اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عوامفریبی'

Dec 20 2013

علی خامنه ای: اسلام “مقاتله” است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ملیون ایران: علی خامنه ای در صحبت های خود ادعا نمود که “هیئت های عزاداری نمی‌توانند سکولار باشند”! و در جای دیگر: “هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است”! خامنه ای در قسمت دیگر صحبتش روشن میکند که منظورش از “مقاتله” “جنگ نظامی” است و مجاهدت که آن هم “مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فکرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى” است!

در صحبت های علی خامنه ای حتی یک جمله منطقی یافت نمیشود. صحبت هائی که باید از نظر روانشناسی مورد تحلیل قرار گیرند. او از دوستی، مهربانی، عطوفت، همیاری و همبستگی صحبتی نمیکند. سکولار یا غیر سکولار بودن چه ربطی به هیئت های عزاداری دارد و اینکه “هر کس به امام حسین علاقمند است حتما علاقمند به اسلام سیاسی است” نه تنها مورد قبول همه نیست بلکه نشانه توفان روانی است که بر ذهن علی خامنه ای حاکم است. او اسلام را وسیله ای برای جنگ و مقابله با دشمن میداند و از “اسلام” جنگ نظامی و “مقاتله” را درک میکند و شنوندگانش را به انتشار “افکار انقلابی” دعوت میکند که برای او آنهم وسیله جنگ و مقاتله است. اگر این افراطی گری و بنیادگرائی نباشد، پس بنیادگرائی چیست؟

متن کامل گفتار او در جمع اعضای هیئت رزمندگان اسلام برای قضاوت خوانندگان:

بیانات رهبر انقلاب در جمع اعضای هیئت رزمندگان اسلام؛

هیئت های عزاداری نمی‌توانند سکولار باشند/ درنوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین انقلابى و قرآنى گنجانده شود
حضرت آیت الله خامنه ای در جمع اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام فرمودند: هیئتها نمی توانند سکولار باشند؛ هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین(ع) است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است ، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است و معناى اعتقاد به امام حسین(ع) این است.

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام را منتشر کرد.
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

بسم‌‌الله‌‌الرّحمن‌‌الرّحیم‌‌

هیئت رزمندگان یک پدیده‌‌ى مبارکى است؛ نَفْس اینکه رزمندگان ما هیئت عزادارى تشکیل بدهند – محور و نقطه‌‌ى ثقل اصلى هم عزادارى عاشورا است؛ بقیّه‌‌اى که فرمودید، اینها حواشى لازم و خوبى است، امّا آن نقطه‌‌ى ثقل، احیاى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌یابى ژرفاى حادثه‌‌ى عاشورا است – چیز بسیار مبارک و مهمّى است.

یک نکته این است که اصل انتساب هیئت به رزمندگان، یک معناى مهمّى دارد. رزمندگان یعنى کسانى که در مواجهه‌‌ى با دشمن مجاهدت کردند؛ مجاهدت هم اعمّ از مقاتله است؛ مقاتله یعنى جنگ نظامى، مجاهدت مجموعه‌‌اى از انواع مبارزه‌‌ها است؛ جنگ نظامى، جنگ فکرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى ، مجموع اینها اسمش مجاهدت است، مجاهدت شامل همه‌‌ى اینها هم هست. آن کسانى که اهل مجاهدت در راه خدایند – یکى از خصوصیّات مجاهدت و معناى جهاد این است که دشمن در مقابل انسان باشد ؛ هر تلاشى را جهاد نمیگویند؛ ممکن است کسى یک کار علمى‌‌اى هم بکند [امّا] جهاد نباشد؛ جهاد، آن حرکتى است که در مواجهه‌‌ى با یک خصم، با یک دشمن، انجام میگیرد – و این خصوصیّت را دارند، این روحیّه را دارند، براى همه‌‌ى اجتماعات وجودشان مبارک است؛ چون اجتماعات بشرى خالى از دشمن نیستند – حالا کم یا زیاد؛ یک وقت مثل ما دشمن زیاد دارند ، یک وقت هم این قدر دشمن ندارند امّا بالاخره دارند – و اگر چنانچه این جامعه در درون خود یک نیروى مواجه‌‌شونده و مقابله‌‌کننده‌‌اى داشته باشد که همان مبارزین و رزمندگان و مجاهدین هستند، میتواند احساس امنیّت بکند؛ والّا اگر این را نداشته باشد، مثل بدنى است که در درون خودش آن گلبول‌‌هاى سفید را که مثلاً مأمور به مواجهه هستند، نداشته باشد؛ انواع و اقسام بیمارى‌‌ها بر این جامعه ممکن است عارض بشود. اینکه این مجموعه بیایند براى مسئله‌‌ى عاشورا و مسئله‌‌ى عزادارى حسین‌‌بن‌‌على (علیهماالسّلام) تلاش بکنند و کار کنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، این خیلى کار مناسب و لازمى است.

بنابراین نَفْس این انتساب، یعنى انتساب هیئت عزادارى به رزمندگان، چیز مبارکى است، چیز خیلى خوبى است، این را رها نکنید و هر چه میتوانید حفظ کنید و نگه دارید.
نکته‌‌ى دیگر این است که اسم هیئت در آن تبادر عرفى، [به معنى‌‌] بى‌‌نظمى است؛ میگویند فلانى هیئتى عمل میکند، یعنى بى‌‌نظم عمل میکند. تقریباً میشود گفت شما اوّلین کسانى هستید که آمدید این مجموعه‌‌اى را که گویا طبیعتش طبیعت “بى‌‌نظمى” است، تحت نظم درآورید؛ این خیلى چیز خوبى است.

خب، هیئتى بودن – که به اصطلاح تعبیرى از بى‌‌نظم بودن است – به‌‌خاطر چیست؟ به‌‌خاطر این است که وقتى کسى وارد هیئت امام حسین میشود هیچ‌‌کس به او نمیگوید فلان جا بنشین، فلان جا ننشین؛ فلان جور بنشین، فلان جور ننشین؛ کِى بیا، کِى برو؛ کاملاً همه‌‌ى تحرّکات، برخاسته‌‌ى از اراده‌‌ى مردم و خواست خود مردم است که آن هم ناشى از ایمان آنها است؛ این چیز خیلى خوبى است، این را باید نگه دارید؛ یعنى ارتباط هیئت را به ایمان مردم و عشق مردم، و جاذبه و گیرایى خود هیئت و خود این کانون را براى دلهاى مردم باید نگه دارید، این را باید حفظ کنید، یعنى جورى نشود که حالت ادارى و مانند اینها پیدا بکند.

به نظر من مراکز شماها حسینیّه‌‌ها است. شما مرکز ادارى نمیخواهید؛ حسینیّه، هیئت، مسجد، مراکز شما اینها است. یعنى اگر آمدیم ما اینجا را وابسته کردیم به یک اداره‌‌اى و یک ساختمانى و طبقه‌‌ى اوّل و طبقه‌‌ى دوّم و صندلى گردان و مانند اینها، این دیگر هیئت نمیشود؛ میترسم اشکال پیدا بکند، نمیگویم قطعاً هیئت نمیشود، امّا به نظرم میرسد که طبیعت کار هیئت این است که مردم با عشق و شور و اشک بیایند طرف مجلس امام حسین؛ این است که اثر میکند؛ این است که از دلش این انقلاب میجوشد، یا لااقل مزرَع خوبى براى رشد فضائل انقلابى و معارف انقلابى میشود.

نکته‌‌ى بعد که خیلى مهم است، همین مسئله‌‌ى تربیت نیروها یا حراست از نیروهاى گوینده و خواننده از خطاها و اشتباهات است؛ این خیلى مهم است. واقعاً یکى از گرفتارى‌‌هاى ما این است؛ حالا اسم مدّاحها بد در رفته، مخصوص مدّاحها نیست، مدّاح و غیر مدّاح ندارد. از کسانى که در این ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند – اعم از مدّاح و منبرى و مانند اینها – مواردى دیده شده که حرفهاى نامناسبى از اینها صادر شده . یک وقت حالا من و شما نشسته‌‌ایم، یک حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آید بیرون، چیزى نیست، [ چون‌‌] دو نفر پهلو هم نشسته‌‌اند، مهم نیست؛ یک وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داریم، گاهى این جمعیّت تبدیل میشود به جمعیّتهاى میلیونى به‌‌خاطر انتشار؛ اینجا باید محاسبه بشودکه تأثیر یک حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چیست. یک عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول میکنند، و یک معرفت غلطى پیدا میکنند؛ یک عدّه‌‌اى آن را استنکار میکنند و این استنکار موجب میشود که از اصل دین زده بشوند؛ بین کسانى و کسانى سرِ این حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببینید، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آید براى یک حرف غلطى که یک نفر میزند. از قدیم دیده بودیم ما – مخصوص حالا نیست؛ از بچّگى میرفتیم روضه و پاى منبر – گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هایى میخواندند که معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا میخواندند؛ براى اینکه حالا چهارنفر مستمع دلشان بسوزد و گریه کنند. مگر به هر قیمتى باید این کار را کرد؟ حادثه را بیان کنید؛ با هنرمندى بیان کنند تا مردم دلشان شیفته بشود و منقلب بشود، نه اینکه خلاف بگویند. حالاها هم میشنوم، منبرى یا مدّاح سر منبر خطاب به امیرالمؤمنین میکند و میگوید آقا هرچه دارى از امام حسین دارى! شما فکرش را بکنید! این چه حرفى است و این چه مُهمل‌‌گویى‌‌اى است که کسى این‌‌جور درباره‌‌ى امیرالمؤمنین حرف بزند؟ امام حسین هرچه دارد از امیرالمؤمنین دارد، امام حسین هرچه دارد از پیغمبر دارد؛ چرا نمیفهمند این معانى و این مسائل را؟ آن‌‌وقت ادّعا هم دارند، هرچه هم به دهنشان بیاید میگویند؛ یعنى اینها را خیلى باید به‌‌نظر من بزرگ بشمُریم.

یک نکته هم همین مطلبى است که آقاى نجات اشاره کردند که درست هم هست. هیئتها نمیتوانند سکولار باشند ؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنى علاقه‌‌مند به اسلام سیاسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزادارى مراقب باشد که نبادا وارد مباحث اسلام سیاسى بشود، این غلط است. البتّه معناى این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ى سیاسى در کشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّى – حالا یا این طرف، یا آن طرف – بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایى هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام ، خطّ مبارکى که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقى گذاشتند، اینها بایستى در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد.

به هر حال کار کارِ بزرگى است، کار مهمّى است؛ و شایسته‌‌ترین مجموعه‌‌هایى که میتوانند براى امام حسین عزادارى کنند، واقعاً همین مجاهدین فى‌‌سبیل‌‌الله‌‌اند، همین رزمندگانند، همین جوانها هستند؛ و شما این را قدر بدانید و این را هدایت کنید؛ هدایت کنید. این میتواند یک چشمه‌‌ى خورشید و چشمه‌‌ى نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فکرها و در دلهاى مخاطبین که بتواند اینها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دینى بالا ببرد.

چقدر خوب است که در محافل هیئتها، به مسئله‌‌ى قرآن – قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى – اهتمام ورزیده بشود؛ چقدر خوب است که در این نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامین اسلامى، مضامین انقلابى، مضامین قرآنى گنجانده بشود؛ یک وقت هست که سینه میزنند و صد بار با تعبیرات مختلف مثلاً میگویند «حسین واى»، خب این یک کارى است امّا هیچ فایده‌‌اى ندارد و هیچ چیزى از «حسین واى» انسان نمیفهمد و یاد نمیگیرد. یک وقت هست که شما در همین مطلبى که [عزادار] تکرار میکند و حرفى که [با آن] سینه میزند، با زبان نوحه و با زبان شعر، یک مسئله‌‌ى روز، یک مسئله‌‌ى انقلابى، یک مسئله‌‌ى اسلامى، یک معرفت قرآنى را میگنجانید؛ او وقتى تکرار میکند، در ذهن او ملکه میشود؛ این خیلى باارزش است، کارى است که هیچ‌‌کس دیگر غیر از شما نمیتواند این کار را بکند؛ یعنى هیچ رسانه‌‌اى واقعاً قادر نیست که این‌‌جور معارف الهى را با جسم و جان و فکر و روح و احساس و عقل و مانند اینها آمیخته کند. لذا کار کار مهمّى است، کار بزرگى است و امیدواریم که ان‌‌شاءالله خداى متعال بهتان توفیق بدهد و شما را مأجور بدارد که بتوانید به بهترین وجهى ان‌‌شاءالله این کار را پیش ببرید.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌‌

No responses yet

Dec 20 2013

وقتی که حقوق بشر «نسبی» می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی


خودنویس: به هوش باشیم که مافیای مدینه و مجاهدان و جهادگران اسلام برای سومین بار و این مرتبه در قالب اصلاح‌طلبان و ملی-مذهبی‌ها، با برافراشتن پرچم سبزالله و با پروژه «اسلام رحمانی» و به کمک قدرت‌های سلطه‌گر غربی که حفظ اسلام به عنوان اصلی‌ترین عامل عقب‌ماندگی جوامع مسلمان دغدغه آنهاست، قصد حمله به ایران دارند.

پس از سفر اخیر هیات نمایندگی پارلمان اروپا به تهران و دیدار و خوش و بش اعضای این هیات با نسرین ستوده و جعفر پناهی و رد و بدل کردن یادگاری با آن‌ها، بیشتر به هوای «دوربین‌ها» و «افکار عمومی جهان»، بعضی از هول حلیم توی دیگ افتادند که دغدغه اتحادیه اروپا در ایران فقط نفت و گاز و انرژی اتمی و قرارداهای تجاری نیست، و جان و رفاه و امنیت مردم ایران هم برای این اتحادیه اهمیت دارد.

خانم تاریا کرونبرگ، رییس فنلاندی گروه ایران در پارلمان اروپا که مدیر این هیات هم بود، پس از بازگشت از سفر تهران اما این‌چنین آب پاکی را روی دست همه ریخت که «باید در نظر داشت که ایرانی‌ها [بخوانید عوامل جمهوری اسلامی] می‌گویند که آن‌ها ارزش‌هایی متفاوت از اروپایی‌ها دارند. این درست است اما ما باید بنشینیم و بر سر این ارزش‌ها تبادل نظر کرده و این تفاوت‌ها را بپذیریم. البته باید کم کم برای جهانی کردن ارزش‌ها هم قدم برداشت. اما در ایران باید در نظر داشت که در مقایسه با اتحادیه اروپا، دین نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. ما یک جامعه لیبرال هستیم و ایران یک جامعه به شدت محافظه‌کار است.»

ادعایی که خانم کرونبرگ می‌کند، البته برای ما ایرانی‌ها ادعای غریبی نیست؛ و این فرمایش ایشان معلوم است که از کجا آب می‌خورد؛ چرا که در ده پانزده سال اخیر، طیف‌های سیاسی مختلفی شامل اصلاح‌طلبان حکومتی، ملی-مذهبی‌ها و برخی چپی‌ها از بام تا شام تلاش کرده‌اند همین ادعا را در گوش ما فرو کنند. آن‌چه این طیف‌ها این روزها بدان درآویخته‌اند و مدام تبلیغ‌اش می‌کنند را در علوم انسانی «نسبی‌گرایی فرهنگی» (cultural relativism) می‌گویند. مطابق این روی‌کرد، خیلی خلاصه، فرهنگ‌های جوامع مختلف با هم تفاوت دارند، و در نتیجه رفتارهای اجتماعی محمول بر آن فرهنگ‌ها هم با هم تفاوت دارند.

با این وجود، این روی‌کرد که در جای خود البته صحیح است و در طول نیم قرن اخیر به توسط روشن‌فکران، دانشمندان، فعالان سیاسی و اجتماعی و…. که دغدغه سواستفاده حکومت‌ها و اکثریت‌های اجتماعی قدرت‌مند از «یکدستی فرهنگی» به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب انواع دگراندیشان و اقلیت‌ها را داشته‌اند تبیین شده، امروز خود به شیوه‌ای کنایه‌آمیز و بلکه تراژیک به ابزار دست رژیم‌های سرکوب‌گری هم‌چون جمهوری اسلامی بدل گشته که به بهانه نسبی بودن فرهنگ، و با تاکید بر این‌که «حقوق بشر» مفهومی خارجی و غربی است و در ملک ما معنایی ندارد و ما خودمان اسلام – بعضا «اسلام رحمانی» – داریم که عین منشور حقوق بشر و حتی از آن هم بهتر است، دم به دم ابتدایی‌ترین حقوق انسانی افراد جامعه را نقض می‌کنند. با دستاویز قرار دادن این نسبی‌گرایی، این‌ها حتی کار را به جایی کشانده‌اند که «رذیلت» را به «فضیلت» تبدیل کرده و بدین ترتیب جامعه را به قهقرایی برده‌اند که امروز در آن دست و پا می‌زند.

اما، از این توضیح نظری که بگذریم، بیایید ببینیم این نسبی بودن فرهنگ برای جمهوری اسلامی و هوادارانش و برای اتحادیه اروپا «در عمل» چه معنایی دارد. بیایید این ادعا را در قالب یک مثال عینی بررسی کنیم تا ببینیم موضع خانم کرونبرگ آخرش به کجا ختم می‌شود. محمدرضا پورشجری (مشهور به سیامک مهر)، ۵۳ ساله، وبلاگ‌نویسی است که چند صباحی در وبلاگ خود به «نقد اسلام» می‌پرداخت. اگر سری به وبلاگ او تحت عنوان «گزارش به خاک ایران» بزنیم، می‌بینیم که با درک و دانش خود تلاش کرده آن‌چه که معضلی برای فرهنگ و سیاست در ایران می‌داند را با زبانی ساده بیان کند. نوشته‌های او شاهکار علمی/تحقیقی نیست؛ و حتی در جاهایی پیش‌داوری‌های تند و تیز غیرعلمی هم دارد. با همه این حرف‌ها، پورشجری نظرات و عقاید قلبی خود را در قالب مقالاتی روشن و کوتاه در وبلاگش نگاشته و با هموطنانش در میان گذاشته است.

این امری است که در یک جامعه باز و در یک کشور آزاد – بگیرید یکی از همین کشورهای اروپایی که خانم کرونبرگ نماینده آن‌هاست – نه تنها جرم نیست که در سایه اصل «آزادی بیان» به راحتی پذیرفته و حتی تشویق می‌شود، هرچند که شاید جماعتی را خوش نیاید؛ چرا که در اروپا امروز کمابیش «حقوق بشر»ی حاکم است که با همه کاستی‌هایش شهروندان را به یکسان ارج می‌نهد و جان و مال‌شان را از تعرض حکومت و دیگر اقشار جامعه مصون می‌دارد. به عبارتی، در آن‌جا مدتهاست که آدم‌ها را به هوای «اختلاف عقیده» با حکومت یا با «اکثریت» به دیرک نمی‌بندند و نمی‌سوزانند.

اما در مقابل ببینیم در ایران، که بر اساس اصل «نسبی بودن فرهنگ»، حقوق بشر در آن – حداقل به ادعای سردم‌داران جمهوری اسلامی – معنایی ندارد، و به جایش «شرع مقدس اسلام» حدود و ثغور پندار، گفتار و کردار افراد را تعیین می‌کند، چه نصیب پورشجری شده است : ماموران وزارت اطلاعات در ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ به منزل پورشجری در کرج حمله کرده وی را بازداشت کردند. او پس از بازداشت، بدون اطلاع خانواده‌ کوچکش، یعنی تنها دخترش، به مدت هفت هشت ماه در سلولی انفرادی در زندان رجایی‌شهر کرج مورد شدیدترین شکنجه‌ها‌ قرار گرفت. به گفته خودش، او را مدام با باتوم و شوکر می‌زده‌اند و جلوی چشمش بساط اعدامش را بر پا می‌کرده‌اند تا «توبه» کند و از رهبری طلب «عفو» کند؛ و او، از یک طرف برای این‌که از شکنجه خلاص شود و از طرف دیگر برای این‌که زیر بار توبه و طلب عفو نرود، دست به خودکشی می‌زند.

هنگامی که بالاخره در ۳۰ آذر ‍۱۳۹۰ پورشجری را به «محاکمه» کشاندند، در دادگاهی غیرعلنی، بدون اجازه استخدام وکیل، بدون هیات منصفه، و بدون حضور نمایندگان رسانه‌ها، بدون این‌که حتی قُل و زنجیر از دست و پای نحیفش بردارند، وی را در مدت زمان ربع ساعت به اتهام «توهین به رهبری» و «اقدام علیه امنیت ملی» به سه سال زندان محکوم کردند؛ حکمی که مدتی بعد با وارد کردن اتهامات «محاربه» و «سب‌النبی» به وی به چهار سال افزایش یافت. در خاتمه «دادگاه»، هنگامی که پورشجری – که از دفاع از خود سر باز زده بود – خطاب به قاضی می‌گوید که «بالاخره روزی می‌رسد که شما نیز همانند قذافی در سوراخی گیر می‌افتید»، قاضی به او جواب می‌دهد که «اشکالی ندارد. تا وقتی هستیم، امثال شما تاوان‌اش را پس می‌دهند؛ وقتی هم رفتیم که رفته‌ایم».

در مدتی که پورشجری در انفرادی و سپس در زندان بود، به انواع و اقسام بیماری‌ها و مشکلات روحی/جسمی از جمله بیماری گوارشی، دیسک کمر، سنگ کلیه، از کارافتادگیِ بعضی اعضای بدن، و تصلب شرایین و عروق دچار شد و دو بار هم سکته قلبی کرد، به طوری که پزشکان سند «عدمِ تواناییِ تحملِ مجازاتِ » او را امضا کرده از عواقب وخیم ادامه زندانی بودن او خبر دادند. ظاهرا هنگامی که قرار بوده پورشجری را برای درمان به بیمارستان بفرستند، او را بدون این‌که به بیمارستان ببرند از زندان رجایی‌شهر به زندان قزل‌حصار منتقل می‌کنند که زندان مجرمان اجتماعی است. در این مدت، او در محیطی با حداقل معیارهای بهداشتی و در اتاقهای کوچک چهل پنجاه نفره با برخی مجرمان خطرناک هم‌سلولی بوده و چندین بار به جان او سوء قصد شده است. این روزها وضع جسمی او در زندان قزل‌حصار چنان خراب شده که پزشکان از او قطع امید کرده‌اند، و در همین حال مسوولان بهداری زندان هم از تجویز دارو برای وی خودداری می‌کنند.

چنین به نظر می‌رسد که با توجه به فشار افراد و نهادهای حقوق بشری ایرانی و بین المللی، هزینه اعدام زندانیان سیاسی برای جمهوری اسلامی بالا رفته است؛ لذا این رژیم شیوه نوینی برای حذف زندانیان سیاسی اتخاذ کرده که همانا «مرگ خاموش » آن‌ها باشد. از قضا، جمهوری اسلامی این شیوه را معمولا روی زندانیان سیاسی‌ای پیاده می‌کند که مثل پورشجری گمنام باشند و به سازمان و نهادی وابسته نباشد؛ یعنی همان‌هایی که مثل برخی «زندانیان سیاسی» «سبز» و «بنفش» و البته بعضی رنگ‌های دیگر نه پارتی دارند تا در زندان به آن‌ها «سوییت» بدهند و دم به دقیقه برای‌شان مرخصی جور کنند، و نه نفوذ دارند تا دادخواهی‌شان را در صدها وب‌سایت منتشر کنند و در شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای با آن‌ها مصاحبه یا درباره‌شان تبلیغ کنند. نه، آن‌ها «مستضعف»تر از این حرف‌ها هستند که چنین امکاناتی داشته باشند، و جمهوری اسلامی هم به خوبی به این حقیقت آگاه است، لذا می‌خواهد مثل افشین اسانلو و هزاران زندانی گمنام دیگر آن‌ها را در دخمه‌های «اسلامیِ» قرون وسطاییِ خود خاموش‌وار به کام مرگ بفرستد. و این‌ها همه حاصل همان «نسبی بودن فرهنگ» و «غربی بودن حقوق بشر» است که خانم کرونبرگ به تبعیت از اصلاح‌طلبان حکومتی و برخی دیگر بر طبل آن می‌کوبد.

در همین راستا، هنگامی که خانم کرونبرگ چنین می‌گوید که «وقتی ما درباره موضوع اعدام با مقام‌های ایرانی صحبت کردیم، متوجه شدیم که بیش از ۸۰ درصد اعدام‌ها در ارتباط با جرائم مرتبط با مواد مخدر بوده است»، در حقیقت دارد این را القا می‌کند که اعدام افراد مرتبط با مواد مخدر – که در خود اروپا که ایشان نماینده‌اش است، تحت قوانین حقوق بشری، عمدتا به «بیمار» تعبیر می‌شوند و به جای زندان و اعدام، آن‌ها را به مراکز بازپروری می‌فرستند تا «درمان» شوند – هیچ اشکالی ندارد، و در نتیجه جمهوری اسلامی هم پرونده‌اش پاک است، پس می‌شود با طیب خاطر با آن معامله کرد و دهان مردم و افکار عمومی را هم بست. این هم بماند که ادعای جمهوری اسلامی درباره ارتباط این افراد با مواد مخدر اصلا چقدر صحت دارد. وقتی که «دگراندیش» را در ربع ساعت و به دور از تمام امکانات و لوازم عدالت چنین ناعادلانه محکوم می‌کنند، دیگر وای به حال مجرم اجتماعی.

اما به هر حال روابط حسنه و مزایای تجارت بین اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی از این خرده ریزهای «نسبی» مهم‌تر است که بخواهد خدشه‌ای بر مواضع خانم کرونبرگ وارد آورد. سرِ یک قران دوزار که معامله را به هم نمی‌زنند! لذا با اتفاقاتی که اخیرا افتاد و فرمایشاتی که خانم کرونبرگ فرمود، ظاهرا پیش‌بینی پورشجری در آخرین پست وبلاگش به حقیقت پیوسته که «به هوش باشیم که مافیای مدینه و مجاهدان و جهادگران اسلام برای سومین بار و این مرتبه در قالب اصلاح‌طلبان و ملی-مذهبی‌ها، با برافراشتن پرچم سبزالله و با پروژه «اسلام رحمانی» و به کمک قدرت‌های سلطه‌گر غربی که حفظ اسلام به عنوان اصلی‌ترین عامل عقب‌ماندگی جوامع مسلمان دغدغه آن‌هاست، قصد حمله به ایران دارند».

No responses yet

Dec 15 2013

کدام حقوق، کدام شهروند، نگاهی به منشور حقوق شهروندی، فريدون وهمن

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: فريدون وهمن
دولت جمهوری اسلامی با بوق و کرنا اعلام می‌دارد که حقوق اقليت‌های شناخته شده در قانون اساسی محفوظ است. منشور حقوق شهروندی که دولت پيشنهاد کرده هر قدر هم که به اقليت‌های شناخته شده [زردشتی، يهودی، مسيحی] قدر بنهد باز دست و پايش در گير قانون اساسی است که مقرر می‌دارد آنان فقط: “در حدود قانون در اجرای مراسم مذهبی خود آزادند”

ويژه خبرنامه گويا

۱ – کدام حقوق

منشور حقوق شهروندی که چندی است با تبليغات فراوان پيش‌نويس آن را برای نظر خواهی در معرض قضاوت عموم قرار داده‌اند، با همهء رنگ و جلا و جملات دلنشينی که دارد از همان ابتدا صورت ظاهرفريب ولی بی محتوای خود را آشکار می‌سازد. مخصوصاً هم‌ميهنان ما که در زمرهء کافران و گبران و يهوديان هستند [بخوانيد همهء دگرانديشان] خواهند ديد که به قول مولانا درين صندوق نيز بهرهء ايشان جز لعنت چيزی نخواهد بود.

پيش از بحث در مورد اين منشور بايد به چند اصل مهم توجه نماييم که به اين منشور – يا هر منشور ديگری که با خوشبينی نگاشته شود – خط بطلان می‌کشد.

منشوری که دولت تصويب کند بخودی خود قوّت قانونی ندارد و حقوقی برای کسی تأمين نمی‌کند. تنها هنگامی از آن فايدتی برای ملت حاصل می‌آيد که از تصويب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، با همهء سخت‌گيری‌های فقيهانهء آنان، بگذرد و به صورت قانون در آيد. سؤال اينجاست که اين منشور چگونه با قانون اساسی جمهوری اسلامی که حقوق ملت را مشخص ساخته کنار خواهد آمد.

اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی قانون اساسی می‌گويد: «کليه قوانين و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سياسی و غير اينها بايد براساس موازين اسلامی باشد. اين اصل بر اطلاق يا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانين و مقررات ديگر حاکم است و تشخيص اين امر برعهده فقهای شورای نگهبان است.»

سوای آن منشور حقوق شهروندی بايد از صافی بند پنجم و بند الف از اصل دوم قانون اساسی نيز بگذرد که قوانين و حقوق مردم ايران بر آن پايه‌ها نيز هست :

«بند پنجم: امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.»

«بند الف: اجتهاد مستمرّ فقهای جامع‌الشرايط بر اساس کتاب و سنّت معصومين سلام‌الله عليهم اجمعين.»

معنای ديگر اين بندها آنست که رهبر جمهوری اسلامی می‌تواند حتی قوانين تصويب شده را هر زمان موافق طبعش نباشد با دستوری محرمانه ‌( که مثالش در زير می‌آيد) و يا فرمان‌های آشکاری مثل حکم حکومتی از قوّت بيندازد. و ديگر آن که فقهای جامع الشرايط که تعدادشان در کشور کم نيست در هر زمان می‌توانند با فتوايی دينی رايی بدهند که مخالف هر قانون مصوّبی باشد [اجتهاد مستمر.] اين را نيز از ياد نبريم که اختيارات جامع‌الشرايط بودن و جواز بالاتر بودن از قوانين جاری کشور را علماء دست دوم و سوم و امامان نماز جمعه نيز اکنون شامل خود می‌دانند و آن را مجری می‌دارند. مثال بارزش فتوای همين علماء در انتخاب قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای و آن داستان غمبار بود که بارها گفته و نوشته شده. مثال ديگرش عناد و کينهء امامان جمعهء بعضی از شهرها با بهائيان است که مامورين امنيتی را بجان آنان می‌اندازند، مثل سمنان که امان از بهائيان بريده‌اند‌ و نيمی از بهائيان آن شهر را پشت ميله‌های زندان انداخته‌اند و در بندر عباس که در نخستين روزهای رياست جمهوری آقای حسن روحانی به عنوان نشان دادن ضرب شست، به فتوای امام جمعه شهر، عطاءالله رضوانی بازرگان خوشنام بهائی را ربودند و در بيابان‌های اطراف شهر او را با چند گلوله که از پشت در سرش شليک شد به قتل رساندند. و قاتلين البته هرگز پيدا نخواهند شد.

سوای آن در جمهوری اسلامی قوانين محرمانه‌ای وجود دارد که از شورای عالی انقلاب با امضاء و تاييد رهبر و يا مستقيما از دفتر رهبر صادر می‌گردد و امروزه مصداق عمل مامورين امنيتی است. يکی از اين قوانين در مورد بهائيان به طور اشتباه در اختيار نمايندهء حقوق بشر سازمان ملل که به ايران آمده بود گذارده شد و فاش گرديد. امروزه اگر هزاران دانشجوی بهائی از تحصيل محرومند نه به خاطر مقررات قانون اساسی جمهوری اسلامی است بلکه بر اساس بند ۳ بخش ب اين دستور محرمانه است که مقرر می‌دارد دانشجويان بهائی: «در دانشگاه‌ها چه در ورود و چه در طول دوران تحصيل، چنانچه معلوم شود بهائی‌اند از دانشگاه محروم شوند.» اين مصوّبه محرمانه نمی‌گويد اگر بهائيان دانشگاه خصوصی ايجاد کردند که حتی مدرکش به رسميت نيز شناخته نشود بريزند استاد و شاگرد را به زندان بيندازند. اما در کشوری که می‌گويند برو کلاهش را بياور می‌روند سرش را می‌آورند اين وضع اکنون به طور آشکارا و رسمی مورد عمل است و هيچ مقامی برای دادخواهی وجود ندارد. محروم ساختن بهائيان از کار و کسب و يا مشاغل دولتی نيز از بندهای ديگر همين بخشنامه است.

دولت جمهوری اسلامی با بوق و کرنا اعلام می‌دارد که حقوق اقليت‌های شناخته شده در قانون اساسی محفوظ است. منشور حقوق شهروندی که دولت پيشنهاد کرده هر قدر هم که به اقليت‌های شناخته شده [زردشتی، يهودی، مسيحی] قدر بنهد باز دست و پايش در گير قانون اساسی است که مقرر می‌دارد آنان فقط: «در حدود قانون در اجرای مراسم مذهبی خود آزادند» (اصل سيزدهم). يعنی قانون جمهوری اسلامی بايد حاکم بر چگونگی اجرای مراسم مذهبی زردشتيان، يهوديان و مسيحيان باشد. شرح ناگوار نمونه‌های سخت‌گيری «قانونی» مامورين امنيتی با اين اقليت‌ها هنگام برگزاری مراسم مذهبيشان در اين مقاله نمی‌گنجد. نمونهء بارز آن برگزاری جشن سدهء زردشتيان است که جز با حمل عکسهای تمام قد رهبران جمهوری اسلامی کنار عکس زردشت و سردادن شعارهايی مثل «جانم فدای رهبر» قابل برگزاری نيست.

۲- کدام شهروند؟

شهروندان ايران با هم مساوی نيستند و وقتی چنين حقوقی نوشته می‌شود بايد معلوم گردد شامل همهء شهروندان است يا فقط شهروندانی که مسلمان شيعهء دوازده امامی و مقلد ولی فقيه هستند. در ايران اسلامی اساس تبعيض است، اساس نابرابری است، بين مُسلم و غير مُسلم فرق است، بين کافر حربی و غير حربی فرق است، بين ذمّی و غير ذمّی فرق است، بين سیّد و غير سیّد فرق است، بين زن و مرد فرق است، بين عالم و جاهل فرق است، و همين‏طور فرق‏های بسيار متعددی هست. اين مشکل از زمان مشروطيت بود و در قانون مشروطيت حل نشد امروزه نيز در قانون جمهوری اسلامی حل ناشده باقی است. حال چگونه منشور حقوق شهروندی می‌خواهد از اين سدّ بزرگ بگذرد؟ بگذريم که دم خروس تبعيض مذهبی از نخستين بند اين منشور هويدا است آنجا که می‌نويسد: «ﮐﻠﯿﻪ اﺗﺒﺎع اﯾﺮان ﺻﺮف ﻧﻈﺮ از ﺟﻨﺴﯿﺖ، ﻗﻮﻣﯿﺖ، ﺛﺮوت، ﻃﺒﻘﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻧﮋاد و ﯾﺎ اﻣﺜﺎل آن از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪی و ﺗﻀﻤﯿﻨﺎت ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه در ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻣﻘﺮرات، ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ.» همهء طبقات اجتماعی اتباع ايران را نام برده‌اند اما جرأت نداشته‌اند از مذهب مردم که مهم‌ترين طبقه است و شامل اقليت‌های شناخته شده و شناخته نشده و درويشان و عارفان و سنّيان و غيره است نام ببرند… و مشکل کماکان ادامه دارد.

فريدون وهمن
استاد اديان و زبان‌های باستانی ايران

No responses yet

Dec 10 2013

روایت روزنامه کیهان از سخنرانی شریعتمداری در ۱۶ آذر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: یک روز پس از سخنرانی حسین شریعتمداری به مناسبت روز دانشجو، روزنامه کیهان در گزارشی از “استقبال پر شور و هیجان دانشجویان” از سخنرانی وی خبر داده و نوشت: «دانشجویان یکصدا فریاد حاج حسین دوستت داریم سردادند.»

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، روز شنبه ۱۶ آذرماه در دانشگاه صنعتی شریف حاضر شد که سخنرانی وی با شعارهای حمایتی و اعتراضی فراوانی همراه بود. بر اساس گزارش‌ها شدت اعتراضات و شعارها علیه وی و روزنامه کیهان به حدی بود که او چندین بار مجبور به قطع سخنرانی‌اش شد.

شریعتمداری در ابتدای سخنانش در واکنش به شعارهای دانشجویان علیه روزنامه کیهان گفت: «خدا را شکر که می‌بینم کیهان چه آتشی به جان دشمنان انقلاب در داخل و خارج از کشور انداخته است.» روزنامه کیهان روز یکشنبه (۱۷ آذر) در روایت خود از این ماجرا می‌نویسد: «با این سخن بار دیگر سالن مملو از شور و هیجان شد و دانشجویان یکصدا فریاد حاج حسین دوستت داریم سردادند.»

این روزنامه مدعی آن شده است که مخالفان شریعتمداری عده‌ای بوده‌اند که نمی‌خواسته‌اند او در “یک فضای آرام و به دور از هیاهو سخن بگوید.” مدیرمسئول روزنامه کیهان در پاسخ به برخی شعارها گفت: «ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم.»

به نوشته کیهان پس از آنکه گروهی از مخالفان شعار “موسوی و کروبی آزاد باید گردند” را سر دادند، شریعتمداری در پاسخ به آنها گفت: «فتنه‌گران وطن‌فروش بودند و اگر حزب‌الله نبود وطن را فروخته و رسیدش را هم گرفته بودند.»

“تشویق حاضران، هیاهوی مخالفان”

کیهان در حالی مدعی شور و هیجان حاضران از سخنرانی حسین شریعتمداری شده، که گزارش‌خبرگزاری‌های داخلی و نیز گزارش خود همین روزنامه حاکی از آن است که شریعتمداری چندین بار از سوی مخالفانش “هو” شده است. به نوشته کیهان زمانی که شعار رفع حصر از سوی حاضران در سالن مطرح شده، شریعتمداری خطاب به آنان گفته است: «اگر سران فتنه را آزاد کنند همین فتنه‌گران آنها را می‌کشند، همانطور که ندا آقاسلطان را کشتند.»

او اضافه کرد که حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، هم راضی به آزادی میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیست. به نوشته کیهان او ادامه داد: « از این روی باید از آقای روحانی تشکر کرد که می‌داند با آزادی آنها دوباره کانون و پایگاهی برای اسرائیل درست می‌شود.»

بخوانید؛ خاتمی: می‌خواهند حسن روحانی را از عقبه‌اش جدا کنند

حسین شریعتمداری که نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان نیز به شمار می‌رود، در سخنرانی ۱۶ آذر افزون بر زدن اتهام “قتل ندا آقا سلطان” به اصلاح‌طلبان، آن‌ها را متهم به “همکاری با اسرائیل، آمریکا، طالبان، صدام حسین و عبدالمالک ریگی” کرد. او همچنین زمانی که عده‌ای به طرفداری از محمد خاتمی شعار “اصلاحات زنده باد خاتمی پاینده باد” دادند، با حمله به رئیس‌جمهور پیشین ایران گفت: «آقای خاتمی اگر می‌خواست پاینده باشد با جرج سوروس مخفیانه ملاقات نمی‌کرد. دست راسموسن دبیرکل ناتو را با گرمی نمی‌فشرد.»

DW.DE
شصتمین سالگرد ۱۶ آذر

• صفحه ویژه

به نوشته کیهان زمانی که عده‌ای شعار دادند “یا حسین، میرحسین” شریعتمداری از آنان پرسید: «منظورتان صدام حسین است دیگر؟! صدام حسین به دنبال براندازی انقلاب بود و فتنه‌گران نیز به دنبال همین بودند.»

این روزنامه در ادامه روایت خود می‌نویسد که حسین شریعتمداری در پایان سخنرانی‌اش خطاب به مخالفین گفت: «شعارهای شما سبب شد تا من این سخنان را که نمی‌توانستم در یک سخنرانی با وقت محدود بیان کنم، به صورت کپسولی و فشرده در اینجا برملا کنم و باعث خجالت حامیان فتنه بشوم.»

کیهان در پایان روایتش اضافه می‌کند که این مراسم “در میان تشویق حاضران و هیاهوی مخالفان به پایان رسید.”

واکنش‌ها به شعار “رفع حصر”

شعار “رفع حصر” که امسال یکی از شعارهای مشترک مراسم روز ۱۶ آذر در دانشگاه‌های مختلف کشور بود، واکنش‌های متفاوتی را در میان سخنرانان برانگیخت. حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، که در دانشگاه شهید بهشتی سخن می‌گفت، پس از سر دادن شعار “موسوی و کروبی آزاد باید گردند” پاسخ داد که “دولت او به همه وعده‌هایی که به مردم داده، پایبند است.”

او اضافه کرد که برای دستیابی به اهداف به “ایجاد اجماع داخلی و همدلی” نیاز است.

بخوانید؛ سخنگوی دولت: “رفع حصر” در دستور کار دولت قرار دارد

محمد حسین صفار هرندی، وزیر پیشین ارشاد، که در دانشگاه تهران حضور پیدا کرده بود، در پاسخ به این شعار گفت: «این عده‌ای که خواستار رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی هستند باید بدانند تکلیف این موضوعات را یک نظام تعیین می‌کند و این موضوعات بچه بازی نیست.»

به گزارش خبرگزاری ایسنا در این مراسم یک دانشجوی معترض کفشی را به سوی وی پرتاب کرد.

علی شکوری راد، نماینده مردم تهران در مجلس ششم و فعال سیاسی نیز که در مراسمی با نام “سپیده امید” که به همت انجمن اسلامی دانشگاه تهران برپا شده‌بود، نسبت به وضعیت نامناسب جسمی سران زندانی جنبش سبز اظهار نگرانی کرده و تأکید کرد که آنها به مراقبت پزشکی، نور آفتاب و درمان نیاز دارند.

او خطاب به حاضران در این مراسم گفت: «این جمعیت دل در گرو کسانی دارند که امروز در زندان هستند و برای آزای آنها لحظه‌شماری می‌کنند. حال کسانی که یوسف ما را در بند و حصر کردند بدانند که اگر یوسف زندان کشید، به عیارش افزوده شد. از یوسف ما طلب توبه نکنید. چگونه می‌خواهید که یوسف ما توبه کند؟ او توبه نخواهد کرد و پیغام داده است که نگران من نباشید. او در حصر باقی ماند تا عیارش بالا رود تا روزی به عزیزی برسد.»

No responses yet

Dec 02 2013

اگر می خواهید بدانید مملکت دست چه کسانی است زندگی نامه منصور حقيقت پور،‌ نايب رئيس کميسيون امنيت ملی و سیاست خارجی مجلس را بخوانید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

سایت ملوکانه: دکتر منصور حقیقت پور در سال یکهزار و سیصد و سی و هشت در خانواده ای مذهبی در جنوب شهر تهران که پدر بزرگوارشان اردبیلی الأصل بوده و متولد روستای اوجور سرعین و مادر گرامی شان نیز متولد روستای چهره برق یورتچی شهرستان نیر می باشند چشم به جهان گشود.

یشان از همان اوایل دوران کودکی و نوجوانی تحت تربیت خانواده ، فعالیت مذهبی خود را از مسجد محل آغاز نمودند.

در طول تحصیلات مقدماتی به همراه تربیت علمی، تربیت دینی نیز یافته و از زمان بلوغ با توجه به شناختی که از روحانیت راستین داشته اند مقلد حضرت امام خمینی (ره) می شوند و با توجه به سن کم خود رساله آن حضرت را به دست آورده و با سایر جوانان مسلمان بصورت مشترک شروع به مطالعه و استفاده از آن می نمایند.

در سال های 1355 تا 1356 فعالیت خود را در قالب حضور در جلسات مذهبی و توزیع کتب و اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) افزایش داده و در راستای جذب و ساماندهی جوانان مسلمان در قالب توسعه کتابخوانی و راه اندازی کتابخانه در مساجد تلاش می کنند.

در سال 1356 و در سن 18 سالگی به دلیل فعالیت در کتابخانه های مساجد توسط دستگاه امنیتی، انتظامی نظام شاهنشاهی احضار و چندین بار مورد بازجویی قرار می گیرند.

با اوج گیری انقلاب اسلامی همراه با سایر انقلابی ها نقش موثر در تحرکات انقلابی و سازماندهی مردم جهت حضور در اعتراضات داشته و پس از تشکیل ستادهای حمایت مردمی در آن مقطع تاریخی، با ارائه خدمات رفاهی و معیشتی در راستای افزایش آستانه تحمل مردمی برآمده اند.

ایشان در بطن انقلاب با اخذ مدرک دیپلم ریاضی موفق به قبولی در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران شده و با ورود به دانشگاه همراه با سایر دانشجویان در نهضت اسلامی مردم ایران مشارکت فعالی داشته اند به طوری که به عنوان عاملی در تعطیلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در 13 آبان ماه نقش موثری را ایفا نموده و با پیوستن به خیل عظیم دانشجویان و دانش آموزان در آن دانشگاه، تولد خیزش جوانان را به وجود می آورند.

در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران مسئولیت قسمتی از انتظامات بهشت زهرا (س) که محل حضور و جلوس حضرت امام خمینی (ره) بود برعهده ایشان و سایر دوستانشان در کمیته استقبال قرار می گیرد.

در طول دوران فعالیت دانشجویی ضمن مشارکت در انقلاب مردم تلاش دیگری را در پالایش جریانات دانشجویی و حفظ فاصله منطقی از جریانات ملی گرا، چپ گرا و التقاطی و منافق برعهده داشته و مبارزه داخلی در دانشگاه جهت جلوگیری از مصادره انقلاب را با موفقیت به انجام می رسانند.

ایشان با حضور حضرت امام خمینی (ره) در خیابان ایران موفق به زیارت آن حضرت شده و در روزهای حساس 21 و 22 بهمن ضمن اجرای فرامین آن بزرگوار، در تسخیر صدا و سیما ، پادگان باغ شاه و پادگان قلعه مرغی نقش فعالی داشته اند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اکثر کمیته ها حضور یافته و پس از ندای امام عزیز(ره) به سازندگی، در قسمت هایی از مناطق محروم استان کرمانشاه انجام وظیفه نمودند و پس از مدتی جهت ادامه تحصیل به دانشگاه رجوع کرده و در اوایل سال 1359 با توجه به نیاز سپاه پاسداران ، آمادگی خود را با این نهاد مقدس اعلام نموده و ضمن همکاری با ستاد مرکزی سپاه با جریانات ضد انقلاب و برانداز نظام و کودتاچیان مقابله جدی می نمایند.

پس از شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنوب و مناطق دارخوین، سلمانیه و مارد عزیمت نموده و با همرزمان شهید خود همچون شهید محمد آتوت، شهید علی ناطق نوری مسئولیت ادوات مستقر در خط سلمانیه را عهده دار می شوند.

با اصرار فرماندهان عالی سپاه ضمن عزیمت از جبهه های حق علیه باطل ، مسئولیت مبارزه با منافقان را عهده دار شده و همزمان با آن به فرماندهی سپاه پاسداران کرج انتخاب می شوند.

در طول این مدت ضمن برقراری ارتباط با رزمندگان حاضر در جبهه ها ، در ایام خاص مخصوصا در زمان عملیات ها در جمع این عزیزان حضور یافته اند که عملیات والفجر مقدماتی و خیبر از آن جمله بوده است.

در سال 1364 در اوج هواپیما ربایی منافقان ، به عنوان فرماندهی سپاه پاسداران فرودگاه ها و امنیت پرواز کل کشور انتخاب شده و ضمن سازماندهی، آموزش و تجهیز این قسمت از سپاه ، به حول و قوه الهی موفق به خنثی نمودن تمامی توطئه های منافقان در به انجام رساندن اقدامات پلید خود برای ربایش هواپیماهای مسافربری ایران می شوند.

در این مقطع پس از انقلاب فرهنگی به دانشگاه برگشته و موفق به دریافت مدرک کارشناسی جامعه شناسی از دانشگاه تهران شدند.

ایشان به دفعات متعدد به محضر حضرت امام خمینی (ره) رسیده و توفیق دست بوسی آن عزیز سفر کرده را برای خود فراهم می نمایند.

در سال 1366 به بخش برون مرزی سپاه پاسداران منتقل شده و مسئولیت بررسی های سیاسی، فرهنگی در حوزه های آسیای میانه ، آسیای جنوب غرب، قفقاز، ترکیه ، پاکستان و کشور های همجوار را عهده دار می شوند و در مسیر توسعه انقلاب اسلامی در آن مناطق با مسلمانان منطقه همکاری تنگاتنگ داشته و قریب دوسال به عنوان مشاور نظامی در آذربایجان مستقر و در جهت آموزش و تجهیز ارتش آذربایجان خصوصا در مقطع جنگ قره باغ انجام وظیفه می نمایند که در این مقطع بیشترین همکاری دفاعی و آموزشی فی ما بین ایران و جمهوری آذربایجان به وقوع می پیوندد.

تلاش وافر در جهت بررسی وضعیت مسلمانان منطقه در زمینه های اعتقادی، سیاسی و اوضاع شیعیان و نیز بررسی تهدیدات در حوزه های کشورهای اسلامی و نیز موضوع وهابیت از جمله مطالعات و تحقیقات موثر ایشان بوده است که قسمتی از این تحقیقات و موضوعات در سطح محدودی منتشر شده است.

در ادامه پس از دریافت درجه سرتیپ دومی جهت ادامه تحصیلات به دانشگاه دافوس(فرماندهی ستاد) مامور گشته و با رتبه ی ممتاز، موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت دفاعی می شوند.

پس از اوج گیری قیام مردم عراق و نهایتا سقوط آمریکا ، ستاد پشتیبانی از مردم این کشور را تشکیل داده و اقدام به امداد رسانی شیعیان محروم منطقه عراق می پردازند و پس از مدتی با قبول مسئولیت ستاد بازسازی عتبات عالیات کشور به منظور ارائه خدمات عمرانی ، فنی، فرهنگی، اجتماعی به حرمین شریف حضرت سید الشهدا، حضرت ابوالفضل العباس (ع)، حضرت امیرالمومنین علی (ع)، امامین عسگریین و امامین جوادین اقدامات جدیدی را انجام نموده و در مدت 6 سال خدمت در این مناطق مطهر و نورانی با ایجاد نهادهای مردمی و تأسیس 500 دفتر نمایندگی در سراسر کشور و ده ها دفتر برون مرزی به منظور ایجاد یک حماسه عمرانی در عتبات عالیات قدم مفیدی را برداشته و در این مقطع بالغ بر 800 میلیارد ریال خدمات عمرانی در قالب ده ها پروژه در عتبات عالیات را به مرحله اجرا در آوردند که باعث شکوفایی این مناطق شده و چندین پروژه عظیم دیگر در نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و حرمین طفلان حضرت مسلم (ع) و … را آغاز نمودند که هم اکنون در حال اجرا می باشد. فعالیت این ستاد مورد رضایت تمامی مراجع تقلید عظام خصوصا رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) قرار گرفت و معظم اله چندین بار ضمن اعلام رضایتمندی خود از عملکرد این ستاد بر ادامه فعالیت ها تأکید نمودند.

در این فاصله با ورود به دوره عالی جنگ موفق به گذراندن دوره دکتری در رشته مدیریت استراتژیک شده و در پایان به عنوان دانشجوی ممتاز این رشته مورد تشویق قرار می گیرند.

همزمان با سپری نمودن این دوره، ده ها تحقیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مدیرتی انجام دادند که بارزترین آن ها بررسی سیر تکوین پان ترکیسم و پان آذریسم ، بررسی اندیشه های سیاسی وهابیت، مطالعات در خصوص جنگ نرم، استراتژی توسعه انقلاب در حوزه حریف و … بوده است.

در دی ماه سال 1387 با دعوت وزارت کشور و و صلاحدید مقامات از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به وزارت کشور مأمور گشته و به عنوان خادم مردم عزیز استان اردبیل در کسوت استاندار مشغول فعالیت شدندکه در این مدت مورد حمایت شدید نماینده محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه محبوب اردبیل قرار گرفته و پس از 18 ماه فعالیت و خدمت صادقانه در این استان به مآموریت خود پایان دادند.

در طول سال های اخیر به عنوان مدرس دانشگاه های امام حسین (ع) ، دانشکده فرماندهی ستاد کل، دانشگاه آزاد اسلامی و عضو هیئت علمی در دانشگاه های سراسری با موضوعات مکاتب جغرافیایی، ژئوپلتیک، جغرافیای کشورهای همسایه ، مدیریت استراتژیک و … مشغول فعالیت بوده اند.

No responses yet

Dec 02 2013

عزت‌الله ضرغامی با دفاع از سه مجری تلویزیون: گفتگوی روحانی هدف‌گذاری خاص شده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: عزت‌الله ضرغامی٬ رئیس سازمان صدا و سیما با دفاع از عملکرد سه مجری گفتگوی زنده تلویزیونی حسن روحانی گفت که منتقدان از «هدف‌گذاری خاص» این گفتگو بی‌اطلاع هستند.

به گزارش «باشگاه خبرنگاران جوان» آقای ضرغامی این مطلب را در دیداری که با محمدرضا شهیدی‌فر، محمود احمدی‌افزادی و ندا سپانلو داشته٬ بیان کرده ست.

این سه نفر مجری برنامه هفته گذشته «گزارش ۱۰۰ روزه آقای رئیس‌ جمهور» بودند که عملکرد آن‌ها با انتقاد‌های گسترده‌ای مواجه شده بود.

بسیاری از منتقدان٬ عملکرد این سه مجری در این گفتگوی تلویزیونی را «چاپلوسانه» و «تمجید‌آمیز» ارزیابی کرده و به این عملکرد صدا و سیما اعتراض کرده بودند.

آقای ضرغامی هم چند روز پس از انجام این گفتگو خطاب به این مجری‌ها گفته است: «انتقادهای زیادی که از جناح‌های مختلف به شما وارد شد، بدون اطلاع از پشت صحنه و هدف‌گذاری خاص برای این گفتگو است.»

رئیس سازمان صدا و سیما هیچ اشاره‌ای به جزئیات این «هدف‌گذاری خاص» نکرده است.

وی با این وجود به شهیدی‌فر٬ احمدی‌افزادی و سپانلو گفته که «این انتقاد‌ها از ارزش و جایگاه شما در رسانه ملی نمی‌کاهد.»

سایت «آینده‌آنلاین» هم به نقل از سردبیر روزنامه «جام‌جم» نوشته نهاد ریاست جمهوری به سازمان صدا و سیما اعلام کرده بود که این برنامه یک «نشست دورهمی» است.

سردبیر روزنامه «جام‌جم» همچنین نوشته که از نهاد ریاست جمهوری به این مجری‌ها گفته شده بود که «قرار نیست مصاحبه و چالش و.. باشد. دورهمی است برای ارائه گزارش رئیس جمهور…»

آن‌طور که این سردبیر نوشته محمود احمدی‌افزادی در دقیقه ۹۰ از سوی نهاد ریاست جمهوری به این گفتگو اضافه شده و صدا و سیما در جریان این موضوع نبوده است.

وی همچنین افزوده که تصویربرداری این گفتگو نیز بر عهده صدا و سیما نبوده و نهاد ریاست جمهوری مسئولیت آن را بر عهده داشته است.

No responses yet

Dec 02 2013

اصلاح نام «امامزاده بیژن»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایسنا: شاید شنیده باشید که «امامزاده بیژن» واقعا در استان مازندران وجود دارد، اما نام این امامزاده در واقع «امامزاده بی‌جِن» بوده که در طول سال‌ها در نزد عامه به «بیژن» تغییر کرده است. بعد از اطلاع‌رسانی در این‌باره و حساسیتی که سازمان اوقاف و امور خیریه نسبت به این موضوع داشت، تابلوی این امامزاده برداشته و تابلوی جدیدی جایگزین آن شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در گذشته به‌دلیل وجود دو امامزاده به نام «سیدمحمد» در روستای «کُپ سفلی» از توابع استان مازندران، نام یکی از آن‌ها، به انتخاب مردم محلی تغییر کرد؛ آن‌ها برای یکی از امامزاده‌ها، نام «بی‌جِن» را انتخاب کردند، به این دلیل که آن مکان را بدون جن می‌دانستند و بعدها، «بی‌جن» در محاوره به «بیژن» تغییر کرد.

حجت‌الاسلام عبدالله ولی‌نژاد – سرپرست اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور – شهریوماه امسال، درباره صحت وجود امامزاده‌ای معروف به «سید بیژن» در مازندران به خبرنگار ایسنا گفت: شاید تا چند سال پیش، کمتر کسی نام امامزاده «سید بیژن» را شنیده بود؛ اما از دو سال پیش که ضریح‌گردانی در برخی شهرستان‌های استان مازندران انجام شد، این نام نیز بر سر زبان‌ها افتاد. خیلی‌ها به این امامزاده اعتقاد دارند و با توجه به بررسی‌ها و تحقیقات ما، امامزاده بیژن صاحب کرامت است.

در این‌باره، امیر هاشمی‌مقدم – پژوهشگر حوزه‌ی مردم‌شناسی و ایران‌شناسی – نیز مهرماه امسال، اظهار کرد: در بررسی‌هایی که درباره‌ی «امامزاده بیژن» انجام دادم، متوجه شدم به باور اهالی، امامزاده بیژن، سید یا درویشی بوده که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، روبه‌روی اتاق گلی‌اش می‌نشست و مردم او را باور داشتند. او بین اهالی به «امامزاده بی‌جن» معروف است، «بی‌جن» یعنی امامزاده‌ای که جن ندارد.

حالا بعد از انتشار اخباری درباره‌ی نام این امامزاده در رسانه‌ها، اداره‌ی اوقاف و امور خیریه‌ی شهرستان نور در مازندران، تابلوی قبلی را برداشته و با اصلاح نام «امامزاده سیدمحمد» از «بیژن» به «بی‌جِن» تلاش کرده تا در راستای اصلاح نامی که به اشتباه بین مردم معروف شده و در شبکه‌های اجتماعی فضای سوء تفاهمی ناخوشایندی را ایجاد کرده بود، گام مهمی بردارد.

No responses yet

Nov 28 2013

تفاوت زندانی سیاسی با زندانی سیاسی : بسیجی خیبر با پان ایرانیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

روشنگر نسل سوخته: در رژیم جمهوری اسلامی دو نوع زندانی سیاسی داریم. یکی مانند مهدی خزعلی، بسیجی خیبر، و دیگری مانند ابوالفضل عابدینی، از حزب پان ایرانیست. در زیر تفاوت‌های این دو گونه زندانی سیاسی آورده شده است.

بسیجی خیبر : از ٣ ماه پیش که برای او ٦ سال زندان بریده‌اند یک روز هم زندان نرفته است.
پان ایرانیست : از ٤ سال پیش که برایش ١١ سال زندانی بریده‌اند حتا یک روز هم به مرخصی نیامده است.

بسیجی خیبر : توانایی ٥ ماه اعتصاب غذای تر و ٣ هفته اعتصاب غذای خشک دارد.
پان ایرانیست: در کمتر از ٢ هفته اعتصاب غذای تر به خونریزی معده می‌افتد و حالا جسمی‌اش بسیار بد می‌شود.

بسیجی خیبر: دغدغه‌اش این است که چرا رفسنجانی رییس جمهور نشد.
پان ایرانیست : دغدغه‌اش این است که جمهوری اسلامی ایران را به پرتگاه سقوط برده است.

بسیجی خیبر : خودش پیش از گرد همایی‌ها به عوامل وزارت اطلاعات پیامک می‌زند و محل را گزارش می‌دهد.
پان ایرانیست : عوامل وزارت اطلاعات او را شکنجه می‌دهند تا از او در مورد یارانش اطلاعات بگیرند.

بسیجی خیبر : ناراحتی‌اش این است که چرا در روز عاشورا برایش روضه حسین پخش نکرده اند.
پان ایرانیست : ناراحتی‌اش این است که چرا جمهوری اسلامی آثار فرهنگی و باستانی ایران را از بین می‌برد.

سو تفاهم نشود نگارنده دوست ندارد هیچ کسی بدلیل بیان باورهایش به زندان برود، حتا اگر آن فرد بسیجی خیبر باشد. اما خود داوری کنید آیا زندانی نماهایی مانند مهدی خزعلی سرپوشی تبلیغاتی برای شنیده نشدن صدای زندانیان واقعی و زیر شکنجه نیستند ؟

No responses yet

Nov 26 2013

ظریف: به این گروه اعتماد نداریم اما مذاکره می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

بی‌بی‌سی: ظریف: اگر قرار باشد یک طرف بتواند به همه خواسته‌های خود برسد دیگر نیازی به مذاکره نیست

وزیر امور خارجه ایران ارزیابی خود از مذاکرات و توافقنامه ژنو را تشریح کرده و تاکید ورزیده که این توافقنامه در صورت عدم رضایت طرفین قابل بازگشت است. رئیس مجلس نیز از توافق ژنو استقبال کرده است.

محمد جواد ظریف با حضور در برنامه “دو نیم ساعت” شبکه خبر تلویزیون جمهوری اسلامی، با تشریح نحوه دستیابی به توافق اخیر با گروه ۱+۵، از ناظران داخلی خواسته است تا در گزارش نتیجه این مذاکرات، تحت تاثیر ارزیابی طرف مقابل قرار نگیرند.

آقای ظریف گفت در هر مذاکره‌ای، دو طرف به بخشی از خواسته‌های خود دست می‌یابند و با اظهار این نظر که در مذاکرات ژنو، طرف مقابل، به منظور کسب حمایت افکار عمومی، ناگزیر بوده نتیجه مذاکرات را موفقیتی برای خود قلمداد کند، گفت: “برخی اوقات دوستان ما آنچه را که به عنوان پیچش خبری یا تلاش برای مهندسی خبر از سوی بازیگران و کنشگران مختلف انجام می‌شود، با واقعیات قاطی و تصور دیگری ایجاد می‌کنند.”

آقای ظریف افزود که سند مورد توافق در مذاکرات ژنو که “برنامه اقدام مشترک” نام گرفته، شامل اعلام موضع آمریکا و شامل تمامی نظرات آن کشور نیست و در نتیجه، آمریکاییان می‌بایست آن را توجیه و تفسیر کنند و افزود “به همین اندازه هم این سند، موضع ما نیست زیرا اگر قرار بود موضع ما باشد، ما بیانیه‌ای می دادیم و بنابراین مذاکره‌ای صورت نمی‌گرفت.”

پس از اعلام توافقنامه ژنو، برخی منتقدان داخلی با استناد به سخنان مقامات آمریکایی در مورد دستیابی به اهداف آن کشور در مذاکره ژنو، گفتند که اظهارات هیات مذاکره کننده ایرانی در مورد موفقیت در این مذاکرات با ارزیابی آمریکاییان تعارض دارد و در نتیجه، اظهارات طرف ایرانی در مورد دستیابی به موفقیت را مورد تردید قرار دادند.
شرکت کنندگان در ژنو

شرکت کنندگان در ژنو بر سر اقداماتی برای پیشرفت به سوی حل نهایی پرونده هسته‌ای ایران توافق کردند

وزیر امور خارجه گفت که توافق به دست آمده شامل اقدامات دو طرف طی شش ماه آینده از جمله لغو برخی از تحریم‌های وضع شده توسط اتحادیه اروپا و توقف برخی از اقدامات آمریکا برای جلوگیری از صادرات نفت و معاملات بانکی ایران است و به جریان انداختن این اقدامات مستلزم زمان است و احتمالا مقدمات اجرای این بخش از توافقنامه تا اواخر سال میلادی جاری – اوایل دیماه – فراهم خواهد آمد. ایران نیز برای اجرایی کردن مواردی که قبول کرده است به زمان نیاز دارد.

وی گفت که مبنای سندی که مورد توافق قرار گرفته پیشنهادهایی است که او در حاشیه اجلاس مجمع عمومی و در نخستین جلسه مذاکرات ژنو ارائه داده بود و انتظار دارد طی شش ماه آینده، توافق نهایی به دست آید و مذاکرات برای دستیابی به این منظور، از اواسط سال جاری میلادی آغاز شود. آقای ظریف یادآور شد که “اقدامات مرحله نهایی همان طوری که در سند وجود دارد، رفع همه تحریم‌هاست، چه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل و تحریم‌های یکجانبه آمریکا و چه تحریم‌های اتحادیه اروپا و دیگر تحریم‌هایی که کشورهای مختلف علیه ایران به اجرا گذاشته‌اند.

وزیر خارجه در این مورد تاکید ورزید که مذاکره برای لغو تحریم‌ها به این معنی نبوده که جمهوری اسلامی، این تحریم‌ها را قانونی دانسته است.
توافق نه تعهد

وزیر خارجه ایران در تشریح “واژه‌های گام به گام و دو سویه” که در متن توافقنامه آمده است گفت که باید اقدامات دو طرف متوازن باشد و هر اقدامی که یک طرف انجام می‌دهد، با اقدامی از طرف مقابل متوازن شود و روند حل این مساله، در مراحل پی در پی صورت گیرد به نحوی که “همه احساس کنند که منافع و دیدگاه‌های مشروع آنها تامین می‌شود.”

آقای ظریف بار دیگر تاکید کرد که سند مذاکرات ژنو “تعهد حقوقی” برای طرفین ایجاد نمی‌کند بلکه شامل اقدامات داوطلبانه دو طرف است “و پس از شش ماه یا حتی در میان شش ماه، اگر هر یک از طرف‌ها احساس کند که طرف مقابل پایبند نیست، قابل بازگشت است.”
وزیران خارجه ایران و فرانسه

به گفته ظریف، در اجلاس دوم ژنو وزیر خارجه فرانسه موضعی منفی اتخاذ کرده بود

وزیر خارجه ایران به خصوص تاکید کرد که اگر مشاهده شود که کنگره آمریکا، تحت فشار داخلی، تحریم‌های جدیدی را علیه ایران تصویب کرده، معلوم می‌شود که در اجرای توافقنامه، موفق نبوده‌اند و در نتیجه، “ضرورتی نخواهد داشت که ما این اقدامات را انجام دهیم.” وی یادآور شد که طبق قوانین ایالات متحده، رئیس جمهوری آن کشور می‌تواند مانع از تصویب نحریم‌های جدید از سوی کنگره شود و اگر چنین نکند، “رئیس جمهوری آمریکا را پاسخگو و مسئول می‌دانیم.”

در مورد اقداماتی که براساس توافقنامه ژنو از ایران انتظار می‌رود، وزیر امور خارجه تاکید کرد که غنی‌سازی اورانیوم ادامه می‌یابد و در مورد توقف غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی هم گفت که فعالیت در این زمینه به دلیل خودداری کشورهای خارجی از تحویل سوخت به رآکتور اتمی ایران آغاز شده بود و طی سال‌های گذشته، مقدار کافی سوخت برای این منظور تهیه شده است.

اشاره آقای ظریف به سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران است که در دهه ۱۹۶۰ توسط ایالات متحده ایجاد شد. سوخت این رآکتور به صورت میله‌های سوخت غیر قابل استفاده در موارد دیگر طی سال‌های بعد همواره تحویل ایران می‌شد اما در سال ۱۳۸۸، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری وقت، کشورهای خارجی را به کارشکنی متهم کرد و اعلام داشت که دستور تولید اورانیوم ۲۰ درصدی را داده و هدف از آن را، خودکفایی در سوخت رآکتورهای هسته ای ایران عنوان کرد.

مخالفان برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده بودند که هدف از این اقدام، ادامه غنی سازی تا دستیابی به اورانیوم با خلوص لازم برای ساخت بمب اتمی است هر چند مقامات جمهوری اسلامی همواره وجود برنامه‌ای برای تولید جنگ افزارهای هسته‌ای را تکذیب کرده‌اند.

آقای ظریف گفته است که براساس توافق صورت گرفته، غنی سازی اورانیوم با خلوص پائین ادامه خواهد داشت و تاکید ورزید که خود او هم هرگز نگفته است که فعالیت در این زمینه کاهش می‌یابد هرچند ابراز آمادگی کرده است که در مورد ابعاد آن مذاکره کند.

وزیر خارجه ایران در این برنامه تلویزیونی گفت که ورود به مذاکره، نشانه “خودباوری” است و اعلام موضع به جای مذاکره، مساله‌ای را حل نمی کند. وی در عین حال گفت که سخنان رهبر جمهوری اسلامی، “مبنی براینکه به این گروه اعتماد نداریم، همیشه آویزه گوش ماست و این را به آنها نیز می‌گوییم هر چند این بی اعتمادی موجب نمی شود مذاکره و تفاهم نکنیم.”
موضع مجلس

در خبری دیگر در همین زمینه، به گزارش خبرگزاری فارس، قرار است وزیر امور خارجه در جلسه روز چهارشنبه مجلس حضور یابد و در مورد توافق ژنو توضیح دهد.
لاریجانی و روحانی

رئیس مجلس هم از نتیجه اقدامات هسته‌ای دولت روحانی حمایت کرده است

همچنین، علی لاریجانی در جلسه علنی مجلس در روز سه شنبه، ۵ آذر (۲۶ نوامبر) در مورد توافقنامه ژنو گفت این روزها مردم ایران و جهان شاهد مذاکراتی بودند که در طول ۱۰ سال گذشته یکی از مهمترین موضوعات منطقه و جهان بود و در چند ماه اخیر، دولت جدید وقت و انرژی زیادی را صرف حل و فصل مسئله هسته‌ای کرد.

آقای لاریجانی افزود “پس از مذاکرات اخیر برخی مقامات غربی با عجله مواضعی را اتخاذ کردند که حق غنی‌سازی ایران را نپذیرفته‌ایم؛ اضطراب مقامات آمریکایی قابل درک است چراکه اصولا حق غنی‌سازی نیازمند تائید چنین موجوداتی نیست و تمام کشورهایی عضو NPT دارای این حق هستند ولو آنرا اعمال نکنند.”

علی لاریجانی در آغاز دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد برای مدتی سرپرستی مذاکرات هسته ای را برعهده داشت اما سپس جای خود را به سعید جلیلی دارد. وی هنگام مذاکرات هسته ای در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، که به سرپرستی حسن روحانی، رئیس جمهوری کنونی، انجام می شد، رویکرد مذاکره کنندگان ایرانی را مورد انتقاد قرار داده و گفته بود که “در غلطان دادیم و آب‌نبات گرفتیم.”

در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، گفته شد که کشورهای غربی طرحی را برای حل بحران هسته‌ای مطرح کرده اند تا ایران در برابر تعلیق بخشی از برنامه‌های هسته‌ای خود امتیازهایی دریافت کند که از جمله شامل کمک به توسعه فن آوری صلح آمیز هسته‌ای، توسعه همکاری‌های اقتصادی و لغو تحریم‌های قدیمی ایالات متحده و تسهیلات تجاری دیگر برای ایران بود. با تغییر دولت، جمهوری اسلامی مواضع سختگیرانه‌تری را در زمینه ادامه برنامه هسته‌ای اتخاذ کرد.

No responses yet

Nov 26 2013

توافق هسته ای ؛ ترکمانچای دیروز ، اقتدار امروز!؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

مجتبی واحدی – حصول توافق بر سر پرونده هسته ای ، خوشحالی بسیاری از ایرانیان و صلح دوستان در سراسر جهان را به دنبال داشت. خوشحالی هموطنان ، بیش از آنکه ناشی از رسیدن به دستاوردی هم تراز با دهها میلیارد دلارهزینه برای برنامه هسته ای جمهوری اسلامی باشد بازتابی از رفع نگرانی آنها از گسترش پیامدهای منفی این پروژه است. در واقع ، به نظر می رسد ضرب المثل خودمانی « جلوی ضرر را از هر جا بگیری ، منفعت است » در این مقطع آنچنان بر ذهن مردم مستولی است که کسی به فکر محاسبه سود و زیان ناشی از برنامه هسته ای از آغاز تا زمان حصول توافق جدید نیست.بحث در مورد مفاد توافق نامه اخیر و تطابق آن با عزت و غرور ملی نیز در مقطع فعلی ، امکان پذیر نمی باشد. البته تردید ندارم که در آینده ای بسیار نزدیک ابعاد این توافق نامه ،به نقل محافل تبدیل خواهد شد. در آن روز مُشت های زیادی برای مردم باز می شود و نقاب از بسیاری چهره ها برداشته خواهد شد. اما تا آن روز نمی توان چشم بر همه واقعیت ها بست و اجازه داد گروهی پر مدعا ، هم دروغ بگویند وهم خود را قهرمان در همه عرصه ها از جمله راستگویی به خلق اله معرفی کنند. به خصوص بایستی با قاطعیت در برابر کسانی ایستاد که نقاب مردم خواهی و آزاد منشی بر چهره دارند امادر پشت این نقاب ،به دنبال تبانی نوشته یا نا نوشته با رهبر هستند تا نقش او در ماجراجویی پر هزینه هسته ای را کمرنگ جلوه دهند.

برای روشن شدن موضوع باید چند ماه به عقب رفت ؛ به بهار امسال که عده ای خود را برای نقش آفرینی در آنچه انتخابات ریاست جمهوری نامیده می شد آماده می کردند. آنها با تأکید مکرر و گاه کسالت آور بر نابسامانی های هشت ساله ، همه گناهها را متوجه احمدی نژاد می کردند تا نگاهها از عامل مادام العمر فلاکت ایران ـ رهبر به طرف کسی برود که دوره ریاست او رو به پایان بود. انتخابات به پایان رسید اما حمله به احمدی نژاد و انتساب همه نابسامانی ها و فلاکت ها به او ،همچنان تنها عامل وحدت گروهها و افرادی است کهظاهراً هیچ عامل اشتراک دیگری ندارند. همه این افراد در ماجرای توافق نامه اخیر هسته ای نیز همچنان بر همان رویه پافشاری دارند . همه آنها به گونه ای سخن می گویند که گویی احمدی نژاد دارای اختیارات کامل در موضوع هسته ای بوده و مسئولیت همه فلاکت های هسته ای ، متوجه اوست.یقین دارم اغلب این افراد به خوبی می دانند که اولاً از روز نخست هم احمدی نژاد حاکم مطلق در پروژه و پرونده هسته ای نبود .ثانیاً در دوسال پایانی دولت دهم ، پرونده هسته ای به طور کامل از دستان او خارج شده بود.اما به فرض که ادعاهای این گروه به خصوص طیف سبز و بنفش آنها صحیح باشد آنگاه آنان باید توجیه اخلاقی برای رفتار دوگانه خود نسبت به شرایط یکسان ، ارائه نمایند. روز بیست وهفتم اردیبهشت ماه سال هشتاد ونه ، با حضور مقاماتی از برزیل و ترکیه در تهران ، بیانیه سه جانبه ای امضا شد که به موجب آن دولت جمهوری اسلامی متعهد می شد برای رفع نگرانی گروه 1+5 حدود یکهزار و ودویست کیلوگرم اورانیوم غنی شده سه و نیم درصدی را تحویل ترکیه دهد . در مقابل ترکیه تضمین می کرد که معادل یک صد و بیست کیلوگرم اورانیوم با غلظت حدود بیست در صد – بر اساس تفاهم با شش قدرت جهانی در اختیار ایران قرار گیرد. (متن بیانیه تهران ، اینجا) . صدور این بیانیه اعتراض گروهی از اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز را به دنبال داشت. آنان معتقد بودند ـ و اعتقاد آنان ، درست بود ـ که این نوع بر خورد با یک کشور مستقل،تحقیر آمیز است. شدید ترین اعتراض در این مورد ، روز سوم خرداد سال هشتاد ونه توسط بانوی شجاع جنبش سبز دکتر زهرا رهنورد مطرح شد. او که به همراه همسر قهرمان خود میرحسین موسوی ، پذیرای عده ای از فرماندهان سلحشور جنگ با عراق بود به بیانیه بیست و هفتم اردیبهشت ماه تهران برای تبادل سوخت اشاره کرد و اظهار داشت :” بر تارک تمامیت ارضی ما فتح خرمشهر و آبادان می درخشد وقتی بیشتر درخشش این پیروزی ها درک خواهد شد که آن را با برخی از توافقنامه های امروزی مقایسه کنیم توافقنامه هایی که از قرار دادهای ننگین ترکمنچای و گلستان بدتر است و آخرین نمونه اش همین معاهده هسته ای هفته گذشته است.”
میرحسین موسوی نیز با عباراتی مشابه ، بر نگاه همسر خویش در خصوص بدتر دانستن بیانیه تهران از قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان صحه گذاشت. دقیقاً سه و نیم سال بعد از آن اظهار نظرموسوی و رهنورد ، قرار دادی در ژنو امضا شد که شاید راهی جز امضای آن وجود نداشت اما بی تردید دهها بار خفت بار تر از بیانیه اردیبهشت ماه هشتاد ونه است .توافق جدید در حالی امضا شد که میر عزیز و همسر شجاعش در حبس هستند و نمی توانند به راحتی نظر خود را اعلام کنند . شاید هم اگز نظر خود را بگویند مصلحت اندیشی هایی مانع انتشار آن شود . اما بسیاری از کسانی که آن روز با استناد به دیدگاه موسوی و رهنورد، مقاله نوشتند و از رفتار ترکمانچایی دولت احمدی نژاد گله کردند آزاد هستند و از این آزادی تنها برای هورا کشیدن به خاطر قرارداد تحقیر کننده فعلی ، بهره می گیرند.
البته به نظر می رسد پذیرش همین قرارداد پر تحقیر، بهترین انتخاب ممکن در شرایط فعلی بوده است .اما دادن به یک قرار داد به خاطر دفع خطرات و خسارات بیشتر ، یک بحث است و همزبانی با سردمداران دروغ پرداز حکومت برای “اقتدار نمایی ” ، بحثی دیگر. مردم عادی اگر شادمانی می کنند حق دارند زیرا برای آنها
راهی موقت پیدا شده تا بخشی از فشارها از دوش ایشان برداشته شود. برخی اعضای دولت بنفش هم حق دارند برای تحت الشعاع قراردادن ناکامی های داخلی خود، به بزرگ نمایی و حتی وارونه جلوه دادن ابعاد تفاهم نامه ژنوبپردازند. اما سبزهایی که خود را یار موسوی می دانند چه ؟ ایا آنها در برابر وجدان ، اخلاق و تاریخ می توانند ثابت کنند محتوای توافق اخیر ، آبرومندانه تر از بیانیه ای است که موسوی و رهنورد ، آن را ننگین تر از ترکمانچای دانستند؟
درس نخست موسوی برای یارانش ، اخلاق مداری بود. اگر مدعیان همراهی با موسوی ، مانند همراهان روحانی می اندیشند وتوافق نامه اخیر را یک موفقیت بزرگ می دانند باید دیدگاه خود نسبت به بیانیه تهران که به مراتب عزتمدارانه تر از توافق اخیر بود را بیان نمایند. چگونه می توان تسلیم در برابر فشار های جهانی برای خروج دو سوم اورانیوم غنی شده در داخل و معاوضه آن با سوخت مورد نیاز مراکز پزشکی هسته ای را ترکمانچای نامید و پذیرش دهها درخواست منطقی و غیر منطقی همان قدرت ها را یک پیروزی بزرگ دانست؟ آیا شرط اخلاق مداری که موسوی آن را تبلیغ می کردآنست که هرچه توسط رقیب – حتی رقیب بی کفایت و فاسدی همچون احمدی نژاد – انجام می شود را به باد ناسزا بگیریم و خود ، کاری را صورت دهیم که صدها بار قبیح تر از آنست؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .