاق ورود نکرد. فدراسیون فوتبال ایران پیش‌ و پس از چنین قراردادهایی و در ناپدید کردن قریب به ۷۰ میلیارد از درآمدهای خود از فیفا، از هرگونه حسابرسی در امان بود.

تضادهای قانونی با تمام قوانین و اساسنامه‌ها

گروه اقتصادی فدراسیون فوتبال از دو عضو کنونی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و یک مدیر بالارتبه باشگاهی ایران تشکیل شده است. قوانین فدراسیون جهانی فوتبال هرگونه «تداخل منافع» مدیران، مربیان، کارگزاران و بازیکنان فوتبال باهم در فضایی خارج از چارچوب‌های فوتبال را به‌شدت ممنوع می‌کند.

دلیلش، تلاش برای جلوگیری از «مچ ‌فیکسینگ» یا به عبارتی جلوگیری از تبانی‌های احتمالی است. شراکت‌های اقتصادی مدیرانی که باهم تضارب منافع دارند در فدراسیون جهانی فوتبال ممنوع شده تا از «پول‌شویی»، «تبانی» و «ایجاد باندهای شرط‌بندی» جلوگیری شود.

به‌صورت نمونه، «هربرت هاینر» مدیر باشگاه بایرن‌مونیخ با «فریتز کلر» رییس فدراسیون فوتبال این کشور، نمی‌توانند در یک شرکت اقتصادی و موازی با فدراسیون فوتبال آلمان سهیم باشند. در صورتی اثبات چنین شراکتی، به‌صورت قطع با دولت آلمان با هر دو مدیر برخورد قضایی و فدراسیون جهانی فوتبال نیز فوتبال آلمان را در آستانه محرومیت‌های جدی قرار خواهد داد.

یعنی حضور اسماعیل خلیل‌‌زاده به‌عنوان ارشدترین مقام ماه‌های اخیر باشگاه استقلال در کنار دو مدیر بالارتبه فدراسیون فوتبال غیرقانونی است.

اما صادق درودگر و محمود اسلامیان هم برای راه‌اندازی این شرکت منع قانونی دارند. مدیرانی که در فدراسیون فوتبال یا سازمان لیگ یک کشور فعالیت می‌کنند، اجازه ایجاد بنگاه‌های تجاری مستقل که به‌صورت موازی با فدراسیون‌ همکاری می‌کند را ندارند. همچنین این مدیران از هرگونه فعالیت‌ با بنگاه‌های شرط‌بندی هم منع شده‌اند. همکاری اقتصادی با شرکت‌های تجاری و اسپانسرهای فدراسیون‌های عضو فیفا به‌صورت مستقل ممنوع شده است. دلیلش بازهم به احتمال تبانی در قراردادها برمی‌گردد.

اما مهم‌ترین سوال اینجاست که وقتی هم فدراسیون فوتبال و هم سازمان لیگ فوتبال ایران، در چارت اداری خود «کمیته اقتصادی» را تعریف کرده‌اند چرا باید یک شرکت «موازی» به درآمد بیش از ۳۰ میلیارد تومان در ماه این فدراسیون ورود پیدا کند؟

در اساسنامه فدراسیون فوتبال، هیچ امکانی برای تشکیل سازمان‌هایی با این عناوین وجود ندارد. فعالیت تیم‌های ملی طبق ماده ۴۳ اساسنامه باید زیر نظر کمیته فنی انجام شود و فعالیت‌های اقتصادی فدراسیون نیز مطابق ماده ۵۳ این اساسنامه به‌صورت کامل در اختیار کمیته بازاریابی است.

برای درک بهتر، سراغ فدراسیون جهانی فوتبال رفتیم. برای فیفا نوشتیم که «فدراسیون فوتبال ایران طی ۱۰ سال گذشته چنین نهادهای خصوصی موازی را برای اداره لیگ برتر ایران، فوتسال و تیم‌های ملی راه‌اندازی کرده است. حالا هم به نظر می‌رسد جدیدترین نهاد خصوصی وظیفه هماهنگی و همکاری مستقیم با «سازمان اقتصادی» را برعهده دارد؛ یعنی وظیفه تامین بودجه و تامین اسپانسرهای مالی. کاری که پیش‌ازاین توسط اداره بازاریابی و کمیته خود فدراسیون انجام می‌شد. همین‌طور باید تاکید کنم که اعضای این شرکت خصوصی، اشخاصی حقیقی با مسئولیت‌های موازی اعضای هیات مدیره فدراسیون هستند. همه آن‌ها نزدیکان رئیس پیشین فدراسیون فوتبال یعنی مهدی تاج به‌حساب می‌آیند.»

از فیفا خواستیم به ما بگوید که آیا این شرکت به‌صورت قانونی ثبت‌شده و آیا اعضای آن حق فعالیت هم‌زمان موازی در فدراسیون و باشگاه‌ها را هم دارند؟

پاسخی که فدراسیون جهانی فوتبال داد کوتاه بود. آن‌ها از ما خواستند «اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال» را مرور کنیم.

مرور نسخه جدید اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال و پیدا کردن فکت‌های جدید، یک روز زمان برد و «ایران‌وایر» به یک پاسخ روشن رسید. آنچه به دست آوردیم و برای فدراسیون جهانی فوتبال نوشتیم برای شما، پاسخ نهایی خواهد بود.

استیصال فدراسیون جهانی فوتبال

دوست عزیز.

شما از من خواسته بودید برای اطلاعات بیشتر در مورد تعهدات فدراسیون‌های عضو، به اساسنامه فیفا مراجعه کنم. من در حقیقت اساسنامه‌ فیفا را پیش از نگارش نخستین ایمیل، مطالعه کرده بودم. نکته ویژه برای من، ماده «۱۵.i» بود که در آن به‌وضوح یکی از تعهداتی فدراسیون‌های عضو را شرح می‌داد. ماده‌ای که تیتر آن «برای جلوگیری از تضاد منافع در تصمیم‌گیری» است.

این مورد (ماده ۱۵.i) یکی از موارد بسیار جدی بود که فدراسیون ایران طی سال‌های گذشته آن را نقض کرده است.

سوال من ساده بود و حالا ساده‌تر می‌پرسم که آیا ثبت یک شرکت موازی، با حضور اعضای فدراسیون فوتبال و یک کارگزار از باشگاه‌های فوتبال ایران، می‌تواند نقص کننده این بند از اساسنامه شما باشد؟

درعین‌حال لازم است به موارد زیر اشاره کنم؛

اول این‌که من می‌توانم از پاسخ شما این‌گونه فرض كنم كه تأسیس یك سازمان اقتصادی موازی فدراسیون فوتبال ایران، كه سهامداران آن مدیران خود فدراسیون هستند، مطابق ماده «۱۵.i» اساسنامه فیفا، مصداق بارز نقض «تضاد منافع» است.

دوم این‌که اگر فرض من اشتباه باشد، لطفا در اولین فرصت به من اطلاع دهید؛ زیرا من در حال نوشتن گزارشی هستم و مسلما گزارش خود را براساس این فرض مهم پایه‌گذاری می‌کنم. یعنی به وجود آمدن شکافی در تضاد منافع.

سوم این‌که اگر من پاسخی از فدراسیون جهانی دریافت نکنم، می‌توانم این فرضیه را برای خودم متصور شوم که اقدام فدراسیون با ماده موردنظر اساسنامه فیفا در تضاد کامل است.

چهارم این‌که اگر من را مجددا به اساسنامه فیفا ارجاع دهید، برای من روشن خواهد شد که شما تایید می‌کنید که دستاوردهای من از تحقیق مجدد روی اساسنامه فیفا دقیق بوده و فدراسیون عضو شما، دچار تخلف از بند موردنظر شده است.

لازم است یادآوری کنم که پیش‌ازاین هم در سال ۲۰۱۱ شرکتی موازی با همین مختصات ولی با حدود ۵ عضو راه‌اندازی شده بود. می‌توانم به‌صورت روشن به اعتراض «علی کریمی» بهترین بازیکن سال ۲۰۰۴ آسیا در یک برنامه تلویزیونی در فوریه سال ۲۰۱۸ اشاره کنم که به ناپدید شدن پول‌های فدراسیون فوتبال ایران توسط این شرکت‌ها اعتراض داشت.

من مشتاقانه منتظر دریافت پاسخ شما هستم.

ساعاتی بعد، پاسخی از فدراسیون جهانی فوتبال رسید؛ «دوست عزیز؛ ما با مهربانی و احترام، شما را به همان پاسخ قبل ارجاع می‌دهیم.»

این یعنی تایید بند چهارم پیام ما برای فدراسیون جهانی فوتبال؛ فدراسیون فوتبال و مهدی تاج، به‌صورت کاملا غیرقانونی، شرکتی را برای مصادره درآمدهای فدراسیون فوتبال ایران تاسیس کرده‌اند. فیفا به دلیل معذوریت‌های مشخص، قادر به تایید قطعی این مورد نیست. اگر تاییدش کند، باید بلافاصله با مهدی تاج و فدراسیون فوتبال به‌عنوان دو عضو زیرمجموعه‌ خود وارد چالش شود. اگر تاییدش نکند، اساسنامه خود را به‌صورت کامل نادیده گرفته است.

شرکت چرا ثبت شد؟

مهدی تاج هر آنچه در فوتبال ایران بود را به‌صورت یکجا و البته نامحدود می‌خواست. او دو بار با نامه‌نگاری‌های محرمانه‌اش با فیفا، ایران را در آستانه تعلیق قرار داد.­ اولی به دلیل دستور منع به‌کارگیری بازنشسته‌ها و دومی پس از استعفایش از ریاست فدراسیون فوتبال.

شرکت موردنظر و ابدی، تمامی درآمدهای قطعی فوتبال ایران چه در زمینه ملی و چه در بعد باشگاهی را در انحصار خودش درمی‌آورد. پس با جدایی تاج از فدراسیون، او بازهم صاحب درآمدهای اصلی فوتبال ایران خواهد بود. از پیامکی که شما به سامانه‌های هواداری می‌زنید تا فروش البسه و آگهی‌های محیطی و حق پخش تلویزیونی، همگی در ید قدرتش خواهد بود. رییس بعدی فدراسیون فوتبال هرکه باشد، پولی در بساط نخواهد داشت.

No responses yet

Aug 31 2019

مفاسد سرداران و روحانیون امنیتی؛ مورد محمود سیف

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

زیتون: در مجادله‌ای که بین دو قاضی‌القضات سابق و اسبق جمهوری اسلامی پیش آمده است، اگرچه تلویحاً، اما گوشه‌ای دیگر از کوه فساد نظام استبداد دینی حاکم بر ایران هویدا گشته است. آملی لاریجانی در نامه‌ی خویش به محمد یزدی می‌نویسد: «بنده سینه‌ام خزانه‌الاسرار اتهامات مجموعه‌ای از معاونان، قائم‌مقامان و آقازاده‌های مسئولان و شخصیت‌هاست و ظاهراً امروز هم هزینه ایستادگی در رسیدگی به آنها را می‌پردازم. اما نکته این است که آیا کسانی که امروز برای شفافیت و مبارزه با فساد سینه چاک می‌کنند و ماه‌ها برای دستگیری فردی که نه معاون بنده بوده و نه رئیس دفتر بنده، بلکه مدیر یکی از اجزاء حوزه ریاست تحت اشراف شخصی سالم، فاضل و شریف چون آقای خلفی بوده، فضاسازی کرده‌اند، آیا همین کار را برای آقای شریفی قائم‌مقام شهردار اسبق تهران و آقای سیف معاون اقتصادی اطلاعات سپاه و … کرده‌اند و فساد آنها را به آقای قالیباف و آقای طائب و دیگران سرایت داده‌اند؟ وااسفا از این ظلم و بی‌عدالتی و بی‌مروتی»

این پاراگراف به روشنی بیان می‌دارد که حجم و عمق فساد در میان مسئولین، معاونین و آقازاده‌های جمهوری اسلامی به قدری زیاد است که سینه‌ی شیخ صادق مخزن اسرار این مفاسد است که به دو نمونه‌ی آنها یعنی شریفی و سیف معاونین و مشاورین طائب و قالیباف اشاره می‌کند. ما نیز در سلسله یادداشت‌هایی از سیف شروع می‌کنیم و به معرفی برخی از سردمداران فساد در میان نظامیان و امنیتی‌ها و روحانیون می‌پردازیم.

محمود سیف
او حداقل سه هویت دارد. هویت اصلی‌اش محمد است. محمود هویت برداری است که در کودکی فوت شده و محمد با شناسنامه‌ی ابطال نشده‌ی وی برای خود هویت دیگری ساخته است. هویت سوم و البته اصلی‌ترین هویت وی محسن سجادی‌نیا است که در چند شرکت بزرگ و کوچک داخلی و خارجی سهام‌دار و عضو هیئت مدیره است. داستان محمود یا محسن یا محمد یا … از زمانی بروز و ظهور می‌یابد که شهرزاد میرقلی‌خان به عنوان بازرس ویژه‌ی رئیس وقت صدا و سیما آقای سرافراز، به بررسی برخی پرونده‌ها می‌پردازد. در این بررسی‌ها با نام همسر سابق خویش، محمود سیف مواجه می‌شود و یک انتقام شخصی از شریک عشقی تبدیل به افشای بزرگ‌ترین پرونده‌های فساد در بالاترین نهادهای نظامی، کشوری و امنیتی و … می‌شود.
محمود سیف چند سال پیش به همراه مجتبی ارگانی – معاون علی شمخانی در زمان وزارت دفاع دولت خاتمی– به خواستگاری شهرزاد میرقلی‌خان می‌روند. در این جلسه، ارگانی خود را برادر سیف معرفی می‌کند. شهرزاد دختر قاسم میرقلی‌خان است، کسی که در کوچه نفتی، خیابان بوعلیِ دزاشیب، همسایه هاشمی‌رفسنجانی بوده و او را، وقتی که در خانه‌ی خود ترور می‌شود! به بیمارستان می‌رساند. محمود و شهرزاد ازدواج می‌کنند و به بهانه‌ی ماه عسل به مسافرت می‌روند. در این مسافرت عاشقانه، محمود سیف به نام شهرزاد، معاملاتی نیز انجام می‌دهد. این معاملات چون مصداق دور زدن تحریم‌ها و تقویت تروریسم بوده‌اند، موجب دستگیری و زندانی کردن شهرزاد می‌شود. البته، شهرزاد وقتی گرفتار زندان در آمریکا می‌شود که از محمود سیف جدا شده است.


محمد (محمود سیف) و شهرزاد میرقلی‌خان

شهرزاد حدود ۵ سال در زندان‌های آمریکا تحمل کیفر می‌کند و با وساطت سلطان قاموس آزاد و به ایران بازمی‌گردد. به سفارش وزارت اطلاعات، وقتی که آقای سرافراز رئیس شبکه‌ی پرس تی‌وی است، به استخدام این شبکه درمی‌آید. با رئیس شدن سرافراز در صدا و سیما، بازرس ویژه می‌شود و به نام محمود سیف برمی‌خورد. قراردادهایی که سیف با صدا و سیما بسته است را زیرورو می‌کند تا با پیدا کردن کوچک‌ترین فسادی انتقامی هرچند کوچک از محمود سیف که او و دو دخترش را تا سرحد مرگ شکنجه‌ی روانی کرده بود گرفته باشد. اما ابعاد فساد سیف به قدری وسیع و عمیق بود که با بررسی‌ای سطحی نیز می‌توانست به انبوهی از آنها در قراردادهای صدا و سیما پی ببرد. مساله‌ی فسادهای مالی در صدا و سیما با برخی بزرگان نظام در میان گذاشته می‌شود. شهرزاد و سرافراز بی‌خبرند که مفسد اصلی در واقع اصلی‌ترین مقامات نظامی-امنیتی هستند تا اینکه اطلاعات سپاه شهرزاد را احضار و تهدید می‌کند که باید از ایران خارج شود، وگرنه به جرم جاسوسی ده سال روانه‌ی زندان می‌شود. شهرزاد موضوع را با سرافزار در میان می‌گذارد و به این نتیجه می‌رسند که باید از کشور خارج شود و دوباره به مسقط برگردد و با دختران دوقلویی که از همسر اولش دارد در کشور همسایه زندگی کند.


دیدار سرافراز و میرقلی‌خان در عمان

شهرزاد که ۵ سال سخت را در زندان‌های آمریکا گذرانده و با گَنگی از زنان زندانی درگیر شده بود که از تخت انداخته بودنش و دچار آسیب‌دیدگی شدید از ناحیه کمر و جاهای دیگر شده بود و … مسبب تمام این بدبختی‌ها را محمود سیف می‌دانست و به هر ترتیب قصد داشت که از این مهره‌ی فاسد سپاه و شهرداری انتقام بگیرد. با هماهنگی سرافراز حتی به بیت رهبری و دیدار با مجتبی خامنه‌ای هم رفت، اما نتیجه‌ای نگرفت. حال با سرافراز که رابطه‌ی عاطفی ( تاکید می‌کنم رابطه‌ی عاطفی و نه جنسی و …) عمیقی هم بین‌شان ایجاد شده بود به این نتیجه رسیده بودند که یک مستند در مورد مفاسد سپاه و سیف تهیه و پخش کنند. با امیر تاجیک مدیر شبکه‌ی مستند که کارمند وزارت اطلاعات و به صدا و سیما مامور شده بود، صحبت می‌کنند که این مستند را در شبکه‌ی مستند پخش کنند. اختلاف و رقابت بین وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه عاملی بسیار انگیزاننده برای تاجیک است. حالا مستندسازی می‌خواستند که جرات و جسارت ساخت چنین مستندی را داشته باشد. قرعه به نام یکی از بسیجی‌های بی‌کله و ترمز بریده‌ی شهرری می‌افتد. رضا گلپور چمرکوهی؛ نویسنده‌ی کتاب شنود اشباح و بسیاری مقالات و کتب پر سر و صدای دیگر. سرافراز پیشنهاد ساخت این مستند را به گلپور می‌دهد و او می‌پذیرد. قراردادی با صدا و سیما برای ساخت این مستند تنظیم و امضا می‌شود. شهرزاد و سرافراز به این نتیجه رسیده بودند که طائب عمیقاً در این مفاسد نقش دارد، اما تحقیقات گلپور در راستای تهیه مستند مذکور وی را به این نتیجه می‌رساند که این مافیای فساد به رهبری “طائب، قالیباف و شمخانی” اقدام می‌کند. گلپور متوجه می‌شود که محمد سیف با نام محسن سجادی‌نیا مشاور اقتصادی قالیباف و با نام محمود سیف مشاور اقتصادی اطلاعات سپاه (بخوانید طائب) است و در تمام فعالیت‌های‌شان با شمخانی و معاون او مجتبی ارگانی هماهنگ و همراه هستند. گلپور به مسقط می‌رود تا با شهرزاد گفتگو کند، اما در آنجا خبر استعفای سرافراز را می‌شنود، به این نتیجه می‌رسد که ساخت فیلم مستند متوقف است و به ایران برمی‌گردد. بعد از سرافراز امیر تاجیک نیز استعفا داد و از مدیریت شبکه مستند کنار رفت.


دیدار رضا گلپور و شهرزاد میرقلی‌خان در عمان

رضا گلپور اگرچه ساخت مستند را رها می‌کند اما، پیگیری مفاسد آقایان را رها نمی‌کند؛ با دفتر رهبری و ستاد کل نیروهای مسلح و افراد و نهادهای دیگر نظام نامه‌نگاری می‌کند و اسناد بسیاری از مفاسد سرداران سپاه، از جمله سیف و شریفی و مهردادی و محراب و … را برای آنها می‌فرستد. فضولی‌های گلپور کار دستش می‌دهد و وی را بنابر اعترافات محمدحسین رستمی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت می‌کنند. گلپور از اتهام جاسوسی تبرئه اما به اتهامات دیگری محکوم به ۲۸ سال زندان می‌شود که خود مقالی مستقل می‌طلبد.
باری؛ محمود سیف یا محسن سجادی‌نیا، به همراه عیسی شریفی، احمد وحیدی، مرتضی رضایی، مهدی سوادلو، مسعود مهردادی، قاسم رستمی، جمال آبرومند و … با ایجاد شرکت‌های مالی – نظامی، مجموعه‌ای مافیایی ساخته‌اند که اقتصاد ایران را به دست گرفته و کاسبان اصلی تحریم شده‌اند.

سیف برای فعالیت‌های مافیایی خود، همراه با دوستان و یارانش، اقدام به تاسیس چندین شرکت می‌کند. تجارت الماس مبین، باتیس‌سازان الماس، پیشرو فناوران الماس، پویا خدمات الماس، صنعت‌پردازان الماس، فناوران مبین خاور، توسعه ارتباطات جامع مبین، گروه خدماتی نگاه پایتخت، گروه توسعه اقتصاد آرکا، پردازش تصویر رایان، رسام نگار جاوید، پژوهشی تصمیم‌سازان امین مدیریت، مبین سازه پارند، نارا پروتئین ایرانیان، میعان انرژی رازی، افرا موتور، ایمن سیستم پرشیا، خدمات اول مبین صبا، افق افروز ایماء، دایا اقتصاد پارسیان، مبین تجارت فناور، آراتک پردیس، رسا تجارت مبین، همکاران راهپویان همتا، توسعه عمران رهاد، نماد سازه جنوب، صنعتی و بازرگانی آوای شرق توس، همراه سیر فردیس، پردیس سبز ملل، صنایع فلزی ایران، نماسازه آرکا، ارتباطی ضحی کیش مجموعه‌ی این شرکت‌هاست. شرکت‌هایی که در حوزه‌ی صنعت ساختمان تا مخابرات و الماس و تولید کارت‌های هوشمند و … فعالیت دارند و تاکنون میلیاردها دلار گردش مالی‌شان بوده است.
سجادی‌نیا یا سیف به عنوان عقل منفصل طائب و قالیباف، با مدیریتی که بر شرکت‌های مذکور داشته، با هماهنگی این دو، فسادهای گسترده‌ای را برنامه‌ریزی و انجام داده‌اند. اولین بار شاید با پرونده بوستان مادر بود که نام یکی از مجموعه شرکت‌های مافیایی بر سر زبان‌ها افتاد. توافقی که بین سیف (بخوانید طائب) و شریفی ( بخوانید قالیباف) انجام شد و بوستان مادر تغییر کاربری داده و به شرکت مبین سازه پارند به ثمن بخس واگذار شده بود. ابعاد فساد اما بزرگ‌تر و وسیع‌تر از اینهاست، حتی بزرگ‌تر از جعل پول‌هایی است که آمریکا به بهانه‌ی آن سیف را تحریم کرده است. مساله‌ی اصلی رابطه‌ی ارگانیکی است که بین مجموعه‌ای از شرکت‌هایی که نظامی – امنیتی‌ها تاسیس کرده‌اند و مبتنی بر آن به غارت مردم و نابودی منافع ملی پرداخته‌اند. هدف ما نیز کشف و افشای این رابطه‌ی ارگانیک است. در ادامه به موارد مجتبی ارگانی و حسن رعیت می‌پردازیم.

*نام نویسنده محفوظ است.

فایل صوتی افشاگری رضا گلپور از زندان اوین

No responses yet

Aug 16 2019

گره پیچیده «پرونده فساد» مدیران بانک مرکزی؛ سالار آقاخانی کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: عدم حضور سالار آقاخانی، متهم ردیف اول پرونده فساد مدیران بانک مرکزی، در جلسات دادگاه به یک پرسش جالب توجه و پیچیده تبدیل شده است.

در حالی که رسانه‌ها در دو روز گذشته خبر داده بودند که او همراه با سه نفر دیگر از متهمان این پرونده (میلاد گودرزی، منصور دانش‌پور و علی آروند) از ایران خارج شده‌ است، وکیل سالار آقاخانی به وب‌سایت خبرآنلاین گفته است او نه تنها «فراری نیست بلکه با واحدها و یگان‌های خاصی همکاری می‌کند».

روزنامه «شرق» روز چهارشنبه ۲۳ مرداد در گزارشی نوشته است که آقاخانی ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ از فرودگاه «امام خمینی» به شهر نجف در عراق رفته است. وب‌سایت خبرآنلاین هم پیش از این نوشته بود که «این متهم» تمام اموالش در ایران را فروخته و سپس از کشور خارج شده است.

نخستین جلسه این پرونده ۱۳ مهرماه به صورت علنی برگزار شد و بر اساس تصاویر دادگاه فقط پنج نفر در آن حضور داشتند. جلسات دوم و سوم دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شده است.

متهم ردیف اول کیست؟

سالار آقاخانی متولد ۱۳۷۰ است و تصویر و سابقه‌ای از فعالیت‌های او وجود ندارد ولی گزارش‌هایی درباره فعالیت ارزی او از طریق بانک مرکزی در طول چهار سال گذشته وجود دارد.

نام سالار آقاخانی قبلاً در یک پرونده اخلال در ارز که چهره‌های اصلی آن وحید مظلومین و محمد سالم بودند، مطرح شده بود. در این پرونده که مربوط به زمستان ۱۳۹۶ است، محمد سالم ۲۴ میلیارد تومان برای خرید و فروش ارز به حساب سالار آقاخانی واریز کرده بود و گفته شد که آقاخانی اطلاعات خرید و فروش ارز را به وحید مظلومین می‌داده است.

در گزارشی که تلویزیون حکومت ایران از روند دادگاه پخش کرد، هنگامی که تصویر رسول سجاد، مدیر سابق اداره بین‌الملل بانک مرکزی نشان داده می‌شود، نام سالار آقاخانی ذکر می‌شود و همین سبب شد که تصویر آقای سجاد به اشتباه به عنوان تصویر آقاخانی در برخی رسانه‌ها منتشر شود.

همچنین در شبکه‌های اجتماعی تصاویر فردی به نام رسول آقاخانی منتشر شده که یکی از نمایندگان شرکت «اطلس جت ایرانیان» بوده و تا سال ۱۳۹۵ در این شرکت که نمایندگی هواپیمایی اطلس جت ترکیه در ایران را بر عهده داشته، سهامدار بوده است. با این حال، گفته می‌شود این فعال اقتصادی تشابه اسمی با رسول آقاخانی، دلال ارز، دارد.

احمد عراقچی، معاون سابق ارزی بانک مرکزی ایران و برادرزاده عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه ایران، مشهورترین متهم پرونده مدیران بانک مرکزی است.

احمد عراقچی، معاون سابق ارزی بانک مرکزی ایران و برادرزاده عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه ایران، مشهورترین متهم پرونده مدیران بانک مرکزی است.

ماجرا چیست؟

پاییز سال ۱۳۹۶ با افزایش التهاب‌های ارزی، بانک مرکزی ایران در ۲۸ مرحله اقدام به توزیع حدود ۱۶۰ میلیون دلار و ۲۰ میلیون یورو کرد تا بتواند قیمت ارز را کنترل کند. این اقدامات با همکاری معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات انجام شده است.

بانک مرکزی ایران این میزان ارز را در میان ۱۰ صرافی توزیع کرده ولی سالار آقاخانی که خود را نماینده صرافی بانک انصار وابسته به بنیاد تعاون سپاه معرفی می‌کرده، موفق شد که به عنوان صراف اصلی ۱۴۰ میلیون دلار از بانک ارزی برای فروش در بازار ارز دریافت کند.

صرافی بانک انصار که وابسته به بنیاد تعاون سپاه است، در نامه به دادگاه همکاری با سالار آقاخانی را رد کرده ولی برخی منابع مطلع از این پرونده به روزنامه شرق گفته‌اند مدارکی دارند که نشان می‌دهد او سال ۱۳۹۵ به عنوان کارگزار و نماینده صرافی بانک انصار معرفی شده بود.

سالار آقاخانی از دریافت و جابه‌جایی این میزان ارز، ۳۳۱ میلیون تومان سود دریافت کرده بود ولی پس از بازداشت این پول را برگرداند.

اقدامات بانک مرکزی در آن دوران تأثیر محدودی بر کنترل قیمت ارز داشت و پس از هرج و مرج در قیمت ارز، برخی فعالان بازار ارز از جمله سالار آقاخانی در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ بازداشت شدند. با این حال او ۲۶ اسفند همان سال با سپردن وثیقه پنج میلیارد تومانی آزاد می‌شود. علت آزادی او گزارش بانک مرکزی مبنی بر قانونی بودن فعالیت‌های آقاخانی اعلام شده است.

در همان دوران، دستگاه قضایی مجدداً اقدام به تحقیق درباره آقاخانی می‌کند و ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ دوباره او را همراه با احمد عراقچی، معاون سابق بانک مرکزی بازداشت می‌کند.

بازداشت آقاخانی چندماه طول نمی‌کشد و اسفند همان سال با وثیقه ۱۵میلیارد تومانی آزاد می‌شود و پس از این آزادی، شایعه خروجش از کشور قوت می‌گیرد.

در جلسه اول رسیدگی به پرونده مدیران بانک مرکزی که ۱۳مرداد برگزار شد و ۹ متهم دارد، پنج نفر بیشتر حضور نداشتند. در این جلسه نماینده دادستان اعلام کرد که سالار آقاخانی با قید وثیقه آزاد است. او در این جلسه به علت عدم حضور برخی متهمان در دادگاه اشاره نکرد.

اتهامات مبهم

اتهام سالار آقاخانی در دادگاه قاچاق عمده ارز به میزان ۱۵۹ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و بیش از ۲۰ میلیون یورو و پرداخت رشوه به میزان ۱۱۸ هزار دلار و همچنین ۶۲ میلیون تومان اعلام شده است.

این اتهامات اندکی گیج‌کننده به نظر می‌رسند:

ابهام اول: نماینده دادستان گفته است که متهمان پول خرید ارزها را به بانک مرکزی پرداخت کرده ولی ارزها پس از خرید از کشور خارج شده‌اند. او شواهدی در این زمینه ارائه نکرده است.

ابهام دوم: مجموع رشوه‌های داده شده از سوی سالار آقاخانی بر اساس قیمت روز دلار حدود ۵۰۰ میلیون تومان بوده است. با توجه به اینکه مجموع رشوه‌های پرداخته از سود سالار آقاخانی بیشتر است، مشخص نیست او با چه انگیزه‌ای این رشوه‌ها را پرداخت کرده است. نماینده دادستان گفته سالار آقاخانی قصد دریافت مجوز صرافی و گسترش فعالیت داشته است.

ابهام سوم: در این پرونده، دو نام دیگر در کنار سالار آقاخانی مطرح هستند و برخی رسانه‌ها با اشاره به این اسامی، از سیاسی بودن پرونده خبر داده‌اند. نفر اول سید احمد عراقچی، معاون بانک مرکزی است که برادرزاده عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت خارجه ایران است. بر اساس کیفرخواست، آقای عراقچی در خارج از ساعات اداری با سالار آقاخانی همکاری محرمانه داشته و با تنظیم گزارش‌های خلاف واقع، دستگاه قضایی را در روند رسیدگی به این پرونده فریب داده است.

نفر دوم، میثم خدایی، مشاور محمد نهاوندیان، معاون اقتصادی حسن روحانی است. آشنایی آقاخانی و عراقچی از شهریور ۹۶ آغاز شده و بر اساس کیفرخواست، میثم خدایی رابط بین سالار آقاخانی و احمد عراقچی بوده است. آیا عدم حضور سالار آقاخانی در دادگاه به این خاطر است که او می‌دانسته که قرار است در این پرونده قربانی یک جدال سیاسی شوند که حاضر به حضور در دادگاه نشده‌اند؟

ابهام چهارم: نماینده دادستان در جلسه اول دادگاه گفته است که پس از گزارش زمستان ۱۳۹۶ که منجر به آزادی سالار آقاخانی شد، تحقیقات دیگری صورت گرفته و منجر به بازداشت او شده است. مشخص نیست که چرا آقاخانی دوباره آزاد شده است؟

ابهام پنجم: وزارت اطلاعات تأیید کرده که در جریان ۲۸ مرحله‌ای که سالار آقاخانی ۱۴۰میلیون دلار ارز را دریافت کرده، نماینده این وزارتخانه در شش جلسه حضور داشته است. این وزارت‌خانه پس از بازداشت سالار آقاخانی هم توضیحاتی به دستگاه قضایی مبنی بر اینکه این شبکه تحت نظر نهادهای امنیتی برای کنترل بازار ارز فعالیت می‌کند، داده بود.

آیا این سوابق نشان‌دهنده پیوند یا اعتماد وزارت اطلاعات یا یک چهره امنیتی با سالار آقاخانی و کمک آنها به خروج او و اعضای تیمش از کشور است؟ آیا اظهارات وکیل سالار آقاخانی مبنی بر همکاری او با «نهادهای خاص»، نشان‌دهنده یک پشت‌پرده امنیتی در این پرونده است؟

پاسخ به این پرسش‌ها با توجه به غیرعلنی شدن برگزاری دادگاه دشوار شده است ولی این وضعیت پیچیده و پر از سوال و ابهام، تصویری دقیق از وضعیت رسیدگی و مبارزه با فساد در ایران است.

No responses yet

Aug 12 2019

حسن میرکاظمی؛ تاجر بسیجی که مفسد اقتصادی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سیاسی


رادیوفردا: غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه ایران هفته گذشته گزارش‌ها درباره بازداشت حسن میرکاظمی معروف به حسن رعیت را تأیید کرد. خبر بازداشت او نخستین بار ۱۵مرداد در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود.

بنابر روایت‌ یک عضو حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت، میرکاظمی در «باغ شخصی‌اش به همراه ۱۷ قلاده ببر» بازداشت شده است. باغ وحشی در جاده کرج که به «بهشت گمشده» مشهور است و یک پاتوق پر رفت و آمد محسوب می‌شود.

پاتوق حسن میرکاظمی که سال ۱۳۹۱ از سوی سایت بازتاب به عنوان «تاجر بسیجی» معرفی شد، محدود به همین باغ نبوده و او یک باشگاه ورزشی هم داشته و با رفقای نزدیک در آنجا دور هم جمع می‌شدند.

تصویر اول؛ رفقای مداح

«هیئت ثارالله مسجد امام الهادی» محله شمس‌آباد که بیست سالی عمر دارد، از پرمشتری‌ترین هیئت‌های عزاداری تهران است. بسیاری از کسانی که در سال‌های گذشته در ایام محرم به این هیئت رفته‌اند، حتماً یک مرد میانسال مو جوگندمی را دیده‌اند که شال سبز بر گردن یا پیچیده دور سر نزدیک به مداحان نشسته و بر سر و سینه می‌زند. او سید حسن میرکاظمی است، از اعضای قدیمی پایگاه بسیج الهادی همان منطقه و اسپانسر مراسم‌های مذهبی هیئت ثارالله.

حسن میرکاظمی در کنار محمود کریمی؛ داستان هفت‌تیرکشی آنها در یک ماجرای تصادف اتومبیل جنجالی شد.

حسن میرکاظمی در کنار محمود کریمی؛ داستان هفت‌تیرکشی آنها در یک ماجرای تصادف اتومبیل جنجالی شد.

هیئت ثارالله و حسن میرکاظمی ده سالی است که میزبان دو مداح مشهور تهران در ایام محرم است؛ محمود کریمی و محمدرضا طاهری. این روزها همزمان با خبر بازداشت میرکاظمی، فیلمی از حضور این دو مداح در یک باشگاه ورزشی به همراه حسن میرکاظمی منتشر شده است.

محمود کریمی، دوستی بیشتری با میرکاظمی دارد و حاشیه‌های قدیمی‌تری هم دارند. مشهورترین حاشیه آنها به نیمه‌شب ۵ دی‌ماه ۱۳۹۲ باز می‌گردد که وقتی در اتوبان بابایی تهران با خودرویشان در حال حرکت بودند، با یک خودروی ۲۰۶ تصادف کردند و پس از درگیری با صاحبان خودرو، اقدام به هفت‌تیر کشی کردند و ۵ تیر به ماشین پژو شلیک کردند. آن زمان وب‌سایت آینده در گزارشی نوشت که احتمالا هفت‌تیر متعلق به حسن میرکاظمی بوده ولی مسئولیتش را متوجه محمود کریمی کردند تا ماجرا راحت‌تر جمع و جور شود.

داستان هفت‌تیر کشی محمود کریمی و حسن میرکاظمی، دو تصویر مشابه دیگر هم دارد. تصویر اول مربوط به کشاکش روزهای سرکوب پس از انتخابات است که حسن میرکاظمی هفت‌تیر به کمر دارد و سوار بر موتور در خیابان‌های تهران جولان می‌دهد. بابک زنجانی گفته است او در آن دوران پلیس بوده و برای دفاع از کشور انجام وظیفه می‌کرده و «برای جان مردم روی موتور این‌ور آن‌ور می‌دوید» ولی سایت بازتاب نوشته که میرکاظمی «هیچ مسئولیت انتظامی نداشته و به صورت خودسرانه و بدون مجوز از اسلحه در برابر معترضان استفاده کرده است».

تصویر دیگر را نیز سایت بازتاب اسفند ۱۳۹۱ منتشر کرد. زنجانی و میرکاظمی در جریان سفر تاجیکستان به ترکیه، سوار بر جت شخصی بابک زنجانی بودند و اسلحه همراه داشتند. این تصویرها اما هیچگاه منجر به توضیح مقام‌های مسئول درباره مسئولیت و مجوزهای حسن میرکاظمی نشد.

محمدرضا طاهری (نفر اول از سمت چپ)، مداح مشهور و شریک حسن میرکاظمی.

محمدرضا طاهری (نفر اول از سمت چپ)، مداح مشهور و شریک حسن میرکاظمی.

اما محمدرضا طاهری هم سال‌هاست که یک شرکت تاسیس کرده با اسم «لوح مهراندیش خام»، به شماره ثبت ۳۲۰۶۲۷. کار شرکت از سال ۱۳۸۷ شروع شد و در زمینه صادرات و واردات و «تولید و ساخت انواع لوح فشرده خام» محوز فعالیت داشت. شرکت «لوح مهراندیش خام» که قبلا دفترش در مرکز تهران، حوالی میدان انقلاب بود، سه سالی است که که دفترش را منتقل کرده شمال شهر، میدان آرژانتین. دو عضو جدید هم به هیات مدیره شرکت اضافه شده‌‌اند: سید حسن میرکاظمی، به عنوان رئيس هیات مدیره و سید مسعود میرکاظمی، وزیر نفت دولت احمدی‌نژاد و رئيس کمیته طرح و برنامه ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی به عنوان مدیرعامل شرکت.

تصویر دوم؛ بدهکار میلیون دلاری

شرکت دنیای فلز سال ۱۳۴۰ در کیلومتر ۱۹جاده مخصوص کرج، در زمینی به مساحت ۶۵هزار متر مربع توسط خانواده وکیلی تاسیس شد. این شرکت که قبل از انقلاب ۵۷ از واحدهای موفق در تولید لوله و پروفیل بود، پس از انقلاب مانند بسیاری دیگر از واحدهای تولیدی به تملک حکومت درآمد. این شرکت مصادره‌شده حدفاصل سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ تحت عنوان خصوصی‌سازی به خانواده میرکاظمی واگذار شد. روح‌الله و حسن میرکاظمی، دو چهره اصلی شرکت در عرض چند سال کار شرکت را توسعه دادند،‌ ۴ شرکت جدید راه‌اندازی کردند و به بازار صادرات وارد شدند.

حسن میرکاظمی برای توسعه شرکت دنیای فلز و شرکت‌های وابسته‌اش سراغ بانک کشاورزی رفت. بانک کشاورزی ۱۵ آذر ۱۳۸۷ اعلام کرد که شرکت‌های میرکاظمی ۱۷۵میلیارد تومان به این بانک بدهکارند و شش ماه است که هیچ وجهی برای جبران بدهی‌ نپرداخته‌‌اند. ۱۷۵ میلیارد تومان به قیمت دلار آن زمان، حدود ۱۸۵میلیون دلار می‌شد. بانک کشاورزی همچنین گزارش داده بود که ۴۰درصد این مبلغ بدون وثیقه بوده و صرفاً با ضمانت میرکاظمی پرداخت شده است. این عبارت به خوبی قدرت نفوذ میرکاظمی را نشان می‌داد. برادران میرکاظمی مدیریت این شرکت را سال ۹۶ به چند نفر دیگر واگذار کردند و چند شرکت تازه در حوزه فولاد راه‌اندازی کردند تا موقعیت‌شان را به عنوان یکی از غول‌های موثر بازار فلزات ایران حفظ کنند و گزارشی هم درباره سرنوشت بدهی‌ها منتشر نشده است.

علاوه بر این، بهار امسال گروهی با عنوان عدالت‌خواهان در استان گلستان خبر دادند که میرکاظمی، ۳۷میلیون یورو از بانک مرکزی صادرات استان گلستان وام گرفته که کالا وارد کند ولی ارز را از کشور خارج کرده و کالا هم وارد نکرده است. این پرونده هم قدیمی است و گفته می‌شود سازمان بازرسی کل کشور چند سال قبل به آن وارد شده ولی تاکنون پولی برگشت داده نشده است.

به گفته زاکانی در این پرونده که میزان بدهی و سودش به ۱۵۰۰میلیارد تومان رسیده، با دخالت اکبر طبری، معاون اجرایی دفتر رئيس قوه قضاییه رأی به سود میرکاظمی صادر شده و بانک صادرات به پولش نرسیده است.

میرکاظمی در آن سال‌ها که بانک کشاورزی دنبال طلبش بود، در آسیای میانه و غرب ایران در حال تردد بود. بازار صادراتی شرکت‌های آنها کشورهایی چون افغانستان، ارمنستان و عراق را در بر می‌گرفت و حسن میرکاظمی، مسئول صادرات و سفر به این کشورها بود. او در کشاکش این سفرها، با بابک زنجانی آشنا شد که آن سال‌ها در آسیای میانه و کردستان عراق مشغول به کار بود.

تصویر سوم؛ شریک بابک زنجانی

حسن میرکاظمی در هواپیمای شخصی بابک زنجانی

حسن میرکاظمی در هواپیمای شخصی بابک زنجانی

​بابک زنجانی، کلاهبردار مشهور که اکنون به جرم «فساد فی‌الارض» عدم پرداخت ۳میلیارد دلار پول حاصل از فروش نفت ایران به اعدام محکوم شده و در زندان است، از سال ۱۳۹۰ به طور جدی سرو کله‌اش در اقتصاد ایران پیدا شد. آنگونه که امیرعباس سلطانی‌فر، نماینده مجلس نهم روایت کرده، مسعود میرکاظمی «ر ورود بابک زنجانی به بخش نفت، نقش پررنگی داشت». میرکاظمی بعدها با بابک زنجانی اختلاف پیدا کرد و شروع به مصاحبه‌ و افشاگری علیه او کرد. نفر دومی که برای بابک ‌زنجانی ایفای نقش کرد، حسن میرکاظمی بود که به نوشته وب‌سایت بازتاب، «رابط بابک زنجانی با یک محفل امنیتی بود». او در مهم‌ترین کمکش به بابک زنجانی، او را به سعید مرتضوی، مدیرعامل وقت سازمان تامین اجتماعی معرفی کرد. سعید مرتضوی آقای میرکاظمی را نیروی ارزشی بسیار مورد اعتماد معرفی کرده است.

آشنایی زنجانی و مرتضوی زمینه‌ساز یک معامله ۴میلیارد یورویی بین زنجانی و مرتضوی شد و قرار بود زنجانی ۱۳۷ شرکت تامین اجتماعی را صاحب شود که با افشاگری رسانه‌ای این معامله ناکام ماند.

نقطه اوج افشاگری، انتشار یک فیلم ۳۰دقیقه‌ای در فروردین سال ۱۳۹۲ بود که نشان می‌داد جلسه‌ای با حضور مرتضوی، بابک زنجانی و حسن میرکاظمی برگزار شده و در آن از رشوه خواهی ۳۰میلیارد تومانی فاضل لاریجانی، برادر صادق لاریجانی، رئيس سابق قوه قضاییه سخن به میان آمد. این ماجراها حتی به بازداشت موقت سعید مرتضوی منجر شد، حمید باقری درمنی هم در آن جلسه بود و بعدها به جرم فساد تحت تعقیب قرار گرفت و دی‌ماه ۱۳۹۷ اعدام شد ولی حسن میرکاظمی سالم جان به در برد.

بابک زنجانی البته این ارتباطات را مفت به چنگ نیاورده بود. او در کیش شرکت سورینت را داشت و با حسین شیرازی‌منش آشنا شد که همراه با حسن میرکاظمی پروژه تجاری-توریستی «تجار کیش» را پیش می‌بردند. این دو در آن دوران بحران مالی داشتند، بابک زنجانی به آنها ۴۳میلیارد تومان پرداخت کرد تا بدهی‌هایشان را بپردازند. او کل پروژه را تملک کرد، یک هتل هم از حسن میرکاظمی خرید و شیرازی‌منش و میرکاظمی، دست چپ و راستش شدند. حسین شیرازی‌منش، ۱۵دی ۱۳۹۲ بازداشت شد و همان زمان، ابراهیم رئیسی که معاون اول قوه قضاییه بود گفت شاید دستیار دیگر زنجانی یعنی میرکاظمی بازداشت شود ولی چنین نشد و او به فعالیت‌های اقتصادی‌اش ادامه داد.

تصویر چهارم؛‌ مفسد گرفتار

حالا پس از بیست سال حاشیه، حسن میرکاظمی که پشت بسیاری ایستاده بود، پشتش خالی شده و راهی زندان شده است. اینطور که در نامه علیرضا زاکانی به ابراهیم رئيسی آمده، او «ارتباط وثیق» با اکبر طبری داشته و با اعمال نفوذ طبری پرونده بدهی هزار و پانصد میلیارد تومانی او به بانک صادرات گلستان به نفع میرکاظمی مختومه شده است.

از حلقه مافیایی که میرکاظمی عضوش بود، فعلاً سعید مرتضوی، اکبر طبری و بابک زنجانی در زندان هستند، پرونده حسین شیرازی منش مشخص نیست به کجا رسیده، حمید باقری درمنی اعدام شده، فاضل لاریجانی معلوم نیست کجاست و شایعاتی درباره خروجش از کشور منتشر شده است. البته یک مهره دیگر هم وجود دارد. در فیلم‌هایی که از جلسات این حلقه فاسد منتشر شد، بارها به نام یزدی، معاون وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد اشاره شد که به رصد و هدایت ماجرا مشغول بوده است.

در این ساختار مافیایی حسن میرکاظمی را نهایت بتوان رابط چهره‌هایی چون یزدی دانست، مهره ارشد امنیتی نه مشخص است اکنون چه مسئولیتی دارد و به بهانه‌های امنیتی درباره‌اش سخنی گفته نمی‌شود؛ مافیای فساد در ایران کماکان مصونیت دارد.

No responses yet

Jun 28 2019

واکنش تند دفتر صادق لاریجانی به ادعای “انتقال عنصر فساد به مجمع تشخیص”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: دفتر صادق لاریجانی ایرنا و دو فعال اصولگرا را متهم کرد که با انتشار “خبر کذب” انتقال “یک عنصر فاسد” از قوه قضائیه به مجمع تشخیص مصلحت “پروژه تخریب” رئیس مجمع را پیش می‌برند. این دفتر ایرنا را به پیگرد قضایی تهدید کرد.

دفتر صادق آملی لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس پیشین قوه قضائیه ایران، شامگاه دیروز پنجشنبه ششم تیرماه (۲۸ ژوئن) به خبر منتشرشده در خبرگزاری ایرنا مبنی بر اینکه “فردی که زاکانی عنصر فساد خوانده همراه آملی لاریجانی به مجمع تشخیص رفته است”، واکنش نشان داد و آن را تکذیب کرد.

دفتر آملی لاریجانی در “جوابیه” خود به‌شدت به ایرنا حمله کرده و از جمله نوشته است: «خبر خبرگزاری رسمی دولت در مورد معاون اجرایی سابق حوزه ریاست و حضور وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به همراه آیت‌الله آملی لاریجانی، کذب محض است و معلوم نیست چرا خبرگزاری رسمی دولت که با بیت‌المال اداره می‌شود و وابسته به دولت است، باید چنین شایعات کذبی را بپراکند.»

“بیچاره‌کننده دو رئیس قوه قضائيه”

علیرضا زاکانی، فعال سیاسی اصولگرا، سه‌شنبه گذشته در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس از “فرد یا عنصر خاصی” سخن گفته بود که “فساد آشکار دارد” و دو رئیس قوه قضائیه را “بیچاره کرده” و ابراهیم رئیسی، رئیس کنونی قوه قضائیه ایران، او را از دستگاه قضایی کنار گذاشته است. به نظر می‌رسد منظور از دو رئیس قوه قضائیه، محمود هاشمی شاهرودی و صادق آملی لاریجانی، رؤسای پیشین دستگاه قضایی ایران، هستند.

زاکانی سپس در مناظره‌ای با مصطفی تاج‌زاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، نام این فرد را اکبر طبری اعلام کرد که در دوران ریاست صادق لاریجانی بر دستگاه قضایی ایران به عنوان معاون اجرایی او فعالیت می‌کرده است.

خبرگزاری ایرنا نیز سه‌شنبه گذشته چهارم تیرماه با انتشار گزارشی در این خصوص از جمله نوشته بود: «اکبر طبری از قوه قضائیه رفته و به ادعای علیرضا زاکانی “فساد او بر همه آشکار” است، اما همچنان در نهادهای مهم حاکمیتی فعالیت دارد.»

“رفتن طبری به همراه آملی لاریجانی به مجمع”

این خبرگزاری دولتی همچنین به نقل از محمدعلی پورمختار، نماینده اصولگرا و عضو کمیسیون حقوقی ـ قضایی مجلس شورای اسلامی، نوشته بود: «بر حسب اطلاع، طبری به همراه آیت‌الله صادق آملی لاریجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته است.»

دفتر آملی لاریجانی در جوابیه خود خطاب به ایرنا نوشته است: «اتهاماتی به معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه قضاییه زده شده که کذب بودن آن بر همگان آشکار است مثل فساد آشکار وی یا اینکه همگان بر فساد وی آگاهند. اینگونه اتهام‌زنی یک‌طرفه و محاکمات رسانه‌ای بدون اینکه متهم بتواند از خود دفاع کند کاری خلاف شرع، خلاف قانون وخلاف اخلاق است.»

در جوابیه دفتر آملی لاریجانی زاکانی و پورمختار نیز تلویحا مورد حمله قرار گرفته‌اند: «نحوه سخن برخی مدعیان اصول‌گرایی صددرصد برخلاف موازین شرعی و اصول ارزش‌های اخلاقی است. توهین به دو رئیس قوه قضاییه تحت عنوان “این شخص دو رئیس قوه قضاییه را بیچاره کرده است” چه توجیهی دارد؟ وانگهی این سخنان در واقع بطور غیرمستقیم دو رئیس قوه قضاییه را متهم می‌سازد.»

دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت همچنین در مورد اتهاماتی که متوجه اکبر طبری است نوشته است: «برخی از اتهامات مطرح در مورد معاون اجرایی حوزه ریاست قبلا در دادسرا بررسی شده و کذب بودن آن محرز شده بود. رئیس قوه قضاییه پیشین هم خود مستقلا آن‌ها را بررسی و خلاف بودن آن‌ها برای وی محرز شده بود. مدعیان اگر مدعی وجود اتهاماتی دیگر هستند چرا در طول ده سال آنها را با رئیس قوه قضاییه در میان نگذاشته‌اند؟»

دفتر صادق لاریجانی: ناجوانمردانه تخریب می‌کنید

ایرنا بخش‌هایی از پاسخ دفتر رئیس پیشین قوه قضائیه ایران را منتشر کرده، اما از انتشار متن کامل آن به این دلیل که جوابیه از نظر این خبرگزاری “متضمن توهین و افترا به اشخاص ثالث” بوده و با قانون مطبوعات ایران هم تطابق ندارد، خودداری کرده است. اما بسیاری از دیگر خبرگزاری‌ها متن کامل جوابیه دفتر صادق آملی لاریجانی را منتشر کرده‌اند.

اشاره ایرنا به “توهین و افترا به اشخاص ثالث” به پرونده‌های برخی از بستگان و نزدیکان شخص حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران و دولت او برمی‌گردد که دفتر صادق لاریجانی بر آنها انگشت گذاشته است.

در جوابیه دفتر آملی لاریجانی با اشاره به “تخریب‌های ناجوانمردانه” علیه رئیس کنونی مجمع تشخیص مصلحت، خطاب به ایرنا نوشته است: «خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) اگر دغدغه اطلاع‌رسانی صحیح دارد بهتر است به جای انتشار اخبار مجعول، اسناد واقعی و صحیح تخلفات بستگان و نزدیکان رئیس جمهور را منتشر کند. اسنادی بسیار متنوع و رنگارنگ؟!»

این دفتر همچنین مدعی شده است که مطرح شدن اتهامات اخیر ابزاری برای “پروژه‌ای بزرگتر در تخریب رئیس پیشین قوه قضاییه” است.

دفتر صادق آملی لاریجانی ضمن “مجعول” خواندن “افشاگری” ایرنا، در نهایت این خبرگزاری دولتی را تهدید کرده است که «بدیهی است پیگرد حقوقی و قضایی کلیه مرتکبان و انتشاردهندگان این اخبار کذب به قصد تشویش اذهان عمومی همچنان محفوظ می‌باشد.»

اکبر طبری که علیرضا زاکانی از او به عنوان “بیچاره‌کننده دو رئیس قوه قضائیه” و “مایه بدنامی” نام برده و خواستار محاکمه‌اش شده بود، در دوران ریاست محمود هاشمی شاهرودی بر قوه قضائیه نیز مدیرکل امور مالی دستگاه قضایی ایران بود. ابراهیم رئيسی روز ۲۹ اسفند سال گذشته (۱۳۹۷) یک هفته پس از انتصابش به عنوان رئیس قوه قضائیه، در نخستین تغییر مدیریتی در دستگاه قضایی ایران، اکبر طبری را از معاونت اجرایی حوزه ریاست این قوه برکنار کرد.

No responses yet

Jun 27 2019

«بیچاره کننده دو رئیس قوه قضائیه» کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آفتاب نیوز: پیگیری‌ها برای مشخص شدن نام «عنصری که سید ابراهیم رئیسی با حضورش در دستگاه قضا او را برکنار کرد»، از گفت‌وگوی یک فعال سیاسی اصولگرا با فارس آغاز شد. علیرضا زاکانی، چهارم خرداد به این خبرگزاری اصولگرا اعلام می‌کند: «رئیسی برخی افراد که در قوه قضائیه دچار فساد بودند را برکنار کرد. معتقدم این برکناری کفایت نمی‌کند و اگر کسی در دوره مسئولیت دچار فساد شده، باید محاکمه‌اش کنند و اتفاقاً محاکمه کردن فردی که فساد آشکاری دارد و توسط آقای رئیسی کنار گذاشته شده، کمک می‌کند که جهت آینده در قوه قضائیه تثبیت شود. البته همه کسانی که کنار گذاشته شده‌اند مقصودم نیست، بلکه فرد یا عنصر خاصی است که کنار گذاشته شده است.»

زاکانی در ادامه این مصاحبه بدون نام بردن از این فرد، اشاره‌ای به مسئولیتش می‌کند و می‌گوید: «کسی که دو رئیس قوه را بیچاره کرده و دچار مشکل بوده و مایه بدنامی قوه قضائیه و زد و بند شده را باید کنار گذاشت. این اقدام مناسب است ولی اینکه رها کنند و محاکمه نکنند، خیلی غلط است و محاکمه چنین عنصری که همه از او و اشکالاتش اطلاع دارند، برای سلامت قوه قضائیه بسیار مفید و حیاتی است.»

زاکانی در مناظره با سیدمصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب ناگزیر نام این شخص را افشا کرد. تاجزاده خطاب به زاکانی می‌گوید «آنقدر فساد افزایش پیدا کرده که آقای زاکانی هم می‌ترسد اسم فاسد را بیاورد و فقط می‌گوید یک نفر هست دو رئیس قوه قضائیه از دستش عاجز شده‌اند و عزل او کافی نیست و باید محاکمه شود.» در واکنش به این سخنان، زاکانی نام این فرد را «اکبر طبری» اعلام می‌کند.

اکبر طبری کیست؟

اطلاعات چندانی از اکبر طبری در رسانه‌ها وجود ندارد. هرچند زاکانی نامی از دو رئیس قوه قضاییه‌ای که طبری در زمان ریاست آنان در دستگاه قضا مشغول به‌کار بوده نیاورده، اما به نظر می‌رسد منظور او آیات سید محمود هاشمی شاهرودی و صادق آملی‌لاریجانی است. بر اساس گزارشی که فارس در سال ۸۶ (دو سال قبل از پایان ریاست هاشمی‌شاهرودی بر دستگاه قضا) با عنوان «تغییرات گسترده در قضائیه» منتشر کرده، نام اکبر طبری به‌عنوان یکی از کسانی که احتمال برکناری‌اش وجود دارد، آمده است. فارس در این گزارش می‌نویسد: «اخبار تأییدشده حاکی است که طبری، مدیرکل امور مالی قوه قضائیه نیز به‌زودی تغییر می‌کند.» با این حال، بعد از این گزارش، اطلاعات دیگری از برکناری یا ادامه فعالیت طبری در زمان ریاست هاشمی‌شاهرودی در دستگاه قضا وجود ندارد.

طبری همچنین در طول سال‌های ریاست آملی‌لاریجانی بر دستگاه قضا، مدتی به‌عنوان مدیرکل امور مالی قوه قضائیه و معاون اجرایی حوزه ریاست، حضور داشته و طبق گزارش خبرگزاری فارس، سید ابراهیم رئیسی بعد از انتصاب خود به ریاست قوه قضائیه، در حکمی فرد جدیدی را جایگزین طبری در معاونت اجرایی حوزه ریاست می‌کند.

برکناری طبری از سوی رئیسی

حضور رئیسی در رأس دستگاه قضا پایان فعالیت طبری در قوه قضائیه بود. رئیس جدید قوه قضائیه هشت روز بعد از مراسم معارفه و شروع فعالیتش، طبری را برکنار می‌کند. او در ۲۸ اسفند سال گذشته با صدور حکمی، یوسف باقری را به‌جای طبری، به‌عنوان سرپرست معاونت اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه منصوب می‌کند. باقری معاون اداری مالی دادگستری استان تهران است که به گفته غلامحسین اسماعیلی، رئیس‌کل دادگستری استان تهران، فعلاً با حفظ سمت، در معاونت اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه نیز فعالیت می‌کند.

طبری اکنون کجاست؟

اکبر طبری از قوه قضائیه رفته و به ادعای علیرضا زاکانی «فساد او بر همه آشکار» است، اما همچنان در نهادهای مهم حاکمیتی فعالیت دارد. محمدعلی پورمختار، عضو کمیسیون حقوقی-قضایی مجلس شورای اسلامی به ایرناپلاس می‌گوید، بر حسب اطلاع، طبری به همراه آیت‌الله صادق آملی‌لاریجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته است.

حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی از روزی که بر مسند ریاست دستگاه قضا نشست، بر مبارزه با فساد تأکید کرده است و می‌گوید «تسامحی در برخورد با فساد نخواهد داشت.» او ابتدای خردادماه در نشست با اصحاب رسانه بر مبارزه فراجناحی با فساد تأکید کرده و متذکر شده بود که افزایش اعتماد عمومی به نظام و کارآمدی نظام، نکته بسیار مهمی است. رئیسی در دیدار با دانشجویان نیز اعلام کرده بود قوه قضائیه از گزارشات مردمی درباره فساد حمایت می‌کند و کسانی که خبر از فساد دهند، مورد تشویق قرار می‌دهد. حال باید منتظر ماند و دید با افشاگری علیرضا زاکانی درباره اکبر طبری، برای این فرد در قوه قضائیه پرونده‌ای تشکیل می‌شود؟ و سرنوشت ادامه حضور این فرد در مجمع تشخیص مصلحت نظام چگونه خواهد شد؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .