اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Apr 11 2016

تخلف ۱۰۵هزارمیلیاردی دولت احمدي‌نژاد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

آرمان: احمد توكلي، تخلف جديدي از دولت احمدي‌نژاد را فاش كرد كه به ماجراي «قرض ۱۵۰ هزار ميلياردي از صندوق توسعه‌ملي» برمي‌گردد كه ۱۰۵ هزار ميليارد آن بازگشت داده نشد. اين نماينده‌اصولگراي تهران در مجلس در نشست علني صبح ديروز پارلمان طي سخناني به عنوان موافق كليات لايحه بودجه سال ۱۳۹۵ كل كشور، اظهار داشت: زماني در دولت قبل ۱۵۰ هزار ميليارد تومان از صندوق توسعه ملي براي تهيه دارو قرض گرفته شد، اما صرفا ۴۵ هزار ميليارد تومان آن را پس دادند…و بقيه را صرف خريد ساختمان و قرض دادن به برخي نهادهاي دولتي كردند و مقداري را نيز صرف امور رفاهي كاركنان كرد. وي ادامه داد: از اين رو در بودجه ۹۵ جلوي دست اندازي‌ها به صندوق ذخيره ارزي را گرفتيم. وي در ابتداي سخنانش نيز گفت: اگر قواعد علمي در بودجه‌ريزي كشور رعايت نشود نتيجه آن رشد بي‌انضباطي مالي و كمك به ركود و تورم خواهد بود. احمد توكلي در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه كميسيون تلفيق وقت كافي و خوبي براي بررسي جداول و رديف‌هاي لايحه بودجه ۹۵ صرف كرد، گفت: يك سوم وقت كميسيون تلفيق صرف تدوين جداول بودجه ۹۵ شد، بودجه برنامه مالي يكساله دولت است و بايد با انضباط بالايي تدوين شود. وي اضافه كرد: سياست‌گذاري مالي بايد طبق قانون و بر اساس قواعد علمي باشد كه اگر غير از اين شود، نتيجه آن اتلاف منابع، فساد و تهديد ثبات كشور، كاهش سرمايه‌گذاري و افزايش ركود و تورم است. نماينده تهران در مجلس خاطرنشان كرد: پرهيز از قانون‌نويسي در كميسيون تلفيق از نكات مثبت اين كميسيون بود، در اين كميسيون توانستيم فرصت كافي براي بررسي جداول و ارقام را داشته باشيم. همچنين از سياست‌گذاري پولي در بودجه پرهيز شد، چرا كه اين امر به عهده شوراي پول و اعتبار است كه البته بايد هماهنگ با سياست‌گذاري‌هاي مالي در دولت و مجلس باشد. توكلي تصريح كرد: در لايحه بودجه ۹۵ به دولت اجازه داده شده ۵۰ ميليارد دلار تامين مالي از خارج از كشور داشته باشد كه بتواند از محل آن ۱۵۰ هزار ميليارد تومان تامين اعتبار داخلي كند. احمد توكلي ادامه داد: به نظرم حرف آقاي رئيس‌جمهور درباره سركشي به حساب‌هاي بانكي افراد درست نبود، ‌آقاي رئيس‌جمهور اين كار را دخالت در حريم خصوصي مردم عنوان كرده بود، درست است كه حساب‌هاي بانكي افراد حريم خصوصي آنان است اما برخي افراد مانند دادستان، قاضي و مامور محاسبه مالي نامحرم نيستند و محرم هستند. وي تصريح كرد: اجلاس جهاني براي شفافيت اطلاعات براي مبارزه با مفاسد مالي شكل گرفته كه ۱۱۰ كشور عضو آن هستند، به اين معنا كه اطلاعات بانكي بين كشورها رد و بدل مي‌شود تا فرار مالياتي نداشته باشند، لذا اگر بانك مركزي سركشي به حساب‌ها داشته باشد، هم افراد مستحق شناسايي مي‌شوند و هم دريافت ماليات افزايش پيدا مي‌كند، اين اقدام موجب جلوگيري از فرار مالياتي و هدر رفتن پول بيت المال مي‌شود.

برچسب‌ها: اقتصادی, بودجه, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

Apr 11 2016

عبدالله رمضان‌زاده: روحاني كميته حقيقت‌ياب «غارت ملي» تشكيل دهد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

نامه نیوز: به گزارش نامه‌نیوز، دوم خرداد۷۶ يادآور روزهايي است كه دولت اصلاحات در ايران بر سر كار آمد و چهره‌هاي سياسي جديدي را به افكار عمومي معرفي كرد. يكي از اين افراد دكتر عبدا… رمضان‌زاده است كه سخنگويي دولت اصلاحات را برعهده داشت. با اين وجود مهم‌ترين دوران سياسي رمضان‌زاده را بايد زماني قلمداد كرد كه وي استانداري كردستان را برعهده داشت و نقش تعيين‌كننده‌اي در آرامش و عمران اين استان ايفا كرد. رمضان‌زاده در اين ايام نمادي از توجه دولت به مردم استان كردستان و تغيير نگرش به مسائل منطقه محسوب مي‌شد. گسترش اميد به آينده در ميان مردم استان از نتايج وضعيت تازه بود. در شرايط كنوني اما سخنگوي دولت اصلاحات كمتر در فضاي رسانه‌اي كشور حضور دارد و ترجيح مي‌دهد به زندگي شخصي‌اش بپردازد. در اين گفت‌وگو ایشان به سوالات «آرمان» درباره تفاوت شرايط سياسي و اجتماعي دولت روحاني نسبت به دولت اصلاحات، چالش‌هاي پيش روي دولت آقاي روحاني در جهت توسعه سياسي، ضرورت ترميم كابينه آقاي روحاني، وعده يارانه‌اي ۲۵۰هزارتوماني و رياست لاريجاني يا عارف بر مجلس دهم پاسخ گفت. درادامه متن کامل گفت وگوی دكتر عبدا… رمضان‌زاده با «آرمان» را از نظر می‌گذرانید:

توسعه سياسي در ايران در دولت اصلاحات تاحدود زيادي مورد توجه قرار گرفت و دستاوردهاي مهمي نيز به همراه داشت. با اين وجود اين رويكرد در دولت احمدي‌نژاد متوقف شد تا اينكه در سال۹۲يكي از شعارهاي مهم آقاي روحاني توسعه سياسي كشور بود. به نظر شما در شرايط كنوني مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي دولت آقاي روحاني در راستاي تحقق توسعه سياسي كشور چيست؟

آقاي روحاني در ابتداي تشكيل دولت خود تلاش كرد چالش‌هاي سياست خارجي و مساله تحريم‌ها را مرتفع كند كه به نظر من استراتژي مناسبي بود. براي ايجاد تحولات تاثيرگذار در يك جامعه در ابتدا بايد زمينه‌هاي آن را مهيا كرد. به همين دليل آقاي روحاني در ابتدا تلاش كرد زمينه‌هاي تحولات سياسي و اقتصادي را در ايران به وجود بياورد. نكته ديگر اينكه توسعه سياسي و توسعه اقتصادي بايد به صورت همزمان و به صورت تكمیل‌كننده يكديگر صورت بگيرد تا يك جامعه شكل پويا و روبه جلويي به خود بگيرد. اگرچه آقاي روحاني در عملياتي كردن برنامه‌هاي خود روند كندي را طي مي‌كند اما در اولويت بندي‌هاي خود شيوه مناسبي را برگزيده است. رويكرد كند عملياتي كردن برنامه‌هاي دولت نيز به شخص آقاي روحاني باز نمي‌گردد و بلكه بيشتر به كابينه محافظه‌كار ايشان مربوط مي‌شود. به نظر من چالش‌هاي آقاي روحاني در شرايط كنوني همان چالش‌هاي روز اولي است كه به رياست‌جمهوري رسيدند و هيچ تفاوتي نكرده است.

آقاي روحاني در ابتداي تشكيل دولت خود با چه چالش‌هايي مواجه بود؟ در شرايط كنوني با چه چالش‌هايي مواجه است؟

مهم‌ترين چالش آقاي روحاني برهم ريختگي نظم اقتصادي كشور بود. آقاي روحاني در ابتداي تشكيل دولت خود با يك اقتصاد از هم پاشيده روبه رو بود كه همه مسائل كشور را تحت تاثير خود قرار داده بود. به همين دليل دولت تدبير و اميد براي ساماندهي به اين وضعيت مجبور شد وقت و انرژي زيادي صرف كند و موانع داخلي و خارجي را يكي پس از ديگري از بين ببرد. مهم‌ترين موانع خارجي دولت آقاي روحاني تحريم‌هاي بين‌المللي بود كه عرصه را بر اقتصاد كشور تنگ كرده و تجارت با ساير كشورهاي جهان را مختل كرده بود. مهم‌ترين موانع داخلي نيز وجود رانت خواراني بود كه در شرايط تحريم‌ها به وجود آمده بودند و صدمات جبران‌ناپذيري به اقتصاد كشور زدند. با اين وجود آقاي روحاني موفق شده تاحدود زيادي به وضعيت اقتصادي كشور سامان بدهد. اين در حالي است كه برجام هنوز به صورت كامل انجام نشده و در نيمه‌هاي راه خود قرار دارد و ممكن است در آينده با چالش‌هاي جديدي مواجه شود.

رويكرد توسعه سياسي در دو دولت اصلاحات و تدبير و اميد چه تفاوت‌هايي با هم دارد؟آيا دغدغه‌هاي مدني مردم جامعه تغيير كرده يا اينكه آقاي روحاني قصد ندارد هزينه‌هايي كه ممكن است بر اثر توسعه سياسي براي دولت به وجود بيايد عملكرد كلي دولت را تحت تاثير قرار بدهد؟

دولت اصلاحات با يك اقتصاد روبه رشد مواجه بود و دغدغه زيادي در جهت مسائل اقتصادي نداشت. اين در حالي است كه آمارها بيانگر اين نكته است كه عملكرد اقتصادي دولت اصلاحات نسبت به همه دولت‌ها بهتر بوده و اقتصاد كشور در طول سال‌هاي ۷۶تا۸۴ در يك مسير منطقي و مثبت حركت كرده است. با اين وجود دولت آقاي روحاني با يك اقتصاد فروپاشيده مواجه بود و به دليل مطالبات زياد اقشار مختلف مردم در اين زمينه مجبور شد اولويت اول خود را به حل مشكلات اقتصادي مردم اختصاص بدهد. حل مشكلات اقتصادي نيز در يك فضاي ناامن بين‌المللي امكان پذير نبود و به همين دليل دولت تدبير و اميد در ابتدا تلاش كرد اين فضاي ناامن را به يك فضاي امن براي فعاليت اقتصادي تبديل كند. به نظر من مهم‌ترين دستاورد آقاي روحاني مساله برجام بوده است.

لیدرهای دولت اصلاحات از تئوريسين‌هاي برجسته‌اي در اطراف خود بهره مي‌بردند كه تا حدود زيادي دغدغه‌هاي مدني دولت را مرتفع مي‌كرد. اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد دولت آقاي روحاني رابطه ارگانيك و سازمان‌يافته‌اي با تئوريسين‌ها و نخبگان فكري جامعه برقرار نكرده است. دليل اين مساله چيست؟آيا دولت تدبيرواميد فاقد توانايي ارتباط با نخبگان فكري جامعه است؟

به نظر من زمانه تغيير كرده و نمي‌توان توقع داشت دغدغه‌هاي مدني و سياسي دولت آقاي روحاني مانند دولت اصلاحات باشد. به هر حال دولت اصلاحات در يك فضاي خاص سياسي ظهور كرد و اغلب نخبگان فكري و سياسي به صورت خودجوش به دولت كمك مي‌كردند؛ در حالي كه آقاي روحاني به تنهايي بار دولت را به دوش كشيده و فاقد يك تيم فكري قوي و منسجم بوده است. نكته ديگر اينكه شرايط اجتماعي، فرهنگي و سياسي كنوني از بسياري از جهات با شرايط دولت اصلاحات متفاوت است. در دو سال گذشته نيز آقاي روحاني فرصت كافي براي ساماندهي تيم همراه خود را نداشته است. به نظر من آقاي روحاني براي حركت بهتر در مسير آينده حتما بايد يك اتاق فكر منسجم تشكيل بدهد و از نيروهاي تحول خواه و جلو برنده جامعه استفاده صحيح‌تري كند.

دليل همراهي نكردن مورد انتظار برخي اعضاي كابينه با آقاي روحاني چيست؟آيا انتخاب اين افراد از ابتدا اشتباه بود؟

آقاي روحاني از بين افرادي كه مي‌شناختند اعضاي كابينه خود را انتخاب كردند. ايشان به دليل اينكه در فضاي سياسي كشور درگيري عملي نداشتند و با نيروهاي فكري جامعه آشنايي زيادي نداشتند موفق نشدند يك كابينه فكري منسجم و قوي تنظيم كنند. كابينه آقاي روحاني بيشتر رويكرد عملياتي دارد. اين رويكرد عملياتي نيز به دليل سن بالاي اعضاي كابينه و همچنين محافظه‌كاري اين افراد اجازه نداده اهداف آقاي روحاني به صورت كامل محقق شود. به همين دليل من معتقدم در شرايط كنوني آقاي روحاني به تنهايي مسئوليت نصف كابينه را به دوش مي‌كشند.

اين وضعيت چه چالش‌هايي را براي آقاي روحاني به همراه خواهد داشت؟

اين تصميمي است كه خود آقاي روحاني بايد اتخاذ كند. به نظر من آقاي روحاني با تغيير تركيب مجلس دهم در نهايت به اين نتيجه خواهد رسيد كه كابينه خود را ترميم كند. آقاي روحاني توانايي نيروهاي فكري در سامان دهي به نظم سياسي كشور را در انتخابات هفتم اسفند مشاهده كرده‌اند و به همين دليل در آينده با كمك از همين نيروهاي فكري تلاش خواهند كرد كابينه خود را ترميم كنند.

رئيس دولت اصلاحات معتقد بود مخالفان دولت هر نه روز يك بحران براي دولت به وجود مي‌آورند. اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد آقاي روحاني نيز دچار چنين مشكلي شده است. فشار‌هاي بيروني به دولت آقاي روحاني را به چه ميزان در عملكرد دولت تدبير و اميد موثر مي‌دانيد؟

به نظر من موانع پيش روي آقاي روحاني دشوار‌تر از موانع رئيس دولت اصلاحات است. در دولت اصلاحات جدال بين نيروهاي سياسي دو جناح سياسي در كشور بود؛ اين در حالي است كه در شرايط كنوني جدال بين نيروهاي رانت خوار تحريم‌ها با دولت آقاي روحاني است كه با برجام منافع خود را در خطر مي‌بينند. كنار گذاشتن اين عده از صحنه سياسي به مراتب سخت‌تر از نيروهاي فكري و سياسي است. اين عده به به این روش عادت كرده‌اند و به همين دليل مقابله با آنها بسيار سخت خواهد بود. به نظر در شرايط كنوني مهم‌ترين دغدغه آقاي روحاني بايد مقابله با رانت خواري و حرام خواری باشد. آقاي روحاني بايد با جديت يك كميته حقيقت ياب «غارت ملي» تشكيل دهد تا تكليف مردم با كساني كه از تحريم‌ها كاسبي كرده‌اند هر چه زودتر مشخص شود.

حسن روحاني در كجاي تاريخ اصلاح‌طلبي ايران قرار گرفته است؟آقاي روحاني قرار است چه باري از روي دوش جريان اصلاحات بردارد؟

اصلاح‌طلبي در ايران از مشروطيت آغاز شده و در مقاطع مختلف تاريخي و با توجه به شرايط اجتماعي و سياسي ظهور و بروز كرده است. در چنين شرايطي هر كدام از فعالان سياسي براساس توانايي‌ها و امكاناتي كه در اختيار داشتند باري از روي دوش جريان اصلاح‌طلبي برداشته‌اند. آقاي روحاني داراي خاستگاه اصولگرايي است و در جريان اصلاحات تعريف نمي‌شد. با اين وجود با تيزهوشي خود متوجه شد جريان اصلاحات مهم‌ترين جريان خدمت‌كننده به منافع ملي و مردم است. در نتيجه تلاش كرد در اين مسير حركت كند. در شرايط كنوني آقاي روحاني نقش تقويت‌كننده را براي جريان اصلاحات بازي مي‌كند. اين در حالي است كه آقاي روحاني پس از فراغت از برجام اين توانايي را دارد كه تغييرات جديدي در فضاي سياسي كشور به وجود بياورد.

چرا گفتمان اصلاحات در دو سال اخير مجبور شده در جغرافياي مشترك گفتماني با اعتدالگرايان و اصولگرايان معتدل زيست كند؟ چرا در شرايط كنوني گفتمان اصلاحات به جاي اينكه به درون نگاه كند به بيرون نگاه مي‌كند و آينده خود را در بيرون از گفتمان اصلاح‌طلبي جست‌وجو مي‌كند؟آيا گفتمان اصلاحات نيازمند بازنگري و تئوريزه شدن به شكلي جديد است؟

جريان اصلاحات به بيرون از خود نگاه نمي‌كند. جريان اصلاحات تا آنجا كه توانايي و امكانات در اختيار داشته موفق شده فضاي فكري جامعه را تغيير بدهد. در شرايط كنوني فضاي عمومي جامعه متمايل به سمت جريان اصلاحات است. مهم‌ترين دغدغه جريان اصلاحات نيز تحقق مطالبات سياسي و اجتماعي مردم ايران است. به همين دليل هر شخصي كه در اين راستا حركت كند مورد حمايت جريان اصلاحات قرار خواهد گرفت. سياست‌هاي تك بعدي و يكجانبه نگرانه دولت احمدي‌نژاد اجازه انتقال مفاهيم اصلاح‌طلبي به نسل جديد را نداد و به همين دليل نسل جديد اصلاح‌طلبي در ايران شكل نگرفت. در نتيجه جريان اصلاحات در سال‌هاي اخير فرصت و امكانات لازم براي معرفي نيروهاي جديد خود به جامعه نداشته است. در طول سال‌هاي گذشته ارتباط جريان اصلاحات با اقشار مختلف مردم به صورت رسمي قطع شده بود. با اين وجود به دليل اصالت و عميق بودن تفكر اصلاح‌طلبي اين جريان موفق شده در بدنه اجتماعي ايران جاي خود را پيدا كند و به مهم‌ترين جريان فكري و سياسي كشور تبديل شود. به همين دليل حمايت جريان اصلاحات از يك شخص يا گروه به منزله پيروزي در هر انتخاباتي خواهد بود. در انتخابات هفتم اسفند جريان اصلاحات تلاش كرد از افرادي در ليست خود استفاده كند كه در راستاي گفتمان اصلاح‌طلبي و مطالبات مردم حركت كنند. البته در اين زمينه با محدوديت‌ها و كمبودهايي نيز مواجه بود. اكثر چهره‌هاي اصلاح‌طلب رد صلاحيت شدند و چالش مهمي پيش روي جريان اصلاحات ایجاد شد. با اين وجود جريان اصلاحات «از ترس مرگ خودكشي نكرد» و با تمام پتاسيل موجود خود در صحنه انتخابات باقي ماند.

به نظر شما دولتي كه پس از آقاي روحاني بر سر كار مي‌آيد بايد يك دولت اعتدالگرا باشد كه سياست‌هاي دولت تدبير و اميد را ادامه دهد يا اينكه حسن روحاني زمينه يك دولت اصلاح‌طلب اصيل را در آينده مهيا خواهد كرد؟

در اين زمينه همه‌چيز به عملكرد دولت بستگي ندارد. اين مساله بيشتر به فضاي سياسي جامعه و كل نظام سياسي مربوط مي‌شود. به نظر من عملكرد آقاي روحاني در دور دوم رياست‌جمهوري خود در صورتي كه دوباره توسط مردم انتخاب شوند پاسخ به سوال شما را مشخص خواهد كرد. در چنين شرايطي بايد اتفاقات سياسي داخلي و همچنين مناسبات منطقه‌اي و جهاني را نيز در نظر داشت.

يكي از دغدغه‌هاي اصلي روشنفكران جامعه احتمال شكاف بين آقاي روحاني و پشتوانه اجتماعي ايشان است. به نظر شما براي اينكه اين شكاف عميق نشود چه سياست‌هايي بايد در دستور كار دولت قرار بگيرد؟

آقاي روحاني تنها رئيس‌جمهور كساني كه به وي راي داده‌اند و همچنين روشنفكران و نخبگان جامعه نيست. براساس قانون اساسي رئيس‌جمهور بايد به تمام مسائل كشور رسيدگي كند و داراي ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي باشد. در شرايط كنوني مهم‌ترين دغدغه اجتماعي جامعه ما بيكاري، فساد اجتماعي، فساد دستگاه اداري و رانت خواري است كه رئيس‌جمهور نمي‌تواند از آنها غفلت كند و به دغدغه روشنفكران جامعه بپردازد. نبايد به خاطر مسائل سياسي ديگر مسائل مهم كشور را در اولويت‌هاي بعدي قرار داد. مسائل سياسي تنها بخشي از مشكلات كشور را تشكيل مي‌دهد و نه همه آنها را.

آقاي روحاني در زمينه مقابله با فساد اقتصادي عملكرد قابل قبولي داشته است؟

بله؛ دولت آقاي روحاني در اين زمينه عملكرد قابل قبولي داشته است. آقاي زنگنه به صراحت و از طريق تريبون صدا وسيما اعلام كرد شخصي مانند بابك زنجاني به تنهايي نمي‌توانسته چنين حجم عظيمي از سرمايه‌هاي كشور را به تاراج ببرد و حتما افراد ذي نفوذي از وي حمايت مي‌كرده‌اند. دولت بايد يك كميته حقيقت ياب تشكيل بدهد تا دقیق تر مشخص شود درآمد افسانه ای حدود۸۰۰ميلياردي فروش نفت چگونه هزینه و چه سرنوشتي پيدا كرده است.

چرا از عبارت «غارت ملي» استفاده مي‌كنيد؟

من نام ديگري براي اين مساله نمي‌توانم انتخاب كنم. برخي از اين افراد پول‌هايي را به جيب زده‌اند كه در ۲۰۰سال نيز كسي نمي‌توانست به چنين ثروتي دست پيدا كند. در نتيجه نام اين اقدامات غارت است. اصطلاحاتي مانند اختلاس، پولشويي و رانت خواري براي فسادهاي اقتصادي كوچك و متوسط به كار مي‌رود. اين در حالي است كه بسياري از فسادهاي افشا شده رقم‌هاي ميليارد دلاري دارد. به نظر من آقاي روحاني هنوز اسناد مهم خود را در اين زمينه منتشر نكرده است. اگر كابينه آقاي روحاني همراهي بيشتري با ايشان كند و دست از محافظه‌كاري بردارد مردم به خوبي به عمق فاجعه‌اي كه در ۸ سال گذشته در كشور رخ داده آگاهي پيدا خواهند كرد.

آقاي روحاني براي از بين بردن محافظه‌كاري كابينه بايد چه برنامه‌اي را در دستور كار خود قرار بدهد؟

آقاي روحاني بايد با كابينه خود تعيين تكليف كند تا همه اعضاي كابينه در اجراي سياست‌هاي دولت همراهي كنند. پس از انتخابات هفتم اسفند ضرورت ترميم كابينه دولت بيش از پيش احساس مي‌شود. برخي اعضاي دولت در زمينه تبليغاتي با آقاي روحاني همكاري نمي‌كنند و به همين دليل ايشان به تنهايي بار تبليغاتي دولت را به دوش كشيده است. كابينه دولت بايد همراه رئيس‌جمهور باشد و در برخي مقاطع جلوتر از رئيس‌جمهور حركت كند.

در طول دو سال گذشته كدام قسمت از كابينه همراهي كمتري با آقاي روحاني داشته اند؟

در زمينه مبارزه با رانت خواري و مفسدان اقتصادي باقيمانده از دولت گذشته همه اعضاي كابينه با آقاي روحاني همراهي نكرده است. در اين زمينه آقاي روحاني و معاون اول ايشان آقاي جهانگيري تنها مانده‌اند. به نظر من اعضاي ديگر كابينه نيز بايد به صورت جدي به اين مسائل ورود كنند و آقاي روحاني و معاون اول را همراهي كنند.

احمدي‌نژادی ها با وعده يارانه۲۵۰هزارتوماني خود را براي انتخابات رياست‌جمهوري سال۹۶ آماده مي‌كنند. از گوشه و كنار نيز خبر مي‌رسد برخي از محافظه‌كاران براي شكست آقاي روحاني نسبت به بازگشت احمدي‌نژاد بی تمايل نیستند. ارزيابي شما از اين مساله چيست؟

در مرحله اول بايد نسبت به روند هدر رفتن بيت المال رسيدگي شود تا تكليف مردم با عملکردآقاي احمدي‌نژاد مشخص شود. دستگاه ذی‌ربط باید تكليف مردم را مشخص كند كه در دولت احمدي‌نژاد چه كساني در ايران قدرت را در اختيار داشتند و از اين قدرت چه استفاده‌هايي كرده‌اند. هنوزنتیجه شكايت‌هاي كميسيون اصل ۹۰ مجلس از احمدي‌نژاد منتشره نشده است. اين در حالي است كه درباره فروش نفت در دولت قبل همچنان مسائل پيچيده‌اي وجود دارد. مساله ديگر اينكه نخبگان جامعه و هواداران دولت آقاي روحاني بايد از اصولگرايان بخواهند كه تكليف خود را با فاسدين مشخص كنند. اگر اين اتفاق رخ بدهد مردم تكليف خود را در انتخابات۹۶خواهند دانست. آقاي روحاني بايد به صراحت با مردم سخن بگويد كه چرا در كشور ۵ميليون بيكار وجود دارد و نرخ تورم در كشور در دولت قبل به۴۰درصد رسيد. دليل افزايش آمار طلاق در جامعه در هشت سال گذشته چه بوده است؟مطالبه اصلي مردم ايران از آقاي روحاني شفاف‌سازي است.

ارزيابي شما از انتخابات هفتم اسفند به چه صورت است؟ به نظر شما راي معنادار مردم در هفتم اسفند چه پيامدهايي براي كشور به همراه خواهد داشت؟

مردم در انتخابات هفتم اسفند به جاي اينكه به اشخاص راي بدهند به يك مسير و هدف والا راي دادند. به نظر من هفتم اسفند يك نقطه عطف بزرگ در تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران خواهد بود. بنده با عده‌اي كه عنوان مي‌كنند ژنرال‌هاي جريان اصلاحات موفق نشدند وارد رقابت‌هاي انتخاباتي شوند و به همين دليل جريان اصلاحات از نيروهاي جديد و بي‌تجربه خود استفاده كرده موافق نيستم. ما در جريان اصلاحات ژنرال و سرباز نداريم. من اساسا با تقسيم‌بندي چهره‌هاي سياسي به افراد دسته اول و دسته دوم مخالف هستم. جريان اصلاحات افرادي را به مردم معرفي كرده كه شايستگي حضور در مجلس و نمايندگي مردم را داشته است. در انتخابات هفتم اسفند نخبگان فكري جامعه با استفاده از ابزارهاي مدرن آگاهي‌هايي لازم را به مردم دادند و مردم نيز با آگاهي مسيري را انتخاب كردند كه دغدغه‌هاي آنها را در آينده مرتفع خواهد كرد. اين مساله دستاورد بسيار بزرگي بوده و جريان اصلاحات نيز به دنبال همين دستاورد بوده كه به آن رسيده است. مردم تبليغات انتخاباتي را درك مي‌كنند. به نظر من معناي اينگونه واكنش‌هاي اجتماعي را بايد مورد مطالعه و بررسي قرار داد. مردم ايران مدت‌هاست از عوام فريبي و عوام گرايي فاصله گرفته‌اند. مردم در هفتم اسفندماه نشان دادند تصميم‌گيرنده نهايي درباره سرنوشت كشور خودشان هستند و اجازه نمي‌دهند ديگران براي آنها تصميم‌گيري كنند.

برخي از اصلاح‌طلبان معتقدند در شرايط كنوني علي لاريجاني گزينه مناسب‌تري براي رياست مجلس دهم خواهد بود و بهتر مي‌تواند مطالبات اصلاح‌طلبان را مديريت كند. به نظر شما جريان اصلاحات در چنين شرايطي چه تصميمی بايد اتخاذ كند؟

مجلس شوراي اسلامي مظهر تكثر سياسي در جامعه ايراني است. به نظر من مهم‌ترين خصوصيت مجلس دهم اين است كه چوب لاي چرخ دولت نخواهد گذاشت. اين در حالي است كه مجلس نهم گاهی به شكل‌هاي مختلف در مسير حركت دولت مانع قرار مي‌داد. بنده براي آقاي لاريجاني احترام زيادي قائل هستم و معتقدم عملكرد ايشان در مجلس نهم و همچنين در فضاي سياسي كشور بسيار مدبرانه و عاقلانه بوده است. با اين وجود معتقدم در شرايط كنوني آقاي عارف براي رياست مجلس مناسب است.

برچسب‌ها: اقتصادی, حسن روحانی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

Apr 11 2016

پنج زندانی صبح امروز در زندان رشت اعدام شدند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

حقوق بشر: صبح امروز پنج زندانی محکوم به اعدام به اتهام مواد مخدر در زندان لاکان رشت اعدام شدند.

این پنج زندانی که روز پنج شنبه از بندهای عمومی زندان لاکان رشت برای اجرای حکم اعدام از بندهای عمومی به سلول انفرادی منتثل شدند صبح روز جاری در محوطه زندان رشت اعدام شدند.

به گزارش سازمان حقوق بشر ایران رشید کوهی، سید جواد میرزاده و حسین فرهادی هویت سه تن از این زندانیان است که هر سه به اتهام مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند.

به گزارش سازمان عفو بین الملل رشید کوهی 36 ساله از شهریور سال 1390 به اتهام حمل و نگهداری 800 گرم «شیشه» بازداشت و به از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان روبار به اعدام محکوم شد. خانواده رشید کوهی روز پنج شنبه در پی تماسی از طرف مسئولان زندان متوجه شدند که روز جاری حکم وی اجرا خواهد شد. مسئولان زندان از آنها خواسته بودند که برای آخرین ملاقات روز جمعه به زندان رشت مراجعه کنند. این سازمان خواستار توقف فوری اجرای حکم رشید کوهی شده بود.

مجازات اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر بیش‌ترین دلیل اجرای حکم اعدام در ایران است. این حکم در حالی انجام می‌شود که در سال گذشته بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران و دیگر نهادهای حقوق بشری ایران نزدیک به 1000 نفر را در ایران اعدام کرد که اتهام اکثریت آنها به جرایم مواد مخدر مرتبط بود.

بر اساس گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل 82 درصد اعدام‌های خاورمیانه در ایران و 89 درصد ااعدام‌های صورت گرفته در سال 2015 در سه کشور ایران، پاکستان و عربستانانجام شده است.

همچنین بر اساس گزارش سال سازمان حقوق بشر ایران در سال گذشته میلادی 638 نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر در ایران اعدام شدند.

برچسب‌ها: اعدام, جنایات رژیم, حقوق بشر, رشت, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Apr 10 2016

بازداشت دو برادر در شهر بانه کردستان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

خودنویس: دکتر حسن دانشمند و حسین دانشمند در آستانه نوروز با یورش ماموران وزارت اطلاعات به خانه مادری‌شان بازداشت شدند و تا کنون اطلاعی از آنان در دست نیست.

نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی روز ۲۷ اسفند دو برادر را در شهر بانه استان کردستان دستگیر کردند. حسن دانشمند، پزشک ۴۳ ساله و برادرش حسین دانشمند، پیله‌ور ۴۱ ساله، از آن روز تا کنون در بازداشت هستند و از سرنوشت آن‌ها اطلاعی در دست نیست.

این دو تن، همراه با خانواده‌های خود برای تعطیلات نوروزی به خانه مادری خود در شهر بانه رفته بودند که نیروهای امنیتی با یورش به خانه‌ای که چهار کودک در آن بودند و استفاده از اسپری فلفل، اقدام به بازداشت حسین دانشمند کردند. زمانی که برادر بزرگ او به دلیل ایجاد رعب و وحشت برای مادر کهنسال و کودکان اعتراض کرد، او را نیز دستگیر کردند و با خود بردند.

با گذشت بیش از سه هفته از زمان بازداشت، نه تنها به این دو تن حق ملاقات و دسترسی به وکیل داده نشده، بلکه از علت دقیق بازداشت و محل نگهداری آنان نیز اطلاعی در دست نیست. تا کنون هیچ‌گونه اتهام رسمی علیه آنان اعلام نشده و پرونده آنان نیز به دادگاه ارجاع نشده است. حسن دانشمند همراه با خانواده‌اش ساکن تهران است و حسین دانشمند به کار پیله‌وری در نواحی مرزی مریوان اشتغال داشت. او برای کار مرتب به کردستان عراق سفر می‌کرد و به نظر می‌رسد که همین امر باعث ایراد اتهام ارتباط با گروه‌های کرد مخالف نظام به او شده است.

برچسب‌ها: حقوق بشر, سرکوب, سیاسی, کردستان

شما هم چیزی بگو

Apr 10 2016

تصویب کلیات بودجه ۱۳۹۵؛ نفت چهل دلاری و حذف یارانه نقدی ۳۰ درصد جامعه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: حجم بودجه پیشنهادی دولت ۹۵۲ هزار میلیارد تومان است که نسبت به سال قبل آن ۱۲ و نیم درصد افزایش داشته است.

کلیات بودجه باید پیش از فروردین امسال تصویب می‌شد اما به دلیل تاخیر در ارائه بودجه کامل سال ۱۳۹۵، مجلس بودجه دو دوازدهمی را برای دو ماه اول سال تصویب کرده بود.

بودجه کل: ۹۵۲ هزار میلیارد تومان
بودجه عمومی دولت: ۳۰۷ هزار میلیارد تومان.
بودجه شرکت‌های دولتی: ۶۸۲ هزار میلیارد تومان

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۱۳۹۵ را بررسی کرده و گفته است نزدیک سه چهارم بودجه امسال مشابه پارسال است و فقط یک چهارم آن تازه نوشته شده است.

به گزارش این مرکز، با این‌که بودجه امسال به نسبت گذشته دارای اشکال‌های کم‌تری است اما باز برای مهار تورم به اصلاح نیاز دارد.
+ چرا بودجه با تاخیر به مجلس رفت؟
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس از بودجه ۱۳۹۵

نیاوردن بودجه مناطق آزاد تجاری صنعتی در بودجه شرکت‌های دولتی مغایر اصل ۵۲ و ۵۳ قانون اساسی است.
کاهش سهم صندوق توسعه ملی از منابع حاصل از صادرات نفت و میعانات گازی از ۳۲ به ۲۰ درصد خلاف سیاست‌های کلی برنامه ششم است. [سخنگوی کمیسیون تلفیق گفته در دیدار اخیر مسئولان با رهبر ایران مجوز کاهش سهم صندوق به ۲۰ درصد از رهبری گرفته شده است.]
دادن مجوز به صندوق توسعه ملی برای سپرده‌گذاری در بانک ها مغایر برنامه پنجم توسعه و عنوان اساسانامه این صندوق است.
۷۴ درصد بودجه ۱۳۹۵ مشابه سال ۱۳۹۴ است.
برای مهار تورم باید برای مجموع بدهی‌های دولت و اوراقی که بانک مرکزی می‌خرد، سقف در نظر گرفته شود.

نتیجه‌گیری کلی از نظر حقوقی: با اینکه لایحه بودجه سال ۱۳۹۵ نسبت به بودجه سال‌های گذشته مختصرتر و دارای اشکال‌های کمتری است اما همچنان به دلیل داشتن احکام غیربودجه‌ای و عدم تمرکز دریافت‌های دولت در خزانه و ….نیاز به اصلاح دارد.
Image copyright Fars

یکی از تنگناهای دولت ایران در بودجه سال آینده دسترسی به درآمدهای نفتی است و دیگری طرح‌های نیمه تمام اقتصادی.

دولت قیمت نفت را در بودجه بشکه‌ای ۴۰ دلار و بر اساس فروش روزانه ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه پیش‌بینی کرده است که چون در حال حاضر قیمت نفت پایین‌تر از این میزان است به اعتقاد بعضی کارشناسان این موضوع دولت را با کسری بودجه مواجه خواهد کرد.

قیمت دلار هم ۲۹۹۷ تومان در نظر گرفته شده است.

امروز یکشنبه ۲۲ فروردین، مهدی موسوی‌نژاد نماینده منتقد دولت گفته است در بودجه وابستگی به نفت افزایش داشته که این خلاف اقتصاد مقاومتی است.

۱۳۵ نماینده مجلس به کلیات بودجه رای موافق، ۳۷ نفر رای مخالف و ۶ نفر رای ممتنع دادند.

بررسی جزئیات بودجه از عصر امروز در مجلس آغاز شده است. جزئیات بودجه سال ۱۳۹۵ باید تا پیش از پایان اردیبهشت ماه تصویب شود.
مجلس چه تغییراتی در لایحه پیشنهادی بودجه دولت داده است؟

به گفته محمدرضا پورابراهیمی، سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس، این کمیسیون در لایحه پیشنهادی دولت تغییراتی داده است که بعضی از آنها چنین است:

۲۵ هزار میلیارد تومان به سقف منابع دولت اضافه شد و از ۲۶۷ هزار میلیاد تومان به ۲۹۲ هزار میلیارد تومان رسید.
۵ هزار میلیارد تومان دیگر به بودجه دفاعی افزوده شد.
۳۰ درصد جمعیت با درآمد بالا از دریافت یارانه محروم شدند.

Image copyright Fars
Image caption ۱۳۵ نماینده مجلس امروز به کلیات بودجه رای موافق دادند
نمایندگان موافق چه می‌گویند؟

علی سبحانی‌فر: حمایت جدی از سرمایه‌گذاری خارجی و اعطای مبالغ بالا از صندوق توسعه ملی به اقتصاد دانش‌بنیان و حذف سه دهک بالای درآمدی در هدفمندی یارانه‌ها از نکات مثبت بودجه است.

اسماعیل جلیلی: در لایحه بودجه در بحث تملک و دارایی‌ها، صندوق توسعه ملی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی به اقتصاد مقاومتی توجه شده است.

ناصر موسوی لارگانی: بارزترین نکته بودجه شفافیت است و ردیف بودجه محرمانه‌ای وجود ندارد. و کاهش سهم درآمدهای نفتی در بودجه به ۳۰ درصد اقدامی مثبت است.

محمدحسین قربانی: افزایش بودجه صندوق نوآوری و شکوفایی به ۲۰۰ میلیون دلار و اختصاص ۵۰۰ میلیون دلار به آبیاری تحت فشار از مزیت‌های بودجه است.
نمایندگان مخالف چه می‌گویند؟

محمدحسین میرمحمدی: بودجه ۹۵ تکرار فرضیات بودجه ۹۴ است بدون در نظر گرفتن واقعیات موجود. دولت کاهش بودجه وزارتخانه‌ها و نهادهای دولتی را در نظر نگرفته و فقط بر اساس درآمدهای مالیاتی بودجه خود را بسته است.

نادر قاضی‌پور: در بحث اقتصاد مقاومتی بودجه باید حامی تولیدکنندگان و صنعتگران و کشاورزان باشد که توجهی به این موضوع نشده است. و این بودجه تورم‌زا است.

محسن علیمردانی: هزینه بالای ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در راستای اقتصاد مقاومتی و سیاست‌های رهبر نیست. افزایش درآمدها هم متناسب با افزایش هزینه‌ها نیست.

عبدالرحمان رستمیان: سهم نفت باید به سمت سرمایه‌گذاری و پروژه‌های توسعه هدایت شود.

برچسب‌ها: اقتصادی, بودجه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Apr 10 2016

کروبی به روحانی: از حاکمیت مستبد بخواهید برایم دادگاه علنی تشکیل دهد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز، در نامه‌ای به رئیس جمهوری ایران که روز شنبه منتشر شد با تاکید بر این که رفع حصر را «در اختیار» او نمی‌داند، خواست که حسن روحانی «از حاکمیت مستبد» بخواهد که او را در «دادگاه علنی» محاکمه کند تا مشخص شود که «نانجیب» کیست.

مقصود مهدی کروبی در این نامه از عبارت «نانجیب» اشاره به یک سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی است که اخیرا معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ و مشخصا رهبران جنبش سبز را «نانجیب» خواند.

آقای کروبی در این نامه نوشت که با برگزاری دادگاه علنی مشخص خواهد شد که «کدام یک از طرفین دعوا و نزاع» در انتخابات سال ۸۸ «نجیب» و کدام یک «نانجیب» بوده است.

آقای کروبی در این نامه که روز شنبه، ۲۱ فروردین، در وب‌سایت سحام‌نیوز منتشر شد همچنین خطاب به حسن روحانی گفته است که نه از رئیس جمهوری ایران انتظار آزادی از زندان خانگی را دارد و نه این کار را در حوزه اختیارات آقای روحانی می‌داند.

رفع حصر رهبران جنبش سبز یعنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی که به اتفاق همسرش زهرا رهنورد در منزلش محبوس است از مهم‌ترین وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود که پس از دو سال و نیم از زمان انتخاب او هنوز برآورده نشده است.

مهدی کروبی در نامه تازه خود همچنین آیت‌الله خامنه‌ای را «حاکمیت مستبد» توصیف کرده و از آقای روحانی تقاضا کرده است که از رهبر جمهوری اسلامی بخواهد تا «دادگاه علنی» او را «ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت» برگزار کند.

آقای کروبی وعده داده است که در صورت برگزاری این دادگاه، به همراه وکلایش، دلایل خود را درباره «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و «مهندسی انتخابات» ریاست جمهوری سال ۸۸ اعلام کند.

وی در این نامه همچنین نوشته است که در این دادگاه، اتفاقاتی را شرح خواهد داد که برای بازداشت‌شدگان اعتراضات سال ۸۸ «در بازداشتگاه‌های قانونی و غیر قانونی» افتاد.

به گفته آقای کروبی، «خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب و ادامه‌دهنده راه انقلاب و نجیب کدام یک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸» هستند.

وی در نامه می‌گوید که حکم صادره از این دادگاه را «با جان و دل» خواهد پذیرفت و «بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر از آن استقبال» خواهد کرد.

به نظر می‌رسد این سخنان آقای کروبی واکنشی به گفته‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، باشد که سال گذشته در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، رفتار کسانی را که در روز هفتم اسفندماه ۹۴ انتخاب نشدند «نجیبانه» و رفتار معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ را «نانجیبانه» خواند.

آقای کروبی در این نامه نوشت: «طنز ماجرا آنجاست که آنانی که سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به پای کذابی گذاشتند و نتیجه بصیرت‌شان این روزها بر همه روشن شده بابصیرت و نجیب شدند؛ و آنانی که هشدار دادند و این روزها را پیش‌بینی کردند و در چند سال گذشته برای تلاش اصلاح‌گرایانه‌شان متحمل حبس و حصر غیرقانونی شدند، نانجیب نام گرفتند.»

این رهبر جنبش سبز در نامه خود تاکید کرده است که «باید در مقابل اندیشه‌ای که با انحصار قدرت غیرپاسخگو به دنبال حاکمیت تک‌صدایی است ایستاد».

وی در این نامه نوشته است که «تردید نکنیم که تعلل و کوتاهی امروز نخبگان، رقم‌زننده هزینه‌های سنگین کشور و مردم در آینده خواهد بود».

گفته‌های آقای کروبی می‌تواند اشاره به حمایت صریح آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکان او از محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق ایران، باشد.

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، نیز از حمایت روحانیت از آقای احمدی‌نژاد انتقاد کرده بود.

آقای کروبی در این نامه همچنین از این که مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در سال ۹۴ به گفته او «جواب قاطعی به تمامیت‌خواهان دادند و برخی از نورچشمی‌های حاکمیت را از صحنه خارج کردند» ابراز خوشحالی کرده است.

در انتخابات هفتم اسفند ۹۴ محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، نتوانستند از استان تهران به مجلس خبرگان رهبری راه یابند و احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، نیز در این انتخابات شانزدهم شد.

در واکنش به این اتفاق، رهبر جمهوری اسلامی نبودن محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری را یک «خسارت» برای این مجلس توصیف کرد.

آقای کروبی در این نامه همچنین «محروم» شدن مینو خالقی، منتخب سوم اصفهان، از راهیابی به مجلس و «بررسی مجدد صلاحیت» منتخبان مجلس را «بدعتی خطرناک» خوانده که دولت و مجلس نباید به آن «تن دهند».

در جدیدترین اظهار نظر درباره وضعیت آرای خانم خالقی، حسینعلی امیری، قائم‌مقام وزارت کشور ایران، گفته است که «با فرض اصرار» شورای نگهبان برای ابطال آرای این منتخب اصفهان، او دیگر نمی‌تواند وارد مجلس شود.

مهدی کروبی در این نامه همچنین با اشاره به اتفاقات رخ داده برای او پس از اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نوشت: «اگر در رژیم فاسد گذشته از شعبان جعفری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ استفاده گردید، در این حاکمیت هر روز در سرتاسر کشور از این دست اوباش‌ها برای حمله به بیوت مراجع تقلید، رجال منتقد مذهبی و سیاسی، سفارتخانه‌ها، مراکز علمی و هنری به نام ارزش‌ها استفاده می‌گردد.»

میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، از بهمن ۸۹ بدون برگزاری دادگاه در حبس خانگی به سر می‌برند.

مهدی کروبی پس از سه سال «حبس» در «خانه امن» وزارت اطلاعات، از بهمن‌ماه سال ۹۲ به منزل خود در جماران منتقل شده ولی همچنان در حصر به سر می‌برد.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر, مهدی کروبی

شما هم چیزی بگو

Apr 08 2016

پشت پرده تند شدن موضع آیت‌الله خامنه‌ای علیه دولت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: حسین باستانی

آیت الله خامنه ای، معمولا به ملایمت یا پرهیز از اظهارات شدیداللحن شهرت نداشته است. با وجود این مجموعه ای از موضع گیری‌های اخیر رهبر جمهوری اسلامی، حتی در مقایسه با عتاب های معمول وی در گذشته، تندتر بوده است.

او روز ۱۱ فروردین، در واکنش به یک جمله توییت شده از حساب توییتر اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد اینکه “دنیای فردا، دنیای گفتمان هاست نه موشک ها”، دارنده چنین عقیده ای را “ناآگاه یا خائن” دانست و روز اول فروردین، ساعاتی بعد از اشاره پیام نوروزی حسن روحانی به “برجام ۲”، معنای چنین حرفی را زمینه سازی برای عقب نشینی جمهوری اسلامی از اصول خود دانست. وی حتی ۹ روز قبل از انتخابات ۷ اسفند، یک سخنرانی جنجالی را انجام داد که منجر به ایجاد موجی علیه فهرست انتخاباتی مورد حمایت حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی شد.

با توجه به اینکه به سرانجام رساندن مذاکرات هسته‌ای به موثرترین کارت برنده دولت یازدهم در عرصه سیاسی ایران تبدیل شده است، پافشاری بر بی اعتبار کردن برجام، می تواند به معنی تلاش برای ‘خنثی کردن’ توام آقای روحانی و برخی کاندیداهای بالقوه دیگر (همچون آقای ظریف) در رقابت‌های انتخاباتی آینده باشد

موضع گیری هایی از این جنس، حتی برای بسیاری از ناظرانی که به موضع گیری های تند آیت الله خامنه ای عادت کرده اند این پرسش را مطرح کرده که چه عامل یا عواملی باعث شده تا وی با شدتی نامتعارف علیه دولت جمهوری اسلامی ایران و حامیان حکومتی آن موضع گیری کند؟ به عبارت ساده تر، پشت پرده تندتر شدن موضع آیت الله خامنه ای چیست؟

برای پاسخگویی به این پرسش، احتمالا می توان – فارغ از هرگونه قضاوت سیاسی – یک یا ترکیبی از چهار عامل زیر را در توضیح تغییرات قابل تشخیص در رویه آیت الله خامنه ای موثر دانست: ۱- دغدغه های انتخاباتی، ۲- نگرانی های مرتبط با اجرای برجام، ۳- نگرانی از “نفوذ” در فضای پس از برجام، ۴- وضعیت جسمانی.
۱- دغدغه‌های “انتخاباتی”

در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، نخستین صندوقی که سایت های اصولگرا ترکیب آرای آن را گزارش کردند، صندوق شماره ۱۱۰ بود که محل رأی دادن آیت الله خامنه ای، اعضای دفتر و نزدیکان اوست و در آن، سعید جلیلی ۲۰۰، محمدباقر قالیباف ۱۲۴ و بقیه کاندیداها (از جمله حسن روحانی) کمتر از ۲۰ رای آورده بودند.

از زمان روی رسیدن حسن روحانی به پست ریاست جمهوری، این موضوع راز پوشیده ای نبوده که خط فکری آقای روحانی و مدافعانش، به ویژه اصلاح طلبان، لزوما منطبق با اولویت‌های رهبر جمهوری اسلامی ایران نیست. اما با توجه به اینکه در ربع قرن اخیر همیشه روسای جمهور ایران دو دوره سر کار بوده اند و به ویژه با توجه به اینکه حسن روحانی، بعد از رسیدن به قدرت موفق شده تا با به سرانجام رساندن توافق هسته ای، وعده انتخاباتی اصلی خود را عملی کند، در شرایط عادی کاملا محتمل است که وی یک دوره دیگر هم رئیس جمهور ایران باشد.

این در حالی است که علاوه بر شخص حسن روحانی، جریان حامی دولت یازدهم از مجموعه ای از کاندیداهای بالقوه (از جمله برخی مذاکره کنندگان هسته ای) هم برخوردار است که امکان دارد در صورت ورود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در ۴ یا حتی ۸ سال بعد، از شانس بالایی برخوردار باشند.

این پدیده در فضای سیاسی ایران بی‌سابقه نبوده که بعد از انتخاباتی که ترکیب قوه مقننه را به نفع یک دولت غیردلخواه رهبری تغییر داده، او تصمیم به ورود موثرتر به به صحنه برای برگرداندن توازن قوا گرفته است. کمابیش، به همان شیوه که بعد از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که تصور عمومی این بود که وضعیت متحدان رئیس جمهور اصلاح طلب در عرصه سیاست ایران تقویت شده، آیت الله خامنه ای، از ابتدای سال جدید (۱۳۷۹) به مقابله جدی با دولت وقت پرداخت و در عمل، فضای بعد از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان برای آنها سخت تر از فضای قبل از ‘پیروزی’ شد

با توجه به این دورنما، شاید سخت شدن نسبی موضع آیت الله خامنه ای و منصوبانش در مقابل دولت یازدهم و حامیان آن، ریشه در نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ داشته باشد؛ فرایندی که نشانه های آن، در تبلیغات برخی رسانه های نزدیک به رهبری در مورد “یک دوره ای” بودن دوران مسئولیت آقای روحانی قابل تشخیص است.

اگر چنین فرضی درست باشد، آن گاه شدت حمله آیت الله خامنه ای و منصوبان او به “برجام” نیز ممکن است معنای مشخصی داشته باشد: با توجه به اینکه به سرانجام رساندن مذاکرات هسته ای به موثرترین کارت برنده دولت یازدهم در عرصه سیاسی ایران تبدیل شده است، پافشاری بر بی اعتبار کردن برجام، می تواند به معنی تلاش برای “خنثی کردن” توام آقای روحانی و برخی کاندیداهای بالقوه دیگر (همچون آقای ظریف) در رقابت های انتخاباتی آینده باشد.

تمایل آیت الله خامنه ای به رای نیاوردن نیروهای همسو با دولت یازدهم، در جریان انتخابات هفتم اسفند نیز به وضوح خود را نشان داد؛ انتخاباتی که وی پس از پیروزی قاطع فهرست حامیان دولت در پایتخت، برای اولین بار نتایج آرای مردم را، به خاطر رای نیاوردن کاندیداهایی خاص، “خسارت” دانست.

اغراق آمیز نیست اگر گفته شود رهبر جمهوری اسلامی ایران، تاکنون در هیچ انتخاباتی به این صراحت علیه یک فهرست مشخص موضع نگرفته بود و غیرممکن نیست که پیروزی قاطع همان فهرست، در تندتر شدن لحن آیت الله خامنه ای درفضای بعد از انتخابات نقش داشته باشد.

در عین حال فارغ از موضع گیری های اخیر آیت الله خامنه ای، به طور کلی این پدیده در فضای سیاسی ایران بی سابقه نبوده که بعد از انتخاباتی که ترکیب قوه مقننه را به نفع یک دولت غیردلخواه رهبری تغییر داده، او تصمیم به ورود موثرتر به به صحنه برای برگرداندن توازن قوا گرفته است.

کمابیش، به همان شیوه که بعد از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که تصور عمومی این بود که وضعیت متحدان رئیس جمهور اصلاح طلب در عرصه سیاست ایران تقویت شده، آیت الله خامنه ای، از ابتدای سال جدید (۱۳۷۹) به مقابله جدی با دولت وقت پرداخت و در عمل، فضای بعد از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان برای آنها سخت تر از فضای قبل از “پیروزی” شد.
۲- نگرانی های مرتبط با برجام

اظهارات پی در پی آیت الله خامنه ای پیش از نهایی شدن توافق هسته ای، به وضوح نشان می دهد که ‘خوش بین نبودن’ او نسبت به مذاکرات، تنها از بابت رفتار آمریکا در دوران بعد از برجام نبود و احتمالا تصور می کرد که مذاکرات هسته ای به نتیجه پیش بینی شده (رفع تحریم های نفتی و مالی و آزاد شدن دارایی های بلوکه شده ایران) منجر نخواهد شد

اظهارات پی در پی آیت الله خامنه ای پیش از نهایی شدن توافق هسته ای، به وضوح نشان می دهد که “خوش بین نبودن” او نسبت به مذاکرات، تنها از بابت رفتار آمریکا در دوران بعد از برجام نبود و احتمالا تصور می کرد که مذاکرات هسته ای به نتیجه پیش بینی شده (رفع تحریم های نفتی و مالی و آزاد شدن دارایی های بلوکه شده ایران) منجر نخواهد شد. به عنوان نمونه او در بهمن ماه گذشته گفت: “بعضی از مسئولین آن دولت [دولت قبلی] و این دولت فکر می‌کنند اگر در موضوع هسته‌ای مذاکره کنند مساله حل می‌شود… من به مذاکره خوشبین نیستم و به جایی نمی‌رسد ولی مخالفتی هم ندارم.”

رهبر جمهوری اسلامی بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، در نامه ای به شورای عالی امنیت ملی با تاکید بر اینکه “پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم ‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته” اجرای برجام را مورد تایید قرار داد. وی با این حال شرط اجرای برجام را لغو کامل – و نه تعلیق- همه تحریم ها از جمله تحریم های ایالات متحده دانست؛ آن هم درست در زمانی که به صراحت مشخص بود که بر خلاف تحریم های اتحادیه اروپا، اغلب “تحریم های اولیه” آمریکایی ها (علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی آمریکایی) برداشته نمی شوند و اغلب تحریم های ثانویه (علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی غیرآمریکایی) هم “تعلیق” و نه لغو می‌شوند. اما همه اینها، جلوی تایید توافق هسته ای از سوی رهبر در لحظه ای که امکان انجام این کار را داشت را نگرفت، که تایید کننده نوعی جهت گیری سیاسی در انتقادهای بعدی آیت الله خامنه ای از برجام است.

با وجود این، نسبت دادن همه ابراز نگرانی های رهبر در مورد برجام به اهداف سیاسی و تبلیغاتی نیز، مبتنی بر واقعیت به نظر نمی رسد. درست به همان شیوه که آمریکایی ها ایران را متهم می کنند که بعد از امضای برجام به متن آن عمل کرده ولی با اقداماتی همچون آزمایش های موشکی به روح آن وفادار نبوده، آیت الله خامنه ای هم به گونه ای قابل فهم تاکید دارد که واشنگتن با وجود عدم تخلف از متن برجام، اقدامات کافی را برای تسهیل تجارت جهانی با ایران نشان نداده است.

این در شرایطی است که آقای خامنه ای، در گذشته تجربه مطلوبی از نمونه های بسیار نادر همکاری تهران و واشنگتن نداشته که در راس آنها، همکاری ایران در سال ۱۳۸۰ برای سرنگونی طالبان بوده است: زمانی که چند ماه بعد از این همکاری موثر امنیتی (با نقش آفرینی سپاه پاسداران)، جورج بوش در سخنانی غیرمنتظره ایران را عضوی از “محور شرارت” لقب داد.

آیت الله خامنه ای در سخنرانی ها گوناگون خود، تاکنون بارها از چنین تجربیاتی به تلخی یاد کرده که نشان دهنده تاثیر شدید رفتارهای قبلی آمریکا بر او و ذهنیتش نسبت به عاقبت هر گونه تعامل با واشنگتن است.
۳- نگرانی از “نفوذ” پس از برجام

رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان مذاکرات هسته ای با آمریکا به کرات و به صراحت تاکید کرده که این گفتگوها به معنی عادی سازی روابط با ایالات متحده نیست و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای نیز، بارها و بارها بر نگرانی خود از ‘نفوذ’ آمریکا و متهمان به همسویی با آن به داخل نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تاکید کرده است. با وجود همه این تاکیدات، در جریان و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، حجم عظیمی از گمانه زنی ها در مورد تغییرات جدی در سیاست داخلی یا احتمال عادی سازی روابط با واشنگتن منتشر شده که بعضا، حتی از سوی مقام های ارشد حکومتی ایران بوده و می توان حدس زد در ‘انباشته شدن’ بدبینی های آیت الله خامنه ای نسبت به فضای بعد از تحریم نقش داشته است

رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان مذاکرات هسته ای با آمریکا به کرات و به صراحت تاکید کرده که این گفتگوها به معنی عادی سازی روابط با ایالات متحده نیست و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای نیز، بارها بر نگرانی خود از “نفوذ” آمریکا و متهمان به همسویی با آن به داخل نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تاکید کرده است.

با وجود همه این تاکیدات، در جریان و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، حجم عظیمی از گمانه زنی ها در مورد تغییرات جدی در سیاست داخلی یا احتمال عادی سازی روابط با واشنگتن منتشر شده که بعضا، حتی از سوی مقام های ارشد حکومتی ایران بوده و می توان حدس زد در “انباشته شدن” بدبینی های آیت الله خامنه ای نسبت به فضای بعد از تحریم نقش داشته است.

به عنوان نمونه، حسن روحانی یک ماه بعد از نهایی شدن برجام، تعریف شورای نگهبان از نقش خود در بررسی صلاحیت ها را زیر سوال برد و گفت: “شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری” و افزود: “پیروزی هسته‌ای برای این نبود که ما در عرصه هسته‌ای پیروز شویم و در بقیه عرصه‌ها پیروزی به دست نیاوریم.” اظهاراتی که بیان آن بر روند بررسی صلاحیت ها تاثیر نگذاشت، اما در شرایطی که رهبر ایران پیشتر، نگرانی های خود را از بابت تبدیل شدن پرونده هسته ای به مقدمه ای برای “نفوذ” به داخل حکومت بیان کرده بود، واکنش های شدیدی را در پی داشت.

آقای روحانی همچنین در بهمن ماه گذشته، در کنفرانسی مطبوعاتی در ایتالیا در پاسخ به سوالی در مورد احتمال عادی سازی روابط ایران و آمریکا گفت: “کلید این کار در واشنگتن هست و نه در تهران و اگر این کلید در تهران بود من از آن استفاده می کردم اما متاسفانه در آمریکا هست و آنها باید از آن استفاده کنند باید مخاصمات را کنار بگذارند.”

رئیس جمهور، در آبان ماه گذشته هم در پاسخ به سوال یک روزنامه ایتالیایی راجع به امکان بازگشایی سفارتخانه های ایران و امریکا در خاک یکدیگر گفت: “به هر حال روزی این سفارتخانه ها باز خواهند شد، اما رفتارها مهم هستند و کلید این بازگشایی در دست آمریکایی ها است.” (وی در بهمن ۱۳۹۲، در گفتگو با شبکه دولتی آر تی اس سوئیس گفته بود: “با کمی تلاش از هر دو طرف، امکان تبدیل سه دهه دشمنی ایران و آمریکا به روابط دوستانه وجود دارد.”)

در اظهار نظری مشابه، می توان به اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در تیر ماه گذشته اشاره کرد که در مصاحبه با گاردین گفت که در صورت تغییر رفتار آمریکا، “غیرممکن نیست” که روزی سفارتخانه آمریکا در تهران بتواند بازگشایی شود.

در واکنشی جداگانه، سه روز بعد از انتخابات هفتم اسفند، که به شکست فهرست مورد حمایت آیت الله خامنه ای در تهران منجر شد، در حساب توییتری اکبر هاشمی رفسنجانی پیامی منتشر شد که حکایت داشت: “هیچ‌کسی یارای مقاومت در برابر خواست اکثریت مردم را ندارد؛ هر کسی را مردم نخواهند باید کنار برود.”

مجموعه ای از تندترین تصمیم گیری های حکومتی رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، در اواخر دوران رهبری وی صورت گرفتند. به طور مشخص، آیت الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ از دنیا رفت؛ در حالی که در فروردین همان سال در نامه ای شدیداللحن آیت الله منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد، در بهمن ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را داد، سه هفته پیش از آن گفت زنی که (در یک برنامه رادیویی در سالگرد تولد حضرت فاطمه) “اوشین” را الگوی مناسبی برای زنان دانسته در صورت داشتن ‘قصد توهین’ محکوم به ‘اعدام’ است، و در مرداد ۱۳۶۷ دستور اعدام سراسری زندانیان مجاهدین خلق را صادر کرد

یک روز بعد از آن، حسن روحانی نیز با به کار بستن جمله بندی آشنایی گفت: “مردم با رای خود نشان دادند که کدام سلیقه به نظر آنها نزدیک‌تر است” و “اگر کسانی هنوز فکر می‌کنند کشور باید در تقابل با دیگران باشد هنوز پیام سال ۹۲ را با دو سال تاخیر دریافت نکرده‌اند”.

با مضمون این اظهارنظرها و دیگر اظهارنظرهای مشابه آنها می توان موافق یا مخالف بود، اما در هر حال، تصور تاثیر آنها بر روی آیت الله خامنه ای دشوار نخواهد بود.
۴- وضعیت جسمانی آیت الله خامنه ای

مجموعه ای از تندترین تصمیم گیری های حکومتی رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، در اواخر دوران رهبری وی صورت گرفتند.

به طور مشخص، آیت الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ از دنیا رفت؛ در حالی که در فروردین همان سال در نامه ای شدیداللحن آیت الله منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد، در بهمن ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را داد، سه هفته پیش از آن گفت زنی که (در یک برنامه رادیویی در سالگرد تولد حضرت فاطمه) “اوشین” را الگوی مناسبی برای زنان دانسته در صورت داشتن “قصد توهین” محکوم به “اعدام” است، و در مرداد ۱۳۶۷ دستور اعدام سراسری زندانیان مجاهدین خلق را صادر کرد.

آیا ممکن است وضعیت جسمانی آیت الله خامنه ای رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران نیز در تندتر شدن برخی از اظهارنظرهای اخیر وی تاثیر داشته باشد؟

ما در مورد وضعیت واقعی جسمانی آیت الله خامنه ای چیزی نمی دانیم و چه بسا او، علی رغم بستری شدن خود در شهریور ۱۳۹۳، سال های طولانی عمر کند. با وجود این، رهبر جمهوری اسلامی ایران اخیرا، اشاراتی بی سابقه به دوران بعد از خود داشته است که نشان می‌دهد شاید وی به هر دلیل، بیشتر راجع به احتمال درگذشت خود فکر می کند.

آخرین نمونه از این نوع، اظهارات اواخر اسفند رهبر در جمع اعضای مجلس خبرگان بوده که در آن، از اعضای مجلس خواسته است که “در انتخاب رهبر آینده ملاحظه‌ی خدا را بکنند” و حتی تاکید کرده: “احتمال اینکه این دوره‌ای [از خبرگان] که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست”.

اگر آیت الله خامنه ای واقعا چنین فکر می کند، عجیب نیست که مانند رهبر سابق جمهوری اسلامی، حساسیت ها و وسواس های او در مورد آینده جمهوری اسلامی و عملکرد مسئولان افزایش یافته یا حتی آستانه تحمل او در مورد موضوعاتی که موافق دیدگاه وی نیستند کاهش یافته باشد.
کدام فرضیه درست تر است؟

ما در مورد وضعیت واقعی جسمانی آیت الله خامنه ای چیزی نمی دانیم و چه بسا او، علی رغم بستری شدن خود در شهریور ۱۳۹۳، سال های طولانی عمر کند. با وجود این، رهبر جمهوری اسلامی ایران اخیرا، اشاراتی بی سابقه به دوران بعد از خود داشته است که نشان می دهد که شاید وی به هر دلیل، بیشتر راجع به احتمال درگذشت خود فکر می‌کند

شاید تند شدن غیرمترقبه مواضع آیت الله خامنه ای در قبال دولت یازدهم و حامیان آن، تحولی موقت باشد و در آینده ادامه پیدا نکند.

در صورت ادامه نیز، شاید در کنار چهار گزینه ای که مورد بحث قرار گرفتند، احتمالات دیگری نیز برای توضیح موضع گیری های تند آیت الله خامنه ای قابل طرح باشند.

با وجود این، در صورتی که افزایش شدت موضع گیری های آیت الله خامنه ای به یک “روند” تبدیل شود، احتمال اینکه دلیل آن، یک یا مجموعه ای از عوامل ذکر شده باشد، وجود دارد.

برای داشتن قضاوت بهتر در این مورد، باید در ماه های آینده شواهد تقویت یا تضعیف کننده هر یک از چهار فرضیه ذکر شده را، به دقت رصد کرد.

برچسب‌ها: حسن روحانی, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

Apr 08 2016

بازگشت به “دوران طلایی “در پسا برجام

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

مجتبی واحدی: عباس عراقچی دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی است که در دوران بحران آفرینی و تنش زایی، عضو هیئت مذاکرات هسته ای بوده و در تنش زدایی و تفاهم هسته ای نیز نقش آفرینی کرده است. این شخصیت دوگانه قاعدتا ناشی از نزدیکی عراقچی به رهبر جمهوری اسلامی و اجرای منویات اوست که زمانی به دنبال تنش آفرینی بود و در دوره ای دیگر برای خلاصی از تحریم ها ،تن به تفاهم هسته ای داد. با این نگاه ،سخنان اخیر عراقچی را نیز باید مرتبط به علاقمندی های علی خامنه ای دانست. این عضو ارشد تیم مذاکرات هسته ای ، در یک برنامه تلویزیونی به موضوع تحریم های جدید به خاطر آزمایش موشکی جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است :” تحریم آنها برای تست موشکی نیز نقض برجام حساب نمی شود اما طبق گفته مقام معظم رهبری این نقض برجام است و از دید ما خلاف نظر رهبری خلاف هر چیزی است.”

سخن اخیر عباس عراقچی فقط برای کسانی قابل هضم است که سیاست ورزی از نوع ویژه نظام ولایت فقیه را بشناسند و از ابعاد بی نظیر آن با خبر باشند. این سیاست ورزی ،روزی رسما بنیاد نهاده شد که آیت اله خمینی گفت : “اگر همه ملت بگوید فلان من می گویم بهمان ” . این نگاه خودخواهانه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر بنی صدر به صورت مکتوب در آمد :” به موجب این حکم، رای ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم.” کسی که روز پانزدهم بهمن ماه پنجاه و هشت ، اعتبار رای میلیونها ایرانی را به تنفیذ خود مشروط کرد همان کسی بود که دقیقا یک سال قبل از آن و در شرایط نیاز به پشتیبانی ملت ،در حکم انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری چنین نوشت : ” بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است …….جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط و حزبی بستگی به گروهی خاص، مامور تشکیل دولت موقت می نمایم “. روز پانزدهم بهمن ماه سال پنجاه و هفت ،آیت اله خمینی حق شرعی ولی فقیه برای انتصاب نخست وزیر را ناشی از ابراز اعتماد ملت به رهبر می دانست اما یک سال بعد از آن ، اعتبار رای ملت بزرگ ایران را به تنفیذ خود منوط کرد.

هر چه از دوره استقرار جمهوری اسلامی گذشت نگاه هیچ انگارانه به ملت ابعاد گسترده تری پیدا کردتا جایی که در آستانه دهه دوم استفرار نظام ،آیت اله خمینی در نامه ای عتاب آلود خطاب به سید
علی خامنه ای ،چنین نوشت : ” حكومت مي تواند قراردادهاي شرعي را كه خود با مردم بسته است در موقعي كه آن قرار داد مخالف مصالح كشور واسلام باشد يك جانبه لغو كند”. این تفسیر از اختیارات حکومت در مواجهه با مردم – که آقای خمینی در سخنرانی های تبلیغاتی ،آنان را ولی نعمت می نامید -قطعا در طول تاریخ و در سراسر دنیا بی سابقه بوده و هست. در واقع این حکم،اعلان علنی “صغیر پنداری ملت ” و دست بالای حکومت ولایت فقیه نسبت به ملت بود.

عده ای از سیاسیون منتقد ،تلاش کرده اند سخن اخیر عباس عراقچی را نوعی “رندی “برای ارجاع مشکلات احتمالی ناشی از تحریم ها به رهبر بدانند. اما نگارنده اعتقاد دیگری دارد. سخن عراقچی در واقع انعکاس “علاقه “خامنه ای به همه کاره بودن است. رهبر جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد و مخالفان او بگویند یا نگویند قریب به اتفاق ایرانیان می دانند که افتضاحات هسته ای و رسوایی های سیاست خارجی که موجب تحمیل تحریم های گسترده به ملت ایران شد تنها و تنها ناشی از بلندپروازی ها و خودخواهی های خامنه ای است. اظهارات اخیر عراقچی نیز چیزی بر رسوایی ها و مسئولیت های رهبر غیرپاسخگو نمی افزاید. اما سید علی خامنه ای که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری خود بارها توسط آیت اله خمینی و نزدیکان او تحقیر شد بیش از هر چیز به دنبال اثبات این واقعیت است که او نیز مانند سلف خویش از اختیارات نامحدود برخوردار است و می تواند قرار دادهای داخلی و خارجی را لغو یا بی اعتبار نماید. او به خصوص پس از انتخابات هفتم اسفند و تقویت نسبی جایگاه حکومتی روحانی ،از افزایش قدرت رئیس جمهور اسلامی در عرصه بین المللی وحشت دارد و حاضر است به هر قیمت از این “قدرت گیری روحانی”جلوگیری نماید. بر خلاف کسانی که گمان می کنند سخنان اخیر عراقچی مطلوب رهبر نبوده ،با اطمینان می گویم این اظهارات،مطلوب خامنه ای بوده و پیامی مستقیم برای عده ای در داخل و طرف های مذاکره در خارج دارد .پیام شفاف برای داخلی ها این که ” خامنه ای علاقه وافر به بازگشت به دوران طلایی امام و هیچ انگاری ملت دارد “.این پیام به خصوص پس از تحقیر رهبر در انتخابات هفتم اسفند برای او اهمیت بیشتری پیدا کرده است . از سوی دیگر او مایل است دولت ها و سرمایه گذاران خارجی را متقاعد سازد که برای راه یافتن به بازار سیاست واقتصاد ایران ،به روحانی و موتلفان او در انتخابات اخیر دل نبندند.آنها باید کدخدا را ببینند تا امکان چپاول را پیدا کنند.خامنه ای گمان می کند برخی طرف های خارجی هنوز کدخدا را به خوبی نشناخته اند و عده ای در داخل نیز بازگشت دوران طلایی و اختیار کامل حکومت در هیچ انگاری ملت را باور نکرده اند. رهبر هر گاه مطمئن شود پیام او به خوبی توسط طرف های داخلی و خارجی درک شده ،شخصا برای امتیاز دهی در خارج و رفع خطر از نظام متزلزل خویش ، دست به کار خواهد شد.

دوره پسابرجام برای خامنه ای فرصتی ایجاد کرده که هیچگاه در سال های اخیر برای او وجود نداشته است. پس او به خیال خود مترصد استفاده از این فرصت برای نشان دادن این نکته است که اختیار خود برای بازی با سرنوشت ملت را کمتر از بنیانگزار تئوری “رعیت پنداری ملت و نیاز آنان به قیم ” نمی داند. اصلاح طلبانی که حسرت بازگشت به دوران طلایی امام در دل های آنان است باید بدانند آنچه خامنه ای انجام می دهد در راستای تحقق حسرت آنان است.
ارسال شده توسط سردبیر سابق در ۱۹:۵۲ هیچ نظری موجود نیست:
برچسب‌ها: برجام, تحریم موشکی, خامنه ای, سید مجتبی واحدی, عراقچی, ولایت مطلقه فقیه
ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه
مصیبتی به نام “نجابت”

سید علی خامنه ای که تا کنون سعی می کرد خود را فارغ از هر گونه نگرانی از جانب مخالفان داخلی جلوه دهد بالاخره عنان از کف داد و چهره واقعی خویش همراه با اوج وحشت را به نمایش گذاشت. او شش سال است به صورت یکطرفه ، انواع اتهامات را نثار مخالفان خود می کند اما ظاهرا حقارت ناشی از نتایج انتخابات نیم بند اخیر او را بیش از هر زمان دیگری بی تاب نموده است تا آنجا که بر خلاف همه اصول حقوقی ،اخلاقی و انسانی ،بی دفاع ترین منتقدان خویش یعنی موسوی و کروبی را نانجیب خواند. او آنقدر عصبانی بود که در اظهار نظری عجیب ،از بازندگان انتخابات اخیر تشکر کرد زیرا به گفته او “نجابت به خرج داده اند و مردم را به خیابان ها نکشانده اند”. این اظهار نظر اگر در یک کشور آزاد مطرح می شد بسیاری از رسانه ها آن را نشانه اوج عقب ماندگی سیاسی رهبر تلقی می کردند . هر فرد آشنا با سیاست ایران می داند طرد شدگان در انتخابات اخیر ،علیرغم برخورداری از انواع رانت های سیاسی و تبلیغاتی و بهره گیری از پشتیبانی مستقیم رهبر نتوانستند حداقل رای برای راه یافتن به مجلسین را به دست بیاورند. پس چگونه می توانسته اند مردم را در حمایت خویش به خیابان ها بکشانند!ضمن آنکه خامنه ای بهتر از دیگران می داند وابستگان به جناح اصولگرا و شکست خوردگان انتخابات اخیر هیچگاه اجازه تصمیم گیری مستقل نداشته اند و خانه نشینی یا اوباش گری آنان مستلزم دستور مستقیم رهبر است.

اظهار نظر اخیر خامنه ای و نانجیب خواندن فعالان جنبش اعتراضی سال هشتاد و هشت ، تقریبا اکثر اصلاح طلبان ،هاشمی رفسنجانی وکسانی که عموما در طیف اصلاح طلبان طبقه بندی می شوند را در بر گرفت. این در حالی است که جناح مقابل نیز نزدیک ترین رئیس جمهور به رهبر و حامیان پر نفوذ او در “جناح متهم به اصولگرایی ” را فاسد،بی کفایت ،بی اخلاق و در یک کلام “نا نجیب “به معنای واقعی کلمه می داند. ساده ترین نتیجه گیری از این تعارفات متقابل آنکه به اعتراف سران دو جناح، در تمام سال های اخیر عرصه سیاسی ایران جولانگاه نانجیبان بوده و به جای گردش نخبگان ،مردم شاهد گردش نانجیبان بوده اند. کسی نباید از این سخن من بر آشفته شود زیرا رهبر جمهوری اسلامی ، چهار رئیس قوه – یک نخست وزیر ، یک رئیس مجلس و دو رئیس جمهور – که به مدت بیست و چهار سال بالاترین مناصب اجرایی و تقنینی کشور را به عهده داشته اند نانجیب می داند و منتقدان رهبر هم رئیس جمهور مورد حمایت او و حامیانش را تجسم عینی نانجیبی می پندارند .

اما در این گردش نانجیبان ، تقصیر اصلی به عهده کیست و دلیل آن چیست ؟ به باور من “نجابت مردم ” و ” سوء استفاده نخبه نمایان حکومتی ” دو عامل اصلی در وقوع این پدیده است. بگذارید به زمستان پنجاه و هفت برگردیم .بله .روز دوازدهم بهمن ماه پنجاه و هفت. روزی که میلیونها ایرانی با به جان خریدن انواع خطر ،از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا مستقر شده بودند تا ورود رهبر تبعیدی انقلاب را جشن بگیرند. همان روز ،آیت اله خمینی در داخل هواپیما در پاسخ به این سوال که” از بازگشت به ایران چه احساسی دارید؟” پاسخ داد ” هیچی”. آن روز ،نجابت اکثر ایرانیان مانع واکنش درخور به آن “خودخواهی و هیچ انگاری ملت “شد. دو هفته بعد از آن،با حکم آقای خمینی ،یک بیمار روانی به نام صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع منصوب شد . نتیجه آنکه گناهکار و بی گناه به دست او سپرده شدند و بسیاری از افراد که به فرض مجرمیت ،مستحق مجازات های سبک تر بودند به دستور آن بیمار روانی ،تیرباران شدند. در همان زمان ،احکام مصادره خلخالی و محمدی گیلانی ،ضربه سنگینی به تولید و اقتصاد کشور زد که اعتراضاتی نه چندان پر صدا در حوزه های علمیه کشور را به دنبال داشت. اما باز هم نجابت اکثر مردم و نخبگان ،میدان را برای ترکتازی هر چه بیشتر آن دو حاکم شرع مجنون و حامی اصلی ایشان باز گذاشت. تابستان پنجاه و هشت فرا رسید و نوبت برگزاری انتخابات “مجلس تدوین قانون اساسی “.فضا آنچنان ساخته شد که جز معدودی انگشت شمار ،بقیه تدوین کنندگان قانون اساسی از میان روحانیون نزدیک به رهبر بر گزیده شدند. آیت اله خمینی قبل از پیروزی انقلاب وعده داده بود مسئولیت رسمی نمی پذیرد و نقش روحانیون نیز ارشادی خواهد بود. اما در آستانه برگزاری انتخابات خبرگان اول،درجمع گروهی از روحانیون رسما از تسلط,این قشر بر مجلس تدوین قانون اساسی حمایت کرد و گفت :”نترسید که بگویند حکومت ،آخوندی شده است “. در آن روز هم “نجابت “ها باعث سکوتی زیانبار شد و هیچکس فریاد نکشید که “تدوین قانون اساسی به انسان هایی با تخصص های گوناگون نیاز دارد”.

بهار دومین سال استقرار جمهوری اسلامی ، با سخنرانی های آتشین آیت اله خمینی علیه صدام و دعوت علنی او از ارتش عراق برای شورش علیه حکومت بعثی آغاز شد. باز هم ملت نجیب و مسئولان نجیب یا بی اراده ،سکوت پیشه ساختند و هیچکس به آیت اله خمینی نگفت که “صدام ، دیوانه ای خونخوار همچون خلخالی و گیلانی است که از حمایت دشمنان ایران در کشورهای عربی هم برخوردار است .” به هر حال چند ماه بعد ،صدام با حمایت شیوخ خلیج فارس و قدرت های بزرگ جهانی ،حمله ای ناجوانمردانه علیه ایران را شروع کرد. این بار آیت اله خمینی به جای اینکه فریاد مظلومیت ملت ایران را به جهان برساند شعار نابخردانه “جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم “را مطرح کرد. در آن زمان هم نجابت ملت ،دردسر ساز شد ومظلومیت ایران وایرانیان در لابلای شعارهای توخالی و خودخواهانه مخفی ماند.

جنگ به پایان رسید و از گوشه و کنار خبرهایی از نامه محرمانه آیت اله خمینی در خصوص پایان جنگ به گوش رسید. در آن شرایط به جای پرسشگری در مورد “علت ادامه جنگ”، باز هم نجابت ملت و بی مسئولیتی گروهی از نخبگان باعث شد که عده ای بر مظلومیت آیت اله خمینی بگریند و بر سر و صورت بکوبند که “ای وای !امام جام زهر نوشید “.

پاییز سال شصت وهفت به پایان خود نزدیک می شد که عده ای از نمایندگان مجلس به او نامه نوشتند و تلویحاخواستار”توقف روند دور زدن قانون توسط رهبر “شدند. او روز هفتم آذرماه سال شصت و هفت در پاسخی مودبانه خطاب به آنان ،چنین نوشت :”
. مطلبى که نوشته‏ اید کاملاً درست است. ان‏شاءاللّه‏ تصمیم دارم در تمام زمینه ‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می کرد تا گره‏ هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همۀ شما سپاسگزارم و به همۀ شما دعا می ‏کنم.” اما دقیقه چهار ماه بعد از این نامه ،آیت اله منتظری را از قائم مقامی رهبری عزل کرد. “نجابت های دردسر ساز “این بار نیز موجب سکوت شد و هیچکس به او نگفت “آیت اله منتظری منتخب مجلس خبرگان است و عزل او نیز نیازمند مصوبه خبر گان است “.البته پیش از آن ،بزرگترین نجابت ابلهانه را شاهد بودیم. آیت اله خمینی در اظهار نظری عجیب برای تفسیر “ولایت مطلقه فقیه ” اعلام کرد ” حکومت اسلامی -بخوانید ولی فقیه -می تواند هر وقت مصلحت اقتضا کند قرار دادهایی که با ملت بسته است را به صورت یک طرفه لغو کند”. پیامدهای نجابت مردم و ذوق زدگی سیاستمداران دو جناح در برابر این اظهار نظر ، ریشه بسیاری از گرفتاری هایی است که امروز همه عرصه های سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی را فرا گرفته است.

البته نجابت های درد سر ساز تنها به دوره ده ساله رهبری آیت اله خمینی محدود نشد؛ اگرچه باید اعتراف کرد که بسیاری از مردم فریبی ها و سوء استفاده از نجابت مردم در دوران او بنیاد گذاشته شد. دهه دوم استقرار جمهوری اسلامی با یک دروغ بزرگ شروع شد که سید احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی جعل کردند و همان دروغ مبنای رسیدن خامنه ای به رهبری شد. آن روز اکثر مردم، وصیت آیت اله خمینی را شنیدند که تاکید می کرد پس از مرگش سخنان منتسب به او را قبول نکنند مگر دست نوشته یا فیلم آن سخنان وجود داشته باشد. دقایقی بعد از قرائت وصیت نامه ، هاشمی رفسنجانی ادعا کرد که آقای خمینی بر صلاحیت خامنه ای برای تصدی رهبری ،گواهی داده است. همه کسانی که دقایقی قبل از آن، وصیت رهبر فقید را شنیده بودند در برابر این سخن دروغ سکوت کردند . حتی اگر رفسنجانی و احمد خمینی راست گفته بودند اقدام منتسب به آیت اله خمینی و تقلید از سلاطین برای معرفی ولیعهد و جانشین ،بر خلاف جمهوری خواهی بود . اما فضای احساسی ناشی از فوت آیت اله خمینی ،موجب نجابت عمومی و سکوت در برابر آن “دروغ” یا این “ولیعهد سازی” شد که هزینه های آن هنوز بر دوش ملت سنگینی می کند.

هر چه از دوره رهبری خامنه ای گذشت سهم نجابت در برخورد مردم با خامنه ای کاسته شد .اما نجابت های قبلی کار خود را برای استحکام نظام ولایت فقیه و تبدیل آن به یک “دیکتاتوری تمام عیار”کرده بود. اما در عین حال در حدود سه دهه رهبری خامنه ای کم و بیش ،سوء استفاده از نجابت مردم در خدمت اهداف ضد مردمی رهبر قرار گرفت. البته نجابت مردم در سال های اخیر ، عمدتا ناشی از اعتماد یا علاقه آنان به گروهی از اصلاح طلبان بوده که خود را منتقد شرایط موجود معرفی می کنند.

متاسفانه نجابت غیر موجه بسیار از ایرانیان در برابر رفتار غیر نجیبانه حاکمیت ،فقط به سوءاستفاده رهبر و اطرافیان او و اتخاذ روش های ضد مردمی و هزینه ساز منجر نشده بلکه” طلب کاری بدون شرمساری “آقای خامنه ای را نیز به دنبال داشته است. او از ماهها قبل از “نیمه انتخابات اخیر ” علاقه خود به گروهی از کاندیداها را به نمایش گذاشت و اتفاقا همین افشای علاقه ،موجب گرایش بسیاری از مردم به “هر “کاندیدایی جز نامزدهای مطلوب رهبر شد. او نتوانست این ر فتار مردم را تحمل کند و در یک سخنرانی عمومی ،مخالفان خود را نانجیب خواند. البته او پیش از این نیز سابقه هرزگویی نسبت به منتقدان خود داشته اما به نظر می رسد مخاطب سخنان اخیر او گروهی از مردم ایران بودند که تلاش کردند از نمایش جدید رهبر ،رفراندومی علیه او بسازند. خامنه ای با نا نجیب خواندن مخالفان و منتقدان خویش ثابت کرد “نجابت” در رفتار سیاسی منتقدان و مخالفان ،موجب جسارت قدرتمندان و تمایل آنها به افزایش نانجیبی ها خواهد شد. اکنون نوبت نخبگان است تا با مردم سخن بگویند و پیامدهای مثبت و منفی اینگونه نجابت را تشریح نمایند. شاید وقت آن باشد که طرفداران “جدایی دین از حکومت” ، برای تفکیک میان” کنش ها و واکنش ها در حوزه های شخصی” با آنچه در حوزه های سیاسی اتفاق می افتد نیز راهکارهایی بیابند. گمان می کنم نتیجه حدود چهار دهه نجابت مردم نسبت به تصمیم ها و اظهارات غیر نجیبانه سران نظام، در برابر چشمان ما قرار دارد و لزوم تجدید نظر یا حداقل اندیشیدن به آن، بر همگان آشکار است.

برچسب‌ها: خمینی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Apr 07 2016

اختلاف بر سر مینو خالقی؛ وزارت کشور منتظر پاسخ شورای نگهبان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی ::

دویچه‌وله: رئیس ستاد انتخابات کشور بدون ذکر جزییات، اذعان کرد که بین شورای نگهبان و وزارت کشور در خصوص آرای منتخب سوم اصفهان اختلاف وجود دارد. او گفت شورای نگهبان باید هر ادعایی در رابطه با مینو خالقی را به صورت مکتوب ارائه کند.

محمد حسین مقیمی، معاون سیاسی وزارت کشور و رئیس ستاد انتخابات می‌گوید منتخب سوم اصفهان دو نامه مجزا به شورای نگهبان و رئیس جمهور ارسال کرده و وزیر کشور هم با استناد حقوقی به تبصره ماده ۵۲ قانون انتخابات، نظر خود را در باره مینو خالقی در قالب یک نامه به شورای نگهبان اعلام کرده است.

او افزوده است: «ما هیچ تصمیمی برای اظهارنظر درخصوص انتخابات اصفهان و نفر احتمالی جایگزین تا پیش از اعلام رسمی مواضع شورای نگهبان در قبال نامه ارسال شده نداریم و منتظر نظر شورای نگهبان خواهیم ماند.»

مقیمی برای دیداری توجیهی با فرمانداران اصفهان در زمینه برگزاری دور دوم انتخابات به اصفهان سفر کرده است. خبرگزاری “ایسنا”، صبح چهارشنبه ۱۸ فروردین به نقل از او نوشت: «آرای منتخب سوم اصفهان با استناد به نامه ارسالی از شورای نگهبان به وزارت کشور ابطال نشده است، بلکه انتخابات نفر سوم منتخب شهرستان اصفهان ابطال شده است.»

بیشتر بخوانید: تفاوت برداشت وزارت کشور و شورای نگهبان بر سر ابطال آرای مینو خالقی

به تاکید مقیمی، قانون این حق را برای داوطلب قائل شده که با مراجعه به شورای نگهبان از دلایل حذف خود آگاه شود و این شورا موظف به پاسخگویی است: «ملاک و مبنای وزارت کشور، قانون انتخابات است.» او ابراز امیدواری کرده که وزارت کشور و شورای نگهبان در باره انتخابات اصفهان و نفر سوم منتخب آن به تعامل لازم دست یابند.

“تایید صلاحیت بر عهده مجلس جدید است”

مینو خالقی، کاندیدای مورد حمایت اصلاح‌طلبان، در انتخابات هفتم اسفند با ۱۹۳ هزار و ۳۹۹ رای، نفر منتخب سوم در حوزه اصفهان شد. شورای نگهبان رسما اعلام نکرده که دلیل رد صلاحیت مینو خالقی آن هم پس از برگزاری انتخابات و تایید صلاحیت اولیه چیست اما گفته می‌شود که حذف او به بهانه عدم رعایت شئونات اسلامی در سفرهای خارج از کشور و دست دادن با مردها بوده است.

مقیمی در واکنش به این ادعا که دو هیئت اجرایی و نظارت پیش از برگزاری انتخابات نیز به مستنداتی که اکنون علیه منتخب سوم مورد استناد قرار گرفته شده دسترسی داشته‌اند، اضافه کرد: «برای وزارت کشور تنها چیزی ملاک تصمیم و عمل قرار می‌گیرد که به طور مکتوب از طرف شورای نگهبان ارسال شود.»

بیشتر بخوانید: موسوی لاری: دولت زیر بار ابطال رأی خالقی نرود

او یادآوری کرده که احراز صلاحیت کسانی چون مینو خالقی می‌تواند بر عهده مجلس جدید باشد: «زمانی که موعد قانونی شورای نگهبان برای تایید یا رد صلاحیت کاندیداها یا منتخبان گذشته باشد و مدارکی قابل استناد علیه شخص یا اشخاصی از منتخبین آشکار شود، مدارک باید قانونا به مجلس فرستاده شوند تا ۲۹۰نماینده جدید، صلاحیت منتخبان را احراز کنند.»

معاون سیاسی وزارت کشور این را هم گفته است که در انتخابات حوزه انتخابیه شهرستان اصفهان، نظر هیئت‌های اجرایی و عملیاتی انتخابات با یکدیگر هماهنگ نبود و موارد در وزارت کشور و شورای نگهبان درخصوص این مسأله در حال بررسی است.

“دولت زیر بار نرود”

عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت خاتمی نیز در باره ابطال آرای مینو خالقی گفته است که پس از برگزاری انتخابات و تایید صحت آن، شورای نگهبان یا هیات‌های نظارت و اجرایی نمی‌توانند به موضوع ورود کنند. او تاکید کرده که اصولا ممکن نیست در برگه‌هایی که نام پنج نفر بر آن نوشته شده، آرای ۴ نفر را تایید و رای یکی را باطل کرد: «وزارت کشور باید مطابق وظیفه قانونی خود اعتبارنامه خالقی را به مجلس بفرستد و دولت نباید زیر بار این روند برود.»

بیشتر بخوانید: شورای نگهبان آرای یکی از منتخبان اصفهان را باطل کرد

اصلاح‌طلبان اصفهان نیز نامه‌ای به حسن روحانی نوشته و خواستار دخالت او در موضوع رد صلاحیت مینو خالقی و “تضییع حق منتخب مردم” شده‌اند.

علی مطهری، نماینده اصولگرای تهران نیز در مخالفت با رد صلاحیت و ابطال آرای مینو خالقی از سوی شورای نگهبان گفته است: «بررسی اعتبارنامه‌ها باید به مجلس محول می‌شد و قانونی نیست.» مطهری یک‌شنبه ۱۵ فروردین در حاشیه جلسه علنی مجلس به خبرنگاران گفت: «این که ایشان در خارج از کشور با مردی مصافحه کرده خیلی قابل اثبات نیست ضمن این که دست دادن در صورتی که با دستکش باشد بلااشکال است.»

برچسب‌ها: انتخاباتی, درگیری جناحی, سیاسی, شورای نگهبان, مینو خالقی, وزارت کشور

شما هم چیزی بگو

Apr 07 2016

۲۷ نکته درباره ۲۷ سال ریاست ناطق نوری بر فدراسیون بوکس

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفردا: توسط مهدی رستم‌پور

احمد ناطق نوری با ۲۷ سال ریاست، رکورد طولانی‌ترین مدیریت بر یک فدراسیون ورزشی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی را در اختیار دارد.

مصطفی داودی در سال ۱۳۶۲ به سمت ریاست فدراسیون ناشنوایان منصوب شد و بیست و هفت سال رییس این فدراسیون بود. رکوردی که با آغاز سال ۹۵ توسط ناطق نوری در فدراسیون بوکس فرو ریخت. او برادر بزرگتر علی اکبر ناطق نوری است و خودش هفت دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بوده.

در این گزارش تحقیقی با بررسی رسانه‌های منتشر در ۲۷ سال گذشته، به گوشه‌هایی از دوران مدیریت طولانی‌اش بر فدراسیون بوکس جمهوری اسلامی ایران، همچنین بخش‌هایی از ادعاها و اظهارات بحث‌انگیز وی اشاره شده است.

بدیهی است که نمی‌توان مدعی شد طی این مدت طولانی، تمام فعالیتهای او اشتباه بوده است. اما با توجه به اینکه ایشان به یاری دوستان پرتعداد رسانه‌ای، همواره تصویری کاملاً مثبت و موفق از خود ارائه داده، نیمه‌ای پنهان مانده از چهره و کارنامه رییس فدراسیون بوکس را مطالعه خواهید کرد.

۱- «در تظاهرات پانزده خرداد ۴۲ یک ارتشی با قنداق تفنگ من را زد. باید کشته می‌شدم اما چون بوکسور بودم، با مشت دماغش را شکستم. در حالی که تیر خورده و خون زیادی ازم می‌رفت فرار کردم به کوچه سیدنظام در خیابان خیام. رسیدم خانه، زنگ در را زدم و افتادم…»

غیر از خرداد ۴۲ او بدون ارائه سند، سوابق سیاسی خود را تا دوران مصدق امتداد داده و می‌گوید: «۳۰ تیر در میدان بهارستان، مجروحان را با درشکه به بیمارستان می‌رساندم!» این در حالی است که آنموقع ۱۵ ساله بوده.

۲- پس از افزایش خاطرات بوکس ناطق نوری در رسانه‌ها، تعدادی از اعضای پیشین تیم ملی گفتند اینکه او دهه سی در پارکشهر زیر نظر پطرس نظربیگیان مربی تیم ملی تمرین می‌کرده، صحت ندارد و حتی یک نفر از پیشکسوتان آن دوره نیز حاضر به تأیید این موضوع نشده.

۳- خرداد ۸۱ علی دوریش عضو تیم ملی، سه هفته قبل از مراسم ازدواجش روی سکوهای سالن بوکس ورزشگاه شیرودی در اثر اتصال کابل‌های برق رها شده بر روی زمین، جانش را از دست داد.

نامزدش بنفشه رضایی گفت علی تا موقعی که زنده بود، حقش را خوردند و آخرش هم باعث مرگش شدند. ناطق نوری به این دختر عزادار پاسخ داد: برو بهشت زهرا، جوانان زیادی می‌بینی که حتی بهتر از علی بودند. اتفاقی است که افتاده. جوان‌های دیگر هم می‌میرند!

خبرگزاری ایسنا نوشت: «اگر فقط حرف‌های او را شنیده بودیم شک می‌کردیم. اما رییس فدراسیون بوکس با صراحت به ما گفت هیچ مرجعی مسئول نیست و اتفاقی است که افتاده!» فدراسیون بوکس حتی از برگزاری مراسم یادبود برای مرحوم درویش خودداری کرد.

۴- در المپیک ۱۹۹۲ بارسلون علی اصغر کاظمی بدون دستکش روی رینگ رفت. او در مقابل دیدگان بهت‌زده داور و تماشاگران، رقص پا کرده و با گرفتن گارد، از حریف پاکستانی می‌خواست مبارزه را آغاز کند! ویدئویی که تقریباً تمام شبکه‌های خبری دنیا پخش کردند.

ناطق نوری درباره آن ماجرا می‌گوید: وقتی دیدم دستکش‌ها نرسیده، به کاظمی گفتم که به روی رینگ برو و اعلام آمادگی کن که او نیز همین کار را کرد!

۵- حدود سه دهه نمایندگی او در مجلس، دستاوردی برای ورزش ایران نداشت. زیرا به خاطر تداوم مدیریت خود در فدراسیون بوکس، هرگز به انتقاد از مدیران ورزش نپرداخت و هیچوقت به عنوان منتقد، پشت تریبون نرفت.

آخرین نمونه، ماجرای انتخاب وزیر ورزش در دولت احمدی نژاد بود که او مانند همیشه، سکوت بر روی کرسی وکالت را به هرگونه اظهار نظر ترجیح داد.

۶- ناطق نوری در گفتگو با صدای جمهوری اسلامی ایران درباره جلوگیری از اعزام تیم ملی به مسابقات جهانی گفت: «زنگ تفریح می‌شدند. نمی‌توانستیم هزینه کنیم و آبروی ما و پرستیژ ما در دنیا برود. نمی‌توانیم هزینه کنیم که یک نفر بخواهد برود قطر بگردد که هیچ کوفتی هم نیست.»

حاصل حدود سه دهه ریاستش بر فدراسیون بوکس، از پیش باخته دانستن تیم ملی و تفریحی دانستن مسابقات جهانی است. گرچه از نظر او حضور شخص خودش به عنوان همراه، در یک اردوی تمرینی به میزبانی ایتالیا مانعی نداشت و هزینه‌اش هم فراهم بود!

۷- بوکس ایران قبل از انقلاب و تا دهه ۶۰ پس از کشتی و وزنه برداری، سومین ورزش مدال‌آور کشور بود. امروز جایی در جمع ۲۰ ورزش مدال آور ندارد. مطابق آمار، حتی بیش از ده رشته ورزشی زنان، موفق‌تر از فدراسیون بوکس هستند.

۸- بازنشستگان دولتی و دو شغله‌ها اجازه حضور در انتخابات فدراسیون‌ها را ندارند و با همین قانون از حضور هادی ساعی در تکواندو، محمدرضا طالقانی در ورزش باستانی و رضازاده در وزنه برداری جلوگیری شد. وزارت ورزش اما پس از اعمال نفوذ ناطق نوری، این قانون را در قبال ورزش بوکس اعمال نکرد!

۹- بهترین بوکسور حال حاضر ایران احسان روزبهانی است. اما وقتی همین روزبهانی در مصاحبه‌ای خواستار توجه فدراسیون به قهرمانان شد، برایش احضاریه فرستادند تا پاسخگوی “اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی” باشد! ناطق نوری به ایسنا گفت غیر از روزبهانی، با مربی‌اش هم برخورد می‌کنیم.

وقتی روزبهانی برای اخذ تنها سهمیه بوکس المپیک ایران راهی بلغارستان شد، ناطق نوری به سوییس رفت! روزبهانی با دست پر به ایران بازگشت اما به خاطر فشار جسمانی و آسیب شدید در مسابقات، یک هفته در بیمارستان بود. او به خبرنگاران گفت هیچکدام از مسئولین فدراسیون به عیادتش نرفتند.

۱۰- پس از درخواست پناهندگی دو بوکسور تیم ملی از انگلستان، ناطق نوری با تکذیب خبر به ایسنا گفت: «آنها وقتی دیدند که نمی‌توانند در انگلستان کار خاصی انجام دهند، سرافکنده به ایران بازگشتند.» اما واقعیت این بود که آنها هرگز بازنگشتند و سرافکندگی نه برای بوکسورها که برای فدراسیون باقی ماند.

زمانی که دو قهرمان بوکس ایران در کمپ پناهندگان بودند، رییس فدراسیون به جای انجام وظایف قانونی خود راهی عراق شده و مشغول نصب ضریح بود. او همراه مسئولان اجرایی عملیات نصب ضریح عتبات عالیات، در نصب ششمین ضریح امام سوم شیعیان مشارکت کرد.

۱۱- عیسی گل‌محمدی از بهترین مربیان بوکس ایران از جمله منتقدان پرشمار فدراسیون است و می‌گوید: «نمی‌دانم بودجه فدراسیون بوکس را کجا هزینه می‌کنند؟ فدراسیون باید دلش به حال این جوان‌ها بسوزد و آینده آنها را نابود نکند.»

۱۲- ناطق نوری مدام اظهاراتش را تغییر می‌دهد. دو نمونه از مصاحبه‌های متناقض او با خبرگزاری ایسنا: ۱۳۹۱/۴/۳۱: در المپیک سیدنی همه منتظر انوشیروان نوریان بودیم که متوجه شدیم فریب خورده و دیگر باز نگشته که خیلی ناراحت شدم.

ششم خرداد ۹۲: نوریان در المپیک سیدنی با هماهنگی من و فائقی در استرالیا ماند. خودم پاسپورتش را دادم. گفت که می‌خواهد در اینجا کار کند و اقامت داشته باشد.

۱۳- تیر ۹۲ به سایت صراط گفت: «منتظری اعلام کرد این چه ورزشی است؟ این زد و خوردها حرام است، بنابراین بوکس را تعطیل کردند.» در حالی که این اظهارات صادقانه نیست و صرفاً برای خوشامد حکومت و سایت مورد نظر، در خصوص آیت‌الله منتظری عنوان شده.

بوکس در پی مصاحبه آیت‌الله خامنه‌ای با جواد متقی مسئول وقت ورزش صداوسیما تعطیل شد. در این مصاحبه که نوار آن در آرشیو صداوسیما موجود است، آقای خامنه‌ای با صراحت تاکید کرد که از بوکس خوشش نمی‌آید و این ورزش را نمی‌پسندد.

۱۴- منوچهر مقصودی نایب رییس فدراسیون می‌گفت: «میانگین سنی افراد حاضر در فدراسیون بالای ۷۰ سال است! یکی قلبش را عمل کرده و دیگری هر روز بیمار است. با این شرایط بوکس پیشرفت نمی‌کند. یک نفر بیاید شناسنامه مسئولان فدراسیون را بررسی کند، اگر کسی را زیر ۷۰ سال پیدا کرد به او جایزه می‌دهم!» البته سرانجام فقط خود مقصودی از فدراسیون رفت!

۱۵-سیزدهم اردیبهشت ۸۸ در پاسخ به انتقادات قهرمانان و پیشکسوتان، به روزنامه جام جم گفت: «این حرفها صرفاً بازی سیاسی است. من نوکر مردم هستم و در فدراسیون برای رضای خدا کار می‌کنم. اگر بازی‌های سیاسی اجازه دهد دوست دارم باز هم به بوکس خدمت کنم!»

۱۶- بابک مقیمی از تکنیکی‌ترین بوکسورهای تاریخ ایران که در المپیک آتلانتا هم خوش درخشید، به خاطر تصادف و ناتوانی در پرداخت دیه، ۳۴ ماه در زندان به سر برد. حتی پس از آزادی هم فدراسیون تمایلی به استفاده از تخصص مقیمی نشان نداد.

۱۷- در المپیک سیدنی از پنج نفری که ناطق نوری اعزام کرده بود، تست دوپینگ دو بوکسور ایران مثبت اعلام شد و نتوانستند مبارزه کنند. دو نفری که به خاطر مشکلات معیشتی و بی توجهی فدراسیون، ترجیح دادند در استرالیا بمانند و از این کشور تقاضای پناهندگی کنند.

۱۸- حضور در تورنمنت‌های تقلبی و غیر واقعی که بدون مبارزه، مدال می‌دهند! سایت تابناک نوزدهم تیر ۸۹ نوشت: «بوکسورهای ایران در جام روسیه بدون انجام مسابقه، مدال گرفتند!» فدراسیون هم بدون اشاره به عدم برگزاری مسابقه، فقط خبر دریافت مدال‌ها را منتشر کرد!

۱۹- آیا تمام مربیان بوکس خارجی که همه ساله به ایران می‌آیند، واقعاً مربی هستند؟ و آیا مبالغ قراردادشان به طور کامل به خودشان پرداخت می‌شود؟!

خرداد ۹۴ ولادیمیر وینکوف سرمربی تیم ملی ایران گفت: نمی‌خواهم از همکاران اوکراینی بدگویی کنم اما آنهایی که به ایران آمده بودند، در فدراسیون اوکراین به کارهای اداری و دفتری مشغول بودند. نمی‌دانم چطور اینجا به عنوان مربی تیم ملی مشغول به کار شدند!

۲۰ – مصطفوی عضو تیم ملی گفت وقتی در صداوسیما به عنوان منتقد ناطق نوری صحبت کرده، در استودیو با اهانت کاظمی “همان بوکسور بدون دستکش در بارسلون” مواجه شده. او به فارس نیوز گفت از طرف ناطق نوری، خانواده من تهدید شده و خودم هم دیگر اجازه تمرین و تدریس ندارم.

۲۱- در سال ۸۲ رییس جمهور خاتمی، مبلغ یک صد میلیون تومان برای ساخت خانه بوکس در قیطریه به فدراسیون بوکس اهدا کرد. آیا برای خاتمی مهم است که چنین خانه‌ای احداث نشده، یا به طور کلی می‌خواسته کمکی به ناطق نوری کند؟

۲۲- مرحوم خسوس گیل مدیرعامل اسبق آتلتیکو مادرید به عنوان “نماد برکناری مربیان” مشهور است. در ورزش ایران رکورد در اختیار ناطق نوری است که تاکنون ده‌ها مربی خارجی و داخلی را به عنوان سرمربی تیم ملی منصوب کرده.

۲۳-خبرآنلاین پرسید چرا تیم ملی فقط مربی دارد و بدون سرمربی است؟ ناطق نوری پاسخ داد: لقب که بیاید دعوا می‌شود. بنده با اجازه خودم کلمه”سر” را حذف کردم!

۲۴- او سابقه درگیری لفظی با محمد مایلی کهن را هم دارد. مایلی کهن گفت: «سلطنت ناطق نوری بر بوکس بیشتر از سلطنت محمدرضا پهلوی است! آقای ناطق آیا می‌دانید حق چند ورزشکار با مدیریت شما از بین رفت؟ بازنشسته وزارت بهداشت هستید و در جاهای مختلف مثل وزارت نفت به عنوان مشاور کار می‌کنید. بیش از ۲۴ دفعه هم به خانه خدا مشرف شده‌اید، البته نه با هزینه شخصی.

۲۵ – انوشیروان نوریان را که در المپیک سیدنی پناهنده شده بود، با وعده سرمربیگری به کشور برگرداندند. او وقتی متوجه توخالی بودن وعده‌ها شد به استرالیا برگشت و در این باره گفت:

«از ناطق نوری خواستم در قراردادم بنویسد اگر در المپیک برزیل دو مدال نگرفتیم، تمام مبلغ قراردادم را پس می‌دهم. فدراسیون گفت پول ندارد و ماهانه 300 هزار تومان می‌تواند به من حقوق بدهد. اگر فدراسیون با مشکل مالی روبروست، چطور 50 کارمند دارد؟»

۲۶- مرتضی سپه‌وند نماینده ایران در المپیک ۲۰۰۸ پکن نیز به دلیل مشکلات معاش، در رادیو ورزش اعلام کرد نمی‌تواند به ورزش ادامه دهد. تمام قهرمانان ملی بوکس از وضعیت نامناسب اقتصادی گله‌مند هستند. سجاد محرابی می‌گوید: سال‌ها مجانی در اردو بودم و مجانی مسابقه دادم. پس از ۱۱ سال عضویت در تیم ملی حتی یک موتور گازی ندارم.

۲۷-آخرین اظهارنظر را به مجید سپه‌وند اختصاص می‌دهیم که همین هفته از مسابقات گزینشی المپیک بازگشت و گفت:

«فدراسیون هیچ حمایتی از تیم ملی انجام نداد. در طول ماه‌هایی که در اردو بودیم حتی یک ریال هم به ملی‌پوشان ندادند. وقتی تورنمنت‌ها حذف می‌شود، وقتی بوکسورها را با دستان خالی اعزام می‌کنید نباید انتظار شق‌القمر داشته باشید. مربی تیم ملی حتی از جیب خود هزینه می‌کرد. هر حرفی بزنم تاثیری بر فدراسیون ندارد زیرا دیگر بی‌تفاوت شده‌اند.»

برچسب‌ها: احمد ناطق‌نوری, دزدی‌های رژیم, رانت‌خواری, سیاسی, ورزشی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .