اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'عوامفریبی'

Nov 24 2013

محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران: نیروهای بسیجی باید پست‌های کلیدی را اشغال کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیگربان: محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران می‌گوید «پست‌های کلیدی نظام» باید توسط نیروهای بسیجی «اشغال» شود و همه نیرو‌ها و مسئولان کشور باید از علی خامنه‌ای «تبعیت محض» داشته باشند.

به گزارش خبرگزاری «مهر» آقای جعفری این اظهارات را روز شنبه (دوم آذرماه) در همایش سالروز بسیج دانشجویی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بیان کرده است.

وی گفته است: «تا زمانی که پست‌های کلیدی نظام و سلسله مراتب مسئولیتی در کشور توسط نیروهای انقلابی و بسیجی و با این تفکر اشغال و غالب نشود، ما همچنان در مرحله سوم انقلاب خواهیم ماند.»

جعفری مشخصه «هر نیرویی که خودش را در انقلاب اسلامی تعریف می‌کند» را «اطاعت‌پذیری محض» از خامنه‌ای عنوان کرده است.

وی افزوده است: ‌ «بحث تبعیت از ولایت شرط اصلی برای مسئولینی است که می‌خواهند برنامه‌ریزی و سیاست‌های رهبری و اسلام را پیاده کنند.»

فرمانده سپاه پاسداران همچنین اظهار کرده که «اگر کسی ذوب در ولایت باشد نباید نظری غیر از نظر ولایت داشته باشد.»

وی علت «مشکل اساسی کشور و عقب ماندگی‌های موجود» را عمل نکردن بر اساس نظر ولایت عنوان کرده است.

فرماندهان نظامی در ایران سال‌هاست تلاش می‌کنند جوانانی را در قالب نیروهای بسیج تربیت کنند که چشم و گوش بسته مجریان دستورات رهبر جمهوری اسلامی باشند.

فرمانده سپاه در ادامه درباره مقابله سپاه و بسیج با «بد حجابی» نیز گفته که رهبر این دو نیرو را از دخالت در موضوع عفاف و حجاب «منع» کرده و «فعلا کار به نیروی انتظامی سپرده شده است.»

به گفته وی «نظرات جزئی و ریز» خامنه‌ای در این زمینه «در قالب طرح صالحین و طرح امر به معروف و نهی از منکر زیر نظر حضرت آقا به جلو می‌رود و باید کمی صبر بکنیم.»

جعفری همچنین اضافه کرده «هیچ کدام از دولت‌هایی که از اول انقلاب سر کار آمده‌اند، اراده واقعی برای حل مسئله حجاب و عفاف نداشتند.»

No responses yet

Nov 23 2013

مطهری جنتی را به «ترس از محاکمه علنی» موسوی و کروبی متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: علی مطهری، نماينده تهران در مجلس، در نامه‌ای به احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، از سخنان او در نماز جمعه عليه ميرحسين موسوی و مهدی کروبی به‌شدت انتقاد کرد. محمدتقی کروبی، پسر آقای کروبی، نيز به این گفته‌ها واکنشی شدید نشان داده است.

آقای مطهری در اين نامه که روز شنبه، دوم آذر ۱۳۹۲، در وب‌سايت شخصی خود منتشر کرده، آقای جنتی را به «ترس از محاکمه علنی» ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و «استفاده از کم‌اطلاعی و عواطف مذهبی مردم برای به کرسی نشاندن حرف باطل» متهم کرده است.

به نوشته نماينده تهران در مجلس، اين يک «اصل کلی است که حصر خانگی بدون محاکمه، ظلم است و ظلم بد و مذموم است و بايد از مظلوم دفاع کرد».

آقای مطهری همچنين اطلاق اتهام «محاربه» به ميرحسين موسوی و مهدی کروبی را رد کرده و نوشته است: «آقايان موسوی و کروبی به نتيجه انتخابات سال ۸۸ معترض بوده و آن انتخابات را از اساس باطل می‌دانستند و دلايل متعدد خود را نيز به مرجع قانونی ارائه کردند و البته هيچ اميدی هم به قضاوت و داوری عادلانه مرجعی که اکثر اعضای آن از جمله آقای جنتی از چند ماه قبل از انتخابات حمايت خود را از آقای احمدی‌نژاد اعلام کرده بودند نداشتند.»

نماينده تهران در مجلس تاکيد کرده است که «اين اعتراض ساده اتفاقا توسط مردم آغاز شد»، اما «طرف مقابل به جای ايجاد امکان اظهارنظر معترضان چنان با خشونت برخورد کرد که تا چند ماه عوارض نامطلوبی برای کشور داشت».

احمد جنتی، دبير شورای نگهبان، روز جمعه، اول آذر، در نماز جمعه تهران، با اشاره به اين که ميرحسين موسوی و مهدی کروبی هم‌چنان بر مواضع خود پافشاری می‌کنند گفت که آنها «حاضر به اظهار ندامت نيستند» و «اگر رأفت اسلامی نبود، آنان بايد اعدام می‌شدند».

به گزارش خبرگزاری مهر، آقای جنتی تاکيد کرد افرادی که او آنها را «سران فتنه» می‌ناميد در «خانه خود محبوس هستند»، اما «نظام خيلی بر سر اينها منت گذاشته که زنده هستند و در خانه خود محبوس هستند».

مقام‌های جمهوری اسلامی اکثرا از ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتايج انتخابات دهم رياست جمهوری در خرداد ۱۳۸۸، به عنوان «سران فتنه» نام می‌برند.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اعتراضات و تظاهرات به اعلام پيروزی محمود احمدی‌نژاد در آن انتخابات را «فتنه» ناميد.

احمد جنتی در نماز جمعه، روز اول آذر ۱۳۹۲، همچنين گفت که «اگر لطف خدا و درايت مقام معظم رهبری نبود اين فتنه نظام را از پای درآورده بود».

امام جمعه تهران افزود: «اکنون اين روسياهان در خانه خود محبوس شده‌اند، اما اين امکانات و وسايل زندگی، تلويزيون و رفاهيات را در خانه در اختيار دارند. اگر دکتر لازم داشتند دکتر در اختيار آنها قرار می‌گيرد، اما در عين حال اين افراد حاضر نيستند اظهار ندامت کنند.»

آقای جنتی، ۲۹ بهمن ۱۳۸۹، در نماز جمعه تهران، از قوه قضائيه خواسته بود که «سران فتنه در خانه خود زندانی شوند و تلفن و اينترنت آنها قطع شود».

علی مطهری اما در نامه خود گفته است که «حصر خانگی آقايان موسوی و کروبی بر‌خلاف سخن آقای جنتی همراه با رفاهيات نيست. محصورين، در چند اتاق، شبانه‌روز، تنها و تحت سيطره دوربين‌ها و شنودها به سر می‌برند که هر دو محصور نيز دچار بيماری شده‌اند.»

نماينده تهران در مجلس به دبير شورای نگهبان گفت: «امتحانش مجانی است، خود آقای جنتی يک هفته به همين صورت زندگی کنند، ببينند دوام می‌آورند يا نه.»

آقای مطهری در پايان پيشنهاد داده است که «به جای تفرقه‌افکنی‌ها بايد اين معضل را هرچه سريع‌تر حل کرد».

علی مطهری همچنین تاکيد کرده است که «راه‌حل آن آزادی آنهاست و در صورت نياز، محاکمه علنی همزمان آقايان موسوی، کروبی و احمدی‌نژاد.»

در همین زمینه محمدتقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، نيز در گفت‌وگو با بخش فارسی راديو بين‌‌الملل فرانسه گفت: «امثال آقای جنتی بايد اين آرزو را به گور ببرند که فکر کنند کسانی مثل پدر من از راه حق خود عقب‌نشينی کنند.»

آقای کروبی همچنين با انتقاد از دولت حسن روحانی از اين که دولت «مدتی است که در حوزه داخلی منفعلانه عمل می‌کند» ابراز تاسف کرده است.

No responses yet

Nov 20 2013

یوتیوب ممنوع؛ اما نه برای وزیر خارجه

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

خودنویس: جواد ظریف پیش از آغاز گفتگوهای ژنو، پیامی را روی یوتیوب منتشر کرده است و در آن، از آزادی اراده ایرانیان سخن گفته است. این در حالی است که ایرانیان آزاد نیستند یوتیوب را ببینند.

یوتیوب، در طول چند سال گذشته، تنها چند روز از سد فیلترینگ گذشته و آزاد بوده است. با این حال، جواد ظریف، از این رسانه ممنوعه برای انتقال پیام خود استفاده کرده است.

جواد ظریف، وزیر خارجه ایران به زبان انگلیسی با مخاطبان سخن گفته و زیرنویس فارسی نیز بر روی فیلم قرار گرفته است.

در این ویدیوی پنج دقیقه و نیمه، وزیر خارجه ایران، درباره «عزت» و «احترام» سخن می‌گوید و می‌گوید که نمی‌توان درباره «عزت» مذاکره کرد و روی آن قیمت گذاشت.

او ضمن دفاع از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، می‌گوید: «برای ما، انرژی هسته‌ای به معنای تامین آینده فرزندان‌مان است، برای ایجاد تنوع در اقتصادمان، و به جهت جلوگیری از اتلاف نفت‌مان، و پیرامون تولید انرژی پاک…»

آقای ظریف در این ویدئو، اشاره‌ای به انرژی‌های پاک غیر هسته‌ای و میزان هزینه جمهوری اسلامی برای غنی‌سازی و ضررهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها به واسطه نحوه جلو بردن برنامه هسته‌ای در ۱۰ سال گذشته نکرده است.

No responses yet

Nov 15 2013

کاظم صدیقی٬ امام جمعه تهران: مردم باید علیه حکومت ناصالح قیام کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: کاظم صدیقی٬ امام جمعه موقت تهران گفته حکومتی که «فاسد» باشد «مردم» را نیز «فاسد» خواهد کرد و «ملت مومن» اگر احساس کرد حکومت «صلاحیت» خود را از دست داده باید علیه آن قیام کند.

آقای صدیقی این اظهارات را در خطبه اول نماز جمعه این هفته تهران بیان کرده و افزوده است: «تحمل فضای آلوده و دارای ظلم صحیح نیست.»

وی تاکید کرده که «ملت مومن اگر احساس کرد که حکومتی صلاحیت خود را از دست داده و نماد دین را نادیده می‌گیرد، بر آن امت حسینی واجب است که اقدام کند.»

به گفته امام جمعه موقت تهران «زندگی در محیط آلوده و سر تا پا لجن درست نیست و اگر کسی نمی‌تواند آن فضا را اصلاح کند باید با جان خود کاری انجام دهد.»

اظهارات این روحانی محافظه‌کار در شرایطی بیان می‌شود که سال‌هاست عملکرد روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران مورد انتقاد و اعتراض مردم است.

مردم ایران نگاه خوش‌بینانه‌ای به حاکمان اسلامی در ایران ندارند و معتقدند که روحانیون به واسطه حضور در قدرت دچار فساد و انحراف شده‌اند.

No responses yet

Nov 15 2013

ابوالحسن مهدوی٬ عضو مجلس خبرگان رهبری: خدا نکند جامعه ایران به سمت دیوثی برود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: ابوالحسن مهدوی یک عضو خبرگان رهبری با انتقاد از وضعیت پوشش زنان در ایران گفته که «خدا نکند جامعه» به سمت «دیوثی» برود.

به گزارش روز پنجشنبه (۲۳ آبان) خبرگزاری «رسا» آقای مهدوی این مطلب را در جمع گروهی از مردم اصفهان بیان کرده و افزوده است: «دیوث مخالف غیرت است و این لغت یک لغت عربی است.»

وی افزوده که «حجاب بر‌تر چادر است و این چادر یک بحث عقلی و ارشادی است و هر چه عقل بالا‌تر می‌رود، رعایت حجاب بالا‌تر است و از این لحاظ یعنی پیروی از عقل فرهنگ ایرانی بالا‌تر از فرهنگ اروپایی است.»

این روحانی محافظه‌کار در بخش دیگری از سخنان خود به نقل از دختر پیامبر اسلام گفته که «بهترین چیز برای یک زن آن است که نه مرد نامحرمی او را ببیند و نه او مرد نامحرمی را ببیند.»

۲۱ تیر ماه امسال نیز حسین ابراهیمی، امام جمعه «انار» در استان کرمان گفته بود مردانی که زنان آن‌ها با «آرایش» از خانه بیرون می‌روند «حقشان» است که «دیوث» نامیده شوند.

روحانیون حاکم بر ایران در سال‌های اخیر به شدت نگران تغییر نوع پوشش زنان در ایران شده‌اند و «بدحجابی» گروهی از زنان را خطری بزرگ برای «نظام اسلامی» می‌دانند.

No responses yet

Nov 11 2013

از سوی یک عضو سپاه پاسداران صورت گرفت: تکذیب یک ادعای سخنران ثابت بیت رهبر درباره حزب‌الله

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «انتخاب» به نقل از یک عضو سپاه پاسداران ادعای علیرضا پناهیان مبنی بر همکاری با احمد متوسلیان در تشکیل هسته اولیه حزب‌الله لبنان را تکذیب کرد.

علیرضا پناهیان٬ عضو قرارگاه «عمار» چند روز پیش طی سخنانی در دانشگاه تهران ادعا کرده بود «من با احمد متوسلیان در سال ۶۱ هسته اولیه حزب‌الله لبنان را تشکیل داده‌ام.»

پناهیان در شرایطی این ادعا را مطرح کرده که در سال ۱۳۶۱ تنها ۱۶ سال داشته است.

عابدین وحیدزاده٬ یکی از اعضای سپاه در واکنش به این ادعای پناهیان گفته است: «نه من و البته نه هیچ کس دیگر به یاد نمی‌آورد که پناهیان حضور موثری هم در حد تاسیس هسته اولیه حزب‌الله داشته است.»

وحید‌زاده افزوده پیش از این نیز «متاسفانه مسئولیت‌های غیر واقعی به ایشان {پناهیان} منتسب شده و ایشان سکوت کرده و در اصلاح آن اقدامی نکرده‌اند.»

وی افزوده در زندگی‌نامه‌ای که از پناهیان در برخی سایت‌ها منتشر شده از وی با عنوان «معاون فرهنگی لشکر حضرت رسول» در زمان جنگ نام برده شده که در آن زمان چنین معاونتی وجود نداشته است.

وحید‌زاده اضافه کرده در زمان جنگ واحد تبلیغات لشکر «حضرت رسول» در زمان مسئولیت امور فرهنگی را بر عهده داشت و «تا جایی که به یاد دارم ایشان هیچ وقت در آن واحد مسئولیتی بر عهده نداشتند.»

این عضو سپاه از پناهیان خواسته این اشتباهات تاریخی درباره جنگ و لشکر «حضرت رسول» را اصلاح کند.

علیرضا پناهیان از روحانیون و سخنرانان مورد اعتماد علی خامنه‌ای است که برخی سخنرانی‌های مراسم‌ مذهبی برگزار شده از سوی «بیت رهبری» را بر عهده دارد.

No responses yet

Nov 07 2013

سعید مرتضوی٬ دادستان سابق تهران: نظام به خاطر برخورد با پالیزدار باید به من مدال بدهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: سعید مرتضوی٬ دادستان سابق تهران گفته نظام باید به وی به خاطر برخورد با عباس پالیزدار «مدال» و «پاداش» بدهد٬ نه اینکه به دادگاه احضارش کند.

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای مرتضوی این مطلب را روز چهارشنبه (۱۵ آبان) هنگام ورود به شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت در جمع خبرنگاران بیان کرده است.

مرتضوی با شکایت عباس پالیزدار به خاطر «بازداشت غیر قانونی» او و گروهی از افراد دخیل در پرونده جنجالی‌اش به دادگاه احضار شده است.

دادستان سابق تهران نیز پس از حضور در دادگاه گفته «باند پالیزدار» بسیاری از «اسرار محرمانه و سری» کشور را در خانه خود نگهداری می‌کرده و از خانه اعضای این «باند» اسناد «جاسوسی» کشف شده است.

وی همچنین اتهام‌های دیگری به پالیزدار و گروهی دیگر از همکاران وی وارد کرده و افزوده که باید در این پرونده «تبرئه» شود.

مرتضوی اظهار کرده است: «اگر بررسی پرونده بر مبنای عدل و عدالت باشد باید به ما مدال و پاداش دهند نه اینکه احضاریه و مواخذه‌ای در کار باشد.»

عباس پالیزدار نیز از روند رسیدگی به این شکایت ابراز خرسندی کرده و گفته است: «حتی اگر رای این دادگاه و دادگاه تجدیدنظر نیز منطبق بر خواسته ما نباشد ما این راه را ادامه خواهیم داد.»

پرونده پالیزدار یکی از جنجالیترین پرونده‌های قضایی ۱۰ سال گذشته در ایران است.

عباس پالیزدار سال ۱۳۸۷ در یک سخنرانی جنجالی در دانشگاه همدان٬ بسیاری از مقام‌های جمهوری اسلامی را به دست داشتن در فساد‌ مالی متهم کرد که همین سخنرانی منجر به بازداشت وی شد.

وی ۲۰ تیر ۱۳۸۸ پس از سیزده ماه زندان و در حالی که حکم ۱۰ سال زندان را از دادگاه بدوی دریافت کرده بود با سپردن ۳۵۰ میلیون تومان وثیقه تا زمان صدور حکم نهایی از زندان آزاد شد.

No responses yet

Nov 05 2013

ناگفته‌هایی از چگونگی پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 ، روحانی: نمی‌دانستم هاشمی برای انقلاب همه چیزش را فدا می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: نگند مقام مزخرف رهبری مرده که این مردک دستما برداشته مال اکبر شاه رو میماله!
آفتاب: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفتگویی که در ایام گرامیداشت سالروز رحلت امام خمینی (ره) انجام شد، به تبیین اهمیت وحدت از دیدگاه امام و نیز بیان برخی ناگفته‌ها از چگونگی پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران و پایان جنگ پرداخت.

به گزارش آفتاب، متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

آقای روحانی! لطفاً در ابتدا با توجه به مسئولیت‌هایی که از ابتدای انقلاب بر عهده داشته‌اید، بفرمایید که وحدت مردم و مسئولان از منظر امام خمینی(ره) از چه اهمیتی برخوردار بود؟
در آغاز پیروزی انقلاب که امام(ره)، رهبری انقلاب و نظام را بر عهده داشتند مشکلات و معضلات فراوانی در جامعه دیده می‌شد؛ از یک طرف مسائل نژادی و قومی مطرح بود، مانند مسائل کردستان، سیستان و بلوچستان و ترکمن‌صحرا. که البته دشمنان خارجی هم پشت پرده اقوام را تحریک می‌کردند.

از طرفی اختلافات شیعه و سنی را دشمن دامن می‌زد و همچنین اختلافات میان جناح‌ها، گروه‌ها و دسته‌بندی‌های سیاسی نیز وجود داشت و گاهی تشدید می‌شد و به درگیری منجر می‌گردید.

امام(ره)، از یک طرف می‌خواست وحدتی را میان کل جامعه ایجاد کند و جلوی اختلافات را بگیرد، از طرف دیگر، میان خود مسئولان اتحاد به وجود آورد و از منظر سوم می‌خواستند که میان مردم و مسئولان اتحاد برقرار باشد.

برای کشوری که تکیه‌گاه اصلی حکومت آن مردم و عنایت خداوند است در صورتی توان برخورد با توطئه‌های خارجی و اختلافات داخلی را دارد که اتحاد داشته باشند زیرا هیچ قدرت خارجی و ارتش مجهزی در کنار انقلاب نبود.

بنابراین اگر میان آن ملت مشاجره و تنازع باشد، قدرت برخورد با تهدیدها را نخواهد داشت. همچنین عنایت خداوند زمانی شامل حال مردم می‌شود که متحد باشند، که «یدالله‌مع‌الجماعة».

بنابراین به جز وحدت راهی برای بقای نظام و انقلاب وجود نداشت. به علاوه این یک توصیه الهی است: “واعتصموا بحبل‌الله جمعیاً ولاتفرقوا” یا “انمّا‌المؤمنون اخوه”. لذا امام تاکید زیادی بر این موضوع داشتند.

البته در آن زمان مشکلات زیادی وجود داشت؛ مثلاً شرایطی که دولت موقت در سال 58 داشت و اختلافی که با نهادهای انقلابی داشت که هر دوی آنها به نحوی برآمده از انقلاب بودند؛ دولت موقت منصوب امام بود، نهادهای انقلاب هم با دستور یا موافقت حضرت امام تاسیس شده بودند و رؤسای آنها معمولاً توسط ایشان تعیین شده بودند. اعضای شورای انقلاب هم با حکم امام منصوب شده بودند.

همواره در هر سه بخش (یعنی جامعه، مسئولین و رابطه جامعه و مسئولین) اختلافاتی وجود داشت، امام همواره بر اتحاد مسئولین و ضرورت عدم اختلاف تأکید می‌کردند.

گاهی ایشان اعضای شورای انقلاب و دولت موقت را برای برگزاری جلسه مشترک به قم دعوت می‌کردند تا مشکلات و معضلات حل شوند. تلاش امام بر این بود که تمام ارگان‌ها و مسئولین متحد و کشور را اداره کنند. البته در مقطعی، دولت موقت اصرار بر کناره‌گیری داشت مخصوصاً بعد از تسخیر لانه جاسوسی که امام پذیرفتند و مسئولیت اداره کشور به شورای انقلاب داده شد.

به اختلافات میان دولت موقت و نهادی انقلابی اشاره کردید. آیا می‌توانید نمونه عینی از این موضوع را بیان کنید؟
مثلاً میان دولت موقت و کمیته‌های انقلاب همیشه اختلاف بود. این کمیته‌ها برخوردهایی می‌کردند و افرادی که احتمال می‌رفت جزو ضدانقلاب باشند را دستگیر می‌کردند، اما دولت وقت می‌گفت که این کمیته‌ها می‌بایست در چارچوب سیاست‌های دولت فعالیت کنند، یا دادگاه‌های انقلاب افراد رژیم سابق را محاکمه می‌کردند که گاهی دولت موقت نظر خاصی داشت. در کل، نهادهای انقلاب با لیبرال‌ها در تضاد بودند و دولت موقت تمایلی به آنها داشت.

بین شورای انقلاب و دولت موقت هم اختلافاتی بود. مثلاً یک بار دولت موقت تصمیم گرفته بود که هواپیماهای F14 را به امریکا برگرداند و استدلال می‌کرد که این هواپیما به دلیل پیچیدگی توان نگهداری و تعمیرات آن را نداریم. پس به آمریکایی‌ها برگردانیم. اما شورای انقلاب به شدت مخالفت کرد و در جلسه‌ای، آیت‌الله شهید بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نظر مخالف خود را اعلام کردند.

آن زمان بنده نماینده امام در ارتش بودم و لذا جزو اولین کسانی بودم که از این قصه مطلع شدم و آن را به شهیدبهشتی منتقل کردم و ایشان موضوع را در جلسه شورای انقلاب مطرح کردند.

مقاطع مختلف انقلاب را مرور می‌کردید…
مقطع بعدی که اختلاف اوج گرفت در دوره ریاست‌جمهوری بنی‌صدر بود. در آن زمان میان وی به عنوان رئیس‌جمهور و حزب جمهوری‌اسلامی که اکثریت نمایندگان مجلس عضو حزب بودند و یا با حمایت حزب به مجلس راه پیدا کرده بودند، اختلافات زیادی وجود داشت.

البته در مجلس اول افکار مختلفی وجود داشت، از جمله تعدادی از اعضای دولت موقت هم حضور داشتند. به هر حال میان رئیس جمهور و مجلس اختلافات زیادی بود که در زمان انتخاب نخست‌وزیر به اوج خود رسید.

بنی‌صدر گفته بود نخست‌وزیر ایده‌آل من آقای سلامتیان است. اما با توجه به نظر مجلس، ناچار شد که در نهایت آقای رجایی را معرفی کند. اما همواره میان دولت و مجلس از یک طرف و دستگاه ریاست‌جمهوری از طرف دیگر، اختلاف وجود داشت.

امام (رض) همواره تلاش می‌کردند اینها را به هم نزدیک کنند. در اولین جلسه‌ای که نمایندگان مجلس خدمت ایشان رسیدیم روی دو نکته تأکید کردند: اسلامیت قوانین و وحدت مسئولین. اما در نهایت این هدف دست‌نایافتنی شد؛ یعنی اختلافات به حدّی رسید که امام هم می‌دیدند این هدف دست یافتنی نیست.

یادم هست در بهمن 1359 که به عنوان عضو شورای سرپرستی صداوسیما وقتی خدمت امام شرفیاب شدم، من گفتم که بنی‌صدر مرتباً در روزنامه «انقلاب اسلامی» علیه شورای سرپرستی سخن‌پراکنی می‌کند و مقاله می‌نویسد؛ دست ما هم در صداوسیما برای جواب دادن باز است، اما فعلاً سکوت کرده‌ایم، از شما اجازه می‌خواهیم برای پاسخ، امام فرمودند که «شما به سکوت خود ادامه دهید و من اختلاف را به مصلحت نمی‌دانم» سپس مطالبی را گفتند، از جمله اینکه این فرد رأی آورده، اگر بخواهد کنار گذاشته شود دنیا و مردم چه می‌گویند.

ولی در مقطع بعدی که در خدمت ایشان رسیدم – فکر می‌کنم اواخر اسفندماه و بعد از حادثه 14 اسفند بود ـ نظر امام کاملاً تغییر کرده بود. وقتی گزارشی از اقدامات او خدمت ایشان دادم،‌ فرمود «این آدم احساس مسئولیت نمی‌کند» پیدا بود که دیگر از اصطلاح او مأیوس شده بود. در حالی که تلاش می‌کرد تا بنی‌صدر را به مسیر انقلاب برگرداند و از گروهک‌هایی که او را محاصره کرده بودند جدا کند. اما با توجه به جنگ و شرایط خاص کشور، هم امام به این نتیجه رسید که بنی‌صدر نمی‌تواند باقی بماند و هم مجلس او را دارای کفایت سیاسی نمی‌دانست.

می‌خواهم بگویم، امام تا جایی که می‌توانستند تلاش می‌کردند بین مسئولین وحدت را ایجاد ‌کنند، مگر اینکه می‌دیدند اتحاد دیگر امکان‌پذیر نیست و فرد یا گروهی از وظایفش تخلف می‌کند و در آن موقع تصمیم‌گیری می‌کردند.

امام در چنین مقاطعی چگونه رفتار می‌کردند که هم کشور لطمه نبیند و هم تصمیم قاطع را اتخاذ کرده باشند؟
مثلاً ایشان نسبت به دولت موقت تا جای ممکن حمایت کرد و توصیه به عدم استعفای آنها می‌کرد، اما وقتی چندبار استعفا دادند و بعد از حادثه اشغال سفارت آمریکا دیگر نمی‌خواهند ادامه کار دهند، مجبور به پذیرش استعفای انها شد. البته دولت موقت برای امام دولت ایده‌آل نبود ـ همان‌طور که بعدها فرمودند- ولی امام در آن مقطع چاره‌ای جز آن نداشتند که از آن دولت حمایت کنند تا کشور اداره شود.

در مورد بنی‌صدر هم گفتند که من به او رأی ندادم، اما وقتی با رأی اکثریت مردم انتخاب شد، تلاش امام ماندن وی بود و در عین حال به وی توصیه می‌کرد که منافقین، چپ‌ها و گروه دفتر هماهنگی و همکاری مردم و رئیس‌جمهور را از اطراف خودش دور کند و با مردم و مجلس باشد. لذا امام در کل سال 58 و 59 و اوائل سال 60 را تحمل کردند، اما در خرداد 60 دیدند که دیگر امکان‌پذیر نیست و این فرد آنقدر ایجاد مشکل می‌کند که با وجود او بقاء نظام و انقلاب هم در خطر است، لذا در چارچوب قانونی اساس مجبور به عزل وی شدند.

امام درمورد وحدت مردم و مسئولان چه نظری داشتند؟
ایشان به مسئولان تأکید می‌کردند و می‌فرمودند که همین زاغه‌نشین‌ها شما را به اینجا رساندند، همین افراد مستضعف شما را از زندان بیرون آوردند. شما در گوشه مدرسه و دانشگاه بودید، مردم شما را به اینجا رساندند.

امام همواره به مسئولان توجه می‌دادند که قدرت اصلی متعلق به مردم است و بخشی از مشروعیت شما به دلیل رأی آنان است و اساساً اداره کشور در همه شرایط ـ وقتی که کشور می‌خواهد مستقل باشد ـ در صورتی امکان‌پذیر است که میان مردم، مسئولان اتحاد و هماهنگی باشد.

وقتی اتحاد نباشد، اعتماد هم نیست و وقتی اعتماد نباشد نمی‌توان شاهد انسجام ملی بود و بدون انسجام قدرت ملی هم نخواهد بود. لذا امام همواره بر موضوع وحدت تأکید می‌کردند..

بعد از مقاطعی که اشاره کردید، جنگ تحمیلی را داشتیم که طی آن، هم در قوه مجریه و هم میان نیروهای نظامی اختلاف نظری وجود داشت، با توجه به شرایط خاص کشور (جنگ و حضور گروهک‌های ضدانقلاب) امام چه رفتاری برای برطرف کردن این مشکلات از خود نشان دادند؟
در 9-8 ماه اول جنگ که بنی‌صدر فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت، امام تلاش می‌کردند که میان بنی‌صدر و بقیه مسئولان اختلافات شدت نگیرد و میان آنها هماهنگی باشد. لذا تأکید می‌کردند که جنگ از طریق شورای‌عالی دفاع اداره شود.

در این شورا هم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان نماینده امام (امام جمعه تهران و نماینده مجلس)، هم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس و عضو شورا و هم بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور حضور داشتند. البته افراد دیگری هم مانند دکتر چمران، نخست‌وزیر آقای رجایی، رئیس ستاد مشترک، وزیر دفاع، فرمانده سپاه نیز اعضای این شورا بودند.

امام تأکید داشتند که تصمیمات جنگ از همین جمع بیرون بیاید، زیرا نوعی وحدت نظر میان شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای رجایی با بنی‌صدر شکل گیرد. یعنی اختلافات را اینگونه مهار می‌کردند. حتی یک بار درمورد تبلیغات جنگ اختلافاتی پیش آمد که امام دستور دادند، تبلیغات هم زیر نظر شورای عالی دفاع باشد.

اما در مقطعی که بنی‌صدر عزل شد و شهیدرجایی رئیس‌جمهور شد که مدت زیادی نبود، میان نمایندگان امام، مجلس و دولت و رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر وحدت نظر بود. لذا کار در آن مقطع آسان بود.

در مقطع بعد از شهادت آقایان رجایی و باهنر که آیت‌الله‌خامنه‌ای رئیس‌جمهور شدند و مهندس موسوی نخست‌وزیر وحدت میان مسئولان در حدّ بالا وجود داشت. البته گاهی اختلاف سلیقه‌هایی میان ارتش و سپاه (نهادهای مسئول جنگ) به وجود می‌آمد که امام تلاش زیادی برای ایجاد اتحاد داخلی آنها داشت.

البته سپاه روز به روز گسترده می‌شد و به همان نسبت هماهنگی هم سخت‌تر می‌شد. عملیات‌های بسیار مهمی در سال‌های 60 و 61 انجام شد که اولین آن در مهرماه سال 60 شکستن حصر آبادان بود، سپس فتح بستان در آذرماه، عملیات فتح‌المبین در فررودین 61 و عملیات، بیت‌المقدس در اردیبهشت و خرداد 61 بود که منجر به فتح خرمشهر شد و طی آن عملیات‌ها ارتش و سپاه در کنار یکدیگر می‌جنگیدند.

بعد از داستان فتح خرمشهر که بحث چگونگی ادامه جنگ پیش آمد و عملیات رمضان در تیرماه آن سال بود که چندان موفق نبود، اختلافات میان سپاه و ارتش در نیمه دوم سال بیشتر شد. لذا امام ناچار شد در سال 1362 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را به عنوان فرمانده جنگ منصوب کنند تا ارتش و سپاه زیر نظر ایشان فعالیت‌ کنند. آیت‌الله خامنه‌ای هم به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی دفاع بودند و تمثشیت ارتش را هم بر عهده داشتند. در آن مقطع همواره بین شورای عالی دفاع و آقای هاشمی‌رفسنجانی که فرماندهی جنگ را برعهده داشتند هماهنگی خوبی وجود داشت.

در مقطعی بین دولت و فرماندهان نظامی در تأمین نیازمندی‌های جبهه، بحثی پیش آمد که نیاز به تشکیلات جدیدی داشت تا تصمیمات آن برای همه لازم الاتباع باشد. لذا امام «شورای عالی پشتیبانی جنگ» را تأسیس کردند که آیت‌الله خامنه‌ای رئیس آن بودند و من هم عضو آن شورا بودم. این شورای عالی در سال 1365 تشکیل شد و ستاد پشتیبانی جنگ هم از طرف آن شورا ایجاد شد که من ریاست آن را برعهده داشتم. یعنی امام با تعیین فرمانده و ایجاد این تشکیلات اختلافاتی را که احتمالاً به وجود می‌آمد، حل و فصل کردند. پس امام هم با دستور، هم با نصیحت و هم ایجاد نهادهای لازم، جلوی اختلافات را می‌گرفتند.

به یاد دارم قبل از انجام عملیات فاو (در سال 64) در جلسه‌ای که فرماندهان در ارتش و سپاه خدمت امام رفتند ـ و من هم حضور داشتم ـ وقتی عملیات آینده توضیح داده شد، ایشان به اهمیت هماهنگی و وحدت سپاه و ارتش تأکید زیادی کردند. یعنی هم به عنوان فرمانده دستور می‌دادند و هم به عنوان مرجع تقلید نصیحت می‌کردند و هم نهادهای لازم را به وجود می‌آوردند.

با این حساب فکر می‌کنم امام از ابتدای انقلاب مسائل را عمدتاً از طریق خرد جمعی حل می‌کردند.
ایشان معمولاً در مسائلی که فاصله‌ای در میان مسئولان بود،‌ با برگزاری جلسات سعی می‌کردند موضوع را حل کنند.

آن زمان جلسات سران قوا مرتب برگزار می‌شد که رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس مجلس، رئیس دیوانعالی کشور و حاج‌احمد‌آقا تشکیل می‌شد. امام معمولاً امور را به آنها واگذار می‌کردند.

یادم هست در اوایل جنگ که خدمت امام می‌رسیدم و گزارش از مشکلات و ضعف‌ها ارائه می‌دادم. ایشان وقتی به حرف‌های من گوش می‌دادند، می‌فرمودند: شما اینها را به آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی گفته‌اید یا نه؟» من وقتی پاسخ منفی می‌دادم، ایشان توصیه می‌کردند که به آنها بگویید. وقتی پاسخ من مثبت بود، ایشان می‌فرمودند از طریق آنها پیگیری کنید.

بنابراین امام معمولاً کار ما را به مسئولان رده‌بالا یا نهادهای مسئول واگذار می‌کردند و جز در موارد ضروری که لازم بود خودشان وارد عمل نمی‌شدند.

این مسئله در همه مسائل جاری وجود داشت یا فقط در امور مهم به چشم می‌خورد؟
در واقع یک تقسیم‌بندی در قانون اساسی به وجود آمده بود، اما به دلیل شرایط جنگ، ساز و کارهای موقت هم به وجود آمده بود که وقتی جنگ تمام شد، آنها هم به کار خود پایان دادند.

یعنی با وجود شرایط ویژه کشور و شخصیت کاریزماتیک تلاش داشتند کارها به روال عادی جلو برود؟
بله، تلاش امام این بود که از طریق روال قانونی، مسئولین مربوطه و از طریق نهادی مربوطه و یا نهادهای موقت کارها اداره شود.

آقای روحانی! شما عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز هستید. در همان سال‌های جنگ (1366) انقسامی در این تشکل رخ داد که امام با آن موافقت کردند و بعدها در منشور برادری بر کثرت در عین وحدت، میان نبردهای انقلاب تأکید کردند. این رویکرد امام خمینی را با توجه به شرایط خاص کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جامعه روحانیت مبارز که در اوایل سال 56 تأسیس شده بود که بنده هم بعد از جلسات اولیه عضو آن بودم ـ یعنی هم عضو مؤسس هستم و هم عضو شورای مرکزی ـ از ابتدا تمام روحانیون مبارز و فعال عضو آن بودند و چیزی به نام مجمع روحانیون وجود نداشت.

در سال 60 هم بعد از داستان انفجار حزب جمهوری اسلامی، همه اعضای روحانیت مبارز که قبل از انقلاب مبارزه می‌کردند، دعوت شدند و 21 نفر به عنوان شورای مرکزی انتخاب شدند. که البته بعداً تعدادی از آنها شهید یا مرحوم شدند که افراد جدید بعداً جایگزین آنها شدند.

اختلافات از اواسط مجلس دوم شروع شد و در اواخر آن دوره، هنگام تصمیم‌گیری جامعه روحانیت برای لیست انتخاباتی مجلس سوم، اختلافات تشدید شد.

این مسئله منجر به چند دستور از طرف امام شد؛ اول اینکه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فقط برای قم و جامعه روحانیت مبارز فقط برای تهران لیست بدهند و دوم اینکه با درخواست عده‌ای از اعضای جامعه‌ روحانیت برای انشعاب موافقت کردند.

من فکر می‌کنم امام در آن مقطع احساس کردند که این جمع نمی‌توانند با آن صورت ادامه کار دهد؛ یا اختلاف و درگیری پیش خواهد ‌آمد یا اینکه عد‌ه‌ای کنار می‌روند و منزوی می‌شوند. لذا ایجاد تشکیلاتی در کنار جامعه روحانیت مبارز را مناسب تشخیص دادند. اما بعد از انتخابات مجلس سوم، وقتی اولین جلسه مشترک جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در دفتر ریاست‌جمهوری تشکیل شد، امام آنقدر خوشحال شدند که از طریق حاج‌احمدآقا پیغام دادند که از تشکیل این جلسه مشترک بسیار خوشحال هستند. آن جلسه در ابتدا خیلی خوب پیش رفت، اما آخر جلسه یکی از اعضا مطالبی را مطرح کردند که موجب دلخوری شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.

البته معنای وحدت این نیست که همه عضو یک حزب یا یک تشکیلات باشند، بلکه معنای آن این است که همه نسبت به اصول بنیادین انقلاب و منافع کشور وحدت نظر داشته باشند، به خاطر مسائل حزبی و جناحی پا روی حق نگذارند. در جایی که لازم است گذشت کنند. وحدت این نیست که همه علما یا مردم در یک تشکیلات باشند.

درمورد همین اختلاف نظرات و نظر امام درمورد آن، خاطره‌ای دارید؟
زمانی که انتخاب مجلس سوم در اواخر سال 66 انجام شد، بعد از آن امام فقط در سال 67 و اوایل سال 68 در قید حیات بودند و در خرداد سال 68 رحلت کردند.

در سال 67 مسائل مهمی اتفاق افتاد، که باعث شد مسئله روحانیت و روحانیون فراموش شود. یکی از آنها مسئله جنگ بود که از فروردین 67 تا تیرماه شرایط خاصی پیدا کرد، زیرا آمریکایی‌ها وارد جنگ شدند، به عراق سلاح شیمایی جدید دادند، کمک کشورها به عراق بیشتر شد، جنگ نفتکش‌ها در خلیج‌فارس اوج گرفت و… در نهایت هم با بیانیه معروف امام به پذیرش قطعنامه (27 تیر) منجر شد.

عراق آتش بس را نپذیرفت و جنگ ادامه یافت. عملیات مرصاد پیش آمد، حمله عراق به سمت اهواز پیش آمد و از این طرف هم حضور گسترده مردم به جبهه‌ها آغاز و آیت‌الله خامنه‌ای هم به جنوب و آقای هاشمی به غرب رفتند. این حرکت مهم منجر به شکست عراق و منافقین شد و لذا عراق در 29 مرداد آتش بس را پذیرفت.

هیأت ناظر سازمان ملل هم حضور یافت، مذاکرات ایران و عراق هم در شهریور سال 67 آغاز شد. مسأله سلمان رشدی و فتوای معروف امام هم در همین سال است. همچنین تصمیمات امام در مورد آیت‌الله منتظری هم در اسفندماه اتخاذ شد، که در فروردین 68 علنی شد. بنابراین سال 67 سال بسیار پرفراز و نشیبی بود.

در آن سال ابعاد شهامت و شجاعت امام نمایان شد. مردم عموماً شجاعت را در شجاعت حُسینی می‌دیدند، یعنی آن رفتار زمان جنگ که امام می‌فرمود تا آخر می‌ایستم، اما صلح حسنی هم شهامت زیادی می‌خواهد که گاهی شهامت جنگ بالاتر است. زیرا انسان در جنگ، جان می‌دهد، اما در صلح، آبرو می‌دهد. آبرو دادن از جان دادن سخت‌تر است.

امام شجاعت هر دو را داشتند، یعنی هم در جنگ ایستادند و هم آن زمان که احساس کردند جنگ باید متوقف شود، گفتند من جام زهر را نوشیدم و قطعنامه را پذیرفتم.

شهامت دیگر امام درمورد آیت‌الله منتظری بود که اتفاق عجیبی بود. کسی که همه مردم او را به عنوان قائم‌مقام رهبری می‌شناختند و عکس او در ادارات و خیابانها در کنار امام می‌دیدند و سال‌ها به عنوان قائم‌مقام برای او تبلیغ می‌کردند و برایش شعار می‌دادند و امام هم از او حمایت می‌کرد و می‌فرمود که ایشان حاصل عمر من است، برای حفظ اسلام و نظام او را کنار گذاشتند که این نیاز به جرأت و گذشت و شهامت زیادی داشت.

فتوای مربوط به سلمان رشدی هم کار آسانی نبود، زیرا به معنای تقابل با غرب بود. امام به خاطر اتکا به خداوند و ایمان قوی آنجا که احساس وظیفه می‌کردند، ملاحظه هیچ‌کس را نمی‌کردند.

آقای روحانی! قبل از پذیرش قطعنامه 598 امام خمینی تعدادی از مسئولین و شخصیت‌های سیاسی را برای توجیه ‌آنها در این خصوص و اخذ نظرات، در جلسه‌ای جمع کرده بودند که نقش عمده‌ای از آنها ناگفته باقی مانده است. می‌توانید بخش‌هایی از این ناگفته‌ها را بیان کنید؟
شرایط ما به گونه‌ای بود که در اواسط تیر ماه سال 1367 به مرحله خاصی رسیدیم. جلسات متعددی با فرماندهان نظامی در جبهه گذاشته شد که یک جلسه بسیار مهم هم در اهواز بود.

آقای هاشمی در آن جلسه به عنوان فرمانده جنگ و من به عنوان رئیس ستاد قرارگاه خاتم‌الانبیاء و رئیس پدافند هوایی حضور داشتم. تا دیروقت شب آن جلسه ادامه یافت، آقای هاشمی‌ از فرماندهان در مورد نیازهایشان و اینکه آیا می‌خواهند جنگ را ادامه دهند یا خیر، صحبت کردند.

آنها گفتند که ما می‌خواهیم جنگ را ادامه دهیم ولی امکانات می‌خواهیم. آقای هاشمی گفتند که چرا نیازهای خودتان و نظرتان را صریح را برای امام نمی‌نویسید؟ من نامه شما را خدمت ایشان می‌برم.

نباید در امور مهم کشور تعارف کرد. آنها این نامه را نوشتند که همان نامه معروف با امضای محسن رضایی است که پخش شده و امکانات مورد نیاز را اعلام کردند. البته آن نامه تا مدت‌ها منتشر نشده بود و اخیراً منتشر شد.

بعد از آن جلسه من و آقای هاشمی به تهران برگشتیم. تصمیم آقای هاشمی این بود که اگر امام قصد پایان جنگ را داشته باشند، خودش به عنوان جانشین فرمانده کل قوا، آتش‌بس یا پذیرش قطعنامه را اعلام کند، زیرا امام همیشه به حضور در جبهه‌ها و ادامه جنگ تشویق‌ می‌کردند. آقای هاشمی می‌گفت که بعد از پذیرش آتش‌بس از طرف من، امام می‌تواند مرا کنار بگذارد و بگوید آقای هاشمی تخلف کرده است.

من به افکار آقای هاشمی نزدیک بودم، اما نمی‌دانستم برای انقلاب حاضر است همه چیزش را فدا کند. یعنی آبرو، حیثیت و همه سوابقش را فدا کند. من با وجود اینکه پذیرش این موضوع برایم سخت بود، به او گفتم، اگر امام این پیشنهاد را بپذیرند شما کار بسیار مهمی کرده‌اید.

روز بعد از رسیدن به تهران، آقای هاشمی این مطالب را با امام در میان گذاشتند و ظاهراً ابتدا ایشان سکوت کرده بودند و چیزی نفرموده بودند. امام ظاهراً در روز جمعه آقای هاشمی را می‌خواهند و می‌گویند پایان جنگ را خودم اعلام می‌کنم. زیرا اولاً پیشنهاد فداکارانه آقای هاشمی، با مردانگی، شجاعت و مروت امام سازگار نبود و در ثانی اگر کسی غیر از امام این پایان جنگ را اعلام می‌کرد، کسی آن را نمی‌پذیرفت.

بعد امام دستور داده بودند که تعدادی از مسئولین و نخبگان مثل فرماندهان جنگ، برخی وزرا و برخی نمایندگان مجلس، مقامات قضایی، ائمه جمعه و … را دعوت کنید نزد رئیس جمهور تا بنشینند و مشورت کنید که چه کاری باید انجام شود، روز شنبه آقای هاشمی موضوع را با من در میان گذاشت و دستور امام را بیان کرد. لیستی هم از مسئولان را تهیه کرده بود، آنها را خواند و من هم نام چند نفر را به آن اضافه کردم. حدود 40 نفر بودند که برای روز یکشنبه خدمت آیت الله خامنه‌ای دعوت شدند.

آیا در آن جمع، از گروههای سیاسی و احزاب هم کسی حاضر بود یا حداقل در خلال آن تصمیم گیری از آنها مشورت گرفته شد؟
عمدتاً مسئولین و ائمه جمعه بودند.

این مجموعه صبح روز یکشنبه 26 تیرماه در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای جمع‌شدند. آقای هاشمی گزارشی دادند. سپس نظامی‌ها و سایر مسئولین مطالبی را بیان کردند. حدود ساعت 10:30 صبح بود که آقای محتشمی پور وزیر وقت کشور داشتند صحبت می‌کردند و تأکید می‌کردند که باید جنگ ادامه یابد و تا آخرین نفر همه باید کشته شویم، که حاج احمدآقا وارد جلسه شد. چند دقیقه‌ای صبر کرد بعد گفت، بگذارید نامه امام را بخوانم. آن نامه، همان نامه‌ای است که اخیراً منتشر شد و در آن نامه به آقای رضایی و دولت اشاره می‌کنند.

از اسفندماه سال 1366 برخی وزرا هم در جنگ مسئولیت داشتند. مثلاً‌ آقای مهندس موسوی به عنوان رئیس ستاد، آقای بهزاد نبوی به عنوان مسئول تدارکات جنگ، آقای خاتمی به عنوان مسئول تبلیغات جنگ انتخاب شده بودند. نامه اقتصادی به امام را هم ظاهراً رئیس سازمان برنامه و برخی دیگر نوشته بودند.

وقتی حاج‌احمدآقا آن نامه را خواندند، جلسه آرام شد و به اعتقاد من اگر آن نامه نبود، شاید تا شب بحث ادامه می‌یافت. دلیل هم متفاوت بودن اطلاعات آن جمع بود. برخی از افراد در متن جنگ بودند و از همه چیز اطلاع داشتند، عده‌ای هم بیرون گود بودند و نمی‌دانستند چه خبر است. صحبت برخی ائمه جمعه و نمایندگان مجلس و حتی آقای محتشمی پور معلوم بود که از جبهه‌ها کاملاً بی‌خبرند. اما بعد از قرائت نامه بحث‌ها منطقی شد و داد و فریادها از بین رفت.

این جلسه تا شب ادامه یافت و در نهایت جمع پذیرفت که قطعنامه 598 را کشور بپذیرد. و سپس بنا شد مصوبه جلسه توسط آیت‌الله خامنه‌ای تنظیم شود و طی نامه‌ای به آقای دکتر ولایتی که آن زمان در نیویورک بودند، فرستاده شود تا به دبیر کل وقت سازمان ملل نامه داده شود که این کار صورت گرفت. و در ساعت 2 بعدازظهر روز 27 تیرماه پذیرش قطعنامه و نامه معروف امام اعلام شد.

یعنی امام بعد از آن جلسه تصمیم را گرفتند؟
نه، امام تصمیم پایان یافتن جنگ را گرفته بودند، اما در مورد شکل کار به آن جلسه واگذار کرده بودند. مثلاً من یادم هست در آن جلسه یکی از وزرا اصرار داشت که با دولت الجزایر تماس بگیریم که او واسطه شود. در نهایت تصمیم گرفته شد که قطعنامه 598 را بپذیریم و از طریق سازمان ملل اقدام کنیم.

در واقع امام شکل کار را هم که توسط اعضای آن جلسه تعیین شده بود، پذیرفتند. بیانیه امام که در روز دوشنبه 27 تیر از رادیو و تلویزیون خوانده شد مردم را بسیار متأثر و تحریک کرد. من فکر می‌کنم همه پای رادیو گریه‌ کردند. زیرا لحن امام بسیار تکان‌دهنده بود که آن بیانیه باعث هجوم مردم به جبهه‌ها شد.

من فکر می‌کنم این هم اراده خداوند بود که صدام در آن مقطع قطعنامه را قبول نکرد، زیرا بعدها می‌گفتند ایران در زمان ضعف قطعنامه را پذیرفت. عراق فوری به جای پذیرش قطعنامه از جنوب و غرب به ایران حمله کرد و عملیات مرصاد هم در اوایل مرداد با حمله منافقین شروع شد، زیرا عراق فکر می‌کرد که ایران ضعیف شده است و همزمان هجوم به جنوب و غرب به پیروزی بزرگ دست پیدا می‌کند ولی هجوم جوانان به جبهه‌ها به قدری گسترده بود که وقتی هجوم عراق را دفع کردند و آنها را از سرزمین ایران بیرون کردند، از امام اجازه می‌خواستند که به خاک عراق وارد شوند که امام گفتند همانطور که در جنگ جدی بودیم در صلح هم جدی هستیم.

عراق وقتی دید که ایران آمادگی فوق‌العاده دارد و می‌تواند فتوحات بزرگی داشته باشد، در پایان مردادماه آتش‌بس را پذیرفت. لطف خداوند بود که جنگ با پیروزی رزمندگان اسلام تمام شود.

آن روزهای‌ آخر، از نظر امام نسبت به حضور گسترده جوانان در جبهه‌ها هم بعد از پذیرش قطعنامه اطلاعی داشتید؟
امام احساس کرد که پیامش با روح مردم چه کرده است و آنها را در سراسر کشور به حرکت درآورده است. یعنی علی‌رغم اینکه ایشان گفتند جام زهر را نوشیدم و مردم هم به جبهه‌ها رفتند و شرایط جبهه‌ها را عوض کردند اما ایشان ادامه جنگ را به مصلحت نمی‌دانستند و لذا گفتند همانطور که در جنگ جدی بودیم، در صلح هم جدی هستیم.

No responses yet

Nov 03 2013

از سوی سازمان اوقاف آغاز شده است: طرح ۱۵ هزار میلیارد تومانی تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی محمدی٬ رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه از آغاز طرح تربیت ۱۰ تا ۱۵ میلیون حافظ قرآن خبر داده که به گفته حمید محمدی، معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد هزینه این طرح دست‌کم ۱۵ هزار میلیارد تومان است.

طرح تربیت ۱۰ تا ۱۵ میلیون حافظ قرآن به دستور و خواست علی خامنه‌ای در سازمان اوقاف و دیگر نهاد‌های دینی آغاز شده و به اعتقاد آقای محمدی ۱۵ سال طول خواهد کشید.

این مقام وزارت ارشاد روز شنبه (۱۱ آبان) گفته که برای تربیت ۱۰ میلیون حافظه قرآن دست‌کم سالی هزار میلیارد تومان بودجه نیاز است.

این در حالی است که روز شنبه (۱۰ آبان) آقای محمدی اعلام کرده که این طرح در دستور کار سازمان امور اوقاف قرار گرفته است.

این مقام سازمان اوقاف هیچ اشاره‌ای به میزان بودجه این طرح نکرده است.

سازمان اوقاف یکی از ثروتمند‌ترین نهاد‌های مذهبی در ایران است که زیر نظر علی خامنه‌ای اداره می‌شود و هیچ گزارشی از میزان درآمد‌های هنگفت آن از امامزاده‌ها و اماکن مذهبی در دست نیست.

سازمان اوقاف سالانه هزار و ۶۶۴ مسابقه قرآنی با حضور ۹۰۰ هزار قاری از سراسر جهان برگزار می‌کند که بودجه برگزاری این مسابقات نیز معلوم نیست.

No responses yet

Nov 03 2013

خامنه‌ای: هیچ‌کس نباید مذاکره‌کنندگان ایرانی را سازشکار بنامد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی با حمایت از نمایندگان ایران در مذاکرات اتمی، ماموریت آنها را «سخت» خواند و هشدار داد که کسی نباید آنها را «سازش‌کار» بنامد.

آقای خامنه‌ای که روز یکشنبه، ۱۲ آبان در آستانه سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران سخنرانی می‌کرد با اشاره به مذاکرات اتمی ایران با قدرت‌های جهانی از جمله ایالات متحده گفت که مذاکره‌کنندگان ایرانی «بچه‌های خود ما و بچه‌های انقلابند و هیچ کس نباید آنها را سازش‌کار بماند».

به گفته او، گروه مذاکره‌کنندگان «ماموریت سختی را بر عهده دارند و هیچ کس نباید ماموری را که مشغول کاری است تضعیف کند».

هشدارهای آقای خامنه‌ای در شرایطی مطرح می‌شود که حسن روحانی و نمایندگان دولت او در مذاکرات اتمی با ایالات متحده و دیگر اعضای گروه ۱+۵ هدف انتقادات شدید محافظه‌کاران داخلی قرار دارند.

از نشانگان این انتقادات نصب پوسترهایی در شهر تهران با عنوان «صداقت آمریکایی» بود که آمریکایی‌ها را غیرقابل اعتماد معرفی می‌کرد، تصاویری با پس‌زمینه تیره که نماینده فرضی آمریکا را مسلح نشان می‌داد در حالی که نماینده ایران نیز که پشت میز مذاکره نشسته است، بی‌شباهت با محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران و مسئول مذاکرات اتمی نیست.

نصب این پوسترها واکنش مقامات دولت روحانی را در پی داشت تا جایی که عباس عراقچی از مذاکره‌کنندگان ارشد ایران آن را در جهت تضعیف مذاکره‌کنندگان ایرانی دانست و گفت: «زمانی که رزمندگان ما در جبهه نبرد حضور داشتند، تمام کشور برای روحیه دادن به آنها بسیج می‌شد و هیچ کسی در خیابان‌ها پوستر نصب نمی‌کرد تا آنها را جور دیگری خطاب کنند.»

اکنون اما آیت‌الله خامنه‌ای تلاش می‌کند مانع انتقاد محافظه‌کاران داخلی از نمایندگان دولت شود و دراین‌باره هشدار می‌دهد.

«به مذاکره خوشبین نیستم، اما از آن ضرر نمی‌کنیم»

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله خامنه‌ای، وی در ادامه این سخنرانی با اشاره به اظهارات پیشین خود مبنی بر «عدم خوشبینی» به مذاکرات گفت که الان هم به مذاکره خوشبین نیست اما «باذن الله از این مذاكرات ضرری هم نمی‌كنیم و این تجربه، ظرفیت فكری ملت ما را بالا خواهد برد.»

او سپس گفت: «اگر مذاكرات به نتیجه برسد كه چه بهتر ولی اگر نتیجه نگرفتند معنایش این باشد كه كشور باید روی پای خودش بایستد.»

آیت‌الله خامنه‌ای اواخر تابستان سال جاری نیز از لزوم «نرمش قهرمانانه» در عرصه سیاست خارجی سخن گفته بود و تنها چند روز پس از آن بود که حسن روحانی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک با باراک اوباما، همتای آمریکایی خود از طریق تلفن گفت‌وگو کرد، رویدادی که در حیات ۳۴ ساله جمهوری اسلامی بی‌سابقه بوده است.

با این حال، آقای خامنه‌ای بعدها اعلام کرد که برخی از اقدامات مسئولان دولت در سفر نیویورک «به‌جا نبوده است»، چنان‌که اکنون نیز به دولت روحانی توصیه می‌کند که «نباید به دشمنی که لبخند می‌زند اعتماد کرد».

لبخند آمریکایی‌ها و گزینه نظامی

به گفته او، «آمریكایی‌ها از آن طرف لبخند می‌زنند و اظهار میل به مذاكره می‌كنند و از این طرف بلافاصله می‌گویند همه گزینه‌ها روی میز است. خب چه غلطی ممكن است انجام دهند».

مقامات آمریکا بر ضرورت پیدا کردن راه‌حلی مسالمت‌جویانه برای مناقشه اتمی ایران تاکید می‌کنند، اما سخنان آنها همواره با هشدار نسبت به تهران همراه بوده که در صورت بن‌بست در مذاکرات، گزینه نظامی نیز علاوه بر تحریم‌ها روی میز است.

از جمله باراک اوباما چند روز پس از مکالمه تلفنی خود با حسن روحانی در دیداری با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر ضمن براز امیدواری به حل و فصل این مناقشه اتمی از رطریق دیپلماسی به تهران هشدار داد که آمریکا «هیچ گزینه‌ای از جمله گزینه نظامی را از روی میز بر نمی‌دارد».

اکنون نیز خامنه‌ای با اشاره به اتحاد میان اسرائیل و ایالات متحده می‌گوید: «آمریكایی‌ها بیشترین ملاحظه را با صهیونیست‌ها دارند و مجبورند ملاحظه آنها را كنند ولی ما این ملاحظه را نداریم.»

او در نهایت تاکید می‌کند که جمهوری اسلامی از روز اول هم «رژیم صهیونیستی را یك رژیم نامشروع و حرامزاده» می‌دانسته است.

اشاره به افشاگری‌های اسنودن

اما بخشی از سخنان روز یکشنبه علی خامنه‌ای به اشغال سفارت آمریکا در تهران اختصاص داشت، اقدامی که ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست عده‌ای از دانشجویان پیرو آیت‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت و باعث خاتمه روابط سیاسی ایران و آمریکا شد.

آقای خامنه‌ای اظهار داشت: «۳۰ سال پیش جوانان ما اسم سفارت آمریكا را گذاشتند لانه جاسوسی. امروز سفارت‌خانه‌های آمریكا در نزدیك‌ترین كشورها به آمریكا اسمشان شده لانه جاسوسی؛ یعنی جوانان انقلاب ما ۳۰ سال جلوتر بودند.»

این سخنان در عین حال اشاره‌ به افشاگری‌های ادوارد اسنودن، کارمند قراردادی پیشین در سازمان امنیت ملی آمریکا، دارد که ادعا می‌کند این نهاد امنیتی و اطلاعاتی، مکالمات برخی از رهبران اتحادیه اروپا و دیگر متحدان آمریکا و همین‌طور شهروندان برخی کشورها را شنود می‌کرده است.

از جمله یکی از اسناد تازه منتشر شده آقای اسنودن نشان می‌دهد که سازمان امنیت ملی آمریکا سفر آقای خامنه‌ای به کردستان در سال ۱۳۸۸ را تحت نظارت دقیق داشته است، به‌طوری که «گفته‌های بی‌سیمی محافظان او، خلبانان و کارکنان هواپیما یا هلی‌کوپتری که او را حمل کرده نیز نظارت و شنود شده‌اند».

مقامات ایران هنوز به این گزارش واکنشی نشان نداده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .