اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سانسور'

Sep 23 2016

صدرا محقق‌ها و یاشار سلطانی‌ها در زندان؛ علیرضا پورصباغ‌ها آزاد و آسوده؛ نفوذ چیست و نفوذی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ملیون: محمدرضا شکوهی‌فرد

ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه‌ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آن وقت درک کنند صدرا محقق‌هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه‌ای و مدنی‌شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق‌شان زندان نیست

یک:
صدرامحقق، روزنامه نگار و دبیر سرویس اجتماعی شرق را بازداشت کرده اند، یکی از سالم ترین، صادق ترین و حرفه ای ترین روزنامه نگاران کشور، اتهامی هم که متوجه اش کرده اند چنان مضحک ست و لایتچسبک که حد ندارد.

چکیده ی رسما اعلام شده ی اتهام صدرا اینست: “نوشتنِ گزارش از معضلات داخلی کشور برای رسانه های بیگانه در قالب پروژه ی نفوذ”

همینقدر مضحک و مزخرف.

صدرایی که شرافت و تعهدش را هم در حرفه اش و هم درنگاه و نگرشش بارها ثابت کرده، صدرایی که جان و جهان سرشار از عشق به وطنش و تعهدش به آن همواره عیان بوده، یک روزنامه نگار به غایت حرفه ای و با اصول که حوزه ی مرکزی دغدغه هایش تهدیدهایی بود که به سبب ” سلسه ای از سو مدیریت ها، بی مسوولیتی ها و فسادهای بالادستی” منابع حیاتی کشورش را در معرض عوارض قرار داده.

(البته توی پرانتز ناگفته نماد که مراد از معضلات مبتلا به کشور و فسادهای بالادستی اصلا شهرداری تهران بزرگِِِ سردارِ رضاخانی و شرکا نیست و اصلا مگر پاک و مبرا ار اتهام فساد و فسق و فجور تر امارت خانِ خلبان تهران می توان یافت.، حاشا و کلا….
وضع حوزه ی زیست بوم و منابع طبیعی کشور هم به همین ترتیب بهشت است و بکر و برین و دست نخورده و فاقد کمترین موضوعیت برای توجه و تمرکز رسانه ای جماعت؛ به پاس زحمات شبانه ریزی مسوولان بی ربط و ذی ربط، ……..)

دو:
آنسوی آن شهر پرآشوب اما یک قلم به دست هتاکِ به نام #علیرضاپورصباغ پیدا می شود و می آید با خیالی آسوده از در پی نبودنِ هرگونه پیامد و پیگردی؛ هرزنامه ای بیمارگونه، مهوع و کثیف( چنانکه آدمی از فرط حیرت از خباثت و بی شرمیِ نویسنده خشکش می زند) علیه سه چهره ی فرهنگی سینمایی محترم کشور می نویسد و آنرا براحتی در نشریه ی فحاشی که ارشاد دو ماه پیش به اتهام یک فقره هتاکی دیگرعلیه هنرمندان و فرهنگیان کشور توقیف کرده بود منتشر می کند.

هفته نامه ی بدنام یالثارات، بنگاه هرزه پراکنیِ شناخته شده ای که بیش و کم از دو دهه پیش با رانت مستقیم گروه هایی خاص و البته با مرکزیت موسسه انتشاراتی کیهان و به نمایندگی از گروه موسوم به انصارحزب_ا… هر هفته با کوپنِ کاغذ کیهان از خورجین بیت المالِ ملت منظما منتشر می شود و حتی اگر مرجع رسمی حقوقی حکم به توقیف آن به هر جرمی از جمله هتاکی و بی حرمتی به شهروندان کشور داده باشد، انتشارش متوقف نشده و به هیچ نهاد حقوقی پاسخگو نبوده و نیست و روی گیشه ها منتظر مشتریانشً می ماند. (نمادی از یک وضعیت کمیک تراژیک هذیان آور)

یالثارات ها روز به روز دستشان را برای دهن کجی به قانون و اخلاق و عرف بازتر می بینند و هیچ اتفاقی نمی افتد،یعنی قرار نیست بیفتد؛ دست کم که نه؛ قطعا اینطور به نظر نمی رسد؛ چنانکه حمله و هتاکی و فحاشی و هرزه زبانی علنی علیه چهره های فرهنگی اجتماعی کشور را به رویه ی ثابت خود تبدیل کرده اند. آسوده و مطمین و تضمین شده ادامه می دهند و “علیرضاپورصباغ هم اکنون آزادانه دارد می چرخد و به ریش قانون و ملت و من وما و شما می خندد”.

سه:
هر چند طرح و توضیح این نکته ی سوم دست کم در شروع شاید قدری نه بلحاظ محتوا بلکه شکلا فانتزی و شلوغ به نظر برسد اما خب….

به نظر می رسد مسوولان نظریه پرداز یا دست اندرکار مبارزه با آنچه پروژه ی نفوذ دشمن عنوان می شود را باید دعوت کرد( دست کم واقعی هایشان؛ اگر اپسیلونی شهامت، صداقت و عزت نفس داشته باشند) در تعریف و فهم خود از “نفوذِ” موضوعه؛ اقلا قدری؛ چنانکه موثر افتد تجدید نظر کنند و مالا برای تحمیل این تجدید نظر بر آنهایی که باید، بکوشند چرا که شرایط شرایط خوبی نیست وبقولی در وضعیت حساس کنونی ی تری از هز زمان هستیم.

پرواضح است و منطقی که وقتی “در این موقعیت؛ و مشخصا “در این موقعیت ” از نفوذ حرف می زنیم باید در چارچوب کلانِ نزاع قابل رویتِِ قدرت یا قدرت های قدر بیرونی برای مخدوش کردن عناصر وحدت بخش دولت_ملتی به نام ” ایران ” حرف بزنیم؛ نه محدودتر، که البته در متن و حاشیه و ذیل خود ابعاد متعددی دارد.

گرنه یک امر واقعی و عینی آنهم تا به این حد محسوس و هشداردهنده را از پشت عینک (ایدیولوژِیِ صرف نگاریستن؛ انهم از نوع مطلقا کپک زده ضد سیاسی اش) نه تنها در فهم و تعریف ما از اصل مساله اختلال ایجاد می کند بلکه مالا به تقابل ما با اصل موضوع شکل احمقانه ای می دهد تا جایی که مثلا دوچرحه سواری زنان هم می شود یکی از نمادهای فعالیت هسته های دست اندرکار نفوذ (التماس شفای عاجل)، یا کنسرت استاد علیزاده می شود خود خود نفوذ! یا …..

(ده ها فعال مدنی و سیاسی و روزنامه نگار صادق و سالم و دلسوز کشور روزها، ماه ها و سالهاست قربانی همین نوع درک کاریکاتوریزه از امر امروز بمراتب واقعی تر و انضمامی تر نفوذ بوده اند و هستند).

نفوذی که مداوما در تعریفِ مراجع رسمی مطرح می شود؛ دست کم برخی محورهای حیاتی اش نه حول منافع ملی، یکپارچگی ایران و وحدت ملت بلکه با مرکزیت ایدیولوژی، نظام و هیات تعریف شده. و همین ممکن ست و محتمل که گند بزند به اول و آخر تقابل ما با اصل آن.

آنچه در این هنگامه ی نرسیده به بزنگاه در رابطه با نفوذ باید آقایان را حساس کند تدقیق عینی و نه صرفا ایدیلوژیکِ اهداف مشخص و صریج نفوذ و ردیابی پیگیرندگان آنست، “فروپاشی اجتماعی” بواسطه تهدیدهای متعدد در حوزه های مختلف؛ در واقع هسته ی مرکزی اهداف کارگردانان و پیمانکاران آنچه آقایان پروزه ی نفوذ عنوانش می کنند همین است. سرمایه گزاری تام و تمام برای هدایت کشور به سمت فروپاشی و اضمحلال اجتماعی. با استفاده از همه ظرفیت ها و فرصت های درونی و بیرونی…

در همین رابطه باید از این آقایان مسوول و متولی و نفوذ پژوه خواست به یک چند از هزاران پرسش نه چندان پیچیده ی مرتبط اگر نه پاسخ داده دست کم فکر کنند.

برای نمونه می توانند به این فکر کنند که مولفه ی ساده اما مهمِ “حفظ و گرامیداشت منابع و سرمایه های انسانی و فرهنگی کشور در جهت ارتقایِ بنیه و بنیاد وحدت؛ همبستگی؛ اعتماد و انسجام ملی” چه جایگاه مهم و تعیین کننده ای برای مقابله ی موثر با چنین #نفوذی (چنانکه کلیتش توصیف شد) می تواند داشته باشد؛ نفوذی که قاعدتا سرمایه گزارانش هدف غایی آنرا را هتک و هدم یکپارچگی ایران می توانند تعریف کرده باشند؛ که البته شواهد اخیر همین را تایید می کند.

مخدوش کردن چنین سرمایه ای اجتماعی ی در چه جهتی قابل ارزیابی ست؟ چه پیامدهای مشخصی را سبب می شود؟ جریان هایی که در این راستا حرکت می کنند، که به شکنندگی روانی و گسست و نا امیدی و تولید انزجار و بیزاری عمومی در جامعه دامن می زنند و دست کم روی آن سرمایه گزاری جدی می کنند کدامند؟

مثلا و فقط به عنوان یک مثال و صرفا یک مثال ، کمتر از ساعتی آقایان به این بیندیشند که ٱیا ردِ نفوذ و نفوذی را بهترست اول در مونیتور کردن انجام وظیفه حرفه ای و اخلاقی چند روزنامه نگار چون صدرامحقق بزنند که تمام همیت حرفه ای شان انعکاسِ معضلات حیاتی مبتلا بهِ کشور از جمله نوشتن از آسیب های تهدید کننده ی حوزه های استراتژیکی نظیر محیط زیست و میراث فرهنگی و پیگیری فسادهای کلان مسوولین بالادستی بود؟

یا نه؛ برعکس؛ دست کم یکی از رد و ربط های نفوذ و نفوذی را می توان و باید در ایجاد فضایی از سوی برخی نهادهای خاص و حکومتی زد که امکانات اطمینان بخشی را برای مانور عده ای افراد مشکوک الاحوال و عده ای لات ها و لمپنِ پشت سنگر ارزشها پناه گرفته مانند یالثاراتی ها و پورصباغ ها فراهم کرده اند تا سرمایه ها ی فرهنگی و منابع انسانی و اجتماعی ما را هدف قرار دهند و دلزدگی هنرمندان و فرهنگیان در بدو آن و تعریضِ و تسریِ بد بینی و بی اعتمادی و انزجار اجتماعی در امتدادش را موجب شوند.

واقعا نمی شود و منطقی تر نیست رد نفوذ و نفوذی را در عملکرد افراد و جریان های خاصی زد که به اعتبار جایگاه و امکانات و قدرتی که یافته اند و دارند؛ سالهاست واین اخیرا به مراتب جدی تر و مصرانه تلاش می کنند میدان عمل بازی برای تروریست های فرهنگی رسانه ای همچون علیرضاپورصباغ ها و نشریه نامحترم یالثارات و …. تعریف کنند و از هر گزند حقوقی و اخلاقی مصون شان دارند؟

کافیست آقایان در این چند روزه واکنش ها را مونیتور کرده باشند، به اینستاگرام سری بزنند، به توییتر و فیس بوک به دیگر شبکه های اجتماعی سری بزنید و ببینید چقدر ساده ظرف کمتر از یک هفته یک فرد هتاکِ بیمار که تا دیروز کسی نام و نشانی چندان از او ندیده و نشناخته بود با انتشار مطلب سخیفش در یالثارات “لابد” چه ضربه ی محکمی به نفوذی ها زده!

ظرف کمتر از یک هفته نوشته ی بیمارگونه این فرد مریض کاری کرده که هنرمندان محبوب اما بی نوای مردم که به حق احساس می کنند در برهوت بی قانونی جاری هیچ مدافعی ندارند مجبور می شوند رسما و علنا دلزدگی شان را از زندگی در چنین کشوری اعلام کنند و میلیون ها نفر از هوادارانشان هم که همین مردم ند به تبع و به حق همدل می شوند و منزجر …

پیامدهای طبیعی تداوم این نوع روندها و رویه ها در حوزه های مختلف بویژه حوزه ی فرهنگی چیست؟ آیا سلب امنیت روحی و اخلاقی و حقوقیِ از چهره های فرهنگی هنری و دلزده کردن آنان از زندگی در چنین شرایطی مصداق مقابله با نفوذ است؟ آیا ابراز دلزدگی به حق هنرمند محبوب دلزدگی مخاطبان و هوادارانش را به ما هو مردم سبب نمی شود؟ آیا دلزدگی مردم ، انزجار شان از زیستن در این وضعیت در جهت مقابله به نفوذ قابل ارزیابی ست؟

علیرضا پورصباغ ها در یالثارات ها و یالثارات ها به مدد قلم مریضِ پورصباغ ها دقیقا دارند همان کاری را می کنند که عده ای لات یا مغذور تحت فرمان لات ها در خیابان ها به اذن برخی عناصر مشکوک عالیرتبه تر در نهادهای بالادستی با دختران و پسران مردم می کنند هر دو به نام خدا و دین و ارزش ها و به کام مقابله با نفوذ لابد!

آیا این همه که جز تولید انزجار و دامن زدن به نفرت عمومی هیچ در پس ندارد مصداق تقابل با نفوذ است؟ سربازان جبهه ی مقابه با نفوذ اگر پورصباغ ها و لات های پشت ارزشها پنهان شده یالثارات باشند وای به حال ملک و ملت و خوش به حال نقوذی ها …..

نتیجتا
ای کاش ای کاش و ای کاش خیلی زود آقایان این مطلب خیلی ساده و صریح را درک کنند که هنرمندان و فرهنگیان و چهره هایی برجسته ای چون استاد بیضایی، شجریان، علیزاده و … اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و …… .منابع انسانی و سرمایه های ملی و مدنی گرانقدری برای این کشور هستند که دقیقا “ارج نهادنشان در جهت تقابل موثر با همانست که نفوذ می خوانندش؛ نه دلزده کردنشان از زیستن در سرزمینی که گویا سزای سر سنگ است و سزای آبرو دندان سگ هار.

و ایضا ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آنوقت درک کنند صدرا محقق هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه ای و مدنی شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق شان زندان نیست.

و صد البته ای کاش و ای کاش همین آقایان متولی مهار نفوذ بپذیرند امثال علیرضا صباغ زاده هایی که جز میکروب و کثافت و عقده پراکنی علیه فرهنگ و جامعه و چهره ها ی اجتماعی منتشر نمی کنند خق شان آزادانه قلم به دست گرفتن و تریبون داشتن و راست راست راه رفتن در جامعه نیست.

ای کاش ها بسیارند و اینکه…

رمز و راز حقیقی در آن چیزیست که آشکارست نه پنهان

از: گویا

No responses yet

Sep 22 2016

حضور رپرهای آمریکایی در جشنواره‌ای در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: به گفته‌ی دبیر جشنواره “افق نو” این جشنواره امسال در مشهد برگزار می‌شود و حضور چند رپر آمریکایی در آن قطعی است. او می‌گوید رپرها درباره مبارزه و مقاومت سخنرانی می‌کنند و برای کنسرت آنها “باید فرمولش را پیدا کرد”.

بنابر اظهارات نادر طالب‌زاده، دبیر جشنواره سینمایی “افق نو”، این جشنواره زمستان امسال در سه بخش سقوط اخلاقی، افول امپراطوری غرب و حمایت از سیاه‌پوستان و نگاه ضد تبعیض‌نژادی و در قالب سخنرانی و کنفرانس برگزار می‌شود.

او در گفت‌وگویی با روزنامه شرق که متن آن چهارشنبه (۲۱ سپتامبر / ۳۱ شهریور) منتشر شد، گفت: «این کنفرانس‌ها به مدت پنج شب در مشهد برگزار می‌شود. بعد از آن هم قرار است که در شهر دومی که شاید تهران یا اصفهان باشد، مرحله دوم جشنواره افق نو را برگزار ‌کنیم.»

طالب‌زاده خاطرنشان ساخت که علت برگزاری این دوره از جشنواره در مشهد “معنویت شهر” و هدف احیا کردن “سنت امام رضا در انجام گفت‌وگو” است.

بیشتر بخوانید: دادستان خراسان رضوی: فعلا در این استان کنسرت برگزار نمی‌شود

«رپرهای آمریکایی طرفدار مقاومت»

دبیر جشنواره “افق نو” درباره حضور رپرهای آمریکایی در مشهد که خبر آن پیشتر رسانه‌ای شده به روزنامه شرق گفت: «ما رضایت چند گروه را جلب کرده‌ایم که باید قطعی‌تر بشود تا بتوانیم نامشان را اعلام کنیم. الان اگر بگوییم و بعد نیایند، برای جشنواره افق نو خوب نیست، اما آمدنشان قطعی است.»

خبرگزاری مهر ۱۲ شهریور ماه به نقل از طالب‌زاده از حضور “رپرهای طرفدار مقاومت” در جشنواره افق نو خبر داده و از قول او گزارش داده بود که اگر قرار باشد رپرهای آمریکایی کنسرتی برگزار کنند، “اشعار آنها درباره مبارزه و مقاومت” است.

برگزاری کنسرت موسیقی در استان خراسان رضوی و به ویژه مشهد از مدتی پیش به دلیل مخالفت احمد علم‌الهدی امام جمعه این شهر توسط مقام‌های قضائی استان ممنوع اعلام شده است.

غلامعلی صادقی، دادستان عمومی و انقلاب مشهد ۱۵ خرداد اعلام کرد که به دلیل گلایه‌هایی که “از ناحیه اقشار مختلف مردم، حوزه علمیه و علما” نسبت به برگزاری برنامه‌های هنری شده، دادگستری استان خراسان رضوی تصمیم گرفت “تا برای پیشگیری از آسیب‌های موجود، فعلا کنسرت‌ها اجرا نشوند”.

بیشتر بخوانید: روحانی: نباید جلوی فشار و لغو کنسرت‌ها کوتاه آمد

جشنواره‌ی بدون فیلم و موسیقی

طالب‌زاده در پاسخ به این پرسش که با توجه به وضعیت شهر مشهد آیا رپرهای آمریکایی کنسرت نیز برگزار می‌کنند، گفت: «نه! به احتمال زیاد این هنرمندان سیاه‌پوست آمریکایی در کنفرانس مشهد شرکت و سخنرانی خواهند کرد، اما باید به‌دنبال فرمولی باشیم که بشود موسیقی‌شان را برای مثال به شکل کلیپ ارائه کنیم.»

او با تائید این که بدون موسیقی جشنواره به کنفرانس تبدیل می‌شود، گفت: «باید فرمولش را پیدا کنیم و ما شهر دوم را برای ادامه جشنواره افق نو داریم. به‌هرحال این گروه‌ها خواهند آمد و باید برای اجرای برنامه‌شان فکر بکنیم.»

بر این اساس احتمال دارد “جشنواره” در مشهد بدون فیلم و موسیقی برگزار شود و سپس در یکی از شهرهای اصفهان یا تهران ادامه یابد.

طالب‌زاده از پایه‌گذاران شبکه تلویزیونی “افق” و مجری و تهیه‌کننده چند برنامه تلویزیونی از جمله مجموعه “عصر” است که به گفته‌ی او “با محوریت جنگ نرم” ساخته می‌شود.

بیشتر بخوانید: “افق” شبکه تلویزیونی اصولگرایان تندرو در صدا و سیما

«ترور بیولوژیکی طالب‌زاده»

دبیر جشنواره “افق نو” چندی پیش مدعی شده بود که در جریان سفری که به عراق کرده، هدف “ترور بیولوژیکی” قرار گرفته است.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران ۲۵ خرداد ۹۵ از قول علی کرمی، رئیس پژوهشکده مجازی بیوتکنولوژی بسیج جامعه پزشکی، این ترور بیولوژیکی را تائید کرد و به تشریح جزئیات آن پرداخت.

کرمی گفت: «در دیدارهایی که بنده با آقای نادر طالب‌زاده داشتم در حالی که ایشان به شدت کسالت داشت و من نگران وضعیت جسمانی وی بودم، به طور اتفاقی صحبت‌هایی از ترور بیولوژیک به میان آمد؛ سپس آقای طالب‌زاده، درباره اتفاق‌هایی که یک سال و نیم پیش برای او در کشور عراق افتاده بود، صحبت کرد و حرف‌های عجیبی زد.»

مطابق این گزارش زمانی که طالب‌زاده در هتلی در نجف اقامت داشته چمدان او ناپدید و “۵ الی ۶ روز بعد در کربلا در نیمه شب به وی تحویل داده شد”.

علی کرمی با بیان این که طالب‌زاده از روزی که چمدان را تحویل گرفت “دچار بدحالی شد” گفت: «اگر ایشان آگاه‌تر بود، لباس‌های داخل چمدان را نمی‌پوشید و یا از چمدان استفاده نمی‌کرد.»

او اعتراف می‌کند که هشدارهایش درباره این نوع ترور حتی از سوی مسئولان حکومتی با تمسخر روبرو می‌شود: «بنده در جلسات مهم و استراتژیک کشور بارها این نوع تهدیدات را به مسئولان گوشزد کردم، اما اصلا هشدارها جدی گرفته نمی‌شود و بلکه گاهی اوقات مورد تمسخر واقع شده‌ام.»

No responses yet

Sep 20 2016

بازداشت صدرا محقق و پرونده املاک نجومی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ایران وایر: صدرا محقق خبرنگار فعال اجتماعی و دبیر گروه جامعه روزنامه شرق و فعال شبکه‌های مجازی صبح دوشنبه در منزل شخصی‌اش دستگیر شد.
او دومین خبرنگاری است که بعد از یاشار سلطانی در هفته جاری دستگیر شده است. موج دستگیری که برخلاف اخبار منتشر شده، به نظر می‌رسد به خاطر افشاگری برخی خبرنگاران در پرونده فروش و واگذاری زمین‌های تهران توسط شهرداری است.
صدرا محقق از خبرنگاران فعال و شناخته شده حوزه اجتماعی است. او مجموعه گزارش‌های انتقادی زیادی در زمینه شهری به ویژه ساخت و ساز‌های غیر مجاز شهرداری و تخریب بناهای تاریخی نوشته است.
محقق در یک ماه گذشته همزمان با سایت معماری نیوز به قضیه فساد و تخلف گسترده شهرداری تهران در زمینه زمین‌خواری و واگذاری زمین‌های شهری به قیمت نصف به برخی اصولگرایان گزارش‌هایی را نوشته یا در اکانت توییتر خود به اشتراک گذاشته بود. بیش از ۲۷ هزار فالوئر صفحه او را در توییتر دنبال می‌کنند.
بر اساس گزارش های منتشره، او در حالی در مراجعه حضوری بدون هیچ توضیحی توسط ماموران لباس شخصی به مکانی نامعلوم منتقل شد که ساعتی بعد خبرگزاری مهر، رسانه اصولگرای نزدیک شهرداری تهران، در خبری جرم او را ارتباط میان رسانه‌های ضدانقلاب اعلام کرد طی عملیات نهادهای امنیتی دستگیر شد.
در خبرخبرگزاری مهر که به اسم جواد بخشی الموتی خبرنگار حوزه دفاع این خبرگزاری ارسال شده، صدرا محقق متهم به نوشتن گزارش‌هایی از اوضاع داخلی کشور در داخل رسانه هایی شده که از دید نویسنده ضدانقلاب بوده اند.
ماجرای واگذاری زمین‌های شهری به برخی از مقامات شهرداری و اعضای شورای شهر تهران در حالی زمانی که اصولگرایان به حقوق‌های نجومی مدیران دولتی می‌تاختند، اعلام شد.
محمدباقر قالیباف چند روز پیش از انتشار این خبر، اعلام کرده بود باید به موضوع حقوق‌های نجومی جدی بپردازند.
انتشار خبر واگذاری املاک که به پرونده املاک نجومی مشهور شد، باعث ورود سازمان بازرسی کل کشور در این زمینه شد.
محمدباقر قالیباف هم در نامه ای به رئیس قوه قضائیه خواستار برخورد قضایی با عوامل انتشار این اخبار شد.
نام ۵ نفر از اعضای شورای شهر که البته عمدتا ازجناح اصولگرا هستند، به اضافه یک قائم مقام ذیحساب و یک مشاور در شورای شهر در میان این اسامی بود.
پرونده تخفیف و تقسیط املاک، بیش از مقامات شهرداری،پای شهردار پایتخت را هم به میدان «تخلفات چند هزار میلیاردی املاک شهر» باز کند. تخلفاتی که البته علاوه بر این 7 نفر، 100 شخص حقوقی و حدود 150 نفراز مدیران ارشد شهرداری و اشخاص خارج از مجموعه شهرداری را هم درگیر کرده است. سازمان بازرسی کل کشور در این نامه که در تاریخ 18 مرداد ماه خطاب به محمدجواد شوشتری؛ مشاور و مدیرکل دفتر شهردار ارسال شده و گزارشی از آن در سایت معماری نیوز و روزنامه شرق منتشر شده، همراه با ارائه گزارشی مبسوط، مدیرکل دفتر شهردار تهران را درباره بروز تخلفی چند‌ هزار‌ میلیاردی در فروش غیرقانونی املاک اموال عمومی در شهر تهران خطاب قرار داده است. در این نامه به غیرقانونی‌بودن فروش املاک به تعداد زیادی از مدیران شهری، اعضای شورای شهر، نمایندگان مجلس و حتی شماری افراد حقیقی بیرون از شورا و شهرداری با قیمت‌های غیرکارشناسی، اعمال تخفیف و تقسیط با دستور مستقیم شهردار تهران اشاره شده است.
در این گزارش اعلام شده احتساب میانگین قیمتی دو میلیون تومان در هر مترمربع آن هم در مناطق گران شهر تهران، بیش از دوهزار‌و ٢٠٠ میلیارد تومان تضییع شده است.

No responses yet

Sep 13 2016

سه روزی است که با خود در جدالم تا چیزی ننویسم از تغییر نگاه سعید مرتضوی. وسوسه اش نگذاشت.

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مسعود بهنود: اینک نامه ای را این جا می گذارم که به دوستی نوشتم

باز هم پیشدستی کردی ای شیطان. نوشته ای مبادا بنویسید نامه مرتضوی و ابراز پیشیمانیش از شرکت در فاجعه کهریزک گامی است به جلو و خوش خبری است… چرا راه را بر ما خوش خیالان می بندی. خوش خبری نیست؟

درست گفتی پنج ماه به درست و کامل اسیر او بودم، و او به ده زبان پیام می داد – گاه با همین کلمات که – همه چیز دست من است من الان قانونم و مجری. این فرمان آقاست. شاید هم در لحظاتی موفق بود و مرا قانع کرد که همه وجودم در ید با اقتدار اوست. و در این مدت کارها هست که قلم از نقل آن پروا دارد، دروغ ها گفت، شایعه ها ساخت، و همه به یک قصد. همان که هفته اول صریح گفته بود: آقا گفته اند که مطبوعات پایگاه دشمن شده. باید همین را بگویی و طلب عفو کنی. با این فتوای آقا تکلیف من قاضی و تو مجرم تکرارست و هیچ توضیحی هم قابل قبول نیست.

به کسی از دفتر رییس جمهور که رفته بود تا از پرونده من بپرسد و نظر ایشان را بازگوید به دروغ گفته بود از خانه فلانی مشروب هایی پیدا شده که کارشناسان دادگستری تعجب کرده اند. روزهای آخر که زبانم باز شده بود و پیدا بود که دیگر عادت کرده ام به اوین و جا افتاده ام در آن تخت هفتاد سانت در یک متر و هشتاد به او گفتم این بطری چیست که به هر کس می رسد نشان می دهی و ادعا می کنی از خانه من به درآمده تو که می دانی من خبر داشتم از دستور دستگیریم و از سه چهار روز قبل منتظرتان بودم به قاعده اگر خلاف قانون چیزی داشتم پاکسازی می کردم. خندید گفت خب همین را بنویس . بنویس داشتم پاکسازی کرده بودم.

در میان دادگاه که خواستم به کیفرخواست دروغ تشکری دادستان تحت امر مرتضوی اعتراض کنم مرا صدا کرد و آهسته گفت حرفی نزن که باز بمانی. با وکیلت قرار گذاشته و به حاجی خانم قول داده ای که زود با وثیقه آزاد شوی. گفتم این می گوید از خانه من مواد مخدر پیدا شده . شما که می دانی این دروغ است (دوباره تکرار کردم احتمال پاکسازی را) این بار گفت باشد بگذار بگوید من رییس دادگاهم من حکم می دهم . به قرآن برای این ها حکمی نمی دهم.

و البته نداد. در حکم زندانم اشاره ای به مواد مخدر و صور قبیحه و مانند این ها نبود. گرچه نوشته بود سه ماه زندان به جهت نگهداری مشروبات الکلی .

در شب های انفرادی جلساتی می ساخت در راهرو که صدایش به درون می رسید . همراه همان تشکری و اصلانی حقوقدان و مثلا استاد دانشگاه که هر سه با لهجه هایشان شناختنی بودند. در آن جا یک جمله تکرار می شد. این فکر می کنه این جا که هست کسی برایش سروصدا می کنه و قهرمان میشه نمی دانه خبری نیست. تازه باشه هم من در همه روزنامه ها را می بندم. آن کس با لهجه غلیظ اصفهانی می گفت شاید نمی داند که بالاسر شما فقط آقا هست. یک بار هم یکی از همکاران درباره پرونده من از آقای اژه ای پرسیده بود که رییس مجتمع قضایی کارکنان دولت و در نتیجه بالادست دادگاه های آن حوزه بود. مرتضوی به او گفته بود انگار تو نمی دانی من مستقیم از آقا دستور می گیرم. هیچ کس هم نمی تواند مرا از جایم تغییر دهد.

این نکته را به هر زبان بازها گفته بود.

وقتی هم برای یک سخنرانی در چند شهر اروپایی به این سامان آمدم و در غیبت دو روزه قاضی دادگاه تجدیدی که پرونده من در آن بود با امضای دو دادیار، حکم ۲۳ زندانش را به تایید رساند و در نتیجه حکم دستگیری و اجرای حکم را به فرودگاه ابلاغ کرد. به وکیلم گفته بود: من گفتم که کسی جرات ندارد نظر مرا تغییر بدهم من چک سفید دارم.

این ها نوشتم که اهلیت حضور در این بحث را یادآور شده باشم و فضای پانزده سال قبل را توضیح داده باشم، حرکات او در دوران همفکر و همشانش، محمود احمدی نژاد دیگر به یادها هست. آن جا که طعم رسیدن به مقام اجرایی و احیانا به ثروت به دامش کشید و از بهشتش بیرون کرد.

اینک او در نامه‌ای به دادگاه رسیدگی به موضوع کشته شدن چند نفر در بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸، از “وقوع این حادثه هولناک” عذرخواهی و ابراز شرمندگی کرده از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی کرد.

خوش خیالی

برحذرم داشته ای از افتادن به خوشدلی و خوش بینی و استقبال از این تغییر در کسی که چنان در نقش جدال فرورفته بود که انگار تا ابد همان است و مانند سرلشکر حسین آزموده «آیشمن ایرانی» لقب خواهد داشت.

گمانم درست است و نیست.

اول این که به گمان من نامه مرتضوی به دادگاهی که به اتهاماتش رسیدگی می کند حتی اگر تفاهمی با دادگاه باشد به قصد رهایی، باز می تواند مثبت باشد و نشانی از این که به او ثابت شده است که چنین نیست که نظام هزینه های همه اعمال وی را به جهت خدماتی که به خیال خود انجام داده، بر عهده خواهد داشت . یا می تواند نشانه این باشد که وی حالا دیگر دریافته است که خطا می کرده و «آقا» تنها کسی نیست که بالادست اوست.

اما در عین حال نمی توان به نگاهی که به مرتضوی وجود دارد و با هزار دلیل در ذهن ها حک شده امیدوار بود. چرا که حکایت مرتضوی فقط کهریزک نیست.پرونده زهرا کاظمی هم هست. دویست پرونده قضایی دارای بار حقوقی برای دویست نفر که برای برخی به بهای از هم پاشیدن خانواده و نفی بلد آنان شده است همچنان دارد کسانی را به ناحق شکنجه می دهد. قبل عذرخواهی برای فاجعه کهریزک اگر پذیرفته شود یک معنایش این است که فقط به یک دلیل رخ داده و آن هم وجود دکتر روح الامینی است و نزدیکی وی با بالاترین مقام جمهوری اسلامی. و می تواند پیامی دیگر هم داشته باشد که خوش نیست. این که مرتضوی درست پنداشت که فقط «آقا» باید از من رضایت داشته باشد و هیچ قانون و آیینی در کار نیست. این دفعه بد آوردم و کلنگم به سیم برق خورد . وگرنه حتی آن بار که ندانسته برادر عروس حضرت آقا را تهدید کردم و از وی خواستار شهادت غیرحق شدم باز هم با سکوت آقای خوش وقت همه چیز سر جای خود ماند.

پس چنین است که معتقدم تغییر نگاه مرتضوی می تواند مثبت بود اگر همه بدکاری های او را در برگیرد، نه یک نمونه که در آن بد آورده و دکتر روح الامینی پیگیر بوده است.

No responses yet

Sep 07 2016

ترکیه فایل مصاحبه ویدیویی دویچه‌وله را مصادره کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,خاورمیانه,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: پس از انجام مصاحبه تلویزیونی میشائيل فریدمن، مجری برنامه‌های تلویزیونی آلمان با وزیر ورزش و جوانان ترکیه در آنکارا، مقام‌های ترکیه این روزنامه‌نگار را مجبور کردند تا فایل مصاحبه ضبط شده را به آن‌ها پس بدهد.
مصاحبه میشائیل فریدمن با وزیر وزرش و جوانان ترکیه

این مصاحبه برای برنامه “منطقه بحرانی” دویچه‌وله در روز دوشنبه (۱۳ شهریور/۵ سپتامبر) و طبق قرار قبلی با آکیف چاغاتای وزیر ورزش و جوانان ترکیه انجام شد و موضوع آن نیز پیشاپیش با وزیر هماهنگ شده بود. میشائیل فریدمن سوالاتی درباره کودتای شکست خورده ماه ژوئیه در ترکیه کرد که به دنبال آن دولت ترکیه دست به تصفیه بزرگی در سطوح مختلف اداری، اقتصادی، نظامی و قضایی در این کشور زد.

بیشتر بخوانید: هشت‌هزار نیروی امنیتی و پلیس در ترکیه کنار گذاشته شده‌اند

میشائیل فریدمن هم‌چنین سوالاتی درباره وضع اسفناک رسانه و موقعیت زنان در جامعه ترکیه پرسیده بود. از وزیر ورزش خواسته شده بود که چند بخش از سخنان اردوغان را هم در باره این مسائل در مصاحبه بازگو کند.

بعد از تمام شدن مصاحبه، و به محض این که وزیر ورزش و جوانان اتاق را ترک کرد، سخنگوی مطبوعاتی وزارتخانه به فریدمن گفت که دویچه‌وله اجازه پخش این مصاحبه را ندارد. این متریال علیرغم مقاومت میشائیل فریدمن و فیلمبردار او، از سوی کارکنان وزارتخانه مصادره شد. این کارکنان به میشائیل فریدمن و تیم همراه او فهماندند که ساختمان وزراتخانه را قبل از دادن ویدیوی مصاحبه نمی‌توانند ترک کنند.

بیشتر بخوانید: فعالیت صدها عضو فعال سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه در آلمان

پتر لیمبورگ، رئیس دویچه‌وله از این کار مقام‌های دولت ترکیه به شدت انتقاد کرد و آن را نقض آشکار آزادی رسانه تحت ریاست رجب طیب اردوغان دانست. او در این زمینه گفت که «مطلقا قابل قبول نیست که وزیری داوطلبانه با رسانه‌ای مصاحبه کند و بعد با اقدام به چنین روشی از پخش آن جلوگیری شود.»

بلافاصله پس از مصاحبه کارکنان وزارتخانه خبرنگاران را مجبور کردند ویدیو را به آن‌ها بدهند

دویچه‌وله در تماس با وزارت وزرش و جوانان و اداره کل مطبوعات و اطلاعات ترکیه، از آن‌ها خواست که تا ظهر سه‌شنبه این ویدیو را پس بدهند. مهلت داده شده از سوی دویچه‌وله تمام شد اما مقام‌های ترکیه واکنشی نشان داده نشد. در این مدت بارها با مسئولان ترکیه تلفنی صحبت شد و دویچه‌وله هربار از آن‌ها خواست که متریال ضبط شده را به این فرستنده پس بدهند. اما پاسخ آن‌ها تنها و تنها این بود که مخالف پخش این مصاحبه‌ هستند.

وزارت وزرش و جوانان ترکیه در این زمینه اعلام کرد که «مجوز رسمی برای این مصاحبه داده نشده بود و سوالاتی که در آن مطرح شد، همان‌هایی نبود که پیش‌تر ارائه شده بودند. آقای فریدمن به خوبی می‌داند که چرا این اتفاق افتاد. بعضی از قسمت‌های مصاحبه بیشتر یک اتهام بودند. در چنین شرایطی هیچ مجوزی هم داده نمی‌شود.»

بیشتر بخوانید: سه سازمان حقوق بشری نقض آزادی بیان در ترکیه را محکوم کردند

میشائیل فریدمن در این باره می‌گوید طبیعی است که سوال‌ها پیشاپیش هماهنگ نشده باشند. از این گذشته برای مصاحبه تقاضای مجوز نشده بود و این حق هر خبرنگاری است که لزوما سوالاتی را مطرح نکند که خوشایند طرف مصاحبه باشد. او گفته است که در تمام طول زندگی خبرنگاری‌اش، هرگز با چنین رفتاری روبرو نشده است: «وقتی با خبرنگاران خارجی این‌طور برخورد می‌کنند، می‌توان تصور کرد که وضع برای خبرنگاران ترکیه چقدر دشوار شده است.»

No responses yet

Sep 06 2016

رسانه‌ها قربانی “تخفیف‌های نجومی” شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: مدیرعامل خبرگزاری برنا می‌گوید که به علت انتشار سخنان یک عضو شورای شهر تهران در جلسه علنی این شورا در مورد واگذاری‌های “غیرقانونی” املاک شهرداری تهران، این خبرگزاری و چند وب‌سایت دیگر فیلتر شده‌اند.

محمد مبین، مدیرعامل خبرگزاری دولتی «برنا» روز دوشنبه (۱۵ شهریور / ۵ سپتامبر) به خبرگزاری کار ایران گفت که فیلتر شدن وب‌سایت این خبرگزاری با دستور مقامات قضایی صورت گرفته است.

او پس از حضور در دادگاه «فرهنگ و رسانه» گفت انتشار و بازتاب صحبت‌های غلامرضا انصاری عضو شورای شهر تهران در نشست علنی این شورا درباره خبر واگذاری املاک عمومی پایتخت به برخی از مسئولان شهرداری و بعضی از اعضای شورای شهر تهران علت مسدود شدن وب‌سایت برنا عنوان شد.

مبین اظهار تعجب کرد که چرا انتشار صحبت‌های یک عضو شورای شهر که در صحن علنی این شورا مطرح شده، غیرقانونی است و منجر به فیلتر شدن رسانه‌ها می‌شود.

بیشتر بخوانید: موج و برنا و چند سایت دیگر فیلتر شدند

خبرگزاری برنا وابسته به وزارت ورزش و جوانان است که به گفته مدیرعامل ان ۲۰۰ خبرنگار و کارمند در سراسر ایران دارد که همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

محمد مبین همچنین گفت: «بنابر پیگیری‌‌های انجام شده از طریق اعضای کارگروه تعیین مصادیق جرائم رایانه‌ای، متوجه شدیم این کارگروه نقشی در این اتفاق نداشته و آقایان جنتی و واعظی (وزیر فرهنگ و وزیر ارتباطات) در این باره اظهار بی‌اطلاعی کردند.»

به گفته مدیرعامل برنا، رفع فیلتر صرفاً با دستور مقام‌های قضایی میسر خواهد بود، مسئولان سایت‌های فیلترشده باید تا زمان برگزاری دادگاه منتظر بمانند.

دستور برخورد قضایی با رسانه‌های افشاگر

علاوه بر خبرگزاری برنا، وب‌سایت‌های «پویش» و «۹ صبح» نیز به دلایل مشابه مسدود شده‌اند. پیش از این نیز سایت «معماری نیوز» نیز که برای اولین بار خبر “تخفیف‌های نجومی” در واگذاری برخی املاک را منتشر کرده بود، فیلتر شد.

سایت “معماری نیوز” با استناد به گزارش سازمان بازرسی ایران مدعی شد شهرداری تهران یک میلیون و صد هزار متر مربع زمین، خانه ویلایی و آپارتمان به ارزش چند هزار میلیارد تومان را با تخیف‌های ویژه و قیمت غیرواقعی و بسیار پایین به برخی افراد واگذار کرده است.

نام برخی از اعضای شورای شهر تهران، نمایندگان مجلس و خبرنگاران صدا وسیما هم در لیست منتشر شده توسط سازمان بازرسی دیده می‌شود.

بیشتر بخوانید: واگذاری املاک در شهرداری؛ از افشاء تا انکار

پس از این گزارش، سازمان بازرسی روز ۱۳ شهریور اعلام کرد آنچه در سایت‌ها و جراید به عنوان گزارش سازمان معرفی شده، نامه ‌‌دوصفحه‌ای اخذ دفاع هیات بازرسی خطاب به مدیران شهرداری تهران برای پاسخگویی به واگذاری املاک بوده و این نامه “گزارش نهایی” سازمان محسوب نمی‌شود.

هم‌زمان با اطلاعیه سازمان بازرسی کل کشور، دادستان کل نیز از سوی رئیس قوه قضاییه مامور رسیدگی به مطالب منتشره علیه شهردار و برخی اعضای شورای شهر تهران شد.

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه در نامه‌ای از محمدجعفر منتظری، دادستان کل خواست که بنا به درخواست مهدی چمران، با مدیران رسانه‌ها و سایت‌های متخلف “برخورد قانونی” صورت گیرد.

پیش از این محمدباقر قالیباف، شهردار تهران این واگذاری‌ها را در چارچوب تامین مسکن مدیران شهرداری دانسته و گفته بود که تحت تاثیر دروغ‌ها و جوسازی‌ها قرار نخواهد گرفت.

در همین حال عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران گفت که به معاون عمرانی خود دستور داده تا پرونده “تخفیف‌های نجومی” را از شهرداری بگیرد و “اگر اشکالی وجود داشت قانونا اقدام کند.”

No responses yet

Sep 02 2016

جزئیاتی تازه درباره ماجرای ارسال پیامک های تهدید آمیز به خبرنگاران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی


«سحام: در هشتم تیرماه امسال در گزارشی از تصویر و نام «جلاد مطبوعات» پرده برداشت و نوشت: «امیر قطبی از سال ۸۸ همزمان با راه‌اندازی دادسرای فرهنگ و رسانه به عنوان سرپرست این دادسرا منصوب شد. او نزدیک‌ترین فرد به جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و اولین فردی است که هر روز صبح با دادستان تهران ملاقات می‌کند. تصمیمات مهم و خارج از روند قانونی، رسیدگی به پرونده‌های سفارشی و نیز آنچه به اصطلاح «کارچاق کنی» گفته می‌شود، با دستور دادستان تهران زیر نظر وی به انجام می رسد.»

قطبی در ابتدا به عنوان عامل اصلی نهادهای امنیتی وارد دستگاه قضایی شد و به سمت سرپرستی دادسرای فرهنگ و رسانه منصوب شد. پرونده‌سازی برای مدیران مسئول، روزنامه‌نگاران، عکاسان و دیگر فعالان رسانه با هدف توقیف روزنامه‌ها، اصلی‌ترین دلیل حضور وی در این پست مهم قضایی است.

«سحام» مطلع شده که دو روز پس از این گزارش٬ امیر قطبی با همکاری یکی از اعضای قرارگاه ثارالله٬ چهار سیم کارت تلفن همراه تهیه و پیامک تهدید آمیزی را به روزنامه‌نگاران ارسال نموده است.

عصر روز دهم تیرماه٬ روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب٬ یک پیامک با این محتوای تهدید آمیز دریافت کردند: «هرگونه ارتباط و همکاری با عناصر معاند خارج از کشور از طریق ایمیل، پورتال‌های امن و سایر وسایل ارتباطی عملی مجرمانه و موجب پیگرد قضائی است. ضروری است ارتباطات خود را قطع نمایید. این پیامک به‌منزله آخرین هشدار امنیتی است.»

با توجه به رابطه نزدیک امیر قطبی و دادستانی و نیز مشارکت قرارگاه ثارالله در این ماجرا٬ پرونده‌ای که قرار بود توسط پلیس فتا و نهادهای مسئول پیگیری شود٬ مسکوت مانده است.

No responses yet

Aug 29 2016

اعتراض ۲۱۵ فعال رسانه‌ای به ضرب‌وشتم خبرنگار در مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: ۲۱۵ روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای در نامه‌ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، خواستار رسیدگی به «اهانت» و «برخورد فیزیکی» نادر قاضی‌پور، نماینده ارومیه، با احسان بداغی، خبرنگار پارلمانی روزنامه ایران، شدند.

براساس گزارش شماره روز دوشنبه، ۸ شهریور روزنامه شرق، این روزنامه‌نگاران «اهانت» و «برخورد فیزیکی» نماینده ارومیه با خبرنگار پارلمانی روزنامه ایران را «شدیداً» محکوم و از رئیس مجلس درخواست کردند که به «این بی‌احترامی عظیم به ساحت خبرنگاری» به صورت «دقیق و سریع» رسیدگی شود.

همچنین به گزارش روزنامه ایران، روز یک‌شنبه پس از پرسش خبرنگار پارلمانی این روزنامه از نماینده ارومیه دربارهٔ تشکیل «فراکسیون آذری‌زبان‌ها در مجلس»، نادر قاضی‌پور «این پرسش را اعتراض به تشکیل این فراکسیون تلقی کرده و علاوه بر ناسزاگویی، اقدام به برخورد فیزیکی با خبرنگار روزنامه ایران کرد».

فایل صوتی گفت‌وگوی خبرنگار روزنامه ایران و آقای قاضی‌پور در تعدادی از وب‌سایت‌های خبری ایران منتشر شده و روزنامه شرق نیز جزئیات این گفت‌وگو را منتشر کرده‌است.

بر اساس محتویات فایل صوتی و همچنین گزارش روزنامه شرق، آقای قاضی‌پور با اشاره به جنگ ایران و عراق خطاب به خبرنگار روزنامه ایران گفته‌است که «شماها نمی‌توانید از ناموستان دفاع کنید. ما از ناموستان دفاع کردیم. در جنگ… زنان ما طلاهایشان را فروختند».

این سخنان آقای قاضی‌پور، اعتراض خبرنگار روزنامه ایران را به دنبال داشته و او از آقای قاضی‌پور پرسیده که «مگر فقط در آذربایجان این کارها شده؟ مگر در کرمان و شیراز و شهرهای دیگر کسی این کارها را نکرده؟».

نماینده ارومیه در مجلس در ادامه سخنان خود آذربایجان را «مرکز اسلام» خوانده و خطاب به آقای بداغی گفته که «شما دنبال اصلاحات و دنبال آزادی بودید شما ضداسلام هستید، بنیان‌گذار شیعه در ایران، صفویه و آذری‌ها هستند».

احسان بداغی، خبرنگار روزنامه ایران، نیز به خطاب به آقای قاضی‌پور گفته که صفویه «بنیان‌گذار تصوف بودند نه شیعه».

براساس نامه این ۲۱۵ روزنامه‌نگار، پس از این بحث‌ها، آقای قاضی‌پور «عصبانی شده» و صورت خبرنگار روزنامه ایران را «زیر مشت‌های چپ و راست گرفته، دستش را می‌پیچاند و دستگاه ضبط صوتش را گرفته و کشان‌کشان به سوی حراست مجلس می‌برد».

به گفته نویسندگان این نامه، حراست مجلس هم «در اقدامی ناباورانه» از خبرنگار روزنامه ایران «تعهد می‌گیرد تا دیگر درگیری ایجاد نکند و تمام فایل‌های ضبط شده در دستگاه ضبط صوت را پاک می‌کند».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، غلامعلی جعفرزاده، نماینده رشت در مجلس، نیز در تشریح این درگیری گفته‌است: «در یک لحظه دوست خوب و مؤدب بنده آقای بداغی را دیدم که توسط همکارمان جناب آقای قاضی‌پور به کمدهای جانامه‌ای کوبیده شد و… و منت و خواهشی که آقای بداغی می‌کرد تا بتوانند از دستان پرقدرت همکار آذری‌زبان‌مان رهایی یابند».

عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان و محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید مجلس، از اقدام نماینده ارومیه انتقاد کرده‌اند.

درهمین حال این ۲۱۵ روزنامه‌نگار در پایان نامه خود خطاب به رئیس مجلس نوشتند که «بیم آن می‌رود نماینده‌ای که دیروز گفت مجلس جای کره‌الاغ و زن نیست و امروز به صورت خبرنگار مشت می‌زند، فردا در صحن علنی مجلس چاقوکشی کند».

در اسفند ماه سال گذشته فیلمی از سخنان نادر قاضی‌پور در جشن انتخاب او به عنوان نماینده ارومیه در مجلس دهم منتشر شد که این نماینده مجلس گفته بود «مجلس جای زنان نیست، جای مردان است [زنان را به مجلس] بفرستید سرشان بلا بیاورند تا آبرویتان برود».

آقای قاضی‌پور همچنین گفته بود که «مجلس جای سوسول‌بازی نیست، به مجلس مرد بفرستید، که حداقل کاری هم نکند آن یکی کار را بتواند بکند».

پس از انتشار این فیلم، برخی از کاربران فضای مجازی از منتخبان مجلس دهم خواسته بودند که اعتبارنامه آقای قاضی‌پور را رد کنند اما اعتبارنامه او تصویب شد.

در دوره‌های اخیر مجلس نیز گزارش‌هایی دربارهٔ تهدید، توهین و برخورد فیزیکی برخی از نمایندگان از جمله مهدی کوچک‌زاده، روح‌الله حسینیان و موسی قربانی با خبرنگاران پارلمانی منتشر شده‌است.

پس از اعتراض‌ها به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نیز چندین خبرنگار پارلمانی بازداشت شدند و از ادامه کار آنان در مجلس جلوگیری شد.

No responses yet

Aug 29 2016

نماینده ارومیه خبرنگار روزنامه ایران را ضرب و شتم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

ملی: احسان بداغی خبرنگار روز نامه ایران با اشاره به ضرب و شتم خو توسط قاضی پور نماینده ارومیه نوشته است:”

نماینده ارومیه، امروز در راهروی مجلس در پاسخ به سوال من در مورد دلیل ایجاد فراکسیون ترک زبان ها عصبانی شد و با مشت من را زد .

به گزارش ایران آنلاین، مصاحبه با آقای قاضی‌پور در راهروی مجلس در مورد تشکیل فراکسیون مناطق آذری‌نشین بود، آقای قاضی‌پور از منظر قومی از تشکیل فراکسیون دفاع می‌کرد و من پرسیدم آیا این کار موجب ایجاد شکاف قومی و هویتی نمی‌شود؟

آقای قاضی‌پور از من پرسید در انتخابات ۹۲ و ۹۴ به چه کسانی رای داده‌ام و وقتی من پاسخ دادم شروع کرد به تمسخر من و گرایش سیاسی ذکر شده.

در ادامه آقای قاضی‌پور بحث را به مسائل مذهبی و انقلابی کشاند و من را به مواجه با این مسائل متهم کرد و در همین حین به من حمله‌ور شد.

آقای قاضی‌پور ابتدا مشتی به صورت من زد و دستگاه ریکوردر من که در حال ضبط مصاحبه بود را گرفت و بعد از اینکه تلاش کردم ریکوردم را پس بگیرم دو مشت دیگر به سرم زد.

No responses yet

Aug 27 2016

کنسرت شهرام ناظری با وجود اعتراض‌ در یزد برگزار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

بی‌بی‌سی: کنسرت مشترک شهرام ناظری، خواننده سرشناس ایرانی و حافظ ناظری، فرزندش با وجود اعتراض‌ شماری از مردم شهر تفت در استان یزد برگزار شد.

شب گذشته، چهارم شهریور، خبرگزاری ایلنا به نقل از مدیر برنامه‌های شهرام ناظری گزارش داد که عده‌ای در اعتراض به برگزاری این کنسرت بیرون سالن تجمع کرده و “مشغول خواندن نماز” هستند.

ایلنا پیش از برگزاری کنسرت گزارش داده بود که به خاطر تجمع معترضان، هنرمندان نتوانسته‌اند وارد سالن شوند.

اما در نهایت خبرگزاری‌ها گزارش کردند که این کنسرت با وجود اعتراض‌ و تجمع خارج از سالن، در تفت، ۲۰ کیلومتری مرکز استان یزد برگزار شد.


گفته می‌شود معترضان این پوستر را بیرون سالن برگزاری کنسرت نصب کرده بودند

تعداد زیادی از کنسرت‌های موسیقی در ماه‌‎های گذشته در واکنش به اعتراض شماری از روحانیان مخالف موسیقی، لغو شده است؛ از جمله کنسرت ناظری‌ها در شهر نیشابور در استان خراسان رضوی.

خرداد ماه گذشته کنسرت مازیار فلاحی ساعاتی پیش از برگزاری در یزد لغو شد. بیشتر بخوانید.
وقایع مرتبط:

+ لغو تمام کنسرت‌ها در خراسان رضوی

+ علم‌الهدی: کنار حرم امام رضا نمی‌شود کنسرت گذاشت

+ انتقاد روحانی از لغو کنسرت‌ها و تصمیم وزیر ارشاد

دیشب، در کنسرتی دیگر در تهران، حسین علیزاده در تالار وحدت تلویحا از این موضوع انتقاد کرد و پیش از اجرا گفت “اگر موسیقی را از ملت بگیرید دل آنها را گرفته‌اید. موسیقی را از من و امثال من نمی‌توانند بگیرند. اگر موسیقی بخواهد شهید داشته باشد، من در صف اول آن ایستاده‌ام.”

دوشنبه پیش، رییس‌جمهوری ایران از تصمیم وزیرش برای به گفته او “کوتاه آمدن” در مقابل تندروها انتقاد کرد و گفت وزیر ارشاد نباید در مقابل فشارها “عقب‌نشینی” کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .