اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Sep 24 2014

۱۰ روز پس از ترخیص از بیمارستان: خامنه‌ای بدون عصا در جمع نظامیان حاضر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی ۱۰ روز پس از ترخیص از بیمارستان بدون عصا در جمع فرماندهان عالی‌ رتبه نظامی حاضر شد.

آقای خامنه‌ای در پی عمل جراحی پروستات ۱۷ تا ۲۴ شهریور در بیمارستان «شهید رجایی» بستری بود و پس از ترخیص از بیمارستان در هیچ جمع عمومی حاضر نشده بود.

رهبر جمهوری اسلامی که به طور معمول در بازدید‌های خود از مراکز و نیرو‌های نظامی از عصا استفاده می‌کند در دیدار امروز خود بدون عصا در میان فرماندهان نظامی حاضر شد.

دیدار روز چهارشنبه (سوم مهر) وی با نظامیان به بهانه هفته «دفاع مقدس» بوده که از چند روز پیش در ایران آغاز شده است.

به نظر می‌رسد زمان انجام این دیدار بدون عصا که تنها چند ساعت پیش از سخنرانی باراک اوباما در سازمان ملل بوده٬ تلاش دفتر علی خامنه‌ای برای تاکید بر سلامت رهبر جمهوری اسلامی است.

No responses yet

Sep 16 2014

روایت کیهان از بی‌اعتنایی خامنه‌ای به نامه خاتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در جریان بستری بودن رهبر جمهوری اسلامی، مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای با امضای محمد خاتمی از “سلامتی وجود مبارک” ابراز خرسندی کرد. روزنامه کیهان به تحلیل علت “بی‌اعتنایی” خامنه‌ای به این نامه می‌پردازد.
علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در میان محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در زمان دولت اصلاحات

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در میان محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در زمان دولت اصلاحات

رهبر جمهوری اسلامی هفته‌ی پیش برای عمل جراحی پروتستات در بیمارستان بهمن تهران بستری شد، و صبح دوشنبه، ۲۴ شهریور بیمارستان را ترک کرد.

در یک هفته‌ای که علی خامنه‌ای در بیمارستان بود اغلب شخصیت‌های ارشد حکومتی، از جمله رئیس جمهور حسن روحانی و رئیس دولت‌های نهم و دهم محمود احمدی‌نژاد از او عیادت کردند.

در میان خیل عظیم عیادت‌کنندگان از خامنه‌ای شمار اصلاح‌طلبان بسیار اندک، و مشهور‌ترین غایب این جمع رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی بود.

به همین علت نامه سرگشاده مجمع روحانیون مبارز با امضای خاتمی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جناح‌های مختلف حکومت داشته و واکنش به آن همچنان ادامه دارد.

اعتراض‌های سال ۸۸، عامل بی‌اعتنایی

حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در موسسه کیهان در یادداشت روز سه‌شنبه (۲۵ شهریور) خود نوشت، این نامه “در عرصه سیاسی کشور با بی‌اعتنایی آمیخته به تعجب و در مواردی با انتقاد و اعتراض” روبرو شده است.

شریعتمداری در ادامه یادداشت خود “مردم” را جایگزین حاکمیت و شخص خامنه‌ای کرده و به بررسی “علت بی‌اعتنایی مردم” به نامه مجمع روحانیون مبارز می‌پردازد.

مدیر مسئول کیهان علت بی‌اعتنایی به نامه خاتمی را همراهی اصلاح‌طلبان با جنبش اعتراضی به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ عنوان می‌کند و شخصیت‌های ارشد این جناح را “سران و عوامل فتنه آمریکایی اسرائیلی ۸۸” می‌خواند.

نماینده خامنه‌ای در موسسه کیهان معترضان سال ۸۸ را خائن خواند و خطاب به رهبران اصلاح‌طلبان نوشت: «بعد از آن خیانت بزرگ به اسلام و انقلاب و مردم و نظام […] چگونه می‌توانید انتظار داشته باشید بدون توبه صریح، اعلام برائت از مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس که بی‌پرده در خدمت آن بوده‌اید و قبل از تحمل مجازات که بی‌تردید برای برخی از فتنه‌گران، بسیار سنگین خواهد بود و… نامه کذایی مورد اعتنای مردم باشد؟»

«یکی به نعل یکی به میخ زدن خاتمی»

روزنامه رسالت روز دوشنبه، ۲۴ شهریور نامه شماری از جوانان اصولگرا خطاب به خاتمی را منتشر کرد که در آن نسبت به سرانجام رئیس جمهور پیشین و “جریانی که او را در عرصه سیاست همراهی می‌کند” ابراز نگرانی شده است.

جوانان اصولگرا به خاتمی نوشته‌اند: «خیرخواهانه و از سر دلسوزی برای آینده کشور از شما می‌خواهیم که به این رویه یکی به نعل و یکی به میخ زدن پایان دهید و با این دست رفتار‌ها شیپور بازگشت به دامان نظام را از سر گشاد آن نزنید که ما از باقی ماندن اتهام “فتنه و بغی” بر شما بیمناکیم‌.»

مجمع روحانیون در نامه به خامنه‌ای نوشت، خبر موفقیت‌آمیز بودن عملی جراحی او “آرامش بخش خاطر همه‌ی علاقمندان در سراسر کشور شده” و “با کمال خرسندی از سلامتی وجود مبارک، عافیت کامل و دوام عمر شریف را از خداوند بزرگ مسئلت داریم”.

پرویز سروری، از اصولگرایان عضو جمعیت رهپویان هدف از نگارش این نامه را بازگشت به نظام خوانده و به سایت “جهان‌نیوز” می‌گوید، اصلاح‌طلبان با چنین اقدام‌هایی قصد دارند “بدون هزینه و حتی با حفظ ظرفیت و بدنه اجتماعی اندک و ناچیز فتنه سبز به صحنه سیاسی کشور بازگردند”.

بیشتر بخوانید: “کلید رفع حصر رهبران جنبش سبز در دستان خامنه‌ای است”

زمینه سازی برای انتخابات آینده مجلس

حمیدرضا ترقی، عضو حزب مؤتلفه نیز در گفت‌وگو با سایت خبری “تسنیم” گفته است: «اصلا‌ح‌طلبان با مهندسی کردن افکار عمومی جامعه و رسانه‌ای کردن این گونه نامه‌ها سعی می‌کنند خودشان را بر نظام تحمیل کنند و در واقع با فضاسازی در جامعه از آرامش نظام سوءاستفاده کنند تا بتوانند موقعیت خودشان را برای انتخابات آینده بازسازی کنند.»

در واکنش به این برداشت‌ها، محسن رهامی، از اعضای ارشد مجمع و عضو شورای مشورتی محمد خاتمی، نامه به خامنه‌ای را طبیعی و معمولی خوانده و از ارتباط قدیمی و دوستانه اعضای این تشکل با او سخن گفته است.

عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت خاتمی و از اعضای شاخص مجمع، درباره گمانه‌زنی‌های اصولگرایان گفت: «کسی از دامان نظام خارج نشده‌است که بخواهد بازگردد، بنابراین، نامه مجمع روحانیون مبارز یک نامه‌نگاری، درون نظام بوده‌است.»

موسوی لاری همچنین، ۲۵ شهریور به سایت “جماران” گفته است: «این نامه، از سوی مجمع روحانیون مبارز است و آقای خاتمی به عنوان رئیس شورای مرکزی از طرف مجمع آن را امضا کرده‌است.»

اگر خاتمی نامه نمی‌نوشت …

رهامی، مجید انصاری و علی اکبر محتشمی‌پور، دیگر اعضای ارشد مجمع روحانیون از معدود شخصیت‌های اصلاح‌طلبی بودند که در بیمارستان به عیادت خامنه‌ای رفته‌اند.

در روزهای گذشته خبرهایی، از جمله به نقل از محمد علی ابطحی، مشاور پیشین خاتمی و عضو مجمع در رسانه‌ها منتشر شد که مطابق آن با درخواست عیادت رئیس جمهور سابق مخالفت شده است.

ابطحی در یادداشتی که در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کرد این ادعا را تکذیب کرد و نوشت: «محتوای سخنان آقای خاتمی هم در گزارشی که در مجمع روحانیون ارائه کرد، نشان می‌داد که سخنان منتسب به من صحیح نبوده است.»

موسوی لاری نیز این حرف‌ها را “مربوط به ذهن‌های بیمار و جریان‌های حاشیه‌ای” دانست و خاطر نشان کرد که خاتمی در سفر یزد بوده و دیروز (پس از ترخیص خامنه‌ای از بیمارستان) به تهران بازگشته است.

روزنامه “ابتکار”، دوشنبه ۲۴ شهریور در تحلیلی متفاوت، نتیجه نامه‌نگاری خاتمی به خامنه‌ای را “خالی شدن دست مدعیان تقابل شخص اول اصلاحات در ایران با رهبر انقلاب اسلامی” خوانده است.

به نوشته‌ی “ابتکار” اگر خاتمی نامه نمی‌نوشت “مشخص بود که بسیاری از منتقدان و رقبای وی و طیف اصلاحات با برجسته کردن این موضوع سعی در القای شکاف اعتقادی و بنیادی میان اصلاح‌طلبان و نظام می‌کردند”.

No responses yet

Sep 14 2014

آشتی‌جویی خاتمی، قهرورزی رهبر جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: پنج روز بعد از جراحی پر سر و صدای رهبر جمهوری اسلامی، و در شرایطی که هسته اصلی قدرت به شکل محسوسی در پی بهره‌برداری تبلیغاتی حداکثری از رویداد است، نامهٔ محمد خاتمی به شخص اول نظام، به‌مثابهٔ نقطه‌عطفی در سلسله اخبار ماجرا مطرح شد.

فهرستی مطول، از عالی‌ترین مقام‌های حکومتی گرفته تا مدیران ارشد نظام و مبلغان و شریکان و همراهان آن، در روزهای اخیر به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفته، و «مجوز» عرض ارادت و بیعت یافته‌اند. در این فهرست دامنه‌دار، جای خالی اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای مشهود، خودنمایی کرده‌است.

بجز معدودی اصلاح‌طلبان همراه دولت روحانی، و محمدرضا عارف، کسی از جمع اصلاح‌طلبان «امکان» دیدار با شخص اول نظام را نیافت. «امکان نیافتند»، چون به نظر می‌رسد در بخش مهمی از آنان، این تمایل وجود داشته و دارد که به دیدار رهبری بروند و از تعمیق کدورت و آزردگی‌ها بکاهند؛ اما شخص آیت‌الله خامنه‌ای چنین امکان و مجالی را فراهم نکرده‌است.

اینک، پیام تأمل‌برانگیز «مجمع روحانیون مبارز» به رهبری که «عالیقدر» خطاب شده و «دوام عمر شریف»‌اش از خدا مسألت، منتشر شده است؛ نامه‌ای با امضای دبیر مجمع، خاتمی. این پیغام مهم، بارزترین مراتب احترام و ارادتِ بخش مهمی از اصلاح‌طلبان به شخص اول نظام در پنج سال گذشته است؛ مکتوب معنادار کسانی که به تعبیر رهبر جمهوری اسلامی نزدیک به «فتنه» بوده‌اند.

از امروز، اصلاح‌طلبان منتظر واکنش آیت‌الله خامنه‌ای هستند؛ رهبری که ابایی ندارد در ایام نقاهت، روی تخت بیمارستان با «کیهان» شریعتمداری عکس بگیرد. کیهانی که تندترین تعابیر و اتهام‌ها را در چند سال اخیر، نثار خاتمی و موسوی خوئینی‌ها و دیگر اصلاح‌طلبان همدل با موسوی و کروبی کرده‌است.

آیا رهبر فراموش می‌کند؟

قهر رهبری با اصلاح‌طلبان و شخص خاتمی، از فردای انتخابات ۱۳۸۸ آغاز شد. وقتی موسوی و کروبی و همراهان، به نظر و ارزیابی نفر اول جمهوری اسلامی تمکین نکردند و نتیجهٔ انتخابات را متأثر از تقلب معنادار دانستند، واکنش ولایت مطلقه فقیه قابل پیش‌بینی بود. به میزانی که خشونت و سرکوب علیه شهروندان معترض به نتایج انتخابات و اعضای ستادهای موسوی و کروبی و کنشگران سیاسی و دانشجویی و مطبوعاتی تشدید شد، و به همان اندازه که خاتمی در کنار سبزها ایستاد، فاصلهٔ بیت رهبری با وی افزایش یافت.

خاتمی در نخستین موضع‌گیری خود دربارهٔ نتایج انتخابات ۸۸ تاکید کرد که «اعتماد عمومی» مخدوش شده‌است. وی اعتراض مردم «با روش‌های مسالمت‌آمیز» را «حق» آنان دانست. او همچنین در جمع میلیونی و اعتراضی سبزها در ۲۵ خرداد ۸۸ با تأیید «تداوم حضور مدنی و آرام و متین و اعتراض منطقی» معترضان، تاکید کرد: «چنین جمعیتی در حقیقت اعتراضی روشن و صریح است به آنچه که به‌عنوان نتیجه انتخابات اعلام شده‌است.»

رئیس جمهور اسبق نظام در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیهٔ منصوب رهبری، از «برخورد خشونت‌آمیز» انتقاد کرد و خواستار «آزادی دستگیرشدگان» شد.

او همچنین پس از تظاهرات خونین ۳۰ خرداد که فردای نماز جمعهٔ مشهور آیت‌الله خامنه‌ای بعد از انتخابات صورت گرفت، از حاکمیت به‌خاطر «مقابله نظامی» با اعتراضات صلح‌جویانه و آرام مردم انتقاد کرد. وی ضمن تاکید بر «حق مسلّم» شهروندان در ابراز اعتراض، با اشاره‌ای غیرمستقیم به خطبه‌های نماز جمعه رهبر جمهوری اسلامی، انتساب «حرکت سالم» مردم به «بیگانگان» را «اعمال سیاست‌های نادرست» دانست که سبب «دورتر شدن مردم از حکومت» می‌شود.

خاتمی در اظهارنظری تند حتی تاکید کرد: «اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک‌طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین، علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته‌است.»

وی از اینکه «حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می‌شود و چهره‌هایی که همگی سابقه‌ای روشن دارند هدف پروژه نخ‌نمای تواب‌سازی و گرفتن اعترافات بی‌اساس و نمایش‌های تلویزیونی قرار می‌گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می‌شود» انتقاد کرده بود.

خاتمی همچنین از وضع امنیتی و سرکوب و عملکرد صدا و سیمایی که زیرمجموعهٔ رهبری است، انتقاد کرده و گفته بود: «میلیون‌ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می‌زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راه‌های قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده‌اند؛ ده‌ها نفر کشته شده‌اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند! کجاست صدا و سیما که این‌ها را به جامعه نشان دهد؟»

او در اظهارنظر مهم دیگری، «برگزاری همه‌پرسی» توسط «نهادهای بی‌طرف» را «تنها راه برون‌رفت نظام از بحران» ارزیابی کرده بود.

افزون بر اینها، خاتمی در نقدی معنادار که یادآور ارزیابی مشهور آیت‌الله منتظری بود، گفته بود: «مسائل غیرقانونی و غیرشرعی که در جریان بازداشت‌های اخیر و سپس در زمان نگهداری زندانیان رخ داده نه تنها جمهوریت نظام را خدشه‌دار کرده، بلکه اسلامیت نظام را هم مورد تردید قرار داده‌است.»

رئیس جمهور پیشین ایران همچنین در نامه‌ای سرگشاده که همراه با تعدادی از شخصیت‌های سیاسی خطاب به مراجع تقلید منتشر شد از «اشاعهٔ بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی» انتقاد، و به «برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی» که به گفته او «یادآور دوران سیاه ستمشاهی است»، اعتراض کرده بود.

خاتمی پس از انتخابات پرمسئله و ابهام ۱۳۸۸ مکرر به دیدار خانوادهٔ جان‌باختگان رویدادهای پس از انتخابات رفت؛ آنها را «شهید» خواند و تاکید کرد: «ایرانیان رشید هرگز از خواست‌های به‌حق خود دست بر نخواهند داشت.»

هرچند او در متن این داوری‌ها و سخنان همواره بر حفظ «نظام» تاکید کرده و اصل ولایت فقیه را «مورد قبول و احترام» خوانده بود، اما بعید به نظر می‌رسد این دست سخنان در برابر مجموعه گفتار و کردار سیاسی وی پس از انتخابات، آیت‌الله خامنه‌ای و راست افراطی همسو را راضی کرده باشد؛ و بیهوده نبود که از تابستان ۱۳۸۸ تا به امروز، خاتمی دیگر در هیچ مراسمی در بیت رهبری، مشاهده نشد.

اصرار بر اصلاحات در میانهٔ شکاف

چهرهٔ نخست اصلاح‌طلبی با وجود همدلی با رهبران و زندانیان و فعالان جنبش سبز، کوشیده در میانهٔ شکاف ملت و حکومت بایستد. یک سال پس از حبس خانگی رهبران جنبش سبز، و درحالی‌که قهر سبزها با صندوق‌های رأی محسوس بود او در انتخابات مجلس ۱۳۹۰ مشارکت کرد. حضوری که موجب نقدها و گلایه‌های بسیار از وی شد. خاتمی اما می‌کوشید از زاویهٔ سیاست‌ورزی خود، درهای گفت‌وگوی اصلاح‌طلبان با هسته اصلی قدرت را باز نگه دارد.

فعال شدن وی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ اما اوج فعالیت خاتمی در متن سیاست‌هایی بود که موجب تثبیت و افزایش اقتدار نظام می‌شد. هرچند نتیجهٔ انتخابات (پیروزی روحانی) موجب خشنودی وی و اصلاح‌طلبان بود، اما هم‌زمان کاهش شکاف ملت و حکومت را نیز نشان می‌داد؛ شکافی که پس از انتخابات ۱۳۸۸ عمقی غریب یافته بود.

از فردای انتخابات ۱۳۹۲، خاتمی و اصلاح‌طلبان به انتظار پاسخ اثباتی و تعامل فعال رهبر جمهوری اسلامی و کانون مرکزی قدرت نشستند. فشارها علیه اصلاح‌طلبان اما دچار تغییر محسوس نشد. آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد روحانی مبنی بر سفر خاتمی به آفریقای جنوبی برای شرکت در مراسم تشییع و تدفین پیکر نلسون ماندلا را رد کرد، و ممنوع‌الخروجی خاتمی ادامه یافت.

تضییقات و فشارها و تهدیدهای امنیتی علیه جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب، دو جمعیت سیاسی مهم اصلاح‌طلبان ادامه یافت، و هر جا دولت روحانی به یاران خاتمی نزدیک شد، از شخص رهبری تذکر شنید و از نهادهای مطیع وی، واکنش تند دید.

به‌عنوان جدیدترین شاهد برجسته، آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دولت روحانی، تصریح کرد که «دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح‌بندی‌ها شوند»؛ و تاکید نمود که «باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.» رأس هرم نظام سیاسی که از واکنش موسوی و کروبی و سبزها، همچنان برآشفته مانده، «خطوط قرمز» را هم تدقیق کرد: «فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسهٔ رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»

آشتی مشروط به «عفوطلبی»

درحالی‌که حبس خانگی رهبران جنبش سبز از ۱۳۰۰ روز فراتر رفته، آیت‌الله خامنه‌ای هیچ نشانه‌ای از نرمش برای گشایش فضای سیاسی نشان نمی‌دهد. برعکس ـ و چنان‌که علی مطهری گزارش می‌کند ـ او بر تداوم حصر غیرقانونی و مجازات بدون محاکمهٔ موسوی و کروبی و رهنورد، مصّر است.

مجموعه اظهارنظرهای مهم‌ترین تریبون‌های معرف و مبلغ و مروج مواضع رهبر جمهوری اسلامی (از دبیر شورای نگهبان گرفته تا رئیس و سنخگوی قوه قضائیه و از سپاه و بسیج تا کیهان و امام جمعه‌های پایتخت) در ماه‌های گذشته، دال بر لزوم «عفوطلبی» و «درخواست گذشت» و «خواهش بخشایش» از «نظام» و رأس هرم سیاسی آن، برای تغییر وضع رهبران و زندانیان و فعالان جنبش سبز، و نیز اصلاح‌طلبان همدل با آنان است.

تا چنین چیزی رخ ندهد (درخواست عفو و طلب بخشش)، آتش‌بار توهین و اتهام و تهدید و تحدید علیه اصلاح‌طلبان همدل با موسوی و کروبی مستدام است.

خاتمی در یکی از اظهارنظرهای اخیرش بار دیگر از ضرورت «آشتی» گفته: «راه‌حل مشکلات کنونی میدان دادن به افرادی با زبان تند و حصر و محدود کردن نیروها نیست بلکه مصلحت نظام ما آشتی ملی است… عده‌ای به‌جای آشتی به حذف و کینه می‌اندیشند.» اما آیا نگاه و رویکرد سیاسی رهبر جمهوری اسلامی با تمامیت‌خواهان واجد تمایز محسوس است؟

یکی از مهم‌ترین تریبون‌ها و نمادهای آشتی‌ستیزی و گفت‌وگوگریزی، «کیهان» است. روزنامه‌ای که آیت‌الله خامنه‌ای با آن عکس یادگاری می‌گیرد و روی تخت بیمارستان، یکی از منابع خبری شخص اول نظام می‌شود.

با چنین وضعی (همدلی رهبر جمهوری اسلامی با نگاه تمامیت‌طلبانه و صلح‌ستیز)، آیا نامهٔ مجمع روحانیون مبارز ـ با امضای خاتمی ـ موجب تغییر نگرش و روشی در کانون مرکزی قدرت خواهد شد؟ آنجا که به‌طور مکرر نشان داده رغبت و تمایلی به توسعه سیاسی و مشارکت ملی ندارد.

خاتمی و مجمع روحانیون مبارز اما با ارسال پیام مودت و ارادت برای آیت‌الله خامنه‌ای، «آزموده»‌ای را بار دیگر ـ و شاید برای ثبت در تاریخ و پیش وجدان خود ـ می‌آزمایند. کوششی برای تغییر وضع تدریجی کشور از دل مصالحه. اقدامی که برای خاتمی و مجمع، بی‌هزینه نیست: رنجش بخش مهمی از سبزها. آن‌هایی که ترجیح می‌دهند خاتمی در متن جامعه مدنی و کنار جنبش اجتماعی بایستد و تلاش برای آشتی را به کسانی چون هاشمی و ناطق نوری و حسن خمینی بسپارد.

برخلاف بسیاری دیگر از رویدادهای سیاسی، به نظر می‌رسد چشم‌انتظاری برای واکنش رهبر جمهوری اسلامی به پیام مجمع روحانیون مبارز با امضای خاتمی، چندان به درازا نینجامد. رهبری که منافع نظام مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه را به منافع ملی ترجیح می‌دهد، در یک سالی که از برآمدن دولت «تدبیر و امید» روحانی گذشته، فرصت‌های مهم و ارزشمندی را برای آشتی، سوزانده‌است. رهبری که خود را پشت‌گرم به سلاح و سرکوب می‌داند و ضرورتی برای گشایش سیاسی قائل نیست، آیا واکنشی متفاوت به این پیام خواهد داشت؟

No responses yet

Sep 12 2014

اعلام عمومی جراحی، آغاز پروژه تعیین جانشین آیت‌الله خامنه‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اگرچه اعلام عمومی جراحی آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای امر اطلاع رسانی پیرامون اقدام درمانی برای شخص اول نظام را به اذهان متبادر می‌کند، اما در اصل یک پروژه سیاسی است.

علنی کردن عملی که لزومی در آن نبوده است و چه بسا نمونه‌های مشابهی نیز در گذشته داشته است، گویای تصمیم خامنه‌ای برای انتقال پیام‌های ویژه‌ای است. بر اساس خاطرات هاشمی رفسنجانی رئیس تشخیص مصلحت نظام، خامنه‌ای حداقل یک بار تن به جراحی داده و کیسه صفرایش را خارج ساخته‌اند.

رمزگشایی از پیام‌های یاد شده آسان نیست. اما ژرف کاوی نوع اطلاع رسانی، چینش عکس‌ها و سخنان کوتاه او آشکار می‌سازد اهداف کوتاه مدت و میان مدتی برای این کار در نظر گرفته شده است. گذشت زمان نشان می‌دهد که نتایج فضا سازی رسانه‌ای حول عمل پروستات آیت‌الله خامنه‌ای چه خواهد بود.

در وهله نخست می‌توان دریافت که بهبود تصویر منفی در افکار عمومی و تحریک احساسات برای نمایش محبوبیت مد نظر بوده است. این بار بر خلاف تصاویر اقتدار گرایانه از آیت‌الله خامنه‌ای که او را استوار در جلسات عمومی نشان می‌دهد، پیرمردی ضعیف بر بستر بیماری به نمایش گذاشته می‌شود. این بار چهره‌ای نمایان نیست که در جلسات رسمی و عکس‌هایی که از آن به نمایش گذاشته می‌شود بر فاصله گذاری معنا دار بین او و دیگر صاحب منصبان حکومت تاکید و اصرار می‌شود. خامنه‌ای که تا کنون در معرض افکار عمومی به نمایش گذاشته شده است چهره‌ای محکم و با اقتدار است وضعف در او وجود ندارد.

اما اینک تصویری مشاهده می‌شود که مشابه انسان‌های عادی مریض می‌شود و ممکن است مرگ به سراغ او بیاید؛ اگرچه عمل جراحی عادی برای مردان پا به سن گذاشته را تجربه می‌کند، اما به دعای خیر مردم نیاز دارد.

خود او این نیاز را علنا به زبان می‌آورد تا مدافعان و نیرو‌های زیر دستش به جریان‌سازی در جامعه برای برخورد عاطفی و شفقت جویانه از وی بپردازند.

اگرچه آیت‌الله خامنه‌ای و رسانه‌های رسمی حکومت می‌کوشند بازیابی صحت و سلامتی او را تبلیغ کنند و تدوام رهبری قدرتمند وی را به جامعه مخابره سازند، اما «ناپایداری» پسامد اجتناب ناپذیر این رویداد است. تصویر خامنه‌ای بر روی تخت بیمارستان بیش از پیش مرگ محتمل وی را برجسته می‌سازد و تصاویر آیت‌الله خمینی در پایان عمر در بیمارستان را تداعی می‌بخشد.

به نظر می‌رسد ناپایداری یاد شده هسته مرکزی فضا سازی رسانه‌ای و احساسی برای درمانی رهبر جمهوری اسلامی است. با علم به قدرت رسانه و اطلاع رسانی، خبر جراحی خامنه‌ای که تبعات غیر قابل کنترلی نداشت، پیشاپیش اعلام شد و افکار عمومی داخل و رسانه‌های خارجی غافلگیر شدند.

ناپایداری حاصل با برخوردی پارادوکسیکال هدف قرار گرفته است. نخست در وجه کوتاه مدت نشان داده می‌شود که آیت‌الله خامنه‌ای بر خلاف شنیده‌های شایع، بیماری حاد و کشنده‌ای ندارد. اعلام موضوع از سوی وی نمایانگر «بی‌اساسی» شایعاتی است که مرتب بیماری آیت‌الله خامنه‌ای و مرگ قریب الوقوع او را خاطر نشان می‌سازند.

به این ترتیب حکومت با مدیریت فضای عمومی می‌کوشد تا جلوی تاثیرات منفی پخش خبر احتمالی درگذشت ناگهانی آیت‌الله خامنه‌ای را بگیرد و همچنین فضا را در اقدامی کنترل شده آزمایش کند؛ که واکنش‌ها چگونه است. در پایان نیز آیت‌الله خامنه‌ای سالم از بیمارستان به بیتش می‌رود تا معلوم شود او نه تنها احساس آسیب پذیری نسبت به بیماری ندارد بلکه به اطلاع‌رسانی پیرامون وضعیت سلامت خود می‌پردازد. قرار است از این به بعد اخبار پشت پرده مربوط به ادعای بیماری وی بمانند سابق خریدار نداشته باشد و افکار عمومی زمانی قانع شود که مسئله‌ای واقعا وجود دارد که از کانال مجاری رسمی اعلام گردد.

نتیجه این کار افزایش آرامش حکومت و مهار مخالفان در استفاده از بی‌ثباتی مقطعی است که در صورت بیماری وخیم خامنه‌ای ممکن است پیش آید. البته منظور از مخالفان اپوزیسیون نیست، بلکه نیرو‌های معترض به وضع موجود در داخل نظام مورد نظر هستند. کسانی که چه بسا عکس‌های آنان و خنده‌های آیت‌الله خامنه‌ای و ارتباطات به ظاهر صمیمانه آن‌ها نمایش داده شد اما در واقعیت تقابل جدی بین نظرات آن‌ها با دیدگاه‌های خامنه‌ای و حلقه نزدیکان وی وجود دارد.

اما وجه بلند مدت ناپایداری -بر خلاف وجه کوتاه مدت آنکه تداوم حکمرانی مقتدرانه خامنه‌ای و عبور موفقیت آمیز او از بیماری را بازتاب می‌دهد- به آینده نظام بعد از او اختصاص دارد.

به نظر می‌رسد رسانه‌ای کردن حضور خامنه‌ای در بیمارستان و جراحی وی آغاز فرایند تعیین جانشینی ولی فقیه باشد.

این پروژه زمان طولانی و گام به گامی را طی خواهد کرد. اما موضوعی که تا کنون حداقل در ظاهر مسکوت مانده است، ازاین به بعد پذیرفته شده و سعی می‌گردد جامعه وکارگزاران نظام برای زمانی که خامنه‌ای دیگر زنده نیست، آماده گردد.

خامنه‌ای با علنی کردن بیماری «نه چندان جدی‌اش» و بسیج احساسات هوادارانش این پیام را داد که او از استحکام بافت و ساختاری که در داخل نظام ایجاد کرده است اطمینان دارد و نگران نیست که هر لحظه فوت کند. مانور سیاسی وی، تلاش برای خنثی‌سازی تصوراتی است که بر شکننده بودن مناسبات مسلط کنونی قدرت و تاثیر جایگزینی آیت‌الله خامنه‌ای در تحولات سیاسی ایران تاکید دارند.

پروژه جانشینی در این گام متوقف نمی‌ماند و در مسیری کنترل شده و زمانمند به سمت جا انداختن جانشینی از بخش مسلط قدرت کنونی حرکت می‌کند. احتمال کمی وجود دارد که خامنه‌ای در زمان حیات خود تعیین قائم مقام و انتخاب رسمی جانشینش را بپذیرد. اما محتمل است که فضا را برای تثبیت و تقویت گزینه مورد نظرش مساعد سازد. عنصر کانونی، انتخاب فرد برای «آیت‌الله خامنه‌ای آینده» نیست بلکه کنار زدن افرادی‌ست که از دید بلوک قدرت نامطلوب فرض می‌شوند و همچنین تعیین شاخص‌های رهبر آینده است و ساختاری که قرار است تصمیم گیری حقیقی را انجام دهد.

گذشت زمان نشان می‌دهد که تا چه میزان پروژه تعیین جانشینی خامنه‌ای به تحقق می‌پیوندد وچه مسیری را طی می‌کند. اما اگر این اتفاق بیفتد آنگاه فشار بر کسانی که از دید حلقه نزدیکان خامنه‌ای برای جانشینی وی نامطلوب محسوب می‌شوند، افزایش خواهد یافت. برخورد نهایی با آیت الله منتظری نیز درست زمانی انجام شد که بیماری آیت‌الله خمینی وارد مرحله سختی شده بود. در این میان حساسیت‌ها بیشتر متوجه اکبر هاشمی رفسنجانی و حسن خمینی خواهد بود.

توسط علی افشاری

No responses yet

Sep 09 2014

ثمثال مبارک پس از عمل ‫#‏پروستات‬ ملوکانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

No responses yet

Sep 09 2014

تاجزاده: آقای خامنه‌ای! به فکر حقوق ملت باشید، نه دلواپسی‌های کاسبان تحریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

الف: سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، از او خواست رضایت عموم مردم را فدای نارضایتی اقلیتی نکند که دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروت اند. وی همچنین تصریح کرد: انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت سخت و طاقت فرسای اقتصادی مردم و وضعیت گرانی و تورم و بیکاری و فساد، خاطرنشان کرد: زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند.

وی خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت: اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند.

تاجزاده از رهبری خواست به عنوان رهبر، فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهد و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیت نکند. وی تاکید کرد: ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.

متن این نامه را در ادامه بخوانید:

‌

رهبر محترم جمهوری اسلامی
با سلام و احترام

در دیدار با سفرای کشورمان فرمودید: « عده ای این جور وانمود می کردند که اگر با آمریکایی ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می شود. البته ما می دانستیم این جور نیست… در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته ای بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس ها، نشست ها و مذاکراتی داشته باشند. اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و در تریبون های عمومی بیان کردند. آمریکایی ها نه تنها دشمنی را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند… کاری که دکتر ظریف و دوستانش شروع کردند و تا امروز هم پیش رفتند دنبال می شود …]مذاکره با آمریکایی ها[ ما را در افکار عمومی ملت ها و دولت ها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می دهند.» (اطلاعات ۲۳/۵/۱۳۹۳)

در نقد اظهارات فوق موارد زیر را به استحضار می رساند:

یکم)

۱- برخلاف نظر جناب عالی درباره آمریکا شناسی اصلاح طلبان، آنان چون با سازوکار شورای امنیت و نقش منحصر به فرد آمریکا در آن آشنا بودند در زمانی که مسئولیت داشتند، کوشیدند با سه کشور اروپایی به توافق برسند تا پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارسال نشود و آمریکا نتواند حرف آخرش را در این زمینه بزند.

۲- پس از آن که حکومت در سال ۱۳۸۴ یک دست شد و قطار انقلاب به گفته جنابعالی به ریل خود بازگشت، منسوبان شما با شعار نگاه به شرق و قطع مذاکرات با اروپایی ها فرصتی استثنایی برای واشنگتن فراهم آوردند تا پرونده ما را از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل بفرستند و قطع نامه های متعددی را البته با آرای مثبت روسیه و چین علیه ایران به تصویب برسانند و سپس به استناد مصوبات آن شورا، تحریم های گسترده ای را به همراهی متحدانش به ما تحمیل کنند.

۳- جناب عالی که می دانستید دور میز نشستن با آمریکایی ها بی فایده است و حتی مذاکرات نیز مانع افزایش تحریم ها نخواهد شد چرا گذاشتید پرونده ما به شورای امنیت برود و جمهوری اسلامی عملا گروگان آمریکا شود؟ آیا نمی دانستید که آمریکا در شورای حکام آژانس فقط یک عضو محسوب می شود و اختیارات قانونی ویژه ای ندارد اما در شورای امنیت از حق وتو برخوردار است و لغو و حتی کاهش تحریم ها الزاما در گرو توافق با آن کشور است؟ آیا نمی دانستید کاخ سفید با اتکاء به قطع نامه های آن شورا می تواند به رغم مخالفت چین و روسیه نه فقط نفت بلکه بانک مرکزی ما را تحریم و پول های ایران را بلوکه کند؟ آیا نمی دانستید قطع نامه های شورای امنیت برای همه کشورهای عضو سازمان ملل الزام آور است و به همین دلیل دفتر لندن بانک ملی ایران پس از تعطیلی اولیه برای آن که بتواند فعالیت های خود را از سر گیرد، ثابت کرد که به تمام قطع نامه های شورای امنیت ملی علیه جمهوری اسلامی ایران پایبند بوده و تمام تحریم های صورت گرفته را علیه ایران به مرحله اجرا درآورده است؟ خفت از این بیشتر می شود؟ به هر رو اگر می دانستید چرا زمانی که فرصت داشتید اقدام خاصی علیه این روند انجام ندادید و اگر نمی دانستید چرا اکنون به جای تصحیح اشتباهات خود و منسوبانتان باز هم به تخفیف و تحقیر منتقدانی می پردازید که این روزها را پیش بینی می کردند و به موقع هشدارهای لازم را به جنابعالی و سایر مقامات وقت دادند؟ آنان سزاوار قدردانی هستند نه زندان! البته از لطف شما که این بار منتقدان را مرعوب (بزدل عربی) یا ناآگاه و ناآشنا با الفبای سیاست نخواندید و به هماهنگی و هم سویی با دشمنان متهمشان نکردید، سپاسگزارم.

۴- آقای خاتمی ۱۱ سال پیش از دستاوردهای دانشمندان ایرانی در دانش و صنایع هسته ای رونمایی کرده برای این که بهتر معلوم شود دیدگاه کدام طرف از دو جناح واقع بینانه بوده است می پرسم که آیا اصلاح طلبان در طول این سال ها هشدار ندادند که با دیپلماسی جدید هسته ای الف) پرونده ایران به شورای امنیت خواهد رفت. ب) آن شورا قطع نامه علیه کشورمان صادر خواهد کرد. پ) صدور قطع نامه را آخرین اقدام شورا علیه ما ارزیابی نکردند؟ ت) فشار و زیان تحریم ها را بر ایران و ایرانی به مراتب بیش از تنگنا و ضرری نخواندند که بر اقتصاد آمریکا و هم پیمانانش وارد خواهد شد؟ ث) تهدیدهای کاخ سفید را درباره تحریم های نفتی و بانکی باید جدی گرفت و مانع تصویب و یا دست کم اجرای آن ها شد؟ چ) با آزاد و رقابتی برگزار کردن انتخابات مجلس پنجم از شروع تحریم های نفتی و بانکی جلوگیری کرد.

۵- در سال ۱۳۹۰ اوباما در فکر تحمیل سهمناک ترین تحریم ها به ملت ما بود و برای آغاز آن برنامه ریزی می کرد. جنابعالی نیز در همان سال شرایط را برای حذف اصلاح طلبان از حکومت و تشکیل مجلس یک دست آماده می کردید. دغدغه ای که مرحوم عسگراولادی آن را چنین فرمول بندی کرد: « مقام معظم رهبری به دنبال یک مجلس اصولگرا با سلایق مختلف هستند» (قدس ۲۱/۱۲/۱۳۹۰) به این ترتیب پرونده جمهوری اسلامی با دو بال پرواز به اتوبوسی با یک راننده استحاله یافت و بر ایران و ایرانی رفت آن چه همگان در دو سال آخر دولت احمدی نژاد دیدند. تک جناحی شدن حکومت با سقوط ۷۰ درصدی ارزش پول ملی، سه برابر شدن بهای دلار، گرانی و تورم ۴۰ درصدی، بیکاری گسترده، فساد بی سابقه حکومتی و رشد منفی اقتصادی مقارن شد.

۶- فرض کنیم هیچ راهی برای جلوگیری از تحریم ها وجود نداشت و شما هم می دانستید که حتی مذاکرات نیز قادر نخواهد بود رهبران کاخ سفید را از خر شیطان پایین آورد و مانع افزایش تحریم ها شود. پس چرا از هدر رفتن ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی کشور در طول سال هایی که قطع نامه های تحریم یکی پس از دیگری علیه ما به تصویب می رسید جلوگیری نکردید و چرا آن سرمایه افسانه ای را در جهت تأمین مایحتاج ضروری مردم، رونق تولید، افزایش اشتغال و کاهش فقر به جریان نینداختید و به ذخیره سازی مناسب ارز و کالای اساسی نپرداختید تا تحریم های جدید، داروهای مورد نیاز مردم را کمیاب یا حتی نایاب نکند؟ آمریکا این جوری نبود شما چرا گذاشتید «ثروت ملی ما آن هم در آن شرایط سخت آن جوری به باد رود؟» سریال یوسف پیامبر را در این سال ها ساختند اما دریغ از اندکی درایت و مدیریت یوسفی در مواجهه با تنگناها و کمبودها!

دوم)

۱- فرمودید که در یک سال اخیر «لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و تریبون های عمومی بیان کردند.» من از توقعات فزاینده کاخ سفید در جلسات بی خبرم اما بعید نمی دانم که هر دو طرف بر مبنای به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن طرف مقابل در آغاز مذاکرات سقف درخواست های خود را مطرح کرده باشند تا در فرجام به کف مطالبات خود دست یابند. احتمالا تیم ایرانی نیز از لزوم داشتن صد هزار سانتریفیوژ شروع کرده است. به هر حال در آینده نزدیک معلوم خواهد شد که کف و سقف مطالبات طرفین چه بوده است. اما آن چه در رسانه ها دیدیم و شنیدیم و خواندیم ادعای دیگرتان را تأیید نمی کند. اظهارات و حتی رفتار آمریکایی ها در قیاس با آن چه در دولت قبل بیان کردند و انجام دادند، تندتر و اهانت آمیزتر نیست. حتما فراموش نکرده اید که رئیس دانشگاه کلمبیا در چه فضا و با چه دکوری از هیأت ایرانی استقبال کرد و در برابر چشم میلیون ها انسان که شاهد پخش زنده مراسم بودند، آقای احمدی نژاد را «دیکتاتور کوتوله» نامید. رئیس انقلابی دولت نهم اما در اعتراض به این اهانت آشکار نه جلسه را ترک کرد و نه پاسخی درخور به آن داد. تنها برای فرار از انتقادهای داخلی آن را فتح الفتوح خواند. از جناب عالی نیز نشنیدم که هرگز درباره آن توهین بی سابقه و آزار دهنده کلامی گفته باشید.

۲- ادبیات جناب عالی و به طور کلی جناح رهبری را علیه آمریکا در این یک سال اگر تندتر از گذشته نخوانیم قطعا نرم تر نبوده است.

۳- تیم ایرانی طبق دستور جنابعالی تنها در موضوع هسته ای مجاز به مذاکره با آمریکاست. با وجود این گله می فرمایید که چرا مواضع مقامات آن کشور در دیگر زمینه ها تغییر نکرده و حرف های سابق خود را تکرار می کنند. مگر مسئولان ایرانی و از جمله جناب عالی جز این در ماه های اخیر عمل کرده اید؟

۴- چنان چه به دولت مجوز یا مأموریت دهید که در تمام موارد اختلافی با دولت آمریکا به مذاکره بپردازد آن گاه می توان انتظار داشت که به موازات پیشرفت مذاکرات طرفین رفتار و گفتار خود را تغییر دهند و مواضع خصمانه خویش را تعدیل کنند.

۵- از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مقامات آمریکایی ادعاها، اتهامات و حتی اهانت هایی را متوجه حکومت و گاه ملت ما کرده اند. پاسخ دولت مردان ایرانی نیز ایرادها و حتی اهانت هایی علیه دولت آمریکا و سمبل های ملی آن کشور بوده است. فرق دولت آقایان خاتمی و روحانی با دوره آقای احمدی نژاد در این است که در دوره یک دست شدن حکومت هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را. هم تهمت شنیدم و تحریم شدیم و هم کشور به قهقرا رفت. شگفت آن که جناب عالی سیاست خارجی دوره اصلاحات را که اجازه نداد بوش جنگ طلب و سرمست از پیروزی در افغانستان و عراق، ایران را تحریم و پول هایش را توقیف کند و دیپلماسی کشور را در خدمت پیشرفت آن قرار داد، شکست خورده می دانید ولی عصر چوب و پیاز و عقب گرد احمدی نژاد را موفق می نامید!

سوم)

۱- جناب عالی تعامل با همه دولت ها را به استثنای دو کشور تأیید فرمودید. تکلیف جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل روشن است و آن رژیم را به رسمیت نمی شناسد اما در مورد آمریکا حتی اگر نظر شما درست باشد و گفتگو با آن دولت تذبذب، انفعال و سردرگمی جمهوری اسلامی را در اذهان جهانیان متبادر سازد اما حتما توجه دارید که این سخن زمانی قابل طرح است که مذاکره ای درکار نباشد نه اکنون که مقامات دو کشور در حد وزرای خارجه گفتگوهای متعدد انجام می دهند. به نظر می رسد که شما خود به این نقیضه التفات داشته اید که علت برگزاری نشست های هسته ای را حساسیت آن خواندید و به این ترتیب مذاکره تنها درباره مسائل غیرحساس ممنوع می شود که فکر نمی کنم خود شما نیز حاضر به دفاع از این گزاره باشید.

۲- جناب عالی ماجراجویی نظامی آمریکا را علیه ایران و از جمله چالش هسته ای مؤکدا نفی کرده اید. بفرمایید حساسیت پرونده هسته ای جز تحریم به چه چیز برمی گردد که مذاکره را موجه ساخته است؟ بویژه آن که شما تأکید دارید باب مذاکرات هسته ای را به علت تحریم باز نفرموده اید. موجب امتنان است توضیح دهید به چه دلیل این مسیر را گشودید و چرا نباید و نمی توان آن را به موضوعات دیگر تعمیم داد؟

۳- در دوره اصلاحات جلوگیری از اجماع کشورهای قدرتمند دنیا علیه جمهوری اسلامی را پیروزی بزرگ نامیدید ولی در دولت آقای احمدی نژاد نظرتان را تغییر داده دیپلماسی هسته ای عصر اصلاحات به مسئولیت دکتر روحانی را عقب نشینی خواندید. بعد از آشکار شدن آثار مخرب و رو به تزاید تحریم ها و توسعه نارضایتی علیه راهبرد هسته ای حتی میان اصول گراها در فرودین ۹۲ اجازه گفتگو با آمریکا را صادر کردید. این بار نیز یک سال از نشست و برخاست طرفین نگذشته مذاکرات را بی فایده بلکه مضر می خوانید و در کمال تعجب ادامه آن را توصیه می فرمایید. فکر نمی کنید آن چه افکار عمومی را در داخل و خارج سردرگم می سازد بیش از تبلیغات غرب، مواضع متناقض جناب عالی باشد؟

۴- هنگامی که هم زمان با صدور مجوز مذاکرات، از نرمش قهرمانانه در سیاست داخلی و خارجی دم زدید به این ذهنیت دامن زدید که روابط دو کشور دیر یا زود تغییر خواهد یافت. نفی مطلق مذاکره در دیدار با سفرا نه با آن اجازه سازگار است و نه با این تعبیر نسبتی دارد.

۵- در همین سخنرانی صلح امام حسن را مصداق بارز نرمش قهرمانانه خواندید که هم درست است و هم زیبا ولی توجه دارید که اگر ایشان مسیر پدر بزرگوارشان را ادامه می دادند و به دلیل تغییر اوضاع و احوال و مقتضیات زمان با معاویه صلح نمی کردند آن تعبیر را در مورد تصمیم امام مجتبی به کار نمی بردید هم چنان که قیام برادر ارجمندشان بزرگ شهیدان تاریخ را نرمش قهرمانانه نمی نامیدید. به هر رو اگر قرار بر پیمودن همان مسیر پیشین است چرا از صلح امام حسن سخن می گویید و چنان چه به هر دلیل تغییر را مصلحت یا لازم می بینید چرا با تذبذب و تزلزل خاطر طی طریق می کنید؟

چهارم)

۱- فرض کنیم جنابعالی قصد حل معضل هسته ای را با مذاکره داشتید. اما مشاهده کردید که آمریکایی ها به موازات مذاکرات به جای آن که از اتهامات، اهانت ها، طلب کاری ها، دشمنی ها و تحریم های خود بکاهند، بر آن هم می افزایند. نتیجه منطقی مدعیات شما علیه مذاکرات به ویژه اگر تعهدات طرف ایرانی را نیز در تعدیل غنی سازی اورانیوم به آن اضافه کنیم، مغبون شدن جمهوری اسلامی از هر دو سوست. پس چرا تفاهم ژنو را موفقیت خواندید؟ چرا با تمدید مذاکرات بی فایده و در حقیقت زیانمند موافقت فرمودید؟ چرا ادامه گفتگوها را به کم کردن اهانت ها، اتهام ها، دشمنی ها و تحریم ها توسط آمریکایی ها مشروط نکردید و چرا اعلام فرمودید کار تیم مذاکره کننده ایرانی تا امروز خوب پیش رفته است؟ روشن نیست این ظریف عزیز پس از این چگونه می تواند از مذاکرات و دستاوردهایش دفاع کند اما به ضدیت با ولایت فقیه متهم نشود و ابتدای سخنش انتهای آن را نقض نکند.

۲- رژیم اسرائیل، ارتجاع عرب و جناح جنگ طلب آمریکا مخالفان بزرگ مذاکرات و تفاهم ژنو هستند در میان ایرانیان نیز هیچ مجموعه ای به اندازه فرقه تروریست رجوی و مارکسیست های استالینیست به مخالفت با گفتگوها برنخاستند. بنابر این یا حکم همیشگی خود را ابطال فرمایید و اعتراف کنید موضع یک سان دو یا چند گروه له یا علیه موضوعی الزاما به معنای یک سانی عقیده یا انگیزه یا هدف یا منافع آنان نیست و بر هماهنگی و همکاری آنان دلالت نمی کند. در غیر این صورت موضع خود را تغییر دهید و قاطعانه و بدون لکنت زبان از مذاکرات پشتیبانی کنید.

۳- ادعای شما در باب خسارت بار بودن مذاکرات با توصیه بعدی آن جناب در مورد تداوم آن چنان متضاد است که رسانه های اصول گرا نیز نتوانستند آن را نادیده انگارند و برای رفع یا پوشاندن این تضاد به تکاپو افتادند اما ناکام بودند. زیرا تعارض مزبور تنها در صورتی حل می شود که بپذیریم قسمت نخست سخن شما مصرف داخلی داشت و بخش دوم آن مربوط به خارج بود.

پنجم)

۱- آمریکا و شرکای اروپایی اش در سال ۹۲ تصمیم داشتند صادرات نفت ایران را که طی دو سال قبل از آن به نصف تقلیل داده بودند به یک چهارم کاهش دهند و سپس آن را به صفر برسانند. عنایت دارید که وقتی صادرات نفت مان به یک دوم رسید، ریال دو سوم ارزش خود را از دست داد و بهای دلار بیش از سه برابر افزایش یافت اکنون بفرمایید اگر مذاکرات آغاز نمی شد و به تفاهم ژنو ختم نمی شد آیا طرح مزبور اجرا نمی گردید؟ آن گاه با کاهش صادرات نفتمان به یک چهارم ارزش پول ملی چقدر سقوط می کرد؟ ارز خارجی چند برابر می شد و صعود جهشی قیمت کالاها چه بر سر مردم به ویژه اقشار کم در آمد و محروم می آورد و در تداوم تحریم اگر صادرات نفت ایران به سمت صفر میل می کرد، بر سر اقتصاد کشور چه می آمد؟ آیا به همین زودی فراموش کردید که دولت جدید تحت چه شرایطی به مذاکره با آمریکا پرداخت و چه مخاطراتی را از سر میهن و مردم دور کرد؟

۲- به گفته سخنگوی هیأت ایرانی، آمریکایی ها معتقدند چنان که شرکتی تحریم های موجود را نقض کند آنان می توانند نامش را به فهرست تحریم شدگان اضافه کنند و آن را تحریم جدید نمی دانند. تیم ایرانی تفسیر مزبور را قبول ندارد و حتی یک بار در اعتراض به تحریم چند شرکت به دلیل فوق، مذاکرات را نیمه کاره رها کرده به ایران بازگشت. البته که خوب و به جا بود اگر تکلیف این مسئله را نیز به صراحت در تفاهم ژنو مشخص می کردند اما آیا از این اختلاف برداشت می توان بی فایده بودن مذاکرات را نتیجه گرفت و از بیشتر شدن تحریم ها به گونه ای سخن گفت که گویی اگر تفاهم ژنو نبود افزایش تحریم ها تفاوت چندانی با وضع کنونی پیدا نمی کرد؟

۳- چنانچه تحریم ها در این یک سال افزایش یافته بود به نظر شما ارزش دلار ۵ هزار ریال کاهش می یافت و قیمت آن تثبیت می شد و ما شاهد آرامش روحی و روانی در اقتصاد کشور می بودیم؟

۴- منظورتان را از بیشتر شدن دشمنی واشنگتن روشن بیان نفرمودید تا نقد دقیق آن ممکن باشد. اما آیا می توان منکر شد که یکی از دستاوردهای دیپلماسی دولت تدبیر و امید از جمله مذاکره با آمریکا افزون بر توقف تحریم ها، ارتقاء جایگاه میهن و کاستن از ایران هراسی در منطقه و جهان بوده است؟ آیا افزایش چشمگیر مراودات نمایندگان تقریبا تمام دولت ها را با مقامات ایرانی ملاحظه نمی فرمایید؟ پس چرا این واقعیات و پیشرفت ها را مسکوت می گذارید؟

ششم)

۱- اصولگرایان افراطی به آن دلیل در آرزوی شکست مذاکرات هستند که دست یابی به توافق جامع را پیروزی دولت جدید و نشانه نادرستی یا ناکارآمدی دیپلماسی دولت نهم و دهم ارزیابی می کنند که می تواند زمینه ساز گشایش اقتصادی میهن و مردم شود و مسئله حقوق بشر را برجسته و استمرار فضای پلیسی و امنیتی را دشوار سازد. هم چنین احتمال موفقیت حامیان دولت را در سال آتی بالا می برد. ناگفته پیداست که توافق جامع کاسبی تحریم را تعطیل و ضربه بزرگی بر بازار سیاه اقتصاد و سیاست کشور وارد خواهد کرد. بنابراین انگیزه و هدف آنان از مخالفت با توافق جامع روشن است. اگرچه برای جلب حمایت شما دلیل اقدام ها و بلکه کارشکنی های خود را نگرانی از افت جایگاه ولایت فقیه جلوه می دهند. به هر حال آنان دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروتند. انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.

۲- در مناظره سوم انتخاباتی همه نامزدها از دیپلماسی جاری هسته ای انتقاد کردند. گذشته از آنان آقای احمدی نژاد که در ۶ سال اول ریاستش بر دولت تهدیدهای غرب را با تحریک دولت ها و افکار عمومی شان پاسخ می داد و با دشمن تراشی بی نظیرش تمام قدرت های صاحب حق وتو را به رغم اختلاف های مهم شان علیه جمهوری اسلامی به اشتراک نظر رساند و بین دیپلماسی و تبلیغات انتخاباتی فرق نمی گذاشت، بالاخره در سال ۹۰ پی به وخامت اوضاع برد و تغییر دیپلماسی هسته ای و مذاکره مستقیم با آمریکا را پیشنهاد داد که مدعی است که با مخالفت شما مواجه شده است. به همین دلیل چند بار اعلام کرد که دیگر در مسئله هسته ای دخالت ندارد تا مسئولیت امر را، در دو سال آخر دولت خویش، و آغاز تحریم های نفتی و بانکی را مستقیما متوجه جناب عالی کند.

۳- نود و دو درصد مردم در رفراندوم هسته ای ۲۴ خرداد ۹۲ (۴۶ میلیون نفر از ۵۰ میلیون ایرانی واجد شرایط) به دیپلماسی جلیلی یعنی بیانیه خوانی واعلام مواضع به جای مذاکرات جدی و صریح رأی منفی دادند. بعید می دانم حتی ۱ درصد از ۲۷ درصد هم وطنی که در انتخابات شرکت نکردند و از ۳۶ درصدی که به دکتر روحانی رأی دادند و و از ۲۸ درصدی که چهار نامزد دیگر را برگزیدند، از نظر خود برگشته باشند اما احتمال زیاد می دهم که درصدی از رأی دهندگان به آقای جلیلی امروز به این نتیجه رسیده باشند که روش کنونی به مراتب بهتر است.

۴- اگر تا آذرماه سال جاری مذاکرات به نتیجه نرسد، دو راه بیشتر متصور نیست. نخست آن که به وضعیت بعدی برگردیم. ایران سانتریفیوژهای بیشتری نصب کند و غرب بر تحریم های نفتی و بانکی ما بیفزاید که معلوم است در آن حالت کدام طرف فشار بیشتری متحمل خواهد شد و گزینه دوم تمدید دوباره مذاکرات و استمرار آتش بس کنونی است که البته از انتخاب اول خیلی بهتر است اما مشکل را حل نمی کند و فرصت را از ما می گیرد.

۵- آقای اوباما نیز به اندازه دولت ما به این توافق نیاز دارد. با توجه به این که اوضاع منطقه پیچیده تر و شکننده تر از آن است که بتوان روند حوادث را دقیقا حدس زد یا پیش بینی کرد. عقل سلیم حکم می کند که حل چالش هسته ای را به تعویق نیاندازیم.

هفتم)

۱- به تجربه دریافته ایم هر زمان که جناب عالی نطق شدیداللحنی علیه آمریکا ایراد می فرمایید باید منتظر توبیخ روزنامه ای، فیلترینگ سایتی، ممانعت از چاپ کتابی، لغو مجوز نشری، جلوگیری از اکران فیلمی، کنسل شدن کنسرتی، توقیف تئاتری، تعطیلی انجمنی، بستن خانه صنفی ای، ممنوعیت کار هنرمندی، جمع آوری ماهواره از محله یا شهری، بازنشستگی اجباری استادی، محدودیت تحصیلی دانشجویی، حذف رشته ای از علوم انسانی، مخالفت با استفاده از فناوری تازه ارتباطی، منع ورود زنان به مکان عمومی ای، گسترش تفکیک جنسیتی در دانشگاهی، برای زنان ممنوعیت جدید استخدامی ای، دستگیری منتقدی، بازداشت خبرنگاری، ابطال پروانه وکیلی، منتفی شدن سخنرانی و برهم خوردن مراسمی، انحلال حزبی و … توسط یکی از نهادهای وابسته به رهبری باشیم.

آرزو به دل مانده ایم که خطابه های آتشین شما علیه دشمن با گشایش سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در میهن همراه شود. سخنرانی انقلابی اخیرتان نیز با همت ولایتمداران آزادی ستیز با استیضاح وزیر شایسته و وارسته علوم و تحقیقات مقارن شد. جرائم نابخشودنی دکتر فرجی دانا عبارت بودند از افشای بورسیه افراد فاقد صلاحیت علمی و مخالفت با استخدام آن ها، دفاع از حق ادامه تحصیل دانشجویان ستاره دار و اخراجی و سرانجام نظرخواهی از اعضای هیأت علمی برای ریاست دانشگاه. لابد الان سردار مشفق در جایی مشغول شرح عملیات ستاد مشهور است که چگونه یکی از خطرناک ترین طرح های آمریکا را با عزل قاطع و به موقع یکی از نیروهای دشمن خنثی کرده اند و با وارد آوردن ضربه کاری به ستون پنجم خصم ستاد متخاصمان را از دانشگاه ها برچیدند. به نظر می رسد نام رمز راهبرد ضد حقوق و آزادی های اساسی شهروندان در دوره جدید دل نگرانی از کند شدن حرکت پرشتاب علمی کشور است.

۲- دکتر جلیلی پس از هر نشست با ۵+۱ از مواضع انقلابی و براهین محکم هیأت ایرانی که مدعی بود بهت طرف مقابل را برانگیخته سخن می گفت. صدا و سیما نیز دائم از پیروزی و پیشرفت ایران دم می زد. البته آن چه ملت می دید و با گوشت و پوست خود حس می کرد با اندکی تفاوت با ادعاهای مزبور، افزایش مستمر تحریم ها و تهدیدها و تنگناها بود. با وجود این جناب عالی هرگز آن مذاکرات را حتی زمانی که تحریم ها به بانک و نفت و و طلا و بیمه و کشتیرانی کشید، مضر نخواندید و بر عکس بر جدید نبودن تحریم ها تأکید می نمودید و این که ما از بدو پیروزی انقلاب تاکنون به این تحریم ها عادت کرده ایم اما اکنون که تحریم های نفتی و بانکی متوقف شده و بخشی از ارزهای ایران که توقیف آن ها از دولت قبل شروع شده بود، در حال واریز شدن به حساب بانک مرکزی است، گفتگوها را بی فایده می نامید. آن هم به دلیل تحریم چند شرکت ایرانی در حالی که به اعتراف آقای حدادعادل «تحریم های جدید آن چنان تحریم هایی نبود که در کار ما خلل وارد کند و تأثیری داشته باشد.» (رسالت ۱۲/۶/۱۳۹۳)

۳- اصلاح طلبان پیشگیری را کم هزینه تر، مطمئن تر و کارآمدتر از درمان می دانستند و از عواقب قطع نامه های لازم الاجرای شورای امنیت و سوء استفاده های بعدی آمریکا از آن و نیز مسیر و مراحل دشوار لغو تحریم ها آگاه بودند. به همین دلیل می کوشیدند پرونده به شورای امنیت ارجاع نشود. خشنودیم از این که اصول گرایان نیز یکی پس از دیگری به همین نتیجه رسیده یا می رسند. حتی آقای احمدی نژاد، که ظاهرا از ۱۰۰ دلار شدن بهای نفت در هر بشکه سرمست بود و می گفت هرقدر می خواهید قطع نامه صادر کنید زیرا قطع نامه دان خودتان آسیب می بیند، نیز سرانجام پس از ۶ سال مدافع مذاکره و حصول تفاهم با آمریکا شد تا از شروع تحریم های نفتی و بانکی کشور جلوگیری کند که با مخالفت جناب عالی مواجه شد. چنان چه اجازه داده بودید در همان سال ۹۰ مذاکره با واشنگتن آغاز شود یعنی در شرایطی که نفت ایران به طور کامل صادر می شد، ارزهایمان بلوکه نشده و اوضاع اقتصادی میهن هنوز به هم نریخته بود، ما می توانستیم در جریان گفتگوها امتیازات به مراتب بیشتری از ۵+۱ بگیریم و از موضع بهتر و قوی تری لغو کامل تحریم ها را پیگیری کنیم. ما در آن سال قادر بودیم که در ازای تعلیق غنی سازی ۲۰ درصدی خواهان تعلیق بخش قابل توجهی از تحریم ها شویم نه آن که مثل سال ۹۲ که بزرگترین امتیاز اخذ شده این است که در ازای تعلیق مزبور ماهانه نیم میلیارد دلار از پول های خودمان را به خودمان تحویل دهند. آن هم در حالی که صادرات نفتمان به نصف تقلیل یافته و تازه نمی دانم که آیا در آمد حاصل از فروش همین میزان نفت نیز به طور کامل در اختیار ایران قرار می گیرد یا خیر؟ به هر حال مسئولیت از دست رفتن آن فرصت گرانبها در درجه نخست به عهده شماست. به خصوص که دکتر صالحی وزیر امورخارجه وقت نیز پیش از آغاز تحریم های نفتی و بانکی با ارسال نامه ای پیامدهای آن را برای مقامات عالی تبیین کرده بود. آیا منصفانه است که پیامدهای اجتناب ناپذیر آن فرصت سوزی بزرگ را متوجه دولت جدید می کنید؟

مقام محترم رهبری

وضعیت اقتصادی مردم سخت و طاقت فرسا شده است و گرانی و تورم و بیکاری و فساد بیداد می کند. زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند. جناب عالی به عنوان رهبر فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهید و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیتی نکنید. ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.

توفیق شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم.

سید مصطفی تاجزاده
شهریورماه ۱۳۹۳

No responses yet

Sep 09 2014

آرزوی مرگ برای «خامنه‌ای» در شبکه‌های اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: خبر عمل جراحی پروستات سید علی خامنه‌ای در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشته است و اغلب کاربران ایرانی با عمل جراحی رهبر ایران را به سخره گرفته‌ یا برای وی آرزوی مرگ کردند.

کامبیز حسینی، مجری برنامه طنز پولتیک، در صفحه فیس بوک خود [1] عکسی از علی خامنه‌ای بر روی تخت بیمارستان گذاشته که ماسک اکسیژن به صورت دارد و در حالی که تقریبا چشمانش بسته است، اما عینکش همچنان بر چشم است.

کامبیز حسینی درباره این عکس نوشته: «همه با هم دست به آسمان بریم.»

واکنش کاربران به این عکس و نوشته جالب توجه است.

کاربری به نام شیرین نوشته: «آقا عینک و در بستر بیماری هم درنیاوردن تا واسه ملت خوابای شفاف ببینن!!»

فرزانه به شوخی در خصوص عینک زدن رهبر ایران در بستر بیماری نوشته: «صحنه را دیدیم . . . دشمن بداند در حین بیماری نیز شفاف میبینیم . . .»

میلاد هم در اظهار نظری مشابه نوشته: «عینک زده عزرائیل رو درست ببینه، میخواد دقیقا حجم شیشه نوشابه ایی که دست عزرائیل رو ببینه»

بهاره هم از آرزوی خود پس از دیدن عکس خامنه‌ای نوشته است: «خدایا خودت میدونی تو دلمون چی میگذره خودت استجابت کن… آمین»

وحید یکی دیگر از کاربران در کامنتی آورده: «حتی واسه دشمنت هم هیچ وقت واسه دشمنت هم آرزوی مرگ نکن»

اما میلاد جواب داده که: «حییییف اکسیژن !!!»

فرزاد یکی دیگر از کاربران هم با اشاره به حصر میرحسین موسوی و عدم رسیدگی به وضعیت سلامتی وی و همسرش زهرا رهنورد نوشته: «خیلی جالبه میرحسین موسوی عزیز در حصر خانگی با وجود بیماری قلبی حتی کسی نیست بهش درست رسیدگی کنه!!! اونوقت ایشون همه بسیج شدن واسه سلامتیش واقعا مسخره ست»

سهیلا هم با آرزوی مرگ برای خامنه‌ای از کاربران خواسته: «دست بالا بریم که خداوندا شرش را از سر مردم ایران کم کن!»

علیرضا آرزوی عجیبی کرده و نوشته: «ایشالا خوب شه زود از جاش پاشه از پله ها بیمارستان بیوفته ضربه مغزی شه دیگه دکترام نتونن کاریش کنن»

کاربر دیگری هم همانند بسیاری از کاربران آرزوی مرگ برای رهبر ایران کرده و نوشته: «مردم غیور ازین فرصت مناسب کمال استفاده را باید ببرند تا برای نابودی ایشان دعا فرمایند. ان شاالله که قبول درگاه حق تعالی واقع شود»

بیشتر کاربران برای خامنه‌ای آرزوی مرگ کرده اند و عده‌ای هم عمل پروستات رهبر ایران را به تمسخر گرفته‌اند. تنها تعداد معدودی از کاربران سلامتی وی را آرزو کرده‌اند.

کامنت‌های کاربران سایت بالاترین [2] در خصوص انتشار خبر جراحی علی خامنه ای که در سایت خودنویس [3] منتشر شده هم جالب توجه است و بیشتر کسانی که کامنت گذاشته‌اند برای مرگ خامنه‌ای دعا کرده‌اند.

کاربری به نام اصلاح طلب با اشاره به رسانه ای شدن عمل جراحی رهبر ایران نوشته: «معمولاً جراحی هایی که قبلاً روی خامنه ای انجام میشده خیلی بی سر و صدا بود بود ولی اینکه الان موضوع رو رسانه ای کردند جای تعجب داره. در هر صورت امیدوارم هر چه سریعتر بیماری، این شیطان کثیف خونخوار رو از پا دربیاره.»

صفحه فیس بوک شبکه تلویزیونی من و تو [4] هم پر شده از کامنت کاربران ایرانی در خصوص رهبر ایران و بیشتر کاربران برای رهبر ایران آرزوی مرگ کرده اند.

کاربری به نام پویا نوشته: «انشاا… خبر مرگ عاغا (ل_ع)» که با واکنش مثبت بسیاری از کاربران صفحه فیس بوک شبکه منو تو روبرو شده است.

افسانه یکی دیگر از کاربران به تندی نوشته: «خدايا ثانيه به ثانيه زجر بكشه با تمام وجود لحظه ى آرامش نداشته باشه و بميره اين پدرسگ جانى حرم زاده و دست راستش تو سر تمام ملاهاى لجن كثيف پاك كن ميهن منو از اين اوباشا الهى»

در بین بیشتر کامنت‌هایی که در شبکه های اجتماعی با طنز رهبر ایران را به سخره گرفته‌اند یا آرزوی مرگ برای وی کرده‌اند، کاربری به نام غریب مدینه در جواب کامنت‌های کاربران در صفحه فیس بوک کامبیز حسینی نوشته: «به دعای گربه سیاه بارون نمیاد! حتی کامنت هایی هم که میزارید برای خنده همدیگه میزارید! به کوری چشمتون سال های سال زنده میمونه و آقایی میکنه این شما هستید که روز به روز پست تر و رو سیاه تر میشید…»

No responses yet

Sep 08 2014

رهبر معظم انقلاب صبح امروز تحت عمل جراحی قرار گرفتند/ بدبختانه عمل با موفقیت به پایان رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

مقام مزخرف رهبری: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه‌ی عزیمت به بیمارستان برای انجام عمل جراحی، در پاسخ به واحد مرکزی خبر گفتند: من یک عمل جراحی دارم و اکنون عازم بیمارستان هستم.
ایشان افزودند: البته جای نگرانی نیست. این به معنای آن نیست که مردم دعا نکنند لیکن ان شاءالله جای نگرانی نیست و یک عمل خیلی معمولی و عادی است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در پایان خاطرنشان کردند: ان شاءالله لطف خدای متعال شامل خواهد شد و کارها بخوبی پیش خواهد رفت.
لازم به ذکر است: رهبر معظم انقلاب اسلامی به دلیل عارضه پروستات صبح امروز (دوشنبه) در یکی از بیمارستانهای دولتی، تحت عمل جراحی قرار گرفتند که بحمدالله این عمل با موفقیت به پایان رسید.

No responses yet

Sep 05 2014

‘اجازه آیت‌الله خامنه‌ای’ برای دیدار مقام‌های ایران و آمریکا درباره داعش

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: بر اساس گزارش‌هایی که به بی‌بی‌سی فارسی رسیده، آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران اجازه داده است مقام‌های نظامی ایران با مقام‌های نظامی آمریکا در عراق دیدار داشته باشند. سخنگوی وزارت خارجه ایران اما این موضوع را تکذیب کرده است.

منابع مطلع در ایران به بی‌بی‌سی فارسی گفته‌اند رهبر ایران به قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس اجازه داده برای مبارزه با شبه‌نظامیان گروه “دولت اسلامی” (داعش)، ایران و آمریکا در عراق همکاری داشته باشند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه ایران با تکذیب این موضوع گفته “مواضع ما در این خصوص پیش از این اعلام شده و خبر مزبور صحت ندارد.”

در واکنش به انتشار این خبر، کریستین امانپور، خبرنگار سی‌ان‌ان، کلیک می‌گوید که فواد معصوم، رئیس‌جمهور عراق، در مصاحبه با او تایید کرده است که این همکاری میان ایران و آمریکا در جریان است.

ایران و آمریکا هر دو شبه‌نظامیان گروه دولت اسلامی را خطری جدی برای منطقه می‌دانند.

پیشتر گزارش‌های متعددی درباره حضور آقای سلیمانی در عراق منتشر شده است. در شبکه‌های اجتماعی، هم‌زمان با نبرد کلیک شبه‌نظامیان عمدتا شیعه برای بازپس گرفتن شهر ترکمان‌نشین آمرلی، تصاویر و فیلمی منسوب به آقای سلیمانی در شمال عراق منتشر شد که گفته می‌شود اخیرا گرفته شده است.

گفته می‌شود آقای سلیمانی در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی و مدتی بعد از قدرت گرفتن طالبان در افغانستان به فرماندهی سپاه قدس منصوب شد

سپاه قدس شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و فرمانده آن، قاسم سلیمانی از نزدیک‌ترین فرماندهان نظامی به رهبر ایران است. درباره آقای سلیمانی بیشترکلیک اینجا بخوانید.

ایران و آمریکا پیش‌تر هم در جریان جنگ آمریکا علیه طالبان در سال ۲۰۰۱ در افغانستان همکاری داشتند.

گرچه مقام‌های ایران پیش تر همکاری با آمریکا در عراق را رد کرده بودند اما گاهی تلویحا گفته بودند در صورتی که عراق بخواهد، ایران به کمک این کشور خواهد آمد.

رئیس‌جمهوری ایران در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران داخلی و خارجیکلیک گفته بود ایران در صورت درخواست عراق برای حل بحران داعش، همکاری با آمریکا را در نظر خواهد گرفت.

No responses yet

Sep 05 2014

رفسنجانی و اشاره به دادگاه‌های نظامی در پایان جنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در واکنش به حملات محسن رضائی دبير مجمع تشخيص و رحيم صفوی، به دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ اشاره کرد. در هفته‌های گذشته رحيم صفوی مشاور رهبری و فرمانده سابق سپاه در مصاحبه با نشريه رمز عبور پيرامون چگونگی پذيرش قطعنامه ۵۹۸ اظهار داشت رفسنجانی به دليل برنامه برای کسب قدرت بعد از آيت‌الله خمينی جنگ را پايان داد تا بعدا مشکلی نداشته باشد.

حرف‌های صفوی در ادامه خط تبليغاتی عليه رفسنجانی است که وی را متهم می‌سازند که با صورتبندی نادرست مسئله و در تنگنا گذاشتن فرماندهان جنگ همراه با دولت موسوی، آيت‌الله خمينی را مجبور به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ کردند. شواهد و مستندات فرضيه‌ای را قوت می‌بخشد که هدايت اين پروژه را خود رهبری در دست دارد که بعد از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ مدافع پيشنهاد ادامه جنگ بوده که با مخالفت آيت‌الله خمينی پرونده آن بسته می‌شود.

اما بر مبنای مستندات موجود آيت‌الله خمينی شخصا تصميم به پايان جنگ را گرفت. رفسنجانی و دولت و کسانی که در داخل حکومت از ضرورت خاتمه دادن به جنگ و جلوگيری از پيامد‌های مخرب فرسايشی شدن جنگ دفاع می‌کردند، در اقناع آيت‌الله خمينی موثر بودند ولی تصميم‌گيری وی صرفا تحت تاثير آنها نبود. بلکه طبق نامه خود وی، نامه محسن رضايی فرمانده اسيق سپاه و تقاضای گسترده برای تجهيزات جنگی عاملی مهم در به نتيجه رسيدن وی به اين واقعيت بود که ادامه جنگ ممکن نيست و ريسک شکست وجود دارد.

درخواست محسن رضايی که پيروزی بزرگ در جنگ را در صورت دسترسی به امکانات فوق به پنج سال بعد موکول می‌کرد، از منظر امکانات مالی محدود دولت و بسته بودن بازار‌های سلاح‌های نظامی حساس و استراتژيک جهانی به روی حکومت، به شدت تخيلی و متوهمانه بودند.

رفسنجانی در واکنش در ديدار با جمعی از اسيران جنگ ايران و عراق در پاسخ به سئوال انتقادی حاضران که «چرا در قبال تلاش عده‌ای برای تحريف تاريخ دفاع مقدس و انتساب حرف‌های غيرواقعی به جناب‌عالی سکوت می‌کنيد؟ گفت:

«از حرف‌های تفرقه‌انگيز دوری می‌کنم، البته می‌دانم حقيقت پنهان نمی‌ماند و نمی‌توان با اغراض سياسی، غبار شبهه بر جان نثاری‌ها و جانبازی‌های جوانان افکند…. برخی تحريف‌ها توسط افراد کم يا بی‌اطلاع از دوران دفاع مقدس قابل تحمل است، ولی تحريف توسط افرادی که در جريان وقايع دفاع مقدس و حتی دادگاه‌های نظامی دوران پايان جنگ هستند و اکنون به دلايل اغراض سياسی، حقايق را وارونه جلوه می‌دهند، تأسف‌انگيز و قابل تأمل است.»

رفسنجانی برای اولين‌بار به موضوع دادگاه‌های نظامی بعد از جنگ هشت ساله ايران و عراق به صورت سربسته اشاره کرد. تا پيش از اين هيچگونه خبر و گزارشی در اين خصوص منتشر نشده است و به نظر می‌رسد از مسائل محرمانه نظام است که هنوز از آن پرده‌گشايی صورت نگرفته است. ممکن است افزايش رويارويی بين رفسنجانی و برخی از فرماندهان جنگ منجر به انتشار اطلاعات بيشتری از اين دادگاه‌ها شود.

به نظر می‌رسد رفسنجانی با تعمد اين موضوع را مطرح کرده وکدی را داده است تا طرف مقابل عقب‌نشينی کرده و حملات به مديريت وی در جنگ را متوقف سازند. ظاهرا مخاطب خاص او رحيم صفوی است که نماينده سابق قزوين و بوئين زهرا در نامه‌ای مکتوب يادآوری کرد که او علی رغم امکانات زيادی که در دست داشت، جزيره فاو را از دست داد.

رحيم صفوی به دليل از دست دادن چند باره يکی از تپه‌ها در جنگ با عراق در بين قديمی‌های سپاه به «رحيم تپه» معروف است. او در کشمکش بين حزب جمهوری اسلامی و بنی صدر از ناحيه برخی از نيرو‌های خط امام متهم به حمايت از بنی صدر بود. اما بعد از خروج بنی صدر او با بخش مسلط قدرت هماهنگ بود. در دوران رياست جمهوری خامنه‌ای با وی نيز اختلاف داشت. اما بعد از رهبر شدن او به گونه‌ای عمل کرد که مورد اعتماد واقع شده و مشکلات گذشته فراموش گرديد.

اما برای رمزگشايی از سخنان رفسنجانی مصاحبه وی با شماره ۴ نشريه رمز عبور مفيد است. در اين مصاحبه نکاتی را بازگو می‌کند که بر اساس آنها می‌توان نتيجه گرفت که مخالفت‌های جدی در بين جمعی از رزمنده‌ها بعد از اعلام فرمان آتش‌بس از سوی آيت‌الله خمينی وجود داشته و جا انداختن آن تصميم با سختی‌هايی همراه بوده است.

همچنين در نامه آيت‌الله خمينی که سال‌ها بعد از مرگ وی به صورت عمومی منتشر شد، نسبت به واکنش نيرو‌های تندرو هشدار داده شده بود.

بخش‌هايی از مصاحبه وی که به روشن شدن موضوع کمک می‌کنند به شرح زير است:

«آن نقطه اولی که اين بحث [پذيرش قطعنامه ۵۹۸] به طور علنی شد، بعد از آن جلسه سران قوا بود که محضر امام بوديم و وضع را بررسی کرديم و نهايتاً با توجه به تقاضاهايی که نيروهای مسلح داشتند، برای اعتبار و سلاح و مهمات و امثالهم و با توجه به عدم امکان تهيه آنها که دولت می‌گفت از لحاظ مالی من ديگر زير خط قرمز هستم و هم به خاطر شرايط جهانی که سخت می‌گرفتند و ديگر تهيه اينها برای ما مقدور نبود، تصميم گرفته شد که قطعنامه را بپذيريم. اول امام گفتند شما علما و شخصيت‌های مؤثر را جمع کنيد و آنها را توجيه کنيد و اعلام شود. ولی پيش از اينکه ما اين کار را انجام بدهيم، خود امام به فکر افتادند که بهتر است خودشان اين اعلام را به عهده بگيرند. لذا نامه‌ای نوشتند و آن روز آيت‌الله خامنه‌ای که رئيس جمهور بودند، شخصيت‌ها را دعوت کرده و در دفترشان جلسه‌ای تشکيل دادند و نامه امام آنجا قرائت شد. در‌‌ همان جلسه وقتی نامه خوانده شد، خب خيلی‌ها چون شرايط را می‌ديدند، خوشحال شدند و بعضی‌ها هم گريه کردند. اولين عکس العملی که آنجا ديديم، حالا اين گريه می‌توانست به عنوان ناراحتی از پذيرش قطعنامه باشد، هم می‌توانست بالاخره يک حالت ديگری باشد. يعنی هم می‌توانست حالت اعتراضی داشته باشد و هم نداشته باشد. هر دو حالت بود. به هر حال توجيهات اين پذيرش در آن جلسه گفته شد و غير از نامه امام، توجيهات خاصی هم مطرح شد که قانع‌کننده بود و تصميم گرفته شد که شخصيت‌های مورد اعتماد نامه امام را به جبهه‌ها برده و برای فرماندهان و نيروهايی که آنجا هستند و بايد توجيه شوند، بخوانند که خب آن قضيه خودش يک ماجرای طولانی دارد و شما بايد اين را در مصاحبه‌هايتان دربياوريد که چه کسی رفت کجا خواند و عکس‌العمل‌ها چه بود؟ آنها حتماً خوب می‌دانند.»

رفسنجانی توضيح می‌دهد که وی به دليل متحد کردن فرماندهی جنگ و حل اختلافات سپاه و ارتش از سوی آيت‌الله خمينی مسئوليت فرماندهی جنگ را در دست می‌گيرد. وی انجام يک عمليات بزرگ برای قطع ارتباط بصره با آب را مطرح می‌کند تا از اين طريق امتياز بزرگی از صدام بگيرند و سپس پيروزی سياسی بدست آورند. رفسنجانی توضيح می‌دهد وقتی طرحش را برای فرماندهان ارشد جنگ توضيح می‌دهد برخی اعتراض می‌کنند و می‌گويند بايد‌‌ همان شعار «جنگ جنگ تا پيروزی» را ادامه دهيم و شعار «جنگ تا يک عمل يک پيروزی» را رد می‌کنند. رفسنجانی طرحش را دنبال نمی‌کند و بر روی انجام موفقيت‌آميز عمليات‌های طراحی شده تاکيد می‌نمايد. اما در سال ۱۳۶۶ بعد از شکست‌های پياپی در جنگ، عدم موفقيت برخی از عمليات‌ها و احتمال بالای بمباران شيميايی شهر‌های بزرگ کشور توسط عراق باعث می‌شود وی به صورت جدی‌تر مسئله صلح را دنبال کند. بدين ترتيب شکاف بين او و برخی از فرماندهان سپاه که خواهان جنگ تا سقوط صدام بودند افزايش می‌يابد. منازعه سياسی کنونی در اصل بر بستر اين شکاف قديمی شکل گرفته است.

رفسنجانی در بخشی از مصاحبه پيرامون چرايی پايان جنگ چنين می‌گويد:

«« بله، من از آن روزی که مطرح کردم يک عمليات کاملاً موفق و بعد ختم جنگ، هيچ وقت عمليات به اهداف خودش نرسيد، نه خيبر نه بدر نه والفجر ۸ نه کربلای ۵ نه کربلای ۴ و حتی نه عمليات حلبچه. البته تحليل واقعی خود من اين است که خب امکاناتی که اينها تهيه می‌کردند همين مقدار در شکستن خط کشش داشتند و بعد هم که دشمن می‌آمد و تلفاتی می‌داند، ظرفيتشان تمام می‌شد. نيروهای ما معمولاً دو سه ماهه می‌آمدند در جنگ و وقتی هم که ۱۵ – ۱۰ روز عمليات می‌شد، ديگر اينها قوت پيشرفت نداشتند و حداکثر می‌توانستند خط خودشان را حفظ کنند. اين يک واقعيتی بود در جنگ. يک سوءظنی هم هست که من قبول ندارم و آن اينکه بعضی‌ها همان موقع هم می‌گفتند که اينها می‌دانند اگر ما در اين عمليات تا آخر پيروز بشويم، جنگ ختم می‌شود و عقبه و مجلس می‌گفتند. مثلاً ما وقتی که از فاو وارد شديم، تصور خود من اين بود که ما بايد برويم رابطه عراق را با دريا کاملاً قطع کنيم ولی در کارخانه نمک مانديم و جلو نرفتيم. بقيه عمليات هم شبيه به اين. ولی انصافش اين بود که کشش نيروهايی که آماده می‌شدند برای جنگ ديگر بيش از اين نبود، يعنی آنقدر ظرفيت نداشتند.»

با ملاحظه نکات فوق معلوم می‌شود شماری از فرماندهان و رزمندگان به دليل مخالفت و احتمالا نا‌فرمانی در برابر فرمان آتش‌بس و صلح با عراق در سال ۱۳۶۷، در دادگاه‌های نظامی بعد از اتمام جنگ محاکمه شده‌اند.

از اين رو رفسنجانی يادآوری اين دادگاه‌ها به امثال رحيم صفوی را برای خنثی‌سازی حملات اصولگرايان افراطی و نزديکان رهبری ضروری تشخيص داده است. دسترسی به اطلاعات اين دادگاه‌ها و آگاهی از مفاد مباحثی که در آنها جريان داشته است، فراز مهمی از نا‌گفته‌های جنگ با عراق را آشکار می‌سازد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .