اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سینما'

Jun 01 2016

دشواری تهیه‌کنندگان سینما؛ ورشکستگی یا تبلیغ در شبکه‌های ماهواره‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: جلسه دادگاه تهیه‌کنندگان فیلم‌های “۵۰ کیلو آلبالو”، “ابد و یک روز” و “کوچه بی‌نام” دوشنبه، دهم خرداد با در دادسرای فرهنگ و رسانهبرگزار شد، تا درگیری بر سر پخش تیزر تبلیغاتی فیلم‌ها از شبکه‌های ماهواره‌ای وارد مرحله جدیدی شود.

این در حالی است که اکران نوروزی امسال با استقبال گسترده‌ مردم مواجه شده و ناظران بخش قابل توجهی از رونق تازه گیشه را وامدار تبلیغ فیلم‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای می‌دانند.

از میان این فیلم‌ها ۵۰ کیلو آلبالو، کمدی پرحاشیه مانی حقیقی حدود ۱۳ میلیارد تومان، ابد و یک روز، ساخته سعید روستایی -علیرغم سوژه اجتماعی آن- ۹.۵ میلیارد تومان و کوچه بی‌نام، به کارگردانی هاتف علیمردانی ۳.۵ میلیارد تومان فروش داشته‌اند.

به نوشته یک رسانه‌ اصولگرا در این دادگاه به تهیه‌کنندگان مورد اشاره اخطار داده شده که در صورت “تکرار تخلف” به مدت یک‌ سال از دریافت پروانه ساخت محروم خواهند شد.

منصور لشگری قوچانی، تهیه‌کننده فیلم “کوچه بی‌نام” در مورد این جلسه دادرسی به خبرگزاری مهر گفت: “در دیدار با رییس قوه قضائیه … گفتم سینمای ایران ورشکسته است و نیاز دارد تا نهادهای مختلف از جمله صدا و سیما، مخابرات و شهرداری در زمینه اطلاع رسانی از آن حمایت کنند. این سه نهاد به وظایف خود در زمینه حمایت از سینما عمل نکرده اند و همین مساله سبب شده است تا تهیه کنندگان برای جلوگیری از ورشکستی به راه های مختلف تبلیغات تن دهند”.

بیشتر صاحب‌نظران سازمان صدا و سیما و سیاست‌های سلیقه‌ای مدیران آن در مورد سینما را بابت وضعیت فعلی سرزنش می‌کنند. سینماگران می‌گویند صدا و سیما نه تنها مبالغی گزاف بابت پخش تیزرها طلب می‌کند، تنها پخش تیزر بعضی از فیلم‌ها را که نزدیک‌تر به استاندارد‌های محدود خود می‌بیند می‌پذیرد و حتی همان تیزرها را هم سانسور می‌کند.

به عنوان نمونه در پاییز گذشته تصویر و نام دو بازیگر اصلی فیلم “جامه‌دران”، پگاه آهنگرانی و باران کوثری از تیزر تلویزیونی آن حذف شد و تیزر فیلم “یحیی سکوت نکرد” نیز بدون نام، تصویر و صدای کلیدی‌ترین بازیگر آن، فاطمه معتمدآریا روی آنتن رفت.

سازمان صدا و سیما در دی‌ماه ۹۴ به امید منصرف کردن تهیه‌کنندگان فیلم‌های در آستانه اکران از تبلیغ در شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور و در راس آنها “جِم تی‌وی”، وعده‌هایی در خصوص تبلیغات برای فیلم‌ها داده بود اما اندکی بعد متن تعهد‌نامه‌ای به رسانه‌ها راه پیدا کرد که این سازمان در ازای پخش تیزرها از تهیه‌کنندگان اخذ می‌کند.

Image copyright Image caption ابد و یک روز را سعید روستایی ساخته است

به موجب این تعهدنامه صاحب فیلم باید نه تنها از طرف خود، بلکه به جای سایر عوامل و خریداران احتمالی خارجی فیلم نیز متعهد شود که هیچ نوع تبلیغی برای این فیلم در “شبکه‌های ماهواره‌ای معاند” صورت نخواهد گرفت. در صورت تخطی نه تنها تهیه‌کننده فیلم باید مبلغ جریمه مورد نظر این سازمان را بدون هیچ نوع حق اعتراض بپردازد، بلکه همه فیلم‌های بعدی‌اش نیز از حمایت این سازمان محروم خواهند شد.

علیرضا رئیسیان، کارگردان سینما هفته گذشته در گفتگو با خبرگزاری ایسنا به نگاه سودمحورِ تلویزیون به سینما اشاره کرد و گفت: “مشکل اصلی به توجیه نبودن بدنه اداری صدا‌ و سیما نسبت به تعاملات فرهنگی بر می‌گردد. البته در این میان عده‌ای از سینماگران می‌توانند کانال‌های ارتباطی خاص خود را داشته باشند و بدون محدودیت و طبق شرایط ویژه تیزرهای رایگان بگیرند، اما در حالت کلی، پخش تیزر فیلم‌ها در مقایسه با کالاهای تجاری انجام می‌شود”.

به گفته آقای لشگری قوچانی، رئیس قوه قضاییه در بخشی از سخنانش در حاشیه جلسه دادرسی به مدیریت جدید این سازمان اشاره کرد و افزود: “با حضور آقای علی‌عسگری در مقام ریاست سازمان صدا و سیما می توان امیدوار بود که مشکلات این بخش حل شود”.

این درحالی است که به گفته آقای رئیسیان همزمان با با انتصاب محمد سرافراز در آبان ۱۳۹۳ نیز جلساتی در این مورد برگزار شد اما نتیجه‌ای نداشت: “در دیداری که اوایل دوره فعالیت آقای سرافراز داشتیم، ایشان در همان جلسه دستور داد تخفیف ویژه‌ای برای تیزرهای تلویزیونی فیلم‌ها در نظر گرفته شود، اما متاسفانه بدنه اجرایی سازمان خیلی همراهی نکردند و محاسبات مالی آن را وارد سیستم پیچیده خود کردند. به طوریکه حتی تخفیف ۹۰ درصدی هم هزینه سنگینی را به فیلمها تحمیل می کرد”.

آقای رئیسیان به ایسنا گفت که فکر نمی‌کند این تغییر در مدیریت کمک‌ چندانی به حل مشکل بکند: “حتی اگر مدیر جدید صدا‌وسیما حسن‌نیت هم داشته باشد، تصور می‌کنم باز هم سرنوشت ما همچون دوره پیش خواهد بود، چرا که باید در سیستم کلان به‌طور جدی فکری برای تبلیغ کالاهای فرهنگی داشته باشیم و در این زمینه نیازمند یک دگرگونی کامل هستیم”.

Image copyright 1 Image caption فرهاد اصلانی و باران کوثری در نمایی از کوچه بی‌نام

پیش از این در دی‌ماه ۹۴ ده تهیه‌کننده به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شده، بابت پخش تبلیغ فیلم‌هایشان از شبکه‌های ماهواره‌ای تذکر گرفته بودند. بعضی از تهیه‌کنندگانی که بابت این موضوع مورد توبیخ مقامات قرار گرفته‌اند می‌گویند پخش‌کنندگان خارجی فیلم‌‌ها تیزرهای تبلیغاتی مربوطه را با هدف اطلاع‌رسانی به مخاطبان مقیم خارج از کشور به شبکه‌های ماهواره‌ای سپرده‌اند.

به علاوه غلامرضا موسوی، دبیر هیئت رئیسه شورای عالی تهیه کنندگان، در همان زمان گفته بود شبکه ماهواره‌ای “جم تی‌وی” “رسما اعلام کرده است که تیزر فیلم های سینمایی ایرانی را به صورت رایگان پخش می کند و با توجه به اینکه اکثر آنونس های تبلیغاتی فیلم های سینمایی به صورت گسترده در فضای اینترنتی در دسترس عموم قرار دارد، تیزر بسیاری از این فیلم ها بدون اطلاع تهیه کنندگان در این شبکه پخش می شود.”

وزارت ارشاد تاکنون چندین بار سینماگران را از پخش تبلیغات فیلم‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان منع کرده است. سخنگوی این وزارتخانه، حسین نوش‌آبادی اوایل خرداد در نشست خبری خود از برخورد با “متخلفان” خبرداده و افزود: “البته کنترل این مسئله تنها با توبیخ و تهدید میسر نمی‌شود و باید آسیب‌شناسی‌های لازم را انجام دهیم. افزایش تمایل به تبلیغ در شبکه‌های خارجی هشداری از نارسایی در فضای تبلیغی رسانه‌های داخلی است. اگر فضایی عادلانه و سالم فراهم شود تا هر آن کس که اثری هنری و قابل عرضه کرده بتواند به تبلیغ اثر خود بپردازد طبعا نیاز به تبلیغ در رسانه‌های خارجی از بین می‌رود”.

رسانه‌های اصولگرا می‌گویند وزارت ارشاد چنان که باید و شاید در این مورد به سینماگران فشار نیاورده و در نتیجه ورود قوه قضاییه به موضوع را به فال نیک می‌گیرند.

خبرگزاری فارس هفته گذشته با اشاره به فراخوانده شدن تهیه‌کنندگان سه فیلم مورد اشاره به دادگاه نوشته بود: “وزارت ارشاد … حداقل کاری که در این میان می تواند انجام دهد این است که با تقاضاهای ساخت این تهیه کنندگان (که بعضا دو یا سه فیلمنامه است)، موافقت نکند. این حداقل انتظاری است که از وزارت ارشاد در شرایط فعلی -خلاء قانونی در برخورد با این متخلفین- می رود. علاوه بر دستگاه های مربوطه باید وزارت ارشاد هم جلو عده ای سودجو که از این خلاء قانونی بهره می برند، برخورد کند”.

No responses yet

Jun 01 2016

اصغر فرهادی: برخی دنبال بهانه می‌گردند تا برایم حاشیه‌سازی کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: اصغر فرهادی در نشست مطبوعاتی فیلمش در ایران با اعلام اینکه «کسانی که دنبال حاشیه‌سازی برای من هستند به دنبال بهانه‌ای می‌گردند»، گفت که نگاه جشنواره‌های خارجی به سینمای ایران، از جنس «سیاه‌نمایی» نیست. ‌

اولین نشست مطبوعاتی فیلم سینمایی «فروشنده» پس از نمایش موفقیت‌آمیز در جشنواره کن، شامگاه دوشنبه ۱۰ خرداد با حضور اصغر فرهادی، ترانه علیدوستی و شهاب حسینی برگزار شد.

در این جلسه مواردی مانند «سیاه‌نمایی در سینمای ایران»، «مشارکت قطر‌ها در ساخت فروشنده» و «برخی ملاحظات در جشنواره کن» توسط اصغر فرهادی و دوبازیگر فیلمش مطرح و درباره آنها صحبت شد.

آقای فرهادی درباره برخی انتقادات مطرح شده پس از دریافت جوایز فیلم در کن، اعلام کرد: «اگر کسی از این جایزه شرمسار است به اختیار خود می‌تواند شرمسار باشد، در غیر این صورت می‌تواند مفتخر باشد.»

این کارگردان برنده اسکار سینمای ایران در ادامه افزود: «آدم‌ها می‌توانند از موفقیت‌های من حرص بخورند و اگر قرار است این اتفاق بیفتد، پس باید حالا حالاها حرص بخورند چون قصد ندارم فیلم بد بسازم.»

«سیاه‌نمایی؛ چنین نگاهی در جشنواره‌ها به ایران وجود ندارد»

بخش ابتدایی نشست عوامل فیلم «فروشنده» با خبرنگاران به بحث در مورد اتهام «سیاه‌نمایی» به برخی از آثار سینمای ایران اختصاص داشت.

اصغر فرهادی در این‌باره گفت: «آن‌هایی که واژه سیاه‌نمایی را آگاهانه درباره فیلم‌های من مطرح می‌کنند قصد دیگری دارند اما به آنهایی که ناآگاهانه آن را می‌گویند، تأکید می‌کنم که در جشنواره‌های خارجی اصلاً چنین نگاهی به فیلم‌های ایرانی وجود ندارد.»

کارگردان فیلم «فروشنده» در ادامه اعلام کرد: «من به تمام جشنواره‌های دنیا نرفته‌ام و همه‌ فیلم‌های ایرانی را هم که در آن‌ها به نمایش درمی‌آید ندیده‌ام، اما شاید برای آنکه بتوانم مفهوم سیاه‌نمایی را که نسبت به فیلم‌هایم مطرح می‌شود واضح‌تر بگویم، باید مثالی بزنم.»

او در ادامه با ذکر مثالی درباره برداشت سیاه‌نمایانه‌ای که از برخی فیلم‌ها می‌شود، گفت: «فکر کنم تمام کسانی که در این سالن حضور دارند، درباره فیلم گاو اتفاق‌نظر دارند که سینمای ما مدیون آن است؛ فرض کنید آقای مهرجویی این فیلم را امروز می‌ساخت و به جشنواره‌ها هم می‌رفت و جایزه هم می‌گرفت، آیا این فیلم بد بود؟ آیا سیاه‌نما بود؟»

اصغر فرهادی در ادامه افزود: «در فیلم های من از “درباره الی” تا بقیه‌ آثارم، نقش‌ها همه تحصیلکرده و دارای زندگی‌هایی هستند که ممکن است برخلاف تصور عموم باشد؛ بنابراین به نظرم بعضی افراد که این مطالب را می‌گویند قصدشان چیز دیگری است.»

​​

«اینکه دختر یا پادشاه قطر برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده، ‌خنده‌دار است»

پیش از آغاز جشنواره کن و همچنین در روزهای برگزاری آن، صحبت‌هایی مبنی بر سرما‌یه‌گذاری قطری‌ها در فیلم «فروشنده» مطرح شد که با انتقاد برخی رسانه‌ها همراه بود.

در جلسه مطبوعاتی این فیلم، ترانه علیدوستی درباره‌ سرمایه‌گذاری قطر در ساخت فیلم «فروشنده» گفت: «وقتی این مباحث مطرح می‌شود به مشکل برمی‌خورم؛ فارغ از بحث فیلم، دوستان خبرنگار، جلودار ادبیات مردم هستند و مسئولیت بسیار سنگینی دارند پس مهم است که ادبیات نژادپرستانه در مطالب و نگاه شما نباشد.»

این بازیگر تاکید کرد: «مردم، درست پرسیدن و درست مطرح کردن مسائل را از شما می‌آموزند.»

بازیگر فیلم «شهرزیبا» در ادامه گفت: «فیلم فروشنده پخش‌کننده خارجی دارد و اگر کمکی گرفته باشد فقط نباید نژاد آن کمک‌کننده را ببینید؛ رسانه‌هایی که هر اتفاق هنری را به فرصتی برای تکرار این اشتباهات تبدیل می‌کنند، عملکرد درستی ندارند.»

در ادامه اصغر فرهادی هم به ارائه توضیحاتی درباره سرمایه‌گذاری یک شرکت قطری درباره فیلمش پرداخت و گفت: «می‌دانستم فاصله‌ ساخت فیلم تا اکران آن در ایران، کسانی که دنبال حاشیه سازی برای من هستند به دنبال بهانه‌ای می‌گردند؛ این که گفته می‌شود دختر یا پادشاه قطر برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده باعث خنده است.»

آقای فرهادی افزود:«شرکت ممنتو، تهیه‌کننده‌ کار قبلی و بعد‌ی‌ام پیشنهاد تهیه‌کنندگی مشترک را داد و اواسط فیلمبرداری این تصمیم قطعی شد؛ اما بعد از ساخت فیلم در تیتراژ متوجه شدم از چند شرکت تشکر شده و یکی از این موسسات هم همان موسسه قطری بود که نامش در تیتراژ وجود دارد و موضوع پنهانی نیست.»

به گفته اصغر فرهادی، «فستیوال دوحه قطر هر سال به یک سری از فیلم‌های در حال ساخت مبلغ ناچیزی به عنوان کمک پرداخت می‌کند و در فیلم فروشنده هم، همین اتفاق افتاده است.»

کارگردان فیلم «جدایی نادر از سیمین» در ادامه با اعلام اینکه «مبلغ مشارکت آن‌ها کمتر از ۱۰ درصد هزینه‌های ساخت فیلم است»، گفت: «ناگهان این مساله در خبرها تبدیل شد به اینکه این شرکت برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده و تهیه کننده فیلم است که اگر اینطور بود نامشان حتماً در تیتراژ به همین عنوان می‌آمد.»

او تاکید کرد: «ضمنا ناگهان عنوان فستیوال دوحه قطر به امیر قطر تبدیل شد، که اولین واکنش خودشان نسبت به این مسئله خنده‌ دسته‌جمعی بود.»

اصغر فرهادی همچنین در مورد حضور مدیر اجرایی فستیوال دوحه در فرش قرمز فیلم فرشنده گفت: «در فستیوال کن همه از روی فرش قرمز عبور می‌کنند و عکس می‌گیرند؛ خانمی که مدیر اجرایی فستیوال قطر هست هم با همین عنوان روی فرش قرمز آمد.»

این کارگردان تاکید کرد: «می‌دانم که این توضیحات باعث نمی‌شود این داستان تمام شود چون عده‌ای جایی را پیدا کرده‌اند که این داستان را ادامه بدهند و به هر حال قرار نیست همیشه همه چیز گل و بلبل باشد.»

​​

«وقتی با آنها دست نمی‌دهیم، به دل نمی‌گیرند»

وجود برخی ملاحظات در جشنواره کن، پخش صدای شجریان در مراسم فرش قرمز و اشاره حضور فیلمی از گلشیفته فراهانی در کن، از دیگر موارد مطرح شده در این نشست مطبوعاتی بود.

ترانه علیدوستی در پاسخ به این پرسش که آیا بابت حضورش به عنوان یک زن سینماگر ایرانی در جشنواره بین‌المللی نگرانی نداشته است، گفت: «خیلی نگرانی نداشته‌ام؛ از جشنواره‌های بین‌المللی تجربه نسبی دارم و آن‌ها هم عذر ما را می‌دانند و خیلی هم احترام می‌گذارند. وقتی با آن ها دست نمی‌دهیم به دل نمی‌گیرند.»

همچنین اصغر فرهادی در مورد پخش تصنیف «دلشدگان» با صدای محمدرضا شجریان در مراسم فرش قرمز فیلمش گفت: «احساسی‌ترین لحظه برایم حضور روی فرش قرمز و پخش صدای استاد شجریان بود که به درخواست خودم انجام شد؛ معمولاً موسیقی فیلم‌ها روی فرش قرمز پخش می‌شود اما من دوست داشتم موسیقی استاد شجریان پخش شود.»

در این جلسه از ترانه علیدوستی پرسیده شد که «اگر گلشیفته فراهانی هم برای بازی‌اش در فیلم جیم جارموش جایزه می‌گرفت آیا باز هم خوشحال می‌شدید»، که این بازیگر پاسخ داد: «روزی که ما به کن رفتیم، گروه گلشیفته از آن جا رفته بود و متأسفانه نتوانستم او را ببینم، اما اگر جایزه می‌گرفت همین‌قدر خوشحال می‌شدم.»

خانم علیدوستی تاکید کرد: «ما با هم مدرسه می‌رفتیم و پیش از این که بازیگر شویم، دوست دوران بچگی هم بودیم و هیچ چیز در جهان این موضوع را عوض نمی‌کند.»

فیلم سینمایی «فروشنده» چندی پیش در شصت و نهمین جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و دوجایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.

این فیلم به زودی علاوه بر ایران، در اروپا و آمریکا هم اکران عمومی خواهد شد.

No responses yet

May 30 2016

همسفر نشدن فرهادی با مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد به نشانه اعتراض

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

تابناک: انتشار یک خبر این تصور را به وجود آورد که اختلاف‌ها به اوج خود رسیده است؛ خبری که از تغییر پرواز توسط اصغر فرهادی برای عدم همراه شدن با ایوبی در سفر به تهران حکایت داشت و تأکید می‌کرد، فرهادی برای اینکه با ایوبی همسفر نشود، سه روز بلیت بازگشتش را به تأخیر انداخته است!

تغییر تاریخ بلیت فرهادی به نشانه اعتراض به مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد؟!انتشار خبری درباره درگیری میان اصغر فرهادی و حجت‌الله ایوبی، با واکنش‌هایی همراه شد که نشان می‌دهد هرچند فرهادی در ارتباط با اظهارات سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خشنود نشده، تغییر زمان بلیت پروازش برای عدم همسفری با رئیس سازمان سینمایی از کن به تهران صحت ندارد.

به گزارش «تابناک»، پس از درخشش فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی در جشنواره کن 2016، واکنش‌های متعددی از سوی مسئولان و سینماگران در خصوص موفقیت این کارگردان ایرانی در این رویداد صورت پذیرفت و در میان این واکنش‌ها، پیام تبریک حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی نیز بود؛ اما این تنها موضع‌گیری مسئولان ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نبود و حسین نوش آبادی معاون پارلمانی و سخنگوی این وزارتخانه موضع دیگری گرفت و از احتمال اکران فیلم با ملاحظات یا همان ممیزی سخن به میان آورد.

تغییر تاریخ بلیت فرهادی به نشانه اعتراض به مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد؟!

گفته‌های نوش آبادی با واکنش ایوبی به عنوان رئیس سازمان سینمایی مواجه شد و گفت: فیلم «فروشنده» بدون هیچ اصلاحیه‌ای اکران خواهد شد؛ اما نوش آبادی دوباره در موضع‌گیری عنوان کرد: «من درباره فروشنده سیر طبیعی كار را گفتم، چون این فیلم هنوز در كشور اكران نشده، ممكن است برای مجوز اصلاحاتی به آن وارد شود».

نوش آبادی همچنین درباره ماهیت سینمای فرهادی، نقد تازه‌ای وارد کرد و در بخشی از اظهاراتش گفت: «…اگر قرار باشد با ایشان صحبت كنم، می‌گویم یك فیلمساز موفق مثل آقای فرهادی باید بتواند فیلم‌هایی بسازد كه حاوی پیام‌های عالی‌تر و نكات مثبت و دربرگیرنده فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی باشد… من حتماً این مسأله را به ایشان خواهم گفت؛ شما كه الحمدلله موفق هستی و كارگردان مطرحی شده‌ای و توانایی بالایی داری، می‌توانی در كنار این فیلم‌هایی كه تولید می‌كنی، فیلم‌های مناسب‌تری هم تولید كنی و از ظرفیت تجربی خودت و ظرفیت هنرمندانی كه امروز می‌درخشند، استفاده بیشتری كنی».

در این میان اما انتشار یک خبر این تصور را به وجود آورد که اختلاف‌ها به اوج خود رسیده است، خبری که از تغییر پرواز توسط اصغر فرهادی برای عدم همراه شدن با ایوبی در سفر به تهران حکایت داشت و تأکید می‌کرد، فرهادی برای اینکه با ایوبی همسفر نشود، سه روز بلیت بازگشتش را به تأخیر انداخته است! همین نوع چینش وقایع این تصور را تقویت کرد که خبر منتشره، نمی‌تواند واقعیت داشته باشد و احتمالاً یک فضاسازی است، زیرا حتی اگر فرهادی قصد داشت، چنین واکنشی نشان دهد، نیاز به سه روز تغییر بلیت نبود و با یک پرواز جابجایی و چند ساعت تأخیر این اتفاق رخ می‌داد!

تغییر تاریخ بلیت فرهادی به نشانه اعتراض به مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد؟!

در این خبر ادعا شده بود: «گویا قرار بر این بوده که بیشتر عوامل فیلم فروشنده از جمله اصغر فرهادی، شهاب حسینی و ترانه علیدوستی، در یک پرواز، همراه با حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی، از فرانسه برگردند، ولی با توجه به اظهارات تند سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی علیه فیلم فروشنده در تاریخ سوم خرداد، اصغر فرهادی در آخرین ساعات، دستور می‌دهد که بلیت‌ها را برای چند روز confirm نکنند. در واقع با اقدام به همراه نشدن با آقای ایوبی و تأخیر در بازگشت، اعتراض خود را به این شکل، به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان می‌دهد. گویا این اقدام منجر به حضور نیافتن آقای ایوبی در مراسم استقبال از فرهادی می‌شود.»

پس از سکوت در این رابطه امروز ایوبی واکنش نشان داده و به شرق پاسخ داد: «چون روز قبل از اختتامیه، آنها نمی‌دانستند که جایزه می‌گیرند؛ بنابراین بلیت‌شان را با زمان برگشت من رزرو کرده بودند؛ هرچند خط هواپیمایی من نیز با آنها تفاوت داشت؛ اما وقتی خوشبختانه موفق به دریافت جایزه شدند، باید روز بعد هم در کن می‌ماندند. چون جشنواره برای برندگان مراسم برنامه‌ریزی کرده بود».

رئیس سازمان سینمایی به «تابناک» نیز گفت: این روزها چندین بار با فرهادی در تماس بوده و روابط حسنه برقرار است. باید دید در نشست خبری که اصغر فرهادی امروز با رسانه‌ها خواهد داشت، این کارگردان سینما چه واکنشی نسبت به حواشی پیش آمده برای فیلمش و به خصوص موضع‌گیری‌های سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد گرفت.

No responses yet

Jan 26 2016

حمله تندروها به فاطمه معتمدآریا در کاشان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوزمانه: نیروهای تندرو در کاشان به‌هنگام نمایش فیلم «یحیی سکوت نکرد» در این شهر به فاطمه معتمد‌آریا و کاوه ابراهیم‌پور، بازیگر و کارگردان این فیلم حمله کردند. مراسم معرفی فیلم اما برگزار شد.

به‌گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) شب گذشته، یکشنبه چهارم بهمن‌ماه فیلم «یحیی سکوت نکرد» در شهر کاشان به نمایش درآمد و قرار بود پس از آن فاطمه معتمدآریا و کاوه ابراهیم‌پور در نشست نقد و بررسی آن شرکت کنند اما این دو به‌هنگام ورود به سالن سینما مورد هجوم نیروهای تندرو قرار گرفتند.

کاوه ابراهیم‌پور تعداد مهاجمان را ۵۰ تا ۶۰ نفر اعلام کرد و گفت آن‌ها در جلوی در سینما تجمع کرده بودند و با «عصبانیت تمام» علیه فیلم و فاطمه معتمدآریا شعار می‌دادند و خواستار خروج آن‌ها از شهر بودند.

به‌گفته او خطاب اصلی مهاجمان فاطمه معتمدآریا بود.

فاطمه معتمدآریا پس از حوادث انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ تا آبان‌ماه سال جاری ممنوع‌التصویر بود.

حضور او در فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی، نامزد معترض به نتایج انتخابات و از رهبران مخالفان دولت از جمله دلائل این مخالفت‌ها با او بوده است. انتشار عکس‌های بدون حجاب این بازیگر ایرانی در جشنواره فیلم کن نیز اعتراض اصول‌گرایان را در پی داشت. او همچنین در سال ۱۳۸۸ برای مدت چند ماه ممنوع‌الخروج بود.

کاوه ابراهیم‌پور گفت در مراسم شب گذشته مهاجمان به معتمدآریا و او فحاشی کرده و ناسزا می‌گفتند و این دو مجبور شدند از درب پشتی سالن سینما وارد سینما شوند.

در زمان برگزاری نشست نقد و بررسی فیلم، به‌رغم جمعیت زیاد حاضر در داخل سالن، تندروها همچنان در بیرون سالن فحاشی می‌کردند و سعی می‌کردند وارد سالن شوند اما نیروی انتظامی مانع از آن‌ها شده است.

به‌گفته کارگردان فیلم «یحیی سکوت نکرد»، فاطمه معتمدآریا پیشنهاد کرد که پس از پایان جلسه سالن تخلیه شود و معترضان به داخل سالن بیایند و رودرو با هم گفت‌وگو کنند و او پاسخ سئوالات آن‌ها را بدهد. نیروی انتظامی این پیشنهاد را پذیرفت اما گروه معترض پیشنهاد را نپذیرفت و به اعتراضات خود ادامه داد.

ابراهیم‌پور در پایان گفت پس از جلسه او و معتمدآریا با همکاری نیروی انتظامی از سالن خارج شدند اما هنگامی که سوار اتومبیل شده بودند دو نفر روی سقف ماشین آمده و قصد داشتند با شکستن شیشه‌ها وارد خودرو شوند که نیروی انتظامی مانع آن‌ها شد. همچنین زمانی که درحال حرکت بودند تعدادی موتورسوار آن‌ها را تعقیب می‌کردند ولی نتوانستند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند.

فاطمه معتمدآریا، متولد سال ۱۳۴۰ است و فعالیت‌های هنری خود را از سال ۱۳۵۲ با شرکت در کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و اجرای نمایش‌های عروسکی آغاز کرد و تا کنون در فیلم‌هایی همچون ناصرالدین شاه آکتور سینما، مسافران، ننه گیلانه، روسری آبی و یک‌بار برای همیشه ایفای نقش کرده است.

معتمدآریا به دلیل بازی در فیلم «اینجا بدون من»، در شهریور سال ۱۳۹۰ جایزه بهترین بازیگر زن سی‌وپنجمین جشنواره مونترال کانادا را از آن خود کرد.

در فیلم «یحیی سکوت نکرد»، فاطمه معتمدآریا نقش اول را بازی می‌کند و در کنار او بازیگران دیگری چون ماهان نصیری‌ندا، ندا جبرائیلی، تورج منصوری و صالح میرزاآقایی ایفای نقش می‌کنند. این فیلم محصول سال ۱۳۹۳ است.

No responses yet

Oct 31 2015

تکرار خاطرات دوران شمقدری؛ سومین حکم مدیر سینمای ایران برای رفیق جان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,هنر

تابناک: امروز استعدادهای متوسط بر مسند تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز، باید برای بهترین جوانان این کشور تصمیم بگیرند و دوستان فیلم‌ساز من که با اصلاحی‌های عجیب و سلیقه‌ای روبه‌رو شده‌اند.
در شرایطی که انتصاب چهره‌های غیرمرتبط و فاقد سوابق تخصصی وسیع و متناسب با مسئولیت در سینما در دوران مدیران سینمایی دولت پیشین، یکی از محورهای همیشگی نقد بود و تصور می‌شد شایسته سالاری در این دوره از مدیریت سینمای ایران نمود پررنگی داشته باشد، برخی انتصاب‌ها بر این انتظار خط بطلان کشید.

به گزارش «تابناک»؛ حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در حالی راهی بهارستان شد و کرسی مدیریت را از جواد شمقدری تحویل گرفت که فضای سینمای ایران نسبت به مدیران پیشین سینمایی بسیار منفی بود و وقایع رخ داده در خانه سینما نیز این نگاه منفی را مضائف ساخته بود و همین بستر باعث شد تا کوچک ترین حرکت مثبت مدیر بعدی نیز یک اتفاق بزرگ قلمداد شود.

با این وجود، برخی از سینماگران نگاه نقادانه‌شان را حفظ کردند و درباره بهبود سریع آینده سینمای ایران و همچنین قرارگیری سینما در مسیر طبیعی‌اش ابراز تردید کردند؛ چهره هایی چون رضا کیانیان که تقریباً در هر محفلی مقابل رئیس سازمان سینمایی به تندی سخن گفتند و خود را در زرورق تعارفات نپیچیدند؛ رویکردی که با منطق سازگار بود، چرا که به مرور برخی رویه‌های پیشین تکرار شد و همین تکرار باعث فریادهایی شد که آخرین آنها در نامه مهدی کرم پور نمایان بود.

ایوبی مدیر سینمای ایران و مسافرآستانه مدیر معزول موسسه رسانه های تصویری

کارگردان «پل چوبی» اخیراً در نامه‌ای سرگشاده خطاب به حجت اله ایوبی نسبت به وضعیت سینمای کشور اظهار نگرانی کرد و در بخشی از این نامه متذکر شد: «سه دهه است که گویی در مدیریت فرهنگی این کشور قحط‌الرجال آمده. کم‌تر از ده نام مکرر همه‌ی شوراهای نظارتی و حمایتی اداره‌های نظارت بر ساخت و نمایش ارشاد و از آن جالب‌تر شورای حمایت فارابی (و شهرداری و حوزه هنری و صداوسیما) را قبضه کرده‌اند و به تنهایی خود مشاور، ناظر، حامی، مجری و مفسر همه‌ی قوانین و آیین نامه‌های فرهنگ و هنر و سینمای ایران هستند. سیاست‌گزاران فرهنگی در پس و پشت پرده و بدون هیچ ارزیابی به روز دانش کیفی و پاسخ‌گویی به روند و نتیجه‌ی تصمیمات درست و غلط‌شان حتی.»

او در بخشی دیگری از نامه‌اش بعد از انتقاد از محافظه کاری فرهنگی در سینمای ایران طی دوره ایوبی و نشستن اشهاص متوسط بر مستندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی و اعمال اصلاحیه های عجیب برای فیلم‌ها، یادآوری کرد: «یادمان باشد که در همان دولتی که حالا مانند لولو از آن یاد می‌شود همه در این سینما فیلم ساختند. یادمان باشد در همان دولت قبل نتیجه فجر و اسکار و برلین یک خروجی بود. در همان دولت، فرهادی به اسکار معرفی شد. من و معادی و کیایی و نعمت‌الله پروانه ساخت و نمایش گرفتیم. در همان جشنواره‌ها فیلم کاهانی رد نمی‌شد. از فیلم‌ساز جوان خواسته نمی‌شد شب اختتامیه خودش از خیر جشنواره بگذرد. در دولت نهم، بیضایی هم فیلم ساخت.»

حال در این اوضاع و احوال که نقدهای جدی نسبت به رویه مدیریت سازمان سینمایی وجود دارد و حجت الله ایوبی بیش از هر زمان حتی از گروهی از دوستان سینمایی و رسانه‌ای اش نیز فاصله گرفته، یک اتفاق بهت آور دیگر رخ داد و آن هم صدور سومین حکم انتصاب برای مدیری است که پیش از ورود به سازمان سینمایی در کنار ایوبی، یک روز سابقه فعالیت تخصصی در این حوزه نداشته اما اکنون به اندازه سه تن در سینمای ایران، صاحب مسئولیت شده است.

مصطفی ابطحی صاحب سه کرسی کیلدی در سازمان سینمایی در کنار ایوبی
امروز حسین مسافر آستانه مدیر تئاتری که انتخابش به عنوان مدیرعامل موسسه رسانه های تصویری از همان ابتدا اشتباه بود اما در مجموع عملکرد بدی در این مسئولیت نداشت، برکنار شد و مسئولیتش به سیدمصطفی ابطحی واگذار شد تا ابطحی پس از دریافت حکم قائم مقام اقتصاد سینما و معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی و سمعی و بصری و همچنین دریافت حکم دبیرکلی ستاد صیانت و مبارزه با تکثیر و عرضه غیر مجاز آثار سینمایی و سمعی و بصری صاحب یک مسئولیت تازه شود.

سید مصطفی ابطحی متولد 1345 در زنجان و دارای دکترای علوم سیاسی است و در کارنامه اش سابقه معاون فرهنگی و مشاور ارشد موسسه فرهنگی اکو (در دوره مدیریت ایوبی بر اکو)، مدیر کل امور شوراهای وزارت کشور، قائم مقام ستاد برگزاری سی امین سالگرد انقلاب اسلامی، عضویت شورای رسیدگی به تخلفات اداری کارکنان وزارت کشور، مدیریت اجرایی صندوق توسعه محلی وزارت کشور، دبیری کارگروه توسعه و سلامت اجتماعی وزارت کشور، مدیر مسول و صاحب امتیازی هفته نامه ندا، دبیرکل شورای تجاری مشترک ایران و عربستان و زیاست واحدهای دانشگاه آزاد زنجان و شیراز را در کارنامه دارد.

در واقع جدی ترین فعالیت فرهنگی ابطحی تا پیش از ورود به سازمان سینمایی را می‌توان معاونت ایوبی در موسسه فرهنگی اکو تلقی کرد و از این حیث به نظر می‌رسد آقای رفیق سوابق لازم را برای تصدی همزمان سه پست در مجموعه سینمای ایران دارد. این بارقه امید وجود دارد که به افزایش مسئولیت‌های ابطحی، مشکلات سینمای ایران که توسط مدیرانی از جنس سینما قابل رفع و رجوع نیست، مرتفع شود.

No responses yet

Aug 24 2015

‘باباجون’٬ نخستین فیلم به زبان فارسی‌ سینمای اسرائیل روی پرده می‌رود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,هنر

بی‌بی‌سی: فیلم “بابا جون” اثر کارگردان ایرانی‌الاصل اسرائیلی، یووال دلشاد ماه آینده در جشنواره فیلم تورنتو رونمایی خواهد شد.

کارگردان این فیلم آن را برداشتی آزاد از تجربیات دوران کودکی خود به عنوان فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی ساکن اسرائیل معرفی می‌کند. اما یدک کشیدن لقب “نخستین فیلم فارسی زبانِ سینمای اسرائیل” باعث شده بعضی از رسانه‌ها در ایران به ساخت این فیلم واکنش نشان بدهند.

آقای دلشاد در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که به حساسیت‌هایی که کنار هم قرار گرفتن نام ایران و اسرائیل در نخستین فیلم بلند او ایجاد می‌‌کند آگاه است اما “بابا جون” را اثری کاملا شخصی به شمار می‌آورد.

“من سیاست را به این ماجرا راه نمی‌دهم. برای من این فیلم،‌ فیلمی‌ است در مورد ریشه‌‌های خانوادگی‌ام، فیلمی‌ است به زبان پدر و مادرم و پدربزرگ‌هایم. من این فرهنگ را خیلی بهتر از فرهنگ اسرائیلی‌ام می‌شناسم و به پیشینه‌ام افتخار می‌کنم، در نتیجه طبیعی‌ است که در مورد آن فیلم بسازم.”

ماجرای این فیلم در روستایی به نام “زراهیا” در جنوب اسرائیل اتفاق می‌افتد که تعداد زیادی از ساکنان آن – از جمله خانواده خود کارگردان- سال‌ها پیش از ایران به آن مهاجرت کرده‌اند.

شخصیت نخست این فیلم، “موتی” -با بازی «آشر آوارهامی”- پسری‌ است ۱۴ ساله که از او انتظار می‌رود به حرفه خانوادگی بپیوندد و در مزرعه‌ پرورش بوقلمونی که پدر بزرگش سالها پیش و در بدو مهاجرت بنیان گذاشته٬ کار کند.

اما موتی شیفته سر هم کردن قطعات اوراق شده ماشین‌ها و به راه‌ انداختن آنهاست و علاقه‌ای به کسب و کار موروثی نشان نمی‌دهد. برای پدر و پدربزرگ، این سرکشی حکم اعلام جنگ را دارد.

نقش پدر فیلم را نوید نگهبان و نقش “داریوش”، عموی موتی را دیوید دیان (فریبرز داودیان) ایفا کرده‌اند. این دو بازیگر ایرانی-آمریکایی پیشتر در سریال Homeland و فیلم “سنگسار ثریا” نیز در کنار هم ظاهر شده‌ بودند. نگهبان برای شخصیت “ابونظیر” در این سریال پرطرفدار شناخته می‌شود.

کارگردان “باباجون” می‌گوید که ترجیح داده به جز این دو بازیگر و ویس الیوت صفوی – بازیگر نقش مادر موتی- برای بقیه نقش‌ها نابازیگرانی از منطقه روستای پدری خودش را به کار بگیرد.

“ترجیح می‌دهم به جای انتخاب بهترین بازیگر، کسی را انتخاب کنم که حس و تجربه زندگی‌اش به شخصیت مورد نظرم نزدیک باشد. پسرکی که نقش اول فیلم را بازی می‌کند در واقع در خانه‌ای در همسایگی خانه پدری‌ام به دنیا آمده و در همان محله کودکی‌ام بزرگ شده است. بازیگر نقش پدربزرگ [رافائل فرج الیاسی] هم اهل همان منطقه است و پیش از این هیچ تجربه‌ای در بازیگری نداشته. وقتی من نوید [نگهبان]،‌ پدربزرگ یا پسرک فیلم را در موقعیتی قرار می‌دادم، این موقعیت آنقدر به تجربه فرهنگی و شخصی آنها، آنچه در رفتار پدرانشان دیده‌ بودند نزدیک بود که حتی لازم نبود کلامی حرف بزنند،‌ همه چیز خودبه خود سر جایش قرار می‌گرفت.”

“بابا جون” لقبی‌ است که پدربزرگ موتی با آن شناخته می‌شود؛ کسی که بیش از هرکسی به پسرش فشار می‌آورد تا فرزند نوجوانش را وادار به آموختنِ حرفه خانوادگی کند.

اگرچه پدر و پدربزرگ با تحکم و خشونت‌ عرصه را به قهرمان فیلم تنگ می‌کنند اما کارگردان می‌گوید این شخصیت‌ها را سیاه و تک‌بعدی نمی‌بیند و به خوبی می‌تواند دلیل رفتار آنها را بفهمد.

“موقع نوشتن فیلمنامه، دلم نمی‌خواست بیننده‌ از هیچ‌کدام از شخصیت‌های فیلمم متنفر شود. دوست داشتم بیننده‌ شخصیت‌ها را درک کند طوری که حتی بتواند خودش را جای پدربزرگ فیلم بگذارد؛ کسی که در ایران سال‌ها در یک مزرعه بوقلمون کار کرده و عزت و احترامی برای خودش داشته و بعد با دست خالی به کشوری بیگانه مهاجرت کرده است.”
یووال دلشاد (راست) پشت صحنه فیلم

“در آن دوران ایرانی بودن در اسرائیل -برخلاف مثلا اروپایی بودن- چندان باعث افتخار و شان اجتماعی به شمار نمی‌آمد. در چنین شرایط سختی بابا جون از هیچ شروع کرد به ساختن تنها چیزی که بلد بود: یک مزرعه بوقلمون. این اتفاقی‌ است که برای هر مهاجری از هر ملیتی می‌تواند بیافتد. بچه‌ها زبان کشور مقصد را یاد می‌گیرند، دوستان جدید پیدا می‌کنند و جلو می‌روند اما خیلی وقت‌ها والدین به گذشته چنگ می‌زنند زیرا حس می‌کنند چیزی جز آن برایشان باقی نمانده است”.

تهیه‌کنندگی این فیلم و پخش آن را به ترتیب دو شرکت اسرائیلی Metro Communications و United King Films برعهده دارند. یکی از مدیران شرکت تهیه‌کننده چند ماه پیش در مصاحبه‌ای ابراز امیدواری کرده بود مردم ایران هم بتوانند “بابا جون” را ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند؛ حتی اگر مقامات تصمیم بگیرند آن را “ممنوع کنند”.

آقای دلشاد می‌گوید تا اینجای کار واکنش ایرانی‌های ساکن اسرائیل برای او بسیار دلگرم کننده بوده است: “چند نفر از آنها که فیلم را دیده بودند به سراغم آمدند و با چشم‌های نمناک گفتند در یکی دو دهه‌ای که در این کشور زندگی می‌کنیم، این اولین باری است که فرهنگ ما به شکلی محترمانه به تصویر کشیده می‌شود. خب، اینجا خیلی وقت‌ها در رسانه ها لهجه فارسی-عبری برای خنده و تمسخر بکار می‌رود. وقتی من ساخت فیلمم را شروع می‌کردم به بازیگرانم گفتم ابدا نمی‌خواهم با لهجه فارسی-عبری صحبت کنند،‌ بلکه یک فارسی درست و تمیز می‌خواهم. من می‌خواهم فرهنگ بی‌نظیر ایران را نشان بدهم، قطعا هیچ دوست ندارم به نظر برسد دارم شخصیت‌های فیلمم را دست می‌اندازم».

بر اساس تخمین‌ها بیش از ۳۵۰ هزار یهودی ایرانی‌الاصل در اسرائیل زندگی‌ می‌کنند که عمدتا در سال‌های پیش از انقلاب ایران و یا در آستانه انقلاب مهاجرت کرده‌اند.

کارگردان “بابا جون” انتظار دارد موضوع فیلمش کنجکاوی مردم اسرائیل را برانگیزد و آنها را به دیدن فیلم ترغیب کند اما می گوید بیش و پیش از هرچیز مشتاق است بداند مردم در ایران در مورد فیلمش چه فکر می‌کنند.
نوید نگهبان و آشر آوراهامی

“این فیلم نه از یک زاویه دید اسرائیلی، که از نگاه یک خانواده ایرانی در اسرائیل روایت می‌شود در نتیجه نگاهی همدلانه به فرهنگ ایرانی دارد. به همین خاطر فکر می‌‌کنم مخاطبان ایرانی بتوانند تصویر خود را در آن ببیند، در واقع در تمام فیلم نشانه‌هایی از ساختار و دینامیک خانواده‌های ایرانی مخفی شده که بیننده وقت تماشا آنها را خواهد شناخت و امیدوارم که با آنها ارتباط برقرار کند.”

جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو از ده تا بیست سپتامبر در شهر تورنتو برگزار خواهد شد. درکنار “بابا جون” در بخش سینمای جهان ۵۹ فیلم دیگر نیز به نمایش در می‌آید که تماشاگران از میان آنها بهترین‌ها را انتخاب خواهند کرد.

جشنواره تورنتو جزو معتبرترین رویدادهای سینمایی بین‌المللی‌ است و معمولا نام آثار راه یافته به آن را می‌توان در لیست فیلم‌های منتخب سایر جشنواره‌های معتبر بین‌المللی نیز دید.

No responses yet

Jul 04 2015

وزارت ارشاد مدرکی مبنی بر توقیف فیلم به کارگردان نمی‌دهد’؛ گفت‌وگو با محمد شیروانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد شیروانی فیلمساز مستقلی است که سال هاست در گوشه و کنار- غالباً بی سر و صدا- به کار خودش ادامه می دهد؛ با وجود موفقیت جهانی اولین فیلم بلندش، ناف، باز فیلم کوتاه و مستند می سازد و اساساً پیرو راه‌های از پیش تائیدشده نیست.

او طی ۱۸سال گذشته ۱۸ فیلم کوتاه و بلند ساخته که این فیلم ها علیرغم موفقیت در جشنواره های جهانی (نظیر جایزه جشنواره روتردام برای “لرزاننده چربی”)، هیچ گاه نمایش های درخوری در ایران نداشته اند. محمد شیروانی در اعتراض به این وضعیت تمام فیلم های خود را بر روی وبسایت شخصی اش قرار داده است.

گفت و گوی زیر درباره این اقدام اوست.

— آقای شیروانی تا به حال اتفاق نیفتاده بود که فیلمساز شناخته شده ای در ایران همه فیلم هایش را بر روی اینترنت قرار دهد. قبل از این که به چرایی این اتفاق و مساله مجوز نگرفتن در سوال های بعدی برسیم، چرا اینترنت را انتخاب کردید؟ فکر می کنید این شکل راه مناسبی برای رسیدن به مخاطبانتان است؟

شرایطى که من در آن به سر مى برم راه دومى را پیشنهاد نمى داد. اما چرا اینترنت؟ با اینکه استفاده از فضاى مجازى در ایران هنوز جا دارد تا فراگیر شود اما به نظرم نسل جوان ایران با تمام محدودیت مضاعفى که در این فضا نسبت به سایر کشورها متحمل است پا به پا خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلى فضاى مجازى است. این نسل نوستالژى ندارد و نگاه من و تو و یا هر سینه فیلى را به سالن سینما ندارد. چشم باز کرده به جهان دیجیتالى و اسباب بازى او موبایل و تبلت و گیم پلیر بوده است. حتی دیگر مخاطب دى وى دى نیست. مفهوم انتظار براى او مدت زمان دانلود است. حالا خودت ببین چقدر در مقایسه، صبورى ١٨ ساله عمیق و فاخر من براى انتشار فیلم هایم در ایران، امروز بى معنى و احمقانه جلوه می کند.

— نوشته اید به این بی عدالتی اعتراض دارید…

یک بار براى همیشه لازم می دانم که در مورد بى عدالتى و اعتراض و آگراندیسمانى که از این حرکت شخصى اتفاق افتاد صحبت کنم. در شرایطى که اختلاس هاى وحشتناک اقتصادى در کشورم اتفاق مى افتد و در مقابل کمر مردم زیر بار فقر و تورم و تحریم خم شده، استفاده از واژه انتزاعى عدالت یا بى عدالتى از سوى من در واکنش به وضعیت ام، حال هر قدر بحرانى اما در مقایسه با وضعیت مردم، سانتى مانتال به نظر می رسد.بخصوص که کلمه عدالت در ١٠ سال گذشته بسیار مصرف شده و هر آن چیزى که بیش از اندازه مصرف شود کارکرد اولیه خود را نخواهد داشت و مبتذل است. ولى در مقایسه با فیلمسازان نفتى، سخن از بى عدالتى ناچیز است.

یادم آمد سال‌ها پیش قرار بود دانمارکى ها مرورى بر آثار من داشته باشند و همزمان شد با داستان کاریکاتوریست دانمارکى و اساعه ادب به پیامبر که منجر شد به تحریم موقتى دانمارک از سوى ایران. خب مشخص بود که در آن برهه دانمارک مترادف اسرائیل بود و من از جشنواره آنها انصراف دادم. همان هایی که نمی خواستند سر به تن ما باشد شروع کردند در مطبوعات داخلى ضمن قدردانى از من و چند نفر دیگر که به دانمارک نرفته بودند از ما چهره اى انقلابى و متعهد ساختند و دست آخر ریس جمهور نیز چک پنج میلیونى به عنوان هدیه به ما دادند که من آن را نپذیرفتم و خواستم تا به مستمندان خانه سینما تعلق بگیرد. در صورتی که به یک میلیون تومان آن هم محتاج بودم. خب نه آن پول حق من بود نه آن چهره اى که از من ساخته بودند چهره من.

— همه فیلم‌ها را به وزارت ارشاد ارائه کرده اید و جواب رد شنیده اید؟ چه دلیلی برای توقیف رسمی – یا غیر رسمی – آنها ارائه شده؟

ارشاد مدرکى مبنى بر توقیف به کارگردان یا تهیه کننده نمى دهد. در مواردى که امیدى به اصلاح فیلم وجود دارد لیست اصلاحیه ها را می دهند. به عنوان مثال “ناف” و “آبادان” مانى حقیقی در سال ١٣٨١ دچار توقیف شدند. “آبادان” ٣٣ مورد اصلاحى گرفت اما در مورد “ناف” اصلا با من وارد گفت وگو نشدند چون قابل اصلاح نبود. یا “لرزاننده چربى” در سال آخر ارشاد دولت احمدى نژاد ساخته شد. فیلمنامه که مشکل حادى نداشت. بعد از ٤ بار رد کردن فیلمنامه نماینده شورا کاغذى به من داد که روى آن نوشته شده بود: زیادى روشنفکرى، فاقد ارزش‌ها، فاقد پیام مشخص و فاقد اولویت ها!

در واقع نتوانسته بودند ایرادى از فیلمنامه بگیرند؛ فقط آن را نفهمیده بودند. نماینده شورا را شناختم؛ او سالها در فیلم هاى جنگى دهه شصت نقش رزمنده هاى خوش سیما را بازى می کرد که در تمام فیلم ها شهید می شد و هر بار اشک مرا در می آورد.

— فیلم های شما غالباً لایه های اجتماعی دارند و نه سیاسی. فکر می کنید مشکل مجوز آنها از همین لایه های اجتماعی نشات می گیرد؟

همان طور که خودت اشاره کردى من فیلمساز سیاسی نیستم و نمی توانم براى جامعه نسخه اى رهایی بخش صادر کنم، وقتى هنوز از بند گرفتاری هاى فردى رها نشده ام. اما این به معنى انفعال یک ناظر بى طرف نیست و آزادگى و حقیقت طلبى دو رکن مهم زندگی من بوده که تا به حال آن را معامله نکرده ام و ترجیح داده ام که آن را زندگى کنم.

اما بسیار دیده ام کسانى را که نشسته اند بر روى صندلى امن و درباره آزادگى و حقیقت مانیفست ها داده اند. هر چند دسته دوم شاید باهوش‌ترند. من علاقه اى نداشته و ندارم که تبدیل به قهرمان ملى شوم. ترجیح می دهم سختى کار در ایران را به دوش بکشم و همچنان فیلم بسازم و فیلم هایم ارتباط مستقیم داشته باشد با زیستى که تجربه می کنم. کیست که به سانسور و بى عدالتى اعتراض نداشته باشد اما از همه مهم‌تر حال روحى و روانى هنرمند است که هر از چند گاهى به خانه تکانى احتیاج دارد. ٩ فیلم کوتاه و نیمه بلند، ٧ مستند بلند و ٢ فیلم سینمایی در طول ١٨ سال گذشته ساخته ام که ٢ فیلم کوتاه و ٢ مستند بلند و ٢ فیلم بلند سینمایی ام اجازه نمایش ندارند و ١٢ فیلم دیگر مشکلى ندارند و چند تک نمایش در گوشه کنار کشور داشته اند.

گروه هنر و تجربه سال گذشته فیلم “صفر بیست و یک” من را براى اکران تقاضا کرد و در مقابل من، بحث پیگیرى رفع توقیف “لرزاننده چربى” را در دولت روحانى وسط کشیدم و آنها گفتند اگر “صفر بیست و یک” را در اختیار آنها بگذارم در عوض مجوز “لرزاننده” را خواهند گرفت اما خب خبرى نشد.

— فیلم‌های شما موفقیت های قابل توجهی در خارج از ایران داشته اند و منتقدان شناخته شده ای هم درباره آنها نوشته اند. در داخل ایران چطور؟ وقتی فیلم ها نمایش نداشته اند، آیا در نمایش های محدودشان مورد توجه منتقدان داخل ایران قرار گرفته اند؟

منتقدان ایرانى این روزها ترجیح می دهند والیبال و فوتبال را تحلیل کنند. حق هم دارند.

— بابت اجازه دانلود هر فیلم در وبسایت مبلغ کمی از تماشاگران خواسته اید. فکر می کنید این کمک خواهد کرد تا بخشی از مخارج فیلم ها را جبران کنید یا این که صرفاً برای حرفه ای تر شدن مخاطب از آنها خواسته اید پول پرداخت کنند؟

اینکه در وبسایت شخصى ام مبلغى اندک را درنظر گرفتیم بیشتر جنبه نمادین و آموزشى داشت تا مردم دست از عادت همیشگى بردارند و به حقوق مؤلف احترام بگذارند. اگر مؤلف اثرش را بدون هیچ امنیتى بى واسطه در اختیار مردم قرار می دهد و درخواستش بدون هیچ تحکمى از مردم این است که شما فیلم را براى تنها خودتان دانلود کنید، طبیعى است که مردم پاسخ احترام را با احترام می دهند و این بزرگ ترین درسی بود که آنها به من دادند.

وبسایت ما تا سه ماه دیگر آماده می شد اما اگر زودتر از موعد فیلم ها را منتشر کردیم به خاطر این بود که متوجه شدیم یک سایت ایرانی فیلم “لرزاننده چربی” را با کیفیت پایین براى دانلود گذاشته است و در آن لحظه در موقعیتى قرار گرفتم که فیلم اول سینمایی ام “ناف” دچار قاچاق گسترده شد و در پیاده روها فروخته شد. انگار بچه ات را از تو دزدیده اند و نمی خواستم دوباره آن موقعیت تکرار شود.

اما سایت نیمه کاره ما نتوانست ترافیکِ کاربران در روزهاى اول را به درستى پاسخگو باشد و تعداد زیادى از کاربران را کلافه کرد و تعداد زیاد دیگرى ریزش مخاطب داشتیم.

— فیلم های شما به شکل کاملاً آشکاری شخصی هستند؛ در عین حال تجربی و مستقل. از این همه شما واژه آلترناتیو را برای فیلم های تان انتخاب کرده اید….

آلترناتیو بودن افتخار نیست که به آن ببالم، یک ضرورت است. از سر اجبار است که در شرایط بحرانى راه جایگزین را انتخاب می کنیم . طبیعى است هر حرکت آلترناتیوى روزى به جریان اصلى بدل خواهد شد و عده اى دیگر با پیشنهادهاى تازه شان این فضاى به شدت مهم را زنده نگه می دارند و با چالش کشیدن جریان اصلى موجب رشد آن خواهند شد.

— و تجربه بعدی شما چه خواهد بود؟

فیلمى است سینمایی سرشار از شوخى بر اساس رمان “عامه پسند” نوشته چارلز بوکوفسکى که در کارنامه ام تجربه متفاوتى خواهد بود و امیدوارم آدم هاى بیشترى را به آغوش بکشد. چند ماهی است که برایش درخواست پروانه ساخت داده ام.

بیشتر بخوانید:‌ گفت‌وگو با محمد شیروانی درباره فیلم “لرزاننده چربی“

No responses yet

May 25 2015

مدیرعامل پیشین خانه سینما: در دوره قبلی شلاق می‌خوردیم و عده‌ای فقط به ما می‌نگریستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

کلمه: چکیده :تعطیلی خانه سینما هزینه سنگینی بود که به کشور تحمیل شد. فراموش نکنید که هر یک از ما هرچقدر هم کوچک باشیم با رفتار خود تاریخ را می‌نویسیم. همه ما جمله‌ای از تاریخیم که می‌تواند دلپذیر یا دشوار باشد و آیندگان بی رحمانه درباره ما قضاوت خواهند کرد….

مراسم تقدیر از هیات مدیره و مدیر عامل پیشین خانه سینما با حضور سینماگران برگزار شد.

به گزارش خبرآنلاین، در این‌ برنامه که روز سوم خردادماه همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر برگزار شد، حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در سخنانی گفت: «اهل مرور گذشته نیستم اما یادآوری و کنکاش عالمانه بعضی مسائل را لازم می‌دانم.»

او اضافه کرد: «بسته شدن خانه سینما ارزش یک کار پژوهشی را دارد زیرا چگونه ممکن است عده‌ای از مدیران بخشی از این نظام را به جمع‌بندی برسانند که خانه سینما را تعطیل کنند، بنابراین بررسی این خطای استراتژیک و فاحش بسیار مهم است.»

او با اشاره به صبوری هیات مدیره پیشین خانه سینما برای بازگشایی این تشکل صنفی ادامه داد: «تعطیلی خانه سینما هزینه سنگینی بود که به کشور تحمیل شد. فراموش نکنید که هر یک از ما هرچقدر هم کوچک باشیم با رفتار خود تاریخ را می‌نویسیم. همه ما جمله‌ای از تاریخیم که می‌تواند دلپذیر یا دشوار باشد و آیندگان بی رحمانه درباره ما قضاوت خواهند کرد.»

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به همزمان شدن این برنامه با سالروز آزادسازی خرمشهر افزود: «سربازان جوان ما هم آن در آن دوره نمی‌دانستند که با عملکرد خود چه تاریخی را می‌سازند.»

ایوبی با اشاره به وضعیت خانه سینما در اوایل حضورش در سازمان سینمایی یادآور شد: «در دومین هفته ورودم به سازمان با وضعیتی بسیار عجیب روبرو شدم که حتما خاطراتش را خواهم نوشت و موضوع اینجاست که حتی تا انتخابات سال گذشته هنوز عده‌ای فکر می کردند می‌توانند جلوی خانه سینما را بگیرند که تجربه نشان داد نتوانستند.»

او با مرور وضعیت سینما در ۲۰ ماه گذشته گفت: «اوایل حضورم در سازمان سینمایی جلسه‌ای با انجمن سینماداران داشتم که جزو تلخ‌ترین خاطراتم بود چرا که آن‌ها می خواستند سینماها را تحویل دهند اما خوشحالم که امروز تحرک مثبتی در این هنر پیش آمده و به فروش بسیار خوبی رسیده‌ایم.»

او در عین حال از درج بعضی مطالب در صدا و سیما اظهار تاسف کرد و گفت: «گاه می‌بینیم که بعضی با خوشحالی می گویند فروش فیلم‌ها خوب نبوده است، نمی‌دانم چرا عده‌ای از اتفاقات بد سینما ذوق‌زده می‌شوند، در حالی که مردم با سینما آشتی کرده‌اند و سینماگران و فیلم‌هایشان را می‌خواهند.»

ایوبی با ابراز خرسندی از حضور رضا میرکریمی به عنوان مدیرعامل جدید خانه سینما ادامه داد: «آمدن آقای میرکریمی می‌تواند به سینمای کشور کمک بسیاری کند. من هرگز نمی‌دانم آقای عسکرپور مدیرعامل قبلی و همکارانش چگونه این همه ایستادگی کردند و با صبر و حوصله و درایت درس‌های بسیاری را به ما آموختند.»

او با برشمردن تجربیات مثبتی که به عنوان درس از تعطیلی خانه سینما به دست آمده است، افزود: «این درس‌ها برای ما مدیران، شما سینماگران و هیات مدیره جدید بسیار مفید خواهد بود چرا که یاد می‌گیریم اگر جامعه سینمایی کنار ما باشد هیچ مشکلی نخواهیم داشت. به همین دلیل می‌کوشیم از طرف شما تصمیم نگیریم بلکه با شما تصمیم بگیریم.»

رئیس سازمان سینمایی خطاب به سینماگران توصیه کرد: «فکر نکنیم حالا دیگر وقت تقسیم غنائم است و میرکریمی و دوستان هیات مدیره جدید باید همه مشکلات سینما را حل کنند زیرا این مشکلات به تدریج حل خواهد شد.»

او ادامه داد: ‌«امروز از آقای حیدری خلیلی از همکارانم در سازمان سینمایی خواستم تا فهرستی از کارهایی را که می‌توانیم به خانه سینما واگذار کنیم تهیه کند که اگر چنین شود بنده باید استعفا بدهم.»

ایوبی تاکید کرد: «ما معتقدیم شما بهتر از ما امور را می‌شناسید و می‌توانید مسائل را اداره کنید. نمونه‌اش همین فیلم‌خانه‌ای است که ۲۷ سال است بخش دولتی تلاش دارد آن را راه بیاندازد و تا به حال چنین نکرده اما مجتمع‌های خصوصی مانند کوروش و … در مدتی کوتاه عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند.»

رئیس سازمان سینمایی ادامه داد:‌ «مهمترین درس از تجربه تعطیلی خانه سینما با هم بودن است و اینکه ما به عنوان مدیر فکر نکنیم می‌توانیم از طرف شما تصمیم بگیریم.»

او همچنین از موفقیت فیلم ناهید در جشنواره کن ابراز خرسندی کرد و ادامه داد: «سال گذشته ۲۲۲ جایزه خوب جهانی گرفته‌ایم و ۴۶ کرسی داوری متعلق به هنرمندان ما بوده است که موفقیت بسیار بالایی است.»

ایوبی با لحنی طنزآمیز گفت: «همیشه به من می‌گویند چند دقیقه صحبت کنم و آرزو به دلم مانده گفت‌وگوی مفصلی با دوستان سینماگر داشته باشم که طی آن همه خود را بی‌رحمانه نقد کنیم و مرور کنیم که سینمای کشور چه وضعی داشت.»

این مدیر سینمایی همراه با رضا میرکریمی مدیرعامل جدید خانه سینما و رضا ایرانمش هنرمند جانباز از محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل پیشین خانه سینما تقدیر کرد.

در ادامه عسکرپور با اشاره به درج مطالبات اهالی سینما از رضا میرکریمی با لحنی طنزآمیز گفت: «برای رسیدن به این برنامه در ترافیک ماندم و از آقای میرکریمی می‌خواهم برای ترافیک تهران هم کاری کند چون این روزها دوستان سینمایی مطالبات بسیار گسترده و متنوعی از ایشان داشته‌اند.»

او ادامه داد:‌ «در این چند سال مجال صحبت کردن داشتم و از تریبون‌های مختلف استفاده می‌کردم، بنابراین لزومی ندارد تاریخ پیدایش چرخ را مرور کنم و فقط به نکته‌ای از سخنان آقای ایوبی اشاره دارم. درس گرفتن از تعطیلی خانه سینما را به دو صورت می‌توان استفاده کرد، بخشی از آن به خانواده سینما برمی‌گردد که این درایت در آن‌ها وجود داشت و قوی‌تر هم شد. بنابراین نگران این بخش نیستم.»

این سینماگر اضافه کرد: «مهم این است مسئولان کشور در حوزه‌های مختلف از این تجربه درس بگیرند. همچنان‌که در جلسه با مسئولان بارها گفته‌ام امروزه وضعیتی نیست که گله‌گذاری و نقد از دولت قبل سخت باشد، همچنان که امروزه بعضی از مسئولان به ما می‌گویند ما در آن دوره خیلی نگران شما بودیم اما شرایط ما مانند این بود که در حیاطی شلاق بخوریم و در این وضعیت عده‌ای از پنجره به ما می‌نگریستند و عده دیگری سرشان را پایین انداخته بودند.»

مدیرعامل قبلی خانه سینما افزود: «نگرانی بزرگ من این است که چه تضمینی وجود دارد این اتفاقات دوباره پیش نیاید.»

او با اشاره به اظهارنظر بعضی از سینماگران مبنی بر اینکه خانه سینما باید از کار سیاسی دست بکشد افزود: «شاید تصور این دوستان این بود که وقتی از دیوار خانه ما بالا آمدند و وارد حیاط شدند ما باید پیش همان کسانی می‌رفتیم که این کار را انجام داده بودند و لابد این کار را فرهنگی می‌دانستند.»

عسگرپور به دیگر اقدامات خانه سینما در دوره گذشته اشاره کرد و گفت: «خانه سینما فعالیت‌های زیادی در حوزه معیشتی هم داشت اما این کارها تحت تاثیر قیل و قال‌ها گم شد. البته قرار است من و فرهاد توحیدی رئیس هیات مدیره قبلی کتابی درباره تجربیات خود از تعطیلی خانه سینما بنویسیم.»

در ادامه برنامه هیات مدیره قبلی خانه سینما شامل فرهاد توحیدی، امیر اثباتی، ابراهیم مختاری، محمدرضا مویینی، مرتضی رزاق کریمی، سید مهدی خادم بازرس خانه سینما، سیروس الوند و محمد سریر تقدیر شدند.

اهدای هدیه ویژه به رضا ایرامنش به رسم یادبود برای حضورشان در خانه سینما تقدیم شد.

تقدیر ویژه از هیات مدیره و مد یر عامل پیشین خانه سینما از سوی کانون کارگردانان توسط داریوش فرهنگ (عضو کانون کارگردانان) , کمال تبریزی(رئیس کانون کارگردانان) و همایون اسعدیان (دبیر هفدهمین جشن خانه سینما ) صورت گرفت

داریوش فرهنگ در ابتدای اهدای لوح گفت: «من خوشحالم که به یک کارگردانی که مدیرعامل جدید شده و به کارگردانی که مدیر عامل پیشین بوده لوح یادبودی را اهدا خواهم کرد.»

کمال تبریزی(رئیس کانون کارگردانان) همچنین افزود: «در مورد آقای عسگرپور همه ی گفتنی ها گفته شده فقط چند مورد باید یاد آوری کنم یک حسی در دروه گذشته و جود داشته و این تنها وجه پیروزی ما بوده است و باید آن را سرلوحه کارهای که در آینده می خواهم انجام بدهیم قرار دهیم که کسانی را که خودمان با دست خودمان انتخاب کردیم همین هیات مدیره فعلی و قبلی و مدیر عاملی به انتخاب هیات مدیره انتخاب می شود اگر همه ما پشت این افراد باشیم مطمن باشیم در مسیری که داریم حرکت می کنیم پیروز می شویم و هیچ اتفاقی و هیچ توپی نمی تواند خانه سینما را تکان دهد و هر اتفاقی در سالهای آینده بیوفتد و همه ما دست هایمان در دست هم باشد اگر علیرغم سلایق مختلف در مورد خانه هم رای باشیم و کمک کنیم به هیات مدیره و مدیر عامل حتما پیروزی های گذشته را تکرار می کنیم و دیگر هیچ چیز تهدیدمان نخواهد کرد یکی از علل مهم بسته شدن خانه اون انشقاقی بود که در صنوف بوجود آمد بنابراین فکر می کنم اگر همه با هم متحد باشیم دیگر اتفاقاتی مثل بسته شدن در خانه سینما بوجود نمی آید واین تجربه را در حافظه داشته باشیم و به نسل های بعد منتقل کنیم و بدانیم که راز ماندگاری ما در کنار هم بودن و با هم یکی شدن است ، البته آقای عسگرپور توانایی در مدیریت بحران داشتند علی رغم اون اتفاقاتی که افتاده است که مثل آقای عسگرپور در مجموعه خانه سینما نداشته باشیم اما فکر می کنم یکی از بهترین های آن آقای عسگرپور است.»

لوح تقدیری از سوی کمال تبریزی، داریوش فرهنگ و همایون اسعدیان به محمد مهدی عسگرپور اهدا شد

پس از این عسگرپور اضافه کرد: «اصل موضوع این است من به عنوان یکی از اعضای خانه سینما از شخص آقای میرکریمی تشکر می‌کنم که این مسئولیت را پذیرفتند و هیات مدیره بهترین انتخاب را انجام دادند چون ایشان در تمامی حوزه‌ها خوش درخشیدند و من نیز و اعلام آمادگی می‌کنم که در هر حوزه که ایشان صلاح بدانند در خدمتشان خواهم بود.»

اهدا لوح تقدیر توسط کیوان کثیریان رئیس شورای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران و سحر عصر آزد سخنگوی انجمن به محمد مهدی عسگرپور تقدیم شد.

کیوان کثیریان رئیس گفت : «این تقدیر از شجاعت عاقلانه و صبورانه هیات مدیره است و ما هم در این مدت چیزهای زیادی از هیات مدیره و مدیرعامل یاد گرفتیم.»

اهدا لوح تقدیر از سوی انجمن چهره پردازان سینمای ایران توسط عبداله اسکندری به آقای محمد مهدی عسگرپورانجام شد.

رضا مقصودی رئیس کانون فیلم نامه نویسان و رخشان بنی اعتماد لوح تقدیری را به فرهاد توحیدی اهدا کردند.

فرهاد توحیدی گفت: «روز بدی است که مقدس رفت و روز خوبی است که در کنار هم هستیم خیلی ها را اگر نبود چنین اتفاقاتی نمی افتاد یک نیمه پنهان ما داشتیم و ما امدیم بالا و حرف زدیم و رفتیم ولی عذاب و رنج این سالها در خانه ها را همسران ما کشیدند و هر تقدیری که هست برای خانواده ماست, تشکر می کنم از تمامی کارکنان خانه سینما , از ۸ +۱ شجاعت اصلی را آنها انجام دادند و اگر اینها نبودند امروز هم وجود نداشت یک کسی نقش کلیدی داشت و فداکاری های خیلی بزرگی کردند اگر این وکیل شجاع و با درایت نبود جناب دکتر خندان قطعا توفیق نداشتیم در بحرانی ترین سالهالی خانه سینما ایشان بودند که ما را از گریزگاه ها نجات دادند یک ستونی قرار بود در حیاط خانه سینما ساخته شود تا تمامی کسانی که در همیاری صنفی شرکت کردند و از نان شب و هزینه خانه خود زدند و به خانه خودشان کمک مالی کردند تا خانه پابرجا بماند ساخته شود که انشاله با پیگیری هیات مدیره این به انجام خواهد رسید.»

او ادامه داد: «از روسای صنوف زینت رضا، همایون اسعدیان، فرشته طائرپور، زنده یاد مرتضی ندایی، امین تارخ، حسن حسندوست، آناهید آبا، مصطفی احمدی، رویا تیموریان، مسعود رایگان، رضا کیانیان، منوچهر شاهسواری، کیوان کثیریان، پرویز پرستویی، سیدمحسن هاشمی در بزنگاه مختلف به داد رسیدن و خیلی های دیگرو بعدا در دوران بازگشایی محمد حیدری، تابش و بهمن کارگر و دست تمام دوستان را ببوسیم و متشکرم و برای هیات مدیره جدید خانه سینما و مدیر عامل خانه سینما سید رضا میرکریمی آرزوی موفقیت می کنم.»

لوح تقدیر از سوی انجمن مدیران تولید توسط یونس صباحی به محمد مهدی عسگرپور و فرهاد توحیدی اهداشد.

اهدای لوح تقدیر و هدیه از سوی علیرضا تابش و حبیب ایل بیگی معاونت سینمایی کشور به محمد مهدی عسگرپور داده شد و هدیه از سوی احمد مسجدجامعی توسط امین تارخ به محمد مهدی عسگرپور اهدا شد

No responses yet

May 04 2015

حکایت وزارتخانه ای که مجوز می دهد و زیرش می زند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

عصرایران: تکلیف وزارتخانه ای که در کمیته های کارشناسی و تخصصی با حضور اهل فن به آثار هنری مجوز می دهد و سپس با یک تشر عقب نشینی می کند و خود حرمت اهل فن منصوب خود را رعایت نمی کند چیست؟
عصر ایران؛ رضا میرمحرابی – فیلمی را تصور کنید که پیش از تولید فیلمنامه اش برای دریافت پروانه ساخت به شورای صدور پروانه ساخت ارسال می شود، مجوز می گیرد و سپس با هزینه ای در بخش خصوصی تولید می شود، مجوز نمایش می گیرد، در جشنواره فیلم فجر برای همگان به نمایش در می آید، آماده اکران عمومی می شود، همه چیز آماده است، اما ناگهان سخنگوی محترم وزارت ارشاد در نشست خبری اش می گوید برنامه ای برای نمایش آن فیلم نداریم!

حکایت، حکایت فیلم “خانه دختر” است. آخرین فیلمی که پس از اخذ مجوز از سازمان سینمایی مورد غضب مخالفانش قرار گرفت و در یک سناریوی از پیش تعیین شده (طی کردن مراحل اخذ مجوز از ارشاد- نمایش در جشنواره- فشار مخالفان فیلم -عقب نشینی وزارت ارشاد) قافیه را باخت تا کارگردانش در یادداشتی در مقام گلایه برآید که ای متولیان قانون! خود چرا پشت ما را خالی می کنید؟
پیش تر نیز این سناریو برای فیلم های گزارش یک جشن، خانه پدری، قصه ها، عصبانی نیستم و چند فیلم دیگر اتفاق افتاده بود.

لازم است یادآور شویم هدف این نوشتار دفاع از یک فیلم یا یک جریان فکری خاص نیست ، درد اول و آخر در این باره فقط یک چیز است و آن هم سیستم عجیب وزارت ارشاد دولت تدبیر و امید در خالی کردن پشت فعالان هنری است که مسیر قانونی را برای تولید اثرشان طی کرده اند ولی اگر آن اثر اگر باب طبع عده ای نباشد، باید متوقف شود! آیا قرار است همه یکدست فکر کنیم و یکدست ببینیم و یکدست زندگی کنیم؟

حال رییس محترم سازمان سینمایی که در نوشتار قبلی از شخصت آگاه و فرهیخته شان سخن گفته بودیم، امروز در مقابل اکران فیلمی مانند عصبانی نیستم، خانه دختر و خانه پدری عقب نشینی می کند و فردا روزی برای دلجویی به پشت صحنه فیلم جدید آن کارگردان زخم دیده می رود! این چه تدبیری ست؟ این چه امیدی ست؟ یک بار برای همیشه در یک نقطه بایستید و از مجوز قانونی تان دفاع کنید.

اما تکلیف وزارت خانه ای که در کمیته های کارشناسی و تخصصی با حضور اهل فن به آثار هنری مجوز می دهد و سپس با یک تشر از جانب منتقدان (منتقد محترم است و هر اثری با هر سمت و سویی منتقدانی خواهد داشت) عقب نشینی می کند و خود حرمت اهل فن منصوب خود را رعایت نمی کند چیست؟ مگر نه این است که حفظ حرمت امامزاده با متولی آن است؟

No responses yet

Mar 09 2015

سرپناه برای زنان کارتن‌خوابِ شهر؛ بنی‌اعتماد جایزه‌‌اش را حراج کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,هنر

رادیوفردا: رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سینمای ایران، آخرین جایزه بین‌المللی‌اش را که برای فیلم «قصه‌ها» دریافت کرده است، به منظور ساخت سرپناهی برای زنان بی‌پناه به حراج گذاشت.

به گزارش ایسنا، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره «آسیاپاسفیک» که چند ماه پیش به خانم بنی‌اعتماد تعلق گرفت،‌ در حراجی بین‌المللی به معرض فروش گذاشته خواهد شد تا هزینه ساخت «خانه مهر» توسط یک موسسه خیریه برای زنان کارتن خواب شهر تهران تامین شود.

این کارگردان سینمای ایران که پیشتر و به هنگام سپردن جایزه‌های خود به موزه سینما، اعلام کرده بود که بعد از حیات، تمامی جوایزش به منظور تاسیس بنیادی برای حمایت از زنان آسیب دیده تحت نظارت فرزندانش “تندیس” و “باران” به فروش برسند‌، آخرین جایزه فیلم «قصه‌ها» را به این موسسه خیریه اهدا کرد.

​​خانم بنی‌اعتماد دراین باره به خبرگزاری مهر گفت: «زمانی که جوایز سینمایی خود را به موزه سینما اهدا کردم، گفتم وصیت می‌کنم که این جوایز در یک حراج بین‌لمللی به فروش برسند تا بشود از این طریق بنیادی برای ایجاد سرپناه برای بی‌پناهان شکل بگیرد.»

کارگردان فیلم سینمایی «روسری آبی» همچنین اعلام کرد:« در تلاش هستیم تا مکانی را برای استقرار این جایزه آماده کنیم تا بتوانیم یک حراج مناسب در سطح بین‌المللی برگزار کنیم و امیدوارم که این جایزه توسط ایرانی‌های داخل یا خارج از کشور، خریداری شود.»

جایزه ویژه هیات داوران «آسیاپاسفیک» جدیدترین جایزه بین‌المللی فیلم سینمایی «قصه‌ها» است که به رخشان بنی اعتماد تقدیم شده است.

طی چند روز آینده این جایزه به مکان احداث «خانه مهر» منتقل خواهد شد تا در فروشی بین‌المللی به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش رسیده و هزینه ساخت «خانه مهر» برای زنان بی‌سرپناه تامین شود.

فیلم سینمایی «قصه‌ها» آخرین ساخته رخشان بنی‌اعتماد، با وجود داشتن پروانه نمایش،‌ امکان اکران عمومی در سینماهای ایران را پیدا نکرده است. این فیلم از جمله آثاری است که کمیسیون فرهنگی مجلس ایران، ‌در نامه‌ای به وزارت ارشاد، خواستار توقیف و به نمایش درنیامدن آن شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .