اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Mar 04 2017

نصب بی رویه دستگاههای موج شکن در زندان و بروز مشکلات پزشکی جمعی در زندانیان سیاسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: با نصب تعداد پرشماری دستگاههای موج شکن موبایل (دستگاه پارازیت انداز) در پشت بام سالن ۱۲ که محل حبس زندانیان سیاسی-امنیتی در زندان رجایی شهر کرج است، عوارض پزشکی برای این زندانیان از جمله سردرد و سرگیجه شدت گرفته است. این موضوع باعث مراجعه تعدادی از این زندانیان به بهداری زندان در روزهای اخیر شده. مقامات زندان گفته اند هدف آنان از نصب این دستگاهها ایجاد اختلال در کارکرد گوشی های تلفنی غیر قانونی در زندان است که احتمال داده میشود توسط زندانیان استفاده می شود. این ادعا در حالی است که قوانین بازرسی و کنترل های سختی بر محیط زندگی زندانیان سیاسی در زندان سایه انداخته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یک منبع نزدیک به این زندانیان در این باره گفت: “چند روزی هست که تعداد زیادی موج شکن روی پشت بام سالن ۱۲ نصب کرده اند که موجب سردرد زیاد در زندانیان شده است.”
این منبع در ادامه به گزارشگر هرانا گفت: “طی ۴۸ ساعت گذشته تعدادی از زندانیان سیاسی یا امنیتی به بهداری رفتند. بنا به گفته ی پزشک بهداری تاثیر این دستگاها در طولانی مدت احتمالا منجر به سرطان می شود.”

ایرج حاتمی، بهزاد ترحمی، جابر عابدینی، احمد کریمی، رسول حردانی، حسن صادقی و شاهین ذوقی تبار از جمله زندانیانی هستند که طی این مدت به دلیل سردردهای ناشی از این پارازیت ها به بهداری مراجعه کرده اند.

مقامات زندان گفته اند هدف آنان از نصب این دستگاهها ایجاد اختلال در کارکرد گوشی های تلفنی است که احتمال داده میشود توسط زندانیان استفاده می شود. این مسئله در حالی است که قوانین بازرسی و کنترل های سختی بر محیط زندگی زندانیان سیاسی در زندان سایه انداخته است.

No responses yet

Mar 03 2017

عذرخواهی تلفنی وزیربهداشت از فرماندار بدره

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

فرارو: وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از فرماندار بدره استان ایلام عذرخواهی کرد.

به گزارش تسنیم، در پی درگیری لفظی روز گذشته فرماندار بدره و وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در شهرستان بدره، صبح امروز سید حسن قاضی‌زاده هاشمی پیش از ترک استان ایلام در یک تماس تلفنی از سیروس مرادحاصلی فرماندار بدره عذرخواهی کرد.

در این مکالمه وزیر بهداشت خطاب به فرماندار بدره عنوان کرد: اولاً بنده باید از شما عذرخواهی کنم، چون حرف‌های خوبی نزدم، فشار کاری و بدهی‌های حوزه سلامت باعث شد چنین برخوردی شکل بگیرد، من اشتباه کردم، و عذرخواهی می‌کنم، زیرا نباید جواب شما را می‌دادم و به این بحث ادامه می‌دادم.

هاشمی در ادامه عذرخواهی خود از فرماندار بدره عنوان کرد: این اولین باری بود که طی 460 تا 470 سفری که به شهرهای کشور برای رسیدگی به حوزه سلامت داشتیم چنین مسئله ای رخ داد و اصلاً قصد ما سفر به بدره نبود ولی چون شما آمده بودید و عرض سلام کردید، ما هم پیاده شدیم ولی یک لحظه تصور کردم که جمعیت بر علیه ما تحریک شدند، چون در یک لحظه هم دانشکده می‌خواستند، هم بیمارستان، هم متخصص و هم سی تی اسکن، درحالیکه مشکل بدره بیمارستان است، و حرف‌های نیز در آن جمع به بنده زده شد که بماند ولی با این حال بنده را حلال کنید.

وزیر بهداشت با طلب حلالیت از فرماندار بدره عنوان کرد: حالا که چنین اتفاقی رخ داده است باید جبران کنم، و بنده را ببخشید و عذرخواهی می‌کنم و برای شما و خانواده تان آرزوی سلامت دارم.

در این مکالمه، فرماندار بدره نیز با عذرخواهی متعاقب از وزیر بهداشت خطاب به هاشمی عنوان کرد: بنده قصد جسارتی نداشتیم، و اصلاً نمی‌خواستیم باعث عصبانت شما شویم، زیرا بنده خودم یکی از مریدهای شما و دولت هستم و در دهه فجر نیز در سخنرانی نیم ساعتی که داشتم، صرفاً 20 دقیقه از کارهای مثبت شما در حوزه سلامت صحبت کردم.

فرماندار بدره با تایید فشار کاری بر روی وزیر بهداشت، خطاب به هاشمی عنوان کرد: ما قصد توهین به شما را نداشتیم بلکه حرف ما این بود در هفته 2 تا 3 روز متخصصانی به این شهرستان بیایند زیرا مردم برای مراجعه به متخصص باید 80 تا 90 کیلومتر مسیر راه طی کنند.

عصر روز گذشته در جریان سفر وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به شهرستان بدره حواشی به وجود آمد.‌

زمانی که مردم و مسئولان شهرستان بدره از وزیر بهداشت درخواست احداث بیمارستان را داشتند، فرماندار بدره نیز به برخی از مشکلات حوزه بهداشت و درمان و کمبود پزشک در بدره اشاره کرد و از وزیر بهداشت خواست که برای مشکلات چاره‌اندیشی کند.

فرماندار بدره درخواست نیرو و امکانات را برای شهرستان بدره از وزیر بهداشت داشته ‌که قاضی‌زاده هاشمی نیز خطاب به مرادحاصلی فرماندار بدره می‌گوید: شما خودتان نماینده دولت هستید و باید مشکلات را پیگیری و برطرف کنید.

در نهایت بین فرماندار بدره و وزیر بهداشت درگیری لفظی پیش می‌آید که این درگیری ‌با وساطت استاندار ایلام پایان می‌یابد.

No responses yet

Mar 03 2017

کمپین ایران‌ستیزی ترامپ و ائتلاف عربی-اسرائیلی علیه ایران تا کجا پیش میرود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفرانسه: ایران‌هراسی و ایران‌ستیزی درهفته های اخیر ابعاد گسترده تری یافته است. با ورود دونالد ترامپ در ۲۰ ژانویه گذشته به کاخ سفید و رایزنی‌های بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل با رئیس جمهوری جدید آمریکا، کمپین تازه و نیرومندی نه تنها علیه رژیم جمهوری اسلامی، بلکه علیه منافع ایران طراحی و آغاز شده است. پیوستن برخی از کشورهای عرب منطقه از جمله عربستان سعودی، قطر، مصر و… ، همچنین مشارکت توأم با ملاحظه ترکیه در این کمپین جدید ضد ایران و جمهوری اسلامی، کاملاً مشهود بوده و از هماهنگی‌های آنان در طراحی و اجرای این رویکرد تازه علیه ایران حکایت دارد. سایه محدودیت های تازه و تهدید جنگ- اقتصادی و یا نظامی، محدود و یا گسترده، بر ایران و ایرانی سنگینی می کند. در همین حال، این تهدید می تواند سرمنشا تحولات و تغییراتی در ساختار درونی و رویکرد سیاسی نظام اسلامی و همچنین آرایش جدید نیروهای سیاسی در ایران باشد.
دکتر آزاده کیان استاد جامعه شناسی در پاریس، دکتر رسول نفیسی استاد جامعه شناسی سیاسی در واشینگن و رضا علیجانی نویسنده و فعال سیاسی مقیم پاریس دراین میز گرد رادیویی (زمینه ها و دیدگاه ها) در باره این موضوع و گمانه ها و پیش فرض‌های مرتبط با آن به بحث و گفتگو پرداخته اند.

فرمان ضد مهاجرتی دونالد ترامپ که درآن از جمله همه شهروندان ایرانی- چه آنانی که در ایران اقامت دارند و چه آنانی که در خود آمریکا و دیگر کشورهای غربی اقامت دارند- را به عنوان تروریست های بالقوه تعریف می کند و ورود آنان به خاک آمریکا را منع می کند، هرچند موقتاً با مخالفت دستگاه قضایی آمریکا روبرو شده است، ولی دیدگاه و نگرش ایران ستیزی دولت جدید آمریکا را آشکار می سازد. در همین حال، تهدیدهای لفظی دونالد ترامپ، مایک پِنس، معاون او و وزرا و مشاوران دونالد ترامپ طی هفته های اخیر به شدت افزایش یافته است. آنان ایران را به عنوان بزرگ ترین حامی تروریسم در جهان معرفی می کنند و به رغم دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، بین رژیم ایران و مردم ایران فرق چندانی قائل نمی شوند. اقدام هماهنگ آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه در کنفرانس امنیتی مونیخ و حملات لفظی وزرای خارجه اسرائیل، عربستان سعودی و ترکیه علیه ایران نشانگر آنست که آمریکا سیاست به انزوا کشانیدن ایران را دارد و در این راه تمامی گزینه ها، از جمله عملیات نظامی علیه ایران را در دست بررسی دارد.

نشریه اکونومیست در آخرین شماره خود سخنان “استفان بانون” مشاور بسیار نزدیک به دونالد ترامپ در باره رویکرد آمریکا در قبال ایران را نقل کرده است. استفان بانون می گوید: آمریکا در گیر نبرد تمدن ها در خاورمیانه شده و این رویکرد می تواند آمریکا را در گیر یک جنگ بزرگ در خاورمیانه کند. او می گوید این وظیفه “رکس تیلرسون” وزیر خارجه و “جیمز ماتیس” وزیر دفاع آمریکا است که نقشه راه را برای محدود کردن و توقف ایران طرح و به مرحله اجرا بگذارند…

فشارهای خارجی و تهدید، می تواند موجب سخت شدن هر چه بیشتر حاکمیت جمهوری اسلامی در عملکرد‌های داخلی و خارجی آن شود. در همین حال، این فرض را نمی توان نادیده گرفت که گسترش ایران ستیزی می تواند آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران را برای مقابله با افزایش دشمنی های خارجی به سوی انسجام تازه ای سوق دهد.

آزاده کیان و رسول نفیسی در باره سناریوی عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، این سناریو را نا محتمل می دانند. با این وجود، آنان امکان بروز یک جنگ اقتصادی تمام عیاراز سوی آمریکا علیه ایران را محتمل میدانند.
آزاده کیان امکان بروز برخوردهای منطقه ای را رد نمی کند. رسول نفیسی اعتقاد دارد که دونالد ترامپ هنوز رویکرد مشخص و مدونی در زمینه سیاست خارجی به طور عام و در قبال ایران به طور خاص ندارد و اوضاع سیاست خارجی رئیس جمهوری جدید آمریکا بیشتر از آشفتگی های دولت جدید آمریکا حکایت دارد.

رضا علیجانی امکان عملیات نظامی آمریکا و یا عملیات منطقه‌ای علیه ایران را به عنوان یکی از گزینه های دولت جدید آمریکا مطرح می کند. در همین حال، رضا علیجانی امکان تشدید تحریم ها و بروز یک جنگ اقتصادی علیه ایران را محتمل می داند.

رسول نفیسی، می گوید که رویکرد مبارزه و مخاصمه جمهوری خواهان و محافظه کاران آمریکا علیه ایران امری بدیهی است. او همچنین این امکان را مطرح می کند که با توجه باینکه مشروعیت دولت آقای ترامپ هم اکنون درآمریکا سخت به خطر افتاده است، ترامپ برای منحرف کردن افکار عمومی شاید به دنبال یک اقدام خارجی علیه ایران باشد…

آزاده کیان به فرمان اخیر ضد مهاجرتی دونالد ترامپ اشاره می کند و آن را اقدامی ضد ایرانی می داند. آزاده کیان همچنین تهاجم ترامپ به توافق هسته‌ای و برجام را تنها اقدامی علیه رژیم جمهوری اسلامی نمی داد و آن را در چهارچوب یک اقدام ضد ایرانی توجیه می کند…

رضا علیجانی، در باره طرح شکل گیری ائتلاف عربی-اسرائیلی با حمایت آمریکا و انگلیس اعتقاد دارد که این ائتلاف بر اساس منافع کنونی اضلاع آن شکل گرفته است و دوام آن در آینده نامطمئن می باشد.
او در باره کمپین ایران ستیزی می گوید که ماهیت آن جنگ قدرت بین دولت ها و رهبران دولت هاست، نه جنگ ملت ها. در این باره او می گوید که افکار عمومی مردم آمریکا و اروپا مخالف تند روی های ترامپ است، همانگونه که بخش مهمی از مردم ایران مخالف برخی از سیاست های نظام اسلامی است.

در باره نفوذ منطقه ای ایران، رضا علیجانی می گوید که سیاست منطقه ای ایران را وزارت خارجه هدایت نمی کند. سیاست منطقه‌ای در عراق، سوریه، لبنان و… توسط بیت رهبری و واحد قدس سپاه پاسداران هدایت می شود…

برای شنیدن نسخه کامل این مجله رادیویی بر روی فایل صوتی بالا کلیک نمائید.

No responses yet

Mar 03 2017

مرد هزار چهره دولت ؛عامل فلج شدن تيم رسانه اي دولت روحاني

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

پویش: آیت ا… هاشمی قبل از مرگ، دلنگران روش اطلاع رسانی دولت روحانی در سطح کشور بود و شاید همین است که روحانی این روزها خود دست به کار شده است و تلاش می کند تا بی پرده به بهانه پاسخگویی به دلواپسان، روشنگري كند.اما سوال اینجاست چرا روحانی، خود یک تنه به میدان پاسخگویی آمده و کدام خلأ او را نگران كرده است؟
مرد هزار چهره دولت ؛عامل فلج شدن تيم رسانه اي دولت روحاني
عباي روابط عمومي!
در این روزها،اين سومین سخنرانی پرکنایه روحانی در ۷۲ ساعت گذشته است.او ابتدا در جمع مجریان انتخابات۱۳۹۶که شامل نیروهای وزارت کشور از وزیر تا بخشداري ها می شود تلاش كرد با لحنی که خاص خود اوست آنچه که مردم باید بدانند را بر زبان بیاورد.جایی که لازم بود با کنایه و طنز و جایی که ضرورت داشت با جدیت در بیان، سخن گفت.روحانی در همایش، اول از استانداران خود خواست که داد بزنند ، نه بر سر مردم که بر سر هر آنکه قصد دارد با بیت المال مردم برای یک شخص خاص تبلیغ کند!او تعارف را کنار گذاشت و در سراسر طول سخنرانی، کدهای بسیاری را به رسانه ها و کنشگران سیاسی داد، از جمله آنکه یک سایت، یک روزنامه که از بیت المال هزینه می کند حق ندارد برای فلان کاندیدا، معبرشکن باشد.او تاکید کرد هرکجا بی قانونی دیده شد منتظر شورای نگهبان نباشید و آن را داد بزنید!
حمله به تدبير برای خاموشی اميد
سخنرانی دوم، ۲۴ ساعت بعد از همایش مجریان انتخابات بود، در مجمع ملی سلامت، آنجاكه شاکله حرف‌ها به حوزه سلامت و درمان اختصاص یافته بود، بهانه‌اي بود تا روحانی از سلامت به جاده سیاست، فرهنگ و اقتصاد نیز گریزی بزند.
ريیس جمهور، سلامت را تنها ورزش و بهداشت و غذا و دارو ندانست، او به درستی، ترفند بخشی از حوزه تصمیم گیری کشور را زیر سوال برد و گفت که غم و گریه به جای خود، اما روزهاي نزدیک شدن به عید اجازه بدهید مردم شاد باشند. روحانی می داند که برخی عامدانه به‌دنبال ناامید نگه داشتن مردم در ایام پیشاانتخابات هستند تا با پایین آوردن نرخ مشارکت ، فضا را برای حضور برنامه ریزی شده طیفی از اصولگرایان آماده کنند!
روحانی این را نيز گفت که تا دولت قبلی برسرکار بود اجازه نقد نمی‌دادند تا تضعیف نشود و حال نيز که مجبوریم برای تشریح اوضاع فعلی، آنچه را از گذشته تحویل گرفتیم شرح دهیم، می گویند شما از عملکرد خودتان بگویید.
سومین گام در مسیر شفاف سازی
روحانی در سومین گام، صبح روز دوشنبه در مجمع ملی بانک مرکزی دوباره به بهانه پرداختن به عملکرد دولت تا جایی که توانست از کاشته های دولت گفت.او از فعالان اقتصادی خواست تا به 9مهر1391 برگردند و بعد به 10 مهر بروند،یعنی همان 24 ساعتی که ارز 625 تومان بالاتر رفت و بی شک قصد روحانی بازیافت اطلاعات اقتصادی ما بود تا به یاد بیاوریم روزگاری، اقتصاد در دستان «جمشید بسم ا…» و «ب .ز »ها گردش پیدا می کرد.
فريادي در مقابل سکوت بلندگوي دولت
اما نکته مهم اینجاست که چرا کلام روحانی این‌روزها صریح تر و تندتر شده است.او می داند که بسياري از حرف‌ها تا کنون زده نشده است.اما دليلش چيست؟چرا مردم از عملکرد دولت بی اطلاع هستند؟!چه می‌شود که «بی قانون» از خواب شورای اطلاع رسانی می نویسد و دیگر اهالی رسانه از سکوت مرگبار بلندگوی دولت می نالند؟!
مردی برای تمام فصول
پاسخ را باید در گذشته یافت؛ شاید در همان مهر 1391،يا کمی بعدتر در خرداد 1392 ،یعنی همان روزهایی که روحانی در یک مناظره تاریخی تمام ترفندهای گاز انبری تیم مشاوره سردار و در راس آن مردی به نام پرویز اسماعیلی را کنج رینگ گذاشت.گويا درد سيلي آن روز هنوز در گوش اين مردان باقيست و پاك نشده‌است. اما این مرد به‌جای حذف‌شدن از دنیای سیاسیون، گویی که دستمزد ضعف تبلیغاتش را گرفت و با حکم نهاوندیان، معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رقيبِ رییسش شد.اما زمانی تعجب‌مان دوچندان می شود که متوجه می شویم او رکورددار همکاری با افراد و شخصیت های سیاسی مختلف مانند محمود احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی و علي‌لاریجانی است.او از چپ تا راست، از انحرافی تا پایداری، یک تنه اعتماد همه را جلب کرده یا شاید با واسطه توانسته است با همه باشد و با هیچ‌کس نباشد!
نکته جالب توجه اینکه، همکاری نزدیک اسماعیلی با تمامی افراد فوق، در زمان قدرت گرفتن آن‌ها انجام شده است. البته ناز این مرد نیز خریدار دارد؛ ماجرای اختلافات درونی تیم رسانه ای روحانی در مقطعی چندماهه در نیمه دوم سال ۹۳ به قهر اسماعیلی از دفتر رییس جمهور منجر شد و او برای مدتی به محل کار خود نرفت اما سرانجام تصمیم به بازگشت گرفت و آغوش دولت نيز برای او باز بود. رويدادهاي مختلفي حول محور اين فرد در پاستور رخ داد ولي انگار نه انگار!
آقاي روحاني ، احمدي‌نژاد نباشيد!
اما سوال اینجاست چرا روحانی اجازه داده است چنین فردی، در حساس ترین موقعیت دولت اعتدال، باعث فلج شدن اطلاع‌رسانی در دولت شود؟ چرا گوش شنوايي براي شنيدن ايرادهاي اين بلندگوي گنگ وجود ندارد؟چرا مسببان اين انتصاب تصور دارند كه مردم متوجه اين بي‌درايتي نيستند؟ چرا توجهي به سرخوردگي بدنه اجتماعي حامي اعتدال نمي‌شود كه اين نوع استخدام‌ها، باعث يادآوري نوع دولت‌داري احمدي‌نژاد مي‌شود؟ پايان عمر دولت يازدهم نزديك است و اينكه فردي مانند پرويزاسماعيلي، در اين چند ماه حذف بشود يا نشود، شايد ديگر چندان اهميتي نداشته باشد ولي تفكري كه افرادي مانند اسماعيلي، نعمت‌زاده، آخوندي، ربيعي و ساير شخصيت‌هاي اينچنيني را وارد دولت به اصطلاع تدبير و اميد كرد، اگر بخواهد راي مردم را در دور جديد به خود اختصاص دهد بايد استحاله شود زيرا مردم، روحاني را برگزيدند كه ديگر احمدي‌نژاد و تفكرش نباشند.

No responses yet

Mar 03 2017

مطهری: شورای نگهبان بدعت ایجاد نکند/ دو شورای نگهبان نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

ایسنا: نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به دبیر شورای نگهبان با اشاره به ایرادات مجمع تشخیص مصلحت نظام به مصوبات مجلس در برنامه ششم، گفت که شورای نگهبان باید نظر خودر را درباره این ایرادات اعلام کند؛ چرا که وجود دو شورای نگهبان نه از سوی قانون اساسی و نه هیچ عقل سلیمی پذیرفته نیست.

به گزارش ایسنا، در نامه علی مطهری به آیت‌الله احمد جنتی که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است:

آیت الله جنتی

دبیر محترم شورای نگهبان

با اهداء سلام، همان طور که مستحضر هستید اخیرا و بعد از رحلت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی مجمع تشخیص مصلحت نظام فهرست مغایرتهای مصوبات مجلس با سیاستهای کلی نظام را برای شورای نگهبان ارسال می کند و این شورا آنچنان که در مورد برنامه ششم توسعه دیده شد بدون آنکه خود صحت و سقم این مغایرتها را در مورد هر مصوبه بررسی و اظهار نظر کند که آیا ایراد مجمع وارد است یا نه، آن فهرست را یکجا به مجلس می فرستد و می گوید این مصوبات خلاف بند 1 اصل صد و دهم قانون اساسی و در نتیجه مغایر با شرع است. چند نکته قابل ذکر است:

این یک بدعت در کار شورای نگهبان است چون اگر هر یک از موارد ارجاعی از سوی مجمع به شورای نگهبان مورد بحث قرار گیرد و درباره آن رای گیری شود ممکن است شورا برخی از آنها را وارد نداند و از دستور خارج و زحمت مجلس کم شود. مجلس در مسیر قانون گذاری خود فقط با یک نهاد طرف است و آن شورای نگهبان است.
در آیین نامه نظارت بر اجرای سیاستهای کلی نظام که به امضای مقام رهبری رسیده آمده است که در جریان بررسی طرحها و لوایح در مجلس، نماینده مجمع تشخیص مصلحت نظام باید در کمیسیون مربوط حاضر شود و مغایرتهای طرح یا لایحه با سیاستهای کلی را اعلام کند، تصمیم گیری با مجلس است. این در حالی است که نماینده یا نمایندگان مجمع در بررسی لایحه برنامه ششم توسعه در کمیسیون تلفیق برنامه حضور پیدا نکردند و طبعا ارسال یکباره فهرست مغایرتها به شورای نگهبان خلاف این آیین نامه بوده است.
این که مصوبه ای مخالف سیاستهای کلی باشد به این معنی نیست که مخالف شرع است، حداکثر با استناد به اصل صد و دهم، مخالف قانون اساسی است. نمی توان گفت چون این سیاستها به امضای مقام رهبری رسیده پس مخالفت با آن مخالفت با ولیّ فقیه و در نتیجه مخالفت با شرع است. ممکن است مجلس با دلایل کارشناسی و رعایت مصلحتها یک ماده قانونی را مخالف این سیاستها نداند و مجمع تشخیص مخالف بداند. در اینجا اگر شورای نگهبان پس از بررسی و رای گیری، نظر مجمع را تایید کرد، ایراد خود را به مجلس اعلام می کند.بی جهت پای شرع را به میان نیاوریم.

امیدوارم از این پس اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام فهرست مغایرتهای مصوبات مجلس با سیاستهای کلی را برای شورای نگهبان ارسال می کند، این شورا نظر خود را درباره این مغایرتها به تفکیک بیان کند تا مجلس به رفع ایراد بپردازد. آنچه که در آیین نامه نظارت بر اجرای سیاستهای کلی با تعبیر ” اعمال این سیاستها توسط شورای نگهبان” آمده است به همین معنی است نه این که شورا فهرست ارسالی از سوی مجمع را بدون بررسی به مجلس بفرستد و مصوبات مربوط را خلاف شرع بنامد. در این صورت دو شورای نگهبان خواهیم داشت، یکی برای تطبیق با قانون اساسی و شرع و دیگری برای تطبیق با سیاستهای کلی نظام. این را نه قانون اساسی و نه هیچ عقل سلیمی می پذیرد، علاوه بر این که مجلس نیز از این جهت به یک موجود مجبور تبدیل می شود. برای جناب عالی آرزوی توفیق الهی دارم.

با تقدیم احترام

علی مطهری

انتهای پیام

No responses yet

Mar 02 2017

بازداشت یک استاد دانشگاه قزوین به اتهام توهین به مقدسات

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی

عصرایران: دادستان قزوین از بازداشت یکی از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به اتهام توهین به مقدسات خبر داد.

صادقی نیارکی دادستان قزوین در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان از بازداشت یکی از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین به اتهام توهین به مقدسات خبر داد.

وی ادامه داد: طبق گزارش واصله چندی پیش این استاد دانشگاه سر کلاس‌های درس به مقدسات توهین کرده بود.

حجت الاسلام و المسلمین صادقی نیارکی تصریح کرد: این فرد بازداشت و با قرار وثیقه روانه زندان شد.

No responses yet

Mar 02 2017

کلیه‌ام را فروختم و خانه اجاره کردم اما پشیمانم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: فروشندگان کلیه دیگر فقط آگهی‌هایشان را روی دیوارهای خیایان گیلان و جلوی درمانگاه حمایت از بیماران کلیوی نمی‌نویسند. در صفحات مجازی آگهی می‌کنند
حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان از قانونی شدن خرید و فروش کلیه دفاع کرده

دوست ندارد با رسانه‌های خارج از ایران گفت‌وگو کند. سریع سوال می‌کند سایت در کجا است؟ وقتی می‌گویم خارج از ایران، بدون گفتن کلمه‌ای، تلفن را قطع می‌کند و تماس‌های بعدی را هم بی‌جواب می‌گذارد.
«حسینعلی شهریاری»، نماینده زاهدان و یکی از اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، جراح و متخصص چشم است. پزشکی‌ را در سال 65 تمام کرده و عضو هیات علمی دانشگاه زاهدان است. دلیل تماس «ایران‌وایر» با او، صحبت‌های اخیرش درگفت‌وگو با سایت «شفا آنلاین» است که از قانونی شدن خرید و فروش کلیه دفاع کرده و گفته است: «چه اشکالی دارد وقتی که فرد در فقر است و با دریافت 20 تا30 میلیون زندگی اش متحول می شود، این کار را انجام دهد؟»

شهریاری از آن‌هایی حرف می‌زند که عضوی از بدن‌شان را برای به دست آوردن یک لقمه نان در معرض فروش گذاشته‌اند؛ مثل «فاطمه» 22 ساله که نوشته از هر نظر سالم است و به خاطر مشکلات مالی و در ازای دریافت 75 میلیون تومان کلیه‌اش را اهدا می‌کند یا «علی» 20 ساله که گفته کلیه‌اش را به دلیل بی‌کاری می‌فروشد و «پوریا» 29ساله که نوشته است:«حکم جلبم را گرفته‌اند و نیاز شدید به پول دارم. تو رو خدا کمک کنید کلیه ام را زودتر بفروشم.»

این‌ها نمونه‌ای از آگهی‌هایی هستند که در چند روز اخیر منتشر شده است. فروشندگان کلیه دیگر فقط آگهی‌هایشان را روی دیوارهای خیابان «گیلان» و جلوی درمانگاه انجمن حمایت از بیماران کلیوی نمی‌نویسند، در صفحات مجازی آگهی می‌کنند و کانال تلگرامی راه‌ انداخته‌اند!
ادمین یکی از کانال‌های تلگرامی خرید و فروش کلیه می‌گوید: «هرکس که می‌‌خواهد آگهی بدهد، هزار تومان به کارتم می‌ریزد و من آگهی‌اش را در کانال و سایت درج می‌کنم.»

او هم درکانال و هم در سایت توصیه کرده است که آگهی‌دهندگان به دلال‌ها جواب ندهند اما کار خودش بی‌شباهت به دلال‌ها نیست: «خانواده‌هایی که چند وقت است در لیست پیوند منتظر هستند، از طریق کانال تلگرام و سایت ما، کسانی را که می‌خواهند کلیه‌شان را به قیمت بالاتری اهدا کنند، پیدا می‌کنند. ابتدا با هم توافق می‌کنند و بعد اهداکننده آزمایش‌های لازم را انجام می‌دهد. اگر همه چیز منطبق و درست بود، خانواده شخصی که در انتظار پیوند است،اهدا کننده را به عنوان یکی از آشناها که تمایل به اهدا دارد، معرفی می‌کند تا از انجمن بیماران کلیوی نامه پیوند را بگیرد.»

هیچ مرکز درمانی و بیمارستانی اجازه ندارد بدون نامه پیوند از سوی انجمن حمایت از بیماران کلیوی، این پیوند را انجام دهد. دریافت‌کننده پیوند به طور قانونی باید مبلغ 14 میلیون تومان برای انجام هزینه‌های مختلف بپردازد. یک میلیون تومان هم دولت به عنوان «هدیه ایثار» به اهداکننده پرداخت می‌کند.

اما قیمت اصلی خرید و فروش کلیه همین 15 میلیون تومان نیست؛ توافق‌های پنهانی بین خریدار و فروشنده قیمت اصلی را تعیین می‌کنند که گاهی بیش تر از سه برابر قیمت تعیین شده، هستند.

حسینعلی شهریاری در بخشی از مصاحبه خود گفته است فروش اعضا برایم پیوند مجوز شرعی دارد، علاوه بر این که عوارض و مشکلات خاصی هم ندارد: «انسان های زیادی با یک کلیه زندگی می کنند و از آن طرف هم عده زیادی نیازمند کلیه هستند که اگر کلیه به آن ها نرسد، دچار عوارض می شوند و جان خود را از دست می دهند.»

«محسن» را از طریق یکی از دوستان مستندسازم پیدا می‌کنم. او 28ساله است و سال پیش یکی از کلیه‌هایش را با قیمت 40 میلیون تومان فروخته، پول آن را پای رهن خانه داده و بالاخره توانسته است مراسم ازدواج خود را برگزار کند. اما جز همسرش، کسی خبر ندارد او چه کرده است. می‌گوید: «زندگی با یک کلیه خیلی سخت است، مدام وحشت دارم که نکند به کلیه‌ام آسیب برسد. نکند خودم -زبانم لال- درگیر پیوند و این چیزها شوم و استرسی می‌شوم.»

دوره نقاهت او چند ماهی طول کشیده است: «توان بدنی‌ام خیلی کم شده بود و سریع خسته می‌شدم. سه چهار ماهی طول کشید تا وضعیتم عادی شد اما هنوز گاهی احساس می‌کنم جای کلیه‌ام درد می‌کند.»

او وقتی چشمش به زخم جراحی می‌افتد، ناراحت می‌شود: «خیلی غصه می‌خورم اما می‌دانم چاره‌ای نبود. پدرم ورشکست شد و نمی‌توانست کمکم کند. پدر زنم هم منتظر بود که برویم سر خانه خودمان. وضعیت بدی بود اما امیدوارم اتفاق بدتری نیفتد.»

او کارگر یک کارگاه مبل‌سازی است و بعد از جراحی، یک ماهی سر کار نرفته است: «دکتر گفته بود چیزهای سنگین بلند نکنم و کارهای سنگین انجام ندهم.»

موقع خداحافظی می‌گوید می خواهم یک پیام هم به آن‌هایی که قصد فروش کلیه دارند، بدهم: «بگویید تا جایی که می‌شود، هر کاری بکنید که کلیه‌تان را نفروشید. حس بعدش خیلی بد است، خیلی.»

محسن تنها کسی نیست که از فروش کلیه‌اش پشیمان است؛ خبرگزاری «مهر» سال 90 گزارش داده که در یک پژوهش میدانی روی 324 نفر از کسانی که کلیه‌ خود را فروخته‌اند، مشخص شده که 87 درصد از فروشندگان کلیه بعد از حداقل یک سال دچار افسردگی ناشی از پشیمانی شده و نوعی وسواس در تغذیه و مراقبت از سلامتی خود پیدا می کنند.

یکی از پزشکانی که در مرکز حمایت از بیماران کلیوی کار می‌کند، به «ایران‎وایر» می‌گوید: «مرکز برای صدور نامه پیوند حتما اهداکننده را به روان شناس معرفی می‌کند و در صورت تایید روان‌شناس، نامه پیوند داده می‌شود. با این حال، احتمال پشیمانی همیشه وجود دارد.»

او اضافه می کند: «خودم هم نمونه‌هایی را دیده ام. معمولا بعد از جراحی گریه می‌کنند و ناراحت می‌شوند.»

حرف‌های شهریاری را خوانده است اما می‌گوید: «به نظر من بهترین روش پیوند کلیه، پیوند از بیماران مرگ مغزی است. قبلا خانواده‌های کمی با اهدای عضو عزیزانشان که مرگ مغزی می‌شدند، موافقت می‌کردند اما در سال‌های اخیر وضعیت بهتر شده و تعداد پیوندها از این افراد بیش تر شده است. امیدوارم در این زمینه فرهنگ‌سازی شود و بیش تر روی این روش متمرکز باشیم که شخص اهداکننده هم از لحاظ روحی و جسمی دچار آسیب نشود.»

No responses yet

Mar 01 2017

سپیده قلیان در اهواز بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: شامگاه جمعه، سپیده قلیان (قولیان) دانشجوی اهل اهواز در منزل پدری اش در این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شامگاه جمعه ششم اسفندماه، ماموران امنیتی، سپیده قلیان (قولیان) متولد ۱۳۷۴، دانشجوی ترم چهارم رشته‌ی دامپزشکی در اهواز و ساکن این شهر را در منزل پدری اش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
یک منبع نزدیک به خانواده سپیده قلیان (قولیان) با اعلام این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “مامورانی که احتمالا از اطلاعات سپاه پاسداران بودند بعد از بازداشت سپیده به خانواده اش همراه تهدید گفته اند شما لازم نیست اقدامی کنید ما خودمان با شما تماس خواهیم گرفت.”

این منبع مطلع در مورد دلایل احتمالی بازداشت خانم قولیان نیز افزود: “علت بازداشت احتمالا به خاطر فعالیت وی در اینستاگرام و فعالیت های مدنی اش بوده است. اما به خانواده اش چیزی نگفته اند و هنوز خانواده اش از محل نگهداری و وضعیت او خبری نداشته و در نگرانی به سر می برند.”

No responses yet

Mar 01 2017

از حادثه خيابان مولوي و كشته و مجروح شدن كارتن خواب ها گزارش مي دهد، بي تفاوتي فلا كت بار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

قانون: نجمه جمشيدي، مينا مهري

همه چيز از انتشار يك فيلم در فضاي مجازي آغاز شد.تا همين چند روز پيش و قبل از انتشار فيلم،پيدا كردنشان كار سختي نبود،اما حالا بايد بيش‌تر بگرديد

كل فيلم 50ثانيه است،حتي به يك دقيقه هم نمي‌رسد اما آنچنان درد اين 50ثانيه مي‌رود درروح و اعصاب تان كه تا ساعت‌ها رهايتان نمي‌كند

راننده ناواردي سعي كرده ماشين را روشن و حركت كند، كارت خواب ها كنار خيابان نشسته و منتظر ثبت نام بوده اند و فاجعه شكل گرفته است

در صف ثبت‌نام منتظر بوديم كه صداي چرخ‌هاي ماشين را شنيديم.يك خودروي مزدا كه متعلق به پيمانكار شهرداري بود به‌سرعت به سمت صف انتظار ما آمد كارتن خواب ها كنار خيابان نشسته و منتظر ثبت نام در مددسرا بوده اند كه فاجعه شكل گرفته است و در آن دو انسان جان خود را از دست داده و 10 نفر زخمي شده اند

یکی از مجروحین می گوید:دراين دو روز به‌گونه‌اي با ما برخورد مي‌كنند كه انگار ما انسان نيستيم. باور كنيدما معتاد نيستیم ولي مكاني براي ماندن نداريم به همين دليل به مددسرا مراجعه مي‌كنيم

فيلم با تصوير بسته روي مردي بي جان افتاده كف خيابان شروع مي‌شود:«اينجا مولويه،اين كارتن خواب‌هايي هستند كه ماشين ار روشون رد شده…».فردي فرياد مي‌كشد و دوربين در امتداد خيابان حركت مي كند.

حركت مي كند و فيلم مي‌گيرداز بي خانمان‌هايي كه افتاده‌اند كف خيابان،يكي يكي ،دوتا دوتا غرق خون و ناله. مردم جمع شده‌اند،يكي باموبايلش فيلم مي‌گيرد ،ديگري قصد كمك دارد و آن يكي زل زده به جمعيت غرق خون افتاده كف خيابان:«آخ.. آي.. كمكم كنين». صداي فرياد و ناله مي‌پيچد در همهمه‌ جمعيت حاضر و بعد تمام.

كل فيلم 50ثانيه است،حتي به يك دقيقه هم نمي‌رسد اما آنچنان درد اين 50ثانيه مي‌رود درروح و اعصاب تان كه تا ساعت‌ها رهايتان نمي‌كند؛دردي كه آن قدر فرياد زده شد و چاره‌اي برايش پيدا نشد حالا ديگر به چشمان‌مان «بي‌درمان» مي‌آيد.درد له شدن و جان دادن عده‌اي درزيرآفتاب خيابان مولوي وقتي غم سرپناه داشتند و فكر نان شبي كه اگر خوش‌شانس باشند شايد قسمت‌شان شود.

درد بي درمان كشته و زخمي شدن عده‌اي بي‌سرپناه كنار خيابان كه حتي با اينكه كارت سلامت گرفته‌اند و تلاش مي‌كنند تا ميان كثافت‌هاي زير پوست شهر،نجات بدهند تن بيمارشان را،باز هم متداول‌ترين كپشني كه روي عكس و فيلم‌شان مي خورد:«كارتن خواب معتاد» است.

«خانم ،ما معتاد نيستيم. قبلا بوديم. متادون مي‌گيريم ترك كنيم ،ما معتاد نيستيم خانم»اين حرف‌هاي رضاست،يكي از همان 6كارتن خوابي كه ظهر يك روز زمستان،ماشين از روي‌شان رد و فيلم‌شان در شبكه‌هاي اجتماعي پخش شد.

ماجراي يك فيلم

همه چيز از انتشار يك فيلم در فضاي مجازي آغاز شد.تا همين چند روز پيش و قبل از انتشار فيلم،پيدا كردنشان كار سختي نبود،اما حالا بايد بيش‌تر بگرديدتا بلكه بتوانيد پيدايشان كنيد:«جاشون عوض نشده اما از وقتي ماشين زيرشون كرده پخش و پلا شدن ولي بازم همونجان،يه كم بالاتر،دست راست».آدرسي كه مغازه دارمي دهد خيلي دور نيست،چندمتر بالاتر خيابان اصلي مولوي،فرعي انبارگندم،رو‌به روي مددسراي يونس.

تلاش براي حضور در مددسرا

نشسته‌اند و زل زده‌اند به درب مددسرايي كه نه روز حادثه جايشان داده بود و نه حالا كه حتي بيمارستان هم تن زخمي‌شان را قبول نكرده است. علي يكي از همان 6 نفر است.حرف كه مي زند مي نالد از درد و به خود مي‌پيچد اما قبل از آنكه از دردش حرف بزند ،مي گويد كه معتادنيست و از ناچاري آواره خيابان شده:«چند ماه است كه در مددسراي يونس اقامت دارم.معتاد نيستم وشغلم جوشكاري است اما به‌دليل اينكه جايي براي خوابيدن ندارم،ساعت 5به مددسرا مراجعه مي‌كنم و پس از ثبت‌نام، شب در مددسرا مي‌مانم.» روز حادثه چه اتفاقي رخ داد؟

علي روز حادثه به خيابان رو‌به روي پارك رفته و منتظر بوده است تا بتواند شب را در مددسرا بگذراند:«ظرفيت اين مددسرا 100 نفر است وبراي اينكه ازدحامي در جلوي مددسرا نشود؛ساعت 3 ثبت‌نام مي‌كنند؛ اين كار 5 دقيقه بيشتر طول نمي‌كشد.در صف ثبت‌نام منتظر بوديم كه صداي چرخ‌هاي ماشين را شنيديم.يك خودروي مزدا كه متعلق به پيمانكار شهرداري بود به‌سرعت به سمت صف انتظار ما آمد.تا به‌خودمان بياييم با 11 نفر برخورد كرد.چند دقيقه بي هوش بودم هنگامي كه به‌هوش آمدم با چشم خود ديدم ماشين چپ شده و 4 نفر زير ماشين بودند. يك نفردرجا كشته شد و يك نفر نيز در اورژانس بيمارستان فوت كرد.يكي ديگر ازبچه‌ها نيز قطع نخاع شده است.مابقي نيز، دست و پا به‌شدت زخمي شده‌اند». بعد از آنكه ماشين از رويشان رد شده است مردم ريخته‌اند براي كمك. با اور‍ژانس تماس گرفته اند و با هر زور و ضربي كه شده رساند نشان به بيمارستان «سينا».بيمارستان چه كرده؟ علي مي‌گويد نوبت عمل برايشان زده و بعد حتي حاضر نشده كه بيشتر نگهشان دارد تا وضعيت‌شان مشخص شود:«من به‌شدت صدمه ديدم، پنج‌شنبه نوبت عمل دارم اما مسئولان بيمارستان سينا اعلام كردند كه تخت خالي ندارند و باوجود درد بسيار من را ترخيص كردند». مي‌گويد كه پليس، راننده ماشين را دستگير كرده است،راننده كم سن و سالي كه نهايت 16 سال داشته نه بيش تر.

ماجرا اين بوده است كه اساسا نه قضيه مربوط به شهرداري بوده و نه قصدي براي زيرگرفتن آدم ها وجود داشته است. راننده ناواردي سعي كرده ماشين را روشن و حركت كند، كارتن خواب ها كنار خيابان نشسته و منتظر ثبت نام بوده اند و فاجعه شكل گرفته است. فاجعه اي كه در آن دو انسان جان خود را از دست داده و حدود 10 نفر ديگر زخمي شده اند. اما فاجعه بزرگ تري نيز در اين شهر در حال زايش است.كارتن خواب هايي كه ساعت ها پيش از غروب در انتظار ثبت‌نام در يكي از شلوغ ترين خيابان هاي اين شهر كنار خيابان مي‌نشينند. ماشين در نهايت واژگون شده و راننده كم سن آن ، حال خود شايد قرباني ديگري است كه در بازداشت است. اما فاجعه بزرگ تر رفتاري است كه در بيمارستان سينا با كارتن خواب ها شده است.به آنان بي توجهي شده و در نهايت بدون درمان مناسب دوباره آنان را به خيابان فرستاده اند. فاجعه بزرگ تر در حال شكل گيري اين است كه براي كادر درماني بيمارستان، پيش از آنكه نام انسان بودن مجروح ها داراي اهميت باشد اين مساله مهم بوده است كه آنان كارتن خواب هستند.

قصه تلخ ادامه دارد

قصه تلخ كارتن خواب‌هاي خيابان مولوي با ريختن خون كف خيابان تمام نشده است .آن‌ها تاوان بي‌خانماني‌شان را با مرگ دادند،مرگ رفقايي كه هرروز کنار هم بودند در يكي از خيابان‌هاي شلوغ اين شهر؛خانه‌اي با فرش آسفالت داغ ظهر وسقف آسمان سرد شب. «علي» دستش را بسته و آويزان كرده به گردنش.درد امانش را بريده. رنج آنقدر چنگ مي‌زند به صدايش كه ميان حرف‌هايش نفس‌هايش مي‌برد و با زور ادامه مي دهد:«يكي از آن‌هايي كه فوت كرده دوست صميمي من بود. اسمش امير بود و45سال داشت. به‌كمك خواهرش مي خواست خانه‌اي اجاره كند و دوباره خانواده‌اش را سامان دهد كه فوت كرد. فرد ديگري كه فوت كرده است هم مي‌شناختم؛نجار بود».

هيچ كس در دو روز گذشته به آنان توجه نكرده است

كسي به ديدن تان نيامد؟رها شديد كنار خيابان؟جواب مي دهد:«تنها مسئولي كه به ما سر زد سرگرد حسيني از كلانتري محل بود كه به بيمارستان آمد و نكاتي را درباره پيگيري‌هاي پرونده‌مان توضيح داد. هيچ ارگان، پيمانكار شهرداري يا خود شهرداري حال ما را نپرسيده است.»اين‌ها را مي‌گويد و سرش را از درد فرو مي‌كند در اوركتش. «مجيد»كمي آن طرف‌تر ايستاده،با سروصورت زخمي وباندپيچي شده.لوازمش را روي آخرين نيكمت شرقي پارك(لوازمش يعني ناخن گير و پاكت سيگار و روزنامه در دستش).حالا نشسته در پارك کنار خيابان، جايي كه تا همين روز حادثه اجازه نداشته است كه به آن وارد شود چون «كارتن» خواب است و حق ورود ندارد.نگاه بي‌رمقش را از روي لوازمش مي اندازد روي سنگفرش هاي پارك و مي‌گويد: « طبق عادت هر روز درصف انتظار ثبت‌نام بوديم، متاسفانه به ما اجازه نمي‌دهند در پارك روبرو صف ثبت‌نام تشكيل دهيم به همين دليل در آن سمت خيابان صف می کشیم . درحال روزنامه خواندن بودم كه ديدم يك خودرو به‌سرعت به سمت ما مي‌آيد زماني به خودم آمدم كه زير چرخ ماشين بودم. چند نقطه سرم شكسته پايم آسيب ديده و جراحات زيادي ديده‌ام . 45 دقيقه طول كشيد تا به بيمارستان منتقل شويم. در اين مدت زماني مدديارها به ما كمك كردند. يك نفر درجا فوت كرد؛ 10 نفري كه مصدوم شده‌ بوديم را به بيمارستان‌هاي سينا، هفت تير و لقمان الدوله انتقال دادند. يكي از مصدومين بعد از انتقال به بيمارستان فوت كرد. من را به بيمارستان هفت‌تير انتقال دادند رسيدگي خوبي نداشتند حتي غذا هم به من نداند».

شكايت نكرديد؟

بي آنكه تغييري در لحنش ايجاد شوددر ادامه مي‌گويد:«تنها از كلانتري آمدند و يك صورت جلسه تهيه كردند. باوجود اينكه به دكتر گفتم كه درد دارم من را مرخص كردند.براي شكايت ازپيمانكار شهرداري به كلانتري مراجعه كرده‌ايم؛كلانتري محل يك نامه به ما داده است». نامه را چه كار كرديد؟

فندكش را روشن ودوباره خاموش مي كند:« براي رفتن به پزشكي قانوني و گرفتن نامه از آن، 45 هزار تومان نياز داريم كه هيچ كدام از ما اين پول را نداردبه همين دليل حتي توان شكايت را هم نداريم. براي پانسمان و درمان به پزشكان بدون مرز مراجعه كرديم اما اين مداوا كافي نيست و بايد درمان اساسي صورت گيرد. هيچ كس را نداريم كه از حقوق ما دفاع كند و پيگير حق ما باشد ».فندك،روزنامه و ناخن‌گيرش را بر‌مي‌دارد،جمع مي كند در بغلش و زل مي‌زند به دربسته‌ مددسرا. بي خانمان يا كارتن خواب ؟

نشسته روي نيمكت،كمي دورتر از آن دونفر.كت و شلوار پوشيده و شمرده حرف مي‌زند:« من بي‌خانمانم،كارتن خواب نيستم».نامش رضاست.روز حادثه او هم مانند علي،مجيد و آن 4نفر ديگر منتظر بوده تا درب هاي مددسرا باز شود و او را مانند سايرين پذيرش كند:«مانند ديگر بچه‌ها در صف انتظار نشسته بودم كه خودروي شهرداري آمد و از روي بچه‌ها ردشد. خودرو در پياده‌راه بود و يك نوجوان افغان سوار آن شد و به‌دليل عدم آشنايي با رانندگي توان كنترل خودرو را نداشت و به سمت ما آمد. از ناحيه كتف دچار آسيب شدم. من را به بيمارستان انتقال دادند؛ در آنجا حتي يك سرم يا آمپول به من نزدند. ابتدا پزشك گفت كه بايد عمل شوم اما نمي‌دانم چرا پشيمان شدند و من را عمل نكردند و ترخيص شدم.هنگامي كه ترخيص شدم شب بود و مكاني براي ماندن نداشتم تا صبح با آن درددرخيابان با آن سرما ماندم.» اعتيادي در كار نيست ، فقط فقر است و بي خانماني صدايش بالاتر مي‌رود:«نمي‌دانيم چه كسي بايد پاسخگوي ما باشد؛دراين دو روز به‌گونه‌اي با ما برخورد مي‌كنند كه انگار ما انسان نيستيم.ما معتاد نيستیم ولي مكاني براي ماندن نداريم به همين دليل به مددسرا مراجعه مي‌كنيم. اين خودرو متعلق به پيمانكار شهرداري است. بارها ديده‌ام كه خودروهايي با آرم شهرداري مي‌آيند و مصالح را در انبار آن تخليه مي‌‌كنند. آن روز هم مصالح آورده بودند». درد امانش را بريده. درد بزرگ‌تر برايش اما انگ«معتاد بودن» است:«شنيدم كه بعضي از مسئولان گفته‌اند كه آن ها كارتن‌خواب‌هايي بودند كه درحال مصرف مواد بوده‌اند. اين درحالي است كه بسياري از ما معتاد نيستند بلكه بي‌خانمان هستند. شرايط خيابان انبار گندم به گونه‌اي است كه شما نمي‌توانيد بنشينید و مواد مصرف كنيدو حتي اگر مواد هم مصرف مي‌كرديم دليلي براي اين فاجعه و كشته شدن نيست و مصرف مواد جرم و گناه مسببان آن را كم نمي‌كند». ساعت چهار و چهل وپنج دقيقه است .رضا نگاه مي اندازد به ساعتش و بلند آن طور كه آن دو نفر ديگر هم بشنوند مي‌گويد:«يك ربع ديگه مونده».يك ربع ديگر مانده تا در‌هاي مددسرا باز و آن ها پذيرش شوند،مثل روز قبل حادثه با درد بي‌خانماني،مثل روز بعد از حادثه با درد بي‌خانمي و زخم‌هاي تن.عقربه‌ها اين ثانيه‌هاي آخر را تندتر دويده‌اند و حالا رسيده‌اند به ساعت:«5عصر». بلند مي‌شوند كه بروند سمت خروجي پارك و از آنجا هم روانه اتاق‌هاي مددسرا.مددسرايي كه چندسالي است مثل مسكن شده براي دردهايشان.دردهايي كه كسي براي آن راه‌حل و درماني ندارد و هرچه كه در اين سال ها تجويز شده- از مددسرا گرفته تا گرمخانه- تماما مسكن بوده‌اند و بس.«كارتن خوابي»،«بي‌خانماني» يا هر نام ديگري كه بنشانند روي اين زخم،اندكي از درد آن كم نمي‌كند. چه فرقي مي‌كند كه ماشين كدام نهاد وارگان بوده و خون‌شان روي آسفالت‌هاي كدام خيابان اين شهر ريخته؟ وقتي تن هر خيابان اين شهر با اين درد آشناست.فريادهايشان به گوش كسي نمي‌رسد و انگار كه شده‌اند جزيي انكار ناپذير ازين شهر.نپذيرفتن‌شان درد است واين‌گونه پذيرفتن‌شان هم درد.وقت آن رسيده كه همه از مسئول و شهروند«بي‌خانمان‌ها» را ببينند و بالاخره چاره‌اي براي حل مشكلات‌شان پيدا شود.گام اول شايد اين باشد كه همه به يادبياوريم زير سقف و بدون سقف،همه انسانيم و «زندگي» حق همه‌ ‌ماست؛چه آنكه لوستر ميلياردي به سقف خانه‌اش آويخته و چه آنكه شب تا سحر به نور كم‌فروغ ستاره‌اي در آسمان دودگرفته تهران چشم دوخته.

No responses yet

Mar 01 2017

دادستانی ایران ‘۱۳ مدیر دوتابعیتی را به وزارت اطلاعات معرفی کرد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی:  جمشید انصاری، رییس سازمان اداری و استخدامی: تا به امروز تنها یک نفر از مدیران وزارت ارتباطات دوتابعیتی بوده که سه، چهار ماه پیش اعلام شد

سازمان امور اداری و استخدامی ایران می‌گوید دادستان کل کشور در نامه‌ای ۱۳ مدیر دوتابعیتی را برای بررسی به وزارت اطلاعات معرفی کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر ،جمشید انصاری، رئیس این سازمان گفته است: “در این نامه ۱۳ نفر از مدیران دوتابعیتی بر اساس اطلاعاتی که به دادستانی رسید بود، برای بررسی صحت و سقم آن به وزارت اطلاعات ارسال شده است.”

مسئولیت تشخیص دوتابعیتی بودن افراد “بر اساس قانون” به وزارت اطلاعات سپرده شده است.

آقای انصاری گفت: “تا به امروز تنها یک نفر از مدیران وزارت ارتباطات دوتابعیتی بوده که سه، چهار ماه گذشته اعلام شد و مورد دیگری گزارش نشده است.”

هفته پیش محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران گفته بود هیچ مدیر دو تابعیتی در دولت وجود ندارد. اما همزمان غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگو و معاون قوه قضاییه گفت دستگاه‌های نظارتی اعلام می‌کنند که هنوز مدیران دو تابعیتی وجود دارند.

آقای علوی از دادستان کل ایران خواسته بود که اسامی مدیران دوتابعیتی را اعلام کند تا وزارت اطلاعات “مطابق قانون” دستور برکناری آنها را صادر کند.

این در حالی است که سخنگوی قوه قضائیه “بی‌اطلاعی” وزیر اطلاعات را به چالش کشید.

غلامحسین محسنی اژه‌ای گفته بود: “خود وزارت اطلاعات باید از وجود این دوتابعیتی‌ها مطلع باشد و اگر از وجود آنها مطلع نیست باید از وزیر اطلاعات پرسید که چرا از این موضوع اطلاع ندارد.”

بیشتر بخوانید:

  • وزیر اطلاعات ایران: طوری مسئله مطرح می شود که انگار فرد دوتابعیتی یعنی وطن فروش
  • اظهارات متناقض وزارت اطلاعات و قوه قضائیه درباره مدیران دو تابعیتی
  • یک نماینده مجلس ایران می‌گوید ‘شماری از مدیران دوتابعیتی بازداشت شده اند’
  • طرح تحقیق از مقام‌های دوتابعیتی مجددا به هیئت رئیسه مجلس ایران ارائه شد

مجلس ایران چهار ماه پیش به طرحی رأی داد که بر اساس آن قرار شد درباره “مدیران ارشد دو تابعیتی و دارای گرین کارت” تحقیق و تفحص شود.

هر چند آمار دقیقی از موارد برخورد با مدیران دو تابعیتی ایرانی در دست نیست ولی حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده مجلس ایران در آبان ماه گفته بود آماری در اختیار دارد که بر اساس آن ۱۲ مدیر دو تابعیتی بازداشت شده‌اند.

بیش از سه ماه پیش وزیر اطلاعات ایران گفته بود که آخرین مدیر دوتابعیتی هم اخیرا استعفا داده است.

وزارت اطلاعات به نام این فرد اشاره نکرد اما رسانه‌ها او را “روح‌الله رحمانی” داماد غلامعلی حدادعادل معرفی کردند که متولد آمریکا و تبعه ایرانی الاصل ایالات متحده است.

آقای رحمانی مدیرکل دفتر امور نوآوری و حمایت از سرمایه‌گذاری وزارت ارتباطات بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .