اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Feb 27 2017

جهانگیری: دولت و وزارت اطلاعات به پرونده بابک زنجانی دسترسی ندارند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::


آمدنیوز: روز هشتم دی‌ماه ۱۳۹۵، «آمدنیوز» به نقل از یک مقام آگاه قضایی از پرداخت ۴۰۰ میلیارد تومان رشوه به برخی تصمیم‌گیران قوه‌ی قضاییه برای عدم ورود وزارت اطلاعات به پرونده‌ی بابک زنجانی پرده برداشت.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، این منبع آگاه اظهار کرده بود که «این ۴۰۰ میلیارد تومان ابتدا قرار بود برای آزادی بابک زنجانی پرداخت شود، اما با طی مراحل قضایی پرونده و اصرار دولت برای بازگرداندن ۳ میلیارد دلار اموال بیت‌المال و پول نفت کشور، این آزادی منتفی و قرار شد پرونده در اختیار ضابط قضایی خاص (سپاه پاسداران) قرار گیرد.»

وی گفته بود که «ابوالقاسم صلواتی» رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به عنوان قاضی پرونده بابک زنجانی، «چندین ملک گران‌قیمت» و «مقادیر معتنابهی پول» از طریق واسطه خود «احمدرضا محمدولی الیگودرزی» از خانواده‌ی بابک زنجانی دریافت کرد که یک ملک گران‌بهای چند طبقه در میدان آرژانتین تهران نیز، جزو این اموال بوده است.

صبح روز هشتم دی‌ماه نیز حسن روحانی در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت ‌گفت: این‌همه دستگاه‌های نظارتی وجود داشتند، کدام یک نظارتش دقیق نبوده و یا قوانینش اشکال داشته و یا افرادی با آن سهیم بودند اگر یک نفر به تنهایی سه میلیارد دلار را به جیب می‌زند باید پرسید به کجا وصل بوده چه کسانی شریکش بودند و در چه رده و درجه‌ای قرار داشتند چگونه نفت و اموال در اختیار یک نفر قرار گرفته و صد‌ها میلیون دلار را به یک نفر داده‌اند. دستگاه قضایی رسیدگی کرده به حکمی رسیده من درباره حکم و دستگاه قضا حرفی ندارم، رسیدگی کرده و به حکمی رسیده است.اماسوال مردم همچنان باقی است. فردی اعدام شود. پول چه شد؟ کجا رفت؟ چه کسانی نقش داشتند؟

رییس‌جمهور سپس تأکید کرد: از آغاز پرونده گفتم این فرد به جای دستگاه قضا در اختیار وزارت اطلاعات قرار گیرد تا اطلاعات آن آشکار شود بعد در اختیار قوه قضاییه قرا بگیرد. اما به هردلیلی این نظر عملی نشد. ولی انتظار مردم این است که ماجرا برای مردم مشخص و سوال مردم پاسخ داده شود.

روز گذشته اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور با اظهار این‌که قوه قضاییه اجازه ورود و اطلاع دولت از پرونده‌ی بابک زنجانی را نمی‌دهد گفت: قوه ‌مجریه هیچ دسترسی‌ای [به پرونده بابک زنجانی] ندارد. مگر اینکه قوه قضائیه همراه با قاضی برای مذاکره به بانکی رفته و از ما خواسته باشند آنها را همراهی کنیم. من معتقدم این پول قابل مصرف در این مدت کوتاه نبوده است، این پول در جایی پنهان است و باید جای آن کشف شود.» وی افزوده: «اخیرا آقای هندی نماینده حقوقی وزارت نفت در جلسه‌ای ایستاد و گفت همراه نماینده دادستان به دیدن بابک زنجانی رفته بوده و او در جلسه برخورد تندی کرده و گفته این ایمیل‌هایی که می‌زنید چیست! آقای هندی گفت من به زنجانی گفتم کدام ایمیل‌ها را می‌گویید که دیدم از داخل جیبش تمام ایمیل‌های من را که پرینت گرفته بود، نشان داد. یعنی پیداست هنوز قدرت دارد و ایمیل‌هایی را که مسئول حقوقی وزارت نفت فرستاده، هک کرده است. زنجانی هنوز احساس می‌کند به مراکز مهمی وابسته است و می‌تواند با دستگاه‌ها این‌گونه رفتار کند.»

جهانگیری افزود: به دلیل اهمیت این پرونده برای مردم ایران خیلی علاقه‌مند نیستم یک‌سری از مسائل آن را رسانه‌ای کنم که در سرنوشت پرونده تأثیر منفی بگذارد، ولی به‌هرحال ما در دوره‌ای گفت‌وگوهایی انجام دادیم. خود من با رئیس قوه قضائیه صحبت کردم که دولت باید در این پرونده حضور داشته باشد چون بالاخره دولت به نمایندگی از ملت مال‌باخته است.

به نظر می‌رسد فساد سیستماتیک در دوران ریاست «آملی لاریجانی» رئیس قوه‌ی قضاییه در «عدالت‌خانه» نهادینه شده است و حفاظت اطلاعات قوه‌ی قضاییه نیز در مواردی با ارباب قدرت این قوه، همراه شده است.

روز گذشته یک منبع آگاه به خبرنگار «آمدنیوز» خبر داد که «ابوالقاسم صلواتی» که به دلیل بازداشت در حالت عیش و نوش در باغی در کرج، به ماشین امضای نهادهای امنیتی تبدیل شده، درخواست واگذاری ۳۵۰۰ متر از باغ «هدایت‌الله آقایی» در منطقه گیلاوند دماوند را از وی مطرح کرده که با پاسخ منفی وی مواجه و حکم حبس این عضو حزب کارگزاران سازندگی را صادر کرده است.

مشخص نیست چرا مسئولان ارشد نظام، چشم بر مفاسد کلان و متعدد «صادق آملی لاریجانی» و فسادهای سیستماتیک این قوه‌ بسته‌اند و راه را برای مفاسد این افراد نو رسیده بر سفره‌ی انقلاب باز گذاشته‌اند؟

برچسب‌ها: اقتصادی, بابک زنجانی, چپاول, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, غارت

شما هم چیزی بگو

Feb 27 2017

رحمانی‌فضلی: کارشناسان مبارزه با پولشویی در تهران مستقر می‌شوند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,روابط بین‌المللی,سیاسی ::

دویچه‌وله: وزیر کشور در حاشیه اجلاس مبارزه با جرائم سازمان یافته، از مشارکت کارشناسان سازمان ملل در امر مبارزه با پولشویی خبر داد. اتصال بانک‌های ایرانی به سیستم مالی دنیا مستلزم شفافیت و مقابله با تروریسم و پولشویی است.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور (وسط) – عکس از آرشیو

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور (وسط) – عکس از آرشیو

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور و دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران می‌گوید، وزارت خارجه و وزارت اقتصاد در بحث مبارزه با پولشویی و مبارزه با مواد مخدر تفاهم‌نامه‌هایی را با سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی امضا کرده‌اند: «اخیرا هم به ما قول داده‌اند که در دفتر تهران، کارشناسان مبارزه با پولشویی سازمان ملل مستقر شوند.»

فضلی روز دوشنبه نهم اسفند گفت، ایران از طرف‌های خارجی خواسته است، اراده‌ای جدی برای رویارویی مستمر و رصد دائمی اطلاعات و اخبار به‌ویژه در حوزه پولشویی داشته باشد.

در اجلاس مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان یافته در تهران، معاون دبیرکل سازمان ملل و نمایندگان کشورهای غرب و مرکز آسیا حضور دارند.

مبارزه با مواد مخدر و جرائم سازمان‌یافته، انتقال اطلاعات و انجام همکاری‌های مشترک، مبارزه با پولشویی به ویژه پولشویی در کشورهایی که بیشترین مصرف‌کننده مواد مخدر هستند و بالاترین پولشویی در آنجا صورت می‌گیرد، آموزش، معیشت و کشت جایگزین در افغانستان محورهای اصلی برگزاری این کنفرانس بین‌المللی بوده است.

ایران از نظر گروه بین‌المللی اقدام مالی، تا سال ۲۰۱۵ در شمار کشورهای خطرناکی به شمار می‌رفت که “مقررات نگران‌کننده” مالی و پولشویی دارند.

بیشتر بخوانید: «رد پای وابستگان به قدرت‌ در ایران در پولشویی‌ها»

اجرای کامل برجام و اتصال دوباره بانک‌های ایرانی به سیستم مالی بین‌المللی در گرو شفافیت در نظام مالی و بانکی ایران و مقابله با پولشویی و تروریسم است. خروج نام ایران از فهرست کشورهای پرخطر در حوزه تجارت و امور مالی، مستلزم همکاری با گروه کاری اقدام مالی (FATF) است اما ابراز آمادگی دولت روحانی برای همکاری با این گروه چالش‌ها و مقاومت‌های بسیاری در مجلس، سپاه و رسانه‌ها ایجاد کرد. روزنامه کیهان از جمله در تابستان ۹۵، پیوستن ایران به این کارگروه را “حراج اطلاعات بانکی” جمهوری اسلامی خواند.

گردش مالی مواد مخدر

رحمانی فضلی از پیشنهادهای ایران برای دریافت کمک‌های مالی خارجی و تجهیزات به منظور مبارزه با مواد مخدر نیز خبر داده و گفته است: «تا زمانی که تحریم‌های بین‌المللی وجود داشت کشورهای خارجی در حوزه تجهیزات سگ‌های موادیاب با ما همکاری نداشتند اما بعد از برجام چند قلاده سگ تحویل گرفته و در برخی مناطق مستقر کرده‌ایم.»

وزیر کشور افزوده که همه ۶۰ میلیارد دلار گردش مالی مواد مخدر در جهان، در کشورهای مقصد دپو می‌شود و تنها بخشی از این پول در افغانستان و کشورهای مسیر باقی می‌ماند.

علی هاشمی، رئیس کمیته مستقل مبارزه با مواد مخدر دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهریور ۹۵ گفته بود: «خسارت اقتصادی مواد مخدر در ایران سالانه ۱۲ میلیارد دلار است.» او در توضیح این رقم عنوان کرد: «در حال حاضر ارزش بازار بورس ایران حدود ۳۲۰ هزار میلیارد تومان یعنی حدود ۹۲ میلیارد دلار است؛ یعنی ارز کل کارخانجات پتروشیمی، پالایشگاهی، خودرو سازی، فولاد سازی، معدنی، مخابراتی و غیره در بازار بورس ۹۲میلیارد دلار است؛ این درحالیست که گردش اقتصادی مواد مخدر در هر سال به اندازه ۱۳ درصد ارزش بورس ایران است و این نشان می‌دهد چه مبلغی در این حوزه هدر می‌رود.»

برچسب‌ها: اقتصادی, پولشویی, دزدی‌های رژیم, روابط بین‌المللی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 27 2017

چراغ سبز یکی از نمایندگان مجلس برای یک اقدام غیرقانونی؛ ترغیب نیازمندان به کلیه فروشی برای فرار از فقر!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

تابناک: اگر از آن دست افرادی که با نیت ایثار کلیه خود را به فرد دیگری می بخشند، بگذریم، افرادی نیز هستند که تنها با امید کسب سرمایه و غیر قانونی به فروش کلیه روی می آورند. با اینکه این عمل خسارات سنگین اجتماعی و اقتصادی برای جامعه و فرد فروشنده دارد، حالا صداهایی از سوی برخی مقام های مسئول شنیده می شود که معنایی جز تلاش برای قانونی کردن آن ندارد.

اگر از آن دست افرادی که با نیت ایثار کلیه خود را به فرد دیگری می بخشند، بگذریم، افرادی نیز هستند که تنها با امید کسب سرمایه و غیر قانونی به فروش کلیه روی می آورند. با اینکه این عمل خسارات سنگین اجتماعی و اقتصادی برای جامعه و فرد فروشنده دارد، حالا صداهایی از سوی برخی مقام های مسئول شنیده می شود که معنایی جز تلاش برای قانونی کردن آن ندارد.

به گزارش «تابناک»؛ چند سالی هست که بازار فروش کلیه در ایران داغ و برای دلالانی که نقش رابط میان فروشنده و بیمار نیازمند به کلیه را ایفا می کنند، سکه است؛ هرچند هم اکنون خرید و فروش کلیه در برخی کلانشهرهای ایران مخفیانه انجام می شود و کسی هم آن را انکار نمی کند، حالا یکی از نمایندگان مجلس با اشاره به اقدام، از بی اشکال و منطقی بودن آن سخن گفته است.

دکتر حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، به تازگی در گفت و گو با «شفاآنلاین» گفت: با جلوگیری از پیوند زنده به زنده و وقتی که فرد دهنده رضایت دارد باعث می شویم خیلی از افراد دچار عوارض جبران ناپذیر شوند. زمانی که ما در مورد اقتصاد مقاومتی صحبت می کنیم، بهترین کار همان پیوند کلیه است، چون هزینه ها نیز کاهش می یابد و دیالیز هزینه های بسیار بالایی دارد و تعداد زیادی دستگاه باید خریداری شود.

وی افزود: به نظر می آید عواملی هستند که می خواهند پیوند کلیه را از افراد داوطلب ممنوع کنند. ضمن اینکه در این فرآیند همیشه هم خرید و فروش صورت نمی گیرد، بلکه در خیلی از موارد اهدای عضو صورت می گیرد، ولی عده ای دوست دارند که پیوند زنده به زنده را متوقف کنند چون در این کار منفعت دارند و دستگاه وتجهیزات دیالیز را خریداری و وارد می کنند.

شهریاری در مورد فروش کلیه توسط افرادی که در فقر مفرط هستند نیز در اظهار نظری عجیب، گفت: چه اشکالی دارد وقتی که فرد در فقر است و با دریافت 20 تا30 میلیون زندگی اش متحول می شود، این کار را انجام دهد؟

او در مورد عوارض و مشکلات احتمالی اهدای کلیه تصریح کرد: این موضوع عوارض و مشکلات خاصی ندارد و انسان های زیادی هم با یک کلیه زندگی می کنند و از آن طرف هم عده زیادی نیازمند کلیه هستند که اگر کلیه به آنها نرسد دچار عوارض می شوند و جان خود را از دست می دهند. پیوند اعضا از نظر شرعی هم مشکل ندارد و مجوز دارد و حضرت امام (ره) هم مجوز داده و مراجع هم مخالفت ندارند. پس به نظر من هر کسی باید به دنبال کار و تخصص خود باشد.

گفته های این نماینده مجلس در مورد موضوع فروش کلیه در ایران و اجتناب ناپذیر بودن آن از چند منظر قابل بررسی است و می توان با توجه به آن چند آسیب حوزه سلامت کشور را بازنمایی کرد؛ نخست اینکه در ایران افرادی هستند که با گرم شدن بازار فروش کلیه به منافع مالی می رسند؛ افرادی که در این فرایند نقش رابط میان فروشنده و بیمار نیازمند را ایفا می کنند و با انجام عمل دلالی منافع قابل توجهی را به دست می آورند.

جدا از دلالان، به شرکت های خصوصی و نهادهایی می توان اشاره کرد که در بخش واردات تجهیزات و دستگاه های دیالیز فعال هستند و با افزایش جمعیت بیماران دیالیزی در کشور به سود سرشاری دست پیدا می کنند؛ افرادی که این نماینده مجلس نیز به آنها اشاره کرده و مدعی است علاقه ندارند با افزایش عمل های پیوند عضو، از تعداد بیماران دیالیزی کشور کاسته شود.

اما نکته مهم و نگران کننده ای که در میان صحبت های نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان وجود دارد، پرسشی است که انکاری مطرح کرده است. شهریاری پرسیده است: چه اشکالی دارد وقتی که فرد در فقر به سر می برد و با دریافت 20 تا 30 میلیون زندگی اش متحول می شود، این کار را انجام دهد؟

این پرسش جدا از اینکه از سوی چه کسی مطرح شده باشد، اعتراف دردناکی است که اثبات می کند در کشور ما عده ای برای فرار از فقر و فشار اقتصادی ناگزیرند به فروش اعضای بدن خود، روی بیاورند. دردناک تر اینکه مقامی مثل نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بدون در نظر گرفتن خسارت های اجتماعی و اقتصادی این نوع تن فروشی آن را بی اشکال می خواند و با تمسک بر اجتهاد شرعی مراجع تقلید سعی بر بی اشکال نشان دادن این آسیب اجتماعی دارد.

گویی ایشان که در جایگاه عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در این خصوص اظهارنظر کرده، توجه نداشته که فروش کلیه آن هم از سوی افرادی که با مشکل اقتصادی رو به رو هستند، نه تنها نمی تواند تحولی در زندگی آنها ایجاد کند، بلکه به دلیل محدودیت های اقتصادی و اجتماعی در آینده برایشان مشکلات عدیده ای را ایجاد خواهد کرد.

نمی توان منکر این شد فردی که با یک کلیه زندگی می کند در ادامه زندگی باید بیشتر مراقب سلامت خود باشد، نکات بهداشتی و سلامتی بیشتری را رعایت کند و از بسیاری از فعالیت های سنگین اجتماعی بپرهیزد. حالا تصور کنید فردی که با مشکل اقتصادی تن به چنین کاری می دهد آیا در آینده می تواند چنین محدودیت هایی را رعایت کند؟

تلخ تر آنجاست که می بینیم ایشان به جای تلاش در جهت ترویج فرهنگ ایثار و اهدای عضو، بر بی اشکال خواندن فروش کلیه، ضمن توجه به خسارات اجتماعی و اقتصادی آن، اصرار می ورزد و به نوعی نیازمندان را به این کار ترغیب می کند، در حالی که انتظار می رود درصدد معرفی و ارائه راهی برای مشکل اقتصادی افراد نیازمند برآمده و به دنبال راهی برای مقابله با آن دسته از افراد سودجو و منفعت طلب باشند که به بیماران دیالیزی به چشم منفعت می نگرند.

برچسب‌ها: اجتماعی, جنایات رژیم, حقوق بشر, فروش کلیه, فقر

شما هم چیزی بگو

Feb 27 2017

پیشنهاد رهبری به اسحاق جهانگیری: شما رابط اصلاح‌طلبان با رهبری باشید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

آمدنیوز: رهبری جمهوری اسلامی طی ملاقاتی با اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور پیشنهاد داد که وی به عنوان رابط اصلاح‌طلبان با رهبری ایفای نقش کند.

منابع خبری «آمدنیوز» گزارش داده‌اند که رهبری انقلاب ده روز قبل طی ملاقاتی با اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور به وی پیشنهاد داده‌ که به عنوان «رابط اصلاح‌طلبان با رهبری» ایفای نقش کند.

این پیشنهاد پس از آن انجام شده که «اسحاق جهانگیری» سه تن از شخصیت‌های برجسته جریان اصلاح‌طلبی را برای این ارتباط به رهبری جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است.

پس از ارتحال آیت‌الله «هاشمی رفسنجانی» تعدادی از اصلاح‌طلبان از جمله «سیدحسین مرعشی» و «مصطفی کواکبیان» از رهبری خواستند تا ساز و کار مناسبی را برای ارتباط با بدنه‌ی جریان اصلاح‌طلبی مشخص کند.

این افراد می‌گویند که پیش‌تر آیت‌الله «هاشمی رفسنجانی» این نقش را بر عهده داشته و با خلاء وجودی وی، باید فرد دیگری این مسئولیت را بر عهده بگیرد.

این در حالی است که رهبری جمهوری اسلامی در این جلسه گفته است که «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به عنوان نماینده جریان اصلاح‌طلبی با ایشان ملاقات نمی‌کرده» و «صرفا بر اساس نوع مسئولیت سابقه‌ی دیرین دوستی، سخنانی را در جلسات فی‌مابین مطرح می‌کرده که این الزاما مؤید نمایندگی ایشان از سوی جریان اصلاح‌طلبی نبوده است.»

معاون اول رئیس‌جمهور در این جلسه که بیش از یک‌ساعت به طول انجامیده، «سیدمحمد خاتمی»، «عبدالله نوری» و «سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها» را برای نمایندگی از سوی جریان اصلاح‌طلبی به رهبری جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در رد ارتباط اصلاح‌طلبان با رهبری از طریق «سیدمحمد خاتمی» گفته است که آقای «خاتمی» پس از انتخابات سال ۸۸ در جلسه‌ای با حضور «سیدحسن خمینی»، «هاشمی رفسنجانی» و «میرحسین موسوی» درخواست ابطال انتخابات سال ۸۸ را مطرح کرده که من به این دلیل با قبول ایشان به عنوان «رابط اصلاح‌طلبان» مخالف هستم.

هم‌چنین رهبری در بیان علت مخالفت با «عبدالله نوری» به عنوان رابط اصلاح‌طلبان با رهبری اظهار کرد: «اقای نوری در جلسات محاکمات دادگاه خود، از اسرائیل حمایت کرده است. وی در بیان چگونگی حمایت عبدالله نوری از اسرائیل توضیح دیگری بیان نکرده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در حالی با ایفای نقش «عبدالله نوری» به عنوان «رابط اصلاح‌طلبان» به دلیل «حمایت از اسراییل» مخالفت کرده که اساسا عبدالله نوری در دادگاه‌های خود سخنی از «حمایت از اسراییل» بیان نکرده است. وری در یکی از جلسات دادگاه خود (نقل به مضمون) گفته بود: «سرنوشت هر کشوری از جمله فلسطین باید به دست ملت خود تعیین شود و ما نباید در کار ملت‌های دیگر و انتخاب سیاسی آنان دخالت کنیم.»

عبدالله نوری هم‌چنین در دادگاه خود (نقل به مضمون) گفته بود: «یاسر عرفات که ما وی را به سازش با اسراییل متهم می‌کنیم جوانی انقلابی بوده که سال‌ها عمر خود را در مبارزات علیه اسراییل صرف کرده و سازمان‌های مختلف مبارزاتی را ایجاد کرده که از جمله‌ی آنان سازمان فتح بوده است. حال این فرد به این نتیجه رسیده بهترین راه احقاق منافع مردم فلسطین مذاکره با اسراییل است و ما نباید وی را به سازش با اسراییل متهم کنیم.»

رهبر جمهوری اسلامی هم‌چنین در خصوص «سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها» گفته است که «ایشان خود ارتباط فی‌مابین را با دفتر ما قطع کرده و هر زمان نیز بخواهد می‌تواند دوباره ارتباط پیشین را با دفتر ما برقرار کند.»

رهبری در پایان از اسحاق جهانگیری خواست که خود به عنوان یکی از «نمادهای جریان اصلاح‌طلبی» وظیفه ارتباط بدنه اصلاح‌طلبان با رهبری را بر عهده بگیرد.

برچسب‌ها: اسحاق جهانگیری, اسهال طلب, انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, محمد خاتمی

شما هم چیزی بگو

Feb 27 2017

طرح ۲۰۰ میلیارد تومانی مجلس برای جذب سرمایه‌های ایرانیان مقیم آمریکا

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هشتم اسفند،‌ به بندی الحاقی در لایحه بودجه سال ۱۳۹۶ رای دادند که براساس آن، دو هزار میلیارد ریال با هدف «جذب نیروی انسانی و سرمایه‌های ایرانیان مقیم آمریکا» اختصاص داده می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، این ردیف بودجه با هدف مقابله با ممنوعیت‌های اخیر دولت آمریکا برای ایرانیان به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسیده است.

این بند الحاقی با ۱۵۰ رأی موافق، ۱۹ رأی مخالف و ۶ رأی ممتنع از مجموع ۲۲۲ نماینده حاضر در مجلس به تصویب رسید.

بر اساس این مصوبه، دولت مکلف شد به منظور جذب نیروی انسانی و سرمایه‌های ایرانیان مقیم آمریکا در سال آینده مبلغ ۲۰۰ میلیارد تومان در اختیار وزارتخانه‌های علوم و اقتصاد و دارایی قرار دهد.

بعد از تصویب این مصوبه نیز علی لاریجانی رئیس مجلس، گفت که این «اقدامی در برابر عمل آمریکایی‌ها است.»

محسن کوهکن،‌ نماینده مجلس،‌ به عنوان پیشنهاد دهنده این بند الحاقی گفت که پیام روشن این مصوبه برای ایرانیان مقیم آمریکا آن است که «جمهوری اسلامی برای تک ‌تک اتباع خود در دنیا ارزش قائل است».

پیش از این، ‌برخی از مقام های جمهوری اسلامی ایران از ممنوعیت صدور ویزای ورود به آمریکا برای ایرانیان انتقاد کرده بودند.

دونالد ترامپ،‌ رییس‌جمهوری آمریکا، روز هفتم بهمن با امضای یک فرمان اجرایی ورود اتباع هفت کشور ایران، عراق، سوریه، سودان، لیبی، سومالی و یمن را به مدت ۹۰ روز به خاک ایالات متحده ممنوع کرد. برنامه ورود پناهندگان نیز تا ۱۲۰ روز معلق شد، ضمن اینکه ممنوعیت ورود پناهندگان سوری «نامحدود» است.

آقای ترامپ تأکید کرده بود که این فرمان به معنی جلوگیری از ورود مسلمانان نیست و هدف از صدور آن «حفاظت از مردم آمریکا» است.

با این همه، فرمان آقای ترامپ پس از برگزاری راهپیمایی هایی در آمریکا، در دستگاه قضایی این کشور نیز با مخالفت‌هایی روبرو شد و فعلا به طور کامل اجرا نمی‌شود، هرچند صدور ویزای جدید ایالات متحده برای شهروندان این هفت کشور متوقف شده است.

مقابله با مهاجران و مهاجرت غیرقانونی به آمریکا، یکی از وعده‌های اصلی آقای ترامپ در رقابت‌های انتخاباتی سال گذشته او بود.

وی که پیشتر از قضات فدرال آمریکا به خاطر متوقف کردن فرمان مهاجرتی‌اش انتقاد کرده بود چند روز قبل اعلام کرد که فرمان اجرایی تازه‌ای را برای جایگزینی با فرمان قبلی درباره ممنوعیت سفر شهروندان هفت کشور صادر خواهد کرد.

برچسب‌ها: اقتصادی, ایرانیان خارج, توریسم, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی

شما هم چیزی بگو

Feb 26 2017

بی‌خبری از مکان بازداشت فرزانه جلالی، فعال مدنی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::


دویچه وله: فرزانه جلالی فعال مدنی و حقوق زنان چند روز است که بازداشت شده است اما خبری از نهاد بازداشت کننده و محل نگهداری او در دست نیست.

سایت “بیدارزنی” گزارش داده که “فرزانه جلالی” از فعالان مدنی و حقوق زنان، بویژه زنان کردستان، روز پنج‌شنبه گذشته (۲۳ فوریه/۵ اسفند) بدون دریافت احضاریه قبلی از سوی نهادهای امنیتی، در اداره ثبت اسناد استان کرمانشاه دستگیر شده است.

سایت “بیدارزنی” که فعالیت کنشگران حقوق زنان را پوشش می‌دهد در ادامه گزارش خود نوشته است، پس از دستگیری خانم جلالی، ماموران منزل وی را نیز تفتیش کرده‌اند. تا این لحظه معلوم نیست بازداشت او توسط کدام یک از نهادهای مربوطه و به چه علتی صورت گرفته است.

این گزارش می‌گوید فرزانه جلالی پس از دریافت یک تماس تلفنی از اداره ثبت جهت تکمیل مدارکش به این اداره مراجعه کرده و در محل مذکور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. هم‌چنین گفته شده است که مقام های امنیتی و قضایی هیچ اظهارنظری در خصوص دلایل بازداشت او نکرده‌اند.

فرزانه جلالی از جمله دانشجویان ستاره‌دار دانشگاه تهران در رشته مردم‌شناسی است که با وجود کسب رتبه بالا در آزمون کارشناسی ارشد، از ادامه تحصیل محروم شده است. او در دوران تحصیل خود از فعالان دانشجویی دانشگاه تهران و عضو انجمن اسلامی دانشجویان و یک ماه نیز مدیر مسئول روزنامه صبح دانشگاه تهران بوده است.

فرزانه جلالی در سال‌های گذشته از جمله در جریان حمله به کوی دانشگاه و وقایع پس از انتخابات ۸۸ به دادگاه انقلاب و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شد. با این حال او هیچ گونه سابقه احضار به کمیته انضباطی و حکم انضباطی در پرونده خود ندارد.

پیگیری‌های او برای ادامه تحصیل بی‌نتیجه مانده و پاسخ مسئولان واحد گزینش در سازمان سنجش، این بوده که “نتیجه استعلام از وزارت اطلاعات برای صلاحیت عمومی او منفی بوده” است و حق ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را ندارد.

فرزانه جلالی مطالب مختلفی درباره وضع زنان کردستان منتشر کرده است و درباره بسیاری محدودیت‌ها و مشکلات آن‌ها نوشته است، از جمله درباره ورزش زنان در استان کردستان، حمایت “فرهنگ ناموس پرستی” از قتل‌های ناموسی و ناقص سازی آلت تناسلی زنان (ختنه زنان) در جنوب و غرب ایران.

برچسب‌ها: اجتماعی, حقوق بشر, زن, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 26 2017

«طراح صحنه» انتخابات سال ۸۴، برای «صحنه‌آرایی» انتخابات سال ۹۶ فعال شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

آمد نیوز: سردار محمدباقر ذوالقدر که از وی به عنوان «طراح صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴» نام برده می‌شود، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ فعال شد.

به گزارش خبرنگار «آمدنیوز»، سرتیپ پاسدار «محمدباقر ذوالقدر» قائم مقام پیشین فرماندهی کل سپاه پاسداران برای «صحنه‌آرایی» انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ فعال شده است.

وی با تأسیس تشکلى چند نفره با نام «جبهه نیروهای انقلاب اسلامی» در جبهه مردمی نیروهای انقلاب (جمنا) شرکت و برخلاف وصیت‌نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره)، با لباس نظامی، فعالیت سیاسی انجام می‌دهد.

سردار ذوالقدر در انتخابات سال ۱۳۸۴، با سازمان‌دهی بسیج و سپاه على‌الخصوص در سه استان تهران، اصفهان و قم نقش مهمی در انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست‌جمهوری در آن سال ایفا کرده است.

او در مرحله نخست انتخابات سال ۸۴، از پنج میلیون و پانصد هزار رأی احمدی‌نژاد در استان‌های تهران، اصفهان و قم، سه میلیون رأی را از این سه استان به نفع وی سازماندهی و تقلب کرد.

سردار محمدباقر ذوالقدر (متولد ۱۳۳۳) در ۳۱ شهریور ۱۳۶۸ با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به ریاست ستاد کل سپاه پاسداران منصوب شد. او در ۲۲ شهریور ۱۳۷۶ با حکم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب شد و در ۲۰ آذر ۱۳۸۶ با حکم رهبری به معاونت ستاد کل نیروهای مسلح در امور بسیج انتقال یافت.

ذوالقدر در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ از سوی صادق لاریجانی به عنوان «معاون راهبردی قوه قضاييه» و با حفظ سمت به عنوان «سرپرست معاونت اجتماعی و پيشگيری از وقوع جرم» همان قوه منصوب شد.

سردار ذوالقدر در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ به سود علی‌اکبر ناطق نوری و به زیان محمد خاتمی نیروهای نظامی خود را به کار گرفت. اما شکست سختی نصیب او شد. تجربه‌ی اندوخته شده در آن انتخابات موجب شد تا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ با «طراحی چند لایه سپاهیان و بسیجیان»، محمود احمدی نژاد را رئیس جمهور کند.

محمدباقر ذوالقدر پس از پیروزی، در مقام جانشین فرمانده کل سپاه گفت که «با طراحی درست و چند لایه» توانسته‌اند احمدی نژاد که را «نماد اصول‌گرایی، دین باوری، انقلابی‌گری و عدالت ورزی است»، رئیس‌جمهور کنند. (روزنامه ایران، ۱۸ تیر ۱۳۸۴)

در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴، هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی به دلیل وقوع تقلب و دخالت آشکار نظامیان اعتراض کردند.

مهدی کروبی نامه‌ای تند به آیت الله خامنه‌ای نوشت و اظهار کرد که فرزند شما (مجتبی خامنه‌ای) در این انتخابات دخالت مستقیم داشته و آیت‌الله خامنه‌ای هم پاسخ تندی به او داد.

هاشمی رفسنجانی هم گفت چون نهادهایی که باید به این مسأله رسیدگی کنند، خودشان رسماً از احمدی نژاد دفاع کرده‌اند، شکایتم را به خدا واگذار می‌کنم.
اشتراک‌گذاری این:

برچسب‌ها: انتخاباتی, تقلب, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمدباقر ذوالقدر

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2017

روحانی: شکاف‌ها تشدید شود امنیت نخواهد بود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، هشدار داده است که افزایش توان نظامی و امنیتی ضامن امنیت ایران نیست و تشدید شکاف‌ها و از بین رفتن اعتماد در جامعه ایران به معنی از بین رفتن امنیت خواهد بود.

آقای روحانی امروز، شنبه ۷ اسفند، در جلسه‌ای با مجریان برگزاری انتخابات ۱۳۹۶ گفته است: ” اگر ۱۰ برابر این ما نیروی امنیتی و نظامی درست کنیم و سلاحمان صد برابر شود خدای ناکرده در میان مردم ما شکاف و اختلاف بین اقوام و مذاهب باشد، شکاف‌ها تشدید و اعتمادها از بین برود امنیت هم نخواهد بود.”

رئیس جمهور ایران با اشاره به “شرایط حساس جهانی و منطقه‌ای” خواهان آن شده است که گروه‌های سیاسی ایران “با محبت” کنار هم باشند و مانع ایجاد “کینه و اختلاف” شوند.

کمتر از دو هفته پیش آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، تاکید کرد که مردم ایران با هم “قهر نیستند” و در مسائل مهم با هم متحد هستند.

  • آیت‌الله خامنه‌ای: آشتی ملی معنی ندارد
  • آغاز کنگره‌های انتخاباتی محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان در ایران
  • دعوت از ابراهیم رئیسی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری؟

رئیس جمهور ایران امروز از اینکه یک جناح می‌خواهد جناح دیگر را از صحنه سیاسی حذف کند انتقاد کرده است.

او با اشاره به انتخابات مجلس در سال ۱۳۹۴، بدون نام بردن از یک گروه مشخص گفت که یکی از جناح‌ها در برخی حوزه‌ها تنها دو روز برای تبلیغ نامزد مورد نظرش وقت داشت اما با وجود محدودیت‌ها “انتخابات با صبر مردم انجام شد، ملت به خیابان نیامدند و انتخاباتی باامنیت و شکوه حداکثری و رقابت سالم شکل گرفت.”

آقای روحانی امروز گفته نباید از امکانات عمومی برای تبلیغ یک فرد یا گروه سیاسی به خصوص استفاده شود و علاوه بر شورای نگهبان، وزارت کشور هم موظف است که جلوی چنین تخلف‌هایی را بگیرد.

دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، همزمان با پنجمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا، در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ برگزار می‌شود. شورای نگهبان ایران باید داوطلبان نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را تایید کند.

برچسب‌ها: انتخاباتی, حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2017

آقای منتقد ماجراهای عجیبی دارد از “اعدام” تا “زیرآب زنی” “بمب اتم” زیر پای مسعود فراستی!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

فرارو: کاری که حمید فرخ‌نژاد با فراستی کرد، بمب اتم با هیروشیما نکرد.” این را یک کاربر توئیتر پس از انتشار نامه سرگشاده حمید فرخ نژاد به مسعود فراستی نوشته است. کاربری دیگر نوشته است “همون کاری که روحانی با قالیباف کرد در مناظره های انتخابات 92، حمید فرخ نژاد با فراستی  کرد.”  نامه ای  بسیار تند و تیز که منتقد جسور و جنجالی سینما را به مزدوری متهم می کند.

به گزارش فرارو، ساعاتی پس از انتشار سخنان یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و افشای سخنان مسعود فراستی در این کمیسیون علیه برخی فیلم ها جشنواره فجر موجی از انتقاد و حمله به مسعود فراستی فضای مجازی و فضای سینمای ایران را در بر گرفته است.

حجت الاسلام سید صادق طباطبایی نژاد نایب رئیس کمیته فرهنگ، هنر و رسانه کمیسیون فرهنگی از حضور مسعود فراستی منتقد سینما و کارشناس برنامه تلویزیونی هفت در این کمیسیون و سخنان این منتقد علیه جشنواره فجر پرده برداشت.

به گفته طباطبایی نژاد “آقای فراستی در این جلسه انتقادهای جدی به جشنواره از جهات مختلف داشت و این دوره از جشنواره را ضعیف‌ترین دوره در تمام دوره‌های گذشته دانست، ضمن آنکه انتخاب داوران دو تابعیتی برای چنین جشنواره‌ای را اشکال اساسی داوری دانست چراکه افراد دو تابعیتی آنقدر که لازم است به ملیت ایرانی پایبند نیستند.”

طباطبایی‌نژاد با بیان اینکه فراستی همچنین تغییر تصمیم هیات داوران به دلیل اعتراض‌های وی و آقای افخمی را نیز نشان از عدم تبحر این هیات دانست چراکه در غیر این صورت بر رای خود پافشاری می‌کردند، افزود: این منتقد سینما با انتقاد جدی به فیلم سینمایی “گشت ارشاد 2″ این فیلم را اثری که نمی‌توان با اتفاق خانواده به تماشای آن نشست خواند، لذا قرارشد؛ این فیلم قبل از اکران توسط کمیسیون دیده شود.”

به گفته طباطبایی نژاد فراستی اظهار کرده است “اکنون با وجود اعمال ممیزی‌ها، شاهد تولید فیلم‌های بسیاری بدون رعایت شئونات بوده و حتی به تازگی فیلمی که برای زنان کلاه گیس گذاشته‌اند، ساخته شده است.” اشاره فراستی به فیلم کاناپه ساخته کیانوش عیاری است.

از نکات جالب توجه نشست کمیسیون فرهنگی این است که فریدون جیرانی و احمدرضا معتمدی به عنوان منتقدان جشنواره امسال به این نشست دعوت شده اند اما این دو چهره سینمایی در جلسه حضور پیدا نکرده اند.

فریدون جیرانی درباره عدم حضورش در جلسه مجلس می گوید: «با همه احترام به اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس و درک حسن نیت آنها، معتقدم بهتر بود به مسئله جشنواره فیلم فجر ورود نمی‌کردند، چراکه اختلاف‌های پیش آمده در جشنواره جزء موضوعات کلان جامعه محسوب نمی‌شود بنابراین بهتر است سینماگران دعواهای داخل سینما را خودشان حل کنند.»

او معتقد است حتی اگر در داوری های جشنواره فجر هم چیزی فراتر از اعمال سلیقه تاثیر گذار بوده باشد باز هم نباید مجلس به این موارد ورود پیدا کند “چراکه سیاست نباید در عرصه هنر دخالت کند و هنر بدون دخالت سیاست رشد بیشتری خواهد داشت؛ کما اینکه این مشکلات در داخل صنف (خانه سینما) قابل پیگیری و بررسی است.”

پس از انتشار جزییات جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس حمید فرخ نژاد بازیگر فیلم “گشت2” ساخته سعید سهیلی که مسعود فراستی در نشست نمایندگان پنبه  آن را زده است به شدت به فراستی تاخت.

فرخ نژاد با انتشار نامه سرگشاده در اینستاگرام خطاب به فراستی نوشت: «داری چيكار ميكنی با خودت مرد؟ كجا داری ميری؟ خدا شاهده دلم گرفت، نوشتن جون كلامو ادا نميكنه، اينی كه ميگم به ولله تحقير توش نيست ولی دلم بحالت سوخت، با خودم گفتم اگه قراره پير شيم و غم نون به آدم فروشی بكشونتمون، بارالها خودت ترتيبمونو بده تا هنوز واسه خاطر نون مجبور نشديم چارپايه‌كش اعدامی شيم، خودت آقايی كن و خلاصمون كن.»

این نامه بسیار تند تاکنون با استقبال دو بازیگر سرشناس سینما روبه رو شده است. شاید بسیاری دیگر نیز با آن همراه هستند اما تندی محتوای نوشته فرخ نژاد آن ها را به محافظه کاری در اظهار نظر می کشاند.

پرویز پرستویی امروز در پستی فیس بوکی با اشاره به نامه فرخ نژاد، به فراستی و بهروز افخمی مجری برنامه هفت به شدت انتقاد کرده است. پرستویی درباره فراستی نوشته است: «امیدوارم به منتقدین شریف وتاثیر گذار بر نخورد، ولی مسعود فراستی صرف چندتا کتاب خواندن و تدریس و فیلم‌های خارجی دیدن، صلاحیت نقدکردن آثار سینمایی را ندارد، آنهم در رسانه ملی.»

او همچنین درباره بهروز افخمی نیز نوشته است: «بهروز افخمی هم که بماند، مغازه دو نبش خوبی برای خود بازکرده. بارها با بودجه بیت‌المال به منافع خوبی رسیده، بدون اینکه نقشی در تاثیرگذاری سینما داشته باشد.»

اما محسن تنابنده با اشاره به سخنان فرخ نژاد توضیح داده است که “صحبت های فراستی عليه فيلم گشت ارشاد ٢ انقدر اهالي سينما رو ناراحت نكرده كه كشاندن ماجرا به كميسيون فرهنگي مجلس. مسايل سينما بايد در خانواده سينما حل شود.”

فضای مجازی هم مملو از واکنش به نامه فرخ نژاد، یکی آن را با حمله اتمی به هیروشیما مقایسه کرده است و یکی با  مناظره روحانی و قالیباف در انتخابات 92. برخی از نامه فرخ نژاد تجلیل و برخی دیگر آن را بی ادبانه تفسیر کرده اند.

یکی از کاربران نوشته است: «ادبیات فرخ‌نژاد در حد چاله میدون بود، هرچند کار فراستی به شدت کثیف.»

چندی پیش هم اکبر عبدی حمله تندی به فراستی کرد و با یادآوری خاطره ای گفت: «من مطمئن هستم که آقای فراستی گاهی اوقات خیلی از فیلم‌ها را ندیده نقد می‌کند. در ضمن فراستی 20 سال پیش در منطقه شهرک قدس می‌خواست خانه بخرد، 100هزار تومان از من گرفت و هنوز پس نداده است، شنیده‌ام که الان در کرج کافی شاپ هم زده است. حالا که وضع مالی خوبی دارد، صد هزار تومان من را نسبت به پول امروز پس بدهد و هرچه قدر هم که خواست نقش‌هایی را که ما بازی می‌کنیم، نقد کند.»

منتقد محبوب تلویزیون، منفور سینماگران
مسعود فراستی سالهاست که در برنامه ای تلویزیونی هفت به عنوان کارشناس حضور دارد او زمانیکه فریدون جیرانی مجری برنامه بود به عنوان کارشناس با هفت همکاری کرد. پس از آن در سری دوم هفت با آمدن گبرلو به هفت فراستی از این برنامه کنار رفت، اما در سری سوم هفت با مجری جنجالی و سرشناس برنامه یعنی بهروز افخمی بازگشت.

فراستی همیشه در برنامه هفت جنجال ساز بوده است. زمانی لفظی عجیبی در توصیف یکی از فیلم های مسعود کیمیایی به کار برد که هر منتقد دیگری آن لفظ را به کار برده بود احتمالا دیگر اجازه ورود به ساختمان جام جم را پیدا نمی کرد اما فراستی بعد چند هفته باز به هفت باز گشت و نقدهای تیزش را به آثار سینمایی را پی گرفت. او یکبار دیگر نیز عده ای فیلمسازان را متهم به “دیاثت فرهنگی” کرد که به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

فراستی  در توصیف و نقد فیلم ها کلید واژه های خاص خودش را دارد. کلید واژه هایی که حتی در فضای مجازی به طنز از آن استفاده می شود. “در نیامده”، “مقوا”، “فیلم پر مدعا”، “فیلم ماقبل نقد”، “فیلم روشنفکرانه”، “فیلم بدلی”، ” ماکت”  و… این ها بخش هایی از کلید واژه های خاص مسعود فراستی در توضیف فیلم های مختلف است، فرقی ندارد فیلم یک فیلمساز ایرانی باشد یا فیلمساز درجه یک غربی.

از دید فراستی همه فیلم های بد هستند مگرخلافش ثابت شود اما هیچوقت مشخص نشده است که معیارهای فراستی برای یک فیلم خوب چیست. او یک روز از  “اخراجی ها”ی مسعود ده نمکی تمام قد دفاع می کند و روز دیگر به “جدایی نادر از سیمین” حمله می کند.

او حتی فیلم “محمد رسول الله” مجیدی مجیدی را هم از انتقاداتش بی نصیب نمی گذارد. درباره این فیلم می نویسد: “فیلم بد ، مغشوش و مخدوشی است و بسیار گنگ ؛ و در نتیجه بی اثر.”

او درباره فیلم برنده اسکار “عشق” ساخته میشائیل هانکه می نویسد: «عشق هانکه، فیلم کسالت‌بار روشنفکرانه‌ی دروغینی است نه درباره‌ی عشق، نه درباره‌ی پیری؛ شاید درباره‌ی مرگ یا کشتن.»

فراستی با وجود اینکه به نظر می رسد معتقد است نقد فیلم یعنی “ویران کردن فیلم” اما گاهی از برخی فیلم ها هم تعریف می کند. گاهی از فیلم های هجنس اخراجی ها تجلیل می کند و گاهی هم از فیلمی از جنس”در دنیای تو ساعت چند است؟”

او درباره این فیلم می گوید: «فیلم کوچک آدمیزادی آرام و بی‌ادا است اما با حس. حسی از یک عشق قدیمی و تمیز انسانی. عشق یک‌طرفه و بی‌پاسخ اما امکان‌پذیر و باور.»

نقدهای فراستی اینگونه است خشن و بی محابا. با این وجود او همیشه صاحب تریبون تلویزیون بوده است گویی که صداو سیما هیچ منتقدی دیگر غیر از او را نمی تواند بپذیرد.

او درباره دو دوره حضور در هفت دوره اخیر آن یعنی با حضور بهروز افخمی را بیشتر می پسندد با این حال معتقد است که با حضور او برنامه “هفت گرفت.”

فراستی می گوید: «موضع جیرانی وسط دو صندلی بود. مرا می‌خواست که شلوغ کند. موضع خودش آن طرف بود و سعی کرد هر جا که این تضاد هست، علیه من تمام شود. رسماً خیلی جاها نمی‌گذاشت حرف بزنم ولی می‌دانست برنامه‌اش با نقد من گرفت. فراستی نباشد نمی‌گیرد ولی بهروز بازی درنمی‌آورد. خودش است. خل‌بازی‌ها، غلط‌ها، ضدنقدها و همه چیزهایش خودش است و می‌ارزد به این طیف آدم‌ها.»

او در حوزه های دیگرنیز ادعا دارد، در سیاست، ادبیات و … درباره جلال آل احمد می گوید: «جلال آل‌احمد روشنفکر نیست و به نظر من نویسنده بسیار عقب‌افتاده‌ای است… غرب‌زدگی اصلا علیه غرب نیست. درک ابتدایی جلال از غرب‌زدگی اتفاقاً اشکال اوست.»

او حتی با صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز به مناظره نشسته است.

زندگی فراستی
در وبسایت شخصی فراستی نوشته شده است: «در فروردین 1330 در تهران متولد شدم. در دبستان تشویق و سپس در دبیرستان اندیشه در رشته ریاضی تحصیل کردم.»

وی دانش‌آموخته فلسفه و نمایش از دانشگاه بولونیا، هنرهای تجسمی از دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس و جامعه‌شناسی اقتصاد سیاسی از دانشگاه پاریس فرانسه است.

با زبان های انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی آشنایی دارد. از کارهای  او می‌توان به نگارش و تألیف آثار و مقالات هنری و سینمایی، تدریس در دانشکده‌های مختلف، تألیف و ترجمهٔ کتاب‌های گوناگون، مسئول بخش سینما و تلویزیون، عضو تحریریه مجلات سروش و سوره، سردبیری نقد سینما، دبیر هیئت تحریریه نقد سینما دوره تازه، عضو هیئت داوران سینمای دفاع مقدس، عضو هیئت مؤسس و رئیس دوره دوم انجمن منتقدان و سینماگران ایران، عضو هیئت رییسهٔ کانون منتقدان فیلم اشاره کرد. وی همچنین تهیه‌کنندهٔ برنامه‌های گفتگو با سینمای دفاع مقدس بود.»

در وبسایتش نوشته شده است: «اولین کتابم (ترجمه) “سینمای کمدی و بیان فردی” (کامینسکی) و سپس ترجمه “فانوس خیال”(اینگمار برگمان) را برای انتشارات سروش درآوردم. کتاب “ده فیلم ده نقد” در سال 70 در مجله سوره درآوردم. و بعد “ده فیلم،ده نقد دیگر”، “هیچکاک همیشه استاد”.

کتابهای دیگرم: نقد چیست، منتقد کیست، اسطوره جان فورد، کارناوال فلینی، افسانه چاپلین، کوروساوا سامورای سینما، جنگ برای صلح (سه جلد)، 25 سال سینمای جنگ و دفاع، سینما قلم، فرهنگ فیلم های جهان، همیشه استاد(هیچکاک)، دیلکتیک نقد، رویا-پناهگاه(برگمان)، لذت نقد(مجموعه نقدهای ایرانی ام) و…»

تا اینجا کار موضوع عجیب، جنجالی و غیر عادی وجود ندارد، اما نمی توان گفت پیشینه مسعود فراستی خالی از این موضوع است. درباره او نوشته شده است: «فراستی سخنگوی حزب رنجبران ایران بود و پس از انقلاب زندانی و به اعدام محکوم شد. او برای لغو اعدامش، تواب شد و به همکاری با نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت.»

در سایت شخصی اش هیچ توضیحی در این باره دیده نمی شود. اما او چند ماه پیش در گفت و گویی مفصل در این باره توضیح داده است. او یک چپ مائوئیست بوده است.

فراستی درباره حکمش و بازگشتش می گوید: “اعدام. برای این که جزو یکی از گروه‌های چپ بودم.” او توضیح می دهد: « آخر سال ۱۳۶۰ به اوین رفتیم. یک بازجو داشتم که از زیر چشم‌بند او را می‌دیدم. لبه کتش پاره بود. دانشجوی فوق‌لیسانس علوم سیاسی بود. ماه بود. این باید مرا تعزیر می‌کرد. همان موقع که حکم تعزیر مرا داشت، اشک هم از گوشه چشمش افتاد. این را دیدم. اینها را به یک آدم امروزی بگویی نمی‌فهمد. با این دعوا دارم؟ مرا تغییر داد بلکه نشستم و مثل خر خواندم. ۴۰۰ جلد کتاب (در زندان) خواندم.»

او ادامه می دهد: «سه سال و نیم زیر حکم اعدام بودم. بازجو مرا می‌شناخت. یعنی در این مدت آن‌ قدر با من سر و کله زده بود، مرا می‌شناخت. یک شب به سلولم آمد. پشتم را به دیوار کردم و نشست. گفت: «الاغ! خواسته‌ام دوباره از اول محاکمه شوی. خودت را لوس نکن. می‌دانم دیگر مارکسیست نیستی. این را هم می‌دانم که طرفدار انقلاب اسلامی هستی. مسلمان هستی یا نیستی، به من مربوط نیست. از تو سئوال می‌کنم مثل آدم جواب بده. خودت را لوس نکن. قبول است؟» گفتم: «قبول است.» گفت: «به من مدیونی.» بچه خیلی خوبی بود.»

فراستی این روزها زیر تیغ منتقدان است، منتقدانی از جنس سینما. آن ها می گویند “نقدهای” او و “گزارش هایش” سیاه است. علیه سینماست. او برای سینما نمی نویسد و برای سینما حرف نمی زند.

با این حال فراستی روایت دیگری از خودش دارد، می گوید: «همه دنیا هم علیه من جمع شوند، باز حرف خودم را می‌زنم چون حرفم درست است و حرف را هم نمی‌زنم که طرفی از آن ببندم، نانی و آبی برسد. احتیاج به این نان و آب ندارم. نان و آب را جور دیگری درمی‌آورم. با همین کافه کوچولو یک فنجان چای و یک دانه قهوه درمی‌آورم. به جایی وابسته نیستم. مال هیچ جناحی نیستم. سینما برایم جدی است. مردم برایم جدی‌‌ترند.»

برچسب‌ها: امنیتی, درگیری جناحی, سیاسی, شستشوی مغزی, فیلم

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2017

آدم فروش( متن را اصلاح کردم، بخشی از آن به گمانم اضافی است. اصلاحش کردم.)

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

فیس بوک ابراهیم نبوی:

مسعود عزیز!
می‌نویسم عزیز، بخاطر روزهای رفاقتی که گذراندیم و حدس می‌زنم آنقدر در آن روزها موجود پلیدی نشده بودی که فکر کنم رفاقت‌مان به تمامی دروغ بود. شاید هم امیدوارم این طور بوده باشد، وگرنه می‌دانی که آدمیزاد اگر امیدوار نباشد باید سرش را بگذارد زمین و بمیرد. مضمون این نامه را پیش از این نوشته و منتشر کرده بوده بودم، اما چون دلم برایت می‌سوخت، سعی کردم نام تو را پنهان کنم، فکر می‌کردم آنقدر مصیبت در زندانش کشیده‌ای که بهتر است بی‌خیال شوم، اما حالا می‌بینم موجود خطرناکی شده‌ای که دیگر جای دلسوزی ندارد.
داستان از یک دوستی در هفته نامه سروش آغاز شد. یادت هست؟ زمانی بود که من با دعوت مهدی فیروزان دبیر بخش سینمایی هفته نامه شدم. وقتی به نشریه سروش رفتم، هفته نامه کم کم تبدیل شد به یک هفته نامه سینمایی که بخش ادبی و هنری هم داشت. بخش سیاسی‌اش هم بتدریج کوچک شد. ما کیفیت مجله را دائم بالا بردیم. فکر می کنم سال 1367 بود که فیروزان یک آقایی به نام مسعود فراستی را به من معرفی کرد. یک مرد ریشوی قدکوتاه با چشم‌هایی که تهش به مخچه‌اش می رسید. از بس نافذ بود. در آن واحد به دویست جا نگاه می‌کرد و در آن روزهای اول شدیدا مضطرب بود. آن مرد تو بودی.
مهدی فیروزان تو را به من معرفی کرد: « آقای مسعود فراستی» و گفت که تو نویسنده خوبی هستی. قیافه‌ات شبیه داستایوفسکی بود و دلیلی نداشت که نویسنده خوبی نباشی. وقتی با هم آشنا شدیم، نیم ساعتی بعد مهدی مرا به دفترش صدا کرد و به من گفت که تو تازه از زندان آزاد شدی و حواسم به تو باشد. این جمله را چنان گفت که هم حواسم به تو باشد که زمین نخوری و هم حواسم باشد که خودم را جلوی تو لو ندهم. تو هدیه اوین بودی، از همین بسته‌های روبان پیچی شده که وقتی دریافت می‌کنی نمی‌دانی باید از گرفتنش خوشحال باشی و یا فکر کنی ده دقیقه بعد منفجر خواهد شد.
تقریبا از همان دو سه هفته اول با هم رفیق شدیم. یا شاید دو سه روز اول. دو سه روز بیشتر نگذشته بود که فهمیدم که تازه از وین آمده‌ای، خودت همیشه به اوین می گفتی « وین» و فهمیدم که اعدامی بودی و بعد ابد گرفتی و بعد هم شش سال کشیدی و بیرون آمدی. یک جورهایی حس می‌کردم باید حمایتت کنم. بعدا برایم تعریف کردی که وقتی دستگیر شدی توی خانه تیمی بودی و داشتی فیلم کویدان کوبایاشی را می‌دیدی که آمدند و دستگیرت کردند. تازه چند ماه بود که با مهوش ازدواج کرده بودی. مهوش بعدا دق کرد. یادت هست؟
سال 67 بود که بهزاد رحیمیان به من ویژه نامه سینمای ایران را پیشنهاد کرد. هشت صفحه ویژه نامه در بخش سینمایی که خودش ویژه نامه بود. پذیرفتم که آن کار را بکنیم و این شرط را پذیرفتم که هر کاری دوست دارند بکنند. بهزاد رحیمیان چهار شماره نشریه را درآورد، با مقالاتی از خسرو دهقان، امید روحانی، محمد علی سپانلو، آیدین آغداشلو، شمیم بهار، رحیم قاسمیان و خودش و شاید این چهار شماره عجیب‌ترین نشریه‌ای است که در همه عمرم منتشر کردم.
هفته چهارم که درآمد فیروزان مرا صدا کرد. دیدم حالش بد است. گفت: « وزارت اطلاعات بودم و گفتند شماها دارید توطئه می‌کنید علیه نظام و صفحه‌های ویژه نامه تو را نشان دادند.» فیروزان گفت: « به آنها گفتم ابراهیم نبوی بالای سر آنهاست» اطلاعاتی‌ها گفته بودند « نبوی خودش از بقیه‌شان بدتر است.» بعد به من گفت که آن شماره‌ها را تعطیل کنم. و گفت به آنها چیزی نگو. گفتم: نمی‌توانم نگویم. هر چه گفت گوش نکردم. نمی‌توانستم. به آنها همه چیزهایی را که فیروزان از جلسه با اطلاعاتی‌ها نقل کرده بود، گفتم. در آن جلسه که من همه نقل قول وزارت اطلاعات را برای آنها گفتم، تو مثل موش مرده نشسته بودی و هیچ نمی‌گفتی. از کجا باید می‌دانستم که همه آن حرفها را خودت برای آنها گزارش کرده بودی؟
مسعود!
رحیم قاسمیان و بهزاد رحیمیان را یادت هست؟ که با آنها رفیق بودی و خانه‌شان می‌رفتی و آنها دل‌شان برایت می‌سوخت که تو زندانی بودی و به تو اعتماد کرده بودند و نمی‌دانستند که تو هرچه از آنها می‌شنوی، گزارش می‌کنی. آن روز در پیتزافروشی به من گفتی که هر هفته باید بروی و دفتر امضا کنی. من احمق به این فکر نکردم که وقتی تو دفتر امضا می‌کنی لابد خیلی حرفهای دیگر را هم می‌زنی. که زده بودی. نه فقط در سروش که وقتی پیش آوینی بودی و او هم حواس‌اش به تو بود که آنچه با تو می‌گوید ممکن است دایورت بشود به بازجوهای وزارت.
پس از داستان ویژه نامه سینمای ایران که تو لو دادی و تعطیل شد، آن بچه‌ها از سروش رفتند و ما کارمان را ادامه داده بودیم. مجله همچنان پرفروش بود و فعال. وجود تو خودش یک نقطه مثبت بود. تازه می‌فهمیدم چه موجود پیچیده و عجیبی هستی. یادت هست که حتی سه ماهی اسم مستعار مشترک با هم داشتیم.
وقتی به جشنواره فیلم فجر نزدیک شدیم، من به فارابی پیشنهاد کردم که اولین نشریه روزانه جشنواره فیلم فجر را در سال 1367 منتشر کنم. تو هم بودی و یک تیم حسابی هم داشتیم. در کنار انتشار نشریه روزانه و دو شماره هفته نامه در آن سال، که دقیقا یادم است که طرح روی جلد شماره ویژه جشنواره با عکس فیلم رنگ انار پاراجانوف بود، تصمیم گرفتیم تعدادی کتاب سینمایی هم منتشر کنیم. کتابی درباره یاساجیرو ازو، کتابی درباره سینمای چاپلین، کتابی درباره سینمای کمدی و باسترکیتون و دو سه کار دیگر که ترجمه یکی دوتاشان را مریم موسوی همسر امید روحانی انجام داد.
یک ماهی قبل از جشنواره فیروزان سفری به فرنگ رفته بود و برای من نامه‌ای نوشته بود که « در این مدتی که نیستم آسه بروید آسه بیاید که گربه شاختان نزند.» اینقدر شر به پا کرده بودم که این حرف‌هایش چندان هم بی‌ربط نبود. از قضا من طنزی روی فیلم « رد پایی بر شن» محمدرضا هنرمند نوشتم و حسابی اذیتش کردم. حاجی زم هم شدیدا عصبانی شد و به مهدی نامه نوشت و من واقعا تصمیم گرفتم از آزار دائمی فیروزان دست بردارم.
مسعود!
در همان دوران من دو نقد کوتاه روی فیلم‌های « عروسی خوبان» و « بای سیکل ران» نوشتم. که نقد اولی‌ام شدیدا تند بود و بکلی به جنگ و انقلاب و بالا و پائین سیاست‌های دوره جنگ انتقاد کرده بودم. روز شنبه که رفتم به هفته نامه سروش، فیروزان گفت که بهتر است از سروش بروم. و گفت که مطلب اینقدر تند بوده که بکلی برای سروش دردسر درست کرده. مطمئن بودم که فیروزان هیچ امکانی برای ادامه همکاری با من نداشت، وگرنه حتما این کار را می‌کرد. با او روبوسی کردم. به اتاقم آمدم.
توی اتاق کارمان، در طبقه سوم ساختمان انتشارات سروش تو ساکت نشسته بودی. ساکت مثل ضبط صوتی که فقط صدا را ضبط می‌کند که منتقل کند. از همه چیز خبر داشتی. در تمام مدتی که من مثل احمق‌ها هر چه فکر می‌کردم به تو می‌گفتم خبر می‌دادی. تمام اطلاعات بچه‌های همکار ما از خسرو دهقان و رحیم قاسمیان و بهزاد رحیمیان و مرا که تمام مدت از تو حمایت کرده بودم و بقیه را که همه دوستانت بودند، گذاشته بودی کف دست اطلاعات. شاید هم چاره‌ای نداشتی، حتی نمی‌توانستم در ذهنم هم محکومت کنم. تو یک اعدامی بودی که باید تا آخر عمرت باید اثبات می‌کردی وفاداری. وسایلم را برداشتم و از دفتر برای همیشه بیرون رفتم.

برچسب‌ها: امنیتی, تواب, درگیری جناحی, سیاسی, مسعود فراستی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .