Feb 28 2014
Tag Archive 'سیدعلی خامنهای'
Feb 21 2014
با سکوت در برابر بازداشتها٬ توقیفها و فشارها: تداوم همگرایی دولت روحانی با رهبر و مراجع
دیگربان: دولت حسن روحانی با سکوت و تائید تلویحی روند توقیف روزنامهها٬ بازداشتها٬ فشارها و سانسور به تلاشهای مستمر خود برای هماهنگی با علی خامنهای و مراجع تقلید ادامه میدهد.
آقای روحانی روز گذشته (پنجشنبه اول اسفند) همزمان با توقیف روزنامه «آسمان» با انتشار نامهای از علی خامنهای به خاطر ابلاغ سیاستهای کلی «اقتصاد مقاومتی» تقدیر و تشکر کرده است.
وی در نامه خود نوشته این سیاستها «بهترین چراغ راه دولت تدبیر و امید خواهد بود.»
حسن روحانی این نامه را در شرایطی نوشته که این سیاستها به سران قوا ابلاغ شده و برادران لاریجانی به عنوان روسای قوای مقننه و قضائیه نیازی به تقدیر و تشکر از خامنهای ندیدهاند.
به نظر میرسد آقای روحانی با انتشار این نامه پیش از سران دیگر قوا تلاش کرده تا خود و مجموعه تحت مدیرتش را هماهنگ با رهبر جمهوری اسلامی و سیاستهای محافظهکارانه نظام نشان بدهد.
پیش از انتشار این نامه٬ حجتالله ایوبی معاون وزیر ارشاد هم با سفر به قم و دیدار با ناصر مکارم شیرازی و چند مرجع تقلید دیگر توضیحاتی درباره جشنواره امسال فیلم «فجر» ارائه کرده بود.
ایوبی در این دیدار به آقای مکارم شیرازی گفته که در جلسه با برخی علما به آنها درباره فیلم «رستاخیز» و جشنواره امسال توضیحاتی ارائه کرده است.
وی خطاب به مکارم شیرازی گفته که «نظرات، اشکالات و دغدغههای حضرتعالی و دیگر مراجع عظام تقلید {درباره فیلم رستاخیز} در نظر گرفته خواهد شد.»
این مقام وزارت ارشاد دیدارهای دیگری هم با برخی مراجع تقلید قم داشته که تاکنون هیچ خبر و گزارشی از این دیدارها منتشر نشده است.
دولت حسن روحانی در هفت ماه گذشته دهها گزارش مختلف درباره سیاستها و برنامههای خود به مراجع تقلید ارائه کرده تا به آنها اطمینان دهد که این سیاستها ضد اسلامی یا ضد نظام نیستند.
Feb 20 2014
فرمانده کل سپاه پاسداران: مذاکرات هسته ای ایران مبتنی بر اراده آیت الله خامنه ای است
رادیوفردا: محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران، مذاکرات ایران با گروه ۵+۱ را مبتنی بر اراده آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران توصیفکرد.
وی روز پنجشنبه، در جمع مسئولان بسیج دانشجویی کشور، هدف مذاکرات هسته ای را لغو تحریم ها علیه ایران دانست و گفت: « در صورتی که این هدف محقق نشود، مسئولان باید از مذاکرات ناامید شوند و به ظرفیت های داخلی کشور توجه کنند».
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، فرمانده کل سپاه پاسداران، همچنین بار دیگر بر رعایت خطوط قرمز نظام در مذاکرات هسته ای تأکید کرده است.
Feb 20 2014
دستور خامنهای به مسئولان سه قوه: بیدرنگ “اقتصاد مقاومتی” را اجرايى کنید
روز: همزمان با دور تازه اى از مذاکرات میان ایران و گروه ۱+۵ در وین٬ رهبر جمهوریاسلامی سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کرده و از دولت٬ مجلس و قوهقضاییه خواسته است بیدرنگ این سیاستها را اجرا کنند.
آیتالله خامنهای خواستار اجرای “بیدرنگ و با زمانبندی مشخص” این برنامه شده؛ برنامهای که شامل کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و کاهش هزینههای عمومی است.
بر اساس این سیاست ها، تولید کالاهای اساسی، به ویژه آن دسته از کالاهای اساسی که در حال حاضر از طریق واردات تأمین می شود، باید افزایش یابد و مبادی واردات این کالاها نیز باید متنوع شود. همچنین برای تأمین امنیت غذا و دارو، باید برای این کالاها و مواد اولیه تولید آنها “ذخایر راهبردی” ایجاد شود.
وی چند روز پیش در یک دیدار عمومی٬ خبر داده بود که این سیاستها را به زودی ابلاغ خواهد کرد؛ سیاستهایی که اینگونه آن را توصیف کرده بود: “علاج مشكلات كشور پيمودن راه اقتصاد مقاومتى است؛ يعنى تكيه به درون. چشم را ندوزيم به دست ديگران؛ ما تواناييم، ما ثروتمنديم، هم ثروت انسانى داريم – نيروى انسانى ما در دنيا كمنظير است، اگر نگوييم بىنظير – [هم] ثروتهاى زيرزمينى؛ ثروتهاى ما فوقالعاده است. دنيا به ما احتياج دارد؛ به قدرى كه دنيا به ما احتياج دارد، ما به دنيا احتياج نداريم”.
رهبر جمهوریاسلامی تابستان گذشته نیز در یک سخنرانی عمومی درباره اقتصاد مقاومتی گفته بود: “تحریم براى ما جدید نیست، ما سى سال است در تحریمیم. همه این کارهایى که شده است، همه این حرکت عظیم ملت ایران، در فضاى تحریم انجام گرفته؛ بنابراین کارى نمیتوانند بکنند. خب، ولى این دلیلى است براى همه مسئولان و دلسوزان کشور که خود را موظف بدانند، مکلف بدانند به ایجاد کار، به تولید، به کارآفرینى، به پر رونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم؛ که کشور ایران حقیقتاً امروز یک کارگاه عظیمى است. همه خودشان را باید موظف بدانند”.
عبارت “اقتصاد مقاومتی” چند سال پیش برای نخستین بار توسط رهبر جمهوریاسلامی استفاده شد. از آن زمان٬ اصولگرایان ضمن تمجید از چنین مفهومی٬ خواستار اجرای آن توسط دولتها و تحقق حماسه اقتصادی شده بودند. آنها اکنون ضمن استقبال از ابلاغ این سیاستها٬ به اظهارنظر پیرامون آن پرداختهاند.
جهاننیوز٬ وبسایت نزدیک به علیرضا زاکانی٬ به نقل از یک استاد دانشگاه امام صادق٬ نوشته است: “وقتی یک شیوهی زندگی را بر اساس سهگانه «اعتماد بهنفس ملی، روحیه جهادی، و پرهیز از لقمهی حرام» طراحی کردیم، میتوانیم به کارآمدی آن امیدوار باشیم. توجه به معنویت دینی در این سهگانه نقشی اساسی ایفا میکند. البته طبیعی است که جنگ نظامی برای مردم ملموس و باورپذیرتر باشد، اما جنگ نرمافرازی اینگونه نیست. بنابراین وجود روحیهی جهادی منبعث از آموزههای دینی در آن سبک زندگی بسیار مهم و کلیدی است”.
همزمان خبرگزاری فارس نیز به نقل از یکی از معاونان استاندار خراسان شمالی٬ چنین درباره شرایط تحقق اقتصاد مقاومتی نوشته است: “اقتصاد مقاومتی مورد تأکید رهبری با صادرات غیرنفتی محقق میشود… اصلیترین و مؤثرترین نقش گمرک برای تحقق اقتصاد مقاومتی تسهیل در امر صادرات است”.
پیش از این محمدرضا تویسرکانی٬ نماینده ولیفقیه در بسیج٬ گفته بود که اقتصاد مقاومتی از عوامل موثر بر موفقیت جمهوریاسلامی در مذاکرات ژنو بوده است: “تحقق اقتصاد مقاومتی در داخل کشور، موجب اعتماد به نفس قدرت مذاکره کنندگان کشور ما شد و خوشبختانه ما از این آزمون سربلند بیرون آمدیم. ما اگر دارای اقتصاد مقاومتی طی سالهای گذشته نبودیم قطعا عامل تحریم، ایران را بزودی از پای درمی آورد و سبب فلج کردن اقتصاد کشور می شد؛ به هرحال ملت ایران اگر از اقتصاد مقاومتی استفاده نمی کرد قطعا تسلیم قدرتهای جهانی می شد از این رو ملت ایران همچنان باید رویکردهای خود را در راستای اقتصاد مقاومتی پیش ببرد”.
اصولگرایان بر این عقیدهاند که از گذر “اقتصاد مقاومتی” میتوان مقابل تحریمهای اقتصادی غرب علیه ایران٬ ایستادگی کرد و اقتصاد کشور را از فلج شدن نجات داد. شاید به همین دلیل است که آنها به دنبال استیضاح نعمتزاده٬ وزیر صنایع دولت روحانی٬ هستند که مخالف تداوم تحریمهاست.
Feb 18 2014
بهمن ۹۲ و بهرهبرداری رهبری
خودنویس: راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۲ فرق خاصی با سالهای گذشته نداشت و حکومت در پرتو انحصار و تفوق رسانهای و تبلیغاتی توانست راهپیمایی فوق را سندی دال بر پیوند ملت و حکومت و مشروعیت نظام به حساب آورد.
راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال بعد از دعوت سید محمد خاتمی و بخشی از اصلاحطلبان شکل دیگری پیدا کرد. این راهپیمایی هر ساله که مناسبتی آئینی برای حکومت است، فرصتی برای نمایش پایگاه مردمی و همچنین بازسازی این همانی بین انقلاب بهمن ۵۷ و سیمای کنونی جمهوری اسلامی است. در اصل حکومت میکوشد تا از طریق این راهپیمایی هر ساله ارتباط و پیوند خود با گفتمان انقلاب را بیان کند و هم چونان فرصتی مشروعیت آفرین، مهر تاییدی بر سیاستهای کلان حاکم بزند. در هر سال مسائلی که برای حکومت در اولویت است در راهپیمایی ۲۲ بهمن در قالب شعارها، پلاکاردها و قطعنامه برجسته میگردد.
البته این راهپیمایی یک بعد دیگر هم دارد. سخنران این مراسم بر اساس قانونی نا نوشته رئیس جمهور است. طبیعی است با توجه به سیال بودن قوه مجریه، هر سال تریبون سخنرانی در دست جریان سیاسی قرار میگیرد که پست ریاست جمهوری را در دست دارد. امسال نیز مدافعان گفتمان اعتدال و بخشی از اصلاحطلبان سعی کردند از راهپیمایی ۲۲ بهمن استفاده نمایند.
از اینرو سید محمد خاتمی و مجمع روحانیون از مردم دعوت کردند تا در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنند. نگاه جناحی حاکم و برخورد ابزاری حکومت باعث شده است تا بخشی از نیروهای انقلابی با راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن برخورد منفی داشته باشند. خاتمی در سالیان اخیر سکوت کرده بود و دعوتی انجام نداده بود.
در ادامه بررسی میشود که اقدام خاتمی و برخی از اصلاحطلبان چه تاثیری در روند راهپیمایی ۲۲ بهمن و وضعیت متعارف آن داشت. البته طبیعی بود که روحانی از هوادارانش بخواهد که در راهپیمایی شرکت کنند و موقعیت وی را تقویت نمایند. اما اقدام شتابزده اصلاحطلبان در حالی که شرایط سیاسی برای آنها تغییر نکرده و فرصت حضور متفاوت در جریان راهپیمایی نداشتند، منطقی به نظر نیرسید.
فضای امنیتی بر راهیپمایی حاکم بود وعده ای نیز که نمادهای اصلاحطلبانه و یا معترض به وضع موجود داشتند نیز بازداشت شدند. در راهپیمایی به سنت سالهای قبلی پلاکاردهایی در محکومیت موسوی،کروبی و رهنورد مشاهده میشد و فضای حاکم کاملا در خدمت گفتمان ولایی حکومت بود. شعارها بیشتر سویه سیاست خارجی داشت و جهت گیری تقابل و حمله به امریکا را دنبال میکرد.
در این شرایط دعوت خاتمی نتیجه ملموسی برای اصلاحطلبان و یا انتفاع از برنامه راهپیمایی نداشت. سخنران دیگرمراسم نیز سعید جلیلی بود که نگاه و تفکر حاکم بر برنامه ریزان راهپیمایی را نشان میداد که درتعارض با دیدگاههای خاتمی و اصلاحطلبان است.
اگر چه برخی از مدافعان اصلاحات و گفتمان اعتدال مدعی هستند که شمار شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن بیشتر از سالیان قبل بوده است اما عکسها و فیلمهایی که از مراسم منتشر شده اند،تفاوت محسوسی را نشان نیدهد. حتی در هنگام سخنرانی روحانی میدان آزادی به صورت کامل پر نیست و بخشهای قابل اعتنایی از آن خالی بود.
اهمیت این موضوع در آنجا است که کل مساحت میدان آزادی ۵۰ هزار متر مربع است. اگر جمعیت کاملا فشرده باشد حداکثر ۴ نفر در یک متر مربع جا میگیرند.بنابراین ظرفیت کامل میدان آزادی برای تجمع افراد در حدود ۲۰۰ هزار نفر است. ادعای افزایش تعداد جمعیت نیازمند ارائه مستندات قابل اعتنا است.
اما حتی اگر بر تعداد راهپیمایی کنندگان افزوده شده باشد چون حضور آنها فاقد حضور متمایز بوده و پیام خاص سیاسی را بازتاب نداده است،لذا برنده آن حکومت و اصولگرایان هستند. خامنه ای هنوز یک هفته از ماجرا نگذشته در دیدار با مردم استان آذربایجان اعتبار افزایش ادعایی راهپیمایی کنندگان را به حساب حمایت مردم از نظام و مواضع وی و همچنین رویکرد ستیزه جویانه در سیاست خارجی واریز کرد. او گفت: «براساس گزارشهای کارشناسی و دقیق، جمعیت مردم در راهپیمایی امسال در سراسر کشور، متراکم تر از سال گذشته بود و این واقعیت نشان دهنده این است که جشن سالگرد انقلاب اسلامی، همانند خود انقلاب، پدیده ای بی نظیر است». او پیام حضور بیشتر احتمالی مردم را وحدت و استقامت در برابر دشمنان خارجی نامید.
بنابراین نتیجه دعوت خاتمی و بخشی از اصلاحطلبان فربه سازی گفتمان ولایی و همچنین کمرنگ شدن شکاف آمریت- مردم سالاری در برابر دشمن مفروض خارجی است. امری که در شرایط کنونی حکومت میکوشد تا با بزرگ نمایی خطرات خارجی نیروهای معترض را به سمت وحدت با حکومت و کم رنگ کردن مرزهای تمایز شان تشویق نماید. طبیعی است برنده این وحدت مخدوش چه کسی خواهد بود.
اما اگر آنگونه که عکسها و فیلمها نشان میدهد جمعیت در حد سالیان گذشته باشد که راهپیمایی را از حالت مردمی به یک مانور حکومتی تنزل داده است،آنگاه فرصتی برای ارزیابی آتوریته و موقعیت اجتماعی خاتمی نیز فراهم میشود. این رویداد نشان میدهد که موضع گیریهای خاتمی به خودی خود در جامعه تعیین کننده نیست و او در موقعیتی نیست که هر فراخوانی بدهد با استقبال بخشی قابل اعتنایی از جامعه مواجه شود. بلکه شرایط و میزان تطبیق درخواست وی با نیازها و ارزیابیهای لایههای اجتماعی معترض به وضع موجود اندازه واکنشها را تعیین میکند. از اینرو از پرتو راهپیمایی ۲۲ بهمن سال ۹۲ بهتر میتوان وزن اجتماعی خاتمی را سنجید.
سخنان روحانی مثل مواضع قبلیش دو پهلو بود. بخشهایی از سخنان وی مطلوب اصولگرایان افراطی بود که فضای راهپیمایی را در اختیار داشتند و فرازهای دیگر خوشایند نیروهای تحول خواه و معترض بود.
او نیز تاکید کرد امسال گروهها و تفکرات بیشتری در راهپیمایی حضور داشتند که حرف درستی است بخشهایی از اصلاحطلبان بعد از قهر چند ساله در راهپیمایی شرکت کردند. اما این حضور تغییری در فضای حاکم بر راهپیمایی و پیامدهای آن نداشت. سخنان تعاملی روحانی در سیاست خارجی نیز پژواکی در راهپیمایی و تجمع پیدا نکرد. حتی تحت تاثیر جو حاکم، از حجم آشتی طلبی سخنان وی با دنیا کاسته شده و در جاهایی برخورد تهاجمی با آمریکا پر رنگ گشت.
او برخوردی تقابلی در برابر تهدیدها بروز داد و مدعی شد که تحریمها و زبان تهدید کارساز نیست در حالی که بررسی واقعیتها نشان میدهد آسیب پذیری در برابر فشارهای خارجی باعث شده تا مقامات ارشد حکومت راضی به مصالحه محدود شوند. دیدگاهی که معتقد بود که تحریمها ورق پاره ای بیش نیستند متعلق به جریان شکست خورده در انتخابات بود. تحریمها محصول ماجرا جویی اتمی حکومت بود و طبیعی است در صورت تغییر واقعی آن،تحریمهای مربوط به مسائل هسته ای هم دیگر موضوعیت ندارند. بخشهایی از سخنان روحانی تبلیغ و تجلیل از گفتمان اعتدال و تحسین مردم به خاطر رخداد ۲۴ خرداد بود. اما در فضای راهپیمایی و پلاکاردها و نمادها چیزی متناسب با این تلاش وجود نداشت و بر عکس جریان رقیب فضاهای سیاسی و تبلیغاتی را در کنترل خود داشت.
در مجموع خروجی و نتایج راهپیمایی ۲۲ بهمن ۹۲ فرق خاصی با سالهای گذشته نداشت و حکومت در پرتو انحصار و تفوق رسانهای و تبلیغاتی توانست راهپیمایی فوق را سندی دال بر پیوند ملت و حکومت و مشروعیت نظام به حساب آورد. البته روحانی و خاتمی نیز در این مسئله با رهبری اتفاق نظر دارند که نظام جمهوری اسلامی مشروع است و باید به عنوان مبنای سیاست روزی از سوی همگان به رسمیت شناخته شود. اما در خصوص چگونگی عملکرد نظام و سیاستگذاریهای آن دیدگاههای متفاوتی از رهبری و نهادهای انتصابی را تعقیب میکنند.
بخشی از سخنان روحانی در این خصوص روشنگر است وی گفت: «پیام اصلی مردم در انتخابات ۲۴ خرداد این بود که اولا به دنیا اعلام کنند که مردم به نظامشان، نظام جمهوری اسلامی ایران پایبند هستند و هرگونه اصلاح و تغییری را در مدیریت بخواهند در چارچوب مردم سالاری دینی خواهند خواست و در نهایت برای مردم تحقق اهداف نظام اسلامی اهمیت دارد.»
وی در ادامه انقلاب را برای همه جناحهای معتقد به نظام جمهوری اسلامی دانست.
این نگرشها باعث میشود که پیوندهای راهبردی بین گفتمان اعتدال و ساختار ولایت فقیه و دیدگاههای خامنه ای آشکار شود که اختلافات و تعاملهای آنها در این چارچوب صورت میگیرد که در نهایت بالا دستی از آن رهبری و مدافعان او است.
Feb 17 2014
خامنهای: همانطور که قبلا گفتم مذاکرات هستهای به جایی نمیرسد
رادیوفردا: آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز دوشنبه، ۲۸ بهمن، بار دیگر بر خوشبین نبودن نسبت به مذاکره هستهای میان ایران و شش قدرت جهانی تاکید کرد ولی گفت که با این مذاکرات مخالفتی ندارد.
اظهارات بلندپایهترین مقام جمهوری اسلامی ایران در جمع گروهی از مردم آذربایجان و در آستانه مذاکرات سرنوشت ساز ایران و گروه پنج به علاوه یک در وین بیان میشود؛ مذاکراتی که قرار است راه حلی جامع و پایدار برای برنامه جنجال برانگیز هستهای ایران پیدا کند.
به گزارش سایت رسمی آیت الله خامنهای، وی در سخنان روز دوشنبه خود گفت: «بعضی از مسئولین آن دولت [دولت قبلی] و این دولت فکر میکنند اگر در موضوع هستهای مذاکره کنند مسئله حل میشود، در سخنرانی اول سال هم گفتم که من به مذاکره خوشبین نیستم و به جایی نمیرسد ولی مخالفتی هم ندارم».
رهبر جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به آمریکا و سیاستهای دولت حسن روحانی برای کاهش تنش با این کشور حمله کرد و گفت: «یک عده سعی نکنند چهره آمریکا را بزک کنند و آن را به عنوان یک دولت علاقهمند و انسان دوست معرفی کنند. اگر هم سعی کنند، بیفایده است».
آیتالله خامنهای مسئله هستهای را «بهانه» دانسته و مدعی شده که اگر این مسئله هم حل شود کشورهای غربی، «یک مسئله دیگر را پیش میکشند».
وی با بیان اینکه «کاری که وزارت خارجه شروع کرده ادامه پیدا خواهد کرد» افزوده است: «ایران نقض آنچه عهد کرده را نخواهد کرد اما الان هم میگویم فایدهای ندارد و به جایی نخواهد رسید، البته مسئولین تلاش خود را بکنند».
رهبر جمهوری اسلامی، دولت جدید که شش ماه از عمر آن میگذرد را به «استقامت» و ایستادگی روی آنچه «آرمانهای انقلاب» خوانده است فراخواند و با اشاره به راهپیمایی سالگرد انقلاب در ۲۲ بهمن امسال، گفته که «پیام ۲۲ بهمن امسال را باید از شعارهای مردم گرفت. این راهپیمایی دو پیام داشت؛ پیام استقامت و پیام وحدت. استقامت یعنی مردم روی آرمانهای انقلاب ایستادگی دارند».
آیتالله خامنهای میگوید که «پیام سلبی انقلاب این است که ما تسلیم زورگویی نظام سلطه نمیشویم».
رهبر جمهوری اسلامی در آستانه تمام مذاکرات حساس هستهای ایران با شش قدرت جهانی همواره انتقادهای تندی از طرفهای مذاکره کننده با تهران مطرح کرده است.
وی روز ۱۱ آبان امسال و همزمان با دور اول مذاکرات ژنو گفت: «از مذاکراتى هم که امروز در جریان است، ما ضررى نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم از این مذاکرات آن نتیجهاى را که ملت ایران انتظار دارد، بهدست بیاید، لکن تجربهاى است و پشتوانه تجربى ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد».
وی در سخنرانی روز اول فروردین ماه امسال در شهر مشهد نیز گفته بود: «مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریکا بارها و بارها میگویند بیایید در کنار گفتوگوهای پنج به علاوه یک که درباره مسائل هستهای بحث میکنند، آمریکا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره مسئله هستهای ایران بحث کنند. من به این گفتوگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربههای گذشته ما نشان میدهد که گفتوگو در منطق حضرات آمریکایی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم».
کشورهای غربی در ده سال گذشته ایران را متهم کردهاند که در پوشش فعالیت هستهای خود به دنبال ساخت سلاح اتمی است ولی ایران این مسئله را رد کرده است. در واکنش به فعالیتهای هستهای ایران، تحریمهای شدیدی از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا بر ضد تهران وضع شده که اقتصاد ایران را دچار مشکلات فراوانی کرده است.
با روی کار آمدن دولت حسن روحانی در ۲۴ خرداد امسال، نمایندگان ایران و پنج به علاوه یک، دو دور مذاکرات هستهای در ژنو سوئیس انجام دادند که سرانجام در روز سوم آذر، ۲۴ نوامبر، به یک توافق موقت شش ماهه برای حل و فصل اختلاف میان طرفین و فراهم کردن زمینه برای گفتوگوی نهایی دست یافتند.
مذاکرات برای دست یافتن به راه حل جامع درباره برنامه هستهای ایران و تبدیل توافق موقت به یک پیمان دائم قرار است از روز سه شنبه، ۲۹ بهمن، در وین آغاز شود.
Feb 16 2014
تعطیلی روزنامه عراقی منتشرکننده کاریکاتور علی خامنهای
رادیو فردا: – ایلیا جزایری
بمبگذاری و تظاهرات، روزنامه عراقی «الصباح الجديد» را که اقدام به انتشار کاريکاتوری از آيتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، کرده بود، مجبور به تعطيلی کرد. در اين میان، شوراهای روزنامهنگاری، مقامهای عراقی را به عدم حمايت از تحريريه و روزنامهنگاران اين نشریه متهم کرده است.
ماجرا از آنجا آغاز شد که روزنامه «الصباح الجديد» حدود دو هفته پيش در يکی از شمارههای خود، کاريکاتوری از آيتالله علی خامنهای منتشر کرد.
در اعتراض به انتشار اين کاريکاتور، روز دوشنبه، ۲۱ بهمن دهها نفر در ميدان فردوس بغداد پايتخت عراق دست به تظاهرات زدند. برخی منابع از جمله سايت «ايلاف» تظاهرکنندگان را وابسته به گروه «عصائب اهل الحق»، نزديک به جمهوری اسلامی ايران معرفی میکنند.
تظاهرکنندگان به آنچه تعرض به «چهرهها و مراجع دينی» ناميدهاند، اعتراض کردند. آنها همچنين پلاکاردهايی در محکوميت «جسارت» به آيتالله خامنهای، حمل میکردند. تظاهرکنندگان تاکيد کردند که مراجع دينی «خط قرمز» هستند که اجازه تعرض به آنها داده نمیشود.
بمبگذاری روبروی روزنامه
در راستای حملاتی که عليه روزنامه «الصباح الجديد» صورت گرفت، سه بمب، اين روزنامه را هدف قرار داد. يک بمب دوشنبه شب در آستانه در ورودی روزنامه در منطقه الوزيريه در مرکز بغداد منفجر شد. دو بمب ديگر نيز که روبروی در روزنامه کار گذاشته شده بود، توسط نيروهای امنيتی خنثی شد.
اسماعيل زاير، سردبير «الصباح الجديد» در اين باره به خبرگزاری دولتی عراق گفت: «سه بمب روبروی در ورودی ساختمان روزنامه کار گذاشته شد که يکی از آنها منفجر شد که منجر به شکستن شيشهها و نمای بيرونی ساختمان شد. کارشناسان مواد منفجره هم دو بمب ديگر را خنثی کردند.»
او همچنين از تهدید کارکنان روزنامه خبر داد و گفت: «پيش از اين طرفهای ناشناسی ما را تهديد کرده بودند. آنها میگويند که کاريکاتوريست و ديگر کارکنان روزنامه را مورد حمله قرار خواهند داد.»
زاير درباره کاريکاتور منتشره افزود: «کاريکاتور در ويژهنامهای درباره انقلاب ايران چاپ شده که اتفاقا تصوير مثبتی درباره رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنهای ارائه داده است.»
سردبير روزنامه «الصباح الجديد» ادامه داد: «ما قصد اهانت به رهبر جمهوری اسلامی را نداشتيم، اما يکی از پناهندگان عراقی در سوئد ماجرا را جعل کرد و تصويری غير واقعی از آنچه ما منتشر کرديم ارائه داد به گونهای که گويا ما به چهرههای انقلاب ايران و به ويژه آقای خامنهای اهانت کردهايم.»
زاير همچنين در مصاحبه با شبکه «السومريه نيوز» سفارت ايران در بغداد و يکی از شخصيتهای عراقی را متهم به بسيج کردن گروههايی برای حمله به روزنامه «الصباح الجديد» کرد.
تهدید «تندروها»
تحريريه روزنامه الصباح جدید در بیانیهای، افراد و گروههايی را که «تندرو» ناميد، متهم به تهديد کادر خود کرده است. این روزنامه همچنين از انتشار این کاريکاتور، پوزش خواست.
در اين بيانيه آمده است: «الصباح الجديد همواره کاريکاتورهايی از شخصيتهای سياسی و دينی عراقی و غير عراقی در ويژهنامهای که هر هفته منتشر میکند، چاپ کرده است.»
اين بيانیه افزوده است: «الصباح الجديد در معرض اتهامهای غير صحيح و تهديد از سوی برخی گروههای تندروی دينی به خاطر انتشار کاريکاتور رهبر انقلاب ايران آقای علی خامنهای قرار گرفته است. آنچه که کشيده شده يک پرتره فنی است نه کاريکاتور، آن هم در يک پرونده بزرگی که در سی و پنجمين سالگرد انقلاب ايران منتشر شده است.»
بنا بر اين بيانيه، روزنامه و کادر آن، در معرض حملات تندی در شبکههای اجتماعی از سوی هواداران ايران و احزاب شيعه عراقی قرار میگيرد که آنها را تهديد به انتقامجویی به خاطر آنچه «اهانت به رهبر ايران» نامیدهاند، میکنند.
اين بيانيه ادامه داده است: «زهير الاعرجی نماينده پارلمان عراق از ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی نخست وزير در يک نطق تلويزيونی تهديد به محاکمه روزنامه کرده است؛ اقدامی که در صورت حصول، بايد از سوی سفارت ايران صورت میگرفت نه نماينده عراقی.»
در پايان اين بيانيه آمده است: «با وجود اطمينان از این که آنچه منتشر کرديم هيچ اهانتی به آقای خامنهای که جايگاه انسانی و دينی بزرگش را مورد احترام قرار میدهيم در بر نداشت، تحريريه روزنامه اقدام به تماس به سفارت ايران گرفت تا موضوع را برای مقامهای ايرانی تشريح کرده و سوء تفاهم را رفع کند.»
با وجود پوزش خواهی تحريريه و همچنين توضيح و پوزش خواهی سردبير روزنامه «الصباح الجديد» در يادداشتی که در سايت روزنامه منتشر کرد، اما همچنان کارکنارن اين روزنامه موفق به حضور در محل کار خود نشدند. آنها نهادهای امنيتی را به شانه خالی کردن از حمايت خود متهم میکنند.
روزنامه «الصباح الجديد» قبلا کاريکاتور آيت الله علی سيستانی از مراجع شيعه در نجف را هم در صفحات خود چاپ کرده بود، اما آن اقدام منجر به اعتراضی نشد.
سفارتخانه ايران در بغداد، تاکنون هيچ واکنشی رسمی به اين ماجرا نداشته است.

Feb 08 2014
خامنهای: آمریکا دروغ میگوید که قصد تغییر نظام ایران را ندارد
رادیوفردا: علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، روز شنبه گفت که مقامات آمریکا به «دروغ» میگویند که قصد تغییر نظام ایران را ندارند و «اگر بتوانند، لحظهای تردید نمیکنند».
سخنرانی آقای خامنهای روز شنبه، ۱۹ بهمن، در جمع فرماندهان نیروی هوایی ارتش انجام شده که پایگاه اطلاعرسانی او گزیدهای از آن را منتشر کرده است.
وی در این سخنرانی بار دیگر آمریکا را «دشمن» مینامد و هشدار میدهد که «برخی میخواهند مردم را از دشمنی با دشمن منصرف کنند».
او سپس خطاب به مردم ایران تاکید میکند که «ملت، اظهارنظرهای بیادبانه مسئولین آمریکایی، دورویی و نیات پلید آنان را ببیند و دشمن را بشناسد».
هشدارهای مقامات آمریکا به ایران درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی و تهدید به استفاده از گزینه نظامی در صورت شکست مذاکرات اتمی، واکنشهای شدید چهرههای منتسب به حکومت ایران را در روزهای اخیر به دنبال داشته است تا جایی که فرمانده سپاه پاسداران گفته که «نبرد مستقیم با آمریکا» برای «انقلابیها» یک «رویای قوی» است.
اما بحث درباره تلاش ایالات متحده برای تغییر نظام در ایران مسئلهای است که همواره دولتمردان آمریکا آن را رد کردهاند. با این حال آقای خامنهای میگوید که سخنان دولتمردان آمریکا در این باره «دروغ» است.
وی اظهار داشت: «مسئولان آمریکایی به مسئولان ما میگویند قصد تغییر نظام را ندارند؛ دروغ میگویند. اگر بتوانند، لحظهای تردید نمیکنند، اما نمیتوانند، چون نظام اسلامی متکی به ایمان، محبت و اراده آحاد مردم است.»
تنها چند ماه قبل باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تاکید کرده بود که کشور او به دنبال تغییر حکومت ایران نیست و این که فتوای آیتالله خامنهای علیه ساخت بمب اتمی میتواند مبنای توافق میان طرفین قرار بگیرد.
این سخنان آن زمان واکنش مثبت افراد نزدیک به حکومت ایران را در پی داشت که آن را «متفاوت» از گفتههای پیشین آقای اوباما میدانستند.
اما آقای خامنهای بر «موضعگیری» جمهوری اسلامی علیه ایالات متحده تاکید میکند و میگوید که «موضعگیری در مقابل آمریکا به دلیل منش، ذات و رفتار مداخلهگرانه و سلطهگرانه این دولت است».
«دولت و منتقدان شرح صدر داشته باشند»
بخش دیگر سخنان روز شنبه آقای خامنهای به مسائل داخلی از جمله اختلافات میان دولت حسن روحانی و محافظهکاران اختصاص داشت، آنجا که او از منتقدان آقای روحانی خواست که به دولت او «فرصت» بدهند.
وی اظهار داشت: «انتقادها منصفانه باشد. دولت چند ماهی بیشتر نیست که سر کار آمده و باید فرصت داد که کارها را با قدرت پیش ببرند.»
آقای خامنهای همچنین از دولت نیز خواست که در مواجهه با منتقدان خود «شرح صدر» داشته باشد و «همه به هم احترام بگذارند».
تنها چهار روز قبل حسن روحانی منتقدان توافقنامه ژنو را که عموما از میان محافظهکاران هستند «عدهای کمسواد» نامیده بود که «از بخشهایی خاص پول میگیرند».
این سخن واکنش جمعی از نمایندگان مجلس را در پی داشت که خواستار پاسخگویی به آقای روحانی در تلویزیون دولتی ایران شدند.
اما اکنون آیتالله خامنهای به دولت و منتقدان هشدار میدهد که باید «ملاحظه هم را بکنند»، چرا که به گفته او «دشمنان در داخل کشور عواملی دارند و نباید گذاشت عوامل دشمن از نقاط ضعف استفاده کنند».
Feb 01 2014
نامه ی سی ام محمد نوری زاد به رهبر
محمدنوری زاد: به نام خدایی که راه گشود
رفتن یا نرفتن، مسئله این است!
سلام به محضررهبرگرامی
حضرت آیت الله خامنه ای
سالروزبرآمدن جمهوری اسلامی است و من هدیه ای آورده ام برای این روزهای تلخ جناب شما ازجنس لبخند، ازجنس شادمانی، ازجنس امید وشوق وسرفرازی، ازجنس نور، ازجنس هرچه که شما اراده فرمایید. اصلاً ازجنس چیزهایی که ازدسترس همه ی ثروتمندان و همه ی سرشناسان وهمه ی دشمنانی که شما به هربهانه از آنها یاد می فرمایید خارج است ومن آن را مخصوص جناب شما با زرورقی ازغیرت مندی ومردانگی وعیاری کادوپیچ کرده ام تا به محضِ یک عنایتِ مختصرویک رخصتِ مختصرترتقدیمتان کنم.
راستی این روزها به چه متمایلید آقا؟ چه آرزوهایی درسرمی پرورانید؟ دوست ندارید دستی ازغیب که نه، ازآستین همین مردم ماتم زده برآید وشما را ازمتن هراس ها وزخم ها وآسیب ها وتلخکامی ها برهاند وبراریکه ای ازدلهای مردمان بنشاند؟ اطمینان دارم که خواهید فرمود بلی من بویژه این روزها به یک چنین آرزویی متمایلم وخواهان عملی شدنِ آنم.
وحتی ای بسا هیجان زده فریاد برآورید: آهای ای محمد نوری زاد، بگوببینم مگر می شود ناگهان ازنگرانی های استخوان سوزاین روزها تهی گشت وهمزمان درهای بسته ی دلِ مردمان را وا گشود وبه کانونی ازرضایتِ آنان راه یافت ودرهمانجا خانه کرد ومرتب ازبرکات ذکرها وسپاس ها وشگفتی های شان ارتزاق کرد؟ که می گویم: بله آقا، چرا که نشود. من متن یک معامله را پیش روی جناب شما وا می گشایم. نیک بنگرید: طبقِ این معامله وقرارداد، شما چیزی می پردازید ومردم، همین هایی را که گفته آمد تقدیم شما می کنند.
می بینید چه معامله ی خیرخواهانه ومنصفانه وهوشمندانه ونیکفرجامانه ای ست؟ طرف قرارداد با این که می بیند آسیب دیده وعمرش هدررفته وفرزندانش به پیریِ زودرس دچارشده اند، بازهمچنان جانب جناب شما را می گیرد ومعرکه ای ازنیکفرجامی را برای شما تدارک می بیند. با امضای این قرارداد، شما صادقانه می پذیرید که دراین بیست و چند سالِ رهبری، آن نبوده اید که باید می بودید. همین ودیگرهیچ.
فکرنمی کنم قراردادی به این خوشایندی درعمرتان با کسی وکسانی بسته باشید. که چه؟ که شما با آن که وظیفه ی معهود خود را بجای نیاورده اید وبرسرِطرفِ قرارداد سیلابی ازخسارت وآسیب جاری فرموده اید اما همو- طرف قرارداد – شما را برمی گیرد وغبارپریشانی ازجمال شما می زداید ودست نازنین شما را می گیرد ومی برد کجا؟ وسط دلش! ودرآنجا شما را برتختی که ملاتِ پایه هایش محبت ومهراست می نشاند. حالا شاید خود شما اصراربفرمایید که: من می خواهم یک به یک آسیب ها وخسارت های دورانِ رهبری ام درمتن قرارداد آورده شود. که این نیزپیشنهاد خوبی است. چرا؟
هم به این دلیل که دوطرفِ معامله – حداقل پیش وجدان خودشان – اقناع می شوند، وهم بخاطراین که این قرارداد بصورت یک سند تاریخی برای آیندگان باقی می ماند تا همان آیندگان بدانند تا قیام قیامت باید ازجناب شما به نیکی یاد کنند و نسل اندرنسل وامدارشجاعت وهوشمندی وحرّیت وکیخسروگونگی شما باشند. پس من با اجازه ی جناب شما نه همه بل تعدادی ازآن موارد را درمتن قرارداد می گنجانم وبسرعت می رویم سروقتِ امضای آن. به محضِ امضای قرارداد، مردم شما را برسردست می گیرند ومی برند آنجایی که گفتم ملاتِ پایه های تختش محبت ومهراست. پیشنهاد می کنم ذهن مبارک تان رااصلاً درگیراین مواردی که من برمی شمرم نفرمایید وبه تلخی هایش نیزاعتنا نکنید ومستقیم به غوغای بعد ازامضای قرارداد بیندیشید وهمان تخت مهرومحبتی که جایش کجاست؟ براریکه ی دل ها:
یک: شما دراین بیست وچند سال رهبری نشان داده اید که به راحتی فریب می خورید وبه راحتی اشتباه می کنید وبه راحتی برانجام خطاهای خود اصرارمی ورزید. وحال آن که قراربوده شما آگاه باشید وهوشمند باشید وقانونگرا. نه این که مدام به دام رنگینِ دسیسه گران بیفتید وخود نیزبه همین صفت متّصف شوید. یا قراربوده اگریک زمانی خطایی مرتکب شدید بدون شرم وبدون فوت وقت، روی درروی مردم بایستید وبه خطاهای خود اعتراف کنید وازمردم پوزش بخواهید. نه این که نخست خطا را به گردن دیگران بیندازید وسپس خود به انتقاد ازآن بپردازید.
دو: شما ویاران همراهتان درسالهای نخستِ بعد ازانقلاب، با فریاد های الله اکبردرمجلس، آقای بنی صدررا بخاطراین که کفایت سیاسی اش کامل نیست ازجایگاه ریاست جمهوری کنارگذاردید. خوب، چه ایرادی دارد؟ تصمیمی بوده که شما درآن زمان اتخاذ فرمودید وحتماً نیزبرای آن تصمیم ادلّه های متقنی فراهم آورده بودید. پرسش این که آیا خداوکیلی میزانِ دانش وفهم وآگاهیِ شما نه تنها دروادیِ سیاست، بل درحوزه های اقتصادی وامنیتی واطلاعاتی ونظامی واجتماعی وفرهنگی وبین المللی نیزازکفایتِ مکفی برخورداربوده است وهست؟ اگربفرمایید بلی، باید برای این بلی دلیل درست بیاورید. مثلاً بفرمایید این تصمیمات من دراین جاها ودراین موارد باعث شده که کشورازاین نقطه ی سفلی به این نقطه علیا نقل مکان کند.
واگرنه، قبول می فرمایید که کفایت های همه جانبه ی شما برای رهبریِ این مردم کافی نبوده ونیست، دراین صورت خودِ جناب شما کتاب قانون اساسی واسلامی را وابگشایید تا همه بدانیم قانون درباره ی رهبری که کفایت های همه جانبه اش ناکافی ومعکوس است، چه می گوید؟ ما برای این که جانب انصاف را رعایت کرده باشیم وازاین سندِ قرارداد چراغی بربیفروزیم برای آیندگانمان، آن را به استدلال می آراییم ودرآن به اشاره یِ چند مورد از ناکافی بودنِ کفایت های جناب شما بسنده می کنیم.
سه: شما دراین سالهای رهبری، دست برهرچه که نهاده اید، ازهمانجا مفسده ها برآمده است. فرهنگ؟ واویلا. امنیت؟ عجبا. اقتصاد ورشد وآرامش وآبادانی؟ ای بدا. دریک مثال، به غوغای ” تهاجم فرهنگی” وداستان”عوام وخواصِ” شما اشاره می کنم که شما سال ها هرچه دراین دو وادی بیشترمتمرکزشدید جامعه را به مفسده های بیشتری مبتلا فرمودید.
چهار: به راحتی فریب روسها را خوردید وبا ریسمان آنها به اعماق هسته ای فروشدید تا مگربا دستیابی به بمب اتمی دست به گلوی اسراییل وآمریکا ببرید واسم خود را با شجاعت بیامیزید ومدال آن را برگردن تاریخِ این مرزوبوم بیاویزید. روسها شما را بر زانوی خود نشاندند و پولهای مردم را با امضای شما برداشتند وبردند وآشغال های هسته ای خود را برای سرگرم شدن شما پیش روی شما فرش کردند وبرای شما فرصتی فراهم آوردند تا هرچه می خواهید شعاربدهید ورجزبخوانید وبرای آمریکا واسراییل خط ونشان بکشید وهمزمان به همان مدال شجاعت بیندیشید.
شما هرگزندانستید واکنون نیزنمی دانید که: به موازات نفرتی که شما برسراسراییل می باریدید ومی بارید، کارگزارانِ نفوذیِ اسراییل درهیبت سرداران سپاه واحمدی نژاد وجناب شریعتمداریِ کیهان، خواسته های اسراییل را ازامضاها وفریادهای شما برمی کشیدند وهنوزنیزبرمی کشند.
پنج: شما برای این که هست ونیستِ جامعه پیش پای جناب شما فرش شود، به ترساندنِ همگان حریص شدید. همگان را ترساندید وزبان مردم را به لکنت انداختید. جوری که ازمجلس شورای اسلامی اصطبلی پرداختید که درآن، صورت های انسانی، به مضحکه های حیوانی مشغولند. من البته جناب علی مطهری را ازاین اصطبل گند زده بیرون می کشم. مجلسی که دریک قلم، خون ستاربهشتی وصدها وصدها خون دیگررا دید وانکارشان کرد. ویا مجلسی که شلتاق های ویرانگراحمدی نژاد را دید وطبق خواسته ی شما راه بررواج حماقت های او گشود. مجلسی که جرأتِ نُطُق کشیدن ندارد تا شما را به هزاررفتارنادرستتان هشداردهد.
شش: شما چهره ی دستگاه قضایی را به حیاط خلوت خواسته های خود بدل فرموده اید وهیچگاه اجازه نفرموده اید دراین دستگاه، یک خودیِ خاطی تأدیب شود ومجازات ببیند. به اشاره ی جناب شما لشگری ازخاطیانِ خودی ازمهلکه های قضایی بدرجسته اند وطلبکارانه به بُهت مردمان خندیده اند. یک قلم بگویم؟ جلال الدین فارسیِ قاتل. بازبگویم؟ همه ی زندانیان واعدامیان سیاسی درهمه ی سالهای پس ازانقلاب. که اغلبشان بی طیِّ مسیرِدرستِ قضایی به تیغ جفای این
دستگاه – که خود مرعوب وزارت اطلاعات وسپاه است – زخمی شدند. که یا کشتندشان یا به زندان های بی دلیل گرفتارشان کردند.
بیش ازبیست وهشت سال پاکمردی چون مهندس عباس امیرانتظام بنا به فرمان جناب شما درزندان های مخوف شما آسیب دید وجناب شما بموازات آسیب های توفنده ای که برجسم وجان اوجاری می شد مست قدرت وامنیت وآرامش بودید. واصلاً نیزبه این اعتنا نبستید که جنابتان رهبراسلامی وشیعیِ این مردم است. که درهرکجای جهان اگربی عدالتی وبی قانونی وخاصه خواری جاری است، درکانون وحیطه ی رهبریِ شما نباید چنین باشد.
هفت: شورای نگهبان ومجلس خبرگان را آنچنان سطحی وآشکاربه طنزگاهِ متملقانِ ووابستگانِ خود بدل فرموده اید که هیچ نماینده وعضوی جرأت نکند یا نخواهد که برخسارت های جاریِ جناب شما انگشت نهد وبقای شما را درمسند رهبری به مخاطره اندازد یا به چالش بکشد.
هشت: ستاد اجرایی فرمان امام را که قراربوده بساطش چند ماهه برچیده شود، ویا تشکیلات عریض وطویل آستان قدس و برخی دستگاههای با نام وبی نام دیگررا به اسم خزانه ی شخصی خود سند زده اید وهرگزاجازه نداده اید نماینده ای ازیک دستگاه دولتی حتی بدانها چپ بنگرد وحساب وکتابی ازآنان طلب کند.
نه: با مسئولیت شخصی خود وبدون ارجاع به افکارعمومی، بشکلی گسترده درامورداخلی کشورهایی چون افغانستان وعراق وسوریه ولبنان وفلسطین دخالت کرده اید ودراین راه هم خسارت های جبران ناپذیری به آبرو وبه داشته های کشوروارد آورده اید وهم پولهای کلان مردم را بی اجازه ی مردم به این کشورها بخشوده اید واحتمالاً همچنان نیزمی بخشید.
ده: کاری کرده اید که بجزخودتان هیچ رییس جمهوری ازآسیب ومفسده درامان نمانده باشد. مگرمی شود ازبنی صدرتا هاشمی تا خاتمی همه وهمه ناجوربوده باشند ویک احمدی نژاد همان باشد که شما خواهانِ آنید؟
یازده: احمدی نژاد را ازانبان بیت مکرم خود برکشیدید وبدو میدان دادید تا همچویک بی پروای بی چاک ودهان هاشمی یا هرکه را که درمدارنفرت شماست بخاک اندازد وذلیل کند وخود نیزمثل یک خادم و خدمتکار دربرابرشما دست به سینه بایستد وخواسته های شما را بی مزاحمتِ قانون اجابت کند ودقیقاً آن باشد که شما می خواهید. وآنگاه که همان فرد بی چاک ودهان به سمت خود شما خیزبرداشت، همین شمای رهبرفرزانه، برای افشا نشدن مفسده های فرزندان وخویشان واطرافیان تان برای اوفضا پرداختید وراه های بسته را به روی او واگشودید.
دوازده: اگردرکارنامه ی رهبری شما جزفضاحت هسته ای هیچ نباشد، عدم کفایت شما دربایستگی های رهبری قطعی ومحرزاست. این را نه یک دشمنِ خونیِ شما، که دوست شما – محمد نوری زاد – می گوید.
سیزده: جامعه ای که آراسته اید، یک جامعه ی هردمبیل وترسیده ودزد ودزد زده ومعتاد وبیکاروپریشان وگیج ومنگ وتحقیرشده وغارت شده هم درعرصه های داخلی وهم درمجامع بین المللی ست. با دزدانی عربده کش که قبه های سرداری شان را خود جناب شما بردوششان چسبانده اید وهمزمان موانع راهشان را دربلعیدن وبالا کشیدن اموال مردم به دستوری وامریه ای برچیده اید.
چهارده: روحانیت ومراجع را به چند شاخه شقه شقه فرموده اید والبته خیلی ها را نیزذلیل خواسته های خود کرده اید. اینان را یا نمک گیرشان ساخته اید یا ترسانده اید یا رانده اید. راستی آقا جان، مگرنه این که شجاعت، یک ضرورت حتمی دربساط مرجعیت است؟ چرا اکثریت قریب به اتفاق مراجع ما شجاع نیستند وازجناب شما والبته ازشعبون بی مخ های دستگاه شما بشدت درهراس اند ونگران این هستند که به فرجام آقایان شریعتمداری ومنتظری وصانعی دچارشوند؟
پانزده: قبول می فرمایید که اسلام را ذلیل فرموده اید آقاجان. تا پیش ازانقلاب شیعه وسنی درکنارهم می زیستند ودرهیچ کجای جهان این دو را مشاجره ای ومجادله ای درمیان نبود. با ظهورجمهوری اسلامی ایران والبته با مدیریت مجدانه ی جناب شما دراین سالهای رهبری، وبا توهین ها وکجروی ها وفروکاستنِ شأنِ هموطنان سنی مان ازیکسوی، وبا سردادن فریادهای منافقانه ی وحدت از دیگرسوی ، به ظهورغده ی سرطانی ای توفیق یافته اید به اسم طالبان والقاعده که درگلوی مبارک جناب شما وسایرمسلمانان جهان جا خوش کرده جوری که نه پایین می رود ونه برمی آید وازهمانجا به خراش اندازی ونابودیِ چیزکی به اسم مسلمانی وآبروی مسلمانان مشغول است. بله آقا، ما به مقدسات آنان توهین کردیم وهیچ شان انگاشتیم وآنان با جلیقه های انتحاری برای ما آغوش گشودند.
شانزده: من گاه به این می اندیشیدم که مشکل شما نداشتن شناخت ازجهان مدرن است. که دراین جهان، داستان مذهب وگرایشات دینی داستانی حاشیه ای وفردی ودرونی است وکلاًدرآن جوامع، حساسیت های دینی ازصورت جامعه کوچیده وبه درون افراد پناه برده وهرگزنیزفرصتی برای ظهورنمی یابند. مدت هاست که دانسته ام جناب شما نه تنها ازجهان مدرن، که شناختی نیزازجامعه ی خویش ندارید. شما خدا وکیلی چقدرکردستان را خوزستان را بلوچستان را وهمین تهران را می شناسید؟
شما که خوش سخن اید، تلاش کنید یک دقیقه – آری یک دقیقه – بدون شعاروبدون بکاربردن واژگان کلیشه ای درباره ی مردم ایران صحبت کنید. به امرجناب شما اقلیت های اعتقادی هرگزفرصتی برای برآمدن واستخدام وقرارگرفتن درجایگاه های بایسته ی کشورشان را که نداشته اند، به مختصربهانه ای نیز دستگیرشده اند ودرزندان یا اعدام یا بی دلیل درحبس مانده اند. به محض قرارگرفتن دریک محفل سنی یا زرتشتی یا یهودی شما اما به وادی شعارگریزمی زنید وهیچ نیزبه این نمی اندیشید که اگربشود بریک حباب پوک خانه ساخت به تربیت ناشی ازشعارنیزمی توان دل بست.
هفده: شما سرمایه های نقدی وانسانیِ کشوررا یا تباه فرموده اید یا از ریخت انداخته اید آقا. جامعه ای پرداخته اید بی نخبه وانبوه ازمداحان. جامعه ی بی نخبه ومداح محور، مطلوب ترین فضا وفرصت را برای رفتارهای ناجورحکومتی فراخ کرده است. جامعه ی بی نخبه ومداح محورِامروزما، درست همان است که شما خواسته اید ومی خواهید. چرا که دریک ساختاردرست وپسندیده وقانونی، آقا مجتبای شما فرصت جولان نمی یابد وسپاه واطلاعات فرش زیرپای شما نمی شوند. سخن ازاطلاعات شد، شما خبردارید آیا چرا آقای روحانی وهمکاران او را هنوزکه هنوزاست به وزارت اطلاعات راه نداده اند؟
هجده: این مختصرنشان می دهد که شما به حوزه ی عمومیِ “حق الناس” پای نهاده اید ودرهمان حوزه به برداشت های خصوصی مشغولید. این ورود نابجا اگرازیک رهبرویک رییس جمهورِخدا ناباور روی بدهد، شاید پذیرفتنی ترباشد تا شما که خود را مغزاسلام ناب می دانید واحتمالاً که نه قطعاً خود را نایب امام زمان می دانید ومطمئناً نیزبه سرای باقی ایمان دارید وراجع به حق الناس ومطالبات اخرویِ آن ساعت ها سخن گفته اید ومیلیون ها مخاطب خود را به رعایت آن تشویق وترغیب وتحکم فرموده اید.
نوزده: امروزیکی ازحق الناس هایی که شما ازحقوق حتمیِ مردم برداشته اید وهمچنان نیزبه برداشتن های خود اصرارمی ورزید، حق انتخاب است. شما مردم را ازحق انتخابشان بازداشته اید. شما آنان را درهربزنگاهِ انتخاب، با دوزوکلک های امنیتی به بن بست هایی می کشانید که بناچارهمانی را انتخاب کنند که شما بدو متمایلید.
بیست: شما مردم را به انتخاب خودتان مجبورفرموده اید. واین، یک نقضِ غرضِ آشکاربا رهبریت اسلامی شماست. اگرقرآن فرموده: لااکراه فی الدین، این اکراه درپذیرش اجباریِ یک رهبر، به مراتب سهمگین ترونافذترازپذیرش اجباری دین است. لااکراه فی الدین یعنی آقای خامنه ای شما اجازه ندارید هم خود را وهم جمهوری اسلامی برمردم تحمیل کنید وازآنان بخواهید که همه ی مقدرات خود ونسل های خودرا به شما تفویض کنند. وحال آنکه شما سال هاست به همین کارِتحمیلی مشغولید ومردم را ازانتخاب آگاهانه وآزاد ومستقلشان بازداشته اید ومحرومشان فرموده اید.
بیست ویک: شما تا کنون هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه درقبال مسئولیت های متعددی که برهمه ی آنها احاطه بسته اید، پاسخگونبوده اید. هیچگاه درهیچ مناظره ای شرکت نجسته اید وبه پرسش های صریح کسی ونماینده ای پاسخ نگفته اید. واین، یعنی چنگ بردن به همان “حق الناس”. همین تباه سازی های حق الناسی ست که می گویم شما را کفایتی برای رهبری نگذارده است.
بیست ودو: یکی ازبزرگترین حق الناس هایی که شما آن را بخاک انداخته اید وهمچنان اسلام اسلام نیزمی فرمایید، گریزازقانون است. این شما بوده وهستید که بسیج وبسیجی را تا قلچماقانی فحاش وهتاک وتخریبگرتنزل داده اید. جوری که به هرفرموده ویا حتی به هرنافرموده ی جناب شما مثل صاعقه برسرمنتقدان ومعترضان ومراجع مغایر فرود می آیند وبساطشان بهم می ریزند تا به آنان بفهمانند دراینجا چه کسی برسرکاراست وچه می گوید وچه می خواهد. شما هرگزبه قانون مقید نبوده اید وهماره خود را فراترازقانون دانسته اید. یک پرسش قانونی: راستی چرا گردشِ مالیِ بیت مکرم شما وهرآنچه را که شما وکارگزاران مستقیم وخویشاوندان شما ازپول مردم برمی دارید وبرمی دارند، مشخص وآشکارنیست وهیچگاه حسابرسی نمی شود؟
واما امضای قرارداد:
به محض امضای این قرارداد، شما داوطلبانه وآبرومندانه وبی سروصدا – همچون کیخسرو- به اسم استراحت وعبادت ازرهبری کنارمی روید وعرصه را برای انتخاب همه جانبه ی مردم وا می گشایید. مردم درقبال این رفتارشما چه می کنند؟ شما را به درون پرمهرخود راه می دهند وشما را برهمان تختی می نشانند که ملات پایه هایش ازمحبت ومهراست. وگرنه….. نه، اصلاً دلم نمی خواهد به این “وگرنه” بپردازم وآینده ی عنقریب شما را واشکافی کنم. اجازه بدهید مثبت اندیشی را برگزینیم وهمان پایان خوش وآن تختی را برای شما آرزوکنیم که ملات پایه هایش ازمحبت ومهراست.
با احترام وادب
محمد نوری زاد
یازدهم بهمن ماه سال نود ودو – تهران
Jan 27 2014
«آمادگی ایران برای بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران»
خُسن آقا: گویا دیگر انگلیس ملعون و خبیث نیست!
دویچهوله: رئیس “گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلستان” از آمادگی ایران برای بازگشایی سفارت بریتانیا خبر داده است. او به کاردار غیرمقیم بریتانیا در ایران گفته که ساختار کاردار غیرمقیم جایگاه دایمی و معنای دیپلماتیک ندارد.
عباسعلی منصوری آرانی رئیس “گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلستان” از آمادگی ایران برای بازگشانی سفارت بریتانیا در تهران سخن گفته است. به گزارش خبرگزاری “ایرنا” عباسعلی منصوری آرانی گفته: «از نظر ما مشکلی در برابر بازگشایی سفارت انگلستان در تهران وجود ندارد و آماده بازگشایی آن در تهران هستیم.»
رئیس “گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلستان” همچنین گفته در جریان ملاقات با کاردار غیرمقیم انگلستان در ایران به او تاکید کرده که «ساختار غیرمقیم جایگاه دایمی و معنای دیپلماتیک ندارد».
این نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین از آمادگی ایران برای استقرار کاردار مقیم بریتانیا در سفارتخانه این کشور در تهران سخن گفت و افزود: «همچنین وزارت خارجه کشورمان آمادگی دارد تا کاردار غیرمقیم را به کاردار مقیم ارتقا دهد.»
رئیس “گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلستان” افزود: «البته انگلیسیها خواهان حل شدن درخواستهای خود برای اعطای غرامت به آنها هستند که البته این غرامت هزینه زیادی ندارد، اما بیشتر در زمینه اعطای تضمین امنیتی برای کارمندان خود اصرار دارند.»
این نماینده مجلس شورای اسلامی اضافه کرد که بر اساس کنوانسیون ژنو ایران خود را متعهد به ایجاد امنیت برای کارمندان بریتانیا و تمامی سفارتخانههای حاضر در ایران میداند.
رایزنیهای ایران و بریتانیا برای احیای روابط
پیش از این خبرگزاری ایرنا در این باره گزارش داده بود که توافق بر سر مبادله کاردار در جریان ديدار مجيد تختروانچی، معاون اروپا و آمريكای وزير خارجه ایران با سايمون گس، معاون وزير خارجه بریتانیا حاصل شده است. این دیدار صبح چهارشنبه ۲۴ مهر در حاشيه مذاكرات ژنو انجام شده بود.
همچنین محمد جواد ظریف و ویلیام هیگ، وزرای خارجه ایران و بریتانیا، دوبار در حاشیهی نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک در این باره با یکدیگر ملاقات و گفتوگو کرده بودند.
تیره شدن روابط در پی حمله به سفارت بریتانیا
روابط ایران و بریتانیا از سال ۲۰۱۱، در پی حملهی گروهی که ظاهرا از “دانشجویان بسیجی و هوادار دولت احمدینژاد” بودهاند، به سفارت بریتانیا در تهران به پایینترین سطح خود رسید.
در پی این حمله، دولت بریتانیا کارکنان سفارت این کشور در تهران را فراخواند و فعالیت خود را در ایران به حال تعلیق درآورد. دولت دیوید کامرون٬ نخستوزیر بریتانیا٬ همچنین دستور اخراج دیپلماتهای ایرانی از لندن را صادر کرد.
پس از انتخاب حسن روحانی به مقام ریاستجمهوری ایران٬ نخستوزیر بریتانیا طی نامهای رسمی اعلام کرد که خواهان بهبود روابط میان تهران و لندن است.