اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنگ'

Feb 08 2015

یک سردار دیگر سپاه پاسداران ایران در عراق کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: سیدرضا حسینی مقدم، عضو سپاه پاسداران ایران در شهر سامرا کشته شد. گفته می‌شود او توسط افراد داعش هدف قرار گرفته است. چند هفته پیش نیز یکی از اعضای ارشد سپاه در همین شهر توسط تک‌تیراندازان گروه “دولت اسلامی” هدف قرار گرفت.

“سیدرضا حسینی مقدم” از اعضای ارشد سپاه پاسداران ایران روز شنبه (۱۸ بهمن/ ۷ فوریه) در شهر سامرا کشته شده است. رسانه‌های ایران گزارش داده‌اند که او “برای مقابله با تروریست‌های تکفیری و داعش” به شهر سامرا اعزام شده بود. خبرگزاری “تسنیم” نوشت سیدرضا حسینی مقدم مستشار نظامی ایران در سامرا بود و توسط تک تیراندازان داعش هدف قرار گرفته است.

حسینی مقدم دومین مقام ارشد سپاه پاسداران است که ظرف چند هفته‌ی اخیر در عراق کشته شده است. حدود یک ماه و نیم پیش نیز سرتیپ پاسدار حمید تقوی در همین شهر هدف تک‌تیراندازان گروه “دولت اسلامی” قرار گرفت. حمید تقوی از فرماندهان میانی سپاه در جنگ هشت ساله میان ایران و عراق بود.

رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران از حسینی مقدم به عنوان “سردار” یاد کرده‌اند و به رده‌ی سازمانی او در سپاه اشاره‌ای نشده است. او از مجروحان جنگ ۸ ساله میان ایران و عراق بود. جنگ هشت ساله میان ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰) آّغاز شد و پس از حدود هشت سال در مرداد ۱۳۶۷ خاتمه یافت. این جنگ بیش از یک میلیون کشته و صدها هزار زخمی بر جای گذاشت.

سپاه پاسداران ایران به‌طور غیر رسمی و اعلام‌نشده در جنگ نیروهای دولتی و گروه‌های شیعی عراق علیه گروه “دولت اسلامی” مشارکت دارد. گروه “دولت اسلامی” از تابستان ۲۰۱۴ بخش‌های وسیعی از خاک سوریه و عراق را در کنترل خود دارد. مقام‌های جمهوری اسلامی ایران می‌گویند، حضور نظامی ایران در عراق تنها در چارچوب کمک‌های مشورتی و انتقال تجربه است.

وبسایت خبری “مشرق” که از رسانه‌های نزدیک به سپاه محسوب می‌شود نوشته است: «ایران از‌‌ همان آغاز پیشروی‎های داعش در عراق نسبت به بسیج فوری نیروهای مردمی در این کشور اقدام کرد و شماری از جوانان ایرانی نیز به صورت داوطلب در جنگ با تکفیری‌ها و دفاع از مقدسات اسلامی به عراق رفته‌اند.»

اعلام هویت ایرانی دستگیر شده در سوریه

روز شنبه هم‌چنین هویت ایرانی بازداشت شده در سوریه اعلام شد. وبسایت شبکه خبری “الجزیره” نام این فرد را “عماد شیرازی” اعلام کرد و نوشت: «این ایرانی توسط گروه مسلح “جبهه الشام الموحده” (جبهه واحد شام) در جنوب سوریه دستگیر شده است.»

بنابر این گزارش که بخش‌هایی از آن را سایت خبری “عصر ایران” منتشر کرده، “عماد شیرازی جعفری” ۳۰ ساله و متولد شهر قم، یک سال پیش به همراه ۳۰۰ نفر به سوریه آمد. او پس از ورود به فرودگاه دمشق، به شهر کفرین سوریه رفت و به مجموعه نظامی لشکر “فاطمیین” پیوست. این لشکر مسئولیت تامین امنیت اتوبان دمشق – درعا را برعهده داشت.

در این گزارش هم‌چنین آمده است: «در مرحله دیگری، وی و ۹۰۰ فرد دیگر از جمله شهروندان عراقی، لبنانی و افغانی مسئولیت تامین امنیت شهر شیخ مسکین را برعهده گرفتند. ماموریت شخص عماد حفاظت از یک ایستگاه برق واقع در بین دو شهر شیخ مسکین و ازرع بود.»

این شهروند ایرانی در حملات گروه مسلح “جبهه واحد شام” به منطقه شیخ مسکین در جنوب سوریه دستگیر شده است. گروه “جبهه واحد شام” از گروه‌های مسلح مخالف رژیم بشار اسد است.

No responses yet

Nov 20 2014

یحیی رحیم‌صفوی در پاسخ به هاشمی رفسنجانی: ساده‌اندیش‌ها اظهارات ناآگاهانه‌ای درباره جنگ می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: یحیی رحیم‌صفوی٬ مشاور نظامی علی خامنه‌ای اکبر هاشمی رفسنجانی را به خاطر آنچه «ساده‌اندیشی» و «دروغ‌گویی» درباره جنگ هشت ساله نامیده٬ مورد انتقاد قرار داده است.

آقای رحیم‌صفوی بدون آنکه به نام هاشمی رفسنجانی اشاره کند گفته از برخی اظهارنظرهای «ناآگاهانه» و «ساده‌اندیشی‌ها» درباره جنگ گلایه جدی دارد.

وی گفته این افراد گمان می‌کنند جنگ هشت ساله به راحتی اداره شده و عملکرد فرماندهان را زیر سئوال می‌برند.

مشاور نظامی آقای خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود «اخلاق‌مداری» و دوری از «دروغ» را از ویژگی‌های شهدا دانسته و از اینکه برحی در کشور به راحتی دروغ می‌گویند اظهار تاسف کرده است.

اظهارات این فرمانده پیشین سپاه در واکنش به ادعای هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه وی مانع اعدام رحیم‌صفوی پس از پایان جنگ شده است٬ بیان شده است.

رحیم‌صفوی امرداد ماه امسال هاشمی رفسنجانی را متهم به تلاش برای به دست آوردن جایگاه رهبری پس از مرگ روح‌الله خمینی کرده بود که هاشمی نیز شهریور ماه پاسخ وی را داد.

مشاور علی خامنه‌ای با گذشت حدود دو ماه از این پاسخ هاشمی رفسنجانی به طور تلویحی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به «دروغ‌گویی» درباره جنگ متهم کرده است

No responses yet

Oct 17 2014

آیت‌الله خامنه‌ای: جنگ با اسرائیل باید تکلیف را نهایی کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آيت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، روز پنجشنبه ۲۴ مهر در ديدار با دبيرکل جهاد اسلامی فلسطين، جنگ با اسرائيل را يک «جنگ سرنوشت‌ساز» خواند که «بايد تکليف را نهايی کند».

وی افزود: «جريان مقاومت بايد روز بروز بر آمادگی‌های خود بيفزايد و ذخاير قدرت را در داخل غزه افزايش دهد».

به گزارش خبرگزاری‌ها، علی خامنه‌ای افزود: «بايد کاری کرد که دشمن همان نگرانی‌هايی را که از ناحيه غزه دارد، از طرف ساحل غربی [کرانه باختری رود اردن] نيز احساس کند».

رهبر جمهوری اسلامی روز اول مرداد نيز خواستار «مقاومت قاطع و مسلحانه» در برابر اسرائيل تا پيش از نابودی آن شد و گفت که فلسطينی‌ها بايد کرانه باختری را مثل غزه، «مسلح» کنند.

سپاه پاسداران نيز پيشتر بر لزوم تسليح کرانه باختری و افزايش توان موشکی فلسطينی‌ها تاکيد کرده بود.

کرانه باختری رود اردن در اختيار تشکيلات خودگردان فلسطينی به رهبری محمود عباس است که از روند صلح با اسرائيل حمايت می‌کند. نوار غزه نيز در اختيار گروه رقيب آن، حماس است که چند سال است از سوی اسرائيل در حصر قرار گرفته و حماس راه مقابله با اين کشور را درگيری نظامی می‌داند.

رمضان عبدالله دبيرکل جهاد اسلامی فلسطين نيز گزارشی از جنگ ۵۱ روزه به رهبر جمهوری اسلامی ارائه داد و گفت: «اگر کمک‌های موثر و راهبردی ايران نبود، امکان مقاومت و پيروزی در غزه فراهم نمی‌شد».

گروه جهاد اسلامی فلسطين در ليست تروريستی بسياری از کشورها از جمله ايالات متحده قرار دارد.

آقای خامنه‌ای، جنگ ۵۱ روزه و «مقاومت منطقه‌ کوچک غزه با جمعيت و امکانات محدود در مقابل اسرائيل را، يک مسئله مهم و حيرت‌آور خواند».

نوار غزه در جنگ تابستان گذشته ميان ارتش اسرائيل و تشکل‌های مسلح فلسطينی با ويرانی گسترده‌ای روبرو شد. فلسطينی‌ها می‌گويند دستکم يکصد هزار فلسطينی خانه‌های خود را در حملات هوايی سنگین اسرائيل از دست داده‌اند.

موشک‌پرانی شبه‌نظاميان فلسطينی و حملات اسرائيل به نوار غزه، ۲۶ ماه اوت با بر جای گذاشتن بيش از ۲۱۰۰ قربانی فلسطينی به پايان رسيد. اکثر قربانيان فلسطينی غيرنظامی بودند.

در طرف اسرائيل ۷۳ نفر کشته شدند که ۶۷ نفر آنها نظامی بوده‌اند.

No responses yet

Oct 08 2014

محسن رضائی و آیت الله خمینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: مباحثی که اخیرا بر سر چگونگی پایان جنگ درگیر شده است، موضوع ناراحتی آیت الله خمینی در پایان جنگ نسبت به برخی از مسئولان سپاه را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده. آیت الله خمینی در نامه ای که به مسئولان ارشد نظام در باره دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشته است کنایه ای به محسن رضائی فرمانده وقت سپاه که عملا مدیریت نظامی جنگ را بر عهده داشت، زده و وی را به طرح ادعا های شعار گونه متهم ساخته و نامه او مبنی بر تقاضا برای تجهیزات جنگی گسترده را تکان دهنده اعلام می کند. رضائی در بخشی از این نامه امکانات مورد نیاز برای تسخیر بغداد و سقوط صدام و آمادگی مواجهه با آمریکا در خلیج فارس را چنین شرح داده است :

“تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می ‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سیصد هواپیمای جنگی و سیصد هلیکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشیم می ‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی [تهاجمی] داشته باشی”.

آیت الله خمینی یک هفته بعد از پذیرش قطعنامه طی حکمی به رئیس سازمان قضائی نیرو های مسلح حکم می دهد پرونده متخلفان جنگ را بدون اغماض و رعایت مقررات دست و پاگیر بر اساس قوانین شرعی بررسی کنند. وی تاکید می کند مجازات کسانی که باعث شکست جبهۀ اسلام و یا موجب خسارت جانی شدند اعدام است.

بعد از پذیرش قطعنامه و حمله پایانی ارتش عراق که ابتدا با پیشروی هایی همراه بود،گزارش هایی وجود دارد که آیت الله خمینی برخورد عتاب آمیزی با سپاه داشته و از طریق سید احمد خمینی به مسئولان وقت سپاه اولتیماتوم می دهد: “اینجا جایی است که باید متر به متر جنگید و هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست، یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود. ”

در آن ایام شایعه بازداشت محسن رضائی نیز مطرح شده بود که علی اکبر رفسنجانی در خاطرات ۲۹ تیر ۱۳۶۷ خود می‌گوید: “آقای محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداری‌اش دادم. آماده استعفا است؛ گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود. ”

این مسئله می تواند دریچه تازه ای به روابط آیت الله خمینی و محسن رضائی بگشاید. بر خلاف تصویر سازی محسن رضائی این رابطه همیشه نزدیک نبوده و در مقاطعی تنش آلود بوده است. بخصوص در اواخر عمر آیت الله خمینی به نظر می رسد روابط به خوبی قبل نبوده است.

آیت الله خمینی شناخت شخصی از محسن رضائی در پیش و سال های اول انقلاب نداشت. این عضو گروه چریکی اسلامی منصورون پیش از انقلاب و از موسسان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی فرد گمنامی به حساب می آمد. اما فعالیت های سیاسی و تبلیغی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی و بخصوص فعالیت های گسترده محسن رضائی در سازمان اطلاعات سپاه برای کنار زدن دگراندیشان و تثبیت جریان خط امام باعث شد تا راه وی به دفتر آیت الله خمینی باز شده و به تدریج روابط خوبی با سید احمد خمینی پیدا کند.

بعد از عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری محسن رضائی به فرماندهی سپاه انتخاب شد. محسن رفیقدوست ماجرای انتخاب وی را این چنین شرح می دهد. رفیقدوست در آن زمان عضو شورای فرماندهی سپاه بود.

“وقتی بنی صدر از کشور فرار کرد و حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا اداره امور را در دست گرفتند، در یک مقطع قرار شد خود ایشان برای سپاه فرماندهی تعیین کنند. یک روز حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت: امام فرمودند شورای فرماندهی سپاه کسی را پیشنهاد کند. من به ایشان گفتم سه نفر را مناسب این کار می‌دانم و به ترتیب اولویت شهید بروجردی، شهید کلاهدوز و محسن رضایی را معرفی کردم.

حاج احمد آقا گفت: هر سه نفر این افراد خوبند ولی شما پیشنهاد امام را به شورای فرماندهی ابلاغ کن و آنجا هر کس رأی آورد به ما خبربده.

قبل از اینکه این موضوع را در شورا مطرح کنم صبح زود به کرمانشاه نزد شهید بروجردی رفتم. مدتی بود که همدیگر را ندیده بودیم. بعد از احوالپرسی و صحبت های جانبی ماجرا را برای او تعریف کردم و گفتم که پیشنهاد اول من برای فرماندهی سپاه تو هستی. سه ساعت به او اصرار کردم. آخر سر شهید بروجردی به من گفت آن دو نفر دیگر خوبند برو و از بین آنها کسی را انتخاب کن، من آمادگی ندارم.

وقتی به تهران برگشتم شورای فرماندهی تشکیل شد. در لویزان باغی داشتیم که پیش از انقلاب متعلق به ساواک بود و من آنجا را به مرکز تحقیقات موشکی تبدیل کرده بودم. شورای فرماندهی را آنجا تشکیل دادیم و من این بار دیگر اسم بروجردی را مطرح نکردم. از میان دو نفر دیگر رأی گیری کردیم که شهید کلاهدوز تمام آراء را کسب کرد اما خودش به خودش رأی نداد.

به محسن رضایی نیز من و دو سه نفر دیگر رأی دادیم اما اکثریت آراء را شهید کلاهدوز کسب کرد و قرار شد او را به حاج احمد آقا معرفی کنم.

صبح زود بود که دیدم کسی درب خانه را می‌زند. وقتی در را باز کردم دیدم شهید کلاهدوز با یک عبا بر دوش و یک قرآن در دست جلوی در ایستاده و به من گفت به خاطر قرآن این کار را نکن. من حاضرم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای سپاه بکنم. شما محسن رضایی را به عنوان فرمانده انتخاب کن من حاضرم قائم مقام او باشم.

یادم می‌آید شهید محلاتی با انتخاب محسن رضایی مخالف بود. من ماجرا را به حاج احمد اقا گفتم. ایشان گفت برو یک رأی موافق دیگر هم بگیر. من هم این کار را کردم و به ایشان خبر دادم. حاج احمد آقا گفتند امام فرمودند یک متنی بنویسید و به من بدهید. من و رضا سیف‌اللهی آن را نوشتیم و بنده آن را خدمت امام بردم. البته متن امام غیر از آن چیزی است که ما نوشتیم و فقط کمی از آن استفاده کردند.”

بدینترتیب در شرایطی که نماینده آیت الله خمینی در سپاه مخالف ریاست محسن رضائی بود،وی به صورت لب مرزی و با اعمال نظر از بیرون شورای فرماندهی سپاه به عنوان پنجمین فرمانده سپاه انتخاب شد که طولانی ترین دوره ریاست را با ۱۶ سال گذراند.

بعد از انتخاب رضائی به فرماندهی سپاه و نقش فعال وی در طراحی و مدیریت عملیات ها در جنگ وی رابطه نزدیکی با آیت الله خمینی پیدا کرد و هر جا که مشکلی پیدا می کرد و یا نمی توانست نظر موافق خامنه ای و رفسنجانی به ترتیب به عنوان رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده ارشد جنگ را جلب نماید مستقیما با آیت الله خمینی مکاتبه می کرد. همچنین مراوادت نزدیکی با سید احمد خمینی داشت.

این نزدیکی در حدی بود که آیت الله خمینی برای وی پیغام فرستاد که به خط مقدم جبهه ها نرود. رضائی ماجرا را این چنین شرح می دهد:

“عملیات بدر در روز بیستم اسفند ۱۳۶۳ شروع شد. یک روز قبل از آغاز عملیات، آیت ا… توسلی از بیت حضرت امام تماس گرفتند و گفتند: امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان، واجب است.

موضوع از این قرار بود که یکی دو روز قبل از آن، شهید محلاتی در جبهه بودند. فرماندهان، بدون اطلاع من، به ایشان گفته بودند آقا محسن، خیلی به خط مقدم می رود، این، خطرناک است، شما بنحوی این مسئله را به امام برسانید که ایشان را منع کنند. شهید محلاتی بلافاصله پس از مراجعت به تهران، موضوع را از طریق آقای توسلی به عرض حضرت امام رسانده بود که امام فرموده بودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان واجب است.

وقتی آیت ا… توسلی این دستورِ حضرت امام را به من ابلاغ کردند، من پیغامی را مکتوب کردم و برادرانِ دفتر اینجانب، آنرا با کد و رمز به آقای انصاری دفتر حضرت امام منتقل کردند.

متن پیغام اینجانب به محضر حضرت امام این بود:

محضر مبارک حضرت امام خمینی روحی فداه

با سلام و عرض ادب، امر حضرتعالی، واصل و مطاع است.

چند نکته باستحضار می رسد:

۱ـ گاهی اوقات، برای آنکه از شناسایی های قبل از عملیات مطمئن شوم و ابهامم برای صدورِ دستورِ حمله، مرتفع شود ناچارم خودم به منطقه دشمن بروم تا اطمینان حاصل کنم.

۲ـ گاهی اوقات، در حین عملیات، گره ای در کارِ عملیات، بوجود می آید که جز با حضور خودم، گشوده نمی شود و حاضر شدنم در منطقه درگیری، ضرورت می یابد.

۳ـ گاهی اوقات، در گرماگرمِ عملیات، برای تقویتِ روحیه فرماندهان، حضورم در محدوده درگیری، لازم می شود.

هرچه حضرتعالی امر بفرمائید عمل می کنم.”

آقای انصاری، پیغام مرا خدمت حضرت امام تقدیم و خیلی سریع، پاسخ آن حضرت را ابلاغ نمودند که امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید، تشخیص، با خودِ شماست، ملاحظات امنیتی را رعایت کنید.”

آیت الله خمینی در حکمی که در تیر ۱۳۶۲ به آیت الله طاهری خرم آبادی می دهد بر ضرورت رعایت نظرات محسن رضائی تاکید کرده و می گوید وی مورد علاقه اش است. متن فرمان آیت الله خمینی چنین است :

“جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد حسن طاهري – دامت افاضاته

پيرو سفري كه براي جنابعالي پيش آمد، جناب حجت الاسلام آقاي فاكر- ايده الله تعالي – براي رسيدگي به وضع سپاه پاسداران منصوب شدند. ضمن تشكر ازجناب آقاي فاكر در تحمل زحمات در غياب شما، جنابعالي را به سمت سابق منصوب مي نمايم كه با كمال دقت و ظرافت به آنچه در اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي نماينده اينجانب آمده است عمل نماييد. اميد است با ياري و صميميت جناب حجت الاسلام آقاي فاكر و جناب حجت الاسلام آقاي محلاتي و جناب آقاي وزيرمحترم سپاه و جناب آقاي محسن رضايي كه مورد علاقه و تاييد اينجانب است، هر چه بهتر به وضع سپاه رسيدگي نماييد.

لازم است جناب آقاي وزير سپاه و فرمانده محترم سپاه و ديگر فرماندهان و كساني كه در سپاه سمتي دارند جناب آقاي طاهري نماينده اينجانب را تاييد و در مسائلي كه مربوط به ايشان است از ايشان تبعيت كنند تا ان شاءالله تعالي امور سپاه كه بازوي تواناي جمهوري اسلامي است بر طبق مقررات شرعي و قانوني و مصالح عالي كشور و جمهوري اسلامي تمشيت يابد. لازم به تذكر است كه تبعيت از جناب آقاي محسن رضايي، فرمانده كل سپاه و از فرماندهان ديگر به حسب سلسله مراتب و مقررات سپاه درجمهوري اسلامي ايران يك وظيفه شرعي الهي است كه تخلف از آن علاوه بر تعقيب قانوني مسئوليت شرعي دارد.

آیت الله خمینی در ماجرای اعتراض برخی از فرماندهان سپاه با محوریت شهید کاظم رستگار و شهید بهمنی و مشارکت اکبر گنجی به مدیریت محسن رضائی و نحوه اداره جنگ، جانب محسن رضائی را گرفت. ماجرا از این قرار بود که بخشی از نیرو های سپاه معتقد بودند که رضائی با بی اعتنایی به چان رزمندگان و صورتبندی غلط از عملیات های جنگ به با طرح خیال بافانه سقوط صدام اطلاعات غلطی را به آیت الله خمینی می دهد. همچنین آنها به فعالیت های سیاسی مسئولان سپاه از قبیل محسن رضائی، رحیم صفوی و محسن رفیقدوست و هماهنگی آنها با جناح راست اعتراض داشتند. علی رغم اینکه این گروه از طریق آیت الله منتظری و صانعی هماهنگ کرده بودند تا با آیت الله خمینی دیدار کرده و اعتراضات شان را بیان کنند، اما با مخالفت های رضائی و دخالت سید علی خامنه ای رئیس جمهور وقت این ملاقات منتفی می شود و پیام آیت الله خمینی از طریق محلاتی برای معترضان خوانده شده و محلاتی از آنها می خواهد تا توبه کنند.

متن پیام آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۳ بدین شرح است:

“شما به آقایان بگویید که شماها می دانید که مملکت ما بعد از انقلاب است و ما مبتلا هستیم به مخالفت های همه جانبه از تمام ممالک دنیا، دو سه تا هستند که با ما سر جنگ ندارند و همیشه ابرقدرت ها در فکر آن هستند که به یک راهی عمل کنند که تا می توانند ما را آرام کنند. راه هایی که انتخاب کرده اند زیاد بوده است تا رساندند به جنگ و در جنگ هم موفق نشدند. اینها در فکر این هستند که اختلاف ایجاد کنند و آن جمعیتی که بیشتر از همه مورد خوف آنهاست سپاه و آن چه مربوط به آن است و بسیج. از این باب آنها دنبال این هستند که در خود سپاه رخنه کنند.

خیال نکنید اگر کسی آمد و هیاهو کرد که سران سپاه چه هستند، از حلقوم خودشان است. از حلقوم خودشان نیست. از حلقوم دشمنان اسلام است. اگر مردم خوبی هستند، بازی خورده اند. اگر چنان چه اشخاصی باشند که نفوذ کرده اند و عمدا این کارها را انجام می دهند که سپاه را فشل کنند، باید بدانند که اگر چنان چه اختلاف در سپاه بیفتد، جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. اگر به خدا معتقد هستند، پیش خدا مسئولند و این طور نیست که خداوند از آنها گذشت نماید. اگر مردمی هستند که برای ایران عمل می کنند و این کارها را انجام می دهند، باید بدانند که این وضعیت به نفع اسلام نیست.

از این کارها دست بردارید. البته من می توانم با وضع دیگری عمل کنم، ولی بنا دارم با دوستی و برادری برخورد شود. علی ایحال از این طور کارها که موجب تضعیف فرماندهی می شود که آنها از حشمتی که دارند بیفتند، دست بردارید. ما امروز هیچ یک از افرادی که در راس امور هستند را امکان ندارد که برداریم و آنها همین طور خواهند ماند. با هیاهو آقای محسن و آقای رفیق دوست برداشته نمی شوند. اگر ما یک مقام را برداریم، ما را تضعیف می کنند و این به نفع مملکت ما نیست. چه از نظر اسلام و چه از نظر برداشت سیاسی ما از دنیا چون ما می بینیم کارهایی که در این جا انجام می شود قبل از آن که از رادیوی خودمان بشنویم، از رادیوی بیگانه می شنویم. شما درست توجه کنید که با این مسائلی که خیال می کنید با سر و صدا و هیاهو افراد کنار می روند، امکان ندارد سران کنار بروند.

کنار بگذارید این کارها را. این کارها مخالف جمهوری اسلامی است. این کار با برداشت ما از جمهوری اسلامی مخالف است و وضع سیاسی ما در دنیا به هم می خورد. من سفارش شما را به آقایان کرده ام که با شما مدارا کنند. اگر افرادی بعد از این پیام دست برنداشتند باز بخواهند به اختلافات دامن بزنند، به من اطلاع دهید. آنها تکلیف دیگری دارند. این را باید اطلاع بدهید. در بین آقایان هم صحبت کنید. به آنها محبت کنید و اگر من بدانم بعد از این پیام کاری کنند، من به عنوان مخالف اسلام تلقی و معرفی می کنم. ”

حمایت آیت الله خمینی از رضائی آنقدر شدید بود که به تهدید عباس دوزدوزانی از نمایندگان مجلس دوم پرداخت. دوزدوزانی دومین فرمانده سپاه و از موسسان آن بود که این نهاد را ترک و وارد فعالیت های سیاسی شده بود. خامنه ای وی را فرا می خواند و پیام آیت الله خمینی را بشرح زیر به وی ابلاغ می نماید

“شنیده ام که این آقای دوزدوزانی امضا جمع می کند تا مرا در فشار بگذارند که فرمانده سپاه را عوض کنم، بگویید سر جایش بنشیند والا من جمله ای خواهم گفت”.

اما شکست های سپاه در عملیات و وقوع اتفاقاتی بر عکس برنامه ریزی و ادعا های مسئولان باعث شکایت آیت الله خمینی نیز می شده است. به عنوان مثال سردار محمد جعفر اسدی فرمانده لشگر المهدی در زمان جنگ بعد از ناکامی در عملیات کربلای ۴ می گوید:

“به شدت از دست مسئولان قرارگاه مرکزی عصبانی بودم، ماشین را برداشتم و گازش را گرفتم. وقتی رسیدم آنجا دیدم محسن رضایی با تلفن صحبت می‌کند. این پا و آن پا می‌کردم که بروم تلفن را از دستش بگیرم و بزنم زمین. از حرف‌هایش فهمیدم آن طرف خط حاج احمد آقاست. محسن در حالی که رنگ و رویش مثل گچ سفید شده و دستانش می‌لرزید، وضعیت جبهه‌ها را گزارش می‌داد…”

رضائی چندین بار در زمان جنگ از فرماندهی سپاه استعفا می دهد. یکی از این موارد در سال ۱۳۶۶ است. او طی نامه ای به سید احمد خمینی چنین می گوید :

“برادر ارجمندم؛ حضرت حجت الاسلام جناب آقای حاج سید احمد خمینی (زید عزه)

با اهدای تحیت؛

اکنون که علی رغم مقاومت های زیاد در مقابل مشکلات و نارسایی های میدان نبرد (که عمدتاً ناشی از افراد و عوامل داخلی جامعه و مسئولین کشور بوده اند)، مجبور به استعفا از مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده ام، لازم می دانم از زحمات جنابعالی در حمایت از نیروهای انقلاب اسلامی بالاخص رزمندگان جان بر کف حزب اللهی کشور (و علی الخصوص در عملیات والفجر ۸ و کربلای ۵) تشکر و قدردانی کنم.

امیدوارم نسل های آینده انقلاب، چهره های وفادار به امام و اصول مبنایی انقلاب اسلامی را فراموش نکرده و به آنان وفادار باقی بمانند.”

اما آیت الله خمینی با استعفای وی مخالفت می کند.

بعد از پذیرش قطعنامه در اسناد موجود مکاتبه و رابطه ای بین آیت الله خمینی و محسن رضائی مشاهده نمی شود.

آیت الله خمینی در نامه ای در شهریور ۱۳۶۷ خطاب به کلیه فرماندهان و پرسنل سپاه از فعالیت های آنها در جنگ تجلیل کرده و خواهان حفظ آمادگی و فعالیت ها در زمان صلح می شود. همچنین در نامه ای در تاریخ دی ماه ۱۳۶۷ از محسن رضائی می خواهد سپاه وظیفه حفاظت از هواپیما ها را ادامه دهد و مسئولیت ربوده شدن هواپیما ها را بر بر عهده سپاه می گذارد. همچنین از رضائی می خواهد در هماهنگی با نخست وزیر امور اجرائی را انجام دهد. این نامه در پی درخواست رضائی برای تمدید ماموریت سپاه در زمینه امنیت هوایی بعد از پایان جنگ صادر شده است. رضائی شکایت کرده بود که مجموعۀ تشکیلات موجود در فرودگاه با زنده کردن قوانین سابق، حضور سپاه را با طرح مسئلۀ “نداشتن جایگاه قانونی” تخطئه می‏ نمایند.

بدینترتیب معلوم می شود که آیت الله خمینی در طول دوره ۸ ساله فرماندهی محسن رضائی بر سپاه در زمان حیات وی رابطه خوبی با او داشته است. اما این رابطه که با وساطت سید احمد خمینی بوده، فراز و نشیبی نیز داشته است. اما به نظر می رسد بعد از پایان جنگ روابط به گرمی سابق نبوده و چه بسا رو به سردی رفته است. انتشار اطلاعات بیشتر کمک می کند تا درک بهتر و نزدیک به واقعیت از مناسبات آیت الله خمینی با محسن رضائی بدست آید.

No responses yet

Sep 30 2014

رونمایی تلویزیونی از نامه سری محسن رضایی در پایان جنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: محسن رضایی برای اولین بار نامه سری خود به هاشمی رفسنجانی در مورد الزامات تسلیحاتی و تدارکاتی ادامه جنگ را نشان داد که ظاهرا از عوامل اصلی قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط آیت الله خمینی بوده است

در روزهای گذشته، به مناسبت “هفته دفاع مقدس” (مصادف با هفته اول مهر)، رسانه های ایران به میزان بی‌سابقه ای به “ناگفته های جنگ”، شکست های نظامی اواخر جنگ و تحولات منتهی به قبول قطعنامه ۵۹۸ پرداختند.

در میان مجموعه این رسانه ها، صدا و سیما با پخش برنامه ای به نام ” سطرهای ناخوانده”، بیشترین توجه را در سطح افکار عمومی جلب کرد. در این برنامه، مسعود بختیاری و عبدالحسین مفید از فرماندهان ارتش در زمان جنگ، محسن رضایی فرمانده کل و علی شمخانی از فرماندهان اصلی سپاه در آن زمان و محسن رفیقدوست آخرین وزیر سپاه ایران، به پاسخگویی به سوال های کارشناسانی پرداختند که به گفته برخی از مصاحبه شوندگان، برای اولین بار سوالاتی “متفاوت” را از آنها می پرسیدند.

خبرسازترین مصاحبه در این مجموعه، گفتگوی محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نیمه شب چهارم و پنجم مهرماه بود که بخش عمده آن، به تحولات ماه‌های پایانی جنگ اختصاص داشت.

حدود دو ساعت پس از شروع این گفتگو بود که در پی احتیاط محسن رضایی در پاسخگویی مستقیم به سوالات سه کارشناس برنامه، یکی از آنها باانتقاد از این رویه گفت “قطعا من جوان دوست ندارم که از بی بی سی ناگفته های جنگ را بشنوم” و افزود: “خواهش می کنم به بزرگواری خودتان اجازه بدهید که سوالاتمان را بپرسیم”. اعتراض این کارشناس، در شرایطی مطرح می شد که بی بی سی فارسی، در روزهای پیش از آن، یک گزارش، یک گفتگو و یک میزگرد را در مورد اشتباهات فرماندهان سپاه پاسداران در اواخر جنگ منتشر کرده بود.

حدود دو ساعت پس از شروع گفتگو، در واکنش به احتیاط های محسن رضایی، یکی از کارشناسان برنامه باانتقاد از این رویه گفت: ‘قطعا من جوان دوست ندارم که از بی بی سی ناگفته های جنگ را بشنوم’ و افزود: ‘خواهش می کنم به بزرگواری خودتان اجازه بدهید که سوالاتمان را بپرسیم’. اعتراض این کارشناس، در شرایطی مطرح می شد که بی بی سی فارسی، در روزهای پیش از آن، مطالبی را در مورد اشتباهات فرماندهان سپاه پاسداران در اواخر جنگ منتشر کرده بود

در پی این اعتراض بود که در ادامه برنامه، بخشی از ناگفته های سال آخر جنگ هشت ساله، برای اولین بار در تلویزیون سراسری جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و به صراحت مورد بحث قرار گرفت. در ابتدای این بحث، سرلشکر رضایی تاکید کرد که در مورد جنگ ناگفته هایی داشته که تاکنون بیان نکرده است. وی افزود که در ۷-۸ سال گذشته چند بار تصمیم گرفته این کار را بکند و دست نگه داشته اما فکر می کند که دیگر “وقتش شده است”.

مجموعه “ناگفته هایی” که طی دو شب، در گفتگوی حدودا پنج ساعته دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح شد، طیف متنوعی از موضوعات و به ویژه شکست های نظامی سپاه پاسداران در پایان جنگ را در بر می گرفت.
نامه ای که منجر به پایان جنگ شد

در میان همه این موضوعات، نامه به کلی سری محسن رضایی به اکبر هاشمی رفسنجانی جانشین فرمانده کل قوا در تاریخ دوم خرداد ۱۳۶۷، به نسبت سایر موضوعات مطرح شده در گفتگو وقت و توجه بیشتری را به خود اختصاص داد. نامه ای که فرمانده وقت سپاه، در آن به تشریح الزامات تسلیحاتی و تدارکاتی ادامه جنگ با عراق می‌پرداخت و ظاهرا، در تصمیم آیت الله خمینی به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نقشی تعیین کننده داشته است.

پیش از طرح نامه، پیام های چند نفر از مخاطبان برنامه خوانده شد که یکی از آنها می گفت: “در مورد نامه آقای رضایی به امام، اگر نپرسید صداقت ندارید.”

نامه مورد اشاره، همان بود که رهبر سابق جمهوری اسلامی، نخستین بار در جلسه ۲۵ تیر ۱۳۶۷ مسئولان ارشد نظام به آن اشاره کرده بود.

پیش از طرح نامه محسن رضایی در مورد امکانات مورد نیاز برای ادامه جنگ، پیام‌های چند نفر از مخاطبان برنامه خوانده شد که یکی از آنها می گفت: ‘در مورد نامه آقای رضایی به امام، اگر نپرسید صداقت ندارید’. محسن رضایی در جریان برنامه این نامه را خواند و گفت که آن را با همفکری با سایر فرماندهان سپاه تهیه کرده است

آیت الله خمینی در این جلسه، با اشاره به نامه ای از محسن رضایی فرمانده وقت سپاه گفته بود: “فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم. ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و ۳۰۰۰ توپ و ۳۰۰ هواپیمای جنگی و ۳۰۰ هلیکوپتر باشیم و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزری و اتمی که از ضرورت‌های جنگ در آن موقع است، داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته امریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود”.

رهبر سابق ایران در ادامه طعنه می زند که فرمانده سپاه “البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.”
نامه ای با همفکری فرماندهان سپاه

اشاره مستقیم به نامه در این برنامه، پس از آن صورت گرفت که محسن رضایی، با سوالی در مورد نامه وی به آیت الله خمینی سه هفته پیش از قبول قطعنامه ۵۹۸ مواجه شد، نامه ای که یکی از مجریان یادآوری کرد که رهبر وقت جمهوری اسلامی، آن را “تکان دهنده” توصیف کرده است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام توضیح داد که اکبر هاشمی رفسنجانی جانشین وقت فرمانده کل قوا، در اواخر جنگ از او خواسته بود که امکانات مورد نیاز سپاه پاسداران برای خاتمه دادن به جنگ را بنویسد.

محسن رضایی گفت که به دنبال این درخواست، “فرماندهان سپاه را را جمع کرده و گفته که آقای هاشمی چنین صحبتی را کرده اند” و وقتی با سوالات فرماندهان در مورد دلیل ظرح چنین درخواستی مواجه شده گفته است که “باید به آقای هاشمی اعتماد کنیم”.

به گفته این فرمانده جنگ در ادامه، او و دیگر فرماندهان سپاه، ملزومات ادامه جنگ را “برآورد کرده بودند”، که ظاهرا تاکیدی بود بر اینکه نامه معروف، نتیجه همفکری فرماندهان ارشد سپاه بوده است.

فرمانده اسبق سپاه، همچنین به تاکید نامه خود بر نیاز کشور به سلاح های ‘لیزری و اتمی’ اشاره کرد. اظهارات بعدی وی مبنی بر اینکه در نامه نوشته ‘هواپیما و سلاح های لیزری’ لزوما از ضروریات پیروزی در جنگ نیست، باعث شد تا یکی از کارشناسان یادآوری کند که با این حساب، وی ‘سلاح هسته ای’ را در شمار تسلیحاتی که بدون آنها هم می‌توان در جنگ پیروز شد ذکر نکرده است. آقای رضایی در واکنش به این یادآوری تذکر داد: همه چیز که نباید گفته بشود

وی در این قسمت از برنامه سطرهای ناخوانده، به گونه ای غیرمنتظره نامه مورخ ۲ تیر ۱۳۶۷ خود در پاسخ به اکبر هاشمی رفسنجانی را بیرون آورد و اعلام کرد “برای اینکه دقیق تر بحث را ادامه دهد” به متن نامه رجوع می‌کند.

فرمانده سابق سپاه با دفاع از مضمون نامه خود افزود که این نامه، حمله سراسری عراق به مرزهای جنوبی و غربی و حتی فعال شدن نیروهای سازمان مجاهدین خلق پیش بینی و برای “انهدام صدام و حزب بعث عراق” تقاضای امکانات کافی شده است . او با تاکید بر اینکه نامه خواستار “خارج کردن آمریکا در خلیج فارس” شده تا نیروهای ایالات متحده به کمک ارتش صدام حسین نیایند ادامه داد: “بدون خروج آمریکا از خلیج و در طول سقوط صدام و حزب بعث، هیچ گونه ضمانتی برای رسیدن به هدف… وجود نداشت.”
درخواست سلاح لیزری و اتمی

در ادامه برنامه، کارشناسان اصرار کردند که وی متن نامه را بخواند که با مقاومت اولیه محسن رضایی رو به رو شد که می گفت می خواهد این نامه را در کتاب خاطراتش منتشر کند، اگرچه سرانجام قبول کرد.

بخشی از این نامه، حاوی توصیه آقای رضایی مبنی بر این بود که “تا پایان سال ۶۷ و ۶۸ و ۶۹ عملیات انهدامی انجام شود” (انهدام نیروهای عراقی بدون عملیات تهاجمی)، سال ۱۳۷۰ “آغاز عملیات سراسری” در دستور کار قرار بگیرد و سال ۱۳۷۱، زمان “پایان عملیات سراسری” برای سقوط حکومت صدام حسین و بیرون کردن نیروهای آمریکا از خلیج فارس باشد.

وی در ادامه، یکی از جداول موجود در نامه در مورد “توسعه سازمان رزم” ایران را توضیح داد که توصیه می کرد که از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱، تعداد تیپ های پیاده ایران از ۵۰ به ۳۵۰ (هفت برابر) برسد و تعداد تانک ها، از ۱۰۰۰ به ۲۵۰۰ افزایش پیدا کند. این گفته، با کنایه یکی از کارشناسان برنامه در مورد تحریم جهانی فروش اسلحه به ایران مواجه شد که پرسید: “در شرایطی که به ما تانک نمی فروشند دیگر؟”

فرمانده سپاه در زمان جنگ توضیح داد که در نامه خود توصیه کرده بوده که از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱، تعداد تیپ‌های پیاده ایران از ۵۰ به ۳۵۰ (هفت برابر) برسد و تعداد تانک‌ها، از ۱۰۰۰ به ۲۵۰۰ افزایش پیدا کند. این گفته، با کنایه یکی از کارشناسان برنامه در مورد تحریم جهانی فروش اسلحه به ایران مواجه شد که پرسید: در شرایطی که به ما تانک نمی‌فروشند دیگر؟

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ادامه این قسمت، به تاکید نامه خود بر نیاز کشور به سلاح های “لیزری و اتمی” اشاره کرد و گفت: “من گفتم که هواپیما و مسائل لیزر و هسته ای را اگر نداشته باشیم مهم نیست، ولی ما برای اینکه آن تکلیف و مسئولیت نظامیمان را از نظر عقلانیت بیان کنیم بایستی در برآوردها می آوردیم.”

وی اندکی بعد، در اظهاراتی متفاوت گفت که در نامه نوشته است که “مساله تهیه هواپیما و تلاش جدی برای ساخت سلاح های لیزری” برای نیروهای ایران بسیار ضروری است اما “اگر حاصل نشد این طور نیست که پیروزی به دست نیاید، بلکه باید فشار های سنگینی را تا کسب پیروزی متحمل شویم”.

اظهارات محسن رضایی در این مورد که در نامه نوشته بوده “هواپیما و سلاح های لیزری” لزوما از ضروریات پیروزی در جنگ نیست، باعث شد تا یکی از کارشناسان یادآوری کند که با این حساب، وی “سلاح هسته ای” را در شمار تسلیحاتی که بدون آنها هم می توان در جنگ پیروز شد ذکر نکرده است. آقای رضایی در واکنش به این یادآوری تذکر داد: “همه چیز که نباید گفته بشود.”
پیشنهاد ‘ساختن ۳۰۰ هواپیما’

آقای رضایی مهم ترین قسمت نامه خود را تاکید بر “تهیه به موقع بودجه و امکانات لازم” دانست و بخشی از نامه را خواند که حکایت داشت: “با توجه به تجربه سال گذشته بعید می دانم دولت و ستاد به تعهدات خود عمل کنند.” یکی از مصاحبه کنندگان از او پرسید که آیا میزان بودجه درخواستی خود را در نامه مشخص کرده بوده؟ که با پاسخ منفی مصاحبه شونده مواجه شد.

فرمانده سابق سپاه از متن نامه چنین خواند: “ما هیچ راه برگشتی را نه قبول داریم و نه اساسا به وجود آن مطمئن هستیم و به اجرای تعهدات دولت و مسئولین هم امیدوارم نیستم، ولی تکلیف خودمان می دانیم که بجنگیم و از آنجا که خداوند متعال صاحب انقلاب است به هر حال راهی باز خواهد شد.”

محسن رضایی گفت که برآورده شدن کل مطالبات او برای ادامه جنگ ‘حداکثر ۴ میلیارد دلار’ بودجه نیاز داشته است؛ که یکی از کارشناسان یادآوری کرد تنها قیمت ۳۰۰ هواپیمای درخواستی او از ۴ میلیارد دلار تجاوز می کرده. پاسخ محسن رضایی این بود: ‘مگر گفته بودیم باید بخریم؟’ پاسخی که با واکنش کارشناس مواجه شد که متعجبانه پرسید: پس از کجا می‌آوردیم؟

او همچنین گفت که پیشنهاد کرده کلیه افراد ۱۷ تا ۴۰ سال موظف شوند سالی ۴ ماه در جبهه های جنگ باشند و یادآوری کرد که به این امکانات فقط برای جنگ با عراق احتیاج نداشته بلکه آن را برای مقابله با آمریکا هم لازم می دانسته است. دخالتی که وی مطمئن بود در صورت ادامه جنگ، به شکل رویارویی نظامی مستقیم میان ایران و آمریکا در می آمد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه تخمین زد که برآورده شدن کل مطالبات او از دولت برای ادامه جنگ “حداکثر ۴ میلیارد دلار” بودجه نیاز داشته است؛ که یکی از کارشناسان یادآوری کرد تنها قیمت ۳۰۰ هواپیمای درخواستی او از ۴ میلیارد دلار تجاوز می کرده. پاسخ محسن رضایی این بود که: “مگر گفته بودیم باید بخریم؟” پاسخی که با واکنش کارشناس مواجه شد که پرسید: “پس از کجا می آوردیم؟”

این بار، توضیح آقای رضایی آن بود که ایران نیز می توانسته مانند “آلمان در جنگ جهانی دوم در مدت کوتاهی کارهای بسیار بزرگی بکند”. وی در واکنش به یادآوری مجری مبنی بر اینکه ایران با گذشت ۲۶ سال از جنگ هنوز هم نتوانسته این تعداد هواپیما را بسازد گفت: “خوب این هم اشکال دارد دیگر. به هر حال اگر این امکانات را به ما می دادند ما تضمین می کردیم…آلمانی ها در مدت کمتر از این ۱۰ برابر اینها را تولید کردند، آن هم کی؟ سال ۱۹۴۸.”

وی در پاسخ به یادآوری یکی از مجریان مبنی بر اینکه آلمانی ها قبل از جنگ جهانی دوم (که از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ طول کشید) صاحب تکنولوژی پیشرفته هوایی بوده اصرار کرد: “نه، همه اش به خاطر شرایط جنگ بود.”
یادآوری انتقاد آیت الله خمینی به سپاه

بعد از بازخوانی نامه محسن رضایی در مورد ملزومات ادامه جنگ، یکی از مصاحبه‌کنندگان واکنش آیت الله خمینی به نامه آقای رضایی را به این صورت یادآوری کرد: حضرت امام می گویند که فرمانده سپاه از معدود کسانی است که معتقد به ادامه جنگ است. امام هم توی نامه شان به این مسائل که شما می گویید اشاره می کنند، مساله بیرون کردن آمریکا و اینها، منتها آخرش این را می گویند که فرمانده سپاه تاکید کرده که ما آماده جنگیدن هستیم و ادامه می‌دهیم، اما این شعاری بیش نیست

بعد از بازخوانی نامه محسن رضایی در مورد ملزومات ادامه جنگ، یکی از مصاحبه کنندگان واکنش آیت الله خمینی به نامه آقای رضایی را یادآوری کرد: “حضرت امام می گویند که فرمانده سپاه از معدود کسانی است که معتقد به ادامه جنگ است. امام هم توی نامه شان به این مسائل که شما می گویید اشاره می کنند، مساله بیرون کردن آمریکا و اینها، منتها آخرش این را می گویند که فرمانده سپاه تاکید کرده که ما آماده جنگیدن هستیم و ادامه می دهیم، اما این شعاری بیش نیست. آن تعبیر را خود حضرت امام دارند.”

محسن رضایی پاسخ داد تفسیرش از جمله آیت الله خمینی این است که اگر امکانات مورد نظر فرمانده وقت سپاه تامین نشود ادامه جنگ شعاری بیش نیست. در اینجا یکی از کارشناسان اظهار داشت: “نه، امام می گویند اینکه فرمانده سپاه می گوید من باز هم حاضر به جنگیدن و اینها هستم، راجع به این می گویند … که شعاری بیش نیست”. آقای رضایی گفت آنچه کارشناس می گوید یک تعبیر از سخنان آیت الله خمینی است و او چنین تفسیری ندارد.

در بخش دیگری از برنامه، یکی دیگر از کارشناسان با اشاره به فهرست درخواست های فرمانده وقت سپاه برای ادامه جنگ از او پرسید: “فکر نمی کنید این لیست یک کم خیال پردازانه است؟ عین این است که بگویید ما نمی خواهیم بجنگیم.”

آقای رضایی با تاکید بر اینکه تامین چنین امکاناتی توسط حکومت برای پیروزی در جنگ مورد نیاز بوده جواب داد: “حرف ما این بود که مسئولانی که مربوط به این کار هستند این کار را نخواهند کرد. [البته] نگفتیم کشور نمی تواند.”

وی در پاسخ به این سوال که: “یعنی معتقدید کشور می توانست؟” گفت: “صددرصد”.
اشتباهات منجر به سقوط فاو

در بخشی دیگر از گفتگوی تلویزیونی محسن رضایی، ماجرای سقوط فاو در اواخر جنگ مورد اشاره قرار گرفت.

یکی از مصاحبه کنندگان با اشاره به مواضع فرمانده وقت سپاه در روز سقوط جزیره فاو گفت: ‘آقای روحانی جایی گفته است که که حتی وقتی خبرهایی در مورد حمله عراق به فاو می آمد، آقای رضایی گفته است مگر اینکه عراق بمب اتم داشته باشد که بتواند فاو را پس بگیرد.’ سرلشکر رضایی تایید کرد که چنین حرفی را زده و در دفاع از خود گفت که این سخن را در مکالمه تلفنی بر زبان رانده چون فکر می کرده سخنانش توسط عراقی ها ‘شنود’ می شود و درواقع می‌خواسته دشمن را گمراه کند

در این بخش، یکی از کارشناسان نقل کرد که محسن رضایی پس از سقوط فاو در اواخر فروردین ۱۳۶۷، در جمع فرماندهان سپاه گفته است: “من خیلی فکر کردم به ماجرای سقوط فاو به این نتیجه رسیدم که ممکن است در این هم خیری بوده باشد و اینکه ما می توانیم دو نوع بجنگیم، یا عاشورایی بجنگیم و یا مثل زمان پیامبر و امیرالمومنین بجنگیم و چون ما الان در شرایطی هستیم که حکومت دست ماست و مانند زمان پیامبر و امیرالمومنین هست، امکانات باید بگیریم برای این جنگ.”

وی از این نقل قول نتیجه گرفت که آقای رضایی، حتی قبل از درخواست اکبر هاشمی رفسنجانی برای فهرست کردن مطالبات خود در ارتباط با جنگ معتقد بوده که ادامه نبرد، بدون تهیه امکانات جدید ممکن نیست.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام پاسخ داد که او از سال ها قبل از سقوط فاو هم عقیده داشته که “جنگ بدون بسیج کشور قابل ادامه دادن نیست که ما بتوانیم هدف بزرگی را بگیریم یا صدام را ساقط کنیم”.

این مکالمه، زمینه پرداختن به جریانات منتهی به از دست دادن فاو شد، که درجریان آن یکی از مصاحبه کنندگان با اشاره به مواضع فرمانده وقت سپاه در روز سقوط این جزیره گفت: “آقای روحانی جایی گفته است که که حتی وقتی خبرهایی در مورد حمله عراق به فاو می آمد، آقای رضایی گفته است مگر اینکه عراق بمب اتم داشته باشد که بتواند فاو را پس بگیرد.”

سرلشکر رضایی تایید کرد که چنین حرفی را زده و در دفاع از خود گفت که این سخن را در مکالمه تلفنی بر زبان رانده چون فکر می کرده سخنانش توسط عراقی ها “شنود” می شود و درواقع می‌خواسته دشمن را گمراه کند.

یکی از مصاحبه شوندگان به گزارشی اشاره کرد که حکایت داشت در هنگام سقوط فاو، احمد کاظمی (از فرماندهان جنگ) در جلسه فرماندهان سپاه هشدار داده که این جزیره دارد از دست می رود اما از بقیه جواب شنیده که “احمد دارد شلوغش می کند که نیرو بگیرد”. او افزود: “گزارش‌هایی هم از شما وجود دارد که گفته بودید عراق آمده است یک گوشه ای از فاو را بگیرد و نمی خواهد همه فاو را بگیرد.”

محسن رضایی گفت ممکن است فرماندهان دیگری غیر از او این چیزها را گفته باشند ولی خود او نه تنها چنین عقیده ای نداشته بلکه از قبل پیش بینی می کرده که عراق به زودی به فاو حمله خواهد کرد.

وی در ادامه، در اشاره ای تلویحی به گزارش های حاکی از حضور نداشتن نیروهای کافی در فاو برای دفاع از آن اظهار داشت: “دفاع از فاو به معنای حضور در فاو نبود”. آقای رضایی تاکید کرد که راه درست حفظ این جزیره را حمله کردن به عراق می دانسته تا نتواند برای گرفتن مناطق تحت کنترل ایران عملیات انجام بدهد و نتیجه گرفت که نگرانی اصلی وی، حفظ رویه تهاجمی ایران در جبهه های جنوب بوده است.

محسن رضایی در اشاره ای تلویحی به گزارش های حاکی از حضور نداشتن نیروهای کافی در فاو برای دفاع از آن اظهار داشت: ‘دفاع از فاو به معنای حضور در فاو نبود’. او تاکید کرد که راه درست حفظ این جزیره را حمله کردن به عراق می دانسته و نگرانی اصلی وی، حفظ رویه تهاجمی ایران در جبهه های جنوب بوده است. یکی از گفتگوکنندگان پرسید اگر او این قدر نگران بوده، اتفاقات پی در پی اواخر جنگ چون ‘سقوط ۳۶ ساعته فاو’، ‘سقوط ۷-۸ ساعته شلمچه’ و ‘سقوط ۳ -۴ ساعته مجنون’ چطور به وقوع پیوسته است؟ آقای رضایی گفت که این سقوط ها، تایید کننده اعلام نگرانی‌های قبلی او در مورد حملات عراق بوده است

یکی از گفتگوکنندگان پرسید اگر او این قدر نگران بوده، اتفاقات پی در پی اواخر جنگ چون “سقوط ۳۶ ساعته فاو”، “سقوط ۷-۸ ساعته شلمچه” و “سقوط ۳ -۴ ساعته مجنون” چطور به وقوع پیوسته و ادامه داد: “به نظر می‌رسد این مناطق آماده سقوطند و فکری برای نگهداریشان نشده است.”

محسن رضایی گفت که این سقوط ها، درواقع نگرانی های قبلی او را تایید کرده که قبلا هم در نامه ای، در موردشان هشدار داده بوده. نامه‌ای که آقای رضایی می گفت در اردیبهشت ۱۳۶۶ برای درخواست امکانات بیشتر به آیت الله خمینی نوشته و در آن هشدار داده بوده که “اگر فکر اساسی نشود به زودی عراق حملاتش را علیه ما شروع خواهد کرد و ما را مانند لقمه ای خواهد بلعید”.
فعالیت سیاسی سپاه در زمان جنگ

در ادامه گفتگو، گزارش های برخی از دست اندرکاران جنگ در مورد ریشه داشتن سقوط فاو در مشغول شدن برخی فرماندهان سپاه به فعالیت های سیاسی مورد بحث قرار گرفت.

یکی از کارشناسان برنامه گفت که مثلا در خاطرات محسن رفیقدوست وزیر وقت سپاه آمده که “یکی از دلایل سقوط فاو این بود که فرمانده آن منطقه رفت توی استانش که برای انتخابات مجلس سوم فعالیت بکند”.

آقای رضایی پاسخ داد: “صد در صد خلاف است این بحث. چند وقت پیش دیدم یکی از آقایان که از معاونین وزارت خارجه هم بوده این حرف را زده. صحت ندارد.” اشاره وی، ظاهرا به اظهارات چندی پیش عباس ملکی معاون وزارت خارجه ایران در زمان جنگ بود که گفته بود در آستانه سقوط فاو توجه بعضی از فرماندهان به مسائل انتخاباتی معطوف شده بود.

کارشناس برنامه، یادآوری کرد که در این زمینه، حسن روحانی هم روایت مشابهی دارد و گفته است که بعضی از فرماندهان به این نتیجه رسیده بودند که تعامل مناسبی بین سپاه و مجلس وجود ندارد و بنابراین تصمیم گرفته بودند که خودشان نماینده مجلس بشوند.

محسن رضایی با رد پرداختن سپاه پاسداران به فعالیت های سیاسی در زمان جنگ گفت که او شخصا بیش از هر کس دیگری حساس و مراقب بوده که فرماندهان وارد چنین فعالیت هایی نشوند چون معتقد بوده که اگر فعالیت های سیاسی گسترش پیدا کند، مدیریت سپاه مشکل می شود.

در پی اشاره یکی از کارشناسان برنامه به روایت های حاکی از سقوط فاو به علت مشغول شدن برخی فرماندهان به انتخابات مجلس سوم، محسن رضایی پرداختن سپاه پاسداران به فعالیت های سیاسی در زمان جنگ را رد کرد و گفت که او شخصا بیش از هر کس دیگری حساس و مراقب بوده که فرماندهان وارد چنین فعالیت‌هایی نشوند

آقای رضایی در بخشی دیگر از برنامه، بدون نقل قول مستقیم، اشاراتی نیز به پیام عتاب آمیز آیت الله خمینی به سپاه پاسداران در جریان شکست های سنگین سپاه در روزهای پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ کرد (آیت الله خمینی در این پیام گفته بود “یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود”).

محسن رضایی گفت این پیام در زمانی صادر شده که خرمشهر در معرض سقوط بوده و تاکید رهبر سابق جمهوری اسلامی درواقع این بوده است که “یا سپاه یا خرمشهر”.

تعبیر فرمانده سپاه ظاهرا به این معنی بود که آیت الله خمینی تاکید داشته که سرنوشت سپاه، به سرنوشت نبرد خرمشهر بستگی خواهد داشت.

محسن رضایی در اواخر برنامه سطرهای ناخوانده، برای مستند کردن بخشی از اظهارات خود در مورد رضایت آیت الله خمینی از سرانجام نهایی جنگ، به کتاب خاطرات سال ۱۳۶۷ اکبر هاشمی رفسنجانی رجوع کرد.

این کتاب، یکی از منابعی است که در ارتباط با ضعف های فرماندهی سپاه پاسدران در اواخر جنگ، مورد استناد پژوهشگران قرار گرفته است.

No responses yet

Sep 19 2014

پیامدهای دخالت رفسنجانی در نجات رحیم صفوی از اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: غلامعلی رجایی فاش ساخت که منظور اکبر هاشمی رفسنجانی از فرمانده جنگی که از دادگاه‌های نظامی بعد از خاتمه جنگ ایران و عراق اطلاع داشته رحیم صفوی بوده است. رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را متهم کرده است که به دلیل برنامه برای کسب قدرت بعد از فوت آیت‌الله خمینی، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی تحمیل کرده است. رفسنجانی در واکنش ابراز تعجب کرده است که چه طور کسانی که از دادگاه‌های نظامی در انتهای جنگ اطلاع دارند این حرف‌ها را می‌زنند.

غلامعلی رجایی ماجرا را این گونه توضیح می‌دهد:

«در دیدار دو هفته قبل آزادگان با ایشان، با کنایه به گفتار یکی از فرماندهان سپاه که اخیرا غیرمنصفانه ادعا کرده بود هاشمی از همان دوره امام برای بعد از امام نقشه می‌کشید و به دنبال کسب قدرت برای خود بود، اشاره‌ای کرد و بدون این که نامی از او ببرد، گفت یکی از فرماندهان‌- سردار…‌ـ که من آخرین بار او را خوب نجات دادم این روزها می‌بینم گاهی حرف‌هایی می‌زند! سپس گفت وی فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم.

می‌گفت پس از این عقب‌نشینی که برای سامان دادن نیروهای جبهه به جنوب رفته بود، مرحوم خلخالی به او مراجعه کرده و گفته بود آمده است به خاطر از دست دادن فاو و دادن تلفات زیاد، سه نفر از فرماندهان سپاه و جنگ را اعدام کند، چون باعث این همه خسارت و ضرر به کشور شده و کشور را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بودند.

می‌گفت به آقای خلخالی گفتم شما که الان قاضی دادگاه جنگ نیستی، قاضی دادگاه انقلابی. گفت بالاخره قاضی منصوب امام که هستم. گفتم دلایلت را برای محاکمه بنویس و استدلال کن تا آخر جنگ که دادگاه تشکیل شود. می‌گفت حتی در آخر جنگ که امام دادگاه رسیدگی به تخلفات فرماندهان را زیر نظر من تشکیل دادند که متشکل از چند نفر از قضات برجسته بودند و زیر نظر من کار می‌کردند، تمایل بود بعضی‌ها را اعدام کنند، علت این تصمیم به عملیات خیبر برمی‌گشت که در آن الحاق بین نیروها از جزیره و بیرون جزیره ممکن نشد و یک گردان نیروی ما به‌کلی نابود شد.

می‌گفتند خیلی از بزرگان‌- از جمله رئیس جمهور وقت‌ـ می‌خواستند فرماندهانی که باعث این تلفات شده بودند اعدام شوند، اما من اجازه ندادم که دادگاه نظامی با این نیروها که با خلوص جنگیده بودند والبته گاهی هم ضعف نشان داده بودند برخورد کند. عملا می‌گفت وی باعث نجات جان آنها از اعدام شده است، ولی حالا این گونه با او رفتار می‌کنند.»

بدین ترتیب معلوم می‌شود که رحیم صفوی به عنوان متهم در دادگاه جنگی محاکمه شده و حتی صدور حکم اعدام برای وی به صورت جدی مطرح بوده است که با پادرمیانی رفسنجانی موضوع منتفی می‌شود.

عملیات خیبر از موضوعات جدلی در تاریخ جنگ ایران و عراق است. منتقدان آن را افتضاح جنگی می‌دانند که به دلیل ارزیابی غلط از توانایی پشتیبانی هوانیروز نزدیک به بیست هزار نفر از سربازان و رزمنده‌های ایرانی را به کشتن داد. عملیات خیبر نتوانست به هدف اصلی خود که بستن جاده بصره ـ عماره بود دست یابد؛ ولی در حین عقب‌نشینی از شرق دجله طی سه هفته نبرد سنگین، منطقه‌ای در آب‌گرفتگی هور به وسعت حدود ۱۰۰۰ کیلومتر مربع به همراه جزایر مجنون شمالی و جنوبی که دارای ذخایر عظیم نفت بود به تصرف درآمد.

این عملیات در روز سوم اسفندماه سال ۱۳۶۲ با رمز یا رسول‌الله آغاز شد. عملیات خیبر از سوی قرارگاه خاتم‌الانبیا برنامه‌ریزی و با به‌کارگیری دو قرارگاه کربلای ارتش و نجف سپاه به مرحله اجرا درآمد. منطقه هور توسط سپاه پاسداران، بررسی، طرح‌ریزی و پیشنهاد شده بود و عملیات در این منطقه تحت هدایت قرارگاه نجف به فرماندهی آقای محسن رضایی، رئیس اسبق سپاه، انجام شد. این عملیات نخستین اقدام خاکی- آبی سپاه بود.

فرماندهان سابق سپاه چون غلامعلی رشید، محسن رضایی و حسین علایی از عملیات فوق دفاع کرده و دستاوردهای آن را در افزایش قدرت نظامی ایران مهم ارزیابی می‌کنند. اما شدت تلفات انسانی در این عملیات بازتاب‌ منفی زیادی داشت، تا جایی که آیت‌الله خمینی بعد از این عملیات طی پیامی از تداوم جنگ دفاع کرد.

فرازی از پیام وی به شرح زیر است:

«… من هم می‌دانم که بسیار ما خسارت دیدیم، بسیار ما جوان دادیم، لکن صلح کردن با یک کسی که بعدش خنجر را از پشت محکم‌تر خواهد زد، این یک صلح شرافتمندانه است؟ یک صلح عقلایی است؟ و عجب این که بعضی آقایان می‌گویند که چنان چه که آنها آمده بودند توی کشور ما، ما تا فرد آخر جوان‌های‌مان را می‌دادیم. خوب این آن ملی‌گرایی است که اسلام مخالف آن است. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می‌دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می‌دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می‌کنیم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدا نمی‌دانیم. ملت عراق همانی است که الان از ما هم آنجا، بسیاری علمای ما هم در آنجا هستند، کسانی دیگر از ما هستند. ما و آنها جدا از هم نیستیم… ما الان برای دین‌مان داریم جنگ می‌کنیم، برای خاک نمی‌جنگیم… جنگ ما جنگی است بین اسلام و کفر، نه جنگی است مابین یک کشور و یک کشور، مابین اسلام و کفر است.»

در عملیات خیبر، ابراهیم همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله، حمید باکری، قائم مقام لشکر ۳۱ عاشورا، اکبر زجاجی، مرتضی یاغچیان معاون لشکر عاشورا، حسن غازی، فرمانده توپخانه قرارگاه کربلا، و بهروز غلامی، فرمانده تیپ امام حسن، شهید شدند. محسن رضایی فرماندهی کل عملیات را بر عهده داشت و رهبری نیز در آن وقت در برنامه‌ریزی و هدایت عملیات مشارکت داشت. افرادی چون غلامعلی رشید نیز فعال بودند.

حال با توجه به ادعای رفسنجانی می‌توان نتیجه گرفت که افرادی چون محسن رضایی و غلامعلی رشید و… در دادگاه جنگی به دلیل بی‌کفایتی و آسیب‌های سنگین عملیات خیبر محاکمه شده و حتی ممکن بوده است که حکم اعدام بگیرند!

اظهارات افشاگرانه رفسنجانی که بعد از بالا گرفتن حملات به وی پیرامون پایان دادن به جنگ ۸ ساله ایران و عراق صورت گرفت، نتایج مهم و در عین حال تاسف‌باری را در بردارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می‌شود.

نقض تفکیک قوا و اعمال نظر شخصی در فرایند قضایی

رفسنجانی می‌گوید با حکم آیت‌الله خمینی دادگاه‌های نظامی برای بررسی تخلفات جنگی زیر نظر وی تشکیل شده است. او قاضی‌ها را تعیین کرده و حتی جلو تشخیص آنها در صدور حکم را نیز گرفته است! رفسنجانی در آن زمان رئیس مجلس و قوه مقننه بود. طبق تفکیک قوا، اقدامات وی تعرض به دستگاه قضایی بوده است. سازمان قضایی نیروهای مسلح طبق قانون و جایگاه ذاتی می‌بایست عهده‌دار بررسی این پرونده‌ها می‌شد. همچنین رویه قضایی نیز طی نشده و سرانجام با دخالت رفسنجانی که مقامی غیرقضایی بوده است فرجام احکام تعیین شده است. البته چون محتوی پرونده و دفاع متهم‌ها مشخص نیست لذا نمی‌توان در خصوص درستی ادعای رفسنجانی داوری کرد.

چرخش نظر خامنه‌ای

طبق ادعای رفسنجانی، آقای خامنه‌ای در پایان جنگ خواستار صدور حکم اعدام برای فرماندهان خاطی عملیات خیبر بوده است. اما وی بعد از رهبر شدن موضعش را تغییر داده و این افراد را در سمت‌های مهم نظامی می‌گمارد و از آن تاریخ تاکنون از این نیروها برای تثبیت موقعیت رهبری خود استفاده زیادی کرده است.

عدم صلاحیت سپاه در اداره جنگ

با فرض صحت ادعای رفسنجانی آن گاه مشخص می‌شود که اکثر مسئولان طراز اول سپاه در جنگ به عنوان متهم در دادگاه جنگی حضور داشتند. اتهام آنها آسیب زدن به اموال کشور و بی‌مبالاتی در حفظ جان رزمندگان به دلیل سطحی‌نگری و برخورد غیرواقع‌بینانه در طراحی عملیات‌های نظامی بوده است. در این صورت می‌توان نتیجه گرفت که برپایی این دادگاه‌ها حتی در داخل خود حکومت به معنی خطای بزرگ در سپردن فرماندهی جنگ به سپاه و حاشیه‌ای کردن نقش ارتش بوده است. اما علی‌رغم این مسئله مصلحت‌های سیاسی و منافع جناح‌های حکومتی باعث شد نه تنها از این مسئله عبرت نگرفته شود، بلکه موقعیت و نفوذ سپاه در حوزه‌های مختلف جامعه افزایش یابد. این در حالی است که آسیب‌شناسی درست مسئله می‌توانست باعث تجدید نظر در میدان دادن به سپاه بر اساس الگوهای رفتاری غیرمتعارف و خارج از عقلانیت ابزاری شده و در نتیجه تغییرات مهمی در شاکله سپاه ایجاد شود. اما این اتفاق نیفتاد و روند غلط قبلی با شتاب بیشتری ادامه یافت.

عمق خشونت

اظهارات رفسنجانی در خصوص وجود اراده در بین بخشی از مقامات نظام بر اعدام چند تن از فرماندهان جنگ به دلیل قصوراتی که داشتند، از زاویه‌ای نشانگر شدت خشونت‌طلبی در بخشی از کارگزاران جمهوری اسلامی است که حتی نسبت به کسانی که در خدمت آنها بوده و زندگی‌شان را برای نظام هزینه کردند، قائل به سخت‌گیری و بی‌رحمی بوده‌اند.

اظهارات رفسنجانی خلاصه‌وار و گزینش شده است. انتشار اطلاعات بیشتر و جامعی در مورد جزئیات دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ باعث می‌شود تا هم واقعیت‌های جنگ ایران و عراق بیشتر شکافته شود و هم دلایل واقعی ادامه جنگ و همچنین سویه‌های پنهان معادلات قدرت در جمهوری اسلامی بیشتر آشکار گردد.

No responses yet

Sep 05 2014

رفسنجانی و اشاره به دادگاه‌های نظامی در پایان جنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در واکنش به حملات محسن رضائی دبير مجمع تشخيص و رحيم صفوی، به دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ اشاره کرد. در هفته‌های گذشته رحيم صفوی مشاور رهبری و فرمانده سابق سپاه در مصاحبه با نشريه رمز عبور پيرامون چگونگی پذيرش قطعنامه ۵۹۸ اظهار داشت رفسنجانی به دليل برنامه برای کسب قدرت بعد از آيت‌الله خمينی جنگ را پايان داد تا بعدا مشکلی نداشته باشد.

حرف‌های صفوی در ادامه خط تبليغاتی عليه رفسنجانی است که وی را متهم می‌سازند که با صورتبندی نادرست مسئله و در تنگنا گذاشتن فرماندهان جنگ همراه با دولت موسوی، آيت‌الله خمينی را مجبور به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ کردند. شواهد و مستندات فرضيه‌ای را قوت می‌بخشد که هدايت اين پروژه را خود رهبری در دست دارد که بعد از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ مدافع پيشنهاد ادامه جنگ بوده که با مخالفت آيت‌الله خمينی پرونده آن بسته می‌شود.

اما بر مبنای مستندات موجود آيت‌الله خمينی شخصا تصميم به پايان جنگ را گرفت. رفسنجانی و دولت و کسانی که در داخل حکومت از ضرورت خاتمه دادن به جنگ و جلوگيری از پيامد‌های مخرب فرسايشی شدن جنگ دفاع می‌کردند، در اقناع آيت‌الله خمينی موثر بودند ولی تصميم‌گيری وی صرفا تحت تاثير آنها نبود. بلکه طبق نامه خود وی، نامه محسن رضايی فرمانده اسيق سپاه و تقاضای گسترده برای تجهيزات جنگی عاملی مهم در به نتيجه رسيدن وی به اين واقعيت بود که ادامه جنگ ممکن نيست و ريسک شکست وجود دارد.

درخواست محسن رضايی که پيروزی بزرگ در جنگ را در صورت دسترسی به امکانات فوق به پنج سال بعد موکول می‌کرد، از منظر امکانات مالی محدود دولت و بسته بودن بازار‌های سلاح‌های نظامی حساس و استراتژيک جهانی به روی حکومت، به شدت تخيلی و متوهمانه بودند.

رفسنجانی در واکنش در ديدار با جمعی از اسيران جنگ ايران و عراق در پاسخ به سئوال انتقادی حاضران که «چرا در قبال تلاش عده‌ای برای تحريف تاريخ دفاع مقدس و انتساب حرف‌های غيرواقعی به جناب‌عالی سکوت می‌کنيد؟ گفت:

«از حرف‌های تفرقه‌انگيز دوری می‌کنم، البته می‌دانم حقيقت پنهان نمی‌ماند و نمی‌توان با اغراض سياسی، غبار شبهه بر جان نثاری‌ها و جانبازی‌های جوانان افکند…. برخی تحريف‌ها توسط افراد کم يا بی‌اطلاع از دوران دفاع مقدس قابل تحمل است، ولی تحريف توسط افرادی که در جريان وقايع دفاع مقدس و حتی دادگاه‌های نظامی دوران پايان جنگ هستند و اکنون به دلايل اغراض سياسی، حقايق را وارونه جلوه می‌دهند، تأسف‌انگيز و قابل تأمل است.»

رفسنجانی برای اولين‌بار به موضوع دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ هشت ساله ايران و عراق به صورت سربسته اشاره کرد. تا پيش از اين هيچگونه خبر و گزارشی در اين خصوص منتشر نشده است و به نظر می‌رسد از مسائل محرمانه نظام است که هنوز از آن پرده‌گشايی صورت نگرفته است. ممکن است افزايش رويارويی بين رفسنجانی و برخی از فرماندهان جنگ منجر به انتشار اطلاعات بيشتری از اين دادگاه‌ها شود.

به نظر می‌رسد رفسنجانی با تعمد اين موضوع را مطرح کرده وکدی را داده است تا طرف مقابل عقب‌نشينی کرده و حملات به مديريت وی در جنگ را متوقف سازند. ظاهرا مخاطب خاص او رحيم صفوی است که نماينده سابق قزوين و بوئين زهرا در نامه‌ای مکتوب يادآوری کرد که او علی رغم امکانات زيادی که در دست داشت، جزيره فاو را از دست داد.

رحيم صفوی به دليل از دست دادن چند باره يکی از تپه‌ها در جنگ با عراق در بين قديمی‌های سپاه به «رحيم تپه» معروف است. او در کشمکش بين حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر از ناحيه برخی از نيرو‌های خط امام متهم به حمايت از بنی صدر بود. اما بعد از خروج بنی صدر او با بخش مسلط قدرت هماهنگ بود. در دوران رياست جمهوری خامنه‌ای با وی نيز اختلاف داشت. اما بعد از رهبر شدن او به گونه‌ای عمل کرد که مورد اعتماد واقع شده و مشکلات گذشته فراموش گرديد.

اما برای رمزگشايی از سخنان رفسنجانی مصاحبه وی با شماره ۴ نشريه رمز عبور مفيد است. در اين مصاحبه نکاتی را بازگو می‌کند که بر اساس آنها می‌توان نتيجه گرفت که مخالفت‌های جدی در بين جمعی از رزمنده‌ها بعد از اعلام فرمان آتش‌بس از سوی آيت‌الله خمينی وجود داشته و جا انداختن آن تصميم با سختی‌هايی همراه بوده است.

همچنين در نامه آيت‌الله خمينی که سال‌ها بعد از مرگ وی به صورت عمومی منتشر شد، نسبت به واکنش نيرو‌های تندرو هشدار داده شده بود.

بخش‌هايی از مصاحبه وی که به روشن شدن موضوع کمک می‌کنند به شرح زير است:

«آن نقطه اولی که اين بحث [پذيرش قطعنامه ۵۹۸] به طور علنی شد، بعد از آن جلسه سران قوا بود که محضر امام بوديم و وضع را بررسی کرديم و نهايتاً با توجه به تقاضاهايی که نيروهای مسلح داشتند، برای اعتبار و سلاح و مهمات و امثالهم و با توجه به عدم امکان تهيه آنها که دولت می‌گفت از لحاظ مالی من ديگر زير خط قرمز هستم و هم به خاطر شرايط جهانی که سخت می‌گرفتند و ديگر تهيه اينها برای ما مقدور نبود، تصميم گرفته شد که قطعنامه را بپذيريم. اول امام گفتند شما علما و شخصيت‌های مؤثر را جمع کنيد و آنها را توجيه کنيد و اعلام شود. ولی پيش از اينکه ما اين کار را انجام بدهيم، خود امام به فکر افتادند که بهتر است خودشان اين اعلام را به عهده بگيرند. لذا نامه‌ای نوشتند و آن روز آيت‌الله خامنه‌ای که رئيس جمهور بودند، شخصيت‌ها را دعوت کرده و در دفترشان جلسه‌ای تشکيل دادند و نامه امام آنجا قرائت شد. در‌‌ همان جلسه وقتی نامه خوانده شد، خب خيلی‌ها چون شرايط را می‌ديدند، خوشحال شدند و بعضی‌ها هم گريه کردند. اولين عکس العملی که آنجا ديديم، حالا اين گريه می‌توانست به عنوان ناراحتی از پذيرش قطعنامه باشد، هم می‌توانست بالاخره يک حالت ديگری باشد. يعنی هم می‌توانست حالت اعتراضی داشته باشد و هم نداشته باشد. هر دو حالت بود. به هر حال توجيهات اين پذيرش در آن جلسه گفته شد و غير از نامه امام، توجيهات خاصی هم مطرح شد که قانع‌کننده بود و تصميم گرفته شد که شخصيت‌های مورد اعتماد نامه امام را به جبهه‌ها برده و برای فرماندهان و نيروهايی که آنجا هستند و بايد توجيه شوند، بخوانند که خب آن قضيه خودش يک ماجرای طولانی دارد و شما بايد اين را در مصاحبه‌هايتان دربياوريد که چه کسی رفت کجا خواند و عکس‌العمل‌ها چه بود؟ آنها حتماً خوب می‌دانند.»

رفسنجانی توضيح می‌دهد که وی به دليل متحد کردن فرماندهی جنگ و حل اختلافات سپاه و ارتش از سوی آيت‌الله خمينی مسئوليت فرماندهی جنگ را در دست می‌گيرد. وی انجام يک عمليات بزرگ برای قطع ارتباط بصره با آب را مطرح می‌کند تا از اين طريق امتياز بزرگی از صدام بگيرند و سپس پيروزی سياسی بدست آورند. رفسنجانی توضيح می‌دهد وقتی طرحش را برای فرماندهان ارشد جنگ توضيح می‌دهد برخی اعتراض می‌کنند و می‌گويند بايد‌‌ همان شعار «جنگ جنگ تا پيروزی» را ادامه دهيم و شعار «جنگ تا يک عمل يک پيروزی» را رد می‌کنند. رفسنجانی طرحش را دنبال نمی‌کند و بر روی انجام موفقيت‌آميز عمليات‌های طراحی شده تاکيد می‌نمايد. اما در سال ۱۳۶۶ بعد از شکست‌های پياپی در جنگ، عدم موفقيت برخی از عمليات‌ها و احتمال بالای بمباران شيميايی شهر‌های بزرگ کشور توسط عراق باعث می‌شود وی به صورت جدی‌تر مسئله صلح را دنبال کند. بدين ترتيب شکاف بين او و برخی از فرماندهان سپاه که خواهان جنگ تا سقوط صدام بودند افزايش می‌يابد. منازعه سياسی کنونی در اصل بر بستر اين شکاف قديمی شکل گرفته است.

رفسنجانی در بخشی از مصاحبه پيرامون چرايی پايان جنگ چنين می‌گويد:

«« بله، من از آن روزی که مطرح کردم يک عمليات کاملاً موفق و بعد ختم جنگ، هيچ وقت عمليات به اهداف خودش نرسيد، نه خيبر نه بدر نه والفجر ۸ نه کربلای ۵ نه کربلای ۴ و حتی نه عمليات حلبچه. البته تحليل واقعی خود من اين است که خب امکاناتی که اينها تهيه می‌کردند همين مقدار در شکستن خط کشش داشتند و بعد هم که دشمن می‌آمد و تلفاتی می‌داند، ظرفيتشان تمام می‌شد. نيروهای ما معمولاً دو سه ماهه می‌آمدند در جنگ و وقتی هم که ۱۵ – ۱۰ روز عمليات می‌شد، ديگر اينها قوت پيشرفت نداشتند و حداکثر می‌توانستند خط خودشان را حفظ کنند. اين يک واقعيتی بود در جنگ. يک سوءظنی هم هست که من قبول ندارم و آن اينکه بعضی‌ها همان موقع هم می‌گفتند که اينها می‌دانند اگر ما در اين عمليات تا آخر پيروز بشويم، جنگ ختم می‌شود و عقبه و مجلس می‌گفتند. مثلاً ما وقتی که از فاو وارد شديم، تصور خود من اين بود که ما بايد برويم رابطه عراق را با دريا کاملاً قطع کنيم ولی در کارخانه نمک مانديم و جلو نرفتيم. بقيه عمليات هم شبيه به اين. ولی انصافش اين بود که کشش نيروهايی که آماده می‌شدند برای جنگ ديگر بيش از اين نبود، يعنی آنقدر ظرفيت نداشتند.»

با ملاحظه نکات فوق معلوم می‌شود شماری از فرماندهان و رزمندگان به دليل مخالفت و احتمالا نا‌فرمانی در برابر فرمان آتش‌بس و صلح با عراق در سال ۱۳۶۷، در دادگاه‌های نظامی بعد از اتمام جنگ محاکمه شده‌اند.

از اين رو رفسنجانی يادآوری اين دادگاه‌ها به امثال رحيم صفوی را برای خنثی‌سازی حملات اصولگرايان افراطی و نزديکان رهبری ضروری تشخيص داده است. دسترسی به اطلاعات اين دادگاه‌ها و آگاهی از مفاد مباحثی که در آنها جريان داشته است، فراز مهمی از نا‌گفته‌های جنگ با عراق را آشکار می‌سازد.

No responses yet

Jul 27 2014

با انتشار جزئیاتی از چرایی پذیرش قطعنامه ۵۹۸: رضایی هاشمی را به اخلال در جنگ متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محسن رضایی با انتشار نامه‌ای اکبر هاشمی رفسنجانی را به طور تلویحی به «اخلال» در جنگ هشت ساله عراق علیه ایران متهم کرد.

این نامه روز یک‌شنبه (پنجم امرداد) در سالروز عملیات «مرصاد» در روزنامه «جوان» وابسته به سپاه پاسداران منتشر شده است.

آقای رضایی در این نامه به افشای برخی اختلاف‌ها میان مقام‌های وقت جمهوری اسلامی با فرماندهان نظامی برای ادامه یا توقف جنگ پرداخته است.

این فرمانده سپاه از ناکامی‌های ایران در بسیاری از عملیات‌٬ ناتوانی در تامین منابع مالی جنگ و خودداری افرادی مثل هاشمی رفسنجانی در «بسیج کشور» برای ادامه جنگ سخن به میان آورده است.

رضایی در نامه خود به اختلاف فرماندهان نظامی با هاشمی رفسنجانی برای ادامه جنگ اشاره کرده و افزوده این فرماندهان نظر مثبتی به هاشمی برای تامین منابع مورد نیاز جنگ نداشتند.

محسن رضایی که در زمان پایان جنگ فرماندهی نیروی‌های سپاه را برعهده داشت از سوی گروهی از محافظه‌کاران به خاطر ارسال نامه‌ای به روح‌الله خمینی متهم به دادن «جام زهر» به وی شده است.

رضایی در این نامه فهرستی از تجهیزات مورد نیاز فرماندهان نظامی برای ادامه جنگ را به خمینی می‌دهد و براساس برخی گزارش‌ها ناتوانی در تامین این تجهیزات باعث پذیرش قطعنامه «۵۹۸» می‌شود.

روح‌الله خمینی از پذیرش این قطعنامه با عنوان نوشیدن «جام زهر» یاد کرده است. گروهی از محافظه‌کاران از هاشمی٬ رضایی٬ ولایتی و موسوی به عنوان چهار نفری نام می‌برند که موجب این اتفاق شده‌اند.

No responses yet

Jul 06 2014

شهید راه فلان خر شدن که می گویند این است: مرگ یک خلبان ایرانی در جنگ‌های عراق

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: کشته شدن یک خلبان ایرانی در عراق، برای ناظران خارجی نخستین نشانۀ علنی حضور نیروهای جمهوری اسلامی در عراق است. منابع ایرانی، خلبان کشته شده را مدافع اماکن مقدس شیعی معرفی می‌کنند. همچنین حداقل سه تن از نیروهای ایرانی که در سوریه می‌جمگیده‌اند، به تازگی در مشهد دفن شدند.

خبرگزاری های رسمی ایران از کشته شدن یک خلبان نیروی هوافضای سپاه در سامرای عراق و سپس برگزاری مراسم خاکسپاری او در شیراز خبرداده‌اند.
دیروز جمعه، خبرگزاری ایرنا گزارش داد که این خلبان، موسوم به شجاعت علمداری مورجانی “در سامرا و به هنگام دفاع از حریم اهل بیت به شهادت رسید”.
خبرگزاری فارس رتبۀ این فرد را “سرهنگ پاسدار خلبان” ذکر کرده است.

از نظر خبرگزاری‌ فرانسه، این “نخستین تلفات نظامی شناخته‌شدۀ” ایران در عراق است. منابع غربی تأکید می‌کنند که جمهوری اسلامی همواره اعزام نیرو به عراق را تکذیب کرده است.
سامرا یکی از نقاطی است که با جنگ و خشونت شدید مواجه است.
سه روز پیش اعلام شد که شبه‌نظامیان وابسته به مقتدی صدر “برای حمایت از مرقد امامین عسکریین وارد سامرا شدند”.

از طرف دیگر، دیروز جمعه، اجساد سه ایرانی که در سوریه می‌جنگیدند و به نوشتۀ رسانه‌های جمهوری اسلامی از مدافعان “حرم حضرت زینب” بودند، در مشهد به خاک سپرده شد.
این رسانه‌ها می‌نویسند که این سه نفر “به تازگی توسط گروه‌های تروریستی در سوریه به شهادت رسیده بودند”.

No responses yet

Feb 27 2014

کری: قبل از سنجیدن گزینه جنگ به ادامه مذاکرات اتمی متعهدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: جان کری، وزیر خارجه آمریکا، در جمع گروهی از خبرنگاران گفته است ایالات متحده متعهد به ادامه مذاکرات اتمی با ایران است پیش از آنکه بخواهد گزینه جنگ را برای توقف اجباری برنامه هسته‌ای تهران بسنجد.

خبرگزاری رویترز از قول رئیس دستگاه دیپلماسی آمریکا می‌گوید «من این درست سخت را از ویتنام گرفته‌ام، قبل از اینکه جوان‌ها را به جنگ بفرستی، باید تلاش کنی تا ببینی راه دیگری وجود ندارد.»

کری روز هفتم اسفند ماه گفته است این تعهدی‌ست که «به عنوان رهبران بر دوش ما است تا تمام راه‌حل‌های موجود را کامل بیازماییم قبل از اینکه از مردم بخواهیم از زندگی خود بگذرند و این کاری است که ما [در مقابل ایران] انجام می‌دهیم».

موضوع احتمال در نظر گرفتن گزینه نظامی علیه برنامه اتمی ایران پیشتر نیز به میان آمده بود، هر چند مقام‌های دولت ایالات متحده بارها تاکید کرده‌اند که قصد ندارند بخت پیش‌آمده برای یافتن راه‌حلی دیپماتیک را از دست بدهند.

از سویی دولت آمریکا از طرف گروهی از قانون‌گذاران نیز تحت فشار است که در میانه مذاکرات تحریم‌هایی جدید را علیه تهران وضع کند. باراک اوباما، مقام‌های دولت او و برخی از چهره‌های سرشناس حزب دمکرات مانند هیلاری کلینتون و بیل کلینتون با چنین چیزی مخالفت کرده‌اند.

آقای اوباما به کنگره آن کشور هشدار داده است که چنین طرح احتمالی را وتو خواهد کرد.

ایران نیز تهدید به خروج از مذاکرات در صورت تصویب چنین طرحی کرده است.

با این همه یک روز پیش از سخنان تازه وزیر خارجه آمریکا سناتور «میچ مک‌کانل»، رهبر حزب جمهوری‌خواه در سنای آمریکا به خبرنگاران گفت سناتورهای ‌هم‌حزبی او قصد دارند یک بسته تحریمی جدید علیه ایران را به عنوان «ماده الحاقی به یک لایحه مربوط به نظامیان پیشین آمریکایی» اضافه کنند.

رابرت منندز، سناتور دمکرات آمریکایی نیز در حمایت از پافشاری کنگره بر امکان اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران، گفته است رویکرد کنگره بود که مذاکرات اتمی را تا این مرحله پیش برد.

او گفته است این موضوع به دولت آمریکا این امکان را داده است که در مذاکرات اتمی با ایران به تهران یادآور شود اگر مذاکرات خوب پیش نرود، کنگره آماده تصویب تحریم‌هایی جدید است.

رئیس‌‌جمهوری آمریکا پیشتر با تاکید بر ادامه مذاکرات و مخالفت با تحریم‌های جدید در این میان، اما گفته بود اگر مذاکرات موفق نشود، خود در طرح تحریم‌های جدید پیش‌قدم خواهد شد.

ضمن آنکه باراک اوباما مانند رئیس‌جمهوری پیشین ایالات متحده به حضور «همه گزینه‌ها روی میز» اشاره کرده است. آنچه به معنی در نظر گرفتن گزینه احتمالی نظامی در مورد موضوع یا کشوری است.

مقام‌های ایران به «گزینه روی میز» آمریکا انتقاد کرده‌اند. محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در پایان بهمن ماه در گفت‌وگوی خبری در تلویزیون دولتی گفته بود ««من نمی‌دانم آمريکايی‌ها از اين گزينه چه نفعی در عراق و افغانستان برده‌اند و اين گزينه چه فايده‌ای برای آنها داشته که کماکان اصرار دارند به روش قرن پيش اين حرف‌ها را تکرار کنند.»

دور تازه مذاکرات اتمی در وین آغاز شده است. پس از گفت‌وگوهای اولیه طرف‌ها در مورد چهارچوب مذاکرات، قرار شده است در پایان اسفند ماه دیدارها از سر گرفته شود. مقام‌های آمریکایی نیز ابراز امیدواری کرده‌اند که مذاکرات «رو به جلو» پیش برود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .