اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jun 21 2016

روزنامه “قانون” پس از انتقاد از نقش اطلاعاتی سپاه پاسداران و کیفیت بد زندان‌های ایران توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: به دنبال شكایت سازمان اطلاعات سپاه پاسدران، روزنامه “قانون” چاپ تهران، از سوی دادستانی ایران توقیف شد. این روزنامه در روز پنجم خرداد در گزارشی از تصویب طرح نحوه ممنوعیت انتصاب اشخاص در مشاغل حساس در روز پاياني مجلس نهم انتقاد کرد و آن را مغایر با قانون اساسی دانست.

این روزنامه در سایت اینترنتی خود نوشت: “در نامه توقیف روزنامه قانون آمده است كه نظر به اعلام جرم سازمان اطلاعات سپاه و معاونت حقوقی و امور مجلس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه روزنامه قانون دایر بر افترا و نشر اكاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی ، مستندا به بند 5 اصل 156 قانون اساسی در راستای وظایف قوه قضائیه در پیشگیری از وقوع از جرم و در راستای ماده 114 آئین دادرسی كیفری ، روزنامه قانون توقیف می باشد.”

در گزارش روزنامه قانون با نام “مصوبه آخر: وزارت اطلاعات ۲” که در انتقاد از طرح نحوه ممنوعیت انتصاب اشخاص در مشاغل حساس منتشر شده، آمده است: “نهادها و ارگان احراز صلاحيت افراد براي مشاغل حساس، قوه قضاييه، وزارت اطلاعات كشور و سازمان اطلاعات سپاه اعلام شده است. اين به اين معناست كه از اين پس دو نهاد موازي رصد اطلاعاتي را انجام خواهند داد و كاري كه بر عهده قوه قضاييه و وزارت اطلاعات كشور بود اكنون به دست اطلاعات سپاه نيزانجام خواهد شد.”

همچنین هفته گذشته، عباس جعفری دولت‌ آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران از تعقیب قضایی مهناز مظاهری مدیرمسئول روزنامه قانون به علت انتشار گزارشی از مشاهدات عينی بازداشت يك روزه در ندامتگاه بزرگ تهران که با عنوان “۲۴ ساعت لعنتی” منتشر شده بود، خبر داد.

دولت آبادی گفت که مدیر مسئول قانون به دنبال اعلام شکایت سازمان زندان هاتحت تعقیب قضایی قرار گرفته است.
آن چه در گزارش روزنامه قانون منتشر شده بود گفت وگوي این روزنامه با يكي از افرادي است كه براي ۲۴ ساعت در زندان بزرگ تهران بوده و از آنچه در اين ۲۴ ساعت بر او گذشته، سخن مي‌گويد.

گفت‌وگوشونده روزنامه قانون که مجرم نبوده و فقط برای قرار کفالت زندانی شده بود، از “توهين‌هاي مكرر” زندانبانان گفته و اینکه آنان پول نقد و كارت بانكي این زندانی را هم از او گرفتند و “زنداني بدون پول با يك جفت دمپايي در بيابان تاريك رها مي شود.”

” قيچي كردن كت يك ميليوني”، “كوتاه كردن موها”، ” سوختن كارت بانكي” و … دیگر بلاهایی است که سر این زندانی می‌آید.

No responses yet

Jun 21 2016

فهرست برخی پاداشهای کلان در دولت احمدی نژاد/ دلواپسان چرا در این موارد سکوت کرده اند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

عصرایران: وجود شفافیت در اقتصاد همیشه خوب بوده و هست، اما شاید مسأله این روزها این باشد که این شفافیت برای بعضی‌ها ضروری معرفی می‌شود و برای بعضی نه! مشخصاً پس از انتشار اسنادی که در بین رسانه‌ها و عموم مردم به «فیش حقوقی» شهرت یافت، جامعه نسبت به این موضوع حساسیت پیدا کرد و مسئولان دولتی در بالاترین رده نسبت به مسأله واکنش نشان داده و دستوراتی را جهت برخورد با موضوع ابلاغ کردند. اما اجازه دهید ببینیم این موضوع از کجا شروع شده؟

به گزارش ایران، مسأله «دریافتی» – و نه حقوق – اعضای هیأت مدیره شرکت‌ها، نه به این موارد اخیر که ریشه بسیار قدیمی‌تر دارد. اما نوع طرح مسأله با برچسب «افشا» شاید برای عامه مردم جذابیت ایجاد کرده باشد. متأسفانه سال هاست که رسانه‌ها و اهالی رسانه فعال در حوزه اقتصادی یا به مسائل تخصصی این حوزه پرداختند که برای عموم جذابیتی ندارد یا ترجیح دادند به جای پرسشگری از طرف مخاطب راه دیگری در پیش گیرند. واقعاً دریافتی چند ده میلیونی عضو هیأت مدیره یک بانک ماجرای خارق‌العاده‌ای است؟ پس اجازه دهید سری بزنیم به اسناد مالی برخی بنگاه‌های اقتصادی، اسنادی که دست بر قضا محرمانه هم نیستند و برچسب افشاگری ندارند، اما صفرهای آن خیلی بیشتر از اخبار اخیر است.

پاداش‌های میلیاردی هیأت مدیره ها در سال 91

در پایان سال 1391، پاداش اعضای هیأت مدیره بانک ملت، برابر 2314000000 ریال برابر 231 میلیون تومان بوده که با احتساب نرخ تورم، به قیمت امروز برابر 407 میلیون تومان است. [1]
مجدداً در پایان سال 1391، پاداش اعضای هیأت مدیره بانک صادرات، برابر 4021000000 ریال، برابر 402 میلیون تومان بوده، جالب است که پاداش هیأت مدیره این بانک در سال قبل‌تر – یعنی 1390 برابر 250 میلیون تومان بوده که طی یکسال حدود 61 درصد افزایش داشته، اما به هر حال، 402 میلیون تومان پاداش هیأت مدیره این بانک در سال 91، به عدد امروز با احتساب نرخ تورم، چیزی بالغ بر 707 میلیون تومان است. [2]

پاداش هیأت مدیره بانک دی (وابسته به بنیاد شهید) در پایان سال مالی 1391، برابر 4549000000 ریال، برابر 454 میلیون تومان بوده، گفتنی است این پاداش برای سال 1390 برابر 72 میلیون تومان ذکر شده است که بیانگر رشد 530 درصدی پاداش هیأت مدیره این بانک است! به هر روی پاداش هیأت مدیره این بانک هم به عدد امروز با احتساب نرخ تورم چیزی حدود 800 میلیون تومان است. [3]

از بانک‌ها بگذریم، پاداش اعضای هیأت مدیره شرکت ایران‌خودرو در سال 91، درشرایط خاص آن سال‌ها (وضعیت بد صنعت خودروسازی به دلیل اعمال تحریم ها) چیزی نزدیک به 680 میلیون تومان ذکر شده است، که به رقم امروز با احتساب نرخ تورم چیزی حدود یک میلیارد و 200 میلیون تومان است. [4]

«شرکت سرمایه‌گذاری گوره توسعه ملی» یکی از ده‌ها شرکت زیر مجموعه بانک ملی ایران، در اواخر دوره فرار خاوری از ایران، در پایان سال مالی منتهی به اسفند سال 90، پاداش 13653331974 ریالی، حدوداً برابر یک میلیارد و 365 میلیون تومانی برای هیأت مدیره خود در نظر گرفته بود، که به عدد امروز این رقم بالغ بر 3 میلیارد و 250 میلیون تومان است[5].

اینها مربوط به سال‌های قبل است، کنارشان بگذاریم که سوء‌تفاهم این دولت و دولت قبل پیش نیاید، همین حالا بر اساس آخرین آطلاعات منتشر شده (و حسابرسی شده) گروه خدمات مالی و سرمایه گذاری شهر (زیر مجموعه بانک شهر) وابسته به شهرداری در سال مالی 1393، چیزی نزدیک به یک میلیارد و 200 میلیون تومان پاداش هیأت مدیره ثبت کرده است، که به عدد فعلی با احتساب نرخ تورم چیزی بالغ بر یک میلیارد و 400 میلیون تومان است. [6] بازهم نزدیک‌تر بیاییم، بانک سینا (وابسته به بنیاد مستضعفان) همین پارسال 250 میلیون تومان پاداش هیأت مدیره مشخص کرده است. [7]

مشکل از کجاست؟

داشتن درآمد برای یک مدیر فی النفسه بد نیست، مدیری که تصمیمات وی در مجموعه‌ای سبب ایجاد سود هزار میلیاردی و بهره‌مندی سهامداران آن می‌شود، طبیعتاً حق دارد از این سود سهمی داشته باشد، نه در ایران، در تمام دنیا چنین است. موضوع زمانی شکل بدی به خود می‌گیرد که مدیر نه بواسطه سازوکاری رقابتی در مجموعه‌ای خصوصی که بر اساس انتصاب در جایگاهی قرار گیرد. موضوع زمانی ناراحت‌کننده‌تر می‌شود که مجموعه تحت مدیریت این مدیر نه تنها سود چندانی نداشته، بلکه عملاً زیانده نیز بودند. سود نشان داده می‌شود و در کنار این موضوع، مدیر پاداش نیز دریافت می‌کند! خصوصی‌سازی دست و پا شکسته در دوره‌های قبل که مسئولان فعلی بارها نسبت به این میراث شوم واکنش نشان دادند سبب شده تا این چرخه معیوب همچنان ادامه یابد و به نظر می‌رسد افشای این سند مالی – با هر انگیزه‌ای، هرچند تخریب دولت – به مصداق عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، زمینه‌ای شود برای بازخوانی آنچه بر این مردم گذشته و افشای دست اندازی‌های واقعی به حقوق ملت در دوره‌های گذشته، البته بر اساس اسناد آشکار. وانگهی، این حساسیت عمومی شاید محل مناسبی برای طرح موضوعی به مراتب کلانتر و مهم‌تر باشد و آن مبحثی تحت عنوان «حاکمیت شرکتی» است. در شرکت‌های ایرانی طی سال‌های گذشته، بخصوص در دهه هشتاد، در پی آنچه رئیس جمهوری محترم از آن تحت عنوان شرکت‌داری بانک‌ها یاد کرد، اقدام به راه‌اندازی شرکت‌هایی کردند که هر یک از اینها دارای هیأت مدیره‌هایی هستند و هر هیأت مدیره دارای پاداش های کلان، نکته زمانی قابل توجه و قابل طرح می‌شود که اعضای حقیقی این هیأت مدیره‌ها در چرخه این شرکت‌ها – با اسامی حقوقی متفاوت، بارها تکرار می‌شود. امید است دولت محترم و رسانه‌های بی‌طرف، از فرصت به وجود آمده از این – شاید تهدید- که توسط برخی رسانه‌ها خط دهی می‌شوند، استفاده کرده و اقدام به شفاف‌سازی این فضا کند، فضایی که طی سال‌های دهه 80، به دلایل متعدد از جمله نبود فضای آزاد برای نقد دولت به وجود آمده بود.

توضیح: برای استخراج ارقام فوق به عدد فعلی از شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی 1390=100 استفاده شده است، این شاخص در سال 1390 طبیعتاً برابر 100، در سال 1391 برابر 135.5 در سال 1393 برابر203.2 و هم‌اکنون بر اساس آخرین آمار منتشر شده از سوی بانک مرکزی در اردیبهشت امسال برابر 238.1 ثبت شده است.

[1]: صورت سود و زیان تلفیقی شرکت بانک ملت در سال مالی منتهی به اسفند 1391
[2]: صورت سود و زیان تلفیقی شرکت بانک صادرات در سال مالی منتهی به اسفند 1391
[3]: صورت سود و زیان تلفیقی شرکت بانک دی در سال مالی منتهی به اسفند 1391
[4]: صورت سود و زیان تلفیقی شرکت ایران خودرو در سال مالی منتهی به اسفند 1391
[5]: صورت سود و زیان تلفیقی شرکت سرمایه‌گذاری گوره توسعه ملی در سال مالی منتهی به اسفند 1390
[6]: صورت مالی شرکت بانک شهر در سال مالی منتهی به اسفند 1393، صفحه 69
[7]: صورت مالی شرکت بانک سینا در سال مالی منتهی به اسفند 1394، صفحه 61

No responses yet

Jun 21 2016

واکنش​های داخلی و خارجی به هشدار قاسم سلیمانی در مورد بحرین

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: بیانیه​ شدیدالحن قاسم سلیمانی در اعتراض به سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم​ واکنش​های بسیاری را در پی داشته است. برخی از مقامات ارشد دولتی ایران اما در محکوم کردن بحرین لحن ملایم‌تری نسبت به این بیانیه داشتند.

واکنش​ها به بیانیه سردار قاسم سلیمانی (۳۰ خرداد/ ۲۰ ژوئن) درباره سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم روحانی شیعه بحرینی ادامه دارد. قاسم سلیمانی، فرمانده شاخه برون مرزی سپاه پاسداران (سپاه قدس) تهدید کرده است که “رژیم سفاک بحرین با مقاومت مسلحانه شیعیان نابود خواهد شد”.

بیشتر بخوانید: بحرین از شیخ عیسی احمدقاسم سلب تابعیت کرد

قاسم سلیمانی که در حوزه نظامی فعال است برای نخستین بار با صدور بیانیه​ای شدیدالحن وارد عرصه سیاست خارجی ایران شده است.

اعضای برجسته دولت و مجلس ایران نیز سلب تابعیت از روحانی بحرینی را محکوم کرده​اند. حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس جمهوری ایران با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در توئیتر بدون اینکه نامی ازعربستان سعودی ببرد این کشور را حتی “بردار بزرگ​تر” خطاب کرده است. او نوشته است: «تحولات بحرین فریبی است برای رهایی برادر بزرگترعرب از باتلاق کشتار و خونریزی در منطقه و محکومیت بین​المللی و حاکمان بحرین دوباره فریب خورده‌اند.»

بیشتر بخوانید: بیانیه بی‌سابقه سلیمانی: رژیم بحرین با حرکت مسلحانه شیعیان نابود می‌شود

معاون سیاسی دفتر رئیس جمهوری بدون اینکه به بیانیه سردار قاسم سلیمانی اشاره​ای کند هشدار داده است که “این اقدام، دامی است برای تحریک به خشونت وتخریب روابط در منطقه”. ابوطالبی همچنین تاکید کرده است: «راه حل بحران بحرین همان”سلمیه، سلمیه” ای (مسالمت​آمیز) است.»

موضع نمایندگان مجلس ایران

علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران نیز در گفت وگو با “خانه ملت”، سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم از طرف دولت بحرین را برخلاف مقررات بین​المللی دانسته است. بروجردی گرچه موضع تندی درقبال بحرین و عربستان اتخاذ کرده اما به بیانیه قاسم سلیمانی درباره بحرین اشاره​ای نکرده است.

اما کمال دهقانی نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با ایسنا از سلیمانی دفاع کرده و گفته است: «سردار سلیمانی تنها یک فرمانده نظامی نیست بلکه یک استراتژیست و آشنا به مسائل سیاسی است که ابعاد شکل‌گیری افراط گرایی در منطقه را دیده است لذا کشورهای منطقه باید به هشدارهای ایشان توجه کنند.» این نماینده مجلس درخواست کرده است که این بیانیه “عمیقا مورد توجه دولت و دستگاه دیپلماسی کشور قرار گیرد”.

ابراز نگرانی آمریکا از اقدام بحرین

جان کربی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز با انتشار بیانیه‌ای مطبوعاتی از سلب تابعیت بحرینی شیخ عیسی قاسم، اظهار نگرانی کرده و از دولت بحرین درخواست کرده است که “خویشتن​داری کند”.

کربی در این بیانیه تاکید کرده است که از اقدام بحرین مبنی بر سلب تابعیت از روحانی شیعه شیخ عیسی قاسم احساس نگرانی می​کند. بحرین یکی از متحدان آمریکا در خلیج فارس است و ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا نیز در آبهای این کشور مستقر است.

بیشتر بخوانید: معاون وزیر خارجه آمریکا: تحریم‌ها علیه قاسم سلیمانی ادامه می‌یابد

گفتنی است آمریکا و اتحادیه اروپا سپاه قدس گروهی تروریستی می‌دانند و آن را تحریم کرده‌اند. نام قاسم سلیمانی در فهرست تحریم​های سازمان ملل هم قرار گرفته بود. غرب سپاه قدس (شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران) را به پشتیبانی و تسلیح برخی گروه​های تندرو و تروریستی در خاورمیانه متهم می​کند.

ارتباط برکناری امیر عبداللهیان با بیانیه قاسم سلیمانی

اما در واکنش به بیانیه قاسم سلیمانی تارنمای “العربیه” که به مواضع عربستان نزدیک است مطلبی تحت عنوان “امیرعبداللهیان برکنار شد، قاسم سلیمانی به تهدید کشورهای عربی روی آورد”، به ارتباط بیانیه قاسم سلیمانی و برکناری امیر عبداللهیان اشاره کرده و نوشته است: «به نظر می‌رسد برکناری حسین امیرعبداللهیان از سمت معاون عربی آفریقایی وزارت امور خارجه ایران، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران این کشور، را بر آن داشت تا خود به طور مستقیم وارد عرصه “دیپلماسی” جنگ شده و بیانیه‌هایی تهدید​آمیزعلیه برخی کشورهای عربی صادر کند.»

به نوشته العربیه امیرعبداللهیان ارتباط قوی با قاسم سلیمانی دارد و “نقش حلقه ارتباط میان وزیر امور خارجه و فرمانده سپاه پاسداران” را برعهده گرفته بود. این سایت همچنین مدعی شده است که دوره مسئولیت امیر عبداللهیان در معاونت وزارت امور خارجه، شاهد اوج گرفتن تنش میان ایران و کشورهای عربی بوده و سپاه پاسداران با برکناری وی به شدت مخالفت کرده است.

No responses yet

Jun 21 2016

احسان مازندرانی به دلیل عارضه قلبی به بیمارستان منتقل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: بنابه گزارش ها احسان مازندرانی روزنامه نگار زندانی پس از عارضه قلبی در بیمارستان سینا در تهران بستری شده است.

سام حسینی برادرزن آقای مازندرانی به وبسایت “روزنامه نگاری جرم نیست” گفت:‌ “حال احسان در سلول خراب شد و از حال رفت. هم‌سلولی هایش ابتدا فکر کردند موضوع جدی نیست و به خاطر فشار خون پایین غش کرده.”

“پزشکان دریافتند که جانش در خطر است و مجبور شدند او را به بیمارستانی خارج از زندان اعزام کنند چون آنجا (در بهداری اوین) نمی توانستند برایش کاری کنند.”

او در بیمارستان تحت کاردیوورژن الکتریکی قرار گرفت و به گفته آقای حسینی ضربان قلب او به حالت طبیعی بازگشت.

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، به نقل کارمندان بیمارستان سینا نوشت که آقای مازندرانی عصر دوشنبه، ۳۱ خرداد، بستری شد “اما در حال حاضر حال عمومی او خوب است.”

ماه گذشته خانواده آقای مازندرانی نسبت به وضعیت سلامتی او در اوین ابراز نگرانی کرده بودند.

در آن زمان گزارش شد که او در بند ۲ الف زندان اوین به خاطر شرایط بد نگهداری دچار عفونت نای، ریه و روده شده، اما علیرغم درخواست‌های مکرر از دسترسی به پزشک متخصص محروم بوده است.

گفته می شود او از حدود یک ماه پیش در اعتصاب غذا بوده است.

احسان مازندرانی، مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان بود که پاییز گذشته دستگیر شده بود اوایل اردیبهشت از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به هفت سال زندان محکوم شد.

آقای مازندرانی در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی و فعالیت علیه نظام مجرم شناخته شده است.

خانواده او گفته اند که پرونده او به سال ۹۱ مربوط می‌شود که به همراه چند روزنامه نگار دیگر بازداشت شده بود.

No responses yet

Jun 20 2016

روزنامه قانون توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: روزنامه قانون روز دوشنبه، ۳۱ خرداد، با حکم دادستانی تهران و به دلیل شکایت سپاه پاسداران توقیف شد. سپاه از روزنامه قانون به اتهام «افترا و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» شکایت کرده بود.

به گزارش وب‌سایت روزنامه قانون، در نامه توقیف این روزنامه اعلام شده که «نظر به اعلام جرم سازمان اطلاعات سپاه و معاونت حقوقی و امور مجلس سپاه پاسداران… مستندا به بند ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی در راستای وظایف قوه قضائیه در پیشگیری از وقوع از جرم و در راستای ماده ۱۱۴ آئین دادرسی کیفری، روزنامه قانون توقیف می‌باشد».

روزنامه قانون در بهمن ماه سال گذشته در مطلبی با عنوان «چرا اسیر آمریکایی می‌گریست»، از پخش صحنه زانو زدن ملوانان بازداشت شده آمریکایی از تلویزیون ایران و نحوه بازسازی صحنه‌های بازداشت این ملوانان در راهپمایی ۲۲ بهمن۹۴ در تهران و قم انتقاد کرده بود.

فریدون مجلسی، پژوهشگر، دراین مطلب نوشته بود که «نوع برخورد و به زانو نشاندن آنان با دست‌های نهاده بر پشت سر، که در نمایش ناهنجار قم نقش اسیر زن را هم به بازیگری زن نما و بزک کرده داده بودند، برای آن جوان می‌توانست یادآور شباهت صحنه با صحنه‌های اسیران آمریکایی و اروپایی با لباس نارنجی و دست نهاده بر پشت گردن در صحنه اعدام داعش باشد که لحظاتی بعد گردنشان بریده می‌شد یا تیر خلاص دریافت می‌کردند».

این مطلب واکنش شدید فرماندهان و رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران را به دنبال داشت و محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران، ۲۷ بهمن ۹۴ گفته بود که این روزنامه «باید برای این کارش توبه کند».

پس از آن روزنامه قانون در توضیحی اعلام کرد که انتقاد مطرح شده در این یادداشت مربوط به «بازسازی صحنه و نمایش اسیران آمریکایی به ویژه اسیر زن آمریکایی در خیابان‌های قم بود» و این یادداشت ارتباطی به اقدام سپاه پاسداران در نحوه بازداشت ملوانان آمریکایی نداشته است.

ملوانان آمریکایی در ۲۲ دی ماه ۹۴ بازداشت و ۱۶ ساعت بعد آزاد شدند. پخش تلویزیونی تصاویر آنها که به نشانه تسلیم دست‌هایشان را روی سر خود گذاشته و زانو زده‌اند، خشم واشینگتن را در پی داشت، به طوری که جان کری، وزیر خارجه آمریکا، گفته بود که در مکالمه با همتای ایرانی خود از این اقدام اعلام انزجار کرده است.

روزنامه قانون همچنین در شماره پنجم خرداد خود از مصوبه مجلس نهم در روز سه‌شنبه چهارم خردادماه، مبنی بر اینکه دستگاه‌های اجرایی باید در انتصاب افراد به مشاغل حساس، علاوه بر وزارت اطلاعات، از قوه قضائیه و سازمان اطلاعات سپاه نیز استعلام بگیرند، انتقاد کرده بود.

این روزنامه در شماره روز شنبه، ۲۲ تیرماه، گزارشی با عنوان «۲۴ ساعت لعنتی» درباره حضور یک زندانی در «مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ» منتشر کرده بود.

در گزارش روزنامه قانون، این زندانی اعلام کرده بود که هنگام ورود به زندان سربازان به او توهین کرده‌ و کت و کفشش را با این ادعا که ممکن است در آنها «مواد مخدر» وجود داشته باشد «پاره» کرده و دور انداخته‌اند.

به دنبال نشر این گزارش، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز سه‌شنبه، ۲۵ خرداد، خبر داده بود که با شکایت سازمان زندان‌ها، مدیرمسئول روزنامه قانون «تحت تعقیب قضایی» قرار گرفته است.

این روزنامه در شماره روز یکشنبه، ۳۰ خرداد خود نیز کاریکاتوری را منتشر کرده بود که واکنش خبرگزاری تسنیم و دیگر رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران را به دنبال داشت.

در این کاریکاتور، تعدادی از افراد در داخل کاسه توالت فرنگی در حال گفت‌وگو با هم هستند و یکی از آنها می‌گوید، «خب دوستان… اگه با توطئه جدید علیه دولت موافقین، اعلام کنین تا سیفون رو بکشم».

روزنامه قانون ۱۷ اردیبهشت ۹۳ نیز با دستور دادستانی و به علت انتشار خبری با عنوان «آزادی سردار رویانیان»، رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و مصرف سوخت در دولت محمود احمدی‌نژاد، توقیف شده و مدتی بعد انتشار خود را از سر گرفته بود.

در دولت حسن روحانی تعدادی از نشریات مستقل و نزدیک به گروه‌های اصلاح‌طلب از جمله بهار، مردم امروز و آسمان توقیف شده‌اند و برخی از مطبوعات توقیف شده مانند نشریه زنان امروز پس از توقیف، فعالیت خود را دوباره از سر گرفته‌اند.

No responses yet

Jun 20 2016

دورریز روزانه ۱۵ هزار تن غذا در پایتخت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران می‌گوید «روزانه ۱۵ هزار تن غذا» در تهران دور ریخته می‌شود.

به گزارش روز یکشنبه ۳۰ خرداد ماه خبرگزاری ٬ فرزاد هوشیار شنبه شب با حضور در کوره‌پزخانه‌های منطقه ۲۰ تهران و شرکت در در طرح «یه لقمه مهربونی» گفته بر اساس آمار روزانه ۳۵ درصد غذای شهروندان این شهر دور ریخته می‌شود.

وی افزوده این در حالی است که در تهران بیش از «۴۰ هزار پلاک» فقیر شناسایی کرده‌ایم که از میان آنها «۱۵ هزار پلاک» به «معنای واقعی نیازمند نان شب هستند».

آن‌طور که مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران اعلام کرده در تهران ۲۰۰ هزار نفر در مجموع کمتر از ماهانه ۷۰۰ هزار تومان درآمد دارند و اکثر آنها خانواده‌های بالای چهار نفر هستند.

هوشیار با اشاره به مصرف روزانه شش هزار گوسفند و گاو، و صرف ۲۵ درصد از درآمد «۶۰۰ هزار پلاک» برای خرید فست فود٬ گفته که «قطعاً با بخشی از این درآمدها می‌توان گرسنگان را اطعام کرد».

مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران از تقسیم این شهر به ۶۰ «کلونی فقیرنشین» خبر داده و از شهروندان خواسته در ماه رمضان٬ غذای مازاد یا افطاری خود را به مردم فقیر دهند یا به ازای هر غذا ۱۰ هزار تومان به فقرا اختصاص دهند.

۲۲ خرداد ماه نیز سایت اقتصادآنلاین به نقل از سازمان جهانی خواربار و کشاورزی (فائو) نوشته بود که سالانه ۱.۳ میلیارد تن غذا در جهان هدر می‌رود که ۳۵ میلیون تن آن٬ معادل ۲.۷ درصد در ایران دور ریخته می‌شود.

۱.۳ میلیارد تن مواد غذایی و محصولات کشاورزی تولیدی در جهان٬ معادل تولیدات ۲۸ درصد از کل زمین‌های کشاورزی دنیا است.

دورریز این حجم از مواد غذایی در حالی صورت می‌گیرد که بر اساس آمار فائو٬ ۹۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان از گرسنگی رنج می‌برند.

بر اساس این گزارش ایران از جمله کشورهایی است که هرساله درصد بالایی از مواد غذایی تولیدی را هدر می‌دهد.

برآوردهای فائو نشان می‌دهد روزانه به ازای هر نفر ۱۳۴ کیلو کالری غذا در ایران به هدر می‌رود.

گزارش‌های غیررسمی نیز حاکی از آن است که ۳۵ درصد محصولات کشاورزی تولیدی در ایران به هدر می‌رود که این رقم٬ معادل غذای ۱۵ میلیون نفر است.

مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی سال ۹۳ در گزارشی اعلام کرد تنها در یک مورد٬ هزینه تحمیل شده به دولت از محل ضایعات سالانه نان بالغ بر ۲.۸۵۷ میلیارد دلار است.

عباس پاپی‌زاده، سخنگوی کمیسیون کشاورزی در مجلس نهم نیز ارزش ضایعات مواد غذایی در ایران در سال ۲۰۱۴ را تقریباً با مجموع ارقام کالاهای اساسی و محصولات کشاورزی وارداتی دولت در همان سال برابر دانسته بود.

No responses yet

Jun 20 2016

روزنامه المسلم چاپ مصر: امپراتوری بزرگ ایران پس از ۲۵۵۰ سال، لشکر کوروش به حرکت در آمده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی

ملیون ایران: روزنامه المسلم چاپ مصر در اظهار نظری جالب نوشت:. ..امپراتوری بزرگ ایران پس از ۲۵۵۰ سال، لشکر کوروش به حرکت در آمده است.

ایرانی‌ها در راه بازگشتی تاریخی به دوران شکوه و اقتدار جهانی، منتها نه با موشک با نام‌های ایرانی. سپس در تحلیلی که براساس آمار رسمی ثبت احوال ایران ارائه شده به این مطلب اشاره کرد که در سال ۹۴، در مدت دوازده ماه ۱۷۵۸۴۹ نفر جهت تعویض نام خود به ثبت احوال مراجعه کرده که جز ۶۴ مورد همگی خواستار برگزیدن نامی اصالتا پارسی بوده‌اند.

این روزنامه افزود که این آمار در مقایسه با سال قبل(۴۲۳۱ مورد) بسیار قابل تامل بوده و به منزله زنگ خطری برای جهان اسلام است. محمد الوفوقی سردبیر روزنامه افزود این در حالیست که تقریبا بیش از ۷۶ درصد از نوزادان ایرانی در سال ۹۴ نام ایرانی برخود گرفته‌اند ولی تغییر یک نام عربی و جایگزین شدن آن با نامی پارسی به مراتب توهین آمیزتر و هشدار دهنده‌تر است.

به نظر میرسد درحالیکه نیروهای نظامی ایرانی درسالهای اخیر با پیشرفتهای چشمگیر درحال شکل دهی یک امپراتوری نظامی جدید هستند مردم ایران به موازات این حرکت و بطور چراغ خاموش امپراتوری به مراتب مخوف‌تر و گسترده تری را با برگزیدن نام‌های اصیل پارسی بنیان نهاده‌اند که پیش بینی می‌شود کمتر از ده سال آینده تمامی معادلات جهانی و دست کم جهان اسلام را در هم بشکند

No responses yet

Jun 19 2016

از قدرت صوری نهادهای انتخابی تا قدرت واقعی الیگارشی حاکم بر ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در همان روزهایی که اردوگاه پر سروصدای رأی دهندگان اعتدالی و اصلاح طلب از انتخاب لاریجانی و جنتی به ریاست مجالس شورای اسلامی و خبرگان دچار سرخورگی شده بود، جمعی از کارگران معدن طلای آق دره و تعدادی دانشجو در قزوین شلاق خوردند. به اینها اضافه کنید احکام سنگین و طویل المدت زندان برای فعالان سیاسی و مدنی و آمار اعدام های سالیانه چهاررقمی. تا اینجای داستان را خیلی ها می دانند. اما آیا این همزمانی تصادفی است؟

پیام روشن است: هر چقدر رأی بدهید و هر چقدر جمع شوید تا اعتراض کنید یا به گونه ای متفاوت از مقرراتی که ما تعیین می کنیم زندگی کنید، در نهایت رئیس ما هستیم و هر کس غیر از خودمان را سرجایش می نشانیم. هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت سیاسی در ایران مستلزم فهم و مواجهه با این واقعیت سهمگین و هراس انگیز است.

از سویی آن همه انرژی و تکاپوی جمعی و مشارکت نسبی بالا در انتخابات منجر به بر کرسی نشستن کسانی شده است که به لحاظ سیاسی دقیقا در نقطه مخالف اکثر رأی دهندگانی هستند که به امید تغییر سیاسی در انتخابات شرکت کرده اند. در سوی دیگر، هر گونه حضور جمعی و گروهی، چه به قصد اعتراض و چه به منظور شادی جمعی، به شکل مشخصی سرکوب می شود: قساوت و خشونت عریان شلاق. نادیده گرفتن رابطه ارگانیک این دو واقعه سیاسی و معنایی که در آنها مستتر است خطای فاحشی است که صرفا به درکی ناقص از موجودیتی می انجامد که تا حد زیادی واقعیت سیاسی ایران را شکل می دهد.

هر دو دسته برخوردهای اخیر به حضور سنگین و پربسامد اقلیتی از صاحبان قدرت گواهی می دهند که به شکلی انحصاری قدرت سیاسی را از آن خود کرده و می توان آن را الیگارشی حاکم نامید. پیام آنها روشن است: هر چقدر رأی بدهید و هر چقدر جمع شوید تا اعتراض کنید یا به گونه ای متفاوت از مقرراتی که ما تعیین می کنیم زندگی کنید، در نهایت رئیس ما هستیم و هر کس غیر از خودمان را سرجایش می نشانیم یا با اعدام و زندان و شلاق و یا با سازوکارهای انتخاباتی مندرج در قانون اساسی، این کار را می کنیم چون می توانیم. هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت سیاسی در ایران مستلزم فهم و مواجهه با این واقعیت سهمگین و هراس انگیز است.

اصلاح طلبان شکست تندروها در انتخابات و تغییر ترکیب مجلس و قوه مجریه را دلیلی بر درستی روش خود می دانند. با این حال مشکل اصلی این است که با توجه به دامنه قدرت واقعی، با چند رد صلاحیت و کمی جابجایی آرا بساط بسیاری از این تغییرات جزئی جمع خواهد شد.
قدرت واقعی و قدرت صوری

اگر دولت، در معنای عام آن، را مجموعه ای از نهادها بدانیم، آنچه در ایران شاهدش هستیم قبضه شدن بخش عمده نهادهای قدرت توسط الیگارشی حاکم است که در مجموع قدرت واقعی را در اختیار دارد. قدرت در نهادهای انتخابی، یا به عبارتی دقیق تر نیمه انتخابی، همچون قوه مجریه و مجلس قدرتی صوری است؛ نه به این معنا که نهادهای مذکور قدرتی ندارند بلکه به این معنا که در نسبت با قدرت واقعی تعیین کننده و فیصله بخش نیستند. این قدرت واقعی در نهادهایی همچون رهبری، شورای نگهبان، قوه قضائیه و سپاه پاسداران است که تعیین می کند چه کسانی کابینه و مجلس را در دست بگیرند و نه بالعکس. کسانی هم که در مجلس و کابینه صاحب منصب می شوند گرچه ممکن است جزئی از الیگارشی حاکم نباشند اما در مجموعه نسبتا بزرگتری با الیگارشی حاکم همپوشانی پیدا می کنند که این مجموعه را مسامحتا طبقه حاکم می نامیم. آنچه طبقه حاکم ایران را، که در اینجا صرفا معنای اقتصادی ندارد، از همتاهایش در دمکراسی های نمایندگی متمایز می کند نه تنها الگوی سرمایه داری دولتی نظیر آنچه در چین وجود دارد بلکه بهره جویی از رانت نفت در درآمدهای دولت نیز هست.

اصلاح طلبان رانده شدگان از الیگارشی حاکم هستند اما کماکان جزئی از طبقه حاکم هستند. رئوس اصلی برنامه اقتصادی آنها که مبتنی بر خصوصی سازی گسترده و کاهش خدمات عمومی است تفاوت چندانی با الیگارشی حاکم ندارد و علاوه بر این پیوندهای تاریخی- سیاسی و ایدئولوژیک بین این دو جریان نیز قابل انکار نیست. در حال حاضر آنچه آنها را از الیگارشی حاکم متمایز می کند سیاستهای معتدلی است که در حوزه های فرهنگی و سیاسی دارند. اصلاح طلبان و حامیانشان براین باور هستند که با قدرت صوری می توان قدرت واقعی را به چالش کشید و راهی جز این وجود ندارد. به همین دلیل تمام همّ و غم خود را معطوف چانه زنی و حتی دلجویی از قدرت واقعی کرده اند. اصلاح طلبان شکست تندروها در انتخابات اخیر و تغییر ترکیب مجلس و قوه مجریه را دلیلی بر درستی روش خود می دانند. با این حال مشکل اصلی تغییرات جزئی و گام به گام این است که با توجه به دامنه قدرت واقعی، پس گرفتن آنان چندان کار دشواری برای الیگارشی حاکم نیست. با چند ردصلاحیت و کمی جابجایی آرا به همراه پتک پرزور قوه قضائیه و سپاه بساط بسیاری از این تغییرات جزئی جمع خواهد شد. فراموش نکنیم که دولت اصلاحات نه تنها در مقابل فشارهای سیاسی دیگر نهادها کاری اساسی از پیش نبرد، بلکه حتی اراده جلوگیری از چندین مرتبه اجرای مراسم شلاق زنی در میادین تهران را هم نداشت.

مشکل اینجاست که اصلاح طلبان هیچ طرحی برای زمانی که برنامه سیاسی شان به بن بست می رسد ندارند. حمیدرضا جلایی پور به این واقعیت در مصاحبه ای پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ اذعان کرد زمانی که با این پرسش مواجه شد که برنامه اصلاح طلبان در صورت عدم شمارش آرایشان چیست و او پاسخ داد: “هیچ”. گذشته از ایرادات متعدد دیگری که بر برنامه و استراتژی سیاسی اصلاح طلبان وجود دارد، این نکته مهم را نیز نباید از قلم انداخت که حداقل در خاورمیانه و در نظام های سیاسی که طبقه حاکمی همچون ایران دارند تغییر سیاسی نه از طریق صندوق رأی و چانه زنی با طبقه حاکم بلکه از طریق عواملی همچون انقلاب، کودتا و مداخله نظامی خارجی رخ داده است. چنین محدودیتهای جدی و بنیادینی موید ناکارآمدی شکل فعلی پروژه اصلاح طلبی برای تحقق اهدافی ست که برای خود در نظر گرفته است. فرارفتن از این محدودیتها نیازمند بازنگری اساسی در اصل برنامه سیاسی و روش های اجرا و تحقق آنست.

برخلاف پروپاگاندای وسیع اصلاح طلبان در طی سالهای گذشته، و به یک معنا از همان خرداد۷۶، درباره صندوق رأی به مثابه تنها گزینه موجود و ممکن برای فعالیت سیاسی، در طی این سالها به شکل ملموسی شاهد کنش های جمعی سازمان یافته اجتماعی و سیاسی از سوی جنبش زنان، فعالان محیط زیست، معلمان، کارگران صنعتی و خدماتی، دانشجویان و اقلیتهای ملی بوده ایم.
اصلاح طلبان و ضرورت فرارفتن از منافع محدود سیاسی-اقتصادی

برخلاف پروپاگاندای وسیع اصلاح طلبان در طی سالهای گذشته، و به یک معنا از همان خرداد۷۶، درباره صندوق رأی به مثابه تنها گزینه موجود و ممکن برای فعالیت سیاسی، در طی این سالها به شکل ملموسی شاهد کنش های جمعی سازمان یافته اجتماعی و سیاسی از سوی جنبش زنان، فعالان محیط زیست، معلمان، کارگران صنعتی و خدماتی، دانشجویان و اقلیتهای ملی بوده ایم. دستاوردهای جنبش های مذکور ضرورتا قابل قیاس با یکدیگر نیستند اما آنچه در درجه اول اهمیت دارد شکل گیری این جنبش ها در شرایط سرکوب حداکثری و وضعیت امنیتی پرفشار و دائمی در حمهوری اسلامی است. در این میان، کارگران گرچه تجربه های چشمگیری در شکل دادن به اتحادیه های کارگری مستقل و مقاومت سازمان یافته داشته اند، با این حال اصلاح طلبان کمترین میزان توجه را به آنها داشته اند.

زمانی آنتونیو گرامشی به طبقه کارگر ایتالیای پس از جنگ اول جهانی هشدار می داد که باید از منافع محدود صنفی-اقتصادی خود فراتر رود و با دیگر گروههای فرودست اجتماعی متحد شده تا بتواند در سطح جامعه و نیز دولت هژمونیک شود. ممکن است کسانی ساده انگارانه همین نقد را متوجه طبقه کارگر ایران امروز کرده و از فعالان کارگری بخواهند همچون قاطبه جنبش دانشجویی و زنان دست از ابتکارات مبارزاتی خود کشیده و در گفتار اصلاح طلبی و اعتدالی ادغام شوند.

آنچه در این میان از قلم افتاده است موقعیت سیاسی-اجتماعی بالکل متفاوت کارگران ایرانی با طبقه کارگری است که مخاطب گرامشی بود. در ایتالیای پس از جنگ چندین حزب سیاسی نسبتا پرطرفدار از سوسیال دمکراتها تا کمونیستها منافع کارگران را نمایندگی می کردند و طبقه کارگر ایتالیا نه تنها در جامعه مدنی حضور پررنگی داشت بلکه در دولت هم نماینگانی از آن خود داشت. گرامشی خود به عنوان دبیر کل حزب کمونیست ایتالیا منتخب مردم در پارلمان بود. با این حال گرامشی خواستار تشکیل جبهه قدرتمندتری علیه طبقه حاکم بود که وجه مشخصه اش ائتلاف کارگران صنعتی شمال و دهقانان جنوب ایتالیا بود.

به ایران امروز که می رسیم، اتفاقا این اصلاح طلبان هستند که می بایست از چارچوب تنگ منافع اقتصادی- سیاسی مشخص خود خارج شده و به جنبش های اجتماعی نزدیک شوند. این نزدیکی هم به معنای بهره جستن از روشهای کار جمعی و تربیت کادرهای ورزیده است و هم به معنای تجدیدنظر جدی ایدئولوژیک برای دربرگرفتن مطالبات این جنبش هاست.

در طی دو دهه اخیر، اصلاح طلبان با اتخاذ سیاستهای نخبه گرایانه و برنامه های اقتصادی نئولیبرالی دست در دست الیگارشی حاکم در جهت فقیر سازی و تضعیف سیستماتیک کارگران، زنان، اقلیتهای ملی/قومی، دانشجویان و محیط زیست گام برداشته اند. البته از اصلاح طلبان انتظار رویکردی رادیکال و انقلابی نمی توان داشت اما آنها حداقل می توانند به پدیده ای همچون برنی سندرز در آمریکای امروز توجه بیشتری کنند که با رویکردی اصلاحی و همراه با نفی نئولیبرالیسم و تأکید بر ضرورت سازماندهی و گسترش پایگاه اجتماعی، موفق شده است مسیری با دورنمایی روشنتر برای بسیاری از گروههای فرودست هموار کند. مسیری که نه با وعده هایی کلی و توخالی همچون خیر عمومی و امید بلکه با مصالحی عینی و مشخص برای طبقات و گروههای اجتماعی مختلف سنگفرش شده است.

اصلاح طلبان می بایست از موضع دانای کل و پدرسالارانه خود پایین آمده و از تجربیات جمعی کارگران و زنان و دیگر گروههای اجتماعی- سیاسی درس بگیرند. اتصال، حتی تاکتیکی، زخم خوردگان سرکوب و شلاق با زخم خوردگان مهندسی رأی به شروطی که ذکرش آمد اهمیتی حیاتی دارد. در غیر این صورت، صرفا باید با حسرت و ناامیدی نظاره گر موفقیت پروژه های الیگارشی حاکم و ظهور دوباره ماجراجویانی همچون محمود احمدی نژاد بود.

اصلاح طلبان می بایست از موضع دانای کل و پدرسالارانه خود پایین آمده و از تجربیات جمعی کارگران و زنان و دیگر گروههای اجتماعی- سیاسی درس بگیرند. در غیر این صورت، صرفا باید با حسرت و ناامیدی نظاره گر موفقیت پروژه های الیگارشی حاکم و ظهور دوباره ماجراجویانی همچون محمود احمدی نژاد بود.

No responses yet

Jun 18 2016

جدال قضایی خاوری و یک بساز و بفروش بر سر خانه‌سازی در تورنتو

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سام میزراحی یکی از مشهور‌ترین بساز و بفروش‌های مسکن در کانادا با طرح شکایتی ادعا کرده است سال گذشته هنگامی که مشغول ساختن دو مجموعه مسکونی لوکس در مرکز شهر تورنتو بود محمودرضا خاوری رییس سابق بانک ملی ایران که از سال ۲۰۱۱ تحت تعقیبب است، در تماس تلفنی او را تهدید کرده که اگر میلیون‌ها دلار به او حق حساب ندهد خانه‌اش را به آتش خواهد کشید و اعتبارش را نابود می‌کند.

محمودرضا خاوری از متهمان اصلی بزرگترین کلاهبرداری در تاریخ ایران و یکی از موارد مهم اختلافات دیپلماتیک میان دولت‌های ایران و کانادا، پدر شریک میزراحی در این طرح ساخت‌وساز و از سرمایه‌گذاران اصلی آن بوده است.

پیشتر مسعود رضوانی، رییس اینترپل ایران گفته بود مدارک استرداد محمودرضا خاوری، مدیرعامل پیشین بانک ملی، آمده و در پی مذاکره با رئیس اینترپل کانادا در اتاوا، آنها قول همکاری داده‌اند. برخی از مقام های دولت محمود احمدی نژاد متهم شدند که در پشت پرده اختلاس آقای خاوری قرار دارند.

خبرگزاری بلومبرگ بر اساس اسناد قضایی مربوط به شکایت‌های متقابل سام میزراحی و خانواده خاوری می‌نویسد این پرونده که هنوز در دست بررسی است حقایق مربوط به نحوه سرمایه‌گذاری در یکی از داغ‌ترین بازارهای مستغلات در آمریکای شمالی را برملا می‌کند.

موضوع محوری این پرونده معامله و شراکت سام میزراحی با خشایار فرزند محمودرضا خاوری، بروز اختلاف و تیره شدن روابط آنها و در ‌‌نهایت جدال بر سر مالکیت و سود این طرح ساختمانی است.

بلومبرگ می‌نویسد: خشایار خاوری در شواهدی که به دادگاه ارائه داده می‌گوید ادعای مربوط به تهدید تلفنی دروغ است و پدر او مرد ۶۳ ساله و آرامی است که هیچگاه کسی را تهدید نکرده است.

او حاضر نشد حتی از طریق‌ ای‌میل در مورد وضعیت پدرش توضیح دهد و به مراجعات متعدد خبرگزاری بلومبرگ برای گفت‌وگو با محمودرضا خاوری پاسخی داده نشد. تماس با شماره تلفن محمودرضا خاوری که در راهنمای تلفن شهر ثبت شده بی‌جواب ماند و هنگام مراجعه به منزل او در شهر تورنتو که نشانی آن در مدارک دادگاه ثبت شده، کسی در را باز نکرد.

این خبرگزاری ادامه می‌دهد: طبق شواهد موجود در پرونده، خشایار خاوری و شوهر خواهر او که به عنوان مدیران شرکت در کنار سام میزراحی کار می‌کردند ابتدا به دادگاه شکایت کرده‌اند. به ادعای آنها، سام میزراحی با سوءاستفاده از اموال شرکت و سوءمدیریت آنها را فریب داده است.

خشایار خاوری مدعی است که سود او پرداخت نشده و به خاطر این بدهی و همکاری با سام میزراحی در چند طرح ساخت‌وساز دیگر در شهر تورنتو  ۱۰۵ میلیون دلار کانادا تقاضای خسارت کرده است.

​​سام میزراحی می‌پذیرد که خانواده خاوری و به خصوص محمودرضا در این طرح سرمایه‌گذاری کرده‌اند و طبق قرارداد اولیه، در زمان پایان طرح فقط ۵۰ درصد از سود متعلق به آنهاست.

او تاکید می‌کند که آنها در هیچ یک از طرح‌های ساخت‌وساز دیگر شریک نبوده و زمانی که ساختمان‌های طرح یورکویل در مرکز شهر تورنتو به پایان برسد آنها می‌توانند پول خود را طلب کنند.

همزمان وی نیز در پاسخ به اقامه دعوای خشایار خاوری از آنها به دادگاه شکایت کرده و به خاطر «نقض قرارداد بین دو طرف» ۵۰ میلیون دلار کانادا خسارت طلب کرده است.

بلومبرگ می‌نویسد: دو طرف با وجود همه اختلافات روی نحوه شروع همکاری توافق نظر دارند. آنها شش سال پیش وقتی که خانواده خاوری آقای میزراحی را برای اجرای طرح‌های ساختمانی استخدام کرد با هم آشنا شدند.

سام میزراحی نیز ایرانی‌تبار و در سال ۱۹۷۷ در سن شش سالگی همراه خانواده‌اش به کانادا مهاجرت کرده است. به گفته خودش، تحصیلات او در سطح دبیرستان است و از چند سال پیش، پس از فروش مجموعه خشکشویی‌های زنجیره‌ای به کار ساخت‌وساز روی آورده است.

خانواده خاوری قصد داشت در بازار مستغلات سرمایه‌گذاری کند و سام میزراحی شرکت ساختمانی داشت. در ابتدای کار همه چیز مشخص بود. خانواده خاوری سرمایه را تامین می‌کند و سام میزراحی کار را انجام می‌دهد و در پایان مالکیت ساختمان را به طور مساوی تقسیم کرده و هر یک از دو طرف ۵۰ درصد از سود را می‌برد.

طبق اسناد دادگاه، خانواده خاوری در این طرح حداقل ۱۴ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار کانادا سرمایه‌گذاری کرده است. بر اساس شواهدی که آقای میزراحی به دادگاه ارائه کرده است، نکته جذاب این شراکت این بود که با استفاده از پول نقد خانواده خاوری به استقراض از بانک نیازی نبود. سرمایه آنها علاوه بر پول خرید زمین، هزینه ساخت‌وساز را هم تامین می‌کرد.

سام میزراحی در مصاحبه با خبرگزاری بلومبرگ گفت: «آنها طوری وانمود می‌کردند که پول کافی برای پایان این طرح را دارند».

در مقابل، خشایار خاوری در تماس با این خبرگزاری مدعی شد: «آقای میزراحی وانمود کرد که منابع و امکانات لازم برای اجرای این طرح، تامین بودجه و منابع مالی لازم برای یک شرکت ساختمان سازی را در اختیار دارد».

در سپتامبر ۲۰۱۱ همزمان با نزدیک شدن به پایان این طرح، حوادثی که در ایران اتفاق افتاد معامله آنها را به خطر انداخت. هفت بانک دولتی و خصوصی از جمله بانک ملی به مشارکت در یک کلاهبرداری دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاری (سه هزار میلیارد تومان) متهم شدند. محمودرضا خاوری که به گفته رسانه‌های ایرانی تابعیت کانادا دارد به این کشور رفت.

اسناد اینترپل در آن زمان نشان می‌دهد که دولت ایران «به اتهام مشارکت در کلاهبرداری، فساد و رشوه خواری و کسب درآمدهای غیرقانونی از طریق شبکه بانکی» حکم جلب او را صادر کرد. ولی بعد‌ها این هشدار برای بازداشت او از صفحه خبری اینترپل برداشته شد.

سایر افراد متهم در این پرونده کلاهبرداری در شبکه بانکی محاکمه و به مجازات‌هایی نظیر اعدام، زندان و شلاق محکوم شده‌اند. کانادا افرادی را که با خطر مجازات مرگ روبرو باشند استرداد نمی‌کند و با ایران قرارداد تحویل مجرمین ندارد و در حال حاضر دو کشور مناسبات دیپلماتیک ندارند.

مصطفی‌ پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، روز ۱۸ خرداد گفت: «با وجودی که کانادا از امضاء‌کنندگان منشور مبارزه با فساد مالی سازمان ملل است در مورد استرداد محمودرضا خاوری همکاری نکرده است».

سخنگوی وزارت دادگستری کانادا نیز در پاسخ به سئوال خبرگزاری بلومبرگ روز ۲۶ خرداد گفت: «به خاطر طبیعت محرمانه مناسبات بین دو دولت تا زمانی که فردی بر اساس قانون استرداد بازداشت نشده باشد ما نمی‌توانیم در مورد تقاضای استرداد او اظهار نظر کنیم».

به گفته دو طرف دعوا، به محض انتشار اخبار مربوط به پرونده محمودرضا خاوری در اکتبر ۲۰۱۱، آنها در منزل آقای خاوری در کانادا با هم ملاقات کردند.

سام میزراحی مدعی است که با توجه به مسدود شدن حساب‌های بانکی آقای خاوری او در‌‌ همان ملاقات خواستار قطع همکاری و شراکت شد. ولی خشایار خاوری موضوع مسدود شدن اموال خانواده را تکذیب کرده و مدعی است که در آن ملاقات آنها تصمیم گرفتند همکاری را ادامه دهند.

No responses yet

Jun 17 2016

تعقیب و بازجویی به دلیل انتشار خبر شکنجه در شبکه‌های مجازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: پس از انتشار گزارش‌هایی از به کما رفتن جوانی به نام نادر شریفی هنگام «بازجویی در بازداشتگاه» پلیس آبادان و مرگ او، فرمانده نیروی انتظامی این شهر ضمن تکذیب مرگ این جوان به دلیل شکنجه از تعقیب و بازجویی منتشرکنندگان این خبر در شبکه‌های مجازی خبر داد.

روزنامه ایران در شماره روز پنج‌شنبه، ۲۷ خرداد، خبر داد که پسر جوانی به نام نادر که «در جریان بازجویی» در بازداشتگاه پلیس آبادان «به کما رفته بود» در بیمارستان فوت شده است.

چند وب‌سایت خبری نام این جوان را نادر شریفی اعلام کرده‌اند.

با این حال محسن تقی‌زاده، فرمانده انتظامی شهرستان آبادان، ضمن تکذیب گزارش‌ها درباره مرگ این جوان بر اثر شکنجه گفت که «هیچ شواهدی» مبنی بر شکنجه و «هیچ ‌گونه جای ضرب و شتمی نیز روی بدن نادر وجود ندارد».

وی اضافه کرد: «دادستان آبادان و بنده به صورت مستقیم در حال پیگیری موضوع هستیم و اگر مأموران ما قصوری داشته باشند به‌ طور قطع با آنها برخورد خواهیم کرد.»

آقای تقی‌زاده اشاره ای به دلیل بازداشت این جوان و اتهامات او نکرد.

وی همچنین خبر داد که تعدادی از افرادی که خبرهایی مبنی بر شکنجه شدن این جوان در شبکه‌های مجازی منتشر کرده بودند به اتهام «تشویش اذهان عمومی و خدشه‌دارکردن چهره پلیس و نشر اکاذیب» توسط پلیس فتا «تحت تعقیب قرار گرفتند و با آنها برخورد خواهد شد».

بر اساس این گزارش، صبح روز چهارشنبه «چند تن از این افراد» در پلیس فتا بازجویی شده‌اند.

در سال‌های گذشته نیز گزارش‌هایی درباره مرگ تعدادی از زندانیان در حین بازجویی منتشر شده است.

از جمله، بر اساس گزارش‌ها، ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس، در سال ۹۱ به دلیل اتفاقات رخ داده در حین بازجویی در بازداشتگاه پلیس فتا فوت شد.

پس از آن یک مامور پلیس به جرم قتل شبه‌عمد به سه سال حبس محکوم شد.

وب‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، در خردادماه خبر داده بود که رضا حیدرپور، پزشکی که بدن ستار بهشتی را در زندان اوین معاینه کرده و در گزارش خود به آثار ضرب و جرح بر روی بدن او اشاره کرده بود، به شش ماه حبس محکوم شده است.

بر اساس این گزارش بهرام مرادی، فیزیوتراپ زندان اوین، نیز به شش ماه زندان محکوم شده است.

در سال‌های گذشته همچنین گزارش‌های زیادی درباره وضعیت نامناسب بهداشت و تغذیه در زندان‌های ایران و رفتار زندانبانان با زندانیان منتشر شده است.

از جمله روزنامه قانون در شماره روز شنبه، ۲۲ تیرماه، گزارشی با عنوان «۲۴ ساعت لعنتی» درباره حضور یک زندانی در «مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ» منتشر کرد.

در گزارش روزنامه قانون، این زندانی اعلام کرده بود که هنگام ورود به زندان سربازان به او توهین کرده‌ و کت و کفشش را با این ادعا که ممکن است در آنها «مواد مخدر» وجود داشته باشد «پاره» کرده و دور انداخته‌اند.

در این گزارش اعلام شده بود که این زندان در ۲۴ ساعت، «فقط دو ساعت» آب دارد که « بسيار بی‌كيفيت است و مناسب برای نوشيدن نيست».

به دنبال نشر این گزارش، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز سه‌شنبه، ۲۵ خرداد، خبر داد که با شکایت سازمان زندان‌ها، مدیرمسئول روزنامه قانون «تحت تعقیب قضایی» قرار گرفته است.


No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .