اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مذهب'

Sep 18 2015

مرگ ابوالقاسم خزعلی؛ لانه زنبور همچنان پر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: ظاهرا دعای آیت الله «ابوالقاسم خزعلی» مستجاب شده است؛ خرداد ماه امسال عضو مجلس خبرگان رهبری ایران در بستر بیماری نفس نفس زنان به خبرگزاری «فارس» گفت: «اگر آقای هاشمی بخواهد روی کار بیاید، من بمیرم و زمان ایشان را نبینم.»

او صبح چهارشنبه در 90 سالگی فوت کرد. خزعلی وصیت کرده است روی سنگ قبرش بنویسند: «ابوالقاسم خزعلی، دوست‌دار آیت‌الله خمینی». با این حال، لقب شایع تر این سال های او این بود: «ابوالقاسم خزعلی، دشمن هاشمی رفسنجانی.»
شیخ یک حرف دیگر هم خطاب به پسرش، «مهدی خزعلی» زده است: «اگر من مُردم، من را تشییع نکن.»
مهدی پسری است که علیه پدرش شورید؛ مانند بسیاری از پسران رهبران انقلاب 57.
در این میان، فرزندان ابوالقاسم خزعلی عجیب تر بودند؛ «علیرضا»، رییس شبکه ماهواره ای «ایرانیان» شد، «محمدحسین» خواننده موسیقی پاپ و مهدی حامی درجه یک میرحسین موسوی و مهدی کروبی؛ همان هایی که پدر می خواست اعدام‌شان کند و یا حداقل سیلی به گوش‌شان بزند.

«حسین» فرزند دیگر آیت الله که روایت هایی درباره ارتباطش با مجاهدین خلق بود، پیش از انقلاب 57 کشته شد و «محسن» کارهای اجرایی پدر در «بنیاد غدیر» را انجام می دهد. «انسیه» و «کبری» دو دختر خزعلی هم حاشیه سازی کرده اند ولی در راه پدر.
کبری در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» جای محکمی دارد و انسیه پس از ماجراهای انتخابات 88 بر صندلی «زهرا رهنورد» نشست در دانشگاه «الزهرا». «راضیه خزعلی»، همسر «مروی»، معاون اسبق قوه قضاییه و مرضیه هم استاد دانشگاه بودند و دور از سیاست.
این حاشیه ها مختص فرزندان نبود، حتی این آخری، پیرمرد نتوانست به مراسم عروسی نوه اش برود چون «ابراهیم یزدی» و «محمد خاتمی» هم در عروسی بودند؛ دشمنان دیرینه: «چندین سال قبل من به آقای مصباح می‌گفتم خاتمی خوب کار نمی‌کند، ایشان گفت “خاتمی سیئه من سیئات هاشمی”. تعبیر درست، همین است. مصباح را آدم چیز فهمی می‌دانم مثل آقای مطهری است و من از مدت‌ها قبل آقای مصباح را مطهری دوم لقب داده بودم.»

ابوالقاسم خزعلی، مصباح یزدی را هشت سال پیش برای ریاست مجلس خبرگان رهبری پیشنهاد داد. هر دو از شاگردان برجسته و متنفذ آیت الله «محمدتقی بهجت» محسوب می شوند و چند وجه مشترک دارند؛ سال 60، «حبیب الله آشوری»، دوست علی خامنه ای و نویسنده کتاب «توحید» که سبب اختلاف بین آشوری و خامنه ای شد هم پس از گواهی ابوالقاسم خزعلی و مصباح یزدی مبنی بر این که مرتد است، اعدام شد.
«احمد قابل» در نامه مشهوری به علی خامنه ای که خرداد 84 منتشر شد، از این راز پرده برداشت که خامنه ای ادعا می کرد کتاب توحید مطالب خودش است و آشوری آن را به نام خویش زده است. با این حال، آشوری را «لاجوردی»به خاطر همان کتاب اعدام کرد.

سال 78 در ماجرای قتل های زنجیره ای هم شایعاتی بود درباره صدور فتوای قتل از سوی این دو نفر.
وجه مشترک سوم این دو نفر هم تفکرات آخرالزمانی هر دو دوست و ایستادن آن ها پشت «محمود احمدی نژاد» و «سعیدجلیلی» است.

خزعلی روزگاری در ستایش از احمدی نژاد گفته بود:«احمدی نژاد را خدا آورد.»
او مانند مصباح، پای امام زمان را هم در حمایت از رییس دولت پیشین وسط کشید: «از ناحيه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی پيامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم… سال اولی که احمدی‌نژاد به نیویورک رفت و در سازمان ملل سخنرانی کرد، بنده به دیدار احمدی‌نژاد رفتم و لب‌های ایشان را بوسیدم چون از امام زمان نام برد.»

او روزگاری گفت دو دوره ریاست جمهوری برای احمدی نژاد کافی نیست و باید برای دوره سوم فکری کرد. خزعلی علاوه بر امام زمان، از دیگران هم برای احمدی نژاد مایه گذاشت: «فاطمه زهرا به خواب يکی از اوليا آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمايت کنيد.»

ایستادن او کنار احمدی نژاد در دورانی بود که شایع بود هاشمی چنان از حمایت خامنه ای از احمدی نژاد آشفته است که فکر شورایی کردن رهبری افتاده است. طیفی از شیوخ هم با پرچم احمدی نژاد کنار خامنه ای ایستاده بودند و به تعبیر خزعلی، این بحث جدی را خنثی کردند.

محمود احمدی نژاد هم با او خوب بود. «نشان درجه یک خدمت» به خزعلی داد و از بنیادش حمایت کرد؛ بنیاد غدیر که احمدی نژاد و «احمد جنتی» عضو هیات امنای آن بودند و ماجرای تاسیس این بنیاد هم شبیه برآمدن محمود احمدی نژاد در عالم سیاست است: «شبی در خواب دیدم که در آسمان چهارم بودم و می‌خواستم بالاتر بروم که امام رضا دستور داد خزعلی را برگردانید هنوز در دنیا کار دارد. پس از این خواب بنا نهادن این بنیاد را پی گیری نمودم.»

بنیاد غدیر سال 76 به توصیه علی خامنه ای تاسیس شد و حالا توسط «کاظم صدیقی»، امام جمعه موقت تهران اداره می شود؛ یک امام زمانی دیگر که چهار سال پیش با خزعلی عقد اخوت بست.
او هدف بنیاد غدیر را وحدت جهان اسلام اعلام کرده بود ولی در همه این سال ها در خط مقدم جنگ تاریخی شیعه و سنی ایستاد؛ با تکیه بر غدیر خم.

ابوالقاسم خزعلی در این بنیاد یک برنامه دیگر هم داشت؛ تغییر عید ایرانیان از عید نوروز به عید غدیر؛ یک رویای ناکام دیگر.

با این حال، ماجرای بنیاد غدیر در ساختار سیاسی ایران پیچیده تر روایت شده است؛ «علی اکبر محتشمی پور» بهار 89 در مشهد اشاره ای به آن کرد: «بنیاد الغدیر که آیت الله خزعلی بنیان گذاری کرده و در مجلس هشتم نیز یک فراکسیون دارد، لانه زنبوری است که “انجمن حجتیه” در آن جمع است. من یقین دارم كه آقای مصباح یزدی اعتقادی به آقای خامنه ای ندارد. او و جریان انجمن حجتیه كه در مدیریت‌های كلیدی مهم و مكان های مهم كشور نقش دارند، به دنبال رسیدن به اهداف و برنامه‌های خودشان هستند.»

با وجود رابطه خوب خزعلی و احمدی نژاد و حضور گاه به گاه شیخ در جلسات هیات دولت، خزعلی چند سال بعد، به خصوص پس از انتخاب «اسفندیار رحیم مشایی» به عنوان معاون اول احمدی نژاد برآشفت، درخواست برکناری مشایی را علنی مطرح کرد و به رییس دولت زنگ زد ولی احمدی نژاد حتی جواب تلفنش را هم نداد.

او دو سال بعد محمود احمدی نژاد را «شاه» خواند چرا که از علی خامنه ای اطاعت نمی کرد؛ رهبری که انگار ابوالقاسم خزعلی کشفش کرده است: «شب قبل و حتی قبل از رحلت امام به ایشان پیشنهاد این امر [رهبری] را دادم. آن وقت هنوز قول امام [خاطره هاشمی] نقل نشده بود!»

او درباره رییس جمهور شدن خامنه ای هم گفته است: «هاشمی هم می‌خواست بیاید درباره ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای با ایشان صحبت کند منتها نوبت من جلوتر بود. به ایشان گفتم جریان این است و قبول کردند و مطلب تمام شد. آقای‌ هاشمی که آمد، مطلب تمام شده بود.»

در هر دو مورد، خاطره هاشمی از خمینی و توافق هاشمی و «احمد خمینی» شایع ترین روایت درباره رهبر و رییس جمهور شدن خامنه ای بوده اند ولی خزعلی می خواهد این سکه را به نام خود بزند از لج هاشمی؛ به همان سان که ایستادن کنار احمدی نژاد و مصباح یزدی چنین سیمایی را تصویر می کند.

خزعلی ریشه انحراف احمدی نژاد را هم در مشایی می دانست. او مشاییِ مدعی امام زمانی بودن را تست هم کرده بود: «به او گفتم دو نفر هستند که دارند دوستان امام زمان را اذیت می‌کنند. گفتم یکی از آن ها در تهران است و یکی در مشهد. مشایی به من گفت که من چه می‌کنم و چه ‌کنم تا این موضوع برطرف شود، بعد هم هیچ کاری نتوانست بکند. فهمیدم این کاره نیست و بیخود می‌گوید. اتفاقاً بعداً در جایی با هم روبه رو شدیم و گفتم، باز دیدم کاری نکرده.»

او پس از احمدی نژاد هم به اعتبار و احترام دوستی با مصباح یزدی، پشت سر سعید جلیلی ایستاد؛ مقابل تیم هاشمی.
بی اعتباری خزعلی تنها در ماجرای احمدی نژاد نبود؛ او اوایل انقلاب هم چنین مسیری را رفته بود. زمانی که چالش های انجمن حجتیه که خزعلی از حامیانش بود با دیگر روحانیون اوج گرفت، ابوالقاسم خزعلی رو در روی احمد جنتی، دوست دیرینه اش قرار گرفت که علنی از دخالت های حجتیه در امور ممکلت انتقاد می کرد. او به جنتی گفت از طرف خمینی ناظر بر عملکرد حجتیه است و انگ ضدیت با ولایت فقیه به آن ها نمی چسبد و «دستخوش جو و شایعه نشوید».
ولی مرداد 62 آیت الله خمینی به تندی در ملاءعام علیه حجتیه سخن گفت، انجمن تعطیل شد و تمام تلاش های خزعلی بر باد رفت.

او سال ها بعد در کتاب خاطراتش گفت همیشه انجمن را دوست داشته است: «انجمن شرایط را برای ظهور امام زمان مهیا می ساخت. مطهری هم گفته بود بیا کاری کنیم که نگذاریم انجمن را کنار بزنند ولی بعد از مطهری، من تنها ماندم.»
«محمد مهاجری»، روزنامه نگار ایرانی هم به نقل از خزعلی چنین روایتی را آورده و از «علی اکبر ولایتی»، «کمال خرازی» و «غلامعلی حدادعادل» به عنوان اعضای صالح انجمن در سال های پیش از انقلاب یاد کرده است.

به نظر می رسد دو دهه بعد ابوالقاسم خزعلی رویای آماده سازی ظهور را در سیمای محمود احمدی نژاد دید ولی باز هم ناکام ماند. این رویاپردازی فاز سوم هم داشت؛ در واقع، با وجود اظهارات «سیدعلی اکبر محتشمی پور» درباره تضادهای فکری بنیاد غدیر و خامنه ای، به نظر می رسد در دورانی خزعلی رویاهای امام زمانی خود را در سیمای علی خامنه ای می دیده است.

تیرماه 90، هنگامی که سی دی جنجالی «به سوی ظهور» منتشر شد و احمدی نژاد و خامنه ای با دو تن از شخصیت های مشهور عصر ظهور شبیه سازی شدند، ابوالقاسم خزعلی روایتی دیگر بیان کرد: «ما از “سید خراسانی” اطلاعات زیادی در دست نداریم. نمی دانیم ایشان چه کار خواهند کرد امّا رهبری بسیار خوب کار کرد. مگر سید خراسانی چه کار خواهد کرد؟ رهبری همه آن توصیفاتی که برای سید خراسانی آمده است را بهتر از آن دارد انجام می دهد. با وجود دشمنان خطرناکی که اسلام و انقلاب دارد، اگر نبود این رهبری گران قدر، ما الان نیست و نابود شده بودیم؛ سید خراسانی، انسانی خوب و صالح. اما اگر فردی بهتر از او پیدا شد، به نظر شما این غیر ممکن و محال است؟! ما فکر می کنیم هر کسی که مقدمه چین ظهور و یا در دربار امام زمان بود، بهترین مرد روزگار است.»
فروردین همان سال نیز مصباح یزدی گفته بود خامنه ای را بالاتر از «سید خراسانی» می داند.

اما وجه مشترک دیگر خزعلی با برخی شیوخ نسل اول، فساد مالی است که بی اعتباری برایش به ارمغان آورد. در گزارش مشهور «عباس پالیزدار» در اردیبهشت 87 که اسامی آقازاده های فاسد به میان آمد، شایعاتی درباره خزعلی و فرزندانش هم مطرح شد. پالیزدار را بازداشت کردند. خودش گفته است علت مهم بازداشت، افشاگری علیه خزعلی بود. با این حال، این تازگی نداشت؛ سال ها پیش وقتی خزعلی در شورای نگهبان بود، زیست اشرافی او دردسرساز شد: «در منزلی زندگی می کردم که 6 طبقه بود… تصور می‌کردند خزعلی از ساده زیستی فاصله گرفته و حتی نیامدند سوال کنند. از این جهت بود که بنا شد من دیگر در شورای نگهبان نباشم.»

این در سال 78 رخ داد. همان سال دفتر خزعلی معترف شد که خانواده خزعلی در کار خرید و فروش خاک سرخ جزیره هرمز بوده اند اما خودش نبوده بلکه برادرزاده اش بوده است؛ «محمد مهدی خزعلی».
بعدها مهدی خزعلی گفت در فروش خاک سرخ هرمزگان پای سپاه و برخی روحانیون دیگر در میان است.

این چند تصویر بریده بریده و اجمالی، رویاهای ناکام مانده امام زمانی، خانواده سیاسی فروپاشیده، تضادهای درون نسلی، خشم و اغراق همواره، سنی ستیزی، مرتدسازی، فساد و شبکه های پنهان و… روایت زندگی تنها ابوالقاسم خزعلی نیست، روایت زندگی یک نسل از انقلابیون 57 است؛ نسلی که یک به یک می سوزند ولی لانه شان کماکان باقی است؛ پر از زنبورهای حریص، تندخو و بی عسل.

No responses yet

Sep 15 2015

روایت فرزند مصباح یزدی از تولد پدر: مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بود که قرآن متولد شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

انتخاب: تا زمانی که جسم ایشون و سنشان بیشتر اقتضای مسافرت داشت به مسافرت و گردش می رفتند. یه مدت هر صبح برای پیاده روی به بوستان علوی قم می رفتند. اما الان دیگر خیلی کم شده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بود که قرآن متولد شده استپسر دوم مصباح یزدی گفت: مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بود که قرآن متولد شده است.

به گزارش «انتخاب»، حجت الاسلام و المسلمین مجتبی مصباح، پسر دوم آیت الله محمدتقی مصباح یزدی گفتگویی با صابر نیوز کرده است که متن بخشی از آن در زیر می آید:

مختصری درباره خانواده پدری آیت الله مصباح بفرمایید؟
پدر ایشان مرحوم محمد باقر گیوه چی یزدی بود که شغلشان جوراب بافی بود. خانواده پدری ما همه یزدی هستند و کاملا مذهبی، ولی فرد روحانی در بستگان نزدیکشان نداشتند البته در بستگان دور فردی بوده به نام “شیخ احمد آخوندی” که مقسم مرحوم آقاسید ابوالحسن اصفهانی در نجف بودند ایشان مشوق حاج آقا برای طلبه شدن بود. نسبت دقیقشان اینطور بود که پسرعموی پدربزرگ مادری حاج آقا بودند. مرحوم گیوه چی تنها دو فرزند پسر داشتند.
درمورد تولد حاج آقا اگر جریانی هست تعریف بفرمایید.
زمانی که مادر حاج آقا به ایشون حامله بودند خواب می بینندکه وضع حمل کردند و قرآن متولد شده.
حاج آقای مصباح اهل گردش و تفریح هم هستند؟
تا زمانی که جسم ایشون و سنشان بیشتر اقتضای مسافرت داشت به مسافرت و گردش می رفتند. یه مدت هر صبح برای پیاده روی به بوستان علوی قم می رفتند. اما الان دیگر خیلی کم شده است.
شخصیتشان در دوارن کودکی چطور بوده؟ شیطون یا بچه مثبت؟
خودشان نقل می کردند که در کودکی اهل شیطنت بودند از بس ایشون شیطنت می کرد همیشه بدنشان زخمی می شده به حدی بوده که عمه شان می گفتند آتقی تا یه جای سرش سالمه ساکت نمیشینه.
تحصیل را از کی شروع کردند؟ مکتب یا مدرسه؟
قبل از سن دبستان حدود ۵ سالگی مکتب رفته بودند اما درس را در مدرسه خواندند.
از چه سالی طلبه شدند و در کدامیک از حوزه های علمیه درس خواندند؟
در سال ۱۳۲۶ ، ۱۳ سال داشتند که وارد حوزه شدند و تا سال ۱۳۳۱ در همان حوزه یزد مشغول تحصیل علوم دینی بودند. آن موقع مرکزیت حوزه نجف بیش از قم بود و طلبه ها معمولا به یه حدی از علم که می رسیدند سعی می کردند برای ادامه تحصیل به نجف بروند. منتها مشکلات مالی و خانوادگی اوضاع را برای ایشان سخت کرده بود، تقریبا خانواده ایشان تمام زندگیشان را در اینجا می فروشند برای اینکه حاج آقا بتوانند برای تحصیل به نجف بروند. بعد از مدتی ظاهرا پدرشان ورشکست می شوند و به پسرشان نامه می نویسند که به ایران برگرد. مادرشان وابستگی عجیبی به ایشان داشتند ولی اساتید حاج آقا در نجف تاکید داشتند که در نجف بمانند حتی نامه ای هم به پدر ایشان نوشتند. پدرشان هم در پاسخ گفته بود که من حرفی ندارم که در نجف بماند اما از غم دوری فرزند ترس خطر جانی برای مادرش دارم. خودشان می فرمودند” من خیلی دوست داشتم که در نجف بمانم اما شرایط مساعد نشد و مجبور شدم به ایران برگردم.” برای تحصیل به قم رفتند و پدرشان هم در تهران ساکن شدند.
چه مدت در نجف بودند؟
در نجف فقط حدود ۸ ماه بودند و بعد به ایران بازگشتند و در قم درسشان را ادامه دادند.
در قم خدمت کدام یک از علما درس می خواندند؟
در قم، اساتید معروف درس خارجشان یکی امام خمینی(ره)در اصول بود، یکی آیت الله بهجت در فقه که حدود ۱۵ سال شاگرد ایشان بودند و در بحث های تفسیر و فلسفه هم از درس علامه طباطبایی استفاده می کردند.
سیره علمی ایشان بیشتر تحت تأثیر کدام یک از علماست؟
منش علمی ایشان به گونه ای است که نمی شود آن را متاثر از یک استاد خاصی دانست نوآوری های مخصوص به خودشان را دارند. مثلا در مباحث فلسفی با اینکه به لحاظ تقسیم بندی های مرسوم، یک فیلسوف صدرایی محسوب می شوند اما حتی با استاد خودشون حضرت علامه طباطبایی هم اختلاف های علمی داشتند. اما بطور کلی با آیت الله بهجت و علامه طباطبائی بیشتر مراوده داشتند و تحت تأثیر آنها بودند.
ایشان در نگارش تفسر المیزان هم نقش داشته اند؟
علامه طباطبایی هنگام نگارش تفسیر المیزان قبل از چاپ نوشته ها را به ایشان می دادند که نگاه کنند و اگر نکته ای هست مطرح کنند و ترجمه جلد دوم تفسیر المیزان کامل نوشته ایشان است.
حضرت آیت الله مصباح در چند سالگی قدرت اجتهاد پیدا کردند؟
ایشان در بیست و پنج سالگی به سفارش اساتیدشان در بعضی از موضات دیگر تقلید نکردند و در سن بیست و پنج سالگی به قدرت اجتهاد رسیدند.
در مجموع چند کتاب از ایشان منتشر شده است؟
حدود ۱۷۰ جلد اثر از ایشان منتشر شده است که سه دسته می شود، بعضی قلم خودشان هست بعضی تدریس هایشان است که پیاده شده، بعضی هم سخنرانی است چند کتاب هست که قلم خودشان است: “خودشناسی برای خودسازی” ، “آموزش فلسفه” و “آموزش عقاید”
تدریس ایشان در مدرسه علمیه حقانی همراه شهید بهشتی، شهید قدوسی به چه شکلی بوده است؟

جریان تدریس ایشان هم جریان خاصی دارد، در آن زمان مدرسه حقانی قم برنامه درسی متمایزی از برنامه های مرسوم حوزه داشت و این برنامه هم بر این اساس تنظیم شده بود که طلبه ها علاوه بر بحث های رایج فقه و اصول با بعضی از مسائل دیگر که مورد نیازشان است آشنا شوند مثل تفسیر، فلسفه، مباحث اخلاقی و … برای این منظور مجبور بودند تولید محتوا کنند. مثلا “فلستنای شهید صدر” را حاج آقای مصباح اولین بار در قم در مدرسه حقانی تدریس کردند. یا اینکه بدایه و نهایه را تازه علامه طباطبائی شروع به نوشته بودند و بصورت کتاب چاپ نشده بود هر مقدار که می نوشتند روزانه کپی می کردند و آیت الله جوادی آنرا تدریس می کردند.

روحیات علمی ایشان در دوران جوانی به چه شکلی بود؟

ایشان زمانی که جوانتر بودند در روز حدود شانزده ساعت درس می خواندند و حتی برای اینکه وقت کم نیاورند مطالعه برای بعضی از تدریسهایشان را موقع ناهار خوردن انجام می دادند.
خودشان تعریف می کردند “همان اوایل تحصیل در قم اینطور بود که چون همه جای شهر آب نبود ۲ ساعت قبل از اذان صبح با یکی از دوستان طلبه ام قرار داشتیم برویم آب بیاریم. در مسیر، مباحثه ی درسی که میخواستیم در همان روز بخوانیم را انجام می دادیم یعنی در واقع پیش مباحثه بود. بعد که سرکلاس می رفتیم مقایسه می کردیم که ببینیم مطلب جدیدی نسبت به مباحثه در کلاس ارائه می شود یا خیر.”

تدریس را از کی شروع کردند؟

حاج آقا تدریس را از سال دوم طلبگی شروع کردند. اما تدریس رسمی را از مدرسه حقانی.
دروس دانشگاهی هم تحصیل کرده اند؟

بله، ایشان دورس دانشگاهی را قبل از انقلاب در نزد کسانی که بعضی از آنها در بعد انقلاب وزیر شدند فراگرفتند و همچنین در همان اوایل طلبگی در یزد آقایی بود به نام “محققی رشتی” که بعدا نماینده آیت الله بروجردی در آلمان شد که نزد ایشان هم مقداری از دروس دانشگاهی را فرا گرفتند. در آن دوران آیت الله مصباح از ایشان فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زبان فرانسه را در حد خوبی فراگرفتند.

در مباحث سلوکی و اخلاقی و عرفانی ارتباطاتی که ایشان با علامه طباطبایی به چه شکلی بوده است؟

ایشان با مرحوم علامه طباطبایی مراوده زیادی داشتند که شروعش با مباحث تفسیری بود. بعدها جذب شخصیت اخلاقی و عرفانی ایشان هم شدند، علامه طباطبایی یک جلسه عرفانی هم داشتند که به صورت کاملا خصوصی برگزار می شد و در آن جلسه فقط پج نفر شرکت می کردند، مرحوم آیت الله خوشوقت، مرحوم آیت الله سعادت پرور، شهید قدوسی و حاج آقای مصباح از جمله کسانی بودند که در این جلسه شرکت می کردند.

رابطه و ارادت ایشان به آیت الله بهجت چطور بوده است؟

مرحوم آقای بهجت به بعضی از شاگردانشان خیلی عنایت داشتند و حاج آقا هم جزء شاگردانی بودند که رابطه خیلی صمیمی ای با ایشان داشتند. حاج آقا در چندین سالی که برای درس خدمت ایشان می رسیدند مقید بودند در درس اخلاقی که قبل از درس برگزار می شد شرکت کنند.

قبل از انقلاب مرحوم شیخ محمد تقی اسلامی و جمعی از بازاریان تهران خدمت آیت الله بهجت می رسند و برای مهدیه ای که در تهران درست کرده بودند از ایشان دعوت می کنند که تشریف بیاورند و جلسه اخلاق داشته باشند و جلساتی تشکیل شود که مباحث اخلاقی و معرفتی برای بازاریان مطرح شود. آیت الله بهجت خودشان نمی توانستند بروند اما وقتی بازاریان درخواست معرفی جایگزینی به جای ایشان را داشتند. آیت بهجت الله ، آیت الله مصباح را به عنوان استاد اخلاق و جایگزین خودشان برای برگزاری آن جلسه معرفی میکنند. کسی که آیت الله مصباح را امر به تشکیل جلسات اخلاق کرد مرحوم آیت الله بهجت بود.

در مسائل سیاسی هم حاج آقا می فرمودند “مشوّق اولیه ما برای ورود به مباحث سیاسی آیت الله بهجت بودند” بُعدی که متاسفانه در شخصیت آیت الله بهجت مورد غفلت واقع شده بعضی ها فکر می کنند ایشان ضد سیاست بودند نه اتفاقا مواضع ایشان بود که حاج آقا را تشویق به حضور در این عرصه کرد.

درباره عبادات و مناجات و روحیات اخلاقی ایشان توضیح بیشتری بفرمایید.
حال عبادت ایشان یکی از مسائلی است که ما همیشه به آن غبطه می خوریم در همین نمازهای یومیه و نوافل یا عبادات خاصی که معمولا روزهای جمعه انجام می دهند یا تشرفشان به حرم اهلبیت(ع) وقتی نگاه می کنیم می فهمیم که با بقیه متفاوت است. آن موقع که از نظر جسمی بیشتر می توانستند بایستند حدود یک ساعت ثابت مقابل ضریح می ایستادند.
ما که جوان بودیم خسته می شدیم گاهی چندبار می رفتیم و می آمدیم تا زیارت ایشان تمام شود. به دلیل ضعف جسمانی تنها جایی که برای مسافرت می پذیرند مشهد است با اینکه مسافرت برایشان خیلی سخت است اما گاهی ماهی یکبار و گاهی دوماهی یکبار مشرف می شوند. می توان به جرأت گفت شخصیت اخلاقی ایشان هم خیلی مغفول واقع شده.

No responses yet

Sep 14 2015

خط خوردن ملی پوش فوتسال بانوان به دلیل مخالفت همسرش

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

توانا: نیلوفر اردلان فوتبالیست و فوتسالیستی که از روز اول استارت این دو رشته برای بانوان ایران حضور فعال و چشمگیری داشت درست زمانی که بانوان فوتسالیست در آستانه تجربه نخستین دوره مسابقات قهرمانی آسیایی در مالزی هستند، نمی تواند تیم ملی را همراهی کند! دلیل غیبت او در مالزی جالب توجه است. این موضوع به برخی قوانین داخلی کشور و زندگی شخصی او باز می گردد.

این ملی پوش باسابقه ایران، درست زمانیکه باید پاسپورت خود را به فدراسیون فوتبال تحویل می‌داد با مخالفت همسرش مواجه شد.

نیلوفر اردلان در این خصوص به نسیم گفت: مسابقات جام ملتهای آسیا برای نخستین بار برگزار می‌شود و من هم در اردوهای تیم ملی تمرینات خوبی را زیرنظر خانم سلیمانی انجام داد، اما همسرم پاسپورتم را برای حضور در این مسابقات نداد و به دلیل مخالفت همسرم برای سفر به خارج از ایران این رقابت‌ها را از دست دادم.

وی افزود:‌ای کاش مسئولان قانونی برای بانوان ورزشکار بگذارند تا در چنین مواقعی بتوانیم از حقمان دفاع کنیم.

ملی پوش تیم ملی فوتسال اظهار داشت: این مسابقات برای من اهمیت زیادی داشت و من به عنوان یک زن مسلمان می‌خواستم برای بالا بردن پرچم کشورم تلاش کنم، نه اینکه برای گردش و تفریح بروم.

وی ادامه داد: من این مسابقات را از دست دادم، اما از مسئولان درخواست می‌کنم برای بانوان نیز مثل قانون سرباز خدمت قانونی بگذارند تا اینگونه به تیم ملی و ورزشکار لطمه نخورد، من هم سربازی تیم ملی هستم و می‌خواستم برای پرچم کشورم بجنگم. تیم ملی به وجود من احتیاج دارد و نمی‌توانم ملی پوشان را همراهی کنم.

No responses yet

Sep 13 2015

قصاص حق اولیای دم براساس نص صریح قرآن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

پارس: آیت الله آملی لاریجانی از آمادگی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران برای انجام گفت‌وگوهای حقوق بشری و مباحث مربوط به کرامت انسانی با کشورهای دیگر خبر داد و گفت: هیچ کشوری حق تحمیل پیش فرض‌های حقوق بشری خود به دیگر کشورها را ندارد.

به گزارش پارس به نقل از اداره کل روابط عمومی قوه قضائیه، آیت‌الله آملی لاریجانی در دیدار شریف بسیونی رئیس موسسه بین‌المللی مطالعات عالی علوم جنایی ایتالیا با ابراز خرسندی از سفر هیئت ایتالیایی به ایران و اعلام آمادگی به منظور انجام گفتگوهای دو جانبه میان ایران و ایتالیا درباره مبانی حقوق بشری و مبادله تجربیات عملی دو کشور در زمینه قضایی، گسترش این مناسبات را موجب نزدیکی دو کشور توصیف کرد و گفت: امیدواریم با نگاهی عالمانه و منطقی به مباحث حقوق بشری و عدالت کیفری راه برای گفتگوهای بیشتر بین کشورها باز شود.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به اینکه رسیدن به فهم مشترک از مقوله حقوق بشر نیازمند آشنایی با پیش فرضهای موجود در این زمینه است و در این مسیر هیچ کشوری حق تحمیل باورها و پیش فرضهای خود را ندارد گفت: مکاتب و تمدن های مختلف بشری نیازمند گفتگوهای بیشتر برای درک و فهم مفاهیم مربوط به کرامت انسانی و حقوق بشر هستند.

آیت الله آملی لاریجانی با تاکید بر اینکه بر خلاف برخی تبلیغات رسانه ای غرب، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران کمال یافته و مستقل است افزود: دستگاه قضایی ایران، ساختاری مستقل در چارچوب نظام اسلامی و به دنبال ترویج حق و عدالت و استیفای حقوق عامه است و نگاهش به مفهوم کرامت انسانی مبتنی بر نگاه عقلانی شیعه است که تفاوت بنیادین تفکرات افراطی همچون داعش دارد.

رئیس دستگاه قضا با تاکید بر اینکه در مباحث حقوق بشری باید در مقام اجرا و عمل نیز همگام با بحث­های نظری و تئوری تلاش کرد و در این راه فاصله ای معنادار و تناقض آمیز در رفتار و گفتار غرب درباره حقوق بشر وجود دارد تصریح کرد: متاسفانه غربی ها تلاش دارند نگاه خود به حقوق بشر را که مبتنی بر پیش فرض های خودشان است به همه کشورهای تحمیل کنند که قطعاً چنین رویکردی صحیح نیست.

آیت الله آملی لاریجانی به بحث اعدام و قصاص و تفاوت این دو مجازات و فشار غرب درباره چرایی اجرای حکم قصاص اشاره و تاکید کرد: قصاص حق اولیای دم بر اساس نص صریح قرآن است که

می توانند از آن استفاده کنند و یا از آن بگذرند.

رئیس دستگاه قضا افزود: فشار غربی ها درباره حقوق بشر به کشورهای دیگر از جمله ایران دو گانه است؛ آنها در حالی که در جمهوری اسلامی ایران انتخابات متعددی برگزار شده و می شود. ما را محکوم می کنند و به ما فشار می آورند اما با برخی کشورهای همین منطقه که تا به حال انتخاباتی در آن برگزار نشده کاملاً دوست هستند و این کشورها تحت حمایت کامل غربی ها قرار دارد.

رئیس قوه قضاییه به مسئله مبارزه ایران با قاچاق موادمخدر اشاره کرد و گفت: متاسفانه با حضور کشورهای غربی در افغانستان کشت و تولید موادمخدر در این کشور ده برابر شد و جمهوری اسلامی ایران به مقابله با قاچاق و ترانزیت موادمخدر که عمده آن به مقصد اروپا و غرب است برخاسته و در این راه بسیاری از جوانان خود را از دست داده است؛ در حالیکه غرب نه تنها در این زمینه به ایران کمک نمی کند بلکه برخی برخوردهای ایران در مقابله با قاچاق موادمخدر را محکوم می کند.

در این دیدار شریف بسیونی رئیس موسسه بین المللی مطالعات عالی علوم جنایی ایتالیا نیز با ابراز خرسندی از سفر به ایران از انجام گفتگوهای مشترک حقوق بشری میان ایران و ایتالیا استقبال کرد و با اشاره به اینکه در سفر آتی هیئت حقوقی قضایی ایران به ایتالیا این گفتگوها ادامه خواهد یافت گفت: مفاهیمی همچون احترام به انسان و کرامت او مفاهیمی عام و مورد پذیرش تمام انسانهاست و چنین مفاهیمی را نمی توان صرفاً در قالب امور سیاسی تعریف کرد.

وی توجه به حقوق بشر و احترام به کرامت انسانی را اصلی پذیرفته شده در میان ادیان الهی و تکامل یافته در دین اسلام برشمرد و گفت: از انجام گفتگوهای بیشتر درباره مفاهیم حقوق بشر و تلاش برای نزدیکی بیشتر کشورها و ملتها استقبال می کنیم./میزان

No responses yet

Aug 19 2015

داعش: اعدام باستان شناس بزرگ سوریه به دلیل سفر به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,مذهب

عصرایران: دکتر خالد الاسعد باستان شناس بزرگ سوریه را می توان معروف ترین و مهمترین شخصیت علمی و فرهنگی اعدام شده توسط داعش دانست.
داعش یک باستان شناس معروف و بزرگ را اعدام کرد.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری ها، دکتر خالد الاسعد باستان شناس بزرگ سوریه را می توان معروف ترین و مهمترین شخصیت علمی و فرهنگی اعدام شده توسط داعش دانست.
داعش تاکنون دهها هزار نفر را در عراق و سوریه به اتهامات ودلایل مختلف اعدام کرده است.

داعش این باستان شناس بزرگ را در منطقه تاریخی باستانی پالمیرا (تدمر) سربرید و سپس جنازه او را از یک فلزی در خیابان آویزان کرد.
در کنار جنازه او کاغذ نوشته ای از اتهاماتش نیز نصب شده است.

داعش: اعدام باستان شناس بزرگ سوریه به دلیل سفر به ایران

در این کاغذ نوشته، اتهامات این باستان شناس به این صورت نوشته شده است:
مرتد خالد محمد الاسعد حامی حکومت مسیحی.
5 اتهام این باستان شناس از نظر داعش به این صورت بیان شده است:
1- نمایندگی سوریه در کنفرانس های کفرآمیز
2- مدیر بت های تدمر (پالمیرا)
3- سفر به ایران و حضور در جشن های پیروزی انقلاب (امام) خمینی
4- ارتباط با سرهنگ عیسی رئیس بخش فلسطین (از فرماندهان ارشد سوریه)
5- ارتباط با سرهنگ حسام سکر در کاخ ریاست جمهوری سوریه

سفر این باستان شناس به ایران نیز مربوط به بهمن ماه گذشته بود.

دکتر خالد الاسعد یکی از بزرگترین باستان شناسان جهان عرب به شمار می رفت و برای سال های طولانی با هیات های باستان شناسی آمریکا، فرانسه و آلمان در حفاری ها و فعالیت های باستان شناسی منطقه پالمیرا (تدمر) سوریه همکاری کرده بود.

این باستان شناس 82 ساله 50 سال از عمر خود را صرف فعالیت های باستان شناسی و فرهنگی کرده بود.

گروه مسلح داعش هم اکنون نصف خاک سوریه و یک سوم خاک عراق را در تصرف خود دارد.
منطقه باستانی تدمر یا پالمیرا یکی از مناطق باستانی تاریخی سوریه که قدمت آن به دوره رومیان باز می گردد.

No responses yet

Aug 11 2015

تعیین جريمه رعايت نکردن حجاب در خودروها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ت نیوز: نايب رئيس اول کميسيون مشترک حقوقي و فرهنگي مجلس شوراي اسلامي از بررسي ميزان جرايم در نظر گرفته شده براي بدحجابي در خودروها خبر داد.

به گزارش گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو» اسفناني در مصاحبه با خبرگزاري صدا و سيما گفت: در جلسه مشترک ديروز مواد يک و دو طرح صيانت از عفاف و حجاب به تصويب رسيد که براساس آن براي رانندگان متخلف که خود يا سرنشينان اقدام به کشف حجاب کنند علاوه بر جرايم قانوني، 100 هزار تومان جريمه و 10 نمره منفي در نظر گرفته شد.

وي افزود: کسراز حقوق، تذکر شفاهي و درج در پرونده را هم براي کارکنان خانم ادارات و نهادهاي دولتي که در محل کار رعايت حجاب اسلامي نمي‌کنند منظور شده است.

اسفناني درباره مصداق بدحجابي گفت: پوشش سر و گردن به جز گردي صورت از مصاديق حجاب اسلامي است که در آيين نامه عفاف و حجاب نيز به آن اشاره شده است.

اين نماينده مجلس راننده را مسئول اعمالي دانست که در خودرو اتفاق مي افتد و افزود: قانون بنا دارد وضع بدحجابي در جامعه را اصلاح کند.

نايب رئيس اول کميسيون مشترک حقوقي و فرهنگي مجلس درباره مجريان اين قانون گفت: ماموران نيروي انتظامي مکلف به اجراي اين قانون در زمينه بدحجابي در خودروها هستند و دراين باره اعلام آمادگي نيز کرده اند.

وي رؤساي ادارات و نهادهاي دولتي را نيز مسئول اجراي قانون صيانت از عفاف و حجاب در زيرمجموعه‌هايشان دانست و افزود: در صورت بروز تخلف و رسيدگي نکردن به آن، مسئولان و مديران متخلف نيز جريمه مي‌شوند.

اسفناني گفت: اين طرح 13 ماده دارد و تاکنون 2 ماده آن در کميسيون مشترک مجلس بررسي و تصويب شده است و در صورت برگزاري جلسات منظم، احتمال پايان بررسي آن در کميسيون تا آخر هفته آينده و ارائه در صحن علني وجود دارد.

No responses yet

Jul 23 2015

“اهل سنت ایران را وادار به اطاعت از ولی فقیه می‌کنند”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: با وجود آنکه اهل سنت به ولی فقیه اعتقاد ندارند، مقامات دولتی آنها را وادار به اطاعت از حکم علی خامنه‌ای می‌کنند. از نظر اهل سنت روز جمعه عید فطر بود اما به آنها اعلام شد باید روز شنبه را عید اعلام کنند.

تعدادی از علمای سنی ایران از ممانعت برگزاری نماز عید فطر و جمعه برای اهل سنت در برخی از کلان شهرهای ایران بار دیگر ابراز نارضایتی کردند. این افراد همچنین گفته‌اند که علیرغم اعتقاد نداشتن آنها به ولی فقیه، در اعلام روز عید فطر به آنان گفته شده باید تابع حکم علی خامنه‌ای باشند.

رهبران اهل سنت گفتند در تهران و برخی دیگر از کلان​ شهرهای ایران تا به حال موفق به دریافت مجوز ساخت مسجد نشده​اند و در نتیجه پیروان آنان مجبورند نماز جمعه و عیدین را در منازل و یا حتی پارک​ها برگزار کنند.

بیشتر بخوانید: جلوگیری ازبرگزاری نمازجمعه اهل سنت در تهران درهفته وحدت

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان ضمن انتقاد از وضعیت اهل سنت در کلان‌شهرهای ایران گفت: «افراطیونی در داخل هستند که نمازهای جمعه و عیدین اهل ‌سنت در کلان‌شهرها را تحمل نمی‌کنند، به‌ طوری که با برگزاری نماز جمعه و عیدین در منزل و نمازخانه‌ها هم مخالفت می‌کنند».

عبدالحمید از علی خامنه​ای، رهبر دینی ایران و حسن روحانی، رئیس جمهور خواست “به افراطیون اجازه ندهند برای اهل‌ سنت کشور محدودیت ایجاد کرده و آزادی‌های مذهبی اهل‌ سنت را سلب کنند و مانع برگزاری نماز در منازل و نمازخانه‌ها شوند. امام جمعه اهل سنت زاهدان (۲۷ تیر/۱۸ ژوئیه) همچنین تاکید کرد که دولت روحانی آن‌طور که انتظار می‌رفت نتوانسته به وعده‌های خود در مورد اقوام و مذاهب عمل کند.

مولوی عبدالصمد دامنی، مدیر دارالعلوم حقانیه هم “این ممانعت​ها” را بر خلاف وحدت شیعه و سنی در ایران دانست. “کمپین فعالین بلوچ” که در امور اهل سنت در استان سیستان و بلوچستان اطلاع رسانی می​کند از قول مولانا محمد دهقان امام جمعه شهر گشت نوشته: «قانون اساسی به اهل سنت در انجام وظایف دینی خویش آزادی عمل داده و مسئولان باید پایبند قانون باشند و اهل سنت هیچ قید و بندی را در انجام فرایض دینی و شرعی خویش نمی‌پذیرد».

مولانا محمدحسین گرگیج امام جمعه آزادشهر هم گفته برگزاری نمازهای عید و پنج گانه در کلان شهرهای ایران حق مسلم اهل سنت ایران است. وی تاکید کرد: «سخنان ما مغایر با قانون نیستند. به ما گوشزد می​کنند که این سخنان را نگوییم ولی این مسائل جزو حقوق​مان هستند و باید گفته شوند. نماز حق خدا و همه مسلمانان است نه امنیتی و نه سیاسی بلکه کاملا عقیدتی است. ما امروز به چین در قبال ایجاد محدودیت​ها برای مسلمانان هشدار می​دهیم پس شما بهانه​ای به دست کمونیست​های چینی ندهید.»

بیشتر بخوانید: روحانی: مذاهب اسلامی را از دوران دبستان به رسمیت بشناسیم

امام جمعه اهل سنت آزادشهر از رئیس جمهور روحانی خواست که اقدامات سلیقه​ای در قبال اهل سنت را شخصا دنبال کند.

وضعیت در کردستان و ترکمن ​صحرا

حسن امینی، از چهره‌های مهم اهل‌سنت کردستان در مصاحبه با وبسایت “روز” گفته است: «چند روز قبل از عید، روحانیون اهل‌ سنت احضار و تهدید شده‌ بودند که نباید روز جمعه را به عنوان روز عید اعلام کنند. با این حال ما در سنندج و بسیاری از شهرهای کردستان روز جمعه را به عنوان عید اعلام کردیم اما در شهرهایی مانند بوکان در آذربایجان غربی، فشارها آنقدر بالا بود که مردم با وجود اینکه روزه نبودند از برگزاری عید خودداری کردند.»

خبرگزاری ایرنا هم روز ۲۵ تیر (۱۶ ژوئیه) گزارش داده است “ستاد استهلال اهل سنت استان گلستان” با صدور بیانیه​ای، “اعلام عید سعید فطر را به عهده حاکم شرع و ولی فقیه دانسته است”.

برخی از فعالان اهل سنت استان گلستان در همین رابطه به دویچه وله گفتند با وجود اینکه پیروان اهل سنت اعتقادی به ولایت فقیه ندارند، ستاد استهلال سنی​ها را مجبور می​کند از ولی فقیه تابعیت کنند.

خبرگزاری فارس از قول این ستاد نوشته است روز شنبه اول شوال مصادف با عید سعید فطر است. اما در سایت​های محلی وابسته به اهل سنت در استان گلستان خبر دادند که ترکمن​های ایران روز جمعه را عید فطر اعلام کردند.

حبیب‌الله سربازی از “کمپین بلوچ” که در ارتباط با اهل سنت فعالیت می​کند به دویچه وله می​گوید با روی کارآمدن حسن روحانی “دخالت افراطیون و مراکز فراقانونی” در امور دینی اهل سنت پایان نیافته و فشار به اهل سنت به ویژه برای پذیرش “طرح کنترل مدارس دینی” بیشتر شده است.

No responses yet

Jul 15 2015

جنبش خزینه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: فریبا داوودی مهاجر

“خزینه” حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستندو آب می کشیدند و غسل می کردند. البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چنین حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود. بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد. معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردندو مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود. تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد.

اماداستان به اینجا پایان نیافت. بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد. آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد واسلام سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی و اعلام کردند. این علما معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح “کرّ” میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند. آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه “غیرشرعی” است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد. بنا براین ممنوع کردن خزینه “عمل خلاف شرع رضا شاه” اعلام شد. انها آب «کرّ» را آبی میدانستند که در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد. هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند. در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد. به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار، آب از خزینه سر زیر شود.

بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه “دوش حمام” آغاز شد. جنبش خزینه و مخالفت های پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چه گونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند. تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند. بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند. بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی، غسل ترتیبی انجام داد و احکام و مسائل آن را مطرح نمودند.

اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا. علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند. جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است.

در نهایت یک سوال اساسی باقی است. اگر رضا شاه نبود هنوز خزینه بود؟

No responses yet

Jul 08 2015

جنجال رسانه‌ای سفر حمید رسایی به فنلاند برای تبلیغ اسلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: رسانه‌های ایران از سفر حمید رسایی، نماینده اصولگرای مجلس، به فنلاند برای تبلیغ اسلام خبر داده‌اند. صادق زیباکلام در نامه‌ای از او خواسته “اگر متاعی در جهت تبلیغ دین اسلام دارد آن را در ایران عرضه کند”.

به گزارش سایت “عصر ایران”، حمید رسایی، نماینده اصولگرای مجلس و از مخالفان دولت و توافق هسته‌ای، “برای تبلیغ دین اسلام” عازم هلسینکی، پایتخت فنلاند، شده است. او پیش از این چند بار به دعوت انجمن اسلامی به آلمان سفر کرده بود.

رسانه‌های ایران با انتقاد از سفر رسایی که “سابقه فحاشی به غرب و آمریکا” را دارد، از این سفر ابراز تعجب کرده‌اند. رسایی با انتشار عکسی در اینستاگرامش به این واکنش‌ها انتقاد کرده و در عین حال حضورش در فنلاند را تأیید کرده است.

رسایی عکس‌هایی از سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به انگلیس را در اینستاگرامش منتشر کرده که در نوشته بالای آن‌ها سفر روحانی به انگلیس با سفر رسایی “به یک کشور خارجی” مقایسه شده است: «قضاوت با شما! موج رسانه‌ای و تخریب نماینده تهران به خاطر سفر تبلیغی چند روزه رسایی به یک کشور خارجی که با دعوت یک مرکز غیر دولتی بوده و سکوت در برابر سفرهای مکرر روحانی به انگلیس برای اخذ دکترا در زمانی که مسئولیت‌های مهم داشته؟!»

نماینده اصولگرای مجلس در زمان برگزاری جام جهانی برزیل هم به عنوان عضو کمیته ویژه مجلس برای بررسی فساد در فوتبال، قصد داشت با هزینه مجلس به این کشور سفر کند. با رسانه‌ای شدن موضوع، سفر او منتفی شد.

همزمان با سفر این نماینده تندروی مجلس به فنلاند صادق زیباکلام، پژوهشگر و تحلیل‌گر سیاسی، در نامه‌ای از او خواسته “اگر متاعی در جهت تبلیغ اسلام و دین اسلام دارد بهتر بود آن را در کشورش ارائه می‌کرد تا مردم بیشتری طرفدارش شوند”.

زیباکلام در این نامه آورده است: «وقتی رسایی در بین جوانان، کهنسالان، زنان، مردان و اقشار مختلف ایران در بعد از انقلاب کمترین مخاطب را دارد؛ چگونه در خارج از کشور حرف‌هایش می‌تواند با استقبال مواجه شود.»

رسانه‌های ایران از آخرین پست صفحه‌ رسایی نقل کرده‌اند که درباره توافق هسته‌ای نوشته است: «در توافق پيش رو، غيرت يا بی غيرتی؛ کدام امضاء می شود؟» و «ملت دست امضاکنندگان توافق بد را می‌شکند.»

با این حال به نظر می‌رسد که این نماینده مجلس در عین انتقادهای خشم‌آلود خود به غرب و آمریکا، علاقه زیادی به سفرهای اروپایی دارد. او حتی زمانی که برای سفر به آلمان متوجه شد که باید انگشت‌نگاری شود، مخالفتی با این موضوع نداشت و پس از انگشت‌نگاری در سفارت آلمان در تهران گفته بود که “به‌طور عزت‌مندانه انگشت‌نگاری شده است”.

زیباکلام در نامه‌اش می‌پرسد: «تصور نمی‌کنم رسایی به زبان‌های انگلیسی یا سایر زبان‌های اروپایی آگاهی و تسلط داشته باشد، حال چطور امید دارد بتواند با اهالی فنلاند در صورت لزوم ارتباط برقرار کند؟»

No responses yet

Jun 26 2015

تلاش‌های پی‌گیر بهاییان ایران برای دستیابی به آموزش عالی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: “دویچلند فونک” گزارشی درباره تلاش بهاییان ایران برای دسترسی به آموزش عالی پخش کرد. این گزارش می‌گوید، تاسیس یک مؤسسه مستقل آموزشی، پاسخی شایسته و دور از خشونت به سیاست تبعیض‌آمیز دولت ایران در قبال بهاییان بوده است.
تظاهرات ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱ در ریو دو ژانیرو علیه بازداشت بهاییان در ایران

تظاهرات ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱ در ریو دو ژانیرو علیه بازداشت بهاییان در ایران

برخورداری از آموزش حقی بشری است. اما تمامی شهروندان ایران از این حق برخوردار نیستند. بهاییان که با جمعیت سیصد هزار نفری، بزرگترین اقلیت مذهبی ایران را تشکیل می‌دهند، به طور سیستماتیک از تحصیل عالی محروم هستند. از این رو آنها خود اقدام به ایجاد “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” کرده‌اند که مخفیانه و در شرایطی سخت و خطرناک آموزش دانشجویان بهایی را هدف خود قرار داده است.

رادیوی آلمانی “دویچلند فونک” روز چهارشنبه (۲۴ ژوئن / ۳ تیر) گزارشی درباره محرومیت تحصیلی بهاییان در ایران و تلاش و موفقیت این گروه از اقلیت مذهبی ایرانی برای دستیابی به تحصیلات عالی پخش و در سایت اینترنتی خود منتشر کرد.

در این گزارش توضیح داده شده که پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران هزاران تن از بهاییان از کار اخراج شدند و دارایی‌شان مصادره شد. این گزارش سپس به طور خاص به وضعیت تحصیلی بهاییان در ایران پرداخته است. بسیاری از بهاییانی که پس از انقلاب از کار بیکار شدند، استاد یا کارمند دانشگاه بودند. از آن زمان بهاییان اجازه نداشته‌اند شغلی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی داشته باشند یا به تحصیل عالی بپردازند.

نیسان رأفت (Neysan Rafat)، رئیس تحقیقات در باره یاخته‌های بنیادی در بیمارستان آموزشی هایدلبرگ، به “دویچلند فونک” گفته است: «در ایران دانش‌آموزان باید برای ورود به دانشگاه در امتحانی سراسری شبیه کنکور فرانسه شرکت کنند. یک دانش‌آموز بسته به اینکه نتیجه امتحان کنکورش چه باشد، می‌تواند به رشته‌ها و دانشگاه‌های مختلف راه بیابد. بهایی‌ها مدام در این امتحان رد می‌شوند چون دولت ایران از شرکت‌کنندگان در کنکور می‌پرسد چه مذهبی دارند. بدین ترتیب بهایی‌ها را به اصطلاح تصفیه و به طور سیستماتیک از ادامه تحصیل محروم می‌کنند.»

در سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳) یک یادداشت محرمانه جمهوری اسلامی ایران افشا شد که نشانگر هدف دولت برای در تنگنا قرار دادن بهاییان از نظر اقتصادی و اجتماعی بود. در این یادداشت آمده بود که بهاییان نباید به لحاظ تحصیلی پیشرفت کنند، سطح زندگی آنها باید پایین نگاه داشته شود و همواره باید در ترس از دستگیری یا اتفاق‌های بدتر به سر برند. سندی که ۲۹ اردیبهشت امسال (۲۰۱۵) منتشر شد نیز نشانگر آن بود که سیاست تبعیض سیستماتیک علیه بهاییان همچنان در ایران ادامه دارد. طبق سندی که «سحام نیوز» منتشر کرد، فرمانده نیروی انتظامی در دوران احمدی‌نژاد با صدور دستورالعملی حدود ۳۰ شغل را بر بهاییان ممنوع کرده و قصد کنترل آنان، نظارت بر فعالیت‌شان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه را داشته است.

اینگو هوفمان، فیزیکدان و کارشناس مسائل ایران در جامعه بهاییان آلمان، در باره محروم کردن بهاییان از تحصیل در ایران و راهی که آنان برای رهایی از این تنگنا یافته‌اند به “دویچلند فونک” گفت: «طبیعی است که محرومیت از تحصیل به‌خصوص نسل جوان را به شدت هدف قرار داده است. در کشوری که نرخ بیکاری جوانان آن بسیار بالاست، تنها تحصیلات می‌تواند شانس افراد را برای پیدا کردن شغل افزایش دهد. البته باید گفت که بهایی‌ها نگذاشته‌اند که این شانس از آنها گرفته بشود و راه حل‌هایی پیدا کرده‌اند. آنها در طول سال‌ها نهاد آموزشی خود را به وجود آورده‌اند که نام آن “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” (Bahai Institute of Higher Education، مخفف آن BIHE) است.»

بیشتر بخوانید: بهاییان ایرانی و تحصیل بر لبه‌ی تیغ

کمک دانشگاهیان سراسر جهان

“دویچلند فونک” می‌نویسد که تاسیس این شبکه آموزشی پاسخ خلاق و عاری از خشونتی به تلاش‌های مداوم دولت ایران برای جلوگیری از تحصیلات عالی بهاییان بوده است. این شبکه از سال ۱۳۷۰ (۱۹۸۷) ایجاد شده و از آن زمان با دشواری‌های بسیار روبرو بوده است.

تدریس واحدهای آموزشی در ابتدا به وسیله نامه و سپس به کمک اینترنت و ای‌میل صورت می‌گرفته است. به دلیل خطرناک بودن شرایط، دانش‌آموزان این مؤسسه نام استادان خود را نمی‌دانند. تا کنون چندین نفر در این رابطه دستگیر شده‌اند. در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱) هفت مدرس را دستگیر کردند. یک سال پس از آن، رئیس این نهاد آموزشی و همه رؤسای دانشکده‌های آن دستگیر و در یک دادگاه انقلاب در تهران به چهار تا پنج سال زندان محکوم شدند.
DW.COM
سازمان ملل: ایران به وعده‌های روحانی در مورد حقوق اقلیت‌ها عمل نکرد

سازمان ملل متحد در گزارش سالانه خود در باره وضعیت حقوق بشر در ایران با اشاره به شمار بالای اعدام در ایران اعلام کرد، در ایران سرکوب اقلیت‌ها، فعالان و آزادی‌ها و نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد.
گزارش عفو بین‌الملل درباره سرکوب در دانشگاه‌های ایران
آمریکا از آزار پیروان مذاهب غیرشیعه در ایران انتقاد کرد

نیسان رأفت می‌گوید که ماموران دولت ایران بارها به ساختمان‌هایی که در آن کتاب‌ها یا وسایل مربوط به درس “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” نگهداری می‌شده، حمله برده و همه چیز را از جمله آزمایشگاه‌ها را توقیف و مصادره کرده‌اند. به گفته رئیس تحقیقات درباره یاخته‌های بنیادی در بیمارستان آموزشی هایدلبرگ، در حال حاضر چندین مدرس این مؤسسه در زندان به سر می‌برند تنها به خاطر آنکه به دانشجویان درس‌هایی چون ریاضیات، زیست‌شناسی، شیمی یا دیگر رشته‌ها را آموزش می‌داده‌اند.

با وجود حمله‌های دولت، این مؤسسه به کار خود ادامه می‌دهد. کادر آموزشی استادان و مدرسانی هستند که دولت آن‌ها را به دلیل بهایی بودن چند دهه پیش از تدریس محروم کرده بود. این استادان و مدرسان برای تدریس خود دستمزدی دریافت نمی‌کنند و هدف‌شان بهره‌مند کردن بهاییان جوان از تحصیلات عالی است.

به گزارش “دویچلند فونک”، بسیاری از دانشگاهیان جهان به دانشجویان بهایی کمک می‌کنند. از جمله نیسان رأفت از بیمارستان آموزشی هایدلبرگ در آلمان به گروهی تعلق دارد که از دانشجویان بهایی برای راه یافتن به دانشگاه‌های آلمان حمایت می‌کند.

رأفت می‌گوید که دریافت پذیرش از دانشگاه‌های آلمان برای کسانی که در “مؤسسه آموزش عالی بهاییان” درس خوانده بودند در ابتدا کار دشواری بود. او می‌گوید: «در سال ۲۰۰۹ دانشگاه بن نخستین دانشگاهی بود که مدرک مؤسسه آموزش عالی بهائیان را به رسمیت شناخت. رئیس دانشکده الهیات در دانشگاه بن که با بهاییت و مشکل بهاییان در ایران آشنایی داشت در این زمینه کمک کرد. از آن زمان اوضاع ساده‌تر شده و بسیاری از دیگر دانشگاه‌ها هم حاضر به پذیرش فارغ‌التحصیلان انستیتوی بهایی برای تحصیلات عالی شده‌اند.»

آموزش به عنوان هدف زندگی

به نوشته “دویچلند فونک”، برنامه IBHE موفقیت‌آمیز بوده و بر شمار دانشگاه‌های جهان که حاضر به پذیرش مدرک این مؤسسه هستند مدام افزوده شده است.

به گزارش این رادیوی آلمانی‌، استادان بسیاری از دانشگاه‌های برجسته اروپا و آمریکا به این مؤسسه نامه نوشته و از آن پشتیبانی کرده‌اند. آنان از کیفیت و توانایی دانشجویانی که با وجود شرایط سخت تحصیل در ایران در این مؤسسه دانش آموخته‌اند ابراز تعجب و خوشحالی کرده‌اند.

به نوشته “دویچلند فونک”، بسیاری از دانشجویان پس از تحصیل در دانشگاه‌های خارج به ایران برمی‌گردند، چون “وظیفه مقدس و هدف زندگی” خود می‌دانند که از نسل بعدی در ایران حمایت کنند و برای این نسل امکان تحصیلات عالی را فراهم آوردند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .