اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Oct 28 2019

استخدام به شرط صیغه، آگهی‌های عجیب کاریابی برای زنان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

گویانیوز: استخدام به شرط صیغه جدیدترین نوع آگهی است که این روزها در صفحه‌های اینترنتی وجود دارد. انتشار این نوع آگهی‌های حاوی درخواست‌هایی برای استخدام غیر معقول زنان و دختران جوان، این روز‌ها تبدیل به یک روال شده است، آگهی‌هایی که محتوای آن تنها و تنها نگاه جنسی به زنان است و بس.

رویداد۲۴ – در سال‌های دورتر افرادی که قصد سوءاستفاده از زنان را داشتند، ابتدا آن‌ها را به دام می‌کشیدند و مدتی بعد از استخدام یا آشنایی مسائل مورد نظرشان را با طرف مقابل مطرح می‌کردند، اما امروز این تعارفات به کنار گذاشته شده و افراد در یک آگهی با بزکی محترمانه مساله مورد نظر خود را در چند سطر می‌نویسند یا اینکه در آگهی‌های استخدام در همان جلسه مصاحبه یا چت‌های فضای مجازی که به نام مصاحبه انجام می‌شود، هدف خود را از آگهی منتشره بیان کرده و جواب خود را می‌گیرند.
این نوع آگهی‌های آنچنان مرسوم شده که در یک آگهی استخدام عجیب که در فضای مجازی نظرم را جلب می‌کند، فردی پیشنهاد استخدام یک خانم زیر ۴۰ سال برای نگهداری از بچه‌ها و خانه‌داری برای کمک به مادر خانواده را می‌دهد، اما شرط عجیب این آگهی خواندن صیغه میان کارفرما و کارگر است! رزومه و صحبت هم تنها از طریق تلگرام و واتس‌اپ امکان‌پذیر است.
این روز‌ها آگهی‌های عجیب و غریبی که همگی به لطایف‌الحیل پیشنهادهایی از نوع برده‌داری جنسی را برای زنان و دختران جوان و مجرد دارند کم نیستند. یکی در حین مصاحبه تلگرامی پوشیدن جوراب شلواری در محیط کار آن‌هم در شرایطی که رئیس و مرئوس تنها هستند را از شرایط کار عنوان می‌کند و دیگری هم تجرد، زیبایی و اندامی مناسب را از شرایط پذیرش می‌داند.
زنی جوان درباره یکی از تجارب مصاحبه استخدامیش به رویداد۲۴ می‌گوید: برای استخدام در یک مجموعه فرهنگی با رئیس مجموعه که مردی تقریبا ۵۰ ساله بود ملاقات کردم در حین صحبت به من گفت که از افکار و ایده‌های من خوشش آمده و دوست دارد من مانند «یک برادر» دست راست و کمک‌حالش باشم و به او در پیشرفت مجموعه کمک کنم. اتفاقا چند باری هم روی همین کلمه «مانند یک برادر» تاکید کرد. از نگاه فراجنسیش خوشم آمد قرار شد دیداری دیگر داشته باشیم. در دومین دیدار کمی لحن و صحبتش تغییر کرد و مرتب می‌گفت که منظورش را از «مانند یک برادر» متوجه نشده‌ام. خلاصه با ایما و اشاره به من فهماند که منظورش دقیقا همان برادر نیست و برادری در نظر کارفرما نام دیگر همکاری جنسی است! و من هنوز معمای استفاده از رابطه برادری برای توصیف ارتباط جنسی را نتوانسته‌ام حل کنم!
اما ماجرای آگهی‌های عجیب به همین استخدام‌ها منتهی نمی‌شود. نگاهی به آگهی‌های درخواست همخانه هم که به ویژه در سایت دیوار زده می‌شود خالی از لطف نیست. یکی به دنبال همخانه‌ای خانم ۲۵ تا ۳۵ ساله می‌گردد و هزینه اجاره هم برایش مهم نیست! دیگری به دنبال همخانه در منزل ۱۳۰ متری می‌گردد و شرط اجاره را تنها ۱۰۰ هزار تومان گذاشته است.
به گزارش رویداد۲۴ تمام این آگهی‌ها و پیشنهادها را کنار هم که بگذاری یکی دو نکته مشخص را در خود مستتر دارند تمایل به استثمار جنسی زنان با سوءاستفاده از بیکاری جوانان و شرایط بد اقتصادی جامعه و از سوی دیگر عدم آموزش کنترل نفس به مردانی که با وجود مهیا بودن شرایط تامین نیاز‌های جنسی‌شان یا در لوای ازدواج یا به انحاء دیگر همچنان به صورت افسارگسیخته در تب و تاب برآورده کردن این نیاز و داشتن تجارب جدید هستند.

No responses yet

Oct 26 2019

ادامه ناآرامی‌ها در عراق؛ دستکم ۴۰ تن در اعتراضات روز جمعه کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی,شورش


رادیوفردا: منابع امنیتی عراق می‌گویند دستکم ۴۰ نفر در اعتراضات جمعه سوم آبان در شهرهای مختلف این کشور کشته شدند. گزارش ها حاکی که نیروهای عصائب اهل حق، یک گروه شبه نظامی مورد حمایت ایران برای مقابله با تظاهرکنندگان به سوی معترضان تیراندازی کرده‌اند.

کمیسیون عالی حقوق بشر عراق و منابع بیمارستانی در این کشور اعلام کرده‌اند، بیش از یک هزار و ۸۰۰ نفر در اعتراضات روز جمعه زخمی شده‌اند.

اعتراضات روز جمعه ادامه اعتراضات سه هفته اخیر در شهرهای مختلف عراق به فساد گسترده مسئولان دولتی، بیکاری بالا و فقدان خدمات عمومی در این کشور است. منابع بیمارستانی می‌گویند از زمان آغاز این اعتراضات تاکنون بیش از ۱۵۰ نفر کشته شده‌اند.

به گزارش رویترز، پلیس عراق اعلام کرده است، روز جمعه یک نیروی امنیتی عراق و شماری از نیروهای عصائب اهل حق در شهر العماره در شرق این کشور و در نزدیکی مرز با ایران کشته شدند.

معترضان به دفتر عصائب اهل حق در شهر عماره حمله کردند و نیروهای این گروه به سوی معترضان تیراندازی کرده‌اند.

پلیس عراق می‌گوید در حمله معترضان به دفتر عصائب اهل حق، یکی از رهبران محلی این گروه و یک مامور امنیتی کشته شده‌اند.

اعتراضات در شهر کربلا در شامگاه جمعه به خشونت کشیده شده است.

Breaking : city of Karbala is facing strong protest #Iraq pic.twitter.com/HUcQwWDEr6

— Steven nabil (@thestevennabil) October 25, 2019

کمیسیون حقوق بشر عراق می گوید، در تظاهرات در بغداد در روز جمعه هشت نفر کشته شدند. منابع امنیتی عراقی هم گفته‌اند، دست کم پنج نفر از کشته شدگان از معترضان بودند که بر اثر استنشاق گاز اشک آور جان خود را از دست دادند.

منابع امنیتی عراق همچنین گفته‌اند، در شهر ناصریه هم معترضان کوشیدند به دفتر عصائب اهل حق در این شهر حمله کنند و نیروهای محافظ این ساختمان به سوی معترضان شلیک کرده‌اند. در این درگیری شش نفر کشته شدند.

منابع دولتی هم گفته اند در شهر دیوانیه یک ساختمان به آتش کشیده شد و ۱۲ نفر در این آتش سوزی جان خود را از دست دادند.

خالد مهنا، سخنگوی وزارت کشور عراق هم میگوید، دستکم ۶۸ نیروی امنیتی عراق در اعتراضات روز جمعه زخمی شده اند.

برای مقابله با اعتراضات مقررات منع آمد و شد در شش استان بصره، ذی قار، المثنی، دیوانیه، بابل و واسط به اجرا گذاشته شد.

در همین حال، شورای قضایی عراق اعلام کرد که هرگونه حمله به نیروهامی امنیتی و مراکز دولتی جرمی محسوب خواهد شد که مجازات اعدام به دنبال خواهد داشت.

عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق و دولت او از زمان آغاز اعتراضات خشونت بار در شهرهای جنوب این کشور در سه هفته پیش، علیه شرایط نابسامان اقتصادی و معیشتی و فساد در بین مسئولان قادر نبوده است اقدام موثری برای کاهش اعتراضات انجام دهد.

این اعتراضات مهم‌ترین چالش پیش روی دولت عادل عبدالمهدی از زمان روی کار آمدنش از سال گذشته است.

رویترز می‌گوید، عادل عبدالمهدی تاکنون بارها وعده داده است که اصلاحات لازم را انجام میدهد، اما به نظر می رسد نتوانست اقدام ملموسی را انجام دهد.

با استفاده از الجزیره، رویترز و رادیو فردا؛ خ

No responses yet

Oct 24 2019

درباره زیرپیراهن تهوع آور ترابی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

پیک ایران: سیاست در ایران حتی به لباس زیر ورزشکاران هم رسوخ می‌کند.
اینجا دیگر پرویز مظلومی مثل قضیه وریا معترض نیست که تو مگر “سواد سیاسی” داری؟
رسانه‌های اصولگرا هم نمی‌پرسند آیا کشور دارد غرق می‌شود که ترابی نقشه دو زبانه نجات را روی پیراهنش کشیده؟

تیم بسکتبال گلدن استیت برای اعتراض به رییس جمهور، از حضور در ضیافت رسمی کاخ سفید خودداری کرد. تنها واکنش ترامپ این توییت بود: «استفن کری تردید دارد. پس دعوت را لغو می‌کنم»

تاریخ کشورمان هیچگاه خواب چنین روزی را هم ندیده که ورزشکاران، دعوت حاکمان را پس بزنند و آب از آب تکان نخورد.

ما برای یک استوری دلسوزانه، ورزشکاران را آنقدر می‌بریم و می‌آوریم که از نفس بیافتند.

آقایان محترم، چه ترس بیهوده‌ای از فوتبال و استادیوم‌هایش دارید؟ فوتبال اگر زور داشت که افسارش را به دست تاج و ساکت نمی‌داد!
فوتبال را به حال افسرده و رنجور خودش بگذارید. خیر و شر جامعه همین است که هست. کسی نه با استوری وریا به خروش در می‌آید و نه بخاطر زیرپیراهن ترابی مطیع می‌شود.

مهدی ترابی  عزیز که از استعدادهای برتر دهه ۹۰ فوتبال ایران بوده‌ای، بشریت اگر راه نجاتی داشته باشد در آزادی است نه اطاعت.
راه نجات، روزی است که به اندازه‌ای از آزادی و امنیت برای حفظ هویت فردیت برخوردار باشی که بی دغدغه بتوانی بگویی: نه! زیرپیراهن سفارشی نمی‌پوشم.

* متن فوق نوشته‌ی مهدی رستم‌پور  است و از کانال تلگرام او برداشته شده است.
—————————————–
‏یکی می‌شود وریا غفوری و صدای پرصلابت مردم، یکی هم می‌شود مهدی ترابی و ملیجک صله‌بگیر موقت‌له.
اگر می‌خواهی ستاره‌ای ماندگار شوی، ‎پشت به_دشمن رو به_میهن کن و با مردم باش!

No responses yet

Oct 24 2019

درگذشت نيما، پسر بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری بر اثر سرطان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


استان وایر: فعالان مدنی در ایران امروز ۲۹مهرماه ۱۳۹۸ از درگذشت «نيما» فرزند «بهنام ابراهیم زاده» فعال کارگری خبر دادند. منابع آگاه به ایران وایرمی‌گویند: «با تائید حکم تازه پنج سال زندان جدید برای بهنام و ناامیدی پزشکان از روند درمان نیمای ۲۰ ساله، سرانجام بهنام تصمیم به خروج از کشور گرفت و دو ماه قبل از ایران رفت تا بلکه بتواند مقدمات درمان فرزندش در بیمارستانی خارج از ایران را پیگیری کند.»

به گفته این منبع مطلع:« نیما دو هفته قبل یکبار تا مرز مرگ رفت اما با تلاش پزشکان مجددا احیا شد. پس از احیا او در کما بود و دو روز قبل پزشکان گفته بودند که متاسفانه او زنده نخواهد ماند.»

بهنام ابراهیم زاده ۴ مرداد سال جاری درباره روند درمان فرزندش به ایران وایر گفته بود: «مراحل درمان خوب پیش رفته است ولی باید ماه‌ها منتظر بود. نیما ۴۰ روز در بیمارستان می‌ماند، بعد از آن ترخیص می‌شود. شش هفت ماهی را باید در خانه و در شرایط ایزوله باشد؛ به این معنا که در خانه و اتاق خودش بماند. نباید کسی وارد خانه ما بشود. رفت و آمد نیما کاملا باید کنترل شده باشد و نباید از آن اتاق بیرون بیاید مگر برای ضرورتی مثل استفاده از سرویس بهداشتی. پزشکانش گفته‌اند به واسطه حساس بودن روند درمان، نیما بعد از این که مرخص بشود، در ایزوله، ممنوع‎الملاقات می‌شود. به خانه که بیاید، مراقبت‌های خیلی خاصی در مورد او انجام می‌شود که هزینه سرسام‌آوری هم دارد.»

بهنام در تشریح وضعیت بحرانی پسرش به ایران وایر گفته بود: «شرایط پسرم خیلی بحرانی است. من باید این هفت ماه و حتی بعد از آن را هم در کنارش باشم. طبق گفته‌ پزشکان، هرگونه استرس، تشویش یا نگرانی، باعث تشدید بیماری نیما و بازگشت دوباره‌اش می‌شود. چنان که قبلا هم شد. سال ۱۳۹۶، بعد از دستگیری من که به واسطه حضورم در تجمع مقابل زندان رجایی شهر و مراسم سالگرد درگذشت “احمد شاملو” انجام شد، بیماری پسرم متاسفانه شدت یافت. این دفعات متعدد بازداشت و تهدیدهایی که به‌صورت مداوم می‌شوم، مرا نگران حال نیما کرده است.»

نیما ابراهیم زاده سرانجام پس از سالها جدال با سرطانی که از نوجوانی به آن دچار شده بود روز جاری در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت. او که در ایام زندان هفت ساله پدرش نتوانسته بود بطور مرتب درمان خود را ادامه دهد، پنجم مهرماه ۱۳۹۸ در حساب کاربری توئیتر خود نوشته بود: «من از زندگی چیز زیادی نمی‌خواستم. در واقع من سال‌ها بود به این نتیجه رسیده بودم که اگر از زندگی چیز زیادی بخواهم زندگی هم از من چیزهایی خواهد خواست که خیلی خوب می‌دانستم نمی‌توانم از عهده‌شان بربیایم. با زندگی‌ام رفتار مسالمت ‌آمیزی داشتم، به او فشار نمی ‌آوردم.»

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Oct 23 2019

دستور برای سکوت مقابل جدایی‌طلبی در فوتبال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: مانی فرشچی – شهروندخبرنگار

آن‌ها تقریبا هم‌زمان برای یک گفت‌وگوی ساده دعوت شدند. ابتدا خیلی محترمانه، دوستانه و با ادله «ارائه پاره‌ای از توضیحات»؛ هرکدام به یکی از ساختمان‌های متفرقه وزارت اطلاعات. با بعضی هم فردای همان روز، تلفنی مکالمه شده بود؛ خیلی مختصر و خیلی هم مفید.

تمام آن‌ها خبرنگار و البته با گرایش‌های شدید ورزشی بودند. گفتند که قرار است در مورد «بعضی از سوتفاهم‌ها» توضیحاتی بدهند و جواب‌هایی بگیرند. آن‌قدر دعوت دوستانه بود که کسی حتی شک نکند ممکن است صدای کسی بلند شود. سناریو اما از لحظه نشستن روی صندلی و روبروی کسی که خودش را «بازجو» نمی‌دانست شروع شد.

«یک دسته برگه و پرینت‌های رنگی جلویش بود و یک لپ‌تاپ که مدام روی چند صفحه توییتر و اینستاگرام بالا و پایین می‌رفت. اسمم را پرسید، این‌که الان کجا کار می‌کنم، با کدام خبرنگارهای داخل و خارج از ایران بیشتر در ارتباط هستم. از گرایش‌های سیاسی‌ام سوال کرد. همه پرسش‌ها کوتاه بود. باید کوتاه هم جواب می‌دادم. دقیقه‌های اول سرش را بالا نمی‌آورد؛ مثلا وقتی در مورد ارتباطاتم پرسید و خواستم کمی توضیح بدهم، کلامم را قطع کرد. معلوم بود توضیح اضافه نمی‌خواهد. یا می‌خواست ثابت کند که خودش می‌داند یا این‌که قرار است بعدتر بیشتر پرسد. تا این‌که یکی از برگه‌های پرینت شده را برگرداند جلوی من.»

– این چیه؟

صفحه توییتر من.

– می‌دونم. درست جواب بده. این چیه؟

هیچی. یه توییت. در مورد فوتبال و …

– درست جواب بده. منظورت از این توییت چی بوده؟

خواستم بگم فضای فوتبال آلوده شده. می‌بینید که؛ یه جور انتقاد از وضعیت ورزشگاه‌ها.

– به تو چه؟ سر پیازی؟ ته پیازی؟ به تو چه؟

خب من خبرنگارم. این اتفاقاتی که داره می‌افته جدایی‌طلبانه‌ست. وضعیت خوبی نیست. خودتون که دارین می‌بینین.

– ما خودمون داریم می‌بینیم. از تو نظر خواستیم؟ محتاج اینیم که تو به ما خبر بدی؟

نباید بنویسم که توی ورزشگاه‌های ایران پرچم ترکیه و آذربایجان می‌آرن؟ شعار جدایی‌طلبی می‌دن؟

– کی بهت گفت بنویسی؟

هیچ‌کس.

– کی بهت خط می‌ده؟ از کجا دستور می‌گیری؟

آقا این یه پست ورزشیه در مورد ورزشگاه‌ها.

مکالمه با همین روال پیش رفت. حداقل هفت نفر در یک روز با چنین سوالاتی روبرو شدند. سرچشمه هم به اتفاقاتی برمی‌گشت که در آخرین ماه‌های لیگ برتر فصل گذشته فوتبال ایران رقم خورد.

سالی که بر فوتبال ایران گذشت، نخستین تجربه ورزشگاه‌های ایران برای پذیرایی از شعارهای نژادپرستانه و جدایی‌طلبانه نبود. در حقیقت آنچه طی فصل پیش در ورزشگاه‌های ایران رخ داد، شباهتی به فضای سال‌های پیش‌تر یا جو حاکم دو دهه قبل بر ورزشگاه‌های فوتبال ایران نداشت؛ فضایی آکنده از تنش، زدوخوردهای شفاهی و فیزیکی، درگیری با ماموران نیروی انتظامی، ناهنجاری و قانون‌شکنی و گاهی هم شعارهایی که رنگ و بوی ورزشی نداشت.

ابتدا باید از این زاویه به ورزشگاه‌های ایران نگاه کرد که حضور در این اماکن ایران تقریبا تنها فرصت برای گردهمایی چند ده‌هزارنفری ایرانیان است. با توجه به محدود شدن مجوزهای وزارت کشور برای راه‌پیمایی‌ها یا تجمعات اعتراضی، گروه‌های مختلف به‌ندرت فرصت قرار گرفتن در کنار هم را پیدا می‌کنند. پس ورزشگاه می‌تواند ایده‌آل‌ترین گزینه سال‌های اخیر برای هم‌صدایی باشد. به همین دلیل، طی دو دهه اخیر نظارت دستگاه‌‌های امنیتی روی ورزشگاه‌های کشور و همین‌طور لیدرهای هواداری به‌شدت افزایش یافته بود.

اسفند سال ۱۳۹۱، گروهی از تماشاگران تیم «تراکتورسازی» تبریز که به ادعای باشگاه استقلال، با اهداف غیرورزشی وارد ورزشگاه شده بودند، شعارهای قومیتی سر ‌دادند. آذر سال ۱۳۹۴، همین شعارها با فریادهایی مانند «خلیج عربی» هم همراه شد.

گروهی از پیروان «پان‎ترکیسم» در آذربایجان، ورزشگاه «یادگار امام» تبریز و بازی‌های تراکتورسازی را فرصتی برای ایستادن مقابل حکومت مرکزی ایران دیده بودند. «علی دایی» که خود زاده اردبیل است، سال ۱۳۹۲ به این اتفاقات واکنش نشان داد.

طی سه هفته نخست لیگ برتر فصل ۹۸-۹۷، یعنی از مرداد سال ۱۳۹۷، جو ورزشگاه‌های ایران به شکلی غیرمترقبه متشنج شد. هفته دوم، هواداران پرسپولیس در زمان خروج از ورزشگاه، با شعار «مرگ بر دیکتاتور» برای نخستین‌ بار، اعتراضات مدنی را از خیابان‌ به ورزشگاه‌ کشیدند.

یک هفته بعد، همین شعار به سکوهای ورزشگاه «تختی» اهواز هم رسید. پس‌ازآن، «غلامحسین زمان‌آبادی»، مشاور فرهنگی فدراسیون فوتبال در کانال تلگرام خود نوشت: «منافقین قصد دارند با ایجاد درگیری ساختگی و طبق طرح هنسون، مردم را در خیابان‌ها و اماکن عمومی به قتل برسانند.»

اما این شعارها باز رنگ باخت و جایش را به فریادهای قومیتی داد. در تبریز و رشت هرآن‌چه ممکن بود به چشم آمد؛ از ورود پرچم ترکیه و آذربایجان تا شعار مرگ بر فارس و خلیج عربی تا شعارهای توهین‌آمیز نژادی.

کار به‌جایی رسید که «جلال حسینی» و «مسعود شجاعی» کاپیتان‌های دو تیم پرسپولیس و تراکتورسازی، در پست‌هایی اینستاگرامی و هماهنگ، هواداران خود را تهدید کردند که در صورت تکرار شعارهای نژادپرستانه روی سکوها، بازی را قطع خواهد کرد.

تا این‌که فروردین‌ امسال، بازی دو تیم تراکتورسازی و پیکان در تبریز به صحنه‌ای از نبرد هواداران تیم تراکتورسازی با بازیکنان این تیم و نیروهای یگان ویژه بدل شد؛ هر آنچه محال بود، ناگهان رخ داد.

برخی از کاربران به فضای شکل‌گرفته در فوتبال ایران اعتراض کردند، برخی از بی‌تدبیری فدراسیون فوتبال نوشتند. گروهی هم سوال کردند که چرا مقابل این حجم از جدایی‌طلبی در برخی از شهرها سکوت می‌شود؛ اما این سوالات یک جواب مشخص داشت.

– از کجا دستور گرفتی؟

من دستور نگرفتم. چیزی که دیدم رو نوشتم.

– یعنی خودت تصمیم گرفتی بنویسی؟ تصمیم گرفتی برای دستگاه اطلاعات تعیین تکلیف کنی. ما از شما نظر خواستیم؟ خبرنگار ورزشی باید در مورد جدایی‌طلبی بنویسه؟ ما که نگفتیم، در شرح وظایف خبرنگار ورزشی هم که نیست در مورد مسئله امنیتی چیزی بنویسه. پس حتما یکی بهت خط داده. بگو کی؟

خطی نبوده. شما که همه زندگی ما رو می‌دونین.

– این چیه؟ پست اینستاگرامت. اگر خط نگرفتی چرا باید در مورد پان‌ترک‌ها این‌قدر دقیق اطلاعات داشته باشی؟

فقط در مورد شعارهایی که دادن نوشتم.

– دیگه ننویس. به تو مربوط نیست. هیچ اتفاقی در مورد این تیم‌ها به تو مربوط نیست. خب؟ مگر این‌که بخوای بیای اینجا دوباره توضیح بدی… این تعهدنامه رو امضا کن و پاشو برو.

ماجرای «مهدی ببری»، بازیکن تراکتورسازی و پست اینستاگرامی‌اش در حمایت از ارتش ترکیه برای حمله به کُردهای سوریه تقریبا در سکوت ماند. خبرنگاران نباید در مواردی که به آن‌ها مربوط نیست دخالت کنند.

No responses yet

Oct 21 2019

انتقاد و پیشنهاد حسین علیزاده در مراسم تشییع حسین دهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر


رادیوفردا: حسین علیزاده در مراسم ختم حسین دهلوی

حسین علیزاده، نوازنده و موسیقیدان، در مراسم تشییع جنازه حسین دهلوی که روز یک‌شنبه، ۲۸ مهر، در مقابل تالار وحدت برگزار شد، ضمن انتقاد از «افراد صاحب قدرت» در کشور پیشنهاد کرد نام حسین دهلوی بر تالار وحدت گذاشته شود.

به‌ گزارش خبرگزاری ایسنا، حسین علیزاده که خود از شاگردان حسین دهلوی بود با اشاره به نقشی که او در تغییر سرنوشت موسیقی ایرانی داشت، گفت: «حسین دهلوی عصاره‌ای از رنجی است که موسیقی در این سال‌ها در ایران کشیده است. او تنها مریض نشد، او از رنجی که موسیقی می‌کشید بیمار شد.»

حسین دهلوی، از استادان و پیش‌کسوتان موسیقی ایرانی، روز سه‌شنبه، ۲۳ مهرماه، ) در ۹۲ سالگی پس از تحمل چندین سال بیماری درگذشت.

یکی از آرزوهای آقای دهلوی اجرای اپرای بزرگ مانی و مانا (برای کودکان و نوجوانان) بود که جمهوری اسلامی به‌ دلیل صدای زن در این اثر هیچ‌گاه به آن مجوز نداد.

آقای علیزاده در مراسم تشییع پیکر حسین دهلوی پیشنهاد کرد نام او را بر تالار وحدت بگذارند، اما اضافه کرد: «این چیزها همیشه آرزو می‌ماند و افرادی که صاحب قدرت هستند درک این را ندارند که به این چیزها توجه کنند.»

مجموعه تالار وحدت که در سال ۱۳۴۶ برای اجرای باله، اپرا، موسیقی و تئاتر تأسیس شد، تا پیش از انقلاب ۵۷ «رودکی» نام داشت، اما پس از انقلاب تالار بزرگ‌تر را به تالار وحدت تغییر نام دادند.‎

No responses yet

Oct 18 2019

نایب‌قهرمان پاورلیفتینگ آسیا: به خاطر «مسئولین دزد» به ایران برنمی‌گردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: امیرمحمد شهنوازی، دارنده مدال نقره پاورلیفتینگ آسیا، با انتشار ویدئویی در اینستاگرام خود اعلام کرد که قصد ندارد از فرانسه به ایران برگردد.

آقای شهنوازی در این ویدئو تأکید می‌کند که علت تصمیمش برای خروج از کشور «بی‌کفایتی عده‌ای از مسئولین دزد» است که به گفته او «مانند خوره به جان مملکت افتاده‌اند».

در گزارشی که پارسال پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان منتشر کرده، شهنوازی در مسابقات پرس سینه جوانان آسیا به میزبانی امارات، در ۸۳ کیلوگرم پس از قهرمان قرقیزستانی جهان، روی سکوی نایب قهرمانی ایستاد. ورزشکار ژاپنی در رده سوم قرار گرفت.

شهنوازی که اهل استان سیستان و بلوچستان است، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره چگونگی خروجش از ایران گفت از طریق ترکیه و «به صورت قاچاق با مشقت فراوان» طی ۲۷ روز به فرانسه آمده است.

ورزش پاورلیفتینگ (وزنه‌برداری قدرتی) زیر نظر فدراسیون پرورش اندام و بدنسازی جمهوری اسلامی ایران است اما اتحادیه‌‌ای مستقل نیز در این رشته فعالیت می‌کند.

آقای شهنوازی به رادیو فردا گفت هرگز پاداشی بابت موفقیت‌هایش دریافت نکرده و همه هزینه‌های شرکت در مسابقات از جمله ورودیه رقابت‌ها را خودش پرداخت کرده است.

او با اشاره به رویدادهایی مانند انتخابی تیم ملی و قهرمانی کشور گفت: «فقط پول برگشت به زاهدان را داشتم و شب زمستانی را در شهر برگزاری مسابقات در خیابان می‌خوابیدم. حتی برایمان یک خوابگاه تدارک نمی‌دیدند. نه فقط من، بلکه همه ورزشکاران پاورلیفتینگ».

مجید تلخابی که سابقه قهرمانی آسیا و سرمربیگری تیم ملی را دارد درباره وضعیت پاورلیفتینگ ایران به پایگاه خبری این رشته ورزشی گفته است: «مثل اقتصاد ایران است که عده‌ای بی سواد آن را به این روز انداخته‌اند».

امیرمحمد شهنوازی در سال ۱۳۹۶ طبق گزارش خبرگزاری ایرنا، در مسابقات قهرمانی کشور به میزبانی تهران به مدال طلا دست یافته و عنوان «قهرمان قهرمانان» برای اعزام به مسابقات جهانی در آلمان را به دست آورده است.

او که با وجود کسب این عنوان به مسابقات جهانی اعزام نشد، دلیلش را «تبعیض» عنوان کرده و معتقد است: «حتی پوشیدن لباس بلوچی در خاک کشورم مسئله‌ساز می‌شود. این فقط حرف من نیست. مبین کهرازه عضو تیم ملی بوکس که به تازگی به اتریش پناهنده شد نیز همین حرف را زده است».

شهنوازی درباره آینده ورزشی‌اش در ایران به رادیو فردا می‌گوید: «با وجود مسئولین دزد و بی‌کفایت، اگر در ایران می‌ماندم عاقبتم شبیه ورزشکاران دیگری بود که در فقر و اعتیاد دست و پا می‌زنند».

آیا این دلایل برای اخذ پناهندگی کافی است؟ شهنوازی می‌گوید هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته‌. «عاشق خاک و وطنم هستم و با همین عشق در مسابقات ملی شرکت می‌کردم. اما نمی‌خواستم نابود شوم».

No responses yet

Oct 16 2019

وینفرید شفر: در ایران هیچ‌کس را طرفدار رژیم ندیدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وینفرید شفر، سرمربی پیشین تیم استقلال تهران، در مصاحبه‌ با یک نشریه آلمانی گفته است در مدتی که در ایران بود کسی را طرفدار رژیم ندید و به گفته او «مردم می‌ترسند».

آقای شفر که تا اردیبهشت امسال سرمربی باشگاه استقلال بود در گفت‌وگو با سایت آلمانی «تی آنلاین» به تفصیل درباره مشاهداتش از زندگی در ایران و دیدگاه ایرانیان سخن گفته است.

این مربی آلمانی گفته است شاید تصور این موضوع برای افراد بیرون از ایران سخت باشد اما او طی حدود دو سالی که در ایران بود با هر که صحبت کرده، از دانشگاهیان و اهل بازار گرفته تا بازیکنان فوتبال و رانندگان تاکسی «و حتی وزیران»، هیچ‌کدامشان طرفدار رژیم نبودند.

آقای شفر گفته است در ایران حتی یک نفر را ندید که از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها حمایت کند و «هیچ‌کس از روسری خوشش نمی‌آید».

این مصاحبه با عنوان «همه جا ترس حکمفرماست» چند روز پیش در وبسایت «تی آنلاین» و با یادآوری خودسوزی «دختر آبی» منتشر شد.

دیوید دیگیلی که مصاحبه با وینفرید شفر را انجام داده در توئیترش این جملات از او را برجسته کرده است: «هیچ‌کس را ندیدم که طرفدار رژیم باشد، اما همه می‌ترسند».

"Niemand, den ich kennenlernte, unterstützt das Regime. Aber jeder hat Angst": @WinniSchaefer im Interview @TOnline_News über die Tragödie um #BlueGirl, die besondere Funktion des Fußballs im Iran – und Fehler der #FIFA: https://t.co/MM30hleMcG

— David (@herrdigili) October 10, 2019

وینفرید شفر در مهر ۹۶ رسما به عنوان سرمربی تیم استقلال تهران کار خود را آغاز کرد و ابتدای اردیبهشت امسال هیأت مدیره این تیم اعلام کرد که وی به دلایل «فنی»، «عدم استفاده مطلوب و بهینه از نیروهاى موجود» و همچنین «نارضایتی گسترده کارشناسان، پیشکسوتان و هواداران» کنار گذاشته شده است.

شفر در مصاحبه‌اش با وبسایت «تی آنلاین» از وجود نوعی «فوتبال سیاسی» در ایران سخن گفته است: «بعضی باشگاه‌ها در حکم نماینده مسائل سیاسی یا قومیتی هستند؛ بخشی از هواداران تراکتور روحیه جدایی‌طلبانه دارند؛ از گذشته هم فوتبال تنها موقعیت اعتراض سیاسی در اماکن عمومی بوده. هم دولت و هم هواداران می‌دانند که در واقعیت چه می‌گذرد. رژیم به شدت از اعتراضات می‌ترسد».

آقای شفر همچنین در معرفی باشگاه استقلال به خوانندگان آلمانی گفته است: «باشگاهی که سرمربی‌اش بودم تأسیس شاه است و نمادی از روزهای خوب قدیمی به شمار می‌رود. هواداران و عاشقان میلیونی دارد چون این باشگاه نماد “ایران متفاوت” است».

باشگاهی که سرمربی‌اش بودم تأسیس شاه است و نمادی از روزهای خوب قدیمی به شمار می‌رود. هواداران و عاشقان میلیونی دارد چون این باشگاه نماد “ایران متفاوت” است.

او تاکید کرده است «استقلال، معنایی بسیار فراتر از فوتبال دارد»‌ و چیزی است که «بسیاری از مردم ایران باور دارند از دست داده‌اند: ایرانی بهتر، نجیب و آزاد».

دختر آبی

مصاحبه با وینفرید شفر پس از انتشار گسترده خبر خودسوزی سحر خدایاری، معروف به «دختر آبی»، در رسانه‌های غربی صورت گرفته است.

آقای شفر با اشاره به اینکه بازداشت دختر آبی در دوران سرمربی‌گری او روی داد گفت پس از خودسوزی او نیز وی تلاش کرد از راه دور به یاری بازیکنان استقلال بشتابد.

به گفته او، پس از انتشار واکنش‌ها به این خودسوزی «حداقل یک ملی‌پوش برای ساعاتی بازداشت شد» و «من برای کمک به شنیده شدن و حفاظت از فوتبالیست‌های ایرانی، در اینستاگرامم درباره دختر آبی نوشتم».

وینفرید شفر گفته است از اقدام بازیکنان استقلال در پوشیدن پیراهنی به یاد دختر آبی [پیش از بازی با نفت مسجدسلیمان] شگفت‌زده نشده و آن را «نمایانگر شخصیت عالی بازیکنان» خوانده است.

وی با انتقاد از واکنش فیفا در قبال مرگ دختر آبی گفت: در ایران همه به روشنی می‌دانند در زندان‌ها چه خبر است. «نمی‌توانم بپذیرم که فیفا از موضوع بی‌اطلاع بوده باشد. اینکه فیفا پس از حرکت عظیم در اینستاگرام بیدار شده باشد نومیدکننده بود».

به گفته این مربی آلمانی، فیفا باید دست به اقدامی جدی‌تر می‌زد و مثلا «قبل از شروع لیگ می‌گفت اگر قوانین برابری جنسیتی اجرا نشود باشگاه‌ها و تیم ملی محروم خواهند شد».

با پیگیری فیفا، زنان ایرانی روز ۱۸ مهر برای نخستین بار توانستند به عنوان تماشاگر در ورزشگاه آزادی شاهد مسابقه دو تیم ملی فوتبال ایران و کامبوج باشند.

جیانی اینفانتینو، رئيس فیفا، این حضور زنان را «خاطره‌انگیز‌» خوانده و گفته است در این مسیر «توقف و بازگشتی در کار نخواهد بود».

با این حال وینفرید شفر گفته است چندان خوشبین نیست و «چیزی تغییر نمی‌کند». در گذشته هم «منشی‌های فدراسیون یا همسران‌شان را به صورت گزینشی و با اسکورت به جایگاه می‌بردند».

آلیسا، دختر آقای شفر که چهره‌ای مشهور در اینستاگرام برای هواداران ایرانی است، پیش از این درباره حضور در ورزشگاه و تماشای مسابقات استقلال گفته بود: این کار را وقتی می‌کنم که بقیه زنان ایرانی هم بتوانند.

وینفرید شفر پس از جدایی از باشگاه استقلال درباره مسائل مالی به فیفا شکایت کرد. او در این باره به «تی آنلاین» گفته است شکایت او و دستیارانش به این دلیل صورت گرفت که «بیش از شش ماه حقوق خود را نگرفتیم. چنین وضعیتی در سایر کشورها جرم سنگینی به شمار می‌رود. اما در ایران مدیر باشگاه ارتباط نزدیکی با حکومت دارد».

شفر به عنوان مربی باشگاهی، قهرمانی جام اینتر توتو با کارلسروهه را تجربه کرد و در قهرمانی لیگ امارات با الاهلی و سوپر جام امارات با العین هم در کارنامه‌اش ثبت شده است.

No responses yet

Oct 15 2019

روحانی: مخالف دلار ۴۲۰۰ تومانی بودم؛ رهبر و کیهان موافق بودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: حسن روحانی در نشست خبری روز دوشنبه‌اش گفت «اتفاق نظر تمام اقتصادی‌ها را بر نظر شخصی‌ام ترجیح دادم».

رئیس‌جمهوری اسلامی ایران انتقادها از تصمیم دولتش در سال ۹۷ مبنی بر عرضه دلار ۴۲۰۰ تومانی را رد کرد و گفت: این تصمیم «در زمان خودش کار درستی بود».

حسن روحانی در نشست خبری روز دوشنبه‌ ۲۲ مهر در پاسخ به خبرنگار کیهان که از او درباره «بر باد رفتن ۱۸ میلیارد دلار از ذخایر ارزی کشور در قالب ارز ۴۲۰۰ تومانی» پرسید گفت: «چیزی بر باد نرفته ولی تخلفاتی شده که باید برخورد شود».

وی با اشاره به اینکه خود وی شخصا با تصمیم تک‌نرخی شدن ارز به بهای ۴۲۰۰ تومان مخالف بوده است گفت: «نظر جمع بر این‌ بود؛ همان زمان کیهان هم تعریف کرد؛ مقام معظم رهبری هم به من گفتند کاش زودتر این کار را می‌کردید».

روحانی: زمانی که بازار‌ آشفته بود، یک جلسه‌ای‌ برگزار کردیم و اقتصادی‌ها گفتند دلار یک نرخ خاص (۴۲۰۰ تومان) باشد. من مخالف بودم ولی نظر جمع بر این‌ بود. همان زمان کیهان هم از این سیاست تعریف کرد. رهبرانقلاب هم به من گفتند کاش زودتر این کار را می‌کردید. ‌ pic.twitter.com/cEJNvnl15N

— خبرگزاری فارس (@FarsNews_Agency) October 14, 2019

چند ماه پس از اعتراض‌های سراسری دی ۹۶ و در پی چند روز بحران ارزی در ایران، اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری ایران، بیستم فروردین ۹۷ اعلام کرد با تصویب ستاد اقتصادی دولت، دلار به نرخ ۴۲۰۰ تومان عرضه می‌شود و دیگر نرخ‌ها قاچاق محسوب می‌شود.

با اینکه حسن روحانی در نشست خبری روز دوشنبه‌اش گفت «اتفاق نظر تمام اقتصادی‌ها را بر نظر شخصی‌ام ترجیح دادم»، در یک سال اخیر شماری از اقتصاددانان یا مسئولان دولتی گفته‌اند با این تصمیم مخالف بوده‌اند.

از جمله ولی‌الله سیف که در آن زمان رئیس کل بانک مرکزی بود پارسال در مصاحبه با روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت تک‌نرخی شدن ارز سیاست بانک مرکزی نبود و او پس از تصمیم دولت از مقام خود استعفاء کرد اما استعفایش در آن زمان پذیرفته نشد.

No responses yet

Oct 13 2019

همه حاشیه‌های فم تریپ؛ برای گردشگران بزک کنیم یا نکنیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: در روزهای گذشته مخاطبان رسانه‌های فارسی و شبکه‌های اجتماعی ایرانیان با واژه جدیدی در صنعت گردشگری آشنا شدند و البته آن‌ها که بیشتر کنجکاو و حساس بودند، خود را درگیر جنجالی یافتند که از انتشار عکس‌های چند مهمان خارجی در فضاهای گردشگری ایران آغاز شد.

ماجرا ازآنجا شروع شد که «هدی رستمی»، زن جوانی که به دلیل انتشار تصاویر سفرهای خود از چهره‌های تاثیرگذار اینستاگرام است، در قالب یک برنامه گردشگری تعدادی از چهره‌های تاثیرگذار شبکه‌های اجتماعی (اینفلوئنسرها) را از کشورهای مختلف به ایران دعوت کرد تا این افراد در بازدید از جاذبه‌های گردشگری ایران تصاویری از این جاذبه‌ها را در صفحات خود منتشر کنند و به‌این‌ترتیب دنبال‌کنندگان خود را به سفر به ایران ترغیب کنند.

هدی رستمی از این برنامه با عنوان «فم تریپ» یاد کرد و گفت که هزینه‌های آن را خود و حامیان مالی پروژه برعهده‌گرفته‌اند. «فم تریپ» خیلی زود جنجالی شد و تا رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی با اندکی تحقیق مفهوم آن را منتشر و بازنشر کنند، انتشار تصاویر مهمانان هدی رستمی و مجموعه Feel Iran بود که موج انتقادها را به راه انداخت.

فم تریپ که مخفف Familiarization Trip است، به سفرهایی گفته می‌شود که کشورهای مقصد گردشگری برای تبلیغ برنامه‌های گردشگری خود برای چهره‌های تاثیرگذار رسانه‌ای یا مدیران گردشگری پرنفوذ ترتیب می‌دهند. هدف آن این است که مهمانان با جاذبه‌های کشور مقصد آشنا شده و با نشان دادن تصاویر جذاب از محل یا از یک تور خاص، گردشگران بین‌المللی برای سفر به آن محل ترغیب کنند.

جنجال بر سر چیست؟

کارها به‌آرامی و سادگی برای برگزارکنندگان این پروژه پیش نرفت. تصاویر متفاوت زنانی که دستی در مد و عکاسی دارند با لباس‌ها و روسری‌های رنگی و غیرمتعارف در میان آثار تاریخی ایران، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان رسانه‌ای را به واکنش انتقادی واداشت. منتقدان معتقدند که حجاب و پوششی که از سوی اینفلوئنسرها به‌عنوان بخشی از جاذبه‌ عکس‌های پروژه استفاده شده تا ایران را به گردشگران معرفی کند، درواقع از دهه‌ها پیش برای زنان ایرانی اجباری و مایه عذاب آن‌ها بوده است.

از گردشگران با روسری‌های که با رنگ کاشی‌های مساجد و آثار باستانی ایران هماهنگ شده، عکاسی مدلینگ صورت گرفته تا آن‌ها با به اشتراک گذاشتن این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی سفر به ایران را تبلیغ کنند. موضوعی که واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی و فعالان مدنی و حقوق زنان را به دنبال داشته است.

«فهیمه خضرحیدری»، روزنامه‌نگار در توییترش نوشت که کار هدی رستمی را که موجب رفتن گردشگران به ایران می‌شود، دوست دارد، اما «به‌عنوان زن ایرانی که با حجاب اجباری سرکوب شده است از سرکوب نمایش زیباسازی حجاب اجباری با حضور توریست‌های خارجی آزار می‌بیند.»

کاربری نوشت که این عکس‌ها علاوه بر بزک کردن محدودیت، یک دروغ نیز هست چراکه در ایران زنانی با این پوشش باید سوار خودروی گشت ارشاد شوند.

کاربری هم تصاویری از نحوه ورود زنان ایرانی به مسجد نصیر با چادر اجباری را منتشر کرده و نوشته که اینفلوئنسرهای پروژه فم تریپ اما با پوششی به این مسجد رفته‌اند که زیباست اما واقعا نمی‌شود با آن وارد مسجد شد.

البته کاربران دیگری از پروژه و نحوه عکاسی با این ۱۱ چهره تاثیرگذار شبکه‌های اجتماعی دفاع کرده و گفته‌اند که معمولا هیچ جای دنیا در تبلیغ برای جذب توریسم واقعیات گفته نمی‌شود.

نقدهایی آغشته به سوتفاهم

دراین‌بین، «ناصر کرمی»، اقلیم‌شناس و کارشناس گردشگری، در گفت‌وگو با ایران‌وایر بخشی از انتقادات را ناشی از سوتفاهم یا نداشتن اطلاع از نحوه تبلیغات گردشگری دانست.

او گفت: «اگر کشوری برای گردشگران جذاب معرفی شود، قرار نیست الزاما برای مردمش هم خوب و دلپذیر باشد. در تمام تبلیغات گردشگری کشورها خوب و آرام نمایش داده می‌شوند.»

او سپس مثال زد که کشورهایی نظیر کوبا در کاراییب، هند در آسیا و کنیا در آفریقا کشورهایی با مشکلات داخلی بسیار هستند، اما در صنعت گردشگری چیز دیگری را نمایش می‌دهند و موفق‌اند.

دراین‌بین، یکی از سایت‌های خبری هم یادآوری کرد که فم تریپ در کشورهای منطقه بسیار پرطرفدار شده و کشورهایی مثل ازبکستان و عربستان سعودی اخیرا چهره‌های تاثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌‌ای را دعوت کرده‌اند. ازجمله عربستان سعودی عکاس معروف، «مراد عثمان» را دعوت کرده است که بیش از ۴ میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد.

بخش دیگری نظرات انتقادی به نبود اطلاعات گردشگری ایران در تصاویر و متن‌های ارایه‌شده توسط مهمانان اشاره داشت. منتقدان، ازجمله «محمد باریکانی»، نویسنده گزارشی در روزنامه همشهری، معتقدند که تصاویر ارایه‌شده صفحات مهمانان فم تریپ هیچ اطلاعات مفیدی برای سفر به ایران ارایه نمی‌دهد و گردشگر حتی با مسایلی که در آنجا روبرو خواهد شد، آشنا نمی‌شود.

ناصر کرمی این انتقاد را نیز وارد نمی‌داند. او که نویسنده پرفروش‌ترین کتاب ایران‌گردی، «راهیاب ایران»، است گفت که دو نوع تبلیغ گردشگری وجود دارد؛ در یکی مخاطب به سفر ترغیب می‌شود و در دیگری مخاطب اطلاعات مهم سفر به آن کشور را دریافت می‌کند؛ مثلا اینکه قوانین مهم برای گردشگران در آن کشور چیست یا اینکه برای بهداشت و سلامت چه نکاتی را باید رعایت کند.

به گفته او شرکت‌کنندگان در برنامه فم تریپ اخیر، درواقع در تصاویر خود مخاطبان را برای سفر به ایران ترغیب می‌کنند.

واقعیت‌های اقتصادی

همه انتقادات رنگ و بوی سیاسی نداشت. واکنش‌هایی که در میان کارشناسان، به غیرواقعی بودن ابعاد اقتصادی این پروژه پرداخته بود. «سیامک قاسمی»، کارشناس اقتصادی، در پیام توییتری نوشت: «این ماجرای دعوت از اینفلوئنسرهای معروف گردشگرى جهان به ايران، من را ياد مسابقات المپيادهای جهانى مى‌اندازد؛ يك شو و نمايش شيك و باحال و گلخانه‌ای از صنعت توریسم ایران که با واقعیت‌های موانع و مصایب ورود یک گردشگر انفرادی ناشناس به ایران فرسنگ‌ها فاصله دارد.»

محمد باریکانی، گزارشگر همشهری هم به این نکته اشاره کرد که هزینه سفر، گردش و اقامت این مهمانان بسیار سنگین است و اگر گردشگران خارجی قصد داشته باشند مانند این افراد به ایران سفر کنند از عهده مخارج آن برنمی‌آیند.

بااین‌حال تعدادی از کاربران توییتر انتقاد این کارشناس اقتصادی را وارد ندانسته و پاسخ دادند که این اقدام، ظرفیت گردشگری ایران را نشان می‌دهد نه کل توان صنعت توریسم را.

دراین‌بین، منتقدان این ادعای هدی رستمی که پروژه در بعد اقتصادی کاملا به بخشی خصوصی و حامیان مالی وابسته است را نپذیرفتند و آن را پروژه‌ای دولتی دانستند که هدف آن‌هم صرفا گردشگری نیست. گروهی از کاربران هزینه سنگین چنین پروژه‌هایی را از عهده یک شرکت نوپا خارج دانستند. این شبهه‌ها هنگامی جدی شد که وزیر میراث فرهنگی و گردشگری ایران جمعه ۱۹ مهر در مشهد به گفت که سفر اینفلوئنسرهای اینستاگرامی به ایران پروژه وزارت میراث فرهنگی و گردشگری بوده و این وزارتخانه «برای امر تبلیغات، مبارزه با ایران‌هراسی و معرفی چهره واقعی ایران» کارهای مختلفی را در زمینه تبلیغات انجام می‌دهد.

هرچند این گفته وزیر از سوی هدی رستمی رد شد و معاون وزیر نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا گفت که تمام هماهنگی‌های لازم و مخارج و هزینه‌های انجام‌شده توسط بخش خصوصی صورت گرفت و وزارت گردشگری کشور فقط تسهیل‌کننده بود، اما شایبه حکومتی بودن کل پروژه از میان سطور صفحات توییتر و اینستاگرام کاربران ایرانی پاک نشد.

از سوی دیگر، کاربران و خبرنگاران با تحلیل صفحات مهمانان آخرین فم تریپ ایران، نوشتند که بعضی از آن‌ها را در حد و اندازه‌های تبلیغ گردشگری برای ایران نبودند. اگرچه اریکا از برزیل، ووتئارا عکاس فرانسوی، مهمت عکاس ترک، آرتم شستاکوف عکاس اوکراينی، اکاترینا از روسیه، آلینا دیگر عکاس اوکراینی این سفر و دیگر اینفلوئنسرها میلیون‌ها دنبال‌کننده دارند، اما برخی از آن‌ها ازجمله هارجیندر، رستوران‌دار هندی، نفوذ چندانی در حوزه گردشگری ندارند.

ایران‌وایر برای افزودن نظر خانم رستمی و پاسخ او به این انتقادات خواستار مصاحبه شد اما پاسخی از او دریافت نکرد.

درهرحال، ۱۱ چهره تاثیرگذار اینستاگرامی شنبه ایران را ترک کردند، آلینا عکاس اوکراینی که در روزهای حضور در ایران عکس‌هایی از غذاهای ایرانی و حضورش با روسری‌ها و شال‌های رنگی در مساجد دیدنی منتشر کرده بود، از حضورش در هواپیما موقع ترک ایران یک استوری گذاشت. او لیوان شرابش را در دست گرفت و به انگلیسی نوشت: «سلام شراب، دلم برات تنگ شده بود.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .