اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شورش'

Jun 22 2019

گفت‌و گو با دو بسیجی: برای مقابله با شورش‌های شهری آموزش می‌بینیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران وایر: شهروندخبرنگاران ایران‌وایر؛ رضا احمدیان و بابک طوفانی

دو عضو بسیج به «ایران‌وایر» گفته‎اند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شورش‌های داخلی در سراسر ایران به اندازه حمله امریکا هراس دارد.
در این مصاحبه اختصاصی، دو بسیجی به شهروند خبرنگاران «ایران‌وایر» خبر داده‌‌اند که طی روزهای اخیر برای مقابله با جنگ شهری آموزش‌های ویژه دیده‌اند. این بسیجیان که نخواسته‎اند نام خودشان یا نام شهر آن‎ها فاش شود، از دو استان مختلف ایران هستند؛ یکی در جنوب و دیگری در شمال کشور.

در هر دو این استان‌ها، تظاهرات‎های گسترده‌ای علیه دولت ایران در دی ماه ۱۳۹۶ انجام شد. فرد بسیجی که از جنوب کشور با خبرنگار «ایران‌وایر» مصاحبه کرده، گفته است: «از زمان تظاهرات دی ۱۳۹۶، ما به طور منظم برای مقابله با شورش‌های شهری و مناطق مجاور آموزش نظامی می‌بینیم. اما طی چند روز اخیر ما حتی تمرینات بیش‌تری داشته‌ایم و از ما خواسته شده است برای حضور و مقابله با شورش‌گران در هر لحظه آماده باشیم.»

این عضو بسیج اضافه کرده است تا جایی که او اطلاع دارد، تمام پایگاه‌های بسیج سراسر کشور در حالت آماده باش هستند تا هر گونه تظاهراتی را در صورت وقوع حمله نظامی سرکوب کنند: «این آموزش‌ها شامل تماشا کردن ویدیوهایی از تظاهرات مختلف از سال‌های گذشته هستند به این منظور که یاد بگیریم چه گونه جلوی تظاهرات را گرفته و رهبران تجمعات را پیش از شروع، شناسایی و دستگیر کنیم.»
او گفته است:«یکی از وظایف اصلی ما این است که به کانال‌های تلگرامی گروه‌های مختلف در هر منطقه نفوذ کرده و حساب‌های کاربری اینستاگرام را زیر نظر بگیریم تا ببینیم فعال‌ترین افراد چه کسانی هستند و درباره چه بحث و گفت‌وگو می‌کنند.»

این عضو بسیج تاکید کرده است دلیل مصاحبه‌اش با «ایران‌وایر» این است که نمی‌خواهد در سرکوب خشونت‌آمیز مردم خود دست داشته باشد.

او دلیل پیوستن‌ خود به بسیج را بعضی مشکلات شخصی در گذشته‌اش عنوان کرده و اضافه کرده است که این مشکلات تنها از راه عضویت و همکاری با بسیج حل می‌شده‌اند.

سازمان بسیج مستضعفان بعد از انقلاب اسلامی تاسیس شد تا تمام شهروندان را در سراسر ایران با آموزش نظامی آشنا کند. هیچ آمار رسمی از تعداد اعضای این سازمان موجود نیست ولی «محمدرضا نقدی»، فرمانده پیشین بسیج در سال ۱۳۹۵ گفت که این سازمان بیش از ۲۵ میلیون عضو ثبت‌نام‌شده دارد.

عضو دیگر بسیج که اهل شمال ایران است اما داستان جذاب‌تری دارد. او یکی از تظاهرکنندگان تجمعات سال ۱۳۹۶ بود که دستگیر و زندانی شد. خودش گفته در سلولی کوچک همراه با ده‎ها زندانی دیگر نگه‌داری می‌شده و به طور مرتب کتک خورده و شکنجه شده است. او به اتهام‎های «به خطر انداختن امنیت ملی» و «شرکت در تجمعات غیرقانونی»، به هشت سال زندان محکوم شد.
این عضو بسیج گفته است تنها راه آزادی او از زندان به قید وثیقه، عضویت در بسیج و امضای نامه‌ای بوده است که در آن قول می‌داد با بسیج همکاری کند و به قول خودش، «خبرچین» محلی بسیج شود.

او افزوده است بسیاری از دیگر دوستان وی در محله نیز در موقعیتی مشابه قرار دارند: «ما باید دو بار در هفته در کلاس‌های عقیدتی سیاسی شرکت کنیم و اتفاقات محل و شهر را به فرمانده بسیج گزارش بدهیم.»

این بسیجی گفته است در حال حاضر در یکی از قرارگاه‌های محرومیت‌زدایی سپاه در یکی از محله‌های محروم کار می‎کند و به همراه سپاه به ساکنان منطقه در زمینه اسکان، نیازهای پزشکی، بهداشت و آموزش کمک می‎کند: «این تنها شغلی بود که توانستم پیدا کنم چون هر شغل دیگری سابقه کیفری من را چک می‌کند و به خاطر سابقه‌ بازداشت‌ و حکمی که داشته‎ام، رد می‌شوم.»

او هم‎چنین گفته است در هفته‎های اخیر از او و دوستانش خواسته‌ شده است که روزانه از اتفاقات جاری محله خود به فرمانده سپاه در منطقه گزارش دهند و تهدید شده‌اند که در صورت سرباز زدن از این کار، دوباره به زندان برگردانده می‌شوند یا حتی سرنوشت شوم‌تری خواهند داشت: «همین دو روز پیش فرمانده بسیج به ما گفت اگر امریکایی‌ها حمله کنند و ما در هر گونه تظاهراتی شرکت کنیم، در جا و به صورت صحرایی اعدام می‌شویم.»

به گفته این عضو بسیج در شمال ایران، فرمانده بسیج تاکید کرده است: «در دوران صلح، ما با شما به عنوان مجرم برخورد می‎کنیم و مثل حالا از رافت اسلامی بهره‌مند می‎شوید اما در دوران جنگ هر نوع تظاهراتی خیانت و کمک به دشمن است و شما مثل منافقین، سریع و در دادگاه صحرایی به اعدام محکوم می‌شوید.»

No responses yet

Feb 22 2019

چرا سال 98 سخت خواهد بود و چه باید کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی,شورش

عصرایران: باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود.

عصر ايران – سال 1398، احتمالاً یکی از سال‌های سخت در حیات جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. به دلایل زیر:

1 – با خروج آمریکا از برجام‌، ایران به دوران قبل از برجام برگشته است اما با یک تفاوت بزرگ: این بار نه اوبامای نسبتاً متسامح که ترامپ سخت‌گیر رییس جمهوری آمریکاست.

اگر اوباما نیز ایران را تحریم کرده بوده ولی منافذی برای تنفس باز گذارده بود ولی ترامپ عزم خود را جزم کرده است تا سخت ترین تحریم ها را علیه ایران اعمال و اقتصاد ملی‌مان را فلج کند.

2 – فروش نفت ایران امسال سیر نزولی خود را آغاز کرد و هنوز برخی کشورها از معافیت های موقت آمریکا برای خرید ایران استفاده می کنند. این معافیت‌ها به زودی به پایان خواهد رسید و احتمال کاهش بیشتر فروش نفت ایران بیش از پیش است.

اگر نفت ما را نخرند، ما نمی توانیم چاه های نفت مان را ببندیم و آنها را برای دوران بعد از تحریم نگه داریم. ویژگی طبیعی چاه نفت این است که بعد از حفاری، نفت به طور مستمر از آن بیرون می آید و امکان ذخیره اش نیست. بنابر این باید نفت آن به طور مداوم استخراج شود.

وقتی نفت استخراج شده را نخرند باید آنها را انبار کرد. انبارها که پر شد باید سراغ مخازن کشتی‌های نفتکش رفت و از آنها به عنوان انبار استفاده کرد. اما بعد از پر شدن نفت‌کش‌ها چه؟

در چنان وضعیتی چاره ای جز فروش نفت در بازارهای غیر رسمی -که خارج از رصد آمریکایی ها باشد- نیست اما به قیمتی بسیار پایین تر از بهای روز و با درصد بالای احتمالات فساد مالی، مانند آنچه در پرونده بابک زنجانی رخ می‌داد!

نتیجه این پروسه، چیزی جز کاهش فاحش درآمدهای نفتی ایران و غیر شفاف شدن آن نیست.

3 – در دوران برجام زمینه های اقتصادی بسیار مناسبی برای حضور سرمایه گذاران خارجی در ایران و نیز صادرات ایران به خارج ایجاد شده بود. تتمه آن مزایا رو به پایان است و احتمالاً برای سال آینده چیز خاصی باقی نخواهد ماند.

4 – افزایش حقوق و دستمزدها در سال آینده، کارآفرینان و مدیران کارگاه‌ها و کارخانه‌های فعال و نیمه فعال کنونی را تحت فشار اقتصادی قرار خواهد داد و احتمالاً آنها ناگزیر خواهند بود برای تنطیم دخل و خرج و ادامۀ حیات واحدهای اقتصادی ، بخشی از نیروهای کار را اخراج کنند. نیروهای اخراج شده عمدتاً کار جدیدی نخواهند یافت چون بقیۀ واحدهای اقتصادی نیز کما بیش وضعیت مشابهی دارند.

انبوه بیکاران کنونی به علاوه لشکر بیکاران جدید با مطالبات اقتصادی اولیه، می توانند مشکلات اجتماعی و سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که جریان های اپوزیسیون خارج نشین و دولت های مخالف جمهوری اسلامی روی آن حساب ویژه ای باز کرده اند، تزاید بیکاران و استفاده سیاسی از مطالبات اقتصادی آنهاست. عدم افزایش دستمزدها نیز باعث فقیرتر شدن کارگران می شود و تبعات مشابه خواهد داشت.

5 – عدم تدبیر یا فقدان امکانات لازم برای مهار بحران های جاری باعث انباشت آنها بر روی هم شده است و در سال آینده نیز ممکن است مشکلات عدیده ای ایجاد شود؛ مانند بحران کم آبی و بی آب در نواحی مرکزی ایران، عدم اصلاح بنیادین نظام بانکی و پولی و صندوق های بازنشستگی و … .

6 – کشورهایی مانند آمریکا، عربستان، امارات و … در دشمنی آشکار با ایران، از یک سو در صدد بسیج کشورهای جهان برای منزوی کردن ایران هستند (و یکی از اهداف سفر اخیر بن سلمان به پاکستان، هند و چین نیز می تواند همین موضوع باشد) و از دیگر سو با اقداماتی مانند تقویت گروه های تروریستی و تولید برنامه های هدفمند ماهواره ای در صدد اثر گذاری در داخل اند.

چه باید کرد؟

الف) به نظر می رسد مهم ترین رویکرد مسؤولان باید این باشد که با درک درست اوضاع، مقوله وحدت ملی را جدی بگیرند. وحدت ملی یعنی “وحدت همه با یکدیگر” نه این که گروهی بگوید “شما بیایید با ما وحدت کنید”.

تا گروه هایی خود را مالک نظام و میهن و انقلاب و اسلام بدانند و بقیه را درجه 2 محسوب کنند و از موضع بالا سخن بگویند، وحدت ملی که لازمه عبور عزتمندانه از بحران است، شکل نخواهد گرفت.

ب) نهادهای قدرت باید منعطف تر از همیشه عمل کنند و افزایش آزادی های سیاسی و اجتماعی باید بتواند تا حدی جبران کننده نقائص اقتصادی باشد.

ج) در سطح بین‌المللی باید کوشید اجماع مد نظر آمریکا و اسرائیل و عربستان علیه ایران شکل نگیرد. نباید بهانه به دست آنها داد. مثلاً با تصویب “پالرمو” کار بر جریان ضد ایرانی سخت می شود.

د) باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود. همان گونه که در دوران دفاع مقدس عمل کردند و حتی با نثار جان‌شان نیز در کنار نظام ماندند. مردم باید با تمام وجود و با تمام احساس و با تمام منطق و واقعیت های موجود، همچنان نظام را متعلق به خود بدانند.
با این رویکردهای راهبردی، قطعاً سال سخت 98 نیز با با عزت و اقتدار طی خواهد شد. علاقه‌مندان به نظام این پیشنهادها را جدی بگیرند.

No responses yet

Jan 20 2019

هم‌بند سینا قنبری: او در زندان با پلاستیک خفه شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,شورش


بی‌بی‌سی: سینا قنبرییکی از همبندی‌های سینا قنبری می‌گوید او در زندان با پلاستیک خفه شده است. محمود معصومی این مطلب را تقریبا یک سال پس از مرگ سینا قنبری بیان می‌کند.

دو روز پیش نیز فاطمه مالایان نژاد، مادر آقای قنبری به مسیح علی‌نژاد، خبرنگار و فعال حقوق بشر گفته بود:

“پسرم خودکشی نکرده، در زندان کتک خورده بود، وقتی جنازه پسرم را گرفتيم نمی‌گذاشتند حرف بزنم ولی كاش حرف زده بودم.”

محمود معصومی، همبندی سینا قنبری، در شرح رویدادهای منتهی به مرگ او به بی‌بی‌سی فارسی گفت که ساعت دوازده شانزدهم دی ماه ١٣٩٦، به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شده که چهارصد نفر را در پنچ اتاق جای داده بودند:

“به ما یک پتو دادند و گفتند جلوی در دستشویی تا صبح باشید تا کسانی آزاد شوند و بروید داخل اتاق‌ها.”

“ما جلوی در دستشویی نشستیم و با دوستان صحبت می‌کردیم. ساعت پنج یا شش صبح صدای فریاد از داخل دستشویی آمد اما به ما اجازه ندادند وارد دستشویی شویم.”

“یکی از خدمه زندان در دستشویی را باز کرده و جنازه سینا را دیده بود. یکی از دوستانی که همراه ما بود گفت سابقه امداد پزشکی دارد و افسر نگهبان اجازه داد وارد دستشویی شود.”

“او رفت داخل دستشویی و چند دقیقه بعد برگشت و گفت سینا قنبری دو ساعت پیش با پلاستیک خفه شده است اما توضیح بیشتری نداد که آیا او خود را دار زده یا کس دیگری باعث خفگی او شده است.”

“این آقا را هم بردند برای بازجویی و ما دیگر او را ندیدیدیم.”

“بعد جنازه سینا قنبری را لای پتویی پیچیدند و از زندان بیرون بردند. بعد به زندانیان گفتند دوست شما سینا قنبری زنده است اما حالش وخیم است و در بیمارستان است. تلفن‌های زندان را بستند تا خبر به بیرون درز نکند.”

سینا قنبری یکی از هزاران نفری بود که به دنبال اعتراضات دی ماه سال گذشته بازداشت شد. کمی بعد از بازداشتش مصطفی محبی مدیر کل زندان‌های تهران گفت: “سینا قنبری فرزند علی‌اکبر با مراجعه به دستشویی قرنطینه زندان اقدام به خودکشی از طریق حلق‌آویز خود کرده است”.

دو نماینده مجلس روز ۱۸ دی مرگ سینا قنبری را در زندان اوین تأیید کردند.

حدود سه هفته بعد از بازداشت سینا قنبری، چند نفر از نمایندگان مجلس ایران از محل نگهداری بازداشت‌شدگان در زندان اوین بازدید کردند.

بعد از این بازدید، الهیار ملکشاهی، رئیس کمیسیون حقوقی مجلس گفت نمایندگان فیلمی را که گفته می‌شد مربوط به خودکشی سینا قنبری است دیده‌اند اما جزییات بیشتری ارائه نکرد.

پس از آن علیرضا رحیمی یک نماینده دیگر مجلس گفت در فیلمی که مقام های زندان می‌گفتند نشان‌دهنده خودکشی سینا قنبری است اثری از او نیست”

“از این فیلم در جاهای مختلف به اشتباه به نام فیلم خودکشی سینا قنبری نام برده می‌شود درحالی که فیلم حاوی ساعاتی از وضعیت محوطه سرویس‌های بهداشتی زندان بوده و داخل سرویس یا ماجرایی که منجر به مرگ شده در فیلم وجود ندارد و اساسا فیلمی از خودکشی وجود ندارد.”

آقای رحیمی گفت که سینا قنبری شش روز را در کنار سایر بازداشت‌شدگان حوادث دی ماه در بند موقت سپری کرده است.

بنا بر قانون آیین دادرسی کیفری متهم باید در اسرع وقت از موضوع و ادله اتهامی آگاه شود، دسترسی به وکیل داشته باشد. همچنین از لحظه‌ دستگیری تا زمان تحویل به مقامات قضایی، مسئول جان متهم کسانی هستند که فرد را دستگیر کرده‌اند. مقامات ایران گفته‌اند نیروی انتظامی مسئول بازداشت بوده است.

تائید مرگ یکی از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر در زنداندر اعتراض‌ها و ناآرامی‌ها دی ماه پارسال بیش از ۲۰ نفر کشته و نزدیک پنج هزار نفر نفر در نقاط مختلف ایران بازداشت شدند. بعضی از این افراد در جریان اعتراض‌ها بازداشت و گروهی دیگر در محل زندگی‌ و با هجوم نیروهای امنیتی دستگیر شدند. تعدادی از این بازداشت‌شدگان از زندان آزاد شده‌اند اما هنوز تعدادی در بازداشت هستند.

سینا قنبری، ۲۲ ساله در تهران، وحید حیدری در اراک و سارو قهرمانی ۲۴ ساله در سنندج در پی اعتراضات پارسال بازداشت شدند که پیکرهای هر سه نفر پس از چند روز تحویل خانواده هایشان شد.

گزارش‌هایی از مرگ حداقل سه نفر دیگر – کیانوش زندی، شهاب ابطحی زاده و محسن عادلی – منتشر شده که بی‌بی‌سی فارسی نمی‌تواند آنها را مستقلا تایید کند.

No responses yet

Jan 16 2019

دادستان تهران: در فضای مجازی یک شایعه می‌تواند وضعیت کشور را به هم بریزد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: عباس جعفری دولت‌آبادی در ارتباط با بازتاب گسترده خبرها در اینترنت، از جمله خبر شکنجه اسماعیل بخشی یا تجاوز به زهرا نوید‌پور، از شبکه‌های اجتماعی به عنوان بستر فوق العاده گسترده‌ای برای ارتکاب جرم و نشر اکاذیب نام برد.

عباس جعفری دولت‌آبادی

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران، روز سه‌شنبه ۲۵ دی (۱۵ ژانویه) در گفت‌وگویی رادیویی به پرسش‌های خبرنگاران در باره موضوع‌های مختلفی، از جمله محدوده فعالیت شبکه‌های اجتماعی در ایران، پاسخ داد.

دادستان تهران از ۹۰ عنوان فعالیت در اینترنت سخن گفت که در فضای مجازی مصداق “جرم” محسوب می‌شوند. او گفت که این جرم‌ها در مشاغل مختلف متفاوت است.

جعفری دولت‌آبادی از شبکه‌های اجتماعی به عنوان “بستر فوق العاده گسترده‌ای برای ارتکاب جرم” نام برد و خاطرنشان کرد که در فضای مجازی “یک دروغ و یا یک شایعه” می‌تواند وضعیت کشور را به هم بریزد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا جعفری دولت‌آبادی در پاسخ به این پرسش که چه فعالیت‌هایی در فضای مجازی جرم محسوب می‌شوند گفت: «در فضای مجازی حدود ۹۰ عنوان مجرمانه داریم که شاید خیلی مبتلابه مردم نباشد و در صنوف مختلف متفاوت است؛ مثل دسترسی غیرمجاز به داده‌های رایانه مخابراتی، سرقت داده‌های رایانه یا کلاهبرداری رایانه‌ای یا جرایم ارایه دهندگان خدمات اینترنتی که بیشترین آن مربوط به افشای آثار مستهجن، تهیه فیلم مخفیانه از افراد و نقض حریم خصوصی و تولید آثار مستهجن و هتک حیثیت دیگران مثل نشر اکاذیب است.»

دادستان تهران بدون ذکر نام، موضوع مرگ مشکوک زهرا نویدپور را که در پی شکایت او از یک نماینده مجلس به دلیل تجاوز رخ داد و یا مورد انتشار وسیع خبر شکنجه اسماعیل بخشی را مطرح کرد و فضای مجازی را “بستری برای ارتکاب جرم” دانست.

جعفری دولت‌آبادی گفت: «امروز می‌بینید که در فضای مجازی با انتشار یک فیلم یا دروغ و شایعه ممکن است وضع کشور به هم بریزد. چند روز اخیر دیدید که یک شایعه پخش می‌کنند و اعلام تجاوز به فرد یا خودکشی را نسبت می‌دهند و اخیرا هم شکنجه را دیدید که نسبت دادند و تمام قوای کشور را درگیر کردند؛ لذا امروز فضای مجازی به یک بستر فوق‌العاده گسترده‌ای برای ارتکاب جرم تبدیل شده است.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

دادستان تهران گفت که پرونده‌های زیادی در زمینه جرم‌های اینترنتی در دادستانی وجود دارد. او دلیل این امر را استفاده وسیع از اینترنت دانست و گفت که جهان به سوی تکنولوژی پیش می‌رود و در زمینه‌های مختلفی “حتی علیه مقدسات و ارزش‌های دینی و قمار و شرط بندی و کپی رایت‌ها و ده‌ها نمونه دیگر” مورد استفاده قرار می‌گیرد.

او گفت که در ۱۰ بخش به حدود ۹۰ عنوان جرم مختلف در فضای مجازی رسیدگی می‌شود.

“اهداف سیاسی و انگیزه‌های خاص” در فضای مجازی

روز دوشنبه ۲۴ دی (۱۴ ژانویه) دادستان کل کشور نیز در حاشیه جلسه‌ی مسئولان عالی قضایی در باره پرونده شکنجه اسماعیل بخشی گفته بود که “کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، یک فرد و کارگر عادی نبوده و چه بسا برای سرپوش گذاشتن به جرائم خود مسئله شکنجه را مطرح کرده است”.

محمد جعفر منتظری بر پخش اکاذیب در باره خبر اعمال شکنجه بر بخشی تاکید کرده بود: «مشخص شده خبر شکنجه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه از اساس دروغ بوده و هیچ‌گونه ضرب و جرح و شکنجه‌ای در کار نبوده است.»

دادستان کل کشور همچنین از “اهداف سیاسی” و “انگیزه‌های خاص فردی که مدعی شده که مورد شکنجه قرار گرفته” سخن گفته بود.

عبدالکریم حسین‌زاده، نایب رئیس فراکسیون امید نیز پیش از این عنوان کرده بود که روایت اسماعیل بخشی به گستردگی ادعاهای قبلی او نبود که در فضای مجازی منتشر شد.

روز دوشنبه ۲۴ دی (۱۴ ژانویه) عسل محمدی از فعالان مدنی ایران، که در زندان اطلاعات اهواز بوده است در اکانت اینستاگرام خود نوشت که در مدت بازداشتش فریادهای اسماعیل بخشی، نماینده‌ی کارگران هفت‌تپه و واکنش ماموران را ‌شنیده است. پیش از آن سپیده قلیان، از فعالان مدنی که در رابطه با اعتراضات کارگران هفت‌تپه دستگیر شده بود نیز در باره‌ی شکنجه‌ی بخشی شهادت داده بود.

موضوع دیگری که دادستان تهران به عنوان پخش خبر کذب و نسبت دادن “تجاوز به فرد” یا “خودکشی به فرد دیگر” در فضای مجازی به آن اشاره کرده بود در باره مرگ مشکوک زن جوانی به نام زهرا نویدپور بود که در شبکه‌های اجتماعی خبرساز شده بود.

یکشنبه گذشته ۱۶ دی (ششم ژانویه) جسد زهرا نویدپور در منزل مادرش در شهر ملکان در آذربایجان شرقی پیدا شد. این زن جوان پیش از مرگ با انتشار چند فایل صوتی و تصویری گفته بود که در سال ۹۳ در پی درخواست استخدام از سوی سلمان خدادادی، نماینده مجلس ملکان، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. او در خرداد سال جاری از خدادادی به هیئت نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس، شورای نگهبان و سپس به دادگاه شهرستان ملکان شکایت کرده بود.

No responses yet

Jan 06 2019

هشدار نماینده مجلس درباره “زمین‌گیر شدن” نظام در خیابان‌های تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,شورش

دویچه‌وله: یک نماینده مجلس ایران در سخنانی کم‌سابقه نسبت به احتمال “زمین‌گیر شدن” نظام در خیابان‌های تهران هشدار داد. به گفته رحیمی جهان‌آبادی، شوروی سابق نیز با وجود داشتن ۱۳ هزار کلاهک اتمی “در خیابان‌های مسکو تکه‌پاره شد”.

جلیل رحیمی جهان‌آبادی، رئیس کمیته بین‌الملل کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه ۱۶ دی (ششم ژانویه) درباره خطر “زمینگیر شدن” نظام در “خیابان‌های تهران” هشدار داد.

رحیمی جهان‌آبادی ضمن اشاره به اینکه “در زمینه سیاست خارجی هزینه‌های زائد زیادی وجود دارد” هشدار داد: «اگرچه نفوذ و حضور ما در منطقه مهم است، اما یک نکته را نباید فراموش کرد و آن این است که بعضی اوقات ممکن است هزینه‌های زائد ما را در خیابان‌های تهران زمین‌گیر کند».

“تکه‌پاره شدن شوروی در خیابان‌های مسکو”

رئیس کمیته بین‌الملل کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس افزود: «زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سرنگون شد ۱۳ هزار کلاهک اتمی داشت، در بیش از ۲۰ کشور نفوذ خارجی داشت، ایستگاه فضایی داشت، اما در خیابان‌های مسکو تکه پاره شد و امنیت و تمامیت ارضی خود را از دست داد.»

این نماینده سنی‌مذهب مجلس با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی در ایران گفت: «امروز مردم برای تامین معیشت خودشان و برای پر کردن شکم‌های فرزندان خود مشکل دارند. ما اگر نتوانیم هزینه‌های اضافی سیاست داخلی و خارجی را درمان کنیم، هزینه‌های سنگینی را تقبل خواهیم کرد. آسیب به امنیت ملی ما نه توسط دشمنان که در خیابان شهرهای ما رخ می‌دهد.»

این عضو کمیسیون حقوقی وقضایی مجلس ایران افزود: «آن چه در خانه واجب است در خانه مصرف کنیم و تلاش کنیم که برای هزینه‌های زائد داخلی و خارجی چاره عقلانی پیدا کنیم. ما به دوست‌یابی، تنش‌زدایی و افزایش همکاری‌ها در منطقه و توجه به اقتصاد به عنوان اولویت اول در داخل نیاز داریم.»

نماینده تربت‌جام همچنین ضمن اشاره به وظیفه مجلس در تنظیم بودجه گفت: «هزینه‌های زائد و غیراولویت‌دار کشور باید حذف شده و به جای آن به معیشت مردم، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، گازرسانی وآبرسانی روستایی توجه شود.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

جلیل رحیمی جهان‌آبادی با بیان اینکه “هر رأی موافق یا مخالف در کارنامه اعمال نمایندگان ثبت خواهد شد” خطاب به نمایندگان مجلس گفت: «چشم انسان‌هایی که صدا و فریادشان به گوش کسی در تهران نمی‌رسد به رای نمایندگان است تا این هزینه‌های زائد را حذف کرده و اقتصاد کشور را از این وضعیت نجات دهند.»

“تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم”

این نماینده مجلس زمانی نسبت به احتمال “زمین‌گیر شدن” نظام در خیابان‌های تهران هشدار می‌دهد که جامعه ایران در روزها و ماه‌های گذشته شاهد اعتراض‌های وسیع مردمی به وضعیت اقتصادی و معیشتی بوده است. اعتصاب کامیون‌داران، تجمع‌ها و تظاهرات اعتراضی کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، طرح مطالبات کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و نیز همبستگی عمومی و حمایت‌های دانشجویی از کارگران نیشکر هفت‌تپه و فولاد اهواز، از جمله این اعتراض‌ها بودند که به بازداشت شماری از کارگران و فعالان مدنی نیز انجامیدند.

Hassan Khomeini Iran (Isna)

حسن خمینی: هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم و دیگران بروند

پیش از این نیز ده‌ها هزار نفر از مردم ایران در دی‌ماه سال ۹۶ در نزدیک به ۱۰۰ شهر کشور دست به تظاهرات زده بودند. “نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران” و “سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن” از جمله شعارهای مردم در جریان این حرکت‌های اعتراضی بود. در جریان این اعتراض‌های خیابانی ده‌ها تن کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. چند نفر از بازداشت‌شدگان این ناآرامی‌ها نیز سپس به شکل مشکوکی در زندان درگذشتند. تابستان گذشته نیز حرکت‌های اعتراضی مشابهی در ایران به وقوع پیوست.

تظاهرات سراسری دی‌ماه و مردادماه گذشته در ایران گرچه با طرح مطالبات معیشتی و در اعتراض به وضعیت وخیم اقتصادی آغاز شد، اما شعارهای مردم در جریان آنها به سرعت رنگی سیاسی به خود گرفت و مقام‌های بلندپایه ایران همچون رهبر جمهوری اسلامی و مجموعه ساختار نظام را هدف قرار داد.

این اعتراضات و به همراه آن گسترش بی‌اعتمادی عمومی، به‌خصوص نسبت به توانایی حکومت در مدیریت معضلات اقتصادی، “زنگ خطر” را برای مسئولان دولتی و حکومتی و دیگر پیرامونیان نظام به صدا در آورد. بسیاری از مقام‌های جمهوری اسلامی پس از این ناآرامی‌ها نسبت گسترش فزاینده نارضایتی عمومی و خطر “سقوط” و “فروپاشی” هشدار دادند.

اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی، پس از ناآرامی‌های دی‌ماه گفته بود: «آنچه ما را باید نگران کند نفرت، خشم و کینه مردم نسبت به مسئولان و نظام است». رحمانی فضلی، وزیر کشور نیز از پا بر جا بودن عوامل نارضایتی‌های دی‌ماه سخن گفته و هشدار داده بود که “یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود”.

جدیدترین هشدار اما از سوی نوه روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، مطرح شده است. حسن خمینی هشتم دی‌ماه گذشته ضمن برشمردن “علایم فروپاشی” حکومت‌ها، از جمله گفت: «هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم و دیگران بروند. اگر قواعد را رعایت نکنید، عرصه را از شما می‌گیرند.»

نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی حدود یک سال پیش نیز هشدار داده بود، چنانچه “طبقه ضعیف اقتصادی” پاسخ به گفته‌ی او “مطالبات غیرسیاسی و غیرفرهنگی” خود را نگیرند، جمهوری اسلامی یا با “فروپاشی” و یا با خشونت عریان “نوعی پوپولیسم اقتدارگرا” مواجه خواهد شد.

No responses yet

Nov 16 2018

پاسدار قاسمی به آملی‌لاریجانی: فَنر در برود آخوندکشی راه می‎افتد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,شورش,ملای حیله‌گر

No responses yet

Nov 01 2018

لحظات ملکوتی دم آخر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,سیاسی,شورش

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Aug 21 2018

امان‌الله قرائی مقدم جامعه‌شناس : اعتماد عمومی در جامعه ما تضعیف شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,شورش

ایسنا: یک جامعه‌شناس با اشاره به معضل بی‌اعتمادی در جامعه، گفت: ما شاهد نسلی هستیم که نسل‌های قدیمی‌تر را برای شرایط فعلی جامعه مقصر می‌دانند، آیندگان هم نسل فعلی را مقصر شرایط جامعه می‌دانند.

امان‌الله قرائی مقدم – جامعه‌شناس – درباره لزوم اعتماد اجتماعی در یک جامعه اظهار کرد: از دیدگاه جامعه‌شناسی، بویژه جامعه‌شناسانی مثل «هنیفن»، «جاکوب» و «جیمزکلمن» که درباره سرمایه اجتماعی از دهه ۱۹۲۰ مطرح کرده‌اند، مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی، اعتماد است. اعتماد بر دو نوع عمودی و افقی است. اعتماد افقی بین مردم با مردم و اعتماد عمودی بین مردم و مسوولان و برعکس است که هر دو نوع آن تضعیف شده است.

مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد ندارند

او ادامه داد: مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد لازم را ندارند؛ زیرا سال‌هاست وعده‌های مسوولان درباره ارزانی و محاکمه‌ی اختلاس‌گران و فاسدان اقتصادی به نتیجه نرسیده است. در چنین جامعه‌ای نمی‌توان به کسی اعتماد کرد. حتی مردم برای چک دادن به یکدیگر نیز اعتماد ندارند. بی‌اعتمادی به حداقل رسیده و نخ‌نما شده است. کشور ترکیه هم وضعیت چندان مناسبی ندارد اما با این وجود وقتی مردم دیدند اردوغان برای شکوفایی اقتصاد این کشور تمام تلاش‌اش را می‌کند و زمانی که او از آنها کمک خواست، طلا و دارایی‌هایشان را در اختیار دولت گذاشتند اما چنین اتفاقی هیچگاه در ایران نمی‌افتد.

این جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه آنچه در حافظه مردم است بی‌اعتمادی را نشان می‌دهد، گفت: در بحث سرمایه اجتماعی، مسئله همدلی، همزبانی و اعتماد را عناصر پیوند دهنده می‌گویند. به عبارتی اعتماد عنصر چسبنده است در حالی که این عنصر فعلا در جامعه ما وجود ندارد. «فرانسیس فوکویاما» مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی را اعتماد می‌داند موضوعی که در حال حاضر در کشورمان ایران وجود ندارند.

بزرگ‌ترین صدمه‌ی بی‌اعتمادی به فرهنگ است

او درباره اینکه اعتماد پایین مردم در یک جامعه چه اتفاقاتی به همراه دارد؟ توضیح داد: در چنین جامعه‌ای هر اتفاقی می‌تواند بیفتد. این موضوع در اعتیاد، طلاق، آسیب اجتماعی، ازدواج، روابط خانوادگی، سیاست، اقتصاد و فرهنگ مخرب است. بزرگ‌ترین صدمه را به فرهنگ می‌زند. در حال حاضر شعاری مبنی بر اینکه همه‌ی مردم به هم دروغ می‌گویند و از این اتفاق شاد هستند وجود دارد و این یعنی بدبختی. وقتی مردم می‌خواهند با هم صحبت کنند در دل خود می‌گویند حتما این فرد کلکی در کارش است. آیا در این چنین جامعه‌ای زن و شوهر می‌توانند به هم اعتماد کنند؟ خانواده‌ها می‌توانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند؟

این جامعه شناس ادامه داد: نبود اعتماد در یک جامعه تمام زوایای آن را تخریب می‌کند. جامعه اگر هیچ چیزی نداشته باشد اما اعتماد در آن وجود داشته باشد، می‌تواند توسعه پیدا کند. در جامعه‌ای مثل هندوستان مردم هیچ چیزی ندارند اما اعتماد دارند، بنابراین در حال تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای دنیا است. اگر کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، چین و کشورهای دیگر پیشرفت کرده‌اند، نتیجه اعتماد است در حالی که ما این اعتماد را در ایران نمی‌بینیم بنابراین انواع آسیب‌های اجتماعی را می‌تواند به وجود بیاورد.

قرائی مقدم درباره اینکه برای اصلاح چنین جامعه‌ای باید چه اقداماتی می‌توان انجام داد، اظهار کرد: در جبین این کشتی من نور رستگاری نمی بینم. اعتماد یک فرآیند طولانی مدت است و طی آزمایش و خطا به وجود می‌آید. آزمایش می‌کنند اگر نتیجه داد، آن را قبول می‌کنند.

در چنین جامعه‌ای فروریزی را می‌بینم

او اعلام کرد: بی‌اعتمادی تا جایی افزایش پیدا کرده است که مردم حتی به اخبار رسانه‌های داخلی اعتماد ندارند و اخبار داخل کشور را از رسانه‌های خارجی فارسی زبان دنبال می‌کنند! در حالی که وقتی اخبار هر دو رسانه‌ها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم اخباری که در رسانه‌های داخلی پیگیری و منتشر می‌شود، دقیق‌تر است. در صورتی که افراد فاسد حتی اگر نزدیک‌ترین عضو خانواده مسؤولان باشند، اعدام و محاکمه شوند و مردم این اتفاقات را از نزدیک ببینند شاید بخشی از اعتمادها به جامعه برگردد.

این جامعه‌شناس درباره اینکه پیش‌بینی شما از آینده‌ی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ بیان کرد: بی‌اعتمادی نسبت به آینده نا امیدی می‌آورد که جامعه‌ی ما در حال حاضر دچار آن شده است. باید کاری صورت بگیرد. با وجود آنکه مسوولان وعده‌هایی نیز داده‌اند، مردم احساس می‌کنند که اتفاق خاصی نمی‌افتد و این یعنی بی اعتمادی. از نظر جامعه شناسی اصل جامعه بر مبنای اعتماد است اما متاسفانه در جامعه‌ی ما اعتماد وجود ندارد.

انتهای پیام

No responses yet

Aug 11 2018

«شعار مرگ بر دیکتاتور» در ورزشگاه آزادی؛ درگیری «شدید» و بازداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,شورش

رادیوفردا: گزارش‌ها حاکی از درگیری «شدید» هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه آزادی تهران با مأموران انتظامی در جریان بازی روز جمعه، ۱۹ مرداد، بین تراکتورسازی و استقلال است.

ویدئویی نیز در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده است که تاریخ بارگذاری آن در اینترنت مربوط به امروز جمعه است و در آن شعار جمعی «مرگ بر دیکتاتور» از تماشاچیان حاضر در ورزشگاه آزادی شنیده می‌شود.

در توضیح این ویدئو نیز آمده که مربوط به بازی فوتبال بین استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه آزادی تهران است.

در ویدئوهایی دیگر نیز شعارهای «رژیم صهیونیستی، همینه، همینه»، و «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه» شنیده می‌شود.

شعار «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه» در ورزشگاه آزادی تهران. جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷

وب‌سایت ورزش سه نیز نوشت: «حال در وضعیتی که جو سکوها بسیار ملتهب و صدای شیپورها و شعارها بسیار بلند هستند، بینندگان تلویزیونی در شرایط بیصدا بازی را دنبال می‌کنند و به نوعی نمی‌توانند به‌طور دقیق از جو ورزشگاه اطلاع داشته باشند. این اتفاق از زمانی رخ داد که شعارها از هر دو سو تندتر شد و دیگر قابل پخش نبود.»


به گزارش وب‌سایت برنامه نود، درگیری فیزیکی هواداران دو تیم در بیرون از ورزشگاه باعث زخمی شدن چند نفر از هواداران شد. چند هوادار نیز از سوی نیروهای یگان ویژه دستگیر شدند.

این گزارش می‌افزاید که هواداران تراکتورسازی و به خصوص لیدرهای این تیم نسبت به برخورد نیروی انتظامی ناراحت بوده و اعتقاد داشتند تعداد زیادی به شدت آسیب دیده‌اند.

به نوشته سایت برنامه نود، در حال حاضر حدود ۶۵ هزار نفر در ورزشگاه حضور دارند و تنها سه سکو برای فاصله میان هواداران خالی مانده‌است.

دیدار تیم‌های فوتبال استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز از ساعت ۲۰:۳۰ امشب در ورزشگاه آزادی و در چارچوب هفته سوم لیگ برتر برگزار شد. نتیجه این دیدار پیروزی استقلال با امتیاز سه بر صفر بود.


جایگاه تماشاچیان. بازی تراکتورسازی و استقلال تهران. ورزشگاه آزادی. ۱۹ مرداد ۹۷

خبرگزاری ایرنا نوشت که اختصاص ۱۰ درصد از ظرفیت ورزشگاه آزادی به هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی سبب شد آنها برای از بین بردن موانع بین خود با تماشاگران تیم استقلال با نیروی انتظامی درگیر شوند و صندلی‌های ورزشگاه و شیشه‌های بلیت‌فروشی را بشکنند.

خبرگزاری مهر نیز در خبری با عنوان «درگیری شدید هواداران تراکتورسازی با مأموران انتظامی» نوشت: «هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز به دلیل کمبود گنجایش جایگاهشان برای بازی با استقلال با مأموران انتظامی درگیری فیزیکی پیدا کردند.»


توضیحات لیدر تراکتورسازی

مهر می‌افزاید که «برخی هواداران اقدام به تخریب صندلی‌های طبقه اول و دوم کرده و آنها را به سمت یکدیگر پرتاب می‌کنند» و «پرتاب اشیایی نظیر سنگ و بطری آب‌معدنی به داخل چمن ورزشگاه آزادی باعث شد تا مسئولان نظافت چمن، اقدام به جمع‌آوری آنها کنند.»

یک روز پیش از این نیز، بازی پرحاشیه تیم‌های فوتبال پرسپولیس و استقلال خوزستان با تدابیر امنیتی برگزار شد و در اثر خشونت‌ها، چند هوادار و چند مأمور یگان ویژه مصدوم شدند و با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.

اتوبوس پرسپولیس که از فرودگاه تا هتل با پرتاب سنگ و فرو ریختن شیشه مواجه شده بود، زمان ورود به استادیوم نیز با حمله برخی تماشاگران روبرو شد تا از درب دیگری وارد استادیوم شوند. تدابیر امنیتی شدید به نحوی بود که نیروهای انتظامی بالغ بر هزار نفر برآورد شدند.


با استفاده از مهر، ایرنا، برنامه نود / پ.پ

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .