اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مذهب'

Oct 22 2014

احمد جنتی، ماشین اعدام و قضات صفر کیلومتر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد جنتی در برنامه تلویزیونی شناسنامه بار دیگر در برخوردی انتقام جویانه مدعی شد حکم مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی اعدام بوده است ولی نظام بر سر آنها منت گذاشته و حصر خانگی را برآنها تحمیل کرده است.

اما حرف مهم‌تر جنتی در این دیدار گشودن دریچه‌ای برای فهم منشا خشونت‌طلبی و صدور حکم اعدام در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است. فرازی از صحبت‌های وی در مصاحبه یاد شده روشنگر است. وی چنین می‌گوید: «بر سر این عوامل [موسوی و کروبی] منت گذاشته شده است؛ اگر بنا به محاکمه اینها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آنها صادر نمی‌کرد؛ در هیچ کشوری با افرادی که در مقابل نظام می‌ایستند (نه در مقابل رئیس جمهور یا وزیر یا قاضی بلکه در مقابل نظام ایستادند) این گونه رفتار نمی‌شود؛ بنابراین منت سرشان گذاشتند و به هر دلیل که هر اسمی رویش بگذارند از جمله به دلیل لطف و مهربانی اسلامی تخفیف قائل شدند. و الا هر جای دیگر اینها را در جا اعدام می‌کردند.
زمانی که ما در دادگاه انقلاب فعالیت می‌کردیم، بعضی را شک می‌کردیم که باید اعدام کنیم یا نه امام (ره) می‌فرمودند در خصوص کسی که جرم او مسلم است نباید معطلش کرد؛ زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند قاضی پرسید اسمت چیست جواب که داد دستور اعدام او را صادر کردند چرا که جرم وی مسلم بود؛ تنها نیاز به شناسایی بود که فرد را اشتباهی نیاورده باشند. نظر امام این گونه بود. این گونه باید‌‌ همان موقع اعدام می‌شدند اما نشدند.»

جنتی در این مصاحبه تصریح می‌کند که وی بدون هیچگونه آشنایی با منصب قضاوت و عدم دانش و تجربه در این خصوص با دعوت آیت الله مرتضی مطهری مسئولیت دادگاه‌های انقلاب خوزستان را بر عهده گرفت. تقریبا اکثریت قاطع کسانی که قاضی دادگاه‌های انقلاب شدند و کثیری از آنها فارغ التحصیل و یا از اساتید مدرسه حقانی در قم بودند همین وضعیت را داشتند و به قول جنتی صفر کیلومتر بودند.

این افراد در زمانی در مدرسه دینی حقانی و حوزه‌های علمیه تحصیل می‌کردند که دهه‌ها بود آموزش قضاوت در حوزه‌های علمیه رونقی نداشت و عملا از دستور خارج شده بود چون بعد از سلطنت رضا شاه و تاسیس قوه قضاییه مدرن دیگر جایی برای قضاوت روحانیت وجود نداشت. روحانی که می‌خواست قاضی شود باید تحصیلات مربوطه را در دانشگاه کسب می‌کرد و مراحل لازم برای تصدی منصب قضاوت را طی می‌نمود. پیش از انقلاب خوش خیالترین اصحاب عمامه تصور نمی‌کردند روزگاری بتوانند به صرف تحصیل در حوزه‌های علمیه قاضی شوند. اما بعد از انقلاب اعضای روحانی شورای انقلاب با محوریت آیت الله مطهری و سید محمد حسینی بهشتی کوشیدند مناصب کلیدی قوه قضاییه در اختیار فقها قرار بگیرد و آنها روحانیت همسو و هماهنگ با خود را بدون توجه به مرتبه فقهی آنها انتخاب کردند.

در نتیجه به قول جنتی کسانی قاضی دادگاه‌ها و به ویژه دادگاه انقلاب شدند که هیچ آگاهی از اصول و شیوه‌های قضاوت نداشتند و بر اساس موازین شرعی و عرفی صلاحیت قضاوت را نداشتند. همه مراجع و علمای اسلام اعم از سنی و شیعه متفق القول هستند که قاضی باید عالم باشد. مراد آنها از علم اجتهاد است. اما اجتهاد در معنای درست خود نیازمند تخصص در علوم مربوطه و مقتضیات زمانی و مکانی است.

در نامه منسوب به حضرت علی به مالک اشتر شرایط قاضی بشرح زیر بیان شده است:
«برای قضاوت در میان مردم بهترین را برگزین؛ کسی که از عهده قضاوت برآید و اصحاب دعوا نتوانند نظر خود را بر او تحمیل کنند و چون به خطای خود آگاه شود از آن بازگردد، نه آنکه بر اشتباه خود پافشاری نماید، طمع‌کار نباشد و در مواضع شک درنگ کند تا حقیقت برایش کشف شود، حجت و دلیل را بیش از همه فرا گیرد و در کشف حقیقت از همه بردبار‌تر باشد و وقتی که حقیقت روشن شد از همه قاطع‌تر باشد. همین که موضوع را تشخیص داد در صدور حکم تأخیر نورزد و از ستایش دیگران گمراه نگردد. عده این‌گونه افراد اندک است.»

قضاوت در ایران ماقبل انقلاب مشروطه پیچیده نبود و به ویژه جرایم سیاسی موضوعیت نداشت. ولی کسانی از روحانیون می‌توانستند قاضی شوند که مسائل فقهی در مورد قضاوت را در حوزه‌ها مطالعه کرده و به تدریج تجاربی را از سطوح پایین شروع می‌کردند. در مواردی که مراجع و بزرگان روحانیت وارد می‌شدند عمدتا محدود به اجرای حدود شرعی بود.

اما در جمهوری اسلامی همزمان با الغاء موازین مدرن، سنت‌های دینی قضاوت نیز نادیده گرفته شد و دادگستری در امور سیاسی و اجتماعی عملا تبدیل به ابزاری برای تسخیر و بقای قدرت از سوی سنتگرایان ایدئولوژیک و مدافعان آیت‌الله خمینی شد.

این قضات بر مبنای روایت احمد جنتی اساسا در مواجهه با مخالفان نیازمند رعایت تشریفات قضایی نبودند و با به هم ریختن مرز‌های مجرم و متهم، پیشاپیش اشد مجازات را برای مخالفان موثر صادر کرده و صرف شناسایی هویت آنها را برای اجرای حکم کافی می‌دانستند.

جنتی تصریح می‌کند آیت الله خمینی توصیه کرده کسی که جرمش مسلم است در صدور و اجرای احکام اعدام نباید معطل کرد.

آیت‌الله خمینی بعد از اعدام امیر عباس هویدا در اظهار نظر مشابهی گفت: «اشخاصی مانند هویدا محاکمه لازم ندارند، شناسایی و احراز هویت آنها برای مجازاتشان کافی است»

آیت‌الله محمدی گیلانی حاکم شرع در دهه شصت نیز بعد از درگیری‌های خیابانی بین سازمان مجاهدین خلق و حکومت گفت: «محارب بعد از دستگیری توبه‌اش پذیرفته نمی‌‌شود. کیفر‌‌ همان کیفری است که قرآن تعیین می‌کند. کشتن به شدید‌ترین وجه، حلق‌آویز کردن به فضاحت‌بار‌ترین حالت ممکن. دست راست و پای چپ آنها بریده شود. اسلام اجازه می‌‌دهد اینها را که در خیابان تظاهرات مسلحانه می‌کنند دستگیر شوند و در کنار دیوار،‌‌ همان جا آنها را گلوله بزنند. از نظر اصول فقهی لازم نیست به محاکم صالحه بیاورند. برای این‌که محارب بودند… اسلام اجازه نمی‌‌دهد که بدن مجروح این‌ گونه افراد باغی به بیمارستان برده شود، بلکه باید تمام‌ کش شود».. «… اسلام اجازه می‌‌دهد حتی اگر زیر تعزیر آنها جان هم بدهند کسی ضامن نیست، که عین فتوای امام است.»

اسدالله لاجوردی دادستان دادگاه‌های انقلاب تهران در سال‌های ۵۹ تا ۶۴ نیز پیشاپیش مجازات کسانی که در راهپیمایی مسلحانه شرکت کردند و همچنین به پاسداری شلیک کرده باشند و قصد سرنگونی جمهوری اسلامی را داشته باشد، اعدام دانسته و تاکید می‌کند دیگر راه توبه و بازگشت وجود ندارد.

سید حسین موسوی تبریزی دادستان دادگاه‌های انقلاب در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ نیز در‌‌ همان ایام در موضع گیری آشکار طی مصاحبه تلویزیونی گفت: «هر کس کوکتل مولوتوف در دست گرفت و در برابر نظام جمهوری اسلامی ایستاد محاکمه‌شان در خیابان است، و وقتی دستگیر و به دادستانی رسیدند محاکمه شده‌اند و حکمشان اعدام است. اینها “باغی” و “شاهر” بالسیف‌اند و رعب و وحشت ایجاد می‌کنند، به نظام جمهوری اسلامی حمله می‌کنند، خون هزاران شهید را پایمال می‌کنند، بیت المال مسلمین را حیف و میل می‌کنند، کشتن اینها واجب است نه جایز، هر کس را در خیابان در درگیری و تظاهرات مسلحانه و آنها را که پشت این اشرار مسلح قایم می‌شوند و اینها را تقویت و راهنمایی می‌کنند و موتور می‌دهند و یا می‌خواهند ماشین بدهند و دستگیر می‌شوند بدون معطلی و‌‌ همان شب که دو نفر پاسدار و یا مردم شهادت بدهند که آنها در درگیری بودند و مسلحانه و یا پشت سر افراد مسلح و علیه نظام جمهوری اسلامی قیام کرده‌اند، کافی است و‌‌ همان شب اعدام خواهد شد…. ما نظام جمهوری اسلامی می‌خواهیم. تنها که نماز و روزه نیست. یکی از احکام جمهوری اسلامی این است هر کس در برابر این نظام و امام عادلش بایستد کشتن او واجب است. اسیرش را باید کشت، زخمی‌اش را زخمی‌تر کرد که کشته شود…. علما و روحانیت عزیز و منبری‌ها موظفند در نماز جماعت و منبر‌ها این مسائل فقهی را باز کنند از کتاب‌های قدما که این حکم اسلام است چیزی نیست که ما تازه آورده باشیم. الان هم حکم مراجع همین است. هر کس از اطاعت امام عادل خارج شود و در برابر نظام بایستد حکمش اعدام است.»

بدین‌ترتیب ماشین اعدام از‌‌ همان روز‌های نخستین در مواجهه با مخالفان اعم از مسلح و غیر مسلح و سرکوب آنها با بکار گرفتن قاضی‌هایی که صفر کیلومتر بودند و حتی از مبانی فقهی قضاوت و اصول آن بی‌اطلاع بودند و فقط یکسری قواعد کلی بدون توجه به مقتضیات زمانی و مکانی ناشی از اجتهاد برخی از علمای سلف را مبنا قرار داده بودند، راه افتاد. استناد به قول علمای سلف نیز درست نبود چون آن‌ها مجازات خروج بر علیه امام معصوم و یا حاکم وابسته به وی را که منصوب مستقیم و یا غیر مستقیم امام عصر است را مستوجب مرگ می‌دانستند. اما برای اثبات جرم باید محکمه برگزار می‌شد و متهم دلایلش را ابراز می‌کرد سپس قاضی می‌بایست بر اساس بینه (مدارک)، بلوغ، ایمان، عدالت و علم تصمیم می‌گرفت.

ولی راه‌اندازی ماشین اعدام در جمهوری اسلامی و تثبیت حکمرانی آمرانه نیازمند زیر پا گذاشتن تمامی اصول مدرن و سنتی قضاوت بود. احمد جنتی در برنامه شناسنامه با تشریح چگونگی حضور خود در قوه قضاییه ناخواسته اعتراف کرد که چگونه عدالت و حقیقت قربانی نبود علم و تخصص و عدم پرهیز از خشم و کینه‌توزی توسط صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی شد. این روند با حمایت آیت‌الله خمینی ساختار معیوبی را پایه گذاشت که ابزار دست قدرت برای تحمیل اطاعت به جامعه و تنبیه مخالفان جسور است و فرشته عدالت در آن راهی ندارد. در واقع عدالت قضایی و استقلال دادگستری به لحاظ ساختاری مخدوش شده و در طول سه دهه گذشته قضات زیادی با سلب حقوق انسان‌های پر شمار و خوش خدمتی به صاحبان قدرت بر صفحات زشت و تاریک بی‌عدالتی در تاریخ ایران افزوده‌اند.

No responses yet

Oct 22 2014

سکوت رهبری و فشار از پایین ولایت مداران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: فشار از پایین بدنه اجتماعی بنیادگرایان شیعی در مقاطعی نظرات و عملکرد رهبری را تحت تاثیر قرار داده و باعث می‌شود مطالبات و تصمیماتش تغییر پیدا کند. البته این تغییر در سطح تاکتیک و دامنه سیاست‌های کلان است.

علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی  در هفته گذشته سخنانی را به زبان آورد که یکی از نکات آن عدم تعارض سکوت رهبری با فعالیت‌های اعتراضی اصول‌گرایان افراطی و نیروهای موسوم به حزب الله بر علیه سیاست‌های داخلی و خارجی دولت روحانی است.

وی در  جلسه «بزم اندیشه» که در موسسه جوانان آستان قدس‌رضوی در تاریخ ۲۴ مهر ۹۳ برگزار شد، گفت:

«وقتی مقام‌معظم‌رهبری می‌فرمایند: «انتظار من از بسیجیان این است که از سکوت من نیز درس بگیرند»، یعنی یک جوان انقلابی باید در سطحی اعلا از بصیرت قرار داشته باشد. او با اشاره به ماجرای برادر خلیفه سوم، افزود: خلیفه سوم برادری داشت که پیامبر در مورد او فرموده بودند: «اگر این فرد را درحالی‌که خود را از پرده کعبه گرفته است، دیدید، او را پایین آورید و گردن بزنید؛ روزی خلیفه سوم برادرش را برای بخشش نزد پیامبر آورد و در میان مردم سه بار از پیامبر درخواست عفو کرد و پیامبر سکوت کردند؛ پس از بار سوم ایشان برادر خلیفه را بخشیدند و در پاسخ به مردم که چرا او را بخشیدید، فرمودند: «شما که دستور مرا شنیده بودید و می‌دانستید باید این فرد را گردن بزنید، چرا همه سکوت کردید؟ من منتظر بودم تا یکی از شما فرمان من را اجرا کند.»

زاکانی با بیان اینکه می‌توان با اقدام مناسب در زمان مقتضی، سطح انتظار رهبری را افزایش داد، عنوان کرد: «اینکه مسلمانان می‌توانند میدان مطالبات رهبری را افزایش دهند، یک قاعده است یعنی ما می‌توانیم مسیر را به‌گونه‌ای دنبال کنیم که رهبر‌معظم‌انقلاب سطح بالاتری از انتظارات خود را طلب کنند.»

سخنان وی با الگوی رفتاری رهبری و مناسبات وی با حامیان دو آتیشه و تندرو  تطبیق می‌کند. معمولا این نیروها حرکاتی را بر خلاف رویه‌های قانونی و  نهادهای دولتی راه انداخته و با ادعای دفاع از رهبری و فرامین ولایت فقیه دیدگاه‌های افراطی در سیاست داخلی و خارجی و عرصه فرهنگی را طرح کرده و جلوی تحولات را می‌گیرند. در ابتدا رهبری سخن صریحی مبنی بر دفاع از حرکت‌های آنها به زبان نمی‌آورد. اما این گروه‌ها به راحتی و بدون نگرانی از برخوردهای قضائی و امنیتی کارهای‌شان را انجام می‌دهند و بعد از جلو بدن کار و رفع موانع عملا نظام و نهادهای موجود مهر تایید بر این حرکات می‌زنند.

به عنوان مثال می‌توان به حمله انصار حزب‌الله به سخنرانی دکتر سروش در مهر ماه ۱۳۷۴ در دانشگاه تهران اشاره کرد که خواهان توقف سخنرانی‌های یک‌طرفه دکتر سروش و مشروط شدن آن به مناظره شدند. در آن مقطع رهبری فقط مواضع تندی بر علیه نظرات جدید دکتر سروش گرفته بود ولی هیچگاه نه وی و نه هیچ نهاد قانونی و مسوول دکتر سروش را ممنوع السخنرانی نکردند. اما با تشدید فعالیت‌های این گروه عملا دکتر سروش برای مدتی از امکان سخنرانی محروم شد و همچنین با تهدیدات و اذیت و آزار گروه‌های فشار  عملا نتوانست به تدریس در دانشگاه بپردازد.

در بحثی که بین اعضاء وقت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک و اعضاء انصار حزب‌الله بر سر چرایی محرومیت دکتر سروش از سخنرانی در  قالبی غیر از مناظره  در گرفته بود، اعضاء انصار مخالفت رهبری را به عنوان دلیل مطرح کردند اما وقتی از آنها مدرک و مستندی در خصوص مخالفت اعلام نشده رهبری خواسته شده بود، آنها می‌گفتند بر اساس  قرائن و نشانه‌ها نظر رهبری را متوجه می‌شوند و نیازی به بیان مستقیم دستور از سوی ولی فقیه نیست! حتی یکی از آنها گفت «ما سگ آقا هستیم و بو می‌کشیم او چه می‌گوید!»

مثال دیگر حمله وحشیانه  به کوی دانشگاه تهران  در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ است که علی‌رغم محکومیت رهبری و مخالفت ظاهری نهادهای دولتی و تشکیل دادگاه عملا مجرمان و خاطیان از  مجازات رهیدند و مورد مواخده قرار نگرفتند تا معلوم شود پشت آنها به مرکز اصلی قدرت گرم بوده است.

حمله به سفارت بریتانیا که منجر به تعطیلی آن شد نمونه روشن‌گر دیگری است. در حال حاضر نیز «د‌ل‌واپسان»  موقعیت مشابهی دارند.

در ظاهر ماجرا به حرکتی خودجوش و یا خودسر توصیف می‌شود، اما ژرف کاوی و بررسی عمقی مساله روشن می‌سازد که این فعالیت‌ها با سازماندهی و طراحی‌های پیچیده و پشت پرده در راستای سیاست‌های کلان حکومت و رهبری انجام می‌شوند. علی‌رغم هیاهوهایی که اول راه می‌افتد و تشکیک ایجاد می‌شود که منشا اصلی غوغا سالاریها چیست اما در نهایت وضعیت بوجود آمده در اثر اقدامات غیر متعارف گروه‌های فشار و نیروهای تندرو به مسیر طبیعی حکومت و تحمیلی بر جامعه بدل می‌شود.

تقریبا تمامی تحولات بزرگ سیاسی و حذف جریان‌هایی در داخل حکومت در جمهوری اسلامی بر اساس این مدل شکل گرفته‌اند. تقاضا برای حذف نهضت آزادی، بنی صدر، آیت الله منتظری و در ادامه اصلاح‌طلبان ابتدا خواست گروه‌های تندرو بود که با  پژواک اقدامات تهاجمی آنها بعد از تاخیری به سیاست‌های نظام تبدیل شد.

اما این صورت‌بندی عاجز از تبیین تمامیت مساله است. در واقع الگوی فوق فقط مبتنی بر پیروی یک طرفه گروه‌های فشار و به تعبیر زاکانی جوانان با بصیرت نیست بلکه در مقاطعی آنها نیز بر رهبری تاثیر می‌گذارند. محوریت در این مناسبات دو طرفه با رهبری است.

اما همانطور که زاکانی تشریح می‌کند فشار از پایین بدنه اجتماعی بنیاد گرایان شیعی  در مقاطعی نظرات و عملکرد رهبری را تحت تاثیر قرار داده و باعث می‌شود مطالبات و تصمیماتش تغییر پیدا کند. البته این تغییر در سطح تاکتیک و دامنه سیاست‌های کلان است. راهبردها و مبانی نظری حلقه اشتراک و وصل بین ولی فقیه و  بدنه اجتماعی اقتدار گرایان مذهبی است.

اما نظریه ولی فقیه اقتضا می‌کند تا گروه‌های فشار و ذی‌نفوذ سازمان یافته باشند تا  تحقق سیاست‌های ولی فقیه در جامعه را شکل داده و هدایت جامعه توده‌ای در مسیر مورد نظر رهبری را تضمین نمایند. از این رو  آنچه از نهاد فقیه بیرون می‌آید تمامی حاصل خواست فردی و تصمیمات مختارانه رهبری نیست بلکه در مواردی فشار از پایین نیروهای تندرو وی را به سمت اتخاذ تصمیم‌هایی سوق می‌دهد. به عنوان مثال فشار بدنه اجتماعی نیروهای خط امام و سنت گرایان ایدئولوژیک باعث شد آیت الله خمینی از سیاست مهار بنی صدر و عقیم‌سازی وی به حذف کاملش رضایت دهد.

در واقع درست است که بخش مهمی از صحنه‌گردانی‌های گروه‌های فشار محصول سناریویی است که توسط خود ولی فقیه  وحلقه نزدیکانش و اتاق های فکر ولایی تدوین شده‌اند. اما وجود این نیرو و فعالیت مستمر آن عملا ساختار و جریانی را شکل می‌دهد که  محدوده  فعالیت و انتظارات رهبری را تحت تاثیر قرار می‌دهد.  آنها نیز به نوبه خود می‌کوشند تا رهبری را به سمت سیاست‌های مد نظر خود سوق دهند.

در این میان تئوری محذوریت و مصلحت باعث می‌شود تا سکوت رهبری امری تحمیلی از سوی  اصول‌گرایان افراطی  تحلیل شده و به جوانان و حامیان گفتمان ولایت مطلقه فقیه آموزش داده می‌شود که اقدامات تهاجمی و حذفی خود را بدون توجه به سکوت رهبری انجام دهند و وی در موقع مقتضی به حمایت خواهد پرداخت. استدلال مشابهی را  حجت السلام سید محمد خوئینی‌ها در هنگام تسخیر سفارت آمریکا برای مجاب کردن دانشجویان در عدم دریافت اجازه و اطلاع به آیت الله خمینی انجام داد.

این راهکار و فرمول تا کنون برای ولی فقیه گذشته و موجود کار کرده است. اینک ارتش ولایت فقیه نسبت به زمان رهبری آیت الله خمینی حالت نهاد مند و نظم یافته بیشتری دارد. این نیرو خواهی نخواهی مطالبات  وخواسته‌های خود را از رهبری دارد  و قوی تر از دوران آیت الله خمینی به ولی فقیه فشار می‌‌آورند. اما وجود کانال‌ها و مجاری سازمان یافته توسط خامنه‌ای باعث می‌شود تاثیر پذیری وی از فشارها کمتر از آیت الله خمینی باشد که دفترش به صورت سنتی و هیاتی اداره می‌گشت.

از سوی دیگر میزان آمادگی و توان این گروه‌ها  نیز در تنظیم سیاست های کلان نظام توسط رهبری متغیری مهم است. ضعف و قوت این نیروها باعث قبض و بسط دست اندازی  ولی فقیه به نهادهای انتخابی شده و میزان دخالت را تا حدی تعیین می‌نماید.

فشار از پایین علی رغم اینکه در سطح نظری به بخشی از نخبگان اصلاح‌طلب و اپوزیسیون منتسب و مشهور است اما در سه دهه گذشته  اقنتدارگرایان مذهبی از این  حربه  در عمل  برای بهره‌برداری از نهاد ولایت فقیه و تطبیق سیاست‌های کلان  نظام با مطالبات و اراده خود  استفاده موثری داشته‌اند.

No responses yet

Oct 22 2014

اسیدپاشی؛ سردار نقدی خواستار برخورد با رسانه‌ها شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: رییس سازمان بسیج مستضعفین مرتبط کردن موضوع امر به معروف و نهی از منکر با حوادث اسیدپاشی را کار حساب شده عوامل رسانه‌ای بیگانه دانست و از وزارت ارشاد خواست تا با رسانه‌هایی که موضوع اسیدپاشی را به ناهیان از منکر ربط می‌دهند، برخورد کند.

سردار محمد رضا نقدی با اشاره به اینکه احتمال دارد اسیدپاشی کار یک آدم متحجر با کج فهمی از مذهب باشد، [2] گفت: «حتی اگر سند و مدرک محکمی بر اینکه این اقدام شنیع با هدایت دشمن مستکبر صورت گرفته نداشته باشیم، ولی با قاطعیت می‌توانیم بگوییم مرتبط کردن این فعل حرام و شیطانی با نهی از منکر کار حساب شده عوامل رسانه‌ای بیگانه است.»

وی تاکید کرد: «رسانه‌های فاسد و روزنامه‌های زنجیره‌ای کور خوانده‌اند؛ ملت ایران بسیار هوشیارتر است که بازی این جریانات را بخورد؛ این ملت عبور از فتنه‌های رسانه‌ای را در بازی عظیم ۹ دی سال ۸۸ تمرین کرده است.»

نقدی در ادامه خواستار برخورد با رسانه‌های داخل کشور شد و تصریح کرد: «وزارت ارشاد و هیئت نظارت بر مطبوعات نباید بگذارد رسانه‌های فاسد و غربزده این جنایت را با مقدسات و واجباتی مثل امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کنند و به این بهانه به تضعیف ارزش‌ها بپردازند.»

در همین حال سخنگوی دولت چند روز پس از حوادث اسیدپاشی در اصفهان بالاخره سکوت را شکست و گفت: [3]«فردا در جلسه خبری مواضع دولت را بیان می‌کنم.»

No responses yet

Oct 20 2014

اطلاعات سپاه اصفهان به‌جای اسیدپاشان، فیس‌بوک‌بازان را دستگیر کرد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: در حالی که یک وبسایت محلی اصفهان، از ۳ مورد جدید اسیدپاشی در اصفهان در روز گذشته خبر داده که یکی از آنها کشته شده و آمار قربانیان را ۱۴ نفر اعلام کرده، اطلاعات سپاه اصفهان از «کشف و انهدام گروه سازمان‌یافته ضد اخلاقی در شبکه‌های مجازی» خبر داد

سردار غلامرضا سلیمانی، فرمانده سپاه صاحب‌الزمان استان اصفهان روز گذشته در واکنش به اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان، بیان کرد: «سپاه و بسیج با تمام توان برای دستگیری این فرد جانی و یا خاطیان آماده کمک‌رسانی و همکاری با نیروی انتظامی است تا این جریان در کوتاه‌ترین زمان به نتیجه رسیده و آرامش دوباره به شهر بازگردد»؛

اما با کمال شگفتی، به جای دستگیری اسیدپاشان، روز گذشته سپاه صاحب‌الزمان اصفهان در اطلاعیه‌ای از «کشف و انهدام گروه سازمان‌یافته ضد اخلاقی در شبکه‌های مجازی» در اصفهان خبر داد و شب پیش نیز اعترافات اجباری آنان در شبکه تلویزیونی استان اصفهان در مستندی با عنوان «صاحب» پخش گردید. اطلاعات سپاه استان اصفهان در اطلاعیه خود در این زمینه آورده است: «این گزارش که امشب از بخش خبری شبکه اصفهان پخش شد، ترس و واهمه را در دل همه کسانی که فضای مجازی را مکانی امن برای انجام اعمال بزهکارانه خود می‌دانند، انداخت».

در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است: «این افراد که با سرویس‌های جاسوسی هم در ارتباط بودند، توسط عناصر اطلاعات سپاه اصفهان دستگیر شدند و به اعمال مجرمانه خود اعتراف کردند.»

علاوه بر این، شب گذشته، بخش خبری بیست و سی شبکه ۲ سیما نیز در گزارشی جهت‌دار با عنوان «جنجالی به نام اسیدپاشی در اصفهان»، سعی در کم‌اهمیت جلوه دادن اسیدپاشی‌ها داشت.

روز گذشته احمد بخشایش، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در واکنش به اخبار اسیدپاشی‌ها گفته بود: «پای خارجی‌ها در ميان است؛ قطعا بسيجی‌ها و حزب‌اللهی‌های ما اين کار را انجام نمی‌دهند»؛ عباسعلی منصوری آرانی، دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز بیان داشت: «به طور حتم، مجرمان اسیدپاش از طریق سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و صهیونیستی یاری می‌شوند».

در همین حال، روز گذشته وبسایت محلی «زندگی سالم» در اصفهان، به نقل از شاهدان عینی، از «اسیدپاشی به ۳ دختر در حوالی خیابان شیخ صدوق اصفهان که منجر به مرگ یک نفر از آنها شد» خبر داد؛ بر اساس گزارش این وبسایت، «تعداد زنانی که بر روی آنها در اصفهان، اسیدپاشی شده، به ۱۴ نفر رسید».

در واکنش به حوادث و شرایط اخیر اصفهان، گروهی از مردم این شهر در رسانه‌های اجتماعی، از تجمع مردم مقابل دادگستری اصفهان در خیابان نیکبخت در روز چهارشنبه ساعت ۱۰ صبح خبر داده‌اند.

امام جمعه موقت اصفهان: «من نگفتم که تذکر، فراتر از لسانی باشد»

در همین حال، امام جمعه موقت اصفهان اسیدپاشی‌های اخیر در این شهر را محکوم و تصریح کرد: «این‌گونه کارها در قانون و شرع هیچ مجوزی ندارد.»

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، در واکنش به اسیدپاشی‌های اخیر اصفهان، اظهار کرد: «این کار محکوم است، پیگرد قانونی، مجازات شرعی و دیه دارد و اگر کسی مرتکب چنین کاری شده، باید پیگیر بود چون این‌گونه کارها در قانون و شرع هیچ مجوزی ندارد.»

وی ادامه داد: «من این موضوع را شنیده‌ام و باید آن را پیگیری کنم تا از جزئیات آن باخبر شوم و تحقیق بیش‌تری انجام دهم تا بتوانم بهتر اظهارنظر کنم، اما با این وجود، چنین کاری به هر بهانه‌ای محکوم است، حتی اگر یک زن به بدترین وضع به خیابان بیاید مجازاتش چنین چیزی نیست. کسی حق ندارد از این کارها بکند. اگر کسی چنین کارهایی را کند مجازات شرعی دارد و حکم قرآن و قصاص دارد.»

امام جمعه اصفهان درباره صحبتی که پیش از این از قول او گفته شده بود که امر به معروف و نهی از منکر باید از تذکر لسانی فراتر برود، تاکید کرد: «من نگفتم که تذکر، فراتر از لسانی باشد، گفتم آنچه وظیفه یک مسلمان است تذکری ناصحانه، مشفقانه و مودبانه است. اگر قرار باشد برخوردی صورت بگیرد باید به صورت قانونی باشد و دستگاه قضایی و نیروی انتظامی چنین مساله‌ای را پیگیری کنند تا کسی خودسرانه وارد این گود نشود. این اقدامات خودسرانه به هیچ وجه صحیح نیست.»

امام جمعه اصلی اصفهان، نماینده ولی فقیه و نماینده مجلس خبرگان، پیش‌تر گفته بود:

«برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ ‌تر را بالا برد!»

لازم به توضیح است که محمدتقی رهبر، امام جمعه موقت اصفهان است، در حالی که نماینده ولی فقیه در استان اصفهان و امام جمعه اصلی این شهر که نمایندگی اصفهان در مجلس خبرگان را نیز برعهده دارد، آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد است و انتقادهای اصلی در فضای مجازی، به سخنان طباطبایی‌نژاد بوده است نه تقی رهبر.

طباطبایی‌نژاد، در آذرماه سال ۱۳۹۰، گفته بود: «مساله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

وی در همایش حجاب و عاشورا ضمن بررسی مساله حجاب از منظر قرآن اظهار کرده بود: «در آیه‌ای از قرآن، خدا گفته است، “قرآن را نازل کردیم که مردم را به قسط و عدل فرا خواند”؛ اما در کنار این آیه، لفظ آهن را به کار می‌برد که همه مفسر‌ان قرآن آهن را بر برخورد جدی و شمشیر تعبیر کرده‌اند. برخی از مسوولان ما با الزامات بحث حجاب باید آشنا شوند؛ چرا که تصمیماتی را که نیروی انتظامی گرفته توسط برخی از این افراد دچار مشکل شده است». وی افزود: «برخی معتقد هستند قوه قهری در جامعه لازم نیست و باید از باب فرهنگ وارد شد؛ اما با نصیحت تنها نمی‌توان کاری کرد. امر به معروف و نهی از منکر هم زمان قدیم به دست افرادی به نام محتسب بوده است که شلاق به دست بوده‌اند.»

آیه مورد استناد طباطبایی‌نژاد، آیه ۲۵ سوره حدید است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس وليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز»؛ ترجمه از تفسیر المیزان: «(و چگونه از انـفاق شانه خالى مى‌كنيد؟) با اين كه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشـن گسـيل داشتيم، و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم را به عدالت خوى دهند، و آهن را كه «نيروى شديد» در آن است و منافع بـسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم، تا با سلاح‌هاى آهنين از عدالت دفاع كنند، و تا خدا معلوم كند چه كـسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مى‌كند، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است».

برخی فعالان حوزه مدنی در این زمینه به خودنویس گفته‌اند: «هر چند این سخنان امام جمعه اصفهان مربوط به سال ۱۳۹۰ است، اما نباید از پیچیدگی و ظرافت مسائل فرهنگی – اجتماعی و چگونگی روال و روند تاثیرگذاری آنها غافل شد. ضمن اینکه فردی با چنین نگاهی، همچنان امام جمعه، نماینده ولی فقیه و مجلس خبرگان است و تاثیرگذارترین نقش را در اصفهان دارد و بسیاری مواضع او در رسانه‌ها انتشار پیدا نمی‌کند و علاوه بر اینها، تا کنون واکنشی از او نسبت به اسیدپاشی‌ها منتشر نشده است؛ در حالی که پس از انتشار این گزارش‌ها، اعتراض‌های جدی‌ای نسبت به مواضع او در مورد حجاب در فضای مجازی انتشار یافت و بسیاری، اسیدپاشی‌ها را متاثر از چنین نگاه‌هایی به مسائل اجتماعی – فرهنگی دانسته‌اند.»

========

مطالب و گزارش‌های تفصیلی «خودنویس» از اسیدپاشی‌های اصفهان و واکنش‌های مردم، مسوولین و خانواده‌های قربانیان:

«اسیدپاشان حتما از طریق سرویس‌های صهیونیستی یاری می‌شوند»! [6]

جولان اسیدپاشان به زنان «بدحجاب» در اصفهان؛ «به نظر می‌رسد به زن بودن متهمیم!» [14]

#اسید، #اسیدپاشی، #اسیدنویسی: نگاهی به واکنش‌ها در توییتر [15]

ویدیوی اعترافات اجباری فیس‌بوک‌بازان (نه اسیدپاشان!) در سیمای اصفهان [16]

قوه قضائیه : اسیدپاشی به خاطر بدحجابی نبوده؛ «تبلیغات منفی دشمنان در مقابل این فریضه وجود دارد تا آن را زیر سوال ببرند» [17]

اسیدپاشان (کارتون) [18]

No responses yet

Oct 20 2014

اسیدپاشان نامرتبط یا اعضای ‘سرویس های اطلاعاتی’؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دخالت “سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه” در اسیدپاشی های اخیر را “حتمی” دانسته است

ساعاتی پیش اعلام شد که “سه تا چهار نفر” در ارتباط با اسیدپاشی های اصفهان دستگیر شده اند و اقدامات آنها “زنجیره ای” نبوده است. انتشار رسمی چنین خبری در روز دوشنبه ۲۸ مهر، ظاهرا به آن معناست که سه تا چهار نفر به طور جداگانه، به این جمع بندی شخصی رسیده اند که یکی پس از دیگری، اقداماتی تصادفا مشابه را علیه گروهی مشابه (زنان) انجام دهند.

تلقی دستگاه قضایی ایران از “جنبه عمومی” جرم اسیدپاشی، در رویه معمول آن تاکنون، یعنی صدور ۲ تا ۵ سال زندان برای مرتکبان این جرم، نمود داشته است – زمانی کمتر یا مساوی با حکم زندان بسیاری از روزنامه‌نگاران دستگیر شده بعد از انتخابات ۱۳۸۸. با وجود این، مشخص است که بسیاری از مدافعان و منتقدان حکومت ایران، اسیدپاشی های اخیر را فراتر از جرایمی با انگیزه شخصی می دانند.

در جانب مدافعان حکومت، گمانه زنی ها تا به آنجا گسترش یافته که یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس (عباسعلی منصوری آرانی) گفته است که “به طور حتم مجرمان اسید پاش از طریق سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه و صهیونیستی یاری می‌شوند”.

در جانب منتقدان حکومت اما، همزمان بودن اسیدپاشی های اخیر و تشدید نامتعارف هشدارهای سخنرانان و فعالان خیابانی محافظه کار در زمینه “برخورد با بدحجابان” – از برخی ائمه جمعه گرفته تا گروه انصار حزب الله – معنی دار تلقی شده است.

در واکنش به چنین گمانه زنی هایی بوده که برخی از حامیان تشدید “برخورد با بدحجابی”، به ابراز برائت از اسیدپاشی های اخیر پرداخته اند و تا این لحظه نیز، شاهدی وجود ندارد که از ارتباط اسیدپاشی ها با این حامیان حکایت داشته باشد.

احتمالا، شخصی معرفی کردن اسیدپاشی‌ها بلافاصله پس از ‘دستگیری متهمان’ یا تکرار روایت‌هایی در حد نقش داشتن ‘سرویس های اطلاعاتی بیگانه’ در این اقدامات، کمک زیادی به متقاعد شدن افکار عمومی نخواهد کرد

در عین حال، قابل انکار نیست که در ماه ها و هفته های گذشته، همین حامیان حجم نامتعارفی از “نفرت پراکنی” را علیه گروه هایی از زنان انجام داده اند. معرفی زن های کم حجاب به عنوان منحرفان اخلاقی، عوامل اصلی مشکلات اجتماعی یا حتی کسانی که به طور سازمان‌یافته به اجرای پروژه های پیچیده دشمنان خارجی برای مقابله با جمهوری اسلامی می پردازند، بخشی از این فرایند بوده است.

نفرت پراکنی های اخیر، که بسیاری از آنها از طریق تریبون های رسمی چون نماز جمعه یا نشریات کثیرالانتشار صورت گرفته، علی رغم تجربیاتی بوده که از امکان تاثیر بسترهای تبلیغی بر وقوع اقدامات عملی حکایت دارند. تجربیاتی مانند “قتل های محفلی کرمان” در سال های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ که در جریان آن، عده ای از شهروندان متهم به بی اعتنایی به قواعد مذهبی به قتل رسیدند. دفاع قاتلانی که در پی خبرساز شدن این جنایات دستگیر شدند این بود که اقدامات خود را، تحت تاثیر یک سخنرانی مذهبی انجام داده اند که مطابق آن، اگر نهی از منکر لسانی و معرفی افراد خطاکار به دستگاه های مسئول فایده ای در توقف اقداماتشان نداشته باشد، کشتن آنان ممکن است.

با توجه به مجموعه این تجربیات، به نظر می رسد افکار عمومی به طور اجتناب ناپذیر، نوع مواجه دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی با اسیدپاشی های اخیر را، با حساسیت زیاد زیر ذره بین گذاشته است.

در چنین شرایطی، احتمالا شخصی معرفی کردن این جنایات بلافاصله پس از “دستگیری متهمان” یا تکرار روایت هایی در حد نقش داشتن “سرویس های اطلاعاتی بیگانه” در اسیدپاشی ها، کمک زیادی به متقاعد شدن افکار عمومی نخواهد کرد. به ویژه، با توجه به سابقه ذهنی بر جای مانده از جنایت های “زنجیره ای” دیگری در گذشته که انجام آنها، به خصومت های “شخصی” یا سرویس های اطلاعاتی بیگانه نسبت داده شده بود.

No responses yet

Oct 19 2014

مجوز اسید پاشی هم بوسیله مجلس صادر شد: پیشنهاد دولت برای حذف واژه «بازدارندگی» از ماده امر به معروف و نهی از منکر در مجلس پذیرفته نشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری ایرنا، روز یکشنبه مجلس شورای اسلامی جلسه‌ای علنی را برای بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر برگزار کرد.

معاون امور تقنینی معاون پارلمانی حسن روحانی، در این جلسه گفت اگرچه که او بدحجابی را تایید نمی کند اما با اشاره به موضوع اسیدپاشی در اصفهان، بحث بازدارندگی در ماده دو این طرح موجب می شود به گفته او «فرد از حیز انتفاع ساقط شود».

این در حالیست که میرهادی قره سید رومیانی نماینده تبریز گفته است که موضوع اسیدپاشی به گفته او «توطئه علیه خانم محجبه‌ای بوده ونباید خلط مبحث شود».

علیرغم پیشنهاد نماینده دولت بر حذف واژه‌های «بازدارندگی» و«واداشتن»، نمایندگان درنهایت به پیشنهاد حذف این عبارات رای ندادند و ماده دو طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر تصویب شد.

در این بند آمده است: «امر به معروف و نهی ازمنکر، دعوت و واداشتن دیگران به معروف و نهی، بازداشتن از منکر است».

سایر مواد این طرح نیز در این جلسه به تصویب رسید.

No responses yet

Oct 19 2014

گزارش میدانی از احساس ناامنی در زنان اصفهان / قربانیان اسیدپاشی به خاک سیاه نشسته اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: حادثه اسیدپاشی به تنی چند از زنان بی‌دفاع اصفهان، درحالی توجه عموم و رسانه‌ها را به خود جلب کرد که این حادثه نه اولین اسیدپاشی در جامعه بوده و نه آخرین آن خواهد بود؛ آخرین نخواهد بود چرا که از شواهد و قرائن پیداست که سوزاندن و متلاشی کردن چشم و چهره شهروندان، ظاهرا و به دلیل عدم برخورد قاطع با مجرمان این نوع جرایم، چه از سوی قربانیان و چه از سوی مجریان قانون، عرصه بی‌صاحب تصور شده است!

این نوع حوادث با وجود تکرار، هرگز از مدار ذهن مخاطبان و محور توجه آنها خارج نخواهد شد؛ چرا که امنیت و مهم‌تر از آن «احساس امنیت»، باارزش‌ترین کالایی است که هم از سوی دین اسلام مجازاتی سخت برای مخلان امنیت و آسایش جامعه تدبیر شده است و هم مردمان یک جامعه، امنیت را از نان شب‌شان واجب‌تر می‌دانند.

با وجود تلاش پلیس برای دستگیری مجرمان و ربودن خواب از دید آنانی که در کمین امنیت به طرق گوناگون نشسته‌اند و با اذعان به این که چنین جرایمی در هر جامعه‌ای احتمال وقوع دارند، حادثه اسیدپاشی به زنان در اصفهان را البته باید از منظری مهم نگریست و خواستار پاسخگویی به افکار عمومی شد.

فرد یا افرادی با همدستی یکدیگر با انگیزه‌ای که هنوز نامشخص است و خبری از اطلاع‌رسانی دقیق در این باره نیست و تنها شایعاتی در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر برخورد راکبان موتورسیکلت با بدحجاب‌ها مطرح بوده است، به چهره تعدادی از زنان اسید می‌پاشند؛ زنانی که نقش مادری در یک خانواده را هم داشته‌اند و بدین ترتیب به خاک سیاه نشسته‌اند! نه فقط زنان که فرزندان، پدران، برادران و همسران آنها از وقوع اولین حادثه که نزدیک به یک ماه پیش خبر آن در شبکه‌های اجتماعی چرخید و تایید مقامات انتظامی را هم به دنبال داشت، تا کنون بار این درد تلخ و سنگین را به دوش می‌کشند.

این حادثه از آن رو با شایعات نیز همراه بوده که بر خلاف حوادث پیشین که مجرمان با انگیزه‌های شخصی و به دنبال یک خصومت با قربانیان اقدام به این جرم کرده‌اند، دارای قربانیانی چند است که سلسله‌وار هدف اسیدپاشی مجرمان قرار گرفته‌اند.

با این وصف برای اقناع افکار عمومی انتظار می‌رود که مسوولان و بویژه پلیس تنها به اعلام سربسته کشف سرنخ‌هایی از ماجرا بدون هیچ توضیح بیشتر و اطمینان‌بخشی به شهروندان اصفهان، اولا سرعت لازم را برای دستگیری مجرمان این جنایت فراموش‌ناشدنی به کار گیرند و ثانیا دستگاه‌های مسوول تدابیر و بویژه مجلس به عنوان قانون‌گذار و قوه قضاییه تدابیری اتخاذ کنند تا مجرمان بعدی که با هدف و انگیزه‌ای اسیدپاشی را جرمی آسان و دم دست تصور کرده‌اند، بساط این گونه اقدامات شنیع خود را از همین حالا برچینند.

دلخراش بودن حادثه اسیدپاشی به زنان در اصفهان آن قدر هویداست که نیازی به تاکید و تایید ندارد، اما باید دید عملکرد مسوولان و یا همان نماینده‌هایی که برای جمع‌آوری دیش‌های ماهواره و مبارزه با بدحجابی رگ غیرت‌شان جنبیده و در پیشنهادی شگفت‌آور، به دنبال باز کردن پای مدیران مجتمع‌های مسکونی به معرکه مجرم‌یابی و معرفی آنها هستند، پس از رخداد این حادثه چقدر حساس شده‌اند؟!

درد زنان قربانی اسیدپاشی در اصفهان دردی است که صرفا با شنیدن و متاثر شدن از دهشتناکی حادثه، نمی‌توان آن را مشق کرد؛ از درد سوختگی و بیم از دست دادن نابینایی و مصیبت‌های درمان و هزینه‌های آنها و پیگیری‌های انتظامی‌ و قضایی‌شان بگیرید تا امیدها و آروزهای همه سر باخته! اگرعزمی برای برخورد هست، لازم است تا قربانیان تازه‌تری به جمع آنها در حادثه‌ بعدی و شهری دیگر اضافه نشده است، فکر جدی‌تر برای مجازات عاملان کرد.

از سویی دیگر نباید پنداشت اطلاع‌رسانی در خصوص ابعاد ماجرا و انگیزه مجرم یا مجرمان این حادثه نتیجه‌اش بر هم خوردن آرامش و امنیت است؛ آرامش و امنیت، هم بصری و درک شدنی است و قوه عاقله مردم جامعه ما نیز قادر به فهم این موضوع هست که با وقوع یک حادثه،‌ کل امنیت یک شهر زیر سوال نمی‌رود اما نکته مهم این جاست که چرا عده‌ای به این حد گستاخی رسیده‌اند که ارتکاب این جرایم را آسان پنداشته‌اند؟ این سوالی است که اگر پاسخی درست برای آن بیابیم، آستانه جرایم در کشور را کاهش خواهیم داد. پس به جای آن که نگران برهم خوردن آرامش روانی مردم به خاطر اطلاع‌رسانی حادثه باشید، فکری برای تاخت و تاز مجرمانی کنید که برای ارتکاب جرمشان حتی لحظه‌ای به عاقبت کار نمی‌اندیشند و اساسا دلیلی هم برای این عاقبت‌اندیشی نمی‌یابند!

بازتاب حادثه در اصفهان

آنچه در زیر می‌خوانید نظرات تعدادی از زنان اصفهانی در مورد حوادث اخیر است که بدون هیچ تغییری در متن و یا گفت‌وگوی مصاحبه شوندگان و تنها با کمی ویراش آورده شده است تا شاید بخشی از فضای روانی زنان شهری را نشان دهد که در هفته‌های اخیر شاهد جناینی ناجوانمردانه بر علیه هم نوعان‌شان بوده‌اند.

یک ناشناس: ” تمام شیشه‌های ماشین بالاست؛ اما به هر حال سعی می‌کنم این روزها کمتر از خانه بیرون بروم.”

ناشناس: ” به عنوان یک زن اصفهانی با صدای عبور هر موتور سواری اعصابم به هم می‌ریزد و بعد از این‌که موتور از کنارم عبور کرد تصویر قربانیان اسید پاشی در ذهنم تداعی می‌شود. هرچند قبل از این باتوجه به تجربه دزدیده شدن کیفم؛ از صدای موتور هراس داشتم. این یعنی عدم امنیت در جامعه.”

هانیه: ” پیش از این یک پیامک از شماره ناشناسی در یافت کردم که در آن هشدار داده بود اگر حجاب‌تان را رعایت نکنید به شما اسید پاشی می‌شود. اگر اسید پاشی‌ها مربوط به مسئله حجاب است چرا مقامات بالاتر دراین خصوص اظهارنظر نمی‌کنند؟ آیا هر شخصی متولی امر حجاب است؟”

روزنامه نگار: “با این‌که جای تحسین دارد که ایسنا اولین خبرگزاری‌ای است که جرات کرده این موضوع را رسانه‌ای کند، اما در تمام خبر( گفت‌وگوی ایسنا با قربانیان اسیدپاشی در اصفهان) به شدت تاکید شده خانم‌هایی که به صورت‌شان اسید پاشیده شده از خانواده‌های مذهبی و با آبرو و باحجاب بوده‌اند … پس اسیدپاشی حق‌شان نبوده است … انگار کسانی که بی‌حجاب‌اند، بی‌آبرو و بی‌خانواده‌اند و حالا اگر به آن‌ها اسید می‌پاشیدند جای تعجب نبود! گاهی رسانه‌ها فرهنگ مسلط مردسالار را باز تولید می‌کنند! نکته بد دیگر این‌که پوشش این خبرها (البته عدم پوشش هم مسلماً چاره ساز نیست) هدف چنین رفتارهای غیرانسانی که ایجاد ترس و وحشت است را محقق می‌کند.”

شبنم:” کاش زودتر عاملان اسیدپاشی را دستگیر کنند. برای هرکار خارج از خانه‌ای یا آژانس می‌گیرم یا تاکسی دربست می‌کنم.”

ناشناس: “هر روز شایعات در خصوص این موضوع بیشتر می‌شود. یک روز صحبت از چهار قربانی است و روز دیگر 15 قربانی. چرا صدا و سیما در این خصوص توضیح نمی‌دهد؟ متاسفانه زنان این روزها امنیت ندارند.”

گلی:”واقعا این کار چه معنی دارد؟ شادی را از یک خانواده می‌گیرند و همه اعضای خانواده را درگیر یک حادثه تلخ می‌کنند.”

آمنه:” دیشب تا صبح خواب دیدم به من اسید پاشی شده است. خرید و فروش اسید باید ممنوع شود.”

ناشناس:” صبح تا الان صد بار خواستم به شوهرم بگویم، نمی‌خواهم ایران زندگی کنم؛ چون فقط رانندگی که نیست، بالاخره باید ماشین را پارک کنیم و پیاده بشویم، حالا از کجا معلوم به پیاده‌ها هم اسید نپاشند؟”

فیروزه: ” چند روز گذشته قید بیرون رفتن از خانه را زدم. امروز باید صنف‌مان هم می‌رفتم که از ترسم نرفتم.”

صبا:” به همه کسانی که می‌شناسم گفتم شیشه‌های ماشین‌شان را پایین نیاورند. می‌گویند حتی احتمال دارد به مردان هم اسیدپاشی شود.”

ناشناس:” بعد از این لینک مصاحبه‌ها (گفت‌وگوی ایسنا با قربانیان اسیدپاشی در اصفهان) را خواندم حتی جرات نکردم تا پاساژ … بروم و یک رنگ مو بخرم.”

ناشناس:” امروز پسرم آزمون داشت. ساعت هفت صبح از خونه بیرون زدیم سر میدان … چند تا مأمور بود که به ماشین‌های مشکوک ایست می‌دادند. به یکی از مامورها گفتم این موضوع اسیدپاشی واقعیت دارد؟ چکار کنیم؟ گفت به خاطر همین موضوع بازرسی می‌کنیم، چند مورد همین اطراف داشتیم و هدفشان هم دزدی جواهر و گوشی بوده است.”

سپیده:” جرات نداریم موقع رانندگی شیشه‌های ماشین را یک لحظه پایین بیاریم. ولی چه فایده آدم باز هم می‌ترسد از خانه خارج شود.”

با مواد اسیدی و قربانی چه کنیم؟

به هر روی این حادثه تلخ و شکننده روی داده است اما در حاشیه این تلخی‌ها باید به مردم نیز آگاهی درباره تاثیر مواد اسیدی و نحوه مقابله با آن داد:

مواد شیمیایی ممکن است اسیدی یا قلیایی باشند. سوختگی با این مواد می‌تواند از نوع شدیدترین سوختگی‌ها باشد که تا عمق زیادی در بدن نفوذ می‌کند. پس از تماس با چنین موادی لباس‌های آلوده را درآورید و بلافاصله محل سوختگی را با آب زیاد حداقل به مدت 20 دقیقه شستشو دهید. برای خنثی کردن ماده شیمیایی از ماده شیمیایی دیگری استفاده نکنید و محل آسیب‌دیده را صرفاً با آب زیاد شستشو دهید.

در صورت آلوده شدن چشم با مواد شیمیایی، بهترین کار، شستشو با آب فراوان است. دقت کنید در هنگام شستشو، آب مصرف‌شده از جانب بیرونی چشم خارج شود تا چشم مقابل را آلوده نکند. در ادامه مصدوم را سریعاً به بیمارستان منتقل کنید.

No responses yet

Oct 19 2014

زنان قربانی اسیدپاشی اصفهان: کسی با ما خصومت شخصی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: درحالی که مقامات پلیس اسیدپاشی به ۲ زن را تایید کردند، ایسنا با ۳ زن قربانی گفت‌وگو کرده است. همه‌ی آن‌ها گفته‌ی برخی مقامات مبنی بر “انگیزه‌های شخصی” را رد می‌کنند. رسانه‌ها می‌گویند پای مبارزه با “بدحجابی” درمیان است.

نگرانی و هراس از اسیدپاشی به زنان در اصفهان همچنان ادامه دارد. مقامات پلیس تا به‌حال تنها وقوع ۲ اسیدپاشی به زنان جوان این شهر را تایید کرده‌اند. بااین‌حال رسانه‌های داخلی و شهروندان اصفهان می‌گویند دست‌کم ۸ مورد اسیدپاشی در روزهای اخیر رخ داده است.

خبرگزاری “ایسنا” با ۳ تن از زنانی که در روزهای اخیر قربانی اسیدپاشی شده‌اند و خانواده‌های آن‌ها گفت‌وگو کرده است.
در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های داخلی این گمان مطرح است که گروهی با انگیزه مقابله با زنانی که از نظر قوانین ایران “بدحجاب” تلقی می‌شوند، به صورت این زنان جوان اسید می‌پاشند.

مقامات انتظامی تا کنون این گمان را نه تایید و نه تکذیب کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند بررسی دقیق برای یافتن انگیزه‌ها و بازداشت مجرمان ادامه دارد.

بیشتر بخوانید: اسیدپاشی به صورت زنان در اصفهان

فضل‌الله ‌کفیل، فرماندار اصفهان به این خبرگزاری گفت یکی از زنانی که مورد اسیدپاشی قرار گرفته، متاهل است و احتمال داده که “انگیزه‌های شخصی و خانوادگی” دلیل این اسیدپاشی باشد. اما همه‌ی قربانیان این احتمال را رد می‌کنند.

“انگیزه‌ی فردی” در میان نیست

“ندا-م” یکی از زنان جوانی است که در روزهای اخیر قربانی اسیدپاشی در اصفهان شده است. او ۲۷ ساله است، پدرش به خبرگزاری “ایسنا” گفت که دخترش ماشینش را گوشه‌ی خیابان پارک کرده بود تا جواب تلفنش را بدهد که دستی داخل ماشین آمده، روی او اسید ریخته و پس از آن مجرمان فرار کردند.

این زن جوان و خانواده‌اش تاکید دارند که هیچ‌کس با او خصومت شخصی نداشته و هیچ‌کس را نمی‌شناسند که بخواهد با “انگیزه‌ی فردی” مرتکب چنین جرمی علیه او شود.

پدر این زن جوان به “ایسنا” گفت که دخترش از ماشین پیاده و فریادزنان تقاضای کمک کرده، اما مردم نمی‌دانستند چطور باید به قربانی اسیدپاشی کمک کرد و تنها هراسان به اوژانس تلفن کردند.

پدر این قربانی اسیدپاشی گفت: «گناه ندا چه بوده است؟ هیچ‌کس تاکنون از دختر من کوچک‌ترین خلافی ندیده است، او همیشه آبرومندانه زندگی کرده و با هیچ‌کس خصومت شخصی نداشته است.»

“مریم –د” زن متاهل جوان دیگری است که وقتی عازم تهیه‌ی ملزومات جشن تولد پسر کوچکش بود، پشت فرمان ماشین قربانی اسیدپاشی شد. او به “ایسنا” گفت: «نزدیک به ۲ لیتر اسید از شیشه پایین ماشین و سمت راننده به صورت و دست و پا و بدنم پاشیده شد.»

او می‌گوید پیش از این درباره‌ی این “اسیدپاشی زنجیره‌ای” در اصفهان چیزی نشنیده بود. این زن جوان گفت: «بدنم به شدت آسیب دیده است. یکی از قرنیه‌هایم را از دست دادم و باید پیوند قرنیه انجام دهم. بدنم به شدت آسیب دیده، چطور یک نفر با انسان چنین کاری انجام می‌دهد؟ آیا او هم انسان است؟»

این زن جوان از رفتار کارکنان بیمارستان سوانح سوختگی اصفهان نیز انتقاد کرده که با او مثل یک “بیمار معمولی سوختگی” برخورد کردند و رسیدگی کافی نداشتند.

“همسرم نه بدحجاب است، نه کسی با او خصومتی دارد”

“سارا- ق” زن ۲۵ ساله متاهل دیگری است که قربانی اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای اصفهان شده است. همسر او به “ایسنا” گفت که همسرش در حال بازگشت از مطب دندان‌پزشک بود که ناگهان کسی به او حمله‌ور و بر صورت و تنش اسید پاشیده است.

او به ایسنا گفت که همسرش مهاجمان را ندیده، اما احتمال می‌دهد که مهاجمان موتورسوار بودند. همسر این زن جوان می‌گوید:«برخلاف آن‌چه می‌گویند مهاجمان به زنان بدحجاب حمله می‌کنند، همسر من زنی مذهبی و باحجاب است. ما هرگونه احتمال انگیزه‌های با خصومت شخصی را نیز رد می‌کنیم.»

این زن جوان نیمی از صورت خود را کاملا از دست داده است و سوختگی صورت او “حیاتی” تلقی می‌شود.

جرمی بدون مجازات

تهیه‌ی اسید در ایران بسیار ساده است. با مراجعه به داروخانه‌ها، باطری‌سازی‌ها و تعمیرگاه‌های اتومبیل با بهانه‌ای ساده می‌توان اسید تهیه کرد.

هیچ قانون، بخشنامه و دستوری برای محدودیت خرید و فروش اسید در کشور وجود ندارد. کارشناسان سهولت دسترسی به اسید را در افزایش میزان اسیدپاشی در جامعه موثر می‌دانند.

متوسط مجازات اسیدپاشی در کشور تابه‌حال با استناد به ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی بین ۲ تا ۵ سال حبس بوده است. میزان اندک مجازات برای جرمی که سرنوشت زندگی قربانی را برای همیشه تغییر می‌دهد، در افزایش این جرم نقش داشته است.

No responses yet

Oct 19 2014

وعده مسئولان برای «پیگیری ویژه» اسیدپاشی به زنان در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: معاون سياسی امنيتی استانداری اصفهان با بيان اينکه «اقدامات امنيتی که برای مقابله و دستگيری عاملان اسيدپاشی انجام شده قابل رسانه‌ای شدن نيست»، گفته است که «پيگيری‌ها به شدت ادامه دارد.»

رسول ياحی، شنبه ۲۶ مهر، به خبرگزاری دانشجويان ايران، (ايسنا) گفته که «شهروندان استان اصفهان بدانند مسئولان استانی همه توان و انرژی خود را برای رسيدن به نتيجه نهايی به کار گرفته‌اند.»

ايسنا در گزارش خود افزوده که خبر اسيدپاشی به چهار زن در اصفهان که از روز پنج‌شنبه رسانه‌ای شده و از سوی جانشين فرمانده نيروی انتظامی نيز مورد تاييد قرار گرفته، باعث ايجاد نگرانی‌هايی در ميان مردم اصفهان شده است.

حسين اشتری، جانشين فرمانده پليس ايران نيز در روز شنبه از «پيگيری ويژه» ماجرای اسيدپاشی به زنان در اصفهان خبر داد.

آقای اشتری گفته که نيروی انتظامی «با توجه به اطلاعات اوليه به سرنخ‌هايی» رسيده و ابراز اميدواری کرده تا «با تلاش پليس اين افراد زودتر دستگير شوند.»

جانشين فرمانده نيروی انتظامی در عين حال، هدف بودن «زنان بد‌حجاب» در اين اسيدپاشی‌ها را رد کرده و گفته است: «افرادی که مورد هدف قرار گرفتند از قشر خاصی نبودند.»

پيش از اين يک منبع مطلع در اصفهان به راديو فردا گفته بود که جوان، کم‌حجاب و زيبا بودن، مشخصه مشترک زنانی است که اخيرا در اين شهر با اسيد هدف حمله قرار گرفته‌اند.

همزمان، معاون رئيس جمهور در امور زنان و خانواده نيز به ايسنا گفته که «لازم است تدابيری به منظور مقابله با خشونت عليه زنان اتخاذ شود و اين تدابير بايد در حوزه بازدارندگی قانونی و حمايتی باشد.»

شهيندخت مولاوردی با بيان اينکه «متلک گويی، اسيد پاشی و غيره مصداق خشونت عليه زنان در اجتماع و جامعه است»، افزوده که «زنان بايد چه در حريم خصوصی و چه در جامعه از خشونت در امان باشند و قربانی يکی از اشکال خشونت قرار نگيرند.»

قربانیان؛ گناه چه بوده است؟

پدر يک دختر ۲۷ ساله اصفهانی به نام «ندا» که قربانی اسيدپاشی در اين شهر شده، به ايسنا گفته که دخترش برای صحبت کردن با تلفن همراه، اتوموبيل خود را متوقف کرده بود که مورد حمله قرار گرفت.

اين مرد گفته است: «گناه ندا چه بوده؟ هيچ کسی تاکنون از اين دختر کوچکترين خلافی نديده است، او هميشه آبرومندانه زندگی کرده و با هيچ کسی خصومت شخصی نداشته است.»

او افزوده که «ندا بايد چهار مرحله عمل شود. دکترها از يک چشم او کاملا نااميد شده‌اند و چشم ديگرش ۲۰- ۳۰ درصد شانس بينايی دارد.»

مريم – د، يکی ديگر از قربانيان اسيدپاشی درباره نحوه وقوع حادثه گفته است: «يک موتورسوار نزديک به دو ليتر اسيد از شيشه پايين ماشين و سمت راننده به صورت، دست، پا و همه بدنم پاشيد. لباس‌هايم در تنم پودر شد. مردم من را به مغازه‌ای بردند و سريع به صورتم آب پاشيدند.»

او افزوده است: «يکی از قرنيه‌هايم را از دست دادم و بايد پيوند قرنيه انجام دهم. بدنم به شدت آسيب ديده، يک قسمت از سر من سوراخ شده و هنوز شوک هستم که چطور يک نفر با انسان اين کار را می‌کند؟»

مريم – د با انتقاد از بيمارستان سوانح و سوختگی اصفهان گفته است: «متاسفانه آن شب هيچ کس به من رسيدگی نمی‌کرد و با من مانند يک بيمار معمولی برخورد می‌شد.»

ايسنا گزارش داده که يکی ديگر از قربانيان زنی به نام سارا – ق است که در حالی که مشغول پارک خودروی سمند خود در حوالی خيابان مهرداد اصفهان بود، شيشه سمت چپ را تا نيمه پايين می‌کشد که ناگهان احساس گرمای شديدی در سمت چپ صورت خود می‌کند.

همسر اين زن نيز گفته است که او در بخش مراقبت‌های ويژه بستری و از ناحيه چشم چپ دچار آسيب جدی است، بينايی او کاهش يافته و پزشکان برای بررسی آسيب بايد تا زمان از بين رفتن التهاب چشم منتظر بمانند.

No responses yet

Oct 15 2014

ردِّ مظالم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

فردای روشن: پدری هنگام مرگ به پسرِ جوان‌اش وصيّت كرد كه من فلان مبلغ «ردِّ مظالم» بر ذمّه دارم كه بايد ادا كنی.
چند روز پس از كفن و دفنِ پدر، يک‌روز صبح، جوانکِ پدرمرده مبلغی را كه پدرش گفته بود برداشت و از خانه بيرون آمد. نمی‌دانست كه اين پول را به چه كسی بايد بدهد. فقط اين جمله‌یِ پدرش را به‌ياد داشت كه: ردِّ بظالم بدهكارم. ردِّ بظالم كن پسر! (آری، او «ردِّ مظالم» را «ردِّ بظالم» شنيده بود!)
از خانه كه بيرون آمد، جلّاد را كه يک كوچه بالاتر می‌نشست ديد كه لباسِ سرخِ شمری پوشيده، شمشير بر دوش، می‌آمد تا لابد به دربار برود. خدا را شكر كرد كه زود شخصِ موردِ نظر را يافته. جلو رفت و قدری با ترس و لرز سلام كرد. جلّاد سلام‌اش را پاسخ داد. جوان گفت: اين پول را بگيريد؛ پدرم وصيّت كرده كه: ردِّ بظالم بدهكارم؛ ردِّ بظالم كن.
جلّاد پوزخندی زد و گفت: پدرت مردِ درستی بوده و وصيّتِ درستی هم كرده؛ امّا من نمی‌توانم اين پول را از تو بپذيرم. سپس، نشانی داد كه می‌روی محلّه‌یِ فلان، كوی فلان، كوچه‌یِ فلان، مدرسه‌ای می‌بينی؛ وارد می‌شوی، در انتهای صحن، حجره‌ای است. آخوندی مجتهد آن‌جاست. اين پول را او می‌تواند بگيرد.
جوان راه افتاد و رفت و رفت تا مدرسه و حجره و آخوند را پيدا كرد. سلام كرد و موضوع را با او در ميان نهاد كه: پدرم اين مبلغ را گفته كه ردِّ بظالم كنم؛ گفتند فقط شما می‌توانيد بگيريد. آخوند تعارف كرد كه بفرماييد بنشينيد. و سپس سينه‌ای صاف كرد كه: الحمدلله مرحومِ ابویِ شما معلوم می‌شود آدمِ متديّنی بوده‌اند و وظايفِ شرعيّه‌شان را بلد بوده‌اند؛ لكن، من اين پول را همين‌طوری نمی‌توانم از شما بگيرم. بايد يک معامله‌یِ صوری بكنيم كه وضعِ شرعيّه‌یِ اين ادای دين، چنين اقتضا دارد. سپس با خود زمزمه كرد: امّا حالا چی معامله بكنيم؟ به دور و اطراف نظری افكند… زمستان بود؛ برف آمده بود و، يک متر، در صحنِ مدرسه نشسته…
دستِ جوان را گرفت و گفت: همين برف‌های صحنِ مدرسه را، به شما مصالحه كردم به همين مبلغ كه در دستِ شماست؛ بگوييد قبول است. جوان گفت: قبول است. آخوند دستِ جوان را رها كرد؛ پول را گرفت و زيرِ تشكچه‌اش نهاد.
جوان كه آسوده خاطر شده بود، برخاست، تشكّر كرد كه: خدا به شما خير بدهد كه اين بار را از دوشِ من برداشتيد. و بعد خداحافظی كرد و راه‌اش را كشيد… صحنِ مدرسه را تَی كرده بود، می‌خواست واردِ دالان شود كه آخوند صدا زد: آقا، با شما هستم، بعله! شما! برف‌های‌تان را فراموش كرديد!
…
وقتی در روشن‌تاريكایِ دمِ غروب، جوانک، خود را كشاله می‌داد و خسته و كوفته به خانه برمی‌گشت، نزديكِ خانه با جلّاد مصادف شد كه لابد از دربار برمی‌گشت. جلّاد نگاهی كرد، بی پوزخند؛ و گفت: تو، پسرجان، تصوّر كرده بودی كه ما شمشيری حمايل و حكمی اجرا می‌کنيم… ظالم‌ايم؟ حالا ظالم را شناختی؟!

=
اين داستان را سال‌ها پيش (گمان می‌كنم نخستين بار سالِ 57 يا 58) از پدرم شنيده‌ام. تا به امروز، در هيچ‌يک از اين چند ده كتابی كه ديده و خوانده‌ام، اين داستان يا نظيرِ آن را نيافته و نديده‌ام.
پدرم توضيح می‌داد كه: «ردِّ مظالم» مربوط به مواردی است از زيان‌های خُردخُرد، كه شخص ناخواسته و ندانسته به ديگران زده، امّا تک‌به‌تک به‌حدّی نبوده كه درخورِ اعتنا بوده باشد؛ و مرورِ زمان باعث شده كه فراموش شود. مثلاً از كوچه رد می‌شوی، دسته‌یِ دوچرخه‌ات به ديوار می‌گيرد و قدری از كاهگلِ آن می‌ريزد، يا گوشه‌ای از يک آجر می‌پرد. يا از لبه‌یِ زمينِ كاشته‌ای رد می‌شوی، بی‌آن‌كه عمد داشته باشی در اثرِ فشارِ پای تو، خاک كوبيده می‌شود و چند بوته‌ای ممكن است خشک شود يا خوب رشد نكند. و يا مثلاً از كنار زمينِ كسی رد می‌شوی، لباس‌ات به بوته‌های گندم می‌گيرد و چند دانه‌ای از يک خوشه كنده می‌شود و می‌ريزد…
تو نفهميده‌ای يا فراموش كرده‌ای، و اصلاً نمی‌دانی كه به چه كسی و چه‌مقدار زيان زده‌ای، كه بروی او را پيدا كنی و خسارت‌اش را بدهی…
برای رفعِ گناهِ اين مواردِ جزئی، بايد مبلغی به‌عنوانِ «ردِّ مظالم» بپردازی.
می‌پرسيدم: به چه كسی؟ می‌گفت: حالا گوش كن، می‌فهمی!

http://www.freewebs.com/borzinmehr/yad/yad5.htm

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .