اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'شارلاتانیزم'

Oct 07 2014

گفت‌وگو با مادری که فرزند ٥ساله‌اش را برای فروش گذاشته است: پسرم را می‌فروشم تا صاحبخانه شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: روزنامه شهروند نوشت:

نوشته بود «یک پسر پنج‌ساله به فروش می‌رسد» یک آگهی چند خطی روي ديوارهاي شهر با یک شماره موبایل. شوخی نبود. پشت خط صدایی شکسته انگار که صدای پیرزنی سالخورده باشد اما سالخورده نبود. ماجرا، قصه فروش کلیه نیست، روایت فروش یک بچه است، یک پسربچه پنج ساله که مادر و پدرش او را به فروش گذاشته‌اند، آگهی کرده‌اند و گوش به زنگ تلفن که چه کسی پسرشان، پسر پنج ساله‌شان را می‌خرد؟ پدر و مادرش، یک زوج زابلی‌اند که پسر‌شان را برای فروش گذاشته‌اند. به این امید که از اجاره‌نشینی خلاص شوند و در مقابل، پسرشان به دست فرد نیکوکاری بیفتد و آینده روشنی داشته باشد. آگهی چند خطی، تکان‌دهنده است اما از آن تکان‌دهنده‌تر، واگذاری یک کودک ٥ساله در ازای یک خانه است، خانه‌ای در زابل. پسرشان را می‌فروشند چون پدر و مادرش، نمی‌توانند از پس هزینه‌های خود و سه فرزندشان بر بیایند، در پرداخت کرایه ماهیانه منزلشان مانده‌اند و نمی‌خواهند هر شب شاهد شب بیداری‌ها و گرسنگی‌های فرزندان دل‌خسته‌شان باشند.

پسرتان را برای فروش گذاشته‌اید؟
برای فروش نه، در ازایش یک خانه می‌خواهیم.

یعنی پسرتان را در ازای یک خانه می‌دهید؟
بله

چرا؟
چون پول نداریم حاج آقا، چون هیچ چیزی نداریم، صاحبخانه جوابمان کرده است. ما پول نداریم، رعیت هستیم.

خب هر کسی که پول نداشته باشد باید فرزندش را بفروشد؟

این کار را برای آینده بچه‌هایم انجام می‌دهم.

کجا زندگی می‌کنید؟
زابل.

خود زابل یا روستاهای اطراف؟
نه خود زابل.

به سازمان‌های مرتبط برای این‌که به شما کمک کنند مراجعه کرده‌اید؟
بله حاج آقا، همه جا رفتیم.

چی را قبول نمی‌کنند؟
این‌که کمکمان کنند.

یعنی خانه به شما بدهند؟
بله، ولی هیچ کمکی هم نمی‌کنند، ما هیچ چیزی نداریم.

دقیقا به شما چه گفتند؟
گفتند که شوهرم باید ٦٠ساله بشود. شوهرم مریض است، بدحال است، عکس از سینه و ریه‌اش گرفتیم و بردیم، شوهرم حتی ناراحتی قلبی دارد، دست و پاهایش شکسته است، اما باز هم می‌گویند وقتی ٦٠سالش شد کمک می‌کنیم. من سه‌سال است که پیگیر کمک هستم.

نامه‌نگاری مکتوب داشتید؟
بله، ولی گفتند شوهرم باید ٦٠سالش شود.

پیش چه کسی رفتید؟
یادم نیست.

چرا شوهرتان کار نمی‌کند؟
مریض است حاج آقا، کاری نمی‌تواند بکند.

اصلا شغل شوهر شما چیست؟
راننده بوده، ولی ماشین نداره.

یعنی قبلا ماشین داشته؟
نه قبلا هم نداشته.

خب چطوری رانندگی می‌کرده؟ برای کجا کار می‌کرده؟
قبلا که مرزها باز بودند، با ماشین گازويیل می‌برد مرز، ولی الان که مرزها بسته شده دیگه نمیشه گازويیل برد.

همسرتان از کجا ماشین می‌آورد؟
ماشین از آشناها می‌گرفت، یک ماشین از داماد خواهرزاده مادرم می‌گرفت و با رفیق‌هایش گازويیل می‌برد. با خود صاحب ماشین می‌رفتند مرز و گازويیل می‌فروختند.

الان پول از کجا میارید؟
از یارانه.

چقدر می‌گیرید؟
٢٠٠هزار تومان.

چرا شوهر شما کار نمی‌کند، به جز رانندگی کار دیگری بلد است؟
زمانی که در تهران بودیم کار می‌کرد، ولی کار برایش سخت بود و نمی‌توانست کار کند.

تهران به چه کاری مشغول بود؟
٢‌سال در کوره می‌کرد، ولی کارخانه بیمه‌اش نمی‌کرد، کارش هم سخت بود، دیگر نتوانست کار کند.

شوهرتان چند سالش است، شما چند‌ سال دارید؟
شوهرم ٥٥ ساله است و من ٣٥‌سال دارم.

خب شوهرتان نمی‌تواند مثلا سرایدار شود، نگهبانی بدهد، کارهایی از این دست؟
دست‌ها و پاهای شوهرم شکسته، نمی‌تواند کارهای سنگین انجام بدهد، هیچ جای دیگری هم نتوانست کار نگهبانی و سرایداری پیدا کند. اگر از این کارها پیدا شود حتما کار می‌کند.

دست و پای شوهرتان به چه دلیل شکسته است؟
تصادف کرده، موقعی که رانندگی می‌کرد، تصادف کرد و دست‌ها و پاهایش آسیب دید.

شما چند تا بچه دارید؟
سه تا.

چند ‌سالشان است؟ اسم‌هایشان را می‌گویید؟
پسرم ابوالفضل کلاس ششم است. دخترم زهرا کلاس پنجم است و پسرم آریا.

که ٥ سالشه و برای فروش گذاشتید.
بله. حاج آقا برای من هم خیلی سخته، از وقتی که کوچک بود، بزرگش کردم، من خودم شبانه‌روز گریه می‌کنم، ولی چه کاری می‌توانم انجام بدهم، گفتم شاید از طرف کمیته امداد کاری بکنند، ولی هیچ خبری نشد.

آریا خودش چیزی نمی‌گوید؟ خبردار شده که می‌خواهید بفروشیدش؟ زهرا و ابوالفضل چطور با این مسأله برخورد کرده‌اند؟
گریه می‌کنه، همه‌شان گریه می‌کنند، زهرا، ابوالفضل و آریا گریه می‌کنند، می‌گویند چرا این‌جوری شد، من هم ناراحت هستم، ولی جایی از خودمان نداریم، این کار را برای آینده خود بچه‌ها می‌خواهم انجام بدهم، برای این‌که معتاد نشوند، من جوان‌های دیگر را می‌بینم که پلاستیک جمع می‌کنند تا بفروشند برای عمل‌شان (اعتیادشان)، نمی‌خواهم بچه‌های من این‌طوری بشوند.

خب شما می‌خواهید یکی از بچه‌هایتان را فدا کنید تا بقیه بچه‌ها سرنوشت بهتری داشته باشند؟
من باید چه کار کنم؟ چه کاری از دست من بر می‌آید؟

خیلی‌ها هستند که خانه اجاره‌ای دارند، باید بچه‌های‌شان را بفروشند؟
ما که پول نمی‌خواهیم، فقط یک خانه می‌خواهیم.

فکر می‌کنید آخر و عاقبت آریا چی میشه اگر بفروشیدش؟
نمی‌دانم حاج آقا.

به این فکر نکردید که آریا دست یک آدم ناجوری بیفتد؟
خب همین جوری که بچه‌ام را نمی‌دهم، به کسی می‌دهم که امکاناتش خوب باشد، نه این‌که شرایطی مانند ما داشته باشد و فردا دوباره بچه‌ام را بفروشد.

چطور می‌فهمید کسی که برای بردن آریا آمده آدم خوبی است؟
خب باید بروم و خانه‌شان را ببینم، کجا زندگی می‌کنند، از چهارتا همسایه‌شان سوال کنم، باید مطمئن شوم بعد بچه‌ام را بدهم وگرنه اگر خوب نباشه من را هم بکشند بچه‌ام را نمی‌دهم.

به نظرتان فروختن پسرتان چه تأثیری هم روی آریا و هم بچه‌های دیگرتان دارد؟
من این کار را برای بچه‌هایم می‌کنم، می‌خواهم یک آدم خیرخواهی پیدا شود و به داد ما برسد. اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم در بیمارستان و موقع زایمان این کار را می‌کردم. من سر آریا سزارین شدم، مریض شدم. شوهرم هم که سکته کرده، من هم مریض هستم.

چه بیماری دارید؟
من بیماری کلیه دارم، یکی از کلیه‌های من کار نمی‌کند، فردا هم من می‌میرم هم شوهرم، می‌خواهم از آینده بچه‌هایم مطمئن شوم، من به آینده امید ندارم، مسئولان هم به داد ما نمی‌رسند، من خیلی وقته که رنگ دکتر را هم ندیده‌ام. چه کاری باید بکنم؟

شوهرتان معتاد که نیست؟
نه نیست.

هیچ‌وقت اعتیاد نداشت؟
قبلا بوده ولی الان رها کرده، معتاد اون‌طوری نبوده، معتاد شیره بوده، ولی چون قند داشته، دکتر گفته که خطرناکه، برای همین رها کرده، الان اصلا معتاد نیست.

شما که وضعتان این‌طوری بود، بی‌پول بودید و بیکار، شوهرتان هم که زمانی اعتیاد داشت، چرا سه بچه آوردید؟
خب قبلا این‌طوری نبودیم، اولش خوب بود. در خانه پدرم زندگی می‌کردیم، ولی بعد مشکلات ما زیاد شد.

شما خودتان نمی‌توانید کار کنید؟
کار نیست اصلا، زابل کار ندارد.

مثلا نمی‌توانید در خانه مردم کار کنید؟
من خیلی وقت‌ها در خانه مردم کار می‌کنم، ولی بیشتر مواقع به جای پول و مزد به من لباس می‌دهند، لباس که به کار من نمیاد. هیچ‌وقت حاضر نیستم لباس‌های کهنه دیگران را ببرم و بفروشم. در خانه‌ها کارگری می‌کردم، بادنجان و گوجه‌فرنگی پاک می‌کردم.

از وقتی این آگهی را پخش کردید چند نفر به شما زنگ زدند؟

خیلی‌ها زنگ زدند. می‌گفتند که بچه‌ات را نفروش، به تو کمک می‌کنیم خانه بگیری، گفتند به تو پول می‌دهیم، ولی دیگر خبری نشد. حتی یک نفر می‌گفت شخص خیری را معرفی می‌کند که کمکمان کند. ولی معرفی نکرد. می‌گفت برایتان با بلوک و آجر خانه درست می‌کنیم، ولی هنوز خبری نشده، من اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم، موقع زایمان این کار را می‌کردم، ولی الان راهی ندارم. الان آب و نان من گلی است.

چند وقت است آگهی فروش پسرتان را گذاشته‌اید؟
دو ماه.

از اقوام و فامیل و دوست و آشنا کسی به کمکتان نیامد؟
فامیلی که بتواند کمکمان کند و خانه بگیریم نداریم.

همسایه‌ها چی؟ همسایه‌ها کاری نکردند؟
نه، هیچ چیزی نگفتند.

چه وسایلی در خانه‌تان دارید؟
ما فقط یک یخچال داریم و یک تلویزیون، چیز دیگه‌ای نداریم. یخچال را هم یک نفر به شکل امانت به ما داده که تابستان را بگذرانیم.

غذا روی چی درست می‌کنید؟
یک گاز پیک‌نیکی دارم.

کرایه خانه شما چقدر است؟
ماهیانه صد‌هزار تومان.

چقدر پول پیش؟
پول پیش ندارد.

خانه‌تان چند متر می‌شود؟
حدودا ١٢٥ متر با یک سالن بزرگ.

خرج مدرسه بچه‌هایتان را چگونه تأمین می‌کنید؟
از طریق یارانه و کمک همسایه‌ها.

همسایه‌هایی که به مدرسه رفتن بچه‌هایتان کمک می‌کنند، نمی‌توانند کاری کنند که پسر ٥ساله‌تان را نفروشید؟
خب کمک می‌کنند ولی ما خانه می‌خواهیم، نمی‌توانند این کار را بکنند.

غذا را چه کار می‌کنید، با این توضیحاتی که دادید چه غذایی به بچه‌هایتان می‌دهید؟
خب بچه‌های من رنگ میوه را نمی‌بینند، گوشت و مرغ نمی‌توانم بخرم، همسایه‌ها کمکمان می‌کنند، دو همسایه قدیمی داریم که خیلی به فکر ما هستند، ولی برای آینده بچه‌هایم حاضرم همیشه گرسنه باشم، ولی در مقابل یک خانه داشته باشم تا بچه‌هایم بدون سقف نباشند.

شوهرتان با فروش پسرتان مخالف نیست؟
نه، مخالفتی ندارد. او کاری به این مسائل ندارد، او وضع خوبی ندارد. من هم چندان وضع خوبی ندارم.

منزل شما کجای زابل است؟
روبه‌روی مصلی، کوچه (…) ، پلاک (…) است. یک آزمایشگاه مرکزی نزدیک خانه ما است.

No responses yet

Oct 05 2014

دکان دونبش اسلام: کاسبی مراکز مذهبی با “خرید و فروش نماز و روزه میت”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: مراکز مرتبط با مراجع تقلید شیعه، نرخ “نماز و روزه میت” را تعیین کرده‌اند: “نماز قضا” برای یک سال ۷۰۰ هزار تومان و یک ماه “روزه قضا” ۵۰۰ هزار تومان. سایت “اقتصادنیوز” از گردش مالی ۳۷۰ میلیارد تومانی در این بخش خبر داد.

سایت “اقتصادنیوز”، در گزارشی نوشت مراکز مرتبط با مراجع تقلید، نرخ واجباتی که “به گردن اموات” است را چنین تعیین کرده‌اند: نرخ “نماز قضا” برای هر یک سال حداقل حدود ۷۰۰ هزار تومان و نرخ هر یک ماه روزه قضا، حداقل ۵۰۰ هزار تومان است.

در این گزارش به تورم ۲۵۰ درصدی “اجرت واجبات میت” در ۴ سال اخیر اشاره شده و آمده در سال ۸۹ “اجرت یک سال نماز قضا” در حدود ۲۵۰ هزار تومان و یک ماه روزه ۱۵۰ هزار تومان بود که اکنون این نرخ در برخی مناطق به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.

همچنین در ادامه این گزارش آمده که نرخ “خرید و فروش نماز و روزه میت” البته در برخی شهرها ارزان‌تر است. در این گزارش به عنوان نمونه به شهر قم اشاره شده که یک مرکز مذهبی “اجرت یکسال نماز میت” را ۹۰۰ هزار تومان و یک ماه روزه را ۵۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری کرده است.

این گزارش برآورد کرده است که “گردش مالی سالانه واجبات میت از جمله نماز و روزه” در ایران ۳۷۰ میلیارد تومان است.

البته این برآورد چنین صورت گرفته که بستگان تمام فوت شدگان در یک سال برای “ادای تکالیف ادا نشده آن‌ها”، اقدام کرده و برای “نماز و روزه” هر مرده حداقل یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بپردازند.

آن‌طور که از استفتائات انجام شده از مراجع تقلید شیعه در ایران همچون آیت‌الله خامنه‌ای، مکارم شیرازی و… برمی‌آید خرید و فروش “نماز و روزه استیجاری” و “نماز و روزه میت” در ایران امری مرسوم است.

No responses yet

Sep 28 2014

گزارش سيامك دهقانپور از ضيافت شام رییس جمهوری ايران در نیویورک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

No responses yet

Sep 19 2014

علیرضا زاکانی٬ نماینده مجلس: سلیمانی دیر می‌رسید٬ بغداد سقوط کرده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: علیرضا زاکانی٬ نماینده مجلس و از فرماندهان سابق بسیج حضور میدانی قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه پاسداران در عراق برای جلوگیری از پیش‌روی‌ گروه «داعش» در این کشور را تائید کرد.

آقای زاکانی این مطلب را شامگاه چهارشنبه (۲۶ شهریور) در جلسه «بزم اندیشه» که در موسسه جوانان آستان «قدس رضوی» برگزار شده بود بیان کرده است.

وی گفته «اگر حاج قاسم {سلیمانی} چند ساعت دیر‌تر به بغداد می‌رسید، بغداد سقوط می‌کرد همان‌طور که اگر الگو و اراده ایران نبود، سوریه سقوط می‌کرد.»

پس از آزادی شهر «آمرلی» در عراق از دست نیروهای «داعش» ٬ تصویری از قاسم سلیمانی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که گفته می‌شود مربوط به حضور این فرمانده سپاه در عراق است.

با آغاز بحران عراق تصاویر و گزارش‌های متعددی از حضور سلیمانی و نیرو‌های نظامی جمهوری اسلامی در این کشور منتشر شده که سپاه پاسداران تاکنون هیچ‌یک از آن‌ها را تائید نکرده است.

دو روز پیش نیز محمدعلی جعفری٬ فرمانده سپاه به طور تلویحی حضور نیروی «قدس» در کشور‌های عراق٬ سوریه و لبنان را تائید کرد.

از نیروی «قدس» سپاه به عنوان یکی از نیرو‌های حاضر در درگیری‌ها یمن نیز نام برده می‌شود که علیرضا زاکانی هم در این‌باره گفته «در یمن حادثه‌ای عظیم‌تر و بزرگ‌تر از لبنان در حال وقوع است.»

زاکانی افزوده «پس از پیروزی در یمن به‌طور حتم نوبت عربستان است زیرا این دو کشور حدود دو هزار کیلومتر مرز مشترک داشته و از طرفی نیز دو میلیون نفر اسلحه به دست سازمان‌یافته شده در یمن وجود دارد.»

وی به نقل از یک تحلیل‌گر سیاسی افزوده «امروز انقلاب اسلامی سه پایتخت کشورهای عربی را در اختیار دارد و تا چند وقت دیگر صنعا را نیز گرفته و سیستم یکپارچه‌سازی مسلمانان را اجرایی خواهد کرد.»

No responses yet

Sep 08 2014

ظریف: ایران آماده گفت‌وگو در مورد حقوق بشر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: وزیر خارجه ایران می‌گوید که این کشور آماده گفت‌وگوی صریح در رابطه با حقوق بشر است. وی همچنین گزارش‌های منتشر شده در مورد موافقت رهبر جمهوری اسلامی برای همکاری نظامی این کشور با آمریکا در عراق را نادقیق خواند.
محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران

محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران روز یکشنبه ( ۱۶ شهریور /۷ سپتامبر) در دیدار با مارتین لیدگارد، وزیر امور خارجه دانمارک در مشهد از حضور همتای دانمارکی خود در ایران پس از ده سال ابراز خوشحالی کرد.

او پس از این دیدار در جمع خبرنگاران با اشاره به روابط هشتاد ساله ایران و دانمارک گفت: »این روابط در زمینه‌های مختلف وجود دارد و ما امروز در خصوص مسائل منطقه و خطر افراطی‌گری با یکدیگر گفت‌وگو و تبادل نظر کردیم.«

وزیر امور خارجه ایران همچنین در رابطه با مذاکرات ایران و دانمارک درباره وضعیت حقوق بشر در ایران نیز گفت: » ما آمادگی هر گونه گفت‌وگوی صریح و باز را در این زمینه با طرف مقابل خود داریم.«

او با اشاره به میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری گذشته و به گفته او انتخاب ”معتدل‌ترین نامزد”، افزود: »ما در رابطه با حقوق بشر آماده مذاکره هستیم.«

رد همکاری نظامی ایران و آمریکا

وزیر امور خارجه ایران در مورد موضع کشور متبوعش درباره حملات آمریکا علیه “دولت اسلامی” (داعش) نیز گفت: » ما در زمینه افراطی‌گری نیاز به حرکت بین‌المللی داریم و از همه کشورها در این خصوص خواستار ارائه راه‌حل جدی هستیم تا بتوانیم این مشکل را ریشه‌کن کنیم.«

او همچنین اضافه کرد: »برای نابودی داعش صرفا نیاز به ابزار نظامی نداریم.«

با این حال ظریف در پاسخ به سؤال خبرنگاری دانمارکی در مورد گزارش‌هایی که از موافقت آیت‌الله خامنه‌ای برای همکاری با آمریکا در مقابله با دولت اسلامی منتشر شده‌ گفت که آن گزارش‌ها ”دقیق نیستند” و دفتر رهبر جمهوری اسلامی و وزارت امور خارجه چنین گزارش‌هایی را رد کرده‌اند.

پیش‌تر برخی رسانه‌های خبری گزارش کرده بودند که آیت‌الله خامنه‌ای به قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس اجازه داده است برای مبارزه با تروریست‌های “دولت اسلامی” (داعش)، ایران و آمریکا در عراق همکاری داشته باشند.

گزارش‌هایی که بعدتر از سوی مرضیه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران تکذیب شدند.

عباس عراقچی معاون وزیر خارجه ایران نیز پیش از این در باره تاکید کرده بود که تهران و واشنگتن ممکن است در عراق منافع مشترکی داشته باشند اما این معنای همکاری میان دو کشور نیست و دلیلی برای این کار وجود ندارد.

با این حال همکاری نظامی ایران و آمریکا در سال‌ها گذشته بی‌سابقه نیست. دو کشور در جریان حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ برای سرنگونی حکومت طالبان با هم همکاری داشتند.

No responses yet

Aug 31 2014

ابهام‌ها و انتقادها پیرامون تشکل نوپای “ندای ایرانیان”

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در حالی که وزارت کشور هنوز برای تاسیس حزب “ندای ایرانیان” مجوز رسمی نداده است، این تشکل اصلاح‌طلب و جوان‌گرا می‌خواهد اولین کنگره‌ی خود را برگزار کند. بسیاری از اصلاح‌طلبان این گروه را به “موازی‌کاری” متهم می‌کنند.

بهروز شجاعی، مسئول کمیته‌ی اطلاع‌رسانی و تبلیغات تشکل “ندای ایرانیان” اعلام کرد که این تشکل که قصد دارد به عنوان حزبی تازه در ایران ثبت شود، به زودی اولین کنگره‌ی خود را برگزار خواهد کرد.

این خبر در حالی اعلام می‌شود که وزارت کشور هنوز برای این تشکل نوپا مجوز تاسیس حزب صادر نکرده است. هنوز فهرست دقیق اعضای هیئت موسس این تشکل نوپا نیز کاملا مشخص نیست.

شجاعی در گفت‌وگو با خبرگزاری “فارس” گفت که حجت شریفی، عضو سابق دفتر تحکیم وحدت و هادی حیدری، کاریکاتوریست و عضو حزب مشارکت از حضور در هیئت موسس انصراف دادند. با این‌حال بنا به گفته‌ی شجاعی این دو نفر قرار است در “شورای مشورتی” این تشکل حضور داشته باشند.

مسئول کمیته‌ی اطلاع‌رسانی تشکل “ندای ایرانیان” اعلام کرد که مواضع رسمی حزب تا چند روز دیگر در قالب بیانیه‌ای به شکل علنی اعلام خواهد شد. این تشکل در ابتدا عنوان اختصاری “ندا”را که مخفف “نسل دوم اصلاح‌طلبان” است برای خود برگزیده بود. با این‌حال در روزهای گذشته نام تشکل به “ندای ایرانیان” تغییر یافته است.

اعضای این گروه تازه بیشتر جوانان اصلاح‌طلبی‌اند که در انتخابات سال ۱۳۸۸ خواستار شرکت سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران در انتخابات بودند. از سجاد سالک، روزنامه‌نگار در رسانه‌های اصلاح‌طلب و شهاب‌الدین طباطبائی از چهره‌های جوان حزب مشارکت به عنوان دیگر افرادی که در حلقه‌ی شکل‌گیری این تشکل نوپا نقش دارند، نام برده می‌شود.

صادق خرازی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و سازمان ملل متحد نیز چهره‌ی پیش‌کسوت اصلی این تشکل تازه است. رسانه‌ها می‌گویند روابط نزدیک و حسنه‌ی خرازی با سیدمحمد خاتمی و همچنین بسیاری از چهره‌های موثر در حاکمیت از اصلی‌ترین دلایلی است که او به عنوان چهره‌ی اصلی “ندای ایرانیان” انتخاب شده است.

“ندای ایرانیان” در عین‌حال مدعی است که می‌خواهد نگاهی انتقادی به عملکرد اصلاح‌طلبان بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری مناقشه‌برانگیز سال ۸۸ داشته باشد و با مشی “معتدل” در عرصه‌ی سیاست ایران فعالیت کند.

انتقاد برخی اصلاح‌طلبان به تشکل تازه

بلافاصله بعد از اعلام موجودیت این تشکل تازه عده‌ای از اصلاح‌طلبان با تشکل تازه مخالفت کرده و این اقدام خرازی و چهره‌های جوان اصلاح‌طلب را مصداق “موازی‌کاری، قدرت‌طلبی و همکاری با قدرت” دانستند.

آن‌ها خرازی را متهم می‌کنند که این تشکل را در اثر “تعامل با حکومت” به راه انداخته است. خرازی در پاسخ به این اتهام گفت:«چطور موقعی که همین دوستان موقع حل مشکلات‌شان با حاکمیت من را واسطه می‌کنند و جلو می‌فرستند، ارتباطا‌ت من خوب است؟ حالا بد شد؟»

او تاکید کرد که “ندای ایرانیان” قرار است نه نسخه‌ی دومی از حزب مشارکت باشد و نه به حاکمیت وابستگی داشته باشد.
تاکنون اعضای حزب مشارکت و اعضای “سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی” بیش از دیگر گروه‌های اصلاح‌طلب از تشکل “ندای ایرانیان” انتقاد کرده‌اند.

به نظر می‌رسد انتقادهای تندوتیز برخی اصلاح‌طلبان یکی از دلایل اصلی کناره‌گیری برخی اعضای اولیه این تشکل نوپا از عضویت در هیئت موسس است.

No responses yet

Aug 29 2014

«هاله نور» روحانی کشف شد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: بررسی خاطرات حسن روحانی نشان می‌دهد که فقط احمدی‌نژاد نبوده که مدعی دیدن «نور» شده است. روحانی می‌گوید که در کودکی شاهد فرود آمدن یک شی نورانی در مسجد بوده است.

به گزارش جهان نیوز [2]، حسن روحانی در کتاب خاطراتش چنین نوشته است:

«ﭘﺪﺭﻡ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺻﺒﺢ ﻫﻢ ﺷﺮﻭﻉ شده ﺑﻮﺩ. ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺣﻮﺽ نشسته ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻭﺿﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪﯾﮏ مرتبه ﺣﯿﺎﻁ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻧﻮﺭﺍﻓﮑﻨﯽ ﺑﻪ ﺗﺎﺑﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪه ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻝ ﺣﺲ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﻮﺭ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ‌ﺗﺎﺑﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﯾﮏ ﺷﯽ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻣﮑﻌﺐ ﻣﺴﺘﻄﯿﻞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺪﻭﺩ ﺩﻭ ﻣﺘﺮ ﻃﻮﻝ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻋﺮﺽ ﻭ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺣﺪﻭﺩ ﯾﮏ ﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩ، ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﯿﺎﻁ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺩﺝ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺗﻼﻟﻮ ﻧﻮﺭ ﻧﻤﯽ‌ﺩﯾﺪﻡ. ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺷﯽ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﺷﺮﻕ ﺣﯿﺎﻁ ﻣﺴﺠﺪ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪ.»

روحانی در جایی دیگر به بیان احساس خود می‌پردازد: «ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ‌ﺧﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﯾﮏ ﺷﻌﻒ ﺑﯽ‌ﻧﻈﯿﺮ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﻧﻤﺎﺯﺟﻤﺎﻋﺖ ﺻﺒﺢ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ‌ﺍﻡ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﻣﻄﻬﺮ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﻦ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺩﺝ ﺁﻣﺪﻩ‌ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ تکیه‌ﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﺤﻞ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺳﺎﻻﺭ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﺳﺮ ﺯﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺒﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﮐﺎﻣﻼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻡ.»

محمود احمدی‌نژاد نیز پس از بازگشت از نخستین سفرش به نیویورک برای حضور در اجلاس سران سازمان ملل متحد، در دیداری با آیت الله جوادی آملی، ادعا کرد که هنگام سخنرانی، یک هاله نورانی [3] بالای سرش پیدا شده است.

تا کنون، بررسی خاطرات حسن روحانی، منجر به زیر سوال رفتن نحوه به انجام رساندن تحصیلات عالیه دانشگاهی و کشف جعل عنوان او در طول ۵ دوره انتخابات مجلس شده بود. روحانی در سال‌هایی که مدرک دکترا به او اعطا نشده بود، از عنوان دکترا استفاده کرده بود.

No responses yet

Aug 27 2014

گنده گوزی های محمدباقر قالیباف٬ شهردار تهران: کارنامه قابل قبولی در تشکیل دولت اسلامی نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیگربان: محمدباقر قالیباف٬ شهردار تهران گفته مقام‌های جمهوری اسلامی در تشکیل «دولت اسلامی» کارنامه «قابل قبولی» ندارند و باید «به دنبال تحقق الگوی سبک زندگی در دولت اسلامی» بود.

آقای قالیباف در جمع گروهی از اعضای بسیج این مطلب را بیان کرده و افزوده «ما توانسته‌ایم در دو محور شکل‌گیری انقلاب و نظام اسلامی به خوبی عمل کنیم٬ اما در تشکیل دولت اسلامی کارنامه قابل قبولی نداریم.»

به گفته شهردار تهران مقام‌های جمهوری اسلامی در دو بخش «اقتصاد» و «فرهنگ» نیز موفق نبوده‌اند که علت آن ارتباط ناشیانه بین «چهار عنصر اصلی قدرت، ثروت، معرفت و منزلت» بوده است.

قالیباف اضافه کرده «امروز راهی نداریم جز اینکه به دنبال تحقق الگوی سبک زندگی در دولت اسلامی باشیم٬ اما متاسفانه بحث سبک زندگی در کشور ما مورد غفلت‌های جدی قرار گرفته است.»

محمدباقر قالیباف در یک ماه گذشته با صدور دستوری مبنی بر جدایی زنان و مردان در شهرداری تهران به چهره‌ای جنجالی تبدیل شده است.

قالیباف از این عملکرد خود دفاع و خود را به حوزه محافظه‌کاران تندرو نزدیک‌تر کرده است.

به نظر می‌رسد شهردار تهران قصد دارد با اتخاذ چنین تصمیم‌ها و موضع‌گیری‌هایی موقعیت خود را برای انتخابات آینده ریاست جمهوری در میان محافظه‌کاران مستحکم‌تر کند.

No responses yet

Aug 26 2014

شهردار تهران: اغراق کردند؛ با تفکیک جنسیتی مخالفم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، که کمتر از دو ماه پیش با اشاره به کار زنان در کنار مردان «نامحرم» از همگان پرسیده بود «غیرت ما کجاست؟»، روز سه‌شنبه در اجلاسی در مشهد اعلام کرد که از اساس با تفکیک جنسیتی مخالف است.

به گزارش خبرگزاری فارس، آقای قالیباف روز سه‌شنبه، چهارم شهریورماه، در سخنرانی خود چنین اظهار نظر کرد که «ما نان به نرخ روز نمی‌خوریم و باید حرمت بانوان را نگه داریم».

شهرداری تهران به مدیریت محمدباقر قالیباف روز ۲۷ اردیبهشت‌ماه گذشته در صورت‌جلسه‌ای از مدیران خود خواست تا «حتی‌المقدور» محل استقرار زنان و مردان جدا از یکدیگر طراحی شود.

بر اساس این صورت‌جلسه همچنین دستور این است که تمامی مدیران ارشد و میانی در شهرداری تهران تنها از کارمندان مرد برای کارهایی مانند مسئول دفتر، منشی، اپراتور تلفن، تايپيست و مسئول پيگيری در دفتر خود استفاده کنند.

انتشار این خبر باعث موضع‌گیری در حمایت یا علیه این اقدام در شهرداری تهران شد، عده‌ای در دولت حسن روحانی با این مصوبه ابراز مخالفت کردند و عده‌ای از جمله برخی از مقامات در دولت و همین طور نمایندگان بیشتر دست راستی در مجلس به حمایت از آن برخاستند.

اما محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، در نماز جمعه ۲۷ تیرماه در توضیح و دفاع از طرح جداسازی زنان و مردان در شهرداری اعلام کرد که نبايد اجازه داد زنان بيشتر از «محرمان» خود با «نامحرمان» معاشرت داشته باشند.

او در سخنرانی پيش از خطبه‌های نماز جمعه تهران تصريح کرد که «يک زن در ساعات اداری حدوداً ۷ تا ۸ ساعت با مردان نامحرم معاشرت دارد که گاه اين ساعات ارتباط با نامحرم بيشتر از ارتباط با خانواده می‌شود که اين موضوع به کانون خانواده لطمه می‌زند و آن را تحت تأثير منفی قرار می‌دهد؛ غيرت ما کجاست؟»

چند روز بعد روزنامه اعتماد از «يک تصميم جنسيتی ديگر در شهرداری تهران» خبر داده و از قول معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار تهران نوشت که «دختران و پسران با فاصله بر نيکمت پارک‌ها بنشينند».

در واکنش به این خبر عبدالحسين مختاباد، عضو فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، با «اظهار تعجب از بيان چنين مسئله‌‌ای از سوی معاون شهرداری تهران» به روزنامه اعتماد گفته بود: «واقعا جای بسی تاسف و تعجب دارد. نمی‌دانم به تازگی اين سخنان تفکيک جنسيتی چرا تا اين حد در دستورکار شهرداری قرارگرفته است.»

حال در چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای شهردار تهران در سخنرانی روز سه‌شنبه خود گفته است: «برخی عنوان کرده‌اند که قالیباف بعد از انتخابات مسئله تفکیک جنسیتی را مطرح کرده، در حالی که من با این مسئله مخالف هستم.»

آقای قالیباف در ادامه گفته است: «عده‌ای نیز اغراق کردند که قالیباف گفته منشی زن نباید داشته باشیم، اما من می‌گویم… باید حرمت بانوان را نگه داریم.»

او توضیح داده است: «گفتم که از به‌کارگیری بانوان در شغل منشی مخالفم.»

No responses yet

Aug 18 2014

رئیس کل دادگستری استان تهران می‌گوید حکم دادگاه «محمدرضا رحیمی» تا هفته آینده صادر می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: ایرنا به نقل از غلامحسین اسماعیلی، رئیس کل دادگستری استان تهران، خبر داده که حکم پرونده م.ر.تا آخر مردادماه صادر خواهد شد.
رسانه‌ها در ایران می‌گویند م.ر. همان «محمدرضا رحیمی»، معاون اول محمود احمدی‌نژاد، ریس جمهوری پیشین ایران است.
آقای اسماعیلی همچنین شایعه حکم پنج سال زندان برای م .ر را تکذیب کرده و گفته است «این خبر قطعا دروغ است.»
محسن افتخاری، سرپرست دادگاه‌های کیفری استان تهران، نیز در گفت‌وگو با ایرنا اعلام کرده که هنوز حکمی برای پرونده آقای رحیمی صادر نشده است.
گفته می‌شود محمدرضا رحیمی یکی از متهمان پرونده اختلاس از بیمه ایران است.
نام محمدرضا رحیمی در فهرست محرمانه کمیته وصول مطالبات بانک مرکزی نیز دیده می‌شود. در خرداد ماه فهرستی از بدهکاران به نظام بانکی ایران و کسانی که از تسهیلاتی ویژه برای دریافت وام‌های کلان استفاده کرده‌اند، منتشر شد که شامل نام بسیاری از نزدیکان به محمود احمدی‌نژاد، بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .