اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jun 19 2016

از قدرت صوری نهادهای انتخابی تا قدرت واقعی الیگارشی حاکم بر ایران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: در همان روزهایی که اردوگاه پر سروصدای رأی دهندگان اعتدالی و اصلاح طلب از انتخاب لاریجانی و جنتی به ریاست مجالس شورای اسلامی و خبرگان دچار سرخورگی شده بود، جمعی از کارگران معدن طلای آق دره و تعدادی دانشجو در قزوین شلاق خوردند. به اینها اضافه کنید احکام سنگین و طویل المدت زندان برای فعالان سیاسی و مدنی و آمار اعدام های سالیانه چهاررقمی. تا اینجای داستان را خیلی ها می دانند. اما آیا این همزمانی تصادفی است؟

پیام روشن است: هر چقدر رأی بدهید و هر چقدر جمع شوید تا اعتراض کنید یا به گونه ای متفاوت از مقرراتی که ما تعیین می کنیم زندگی کنید، در نهایت رئیس ما هستیم و هر کس غیر از خودمان را سرجایش می نشانیم. هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت سیاسی در ایران مستلزم فهم و مواجهه با این واقعیت سهمگین و هراس انگیز است.

از سویی آن همه انرژی و تکاپوی جمعی و مشارکت نسبی بالا در انتخابات منجر به بر کرسی نشستن کسانی شده است که به لحاظ سیاسی دقیقا در نقطه مخالف اکثر رأی دهندگانی هستند که به امید تغییر سیاسی در انتخابات شرکت کرده اند. در سوی دیگر، هر گونه حضور جمعی و گروهی، چه به قصد اعتراض و چه به منظور شادی جمعی، به شکل مشخصی سرکوب می شود: قساوت و خشونت عریان شلاق. نادیده گرفتن رابطه ارگانیک این دو واقعه سیاسی و معنایی که در آنها مستتر است خطای فاحشی است که صرفا به درکی ناقص از موجودیتی می انجامد که تا حد زیادی واقعیت سیاسی ایران را شکل می دهد.

هر دو دسته برخوردهای اخیر به حضور سنگین و پربسامد اقلیتی از صاحبان قدرت گواهی می دهند که به شکلی انحصاری قدرت سیاسی را از آن خود کرده و می توان آن را الیگارشی حاکم نامید. پیام آنها روشن است: هر چقدر رأی بدهید و هر چقدر جمع شوید تا اعتراض کنید یا به گونه ای متفاوت از مقرراتی که ما تعیین می کنیم زندگی کنید، در نهایت رئیس ما هستیم و هر کس غیر از خودمان را سرجایش می نشانیم یا با اعدام و زندان و شلاق و یا با سازوکارهای انتخاباتی مندرج در قانون اساسی، این کار را می کنیم چون می توانیم. هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت سیاسی در ایران مستلزم فهم و مواجهه با این واقعیت سهمگین و هراس انگیز است.

اصلاح طلبان شکست تندروها در انتخابات و تغییر ترکیب مجلس و قوه مجریه را دلیلی بر درستی روش خود می دانند. با این حال مشکل اصلی این است که با توجه به دامنه قدرت واقعی، با چند رد صلاحیت و کمی جابجایی آرا بساط بسیاری از این تغییرات جزئی جمع خواهد شد.
قدرت واقعی و قدرت صوری

اگر دولت، در معنای عام آن، را مجموعه ای از نهادها بدانیم، آنچه در ایران شاهدش هستیم قبضه شدن بخش عمده نهادهای قدرت توسط الیگارشی حاکم است که در مجموع قدرت واقعی را در اختیار دارد. قدرت در نهادهای انتخابی، یا به عبارتی دقیق تر نیمه انتخابی، همچون قوه مجریه و مجلس قدرتی صوری است؛ نه به این معنا که نهادهای مذکور قدرتی ندارند بلکه به این معنا که در نسبت با قدرت واقعی تعیین کننده و فیصله بخش نیستند. این قدرت واقعی در نهادهایی همچون رهبری، شورای نگهبان، قوه قضائیه و سپاه پاسداران است که تعیین می کند چه کسانی کابینه و مجلس را در دست بگیرند و نه بالعکس. کسانی هم که در مجلس و کابینه صاحب منصب می شوند گرچه ممکن است جزئی از الیگارشی حاکم نباشند اما در مجموعه نسبتا بزرگتری با الیگارشی حاکم همپوشانی پیدا می کنند که این مجموعه را مسامحتا طبقه حاکم می نامیم. آنچه طبقه حاکم ایران را، که در اینجا صرفا معنای اقتصادی ندارد، از همتاهایش در دمکراسی های نمایندگی متمایز می کند نه تنها الگوی سرمایه داری دولتی نظیر آنچه در چین وجود دارد بلکه بهره جویی از رانت نفت در درآمدهای دولت نیز هست.

اصلاح طلبان رانده شدگان از الیگارشی حاکم هستند اما کماکان جزئی از طبقه حاکم هستند. رئوس اصلی برنامه اقتصادی آنها که مبتنی بر خصوصی سازی گسترده و کاهش خدمات عمومی است تفاوت چندانی با الیگارشی حاکم ندارد و علاوه بر این پیوندهای تاریخی- سیاسی و ایدئولوژیک بین این دو جریان نیز قابل انکار نیست. در حال حاضر آنچه آنها را از الیگارشی حاکم متمایز می کند سیاستهای معتدلی است که در حوزه های فرهنگی و سیاسی دارند. اصلاح طلبان و حامیانشان براین باور هستند که با قدرت صوری می توان قدرت واقعی را به چالش کشید و راهی جز این وجود ندارد. به همین دلیل تمام همّ و غم خود را معطوف چانه زنی و حتی دلجویی از قدرت واقعی کرده اند. اصلاح طلبان شکست تندروها در انتخابات اخیر و تغییر ترکیب مجلس و قوه مجریه را دلیلی بر درستی روش خود می دانند. با این حال مشکل اصلی تغییرات جزئی و گام به گام این است که با توجه به دامنه قدرت واقعی، پس گرفتن آنان چندان کار دشواری برای الیگارشی حاکم نیست. با چند ردصلاحیت و کمی جابجایی آرا به همراه پتک پرزور قوه قضائیه و سپاه بساط بسیاری از این تغییرات جزئی جمع خواهد شد. فراموش نکنیم که دولت اصلاحات نه تنها در مقابل فشارهای سیاسی دیگر نهادها کاری اساسی از پیش نبرد، بلکه حتی اراده جلوگیری از چندین مرتبه اجرای مراسم شلاق زنی در میادین تهران را هم نداشت.

مشکل اینجاست که اصلاح طلبان هیچ طرحی برای زمانی که برنامه سیاسی شان به بن بست می رسد ندارند. حمیدرضا جلایی پور به این واقعیت در مصاحبه ای پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ اذعان کرد زمانی که با این پرسش مواجه شد که برنامه اصلاح طلبان در صورت عدم شمارش آرایشان چیست و او پاسخ داد: “هیچ”. گذشته از ایرادات متعدد دیگری که بر برنامه و استراتژی سیاسی اصلاح طلبان وجود دارد، این نکته مهم را نیز نباید از قلم انداخت که حداقل در خاورمیانه و در نظام های سیاسی که طبقه حاکمی همچون ایران دارند تغییر سیاسی نه از طریق صندوق رأی و چانه زنی با طبقه حاکم بلکه از طریق عواملی همچون انقلاب، کودتا و مداخله نظامی خارجی رخ داده است. چنین محدودیتهای جدی و بنیادینی موید ناکارآمدی شکل فعلی پروژه اصلاح طلبی برای تحقق اهدافی ست که برای خود در نظر گرفته است. فرارفتن از این محدودیتها نیازمند بازنگری اساسی در اصل برنامه سیاسی و روش های اجرا و تحقق آنست.

برخلاف پروپاگاندای وسیع اصلاح طلبان در طی سالهای گذشته، و به یک معنا از همان خرداد۷۶، درباره صندوق رأی به مثابه تنها گزینه موجود و ممکن برای فعالیت سیاسی، در طی این سالها به شکل ملموسی شاهد کنش های جمعی سازمان یافته اجتماعی و سیاسی از سوی جنبش زنان، فعالان محیط زیست، معلمان، کارگران صنعتی و خدماتی، دانشجویان و اقلیتهای ملی بوده ایم.
اصلاح طلبان و ضرورت فرارفتن از منافع محدود سیاسی-اقتصادی

برخلاف پروپاگاندای وسیع اصلاح طلبان در طی سالهای گذشته، و به یک معنا از همان خرداد۷۶، درباره صندوق رأی به مثابه تنها گزینه موجود و ممکن برای فعالیت سیاسی، در طی این سالها به شکل ملموسی شاهد کنش های جمعی سازمان یافته اجتماعی و سیاسی از سوی جنبش زنان، فعالان محیط زیست، معلمان، کارگران صنعتی و خدماتی، دانشجویان و اقلیتهای ملی بوده ایم. دستاوردهای جنبش های مذکور ضرورتا قابل قیاس با یکدیگر نیستند اما آنچه در درجه اول اهمیت دارد شکل گیری این جنبش ها در شرایط سرکوب حداکثری و وضعیت امنیتی پرفشار و دائمی در حمهوری اسلامی است. در این میان، کارگران گرچه تجربه های چشمگیری در شکل دادن به اتحادیه های کارگری مستقل و مقاومت سازمان یافته داشته اند، با این حال اصلاح طلبان کمترین میزان توجه را به آنها داشته اند.

زمانی آنتونیو گرامشی به طبقه کارگر ایتالیای پس از جنگ اول جهانی هشدار می داد که باید از منافع محدود صنفی-اقتصادی خود فراتر رود و با دیگر گروههای فرودست اجتماعی متحد شده تا بتواند در سطح جامعه و نیز دولت هژمونیک شود. ممکن است کسانی ساده انگارانه همین نقد را متوجه طبقه کارگر ایران امروز کرده و از فعالان کارگری بخواهند همچون قاطبه جنبش دانشجویی و زنان دست از ابتکارات مبارزاتی خود کشیده و در گفتار اصلاح طلبی و اعتدالی ادغام شوند.

آنچه در این میان از قلم افتاده است موقعیت سیاسی-اجتماعی بالکل متفاوت کارگران ایرانی با طبقه کارگری است که مخاطب گرامشی بود. در ایتالیای پس از جنگ چندین حزب سیاسی نسبتا پرطرفدار از سوسیال دمکراتها تا کمونیستها منافع کارگران را نمایندگی می کردند و طبقه کارگر ایتالیا نه تنها در جامعه مدنی حضور پررنگی داشت بلکه در دولت هم نماینگانی از آن خود داشت. گرامشی خود به عنوان دبیر کل حزب کمونیست ایتالیا منتخب مردم در پارلمان بود. با این حال گرامشی خواستار تشکیل جبهه قدرتمندتری علیه طبقه حاکم بود که وجه مشخصه اش ائتلاف کارگران صنعتی شمال و دهقانان جنوب ایتالیا بود.

به ایران امروز که می رسیم، اتفاقا این اصلاح طلبان هستند که می بایست از چارچوب تنگ منافع اقتصادی- سیاسی مشخص خود خارج شده و به جنبش های اجتماعی نزدیک شوند. این نزدیکی هم به معنای بهره جستن از روشهای کار جمعی و تربیت کادرهای ورزیده است و هم به معنای تجدیدنظر جدی ایدئولوژیک برای دربرگرفتن مطالبات این جنبش هاست.

در طی دو دهه اخیر، اصلاح طلبان با اتخاذ سیاستهای نخبه گرایانه و برنامه های اقتصادی نئولیبرالی دست در دست الیگارشی حاکم در جهت فقیر سازی و تضعیف سیستماتیک کارگران، زنان، اقلیتهای ملی/قومی، دانشجویان و محیط زیست گام برداشته اند. البته از اصلاح طلبان انتظار رویکردی رادیکال و انقلابی نمی توان داشت اما آنها حداقل می توانند به پدیده ای همچون برنی سندرز در آمریکای امروز توجه بیشتری کنند که با رویکردی اصلاحی و همراه با نفی نئولیبرالیسم و تأکید بر ضرورت سازماندهی و گسترش پایگاه اجتماعی، موفق شده است مسیری با دورنمایی روشنتر برای بسیاری از گروههای فرودست هموار کند. مسیری که نه با وعده هایی کلی و توخالی همچون خیر عمومی و امید بلکه با مصالحی عینی و مشخص برای طبقات و گروههای اجتماعی مختلف سنگفرش شده است.

اصلاح طلبان می بایست از موضع دانای کل و پدرسالارانه خود پایین آمده و از تجربیات جمعی کارگران و زنان و دیگر گروههای اجتماعی- سیاسی درس بگیرند. اتصال، حتی تاکتیکی، زخم خوردگان سرکوب و شلاق با زخم خوردگان مهندسی رأی به شروطی که ذکرش آمد اهمیتی حیاتی دارد. در غیر این صورت، صرفا باید با حسرت و ناامیدی نظاره گر موفقیت پروژه های الیگارشی حاکم و ظهور دوباره ماجراجویانی همچون محمود احمدی نژاد بود.

اصلاح طلبان می بایست از موضع دانای کل و پدرسالارانه خود پایین آمده و از تجربیات جمعی کارگران و زنان و دیگر گروههای اجتماعی- سیاسی درس بگیرند. در غیر این صورت، صرفا باید با حسرت و ناامیدی نظاره گر موفقیت پروژه های الیگارشی حاکم و ظهور دوباره ماجراجویانی همچون محمود احمدی نژاد بود.

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, عوامفریبی

شما هم چیزی بگو

Jun 18 2016

جدال قضایی خاوری و یک بساز و بفروش بر سر خانه‌سازی در تورنتو

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفردا: سام میزراحی یکی از مشهور‌ترین بساز و بفروش‌های مسکن در کانادا با طرح شکایتی ادعا کرده است سال گذشته هنگامی که مشغول ساختن دو مجموعه مسکونی لوکس در مرکز شهر تورنتو بود محمودرضا خاوری رییس سابق بانک ملی ایران که از سال ۲۰۱۱ تحت تعقیبب است، در تماس تلفنی او را تهدید کرده که اگر میلیون‌ها دلار به او حق حساب ندهد خانه‌اش را به آتش خواهد کشید و اعتبارش را نابود می‌کند.

محمودرضا خاوری از متهمان اصلی بزرگترین کلاهبرداری در تاریخ ایران و یکی از موارد مهم اختلافات دیپلماتیک میان دولت‌های ایران و کانادا، پدر شریک میزراحی در این طرح ساخت‌وساز و از سرمایه‌گذاران اصلی آن بوده است.

پیشتر مسعود رضوانی، رییس اینترپل ایران گفته بود مدارک استرداد محمودرضا خاوری، مدیرعامل پیشین بانک ملی، آمده و در پی مذاکره با رئیس اینترپل کانادا در اتاوا، آنها قول همکاری داده‌اند. برخی از مقام های دولت محمود احمدی نژاد متهم شدند که در پشت پرده اختلاس آقای خاوری قرار دارند.

خبرگزاری بلومبرگ بر اساس اسناد قضایی مربوط به شکایت‌های متقابل سام میزراحی و خانواده خاوری می‌نویسد این پرونده که هنوز در دست بررسی است حقایق مربوط به نحوه سرمایه‌گذاری در یکی از داغ‌ترین بازارهای مستغلات در آمریکای شمالی را برملا می‌کند.

موضوع محوری این پرونده معامله و شراکت سام میزراحی با خشایار فرزند محمودرضا خاوری، بروز اختلاف و تیره شدن روابط آنها و در ‌‌نهایت جدال بر سر مالکیت و سود این طرح ساختمانی است.

بلومبرگ می‌نویسد: خشایار خاوری در شواهدی که به دادگاه ارائه داده می‌گوید ادعای مربوط به تهدید تلفنی دروغ است و پدر او مرد ۶۳ ساله و آرامی است که هیچگاه کسی را تهدید نکرده است.

او حاضر نشد حتی از طریق‌ ای‌میل در مورد وضعیت پدرش توضیح دهد و به مراجعات متعدد خبرگزاری بلومبرگ برای گفت‌وگو با محمودرضا خاوری پاسخی داده نشد. تماس با شماره تلفن محمودرضا خاوری که در راهنمای تلفن شهر ثبت شده بی‌جواب ماند و هنگام مراجعه به منزل او در شهر تورنتو که نشانی آن در مدارک دادگاه ثبت شده، کسی در را باز نکرد.

این خبرگزاری ادامه می‌دهد: طبق شواهد موجود در پرونده، خشایار خاوری و شوهر خواهر او که به عنوان مدیران شرکت در کنار سام میزراحی کار می‌کردند ابتدا به دادگاه شکایت کرده‌اند. به ادعای آنها، سام میزراحی با سوءاستفاده از اموال شرکت و سوءمدیریت آنها را فریب داده است.

خشایار خاوری مدعی است که سود او پرداخت نشده و به خاطر این بدهی و همکاری با سام میزراحی در چند طرح ساخت‌وساز دیگر در شهر تورنتو  ۱۰۵ میلیون دلار کانادا تقاضای خسارت کرده است.

​​سام میزراحی می‌پذیرد که خانواده خاوری و به خصوص محمودرضا در این طرح سرمایه‌گذاری کرده‌اند و طبق قرارداد اولیه، در زمان پایان طرح فقط ۵۰ درصد از سود متعلق به آنهاست.

او تاکید می‌کند که آنها در هیچ یک از طرح‌های ساخت‌وساز دیگر شریک نبوده و زمانی که ساختمان‌های طرح یورکویل در مرکز شهر تورنتو به پایان برسد آنها می‌توانند پول خود را طلب کنند.

همزمان وی نیز در پاسخ به اقامه دعوای خشایار خاوری از آنها به دادگاه شکایت کرده و به خاطر «نقض قرارداد بین دو طرف» ۵۰ میلیون دلار کانادا خسارت طلب کرده است.

بلومبرگ می‌نویسد: دو طرف با وجود همه اختلافات روی نحوه شروع همکاری توافق نظر دارند. آنها شش سال پیش وقتی که خانواده خاوری آقای میزراحی را برای اجرای طرح‌های ساختمانی استخدام کرد با هم آشنا شدند.

سام میزراحی نیز ایرانی‌تبار و در سال ۱۹۷۷ در سن شش سالگی همراه خانواده‌اش به کانادا مهاجرت کرده است. به گفته خودش، تحصیلات او در سطح دبیرستان است و از چند سال پیش، پس از فروش مجموعه خشکشویی‌های زنجیره‌ای به کار ساخت‌وساز روی آورده است.

خانواده خاوری قصد داشت در بازار مستغلات سرمایه‌گذاری کند و سام میزراحی شرکت ساختمانی داشت. در ابتدای کار همه چیز مشخص بود. خانواده خاوری سرمایه را تامین می‌کند و سام میزراحی کار را انجام می‌دهد و در پایان مالکیت ساختمان را به طور مساوی تقسیم کرده و هر یک از دو طرف ۵۰ درصد از سود را می‌برد.

طبق اسناد دادگاه، خانواده خاوری در این طرح حداقل ۱۴ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار کانادا سرمایه‌گذاری کرده است. بر اساس شواهدی که آقای میزراحی به دادگاه ارائه کرده است، نکته جذاب این شراکت این بود که با استفاده از پول نقد خانواده خاوری به استقراض از بانک نیازی نبود. سرمایه آنها علاوه بر پول خرید زمین، هزینه ساخت‌وساز را هم تامین می‌کرد.

سام میزراحی در مصاحبه با خبرگزاری بلومبرگ گفت: «آنها طوری وانمود می‌کردند که پول کافی برای پایان این طرح را دارند».

در مقابل، خشایار خاوری در تماس با این خبرگزاری مدعی شد: «آقای میزراحی وانمود کرد که منابع و امکانات لازم برای اجرای این طرح، تامین بودجه و منابع مالی لازم برای یک شرکت ساختمان سازی را در اختیار دارد».

در سپتامبر ۲۰۱۱ همزمان با نزدیک شدن به پایان این طرح، حوادثی که در ایران اتفاق افتاد معامله آنها را به خطر انداخت. هفت بانک دولتی و خصوصی از جمله بانک ملی به مشارکت در یک کلاهبرداری دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلاری (سه هزار میلیارد تومان) متهم شدند. محمودرضا خاوری که به گفته رسانه‌های ایرانی تابعیت کانادا دارد به این کشور رفت.

اسناد اینترپل در آن زمان نشان می‌دهد که دولت ایران «به اتهام مشارکت در کلاهبرداری، فساد و رشوه خواری و کسب درآمدهای غیرقانونی از طریق شبکه بانکی» حکم جلب او را صادر کرد. ولی بعد‌ها این هشدار برای بازداشت او از صفحه خبری اینترپل برداشته شد.

سایر افراد متهم در این پرونده کلاهبرداری در شبکه بانکی محاکمه و به مجازات‌هایی نظیر اعدام، زندان و شلاق محکوم شده‌اند. کانادا افرادی را که با خطر مجازات مرگ روبرو باشند استرداد نمی‌کند و با ایران قرارداد تحویل مجرمین ندارد و در حال حاضر دو کشور مناسبات دیپلماتیک ندارند.

مصطفی‌ پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، روز ۱۸ خرداد گفت: «با وجودی که کانادا از امضاء‌کنندگان منشور مبارزه با فساد مالی سازمان ملل است در مورد استرداد محمودرضا خاوری همکاری نکرده است».

سخنگوی وزارت دادگستری کانادا نیز در پاسخ به سئوال خبرگزاری بلومبرگ روز ۲۶ خرداد گفت: «به خاطر طبیعت محرمانه مناسبات بین دو دولت تا زمانی که فردی بر اساس قانون استرداد بازداشت نشده باشد ما نمی‌توانیم در مورد تقاضای استرداد او اظهار نظر کنیم».

به گفته دو طرف دعوا، به محض انتشار اخبار مربوط به پرونده محمودرضا خاوری در اکتبر ۲۰۱۱، آنها در منزل آقای خاوری در کانادا با هم ملاقات کردند.

سام میزراحی مدعی است که با توجه به مسدود شدن حساب‌های بانکی آقای خاوری او در‌‌ همان ملاقات خواستار قطع همکاری و شراکت شد. ولی خشایار خاوری موضوع مسدود شدن اموال خانواده را تکذیب کرده و مدعی است که در آن ملاقات آنها تصمیم گرفتند همکاری را ادامه دهند.

برچسب‌ها: اقتصادی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمودرضا خاوری

شما هم چیزی بگو

Jun 17 2016

تعقیب و بازجویی به دلیل انتشار خبر شکنجه در شبکه‌های مجازی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: پس از انتشار گزارش‌هایی از به کما رفتن جوانی به نام نادر شریفی هنگام «بازجویی در بازداشتگاه» پلیس آبادان و مرگ او، فرمانده نیروی انتظامی این شهر ضمن تکذیب مرگ این جوان به دلیل شکنجه از تعقیب و بازجویی منتشرکنندگان این خبر در شبکه‌های مجازی خبر داد.

روزنامه ایران در شماره روز پنج‌شنبه، ۲۷ خرداد، خبر داد که پسر جوانی به نام نادر که «در جریان بازجویی» در بازداشتگاه پلیس آبادان «به کما رفته بود» در بیمارستان فوت شده است.

چند وب‌سایت خبری نام این جوان را نادر شریفی اعلام کرده‌اند.

با این حال محسن تقی‌زاده، فرمانده انتظامی شهرستان آبادان، ضمن تکذیب گزارش‌ها درباره مرگ این جوان بر اثر شکنجه گفت که «هیچ شواهدی» مبنی بر شکنجه و «هیچ ‌گونه جای ضرب و شتمی نیز روی بدن نادر وجود ندارد».

وی اضافه کرد: «دادستان آبادان و بنده به صورت مستقیم در حال پیگیری موضوع هستیم و اگر مأموران ما قصوری داشته باشند به‌ طور قطع با آنها برخورد خواهیم کرد.»

آقای تقی‌زاده اشاره ای به دلیل بازداشت این جوان و اتهامات او نکرد.

وی همچنین خبر داد که تعدادی از افرادی که خبرهایی مبنی بر شکنجه شدن این جوان در شبکه‌های مجازی منتشر کرده بودند به اتهام «تشویش اذهان عمومی و خدشه‌دارکردن چهره پلیس و نشر اکاذیب» توسط پلیس فتا «تحت تعقیب قرار گرفتند و با آنها برخورد خواهد شد».

بر اساس این گزارش، صبح روز چهارشنبه «چند تن از این افراد» در پلیس فتا بازجویی شده‌اند.

در سال‌های گذشته نیز گزارش‌هایی درباره مرگ تعدادی از زندانیان در حین بازجویی منتشر شده است.

از جمله، بر اساس گزارش‌ها، ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس، در سال ۹۱ به دلیل اتفاقات رخ داده در حین بازجویی در بازداشتگاه پلیس فتا فوت شد.

پس از آن یک مامور پلیس به جرم قتل شبه‌عمد به سه سال حبس محکوم شد.

وب‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، در خردادماه خبر داده بود که رضا حیدرپور، پزشکی که بدن ستار بهشتی را در زندان اوین معاینه کرده و در گزارش خود به آثار ضرب و جرح بر روی بدن او اشاره کرده بود، به شش ماه حبس محکوم شده است.

بر اساس این گزارش بهرام مرادی، فیزیوتراپ زندان اوین، نیز به شش ماه زندان محکوم شده است.

در سال‌های گذشته همچنین گزارش‌های زیادی درباره وضعیت نامناسب بهداشت و تغذیه در زندان‌های ایران و رفتار زندانبانان با زندانیان منتشر شده است.

از جمله روزنامه قانون در شماره روز شنبه، ۲۲ تیرماه، گزارشی با عنوان «۲۴ ساعت لعنتی» درباره حضور یک زندانی در «مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ» منتشر کرد.

در گزارش روزنامه قانون، این زندانی اعلام کرده بود که هنگام ورود به زندان سربازان به او توهین کرده‌ و کت و کفشش را با این ادعا که ممکن است در آنها «مواد مخدر» وجود داشته باشد «پاره» کرده و دور انداخته‌اند.

در این گزارش اعلام شده بود که این زندان در ۲۴ ساعت، «فقط دو ساعت» آب دارد که « بسيار بی‌كيفيت است و مناسب برای نوشيدن نيست».

به دنبال نشر این گزارش، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز سه‌شنبه، ۲۵ خرداد، خبر داد که با شکایت سازمان زندان‌ها، مدیرمسئول روزنامه قانون «تحت تعقیب قضایی» قرار گرفته است.


برچسب‌ها: آبادان, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی, شکنجه

شما هم چیزی بگو

Jun 17 2016

خشونت علیه همسر را به تلفن 123 اطلاع دهید(تبصره: به فحش خواهر و مادر و الخ رسیدگی نمی شود!)

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی ::

ایرنا: رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از هموطنان خواست تا خشونت علیه همسر را به تلفن اورژانس اجتماعی با شماره تماس 123 اطلاع دهند تا کمک های لازم برای آنان انجام شود.

حسین اسدبیگی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: مرکز مداخله در بحران، تیم های سیار و کارشناسان خط تلفنی اورژانس اجتماعی به موارد خشونت علیه همسر و همسر آزاری رسیدگی می کنند.
وی خاطرنشان کرد: کارشناسان و مشاوران اورژانس اجتماعی در مواقع همسرآزاری تلاش می کنند با مذاکراتی که با زن و شوهر انجام می شود به آنان کمک کنند و در صورتی که مشکل ، خیلی حاد شود از طریق مشاور حقوقی به آنان خدمات ارائه می شود یا اینکه به مراکز مشاوره خارج از مرکز اورژانس اجتماعی معرفی می شوند.
رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: هرچند خدمات اورژانس اجتماعی در ایران یکی از خدمات مترقی در منطقه خاورمیانه به شمار می آید؛ اما مشکلاتی از جمله نگرش مردم برای ارائه این خدمات وجود دارد.
اسدبیگی تصریح کرد: در بسیاری از مواقع، مردم عادی از اینکه به زنان این خدمات را می دهیم گلایه دارند و حتی می گویند رفتارهای و آموزش های اورژانس اجتماعی موجب شده است که جنس مونث از جنس مذکر طلبکار باشد و برخی از مردان هم معتقدند که زنان با این خدماتی که دریافت می کنند به اصطلاح «پر رو» می شوند.
وی در پاسخ به این سئوال که آیا در صورت فحاشی و آزار عاطفی نیز می توان با تلفن 123 تماس گرفت، گفت: فحاشی و آزار عاطفی چیزی نیست که به راحتی بتوان برای آن اقدامی انجام داد ، اینها ناشی از اختلافات زناشویی این افراد است و ابتدا باید مشکل بین زن و شوهر حل شود.
رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: کارکردن روی این مشکل نیاز به مدت طولانی دارد اما کار اورژانس اجتماعی، مانند اورژانس طبی که کارهایی همچون پانسمان در آن انجام می شود و به بیمارستان ارجاع می دهند ، کوتاه مدت است.
اسدبیگی افزود: کارشناسان اورژانس اجتماعی، مذاکرات و مشاوره های کوتاه مدت چند هفته ای دارند و در صورت نیاز افراد را به مراکز مرتبط ارجاع می دهند ؛ ضمن اینکه هر چند موارد را پیگیری می کنیم اما در زمان حاضر در طولانی مدت کاری نمی کنیم.
وی ، فعالیت اورژانس اجتماعی را امری غنیمت دانست و گفت: هنگامی که بسیاری از مراجعان ما باخبر می شوند که چنین خدماتی وجود دارد، تعجب می کنند که مگر می شود در کشورمان چنین خدماتی ارائه شود.
رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، اظهار امیدواری کرد که شرایط خدمات رسانی اورژانس اجتماعی بهتر شود و خدمات رسانی به افراد دردمند، رنجدیده و دچار آسیب بیشتر شود.
به گفته وی، سال گذشته 12 هزار و 159 مورد همسرآزاری به مراکز مداخله در بحران، تیم های سیار و خط تلفنی اورژانس اجتماعی بهزیستی گزارش شد.
اجتمام(4)**9185**1776

انتهای پیام /*

برچسب‌ها: اجتماعی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 17 2016

احسان مازندرانی؛ بیهوشی و انتقال به بهداری

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

حقوق بشر: احسان مازندرانی، روزنامه نگار محبوس در زندان اوین، روز چهارشنبه ۲۶ خردادماه، در پی وخامت حال ناشی از اعتصاب غذا دچار بیهوشی گشته و به بهداری زندان اوین منتقل شده است.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۲۶ خردادماه، احسان مازندرانی ،روزنامه نگار و مدیرمسئول سابق روزنامه فرهیختگان، در سی امین روز از اعتصاب غذا در پی بیهوشی و وخامت حال به زندان بهداری زندان اوین انتقال یافت. پیش تر، سام حسینی، برادر همسر احسان مازندرانی در مصاحبه ایی اعلام کرد بود که احسان مازندرانی در زندان دچار عفونت نای، ریه و روده گشته و اعتصاب غذا حال وی را وخیم تر کرده است.

گفتنی است که این زندانی سیاسی هفته گذشته جهت درمان به بیمارستان سینا منتقل و بار دیگر به زندان بازگردانده شد.

احسان مازندرانی که به همراه چند روزنامه‌نگار دیگر از آبان ماه سال ۱۳۹۴ در بازداشت به سر می‌برد، در اردیبهشت امسال با حکم دادگاه انقلاب به هفت سال زندان محکوم شد.

وکیل این روزنامه نگار در مصاحبه با خبرگزاری های داخلی با بیان اینکه پرونده احسان مازندرانی به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده، ابراز داشت: “فعلا منتظر ابلاغ وقت رسیدگی از سوی این شعبه هستیم”.

برچسب‌ها: آزادی بیان, احسان مازندرانی, حقوق بشر, زندانی, سانسور, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 17 2016

جعفر عظیم‌زاده و ۵ زندانی دیگر در اعتصاب غذا هستند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

دویچه‌وله: شش زندانی سیاسی و عقیدتی در ایران در اعتصاب غذا به سر می‌برند. وضع جسمی جعفر عظیم‌زاده دبیر هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران و احسان مازندرانی، مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان وخیم گزارش شده است.

احسان مازندرانی، روزنامه‌نگار، جعفر عظیم‌زاده، فعال کارگری، رسول رضوی، فعال مدنی ترک، محمد عبداللهی، فعال کرد محکوم به اعدام، شهرام پورمنصوری که ۱۷ سال است در زندان به سر می‌برد و ایوب اسدی فعال کرد تبعیدشده به کاشمر در اعتصاب غذا به سر می‌برند.

خبرگزاری هرانا ضمن اعلام این خبر نوشته که علاوه بر جعفر عظیم‌زاده، حال جسمی احسان مازندرانی و رسول رضوی نیز وخیم گزارش شده است.

بیشتر بخوانید: نامه ۳۵۰۰ فعال کارگری در ایران برای آزادی جعفر عظیم‌زاده

جعفر عظیم‌زاده، دبیر هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران، روز یکشنبه ۱۷ آبان ‌ماه سال ۱۳۹۴ برای گذراندن ۶ سال حبس خود به زندان اوین رفت. او به مناسبت روز جهانی کارگر امسال در بیانیه‌ای مشترک با اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران که از داخل زندان صادر شد اعلام کردند که از روز جمعه دهم اردیبهشت دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهند زد.

اسماعیل عبدی پس از آغاز اعتصاب غذا با وثیقه ۳۰۰ میلیونی به طور موقت آزاد شد اما عظیم‌زاده همچنان در زندان و در اعتصاب غذا به سر می‌برد.
احسان مازندرانی روزنامه‌نگار زندانی در اعتصاب غذا

احسان مازندرانی روزنامه‌نگار زندانی در اعتصاب غذا

حال جسمی عظیم‌زاده بسیار وخیم گزارش شده است. او چند بار بیهوش شده است. او دو هفته پیش در پی وخامت حالش به بیمارستان منتقل شد اما پس از ساعت‌ها انتظار به دلیل نبودن پزشک متخصص دوباره به زندان بازگردانده شد.

گفته می‌شود علی‌رغم دستور دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی، در اعزام و بستری شدن این فعال مدنی کارشکنی صورت می‌گیرد.

بیشتر بخوانید: وضعیت “خطرناک” احسان مازندرانی پس از شروع اعتصاب غذای خشک در زندان

به گزارش هرانا، احسان مازندرانی، روزنامه نگار زندانی روز چهارشنبه ۲۶ خرداد ماه، در سی‌امین روز اعتصاب غذای خود براثر افت شدید فشار خون از تخت زندان به پایین افتاد و بیهوش شد و بلافاصله به بهداری اوین منتقل شد. از وضعیت جسمی او خبر جدیدی منتشر نشده است.

رسول رضوی فعال ترک نیز که ۲۶ روز است در اعتصاب غذا به سر می‌برد به گفته خانواده‌اش دیگر حتی قادر به تکلم نیست.

محمدصدیق کبودوند، حشمت‌الله طبرزدی، آیت مهرعلی بیگلو و مریم نقاش زرگران از جمله دیگر زندانیانی هستند که در روزهای اخیر دست به اعتصاب غذا زدند اما با تحقق خواسته‌هایشان به اعتصاب غذا پایان دادند.

برچسب‌ها: اعتصاب غذا, حقوق بشر, زندانی, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 16 2016

‘احکام محرومیت از تحصیل’ برای چند دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان صادر شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: پس از انتشار ویدیویی از مراسمی در دانشگاه سیستان و بلوچستان که در آن عده‌ای در حال رقصیدن بودند، کمیته انضباطی این دانشگاه برای شماری از دانشجویان احکام محرومیت صادر کرده است.

در این ویدیو، عده‌ای روی صحنه در حال رقص بودند و شماری از حاضران نیز در حال رقصیدن دیده می‌شوند. این مراسم برای جشنواره اقوام در این دانشگاه گرفته شده بود.

سایت خبری عصر تعادل می‌گوید رای بدوی کمیته انضباطی دانشگاه سیستان و بلوچستان صادر شده که به موجب آن هفت دانشجوی این دانشگاه به ۱۲ ترم محرومیت از تحصیل محروم شده‌اند.

دادستان زاهدان پیشتر گفته بود که ماجرای رقصیدن این افراد در مراسم دانشگاه سیستان و بلوچستان را پیگیری می‌کند.

سایت خبری عصر تعادل می‌گوید حکم دو ترم محرومیت از تحصیل برای ۵ دانشجو و یک ترم محرومیت از تحصیل برای دو دانشجو صادر شده بود. یکی از دانشجویان در گفت‌و‌گو با این سایت، دریافت حکم محرومیت را تائید کرده است. این دانشجو گفته است که به رای صادر شده اعتراض خواهد کرد.

برچسب‌ها: آزادی بیان, اجتماعی, حقوق بشر, دانشجویی, سرکوب, سیاسی, سیستان و بلوچستان

شما هم چیزی بگو

Jun 16 2016

من ابی تهامی، لنگ ۷۰۰هزار تومان هستم!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی ::

ورزش: روح تابستانی‌اش را موریانه‌ها خورده‌اند و در گوشه یک خانه خاموش، عزلت‌نشین شده است. توپچی نامدار سال‌های دور که به قول خودش روزگاری از اهواز تا تهران همه را دریبل می‌زد، این روزها در مرگ فرصت‌ها، فقط دنیا را نفرین می‌کند…
وانانیوز-روح تابستانی‌اش را موریانه‌ها خورده‌اند و در گوشه یک خانه خاموش، عزلت‌نشین شده است. توپچی نامدار سال‌های دور که به قول خودش روزگاری از اهواز تا تهران همه را دریبل می‌زد، این روزها در مرگ فرصت‌ها، فقط دنیا را نفرین می‌کند. ابراهیم تهامی دیروز در خرماپزون کنار کارون آن‌قدر حالش بد بود که فکر می‌کرد، از دست آدم‌های بی‌مرام دور و برش، همین روزها شناسنامه‌اش باطل می‌شود طفلک!

ابراهیم تهامی این روزها کجاست؟

فعلا خانه‌نشینم و به دیوارهای اتاق نگاه می‌کنم. محبت زیاد مسئولان باعث شد غمباد بگیرم. اگر افتادم یک گوشه و سکته کردم و جنازه‌ام تشییع شد، بدانید از ظلم این حضرات بوده و بنویسد مظلوم‌کشی کردند.

طلبت را از استقلال‌اهواز گرفتی؟

مثل اینکه اینها قصد پول‌دادن ندارند. به‌خدا اگر حقم را ندهند دیگر اجازه نخواهم داد تیمداری کنند. یک عده ریش‌سفید آمدند و گفتند کمی صبر کن و به خاطرشان دندان روی جگر گذاشتم اما هیچ اتفاقی نیفتاد. حرف ریش‌سفیدها هم دیگر اعتبار ندارد. رک بگویم اگر ۴۷میلیون مرا ندهند و لقمه حلال زن و بچه‌ام را از دستم بگیرند، نمی‌گذارم در این شهر نفس بکشند و تیمداری کنند.

از باشگاه شکایت نکردی؟

کمیته انضباطی 700هزار تومان برای رسیدگی به شکایت می‌خواهد. این پول را از کجا بیاورم. ۲۸سال در این فوتبال مفتی بازی کردم و امروز لنگ 700هزار تومان هستم. احساس می‌کنم به ته‌خط رسیده‌ام.

الان که خوزستان 3تیم در لیگ‌برتر دارد، جایی برای ابی تهامی روی نیمکت این 3تیم پیدا نمی‌شود؟

اینها چون از محبوبیت من می‌ترسند سراغم نمی‌آیند. فکر می‌کنید چرا عبدالله ویسی در استقلال‌خوزستان از من استفاده نکرد؟!

چرا؟

چون از اسم من می‌ترسید. اینها دنبال آدم‌های از راه رسیده هستند، نه یکی مثل من که روی چشم مردم خوزستان هستم. روی سخنم با شخص خاصی نیست اما آن آدمی که کفش ابی را واکس می‌زد و مرده یک امضای من بود الان شده همه‌کاره. در این فوتبال را باید گل بگیرند. من برای مسئولان واقعا متاسفم که فوتبال ایران را دودستی تقدیم دلال‌ها کردند.

ولی شایعه شده بود امسال روی نیمکت نفت‌ آبادان می‌نشینی؟

راستش یک قرارهایی داشتیم اما وقتی تیم صعود کرد هیچ تماسی نگرفتند و من هم به زرافشان زنگ نزدم. مردم آبادان دوست دارند، کنار نفت باشم اما خب مردم که تصمیم‌گیرنده نیستند. خودم هم نمی‌خواهم سربار باشم. آقای‌عیسی‌زاده رفیق من است و این چیزها را خوب می‌داند.

این فوتبال به کجا می‌رود بالاخره؟

من مرده، شما زنده؛ با این باندبازی‌ها و استعدادکشی‌ها 10سال بعد در آسیا زنگ تفریح خواهیم بود. فوتبالی که روی هوا، تیمی مثل استقلال‌اهواز را از دسته پایین‌تر بیاورد لیگ‌برتر و آخرش فاجعه درست شود، مرخص است.

برچسب‌ها: اجتماعی, سیاسی, ورزشی

شما هم چیزی بگو

Jun 16 2016

حبس بهاره هدایت غیرقانونی است و او باید آزاد شود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی ::

دویچه‌وله: کارگروه “بازداشت‌های خودسرانه” شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد می‌گوید بازداشت بهاره هدایت از سال ۱۳۸۸ تا کنون “خودسرانه و برخلاف قوانین بین‌المللی و تعهدات کشور ایران” است و او باید فورا آزاد شود.

“کارگروه بازداشت‌های خودسرانه” شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در پاسخ به درخواست “کمپین‌ بین‌المللی حقوق بشر در ایران”، پرونده بهاره هدایت، مدافع حقوق بشر و حقوق زنان را بررسی و رای خود را در این باره صادر کرد. به‌نظر این کارگروه، بازداشت بهاره هدایت از سال ۱۳۸۸ تا کنون “خودسرانه” بوده و برخلاف قوانین بین‌المللی و تعهدات کشور ایران صورت گرفته است.

این کارگروه همچنین یادآور شد که نگرانی‌های خود درباره وضعیت بهاره هدایت را با دولت ایران در میان گذاشته و خواستار پاسخ شده است، اما دولت ایران هنوز واکنشی به این درخواست نشان نداده است.
هدایت روز دوشنبه (۲۴ خرداد) پس از چهار روز مرخصی به زندان اوین بازگشت

هدایت روز دوشنبه (۲۴ خرداد) پس از چهار روز مرخصی به زندان اوین بازگشت

براساس گزارش کمپین‌ بین‌المللی حقوق بشر در ایران، بررسی و رای کارگروه بازداشت‌های خودسرانه در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۵ تصویب شده و در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۵ منتشر شده است. کارگروه بازداشت‌های خودسرانه تذکر می‌دهد که مراحل قضایی علیه بهاره هدایت تماما خلاف روند عادلانه قضایی و قوانین بین‌المللی بوده است.

در رای این کارگروه آمده است: «محرومیت از آزادی بهاره هدایت خودسرانه بوده و در نقض اصول ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۹ و ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مواد ۹، ۱۰، ۱۴، ۱۹ و ۲۱ میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی بوده است.»

نگرانی از سلامتی هدایت

کارگروه بازداشت‌های خودسرانه همچنین نگرانی جدی خود را نسبت به سلامتی بهاره هدایت اعلام کرده و گفته است: «کارگروه مایل است نگرانی شدید خود نسبت به وخامت وضعیت سلامتی خانم هدایت از زمان زندانی شدن وی در دیماه ۱۳۸۸ را اعلام کند، به ویژه در مورد ادعای یک منبع که گفته است او از مراقبت‌های کافی پزشکی برخوردار نبوده و این ممکن است باعث آسیب غیرقابل ترمیم به سلامتی وی و باعث عقیم شدن همیشگی وی شده باشد.»

بهاره هدایت هفته گذشته با وثیقه دویست میلیون تومانی برای چهار روز به مرخصی آمده بود و روز دوشنبه (۲۴ خرداد) دوباره به زندان اوین بازگشت.

هدایت در دی‌ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. در اردیبهشت ۱۳۸۹ دادگاه انقلاب تهران او را برای سه اتهام به هفت سال و نیم زندان محکوم کرد: برای اتهام “توهین به رییس جمهور” به شش ماه زندان، برای اتهام “توهین به رهبری” به دو سال زندان و برای اتهام “اقدام علیه امنیت ملی و انتشار اکاذیب” به ۵ سال زندان.

طبق ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی، فردی که با اتهامات متعددی زندانی می‌شود، نمی‌باید مدتی بیش از حداکثر مجازات جدی‌ترین اتهام خود در زندان بماند.

براساس این ماده، بهاره هدایت می‌بایست پس از پنج سال، یعنی بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ از زندان آزاد می‌شد. اما در همان زمان یک حکم تعلیقی وی که در سال ۸۵ صادر شده، به اجرا در آمد و او همچنان در زندان باقی ماند.

برچسب‌ها: بهاره هدایت, حقوق بشر, دانشجویی, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jun 16 2016

نامه ۷۰ چهره دانشگاهی به روحانی: سکوتتان را درباره حصر بشکنید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: هفتاد چهره دانشگاهی ساکن آمریکا و کانادا در نامه‌ای خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، از او خواسته‌اند که سکوت خود را درباره حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بشکند.

این نامه که در هفتمین سالگرد اعتراضات به انتخابات سال ۱۳۸۸ منتشر شده، خواهان “توجه فوری” حسن روحانی به تداوم حصر خانگی رهبران جنبش سبز شده‌اند و گفته‌اند که با توجه به سن این سه نفر درخواست رسیدگی به وضعیت آنها درخواستی “انسانی و اخلاقی” است.

امضاکنندگان نامه با یادآوری شعارهای انتخاباتی آقای روحانی، خطاب به او گفته‌اند که در هیچ نظام قانونی، از جمله قوانین اسلامی، مجازات افراد بدون رسیدگی دادگاه مجاز نیست.

یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی بود، با این حال پس از سه سال زمامداری آقای روحانی تغییری در وضعیت آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد ایجاد نشده است و مقام‌های دولتی می‌گویند اختیار رفع حصر با آنها نیست.

اساتید دانشگاهی که به آقای روحانی نامه نوشته‌اند، گفته‌اند که هرچند شکستن بازداشت خانگی رهبران جنبش سبز در محدوده اختیارات قوه مجریه نیست، اما آقای روحانی با “سکوت درباره این بی عدالتی بزرگ” آنان را ناگزیر از نوشتن این نامه و اعتراض به این سکوت کرده است.

نویسندگان نامه، که در میان آنها چهره‌های سرشناسی چون نوام چامسکی، یرواند آبراهامیان، ژانت آفاری، کاوه احسانی و نیره توحیدی حضور دارند، به آقای روحانی گفته‌اند تا موقعی که زمینه برای حل مسئله حصر فراهم نشود، جامعه بین المللی نمی‌پذیرد که دولت آقای روحانی توان انجام اصلاحات موثر در ایران را داشته باشد.

میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد در پی انتشار فراخوانی برای تظاهرات اعتراضی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ تحت بازداشت خانگی قرار گرفتند.

برچسب‌ها: جنبش سبز, حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, مهدی کروبی, میرحسین موسوی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .