اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

Oct 10 2016

ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی/ برخورد دوگانه با رسانه‌ها درست نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

ایلنا: رییس فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصادی و انضباط مالی مجلس با انتقاد از ایجاد محدودیت شهرداری تهران برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی، نسبت به بروز فساد سیستماتیک در دستگاه‌هایی که به رسانه‌ها اجازه نقد نمی‌دهند، هشدار داد.

محمود صادقی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، با انتقاد از برخورد قهرآمیز با رسانه‌های منتقدِ واگذاری املاک نجومی، اعلام کرد: آنچنان که در جریان موضوع کارگران معدن طلای آق‌دره تاکید کردم این روش درستی نیست که برای برخورد با اعتراض‌های مدنی، شاکی خصوصی درست کنیم.

ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی

او گفت: درست نیست در مسائلی که باید دادستان ورود کند، با طرح شکایت خصوصی مانع از بررسی دقیق پرونده شده و در پناه شکایت شاکی خصوصی برای ادامه بررسی تخلف، محدودیت ایجاد کنیم.

عضو هیات رییسه فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تشابه برخورد با کارگران معدن طلای آق‌دره و رسانه‌های منتقد عملکرد شهرداری تهران گفت: رسانه‌های آزاد و «آزادی مطبوعات» در کنار سه رکن اصلی دموکراسی یعنی «رقابت‌های انتخاباتی عادلانه»، «آزادی بیان»، «آزادی اندیشه سیاسی» به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی شناخته می‌شوند و خدمات بسیار مهم و بزرگی به جامعه و حکومت دارند.

بدون آزادی رسانه‌ها دچار فساد سیستماتیک می‌شویم

رییس فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصادی و انضباط مالی مجلس دهم تصریح کرد: درصورتی که آزادی لازم به رسانه‌ها داده نشود، دچار فساد سیستماتیک می‌شویم که بر اساس این اصطلاح علمی و حقوقی، هنگامی که یک دستگاه یا سیستم اداری و حکومتی دچار فساد سیستماتیک یا نظام‌مند و ساختاری شود، هر کسی که در آن دستگاه فعالیت کند، خواه ناخواه دچار فساد شده و به فساد سیستم آلوده می‌شود.

برخورد شهرداری با رسانه‌ها غیراخلاقی و غیرحقوقی است

نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی به جای این‌که با معضل اصلی که فساد سیستماتیک است، برخورد کنند؛ رسانه‌ای که باید آیینه حقایق جامعه باشد را تحت فشار قرار می‌دهند که این برخورد کاملاً غیرمنطقی، غیراخلاقی و غیرحقوقی است.

برخورد دوگانه با رسانه‌ها درست نیست

او همچنین با انتقاد از برخوردهای دوگانه با رسانه‌ها، اعلام کرد: همواره در سطح بین‌المللی از برخوردهای دوگانه جامعه بین‌الملل با ایران ناراضی هستیم و به‌عنوان نمونه شاهد هستیم با وضعیت ضدحقوق بشری دولت سعودی مشکلی ندارند، اما از عملکرد کشور ما که سازوکار حکومتی کاملاً دموکراتیک دارد، انتقاد می‌شود و باوجود این، در عرصه داخلی خودمان رفتاری مشابه با رسانه‌ها داریم.

صادقی در پایان تصریح کرد: متاسفانه شاهد هستیم در جایی از افشاگری برخی رسانه‌ها تقدیر می‌شود در جای دیگر با اقدامی مشابه ازسوی گروهی دیگر از رسانه‌ها، برخوردی متفاوت انجام می‌شود که این اتفاق درستی نیست.

No responses yet

Oct 07 2016

عفو بین الملل: گلرخ ابراهیمی برای داستانی چاپ نشده به زودی روانه زندان می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان عفو بین الملل روز پنجشنبه ۱۵ مهر در بیانیه‌ای هشدار داد که گلرخ ابراهیمی، نویسنده و فعال حقوق بشر به خاطر نوشتن داستان منتشر نشده‌ای در مورد سنگسار به جرایم متعددی از جمله «توهین به مقدسات اسلام» محکوم شده و به زودی برای طی دوران حبس ۶ ساله‌اش راهی زندان خواهد شد.

فیلیپ لوثر از مسئولان بخش خاورمیانه سازمان عفو بین الملل گفت: «جرایم گلرخ ابراهیمی مضحکند. او صرفا به خاطر نوشتن داستانی که حتی چاپ نشده، به زبانی دیگر فقط به خاطر تخیلش، به شش سال حبس محکوم شده است.»

وی اضافه کرده است: «مقامات حکومت ایران به جای زندانی کردن زن جوانی که به شکل مسالمت آمیز از حقوق بشری مشروع خود برای ابراز مخالفت با سنگسار استفاده کرده باید روی لغو کامل این نوع مجازات تمرکز کنند که مصداق شکنجه است. تداوم اجرای این نوع مجازات و توجیه آن تحت عنوان پاسداری از اخلاق منزجر کننده است.»

گزارش حاکی است که دو رروز مرکز اجرای احکام از طریق تلفن با گلرخ ابراهیمی تماس گرفته و به او دستور داده تا برای شروع دوره ۶ ساله زندان به جرم «توهین به مقدسات اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» خود را به زندان اوین معرفی کند.

او به خاطر نوشتن داستان تخیلی که حتی منتشر نشده در دادگاه اولیه به ۶ سال زندان محکوم شد. در این داستان واکنش‌های عاطفی یک زن جوان هنگام تماشای فیلمی به نام «سنگسار ثریا. م» توصیف می‌شود که سرگذشت یک زن سنگسار شده به جرم روابط جنسی را نشان می‌دهد. بیننده پس از تماشای فیلم چنان خشمگین می‌شود که نسخه‌ای از قرآن را می‌سوزاند.

این داستان منتشرنشده روز ۶ سپتامبر ۲۰۱۴ هنگام بازداشت گلرخ ابراهیمی همراه همسرش آرش صادقی در محل کارشان در تهران توسط ماموران سپاه پاسداران کشف شده است. ماموران حکم بازداشت آن‌ها را نشان ندادند ولی این زوج را به منزلشان برده و پس از بازرسی خانه تعدادی از وسایل آن‌ها از جمله کامپیو‌تر، دفترچه‌های یادداشت و چند سی دی را با خود بردند.

سپس آرش صادقی، فعال حقوق بشر را به زندان اوین و گلرخ ابراهیمی را به یکی از مراکز بازداشت مخفی منتقل کردند. پس از یک شب او نیز به یکی از بخش‌های زندان اوین منتقل شد که زیر نظر سپاه پاسداران است. او مدت ۲۰ روز بدون داشتن ملاقات با خانواده، حق دسترسی به وکیل و یا محاکمه در اوین زندانی بود و سه روز اول را در سلول انفرادی طی کرد.

گلرخ ابراهیمی گفته است که در دوران بازداشت ساعت‌های طولانی در حالیکه چشم بند به او زده بودند مورد بازجویی قرار گرفته و بازجویان او را تهدید می‌کردند که به خاطر «توهین به اسلام» اعدام خواهد شد. او صدای بازجویی از همسرش و تهدیدهای مشابهی علیه او در سلول کناری را می‌شنید. آرش صادقی نیز گفته است در دوران بازداشت شکنجه شده و بازجویان او را با لگد می‌زدند، به سرش مشت می‌کوبیدند و‌گاه تا مرز خفگی گلوی او را می‌فشردند.

گلرخ ابراهیمی در دو جلسه کوتاه دادگاه انقلاب تهران بدون وکیل محاکمه شده است. اولین وکیل که تحت فشار کناره گیری کرد و به وکیل دوم اجازه ندادند پرونده او را مطالعه کند و یا در دادگاه از او دفاع کند. به او اجازه داده نشد در دادگاه از خود دفاع کند چون جلسه اول دادگاه به پرونده همسرش اختصاص یافت و هنگام جلسه دوم او در بیمارستان بستری بود و نتوانست در جلسه دادرسی شرکت کند.

فیلیپ لوثر می‌گوید: «دادگاه گلرخ ابراهیمی نمایشی بود. او از حق دفاع از خود برخوردار نبود و حکم او از قبل تعیین شده بود. این تازه‌ترین نمونه از زیرپا گذاشتن عدالت و نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران است.»

این مقام عفو بین الملل تصریح کرده است:«ما از مقامات مسئول می‌خواهیم بلادرنگ حکم زندان گلرخ ابراهیمی و همسرش آرش صادقی که به خاطر استفاده از حق مشروع خود برای آزادی بیان از ماه ژوئن زندانی شده است را لغو کنند. حکومت ایران با بکارگیری روش های سرکوبگرانه و بی‌رحمانه قصد دارد نسلی از فعالان جوان را حذف کند.»

No responses yet

Oct 04 2016

در فارابی، قاچاقی ماهواره نصب کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

سحام: سیدمحمد بهشتی اولین رییس بنیاد سینمایی فارابی هرچند نزدیک به دو دهه است منصب مدیریتی در سینما ندارد اما همچنان حرف و حدیث‌ها پیرامون کارنامه مدیریتی وی فراوان است. در بحبوحه این حرف و حدیثها که همه ناظر به نگاه امنیتی و بسته‌ای است که وی و همکارانش در دهه ۶۰ در سینما ایجاد کرده بودند سیدمحمد بهشتی با خبرگزاری “فارس” گفتگو کرده و کوشیده بخشی از دغدغه‌های دهه نودی خود را بیان کند.

از جمله این دغدغه‌ها جایی‌ست که به صراحت از ارجحیت اکران محصول مبتذل ایرانی به جای معادل خارجی‌اش تأکید کرده و همچنین از کم کاری رسانه ملی در رقابت با ماهواره‌ها می‌گوید.

بهشتی از مخاطب زیر ۱۰ درصدی رسانه ملی گلایه می‌کند و از جا ماندن از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای می گوید اما در این بین وی فقط از «من و تو» نام می برد و کلمه‌ای درباره «جم» حرف نمی زند.

بخش‌های خواندنی گفته‌های بهشتی را بخوانید:

فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» از تمام مجاری قانونی عبور کرد اما وزیر در دو سه مقطع اکران فیلم را نامناسب خواند. این ماجرا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه برای مراجع ما توضیح نمی‌دهند در چه شرایطی به سر می‌بریم. وقتی در منزل هرشب از کانال‌های مختلف می‌توانید استفاده کنید، صدا و سیمای شما کلا قافیه را باخته است. طوری که با یک شبکه «من و تو» صدا و سیما غلاف کرده و در بهترین حالت کپی می‌کند. این قدر «پیشخوان فرهنگی» و مخاطب را از دست دادیم در این وضعیت دیگر شرایط قرنطینه جواب نمی‌دهد.

از سال ۱۳۷۰ به بعد دیگر جوابگو نبود. از زمانی که تحولات تکنولوژیک به ترتیبی شد که دیگر مدیر دولتی نتوانست شرایط قرنطینه را برای مخاطب فراهم کند. نه در ایران در همه جای دنیا دیگر جواب نداد. همه دنیا در شرایط قرنطینه کشورشان را مدیریت می‌کردند. همین امریکا که مدعی مهد آزادی است وقتی کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی توسط دانشجویان منتشر می‌شد کوره‌ای درست کرده بود و ورود این اسناد را ممنوع کرده بود. کلا این الگو منتفی شد. وقتی نمی‌خواهیم زیر بار این قضیه برویم این وضع اتفاق می‌افتد که پیشخوان فرهنگی را توسط محصولاتی که هیچ اعمال نظری نمی‌توان کرد از دست می‌دهد.

وقتی در شرایط قرنطینه نمی‌توان مدیریت کرد. حتی اگر فیلم مبتذل نشان داده بشود ترجیح این است که یک فیلم ایرانی مبتذل نشان داده شود. اگر نمایش ندهیم یک فیلم مبتذل کلمبیایی که همه فیلم دغدغه‌شان این است که کی بچه کدام والدین است، مخاطب پیدا می‌کند.

– برای این که بتوانیم پیشخوان فرهنگی را نگه داریم باید فیلم مبتذل اکران کنیم؟

بله. باید این کار را بکنید.

– هضم در این سیستم نمی‌شویم؟

خب الان هم داریم هضم می‌شویم. هنر این را داشته باشیم فیلم‌های کمتر مبتذل جذاب تولید کنیم. در عید امسال یک حادثه بسیار خوب اتفاق افتاد و مردم به سالن سینما رفتند از این ظرفیت باید حداکثر استفاده را بکنیم. چه چیزی می‌توانیم بگذاریم جایش؟ صدا و سیما است که مخاطب آن به عدد یک رقمی رسیده است؟

– یعنی وارد جنسیت‌زدگی بشویم؟

نه نمی‌گویم جنسیت‌زده شویم. باید نگرانی داشته باشیم و اعمال کنیم.

انقلاب اسلامی بر اساس یک مبنا و ارزش‌هایی شکل گرفته این اصول و ارزش‌ها را یا باید بگذاریم کنار یا به صورت هوشمندانه آن را مدیریت کنیم.

من معتقدم اصول انقلاب اسلامی باید رعایت بشود. اما این اصول چیست؟

– شما دارید از قانون هم عدول می‌کنید (ساخت فیلم مبتذل با هر شرایطی بهتر است از فیلم های مبتذل خارجی) ما در قانون، عرف و اسلام ازدواج همزمان یک زن با دو مرد را جایز نمی‌دانیم؛ اما فیلم در همین شرایط پروانه نمایش می‌گیرد! اگر با مدلی که شما تعبیر می‌کنید و بخواهیم به دهکده جهانی احترام بگذاریم باید این شوراها و قوانین را کنار بگذاریم.

اگر ناگزیر باشیم بین یک فیلم مبتذل ایرانی و یک فیلم مبتذل امریکای جنوبی انتخاب کنیم، من ایرانی را ترجیح می‌دهم. البته مبتذل بودن و خلاف شرع بودن دو موضوع است. فیلمی می‌تواند مبتذل باشد اما خلاف شرع نباشد. همچنین می‌شود فیلمی مبتذل نباشد ولی خلاف شرع باشد. کارنامه ما نشان می‌دهد که همواره نسبت به خلاف شرع حساس بوده‌ایم.

– شما دو فیلم «فروشنده» و «۵۰ کیلو آلبالو» را ندیدید اما از موفقیت‌های آن‌ها خوشحالید. این به نظر کمی عجیب می‌آید؟

برای این که من می‌دانم در چه وضعیتی زندگی می‌کنیم، اما شما متوجه نیستید. شما از این غصه نمی‌خورید که رسانه ملی ما، ملی نیست. رسیده به ۵ یا ۶ درصد مخاطب است.

– راهکار شما چیست؟

صدا و سیمای ما مخاطبش رسیده به زیر ۱۰ درصد! شما یک فکری بکنید. برای این که مملکت ما نیاز به رسانه ملی دارد. ما جامعه خودمان را محروم می‌کنیم از رسانه ملی. این متاسفانه خسارتش هزاران برابر بیشتر از این فیلم‌هاست.

– شما دقیقا در موقعیتی که موج استفاده از ماهواره تازه داشت شروع می‌شد مدیریت‌تان را ترک کردید. بالاخره شما مدیری هستید که بعد از وقوع انقلاب سینمای ایران را شکل دادید در این شرایط فعلی ماهواره این فضا را دنبال می‌کند و سینما این شرایط را دارد چه راهکاری می‌دهید؟

ما در سال ۱۳۷۰ از طریق اطلاعاتی که از تغییرات تکنولوژیک به دست آوردیم متوجه شدیم این اتفاق در حال رخ دادن است. آقای لاریجانی به تازگی وزیر ارشاد شده بودند. در فارابی از همکاران خواستم از قاچاقچی آنتن ماهواره تهیه کرده و خودشان نصب کنند تا وضعیت دریافت کانال‌ها را مانند مردم عام تجربه کنیم.

گزارشی تهیه کردم و به آقای لاریجانی دادم و شرح ماوقع دادم و گفتم دیگر نمی‌توان به شیوه جاری اعمال مدیریت کرد. گفتم باید الگوی جدیدی مدیریتی در رسانه فراهم کنیم و اسم آن را الگوی مدیریتی عدم قرنطینه در نظر گرفتیم. باتوجه به بنیه و توان کشور این الگو را فراهم کردیم تا با توجه به شرایط تولید بتوانیم در پیشخوان کشورهای دیگر هم حاضر شویم به یاد دارم وقتی در مجلس نوار ضبط شده کانال‌های قابل دریافت از طریق آنتن‌های ماهواره پخش شد، به دلیل خلاف شرع بودن محتوایش، برخی نمایندگان صحن را ترک کردند. نمی‌خواستند زیر بار این قضیه بروند. طوفان شدیدی شده اما نمی‌پذیرند.

– چرا نمی‌گویید راهکارتان چیست؟

ما الگو را آن زمان ارایه دادیم. الان باید جوانترها به آن فکر کنند. کشورهای دنیا همه در مقابل ماهواره منفعل نبودند اما کمتر جایی در جهان است که به شرایط ماقبل دهه ۷۰ پافشاری کند.

– با توجه به تجربه و هشدارهای شما در دهه ۷۰ الان در شرایط فعلی وزارت ارشاد چگونه باید عمل کند؟

باید در مراجع بالاتری از وزارت ارشاد دراین باره تصمیم‌گیری شود. از شرایط عمومی کشور خودمان در فضای جهانی ارزیابی درستی نداریم. به ظرفیت‌های درون کشور اعتماد کنیم. به اندازه کل قاره آفریقا از شمال و جنوب آن فیلمساز داریم.

– باید به همه اجازه ساخت فیلم بدهیم؟

به این بنیه بالقوه و تجربه تاریخی که داریم اعتماد کنیم.

شما در مصاحبه‌های قبلی در دوران مدیریت‌تان می‌گویید من با وجود شورای پروانه نمایش موافقم و امیدوارم روزی فرا برسد که منتقدانه با فیلم‌ها در این شورا برخورد شود.

این در فضای امکان مدیریت در شرایط قرنطینه سینما و رسانه‌ها ممکن بود.

– یعنی الان این شوراها جواب نمی‌دهد؟

آن دوران سپری شده و گذشته. براساس اقتضای زمان من با این شورا موافق بودم. مشکل بسیار کلی‌تر است و باید مشکل از جای دیگر مرتفع شود. اگر در کلیات وضعیت خودمان را به درستی تشخیص دهیم آن زمان متوجه می‌شویم باید ساز و کارهایی را به کار ببریم که ماهیتاً با شرایط امروز متفاوت است. ما هنوز الگوهای مدیریتی دهه ۶۰ را اعمال می‌کنیم.

– یعنی همان الگوهایی که شما برای سینما آماده کردید؟

بله. در صورتی که آن دوران گذشته است.

– الان یک راهکار جدید بدهید.

وقتی در این شرایط به سر می‌بریم و قصد داریم نگاه ملی داشته باشیم و دغدغه نسبت به سرنوشت کشور داشته باشیم باید رسانه ملی داشته باشیم. مملکت ما ساز و کارهایی دارد. این مملکت باید متوجه شود نیازمند رسانه ملی است. برای داشتن رسانه ملی چه باید بکند.

– چه باید بکند؟

نمی‌تواند همچنان الگوی دهه شصت حاکم باشد و صداوسیمای آن انحصاری باشد. به همه فرصت‌ها و امکاناتی که به ما کمک می‌کند تا سهمی بیشتر از اوقات فراغت مخاطبین را در اختیار بگیریم، باید استفاده شود. باید به این الگوی مدیریتی قرنطینه‌ای نگاه انتقادی جدی کنیم تا از آن راه حل بیرون بیاید. باید به دنبال الگوی شرایط مدیریت عدم قرنطینه باشیم.

– الگو چیست؟

باید ببینم چه ظرفیت‌هایی داریم. ما جزء تولیدکنندگان هستیم و از این موقعیت پیش آمده می‌توانیم فرصتی ایجاد کنیم که در پیشخوان دیگران حضور پیدا کنیم. یعنی آن آمریکایی که امکان ورود اسناد لانه جاسوسی را به کشورش ممنوع کرده بود را با ارایه فیلم‌ها تسخیر کنیم.

No responses yet

Oct 04 2016

شکایت جیسون رضائیان علیه ایران در دادگاه فدرال آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: جیسون رضائیان خبرنگار روزنامه آمریکایی واشنگتن پست و خانواده اش، روز دوشنبه از شکایت علیه دولت ایران به دادگاه فدرال آمریکا خبر دادند.

به نوشته واشنگتن پست رضائیان در این دعوی ادعا می کند که طی ۱۸ ماهی که در ایران بازداشت بود، در تلاش تهران برای تاثیرگذاری در روند مذاکرات اتمی با غرب، به گروگان گرفته شده و تحت شکنجه روحی قرار گرفته است.

این شکایت که در دادگاه واشنگتن پایتخت آمریکا ثبت شده می گوید ایران برای بدست آوردن دست بالا در مسئله تبادل زندانیان و همچنین امتیازگیری و اخاذی از دولت آمریکا در مذاکرات اتمی برای لغو تحریم ها، از رضائیان استفاده کرده است.

در متن شکوائیه آمده است که مقامات ایران بارها به جیسون رضائییان و همسرش گفتند که رضائیان دارای «ارزش» چانه زنی برای تبادل زندانیان با آمریکا دارد. یگانه صالحی همسر جیسون رضائیان نیز برای بیش از دو ماه بازداشت شده بود.

این شکایت نامه همچنین مواقع کلیدی در مذاکرات اتمی را به رفتار رضائیان در نظام قضایی مرتبط می سازد؛ از بازداشت گرفته تا اعلام جرم و محکومیت و بالاخره آزادی او در روز اجرای توافق اتمی.

در متن شکایت آمده: «برای تقریبا ۱۸ ماه، ایران با هدف بدست آوردن اهرم مذاکره و در نهایت تبادل با آمریکا در ازای چیزی با ارزش برای ایران، جیسون را بازداشت و ارعاب کرد.»

در این شکوائیه، جیسون رضائیان، برادرش علی رضائیان، و مادرشان مری رضائیان با استناد به قانون «استثناء تروریسم» در بند مصونیت خارجی، خواستار مقدار نامشخصی غرامت در ازای صدماتی که متحمل شده اند گشته اند.

طبق این قانون شهروندان آمریکایی از شکایت علیه دولت های خارجی در دادگاه های آمریکایی منع شده اند اما استثناهایی برای فعالیت های تروریستی، شکنجه، و گروگان گیری از سوی دولت های خارجی از جمله ایران در نظر گرفته شده است.

وزارت خارجه ایالات متحده، حکومت ایران را حامی تروریسم می داند و شکایت جیسون رضائیان، تمامی سه مورد بالا را دربر می گیرد.

جییسون رضائیان و همسرش در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۴ در منزل خود در تهران بازداشت و به زندان اولین منتقل شدند. یگانه صالحی ۷۱ روز بعد با وثیقه ۳۲ هزار دلاری آزاد شد. رضائیان اما پشت درهای بسته محاکمه و به جاسوسی متهم شد.

بر اساس شکایتنامه، رضائیان و صالحی بارها در دوران طولانی بازداشت و بازجویی هدف سوءاستفاده های جسمی و روحی قرار گرفتند، از جمله تهدید به اعدام، افکندن به سلول انفرادی و بیخوابی. همچنین به هر یک از آنها گفته شده بود که آن دیگری یا دیگر اعضای خانواده شان در ایران را اعدام کنند.

واشنگتن پست به نقل از متن شکایت می گوید فشارها آنقدر زیاد بود که رضائیان، برادرش و همسرش جداگانه به خودکشی فکر کردند. جیسون رضائیان در حال حاضر دانشجوی بورسیه در دانشکده نیمن در دانشگاه هاروارد است.

No responses yet

Oct 03 2016

بدلیل شرکت در «پارتی شبانه» و فعالیت در حوزه مد ۴۶ نفر در خراسان رضوی بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دیگربان: ۴۶ نفر در نیشابور و مشهد به خاطر شرکت در دو «پارتی شبانه» و فعالیت در عرصه مدلینگ بازداشت و ۱۷ نفر دیگر احضار شدند.

علی‌اکبر حسینی٬ فرمانده بسیج شهرستان «نیشابور» گفته نیرو‌های بسیج با شناسایی دو «پارتی شبانه» اقدام به بازداشت شرکت‌کنندگان این برنامه‌ها کردند.

حسینی افزوده «افراد شرکت‌ کننده در این دو پارتی به جرم مصرف مشروبات الکلی و ارتباط نامشروع مورد پیگیری قضایی هستند.»

مهدی خدابخشی٬ جانشین سرپرست دادسرای مشهد هم از بازداشت شش نفر از گردانندگان اصلی «شبکه‎های سازمان یافته مدلینگ» در این شهر خبر داده است.

خدابخشی افزوده در این ارتباط ۱۷ نفر دیگر به دادسرا احضار شده‌اند که در «در بین آنها عناصر بهاییت هم مشاهده می‎شوند.»

No responses yet

Oct 03 2016

رونده املاک نجومی؛ مدیر ایلنا تفهیم اتهام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مسعود حیدری٬ مدیر عامل ایلنا یا خبرگزاری کار ایران در پی شکایت پنج عضو شورای شهر تهران در دادسرای فرهنگ و رسانه حضور یافت و تفیهم اتهام شد.

این خبرگزاری نوشته است که آقای حیدری در خصوص پرونده واگذاری املاک شهرداری با تخفیف‌ به برخی از اشخاص که به پرونده “املاک نجومی” معروف شده، به “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” متهم شده است.

هادی ساعی، محسن پیرهادی، معصومه آباد، الهه راستگو و ابوالفضل قناعتی پنج نفری هستند که از مدیر عامل ایلنا شکایت کرده‌اند.

آقای حیدری یک هفته فرصت دارد تا مستندات خود را در ارتباط با پرونده واگذاری املاک شهرداری و اعضای شورای شهر به دادگاه ارائه دهد.

ایلنا از جمله رسانه‌های ایرانی است که گزارش‌های متعددی در مورد این پرونده منتشر کرده است و بارها با کسانی گفت‌وگو کرده که خواهان شفافیت در این پرونده و پیگیری قوه قضاییه شده‌اند.

امروز علی‌اصغر شفیعیان مدیر سایت انصاف‌نیوز نیز با شکایت برخی از اعضای شورای شهر به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد.

مسئولان قوه قضاییه ایران پیشتر هشدار داده بودند که با نویسندگان و سایت‌هایی که “اتهام‌های بی‌اساس” زده‌اند، برخورد خواهد شد.

ماه گذشته یاشار سلطانی٬ سردبیر سایت معماری‌نیوز که برای اولین‌بار گزارش واگذاری املاک ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شهرداری را منتشر کرده بود، بازداشت شد.

معماری نیوز و چند رسانه‌ دیگر ایرانی٬ شهرداری تهران را متهم کرده کرده‌اند که به برخی از مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر، یک نماینده مجلس، یک مقام نیروی انتظامی و چند مقام و مأمور حراست، زمین‌هایی در مناطق شمالی تهران را با ۵۰ درصد تخفیف واگذار کرده است.

محمد باقر قالیباف٬ شهردار تهران و مهدی چمران٬ رئیس شورای شهر تهران این اتهامات را رد کرده‌اند و از قوه قضاییه خواسته‌اند با کسانی که با “اتهامات نادرست آبروی افراد را برده‌اند” برخورد کند.

No responses yet

Sep 25 2016

اعتراض به پخش غیرقانونی یک فیلم از صدا و سیما

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: فرشته‌ طائرپور در نامه‌ای به مسئولان رادیو و تلویزیون، بی‌اعتنایی به حقوق مالکان آثار را عمدی خوانده و می‌پرسد چطور پخش تیزر فیلم‌ها از شبکه‌های خارجی کراهت دارد اما پخش بدون اجازه فیلم‌ها در تلویزیون سراسری حرام نیست؟

فرشته طائرپور، تهیه‌کننده فیلم، در نامه‌ای به صدا و سیما به پخش غیرقانونی فیلم “وقتی همه خواب بودند” اعتراض کرده و گفته که این کار نشاندن مخاطبان پای سفره‌ای حرام است. این فیلم به تاکید تهیه‌کننده آن، چند مرتبه در سال‌های اخیر و بدون توجه به اعتراض‌های شفاهی و مکتوب او به نمایش در آمده و مناسبت پخش آن در مرتبه آخر، عید قربان بوده است.

فرشته طائرپور نوشته است: «در شرایطی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مالکان آثار را در ازای پخش خلاصه تیزرهای ده ثانیه‌ای و گرانقیمت خود ملزم به امضای تعهداتی مبنی بر عدم استفاده مطلق از شبکه‌های غیرقانونی و پذیرش پیشاپیش خسارت‌های سنگین تخلف‌شان از این تعهد می‌کند، خود از همه قوانین شرعی و مدنی و احتیاط‌های واجب در رعایت حق الناس عبور کرده و نسخ امانی فیلم‌های موجود در آرشیوش را اموال مصادره شده‌ای فرض کرده که برای انواع جرح و تعدیل‌ها، یا نمایش‌های تلویزیونی و ویدیوئی، در موردشان اختیار تام دارد.»

وزارت ارشاد ایران شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی را ابزار رخنه فرهنگی در داخل کشور می‌داند و هر گونه همکاری یا مشارکت در تولید برنامه از جمله پخش آگهی ‌فیلم‌های سینمایی از این شبکه‌ها را قابل پیگرد معرفی می‌کند. فیلم سینمایی “آااادت نمی‌کنیم” از جمله فیلم‌هایی بود که در هفته اول اکران خود به خاطر پخش آنونس تبلیغاتی‌اش از شبکه‌های ماهواره‌ای از ادامه نمایش منع شد.

بیشتر بخوانید: “ممنوع‌الفعالیت شدن، حق سینماگران ایران نیست”

این تهیه‌کننده سینما، مسئولان صدا و سیما را ملامت کرده که در بزنگاه تعامل با سینماگران مستقل همواره در نقش “معامله‌گری بدحساب” ظاهر شده‌ و از درک وظایف حمایتی خود عاجز مانده‌اند: « در شرایطی که مدتی است جمع کثیری از سینماگران -در داخل و خارج- دست به دست هم داده‌ایم و وکیل استخدام کرده‌ایم تا شکایت قانونی خود از نمایش غیرقانونی آثارمان را در محاکم قضایی ایران، اروپا و کانادا پیگیری کنیم، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در جوار خودمان، با بی‌اعتنایی عمدی به حقوق مسلم و مصرح مالکان آثار، فیلم‌های ما را بدون داشتن قراردادی معتبر، بارها از شبکه‌های مختلف خود پخش می‌کند و مخاطبانش را پای سفره‌ای حرام، به تماشا می‌نشاند.»

طائرپور گفته که بارها به دلیل “رفتار مصادره‌ای” با فیلم‌هایش، از مسئولان صدا و سیما شکایت کرده ولی این فیلم‌ها هم در حوزه نمایش خانگی توزیع و هم بارها از شبکه‌های مختلف سراسری و استانی پخش شده‌‌اند.

بیشتر بخوانید: “ممنوع‌الفعالیت شدن، حق سینماگران ایران نیست”

در یادداشت اعتراضی خانم طائرپور که در خبرگزاری ایسنا منتشر شده، او به فشاری اشاره کرده که فیلمسازان ایرانی از سوی مراجع قانونی و قضایی به خاطر پخش تیزرهای تبلیغاتی در شبکه‌های خارجی تحمل می‌کنند و می‌پرسد کراهت پخش غیرقانونی فیلم‌های خوب ایرانی از صدا و سیما بیشتر است یا آگاهی‌رسانی یک شبکه خارجی به هموطنان در مورد تولیدات مجاز که موجب رونق بازار سینمای ایران می‌شود؟

او در پایان نوشته است: «تسویه حساب ما با صدا و سیما بماند برای آن دنیا؛ که نه سازمان اینهمه دستش باز است و پشتش گرم و حکمش نافذ… و نه ما اینهمه دست‌مان بسته و پشت‌مان خالی و حرف حق‌مان، تف سر بالا!»

No responses yet

Sep 23 2016

صدرا محقق‌ها و یاشار سلطانی‌ها در زندان؛ علیرضا پورصباغ‌ها آزاد و آسوده؛ نفوذ چیست و نفوذی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ملیون: محمدرضا شکوهی‌فرد

ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه‌ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آن وقت درک کنند صدرا محقق‌هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه‌ای و مدنی‌شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق‌شان زندان نیست

یک:
صدرامحقق، روزنامه نگار و دبیر سرویس اجتماعی شرق را بازداشت کرده اند، یکی از سالم ترین، صادق ترین و حرفه ای ترین روزنامه نگاران کشور، اتهامی هم که متوجه اش کرده اند چنان مضحک ست و لایتچسبک که حد ندارد.

چکیده ی رسما اعلام شده ی اتهام صدرا اینست: “نوشتنِ گزارش از معضلات داخلی کشور برای رسانه های بیگانه در قالب پروژه ی نفوذ”

همینقدر مضحک و مزخرف.

صدرایی که شرافت و تعهدش را هم در حرفه اش و هم درنگاه و نگرشش بارها ثابت کرده، صدرایی که جان و جهان سرشار از عشق به وطنش و تعهدش به آن همواره عیان بوده، یک روزنامه نگار به غایت حرفه ای و با اصول که حوزه ی مرکزی دغدغه هایش تهدیدهایی بود که به سبب ” سلسه ای از سو مدیریت ها، بی مسوولیتی ها و فسادهای بالادستی” منابع حیاتی کشورش را در معرض عوارض قرار داده.

(البته توی پرانتز ناگفته نماد که مراد از معضلات مبتلا به کشور و فسادهای بالادستی اصلا شهرداری تهران بزرگِِِ سردارِ رضاخانی و شرکا نیست و اصلا مگر پاک و مبرا ار اتهام فساد و فسق و فجور تر امارت خانِ خلبان تهران می توان یافت.، حاشا و کلا….
وضع حوزه ی زیست بوم و منابع طبیعی کشور هم به همین ترتیب بهشت است و بکر و برین و دست نخورده و فاقد کمترین موضوعیت برای توجه و تمرکز رسانه ای جماعت؛ به پاس زحمات شبانه ریزی مسوولان بی ربط و ذی ربط، ……..)

دو:
آنسوی آن شهر پرآشوب اما یک قلم به دست هتاکِ به نام #علیرضاپورصباغ پیدا می شود و می آید با خیالی آسوده از در پی نبودنِ هرگونه پیامد و پیگردی؛ هرزنامه ای بیمارگونه، مهوع و کثیف( چنانکه آدمی از فرط حیرت از خباثت و بی شرمیِ نویسنده خشکش می زند) علیه سه چهره ی فرهنگی سینمایی محترم کشور می نویسد و آنرا براحتی در نشریه ی فحاشی که ارشاد دو ماه پیش به اتهام یک فقره هتاکی دیگرعلیه هنرمندان و فرهنگیان کشور توقیف کرده بود منتشر می کند.

هفته نامه ی بدنام یالثارات، بنگاه هرزه پراکنیِ شناخته شده ای که بیش و کم از دو دهه پیش با رانت مستقیم گروه هایی خاص و البته با مرکزیت موسسه انتشاراتی کیهان و به نمایندگی از گروه موسوم به انصارحزب_ا… هر هفته با کوپنِ کاغذ کیهان از خورجین بیت المالِ ملت منظما منتشر می شود و حتی اگر مرجع رسمی حقوقی حکم به توقیف آن به هر جرمی از جمله هتاکی و بی حرمتی به شهروندان کشور داده باشد، انتشارش متوقف نشده و به هیچ نهاد حقوقی پاسخگو نبوده و نیست و روی گیشه ها منتظر مشتریانشً می ماند. (نمادی از یک وضعیت کمیک تراژیک هذیان آور)

یالثارات ها روز به روز دستشان را برای دهن کجی به قانون و اخلاق و عرف بازتر می بینند و هیچ اتفاقی نمی افتد،یعنی قرار نیست بیفتد؛ دست کم که نه؛ قطعا اینطور به نظر نمی رسد؛ چنانکه حمله و هتاکی و فحاشی و هرزه زبانی علنی علیه چهره های فرهنگی اجتماعی کشور را به رویه ی ثابت خود تبدیل کرده اند. آسوده و مطمین و تضمین شده ادامه می دهند و “علیرضاپورصباغ هم اکنون آزادانه دارد می چرخد و به ریش قانون و ملت و من وما و شما می خندد”.

سه:
هر چند طرح و توضیح این نکته ی سوم دست کم در شروع شاید قدری نه بلحاظ محتوا بلکه شکلا فانتزی و شلوغ به نظر برسد اما خب….

به نظر می رسد مسوولان نظریه پرداز یا دست اندرکار مبارزه با آنچه پروژه ی نفوذ دشمن عنوان می شود را باید دعوت کرد( دست کم واقعی هایشان؛ اگر اپسیلونی شهامت، صداقت و عزت نفس داشته باشند) در تعریف و فهم خود از “نفوذِ” موضوعه؛ اقلا قدری؛ چنانکه موثر افتد تجدید نظر کنند و مالا برای تحمیل این تجدید نظر بر آنهایی که باید، بکوشند چرا که شرایط شرایط خوبی نیست وبقولی در وضعیت حساس کنونی ی تری از هز زمان هستیم.

پرواضح است و منطقی که وقتی “در این موقعیت؛ و مشخصا “در این موقعیت ” از نفوذ حرف می زنیم باید در چارچوب کلانِ نزاع قابل رویتِِ قدرت یا قدرت های قدر بیرونی برای مخدوش کردن عناصر وحدت بخش دولت_ملتی به نام ” ایران ” حرف بزنیم؛ نه محدودتر، که البته در متن و حاشیه و ذیل خود ابعاد متعددی دارد.

گرنه یک امر واقعی و عینی آنهم تا به این حد محسوس و هشداردهنده را از پشت عینک (ایدیولوژِیِ صرف نگاریستن؛ انهم از نوع مطلقا کپک زده ضد سیاسی اش) نه تنها در فهم و تعریف ما از اصل مساله اختلال ایجاد می کند بلکه مالا به تقابل ما با اصل موضوع شکل احمقانه ای می دهد تا جایی که مثلا دوچرحه سواری زنان هم می شود یکی از نمادهای فعالیت هسته های دست اندرکار نفوذ (التماس شفای عاجل)، یا کنسرت استاد علیزاده می شود خود خود نفوذ! یا …..

(ده ها فعال مدنی و سیاسی و روزنامه نگار صادق و سالم و دلسوز کشور روزها، ماه ها و سالهاست قربانی همین نوع درک کاریکاتوریزه از امر امروز بمراتب واقعی تر و انضمامی تر نفوذ بوده اند و هستند).

نفوذی که مداوما در تعریفِ مراجع رسمی مطرح می شود؛ دست کم برخی محورهای حیاتی اش نه حول منافع ملی، یکپارچگی ایران و وحدت ملت بلکه با مرکزیت ایدیولوژی، نظام و هیات تعریف شده. و همین ممکن ست و محتمل که گند بزند به اول و آخر تقابل ما با اصل آن.

آنچه در این هنگامه ی نرسیده به بزنگاه در رابطه با نفوذ باید آقایان را حساس کند تدقیق عینی و نه صرفا ایدیلوژیکِ اهداف مشخص و صریج نفوذ و ردیابی پیگیرندگان آنست، “فروپاشی اجتماعی” بواسطه تهدیدهای متعدد در حوزه های مختلف؛ در واقع هسته ی مرکزی اهداف کارگردانان و پیمانکاران آنچه آقایان پروزه ی نفوذ عنوانش می کنند همین است. سرمایه گزاری تام و تمام برای هدایت کشور به سمت فروپاشی و اضمحلال اجتماعی. با استفاده از همه ظرفیت ها و فرصت های درونی و بیرونی…

در همین رابطه باید از این آقایان مسوول و متولی و نفوذ پژوه خواست به یک چند از هزاران پرسش نه چندان پیچیده ی مرتبط اگر نه پاسخ داده دست کم فکر کنند.

برای نمونه می توانند به این فکر کنند که مولفه ی ساده اما مهمِ “حفظ و گرامیداشت منابع و سرمایه های انسانی و فرهنگی کشور در جهت ارتقایِ بنیه و بنیاد وحدت؛ همبستگی؛ اعتماد و انسجام ملی” چه جایگاه مهم و تعیین کننده ای برای مقابله ی موثر با چنین #نفوذی (چنانکه کلیتش توصیف شد) می تواند داشته باشد؛ نفوذی که قاعدتا سرمایه گزارانش هدف غایی آنرا را هتک و هدم یکپارچگی ایران می توانند تعریف کرده باشند؛ که البته شواهد اخیر همین را تایید می کند.

مخدوش کردن چنین سرمایه ای اجتماعی ی در چه جهتی قابل ارزیابی ست؟ چه پیامدهای مشخصی را سبب می شود؟ جریان هایی که در این راستا حرکت می کنند، که به شکنندگی روانی و گسست و نا امیدی و تولید انزجار و بیزاری عمومی در جامعه دامن می زنند و دست کم روی آن سرمایه گزاری جدی می کنند کدامند؟

مثلا و فقط به عنوان یک مثال و صرفا یک مثال ، کمتر از ساعتی آقایان به این بیندیشند که ٱیا ردِ نفوذ و نفوذی را بهترست اول در مونیتور کردن انجام وظیفه حرفه ای و اخلاقی چند روزنامه نگار چون صدرامحقق بزنند که تمام همیت حرفه ای شان انعکاسِ معضلات حیاتی مبتلا بهِ کشور از جمله نوشتن از آسیب های تهدید کننده ی حوزه های استراتژیکی نظیر محیط زیست و میراث فرهنگی و پیگیری فسادهای کلان مسوولین بالادستی بود؟

یا نه؛ برعکس؛ دست کم یکی از رد و ربط های نفوذ و نفوذی را می توان و باید در ایجاد فضایی از سوی برخی نهادهای خاص و حکومتی زد که امکانات اطمینان بخشی را برای مانور عده ای افراد مشکوک الاحوال و عده ای لات ها و لمپنِ پشت سنگر ارزشها پناه گرفته مانند یالثاراتی ها و پورصباغ ها فراهم کرده اند تا سرمایه ها ی فرهنگی و منابع انسانی و اجتماعی ما را هدف قرار دهند و دلزدگی هنرمندان و فرهنگیان در بدو آن و تعریضِ و تسریِ بد بینی و بی اعتمادی و انزجار اجتماعی در امتدادش را موجب شوند.

واقعا نمی شود و منطقی تر نیست رد نفوذ و نفوذی را در عملکرد افراد و جریان های خاصی زد که به اعتبار جایگاه و امکانات و قدرتی که یافته اند و دارند؛ سالهاست واین اخیرا به مراتب جدی تر و مصرانه تلاش می کنند میدان عمل بازی برای تروریست های فرهنگی رسانه ای همچون علیرضاپورصباغ ها و نشریه نامحترم یالثارات و …. تعریف کنند و از هر گزند حقوقی و اخلاقی مصون شان دارند؟

کافیست آقایان در این چند روزه واکنش ها را مونیتور کرده باشند، به اینستاگرام سری بزنند، به توییتر و فیس بوک به دیگر شبکه های اجتماعی سری بزنید و ببینید چقدر ساده ظرف کمتر از یک هفته یک فرد هتاکِ بیمار که تا دیروز کسی نام و نشانی چندان از او ندیده و نشناخته بود با انتشار مطلب سخیفش در یالثارات “لابد” چه ضربه ی محکمی به نفوذی ها زده!

ظرف کمتر از یک هفته نوشته ی بیمارگونه این فرد مریض کاری کرده که هنرمندان محبوب اما بی نوای مردم که به حق احساس می کنند در برهوت بی قانونی جاری هیچ مدافعی ندارند مجبور می شوند رسما و علنا دلزدگی شان را از زندگی در چنین کشوری اعلام کنند و میلیون ها نفر از هوادارانشان هم که همین مردم ند به تبع و به حق همدل می شوند و منزجر …

پیامدهای طبیعی تداوم این نوع روندها و رویه ها در حوزه های مختلف بویژه حوزه ی فرهنگی چیست؟ آیا سلب امنیت روحی و اخلاقی و حقوقیِ از چهره های فرهنگی هنری و دلزده کردن آنان از زندگی در چنین شرایطی مصداق مقابله با نفوذ است؟ آیا ابراز دلزدگی به حق هنرمند محبوب دلزدگی مخاطبان و هوادارانش را به ما هو مردم سبب نمی شود؟ آیا دلزدگی مردم ، انزجار شان از زیستن در این وضعیت در جهت مقابله به نفوذ قابل ارزیابی ست؟

علیرضا پورصباغ ها در یالثارات ها و یالثارات ها به مدد قلم مریضِ پورصباغ ها دقیقا دارند همان کاری را می کنند که عده ای لات یا مغذور تحت فرمان لات ها در خیابان ها به اذن برخی عناصر مشکوک عالیرتبه تر در نهادهای بالادستی با دختران و پسران مردم می کنند هر دو به نام خدا و دین و ارزش ها و به کام مقابله با نفوذ لابد!

آیا این همه که جز تولید انزجار و دامن زدن به نفرت عمومی هیچ در پس ندارد مصداق تقابل با نفوذ است؟ سربازان جبهه ی مقابه با نفوذ اگر پورصباغ ها و لات های پشت ارزشها پنهان شده یالثارات باشند وای به حال ملک و ملت و خوش به حال نقوذی ها …..

نتیجتا
ای کاش ای کاش و ای کاش خیلی زود آقایان این مطلب خیلی ساده و صریح را درک کنند که هنرمندان و فرهنگیان و چهره هایی برجسته ای چون استاد بیضایی، شجریان، علیزاده و … اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و …… .منابع انسانی و سرمایه های ملی و مدنی گرانقدری برای این کشور هستند که دقیقا “ارج نهادنشان در جهت تقابل موثر با همانست که نفوذ می خوانندش؛ نه دلزده کردنشان از زیستن در سرزمینی که گویا سزای سر سنگ است و سزای آبرو دندان سگ هار.

و ایضا ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آنوقت درک کنند صدرا محقق هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه ای و مدنی شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق شان زندان نیست.

و صد البته ای کاش و ای کاش همین آقایان متولی مهار نفوذ بپذیرند امثال علیرضا صباغ زاده هایی که جز میکروب و کثافت و عقده پراکنی علیه فرهنگ و جامعه و چهره ها ی اجتماعی منتشر نمی کنند خق شان آزادانه قلم به دست گرفتن و تریبون داشتن و راست راست راه رفتن در جامعه نیست.

ای کاش ها بسیارند و اینکه…

رمز و راز حقیقی در آن چیزیست که آشکارست نه پنهان

از: گویا

No responses yet

Sep 22 2016

حضور رپرهای آمریکایی در جشنواره‌ای در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: به گفته‌ی دبیر جشنواره “افق نو” این جشنواره امسال در مشهد برگزار می‌شود و حضور چند رپر آمریکایی در آن قطعی است. او می‌گوید رپرها درباره مبارزه و مقاومت سخنرانی می‌کنند و برای کنسرت آنها “باید فرمولش را پیدا کرد”.

بنابر اظهارات نادر طالب‌زاده، دبیر جشنواره سینمایی “افق نو”، این جشنواره زمستان امسال در سه بخش سقوط اخلاقی، افول امپراطوری غرب و حمایت از سیاه‌پوستان و نگاه ضد تبعیض‌نژادی و در قالب سخنرانی و کنفرانس برگزار می‌شود.

او در گفت‌وگویی با روزنامه شرق که متن آن چهارشنبه (۲۱ سپتامبر / ۳۱ شهریور) منتشر شد، گفت: «این کنفرانس‌ها به مدت پنج شب در مشهد برگزار می‌شود. بعد از آن هم قرار است که در شهر دومی که شاید تهران یا اصفهان باشد، مرحله دوم جشنواره افق نو را برگزار ‌کنیم.»

طالب‌زاده خاطرنشان ساخت که علت برگزاری این دوره از جشنواره در مشهد “معنویت شهر” و هدف احیا کردن “سنت امام رضا در انجام گفت‌وگو” است.

بیشتر بخوانید: دادستان خراسان رضوی: فعلا در این استان کنسرت برگزار نمی‌شود

«رپرهای آمریکایی طرفدار مقاومت»

دبیر جشنواره “افق نو” درباره حضور رپرهای آمریکایی در مشهد که خبر آن پیشتر رسانه‌ای شده به روزنامه شرق گفت: «ما رضایت چند گروه را جلب کرده‌ایم که باید قطعی‌تر بشود تا بتوانیم نامشان را اعلام کنیم. الان اگر بگوییم و بعد نیایند، برای جشنواره افق نو خوب نیست، اما آمدنشان قطعی است.»

خبرگزاری مهر ۱۲ شهریور ماه به نقل از طالب‌زاده از حضور “رپرهای طرفدار مقاومت” در جشنواره افق نو خبر داده و از قول او گزارش داده بود که اگر قرار باشد رپرهای آمریکایی کنسرتی برگزار کنند، “اشعار آنها درباره مبارزه و مقاومت” است.

برگزاری کنسرت موسیقی در استان خراسان رضوی و به ویژه مشهد از مدتی پیش به دلیل مخالفت احمد علم‌الهدی امام جمعه این شهر توسط مقام‌های قضائی استان ممنوع اعلام شده است.

غلامعلی صادقی، دادستان عمومی و انقلاب مشهد ۱۵ خرداد اعلام کرد که به دلیل گلایه‌هایی که “از ناحیه اقشار مختلف مردم، حوزه علمیه و علما” نسبت به برگزاری برنامه‌های هنری شده، دادگستری استان خراسان رضوی تصمیم گرفت “تا برای پیشگیری از آسیب‌های موجود، فعلا کنسرت‌ها اجرا نشوند”.

بیشتر بخوانید: روحانی: نباید جلوی فشار و لغو کنسرت‌ها کوتاه آمد

جشنواره‌ی بدون فیلم و موسیقی

طالب‌زاده در پاسخ به این پرسش که با توجه به وضعیت شهر مشهد آیا رپرهای آمریکایی کنسرت نیز برگزار می‌کنند، گفت: «نه! به احتمال زیاد این هنرمندان سیاه‌پوست آمریکایی در کنفرانس مشهد شرکت و سخنرانی خواهند کرد، اما باید به‌دنبال فرمولی باشیم که بشود موسیقی‌شان را برای مثال به شکل کلیپ ارائه کنیم.»

او با تائید این که بدون موسیقی جشنواره به کنفرانس تبدیل می‌شود، گفت: «باید فرمولش را پیدا کنیم و ما شهر دوم را برای ادامه جشنواره افق نو داریم. به‌هرحال این گروه‌ها خواهند آمد و باید برای اجرای برنامه‌شان فکر بکنیم.»

بر این اساس احتمال دارد “جشنواره” در مشهد بدون فیلم و موسیقی برگزار شود و سپس در یکی از شهرهای اصفهان یا تهران ادامه یابد.

طالب‌زاده از پایه‌گذاران شبکه تلویزیونی “افق” و مجری و تهیه‌کننده چند برنامه تلویزیونی از جمله مجموعه “عصر” است که به گفته‌ی او “با محوریت جنگ نرم” ساخته می‌شود.

بیشتر بخوانید: “افق” شبکه تلویزیونی اصولگرایان تندرو در صدا و سیما

«ترور بیولوژیکی طالب‌زاده»

دبیر جشنواره “افق نو” چندی پیش مدعی شده بود که در جریان سفری که به عراق کرده، هدف “ترور بیولوژیکی” قرار گرفته است.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران ۲۵ خرداد ۹۵ از قول علی کرمی، رئیس پژوهشکده مجازی بیوتکنولوژی بسیج جامعه پزشکی، این ترور بیولوژیکی را تائید کرد و به تشریح جزئیات آن پرداخت.

کرمی گفت: «در دیدارهایی که بنده با آقای نادر طالب‌زاده داشتم در حالی که ایشان به شدت کسالت داشت و من نگران وضعیت جسمانی وی بودم، به طور اتفاقی صحبت‌هایی از ترور بیولوژیک به میان آمد؛ سپس آقای طالب‌زاده، درباره اتفاق‌هایی که یک سال و نیم پیش برای او در کشور عراق افتاده بود، صحبت کرد و حرف‌های عجیبی زد.»

مطابق این گزارش زمانی که طالب‌زاده در هتلی در نجف اقامت داشته چمدان او ناپدید و “۵ الی ۶ روز بعد در کربلا در نیمه شب به وی تحویل داده شد”.

علی کرمی با بیان این که طالب‌زاده از روزی که چمدان را تحویل گرفت “دچار بدحالی شد” گفت: «اگر ایشان آگاه‌تر بود، لباس‌های داخل چمدان را نمی‌پوشید و یا از چمدان استفاده نمی‌کرد.»

او اعتراف می‌کند که هشدارهایش درباره این نوع ترور حتی از سوی مسئولان حکومتی با تمسخر روبرو می‌شود: «بنده در جلسات مهم و استراتژیک کشور بارها این نوع تهدیدات را به مسئولان گوشزد کردم، اما اصلا هشدارها جدی گرفته نمی‌شود و بلکه گاهی اوقات مورد تمسخر واقع شده‌ام.»

No responses yet

Sep 20 2016

بازداشت صدرا محقق و پرونده املاک نجومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ایران وایر: صدرا محقق خبرنگار فعال اجتماعی و دبیر گروه جامعه روزنامه شرق و فعال شبکه‌های مجازی صبح دوشنبه در منزل شخصی‌اش دستگیر شد.
او دومین خبرنگاری است که بعد از یاشار سلطانی در هفته جاری دستگیر شده است. موج دستگیری که برخلاف اخبار منتشر شده، به نظر می‌رسد به خاطر افشاگری برخی خبرنگاران در پرونده فروش و واگذاری زمین‌های تهران توسط شهرداری است.
صدرا محقق از خبرنگاران فعال و شناخته شده حوزه اجتماعی است. او مجموعه گزارش‌های انتقادی زیادی در زمینه شهری به ویژه ساخت و ساز‌های غیر مجاز شهرداری و تخریب بناهای تاریخی نوشته است.
محقق در یک ماه گذشته همزمان با سایت معماری نیوز به قضیه فساد و تخلف گسترده شهرداری تهران در زمینه زمین‌خواری و واگذاری زمین‌های شهری به قیمت نصف به برخی اصولگرایان گزارش‌هایی را نوشته یا در اکانت توییتر خود به اشتراک گذاشته بود. بیش از ۲۷ هزار فالوئر صفحه او را در توییتر دنبال می‌کنند.
بر اساس گزارش های منتشره، او در حالی در مراجعه حضوری بدون هیچ توضیحی توسط ماموران لباس شخصی به مکانی نامعلوم منتقل شد که ساعتی بعد خبرگزاری مهر، رسانه اصولگرای نزدیک شهرداری تهران، در خبری جرم او را ارتباط میان رسانه‌های ضدانقلاب اعلام کرد طی عملیات نهادهای امنیتی دستگیر شد.
در خبرخبرگزاری مهر که به اسم جواد بخشی الموتی خبرنگار حوزه دفاع این خبرگزاری ارسال شده، صدرا محقق متهم به نوشتن گزارش‌هایی از اوضاع داخلی کشور در داخل رسانه هایی شده که از دید نویسنده ضدانقلاب بوده اند.
ماجرای واگذاری زمین‌های شهری به برخی از مقامات شهرداری و اعضای شورای شهر تهران در حالی زمانی که اصولگرایان به حقوق‌های نجومی مدیران دولتی می‌تاختند، اعلام شد.
محمدباقر قالیباف چند روز پیش از انتشار این خبر، اعلام کرده بود باید به موضوع حقوق‌های نجومی جدی بپردازند.
انتشار خبر واگذاری املاک که به پرونده املاک نجومی مشهور شد، باعث ورود سازمان بازرسی کل کشور در این زمینه شد.
محمدباقر قالیباف هم در نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار برخورد قضایی با عوامل انتشار این اخبار شد.
نام ۵ نفر از اعضای شورای شهر که البته عمدتا ازجناح اصولگرا هستند، به اضافه یک قائم مقام ذیحساب و یک مشاور در شورای شهر در میان این اسامی بود.
پرونده تخفیف و تقسیط املاک، بیش از مقامات شهرداری،پای شهردار پایتخت را هم به میدان «تخلفات چند هزار میلیاردی املاک شهر» باز کند. تخلفاتی که البته علاوه بر این 7 نفر، 100 شخص حقوقی و حدود 150 نفراز مدیران ارشد شهرداری و اشخاص خارج از مجموعه شهرداری را هم درگیر کرده است. سازمان بازرسی کل کشور در این نامه که در تاریخ 18 مرداد ماه خطاب به محمدجواد شوشتری؛ مشاور و مدیرکل دفتر شهردار ارسال شده و گزارشی از آن در سایت معماری نیوز و روزنامه شرق منتشر شده، همراه با ارائه گزارشی مبسوط، مدیرکل دفتر شهردار تهران را درباره بروز تخلفی چند‌ هزار‌ میلیاردی در فروش غیرقانونی املاک اموال عمومی در شهر تهران خطاب قرار داده است. در این نامه به غیرقانونی‌بودن فروش املاک به تعداد زیادی از مدیران شهری، اعضای شورای شهر، نمایندگان مجلس و حتی شماری افراد حقیقی بیرون از شورا و شهرداری با قیمت‌های غیرکارشناسی، اعمال تخفیف و تقسیط با دستور مستقیم شهردار تهران اشاره شده است.
در این گزارش اعلام شده احتساب میانگین قیمتی دو میلیون تومان در هر مترمربع آن هم در مناطق گران شهر تهران، بیش از دوهزار‌و ٢٠٠ میلیارد تومان تضییع شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .