اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 06 2017

پرونده حاج صفی و شجاعی در مجلس

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی ::

من و تو: بعد از اعتراض فدراسیون فوتبال به مسعود شجاعی و احسان حاج صفی، بازیکنان ایرانی تیم باشگاهی پانیونیوس یونان، به دلیل بازی آنها مقابل تیم مکابی تل آویو، که یک تیم اسرائیلی است، امروز عضو فراکسیون ورزش مجلس در گفت و گویی خبری اعلام کرد، پرونده حاج صفی و شجاعی در مجلس بررسی میشه و فراکسیون ورزش مجلس قطعا به این پرونده رسیدگی، و برخوردهای لازم و قانونی انجام خواهد شد.

حضور این دو بازیکن ایرانی در بازی برگشت تیم پانیونیوس مقابل مکابی در آتن که پنجشنبه شب برگزار شد، باعث شده که مدیر کل حراست وزارت ورزش و جوانان، محرومیت احتمالی شجاعی و حاج صفی از تیم ملی ایران رو مطرح کند.

این تیم یونانی که قبلا اعلام کرده بود این دو بازیکن در بازی رفت که در تل آویو برگزار شد شرکت نکردند، گفته بود که آنها باید در بازی برگشت به قرداد خود با تیم پانیونیوس احترام بگذارند و در این مسابقه شرکت کنند. از همین رو مسعود شجاعی و احسان حاج صفی در این مسابقه که یک بر صفر به تیم حریف واگذار شد با مچ بند پرچم ایران، تمام ۹۰ دقیقه رو در زمین بازی کردند.

اما موضوع دیگه‌ای که توجه رسانه‌های داخلی رو به خودش جلب کرده دیدار و گفت و گوی کریم انصاری فرد با مسعود شجاعی و احسان حاج صفی بعد از این مسابقه در کنار زمین بود که امروز رسانه‌ای شد. انصاری فرد در حال حاضر برای تیم المپیاکوس یونان بازی می‌‌کند اما در فصل قبل او هم در تیم پانیویوس حضور داشت و در کنار شجاعی بازی می کرد.

بیانیه فدراسیون فوتبال ایران در رابطه با احتمال محرومیت این دو بازیکن از تیم ملی در رسانه‌های یونانی بازتاب گسترده‌ای داشته و از طرف دیگه چهره‌های سرشناسی در فوتبال ایران هم از این دو بازیکن حمایت کردند که این موج حمایتی همچنان ادامه دارد.

بر اساس قوانین فیفا، دولت‌ها نباید مسائل سیاسی را وارد رقابت‌های ورزشی کنند.

برچسب‌ها: اجتماعی, احسان حاج‌صفی, اسرائیل, امنیتی, سیاسی, فوتبال, مجلس, مسعود شجاعی, ورزشی

شما هم چیزی بگو

Aug 05 2017

احضار ۴۰ کارگر شرکت نیشکر هفت تپه به دادگستری شوش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در بیانیه ای اعلام کرد که ۴۰ کارگر این شرکت از سوی دادگستری شوش احضار شده اند. پیش از این نیز دست کم ۱۵ کارگر شرکت نیشکر هفت تپه در چریان اعتصاب کارگران این واحد در روزهای گذشته بازداشت و سپس آزاد شده بودند.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در بیانیه روز جمعه ۱۳ مرداد،‌ خود با اعلام احضار ۴۰ کارگران این واحد به دادگستری شوش گفت که به این کارگران گفته شده است که باید صبح روز یکشنبه، ۱۵ مرداد، در دادگاه حاضر شوند.

در این میان، یک منبع نزدیک به سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به رادیو فردا گفت که تعدادی دیگر از کارگران نیز به نیروی انتظامی احضار شده اند.

به گفته این منبع، اتهام کارگران احضار «تحریک کارگران به اعتصاب» بوده است و تعدادی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه نیز در میان احضارشدگان هستند. تاکنون مقام های قضایی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران در این مورد اظهرنظر کرده اند.

اعتصاب در ایران غیرقانونی است و در این ارتباط، بارها با کارگران در نقاط مختلف ایران برخوردهای امنیتی و قضایی صورت گرفته است. این در حالیست که تشکل های مستقل کارگری در ایران و نیز اتحادیه های بین المللی کارگری بارها خواستار به رسمیت شناخته شدن حق اعتصاب برای کارگران شده اند.

اعتصاب کارگران نیشکر هفت‌تپه در پی پرداخت نشدن حقوق اردیبهشت و خرداد امسال، حقوق بهمن و اسفند سال ۹۴، هشت ماه بن سال گذشته و پاداش دو سال قبل‌شان صورت گرفت.

به گفته مقام های دولتی،‌ تاکنون کارفرمای بخش خصوصی شرکت نیشکر هفت‌تپه تنها حقوق یک ماه کارگران را به آنان پرداخت کرده است. ضمن آنکه بر اساس گزارش ها، همین میزان حقوق به اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه نیز پرداخت نشده است.

بر اساس گزارش‌ها،‌ کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه همچنین خواستار بازگرداندن مالکیت این واحد به دولت هستند.

شرکت نیشکر هفت‌تپه در اسفند سال ۹۴ به بخش خصوصی واگذار شد. این واگذاری انتقادهایی را به همراه داشت. از جمله نماینده مجلس از شوش از واگذاری شرکت نیشکر هفت تپه به دو جوان ۲۸ و ۳۱ ساله انتقاد کرد.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در بیانیه روز جمعه خود همچنین اشاره کرد که اسامی احضارشدگان از سوی مدیر عامل شرکت و با همکاری حراست این واحد، تهیه و به دادگستری شوش ارسال شده است.

احضار کارگران در شرایطی صورت گرفته است که چند روز پیش، مصطفی نظری، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان شوش، در گفت و گو با خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه،‌ از «ورود مدعی العموم به مشکلات جمعی از کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه» خبر داده بود.

وی گفته بود: «کارگران این کارخانه مطالباتی دارند که دادستانی پیگیر مطالبات حقوق کارگران این شرکت است».

پیشتر شماری از تشکل های کارگری در ایران، از جمله اتحادیه آزاد کارگران ایران،‌ شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و کانون مدافعان حقوق کارگر، و همچنین فدراسیون بین المللی کارگران صنایع غذایی، ‌کشاورزی و خدمات از بازداشت شماری از کارگران اعتصابی نیشکر هفت‌تپه انتقاد کرده بودند.

در این ارتباط،‌ پیتر روزمن، مسئول بخش بين‌الملل و كمپين فدراسیون بین‌المللی کارگران صنایع غذایی، ‌کشاورزی و خدمات،‌ به رادیو فردا گفته بود که این فدارسیون در صورت ادامه اینگونه برخوردها اقداماتی را انجام خواهد داد و از جمله به سازان بین المللی کار شکایت خواهد کرد.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در بیانیه خود با محکوم کردن «تهدید واحضار» کارگران این شرکت و «هرگونه پرونده سازی» علیه آنان خواستار لغو تمامی اتهام ها علیه کارگران از سوی نیروهای امنیتی و قوه قضائیه شد.

در سال های اخیر، شماری از کارگران شرکت کننده در اعتراض های صنفی و همچنین فعالان کارگری از کار اخراج و یا احضار، بازداشت و زندانی شده اند.

سازمان های حقوق بشری و اتحادیه های بین المللی کارگری بارها با انتقاد از این گونه اقدامات خواستار پایان برخوردهای امنیتی و قضایی با فعالان کارگری و آزادی فعالان کارگر زندانی شده اند.

برچسب‌ها: احضار, امنیتی, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, کارگران, نیشکر هفت تپه

شما هم چیزی بگو

Aug 05 2017

دو ملی پوش ایران، زیر منگنه اسرائیل و یونان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی ::

ایران وایر:
شهریار نکوزاد، شهروند خبرنگار
رویارویی با ورزشکاران یا تیم ورزشی اسراییلی، یک نگرانی همیشگی و دایمی برای ورزشکاران ایرانی است؛ داستانی که از سال ۱۹۸۳ و رقابت های کشتی آزاد و فرنگی جهان در «کی یف» شوروی آغاز شد.
«بيژن سيف‌خانى»، فرنگى كار گيلانىِ وزن ۷۴ كيلوگرم مقابل «رابينسون كوناشويلى»، کشتی گیر اسراییلی کشتی گرفت و در نهایت با نتيجه ۷ بر ۴ به پيروزی رسید. روزنامه «كيهان» و مجله «كيهان ورزشى» از این مقام به عنوان قهرمانی بزرگ ایران یاد کردند. اما همان شب، پس از انتشار خبر رقابت کشتی گیر ایرانی مقابل حریف اسراییلی، «على‌ اكبر ولايتى»، وزير امور خارجه وقت ایران دستور می دهد که تمام کاروان ئرزشی باید به ایران برگردند. خبر شبانه به گوش کشتی گیران ایران رسید. مربیان به اتاق تک تک بازیکنان رفتند، آن ها را بیدار کردند و گفتند وسایل خود را جمع کنید، باید به تهران برگردیم. این آغاز مرزبندی ها بین ورزشکاران ایرانی و اسراییلی بود.

روایت پرهیز تیم های ورزشی یا ورزشکاران ایرانی از مقابله با حریفان اسراییلی آن قدر تکراری شد که «کمیته جهانی المپیک» تصمیم گرفت قوانین خود را تغییر دهد. اول بار در سال 2006 میلادی، «ژيل ديويس»، سخن گوى كميته بين المللى المپيك نثر جدید قوانین کمیته جهانی را برای رسانه ها خواند: «در صورتی که ورزشکار یا ورزشکارانی از حضور مقابل ورزشکار یا ورزشکارانی دیگر به دلایل سیاسی، مذهبی، نژادی و قومیتی امتناع کنند، آن ورزشکار مادام العمر از حضور در رقابت های بین المللی محروم خواهد شد. همین طور فدراسیون و کمیته المپیک آن کشور با تهدیداتی، از جریمه نقدی تا محرومیت از حضور در رقابت های بین المللی و المپیک مواجه خواهند بود.»

از همان سال دیگر رسانه های ایران از عبارت «در حمایت از مردم مظلوم فلسطین» برای عدم رویارویی ورزشکاران ایران با اسراییل استفاده نکردند. هربار که به قید قرعه یا براساس جدول مسابقات، یک تیم یا ورزشکار ایرانی باید مقابل حریفی اسراییلی قرار می گرفت، بهانه مصدومیت پیش می آمد. نمونه ها از آن سال فراوان هستند. حتی بدون مصدومیت هم ورزشکاران ایرانی خود را موظف به دور شدن از حریف اسراییلی می دیدند.

سال 1390 خورشیدی، در رقابت های جهانی کشتی فرنگی و در وزن 120 كيلوگرم، «بشير باباجان زاده» كه در دور اول، حريف روسی خود را برده بود، در كشتی دوم، در حالی كه در زمان دوم سه به یک پيش بود، خود را با عنوان مصدوميت از مسابقات كنار کشید. او در صورت پيروزی، در نيمه نهايی با حريفی از اسراییل دیدار می کرد.

دیگر مهم نیست ورزشکار ایرانی در کدام کشور یا کجای این جغرافیای ورزشی قرار گرفته است. آن ها همیشه باید از رقابت با حریفان اسراییلی پرهیز کنند. سال 1383، «وحید هاشمیان»، بازیکن تیم ملی ایران که آن روزها در «بایرن مونیخ» آلمان بازی می کرد، حاضر نشد در لیگ قهرمانان اروپا، مقابل «مکابی» اسراییل بازی کند. چه در بازی رفت و چه در بازی برگشت، باشگاه اعلام کرد که وحید مصدوم است.
«اشکان دژاگه» روایت جالب تری داشت؛ او سال 1387 در حالی که بازیکن و کاپیتان تیم ملی جوانان آلمان بود، از سفر به اسراییل برای دیدار با تیم ملی جوانان اسراییل خودداری کرد. هرچند به صورت رسمی اعلام نشد که به دلیل پایبندی به قوانین ایران از این سفر پرهیز کرده است اما در آلمان جوی علیه اشکان شکل گرفت. همان زمان، «ولفگانگ شويبله»، وزير كشور آلمان از تصميم دژاگه انتقاد كرد. هر دو بازیکن هم به نوعی در خفا از سوی آلمانی ها تنبیه شدند. قرارداد هاشمیان در سال بعد تمدید نشد. اشکان هم از تیم امید آلمان هرگز به تیم ملی بزرگ سالان نرسید و راهی ایران شد. از آن پس، قواعد عقد قرارداد میان بازیکنان ایرانی با باشگاه های اروپایی و حتی آسیایی کمی متفاوت شد. بازیکنانی که طی سال های اخیر راهی اروپا شده اند، با مدیران باشگاه خود به توافق می رسند که در صورت رویارویی احتمالی تیم های باشگاهی خود مقابل حریفان اسراییلی، از حضور در ترکیب تیم های خود معاف شوند.

هفته گذشته بار دیگر این اتفاق تکرار شد. این مرتبه درخواست دو بازیکن تیم ملی ایران از باشگاه یونانی «پانیونیوس» اجرا شد. «مسعود شجاعی» و «احسان حاجی صفی»، دو ملی پوش فوتبال ایران هستند که برای این باشگاه یونانی بازی می کنند. هر دو هم جزو کاپیتان های کنونی تیم ملی ایران به شمار می روند.

تیم یونانی در اولین قدم موفق شد تیم «گوریسا» اسلوونی را در رقابت های مقدماتی جام باشگاه های اروپا شکست دهد. بعد از این موفقیت، سایت «رادیو ورزش» یونان در تمجید از بازی دو ملی پوش ایرانی، به سراغ قرعه این تیم رفت و به بازی آینده پانیونیوس اشاره کرد و نوشت: «تیم مکابی اسراییل، چالش جدی بعدی تیم پانیونیوس است و مانع بزرگی برای این تیم خواهد بود. با این حال، برای شاگردان “گریگوریو”، هیچ چیز غیرممکن نیست. غیبت بازیکنان ایرانی (مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی) برای تیم پانیونیوس مشکل خواهد بود.»

مکابی (با نام کامل «مکابی حیفا»)، از قدیمی ترین باشگاه های فوتبال اسراییل محسوب می شود؛ تیمی که سال 1913 تاسیس شده و اولین باشگاه اسراییلی است که به لیگ قهرمانان اروپا رسیده است. آن ها ابتدا در «جام باشگاه های آسیا» (لیگ قهرمانان آسیای کنونی) شرکت می کردند ولی از سال 1979 و با فشار کشورهای اسلامی، برای تحریم رقابت هایی که اسراییل در آن ها حضور دارد، به اروپا رفتند. اما کوچ آن ها باعث تمام شدن دردسر ورزشکاران ایرانی نشده است.

پنج شنبه پنجم مردادماه، باشگاه یونانی باید در خاک اسراییل مقابل مکابی قرار می گرفت. رادیو ورزش یونان پیشاپیش خبر از غیبت این دو بازیکن داده بود اما سایت باشگاه پانیونیوس هم خبر از غیبت قطعی این دو بازیکن به دلایل محرومیت و مصدومیت داد. تیم یونانی در غیاب ستاره های ایرانی خود، یک بر صفر مقابل مکابی شکست خورد.

این پایان داستان نیست؛ حالا مکابی باید به یونان بیاید تا بازی برگشت را برگزار کند. باز هم دو ملی پوش ایرانی باید بر پایه همان قاعده همیشگی، از حضور مقابل حریف اسراییلی امتناع کنند؛ امری که قابل پیش بینی و عادی به نظر می رسد. اما دو اتفاق، ماجرا را پیچیده کرده است؛ خبرگزاری «ایلنا» روز ششم مردادماه، یک روز پس از بازی، در گزارشی با استناد به ادعای سایت «کانون هواداران پانیونیوس» یونان، خبر از تلاش فدراسیون فوتبال اسراییل و همین طور باشگاه مکابی برای محروم کردن بازیکنان تیم ملی ایران به دلیل ممانعت از سفر به این کشور را داد. باشگاه اسراییلی با استناد به قوانین کمیته جهانی المپیک و همین طور فدراسیون جهانی فوتبال، تلاش کرد تا ثابت کند دلیل عدم سفر احسان حاج صفی و مسعود شجاعی به اسراییل، صرفا مسایل سیاسی بوده است.

اثبات این ادعا و بعد محرومیت احتمالی دو بازیکن ایرانی، آتشی نیست که فقط به دامن این دو بازیکن یا تیم ملی ایران بیافتد. باشگاه پانیونیوس بیش تر از هرکس و هر تیم از این اتفاق متضرر خواهد شد. دو سرمایه اصلی آن در این بین می سوزند. همین نگرانی در کنار شکست در بازی رفت باعث شده است تا مدیران باشگاه یونانی بیانیه ای صادر کنند. این بیانیه برای نخستین بار ورزشکاران ایرانی را با یک چالش جدی روبه رو خواهد کرد.

در بیانیه باشگاه پانیونیوس آمده است: «باشگاه پانیونیوس یونان با احترام کامل به تصمیم شجاعی و حاج صفی که باشگاه را در سفر به سرزمین های اشغالی همراهی نکردند، از این دو بازیکن می خواهد تا به قرارداد خود با باشگاه احترام گذاشته و برای صعود تیم به دور بعدی، با حضور در دیدار برگشت شرکت کنند. بازیکنان حرفه ای در این سطح باید به قرارداد خود احترام بگذارند و به صعود تیم خود به مراحل بعدی کمک کنند.»

این یعنی حتی باشگاه یونانی پذیرفته است که دلیل همراه نشدن دو ملی پوش ایران، نه مصدومیت بوده و نه محرومیت. آن ها گفته اند احسان و مسعود باید به قرارداد خود پایبند باشند و به آن احترام بگذارند. همین بهانه ای شده تا سایت «ورزش سه» گفت و گویی کوتاه با «جان جوگروپولوس»، خبرنگار نشریه «گاتزتا» یونان داشته باشد. این خبرنگار به «ورزش سه» گفته که ممکن است باشگاه پانیونیوس از میزان حساسیت ایرانی ها نسبت به موضوع اسراییل بی خبر باشد. این هم بدان معنا است که خبرنگاران یونانی نیز از حقیقت عدم سفر شجاعی و حاج صفی به اسراییل باخبر هستند. شاید تک تک این کُدها برای محرومیت احتمالی این دو ملی پوش و کاپیتان های تیم ملی ایران کفایت کند. ایلنا نوشته است که باشگاه مکابی و فدراسیون فوتبال اسراییل به دنبال مدارک کافی هستند.

تصمیم باشگاه پانیونیوس می تواند آینده ورزشی و حتی زندگی اجتماعی این دو بازیکن ایران را تحت تاثیر قرار دهد. این بیانیه، مفهمومی مشخص دارد؛ باشگاه حاضر نیست مساله مصدومیت دو بازیکن ایرانی را بپذیرد.

برچسب‌ها: احسان حاج‌صفی, اسرائیل, سیاسی, فوتبال, مسعود شجاعی

شما هم چیزی بگو

Aug 05 2017

جزئیات گزارش مجلس از تخلفات بانک مرکزی در ساماندهی موسسات مالی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم ::

مهر: عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس، جزئیاتی از گزارش این کمیسیون در خصوص تخلفات بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و وزارت کشور در ساماندهی موسسات مالی و اعتباری را تشریح کرد.

سید حسن حسینی شاهرودی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: تعداد قابل توجهی موسسه و صندوق قرض‌الحسنه بدون مجوز فعالیت از بانک مرکزی در کشور وجود دارد که تقریبا ۴۸ مورد از آن‌ها دارای گستردگی شعب در سراسر کشور هستند و تاکنون ۱۰ مورد از این موسسات با رقمی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان سپرده در فرآیند تعیین تکلیف قرار گرفته‌اند. اما هنوز تعداد قابل توجهی از این موسسات تعیین تکلیف نشده‌اند.

نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: اعضای کمیسیون اقتصاد معتقدند بانک مرکزی و دیگر نهادهای متولی و نظارتی در راستای تکالیف قانونی خود طبق قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی و مصوبه سال ۱۳۹۰ شورای پول و اعتبار و مصوبه بهمن ماه ۱۳۹۴ شورای عالی امنیت ملی، مرتکب تخلفاتی در ساماندهی موسسات مالی و اعتباری شدند که نیازمند بررسی و رسیدگی قضایی است.

صدور «مجوز مشروط» برای فعالیت های موسسه مالی و اعتباری کاسپین توسط بانک مرکزی فاقد وجاهت قانونی بود

وی در تشریح گزارش کمیسیون اقتصاد از تخلفات بانک مرکزی مرتبط با موسسه کاسپین گفت: بررسی روند ادغام و تغییر نام موسسه فرشتگان از سال ۱۳۸۹ در کمیسیون اقتصاد بیانگر آن است که زمینه ادغام و تغییر نامهای موسسه فرشتگان توسط بانک مرکزی و با هماهنگی و اطلاع نهاد ناظر پولی کشور صورت می ­گرفته است.

عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصاد تصریح کرد: بررسی گزارشهای بانک مرکزی و اظهارات مدیران بانک مذکور در کمیسیون اقتصاد بیانگر این است که موسسه کاسپین، با «مجوز مشروط» تأسیس گردیده است. قطعاً و یقیناً وقوع چنین امری و صدور چنین مجوزهایی فاقد وجاهت قانونی بوده و بانک مرکزی صلاحیت اعطای چنین مجوزهایی را نداشته است.

حسینی با انتقاد از عدم اطلاع رسانی شفاف و صریح به مردم در خصوص اعطای مجوز مشروط به موسسه کاسپین گفت: بسیاری از سپرده­ گذاران به اعتبار صدور مجوز و به اعتماد آن که موسسه مذکور صلاحیتهای لازم را اخذ نموده و تحت نظارت دقیق بانک مرکزی قرار دارد، منابع مالی خود را در این موسسه سپرده­ گذاری کرده ­اند.

نماینده مردم شاهرود گفت: اعضای کمیسیون اقتصاد معتقد بودند بانک مرکزی صلاحیت های تخصصی مدیران موسسه کاسپین را به صورت دقیق بررسی نکرده و این صلاحیت های مبهم و سئوال برانگیز است علاوه بر این بانک مرکزی صرفا به اخذ تعهد نامه از مدیران موسسه کاسپین بسنده کرده و ضمانت اجرایی قوی از آن ها نگرفته است.

حسینی با بیان اینکه بانک مرکزی نظارت دقیقی بر موسسه مالی و اعتباری کاسپین نداشته و بعد از بروز بحران ورود کرده است گفت: بانک مرکزی در برآوردهای اولیه نظارت و توجه کافی به توان این موسسه برای ایفای تعهدات خود نداشته است.

بانک مرکزی از اقدامات و فعالیت تمام شعب موسسه کاسپین و آرمان اطلاع داشته است

عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس با انتقاد از عدم اقدام قانونی بانک مرکزی برای جلوگیری از فعالیت شعب موسسات فرشتگان، آرمان و کاسپین اظهار داشت: شعب موسسه کاسپین پس از اعلام انحلال تعاونیهای اعتباری و اخذ مجوز، در گستره ملی به فعالیت خود ادامه داده و خدمات بانکی ارائه می نمودند.

وی با بیان اینکه مدیران بانک مرکزی اعلام می کنند برای فعالیت شعب موسسه آرمان و کاسپین مجوزی صادر نشده است، گفت: براساس مستنداتی که اعضای کمیسیون اقتصاد بررسی کردند، بانک مرکزی از اقدامات و فعالیت تمام شعب موسسه کاسپین و آرمان اطلاع کامل داشته است. موسسه کاسپین و قبل از آن موسسه آرمان دارای بیش از ۳۹۰ شعبه با اطلاع بانک مرکزی در سراسر کشور بوده است. عدم نظارت بانک مرکزی بر روند افزایش تعهدات و عملکرد موسسه مالی و اعتباری کاسپین که عمدتا از طریق شعب مذکور صورت می گرفت موجب مشکلات امروز شده است.

حسینی ادامه داد: نکته قابل تامل در امر ساماندهی موسسه کاسپین و تعاونهای منحله مرتبط، نبود نقشه راه نظام مند جهت ساماندهی تعهدات و دارایی­های موسسه می باشد که بر این اساس مشکلاتی ایجاد شد.

رانت اطلاعاتی سپرده گذاران کلان موسسات مالی و اعتباری ورشکسته

وی با انتقاد از رانت اطلاعاتی سپرده گذاران کلان موسسات مالی و اعتباری ورشکسته گفت: بر اساس گزارش واصله به کمیسیون اقتصاد، پیش از اعلام عمومی انحلال برخی از مؤسسات مالی و اعتباری، تعدادی از سپرده گذاران کلان این مؤسسات، اقدام به مراجعه به مؤسسات و خارج نمودن سپرده­ های خود کرده اند.

عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی اطلاع یافتن از روند انحلال یک مؤسسه و عدم تکافوی داراییهای آن برای پرداخت مطالبات بستانکاران، رانت اطلاعاتی ارزشمند خواند و گفت: اعضای کمیسیون اقتصاد معتقدند بانک مرکزی باید گزارش کاملی از اسامی سپرده گذاران کلان که در بازه زمانی مورد نظر اقدام به تسویه سپرده های خودکرده اند، ارائه کند. باید امکان استفاده از رانت اطلاعاتی در گزارش نهایی دستگاه قضائی لحاظ گردد.

لزوم شفافیت در میزان بدهی ها و وثیقه های موسسات مالی و اعتباری

حسینی با انتقاد از عدم شفافیت در مورد میزان بدهی های موسسات و میزان وثایق گفت: از ابتدای شروع روند تسویه بدهی ها در این مؤسسات، یکی از مهمترین چالشهای بستانکاران و به تبع آن نهادهای نظارتی، عدم شفافیت در اعلام میزان دیون و تعهدات و ابهام در میزان وثایق و تضامین مأخوذه بوده است.

وی ادامه داد: اعضای کمیسیون اقتصاد معتقد بودند این ابهامات و عدم شفاف سازی نیز از جمله تخلفاتی است که باید در گزارش کمیسیون اقتصاد از تخلفات بانک مرکزی درج گردد زیرا لزوم رسیدگی نهاد قضایی را به همراه خواهد داشت. تاکنون گزارشی از تسهیلات گیرندگان از موسسه کاسپین و تعاونهای منحله مرتبط و وثایق و ساز و کار تسویه آنها نیز به کمیسیون اقتصادی ارائه نشده است.

عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی با انتقاد از عدم رعایت ضوابط قانون تجارت در روند تسویه حساب با طلبکاران گفت: نمایندگان در کمیسیون اقتصاد معتقد بودند در نظر نگرفتن اصل تساوی میان طلبکاران و اقدام به تسویه حساب با برخی از طلبکاران خرد بدون وجود ضابطه مشخص و بدون ارائه توجیهاتی مبنی بر لزوم چنین تبعیضی در سیستم بانکی، نیازمند رسیدگی فوری قضایی و بلکه توقف عملیات اجرایی مربوط به تسویه تا روشن شدن کامل موضوع است.

سکوت بانک مرکزی عامل اخلال در نظام اقتصادی

وی با بیان اینکه مؤسسات مالی و اعتباری صرفاً در حدود مجوز قانونی صادر شده توسط بانک مرکزی، مجاز به فعالیت بوده و فعالیت خارج از محدوده مذکور، تخلف قلمداد گردیده و تبعات انتظامی و قضایی در پی خواهد داشت، گفت: اگرچه فعالیت برخی از موسسات مالی و اعتباری به وضوح از چارچوب هایی که بانک مرکزی برای آن ها تعیین کرده فراتر بوده است اما بانک مرکزی هیچ اقدامی بازدارنده قضایی و انتظامی برای توقف فعالیت های این موسسات انجام نداد و ادامه این فعالیت های خلاف قانون موجب اخلال در نظام اقتصادی کشور شد.

لزوم بررسی ادعای بانک مرکزی مبنی بر عدم اقدام مناسب قضائی

وی افزود: بر اساس گزارشی که بانک مرکزی تهیه کرده، در رابطه با تخلفات مؤسسات مالی و اعتباری، برخی احکام قضایی هم وجود دارد که ممکن است در رابطه با این احکام، بدلیل فقدان ادله یا عدم شفافیت لازم، سوء استفاده هم صورت گرفته باشد که لازم است این احکام مورد بررسی قرار بگیرد.

رد پای پول شویی در موسسه کاسپین

وی با بیان اینکه یکی از مهمترین تخلفاتی که در روند انعقاد قراردادهای این مؤسسات با سپرده گذاران به چشم می خورد، عدم رعایت قوانین و مقررات مبارزه با پولشویی است گفت: طبق مستندات موجود در کمیسیون اقتصاد در برخی قراردادها بین این مؤسسات و سپرده گذاران، هویت سپرده گذاران نامعلوم بوده و در پاره ای موارد نیز نسبت به جابجایی اسامی سپرده گذاران در قراردادها بدون رعایت الزامات مبازره با پولشویی، اقدام گردیده است.

عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد مسئول نظارت بر این موسسات و اجرای قانون مبارزه با پول شویی خواند و گفت: اعضای کمیسیون اقتصاد معتقدند تخلف و کوتاهی مدیران موسسه کاسپین، بانک مرکزی و متولیان مبارزه با پولشویی در وزارت امور اقتصاد و دارایی در این زمینه قابل بررسی و پیگیری است.

وزارت کشور و نیروی انتظامی باید شعب فاقد مجوز را پلمب می کردند

وی ادامه داد: بسیاری از اماکنی که تحت عنوان شعب مؤسسه مالی و اعتباری اقدام به فعالیت نموده اند، حسب اظهار مدیران بانک مرکزی فاقد مجوز از بانک مرکزی بوده اند، لذا تکلیف اولیه درخصوص توقف فعالیت ایشان وتبعاً پلمپ اماکن مذکور با نیروی انتظامی و وزارت کشور بوده است.

برچسب‌ها: اقتصادی, بانک مرکزی, چپاول, دزدی‌های رژیم, غارت, مؤسسه کاسپین, موسسات مالی

شما هم چیزی بگو

Aug 04 2017

درخواست از خامنه ای برای عزل صادق لاریجانی از ریاست قوه قضاییه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سیاسی ::

برچسب‌ها: آزادی بیان, اعتراض, سیاسی, صادق لاریجانی, عزل

شما هم چیزی بگو

Aug 03 2017

مشکلات مراکز آموزش عالی به نقطه هشدار رسیده است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اعتراضات,دانشجویی,سیاسی ::

رادیوفردا: بیش از ۸۰۰۰ فعال دانشجویی ضمن انتقاد از آنچه «فشار به تشکل ها و نشریات دانشجویی و سکوت مقامات وزارت علوم» در این مورد نامیدند،‌ اعلام کردند که «مشکلات و بحران مراکز آموزش عالی همچون بسیاری از حوزه های دیگر کشور به نقطه هشدار رسیده است».

این فعالان دانشجویی در نامه ای که در خبرگزاری ایلنا منتشر شد، از حسن روحانی،‌ رئیس جمهوری ایران، خواستند فردی را برای تصدی وزارت علوم معرفی کند که «در مقابل فشارها ایستادگی کند و کیان دانشگاه را امری قابل معامله نپندارد».

به گفته امضاکنندگان این نامه، در دولت آقای روحانی «بسیاری از برنامه‌ها و سخنرانی‌ها به دلایلی لغو شد و جمع زیادی از فعالان دانشجویی احضار شدند».

براساس این نامه، وزیر علوم و معاونان او «حتی یک بار به این روندها واکنش قاطعی نشان ندادند» و وروسای دانشگاه‌ها نیز«در اکثر موارد» با این اقدامات «هم‌صدایی» کردند.

به گفته امضاکنندگان این نامه، در دولت آقای روحانی «بسیاری از برنامه‌ها و سخنرانی‌ها به دلایلی لغو شد و جمع زیادی از فعالان دانشجویی احضار شدند».

این فعالان دانشجویی همچنین با اشاره به محرومیت تعدادی از دانشجویان از تحصیل خواستار آن شدند که «با حضور مدیرانی شجاع، توانمند و مقتدر در جایگاه روسای دانشگاه‌ها، پرونده‌ دخالت‌های غیرمرتبط در دانشگاه بسته شود».

پیش از این نیز در موارد متعددی تشکل‌های دانشجویی و برخی نمایندگان مجلس از ادامه فضای امنیتی در دانشگاه‌ها انتقاد کرده‌اند.

از جمله در فروردین سال جاری، ۷۲ انجمن اسلامی دانشجویان در بیانیه‌ای از احضار ۵۰ فعال دانشجویی به مراجع قضایی و تعلیق هفت انجمن اسلامی خبر داده و از «فشار و ایجاد محدودیت» بر سر راه فعالیت‌های دانشجویی توسط نهادهای داخل و خارج دانشگاه انتقاد کرده بودند.

همچنین ۹۲ تشکل دانشجویی در مرداد سال گذشته در نامه‌ای به رئیس جمهوری ایران ضمن انتقاد از ادامه «جَوّ ارعاب و تهدید» و فضای «امنیتی» در دانشگاه‌ها، به لغو برنامه‌های تشکل‌های دانشجویی و «دخالت‌های غیرقانونی و فراقانونی» در برگزاری آنها اعتراض کرده بودند.

در بهمن ماه ۹۴ نیز ۸۱۳ فعال نشریات دانشجویی در نامه‌ای از حسن روحانی خواسته بودند با «دستور قاطع» به مدیران آموزش عالی، مانع «روند رو به رشد برخوردهای غیرقانونی» با این نشریات شود.

در همین حال، ۸۰۰۰ فعال دانشجویی امضاکننده این نامه اعلام کردند که در برخی دانشگاه‌ها «اصولاً به منتقدان، مجوز نشریه داده نمی‌شود و در برخی دیگر نشریات بازبینی پیش از انتشار می‌شوند».

دراین نامه همچنین تاکید شد که « آن‌چه در این سال‌ها بر دانشگاه رفته‌است چیزی جز سیاست حرکت در مسیر انفعال و انزوای دانشجو و دانشگاه نیست».

این فعالان دانشجویی همچنین بر« مطالبه‌ قدیمی» فعالان دانشجویی و برخی از اساتیدمبنی بر« استقلال دانشگاه‌ها» تاکید کرده و خواستار انتخاب رئیس و مدیران و هیات امنا دانشگاه توسط دانشگاهیان و جلوگیری از« مداخله‌ نهادهایی که ریشه در دانشگاه ندارند» شده اند.

انتقادها و خواسته ها در شرایطی مطرح شده اند که حسن روحانی در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۹ اردیبهشت امسال و در دوره نخست ریاست جمهوری خود بارها ضمن اعلام حمایت از فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی دانشجویان وعده داده بود که دولتش تلاش خواهد کرد تا دانشگاه از «فضای امنیتی» فاصله بگیرد.

وی حتی روز ۲۱ فروردین سال جاری در یک نشست خبری گفت که در دولت او فضای مدارس دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها «کمتر امنیتی شده است».

فعالیت تشکل‌های دانشجویی و صدور مجوز برای برخی تشکل‌های جدید از جمله دلایل استیضاح و برکناری رضا فرجی دانا، وزیر سابق علوم در مرداد ۹۳ بود، و پس از آن محمد فرهادی به عنوان وزیر علوم معرفی شد.

درهمین حال مدیریت محمد فرهادی در وزارت علوم انتقاداتی را به همراه داشت و برخی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس پیش از این از برخوردهای «منفعلانه» او انتقاد کرده بودند.

برچسب‌ها: آموزش عالی, دانشجویی, دانشگاه, سیاسی, هشدار

شما هم چیزی بگو

Aug 03 2017

جلال ایجادی: روند دینی شدن انسان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب ::

گویانیوز: در جامعه، دیندار شدن اتفاقی نیست، بلکه نتیجه عملکرد انواع و اقسام عوامل ذهنی و روانی و تربیتی و روانشناسانه و جامعه شناسانه و نتیجه یک تاریخ اجتماعی است. یک فرزند وقتی در خانواده‌ای دینی متولد شد، دارای احوال و عواطف مذهبی می‌شود و سپس احساس دینی او توسط عوامل ذهنی و عینی و اجتماعی پرداخته می‌شود و این امر در مرحله بعدی، در مدرسه و محیط تدارک بیشتر می‌بیند. این سوژه اجتماعی در ابعاد اجتماعی و فضای عمومی به فرد مذهبی تبدیل می‌گردد و خود می‌تواند فعالانه عمل کرده و اعتقاد دینی‌اش را مستحکم نموده و پایه ایدئولوژیکی‌اش را تنظیم نماید. بطور عموم فرزند در خانواده یهودی، یهودی می‌شود و در خانواده مسلمان، مسلمان می‌شود. ادیان، با میراث خانوادگی از یک امتیاز بزرگ برخوردار هستند زیرا از آنجا که امر «مقدس» تلقی می‌گردند با تمام قوای روانی و عاطفی به فرزندان انتقال پیدا میکنند. بقول کارل گوستاو یونگ، روانکاو سوئیسی، شعور انسان از ناخودآگاه انسان رشد می‌کند و در این ناخودآگاه تمامی حالات و احساسات شکل می‌گیرند. افزون برآن بگفته رنه ژیرار، جامعه شناس فرانسوی، فرد در یک روند «میمیک» یا تکرار ناخودآگاه و مکانیکی عادت رفتاری قرار می‌گیرد. فرد هنجار اجتماعی و فرهنگی و دینی را تکرار می‌کند و اجتماع دوری و نزدیکی هنجار را کنترل می‌کند یا مورد تنبیه و انظباط قرار می‌دهد. رفتارهای ارزشی و اجتماعی مانند احترام به قران، صلوات فرستادن، نمازخواندن، روزه گرفتن، اشک ریختن برای حسین، آداب مقدس، عمل گناه آمیز و غیره از همان لحظه اول وارد زندگی و ذهنیت می‌شود. در این روند، ذهنیت نقاد عمل نمی‌کند بلکه جذب بشکل «میمیک» و غیرآگاهانه انجام می‌شود.

برپایه این گفته فرد مسلمان شیعه از همان ابتدا با ناخودآگاه خود در این فضا شکل می‌گیرد و انسان به انسان دینی تبدیل می‌شود. فرد در یک فضای فرهنگی و سمبولیک، با کدها و قواعد خاصی، متولد شده و از همان ابتدا مورد پرداخت شخصیتی قرار می‌گیرد. در فقدان افکار و باورهای گوناگون، ذهنیت بطرز یکجانبه رشد کرده و در زیر سلطه دگماتیسم، هر گونه قدرت انتقادی را از دست داده و خمیرمایه خود را با دین همآغوش می‌کند. در خانواده مسلمان هنگامیکه فرزند متولد می‌شود اولین اقدام در گوش نوزاد دعا و آیه قرآنی می‌خوانند و اذان می‌گویند و اینگونه آداب و رسوم و تربیت و عادات، تا پایان عمر ادامه دارد. هنگامیکه کسی می‌میرد و در لحظه‌ای که پیکر به زیر خاک می‌رود، برایش دعا می‌خوانند و در درون گور برایش اشهد می‌خوانند. جسم و روان فرد در سراسر عمر، توسط دین و عوامل دینی، ساخته می‌شوند و شکل می‌گیرند و هویت دار می‌گردند. این توتالیتاریسم تربیتی ایدئولوژیکی دینی، انسان را از هر نوع مقاومت فکری و روانی تهی کرده و تمام عنصر دین را به امری کاملن طبیعی و همیشگی و عادی و ابدی تبدیل می‌کند.

ماکس وبر می‌گوید انسان دین را می‌پذیرد زیرا دین برای او معنابخش است. حال پیش از آنکه این «انتخاب ماکس وبری» صورت گیرد و روند پذیریش آگاهانه در ذهن انسان عمل کند، ناخودآگاه انسان با تمام قدرت در حال جذب کردن سمبولها و پیام‌های اجتماعی و روانی و تاریخی است. در جامعه روند روانشناسانه و روانکاوانه و قدسی گرایی و احساسی و هیجانی در تاثیرپذیری دینی با قدرت بی مانندی عمل می‌کند و روند و انتخاب آگاهانه نقشی فرعی دارد. انسان محصول روند ایدئولوژیکی و خانوادگی و دینی و فرهنگی و احساسی ویژه ایی است که پیش از تولدش در جامعه جاری است. توده دین را انتخاب نمی‌کند بلکه تسلط دینی و فضای دینی، انسانها را در خود فرومی برد. در چنین شرایطی فرد دینی و توده معتقد، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌گردد. کلودلوی استروس، جامعه شناس فرانسوی، میگوید دین خود یک «توهم» نیست. بزبان دیگر از نظر این جامعه شناس دین یک توهم آبستره نیست، بلکه دین خود از موهومات سرشار است ولی خود دارای یک واقعیت اجتماعی و مادی می‌باشد. در طول تاریخ انسان دین را می‌آفریند ولی در این مسیر دین به آدم سازی می‌پردازد.
ماشین ایدئولوژی دینی

بنابراین دین اسلام با جبر روانی و فرهنگی خود، با بار عظیم موهومات و خرافات و افسانه‌ها و احکام خود بر ذهن تحمیل می‌شود. قرآن دین اسلام هیچگونه پرورش خودمختارانه و چندگرایی را نمی‌پذیرد و تنها ملاک، قبول تعبدی دین و روح عبادت و اظهار بندگی است. در سوره بقره می‌آید که در موضوع خدا جای بحث و جدال نیست (آیه ۱۳۹) و بارها تاکید می‌شود که انسان مطیع و تسلیم خداست. قدسی گرایی و خرافه گرایی و دگماتیسم مسلمانان بصورت قطعی و محکم عمل کرده و فرد را از هرگونه نرمش و انعطاف فکری دور می‌کند. ابعاد عظیم جمود فکری در جهان اسلام و تروریسم و سلفی گری شیعه و سنی و عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی، نتیجه همین روند روانی و تعبدی است. اسلام به رشد فردیت مدرن و رشد آزادانه فکر نمی‌انجامد بلکه برعکس به خاطر تعبدگرایی و جزمگرایی، فراهم کننده سقوط روانی و فکری انسان است.

در تاریخ ایران عنصر دین ساختار پرور بوده است. تهاجم عرب و تسلط دین استعماری اسلام هویت ایرانی را مسخ نمود. دستگاه‌های صفوی و قاجار و دوران دوم پهلوی و جمهوری اسلامی، با همکاری تنگاتنگ دستگاه روحانیت و تمامی نخبگان ریز و درشت و عمامه دار و فکلی و همچنین محیط خانوادگی و مدرسه و مکتب، اغلب ایرانیان را مسلمان و شیعه نمودند. سموم خرافی دستگاه دینی و دستگاه ایدئولوژیک دولتی و سنت روحانیت در تمامی اجزای ذهن و جامعه رخنه کرده و ذهنیت خردسال و بزرگ سال را مدام مورد تهاجم تبلیغاتی دینی قرار می‌دهند. تبلیغ ایدئولوژی قداست یعنی تبلیغ فکرنکردن، خط اصلی در جامعه است. ذهنی که تنبل است و حس کنجکاوی را از دست داده، ذهنی و روانی که تقدیرگرا گشته و توانایی واکنش به بدی و تجاوز را از دست داده، نمی‌تواند مقاومت کند و مستقل باشد و انتقاد گر باشد. بعلاوه استبداد و آدمکشی و هجوم‌های متعدد تاریخی و اجتماعی، اراده فردی را درهم شکسته و زمان و قدرت فکرکردن نمی‌دهد. تجاوز عرب و مغول و دیگران و ماشین دین سازی صفویه و آسیب دیدگی روان ایرانی، شیعه گری را غلبه داد.

دین اسلام فطری نیست بلکه محصول تجاوز و خشونت ایدئولوژیک و محصول فلج نمودن تفکر است. از جمله عوامل خشونت، حوزه‌های روحانیت و مدارس دینی و دستگاه شبکه‌ای آخوندها هستند. از دیر باز حوزه‌های قم و تهران، مدارس دینی و آموزشی و تبلیغی، نهادهای برگزاری مراسم عاشورا و ماه رمضان، نظام خطبه‌های دینی و رساله‌های آخوندها و مجلس روضه خوانی آخوند، تولیدگران دین شده و میلیونها مغز را به گیرنده‌های رسم و عادت و پیام دینی خود تبدیل نمودند. چهره و شخصیت جامعه ایران بمرور تغییر یافت.

البته قرآن و نهج البلاغه، تنها مرجع نیست. بخصوص برای شیعه و تمایل آن برای جدا کردن خود از اسلام سنی، انبوهی آثار وجود دارد که جریان شیعه را بعنوان یک جریان دینی و سیاسی مستقل معنا می‌بخشد و توجه می‌دهد. ویژگی این آثار نه در کیفیت فکر و ارزش تاریخی، بلکه در اسطوره سازی‌ها و موهومات و روایاتی است که به خاندان بنی هاشم و دستگاه ایدئولوژیک شیعه گری متصل شده‌اند و نقش آنها بازتولید وابستگی روانی و احساسی و شهید پرستی و مرگ ستایی است. جعل‌های شگفت انگیز دین سازی و امام سازی و کورذهنی در فقه شیعه به اوج می‌رسد. این کتاب‌ها کدامند؟

«کتب اربعه» چهار کتاب حدیثی شیعه است که توسط «عالمان متاخر» جمع آوری شده است: «الکافی» از یعقوب کلینی، «تهذیب الاحکام» و «الاستبصارفیما اختلف من الاخبار» از شیخ طوسی، «من لایحضره الفقیه» از شیخ صدوق. این مجموعه بزرگ با ۴۱۲۶۳ روایت و احادیث غیر تاریخی و غیر علمی، انبوه روایاتی را تشکیل داده که طی قرون در اسلام بوجود آمده است. باید افزود که این «کتب اربعه» با مجموعه «جوامع ثانویه»، قرن دهم و یازدهم، دربرگیرنده «الوافی» از محمد حسین فیض کاشانی، «وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه» از شیخ حرعاملی، «بحارالانوار» و «حلیه المتقین» از محمد باقر ابن محمد تقی مجلسی، می‌باشد. بر این لیست باید «نهج البلاغه»، خطبه‌های منسوب به علی ابن ابی طالب که در قرن چهارم هجری توسط سیدرضی تهیه شده، «صحیفه سجادیه» حاوی دعاهای زین العابدین علی بن الحسین، «مفاتیح الجنان» شامل دعاها و مناجات و زیارات پیامبر و امامان از شیخ عباس قمی و «صحیفه مهدیه» حاوی دعاهای منسوب به حجت بن الحسن امام دوازدهم، و غیره را اضافه نمود. در لیست کتابهای مرجع شیعه باید کتابهای زیر را نیز گنجاند: کتاب فقه کاشف الغطاء از شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا، کتاب مصادر الجتهاد از سید محمود هادی غضنفری خوانساری، کتاب‌های متعدد سید هاشم بحرانی و از جمله «البرهان فی تفسیر القران»، کتاب «التبیان فی تفسیر القران» از شیخ طوسی، کتاب «المیزان فی تفسیر القران» از سید محمد حسین طباطبائی. حال به همه این کتاب‌ها، مجموعه آثار و رسالات عملیه فقها مانند: آیت الله بروجردى، خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی، حکیم، شیخ کاظم شیرازی، شیخ عبد الکریم حائری، سید محمد صادق روحانی، گلپایگانی، خامنه‌ای، روح الله خمینی، سیستانی، فاضل لنکرانی، لطف الله صافی، محمد تقی بهجت، وحید خراسانی، منتظری، و دیگران را بیافزائید.

نقش این کتاب‌ها چیست و کدام ارزش فکری از آنها استخراج می‌شود؟ این کتابها مروج فلسفه و راسیونالیسم فکری نیستند، این کتابها پایه هنر و معماری و دانش نیستند، این کتابهای فاقد جنبه علمی و تاریخی هستند. این کتابها گاه جنبه عرفانی و «تئوزوفی» دارند ولی یک مجموعه زیان آور را تشکیل می‌دهند. نقش این کتاب‌ها ایجاد مردم مقلد و تولید کورذهنی، ایجاد رفتار اطاعت، بردگی و مسخ ذهنی است. نقش این کتابها ایجاد تسلیم در برابر الله و نفی خرد و اندیشه انتقادی و آزادی انسان است. نقش این کتابها تشویق به جنایت است زیرا بازتولید مکرر و پردامنه تبعیض، حس برتری ایدئولوژیک دینی، سلطه تعبد دینی بر روان، انسان را به بدی و شرارت نزدیک می‌کند و کشتار کافر و مشرک و مرتد و منافق و محارب با خدا و تجاوز به زنان را، عادی و مقدس و الهی می‌کند. میراث شیعه گری جز خرافه پرستی و جعل و دین سازی چیز دیگری نیست.

ماشین دینی کردن انسان با مکانیسم‌های پیچیده ایدئولوژیک عمل کرده و شخصیت فرد را به زیر سلطه درمی آورد. فضای دینی و رازآمیز خانواده و جامعه و مجموعه نهادهای ایدئولوژیک و دولتی در جامعه از فرد موجودی مطیع دین میسازد. روشن است که در جامعه بسته و مستبد و در فقدان اندیشه گری و انتقاد، تاثیر این فضای ایدئولوژیکی منکوب کننده تر است.
گسست از اسلام

اسلام عامل انحطاط است زیرا این دین در برابر خرد و فلسفه و درک انتقادی همیشه ایستاده است. قرآن فاقد عنصر علمی و نوآوری و خلاقیت فرهنگی و تمدنی است. نتیجه مهم اسلام رشد تعبد و دگماتیسم و فکرنکردن بوده است و آنجا که بزرگانی در قلمرو اسلامی به فکرکردن پرداختند، مورد تکفیر و بی اعتنایی قرار گرفتند. شکاکیت خیام و ناباوری رازی، آنها را در برابر اسلام مقاوم ساخت. تمام بزرگانی مانند ابوعلی سینا و فارابی و ابن رشد و نیز حافظ و مولوی باعتبار خلاقیت شخصی و شناخت و تلاش خود و محیط خانوادگی یا اجتماعی خود، درخشیدند. این بزرگان در فضا و دنیای اسلامی بزرگ شدند و به مکتب رفتند، ولی کسب دانش و روحیه شخصی اشان، آنها را به نفی جزمیت اسلامی کشاند و آنها را وادار ساخت تا عنصر فکر و تخیل و فلسفه را وارد بینش خود نموده و زایش جدیدی را فراهم سازند. روشن است که فکر آنان گسست از اسلام نیست ولی دارای عنصر تفکر و تخیل و شهامت است. دیوان حافظ و مثنوی مولانا از قرآن نمی‌آید، ازشیعه گری الهام نیافته است بلکه نتیجه نوآوری انسانی و تاریخ است. ابن رشد و ابوعلی سینا و فارابی از فلسفه یونانی وام گرفته‌اند و در دنیای بسته اسلام، جزمیات حاکم را سست می‌کنند و به این خاطر است که آنها در پی پیوند زدن ایمان و عقل هستند.

دین مسلط و فرهنگ دینی پیوسته در برابر اندیشه سد آفریده و تخیل را مرعوب میکند. در این فضای دینی ایدئولوژیک تنگ و خفقانی، روان جستجوگر این بزرگان به حرکت درآمده و به تولید می‌پردازد. تمام نفرت دستگاه روحانیت و تازیانه تکفیر آنها علیه این اندیشمندان بی سبب نیست. ایدئولوژی قرآنی و اسلامی در پی حاکمیت مطلق ایمان است حال آنکه بینش این اندیشمندان بدون نفی دین، در پی هموار نمودن رشد عنصر عقل است. البته کار این متفکران تلاش در انطباق دادن فلسفه به دین است و این تلاش نمی‌توانست راه گشا باشد زیرا دین، عنصر فکری را منهدم می‌کند و این دو پدیده به یک حقیقت نمی‌رسند. فشار دین و روحانیت و سنت مذهبی و استبداد سیاسی یک مجموعه سنگین سرکوب را ایجاد نموده و در چارچوب این خفقان، کار فکری مستقل دشوار یا ناممکن است.

دوران ما، دوران خردگرایی، دوران نقد مدرنیته بر پایه اومانیسم، دوران نقد سلفی گری و تاریک اندیشی، دوران اکولوژِی و جهان دیجیتالی و فروریزی ارزشهای آرکائیک اجتماعی است. دوران ما، دوران جامعه سیالیت‌های روانی و اجتماعی و فرهنگی است. دوران ما، دوران آزادی از هر قیدوبند دینی پدرسالارانه و اعتلای روحیه شادی و موسیقی و مناسبات خانوادگی و جنسی غیر دینی است. دوران ما، دوران آزادی زن و حقوق بشر و نقد خدا و مذهب است. این دوران در تناقض آشکار با قواعد جامعه قبیله‌ای و خشونت بار و تبعیض گرای اسلامی و در تناقض با قصاص و احکام دینی و شریعت اسلامی است. آلترناتیو پیشنهادی نواندیش دینی الگوی اسلامی بشیوه دیگر است. این آلترناتیو تکرار سقوط ماست. دوران ما می‌طلبد که تفکر کانت و خردگرایی و نظریه داروین و فیزیک نیوتن و انیشتن و علم ژنتیک و نورولوژی و تجربه‌های علمی انسان شناسی و تئوری‌های جامعه شناسانه و تاریخ شناسی و تکنولوژی انترنتی و پارادایمهای اکولوژیکی، راهنمای ما باشد و از خرافه گرایی شیعه بپرهیزیم، ولی نواندیشان دینی ما را به تجربه مجدد اسلام و قدسی گری شیعه فرامی خوانند و تاریک اندیشی فقه شیعه و آیات قرآنی را در دستور کار جامعه قرار می‌دهند. آنچه برای جامعه ایران حیاتی است گسست از دین اسلام است ولی نواندیشان مانند آیت الله‌ها ما را به ماندن در اسلام تشویق می‌کنند.
نواندیشان دینی، مانع آزادی فکری

در دوران معاصر کار نواندیشان دینی در همین زمینه چگونه قابل ارزیابی است؟ آل احمد جامعه را بسوی اسلام و علیه غرب و مدرنیته بسیج کرد. علی شریعتی ایدئولوژی تهییجی شیعه گری را بر بخشی از جامعه مسلط کرد. عبدالکریم سروش، از فلسفه حرف زد ولی در اساس افکار ضد علمی را گسترش داد و اعلام کرد که قرآن خواب و رویای محمد بوده و به این ترتیب او علیه تمام تحقیقات علمی هرمنوتیک در باره قرآن شورید.مجتهدشبستری اعلام کرد که حقوق بشر را باید به شیعه افزود تا اسلام مدرن شود. اینگونه فعالیت فکری اعتقادی نواندیشان در همان مدار دین و فقه نفس می‌کشد و به پرسش‌های فلسفی و مدرنیته اعتنایی ندارد. پیشنهادهایی مانند الگوی خلافت اسلامی، ایدئولوژی شیعه، عرفانگرایی و افزودن عناصری از تجربه غرب به شیعه گری، بمعنای درجا زدن ما در اسلام است. حال آنکه مسئله مرکزی ما بیرون آمدن از حالت ازخودبیگانگی و مسخ شدگی کنونی ماست. اسلام عامل سقوط تاریخی و فرهنگی است و در تناقض با خردگرایی و فلسفه گرایی است. این بن بست یک کار تاریخی ضروری را در برابر ما می‌نهد. این کار می‌طلبد تا نقد همه جانبه از دین و تمامی پراتیک‌ها و رفتارها و سنت‌ها و تربیت‌های دینی صورت گیرد. جامعه ما باید خود را وارد روند انتقاد از دین کند. دانشگاهیان باید به کار علمی و آکادمیک پژوهشی تاریخ دین دست زنند و اندیشمندان لائیک و ناباور باید شجاعانه تولید فکری کنند و در عرصه‌های گوناگون بنویسند. روشن است که دنیای روشنفکری متنوع و باز است و بنابراین همه دارای یک مشغولیت فکری نیستند. ولی تاکید من در اینجاست که یکی از عرصه‌های اساسی، کار فکری نقادانه در بررسی دین و فرهنگ دینی و کنش‌های رفتاری دینی و خرافی در جامعه و نزد نخبگان، می‌باشد. حال نواندیشان دینی در کنار روحانیت حاکم، جامعه را با دین و برای دین مهار می‌زنند. این نواندیشان دینی با برخی شیوه‌های حکومتی یا احکام فقهی اختلاف نظر دارند ولی توافق اصلی آنها با روحانیون نظام، در باره دین و قرآن و فقه شیعه و امامزاده‌ها و رساله‌های مراجع و حفظ اصول و سنت‌های مذهبی، پابرجاست.

تاریخ و تمدن ما دارای پستی و بلندی‌های فراوان بوده‌اند. تمدن یک روند پیچیده و متضاد می‌باشد و عناصر سازنده آن موجب رشد و عناصر پست آن منجر به خاموشی و فروکشی می‌شود. هر تمدنی از پویایی خود و از محیط پیرامونی خود تاثیر پذیر است. تاریخ ما در تمدن کهن، با رفتار و کردار زشت درگیر نیز بوده است. با اسلام فروتر افتادیم. ما دارای دین خوئی بودیم، ولی با اسلام زخم روان ما عمیق شد و ما برای خدمت به دشمنان استعماری خود، ذهن خود را به قرآن سامی و انبوه فقه شیعه بنی هاشم و ایدئولوژی امامان معصوم و رساله آخوندی، واگذار نمودیم. ما از خودبیگانه شدیم و قدرت خلاقه مستقل خود را بمیزان زیادی مضمحل ساختیم. خودسانسوری و تنبلی فکری و همزیستی ارگانیک با ایدئولوژی شیعه، مانند سرطانی ما را از درون متلاشی کرد. هر زمان که نویسنده ایی مانند صادق هدایت و علی دشتی و عبدالحسین زرین کوب، در نقد و تحلیل دین اسلام حرفی گفتند و تحلیلی ارائه نمودند، با کارزار خصمانه و بدبینی و انگ «ناسیونالیسم»، مواجه شدند. آن زمان که هجوم اسلام و منافع بنی هاشم و خرافات شیعه، به رویداد «با برکت» تبدیل شد، ما هوش و هویت فکری مستقلانه و فرهنگی ویژه خویش را از دست دادیم، به دشمنان فرهنگی خود عادت کردیم و از خودبیگانه شدیم. ما طی حوادث تاریخی و زیر سلطه ایدئولوژی اسلامی و خفقان و آدمکشی مستبدان بالا و پائین، مسخ شدیم و بدی به خوبی تبدیل شد و زشت به مقدس ارتقا یافت. جامعه در خدمت اسلام قرار گرفت و شاه و شیخ و نواندیش دینی هریک بسهم خود، ما را در ایدئولوژی اسلامی به بند کشاندند.
بیرون آمدن از تاریکی

ما می‌خواهیم در دنیای امروز زندگی کنیم و خود را برای فردا آماده تر سازیم. ما می‌خواهیم با پارادایم‌های عصر کنونی مشغول باشیم. حال آنکه نواندیش دینی و روزنامه نگاران شیفته آنان، ما را به عقب میراند و ما را مجبور می‌کند تا با موضع‌ها و پرسش‌ها و فضای دینی آنها خو کنیم و روان خود را انطباق دهیم. این تناقض تنها میان روند نوگرایی جامعه و نواندیشان دینی نیست. این تناقض را ما می‌توانیم میان روند نوگرایی جامعه از یکسو و از سوی دیگر بخش مهمی از چپ گرایان و دمکراتها و جمهوری خواهان و سلطنتی‌ها و ملی گرایان و روشنفکران دین خو و اسلاموفیل، نیز مشاهده کنیم. بسیاری از این نیروها بیشتر با نواندیشان و حافظان شریعت همساز می‌باشند. این همسویی عمیق و ساختاری است.ذهنیت دین خود تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی را دربرگرفته است. منافع سیاسی کوتاه مدت آنها، به محافظه کاری روشنفکری و روانپریشی تهییجی منجر شده است. آنها به ایدئولوژی دینی حاکم تمکین کرده و در برابر نقد رادیکال از دین و موهومات اللهی و امامیه قرار می‌گیرند. البته این نیروها خود را «رئالیست و واقع بین» معرفی کرده و هرگونه انتقاد از دین را ذهنیگری و آنارشیستی و چپ روانه ارزیابی میکنند.

پرسش اینجاست که «رئالیسم» یعنی چه؟ اگر ما رئالیسم را واکنشی در برابر احساسگرایی تلقی کنیم و آنرا تلاشی برای رویکرد به واقعیت داده‌ها ارزیابی کنیم، امر مفیدی است. بنابراین واقعیت ستمگری، خرافه گرایی، عقب ماندگی ذهنی جامعه، عادات و رسوم کهنه گرا و خردستیز، از جانب ما بمثابه یک واقعیت نفی نمی‌شود. هر چند رئالیسم بعنوان تنها ملاک حقیقت جویی کافی نیست، ولی بعنوان یک روش جستجو می‌تواند بکار گرفته شود. در ارتباط با درک دین خویان باید مطرح ساخت که اختلاف بر سر رد واقعیت نیست. تمام مطلب در اینستکه در برخورد به واقعیت چه باید کرد. نظر ما برآنست که واقعیت موجود، مقدس نیست و برعکس این واقعیت باید مورد بررسی علمی و نقد آشکار گیرد. در برابر واقعیت اسلام و تمام رفتارهای ناشی از آن، بر پایه ارزشهای نقد روشنفکری، باید مبارزه فکری توسعه یابد. ما هم می‌گوئیم به واقعیت‌ها باید توجه کرد و این واقعیت ناهنجار خرافه و موهومات جامعه را باید مورد بررسی نقادانه قرار داد. کرنش در مقابل واقعیت خرافه و ایدئولوژی خشونت بار و تبعیضگرای قرآنی و شیعه، بمعنای فراموش کردن اصل روشنفکری است. یکی از ویژگی‌های برجسته روشنفکری باید نقد علمی باشد و هیچ امر مقدسی وجود ندارد که مانع این نقد بشود. هر گونه قدرت دینی و سیاسی و اقتصادی، پیوسته باید مورد انتقاد باشد زیرا عدم انتقاد جز گندیدگی و سقوط معنای دیگری ندارد.

بدین ترتیب درمی یابیم که دین اسلام و شیعه گری نه تنها توسط دستگاه روحانیت و قدرت سیاسی حفاظت می‌شود بلکه تمام نیروی فکری و روانی و احساسی نواندیشان دینی در این عرصه بسیج شده است و نکته آخر اینکه تمامی این مجموعه ایدئولوژیکی و روانی و احساسی، توسط بخش وسیعی از نیروهای سیاسی و روشنفکری غیر دینی اسلاموفیل، مورد حمایت عاطفی و روانی و ایدئولوژیکی قرار میگیرد. ریشه مشترک تمامی این جبهه حکومتی و غیر حکومتی، دینی و غیر دینی، همان ایدئولوژی قدسی، همان ایدئولوژی توتالیتر است که نقد را نمی‌پذیرد.

نواندیشان دینی تفسیری دیگر از اسلام ارائه می‌دهند. ولی خواست ما بیرون رفتن از پارادایم اسلامی است، ما نمی‌خواهیم در درون مقولات اسلامی و قرآنی نفس بکشیم و نیروی فکری خود را در این چارچوب بکار گیریم. چهارده قرن در درون این فضا ساخته شده‌ایم. دینداران سرنوشت ما را پیوسته در همین فضا تفسیر و بازهم تفسیر می‌کنند. حال آنکه ما نیازمند یک گسست قطعی هستیم. آیت الله محمد رضا نکوم نام و حجت الااسلام مجتهدشبستری از ضرورت مدرن شدن اسلام می‌گویند و برآنند که حوزه‌ها باید شکل علمی پیدا کنند. آقای سروش به نقد فقه تمایل دارد و محمد را پیامبر و قرآن را رویای محمد و عرفان را دورنمای سعادت ما می‌داند. سقف خواست و نیاز ما، سقف بینش نواندیشان دینی نباید باشد. جامعه ایران از بینش اسلامی باید خارج باشد و بدون رجوع به قرآن و اسلام، باید به فلسفه و دانش روی آورد. تا زمانیکه ذهنیت و سوبژکتیویته ما در این بینش دینی غوطه ور هستند و زندگی را در دین می‌بینند، از سکولاریسم فکری دور هستیم. نواندیشان خواهان انسان مدرن نیستند آنها «انسان تازه در امت» را می‌پسندند. انسان مدرن از دین، منشا هستی اجتماعی نمی‌سازد، بلکه هستی اجتماعی و بودن فکری را در تاریخ و در حرکت فکری خودمختار و توانایی هوش و خرد انسان می‌بیند. نواندیشان مخالف این روند هستی گرای خودمختار می‌باشند. آنها همیشه زندگی را به منشا دینی و فقهی نزول می‌دهند و شایستگی و والایی انسان را به سقوط می‌کشانند.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه پاریس

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, جامعه شناسی, خرافه, دین, سیاسی, مذهب

شما هم چیزی بگو

Aug 03 2017

پروژه بازداشت مصلحتی «فاضل لاریجانی» کلید خورد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

آمدنیوز: یک منبع مطلع از کلید خوردن پروژه بازداشت مصلحتی فاضل لاریجانی برادر رؤسای دو قوه‌ی قضائیه و مقننه از بیم افشاگری های محمود احمدی‌نژاد و تیمش خبر داد.

یک منبع مطلع به‌ «آمدنیوز»گفت: روز شنبه ۷مردادماه سال‌جاری در جلسه‌ای که در آن چندتن از فرماندهان ارشد سپاه به همراه رؤسای مجلس و قوه‌ی‌قضائیه و غلامحسین محسنی اژه‌ای معاون اول قوه‌قضائیه حضور داشتند، حاضران به اتفاق آراء تصمیم گرفتند تا برای جلوگیری از افشاگری‌های بیشتر محمود احمدی‌نژاد و همکارانش پس از بازداشت حمید بقایی، به‌صورت مصلحتی برادر کوچک لاریجانی‌ها یعنی فاضل لاریجانی بازداشت شود تا با استفاده از فضای به‌دست آمده از این بازداشت، حرکت‌های بعدی رئیس جمهور پیشین و همراهانش، بی‌اثر شود.

نگرانی از افشاگری رئیس جمهوری پیشین جمهوری اسلامی و همراهانش از زمانی چهره تهدیدآمیزی به‌خود گرفت که حمید بقایی پس از آزادی به قید وثیقه درمیان دوستداران خود و احمدی‌نژاد به‌شدت به معاون اول قوه قضائیه حمله کرد و نشانی‌هایی از افشاگری داد. او حتی در گفته‌های خود از سرنگونی نظام حاکم بر ایران سخن گفت.

همچنین اسفندیار رحیم مشایی در یک فایل ویدیویی که اخیرا منتشر شده به مردم قول داده که در ماه‌های آینده دوره عزت مردم و ذلت دغلکاران فرا خواهد رسید. او نیز در این سخنرانی مستقیما به محسنی‌اژه‌ای‌ حمله کرد.

بحث درباره فساد مالی فاضل لاریجانی از زمانی آغاز شد که احمدی نژاد فیلمی را از او به مجلس برد و برای نمایندگان پخش کرد که صدای واضحی نداشت و رئیس‌جمهور ناگزیر متن پیاده شده آنرا از رو خواند. در این فایل ویدئویی فاضل لاریجانی از سعید مرتضوی می‌خواهد واسطه او با تاجری شود که اسمش در فیلم واضح نیست. او در این گفت‌وگو به دنبال آن است که مرتضوی ترتیبی بدهد تا تاجر موصوف وی را مباشر خود قلمداد کند.

فاضل تاکید می کند که با استفاده از نفوذ خود بر برادرانش در قوه قضائیه و مقننه می تواند مشکلات و موانع حقوقی، اجرایی و قضائی تجارت فرد مورد نظر را حل کند و کارش را پیش ببرد و در ازای آن به وضوح مبالغ متنابهی پول (۱۵۰۰۰ دلار در ماه) و امکاناتی اعم از دفتر کار و آپارتمان یا ویلایی در تهران یا شمال برای شروع کار در اختیار او قرار بگیرد.

پروژه بازداشت مصلحتی فاضل لاریجانی درحالی کلید خورده است که رئیس قوه قضائیه احتمال دسترسی احمدی‌نژاد و همکارانش به اسناد بیشتری از فساد مالی و اقتصادی آنها را داده است و با توجه به مشکلات محمود احمدی نژاد با برادران لاریجانی و رفتارهای تهیدآمیز بقایی و رحیم‌مشایی بیم آن می‌رود که در روزهای آتی رئیس سابق قوه مجریه و همکارانش بخشی از این اسناد را منتشر کنند.

گفته می‌شود همین موضوع باعث شده‌است تا دادستان استان تهران و معاون وی سخنان حمید بقایی پس از آزادی‌اش از زندان را مستمسکی برای پرونده‌سازی‌های جدید برای معاون سابق رئیس جمهور سازد.

برچسب‌ها: چپاول, حمید بقایی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, غارت, فاضل لاریجانی, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

Aug 03 2017

آمریکا خواهان اقدام شورای امنیت در قبال آزمایش موشک‌ ماهواره‌بر سیمرغ ایران شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,برجام ::

بی‌بی‌سی: ایران پایگاه فضایی امام خمینی را با پرتاب ماهواره‌بر سیمرغ افتتاح کرد

آمریکا، آلمان، بریتانیا و فرانسه در نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل آزمایش موشک ماهواره‌بر سیمرغ در ایران را “تهدیدآمیز و تحریک‌آمیز” خوانده و آن را “ناسازگار” با قطعنامه شورای امنیت در تایید توافق هسته‌ای دانسته‌اند.

در این نامه آمده است که اگر موشک سیمرغ در قالب موشکی بالستیک طرح‌ریزی شود، بُرد و ظرفیت لازم برای حمل کلاهک هسته‌ای را خواهد داشت.

ایران پیش از این ناسازگاری آزمایش سیمرغ را با قطعنامه سازمان ملل رد کرده و گفته است که این ماهواره، با قابلیت قرار دادن ماهواره‌ها در مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین، برای به فضا فرستادن ماهواره‌های مخابراتی، هواشناسی و امثال آن ساخته شده است.

قطعنامه شورای امنیت در تایید توافق هسته‌ای از ایران می‌خواهد “از فعالیت‌های مرتبط با موشک‌هایی اجتناب کند که با قابلیت حمل سلاح هسته‌ای طراحی شده‌اند، از جمله پرتاب‌هایی که از فناوری موشک‌های بالستیک استفاده می‌کنند.”

آمریکا، آلمان، بریتانیا و فرانسه در نامه‌شان به شورای امنیت از ایران خواسته‌اند که فورا همه فعالیت‌های مرتبط با موشک‌های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را متوقف کند.

نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، به نمایندگی از آمریکا و سه قدرت اروپایی این نامه را امضا کرده است.

در این نامه آمده است که وقتی ایران تعهدات بین‌المللی خود را نقض می‌کند، جامعه جهانی باید “پیامی روشن” به آن بدهد.

چهار قدرت جهانی از آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، خواسته‌اند که گزارشی جامع درباره فعالیت‌های موشکی ایران، از جمله برنامه‌های فضایی این کشور تهیه کند.

برچسب‌ها: آمریکا, اتمی, بحران, سیاسی, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Aug 02 2017

وقتی آینده تهران به حراج گذاشته می‌شود!/ بازار گرم فروش “تراکم سیار” در روزهای پایانی مدیریت قالیباف

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

عصرایران: در حالی که معاون قالیباف در شورای شهر فریاد می‌زند، کسی که می‌گوید شهرداری ٦٠هزار میلیارد تومان بدهی دارد سند ارائه کند، کارشناسان شورای پنجم در حال بازیابی اطلاعاتی مبنی بر رقم واقعی میزان شهر فروشی به‌وسیله مدیریت فعلی شهر تهران هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین، سال‌هاست سیستمی برای تسویه بدهی های شهرداری تهران با پیمانکاران باب شده که به آن “تراکم سیار” یا “تراکم شناور” می‌گویند!

در این سیستم، شهرداری به جای پرداخت بدهی‌های خود به پیمانکاران، به آنها برگه‌های هولوگرام دار می‌دهد که صاحب آن می‌تواند در هر نقطه‌ای از تهران به میزان مشخص شده از تراکم برخوردار شده و ساخت و ساز کند.

پیمانکاران برای اینکه زودتر به پول خود برسند، هولوگرام را بیست، سی درصد پایین‌تر از ارزش واقعی به دیگران می‌فروشند و به همین دلیل، بسیاری از سازنده‌ها ترجیح می‌دهند به جای گرفتن مجوز تراکم از مجرای اصلی یعنی شهرداری‌های مناطق، از پیمانکاران “هولوگرام” خریداری کنند.

این شیوه تهاتر که انسان را به یاد مبادله پایاپای انسان‌های اولیه و معاوضه کالا با کالا در جوامع نخستین می‌اندازد، روشی غیرقانونی و از ابداعات شهرداری تهران است که آن را می توان به عنوان اختراع منحصر به فرد مدیریت شهری به ثبت رساند.

به گفته مجید فراهانی، منتخب شورای پنجم، تراکم هولوگرام در واقع برگه‌ای است که دارنده آن در آینده اگر ساختمانی را بسازد بتواند براساس ارزش هولوگرام خریداری شده، اختیار داشته باشد که بر ساختمان خود تراکم سوار کند و دیگر پولی به شهرداری نپردازد.

او با اشاره به اینکه شهرداری به‌وسیله سازمان املاک شهرداری و استفاده از 7شرکت هولوگرامی این اقدام را انجام داده است، می‌گوید: این روش در واقع نوعی «پیش فروش» کردن شهر است، به این معنی که درآمدی که شهرداری در آینده باید به آن دست پیدا کند، زودتر به دست شهرداری رسیده است.

منتخب شورای پنجم با بیان اینکه میزان فروش «تراکم سیار» در طی سال‌های اخیر بسیار زیاد بوده است، اضافه می‌کند: 70درصد درآمد شهرداری تهران از محل فروش تراکم و صدور پروانه‌های ساختمانی تامین می‌شود و با توجه به رکودی که طی سال‌های اخیر گریبان‌گیر ساختمان‌سازی شده، درآمدها به شدت کاهش پیدا کرده است.

این کارشناس شهری با اشاره به اینکه شورای پنجم و شهردار شانزدهم با دو مسئله بسیار مهم روبرو هستند، ادامه می‌دهد: اولین مسئله رکود ساختمان‌سازی است که خودبه خود درآمدهای شهرداری را به شدت کاهش می‌دهد و مسئله دوم هم این است که حتی اگر بخواهد درآمدی ایجاد شود، قبلا به فروش رفته و هولوگرام آن صادر شده است.

به گفته فراهانی واقعیت این است که هم واگذاری “تراکم سیار” و هم خرید و فروش آن در بازار، تحلف است و عملاً “پیش‌فروش” کردن فضا و هوای شهر محسوب می‌شود. سازنده ساختمان قطعا تمایل دارد تا تراکم را از بازار سیاه خریداری کند تا بخواهد به شهرداری پول بیش‌تری را بپردازد و عملا شهرداری تهران نمی‌تواند روی 70درصد درآمد خود حسابی باز کند.

او اضافه می‌کند: در حال حاضر میزان بدهی شهرداری یک چهارم درآمد او است، به‌طوریکه بدهی شهرداری 25هزار میلیارد تومان و پروژه‌های نیمه تمام هم 40هزار میلیارد تومان، که در حدود یک چهارم آن صورت وضعیت شده است اما میزان درآمد فعلی شهرداری تهران در صورت تحقق تمام منابع درآمدی‌اش 18هزار میلیارد تومان است که این یعنی شهردار شانزدهم با معضل بدهی شهرداری فعلی روبرو خواهد بود.

فراهانی با بیان اینکه شهرداری آینده در باتلاق فروش هولوگرامی شهر خواهد افتاد، تاکید می‌کند: در دوماه اخیر گزارشات متعددی از شرکت‌های کارگزاری درباره گرمی بازار فروش تراکم هولوگرامی با وجود سردی بازار مسکن در طی سال جاری داشتیم که بسیاری از افرادها و ارگان‌ها خواستار خرید کارت‌های خیلی سنگین «تراکم سیار» با تخفیف 50درصدی بوده‌اند.

منتخب شورای پنجم با تاکید بر اینکه با این اقدام بدهی شهرداری فعلی به شهردار آینده انتقال داده می‌شود که به‌شدت در روند کار شهردار آینده تاثیر گذار خواهد بود، اضافه می‌کند: شورای پنجم در اولین اقدام خود به جمع کردن مبلغ کل فروش «تراکم سیار» می‌پردازد تا گزارش آن به مردم داده شود.

فراهانی با بیان اینکه در شهریور ماه همایشی درباره «راه‌های تامین منابع درآمد پایدار» با میزبانی شورای پنجم و حضور متخصصان برگزار خواهد شد، می‌گوید: شورای پنجم اساسا در این فکر است که با منتفی شدن فروش تراکم در شهر، به دنبال منابع درآمدی پایدار برای شهر باشد و این سازمان غیر دولتی را به سمت استفاده از راه‌های تامین بودجه شهرداری‌های دنیا سوق دهد تا اصلا نیازی به فروش تراکم نباشد.

برچسب‌ها: تراکم سیار, تراکم فروشی, تهران, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, غارت, محمدباقر قالیباف

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .