اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'فوتبال'

Aug 05 2017

دو ملی پوش ایران، زیر منگنه اسرائیل و یونان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

ایران وایر:
شهریار نکوزاد، شهروند خبرنگار
رویارویی با ورزشکاران یا تیم ورزشی اسراییلی، یک نگرانی همیشگی و دایمی برای ورزشکاران ایرانی است؛ داستانی که از سال ۱۹۸۳ و رقابت های کشتی آزاد و فرنگی جهان در «کی یف» شوروی آغاز شد.
«بيژن سيف‌خانى»، فرنگى كار گيلانىِ وزن ۷۴ كيلوگرم مقابل «رابينسون كوناشويلى»، کشتی گیر اسراییلی کشتی گرفت و در نهایت با نتيجه ۷ بر ۴ به پيروزی رسید. روزنامه «كيهان» و مجله «كيهان ورزشى» از این مقام به عنوان قهرمانی بزرگ ایران یاد کردند. اما همان شب، پس از انتشار خبر رقابت کشتی گیر ایرانی مقابل حریف اسراییلی، «على‌ اكبر ولايتى»، وزير امور خارجه وقت ایران دستور می دهد که تمام کاروان ئرزشی باید به ایران برگردند. خبر شبانه به گوش کشتی گیران ایران رسید. مربیان به اتاق تک تک بازیکنان رفتند، آن ها را بیدار کردند و گفتند وسایل خود را جمع کنید، باید به تهران برگردیم. این آغاز مرزبندی ها بین ورزشکاران ایرانی و اسراییلی بود.

روایت پرهیز تیم های ورزشی یا ورزشکاران ایرانی از مقابله با حریفان اسراییلی آن قدر تکراری شد که «کمیته جهانی المپیک» تصمیم گرفت قوانین خود را تغییر دهد. اول بار در سال 2006 میلادی، «ژيل ديويس»، سخن گوى كميته بين المللى المپيك نثر جدید قوانین کمیته جهانی را برای رسانه ها خواند: «در صورتی که ورزشکار یا ورزشکارانی از حضور مقابل ورزشکار یا ورزشکارانی دیگر به دلایل سیاسی، مذهبی، نژادی و قومیتی امتناع کنند، آن ورزشکار مادام العمر از حضور در رقابت های بین المللی محروم خواهد شد. همین طور فدراسیون و کمیته المپیک آن کشور با تهدیداتی، از جریمه نقدی تا محرومیت از حضور در رقابت های بین المللی و المپیک مواجه خواهند بود.»

از همان سال دیگر رسانه های ایران از عبارت «در حمایت از مردم مظلوم فلسطین» برای عدم رویارویی ورزشکاران ایران با اسراییل استفاده نکردند. هربار که به قید قرعه یا براساس جدول مسابقات، یک تیم یا ورزشکار ایرانی باید مقابل حریفی اسراییلی قرار می گرفت، بهانه مصدومیت پیش می آمد. نمونه ها از آن سال فراوان هستند. حتی بدون مصدومیت هم ورزشکاران ایرانی خود را موظف به دور شدن از حریف اسراییلی می دیدند.

سال 1390 خورشیدی، در رقابت های جهانی کشتی فرنگی و در وزن 120 كيلوگرم، «بشير باباجان زاده» كه در دور اول، حريف روسی خود را برده بود، در كشتی دوم، در حالی كه در زمان دوم سه به یک پيش بود، خود را با عنوان مصدوميت از مسابقات كنار کشید. او در صورت پيروزی، در نيمه نهايی با حريفی از اسراییل دیدار می کرد.

دیگر مهم نیست ورزشکار ایرانی در کدام کشور یا کجای این جغرافیای ورزشی قرار گرفته است. آن ها همیشه باید از رقابت با حریفان اسراییلی پرهیز کنند. سال 1383، «وحید هاشمیان»، بازیکن تیم ملی ایران که آن روزها در «بایرن مونیخ» آلمان بازی می کرد، حاضر نشد در لیگ قهرمانان اروپا، مقابل «مکابی» اسراییل بازی کند. چه در بازی رفت و چه در بازی برگشت، باشگاه اعلام کرد که وحید مصدوم است.
«اشکان دژاگه» روایت جالب تری داشت؛ او سال 1387 در حالی که بازیکن و کاپیتان تیم ملی جوانان آلمان بود، از سفر به اسراییل برای دیدار با تیم ملی جوانان اسراییل خودداری کرد. هرچند به صورت رسمی اعلام نشد که به دلیل پایبندی به قوانین ایران از این سفر پرهیز کرده است اما در آلمان جوی علیه اشکان شکل گرفت. همان زمان، «ولفگانگ شويبله»، وزير كشور آلمان از تصميم دژاگه انتقاد كرد. هر دو بازیکن هم به نوعی در خفا از سوی آلمانی ها تنبیه شدند. قرارداد هاشمیان در سال بعد تمدید نشد. اشکان هم از تیم امید آلمان هرگز به تیم ملی بزرگ سالان نرسید و راهی ایران شد. از آن پس، قواعد عقد قرارداد میان بازیکنان ایرانی با باشگاه های اروپایی و حتی آسیایی کمی متفاوت شد. بازیکنانی که طی سال های اخیر راهی اروپا شده اند، با مدیران باشگاه خود به توافق می رسند که در صورت رویارویی احتمالی تیم های باشگاهی خود مقابل حریفان اسراییلی، از حضور در ترکیب تیم های خود معاف شوند.

هفته گذشته بار دیگر این اتفاق تکرار شد. این مرتبه درخواست دو بازیکن تیم ملی ایران از باشگاه یونانی «پانیونیوس» اجرا شد. «مسعود شجاعی» و «احسان حاجی صفی»، دو ملی پوش فوتبال ایران هستند که برای این باشگاه یونانی بازی می کنند. هر دو هم جزو کاپیتان های کنونی تیم ملی ایران به شمار می روند.

تیم یونانی در اولین قدم موفق شد تیم «گوریسا» اسلوونی را در رقابت های مقدماتی جام باشگاه های اروپا شکست دهد. بعد از این موفقیت، سایت «رادیو ورزش» یونان در تمجید از بازی دو ملی پوش ایرانی، به سراغ قرعه این تیم رفت و به بازی آینده پانیونیوس اشاره کرد و نوشت: «تیم مکابی اسراییل، چالش جدی بعدی تیم پانیونیوس است و مانع بزرگی برای این تیم خواهد بود. با این حال، برای شاگردان “گریگوریو”، هیچ چیز غیرممکن نیست. غیبت بازیکنان ایرانی (مسعود شجاعی و احسان حاج‌صفی) برای تیم پانیونیوس مشکل خواهد بود.»

مکابی (با نام کامل «مکابی حیفا»)، از قدیمی ترین باشگاه های فوتبال اسراییل محسوب می شود؛ تیمی که سال 1913 تاسیس شده و اولین باشگاه اسراییلی است که به لیگ قهرمانان اروپا رسیده است. آن ها ابتدا در «جام باشگاه های آسیا» (لیگ قهرمانان آسیای کنونی) شرکت می کردند ولی از سال 1979 و با فشار کشورهای اسلامی، برای تحریم رقابت هایی که اسراییل در آن ها حضور دارد، به اروپا رفتند. اما کوچ آن ها باعث تمام شدن دردسر ورزشکاران ایرانی نشده است.

پنج شنبه پنجم مردادماه، باشگاه یونانی باید در خاک اسراییل مقابل مکابی قرار می گرفت. رادیو ورزش یونان پیشاپیش خبر از غیبت این دو بازیکن داده بود اما سایت باشگاه پانیونیوس هم خبر از غیبت قطعی این دو بازیکن به دلایل محرومیت و مصدومیت داد. تیم یونانی در غیاب ستاره های ایرانی خود، یک بر صفر مقابل مکابی شکست خورد.

این پایان داستان نیست؛ حالا مکابی باید به یونان بیاید تا بازی برگشت را برگزار کند. باز هم دو ملی پوش ایرانی باید بر پایه همان قاعده همیشگی، از حضور مقابل حریف اسراییلی امتناع کنند؛ امری که قابل پیش بینی و عادی به نظر می رسد. اما دو اتفاق، ماجرا را پیچیده کرده است؛ خبرگزاری «ایلنا» روز ششم مردادماه، یک روز پس از بازی، در گزارشی با استناد به ادعای سایت «کانون هواداران پانیونیوس» یونان، خبر از تلاش فدراسیون فوتبال اسراییل و همین طور باشگاه مکابی برای محروم کردن بازیکنان تیم ملی ایران به دلیل ممانعت از سفر به این کشور را داد. باشگاه اسراییلی با استناد به قوانین کمیته جهانی المپیک و همین طور فدراسیون جهانی فوتبال، تلاش کرد تا ثابت کند دلیل عدم سفر احسان حاج صفی و مسعود شجاعی به اسراییل، صرفا مسایل سیاسی بوده است.

اثبات این ادعا و بعد محرومیت احتمالی دو بازیکن ایرانی، آتشی نیست که فقط به دامن این دو بازیکن یا تیم ملی ایران بیافتد. باشگاه پانیونیوس بیش تر از هرکس و هر تیم از این اتفاق متضرر خواهد شد. دو سرمایه اصلی آن در این بین می سوزند. همین نگرانی در کنار شکست در بازی رفت باعث شده است تا مدیران باشگاه یونانی بیانیه ای صادر کنند. این بیانیه برای نخستین بار ورزشکاران ایرانی را با یک چالش جدی روبه رو خواهد کرد.

در بیانیه باشگاه پانیونیوس آمده است: «باشگاه پانیونیوس یونان با احترام کامل به تصمیم شجاعی و حاج صفی که باشگاه را در سفر به سرزمین های اشغالی همراهی نکردند، از این دو بازیکن می خواهد تا به قرارداد خود با باشگاه احترام گذاشته و برای صعود تیم به دور بعدی، با حضور در دیدار برگشت شرکت کنند. بازیکنان حرفه ای در این سطح باید به قرارداد خود احترام بگذارند و به صعود تیم خود به مراحل بعدی کمک کنند.»

این یعنی حتی باشگاه یونانی پذیرفته است که دلیل همراه نشدن دو ملی پوش ایران، نه مصدومیت بوده و نه محرومیت. آن ها گفته اند احسان و مسعود باید به قرارداد خود پایبند باشند و به آن احترام بگذارند. همین بهانه ای شده تا سایت «ورزش سه» گفت و گویی کوتاه با «جان جوگروپولوس»، خبرنگار نشریه «گاتزتا» یونان داشته باشد. این خبرنگار به «ورزش سه» گفته که ممکن است باشگاه پانیونیوس از میزان حساسیت ایرانی ها نسبت به موضوع اسراییل بی خبر باشد. این هم بدان معنا است که خبرنگاران یونانی نیز از حقیقت عدم سفر شجاعی و حاج صفی به اسراییل باخبر هستند. شاید تک تک این کُدها برای محرومیت احتمالی این دو ملی پوش و کاپیتان های تیم ملی ایران کفایت کند. ایلنا نوشته است که باشگاه مکابی و فدراسیون فوتبال اسراییل به دنبال مدارک کافی هستند.

تصمیم باشگاه پانیونیوس می تواند آینده ورزشی و حتی زندگی اجتماعی این دو بازیکن ایران را تحت تاثیر قرار دهد. این بیانیه، مفهمومی مشخص دارد؛ باشگاه حاضر نیست مساله مصدومیت دو بازیکن ایرانی را بپذیرد.

No responses yet

Feb 17 2017

بازداشت ۸ دختر در دربی پایتخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

پایش: یک روزنامه از بازداشت 8 دختر در دربی روز یکشنبه پایتخت خبر داد.
روزنامه «تماشاگران امروز» نوشت: بعد از دربی روز یکشنبه، عکس‌ها و تصاویری از دو دختر در شبکه‌های مجازی منتشر شد که می‌گفتند به استادیوم رفته‌اند. یکی از این دخترها در توییتر به نظر می‌آید متولد ۶۸ باشد. خودش را عاشق فوتبال و طرفدار پرسپولیس و منچستریونایتد انگلیس معرفی کرده است.
طبق توییت‌های پی‌درپی‌اش معلوم است که از ۹ صبح یکشنبه به همراه پدرش در استادیوم بوده و از لحظات پرشدن سکو‌ها عکس گرفته است. از خوشحالی گذشتن از گیت نوشته و اینکه چقدر استرس دارد. در این میان تلاشش را هم کرده که مسائل امنیتی را رعایت کند و در جواب کسانی که باور نکرده‌اند او به استادیوم رفته باشد و از او تقاضای عکس در آنجا کرده‌اند، گفته که تا اتمام بازی نمی‌خواهد این کار را بکند. پروفایل توییترش عمومی است و هر کسی می‌تواند نوشته‌ها و عکس‌هایش را ببیند. البته بعد از بازی هم عکسی منتشر نکرد و بیشتر از کاربرانی گله داشت که او را به منابع قانونی نشان داده‌اند یا با جا زدن خودشان به عنوان خبرنگار، از تصاویرش سوءاستفاده کرده‌اند.
بازی دربی موجی از ورود دختران به ورزشگاه را به همراه داشته‌ است؛ آنها که طبق قوانین فعلی حق ورود به ورزشگاه را ندارند. غیر از چند نفری که مدعی شدند به استادیوم رفته بودند، گروهی در روز دربی قصد ورود به استادیوم را داشته‌اند، که در زمان بازرسی‌های قبل از گیت، بازداشت شدند.
هشت دختر روز یکشنبه، در جریان بازی، بازداشت‌ و به مسئولان مربوطه تحویل داده شده‌اند.

No responses yet

Jan 17 2017

آخوند دز همه را دزد کرده: ماجرای سکه‌های لای گز و احضار دادکان و تاج

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

وانا: شوک ناباورانه محمد دادکان به فوتبال و ماجرای پرداخت رشوه ، اتهامی است که به نظر می رسد سیستم قضایی باید حتما به آن ورود کند.
به گزارش وانانیوز، بیایید یک بار دیگر این گفته‌های اخیر محمد دادکان را مرور کنیم. او در گفت و گوی اخیرش با روزنامه قانون ، جملاتی به زبان آورده که اگر هر جای دیگر از فوتبال دنیا بود ، بدون درنگ تمام این اسامی را به دادسرای عمومی احضار و بازجویی می کردند اما اینجا تنها به عنوان یک برگ از سند مدیریتی موفق عرضه شده است!

عالیترین مقام وقت فوتبال یک کشور درباره اعطای رشوه به داوران لیگ برتر فوتبال سخن گفته است. از سوی تیمی که همان سال قهرمان لیگ برتر شده است و جالب اینکه حالا رئیس هیات مدیره آن تیم ، رئیس فدراسیون فوتبال و مدیر وقتش ، رئیس تیم های ملی فوتبال ایران است. آن قهرمانی حالا بعد حدود 14 سال زیر سئوال رفته است.

رئیس وقت باید به این پرسش جواب دهد که چرا به رغم اینکه دبیرکلش به یقین رسیده به داوران سکه داده بودند ، پرونده ای برای ماجرا تشکیل نشده و اسناد حکم صادره اش به فیفا ارسال نشده است!

دادکان در بخشی از مصاحبه اش درباره گزهای سکه دار باشگاه سپاهان سخن گفته است:«الان آقای تاج رییس فدراسیون است، اگر چیزی بگویم، می گویند که می خواسته علیه من سخن بگوید.به شما خیلی راحت می گویم که این اتفاق در اصفهان افتاده و سکه لای گز گذاشته و به داوران ما دادند.آقای دانشور(دبیرکل وقت فدراسیون فوتبال) این مطلب را کشف کرد. خودم او را فرستادم. من به آقای دانشور گفتم بدون آنکه کسی متوجه شود به اصفهان برود. او هم در رختکن جعبه های گز را گرفت و دید که داخلش سکه است.تاج یک شب در فدراسیون نزد من آمد و گفت که ما این کارها را نکردیم و افراد دیگری این کار را انجام داده اند. گفتند من در جریان نیستم ولی این کارصورت گرفته است. گفتم دیگر مسئله را ببندید و اجازه ندهید شرایط بدتر شود. من هم نمی گویم شما این کار را کرده اید، بالاخره در اصفهان در جعبه گز داوران ما سکه بوده است، ما هم گرفتیم و همین کار را هم در مشهد کردید. نمی توانم بگویم چه کسی در اصفهان این کار را کرد اما ما این را در اصفهان دیدیم که در گز، سکه گذاشتند و به داوران دادند. هیچ وقت نیامدم لاپوشانی کنم. ولی اینکه بگویم چه کسی این کار را کرد، نمی توانم. هرچند شک می کردم ولی ممکن بود منکر شوند و بگویند که معاون یا مدیر من این کار را کرده ولی مهم این است که در جعبه گز، سکه گذاشتند.»

شاید اعترافی به این صراحت برای اینکه کل پرونده قهرمانی یک فصل رو بیاید و همه اعضای فدراسیون وقت و مسئولان وقت تیم اسم برده شده و کل تشکیلات داوری بازجویی فنی شوند. برای خیلی کمتر از این بود که در ایتالیا ، کالچوپولی ایجاد شد. فیفا در بگیر و ببندهای اخیرش ، چنین اعترافات صریحی نداشت و همه چیز بر اساس یک گمانه زنی بود.

سند وجود داشته ، وقوع جرم مشخص بوده و رئیس تشکیلات فوتبال می گوید صراحتا گفته مسئله را ببندیم . بگذاریم مسئله بیش از این باز نشود. در قوانین اخلاقی فیفا ، دانستن از احتمال تبانی یا پرداخت رشوه و پنهان کردنش ، مجازاتی برابر با دست داشتن در تخلف دارد. اینکه شخص رئیس دستور عدم بررسی پرونده را بدهد ، این مجازات را چند برابر می کند.

همین چند سال قبل بود که فدراسیون فوتبال آلمان داور سرشناسش را به جرم اینکه پیشنهاد رشوه را که حتی نگرفته بود اما آن را بعد از پایان مسابقه اعلام کرد ، برای همیشه از داوری کنار گذاشت. با عاملان دیگر پرونده هم برخوردی جدی داشت اما در اصفهان و در زمان محمد دادکان ، رئیس فدراسیون برایش اعطای رشوه از سوی هر کسی به تیم داوری مسجل شده اما دستور داده پرونده مختومه شود.

همین حالا هم دیر نیست. چنین ادعایی مطرح شده و حالا که ماجرا باز شده ، بر اساس قانون رایج فیفا ، اعضا را به دادگاه بکشانید و همه را دستگاه قضایی صالحه که اتفاقا بنایش برخورد با ناپاکی ها در فوتبال است ، به محکمه دعوت کنند و از ان ها بازجویی کنند. این ایراد اتهام به گردانندگان اصلی این روزهای فوتبال ، شاید بزرگترین لطمه به پیکره فوتبال کشور است.

حالا مشروعیت فدراسیون فوتبال و صداقت مدیرانش هدف قرار گرفته شده و چه خوب است شخص تاج خواهان تشکیل چنین محکمه ای شود تا روشن شود شائبه ایجاد شده ، واقعیت ندارد. تا اقلا فوتبال از زیر بار اتهام فساد خارج شود.

No responses yet

Jan 04 2017

بدهکار بزرگ بانکی فعال در حوزه ورزش، بازداشت و متهم به اوین منتقل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

میزان: بدهکار بزرگ بانکی فعال در حوزه ورزش، صبح امروز (چهارشنبه) بازداشت شد.
بدهکار بزرگ بانکی فعال در حوزه ورزش، بازداشت و متهم به اوین منتقل شدبه گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان، روز گذشته (سه‌شنبه) دادستان تهران از بازداشت و تعقیب قضایی دو بدهکار بزرگ بانکی خبر داده بود که در خبر یاد شده، یکی از این دو فرد، سرمایه‌دار مطرح فعال در حوزه ورزش عنوان شده بود.

بنا بر اطلاعات به دست آمده، صبح امروز (چهارشنبه) بدهکار بزرگ بانکی مطرح در امور ورزش که امور مالی یک تیم لیگ برتری را نیز بر عهده دارد، بازداشت شده و راهی بازداشتگاه اوین شده است.

گفتنی است، احتمال می‌رود با بازداشت فرد مورد اشاره که نقش بسزایی در جذب بازیکنان یک تیم لیگ برتری ایفا می‌کند، نقل و انتقالات این تیم پر طرفدار در نیم‌فصل لیگ برتر با مشکلاتی مواجه شود.

No responses yet

Dec 26 2016

فساد جنسی در مدارس فوتبال؛ همه سانسور می کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

ایران وایر: مسئله فسادهای اخلاقی و تعرض و تجاوز در بعضی مدارس فوتبال، یکی از نگرانی های خانواده ها طی سال های اخیر بوده.
همشهری جوان، پرونده ای از فساد خلاقی در مدارس فوتبال منتشر کرده است.

یک پدر وقتی با سوال خبرنگاری روبه رو شده که از تجاوز به پسرش پرسیده، صدایش درآمده، اعتراض کرده، فریاد زده و گفته است: «چرا امروز یادتان افتاده؟ پنج سال پیش که آن همه شاکی وجود داشت و پرونده مفتوحه بود و التماس شما می کردیم، کجا بودید؟»

این آغاز یک گزارش است. شاید خریداران این شماره «همشهری جوان» با مرور گزارش «مهدی شادمانی» در مورد فساد در فوتبال پایه، تن شان لرزیده باشد اما برای اصحاب رسانه، این یک داستان تکراری است؛ داستانی که همیشه ممنوعه بوده و پیش از نوشتن، مختومه شده و همواره چند قدمی پشت خط قرمزها قرار داشته است.

داستان، روایت قدیمی «سانسور» و «سانسورچی ها» است؛ روایت گزارش هایی که باید سر به مهر باقی می ماندند چون خطرساز می شدند و متهم به اشاعه فساد و فحشا در جامعه. یکی از مشهورترین ها، برمی گردد به سال 90 و گزارش ویژه از برنامه «چهار چهار دو» در «رادیو جوان».
سردبیر وقت برنامه، سراغ مدارس فوتبال رفت؛ سوژه ای که آن روزها صدای اعتراض جامعه را پشت خود داشت. اعتراض به عدد و ارقام درخواستی مدارسی که از والدین متمول، به «شرط چاقو»، مبالغ میلیونی طلب می کردند. شرط چاقو هم ضمانت شفاهی سوپراستار شدن یک نوجوان در آینده ای مجهول تعریف می شد.

می گفتند در ازای 15 میلیون تومان،در طول یک سال کودک 10 ساله یا نوجوان 14 ساله آن ها را به بهترین باشگاه های فوتبال ایران معرفی می کنند. رادیو جوان با همین رویکرد، سراغ مدیر یکی از مدارس فوتبال رفت با یکی از دختران بخش اداری رادیو جوان که نقش زنی جوان را بازی می کرد؛ مادری که دغدغه فوتبالیست شدن فرزندش را داشت.

تماس دلسوزانه مادر، سوال و جواب های او از مدیر یکی از مشهورترین مدارس فوتبال تهران، سه دقیقه بعد رسید به سوالاتی خاص از سوی مدیر: «شما خودتان چند ساله اید؟ مطلقه هستید یا هنوز همسر دارید؟ منزل تان کجا است؟»

یک دقیقه بعد هم رسیده بود به راه حلی برای پرورش دادن استعداد یک کودک با چنین راه‎کاری: «شما یک روز خودتان تنها تشریف بیاورید این جا، مستقیم صحبت کنیم.»

گفته بود اگر راضی بودید، بعد پسرتان را با تخفیف ویژه ثبت نام می کنیم!

مکالمه ضبط شد اما کم تر از دو دقیقه ابتدایی آن اجازه پخش گرفت؛ جایی که مثلا مدیر مدرسه فوتبال به خانم جوان وعده می دهد که فرزندش را با هزینه سالیانه 15 تا 20 میلیون تومان (قبل از رسیدن به تخفیف)، طی کم تر از چهار سال به بهترین باشگاه های فوتبال ایران معرفی کند.
از دید بخش نظارت سازمان صداوسیما، باقی گفت و گو، اشاعه فساد در جامعه بود.

چند مادر بدون آن که با میکروفن مخفی سراغ گروهی از مدیران یا مربیان مدارس فوتبال یا باشگاه های پایه رفته باشند، با چنین پیشنهادهایی روبه رو شده اند؟ حالا یک پدر در گفت و گویی که مُهر از راز تجاوز به پسر نوجوان 15 ساله خود برداشته، از پی گیری دیرهنگام رسانه ها اظهار شگفتی کرده و به همشهری جوان گفته است: «تیمی که بچه ها را در آن ثبت نام کرده بودیم، یک لیدر داشت؛ یک لیدری که روابط خوبی هم با مدیران باشگاه داشت. او بازیکنان را آزار جنسی می داد، ازشان فیلم می گرفت و بعد اخاذی می کرد.»

داستان حیرت انگیزتر هم می شود؛ آقای لیدر با بچه ها در خانه اش قرار می گذاشت، داروی خواب آور به آن ها می داد و از آزار و اذیت شان فیلم می گرفت. این ادعای پدری است که حالا از شکایت خود گذشته.

همان زمان، پی گیری این اخبار جزو رازهای مگوی فوتبال ایران شد. دلیل آن فقط نفوذ و قدرت لیدر و حمایتش از سوی مدیران باشگاهی نبود؛ خانواده ها را تهدید می کردند که نام فرزندان تان را فاش می کنیم. داستان اگر رسانه ای می شد،‌ باید از حروف اختصاری برای نام و نام خانوادگی قربانیان استفاده می کردند اما به خانواده ها گفته بودند اسامی فرزندان تان را در شهر پر می کنیم.

خانواده ها آرام آرام کنار کشیدند. رسانه ها هم توجیه شدند که ورود نکنند. قاضی از شاکیان پرسیده بود آیا مدرکی دارند؟ شاکیان و موکلان و خانواده قربانیان مدارک پزشکی قانونی آورده بودند اما باز هم کفایت نکرد. نهایت هم رسید به تعطیلی مدارس فوتبال. هنوز اما همان لیدر روی سکوها فریاد می کشد و همان مدیران و مربیان در فوتبال نقد و بررسی و مربی گری می کنند.

اوایل آذرماه امسال، رسانه های انگلستان خبر از تعرض جنسی گسترده طی سال های گذشته به بازیکنان نوجوان فوتبال این کشور دادند. «اندی وودوارد» اولین فوتبالیستی بود که آشکارا از سوءاستفادۀ جنسی «بری بنل» از خود پرده برداشت و این موضوع سبب شد تا اتهامات مشابهی علیه این مربی مطرح شود. بنل 62 ساله بلافاصله بازداشت شد. در عین حال، یک سازمان خیریه دفاع از کودکان با همکاری فدراسیون فوتبال انگلستان خط تلفنی ویژه‌ای برای ثبت و رسیدگی به موارد مشابه اختصاص داد. پلیس انگلستان هم این اطمینان را به تمامی شهروندان انگلیس داد که در صورت عدم تمایل قربانیان، هیچ نامی از آن ها فاش نخواهد شد. در یک هفته ۸۶۰ بار با این شماره تماس گرفتند و ماجراهای مشابهی به اطلاع «انجمن ملی پیش گیری از بدرفتاری با کودکان» رساندند.

روزنامه «جوان»، روز دوشنبه 22 آذرماه اقدام به تهیه گزارشی در مورد فساد در فوتبال پایه ایران کرد. «محمود کلهر» به عنوان پیش کسوت فوتبال و همین طور مربی قدیمی تیم های پایه در گفت و گو با این روزنامه، وجود فساد، تجاوز و تعرض به کودکان و نوجوانان فوتبالیست ایرانی را پذیرفت و گفت که سکوت مقابل این حجم از فساد در مدارس فوتبال خیانت است.

جوان در مطلبی دیگر از این پرونده، با عنوان «گزارشی از پشت پرده اتفاقات تکان دهنده در برخی مدارس فوتبال»، از تیتر «هیس! بچه ها فریاد نمی زنند» استفاده کرد. در این گزارش، «نادر فریادشیران»، یکی از مربیان قدیمی تیم های پایه و مدارس فوتبال از والدین خواسته بود فرزندان خود را به مدارس فوتبال نفرستند.
در نقدی دیگر، به قلم «فریدون حسن»، دبیر سرویس ورزشی این روزنامه، در بررسی انحراف در فوتبال جهان، جمله ای از «هری ردنپ»، ستاره سابق فوتبال انگلستان به کار رفته بود با این عنوان: «منحرفان جایی در ورزش جهان ندارند.»

گزارش روزنامه جوان پس از صفحه بندی و ادیت نهایی، به دستور مدیران روزنامه به صورت کامل حذف شد. استدلال هم این بود که پرداختن به موضوع فساد در رده های پایه، در مقطعی از زمان که انگلستان دچار همین داستان شده است، جایز نیست.

نمونه همین نگرش و حذف را روزی «علی اکبر جوانفکر»، مدیرعامل خبرگزاری «ایرنا» و سرپرست موسسه مطبوعاتی «ایران» در دوره ریاست جمهوری «محمود احمدی نژاد» رقم زد. سال 91 خورشیدی، روزنامه ایران ویژه نامه ای با عنوان «فوتبال پاک» منتشر کرد. بررسی فساد مالی، زد و بندها و دست های پشت پرده، مهم ترین هدف این ویژه نامه بود.
«ابراهیم افشار»، روزنامه نگار و نویسنده برجسته ورزشی ایران، به عنوان نویسنده میهمان، برای این ویژه نامه گزارشی از یک رابطه جنسی میان بازیکن فوتبال و همین طور خبرنگار قدیمی یک نشریه در دهه 60 خورشیدی روایت کرد. این مطلب هم هرگز اجازه انتشار نیافت. دلیل آن، اشاعه فحشا و سیاه نمایی در جامعه اعلام شد.

حالا موجی تازه به راه افتاده است؛ پس از ادعای «مسعود شجاعی»، کاپیتان تیم ملی فوتبال در مورد وجود فساد اخلاقی در فوتبال پایه ایران، برخی رسانه ها فرصتی برای پرداختن به چنین موضوعی پیدا کرده اند. هفته نامه همشهری جوان با استفاده از همان تیتر ممنوعه روزنامه جوان (هیس! پسرها فریاد نمی زنند)، گریزی کوتاه به معضل تعرض و تجاوز در فوتبال پایه ایران زده است. از سوی دیگر، «عادل فردوسی پور»،مجری برنامه پربیینده ورزشی «90» هفته گذشته وعده داد که دوشنبه این هفته وجود فساد اخلاقی در فوتبال ایران را بررسی کند؛ اتفاقی که البته با مخالفت هایی در سازمان صداوسیما هم روبه رو شده است.

مساله اصلی، جلوگیری صرف از سانسور اخبار فساد و تجاوز و تعرض در فوتبال و ورزش ایران نیست؛ سال ها قبل برنامه تلویزیونی 90 در سلسله گزارش هایی که سه هفته ادامه داشت، نقش دلال ها در جابه جا کردن بازیکنان، مبالغ هنگفت و قراردادهای زیرمیزی مدیران دولتی با دلال ها و خرید و فروش غیرقانونی البسه و بازیکن در فوتبال ایران را بررسی کرد و البته هرگز به هیچ نتیجه قطعی هم نرسید.
تمامی واسطه ها و دلالان و حتی مدیران و مربیانی که در همان گزارش ها مورد اشاره و اتهام قرار گرفتند، هنوز در فوتبال ایران فعالیت می کنند اما هیچ نام و نشانی از بازیکنان یا مربیانی که اقدام به افشاگری کردند، نیست.

آیا همان تهدیدها که روزی والدینی را از پی گیری شکایت از لیدر و مدیر و مربی منصرف کرد، باز هم دامن افشاگران در برنامه 90 یا همشهری جوان را خواهد گرفت؟

No responses yet

Dec 11 2016

از آئین نامه فیفا تا آئین نامه فدراسیون ایران (بخش دوم)؛ داستان یک شیخ

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: سردار عزیزالله محمدی و حجت الاسلام علیپور، دو همراه قدیمی از باشگاه فجرسپاه تهران تا فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ
حجت الاسلام علیپور در فدراسیون فوتبال از پیش نمازی آغاز کرد و به امور فرهنگی، ستاد منشور اخلاقی، کمیته اخلاق و کمیته صیانت رسید.

اساس تشکیل دادگاهی به نام «کمیته اخلاق» در فیفا، برای باز شدن دست فدراسیون ها، کنفدراسیون ها و همین طور فیفا در جهت مقابله با مفاسد خارج از زمین مسابقه بود. «کمیته انضباطی» قدرت ورود به فسادهای خارج از زمین مسابقه را نداشت. پس فیفا از نظر ماهوی نیازمند کمیته ای جدید بود که فساد اخلاقی، تبانی، زدوبندها، مچ فیکسینگ و… را کنترل کند.

کمیته اخلاق در فوتبال ایران، به شکلی متفاوت متولد شد. حجت الاسلام «محمد علیپور» ابتدا با حکم «محمد دادکان» از باشگاه فجرتهران به عنوان «پیش نماز» به فدراسیون فوتبال رفت. در حکمی که محمد دادکان برای «علیپور» صادر کرد، او باید در امور فرهنگی فدراسیون به عنوان «پیش نماز» فعال می شد. اما همان نگارش واژه «فرهنگی» کافی بود تا «علیپور» که در باشگاه فجرسپاه تهران، صاحب مسند امور فرهنگی بود، خودش را ریاست امور فرهنگی فدراسیون فوتبال معرفی کند.

کسی از «محمد دادکان» هم نپرسید چرا «پیش نماز» فدراسیون فوتبال باید در جام جهانی 2006 با لباس شخصی اقدام به فروش بلیت در بازار سیاه کند و حتی از سوی پلیس آلمان جلب شود، اما وقتی دادکان رفت این موقعیت برای شیخ فوتبال فراهم شد تا پایه های خودش را در فدراسیون فوتبال محکم تر کند.

حجت الاسلام «علیپور» متخصص مهندسی مشاغل در فوتبال است. مشهور شده به این که بی نیاز به احکام رئوسای فدراسیون ها، اقدام به نصب تابلو بر سر در اتاقش می کند. در فدراسیون «علی کفاشیان» برای خودش بدون آن که حکمی داشته باشد، تابلوی فرهنگی را بالای در اتاقش کوبید. بعدها متوجه شد که لازم است دایره فعالیت هایش را گسترش دهد. پس بدون آن که هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال در جریان باشد، ستادی راه اندازی کرد به نام «منشور اخلاقی».

واژه ای به نام «منشور اخلاقی» در هیچ اساسنامه فدراسیون یا کنفدراسیونی یا حتی خود فیفا گنجانده نشده. سال 1386 منشور اخلاقی با حضور دو سردار سپاه اعلام موجودیت می کند. سردار عزیرالله محمدی و سردار محمد علیپور. اما یک سال زمان می برد تا «علی کفاشیان» هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال را متقاعد کند که آئین نامه انضباطی این ستاد را به تصویب برساند. در بند دوم آئین نامه منشور اخلاقی آمده است: «منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال، دستوراتی را برای انطباق مسائل فوتبال ایران با فرهنگ اسلامی ایران ارائه می‌دهد.»

در بند چهارم آئین نامه منشور اخلاقی هم تاکید شده بود که این اساسنامه منطبق بر قانون اساسی جمهوری اسلامی و همین طور ماده 56 اساسنامه فدراسیون فوتبال تدوین شده. ماده 56 اساسنامه فدراسیون فوتبال مربوط به کمیته اجتماعی و بازی جوانمردانه است. اتفاقا این کمیته، به صورت مستقل، نه تنها وظیفه قانون نویسی ندارد، نه تنها حق تعیین جریمه و محرومیت و محدودیت ندارد که حتی دایره فعالیت هایش به زمین مسابقه، تشویق برای انجام بازی جوانمردانه و امور خیرخواهانه در ورزشگاه ها خلاصه می شود.

حجت الاسلام علیپور در ماده پنج، بند 9 حتی خبرنگاران و اصحاب رسانه ای که در زمینه ورزشی و مسابقات فوتبال فعالیت می کنند را زیرمجموعه همین آئین نامه قرار داد. در ماده 21 این آیین نامه به صورت نمونه آمده بود: «خبرنگاران با بازيكنان و مقامات تيمها و مقامات رسمي فوتبال و متقابلاً آنها با خبرنگاران بايد برخورد احترام انگيز و متناسب با شأن و فرهنگ ايران اسلامي داشته باشند ولي چنانچه به هر دليل برخورد بي احترامي و توهين آميز با خبرنگاري اتفاق افتاد خبرنگار موظف است بدون انعكاس رسانه اي مراتب اعتراض و گلايه و شكايت خود را مستند و مكتوب به مبادي ذيربط (سازمان ليگ، كميته مسابقات فدراسيون و هيئتهاي استاني و يا كميته فرهنگي و توسعه بازيهاي جوانمردانه) ارائه دهد.» یعنی خبرنگار حقی برای انتشار اخباری که ستاد منشور اخلاقی در نظر می گرفت نداشت.

نتیجه تلاش های کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال، محروم شدن مربیانی مانند فرهاد کاظمی، فیروز کریمی، نادر دست نشان یا اکبر میثاقیان بود. «علیرضا نیکبخت واحدی» به عنوان اولین بازیکنی که بازو و پای خود را خالکوبی کرده بود به ستاد منشوری اخلاقی احضار و کارت بازی اش برای سه هفته باطل شد. محرومان معتقد بودند که ستاد منشور اخلاقی اجازه برخورد و ابلاغ محرومیت برای مربیان، بازیکنان، مدیران و خبرنگاران را ندارد. اساسنامه فدراسیون فوتبال هم می گفت که فقط کمیته انضباطی محق به اعمال محرومیت برای مربیان یا بازیکنان است.

خردادماه سال 90 حجت الاسلام علیپور به دلیل شکایت همان محرومانی که در فوتبال ایران به «منشوری ها» معروف شده بودند، از سوی دادگاه روحانیت بازداشت می شود. اما کمتر از یک هفته بعد دادگاه روحانیت او را به قید وثیقه آزاد کرد.

دستگیری علیپور توسط دادگاه روحانیت، پای او را از فدراسیون فوتبال ایران کوتاه نکرد. فقط باعث شد بخشی از ساختاز فدراسیون فوتبال تغییر کند. «علی کفاشیان» رئیس وقت فدراسیون فوتبال، منشور اخلاقی را به عنوان فرزند ناخلفی یا حتی نامشروع، از ساختمان فدراسیون بیرون کرد و آن را سه کوچه پایین تر، به دست «سازمان لیگ» سپرد. ستاد منشور اخلاقی مبدل به نهادی نمایشی شد تا «کمیته اخلاق» در فدراسیون فوتبال جان بگیرد.

می گفتند تشکیل کمیته اخلاق، فرار از چاه به چاله است. «علی کفاشیان» و هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال، این نهاد را زیرمجموعه فدراسیون جهانی فوتبال می دانست. از نظر نثر قانون هم دقیقا عین واقعیت بود. اما این که حجت الاسلام علیپور چگونه موفق می شود از دل ستاد منشور اخلاقی، خودش را به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال برساند، حیرت انگیز است.

سال 1391 ورود یک بازپرس به فدراسیون فوتبال ایران کلید می خورد. «علی اکبر محمدزاده» بازپرسي دادسراي پرديس ونك را در رزومه اش داشت و از نزدیکان «علی فتح الله زاده» بود، ابتدا به باشگاه استقلال رفت و مشاور حقوقی مدیرعامل شد، سپس به توصیه فتح الله زاده، به عنوان سرپرست و سپس رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از «علی کفاشیان» حکم گرفت.

«علی اکبر محمدزاده» تحصیلاتی حوزوی داشت. هم فقه خوانده بود و هم حقوق و بعد در دادسراهای تهران، نقش بازپرس را ایفا می کرد. تا قبل از دهه 90 کلا سررشته ای از فوتبال نداشت. برای همین وقتی وارد فدراسیون فوتبال شد ابتدا اعلام کرد که برای «خالکوبی ها» بخشنامه ای تدوین خواهد کرد. در آستانه جام جهانی برزیل و جام ملت های آسیا به بازیکنان تیم ملی تذکر داد که با رسانه های فارسی زبان خارج از کشور مصاحبه نکنند و حتی مراقب عکس های سلفی هواداران باشند. وقتی بحث تبانی در فوتبال به میان آمد (مثلا خردادماه سال گذشته) به ورزش سه گفت که پیچیدگی پرونده های تبانی آن قدر زیاد هست که نتوان به سادگی در موردش تصمیم گرفت.اما می توانست در مورد قرارداد کارلوس کی روش با فدراسیون یا میهمانی شبانه بازیکنان فوتبال اظهارنظر کند! پایش را از حدود قوانین فیفا فراتر گذاشت و فوتبال ایران را بدل به جزیره خودمختار کرد. مثلا گفت: «جاسم کرار نمی‌تواند با هیچ تیمی قرارداد امضا کند.» چون اظهارنظرش قانونی نبود، دقیقا خلاف آن هم رخ داد. پرونده تبانی در داوری را میانه های راه دادرسی مختومه اعلام کرد و در آخرین پرده، با اشکان دژاگه و سردار آزمون به دلیل خالکوبی وارد دعوا شد. «کارلوس کی روش» برای اولین و آخرین بار در قبال ریاست او واکنش نشان داد و همین باعث شد تا قاضی محمدزاده از فدراسیون فوتبال با دستور «علی کفاشیان» اخراج شود.

مهمترین اتفاق در دوران ریاست «محمدزاده» را می توان جنگ میان او و «حجت الاسلام علیپور» دانست. «علیپور» از زمان راه اندازی کمیته اخلاق، به صورت خودجوش و خودخواسته، عضو این کمیته شد. وقتی «محمدزاده» به ساختمان فدراسیون فوتبال رسید، علیپور را در اتاق کمیته اخلاق و عضوی از مجموعه اش دید. علیپور هنوز حکمی از سوی کفاشیان نداشت، اما آن قدر صاحب نفوذ بود که طبقه دوم باشگاه، برای خود اتاقی مجزا هم داشته باشد.

دوم مهر ماه سال 93 اختلافات میان قاضی و شیخ به جایی رسید که «علی اکبر محمدزاده» حکم به برکناری شیخ علیپور از کمیته اخلاق داد. «ایرنا» دوم مهرماه نوشت که «علیپور» از فدراسیون فوتبال رفت. اما قانون لازم الاجرا در مورد علیپور می گوید که او هرگز از فدراسیون فوتبال نمی رود، بلکه از اتاقی و مدیریتی به اتاق و مدیریتی دیگر نقل مکان می کند.

دقیقا روز دوم مهرماه سال 93 حجت الاسلام علیپور، تابلوی سر در اتاقش در فدراسیون فوتبال را تغییر می دهد. بدون آن که حتی از رئیس فدراسیون فوتبال مجوزی داشته باشد، روی آن می نویسد: «کمیته صیانت».

این کمیته صیانت چیست؟ کجای اساسنامه فیفا قرار گرفته؟ چه کسی در فدراسیون فوتبال، در هیئت رئیسه، در سازمان لیگ، در وزارت ورزش و جوانان یا حتی وزارت کشور به «علیپور» مجوز تشکیل یک کمیته جدید در فدراسیون فوتبال را داد؟ آن هم درست در روزی که علیپور حکم برکناری اش را از قاضی محمدزاده گرفته است.

ادامه دارد…

No responses yet

Dec 07 2016

مهدی رحمتی، عکس با دخترک و سطل آب حوضی آقای فراستی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


عصرایران: در جامعه ای که بی اخلاقی از در و دیوار می ریزد و از بام تا شام حرف از اختلاس و دریافتی های نجومی در انواع و اقسام آن است گیر دادن به یک بازیکن که چرا در کشوری دیگر با فلان هوادار مونث عکس یادگاری گرفته ای و چرا او این عکس را منتشر کرده به دغدغه اخلاق تعبیر نخواهد شد …
عصر ایران؛ سروش بامداد- مهدی رحمتی بازیکن سرشناس فوتبال و دروازه بان و کاپیتان استقلال ، دیشب در برنامه تلویزیونی 90 به صراحت گفت اگر کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال بخواهد او را محروم کند برای همیشه از فوتبال خداحافظی خواهد کرد.

این در حالی بود که هر چه عادل فردوسی پور از مسوول کمیته موسوم به اخلاق می خواست توضیح دهد بر اساس کدام بند از چه آیین نامه ای مهدی رحمتی را احضار کرده و تهدید به محرومیت می کند پاسخی نداشت و تنها به گفتن این جمله بسنده کرد که « قوانین مملکت را که نباید یادآوری کنیم.»

ماجرا از این قرار است که چند ماه قبل در اردوی تیم استقلال در ارمنستان یک دختر هوادار آبی پوشان که در این کشور خود را ملزم به رعایت حجاب رسمی در ایران نمی دیده با بازیکن محبوب خود عکس یادگاری می گیرد و اسم این عکس شده «پرونده رحمتی». تازه در آن عکس مهدی رحمتی تنها نیست.

دامن دخترک البته کوتاه تر از حد معمول است ولی اولا فقط آن دو در عکس نیستند و ثانیا چه بسا یک لحظه صدا کرده و روبه روی دوربین عکس گرفته اند و خلاص و ثالثا انتشار این عکس در آستانه دیدار حساس استقلال با تراکتور سازی با توجه به سابقه کدورت و اختلاف بین دروازه بان و کاپیتان استقلال با سرمربی تراکتورسازی این شایبه را ایجاد کرده که انتشار تصویر به قصد بر هم زدن تمرکز ستون استقلال انجام شده است.

دروازه بان پرسابقه فوتبال ایران و کاپیتان یکی از دو تیم پرهوادار کشور با صدای بغض آلود می گفت: «آیا مقامات کشور در خارج با زنان بی حجاب عکس نمی گیرند و تنها کار من جرم است؟»

سخن سید مهدی رحمتی یادآور تصاویر متعدد و ساعت ها مذاکره محمد جواد ظریف وزیر خارجه و رییس دستگاه دیپلماسی ایران با فدریکو موگرینی مسوول سیاست خارجی اروپا در کشورهای مختلف است . البته می دانیم تصاویر رسمی طبعا بسیار متعارف تر است اما آیا از یک هوادار فوتبال هم می توان انتظار داشت مثل خانم موگرینی لباس بپوشد و مانند او فاصله ها و عرف دیپلماتیک را رعایت کند؟ معلوم است که لباس پوشیدن موگرینی سیاست مداربا دخترک هوادار متفاوت است. تازه رحمتی هم فاصله را رعایت کرده است.

از منظری دیگر تعریف اخلاق در جامعه ایران در حد رعایت ظواهر نزول کرده و به نظر می رسد احضار کنندگان بیشتر دغدغه حفظ جایگاه اداری خود را دارند و گرنه عکسی مربوط به چند ماه قبل در کانون توجه قرار نمی گرفت و به لحاظ شرعی هم در این گونه مواقع اصرار بر یک موضوع عملا به انتشار کاری می انجامد که در قبح آن سخن گفته می شود و این روند نه تنها کمکی به حل مشکل نکرده که هر روز ابعاد تازه تری پیدا می کند.

یک روز باید به مسعود شجاعی بگویند چرا با فلان خبرنگار مقیم خارج از کشور گفت و گو و درباره مسایل ایران یا آنچه مسایل ایران می پندارد حرف زده است. یک روز باید به فلان دختر جوان ورزشکار بگویند چرا با عضو فلان تیم عکس یادگاری گرفته ای و حالا نوبت سید مهدی رحمتی است که چرا سی ثانیه کنار فلان هم وطن یا هوادار ایستاده ای و عکس گرفته ای.

واقعیت این است که بخشی از دختران و زنان ایرانی آن گونه که نظام رسمی دوست دارد لباس نمی پوشند و رعایت پوشش رسمی حداقلی در داخل به خاطر اجبار پلیس و ترس از گشت ارشاد است و طبعا در کشوری مانند ارمنستان نمی توانند این رعایت را انتظار داشته باشند.

حالا من و شما جای سید مهدی رحمتی. یک دختر جوان می خواهد با او عکس یادگاری بگیرد. چه کار کند؟ فرار کند؟ عکس نگیرد؟ یا لباس کوتاه او را متذکر شود؟ سیاست مداران و سن و سال دار ترها البته حواس شان هست اما یک بازیکن فوتبال یک لحظه می ایستد و عکسی هم ثبت می شود و بعد هر دو می روند پی کارشان و این قدر پرونده سازی ندارد.

چند ده هزار نفر در یک ورزشگاه رکیک ترین الفاظ را به صورت دسته جمعی تکرار می کنند. کسی نگران اخلاق جامعه نمی شود. اما اگر بازیکن مشهور و محبوب کنار دخترکی بایستد ارکان عرش به لرزه در می آید؟

از این گونه تصاویر قبلا هم بوده منتها اتفاق جدید این است که در دو سال اخیر در فضای مجازی به سرعت و به طرفه العینی تکثیر می شود.

هر شهروند عادی که با چهره مشهوری عکس می گیرد دوست دارد آن را در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و صفحات شخصی خود منتشر کند و این دیگر گناه چهره مشهور نیست.

مهدی رحمتی، عکس دخترک و سطل آب حوضی آقای فراستی!

نوع برخورد و انتقاد عادل فردوسی پور در برنامه تلویزیونی 90 نشان داد که مجری سیمای جمهوری اسلامی هم از رفتار کمیته اخلاق قانع نشده چه رسد به دیگران و بسیار بعید است که کسی مهدی رحمتی را به خاطر عکس یادگاری به بی اخلاقی متهم کند.

در جامعه ای که بی اخلاقی از در و دیوار می ریزد و از بام تا شام حرف از اختلاس و دریافتی های نجومی در انواع و اقسام آن است گیر دادن به یک بازیکن که چرا در کشوری دیگر با فلان هوادار مونث عکس یادگاری گرفته ای و چرا او این عکس را منتشر کرده به دغدغه اخلاق تعبیر نخواهد شد و به عکس این ابهام درمی گیرد که آیا نوعی فضا سازی در آستانه بازی حساس نیست؟

در ایام نوجوانی و درسال های دور دبیری داشتیم که تا وارد کلاس می شد کتاب های بچه ها را کنترل می کرد و اگر کسی کتاب و دفتر نیاورده بود او را به بیرون کلاس هدایت می کرد.

شعار آقای فراستی – که نمی دانم پس از سی و اندی سال در قید حیات است یا نه- این بود که آب حوضی هم وقتی سر کار می رود سطل خود را همراه می برد. آن سال ها خانه ها حوض داشتند و آب باقی مانده آنها را کسانی تخلیه می کردند که به آنان در اصطلاح مردم کوچه و بازار آب حوضی گفته می شد و هنوز نسل های قبل صدای آواز گونه آنان را در کوچه ها به خاطر دارند که «آبِ حوض می کشیم…»

دبیر محترم اما به مرور بر وسواس خود افزود و به جز کتاب فارسی به دفتر و انجام تکالیف هم گیر می داد و اگر در جلسات اول سال در هر کلاس 5تا 7 نفر را بیرون می کرد اندک اندک کار به جایی رسید که از جمعیت 35 نفری نیمی را به بهانه های مختلف اخراج می کرد و ترجیح می داد جمعیت کلاس را به نصف تقلیل دهد! ادامه این رفتار اما چنان تحقیر آمیز شده بود که یک روز درس خوان ترین بچه ها هم قرار گذاشتند کتاب و دفتر نیاورند تا ببینیم جناب فراستی این بار با همه چه خواهد کرد.

طبق معمول وارد کلاس شد و قبل از هر چیز سراغ کتاب و دفتربچه ها را گرفت و دید هیچ کتابی روی میز نیست! همان اتفاقی رخ داد که انتظار داشتیم. به جای اخراج همه سی و پنج نفر خودش بیرون رفت چون همه را نمی توانست متهم کند.

اگر کمیته اخلاق به صورت خصوصی به یک نفر تذکر دهد اوضاع را در کنترل دارد ولی اگر بخواهد مدام این و آن را به صف کند روزی می رسد که دیگر نمی دانند چه کنند. این یکی چرا زنش حجاب ندارد، دیگری چرا تا گردن خال کوبی دارد، سومی چرا مصاحبه کرده چهارمی پنجمی ششمی …

بازیکنی که در سال یک میلیارد تومان پول می گیرد زندگی متفاوتی را برای خود رقم زده و درست است که در داخل رعایت می کند اما دلیلی نمی بیند همواره در مشت مسوول حراست باشد و تازه در این عکس گویا مراقبان نیز بوده اند و اتفاق در اردوی خارج از کشور رخ داده و اگر این قدر نگران اند چرا به سرزمین ارمنی ها می روند و اردو را در یکی از شهرهای خودمان برگزار نمی کنند؟

تازه این قصه درباره سید مهدی رحمتی است که همه می دانند چقدر به دعا و متافیزیک باور دارد.

او پول خود را از این فوتبال به قدر کافی درآورده و بعد از 18 سال بازی مستمر دیگر حوصله کل کل ندارد تا مثل دزد و فاسد به خاطر یک عکس توضیح دهد و ول می کند و می رود. اما آیا در این صورت اخلاق مورد نظر کمیته اخلاق رعایت می شود؟در بسیاری از شهرها تنها تفریح جوانان این است که تیم های پرطرفدار به شهرشان بیایند و بازی کنند. این تفریح را هم می خواهید بگیرید؟ این اخلاق است؟!

آیا آقا فراستی های فدراسیون می دانند نمی توانند هر روز یک بازیکن ملی را به خاطر خال کوبی و دیگری را به سبب مصاحبه با فلان رادیو و سومی را به خاطر میهمانی و چهارمی را به دلیل دیگر احضار کنند و وقتی از حد معینی گذشت همه را نمی توانند محروم کنند؟

وقتی مجری ایدیولوژیک ترین تلویزیون دنیا قانع نشده مردم چگونه قانع شوند؟ لابد کمیته اخلاق صدا و سیما هم عادل فردوسی پور را احضار می کند!

اخلاق، یک تعریف مشخص بین المللی دارد و یک تعریف ایدیولوژیک و هیچ یک در قضیه موسوم به پرونده رحمتی نقض نشده است.

تعریف مصطلح و جهانی آن که در تمام صنوف و حرفه ها مورد پذیرش است این است که در هر صنفی باید مسوولیت حرفه ای داشت. مثلا پزشک و وکیل حق افشای اسرار بیمار و موکل را ندارند. روزنامه نگار تنها در صورتی مجاز به انتشار سخنان طرف گفت و گوی خود است که به او بگوید خبرنگار است و سخنان خصوصی با یک مقام مسوول را نمی تواند به نام گفت و گو منتشر کند. حتی در فیلم هایی که پاره ای روابط را به نمایش می گذارند بازیگر اجازه سوء استفاده بیشتر ندارد. اینها اخلاق حرفه ای است. تعریف ایدیولوژیک آن نیز رعایت هنجارهای مورد نظر است.

معلوم است که از دامن کوتاه دخترک دفاع نمی کنیم و اگر خود بازیکن عکس را منتشر کرده باشد نیز. اما اولا ایران نبوده و ارمنستان بوده. دیروز و پریروز نبوده و چند ماه قبل بوده. ثالثا پارتی شبانه و هم آغوشی نیست و عکسی در چند ثانیه است و انتشار هم نه از جانب بازیکن که از طرف هوادار صورت پذیرفته و البته این احتمال را هم باید در نظر داشت که در آستانه بازی حساس کسانی بخواهند شیطنت کنند.

کاش آقا فراستی در قید حیات باشد و خاطرات خود را بگوید…

No responses yet

Dec 07 2016

حمایت ستاره‌های فوتبال ایران از مسعود شجاعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مصاحبه انتقادی مسعود شجاعی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران با رادیو فردا، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های مجازی داشت.

قاضی مرتضی تورَک رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال ایران ضمن احضار مسعود شجاعی، مصاحبه و رفتار او را با آنچه شبکه معاند نظام خوانده، دور از شان دانست.

تورک که به تازگی وارد فوتبال شده، به عنوان قاضی «جرائم امنیتی» شهرت دارد. او به سایت میزان گفت: «اتاق فکر این شبکه‌های سیاسی در خارج از کشور با برخی کارشناسان و مربیان تشکیل شده. آنها با هدفگذاری سیاسی که دارند سراغ کارشناسان، مربیان و بازیکنان داخلی می‌آیند تا آنها را جذب کرده و بهره‌برداری سیاسی خود را داشته باشند.»

رئیس فدراسیون فوتبال ایران، مصاحبه شجاعی را نامناسب دانست. روزنامه جوان هم خواستار کنار گذاشتن شجاعی از تیم ملی ایران شد. اما دیدگاه‌ها با واکنش ستارگان فوتبال در تضاد است.

اشکان دژاگه ستاره تیم ملی ایران با انتشار عکس مسعود شجاعی نوشت: برادرم، برای من یک مرد واقعی است، با قلبی پاک و درست.

علی کریمی مرد سال ۲۰۰۴ فوتبال آسیا در اینستاگرام خود ضمن انتشار عکسی از مسعود شجاعی با پیراهن تیم ملی ایران نوشته است: «مسعود از سر دلسوزی، درد و دغدغه‌هاى موجود را بیان كرد. كاش كسى بود كه پاسخگو مى‌شد! مسعود جان تو هم با ما بودى»

حساب کاربری علی کریمی با بیش از یک میلیون و هفتصدهزار عضو، پرمخاطب‌ترین صفحه مجازی در خانواده ورزش ایران است.

بازیکن سابق بایرن مونیخ در پست دیگری به حمایت از مهدی رحمتی پرداخته است. رحمتی نیز مانند شجاعی از سوی کمیته اخلاق، فراخوانده شد تا درباره انداختن عکس با یک هوادار زن در ارمنستان توضیح دهد.

کریمی نوشت: «در واگذار كردن حق فروش اینترنتى بلیت‌هاى لیگ زدوبند کردند. بر سر اسپانسر لباس در چهار سال گذشته هم زد و بند کردند و خیلی کارهای دیگر. هیچكس پاسخگو نشد. این‌ها جرمش كمتر از عكس گرفتن با یک طرفدار، یک هموطن است!»

مهدی مهدوی‌کیا نیز در حساب کاربری رسمی نوشت: «مسعود جان مانند اسمت شجاعى. اینها دردهاى جامعه ماست به خصوص ورزش. از یک جایى باید درست شود. دوستانت همه در كنارت هستند.»

وحید هاشمیان مهاجم سابق تیم ملی ایران است که در باشگاه‌های بزرگی مانند هامبورگ، بایرن مونیخ، بوخوم و هانوفر به میدان رفت.

هاشمیان از اینکه که شجاعی در مصاحبه‌اش از او یاد کرده، سپاسگزاری کرده و نوشته‌ است برایت در ورزش و زندگی، آرزوى موفقیت و سلامتى دارم.

در این بین، مجتبی تقوی سرمربی سابق ذوب آهن، سایپا و صنعت نفت آبادان، یادداشتی انتقادی منتشر کرده است.

آقای تقوی نوشته: ‎«فاصله بعضی مسئولان از مردم دارد سر به فلک می‌كشد. حرف هم كه می‌زنی باید به كمیته انضباطی بروی. مسعود انسانی بزرگ است. زمان جنگ، خود و خانواده‌اش آواره شدند. چقدر سختی كشید تا به نقطه‌ای رسید كه الان می‌بینید. بزرگترین شادی‌اش خوشحالی مردم است و بزرگترین غمش اندوه و غصه مردم.»

آقای تقوی که به عنوان مفسر فوتبال در برنامه‌های صداوسیما نیز حضور پیدا می‌کند، یادآور شده: «بگذارید حرفش را بزند تا وضعیت فوتبال و زندگی مردم، این نباشد. او پسر دوست داشتنی و فوق‌العاده‌ای است. مرامش از بازی‌اش هم بهتر است. او زنده است و حرف حساب می‌زند. ما همه چیزمان را دادیم تا بتوانیم حرف بزنیم، شاید بعضی از آقایان كمی به خود بیایند.»

مجتبی تقوی در پایان یادداشت خود نوشته است: «‎مرسی مسعود. تو زیباترین گل زندگی‌ات را به ثمر رسانده‌ای. این هیاهوى زودگذر از سایتهای رانت‌خواری است که دروازه‌شان باز شده، قصد جرزنی دارند! ‎فردا که داد و قال فرونشست، با انگیزه‌تر از همیشه در خدمت باشگاه و کشورت خواهی بود.»

خداداد عزیزی ستاره سابق تیم ملی ایران هم در حمایت از مسعود شجاعی نوشت: «آقايان، يادمان نرود دست زدنها و هورا كشيدنهايمان را بخاطر تكنيک ناب مسعود در بازيهاى نه چندان دور تيم ملى. آقايان كشيدن مسعود بپاى ميز محاكمه بخاطرگفتن حقايق، يعنى زدن مهر تأييد بر فساد در فوتبال، يعنى سكوت. كمى برخورد با فساد شايسته تر است.»

در حالی که سردبیر روزنامه خبر ورزشی، اظهارات شجاعی را به لگد زن تشبیه کرده و سایت میزان هم آن را سیاه نمایی و تخریب نظام می‌داند، برخی نویسندگان مستقل ورزشی در ایران، دیدگاه دیگری دارند.

نیلوفر کنگرانی نوشته است: مربیگری سلیقه‌ای است اما هر سلیقه‌ای، شجاعی را می‌خواهد. نمی‌شود این همه سال موج منفی را تحمل کنی اما باز بمانی. نمی‌شود در حالی که خیلی‌ها می‌گویند حقت نیست، تا ٣٢ سالگی در فوتبال اروپا بمانی.

خانم کنگرانی خطاب به منتقدان نوشته: «اگر واقعیت‌هایی که مسعود گفته به مذاقتان خوش نیامده، اینترنت‌ را قطع کنید و اخبار صدا و سیما را ببینید. هیچ وصله‌ای به او نمی‌چسبد.»

سحر طلوعی فوتبال نویس هم نوشته است: اگر فوتبال به مسعود شجاعی مربوط نیست، پس به چه کسی مربوط است؟ اگر او نباید درباره حوادث فوتبالی حرف بزند، پس چه کسی می‌تواند حرف بزند؟

به نوشته خانم طلوعی: «یادداشت‌های ناجوانمردانه و بعضاً دروغ برخی روزنامه‌های ورزشی و هجوم آنها به مسعود شجاعی، اتفاقاً تایید حرف‌های اوست درباره اینکه آنها برای اینکه کسانی را ستاره کنند، اغلب پول گرفته‌اند و می‌گیرند.»

طلوعی یادآور شده: «همین ورزشی نویسان، روی تماشاگر را در استادیوم به روی شجاعی باز کردند تا هو کنند و با هر پا به توپ شدنی آه و اوه کنند و بازیکن ملی پوش را زیر فشار بگذارند.»

فرشاد کاس‌نژاد هم نوشته است: «ویرانگر و ناامید‌کننده است که می‌نویسند شجاعی بحث‌هایی مطرح کرده که به او مربوط نیست. چه موضوعی می‌تواند به یک شهروند مربوط نباشد؟ همه حرف‌ها و همه‌ دردها به همه‌ ما مربوط است و موجش تا تخت‌خواب ما می‌آید.»

در این بین به باور علی کریمی، تشکیل اتحادیه بازیكنان فوتبال می‌تواند در تغییر این فضا موثر باشد.

مسعود شجاعی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران در مصاحبه‌اش با رادیو فردا گفته بود با وجود تمرکز کامل روی فوتبال حرفه‌ای، هرگز نسبت به معضلات اجتماعی در ایران بی تفاوت نبوده است.

تجاوز به کودکان کار، خشونت علیه زنان، تخلفات مالی و اخلاقی در فوتبال، بدرفتاری با مهاجرین و فساد در رسانه‌ها، موضوعاتی است که شجاعی با صراحت درباره‌اش صحبت کرده.

او گفت اگر بخواهد در قبال فسادهای رایج در جامعه سکوت کند؛ به نسل‌های بعدی خیانت کرده، به همین خاطر “به تشخیص خودم صلاح می‌دانم که حرف بزنم.”

شجاعی در همین زمینه، در منطقه محروم پاسگاه نعمت آباد در جنوب شهر تهران فعالیت می‌کند اما شهرداری تاکنون مساعدتی برای اسکان و تحصیل نوجوانان مورد نظر شجاعی، صورت نداده است.

No responses yet

Nov 04 2016

فیفا فوتبال ایران را به دلیل «برگزاری مراسم مذهبی» در بازی با کره جنوبی جریمه کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا، به دلیل رویدادهای بازی تیم ملی فوتبال ایران با قطر و کره جنوبی ضمن وضع جریمه نقدی، دو بازیکن و یک مربی تیم ملی ایران را محروم کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، فیفاروز پنجشنبه سوم نوامبر تیم ملی ایران را به دلیل برگزاری مراسم مذهبی در جریان بازی با کره جنوبی ۴۵ هزار فرانک سوییس جریمه کرده است.

بازی ایران و کره جنوبی در ورزشگاه آزادی و همزمان با روز تاسوعا برگزار شد. رییس فدراسیون فوتبال ایران به دنبال اعتراض شماری از روحانیون نسبت به برگزاری این بازی در روز تاسوعا گفته بود:«ما حسینیه صدهزار نفری در ورزشگاه آزادی تشکیل می‌دهیم.»

فیفا برگزاری مراسم مذهبی یا سیاسی در جریان مسابقات فوتبال را ممنوع کرده است.

در همین زمینه، روز گذشته رسانه‌های ایران گزارش داده بودند که احکام محرومیت دو بازیکن و مربی ایران در جریان بازی با قطر توسط فیفا تایید شده است.

به گزارش ایرنا، فیفا با ارسال نامه‌ای به فدراسیون فوتبال ایران آرای صادره خود را درباره با قطر اعلام کرده است .

طبق این گزارش« یک جلسه محرومیت سردار آزمون و احسان حاج صفی و سه جلسه محرومیت جواد نکونام، مربی تیم ایران تایید شده است.

ایرنا اضافه کرده است:« به سایر اعضای کادر فنی و بازیکنان شامل پژمان منتظری که نامش در گزارش‌های اولیه ارسالی ناظر بازی به مقامات فیفا و‌ای اف سی اشاره‌های متعدد شده بود، محرومیتی تعلق نگرفت.»

بازی دو تیم ایران و قطر تا دقیقه ۹۰ با افت‌وخیز کمی روبرو بود ولی در وقت اضافه ۲+۹۰، اشتباه فاحش دروازه‌بان قطر توپ را درست روبه‌روی دروازه به انصاری‌فرد رساند. او هم پاس خوبی به قوچان‌نژاد داد تا این بازیکن گل اول بازی را به ثمر برساند.

پس از این گل، بازیکنان دو تیم به شدت با یکدیگر درگیر شدند و فضای ورزشگاه شدیدا ملتهب شد. در این دقایق بازیکنان دو تیم با هم درگیری فیزیکی پیدا کردند.

پس از آن که درگیری‌ها خاتمه یافت و بازی از سر گرفته شد، داور، جواد نکونام، مربی تیم ملی ایران را از بازی اخراج کرد.

No responses yet

Oct 11 2016

سیاه سیاه در حسینیه آزادی!: انتخابی جام جهانی ۲۰۱۸ – ایران؛ کره جنوبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

اخبار روز: برنامه دیدارهای این گروه به شرح زیر است. ساعت بوقت ایران :
ازبکستان – چین، ساعت ۱۶:٣۰
ایران – کره‌جنوبی، ساعت ۱٨:۱۵
قطر – سوریه، ساعت ۱۹:٣۰

وضعیت
برد ایران ۴۹ درصد
برد کره ۴۱ درصد
مساوی ۱۰ درصد

شرایط بازی غیر قابل بیش بینی

وضعیت جدول
ایران ۷ امتیاز با تفاضل گل بهتر اول
کره جنوبی با ۷ امتیاز دوم
ازبکستان با ۶ امتیاز سوم
سوریه با ۴ امتیاز چهارم و تیمهای چین و قطر پنچم و ششم

ایران در صورت پیروزی ازبکستات بر قطر، در صورت تساوی دوم و در صورت باخت صدرنشینی را به کره و ازبکستان واگذار می کند.

اخبار روز- کرد سنندجی: عصر سه شنبه در استادیومی که اینک شبیه به حسینیه و نمادی از خیمه کربلا شده، بازی ایران و کره جنوبی برگزار می شود و می رود تا سیاهی و ماتم و عزا استادیوم پیر آزادی را پیرتر کند. مثلی است که می گوید – عدو سبب خیر شود، اگر خدا خواهد!! مخالفان برگزاری این بازی اندک ولی با قدرت و منسجم در ایام تاسوعا و عاشورا در برابر موافقان اکثریت اما متفرق و تابع جریان باد توانستند بهترین بهره برداری را کنند و سرانجام به نتیجه ای برسند که خود از ابتدا از آن آگاه نبودند. معرفی واقعه کربلا از راه تصویر و پخش زنده به جهان! تردید به یقین تبدیل می شود که در انتخابات بیش روی چند ماه آینده ریاست جمهوری بازی ایران و کره جنوبی یکی از برگهای برنده و تاثیرگذار مدنظر کاندیداهای انتصابی است که روی آن تمرکز خواهند کرد!
از منظر جامعه شناسی نشانه ها حاکی است که مثل چند دهه اخیر نظام توانسته خواست جماعت ناهمجا را به نفع جماعت مجذوب از برگزاری بازی ایران و کره جنوبی تغییر دهد و این پدیده متضاد ابتدائی را به جریانی وحدت طلب در نزد جهانیان تبدیل کند. ایران از نظر سیاسی جامعه ای بسته است و در قلمرو فرد و جمع تعابیر مربوط به رفتار و عمل در این جامعه اختلاف فاحشی با رفتار و عمل در جامعه دموکراتیک دارد و در چنین جامعه ای ناگهان شادی و یا شادی نکردن برای گل زدن و فریاد و هورا تماشاگران از درجه اعتبار اولیه ساقط می شود و موضوع رفتاری و کرداری متفاوتی جایگزین آن می شود، بدین صورت که نشان دادن واقعه کربلا که بازتابهای گسترده خبری و رسانه ای در رسانه های نوشتاری، شنیداری، دیدنی و تصویری دارد برای همگان اصلی مورد وحدت قرار می گیرد!
نظام طی چند سال اخیر هزینه زیادی کرد و گروههائی از روحانیون و طلاب را آموزش داد و برای تبلیغ و ترویج مرام خود به استادیومها اعزام کرد اما نتوانست یک درصد نیز نتیجه اهداف مورد نظر خود را کسب کند. اما بازی ایران و کره جنوبی مستقیم و غیرمستقیم هزاران پیام نظام را بطور موثری انتقال داده است. در بحث جداگانه ای این موضوع جذب و دفع در جامعه شناسی و نقش بی خاصیت فیفا، و یا مثلا مشت گره کردن و ماسک زدن کره ای ها که بر اثر ناآگاهی، رسانه های ایرانی آن را به یک مورد انتقامی بی ربط پیوند داده اند و یا فراخوان برای بسیج حسینی مردم توسط جواد نکونام، علی پروین، جلال طالبی و… را بررسی می کنیم. ولی برای پرداختن به اصل بازی و کاستن مسایل سیاسی حاکم بر آن در اینجا فقط به دو نمونه تک نگاری به عنوان فاکتوری از وضعیت حاکم بر بازی ایران و کره جنوبی از دریچه ایده لوژیکی رسانه ها و برنامه های بیش بینی شده یا خودجوش و ناگهانی صورت گرفته این روی داد اشاره می کنم:
“فارغ از جار و جنجال‌ها و حرف و حدیث‌هایی که پیرامون این رویداد ورزشی در روز تاسوعا مطرح شده، باید گفت که هواداران ایرانی بیش از هر زمان و هر مکانی، حرمت ایام محرم را می‌دانند و وظیفه خود را در این روزها می‌شناسند. حضور ده‌ها هزار ایرانی سوگوار سالار شهیدان در ورزشگاه آزادی و فریادهای یا حسین (ع) آن‌ها در حالی که دوربین‌های تلویزیونی از جای جای دنیا این رویداد را انعکاس می‌دهند، بهترین فرصت برای شناساندن فرهنگ عاشورا و مبانی فکری انقلاب حسینی است.
۲۰ مهر ۹۵، تاسوعای حسینی، چشم میلیون‌ها بیننده تلویزیونی در نقاط مختلف دنیا، هزاران مرد سیاه‌پوش را خواهند دید که فارغ از آنچه در زمین سبز آزادی رقم می‌خورد – برد یا باخت – مردی را صدا می‌زنند که صدها سال از شهادتش می‌گذرد و این سوال در ذهن‌شان شکل می‌گیرد که این حسین (ع) کیست که این چنین شوری در مردمان ایجاد کرده است؟”
“مدتی است صدای اعتراض برخی از دلسوزان اهل ‌بیت عصمت و طهارت درباره تقارن مسابقه فوتبال تیم ملی جمهوری اسلامی ایران با کره‌جنوبی، در راستای مسابقات انتخابی جام جهانی، در روز تاسوعا بلند و موجب نگرانی این عزیزان شده است.
محمد اصلانی در شرق نوشت: حال آنکه به‌نظر حقیر که خود عاشق و شیفته اهل ‌بیت و عزادار امام حسین (ع) و یاران باوفایش هستم، می‌توان از این رخداد و واقعه تاریخی، به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.
چراکه وقتی دشمنان اهل ‌بیت عصمت و طهارت و در رأس آنها، وهابیت و سلفی‌ها، دوست ندارند پرچم برافراشته‌شده عزای حسینی و نام مبارک آن حضرت دیده و شنیده شود، چه اشکالی دارد سراسر استادیوم آزادی، منقش به پرچم‌های سیاه و عبارت‌های مبارک یاحسین (ع)، لبیک یاحسین و یا ابالفضل‌العباس شود؟“

می توان اشاره کرد که بازی ایران مقابل کره جنوبی دارای حساسیت فوق العاده ای از منظر روانی برای دو تیم است. اما بیشترین سنگینی بار روانی متوجه تیم کره جنوبی است. هر چند این تیم شانس آورده که اشتیلکه آلمانی که خود یکی از متخصصان جنگهای روانی از ایام بازی اش بود سرمربی این تیم است. بار فنی بازی تحت تاثیر فضای حاکم بر استادیوم خواهد بود هر چند تیم ایران اکنون از بابت فضا وضعیت بهتری دارد اما بیش بینی ها بسیار بر روی تساوی دو تیم متمرکز است.

نگاه به بازی از دریچه صحبتهای مربیان دو تیم در کنفرانس خبری یک روز بیش از بازی:
برای انتخاب ترکیب ایران «سردرد» دارم
همه بازیکنانم آماده هستند
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با اشاره به دیدار روز سه شنبه تیمش با کره جنوبی گفت: شکی وجود ندارد که این دیدار از جذابیت و حساسیت بسیار بالایی برای هر دو تیم برخوردار است.
کارلوس کی روش که ظهر روز دوشنبه در نشست خبری قبل از دیدار روز سه شنبه برابر کره جنوبی با خبرنگاران حاضر در سالن کنفرانس آکادمی فوتبال صحبت می کرد ضمن بیان این مطلب افزود: ابتدا به همه خبرنگارانی که برای پوشش این دیدار آمده اند خوش آمد می گویم. شکی نداریم که با توجه به در نظر گرفتن رسانه ها جذابیت این دیدار برای هر دو تیم بالاست.
وی افزود: دیدار روز سه شنبه قسمت دیگری از سریال صعود ما به جام جهانی است. ما با تیمی بازی داریم که ادعا و قدرت بالایی دارد. تیم ما کاملا آماده است. تمام بازیکنان با اشتباق کامل برای این دیدار آماده هستند.
کارلوس کی روش ادامه داد: هم از بعد فرهنگی و هم از بعد مذهبی این دیدار در شرایط خاصی برگزار می شود و وظیفه ما این است که یک پیروزی خوب را برای مردم ایران به ارمغان بیاوریم. امیدوارم هواداران بیایند و ورزشگاه را پر کنند.
وی در مورد اینکه با حضور دژاگه و جهانبخش آیا کارتان برای انتخاب ترکیب اصلی سخت نیست گفت: در ازبکستان هم تک تک بازیکنان آماده بودند. برای این بازی هم آماده هستند. متاسفانه یا خوشبختانه الان همه بازیکنان آمادگی بالایی دارند و این یک سردرد بزرگ برای من است که بتوانم ترکیب تیم را انتخاب کنم.
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در مورد جنگ رسانه ای تیم ملی کره جنوبی گفت: همه ما فوتبالیست هستیم و دنبال کسب پیروزی می رویم. فوتبال یک سرگرمی تجاری است که باعث دلگرمی مردم می شود. امیدواریم که فردا بتوانیم نتیجه لازم را کسب کنیم. ما هیچ وقت به این مسائل توجهی نداشته ایم.
وی ادامه داد: بازی برابر کره همیشه برای ما یک چالش است. کره کشوری با سنت های مختلف است. در جام جهانی ۲۰۰۲ هم میزبانی خوبی داشتند. ما به این بازی به عنوان یک دیدار در مسیر صعود به جام جهانی نگاه می کنیم. در انتها مطمئن هستم که در پایان مسابقه ما شاهد فوتبال خوبی خواهیم بود.
کی روش در مورد بلیت طبقه دوم که فروخته نمی شود گفت: این مسائل به من ربطی ندارد. امیدوارم هواداران بیایند و از تیم ملی حمایت کنند. بازیکنانم انگیزه بالایی دارند تا در این دیدار به پیروزی برسند. یک بار برای همیشه می گویم که در فوتبال با جنگ های رسانه ای نمی توان نتیجه را گرفت و باید درون زمین به پیروزی برسید. تاکید می کنم که بازیکنانم باید زجر بکشند و تلاش کنند تا سه امتیاز را بگیرند.
وی ادامه داد: مطلبی که به بازیکنانم می گویم این است که باید وقتی صاحب توپ هستند با آرامش بازی را به جریان درآورند چرا که مردم متوجه می شوند که بازیکن دارد با تمام وجودش بازی می کند.
کارلوس کی روش در واکنش به پرسش خبرنگار کره‌ای که پرسید دلیل خاصی دارد که شما توانسته‌اید در چند بازی اخیر کره را شکست دهید گفت: دلیلش این است که من بازیکنان زیبا و خوبی کنارم دارم و اگر توانستم به پیروزی برسم به خاطر تلاش و زحمت این بازیکنان بوده است.
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در مورد شناختش از کره جنوبی گفت: من خودم بازیکنان خوب و بزرگی دارم و نمی خواهم به بازیکنان کره بپردازم و آنها را بزرگ کنم. اما شکی ندارم که ستاره تیم کره جنوبی «کو» است.

اشتیلیکه قبل از دیدار با ایران:
می‌خواهیم تاریخ‌سازی کنیم و رکورد را بشکنیم
حساسیت بازی بالاست
سرمربی تیم ملی فوتبال کره‌جنوبی با بیان اینکه تیمش بازی حساسی برابر ایران دارد، گفت: ما به ایران آمدیم تا یک بازی جوانمردانه را ارائه دهیم و ضمن تاریخ‌سازی رکورد ایران را بشکنیم.
اولی اشتیلیکه در نشست خبری قبل از دیدار روز سه شنبه تیمش با ابران که ظهر امروز در سالن کنفرانس آکادمی ملی فوتبال برگزار شد ضمن بیان این مطلب گفت: این دیدار بازی مهمی میان تیم های اول و دوم گروه است و هر دو تیم از اهمیت و حساسیت این مسابقه اطلاع دارند.
سرمربی تیم ملی فوتبال کره جنوبی که تیمش در دیدارهای گذشته برابر ایران شکست خورده است ادامه داد: همانطور که خدمت‌تان گفتم حساسیت این مسابقه بالاست. ما به ایران آمدیم تا یک بازی جوانمردانه را ارائه دهیم و هر دو تیم باید به هم احترام بگذارند.
وی در پاسخ به پرسش خبرنگار کره ای مبنی بر اینکه که آیا تجربه شکست برابر ایران به شما کمک می کند که در این مسابقه به پیروزی برسید یا خیر، افزود: استادیوم در آن مسابقه کاملا پر نشده بود و بازی دوستانه بود، ما انتظار داریم ورزشگاه کاملا پر و فشار بیشتری روی ما باشد. دو سال پیش هم ایران یک بازی کاملا تدافعی مقابل ما ارائه داد و فکر نمی کنم فردا بخواهد به آن شیوه بازی کند.
سرمربی تیم فوتبال کره جنوبی در خصوص علت اینکه بازیکنان کره در بدو ورود به ایران ماسک زده‌اند، تصریح کرد: ما معمولا درکشور خودمان هم از این ماسک ها استفاده می کنیم تیم ملی ما وقتی به کشورهای دیگر سفر می کنند از این ماسک ها استفاده می کنند اما در خصوص مشکلاتی مانند نشان دادن مشت دست ما باید بگویم این یک موضوع معمول است و ما معمولا پیش از بازی هایمان این کار را می کنیم.
وی افزود: ما به ایران آمدیم تا فردا یک بازی جوانمردانه را به نمایش بگذاریم. مسائل غیرفوتبالی باعث تحریک هوادارانی که در ورزشگاه حضور دارند، می شود و ما برای تحریک هواداران نیامدیم و امیدواریم تیمی که شایسته است و بازی بهتری ارائه می دهد به برتری برسد.
سرمربی تیم فوتبال کره جنوبی در پاسخ به پرسش خبرنگار کره‌ای مبنی بر اینکه تاثیر هواداران حاضر در ورزشگاه آزادی روی عملکرد بازیکنان شما چقدر خواهد بود، گفت: معمولا بازیکنان‌مان در چنین شرایطی می‌توانند بازی کنند در بازی با چین هم ورزشگاه پر شده بود و بازیکنان توانستند بازی را کنترل کنند البته داورها هم باید این موضوع را کنترل کنند.
وی در واکنش به صحبت های بازیکن تیم کره در خصوص امنیت تهران و مردم تهران گفت: ما دو، سه روز است که در ایران هستیم و کاملا از حضور در ایران راضی هستیم و همه چیز مهیا بوده، کشور ما یک کشور دموکراتیک است و در طول تاریخ تلاش کردیم دموکراسی را داشته باشیم. از این نظر هر کس می تواند اظهار نظر خودش را داشته باشد و از نظر مربی کار من می تواند مورد انتقاد قرار گیرد و شخصا نمی توانم وارد این موضوع شوم و اگر این نظر بازیکن من باشد او به طور شخصی و آزاد این نظر را بیان کرده است.
سرمربی کره جنوبی در پاسخ به سوال خبرنگار کره ای مبنی بر اینکه در بازی های مقدماتی ۲۰۱۰ کره مقابل ایران در تهران به تساوی رسید و در ۲۰۱۴ بازی را واگذار کرد، هدف شما از مسابقه فردا چیست گفت: هدف بازیکنان ما وقتی پایشان را به زمین می گذارند کسب پیروزی است. بازیکنانم مسلما برای پیروزی پا به میدان خواهند گذاشت.
اشتیلیکه در پایان در خصوص اینکه تیم ملی ایران با کارلوس کی‌روش مقابل کره هیچ وقت شکست نخورده و همیشه بازی را با پیروزی پشت سر گذاشته، گفت: همانطور که گفتم بازی فردا میان دو تیم اول گروه است و ما فردا مسابقه ای در بالاترین سطح آسیا را شاهد هستیم اما در خصوص پیروزی های متوالی ایران در برابر کره باید بگویم ما از ۲۰۱۵ تا الان تنها دو شکست داشتیم که این نشانه خوبی محسوب می شود، ما می‌خواهیم فردا تاریخ سازی کنیم و این رکورد را بشکنیم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .