اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنایات رژیم'

Sep 16 2020

ادعای دادگستری فارس درباره تماس تلفنی نوید افکاری قبل از اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: دادگستری استان فارس در اطلاعیه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شد مدعی شد که نوید افکاری خود خواسته بود که قبل از اجرای حکم اعدام تنها با خانواده‌اش «تماس تلفنی» داشته باشد، نه ملاقات حضوری.

خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران، میزان، روز چهارشنبه، ۲۶ شهریور، اطلاعیه روابط عمومی دادگستری استان فارس را منتشر کرد.

مقام‌های قضایی ایران نوید افکاری را به شرکت در اعتراض‌های مرداد ۹۷ شیراز و همچنین «قتل یک نیروی امنیتی وابسته به حراست شرکت آبفاء» به نام حسن ترکمان در روز دوم مرداد ۷۷ متهم کرده بودند.

بر اساس حکم دادگاه، دو برادر نوید یعنی وحید افکاری نیز به ۵۴ سال و شش ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری به ۲۷ سال و سه ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

وی با وجود ابهامات فراوانی که از سوی وکلایش اعلام شد و به رغم کارزار جهانی در مخالفت با اعدامش، بدون اطلاع خانواده، روز شنبه هفته جاری اعدام و شبانه دفن شد.

در اطلاعیه دادگستری استان فارس آمده است: «بر اساس قانون، قاضی اجرای احکام پیش از اجرای حکم باید موضوع را به محکوم اطلاع دهد تا وی اگر می‌خواهد کسی را ببیند یا با فردی تماس بگیرد اعلام کند که این مهم از سوی قاضی اجرای احکام صورت پذیرفته است.»

دادگستری استان فارس اضافه می‌کند:‌ «به مرحوم افکاری اعلام می‌شود قبل از اجرای حکم خواستار ملاقات حضوری است یا تماس تلفنی که وی اعلام می‌کند صرفا تقاضای تماس تلفنی با خانواده را دارد و برای این موضوع شماره موبایلی را اعلام و با خانواده خود صحبت می‌کند.»

این در حالی است که در تصویر صورت‌جلسه‌ای که برای اثبات این مدعا منتشر شده، علاوه ‌بر این‌که هیچ سربرگی دیده نمی‌شود، هیچ اشاره‌ای هم به «اجرای حکم اعدام» نشده است.

بر اساس اطلاعیه دادگستری استان فارس، «اتفاق مورد اشاره صورت جلسه شده و مرحوم افکاری نیز آن را امضا کرده و اثر انگشت زده است. ضمن آن که علاوه بر آقای افکاری شش نفر از مقام‌های زندان نیز پای صورت‌جلسه را امضا کرده‌اند و تمامی مراحل قانونی قبل از اجرای حکم به صورت دقیق و با نظارت ویژه قاضی اجرای احکام به مرحله اجرا درآمده است.»

با این حال از فایلی صوتی که از آخرین تماس تلفنی نوید افکاری از زندان منتشر شد چنین برمی‌آید که وی از اجرای حکم اعدام خود در ساعات آینده خبر نداشته و می‌گوید قرار است او را به تهران منتقل کنند.

بابک پاک‌نیا، وکیل ساکن تهران که با خانواده افکاری و پرونده نوید افکاری در ارتباط بوده نیز در گفت‌وگو با رادیوفردا ضمن تاکید بر این که طبق قانون ۴۸ ساعت قبل از اجرای حکم باید به وکیل متهم اطلاع داده می‌شد، می‌گوید: «هیچ ابلاغی برای وکلا ارسال نشده بود» و خانواده این متهم نیز در جریان نبوده‌اند.

با این حال دادگستری استان فارس، منتقدان را به «بی‌اطلاعی» یا «غرض‌وری‌های سیاسی» متهم کرده و هر گونه «شکنجه» این جوان کشتی‌گیر در زندان را نیز رد کرده است.

این در حالی است که نوید افکاری در فایلی صوتی گفته بود که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تحت شکنجه مجبور به اقرار شده و مادر وی نیز در فایلی ویدئویی گفته بود که پسرانش در زندان مورد شکنجه قرار گرفتند تا علیه یکدیگر اعتراف کنند.

روابط عمومی دادگستری استان فارس در عین حال نوشته است: «هیچ قانون، دستورالعمل و یا آیین‌نامه‌ای که تکلیف کند در ماه محرم نباید حکم قصاص را اجرا کرد وجود ندارد.»

این اطلاعیه در عین حال همچون گذشته تاکید کرده که خانواده مقتول «اصرار» بر «قصاص» داشتند و خانواده افکاری نیز «زمان برای جلب رضایت اولیای دم به اندازه کافی» داشتند.

اعدام نوید افکاری انتقادهای جهانی بسیاری را برانگیخت و سازمان‌ها و دولت‌ها به صراحت جمهوری اسلامی را به ایجاد وحشت و خاموش کردن صدای مخالفان متهم کردند.
منابع: میزان و رادیو فردا/ ب. ب./ ف. دو.

No responses yet

Sep 16 2020

پیامک‌های فله‌ای کشف حجاب؛ کاسبی جدید یا راهی برای انحراف افکار عمومی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: در دو روز گذشته بسیاری از کاربران فضای مجازی از دریافت پیامک‌هایی از سوی پلیس مرتبط با کشف حجاب در خودرو خبر داده‌اند. این در حالی است که بسیاری از آن‌ها می‌گویند در تاریخ ذکرشده در پیامک، اصلا از ماشین استفاده نکرده‌اند، یا در خیابان ذکرشده حضور نداشته‌اند و یا خودرو متعلق به کسانی است که پیامک کشف حجاب شامل آن‌ها نمی‌شود؛ مثل روحانی‌ای که در توییتر نوشته است: «نمی‌دانستم برداشتن عمامه از سر کشف حجاب محسوب می‌شود.»

ماجرای ارسال پیامک‌های فله‌ای کشف حجاب به شهروندان چیست؟

***
در طول هفته گذشته پیامک‌های کشف حجاب در خودرو به صورت فله‌ای، از سوی «پلیس امنیت اخلاقی ناجا» به شهروندان، افراد مسنی که مدت‌هاست به علت شیوع ویروس کرونا از خانه خارج نشده و از ماشین‌شان استفاده نکرده‌اند، روحانیون یا حتی شهروندانی که اساسا در زمان دریافت پیامک در تهران نبوده‌اند و همچنین زنان چادری ارسال شده و موجب واکنش‌های زیادی در فضای مجازی شده است.

عده‌ای معتقدند ارسال این پیامک‌ها در سطح گسترده، برای انحراف افکار عمومی از ماجرای اعدام « نوید افکاری» بوده است.

در متن پیام ارسال‌شده برای شهروندان نوشته شده است: «مالک محترم خودروی شماره ….، در خودروی شما در آدرس … در تاریخ … کشف حجاب صورت گرفته است. ضمن اخطار مبنی بر عدم تکرار، ابلاغ می‌گردد که با در دست داشتن مدارک هویتی و مالکیتی خودرو، حداکثر ظرف مدت ده روز، از ساعت هشت صبح تا دو بعدازظهر برای رسیدگی به این موضوع به پلیس امنیت اخلاقی محل سکونت خود یا به نزدیک‌ترین پلیس امنیت اخلاقی مراجعه نمایید.»

مشهورترین پیامکی که این روزها در فضای توییتر دست به دست می‌چرخد متعلق به «مرتضی روحانی»، مدیرمسئول سایت و انتشارات «ترجمان» است.

او روز بیست‌وسوم شهریور این پیامک را دریافت کرده و ضمن انتشار تصویر آن در صفحه توییترش نوشته است: «نمی‌دانستم که عمامه از سر برداشتن کشف حجاب محسوب می‌شود.» مرتضی روحانی علاوه بر این که معمم است، می‌گوید در تاریخ مذکور در پیامک اساسا در خیابانی که در متن پیامک ذکر شده؛ یعنی در خیابان اندرزگو نبوده است.

یکی از دریافت‌کنندگان این پیامک می‌گوید انبوه جمعیتی که به جرم «کشف حجاب» و با ارسال پیامک، به پلیس فراخوانده شده‌اند در پیاده‌روی منتهی به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی خیابان وزرا تجمع کرده و عملا پیاده‌رو را مسدود کرده‌اند.

آن‌چه لازم است انجام دهند تعهد اخلاقی و پرداخت قبض سنگین پارکینگ پلیس امنیت است.

تعدادی از «خوانده‌شده‌ها» از صبح در نوبت‌اند. کارشان را تعطیل کرده‌اند تا وقت‌شان را صرف تشکیل پرونده، ثبت و ضبط شماره پلاک، تلفن، آدرس و در نهایت تعهد اخلاقی کنند.

به آن‌ها توضیح داده می‌شود که ماشین آن‌هایی که تعهد کتبی می‌دهند در مرتبه دوم تذکر، به مدت یک ماه توقیف می‌شود و برای مالک خودرو در یکی از شعب دادگاه پرونده قابل پیگیری تشکیل خواهد شد.

«پرستو نایبی»، یکی از شهروندانی که پیامک کشف حجاب دریافت کرده‌ است، به «ایران‌وایر» می‌گوید توسط ماموران نامحسوس پلیس امنیت اخلاقی شناسایی شده و اسمش در سامانه «ثبت تخلفات» به ثبت رسیده است.

آن‌ها ماشین پرستو را به مدت یک هفته توقیف کرده و تعهد کتبی گرفته‌اند که در صورت تکرار جرم، از خدمات عمومی محروم خواهد شد.

پرستو برای هر شبی که ماشینش در پارکینگ بوده است، علاوه بر عوارض شهرداری و تسویه کامل خلافی خودرو، مبلغ دوهزار و ۶۰۰ تومان نیز پرداخت کرده است.

خانم «سعیده قربانی» پنجاه‌وشش سال سن دارد. او معمولا برای تردد بیرون از خانه از چادر عربی استفاده می‌کند و یک زن خانه‌دار است. سعیده به ایران‌وایر می‌گوید اصلا در تمام زندگی‌اش رانندگی نکرده است. او چند سال پیش اقدام به خرید یک خودروی شخصی برای پسر جوانش کرده است تا با مسافرکشی ارتزاق کند و خودروی مورد نظر در طول دو سال گذشته به علت نیم‌سوز بودن موتور، زمین‌گیر بوده است. سعیده می‌گوید اخیرا پیامک تذکر حجاب دریافت کرده است. این در حالی است که به خاطر اپیدمی ویروس کرونا و سابقه بیماری، چند ماهی است که از خانه خارج نشده و هنگام رفتن به نانوایی هم پای پیاده رفته و هم عبای عربی پوشیده بوده است.

برای «نوید» که دانشجوی رشته تئاتر «دانشکده هنرهای زیبا» است نیز چنین پیامکی ارسال شده است: «احتمالا به خاطر موهای بلندم مرتکب خطا شده و مرا با یک خانم اشتباه گرفته‌اند.»

با این حال «پایگاه خبری انتخاب» از قول «حسین رحیمی»، رییس پلیس تهران، نوشت: «درصد خطا در دریافت پیامک اشتباه مربوط به کشف حجاب دو درصد است.»

«انتخاب» با اشاره به «شجاعت» رییس پلیس تهران که احتمال بروز خطا در اجرای این طرح را پذیرفته، از قول او نوشته است: «ما در مراجعه مردم عزیز به پلیس درباره پیامک‌های دریافتی، ملاک را صحبت‌ها و اظهارات مردم می‌دانیم و این‌طور نیست که بخواهیم اصرار کنیم حتما آن‌ها مرتکب کشف‌ حجاب در خودرو شده‌اند، در اکثر موارد هم ملاک ما همین نظرات مردم است و بر مبنای آن تصمیم‌گیری می‌کنیم.»

نیروی انتظامی همچنین با اعلام یک شماره تلفن از مردم درخواست کرده در صورت مشاهده بدحجابی، شماره پلاک خودروی متخلف را به پلیس گزارش دهند.

کاربری به نام «امیرمحمد مرجان» در مورد این درخواست عجیب پلیس در حساب کاربری توییترش سوال کرده است: «اگر زنی را دیدیم که برای پر کردن شکم فرزندانش تا سر توی سطل آشغال فرو رفته، به چه شماره‌ای پیامک بدهیم تا رسیدگی کنند؟»

به نظر می‌رسد سازوکار مشخصی برای ارسال این پیامک‌های تهدیدآمیز وجود ندارد. این را می‌توان با نگاهی به وب‌سایت وکلایی که در فضای مجازی به مردم درگیر با این پیامک‌های دردسرساز، مشاوره می‌دهند، متوجه شد. در این وب‌سایت‌ها با خیل عظیم زنانی مواجه می‌شویم که در کمتر از بیست‌وچهار ساعت بعد از تعهد حضوری و پرداخت جریمه پارکینگ، باز هم پیامی مبنی بر عدم التزام به تعهدشان دریافت کرده و دستور توقیف خودروشان به مدت یک ماه صادر شده است.

«شروین سلطان‌زاده»، وکیل دادگستری ساکن ایران، می‌گوید در این مورد نه تنها سازوکار مطمئنی وجود ندارد، بلکه اساسا چنین کاری وجاهت قانونی هم ندارد: «در این‌جا از چند زاویه می‌شود به ماجرا نگاه کرد. در وهله اول شیوه شناسایی افراد است. خودروهای عبوری توسط افسران نامحسوس گشت ارشاد و امنیت اجتماعی یا توسط دوربین‌ها در سطح خیابان شناسایی می‌شوند. افسرها شماره پلاک خودرو را می‌نویسند و بعد با شناسایی پلاک خودرو، پیامک ارسال می‌کنند. حالا این که چند درصد ضریب خطا وجود دارد، وسط شلوغی و ترافیک خیابان یا سرعتی که خودروها در بزرگراه دارند، این آقای افسر نامحسوس تا چه حد توانسته است شماره را درست ارزیابی کند، عددی را جا‌به‌جا نوشته یا ننوشته یا اساسا تلفن ثبت‌شده‌ای که به اسم صاحب خودروست یا حتی خود آن خودرو در اختیار عضو دیگر خانواده است یا خیر، خودش جای بحث و تردید دارد. از سوی دیگر مکرر می‌شنویم که خودروی فردی که تعهد داده، درست یک روز بعد از التزام کتبی، توقیف شده؛ یعنی حتی تعهد اولیه در سامانه پلیس ثبت نشده است.»

او به وجه حقوقی ماجرا هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «جریمه افراد یا توقیف اتومبیل آن‌ها توسط نیروی انتظامی که ضابط عام قوه قضاییه است و کارش فقط معرفی مرتکب جرم به نهاد قضایی است، با مفاد قانون مغایرت دارد. نیروی انتظامی بدون مداخله مجلس نمی‌تواند برای حقوق شهروندی مردم تصمیم بگیرد. این که شما برای یک نفر پیام بفرستید و بعد راسا وارد عمل شوید و خودرویش را ضبط کنید یا جریمه‌اش کنید فراتر از اختیارات نیروی انتظامی است.»

با این همه این کار نیروی انتظامی با ماده ۶۳۸ «قانون مجازات اسلامی» توجیه می‌شود. طبق این ماده قانونی «هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست، ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

بر اساس تبصره همین قانون، «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه‌هزار تا پانصدهزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»

شروین سلطان‌زاده می‌گوید در قانون تعریف مشخصی از حجاب شرعی وجود ندارد. بنابراین مشخص نیست تعریف قانون‌گذار از حجاب شرعی که یک امر نسبی است، در این بند قانونی چه بوده است؛ چون به صراحت در مورد تعریف بدحجابی توضیح داده نشده و جرم‌انگاری نشده است.

او همچنین تاکید می‌کند چنین اقدامات و شکایت‌هایی نیازمند تشریفات قانونی، تحقیق، دادگاه، احراز و اثبات بزه انتسابی و مبنای قانونی هستند.

به نظر نمی‌رسد تشریفات مورد نظر آقای سلطان‌زاده اساسا توسط پلیس امنیت اخلاقی مراعات شده باشد. بر اساس گزارش‌های واصله، پلیس امنیت اخلاقی برای سهولت ماجرا چند نفر از نیروهایش را در فضای باز یا محل ورودی این ساختمان‌ها مستقر کرده تا بعد از ثبت شماره پلاک ماشین، در طول چند دقیقه به کار مراجعه‌کننده رسیدگی کنند.

کاربری به نام «آنیسا» در شرح این رسیدگی فله‌ای پلیس امنیت نوشته است: «رفتم وزرا، حدود ۳۰۰ نفر آن‌جا بودند و ده یا دوازده افسر را هم روی صندلی نشانده بودند توی حیاط، با یک فهرست جلوی رویشان، اسم مالک و نمره پلاک ماشین و تلفن را می‌نوشتند و می‌گفتند بروید الآن شلوغ است، بعدا خودمان خبرتان می‌کنیم.»

«پرستو» هم که تجربه مراجعه به پلیس امنیت را دارد، بدترین حسی را که در کل این ماجرا به او دست داده، احساس مورد توهین قرار گرفتن و عدم امنیت می‌داند: «این که حتی جرات نمی‌کنی بروی بیرون، چون ممکن است به اشتباه مورد مواخذه قرار بگیری.»

او می‌گوید با این که مردم به رفتارهای توهین‌آمیز از سوی دستگاه‌های مسئول خو کرده‌اند، اما آن‌چه آزاردهنده است صرف یک روز کامل در کوچه و خیابان مقابل پلیس امنیت و یا راهروهای آن‌جاست:

«تصورش را بکنید تقریبا یک صبح تا بعدازظهر باید وقت‌تان در چنین جایی بگذرد و توضیح بدهید و بعد هم با اعصاب و روان به‌هم‌ریخته برگردید خانه. از سوی دیگر وقتی شما دریافت‌کننده چنین پیامکی باشید، حتی اگر اشتباه شده باشد، اسم شما در سیستم پلیس ضبط شده است و هر جا که ماشین‌تان را پارک کنید، می‌آیند و ماشین شما را توقیف می‌کنند و با خودشان می‌برند. حالا باید بدوید دنبال الباقی ماجرا و هزینه پارکینگ پلیس را بدهید. تازه اگر بار دوم‌تان باشد ماشین را یک ماه نگه می‌دارند و این یعنی توقف کامل زندگی در شهر تهران.»

پرستو معتقد است دست‌اندرکاران این طرح نگران حجاب نیستند، بلکه در پی راه تازه‌ای برای درآمدزایی پلیس و «کف‌گیر خورده به ته دیگ» هستند؛ «یک جور کاسبی جدید برای جبران هزینه‌های پلیس.»

No responses yet

Sep 13 2020

اتحادیه اروپا و آمریکا اعدام نوید افکاری را محکوم کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: اجرای حکم اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، صبح روز شنبه به رغم درخواست‌های بین‌المللی برای توقف آن، واکنش‌های گسترده‌ای در عرصه بین المللی و در داخل ایران داشته است.

مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، اعدام نوید افکاری توسط جمهوری اسلامی را اقدامی «بی‌رحمانه و رذیلانه» دانسته و آن را به «شدیدترین وجه محکوم» کرده است.

یک سخنگوی اتحادیه اروپا نیز در واکنش به این خبر گفت، اتحادیه اروپا اعدام نوید افکاری را با شدیدترین وجه محکوم می‌کند.

این سخنگو اضافه کرده است: اتحادیه اروپا به صراحت با استفاده از مجازات اعدام در هر شرایطی مخالف است. اعدام مجازاتی بی رحمانه و غیر انسانی است که اثر بازدارنده ندارد و انکار کرامت و شخصیت انسان است.

سخنگوی اتحادیه اروپا اضافه کرده است، مساله حقوق بشر از موضوعات محوری تعامل با ایران خواهد بود.

کلی کرافت، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز در توییتی با خانواده نوید افکاری ابراز همدردی کرده است.

کلی کرافت نوشته است: ما بی اعتنایی و بی احترامی مداوم حکومت ایران به جان انسان‌ها را محکوم می‌کنیم. صدای مردم ایران خاموش نخواهد شد.

جو بایدن، نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز در توییتی نوشته است: اعدام بی‌رحمانه نوید افکاری توسط (حکومت ایران) بی معنی و وحشتناک است. هیچ کشوری نباید افراد را به خاطر فعالیت و تظاهرات مسالمت‌آمیز بازداشت، شکنجه و اعدام کند. ایران می‌بایست تمامی دیگر زندانیان سیاسی را از جمله نسرین ستوده و آمریکایی‌هایی که ناعادلانه حبس شده‌اند، آزاد کند.

Iran’s cruel execution of Navid Afkari is a travesty. No country should arrest, torture, or execute peaceful protestors or activists.

Iran must free its other political prisoners, including Nasrin Sotoudeh, and release unjustly detained Americans. https://t.co/Jj9QZbyQL7

— Joe Biden (@JoeBiden) September 12, 2020

«تمسخر عدالت»

عفو بین الملل نیز در بیانیه‌ای گفته است، اعدام نوید افکاری «تمسخر عدالت» بود.

عفو بین الملل تاکید کرده است، اعدام پنهانی صبح امروز نوید افکاری قهرمان کشتی، بدون اطلاع قبلی وی ، خانواده و یا وکیلش، پس از محاکمه‌ای کاملاً ناعادلانه تمسخر هولناک عدالت است و جامعه بین المللی می‌بایست فورا به این اقدام واکنش نشان دهد.

اتحادیه جهانی کشتی نیز در بیانیه‌ای با «ویرانگر» خواندن خبر اعدام نوید افکاری با خانواده وی اظهار همدردی کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی از این که تلاش برای توقف حکم اعدام نوید افکاری به نتیجه نرسید، ابراز تاسف کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی گفته است که خبر اعدام نوید افکاری «ویرانگر» بود و کل جامعه کشتی را سوگوار کرد.

UWW Statement on the Execution of Navid Afkarihttps://t.co/2TXcr12jaQ pic.twitter.com/f6wetsLz2Q

— United World Wrestling (@wrestling) September 12, 2020

گزارش‌ها حاکی است که پیکر نوید افکاری که صبح امروز در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد «شبانه» و «تحت تدابیر شدید امنیتی» به خاک سپرده شد.

نوید افکاری نایب قهرمان نوجوانان ایران که در پی اعتراضات مرداد ۹۷ بازداشت شد، به اتهام قتل یک مامور امنیتی به دو بار اعدام، شش سال و نیم حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

وحید و حبیب برادران او نیز هر یک به ۵۴ و ۲۷ سال زندان با شلاق محکوم شده‌اند. برادران افکاری در روزهای گذشته با انتشار چند فایل صوتی گفته بودند که اعترافاتی که در طول دوران بازداشت برای اقرار به مشارکت در قتل یک مامور امنیتی از آنها گرفته شده، زیر فشار مداوم شکنجه بوده است.

No responses yet

Sep 07 2020

جان‌باخته‌ها اعتراضات آبان ۱۳۹۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ویکی‌پدیا: در فهرست زیر نام و اطلاعاتی از ۵۲۶ نفر از جان‌باخته‌های اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران مشاهده می‌شود، فهرست کودکان، در فهرستِ جان‌باخته‌ها به تفکیک شهر نیز آمده‌است:
کودکان

فهرست افراد جان‌باختهٔ زیر ۱۸ سال در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران:

سید علی موسوی، ۱۲ ساله، حوالی ساختمان فرمانداری رامهرمز
علی غزلاوی، ۱۲ ساله، در میدان الله خرمشهر
امیر رضا عبداللهی، ۱۳ ساله، در اسلام‌شهر تهران
نیکتا اسفندانی، ۱۴ ساله، در خیابان ستارخان تهران
محمد داستان‌خواه، ۱۵ ساله، در شهرک صدرای شیراز
آرمین قادری، ۱۵ ساله، در محله دولت‌آباد کرمانشاه
جواد بابایی، ۱۵ ساله، در شهر قدس (قلعه حسن‌خان)
ابوالفضل شعبانی، ۱۶ ساله در سه‌راهی آدران جاده ساوه
محمدجواد عابدی، ۱۶ ساله در اصفهان
خالد غزلاوی، ۱۶ ساله، در خرمشهر
رضا نیسی، ۱۶ ساله، از ساکنان منطقه پاستوریزه شهر اهواز
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)
آرش کهزادی، ۱۶ ساله، در اسلام‌شهر
احمد آلبوعلی، ۱۷ ساله، در منطقه شهرک طالقانی، ماهشهر
محمدرضا احمدی، ۱۷ ساله، در محله فیض آباد سنندج
حسام بارانی راد، ۱۷ ساله، کرمانشاه – اهل روستای خانیله روانسر
محمد (حمزه) بریهی، ۱۷ ساله، ساکن کوی خزعلیه اهواز – با کلت کمری و از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت.
مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی
احمد موسوی جعاوله، ۱۷ ساله، از ساکنان شهرک اندیشه شهرستان شوشتر
امیرحسین دادوند، ۱۷ ساله، در یزدان‌شهر اصفهان
آرین رجبی، ۱۷ ساله، در میدان جنگلبانی (سرباز) مریوان
ساسان عیدی وند، ۱۷ ساله، در یزدانشهر اصفهان
حسین قاسمی، ۱۷ ساله، در چهاردانگه اسلام‌شهر –
محسن محمدپور، ۱۷ ساله، در خرمشهر
علیرضا نوری، ۱۷ ساله، در شهریار
پژمان (علی) قلی پور ملاتی، زیر ۱۸ سال، ساکن لنگرود – در کرج هدف گلوله قرار گرفت.
پدرام جعفری، ۱۸ ساله، در فردیس کرج
ابراهیم مرادی، ۱۸ ساله، دانش‌آموز، در جوانرود

اسامی جان‌باخته‌ها به تفکیک استان و شهر
استان خوزستان

اهواز:

اصغر حق‌طلب، اهواز
اکبر ملک‌پور، اهواز
امیر حسینی، اهواز
امیر عساکریان، اهواز
بشیر سرخی، اهواز
حسن ربیعی، اهواز
حمزه باوی، اهواز
حمزه فاضل‌السواری (حمزه عالی‌نژاد)، اهواز
حمید آوی، اهواز
حمید رضازاده، اهواز
رحیم عرب‌پور، اهواز
رضا تمیمی، اهواز
رضا داراب‌پور، اهواز
رضا شاه‌مرادی، اهواز – اهل اندیمشک، دانشجوی ۱۹ ساله رشته کامپیوتر دانشگاه چمران.
رضا صیادی، از نیروهای یگان ویژه واحد رهایی گروگان اهواز
رضا قادری، اهواز
رضا نیسی (رضا عطیه‌النیسی)، منطقه گرانه (پاستوریزه) اهواز، ۱۹ ساله – در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
رضا یزدانی، اهواز
ریحانه ملکی، اهواز
زینب نیسان‌پور، اهواز
سعید پانکی، اهواز
سعیدحسن مشعشعی، اهواز
سهیلا فلاح‌زاده، اهواز
سیدرضا خلف‌زاده، اهواز
شهلا بالدی، اهواز
عباس بریحی علوش، اهواز
علی آلبو عبادی، اهواز
علی اسماعیلی، اهواز
علی تمیمی، اهواز
علیرضا اکبرپور، اهواز
فاطمه حقوردی، اهواز
فریبا آل‌خمیس، اهواز
فریحه کریم‌زاده، اهواز
قاسم باوی، اهواز – ۴۵ ساله، از بازداشت‌شدگان آبان ۱۳۹۸ که پس از آزادی، به دلیل شکنجهٔ شدید در دورهٔ بازداشت دچار اختلالات روانی شده و خودکشی کرد.
کمال دغاغله، اهواز
کوثر بغلانی، اهواز
کوثر تابع معتوقی، اهواز
مبین مقدم، اهواز
محدثه مقدم، اهواز
محسن عساکره، اهواز
محمد (حمزه) بریهی، اهواز – ۱۷ ساله
محمدرضا عسافی‌زرگانی، اهواز
مریم اسماعیلی، اهواز
مریم عیدانی، اهواز
معصومه داراب‌پور، اهواز
مهدی دریس مولایی، اهواز
مهدی زرگانی، اهواز
مهدی عبدی، اهواز
مهدی غلام‌زاده، اهواز
مهدی فلاحی، اهواز
مهدی قادری، اهواز
میثم مجدم، اهواز
نوید عساکره، اهواز
هانی شهبازی، اهواز

بهبهان:

(نام: نامشخص) تدین، بهبهان
فرزاد انصاری‌فر، بهبهان
احسان عبدالله‌نژاد، بهبهان – ۲۸ ساله، آرایشگر و فوق دیپلم برق (اولین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان، ۲ گلوله در ران و ۲ گلوله در سینه)
اسماعیل بازرگان، بهبهان
فرزاد تضمی‌پور، بهبهان
محمد حشم‌دار، بهبهان – ۳۳ ساله، اصابت گلوله به گلو
محمدحسین (امیرحسین) قنواتی، بهبهان – ۲۶ ساله (دومین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان)
محمود دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۹ ساله، پدرِ ۲ فرزند، اصابت گلوله به قلب هنگامی که برای نجات برادرش (مهرداد دشتی‌زاده) به سمت او می‌رود
مهرداد دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۶ ساله، کشاورز، اصابت گلوله به سر

خرمشهر:

ابراهیم مطوری، خرمشهر
حسن تمیمی، خرمشهر – ۲۵ آبان ۱۳۹۸
خالد غزلاوی، خرمشهر – ۱۶ ساله
خالد منیعات، خرمشهر
علی غزلاوی، خرمشهر – ۱۲ ساله
محسن محمدپور، خرمشهر – ۱۷ ساله
محسن نجل‌علی منیعات، خرمشهر
میثم عبدالوهاب عدگی‌پور، خرمشهر – ۳۰ ساله
میثم منیعات (ناصری)، خرمشهر
میلاد حمیدی (حمیداوی)، خرمشهر

آبادان:

حلیمه سمیری، آبادان – ۳۴ ساله – از بازداشت‌شدگان اعتراضات، جان‌باختن پس از شکنجه
روانبخش آمامی‌راد (ململی گلزاری)، آبادان
علی بغلانی، آبادان

ماهشهر:

احمد بشارت، ماهشهر
احمد چراغیان، شهر جراحی (چمران) – ۴۰ ساله، پدر ۳ دختر، کارمند پتروشیمی
احمد خواجه آلبوعلی، ماهشهر
اقبال اسماعیلی، ماهشهر – ۵۲ ساله
امین بچاری، ماهشهر
حمید شیخانی، شهرک کوره (طالقانی) ۲۶ آبان بازداشت و ۲ آذر جنازه‌اش تحویل خانواده‌اش داده شد.
رزاق ناصر زاده، ماهشهر
سالم امیر سنجران (عیدانی)، نیزار ماهشهر – اهل شهر جراحی (چمران) – در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
شهاب حطاوی، ماهشهر
طاهرآل خمیس، ماهشهر – ۲۵ ساله، دارای ۱ فرزند ۷ ساله
عباس (رضا) عساکره منصوری، میدان جراحی مقابل «نیزار حمیدی» – تازه داماد، میوه فروش
عباس منصوری، شهر جراحی، فرزند طعمه
عدنان هلالی، ماهشهر
علی باوی، شهر جراحی
علی خواجه آلبوعلی، ماهشهر
علی مرادی، ماهشهر
فرشاد حاجی‌پور میلاسی، ماهشهر – اهل لردگان، ۳۰ ساله، در در روستای «له دراز» لردگان به خاک سپرده شد.
قاسم باوی، ماهشهر
مجتبی عبادی، ماهشهر
محسن آلبوعلی، ماهشهر
محسن عبادی‌مهر، شهر جراحی
محمد خالدی، ماهشهر
محمد خالقی، ماهشهر
منصور الباوی، ماهشهر
منصور دریس، ماهشهر
منصور عساکره، ماهشهر
هادی قربانی، ماهشهر
یوسف خالدی، ماهشهر
یوسف مجتبی آلبوعبادی، نیزار ماهشهر
(نام: نامشخص) چنعانی، ماهشهر (جراحی)، دختربچه
(نام: نامشخص) همسر آقای مختار عتقی، ماهشهر

سربندر:

احمد بشاره دورقی، سربندر، ۲۲ ساله

اندیمشک:

حجت لهراسبی، اندیمشک
حسین (عبدلله) لرستانی، اندیمشک – ۲۱ ساله، اصابت گلوله به سر، در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل یکی از بستگانش
شفیع بازتاب، اندیمشک
علی اسفندیاری، اندیمشک

شوشتر:

احمد سعدی، شوشتر
احمد موسوی جعاوله، شوشتر – ۱۷ ساله
ایمان موسوی
جمال کعبی، شوشتر
عادل کعبی فرزه، شوشتر
عارف دلفی، شوشتر
عدی کعبی، شوشتر
علی کعبی، شوشتر
عمار زغبی، شوشتر
قاسم زغبی، شوشتر
مهدی عگبی، شوشتر
میلاد سلیمانی، شوشتر
یاس سلیمانی، شوشتر

شوش:

صادق کعبی، شوش

حمیدیه:

احمد ساعدی، حمیدیه
شهاب سیاحی، حمیدیه

رامهرمز:

سید علی موسوی، رامهرمز

کوت عبدالله:

مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی

استان کرمانشاه

جوانرود:

آرش ایوبی، جوانرود
ابراهیم مرادی، جوانرود – دانش‌آموز، ۱۸ ساله
بهرام غلامی، جوانرود
جبار تجاره (توجاره)، جوانرود
حمزه نقدی، جوانرود
خالد رشیدی، جوانرود
ریبوار سیدرستمی، جوانرود
سلمان رحمانی، جوانرود
عزیز (نام خانوادگی: نامشخص)، جوانرود – کارگر فضای سبز شهرداری که ناشنوا بوده‌است.
علی (یونس) فیروزبخت، جوانرود
عمران ولیدی، جوانرود
فرشاد خیراندیش، جوانرود
کاوه رضایی، جوانرود
کاوه محمدی، جوانرود
کاوه مرادی، جوانرود
مبین عبداللهی، جوانرود
هاشم مرادی، جوانرود – پیکر او که از ۲۶ آبان مفقود شده بود، ۱۱ دی ۱۳۹۸ درحالی‌که آثار شکنجه بر بدن او قابل مشاهده بوده‌است، در یکی از رودخانه‌های اطراف شهر جوانرود پیدا شد.
یونس هوشنگی، جوانرود

کرمانشاه:

آرمین قادری، کرمانشاه – ۱۵ ساله
اسکندر مرتضوی، کرمانشاه
ایرج جواهری، کرمانشاه – از کارکنان پلیس منطقه الهیه کرمانشاه بود.
برهان منصورنیا، کرمانشاه – اهل مریوان
بهروز فرهادپور، کرمانشاه
بهمن عزیزی، کرمانشاه
بهنام امیریان، کرمانشاه
جمشید کاظمی، کرمانشاه
جواد حیدری، کرمانشاه
حجت جلالی، کرمانشاه
حسام بارانی راد، کرمانشاه – ۱۷ ساله، اهل روستای خانیله روانسر
حشمت مرادی، کرمانشاه
حمزه فرجی
حمید چراغی، کرمانشاه
خسرو کریمی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
رامین میرزایی، کرمانشاه
رضا امیدی یاریجانی، اهل دهستان جلالوند، بخش فیروزآباد کرمانشاه – ۲۲ ساله، از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان، در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، پس از ابلاغ حکم ۴ سال زندان، اقدام به خودکشی کرد
رضا محمودی، کرمانشاه
سعید ارشادی، کرمانشاه
سعید اسماعیلی، کرمانشاه
سعید امیری، کرمانشاه
سعید بیژ، کرمانشاه
سعید رضایی، کرمانشاه
صدرا سربله، کرمانشاه
عبدالرضا شیرزادی، کرمانشاه
عصمت حیدری، کرمانشاه
علی القاسی، کرمانشاه
علی غفوری، کرمانشاه
علی غلامپور، کرمانشاه
علیرضا داموندی، کرمانشاه
غلام تابزر، کرمانشاه
فرخ جباری، کرمانشاه
فرشاد توکلی، کرمانشاه
فرشید عزت شاهی، کرمانشاه
فرهاد مجیدی، کرمانشاه
محسن کرمی‌نیا، کرمانشاه – – ۳۴ ساله، دارای دکترای تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی
محمد پالانی، کرمانشاه
محمد میرزایی، کرمانشاه – ۲۱ ساله
محمد نادری، کرمانشاه
محمود رضایی، کرمانشاه
محمود فردپور، کرمانشاه
مسعود ابراهیمی، کرمانشاه
مسعود مرادی، کرمانشاه
مسلم فیاضی، کرمانشاه
مصطفی فرزامی، کرمانشاه
مظفر ظهیری، کرمانشاه
مظفر وطن‌دوست، کرمانشاه
منوچهر فتحی، کرمانشاه
نادر بیرانوند، کرمانشاه – ۲۲ ساله
نادر بیژنوند، کرمانشاه
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه – پس از بازداشت در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در محلهٔ جعفرآباد کرمانشاه، تحت شکنجه کشته شد. جسد او را روز ۸ دی ۱۳۹۸ به خانواده‌اش تحویل دادند.
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه
هاشم عزتی‌پور، کرمانشاه
هدایت قربانی، کرمانشاه
هوشنگ کریمی، کرمانشاه
وحید فتحی، کرمانشاه
ویدا شکیبایی مقدم، کرمانشاه
یونس جلیلی، کرمانشاه
یونس عزتی، کرمانشاه
یونس عینی، کرمانشاه
(نام: نامشخص) نیازی‌منش، کرمانشاه

استان کردستان

سنندج:

احمدرضا محمدی، سنندج
رضا صادقی، سنندج
سوران محمدی، سنندج
علی جواهری، سنندج
کاوه ویسانی، سنندج – در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در سنندج بازداشت شد و جسد وی ۱۵ آذر در حومه سنندج (باباریز) رها شد.
محمدرضا احمدی، سنندج – ۱۷ ساله
مسعود امینی، سنندج
مظفر سیفی، سنندج
هیوا رحیمی، سنندج

مریوان:

آرین رجبی (فرجی)، مریوان – ۱۷ ساله
ادریس بیواره، مریوان
ارشاد رحمانیان، مریوان – پیکر او ۲۴ آذر ۱۳۹۸ حوالی سد گاران مریوان پیدا شد. او در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود.
بهروز ملکی، مریوان
دانیال استواری، مریوان
شاهو ولیدی، مریوان
عثمان احمدی، مریوان
عثمان نادری، مریوان
مهران تاک، مریوان – ۳۱ ساله، دارای یک فرزند ۱۴ ماهه

کامیاران:

کاوه ویسانی، کامیاران – در ۱۵ آذر ۱۳۹۸ پیکرش در بیابان پیدا شد.

استان ایلام

ایلام:

سجاد اسماعیلی، ایلام – ۱۰ روز پس از بازداشت در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۸ پیکر او به خانواده‌اش تحویل داده شد.

استان کرمان

سیرجان:

روح‌الله (جواد) نظری فتح‌آبادی، سیرجان

استان آذربابجان غربی

بوکان:

شلیر دادوند، بوکان
هیوا نادری، بوکان

استان آذربایجان شرقی

تبریز:

علی حسینی، تبریز

هشترود

اکبر کریمی‌اصل، هشترود – ۲۵ ساله، فیلمساز، پس از ۲ هفته بی‌خبری پیکرش با آثار بریدگی‌های زیاد در ناحیه سر و صورت از سد سهند پیدا شد.

استان اصفهان

اصفهان:

آرشام ابراهیمی، اصفهان
ایوب بهرامیان، اصفهان
بهزاد معینی‌فر، اصفهان – ۲۷ ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد رشتهٔ حسابداری
جواد شیازی، زینبیهٔ اصفهان – ۲۶ ساله، مراسم خاکسپاری وی ۱ آذر ۱۳۹۸ در باغ رضوان اصفهان برگزار شد.
حسین کرمی علویجه، ملک‌شهر – ۵۱ ساله
حمید شریفی، زینبیه اصفهان
رضا عباسی، اصفهان – وی پس از گذشت نزدیک به دو ماه بر اثر عفونت ناشی از زخم گلوله در بیمارستان جان سپرد.
سعید ترکان، اصفهان (زاجان)
علی مختاری، اصفهان
فرشید آفرین، اصفهان
مجید رضایی، اصفهان
محمد آرمان، اصفهان
محمد تقی‌یار، اصفهان (زاجان)
محمدجواد عابدی، اصفهان
مسعود بهارلو، اصفهان – ۲۵ ساله
مهدی سبزی، اصفهان
مهران علی‌پور، اصفهان – زادهٔ کازرون، از معترضان آبان که دی ۱۳۹۸ بازداشت شده بود و روز ۲۰ بهمن، بر اثر شدت ضربات وارده به جمجمه، بینی و شکم جان‌باخت.
یدالله باباصفری، اصفهان (زاجان)
یعقوب نجفی بابا، اصفهان – اهل کوهرنگ – دارای ۳ فرزند، یک دختر ۳ ساله و دوقلوی یک ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
یعقوب نجفی حاجی‌پور، کوهرنگ اصفهان

یزدان‌شهر:

آرمان امانی، یزدانشهر – اهل مسجدسلیمان، ۲۰ ساله
آرمان امانی، یزدان‌شهر
ابراهیم منصوری، یزدانشهر نجف آباد – متولد ۱۳۶۲، دارای یک فرزند
امیرحسین دادوند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
رسول امانی، یزدان‌شهر
ساسان عیدی‌وند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
صفر عیدی‌وند، یزدان‌شهر – دارای ۱ فرزند

قهدریجان:

محمد ابراهیمی، قهدریجان
نعمت‌الله شفیعی، قهدریجان

نجف‌آباد:

امیرحسین داودوند، نجف‌آباد – متولد ۱۳۸۲، قهرمان چند دوره کیک بوکسینگ، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
محمد امیری، نجف‌آباد
محمد پورپیرعلی، نجف‌آباد

فریدون‌شهر:

الهه رستگار، تبر فریدون‌شهر اصفهان

زرین‌شهر

حسن‌پور پیرعلی، زرین‌شهر
حسین‌پور پیرعلی، زرین‌شهر

استان البرز

کرج:

ابراهیم کتابدار، کرج – ۳۰ ساله، پدرِ ۲ دختر خردسال، به نام‌های سودا و سوگند
آمنه شهبازی‌فرد، کرج – ۳۴ ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
ابراهیم مهدی‌پور، کرج
امید رضایی، مارلیک کرج
امیر شکری، کرج
امیرحسین صادقی، کرج – دانش‌پژوه و از مبتکرین دستگاه آب شیرین کن ارزان قیمت
بهرام احسانی، کرج
بیتا خدادادی، کرج
پارسا، بدرلو، کرج
حسام نام‌آور، کرج
حسین دلفان، کرج
حمیدرضا قبولی، شهرک اندیشه کرج – ۱۹ ساله
رحیم امینی (امین آبادی)، کرج (فردیس) – قهرمان پرورش اندام، دارای یک فرزند پسر
رسول بختیاری، کرج
رضا رحیمی، کرج
سعید درخشان، کرج
شهرام معینی، کرج – اهل منجیل، ۴۴ ساله
صادق بختیاری، کرج
علی بختیاری، کرج
علی خدامرادی، کرج
علیرضا محمدزاده، کرج
فرخ غفاری، کرج
کورش شیدانی، کرج
محسن چمن فر، کرج
محمدرضا نیکوروان، کرج – اهل روستای قاضیان استان گیلان
محمود سلطانی، کرج
محمود صادقپور، کرج
مرتضی صادقی‌نادر، کرج
مهدی حمیدی، کرج
مهدی عباس‌زاده، کرج
مهناز مهدی‌زاده، کرج
میثم احمدی، منظریه کرج – زادهٔ ۲۸ آبان ۱۳۷۱
میلاد محققی، مارلیک – ۲۴ ساله

مشکین‌دشت:

سیدعلی حسینی، مشکین‌دشت کرج
عزیزالله اسکندری، مشکین‌دشت کرج

فردیس:

آزاده ضربی، فردیس کرج – زادهٔ ۱۳۷۲
آشور کالتا، فردیس کرج – از جامعه آشوری ایران، اهل ارومی، متولد ۴ بهمن ۱۳۶۰، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
اکبر لنگری، فردیس کرج – ۲۳ ساله
امید صالحی، فردیس کرج – ۲۱ ساله، دانشجو
پدرام جعفری کمیجانی، فردیس کرج – ۱۸ ساله، در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
حسین قدمی، فردیس کرج – ۳۰ ساله، تراشکار
حمید قائمی، فردیس کرج
علیرضا آزادی، فردیس کرج
علیرضا طیبی سالار، فردیس کرج
فرامرز پورفرسادی، فردیس کرج – دارای ۲ فرزند ۲ ساله و ۱۲ ساله
محمدامین الله‌قلی، فردیس کرج – ۲۴ ساله
مهدی پاپی، فردیس کرج – ۳۱ ساله
میلاد نژه ورد، فردیس کرج
ناصر رضایی، فردیس کرج – اهل سنندج، متولد ۱۳۶۲ فارغ‌التحصیل رشتهٔ کشاورزی از دانشگاه بروجرد، اصابت گلوله به چشم

مهرشهر:

پویا بختیاری، مهرشهر کرج
رضا خزایی، مهرشهر کرج
نیکتا خزایی، مهرشهر کرج

گلشهر:

آذر میرزاپور زهابی، گلشهر کرج – ۴۵ ساله، پرستار، سرپرست خانوار، دارای ۴ فرزند
امیرحسین کبیری، گلشهر کرج – ۳۲ ساله
حمید رسولی، گلشهر کرج – ۳۳ ساله – ۲۵ آبان ۱۳۹۸- آرامگاه: آرامستان الوند استان قزوین
شهنام (امیر) شکری، گلشهر کرج
مهدی طاهرزاده، گلشهر کرج

استان تهران

تهران:

ابوالفضل شعبانی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۱۶ ساله
ابوالفضل عرب، تهران
احمد مرادی، تهران
احمدرضا فلاح، یافت‌آباد تهران
اسماعیل عرب‌احمدی، تهران – ۲۸ ساله
بهنام کاشی
پدرام شجاعی، تهران
حسن دوست، تهران
حمید نظری، فعال دانشجویی سابق که در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود، ۲۴ ساعت پس از آزادی بر اثر سکته درگذشت. وی پس از آزادی گفته بود به او در بازداشت تزریق شده‌است
رامین دانا، تهران
رامین لمسه، تهران – اهل شبستر – ۲۸ ساله
رضا اینانلو، قدس تهران
رضا حسینی، قدس تهران
سجاد باقری، تهران – اهل کرمانشاه، ناشنوا، پدر یک فرزند خردسال
سمانه ذوالقدر، تهران
سید علی فتوحی، تهران – اهل کوهساره، اردبیل
سید قاسم حسینی، تهران (تهرانسر) – ۳۵ ساله
علی بهبودی، تهران
علی شیرمحمدی، تهران
علی فروتن لگران، تهران – اهل خیاو (مشگین‌شهر)، ۱۹ ساله
علی فرون لگران، تهران
علیرضا محمدزاده، سه‌راهی آدران تهران – اهل سراب٬ متولد ۱۳۶۹، دارای ۲ فرزند
فرزاد کمانگیر، تهران – اهل سنندج، ۲۰ ساله
فریدون کاظمی، سرآسیاب تهران – ۲۶ آبان ۱۳۹۸
مجید غیب‌الهی، تهران
مجید فلاح‌پور، تهران – اصالتاً اهل گیلان
مجید ملکی، تهران
محمد حیدریان، تهران
محمد صفری، تهران
محمد ملکی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۲۳ ساله، متأهل، دارای ۱ فرزند، در ۲۵ آبان با شلیک گلوله نیروهای امنیتی مجروح شد. ۶ بهمن ۱۳۹۸ بر اثر جراحات جان باخت و روز ۸ بهمن ۱۳۹۸ در امامزاده‌باقر شهرستان بهارستان به خاک سپرده شد.
مصطفی فرزامی، تهران – اهل کرمانشاه – خواننده
مهدی کارکایی، تهران
مهرداد حسابی، تهران – اصالتاً اهل شیجان رشت
مهرداد قاسمی، یافت‌آباد تهران
مهرداد معین‌فر، فلاح، تهران
مینا شیخی، تهران – ۵۰ ساله، اهل سقز
نیکتا اسفندانی، تهران – ۱۴ ساله
یاشار کیانی ارثی

اسلام‌شهر:

آرش کهزادی، اسلام‌شهر
امیررضا عبداللهی، اسلام‌شهر – ۱۳ ساله
ایمان رسولی، اسلام‌شهر
پوریا ناصری‌خواه، اسلامشهر (سه‌راهی آدران) – ۲۳ ساله – اهل کرمانشاه
حسین قاسمی، اسلامشهر تهران
علی احمدی، اسلام‌شهر
غیبعلی رمضانی، شهرک گلستان اسلام‌شهر
کمال فرجی، اسلام‌شهر – ۴۱ ساله، نجار
محسن جعفرپناه، اسلام‌شهر – اهل بیجار، پدر بردیای ۲ ساله – زادهٔ اسفند ۱۳۶۷
محسن مظفری، شهرک گلستان اسلام‌شهر – ۳۷ ساله
محمد طاهری، اسلام‌شهر – ۱۹ ساله، دانشجو
محمدمهدی حقگوی، اسلام‌شهر

چهاردانگه:

حسین قاسمی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۱۷ سال
سید حمید طاهری، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۳۵ ساله – دارای یک نوزاد ۴ ماهه
عرفان فائقی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۲۱ ساله

شهریار:

ابراهیم محمدپور، شهریار
احسان شیری، شهریار
اکبر لنگری، شهریار
ایوب بهرامیان، شهریار – متأهل، پدر دو کودک ۵ ماهه و ۴ ساله، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ از ناحیه ران پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به کما رفت. او ۲۷ آذر ۱۳۹۸ جان‌باخت.
بهروز اصغرپور، شهریار – ۲۷ ساله
بهزاد تکیه، شهریار
حسین قدمی، شهریار
رضا حسن‌وند، شهریار – ۲۶ ساله
رضا معظمی گودرزی، اندیشه (شهریار) – ۱۹ ساله
سلیمان رضایی، شهریار
سید محمدحسین طاهایی، شهریار – اهل چالوس – ۳۴ ساله
شاهین امیری، شهریار
علی سرتیپی، شهریار
علیرضا نوری، شهریار – ۱۷ ساله
گلنار صمصامی، شهریار – دارای یک فرزند پسر ۸ ساله
محمد عربی، شهریار – ۱۹ ساله، ۲۶ آبان ۱۳۹۸
محمد عربی، شهریار
محمد عکاس، شهریار
محمدحسین طاهایی، شهریار – ۳۴ ساله
محمدمعین صالحی، شهریار
مهدی پاپی، شهریار
مهرداد معین‌فر، شهریار – ۳۲ ساله
موسی بهرام، شهریار
میلاد محققی، شهریار شهرک فردوسیه – ۲۴ ساله
میلاد نجه‌وند، شهریار
نادر مؤمنی، شهریار – ۵۵ ساله
هدایت‌الله حمید، شهریار

بهارستان:

اسماعیل الله‌قلی، شهرک گلستان بهارستان (جاده ساوه)
فاطمه حبیبی، بهارستان
گل‌آقا نوری، بهارستان
مجید شیخی، بهارستان – وی از سوی نهادهای امنیتی به عنوان «شهید امنیت» و بسیجی معرفی شده‌است.
محمد طاهری، بهارستان – ۱۹ ساله
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)

قلعه حسن‌خان:

اسماعیل رضایی پیرپشته، قلعه حسن‌خان – پدر یک دختر ۳٫۵ ساله
جواد بابایی، قلعه حسن‌خان
حسن علیزاده، قلعه حسن‌خان – ۲۳ ساله
حسین حاجی‌آبادی، قلعه حسن‌خان
حسین شهبازی، قلعه حسن‌خان
حیدرعلی رمضان‌نژاد، قلعه حسن‌خان – ۵۳ ساله
عبدالله آجرلو، قلعه حسن‌خان
علیرضا بابایی، قلعه حسن‌خان
نوید بهبودی، قلعه حسن‌خان (شهر قدس)
یاسین (مجتبی) رمضان‌نژاد دهکا، قلعه حسن‌خان – متولد ۱۳۶۵ در گیلان، آستانه اشرفیه دهستان دهکا – دارای یک فرزند

کیان‌شهر:

حسن طاووسی، کیان‌شهر
سیامک نویدی بیلداشی، کیان‌شهر – متولد ۱۳۶۶

ملارد:

حسن صحرایی، ملارد – زادهٔ گناباد
رضا پذیرش، ملارد
سجاد رضایی، ملارد – ۲۰ ساله
فرهاد مجدم، ملارد – زادهٔ ۵ مرداد ۱۳۶۱ در شیراز
علی رحمانی، ملارد
محمد تیموری، در منطقه‌ای بین شهر جدید اندیشه و ملارد
مرتضی ابراهیمی، ملارد، پاسدار و فرمانده گردان امام حسین ملارد
مصطفی رضایی، ملارد، از کارکنان شهرداری ملارد
مهدی دائمی، سرآسیاب ملارد
مهرزاد رضایی، ملارد (کرج)
هادی سرتیپی، ملارد
وحید دامور، جاده ملارد کرج – ۳۰ ساله

بومهن:

بهروز فلاح، بومهن
میثاق ملکی، بومهن
یوسف درری، بومهن – اهل روستای هوددن گنبدکاووس – ۳۴ ساله – دارای ۲ فرزند

نسیم‌شهر:

سیدقاسم حسینی، نسیم‌شهر
هادی قربانی، نسیم‌شهر – اهل تیکان‌تپه (تکاب)

رباط‌کریم:

ابراهیم فرخی راد، رباط‌کریم تهران
پدرام ناصری، رباط‌کریم تهران
پروانه سیفی، رباط‌کریم تهران
پرویز کاشانی، رباط‌کریم تهران
جاوید میرزایی، رباط‌کریم تهران – اهل میانه، آرایشگر
جمال رمضانی، رباط‌کریم تهران
جمشید خدایاری، رباط‌کریم تهران
حسین آقبلاقی، رباط‌کریم تهران
حسین امینی، رباط‌کریم – ۳۰ ساله، دارای ۲ فرزند
حسین عزیری، رباط‌کریم تهران
رستم جابری، رباط‌کریم تهران
سهراب مقدمنیاز اصل، رباط‌کریم تهران
سیروس سهروردی، رباط‌کریم تهران
عباس یوسفی، رباط‌کریم تهران
علی بابایی، رباط‌کریم تهران
فرشاد جعفری‌زاده، رباط‌کریم تهران
فرهاد فروغی، رباط‌کریم تهران
فریدون خشنودی، رباط‌کریم تهران
محمدرضا عزیزی، رباط‌کریم تهران
مرتضی نوری، رباط‌کریم
ناصر پروری، رباط‌کریم تهران

پرند

امیر (شاهپور) اوجانی، پرند – ۴۳ ساله، متأهل، پدر ۴ فرزند و صاحب یک مغازه ساندویچی، بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله در جریان اعتراضات آبان، روز ۱۹ دی ۱۳۹۸ جان باخت.

استان زنجان

زنجان:

میرحسین عباسی، زنجان – پدر سه فرزند

استان فارس

شیراز:

امیر الوندی‌مهر، شهرک گویم شیراز – ۲۲ ساله
امیر پناهی، شیراز
امیر رودگری، شیراز
بهمن (رضا) جعفری، شیراز – متولد ۱۳۷۰
پیمان شعاعیان، شیراز
جانفشان اسدی، شیراز
جمال قریشی، شیراز
جواد نکویی، شیراز
حسین بذرافشان، شیراز
حسین حیدری، شیراز
حمید ریحانی، شیراز
حمید فرهادی، شیراز
رسول شیروانی، شیراز
رسول قویمی، شیراز، اهل قلات
رضا جعفری، شیراز
رضا دهقان، شیراز
رضا علیپور، شیراز
سعید صادقی، شیراز
سید کیوان یرفی، شیراز
شبنم دیانی، شیراز – اهل بهبهان
صادق احمدپناهی، شهرک صدرای شیراز
عبدالله قویمی، شیراز
علیرضا انجوی، شهرک صدرای شیراز – ۲۷ساله، لیسانس معماری
فرشاد میری، شیراز
کامبیز قرداشی، شیراز
کیانوش قرداشی، شیراز
مجید ریحانی، شیراز
مجید هاشمی، شهرک صدارای شیراز
محسن پایدار، شیراز
محمد داستان‌خواه، شهرک صدرای شیراز – ۱۵ ساله، متولد ۲۰ مرداد۱۳۸۳
محمد حسین حورنگ، شیراز
محمد شجاعی، شیراز
محمد یوسفی، شیراز
محمدحسین شکاری، شیراز
محمدرضا جمشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
محمدرضا خورشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
مرتضی محمدزادگان، شیراز
مصطفی زمانی، شیراز
مهدی جهانبازی، شیراز – اهل سپیدان، ۳۵ ساله، دارای ۲ فرزند ۳ و ۵ ساله
مهدی سلوکی، شیراز
مهدی نیکویی علی‌آبادی، شیراز – ۲۳ ساله، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد شیراز
نادر اسدی، شیراز
نادر نصیرپور، شیراز – ۶۶ ساله، در ۲۶ آبان مجروح شد و به کما رفت. او ۲ دی ۱۳۹۸ در بیمارستان رجایی شیراز درگذشت.
هاشم زارع، شیراز
وحید ترابی، شیراز
(نام: نامشخص) پارسایی، شیراز

صفاشهر

محمدحسین نظری، صفاشهر

استان گیلان

لنگرود:

پژمان (علی) قلی‌پور ملاطی، لنگرود – ۱۸ ساله، در کرج هدف گلوله قرار گرفت

استان مرکزی

اراک:

فرهاد میری، اراک
مسعود صابری، اراک

ساوه

ابوالفضل شعبانی، ساوه
محمدعلی بهرامی

استان گلستان

گرگان:

حامد سمنانی، گرگان

استان لرستان

خرم‌آباد:

ارشیا پیروزی، خرم‌آباد
حسین پاپی، خرم‌آباد
سید مصطفی زارع‌زاده
فرشاد دریکوند، خرم‌آباد
مرتضی مرادی، خرم‌آباد

استان هرمزگان
بندرعباس

قاسم خلاده، بندرعباس
موسی شجاعی، بندرعباس

No responses yet

Sep 04 2020

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل: در اعتراضات آبان پلیس، سپاه و بسیج با هدف قتل به معترضان شلیک کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


بی‌بی‌سی: توضیح تصویر،از راست: محسن محمدپور و محمد داستان‌خواه دو نوجوان کشته شده‌ای که گزارشگر ویژه حقوق بشر به نام آنها اشاره کرده

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در گزارش تازه خود برخورد “خشونت‌آمیز” حکومت جمهوری اسلامی ایران با معترضان گرانی بنزین در آبان ماه را برجسته کرده و گفته این برخورد منجر به کشته شدن صدها نفر، بازداشت هزاران نفر و “شکنجه” آنان و احکام سنگین اعدام در “دادگاه‌های ناعادلانه” شده است.

آقای رحمان در گزارش تازه خود که به هفتاد و پنجمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه داده، تاکید کرده که از برخورد “بیش از حد خشن” و “کشنده” نیروهای پلیس، سپاه، و بسیج با معترضان گرانی بنزین در آبان ۱۳۹۸ “حیرت‌‎زده” شده است.

او می‌گوید “طبق اطلاع منابع موثق، دست‌کم ۳۰۴ نفر از جمله ۲۳ کودک و ۱۰ زن در فاصله روزهای ۱۵ تا ۱۹ نوامبر ۲۰۱۹ [۲۴ تا ۲۸ آبان] در ۳۷ شهر ایران کشته شده‌اند، هرچند گفته می‌شود آمار واقعی کشته‌ها بسیار بیش از این باشد.”

  • گاهشمار اعتراضات آبان ۹۸
  • مستندساز برگزیده ایرانی، جایزه‌اش را به پویا بختیاری تقدیم کرد

آقای رحمان از رفتار حکومت ایران به شدت انتقاد کرده و گفته با وجود گذشت چند ماه از اعتراضات آبان جمهوری اسلامی هنوز تعداد کشته‌ها را اعلام نکرده است.

این گزارش ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰ برای ارائه در مجمع عمومی سازمان ملل به دبیر کل این سازمان تحویل داده شده است. مجمع عمومی سازمان ملل با شرکت سران کشورها حدود یازده روز دیگر در ۱۵ سپتامبر آغاز می‌شود.

سازمان عفو بین‌الملل هم دو روز پیش در گزارشی مفصل درباره اعتراضات آبان ماه، به ادعای “تجاوز، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها” با معترضان گرانی بنزین اشاره کرده بود.

در طول دوره اعتراضات آبان ماه، به طرز کم‌سابقه‌ای اینترنت ایران قطع شد و راه‌های تماس و انتقال اخبار بسیار محدود بود.


توضیح تصویر،در طول اعتراضات ارتباطات اینترنتی ایران با خارج از مرزها برای چند روز تقریبا به طور کامل قطع بود

خلاصه گزارش جاوید رحمان از اعتراضات آبان ماه پارسال

  • بیشتر کشته‌ها مربوط به دو استان همجوار تهران با ۱۳۰ نفر و البرز با ۳۳ کشته است
  • همچنین در دو استان اقلیت‌نشین خوزستان با ۵۷ کشته و کرمانشاه با ۳۰ نفر بیشترین کشته‌ها ثبت شده است
  • بررسی نزدیک به نیمی از اجساد نشان می‌دهد که ۶۶ کشته به سر یا گردن آنها شلیک شده است و ۴۶ نفر بر اثر شلیک به قلب و قفسه سینه کشته شده‌اند
  • این نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی “با هدف کشتن” شلیک کرده‌اند یا مرگ و زندگی افراد برای آنها بی‌اهمیت بوده است
  • خانواده‌های قربانیان تهدید شده‌اند که ساکت باشند
  • نیروهای امنیتی ۲۲ پسر و ۱ دختر را کشته‌اند. از جمله محمد داستان‌خواه ۱۵ ساله که هنگام بازگشت از مدرسه نیروهای بسیج از سقف ساختمان به او شلیک کردند. و همچنین محسن محمدپور ۱۷ ساله که بر اثر مصدومیت در سرش جان داد.
  • شواهد و ویدئوها نشان می‌دهد که پلیس، سپاه و بسیج به سوی مردم شلیک کرده‌اند اما حکومت ایران این گزارش‌ها را رد می‌کند و می‌گوید شلیک کار معترضان و نیروهای نفوذی بوده است

گزارش آقای رحمان در حالی ارائه می‌شود که اخیر صدور حکم اعدام برای چند متهم اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ در ایران موجی از اعتراض به “احکام ناعادلانه” را ایجاد کرده است.

در تازه‌ترین مورد صدور حکم اعدام برای یک کشتی‌گیر ایرانی به نام نوید افکاری و احکام سنگین زندان برای دو برادرش، خبرساز شده است. برادران افکاری گفته‌اند که “با شکنجه” وادار شده‌اند که علیه یکدیگر اعتراف “دروغین” کنند تا جایی که یکی از برادران افکاری در زندان دست به خودکشی زده است.

پیش از آن هم صدور حکم اعدام برای سه جوان به نام‌های امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی موجب اعتراض همگانی در شبکه‌های اجتماعی به این احکام شد تا جایی که با فشار افکار عمومی و تقاضای وکیل قوه قضائیه ایران دستور داد احکام تایید شده آنها بار دیگر بررسی شود.

  • جزئیات تازه از پرونده نوید افکاری؛ ‘شاهد دارم که شکنجه شده‌ام
  • حکم اعدام سه متهم اعتراضات آبان ماه ‘متوقف شد’

توضیح تصویر،برادران افکاری از راست حبیب (محکوم به ۲۷ سال زندان) ، نوید (دو بار اعدام) و وحید افکاری (محکوم به ۵۴ سال زندان)

در گزارش ۲۶ صفحه‌ای گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران به موارد دیگر نقض حقوق بشر از جمله وضعیت زندانیان از نظر مقابله با کرونا اشاره شده است.

آقای رحمان نوشته این موضوع نگران کننده است که جمهوری اسلامی با مشکلات اقتصادی، از جمله اثرات تحریم‌ها رو به رو است که بر اساس گزارش‌ها، باعث شده حکومت نتواند به طور مناسب با گسترش ویروس کرونا مقابله کند.

در این گزارش به آزادی شماری از زندانیان برای جلوگیری از ابتلای آنها به کرونا در محیط بسته اشاره شده و همزمان از این موضوع انتقاد شده که شمار زیادی از وکلا و فعالان مدنی نتوانسته‌اند از این حق استفاده کنند.

No responses yet

Sep 03 2020

سالی رابرتز، کشتی‌گیر: صدای تمام کشتی‌گیرانی را که نگران جان نوید هستند را به دنیا خواهیم رساند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: طی کمتر از دو روز پس از رسانه‌ای شدن خطر اجرای حکم اعدام «نوید افکاری»، کشتی‌گیری که به «قصاص» و «محاربه» محکوم شده است، صدای اعتراض به این حکم و تلاش برای زنده ماندن این ورزش‌کار به گوش نهادهای بین‌المللی ورزشی و هم‌چنین ورزش‌کاران جهانی رسیده است. شماری از آن‌ها هم در پی کمپینی که در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است، نسبت به صدور حکم اعدام اعتراض کرده و خواستار هم‌صدایی برای نجات او شده‌اند.
هفته گذشته مشخص شد که قوه قضاییه ایران این کشتی‌گیر شیرازی را به دو بار اعدام (قصاص و محاربه)، شش سال و شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است.
نوید افکاری در اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ در شیراز مشارکت داشت و حالا متهم شده که پس از اعتراضات، فردی به نام «حسن ترکمان»، از اعضای بسیج شیراز و کارمند حفاظت سازمان آب این شهر را به قتل رسانده است.
یکی از ورزش‌کاران جهان که نسبت به خطر اعدام نوید افکاری هم در شبکه‌های اجتماعی واکنش نشان داده و هم در دنیای واقعی کارزاری برای اطلاع‌رسانی و درگیر کردن نهادهای بین‌المللی ورزشی به راه انداخته، «سالی رابرتز» است؛ مدال‌آور رقابت‌های کشتی جهانی و مدیرعامل موسسه‌ای به نام «مثل یک دختر کشتی بگیر».

***

در کمتر از دو روز، با وجود تلاش دستگاه‌های امنیتی ایران برای ساکت کردن جامعه ورزش کشور، بسیاری از چهره‌های ورزشی داخلی و بین‌المللی برای نجات جان نوید افکاری در فضای مجازی با شهروندان، وکلا و فعالان حقوق بشر همراه شدند. اما طی ۴۸ ساعت اخیر، میان تمام چهره‌های سرشناس بین‌المللی، مهم‌ترین قدم‌ها را برای نجات او، زنی برداشت به نام سالی رابرتز.

سالی رابرتز ۳۹ ساله است و می‌توان او را هم با دو مدال برنز جهانی‌اش در رقابت‌های کشتی شناخت و هم با مدیرعاملی‌ موسسه‌ای به نام مثل یک دختر کشتی بگیر (Wrestle Like A Girl).
او پس از اطلاع یافتن از حکم اعدام نوید افکاری، برای نجات جان او به صورت جدی وارد چالش شد. آغاز تلاش‌ سالی رابرتز، در فضای مجازی بود؛ از توییتر تا فیس‌بوک. اما برنامه‌های این قهرمان کشتی امریکایی از فضای مجازی فراتر رفته‌اند. او به «ایران‌وایر» گفت: «شخصا نامه‌ای خطاب به آقای “توماس باخ”، رییس کمیته بین‌المللی المپیک نوشتم. همین‌طور نامه‌ای برای “نناد لالوویچ”، رییس اتحادیه جهانی کشتی ارسال کردم. برای هر دو مقام مسوول توضیح دادم که جان یک انسان در میان است. از آن‌ها خواستم از همه پتانسیل خود استفاده کنند و بخشی از صدای بزرگ ما برای نجات جان نوید افکاری شوند.»

او تاکید ‌کرد که فعالیت‌هایش برای نجات جان نوید افکاری را فقط به نامه‌نگاری با دو شخصیت اول ورزش جهان و کشتی خلاصه نکرده است: «موسسه ما به صورت مستقیم با نهادهایی مانند کمیته بین‌المللی المپیک، اتحادیه کشتی جهانی جهانی، سازمان دیده‌بان حقوق بشر، لیگ کشتی امریکا و اتحادیه جهانی بازیکنان مکاتبه کرده است. رایزنی‌هایی هم با سایر دوستان خود که می‌توانند در نهادهای دیگر به ما کمک کنند، داشتیم. همکاران ما، صدای ما، صدای تمام فعالان حقوق بشر و صدای تمام کشتی‌گیرانی که نگران جان نوید هستند را به دنیا خواهند رساند.»

وقتی از سالی رابرتز پرسیدیم که آیا امیدی به همراه شدن این دو نهاد بین‌المللی ورزش ایران دارد یا خیر، گفت: «ما نامه نوشتیم و البته امید زیادی داریم که از قدرت آن‌ها نهایت استفاده را ببریم.»
او افزود: «این تحرکات، ترکیب صدایی را به وجود می‌آورند که در نهایت یک فریاد دارد و آن هم هشتگ #SaveNavidAfkari است. این فریاد باید به گوش دولت ایران برسد. هدف ما لغو حکم اعدام است.»

این کشتی‌گیر خطاب به حکومت جمهوری اسلامی هم پیامی دارد: «امیدوارم درک کنید که هر انسانی حق حیات دارد. شکستن حکم اعدام نوید افکاری، حداقل کاری است که می‌توانید انجام دهید.»

از او درباره چگونگی اطلاع از وضعیت نوید افکاری هم پرسیدیم. توضیح داد: «ما یک سازمان غیرانتفاعی بین‌المللی هستیم. از نخستین روز برای خودمان یک ماموریت مشخص را تعیین کردیم و آن هم این بود که با استفاده از ورزش کشتی، دختران را برای تبدیل شدن به رهبران زندگی آینده جامعه توانمند کنیم. اگرچه انگیزه اولیه تاسیس این موسسه، کمک به زنان بود اما تفکیکی میان مسایل جنسیتی و حقوق بشر وجود ندارد. ما در تشک کشتی، روی یک تقاطع یا چهارراه برابری جنسیتی و مساله حقوق بشر نشسته‌ایم.»

سالی  رابرتز تاکید کرد که این یک منشور ویژه دفاع از آزادی، برابری جنسیتی و پایبندی به حقوق بشر دارد: «ما همواره به تمام اعضای خود تاکید می‌کنیم که باید به این اعلامیه دفاع از حقوق بازیکنان پایبند باشند. چند روز قبل یکی از دوستانم با من تماس گرفت و در مورد پسری به نام نوید حرف زد. او گفت که دادگاهی در ایران با حکم خود، هم یک کشتی‌گیر را به اعدام محکوم کرده و هم مبانی حقوق بشر را زیر پا گذشته است.»

موسسه مثل یک دختر کشتی بگیر از سال ۲۰۱۶ و با رویکرد کمک به زنان کشتی‌گیر و ورزشکار جهان آغاز به کار کرد. شعار این موسسه حقوق بشری قابل تامل است: «ممکن است روزی شکست بخوری اما هرگز نباید شکست بخوری؛ یعنی می‌توانی در یک روز خاص، در یک نبرد بازنده باشی اما باید همان روز بدانی که چه زمانی، کجا و چه گونه دوباره برای مبارزه جدید از جایت بلند شوی.»

این موسسه در ابتدا با هدف کمک رسانی به زنان کشتی‌گیر که فاقد بیمه، هزینه تحصیل در دانشگاه‌ها و زندگی مستقل بودند، آغاز به کار کرد اما آرام آرام دایره فعالیت‌هایش را برای تمامی کشتی‌گیران مرد و زن جهان بر پایه مبانی حقوق بشر گسترش داد.

سالی رابرتز البته تنها ورزشکار در سطح جهان نیست که نسبت به صدور حکم‌ اعدام برای نوید افکاری واکنش نشان داده است؛ «براندون اسلی» قهرمان کشتی آزاد المپیک سیدنی و از مربیان تیم ملی امریکا، «فرانک اشتبلر» دارنده سه نشان طلای کشتی فرنگی جهان از آلمان و«دیوی کربی» رییس کمیته علمی «اتحادیه جهانی کشتی» از جمله چهره‌‌های سرشناسی هستند که در نخستین روز به کارزار «نجات نوید» پیوستند.

«تونی راموس»، کشتی‌گیر قهرمان سابق و مربی کنونی امریکایی در توییتر خود برای نوید افکاری نوشت: «دادخواست را برای نجات کشتی‌گیری که در ایران به دلیل اعتراضات مدنی به اعدام محکوم شده است، امضا کنید.»

مانند همین متن را «لن خودوروفسکی»، مدیر و مشاور ارشد کاخ سفید هم در توییتر خود منتشر کرد. او البته کمی پا را فراتر گذاشت و از چهره‌های سرشناس ورزش جهان مانند «کریس رونالدو» فوتبالیست، «لبرون جیمز» مرد شماره یک بسکتبال امریکا و «سرنا ویلیماز» قهرمان تنیس زنان جهان خواست تا به هم‌یاری نوید افکاری بشتابند.

دهم شهریور، پس از انتشار اخبار مربوط به نوید افکاری و خطری که حیاتش را تهدید می‌کند، «ایران‌وایر» دو نهاد بین‌المللی ورزشی، یعنی «اتحادیه جهانی کشتی» و «کمیته بین‌المللی المپیک» را مطلع کرد. پی‌گیری‌ها برای پاسخ‌گو کردن نهادهای بین‌المللی ورزشی، به ویژه دو نهاد یاد شده هم‌چنان ادامه دارند. این در حالی‌ است که بنا بر اطلاع «ایران‌وایر»، جامعه کشتی ایران از اظهارنظر در خصوص این پرونده قضایی منع شده‌ است.

No responses yet

Aug 28 2020

پدر رومینا اشرفی به جرم قتل دخترش به «۹ سال حبس» محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: مادر رومینا اشرفی، دختر ۱۳ساله تالشی که خردادماه امسال به دست پدرش به قتل رسید، از محکوم شدن همسرش به ۹ سال حبس خبر داد. پیشتر رئیس قوه قضاییه وعده داده بود که با او «برخوردی عبرت‌آموز» خواهد شد.

رعنا دشتی، مادر رومینا، روز جمعه، هفتم شهریور، با اعلام این خبر به خبرگزاری ایلنا گفت این رأی دادگاه «ترس و وحشت به جان من و خانواده‌ام انداخته است».

رومینا اشرفی روز اول خرداد سال جاری، پس از آن‌ که پلیس او را بعد از پنج روز فرار با مردی جوان به خانه‌اش برگرداند، توسط پدرش با داس و در خواب کشته شد.

در آن زمان، برخی رسانه‌ها گزارش کردند که پدر رومینا پیش از قتل تحقیق کرده و فهمیده بود که طبق قانون مجازات اسلامی، «پدر ولی دم است و قصاص نمی‌شود».

بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، پدری که فرزندش را بکشد، قصاص نمی‌شود و در صورت محکومیت در دادگاه، به پرداخت دیه و حبس تا ده سال محکوم می‌شود.

با این حال، در همان زمان ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه، در واکنش به ماجرای قتل رومینا اشرفی گفت: «حتماً این جنایتی که انجام شد، برخورد عبرت‌آموزی با آن خواهد شد؛ بدون تردید.»

قتل رومینا اشرفی به دست پدرش واکنش‌های گسترده‌ای را در افکار عمومی برانگیخت، به‌خصوص که در طول یک ماه پیش از آن نیز رسانه‌ها از وقوع حداقل چهار قتل خانوادگی دیگر خبر داده‌ بودند.

پیرو این واکنش‌ها، فعالان اجتماعی و حقوق کودک نیز بار دیگر بر ضرورت اصلاح قوانین مربوط به «فرزندکشی» و حمایت از کودکان در برابر خشونت تأکید کردند، اما مقام‌های قضایی در این باره اظهارنظری نکردند.
در مقابل، علیرضا پناهیان، مسئول اتاق فکر و مشاور رئیس نهاد رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌ها، در واکنش به این قتل‌ها گفت: «این جنایت‌ها محصول بی‌بندوباری در خانواده است.»

خانم دشتی، مادر رومینا، در مصاحبه امروز خود همچنین با ابراز نگرانی از امنیت خود و پسرش گفت دیگر نمی‌خواهد شوهرش به روستا (سفید سنگان لمیر) بازگردد و مدعی شد: «در همین مدت کوتاه بارها خانواده همسرم، من و فرزند خردسالم را تهدید کرده‌اند و با وجود آن که صلاحیت لازم را ندارند، قصد گرفتن کودک خردسالم را دارند.»

مادر رومینا اضافه کرده است که «اگر همسرش قصاص نشود، باید زندانی یا تبعید شود، چرا که در غیر این صورت هیچ امنیتی برای او و اطرافیانش قابل تصور نیست».

او همچنین محکومیت بهمن خاوری، پسر جوانی که رومینا با او فرار کرده بود، را دو سال حبس اعلام کرده است.

جزئیات این احکام هنوز منتشر نشده، اما مادر رومینا گفته است «من به این رأی اعتراض دارم و خواهان تجدیدنظر در دیوان عالی کشور هستم».

No responses yet

Aug 24 2020

لیلا فرجی: پای نهادهای امنیتی در میان است، قتل خواهرم شخصی نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «لیلا فرجی»، خواهر «مریم فرجی»، فعال مدنی که تیرماه سال ۱۳۹۷ به قتل رسید، به «ایران‌وایر» می‌گوید با کنار هم گذاشتن شواهد به این نتیجه رسیده که قتل خواهرش یک قتل برنامه‌ریزی شده و دولتی بوده است.

مریم فرجی، دانشجوی رشته کارشناسی ارشد مدیریت بین‌الملل روز دوازدهم دی ۱۳۹۶ در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند. پس از آن از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «احمدزاده» به تحمل سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

او روز چهاردهم تیر ۱۳۹۷با ماشین شخصی از منزل پدرش بیرون رفت و هرگز به خانه برنگشت. چندی بعد جسد دفن شده‌اش در حالی که صورتش را با اسید سوزانده بودند، در یک باغ دور افتاده در حاشیه شهر کرج پیدا شد. روز ۲۴ تیر وکیل پرونده او به رسانه‌ها گفت مریم توسط نامزدش با انگیزه‌های مالی به قتل رسیده است.

حالا پس از گذشت بیش از دو سال از این ماجرا، لیلا فرجی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «خواهرم اصولا نامزدی نداشت و او به شدت تحت فشار و رصد دستگاه‌های امنیتی بود.»

او می‌گوید کلیه امور مرتبط با قتل خواهرش در هاله‌ای از ابهام قرار دارند و تا زمانی که ساکن ایران بوده، به دلیل فشار نهادهای امنیتی از بیان واقعیت پرهیز می‌کرده است ولی اکنون که از ایران خارج شده، مایل است حقیقت را بگوید.

لیلا فرجی می‌گوید توسط افرادی در داخل ایران تهدید به سکوت شده است و به او توصیه کرده‌اند مراقب باشد چون دولت ترکیه روابط حسنه‌ای با دولت ایران دارد و امکان بازگرداندن افشاگران به ایران هست. اما با این حال تاکید می‌کند که نمی‌خواهد خون به ناحق ریخته شده خواهرش پایمال شود و نامش با یک پرونده ناچیز شخصی به فراموشی برود: «چنین موضوعی همه حقیقت نیست.»

بر اساس چه شواهدی به این نتیجه رسیده اید که نهادهای امنیتی در قتل خواهرتان مداخله داشته‌اند؟

از همان روز اولی که مریم بازداشت شد و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت، به او پیشنهاد همکاری دادند اما نپذیرفت. او را مورد آزار جنسی و ضرب و شتم فیزیکی قرار دادند. بعد از آزادی هم دست از سرش برنمی‌داشتند و مدام رصدش می‌کردند. تا آخرین روز زندگی به او پیامک تهدیدآمیز می‌دادند و تلفن می‌زدند. مدت کوتاهی بعد از اعلام حکم دادگاه مفقود شد و بعد گفتند جسدش پیدا شده است! پس از آن بود که یک نفر را که اصلا ربطی به خانواده ما ندارد، به عنوان قاتل و نامزد او معرفی کردند و هنگام خاک‌سپاری هم اجازه مداخله به ما ندادند. حتی نگذاشتند از صورت خواهرم عکس بگیریم. اگر ماجرای قتل خواهرم شخصی بود، چرا ما با این همه ابهام و کنترل مواجه بودیم؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمی‌کردند؟ جزییات زیادی وجود دارد که برای منی که در تمام مراحل پی‌گیر پرونده خواهرم بودم، روشن و واضح است.

اساسا مریم را به خاطر چه فعالیتی بازداشت کردند؟

مریم همیشه در مقابل رنج آدم‌های پیرامونش مسوول بود. به لحاظ شخصی، آرام و قرار نداشت تا به دیگران کمک کند. اولین بار که توجه ما به فعالیت‌های او جلب شد، هنگام جمع‌آوری کمک‌های مردمی در زلزله کرمانشاه و خرید کانتینر برای زلزله زدگان بود. مریم به همت خودش و با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، چندین کانتیتر خرید. از همان جا تحت رصد قرار گرفت و شروع کردند به دادن تذکر کتبی و شفاهی. او با این که از یک خانواده کارگر و کم درآمد سر بر آورده بود اما مدیر موفق یک شرکت تولیدی در شهریار بود و از کارش رضایت خاطر داشت. مطلقا به هیچ گروه سیاسی وابسته نبود بلکه در نهایت استقلال و با کمک دوستانش، با پرداخت وام‌های مختصر یا ایجاد کارگاه‌های خانگی برای توانمندسازی زنان تلاش می‌کرد. زنانی که مورد خشونت بودند را نیز راهنمایی می‌کرد. ما هرگز فکر نمی‌کردیم مریم را به خاطر فعالیت در حوزه آسیب‌های اجتماعی، خطری جدی محسوب کنند. چرا باید زنی که با دوستانش گروه‌های مطالعاتی تشکیل داده بودند یا صرفا برای توانمندسازی زن‌ها در مورد حقوق‌شان آموزش می‌دادند را زندان کرد؟

در گفت‌وگوی قبلی که دو سال پیش با هم داشتیم، گفتید که مریم در جریان اعتراضات دی ماه بازداشت شد.

بله؛ ازهمان روزهای اول دی ماه به جریان اعتراضات پیوست و روز دوازدهم

او را وسط خیابان گرفته و حسابی هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم قرار داده بودند؛ به حدی که بعد از آزادی به خاطر کتک‌های وسط خیابان دچار گردن دردهای شدید شده بود. بعد هم او را به بند ۲۰۹ «اوین» منتقل کردند. به ما خبر ندادند که بازداشت شده است. خودم پی‌گیرش شدم. اول مرا فرستادند اداره اماکن نیروی انتظامی در خیابان «وزرا» که در آن‌جا گفتند این‌جا نیست. به «پلیس امنیت» رفتم، گفتند این‌جا هم نیست. به «پلیس فاتب» رفتم در حوالی خیابان «انقلاب» که گفتند چنین شخصی را بازداشت نکرده‌ایم. یک هفته بعد از دستگیری بود که رفتم دادسرا و شروع کردم به سر و صدا کردن. وقتی دیدند من داد و هوار می‌کنم، تازه بعد از یک هفته گفتند خواهرتان در زندان اوین نگه‌داری می‌شود. عصر همان روز بود که اجازه دادند مریم چند دقیقه در حد اظهار سلامتی به خانه زنگ بزند و تازه ما آن روز فهمیدیم که زنده است. ۱۱ روز بعد از بازداشتش بود که گفتند وثیقه بیاورید.

گویا با شما برخوردهای بدی هم شده بود؟

بله؛ پدر و مادرم قادر به پی‌گیری نبودند و من پی‌گیر ماجرا بودم. از آن جایی که روز قبل از آزادی مریم هم جلوی زندان رفته بودم و مصادف شده بود با تجمع خانواده‌های بازداشت شدگان دی‌ماه در مقابل زندان اوین، تصور کردند من جزو معترضان بوده‌ام و مرا برای چند ساعتی بازداشت و به داخل زندان منتقل کردند و گفتند تو جزو اغتشاش‌گرهای دیروز بوده‌ای. می‌خواستند بدانند من جزو گروه دکتر «طاهری» و یا آقای «محمد نوری‌زاد» هستم یا نه اما من توضیح دادم که تنها پی‌گیر پرونده خواهرم هستم.

مریم بعد از آزادی چه وضعیتی داشت؟

به شدت بدحال بود. تمام پوست لبانش را جویده بود. آن روزها با پدر و مادرم در کرج زندگی می‌کرد و بعد از بازنشستگی پدرم، عملا نان‌آور خانواده بود. بعد از مرگش، کمر پدرم که یک کارگر ساده بود، شکست چون او به همت و حمایت مریم امید داشت. اولین موضوعی که بعد از آزادی او متوجه شدم، رنجی بود که از تحقیرهای بازجویی می‌برد. بازجوها به او گفته بودند تو فقط یک زن فاسد و هرزه هستی. او که همه عمرش مقید به اخلاق بود، از این تهمت‌ها بسیار رنج می‌برد. به او ‌گفته بودند تو آمده‌ای به خیابان برای این که کسب نام کنی! بعدها برایم تعریف کرد که حین بازجویی به او که مدت طولانی غذا نخورده بود، ‌گفته بودند احتمالا مواد مخدر مصرف می‌کنی که دهانت بو می‌دهد.
دختری را که نسبت به شرایط اجتماعی پیرامونش اعتراض داشت، تبدیل کرده بودند به دختر هرزه‌ای که مستحق انواع و اقسام انگ‌ها و داغ‌های سوزنده باشد.

مریم در جریان بازجویی مورد آزار جنسی یا تجاوز قرار گرفته بود؟

تجاوز نه اما می‌گفت حین بازجویی مورد آزار جنسی قرار گرفته است. به من گفت در شرایطی که دست‌هایم با دست بند بسته بودند، بدنم را برای آن که تحقیرم کنند و مقاومتم را در هم بریزند، دستمالی می‌کردند.
وقتی به صورت بازجو تف انداخته بود، بازجو عصبانی شده و چنان او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که بعد از آزادی هنوز هم آثار کبودی‌ها روی بدنش باقی مانده بودند. البته همه این‌ها در مقابل آزارهای بعد از آزادی چندان هم بد نبودند.

منظورتان از آزارهای بعد از آزادی چیست؟

هر جا که می‌رفت، مدام به او زنگ می‌زدند که می‌دانیم الان کجایی. می‌گفتند می‌دانیم قصد داری کوه بروی یا داری می‌روی سر کار، می‌دانیم دنبال هرزگی هستی یا با فلانی و فلانی ارتباط داری. روحیه‌اش تخریب شده بود. مدام آمارش را به خودش می‌دادند. زنگ می‌زدند که الان فلان جا هستی؟ مدت کوتاهی بعد از آزادی، قاضی احمدزاده او را محکوم کرد. او گفته بود تو لیدر و سازمان دهنده بوده‌ای و همین که گوشی تلفن همراهت نداشتی و تلفنت کاملا پاک بوده است، نشان می‌دهد که باتجربه و آموزش دیده هستی!
قاضی احمدزاده روز دادگاه با پوزخند به مریم گفت تو که شغل و درآمد خوب و تحصیلات عالیه داری، با چه انگیزه‌ای در اعتراضات «تخم مرغی» مشارکت کرده‌ای؟ به این معنا که چرا با مردمی که برای یک تخم مرغ ریخته‌اند وسط خیابان، همراه شده‌ای؟

بعد از آزادی دوباره احضار شد؟

چند باری دفتر پی‌گیری با تلفن احضارش کردند که گفت نمی‌آیم، باید احضاریه رسمی بدهید. با شماره‌های ناشناس تهدیدش می‌کردند.
زمانی که مریم مفقود شد، من آواره کلانتری‌ها، پزشکی قانونی و بیمارستان‌ها شدم. با من برخورد خوبی نمی‌کردند. می‌گفتند زمانی که خواهرت زندان بود، با رسانه‌های بیرون از ایران مصاحبه کرده‌ای. حدود ۱۲ روز از مفقود شدن مریم گذشته بود که زنگ زدند و گفتند یک جنازه پیدا کرده‌ایم. جایی که آدرس دادند، منطقه‌ای دورافتاده حوالی «فردیس» کرج بود و صورت جسدی که نشانم دادند، با اسید سوزانده شده بود.

آیا فردی که به عنوان قاتل معرفی ‌شد، نامزد رسمی مریم بود؟

آن‌ها گفتند یک نفر را هم پیدا کرده‌ایم که تصور می‌کنیم قاتل باشد. تا قبل از آن، ما اطلاعی از نامزد احتمالی مریم یا کسی که مریم با او مرتبط باشد، نداشتیم. من گفتم این قاتلی که می‌گویید، چه کسی است؟ یک نفر را نشان دادند که همسایه ما بود؛ جوان خلاف‌کار و شرخری که پدرش را سابق بر این به جرم حمل چندین کیلو مواد مخدر اعدام کرده بودند و هیچ‌گونه سنخیتی با مریم و شخصیتش نداشت. مریم دختری سخت‌کوش، بسیار برنامه‌ریز، با فکر و مدبر بود. او هرگز به جاهای تردید برانگیز یا خطرناک نمی‌رفت و تن به روابط مشکوک و پیچیده نمی‌داد. او به علوم و فنون دفاع شخصی وارد و دختری عاقل و آینده‌نگر بود. خواهرم اصلا با آن فرد مرتبط نبود. اگر واقعا این شخص خواهرم را کشته بود، چرا در طول آن ۱۰ روز از کشور خارج نشده بود؟ من از همان آغاز این ادعا را باور نکردم.
سوال این‌جا است که اگر یک قتل عادی رخ داده و یک نفر تحت عنوان نامزد مریم او را کشته بود، چرا آن روز که مرا برای شناسایی جسد برده بودند، تمام منطقه توسط ماموران لباس شخصی کنترل می‌شد؟ چرا زمان خاک‌سپاری مریم، دورتا دور محل خاک‌سپاری تحت کنترل بود؟
به نظرم من، نسبت دادن این فرد معلوم‌الحال به مریم، برای کاهیدن ارزش و اعتبار آن دختر بود. می‌خواستند بگویند این دختر که آمده وسط خیابان و معترض بوده، با چنین شخصی مرتبط و نامزدش چنین فرد معلوم‌الحالی بوده است. آن‌ها از مریم در حین بازجویی کینه به دل گرفته و برنامه ریخته بودند که او را از بین ببرند. می‌خواستند کل ماجرا را یک قتل ناموسی جلوه بدهند. بعد از قتل هم حتی از رسانه‌های دست چندم‌شان برای تبلیغ این ماجرا که قتلی شخصی رخ داده است، استفاده کردند.

مریم را خودتان به خاک سپردید؟

آن‌جا بودیم اما همه چیز یک جور مبهمی بود. خواستم خواهرم را خودم بشورم اما به ما اجازه ندادند بدن خواهرم را ببینیم. حین جریان ما را کنترل می‌کردند. با این که صورت خواهرم از محل رستنگاه مو با اسید سوزانده شده بود تا قابل شناسایی نباشد اما هیچ اشاره‌ای به این مساله در برگه پزشکی قانونی نشد. علت مرگ، خفگی اعلام شد.

در این‌جا این سوال مطرح می‌شود که چه طور نام یک شخص حقیقی در جریان پرونده مطرح و او وارد جریان پرونده شده است؟

ببینید! به نظر من آن آقا انتخاب شده و پایش به ماجرا کشیده شده بود؛ یک جور مهندسی غیرمستقیم برای قتل یک فرد معترض. این جوری، رد خودشان را پاک می‌کردند و چون طرف هم سابقه‌دار بود، لابد وعده‌هایی داده شده بود. کما این که رسانه‌های خودشان هم نوشته بودند اوضاع مالی پدر من در حدی نیست که تفاضل دیه را بپردازد؛ یعنی تا این حد از جزییات خبر داشتند.
فرد قاتل هم همیشه آنلاین است و خانواده‌اش که همسایه خانه پدری من هستند، نه تنها عذرخواه نیستند بلکه حتی والدین مرا برای گرفتن رضایت تهدید می‌کنند و عرصه را بر خانواده‌ام تنگ کرده‌اند.
من به عنوان کسی که درگیر کل ماجرا بوده است، هر کاری می‌کنم که این ادعا را باور کنم، به نظرم می‌آید که ماجرا از جوانب مختلفی می‌لنگد. صورت سوخته مریم می‌آید در نظرم و این سوال که چرا در برگه پزشکی قانونی هیچ اشاره‌ای به سوختگی صورتش با اسید نشده بود؟ چرا وقتی می‌خواستم از صورت خواهرم عکس بگیرم، مانعم شدند؟ همان جا تهدید کردند که اگر بخواهیم شلوغ کنیم، جنازه را به ما نمی‌دهند تا خاک کنیم! اصلا چه طور پرونده قتل خواهر من به سرعت رسیدگی شد و در نهایت شلختگی، رای را صادر کردند و قاتل هم مشخص شد و گفتند اعتراف کرده است؟

اما چرا پیش از این‌ها تردیدتان را با افکار عمومی در میان نگذاشتید؟

اوایلش گیج بودم. بعد که می‌خواستم معترض شوم، هم توسط وکیل پرونده و هم توسط بسیاری دیگر از اطرافیانم تشویق به سکوت شدم. شاید هم وکیل پرونده تحت فشار و تهدید بود یا این که نگران من و خواهرانم بود. به هر حال نگذاشتند حقایق پشت پرده را بگوییم. اما همین هم شک برانگیز بود؛ این که چرا مدام مرا کنترل می‌کردند مبادا با کسی گفت‌وگو کنم.
بعد از آن هم سعی کردم اما برای رسانه‌ها ماجرای مریم جذابیت چندانی نداشت چون او دختر یک کارگر بود و پدر و مادرم اهل گفت‌وگو با رسانه‌ها نبودند. ویترین لوکسی در کار نبود. به همین دلیل هم وجدان جمعی در مورد یک خانواده بی‌اهمیت تصمیم گرفت همان ماجرای قتل توسط نامزد غیرتی را بپذیرد و جریان تمام بشود. اما من مصمم هستم تا روشن شدن تمام زوایای ماجرا سکوت نکنم.

از آن جایی که وب سایت ایران وایر پرونده خانم « مریم فرجی » را از ابتدای بازداشت، صدور حکم سه سال حبس تعزیزی و پس از آن مفقود شدن و قتل این فعال مدنی پیگیری کرده، طرح تردیدهای خانم «لیلا فرجی» در مورد انگیزه قتل خواهرشان در چهارچوب وظیفه حرفه‌ای و در ادامه آن پیگیری‌ها انجام شده و الزاما به معنای تایید یا تکذیب اظهارات او نیست. در این مورد با وکیل پرونده نیز تماس گرفته شد که تمایلی به اظهار نظر رسمی در این مورد نداشتند.

No responses yet

Aug 24 2020

رئیس سازمان هواپیمایی: مسافران هواپیمای اوکراینی پس از شلیک موشک اول سالم بوده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

رادیو فردا: رئيس سازمان هواپیمایی ایران گفته است بازخوانی اطلاعات جعبه سیاه هواپیمای اوکراینی نشان می‌دهد که تا ۱۹ ثانیه بعد از انفجار موشک اولی که به سوی این هواپیما شلیک شده بود، «هیچ صدایی از کابین مسافران شنیده نمی‌شود» و مسافران در «سلامت جسمانی» بوده‌اند.

تورج دهقانی زنگنه که صبح روز یک‌شنبه دوم شهریور در یک نشست خبری تازه‌ترین اطلاعات مربوط به سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران را ارائه می‌داد، گفت دو خلبان و یک معلم خلبان پس از شلیک موشک اول «تا آخرین لحظه مشغول هدایت هواپیما بودند».

او تاکید کرده است که انفجار موشک اول «صدمه قابل توجهی» به هواپیما زده بود.

حکومت ایران شش ماه بعد از ساقط کردن پرواز ۷۵۲ که با شلیک دو موشک از سوی سپاه پاسداران صورت گرفت و منجر به کشته شدن ۱۷۶ نفر از شهروندان ایران، افغانستان، بریتانیا، کانادا و اوکراین شد، نهایتا روز ۲۷ تیرماه جعبه‌ سیاه را برای بازخوانی تحویل فرانسه داد.

مقام‌های ایرانی به مدت سه روز اصرار داشتند که این هواپیما بر اثر نقص فنی سقوط کرده است و متعاقباً گفتند که دلیل این سانحه، خطای انسانی و اشتباه در تنظیمات رادار و فقدان هماهنگی بین مامور سامانه و فرماندهان دفاع ضدموشکی بود.

نشست خبری رئيس سازمان هواپیمایی ایران اولین توضیحات مقام‌های دولت ایران پس از بازخوانی اطلاعات جعبه سیاه است.

آقای دهقانی زنگنه در این نشست خبری با تاکید بر اینکه «تمام متغیرها نشان می‌دهد که هواپیما در شرایط پروازی نرمال و در پروفایل پروازی پیش‌بینی شده قرار داشته»، گفته است: «تحلیلی از آثار موشک دوم در جعبه سیاه وجود ندارد».

او در توضیح بیشتر در این زمینه گفته است که موشک دوم ۲۵ ثانیه بعد از موشک اول شلیک می‌شود و «قطعات ناشی از موشک اول و اصابت آن به هواپیما موجب قطع هم‌زمان جعبه‌های CVR و FDR» شده است.

رئيس سازمان هواپیمایی ایران در همین حال گفته است گزارش نهایی سرنگونی هواپیما تا یک‌سال دیگر اعلام می‌شود.

پیش از این «انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پرواز ۷۵۲» که یک نهاد مدنی مستقل برای پیگیری مسائل سقوط این هواپیماست، خواستار انجام تحقیقات بی‌طرفانه و جامع درباره «جنایت سرنگونی این هواپیما» شده بود.

مقام‌های حکومت ایران در توضیحات قبلی خود بارها بر «وقوع خطای انسانی» به عنوان عامل اصلی شلیک موشک و سرنگونی هواپیما نام برده‌‌اند.

این توضیحات از سوی خانواده جان‌باختگان و همچنین مقام‌های دولت‌های کانادا و اوکراین غیرقابل قبول توصیف شده است.

واکنش معاون وزیر خارجه اوکراین

یوگنی ینین، معاون وزیر خارجه اوکراین و سرپرست هیئت مذاکره‌کنندگان اوکراینی با ایران، در نخستین واکنش به گزارش ایران از اطلاعات جعبهٔ سیاه به رادیو فردا گفت: «پس از تقریباً هشت ماه از وقوع سانحه، ایران سرانجام تصمیم گرفت اطلاعات جعبهٔ سیاه که یک ماه پیش در فرانسه استخراج شده بود را منتشر کند. این اطلاعات آنچه از ابتدا تصور می‌کردیم را تایید کرد: هواپیما نقص فنی نداشت، خلبانان طبق دستورالعمل‌‌های موجود عمل کردند و اصابت دو موشک پدافند هوایی در شرایطی که این هواپیما مجوز پرواز از نهادهای نظامی و غیرنظامی داشت، باعث سقوط آن شد».

او افزود: «ایران مسئول این سانحه است و مشغول مذاکره با این کشور هستیم تا غرامت این اقدام را دریافت کنیم. انتظار داریم ایران طی دور بعدی این مذاکرات پاسخ تمام سوالات‌ را ارائه دهد و حقیقت را هرچقدر که تلخ باشد علنی کند».

تورج دهقانی زنگنه رئیس جدید سازمان هواپیمایی کشوری روز یکشنبه تاکید کرد ارائه اطلاعات جعبه سیاه پرواز ۷۵۲ صرفاً برای ایمنی بیشتر و پیشگیری از حوادث مشابه است و توقع می‌رود از آن برداشت و استفاده سیاسی نشود.

بازخوانی جعبه‌های سیاه این پرواز در شش ماه گذشته موضوع کشمکش بین‌ ایران و سایر کشورهای مرتبط با این سانحه بود تا این‌که ماه گذشته اطلاعات آن در فرانسه با موفقیت بازخوانی و تحلیل شد.

اندکی بعد اوکراین و ایران مذاکره دربارهٔ مسائل مرتبط با سرنگونی هواپیمای اوکراینی را آغاز کردند که انتظار می‌رود دور دوم آن اواسط اکتبر/ مهرماه خورشیدی در تهران برگزار شود.

No responses yet

Aug 21 2020

بیانیه ۳۲ سال پیش عفو بین‌الملل حاکی از «اطلاع مقامات» ایران از اعدام‌های ۶۷ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

تویتر: اقدام فوری ۱۶ آگوست را در آرشیو عفو بین‌الملل پیدا کردیم. کشف تکان‌دهنده‌‌ی بود و نشان میداد که مقامات دولتی و قضایی و همین طور سفرای ج ا از دستکم ‌۲۵ مرداد در جریان اعدام‌ها قرار گرفته‌اند اما سیاست وزارت خارجه دولت #موسوی انکار بود. و امروز در اوج بی‌اخلاقی میگویند نمیدانستند.

#سیاست_انکار سیاست دولت #موسوی پس از #کشتار۶۷ بود. محمدعلی موسوی کاردار ج ا در کانادا، ۱ دی ۶۷ گفت: «تنها اعدامهایی که صورت گرفته کشتن برای دفاع از خود حین درگیری و در جریان حملهی مرداد ماه مجاهدین بوده است.» او اضافه کرد عفو بین‌الملل تحت تأثیر منفی بیگانگان قرار گرفته است.

کاردار سفارت ایران در نروژ، ۲ دی ۶۷ به حضور «دهها هزار تروریست» در ایران اشاره کرد و گفت دولت موظف به «دفاع» از مردم بوده است و وقوع هرگونه «کشتار» در ایران را انکار کرد.

• رئیسی نیا، دبیر اول سفارت ایران در ژاپن، ۱۲ً اسفند ۶۷ ادعا کرد که اطلاعات راجع به #کشتار۶۷ «احتمالا منحصراً از طریق کشورهای بلوک غرب فراهم آمده» و «در اطلاعاتی که کشورهای غربی فراهم میآورند همیشه اشتباهاتی وجود دارد.»
محمدمهدی آخوندزاده بستی، کاردار ج ا در لندن در. پاییز ۶۷ گفت:«بعد از آتشبس، مخالفان با دشمن متحد شدند و به کشور رخنه کردند، بعضی به اسارت گرفته شده و به طور منصفانه محاکمه شدند و عدالت در موردشان اجرا شد.» او گزارشات عفو بین‌الملل در مورد #کشتار۶۷ را «اتهامات گستاخانه» خواند.
اقدام فوری خبرساز ۱۶ اگوست و ۱۴ فراخوان دیگر را طی تحقیق آرشیوی برای گزارش مفصل عفو بین‌الملل که ۲ سال پیش به مناسبت ۳۰ مین سالگرد #کشتار۶۷ منتشر شد، پیدا کردیم. بخش ۶.۱ گزارش به این فراخوان‌ها پرداخته و آنها همزمان با گزارش در سایت سازمان قرار گرفتند.
کشتار ۶۷

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .