اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ورزشی'

Mar 09 2014

دردسر خودروهای خارجی برای رویانیان و سعید شیرینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سعید شیرینی سرپرست باشگاه پرسپولیس از روز پنجم اسفند بازداشت شده و وزارت ورزش حکم برکناری او را از این باشگاه صادر کرده است. محمد رویانیان مدیرعامل پیشین پرسپولیس هم روز پنج‌شنبه، پانزدهم اسفند، از سوی دادسرای اوین احضار شده است.

شیرینی از نخستین روز سرپرستی‌اش با انتقاد پیش‌کسوتان این باشگاه مواجه بود. او هنگام برگزاری شهرآورد تهران، روی نیمکت این باشگاه خوابش برد که تصاویرش در برنامه تلویزیونی ۹۰ پخش شد و مدت‌ها سوژه طنز رسانه‌های ورزشی بود.

آقای شیرینی مالک عطرفروشی در میدان هفت حوض تهران و فعال در عرصه لیزینگ ماشین و واردات خودروهای خارجی است. خودروهایی که پرسپولیس را طی دو سال گذشته به دردسر انداخته‌اند. امسال نیز برخی بازیکنان به جای رقم قرارداد، اتومبیل‌هایی گرفته‌اند که فاقد سند مالکیت است.

شرکت توانیر خودرو در این باره به فارس نیوز گفته است: «پرسپولیس از ما ده ماشین مدل بالا خرید و هشت فقره چک ۱۰۰ میلیونی دادند، اما حتی هزار تومان هم پاس نشده. در دادگاه، پرونده‌ را به اجرا گذاشتیم. خودروها توقیف شده و درخواست رد اموال هم داریم. به ازای هر چک برگشت‌خورده باید خسارت روزانه بدهند.»

علی دایی، غلامرضا رضایی، رضا نورمحمدی، محمد نوری، سید جلال حسینی، مهدی سیدصالحی، محسن بنگر و حسین ماهینی مالکان این اتومبیل‌های پرحاشیه هستند. معاونت اداری مالی این شرکت می‌گوید: «آنها از این ماشین‌ها استفاده کرده‌اند. ما هم اندازه سوار شدن ماشین‌ها، ضرر و زیان را حساب می‌کنیم و به قیمت روز، ماشین‌ها را برمی‌گردانیم.»

اما تعداد اتومبیل‌ها بیشتر است و شاکیان پرسپولیس، شامل شرکت‌های دیگری هم می‌شوند که اتومبیل‌های آنها به سایر بازیکنان تعلق گرفته. از جمله رضا حقیقی که خودروی دریافتی را فروخت و حالا مالک، حکم جلب او را گرفته، برای ممنوع‌الخروجی این بازیکن نیز اقدام کرده.

محسن بنگر هم درباره اتومبیل خودش گفته: منتظریم رسماً ماشین‌ها را توقیف کنند و کار دیگری هم از دست‌مان بر نمی‌آید. واقعاً دیگر نمی‌دانم باید چه کار کنم. مردم می‌گویند فلانی قرارداد میلیاردی دارد اما نمی‌دانند همین ماشین‌هایی که روی هواست هم جزو قرارداد ما تلقی می‌شود.

او در پاسخ به این سوال که آیا اتومبیل‌ را به باشگاه تحویل داده، به سایت تسنیم گفت: مگر کسی در باشگاه هست که این ماشین‌ها را تحویل بگیرد!‌ آنهایی هم که این اتومبیل‌ها را به ما دادند دیگر نیستند که پاسخگو باشند. اصلاً خبر ندارم برای شیرینی چه اتفاقی رخ داده. مشکل اصلی هم برای من است، نه شیرینی.

مشکلات پرسپولیس، فقط خودروها نیست. روزنامه فرهیختگان در شماره امروز شنبه نوشته: «این باشگاه به افراد سرشناس حوزه‌های مختلف، از مدیران و مربیان تا رسانه‌ها، پول‌های کلانی داده که گفته می‌شود سازمان بازرسی کل کشور پیگیر ماجراست.»

رویانیان روز هشتم اسفند و پس از بازداشت سعید شیرینی، بازداشت خود را شایعه دانسته و گفته بود: «اگر چنین اتفاقی افتاده چرا خودم خبر ندارم. این روزها صحیح و سالم در حال زندگی کردن هستم و برای خودم می‌چرخم. اینها را چند نفری که با من دشمنی دارند، مطرح می‌کنند.»

اما او که بلافاصله بعد از کناره‌گیری از مدیرعاملی پرسپولیس به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد، روز پنج‌شنبه، پانزدهم اسفند، به دادستانی رفت. گفته بود قصد آزاد کردن سعید شیرینی را دارد، اما واقعیت ماجرا، احضار خود او بود.

نزدیکان رویانیان می‌گویند او پس از حضور در دادستانی، هنوز بازنگشته و به خاطر برخی مسائل مربوط به ستاد سوخت، همچنین در اختیار گذاشتن سهمیه بنزین در اختیار افراد متفرقه، بازداشت شده است.

در عین حال خبرگزاری فارس در گزارشی اعلام کرد که محمد رویانیان مسئول بازرسی ویژه معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح روز شنبه با لباس نظامی در مراسم ختم سردار اکبر هدایتی فرمانده قرارگاه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران شرکت کرده است. به گزارش این خبرگزاری، رویانیان در این باره گفته است که دلیل حضورم در مراسم امروز این بود که سال‌های زیادی در کنار وی افتخار خدمت داشتم.

آقای رویانیان از پنجشنبه پانزدهم اسفند که برای ادای توضیح به دادسرای ویژه اوین رفته بود، در بازداشت به سر می‌برد. تلفن او نیز در اختیار مجری طرح تکریم رانندگان ستاد سوخت کشور بود که در پاسخ به تماس‌های مکرر خبرنگاران، از محل حضور یا نحوه بازداشت رویانیان اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد.

مجتبی شفیعی، رئیس جدید ستاد سوخت، در شماره امروز شنبه روزنامه فرهیختگان گفته است: سوءاستفاده‌هایی در دوران سردار رویانیان شده که شامل بروز برخی انحرافات مالی است. برای جلوگیری از ادامه تخلفات و با هماهنگی دستگاه‌های نظارتی، اطلاعات لازم در اختیار مراجع ذی‌صلاح قرار گرفته. با توجه به تاکید دولت مبنی بر جلوگیری از مفاسد اقتصادی، موضوع به صورت ویژه در دستور کار دستگاه قضایی است.

No responses yet

Feb 26 2014

ورود داريوش اقبالی به دور جديد درگيری‌های دايی و مايلی کهن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی

رادیوفردا: بامداد سه‌شنبه ششم اسفندماه، بينندگان برنامه تلويزيونی ۹۰ نام داريوش خواننده سرشناس ايرانی مقيم آمريکا را شنيدند. محمد مايلی کهن که روی خط برنامه آمده بود گفت که اهل جانماز آب کشيدن نيست، قبل از انقلاب و پس از آن، داريوش را دوست داشته است.

نام داريوش، در دل دور جديد درگيری‌های لفظی علی دايی و محمد مايلی کهن مطرح شد. علی دايی قبل از بازی با صبا گفته بود: «مايلی کهن قبل و بعد از انقلاب تيپ و قيافه‌اش را تغيير داد، خوب است من هم تی‎شرت باشگاه فوتبال کاليفرنيا که روی آن نوشته USA بر تن کنم؟»

مايلی کهن هم در برنامه ۹۰ گفت: «آن عکس من برای ۳۷ سال پيش است که با مرحوم صفر ايرانپاک، خلعتبری. حاج رحيمی‌پور و جمشيدی هستيم. روی پيراهنم هم نوشته: دانشگاه کاليفرنيای آمريکا. چه اشکالی دارد؟ نظام شاهنشاهی بوده و زير بليت آمريکا بوده‌ايم. اما حالا که انقلاب شده چطور؟ دايی وقتی سرمربی تيم ملی بود، بازی تيم ملی مقابل ازبکستان را لغو کرد تا برود آمريکا و تابعيت آمريکا را بگيرد.»

درگيری اين دو به سال‌ها قبل و دوران سرمربيگری مايلی کهن در تيم ملیبرمی‌گردد . وقتی مایلی کهن برای اولين و آخرين بار، دايی را در يک بازی روی نيمکت نشاند و اتفاقاً در همان بازی نيز به ميدان فرستاد؛ ديدار با سوريه. او در دقيقه ۴۳ با بيرون کشيدن محسن گروسی، دايی را در ترکيب قرار داد. جرقه‌های آغازين اختلاف، از همان مسابقه زده شد.

تنش بين دايی و مايلی کهن، چند مرتبه به دادگاه و صدور رای در مراجع قضايی کشيده شده است. بارها در نشست‌های خبری قبل و بعد از بازی‌ها به هم حمله کرده‌اند و حتی در ديدار رو در روی تيم‌هايشان نيز درگير شده‌اند. مايلی کهن در ابتدای فصل از گزينه‌های سرمربيگری پرسپوليس بود، نيمکت سرخپوشان اما برای دومين بار نصيب دايی شد تا آتش اختلافات که مدتی فرونشسته بود، باردیگر شعله‌ور شود.

دايی در بخشی از اظهاراتش پيرامون مشکلات مالی پرسپوليس گفته بود، برخی که استعداد دارند مثل ليونل مسی می‌شوند و عده‌ای هم کارگر شهرداری. مايلی کهن در واکنش به اين مصاحبه، در بازی ملوان و استقلال با لباس رفتگران وارد ورزشگاه ‌شد.

او در اين باره گفت: «دستمزد اين افراد حتی حقوق يک ثانيه از ما نيست ولی متاسفانه دچار تکبر شده‌ايم که حتی به اين عزيزان بی‌احترامی کرديم. اگر من و امثال من به جايی رسيديم به خاطر پول نخورده اين زحمتکشان است، ولی برای آنها گردن کلفتی می‌کنيم.»

دايی هم پاسخ داد: متاسفانه درباره صحبتم در خصوص کارگران شهرداری حرکت عوام فريبانه صورت گرفته. فاصله طبقاتی عين واقعيت است. يک نفر ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌گيرد و يک نفر هم بالای ۱۰۰ ميليون. من به هيچکس توهين نکردم.

دايی همچنين گفت مايلی کهن برای مربيگری در ماهشهر ۸۰۰ ميليون تومان خواسته بوده است. مايلی کهن هم با تکذيب اين موضوع، خواستار روی خط آمدن مسئولانی شد که قبلاً با آنها کار کرده است. محمد مایلی کهن همچنين گفت: «چطور است من برای پولی که نگرفته‌ام بايد مواخذه شوم اما ايشان که تا همين حالا يک ميليارد و ۴۶۵ ميليون تومان دريافت کرده، می‌گويد پول نگرفته‌ايم؟»

مايلی کهن در ادامه گفت: «آيا اين عادلانه است که مبلغ دريافتی کريم باقری در پرسپوليس با پولی که برادر علی دايی دريافت می‌کند يکسان باشد؟»

عادل فردوسی‌پور هم وعده داد که با توجه به اتمام وقت برنامه، در يک برنامه حضوری شنونده صحبت‌های دو طرف باشد. مايلی کهن هم گفت من نمی‌گويم حق با من است، قضاوت را به مردم می‌سپريم.

علی دايی درباره مايلی کهن گفته بود: «کسی که باعث سقوط پنج تيم پيکان، شهرداری، سايپا، و فولاد شده بايد تنديس‌ پنجه طلايی بگيرد. هر تيم ليگ برتری حدود ۱۷ ميليارد تومان ارزش دارد اما هر تيم ليگ يکی دو و نيم ميليارد. برای برنامه‌ای که مصاحبه ايشان را پخش می‌کند متاسفم؛ زيرا ۹۰ درصد حرف‌هايش کذب است. همه ما در يک قايق هستيم. نمی‌شود يک نفر بگويد سهم خودم را می‌خواهم. اما بعضی‌ها واقعاً می‌خواهند قايق را سوراخ کنند.»

محمد مايلی کهن هم گفته است: «خود شما وقت نمی‌گذاری، هميشه با فرزندت سر تمرين می‌آيی، هرگز در دقايق نخست تمرين کنار تيم نيستی، در حين تمرينات به روزنامه‌خوانی مشغول می‌شوی، از رانت خانوادگی استفاده می‌کنی، کسی را سر کار می‌آوری که قبلاً برای آمدن به باشگاه پرسپوليس بايد پول می‌داد اما امروز پول می‌گيرد و در رزومه‌اش هم می‌نويسد مربی پرسپوليس.»

No responses yet

Feb 26 2014

پناهندگی یک خبرنگار ورزشی در پی اتهام جاسوسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: مسیب سروندی روزنامه‌نگار و مفسر ورزشی پس از صدور قرار تامین و آزادی موقت از زندان اوین، از ایران خارج شده و درخواست پناهندگی کرده است.

این خبرنگار ورزشی به عنوان کارشناس با برنامه ورزش از نگاه ۲ و شبکه جام جم همکاری می‌کرد. سروندی همچنین مجری رادیو جوان بود. معاونت سردبیری روزنامه هدف و دبیر سرویس ورزشی سایت موج، در سوابق او دیده می‌شود.
سروندی که همراه تیم‌های ورزشی ایران به عنوان خبرنگار به کشورهای مختلف اعزام شده، طی یک و نیم سال گذشته در شبکه فیزیک TV که از امارات پخش می‌شود، به عنوان تهیه کننده و مجری فعالیت می‌کرد.

او با اشاره به دوران حبس در زندان اوین و سپس خروجش از ایران می‌گوید اجرای برنامه او در یک شبکه ماهواره‌ای، ابعادی کاملاً ورزشی داشت. مسیب سروندی با توجه به قوانین روادید، ناگزیر بوده دو ماه در امارات به سر ببرد و یک ماه در ایران. اما مجریگری در آن شبکه و همچنین رفت و آمد مکرر بین تهران و دبی، باعث ایجاد شائبه جاسوسی شد که به اعتقاد او “کاملا غلط و غیر منطقی است.”

اتهام جاسوسی به خبرنگار ورزشی

سروندی درباره ماجرای بازداشت خود گفت که اواخر آذر ۱۳۹۱ با حضور ماموران وزارت اطلاعات در منزل‌ دستگیر شده و اسناد رسمی پیرامون این ماجرا را تسلیم مقامات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کرده است.

سروندی در مصاحبه اختصاصی با دویچه وله افزود: «تا یک هفته حتی به خانواده‌ام نیز خبر ندادند که در کدام زندان یا بازداشتگاه هستم و اصلاً ماجرا از چه قرار است. در انفرادی زندان اوین بودم و توسط افراد مختلف بازجویی شدم. وقتی مرا برای صدور حکم نزد قاضی بردند، خواهر و برادر یک مدیر شبکه تلویزیونی دیگر هم بودند که با وثیقه ۵۰۰ میلیونی آزاد شدند. می‌گفتند پدرشان همچنان زندانی است. متاسفانه این رویه غیر انسانی رایج شده که برای تحت فشار قرار دادن خبرنگاران، خانواده‌هایشان را آزار می‌دهند.»

سروندی تاکید کرد: «در آن روزهای پر عذاب، هربار یک موضوع جدید را به جرم‌های مرتکب نشده‌ام، اضافه می‌کردند که اگر بخواهم به دو مورد اصلی از اتهامات اشاره کنم، اول گفتند فساد اخلاقی را ترویج کرده‌ام و سپس متهم به جاسوسی شدم و اصرار بر اینکه با چه کسانی در ارتباط هستم.»

سروندی در باره واکنش ورزشکاران که با وی سال‌ها در ارتباط بوده‌اند، گفت: «خانواده‌ام که به من دسترسی نداشتند به همین ورزشکاران متوسل شدند. خوشبختانه در آن روزها ورزشکاران بزرگی مانند حمید سوریان، مجید خدایی، حسن رنگرز و چند چهره دیگر در دادسرای شهید مقدس اوین حاضر شدند تا وساطت کنند. حضورشان بسیار موثر بود و قاضی پرونده با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی دستور آزادی موقت را صادر کرد.»

خروج غیر قانونی از ایران

این گزارشگر ورزشی گفت که ورزشکاران یاد شده به هیچ وجه در جریان مفاد پرونده نبودند. به گفته وی این قهرمانان فارغ از این‌که موضوع و موارد اتهام چیست، برای هر خبرنگار دیگری هم که به مشکل می‌افتاد، پا پیش می‌گذاشتند. وی افزود: «از آنها سپاسگزارم که اگر نبودند، من حالا همچنان در اوین بودم.»

سروندی درباره روزهای پس از آزادی تصریح کرد که دیگر به امارات بازنگشته و ناگزیر فقط منتظر برگزاری دادگاه بوده. با این تصور که به زعم او مراجع قضایی و امنیتی، به اشتباه خود درباره بی‌اساس بودن اتهام جاسوسی پی برده‌اند.
اما در عمل، اتفاق دیگری رخ داد: «دوم اسفند نامه آمد و خواستند به دادسرای اوین مراجعه کنم. به محض حضور، مجدداً بازداشت شدم. گفتند با خانه تماس بگیرم تا گذرنامه‌ام را بیاورند. فردای همان روز آزاد شدم. این ماجرا همزمان بود با دستگیری گروهی از خبرنگاران که در داخل ایران فعالیت می‌کردند و هیچ جرمی هم مرتکب نشده بودند.»

او با اشاره به دریافت احضاریه ۲۵ اسفند برای حضور در دادسرای اوین، درباره چگونگی خروجش از ایران به دویچه وله فارسی گفت: «حکم رسمی ممنوع‌الخروجی را دریافت کرده بودم اما تفاوتی هم نداشت. چون گذرنامه نداشتم که بخواهم از کشور خارج شوم. وقتی دیدم سوابق مشخص من در صداوسیما و رسانه‌های مکتوب باعث خلاصی من نخواهد شد و حتی پادرمیانی مطرح‌ترین چهره‌های ورزشی نیز بی‌فایده است، به صورت غیر قانونی از ایران خارج شدم.»

No responses yet

Jul 30 2013

شب گذشته در محل مجسمه یادمان کوهنورد در دربند یاد سه کوهنورد ایرانی گرامی داشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی

ایلنا: مردم به صورت خود جوش در در محل مجسمه یادمان کوهنورد در دربند حاضر و در با گذاشتن گل و شمع در پای این مجسمه به سه کوهنورد ایرانی ادای احترام کردنددر بین عموم مردم هنرمندانی همچون حامد بهداد،هو من بهمنش،علی مردانه،حمید فرخ نژادنیز حضور داشتند.

ایلنا: گروهی از مردم شب گذشته با حضور در محل مجسمه یادمان کوهنورد در میدان دربند به صورت خود جوش به سه کوهورد ایرانی جانباخته ایرانی ادای احترام کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی از تیم پنج نفره گروه کوهنوردی آرش در آخرین صعودشان توانستند پرچم ایران را بر بلندی قله ۸۰۴۷ متریبرودپیک‌ به اهتزاز درآوردند و مسیری تازه به نام ایران در دل هیمالیا گشوده و ثبت کنند اما در هنگام بازگشت مسیر خود را پیدا نکرده بودند و در کوه ناپدیدی شدند و با وجود جستجوهای فراوان هیچ اثری از آنها یافت نشد

بدنبال این حادثه حمید فرخ نژاد بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار فراخوانی اعلام کرد که قصد دارد تا روز دوشنبه 7 مرداد ساعت 19 در محل مجسمه یادمان دربند حضور پیدا کند هر چند بعد بدلیل اینکه مجوز لازم برای حضور صادر نشده بود اما مردم به صورت خود جوش در این میدان حاضر و در با گذاشتن گل و شمع در پای این مجسمه به سه کهنورد ایرانی ادای احترام کردند

همچنینی بدلیل نبود مجوز مراسم اصلی برگزار نشد و هنرمندان و مردم بعد از اهدای گل محل را ترک کردند

در بین عموم مردم هنرمندانی همچون حامد بهداد،هو من بهمنش،علی مردانه،حمید فرخ نژادنیز حضور داشتند.

No responses yet

Jun 27 2013

پیام شناگر زن ایرانی‌: تسلیم حرف زور نمی‌شم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Mar 05 2013

رضا مهماندوست: بايد در قبر بخوابم تا مشکلاتم را باور کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: رضا ‌مهماندوست سرمربی اسبق تيم ملی تکواندوی ايران، سرانجام با گذشت بيست روز از مرگ فرزندش محراب، سکوت را شکست و با روزنامه اعتماد مصاحبه کرد. مهماندوست غير از ماجرای مرگ فرزندش، به دختر و همسر بيمارش هم اشاره کرده است.

او در اين مصاحبه گفته است: «اگر از گرفتاری‌های من فيلمی درست شود، زار زار گريه خواهيد کرد. بايد حتما زير تابوت‌مان بروند تا باور کنند که بی‌دليل خواستار رسيدگی به وضعيت‌مان نبوديم. اما اگر به پيشنهاد خارجی‌ها جواب مثبت بدهم، چه حرف‌هايی که نخواهند زد و به عنوان يک خائن که مملکت خود را گذاشت و رفت، از من ياد خواهند کرد.»

او قبل از المپيک لندن، از جانب فدراسيون جهانی تکواندو به عنوان بهترين مربی جهان معرفی شد. زيرا برای اولين بار پس از چهل سال، به قهرمانی کره‌ای ها در جهان خاتمه داد. اتفاقی که در خاک خود کره‌جنوبی رخ داد.

اما فدراسيون تکواندوی ايران، رضا مهماندوست را به رغم اعتراض گسترده رسانه‌ها و کارشناسان ورزش، قبل از المپيک کنار گذاشت. مهماندوست که بلافاصله با پيشنهاداتی از تيم‌های رقيب ايران مواجه شده بود، ضمن رد درخواست‌ها، در مصاحبه‌هايش گفت: «آقای سيدمحمدپولادگر، مرا کنار می‌گذاريد عيبی ندارد، اما حقم را چرا نمی‌دهيد، اين پول، حق فرزند معلول من است. خرج دارو و درمان و پرستار اوست.»

رضا مهماندوست، کارمند شرکت سايپا بود و به خاطر همراهی تيم ملی تکواندو در مسابقات و اردوهای متعدد داخلی و خارجی، از اين کارخانه اخراج شده بود و درآمد ديگری نداشت.

با وجود تاکيد بهرام افشارزاده دبيرکل کميته المپيک ايران در خصوص پرداخت مطالبات و بازگشت مهماندوست به تيم ملی، پولادگر مخالفت کرد و هيچکدام از اين دو وعده محقق نشد. نه تسويه حسابی با او صورت گرفت و نه شرايط بازگشتش به اردوی تيم ملی محقق شد. تکواندوی ايران نيز در المپيک لندن، نتايجی ضعيف تر از حد انتظار ظاهر را به جا گذاشت.

پس از مرگ فرزند

بهمن ماه امسال محراب مهماندوست، فرزند معلول رضا مهماندوست چشم از جهان فرو بست. مهماندوست درباره درگذشت فرزندش، بيست روز پس از اين اتفاق به روزنامه اعتماد گفته است: «پسرم را از دست دادم. در حالی که هم فدراسيون، هم وزارت ورزش و کميته ملی المپيک از شرايط من باخبر بودند. کار از کار گذشته و پولی که به من ندادند تا برای درمانش هزينه کنم را بايد برای ختمش بپردازم. حالا هم شروع به دادگاهی کردن افراد کنم که چه شود؟ پس از اتفاق‌هايی که برايم افتاد به لطف دوستان به سايپا برگشتم و حالا هر روز ساعت پنج صبح به کارخانه می‌روم و در آنجا مشغول هستم.»

مهماندوست می‌گويد: «اعضای فدراسيون همگی در مراسم ختم محراب حاضر شدند اما نوشدارو بعد از مرگ سهراب چه فايده‌ دارد؟ فقط باعث شدند خيلی حرف‌ها را نزنم. آنها نان من را بريدند. آن هم قانونی که تصويب شده بود. وقتی افرادی که اين قانون را تصويب کرده‌اند، می‌بينند رييس فدراسيون دارد ممانعت می‌کند اما با او برخورد نمی‌کنند، بهتر است سکوت کنم.»

دختر رضا مهماندوست هم به دليل بيماری در بيمارستان بستری است. می‌گويد: «بايد نابود شويم تا باور کنند مشکل داريم. بايد برويم و در قبر بخوابيم تا بفهمند. بايد هر دفعه دختر بيمارم را از طبقه چهارم ساختمان به دوش بگيرم و به بيمارستان منتقل کنم. مشکلات آنزيمی و غددی هر روز حال او را خراب‌تر می‌کند.»

آيا به رغم درگذشت فرزند رضا مهماندوست، فدراسيون‌نشينان برای جبران بخشی از اهمالی که در گذشته مرتکب شده‌اند، حرفی از کمک نزدند؟

مهماندوست می‌گويد: «هيچ. به مراسم ختم آمدند و من را بوسيدند و بعد خداحافظ. حتی برای يک روز هم بيمه‌ام نکردند، انگار رضا ‌مهماندوست برای اين مملکت نبود. چه پيشنهادهايی به من شد و قبول نکردم. چه پول‌های می‌دادند و من به خاطر مملکتم جواب منفی به آنها دادم. باز هم پيشنهاد دارم اما دخترم بيمار است و بايد بمانم و به او رسيدگی کنم.»

فريبرز عسگری که جايگزين رضا ‌مهماندوست شده بود، ديگر در اين سمت فعاليت نمی‌کند. پس از او مرتضی کريمی سرمربی شد. آيا ممکن است باز هم مهماندوست به تيم ملی برگردد؟

رضا مهماندوست می‌گويد: «نه انگيزه‌يی برای کار دارم و نه دلخوشی. به خاطر مشکلات مالی پسرم را از دست دادم. به تازگی هفت ميليون تومان دادم تا از خارج برای دخترم دارو بياورند. دارو هم کم است و هم گران. فقط يک و نيم ميليون تومان هزينه يک قلم از داروهايش شده. يک سری دارو هم بود که دوستان از خارج آوردند و لطف کردند پولش را نگرفتند. اين در حالی هست که همسرم هم در بيمارستان صارم بستری است و او هم حال خوبی ندارد.»

No responses yet

Jan 24 2013

فرزندان رئیس فدراسیون سرمربی تیم‌های ملی شدند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خبرآنلاین: فرزندان رئیس فدراسیون کبدی به عنوان سرمربیان تیم‌های ملی مردان و زنان ایران انتخاب شده‌اند.
به گزارش خبرآنلاین؛ این مساله اعتراض های بسیاری را به همراه داشته است، هر چند که رابطه خوب وزارت ورزش و جوانان و فدراسیون کبدی، مانع از آن می شود که این اعتراضات به نتیجه ای برسد.
سید اصغر حسینی‌نژاد رئیس هیات کبدی استان اصفهان یکی از معترضان به عملکرد رئیس فدراسیون است که در این باره می گوید: رئیس فدراسیون با نادیده گرفتن تمام موفقیت‌هایی که توسط مربیان دیگر به دست آمده، دختر و پسرش را به عنوان سرمربیان تیم‌های ملی مردان و زنان ایران انتخاب کرده و برای اینکه مانع از اعتراض سایر مربیان شود، دستیاران آن‌ها را ازمربیان اصفهانی برگزیده است. دیکتاتوری در فدراسیون کبدی به حدی است که جواب هر اعتراضی را با حذف طرف مقابل از صحنه کبدی می ‌دهند.
وی ادامه می دهد: در فدراسیون کبدی اعتراض کردن جایی ندارد و در صورتی که روسای هیئت‌های ورزشی حرفی بزنند، فوری آن‌ها را عزل می‌کنند. از این رو همه ترجیح داده‌اند سکوت کنند.
وی با اشاره به مسئولیت سه ساله اش در منطقه دو کبدی کشور می افزاید: منطقه دو کبدی کشور مشتکل از استان‌های فارس، خوزستان، بوشهر، چهار محال و بختیاری و کهگیلویه وبویر احمد بوده و طی جلسات برگزار شده مصوبات خوبی از جمله برگزاری لیگ منطقه دو و دعوت از مدرس هندی داشتیم و قرار بود هزینه‌ها توسط باشگاه ماهان تامین شود. پس از تصویب، این مصوبات به فدراسیون ارسال شد اما به دلیل طولانی شدن زمان پاسخ گویی به این مصوبات با دبیر فدراسیون تماسی داشته و از وی علت این امر را جویا شدم اما وی مدعی شد قصد موازی کاری داریم.
حسینی نژاد ادامه می دهد: قصد ما از ارائه چنین پیشنهاداتی در وضعیت فعلی که تمام فدراسیون‌های ورزشی از مشکلات مالی رنج می‌‌برند، کمک به فدراسیون کبدی بود اما دبیر فدراسیون رفتار تندی در قبال من صحبت های من داشت و زمانی که وی را دعوت به مناظره در یک نشست خبری کردم، مدعی شد من در حد مناظره با وی نیستم.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .