اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'دانشجویی'

May 12 2015

یک روز پس از آزادی و در مصاحبه با روز، مجید توکلی: سناریوی خبرگزاری فارس باعث تحقیر من نشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: یک روز پس از آزادی مجید توکلی از زندان سراغ او رفتم تا از یکی از سرشناس ترین فعالان دانشجویی ایران که در فضای مجازی از او به عنوان “شرف جنبش دانشجویی” یاد می شود درباره زندان سوال کنم، و آزادی و اینکه وقتی بعد از سالها از زندان آزاد شد و اظهارات محمدجواد ظریف در مورد نبود زندانی عقیدتی و سیاسی در ایران را شنید، چه حسی داشت؟

سخت حرف می زند، می گوید زندان او را تغییر داده و سختی های سالهای اخیر، آگاهی و روحیه اش را. می گوید حالا دیگر کار فرهنگی را به کار سیاسی ترجیح می دهد اما راه ناگزیری که تاکنون طی کرده باید طی می شد تا به آگاهی فعلی برسد.

ترجیح می دهد بیشتر سکوت کند و کمتر حرف بزند و همین مصاحبه را سخت تر می کند. مجید توکلی ۱۶ آذرماه ۸۸ همزمان با روز دانشجو، پس از سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد. او از سوی قاضی مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام جمهوری اسلامی به ۵ سال، تبلیغ علیه نظام به ۶ ماه، توهین به رهبری به ۲ سال و توهین به محمود احمدی نژاد به ۶ ماه زندان محکوم شد؛در مجموع ۸ سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از فعالیت های سیاسی و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور. اما ۲ سال و نیم از محکومیت زندان او شامل عفو شد و او روز یکشنبه از زندان آزاد شد. مجید توکلی پیش از این درباره حکم اش به روز گفته بود: موارد اتهامی ام در حکم اولیه، شامل عفو عیدفطر و کاملا حذف شده. الان محکومیت ام ۵ سال و نیم شده، ۵ سال اجتماع و تبانی و ۶ ماه هم تبلیغ علیه نظام. روز آزادی ام در پرینت زندان، ۲۰ اردیبهشت ذکر شده.

او درباره موارد اتهامی اش توضیح داده بود: به موارد اتهامی تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی عفو داده نمی شود، بخشی از موارد اتهامی من شامل آن بود برخی نه، حالا همه اتهامات ام غیر از این ۲ مورد عفو خورده و حذف شده و بر همین اساس ۲ سال و نیم از حکم ام عفو خورده است.

یک روز پس از بازداشت این فعال دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، با انتشار عکس هایی از او با چادر و مقنعه مدعی شد قصد داشته با لباس مبدل از دانشگاه فرار کند. این اقدام خبرگزاری فارس موجی از اعتراض و همزمان حمایت ها از مجید توکلی را به دنبال داشت و مردان زیادی عکس های خود را با چادر و روسری با عنوان کمپین “من مجید هستم” منتشر کردند. حالا از این فعال دانشجویی سوال کرده ام وقتی با سناریوی خبرگزاری فارس مواجه شدی چه کردی و چه حسی داشتی؟ حالا که به آن روزها نگاه می کنی چه فکر می کنی؟

مجید توکلی می گوید: کاری که خبرگزاری فارس کرد و آن مساله در من هیچ وقت تاثیر منفی نگذاشت. هیچ وقت احساس بدی از آن ماجرا به من دست نداد و هیچ وقت احساس تحقیر نکردم. در مقابل دردهای آن روزها، این مساله اینقدر کوچک بود که قرار نبود روی من تاثیر بگذارد ، در دادگاه یا بازجویی ها یا بعد از آن تا هر روز دیگری که باشد. این چیزها خیلی برای من کوچک است و نمی توانست روی من تاثیری بگذارد. من آن روزها انتخاب کرده بودم و جلو رفتم.

او توضیح می دهد: فکر می کنم ناگزیر بودم. آن کارها را باید انجام می دادم، براساس آگاهی آن زمان من، آن کارها باید انجام می شد. می دانستم بازداشت می کنند اما نوعی بی قراری و شرایط آن روزها ایجاب می کرد کارهایی بکنم. کاری که خبرگزاری فارس کرد نمی دانم. راستش بعد از آنکه در دانشگاه صحبت کردم احساس می کردم دیگر هیچ چیزی برایم اهمیت ندارد. یک نوع سختی که آدم احساس می کند شکست می خوریم و این شکست حق مان نیست و حالا که نمی توانیم از درد و رنج دیگران بکاهیم، نوعی فرار برای اینکه خودمان را در درد و رنج دیگران سهیم کنیم. همیشه ته اش این بود که عیب ندارد من هم مثل بقیه. فقط همین بود؛ ناتوانی در حل مساله و سهیم شدن در درد و رنجی که هیچ کسی نمی تواند راهی برای خروج از آن پیدا کند. ولی امروز که به آن نگاه می کنم می بینم می توانست اینطور نباشد ولی مستلزم این بود که از مسیری مثل همین می گذشتم و آگاهی پیدا کنم.

و حالا که بعد از ۵ سال و نیم از زندان آزاد شده: کمی روحیات ام تغییر کرده، وقتی روحیات ام تغییر کرده ، قاعدتا در گذر زمان ، آگاهی من نسبت به مسائل اطرافم تغییر کرده. درواقع هم آگاهی تغییر کرده هم روحیه. من قبل از بازداشت ام نوع بدبینی داشتم، بدبینی یکسویه. خوش بینی ام هم همین طور. درواقع در یک فضای دوقطبی که حتی ایجاب می کرد آدم روحیه انقلابی پیشه بگیرد. ولی الان می توانم بگویم بدبینی ام دوسویه شده و نوع خوش بینی ام هم همین طور، که این چیزی غیر از روحیه انقلابی می طلبد. اساسا من در چنین وضعیتی هستم ، احساس می کنم آگاهی من به طور بنیادین تغییر کرده. اتفاقی که طی این سالها برای من افتاده این بوده. اگر چیزی از جنس درد و رنجی بوده در این سالها، سعی کردم احساس نکنم با درد و رنج مواجه ام ولی همان در این آگاهی و تغییر تاثیر داشت.

مجید توکلی می گوید: الان هم که آمده ام بیرون، امروز در جایگاهی که ایستاده ام، وقتی به گذشته نگاه می کنم فقط از جنس شادی و خوشحالی است، اینکه روزهای سخت و تلخ گذشت؛ ولی وقتی به آینده می کنم نوعی احساس سختی دلتنگی دارم. چون آن بدبینی دو سویه که خدمت شما عرض کردم و تاثیر عمیق در آگاهی من،شرایط ویژه ای برایم پیش آورده که احساس مسئولیت بیشتر می کنم، احساس دردمندی بیشتر می کنم و این وضعیت خاصی برای من پیش آورده. الان یک روز بعد از آزادی دقیق نمی توانم کلمه ای را پیدا کنم و بگویم ولی حس نگرانی و حس دغدغه ای است که احساس میکنم نباید باشد و همین باعث می شود خیلی به من فشار بیاید.

او از نگرانی و دغدغه اش می گوید: ۵ سال پیش که رفتیم زندان فکر می کردیم پایان زندان و بعد آزادی، پایان این فشار است. دو سه سال هم که از زندان گذشت همین فکر را می کردم اما نمی دانم چرا از مدتی پیش که معلوم شد محکومیت ام کاهش پیدا کرده و به زودی آزاد می شوم و حتی مرخصی چند روزه که آمدم احساس کردم فشارها دارد بیشتر می شود و هنوز نتوانسته ام ریشه یابی کنم.

مجید توکلی الان چه تصمیمی دارد؟ بعد از آزادی می خواهد چه بکند؟ می گوید: نمی دانم، خودم مطمئن نیستم چکاری می خواهم بکنم ولی هرکاری که هست کار فرهنگی خواهد بود نه کار سیاسی. قطعا ترجیح ام این است که کاری از جنس معطوف به آزادی باشد. اگر توانایی اش را داشته باشم.

دیویر کیس، خبرنگار دیلی بیست مهر ۹۲ اعلام کرد که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال او مبنی بر اینکه مجید توکلی چه زمانی آزاد خواهد شد گفته نام نسرین ستوده را شنیده ولی مجید توکلی را نمی شناسد. ظریف، هفته گذشته هم در مصاحبه با شبکه پی بی اس وجود زندانیان عقیدتی را انکار کرد که واکنش زندانیان سیاسی سابق و فعلی و همچنین فعالان عرصه های مختلف را برانگیخت.از مجید توکلی سوال می کنم : چه احساسی داشتید وقتی این ادعاهای آقای ظریف را شنیدید؟

این فعال سیاسی می گوید با دیدن این ادعاها احساس بدی به او دست نداده است: من فکر می کنم ایشان با لحن نامناسبی جواب داده ولی احساس بدی به من دست نداد وقتی آن مطلب را خواندم. فکر می کنم مدل و جنس صحبت کردن یک مقام مسئول در ایران این است. اساسا آقای ظریف نسبت به مساله جیسون رضائیان حساسیت پیدا کرده و پاسخ او فرض اش این بود که بحث جیسون رضائیان است. من جنس پاسخ های جمهوری اسلامی را می دانم. احساس کردم آقای ظریف پاسخ اش از سر فشار است. او یک دیپلمات کارکشته در حیطه کار خودش است اما خیلی از مسائل دیگر را خوب درک نمی کند. اینقدر که ما انتظار داریم درک نمی کند اما قرار نیست همه، همه چیز را درک کنند. من ترجیح می دهم با احساس اولیه ای که مواجه شدم حرف بزنم. خیلی احساس بدی به من دست نداد. فکر می کردم اتفاقی عادی است که افتاده.

مجید توکلی می گوید: این حرف را نوعی جهل از طرف آقای ظریف می دانم. نوعی نادانی آقای ظریف است. آقای ظریف آدم نادانی نیست ولی متاسفانه در بعضی مسائل نتوانسته آگاهی لازم را به دست بیاورد. برخی مسائل را درک نمی کند و عدم درک اش از این مسائل باعث شده جملاتی بگوید که عده ای را آزرده کند؛ می تواند خیلی ها را آزرده بکند. ولی من احساس کردم که فقط نادانی است. نمی دانم در اینجا این نادانی یک رذیلت اخلاقی هم هست یا نه، که اسم اش را دروغ بگذاریم یا نه. اما من در وهله اول مواجهه ام با این مساله احساس نکردم که ایشان دروغگویی را پیشه گرفته. احساس کردم درک نمی کند بعضی مسائل را. هرچند وضعیت خاص ایشان ایجاب می کند که در یک سطح خاصی فقط تاکتیک هایی را برای پیشبرد برنامه خاص خودش به کار گیرد که همین باعث می شود دقت نکند و نسبت به خیلی مسائلی که برای مردم ایران مهم است نادانی داشته باشد.

مجید توکلی برنده جایزه صلح ۲۰۱۳ از سوی کمیته برگزاری جایزه بین المللی صلح دانشجویی است و نام اش بر سنگفرش یکی از خیابان های تروندهایم نروژ ثبت شده است.

او در اردیبهشت ۸۶ هم بازداشت و ۷ ماه پس از بازداشت به ۳۰ ماه زندان محکوم شده بود. او اما از اتهامات اش در آن پرونده که در ارتباط با نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر بود تبرئه شد.

او یک بار نیز در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت و پس از ۱۱۵ روز با قرار وثیقه آزاد شده بود.

No responses yet

Apr 28 2015

غلامعلی حداد عادل خبر داد:تشکیل معاونت رصد آموزش رشته‌های انسانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دانشجویی,سانسور,سیاسی

دیگربان: غلامعلی حداد عادل٬ رئیس شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی از ایجاد یک معاونت جدید در این شورا به منظور رصد و پایش وضعیت پذیرش و آموزش دانشجویان در رشته‌های علوم انسانی خبر داد.

آقای حداد عادل این مطلب را در جلسه شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرده است.

وی گفته این معاونت با هدف ساماندهی وضعیت آموزش رشته‌های علوم انسانی تشکیل خواهد شد.

پیش‌بینی می‌شود با تشکیل این معاونت محدودیت‌ها برای پذیرش دانشجو در رشته‌های علوم‌ انسانی وارد فاز عملیاتی شده و با سخت‌گیری‌های بیشتری مواجه شود.

علی خامنه‌ای پس از وقایع سال ۱۳۸۸ در جلسه‌ای علنی خواستار تغییر و تحول در سرفصل‌های دروس علوم انسانی در دانشگاه‌ها شده است.

در چهار سال اخیر تاکنون بسیاری از سرفصل‌های دروس علوم انسانی دردانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی تغییر کرده و محدودیت‌های قابل توجهی برای پذیرش دانشجو در این رشته‌ها اعمال شده است.

No responses yet

Apr 19 2015

نایب‌ رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس خبر داد: نام ۱۰ نماینده مجلس در بین بورسیه‌‌های غیرقانونی

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: حامد قادرمرزی٬ نایب‌ رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس گفته نام ١٠ نماینده مجلس در فهرست بورسیه‌های «غیرقانونی» وجود دارد.

قادرمرزی افزوده برخی از این نمایندگان پای نامه استیضاح وزیر علوم٬ تحقیقات و فن‌آوری را امضا نکرده‌ بودند و از وزارت علوم قول گرفته‌اند تا در صورت افشای اسامی، نامی از آن‌ها برده نشود.

جنجال پرونده تخلف بورسیه‌های «غیرقانونی» با وجود استیضاح وزیر سابق علوم همچنان ادامه دارد و تاکنون نتیجه بررسی‌ نهاد‌های مسئول در این خصوص به طور رسمی منتشر نشده است.

حجت‌الله درویش‌پور، عضو کمیسیون آموزش مجلس هم گفته نام چند نفر از نمایندگان مجلس در بورسیه‌های «غیرقانونی» دوره دکترا وجود دارد که از رانت مستقیم استفاده کرده‌اند و بناست نام آن‌ها محرمانه باقی بماند.

درویش‌پور افزوده با این اقدام هم حیثیت افراد حفظ خواهد شد و هم جلوی جوسازی‌های احتمالی گرفته می‌شود.

No responses yet

Feb 07 2015

آزادی رهبران و اعضای دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان به منظور پایان دادن به بحران دانشجویی توسط حکومت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: گلناز اسفندیاری (رادیو فردا): 9 تن از دانشجویان بازداشت شده در ناآرامیهای اخیر تهران آزاد شده اند. گفته شده است سعید مرتضوی، دادستان تهران این دانشجویان را بر اساس دستور آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی برای عفو آنها آزاد کرده است. در گزارشی که می شنوید، مهدی خلجی نگاهی دارد به آزادی دانشجویان و احکام عفو آنها. مهدی خلجی (رادیو فردا): مهدی شیرزاد، عبدالله مؤمنی، پیمان عارف، رضا عامری نسب، میثم رشیدی، مرتضی صفایی فر، مسعود کریمی، علی اکبر اکرمی عراقی، و امیرحسین اعتمادی بزرگ دانشجویانی هستند که گفته می شود با دستور عفو رهبر جمهوری اسلامی از زندان آزاد شده اند. قبلا محسن قمی و محمد حسن ابوترابی، نمایندگان ولی فقیه در دانشگاهها طی نامه ای به آیت الله سید علی خامنه ای از وی خواسته بودند تا دستور عفو دانشجویان را صادر کند. روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اطلاعیه ای منتشر کرد که در آن عینا آمده است: بنا به موافقت رهبری با درخواست آزادی دانشجویانی که در وقایع اخیر دستگیر و بازداشت شده اند و از فتنه گران و آشوب طلبان اعلام برائت جسته و وفاداری خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام می دارند، این دانشجویان آزاد شده اند. این دانشجویان به نوشته همین اطلاعیه در زندان اوین به سر می برده اند و پرونده آنها هنوز به دادگاه ارسال نشده بود. در سالهای گذشته، بارها دانشجویان بازداشت شده به همین صورت با عفو آیت الله خامنه ای آزاد شده اند، از جمله دانشجویانی که دست اندر کار مجله دانشجویی «موج» بودند و به اتهام توهین به مقدسات بازداشت شده بودند. در محافل دانشجویی گفته می شود این شگردی است که دادستانی بارها آن را به کار برده تا بحران بازداشت دانشجویان را خاتمه بدهد. دانشجویان می گویند: دادستانی انقلاب نتوانسته در بازجوییهای خود از دانشجویان سند و مدرکی مبنی بر تلاش در جهت مختل کردن امنیت ملی و فعالیت مسلحانه به دست آورد و از سوی دیگر نمی تواند با پذیرش مسئولیت اشتباه خود در دستگیری این دانشجویان، آنها را آزاد کند. در نتیجه عفو رهبری را پوششی برای آزادی آنان قرار می دهد. در مورد دانشجویانی که قبلا با عنوان عفو رهبری آزاد شده بودند گفته می شد که آنها مدتی طولانی را در زندان سپری کرده بودند و اتهامات آنها ثابت نشده بود و طبیعی بود که آزاد شوند. دانشجویان آزاد شده یا می گفتند تعهدی از آنها گرفته نشده، یا باور داشتند که تعهدها زیر فشار اخذ شده است. علی تاجرنیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی هم اعلام کرد که دانشجویان زندانی در شرایطی غیر قانونی به سر می برند و به زور آنها را به اعتراف و تک نویسی وادار می کنند. در نا آرامیهای اخیر در تهران، مراجع قضایی اعلام کرده اند که 4 هزار نفر بازداشت شده اند. شمار بسیاری از این بازداشت شدگان دانشجو بودندو مسئله زندانیان سیاسی و دانشجویی یکی از موارد آشکار نقض حقوق بشر در ایران است که سازمانها و نهادهای بین المللی بارها آن را گوشزد کرده اند. نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی مسئله ای است که رابطه ایران را با اتحادیه اروپا و بسیاری کشورهای دیگر تحت الشعاع قرار داده است. به گزارش خبرگزاری ایسنا 9 نفر از رهبران دانشجویی بازداشت شده در تظاهرات ضد حکومتی خردادماه تهران، آزاد شدند. آزادی این دانشجویان در پی دستور رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم برخورد عطوفت آمیز با دانشجویان، صادر شد. مهدی شیرزاد، عبدالله مومنی، پیمان عارف، رضا عامری نسب، میثم رشیدی، مرتضی صفایی فر، مسعود کریمی، علی اکبر اکرمی عراقی و امیر حسین اعتمادی بزرگ، دانشجویانی هستند که گفته می شود با دستور عفو رهبر جمهوری اسلامی آزاد شده اند. نمایندگان ولی فقیه در دانشگاه ها طی نامه ای به رهبر، از وی خواسته بودند دستور عفو دانشجویان را صادر کند. روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه ای نوشت: «بنا به موافقت رهبری با درخواست آزادی دانشجویانی که در وقایع اخیر دستگیر شده اند و از فتنه گران و آشوبگران اعلام برائت جسته و وفاداری خود را نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام می دارند، این دانشجویان آزاد شده اند.» به نوشته همین اطلاعیه این دانسژویان در اوین بسر می بردند و پرونده آنها هنوز به دادگاه ارسال نشده بود. در محافل دانشجویی گفته می شود این شگردی است که داستانی بارها آنرا به کار برده تا بحران بازداشت دانشجویان را خاتمه دهد. دانشجویان می گویند دادستانی انقلاب در بازجویی های خود نتوانست سند و مدرکی مبنی برتلاش در جهت مختل کردن امنیت ملی و فعالیت مسلحانه به دست آورد و از سوی دیگر نمی تواند با پذیرش مسولیت اشتباه خود در دستگیری این دانشجویان آنها را آزاد کند در نتیجه عفو رهبری را پوششی برای آزادی آنها قرار می دهد. دانشجویان آزاد شده می گفتند یا تعدی از آنها گرفته نشده یا تعهدها زیر فشار اخذ شده است.

No responses yet

Jan 08 2015

پس از بیماری و مرگ محمدرضا مهدوی‌کنی آغاز شده است: افزایش اعتراض‌ها با هویت مخفی در دانشگاه امام‌صادق

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سیاسی

دیگربان: سومین تجمع گروهی از دانشجویان پس از بیماری و درگذشت محمدرضا مهدوی‌کنی٬ رئیس پیشین دانشگاه «امام صادق» به محلی برای حملات تند علیه مسئولان فعلی این دانشگاه تبدیل شد.

روز سه‌شنبه (۱۶ دی) گروهی از دانشجویان با تجمع در مسجد دانشگاه «امام صادق»٬ انتقاد‌ها و حملات تند و کم‌سابقه‌ای متوجه سیستم آموزشی و مسئولان این دانشگاه کردند.

هویت تمام دانشجویانی که در این تجمع سخنرانی کرده‌اند مخفی مانده است و مسئولان دانشگاه نیز حاضر نشده‌اند در تجمع مذکور حاضر شده و به اعتراض‌ها پاسخ دهند.

یکی از دانشجویان در این تجمع گفته مسئولان دانشگاه «امام صادق» نگاه درستی به «دانشجو» و بالاتر از آن به «انسان» ندارند.

سعید مهدوی‌کنی٬ رئیس دانشگاه «امام صادق» نیز در حاشیه این تجمع و در واکنش به درخواست‌ها برای شرکت در تجمع مذکور گفته چه تضمینی وجود دارد معترضان به سمت وی تخم‌مرغ پرتاب نکنند؟

دانشجویان دانشگاه «امام صادق» در ماه‌های تیر٬ آذر و دی سه تجمع اعتراضی برگزار کرده‌اند که تاکنون بسیاری از خواسته‌های آنها محقق نشده است.

در دومین تجمع گروهی از دانشجویان با ابراز نگرانی از نحوه گزینش‌های آينده دانشگاه و مسائل آموزشی گفته بودند دانشگاه «امام صادق» به «انقلاب» تعلق دارد نه به «اشخاص».

از دانشگاه «امام صادق» به عنوان یکی از مهمترین دانشگاه‌های ایران نام برده می‌شود که وظیفه تربیت بسیاری از مدیران آتی نظام جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.

مدیریت این دانشگاه سال‌هاست در اختیار خانواده مهدوی‌کنی قرار دارد.

No responses yet

Nov 01 2014

باز هم درباره خواهشی که از آقای مجید محمدی کردم (1)

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

.بلاگ سهیل روحانی: چندی پیش، در مقاله  «مجید محمدی و صدای آمریکا» از آقای مجید محمدی خواهش کردم که اطلاعاتش  را درباره انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه شیراز منتشر کند.
آن چه که من را به مطرح کردن این خواهش واداشت مقاله ای از آقای محمدی با عنوان «مدیران مسئول و سردبیرانی که مرا حذف کردند» بود که در خبرنامه گویا چاپ شده بود. آقای محمدی در این مقاله از صدای آمریکا و دیگر رسانه هایی که در 25 سال گذشته ایشان را حذف کرده بودند بشدت انتقاد کرده و «فهرستی از آنها را صرفا برای اطلاع رسانی و ثبت در تاريخ ممانعت از آزادی بيان در رسانه‌های فارسی زبان» ارائه کرده بود.
من با خواندن مقاله ایشان به یاد حذف استادان و دانشجویان دانشگاه شیراز، در جریان انقلاب فرهنگی در سال 1359، افتادم و با خود گفتم که اگر حذف آقای محمدی از صدای آمریکا و دیگر رسانه ها آنقدر مهم است که باید در «تاریخ» ثبت شود ماجرای تعطیل کردن دانشگاه شیراز و حذف ده ها استاد و هزاران دانشجوی این دانشگاه هم باید افشا و در تاریخ ثبت شود. بنابراین، در پایان نقدی که بر دیدگاههای ایشان درباره صدای آمریکا نوشتم، از ایشان خواهان افشاگری در باره انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه شیراز شدم.
به هر حال، هدف من منحرف کردن بحث آقای محمدی در مورد صدای آمریکا یا شبهه افکنی در باره ایشان نبود. امیدوارم که آقای محمدی و خوانندگان عزیز به محتوای خواهش من توجه کنند و اگر مطرح کردن آن را در پایان مقاله مربوط به صدای آمریکا اشتباه می پندارند این اشتباه را بر من ببخشند.

اقای محمدی اما از خواهش من استقبال نکردند. ایشان در مقاله «یک بار دیگر بخش فارسی صدای امریکا »، پاسخ دادند که «من [یعنی مجید محمدی] در سه مطلب پیش از این به موضوع انقلاب فرهنگی و دانشگاه شیراز پرداخته و نقشم را توضیح داده و انتقادهایم را بدان بیان کرده‌ام. خوانندگانی که می خواهند پرسش خود را بیابند کافی است در اینترنت جستجو کنند». آقای محمدی، چند روز بعد، در مقاله «بلایی که بر سر دانشگاه و صدای آمریکا آمد» بار دیگر گفتند که «اطلاعاتی که من [یعنی مجید محمدی] از بسته شدن دانشگاه داشتم همانهاست که قبلا نوشته‌ام.»
من در اینترنت دو مطلب از ایشان در باره بسته شدن دانشگاه ها دیده ام؛ یکی «یادهای دانشگاه شیراز» و دیگری «انقلاب فرهنگی: چرایی ها، سوء فهم ها، پیامدها». نمی دانم که عنوان مطلب سوم ایشان چیست و کجا چاپ شده است. به هر حال، نوشته های ایشان به پرسش هایی که از ایشان کرده بودم نپرداخته اند و نوری بر وقایع دانشگاه شیراز نیفکنده اند.

آقای محمدی در مقاله «بلایی که بر سر دانشگاه و صدای آمریکا آمد» به موضوعات مختلفی پرداخته است که من به چند مورد آن اشاره می کنم.
آقای محمدی گِلِه می کند که «سهيل روحانی به جای سوال از بقيه از کسی چند باره سوال می کند که خود پيشقدم انداختن نوری بر اين واقعه شده است». بعد هم نتیجه می گیرد که لابد سهیل روحانی، با پرسش هایش، «هدفی غیر از پرونده سازی» برای ایشان ندارد.
ظاهراً آقای محمدی متوجه این نکته نیست که ایشان، با ظهور در نقش یک کنشگر «لیبرال دموکرات»، که بکلی به نظام اسلامی پشت کرده است، انتظارات بسیاری را نسبت به خود در میان مخالفان جمهوری اسلامی پدید آورده است. یکی از این انتظارات این است که ایشان، تا جایی که اطلاع دارد و بی هیچ ملاحظه ای، زوایای تاریک جمهوری اسلامی را روشن کند.
آقای محمدی می پرسد که چرا سهیل روحانی از «بقیه» در باره انقلاب فرهنگی سئوال نمی کند. اگر آقای محمدی روشن می کرد که این «بقیه» ها چه کسانی هستند و نقششان چه بوده است مسلماً من و دیگران از آنها هم سئوال می کردیم. مشکل این جا است که آقای محمدی هیچ علاقه ای به شفاف سازی در مورد این افراد ندارد.
پاکسازی استادان
آقای محمدی بستن دانشگاه شیراز را از موضوع اخراج استادان دانشگاه جدا می کند و می گوید که اخراج استادان دانشگاه شیراز، پس از بسته شدن دانشگاه، توسط رئیس دانشگاه انجام شد و دانشجویانی که دانشگاه را بستند در اخراج استادان نقشی نداشتند.
این ادعا بی پایه است. درست است که اخراج استادان دانشگاه شیراز پس از بسته شدن دانشگاه صورت گرفت اما این پاکسازی دقیقاً برپایه گزارش های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز از مواضع استادان انجام شد، وگرنه  رئیس دانشگاه شیراز از کجا می دانست که کدام استاد یا دانشجو را باید اخراج کند.
پیش از انقلاب فرهنگی، یکی از وظایف دانشجویان عضو انجمن اسلامی شناسائی استادان و دانشجویان دگر اندیش بود. اعضای انجمن اسلامی به کلاسهای مختلف سر می زدند و به سخنان استادان و دانشجویان گوش می کردند و برایشان پرونده می ساختند. انجمن اسلامی دانشگاه شیراز، بر پایه ی این پرونده سازی ها، چند ماه قبل از انقلاب فرهنگی، خواهان اخراج گروهی از استادان دگراندیش شد اما این تلاش ناکام ماند.
در این جا نقل خاطره ای بی مناسبت نیست: دانشگاه شیراز در دوم اردیبهشت سال 1359 با انقلاب فرهنگی بسته شد اما پس از چند روز باز شد تا شاگردان امتحانات نهائی شان را بدهند و بروند.
در یکی از آن روزها در حیاط دانشکده ادبیات ایستاده بودم که یکی از دانشجویان حزب اللهی با چهره ای خشمگین بسویم آمد و پرخاش کنان گفت که فلانی یک بار به کلاست آمدم و شنیدم که علیه دانشجویان پیرو خط امام و اشغال لانه جاسوسی چه می گفتی. من سعی کردم که او را آرام کنم و با مهربانی گفتم که اجازه بدهید تا توضیح بدهم اما او با خشم و تغیر فریاد زد که نمی خواهم حرف بزنی و رفت.
و اما من در باره اشغال سفارت آمریکا چه گفته بودم که خشم دانشجویان حزب اللهی را برانگیخته بود؟ گفته بودم که تجاوز به سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن کارمندان آن اقدامی ماجراجویانه و به زیان منافع ملی ایران است. این موضع البته برخلاف موضع دانشجویان حزب اللهی دانشگاه بود که، به پیروی از آیت الله خمینی، اشغال سفارت آمریکا را «انقلابی بزرگتر از انقلاب اول» می دانستند.
مصاحبه گری که شش سال بعد، در مقر شورای عالی انقلاب فرهنگی، از من درباره موضعم در قبال اشغال لانه جاسوسی سئوال کرد بی تردید گزارش انجمن اسلامی دانشگاه شیراز در باره من را در برابر چشمانش داشت.
انجمن اسلامی دانشگاه شیراز با شناسایی استادان و دانشجویان دگر اندیش و نیز با تصرف دانشگاه امکان اخراج استادان را فراهم کرد. بنابراین، اگرچه بسیاری از اعضای انجمن اسلامی نقش مستقیمی در حذف استادان نداشتند اما به دلیل شرکت در شناسایی افراد دگراندیش و شرکت در تعطیل کردن دانشگاه در حذف این افراد مسئولیت دارند.

بی معنی شدن دانشگاه
آقای محمدی در توجیه انقلاب فرهنگی می گوید: «در فضايی که در آن روزگار (سال ۵۹) در دانشگاه حاکم بود دانشگاه‌ها تنها چيزی که نبودند دانشگاه بود. اکثر دانشجويان درس و تحصيل را رها کرده و با استفاده از خوابگاه و غذای مجانی و امکانات عمومی به فعاليت سياسی حزبی و گروهی در دانشگاه‌ها مشغول بودند. موافقت من با بسته شدن دانشگاه‌ها برای اخراج اساتيد و دانشجويان غير هم نظر با من نبود؛ به دليل بی معنی شدن دانشگاه بود.»
من به عنوان فردی که در سال 1358 و 1359 در دانشگاه شیراز تدریس کرده است با اطمینان می گویم که ادعای «بی معنی شدن دانشگاه» به کلی نادرست است. واقعیت این است که، پیش از انقلاب فرهنگی، اکثر دانشجویان بطور مرتب در کلاس های درس حضور می یافتند و تکالیف درسی شان را انجام می دادند.
هر دانشگاهی سه وظیفه اصلی دارد که عبارت اند از تولید علم، آموزش علم، و تشویق و آموزش آزاد اندیشی.
دانشگاه های ایران هرگز محل تولید علم نبوده اند. در چند قرن اخیر، علم در جهان غرب تولید  می شده و با تأخیر بسیار به ایران می رسیده است. ایران، همچون اکثر کشورهای عالم، صرفاً مصرف کننده علم و فن آوری بوده است. این وضع پیش از انقلاب فرهنگی و پس از آن تغییری نکرده است.
آموزش علم هم، در دوره پهلوی، دست کم در حوزه بسیار مهم علوم انسانی و اجتماعی، به دلیل آن که استادان از آزادی بیان و آزادی انتخاب کتابهای درسی برخوردار نبودند همواره با دشواری های بسیاری رو به رو بود. این دشواری ها اما با پیروزی انقلاب از میان برداشته شد و استادان توانستند، تا زمان انقلاب فرهنگی در اردیبهشت 1359، از آزادی بیان در کلاسهایشان برخوردار شوند، از منابع گوناگونی که قبلاً جزء آثار ممنوعه به شمار می رفتند در کلاسهایشان استفاده کنند و دانشجویان را با دیدگاههای گوناگون آشنا کنند. بدینسان آموزش علوم از کیفیت بهتری برخوردار شد.
و اما معنای آزاد اندیشی این است که دانشجو بتواند در برابر هر چیزی علامت سئوال بگذارد و آزادانه آنها را تحلیل کند و نظرات خود را بدون ترس از مجازات بیان کند. آزاد اندیشی در دانشگاههای ایران تنها در زمان هایی که فضای سیاسی کشور به دلیل ضعف حکومت مرکزی باز می شده است رونق می گرفته است. شاید بتوان گفت که دوره ی 14 ماهه ی میان انقلاب بهمن 1357 و انقلاب فرهنگی در اردیبهشت 1359 اوج شکوفائی آزاد اندیشی در دانشگاههای ایران بوده است.
خلاصه این که دانشگاه های ایران، در آستانه انقلاب فرهنگی، اگرچه از لحاظ تولید علم نسبت به گذشته فرقی نکرده بودند اما دست کم در زمینه آموزش علم و آزاداندیشی نسبت به دوره شاه گام مهمی به جلو برداشته بودند. بنابراین، این ادعا که «دانشگاه‌ها تنها چيزی که نبودند دانشگاه بود» بی انصافی و نادرست است.
البته ممکن است که معدودی از دانشجویان به گونه ای که آقای محمدی می گویند عمل کرده باشند اما این موضوع نمی تواند انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاه و کتک زدن و اخراج استادان و دانشجویان را توجیه کند.

سهیل روحانی و حسین شریعتمداری
آقای محمدی در مقاله شان، برای توصیف من، از کلماتی از قبیل غیر اخلاقی، فریب دادن مخاطب، سوء استفاده از یک موضوع برای بازکردن موضوعی دیگر، اتهام زنی به دیگران، تهمت زدن، خیالبافی، انتقام جویی، فرار از مسئولیت و پرونده سازی استفاده کردند اما چون این واژگان را برای بیان مقصود کافی نمی دانستند من را به سطح حسین شریعتمداری تنزل دادند و گفتند که «مايه تاسف است که آقای روحانی نقش دروغگو و پرونده سازی مثل حسين شريعتمداری را بازی کند (به خاطر افراط در دروغگويی و پرونده سازی او را دروغگو و پرونده ساز می نامم)». (2)
واکنش تند آقای محمدی البته باعث تأسف است. آقای محمدی قبول دارد که عضو انجمن اسلامی دانشگاه شیراز بوده و در انقلاب فرهنگی و تعطیل کردن دانشگاه شیراز هم شرکت داشته است. من هم، بر این اساس، از ایشان خواهش کرده ام که ناگفته های خود را در باره انقلاب فرهنگی با مردم در میان بگذارد. راستی کجای این خواهش «دروغگویی و پرونده سازی» علیه ایشان است؟

پی نویس ها:

  • این مقاله پاسخی به مقاله ی «بلایی که بر سر دانشگاه آمد» آقای محمدی است. من مقاله ام را برای خبرنامه گویا که مقاله های قبلی من و آقای محمدی را چاپ کرده بود فرستادم اما چون در آنجا چاپ نشده است آن را با تغییراتی در اینجا چاپ می کنم. مقاله قبلی من با عنوان «در باره خواهشی که از آقای مجید محمدی کردم» و مقاله آقای محمدی با عنوان «بلایی که بر سر دانشگاه و صدای آمریکا آمد» در خبرنامه گویا چاپ شده اند.
  • گفتنی است که آقای محمدی در مقاله «بلایی که بر سر صدای آمریکا و دانشگاه آمد»، علاوه بر من، اکبر گنجی و محمد سهیمی را هم در دروغگویی و پرونده سازی با حسین شریعتمداری همانند دانسته بود. سخن آقای محمدی درباره اکبر گنجی و محمد سهیمی البته واکنش تند برخی از خوانندگان را برانگیخت. خواننده ای به نام bachehmashhadi، در کامنتی در زیر مقاله ایشان، نوشت: «آقای محمدی، حیا هم چیز خوبی‌ است. منِ چپی به سخن امام حسین عمیقا معتقدم: اگر ایمان ندارید، لااقل آزاده باشید. شما گنجی و سهیمی را با شریعتمداری یکی‌ می‌ کنید؟…» یکی دو روز بعد، نام اکبر گنجی و محمد سهیمی از مقاله آقای محمدی حذف شد. آقای محمدی توضیحی در باره حذف نام این دو نفر نداده است اما اگر ایشان، ظرف دو روزی که از انتشار مقاله اش گذشته بود، به این نتیجه رسیده باشد که اکبر گنجی و محمد سهیمی «مثل حسین شریعتمداری» دروغگو و پرونده ساز نیستند موجب خشنودی  است. امیدوارم که ایشان روزی در مورد من هم به همین نتیجه برسند.
  • No responses yet

    Oct 25 2014

    وزارت علوم با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد: بورسیه برخی را به خاطر تبعات سیاسی لغو نکردیم

    نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

    دیگربان: وزارت علوم با انتشار اطلاعیه‌ای از لغو بورس تحصیلی ۸۴۰ نفر و خودداری از لغو بورسیه تحصیلی برخی به خاطر «تبعات اجتماعی و سیاسی نامطلوب» آن خبر داد.

    در این اطلاعیه که روز جمعه (دوم آبان) منتشر شده به تفصیل درباره موارد تخلف اعطای بورس‌های تحصیلی در دولت‌ محمود احمدی‌نژاد توضیح داده شده است.

    این اطلاعیه افزوده وزارت علوم سه هزار و ۷۷۲ پرونده بورس تحصیلی را بررسی و حکم لغو بورسیه ۸۴۰ نفر (کمتر از ۲۵ درصد) را صادر کرده است.

    این سه هزار و ۷۷۲ نفر کسانی هستند که بین سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ بدون شرکت در آزمون٬ بورس تحصیلی دریافت کرده‌اند.

    این اطلاعیه همچنین از افرادی سخن به میان آورده که قطع بورسیه آنها «تبعات اجتماعی و سیاسی نامطلوب» داشته و وزارت علوم هم از قطع بورسیه آنها خودداری کرده است.

    این اطلاعیه نامی از این افراد نبرده٬ اما به نظر می‌رسد کسانی باشند که دولت حسن روحانی به خاطر نفوذ و قدرت سیاسی آنها از لغو بورس‌شان خودداری کرده است.

    اطلاعیه مذکور در ارتباط با پرونده استیضاح رضا فرجی‌دانا٬ وزیر سابق علوم دولت روحانی منتشر شده که پیش‌تر رئیس جمهوری ایران وعده انتشار آن را داده بود.

    No responses yet

    Sep 28 2014

    نجفی: بورسیه ۱۶۰۰ نفر ایراد دارد؛ یک‌سوم‌شان مربی دانشگاه‌ها بودند

    نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سیاسی

    رادیوفردا: سرپرست وزارت علوم ایران با اعلام این‌که بورسیه شدن ۱۶۰۰ نفر در دولت قبل «ایراداتی» دارد گفت که حدود یک‌سوم از این افراد از مربیان دانشگاه بوده‌اند.

    همزمان رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، نیز خبر داد که «تعداد زیادی» از دانشجویان درحال تحصیل در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه آزاد «دارای سوابق شرکت در آزمون نیستند.»

    به گزارش خبرگزاری خانه ملت، وابسته به مجلس شورای اسلامی، محمد علی نجفی، سرپرست وزارت علوم ایران، روز ۵ مهر ماه از بررسی پرونده ۳۷۰۰ دانشجوی بورسیه شده در دولت قبل خبر داد و گفت که حدود ۲۱۰۰ نفر از این افراد طبق ضوابط و آیین‌نامه‌های زمان بورسیه شدن «مشکلی» ندارند.

    وی اما افزود که بورسیه شدن ۱۶۰۰ نفر در دولت قبل، براساس آیین‌نامه‌های زمان بورسیه شدن این افراد «ایراداتی» دارد که ممکن است منجر به محرومیت این بورسیه‌شدگان از تحصیل یا تبدیل بورس آنان به ادامه تحصیل با هزینه شخصی شود.

    سرپرست وزارت علوم همچنین خبر داد که حدود ۴۸۰ نفر از بورسیه‌های «دارای ایراد» مربیان دانشگاه بوده‌اند که پرونده آنان طبق اعلام دیوان محاسبات باید در هیات امنای دانشگاه‌های مربوطه تصمیم‌گیری و تصویب شود.

    به گفته آقای نجفی طبق قانون نمی‌توان به مربی پیمانی بورس تحصیلی داد، مگر اینکه هیات امنای دانشگاه آن را تایید کند.

    وی درعین حال گفت: «اگر اکنون وزارت علوم بخواهد آیین‌نامه‌ای تنظیم کند شاید سخت‌گیری بیشتری از نظر سطح علمی و معدل داشته باشد به گونه‌ای که این افراد نیز نتوانند بر اساس آیین‌نامه جدید بورسیه شوند.»

    موضوع لغو تعدادی از بورسیه‌های اعطا شده در دولت محمود احمدی‌نژاد، یکی از دلایل استیضاح و برکناری رضا فرجی دانا، وزیر علوم، در جلسه چهارشنبه ۲۹ مرداد مجلس، بود.

    پیش از جلسه استیضاح، خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گزارش داده بود که به اسنادی دست یافته‌است که نشان می‌دهد، اعضای خانواده برخی از طراحان استیضاح وزیر علوم در فهرست «بورسیه‌های غیرقانونی» دولت محمود احمدی‌نژاد هستند.

    به گفته مقامات وزارت علوم برخی از این بورسیه‌شدگان حتی «کف معدل آیین‌نامه‌ها را نیز نداشته‌اند.»

    به گفته آقای نجفی، محاسبات اولیه نشان می‌دهد که بورسیه شدن حدود ۱۶۰۰ نفر از این بورسیه‌شدگان براساس آیین‌نامه‌های زمان بورسیه شدن این افراد «ایراداتی» دارد.

    مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، دوشنبه ۳ شهریور، گفته بود که «بورسیه‌شدگان غیرقانونی» در دولت قبل باید هزینه تحصیل خود را پرداخت کنند.

    به گفته سرپرست وزارت علوم، یک کمیته ۵ نفره، پرونده بورسیه‌شدگان در دولت قبل را بررسی می‌کند.

    پذیرش‌های «غیرقانونی» در دانشگاه آزاد

    همزمان با سخنان آقای نجفی، حمید میرزاده رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، نیز روز شنبه ۵ مهر گفت که «تعداد زیادی» از دانشجویان درحال تحصیل در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا «دارای سوابق شرکت در آزمون نیستند.»

    به گفته آقای میرزاده عدم شرکت این افراد در کنکورهای دانشگاه آزاد زمانی فاش شده که برخی از واحدهای دانشگاه اعلام کرده‌اند که برای پذیرفته شدن این افراد نیاز به سابقه تحصیلی دارند اما هیچ سابقه شرکت در کنکور در احراز هویت این افراد دیده نشده‌است.

    به گزارش خبرگزاری ایرنا آقای میرزاده گفت که هم اکنون پرونده این افراد در حال بررسی است.

    پیش از انتخاب حمید میرزاده به ریاست دانشگاه آزاد، فرهاد دانشجو از اسفند ۱۳۹۰ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲، رئیس این دانشگاه بود.

    وی برادر کامران دانشجو، وزیر علوم در دولت محمود احمدی‌نژاد است که براساس گزارش‌ها «بورسیه‌های غیرقانونی» در زمان وزارت وی انجام شده‌است.

    No responses yet

    Aug 31 2014

    حذف ١١‌هزار و ٥٠٠ ظرفیت پذيرش زنان در دانشگاه‌ها در دو‌سال اخیر

    نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

    توانا: اواخر دولت دهم بود که بررسی دفترچه‌های کنکور نشان داد ظرفیت تعداد زیادی از رشته‌های ٣٦ دانشگاه برای زنان صفر است. آن زمان این تصمیم وزارت علوم در‌سال ٩٠، واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت و در برابرش «کامران دانشجو»، وزیر علوم دولت دهم گفت که این اتفاق نیفتاده و رسانه‌ها اشتباه می‌کنند. واقعیت اما چیز دیگری بود. آن‌سال ظرفیت قبولی ٧٧ رشته برای زنان صفر شد؛ رشته‌هایی که عناوینی در آنها دیده می‌شد که کمتر کسی فکرش را می‌کرد خواندن آنها برای زنان نامناسب باشد، رشته‌هایی مانند مددکاری، مشاوره و… ‌سال بعد اما و با روی کار آمدن «حسن روحانی» در دولت یازدهم و با توجه به قولهایی که در برنامه‌های انتخاباتی‌اش درباره لغو سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه‌ها داده بود، به نظر می‌رسید سهمیه‌بندی‌های جنسیتی در دانشگاه‌ها کمرنگ شود. حالا اما و با آمدن دوباره فصل کنکور و توزیع دفترچه‌ها، گفته می‌شود در تعدادی دانشگاه این سهمیه‌بندی‌ها رفع شده اما در ٢٩ دانشگاه دیگر، سهمیه‌بندی جنسیتی هنوز پابر جاست.

    به گزارش شهروند، «پرستو اللهیاری»، پژوهشگر اجتماعی در نشست «زنان و عدالت آموزشی» که با همکاری موسسه «رخداد تازه» در محل این موسسه و به منظور بررسی وضع سهمیه‌بندی‌های جنسیتی رشته‌های دانشگاه برگزار شد گفت:
    تبعیض جنسیتی برای آموزش زنان در دانشگاه‌ها به چهار دسته تقسیم می‌شود: «سهمیه‌بندی، حذف رشته‌های دانشگاهی، حذف رشته‌های دانشگاهی، بومی گزینی و اقلیت‌ها. در قسمت اول، سهمیه‌بندی جنسیتی برای رشته‌های دانشگاه، تاریخچه طولانی دارد. مثلا در‌سال ٦٧ بود که شورای نظارت بر وزارت علوم، سهمیه دختران از ٢٠‌درصد در علوم آزمایشگاهی و پرستاری به ١٠٠‌درصد در پرستاری و مامایی تغییر کرد؛ موضوعی که البته به نوعی تبعیض مثبت بود. بعد از آن و در‌سال ٧٢ مجلس قانونی را تصویب کرد که براساس آن، برای تحصیل زنان در رشته دستیاری پزشکی، سهمیه ٢٥‌درصدی تعیین شد اما همین قانون در‌سال ٩٢ و توسط مجلس لغو شد.»
    او ادامه داد: «در‌سال ٨٢ بود که سهمیه‌بندی جنسیتی گسترده‌ای در رشته‌های دانشگاهی شروع شد. آن زمان رئیس وقت سازمان سنجش، سهمیه ٥٠‌درصدی زنان را در رشته‌های کشاورزی مطرح کرد. بعد از آن و در‌سال ٨٣، سهمیه بندی در دفترچه‌های کنکور اعمال شد و با اعتراض جامعه مدنی و نمایندگان مجلس ششم، این طرح به صورت موقت مسکوت ماند. یک‌سال بعد و در اسفند‌سال ٨٤، طرح بررسی تعداد دختران در دانشگاه‌ها باز در دستور کار مجلس قرار گرفت و در‌سال ٨٥، طرح سهمیه‌بندی در ٣٠ دانشگاه اعمال شد. سازمان سنجش در‌سال ٨٥، ٢٦ رشته و‌سال ٨٦، ٣٩ رشته با ضریب ٣٠ تا ٤٠‌درصد مرد و ٣٠ تا ٤٠‌درصد زن و بقیه ظرفیت رقابتی را در کنکور آن دو‌سال اعمال کرد. بعد از آن و در‌سال ٨٨، سهمیه‌بندی ٣٠‌درصد زن، ٣٠‌درصد مرد و بقیه رقابت در ٥٨ رشته اعمال شد. بعد از آن و در‌سال ٨٩، علاوه بر سهمیه‌بندی‌های قبل، بومی گزینی گسترده هم اعمال شد.» این پژوهشگر در ادامه‌سال ٩١ را سالی دانست که بیشترین سهمیه‌بندی جنسیتی در آن اتفاق افتاد: «در این سال در ٣٦ دانشگاه، سهم زنان را از رشته‌های ورودی حذف کردند، به‌طوری که در این رشته‌ها ٥‌هزار و ١٧٨ مرد پذیرفته شدند، درحالی‌که در این رشته‌ها هیچ زنی پذیرفته نشد. » به گفته او در همه این سال‌ها در مجموع ٤‌هزار و ٢٧٨ پذیرش برای رشته‌های مهندسی، ٢٧٠ ظرفیت در مجموعه رشته‌های کاردانی مانند کشاورزی و علوم صنايع دستي، ٢٣٩ ظرفیت در مدیریت، ١٧٥ ظرفیت در علوم پایه و ٢١٦ ظرفیت در سایر رشته‌ها مانند حقوق، مشاوره، مربی گری، مددکاری و… برای مردان وجود داشته و ظرفیت زنان برای پذیرش در این رشته‌ها صفر بوده است:«در رشته‌های مهندسی، ظرفیت رشته‌هایی مانند مهندسی معدن در دو گرایش، معماری، مکانیک، منابع طبیعی، مواد، نفت، شیمی، ایمنی، برق و…، در رشته‌های کاردانی، رشته‌های تکنولوژی آبیاری، برق در دو گرایش، تکنولوژی تولیدات دامی، دامپزشکی و… برای زنان محدود شدند.»

    این پژوهشگر گفت: «در‌سال ٩١، دو‌هزار و ٣١٩ ظرفیت برای ظرفیت، در‌سال ٩٢ سه‌هزار و ٩٦٢ و در‌سال ٩٣، دو‌هزار و ٣١٩ ظرفیت برای تحصیل زنان در دانشگاه‌ها حذف شده است.» او در ادامه گفت: «نکته دیگری که دراین‌باره وجود دارد این است که در این سال‌ها در تمام زیرشاخه‌های مدیریت و بیش از ١٠٤ ظرفیت در رشته حسابداری حذف شدند. از طرف دیگر ظرفیت‌های حذف شده در رشته‌های روزانه چند برابر سهمیه شبانه و غیردولتی است و در این سهمیه‌بندی‌ها تفکیک مکانی هم برای زنان و مردان در نظر گرفته شده است.» اللهیاری ادامه داد: «در‌سال ۹۲ و ۹۳ علاوه بر این موضوعات، زمان شروع ترم زنان و مردان هم تغییر کرده‌اند؛ مثلا زنان ورودی مهر و مرداد بهمن ماه شدند که نشان می‌دهد تفکیک زمانی بر رشته‌ها اعمال شده. همچنین در‌سال ۹۳ ،۲۰ تا ۵۰‌درصد سهمیه‌بندی‌ها بر رشته‌های مختلف اعمال شده است. بررسی دانشگاه‌هایی که این سهمیه‌بندی را اعمال کرده‌اند نشان می‌دهد که دانشگاه محقق اردبیلی بیشترین حذف را داشته است.

    او درباره دلایل اعتراض نکردن داوطلبان به این سهمیه‌بندی‌ها گفت: «داوطلبان کنکور تا قبل امتحان تمام دغدغه‌شان شرکت در آزمون است و پس از موفق نشدن هم تصور می‌کنند که مشکل از کم‌توانی خودشان بوده یا مرکزی که برای آنان تعیین رشته کرده جای مناسبی نبوده. در حقیقت آنها خبری از این موضوع ندارند و دلیل آن را جست‌وجو نمی‌کنند.»

    این فعال حقوق زنان درباره نتایج این سهمیه‌بندی‌ها براي زنان گفت: «ازجمله عواقب آن مهاجرت دختران و همین‌طور حضور بیشتر آنان در دانشگاه‌های غیردولتی است. این تبعیض در شهرستان‌های کوچک‌تر می‌تواند به ترک تحصیل دختران و تغییر مسیر زندگی آنان منجر شود.»

    سخنران بعدی این نشست «زهرا مینویی»، وکیل پایه‌یک دادگستری و وکیل پرونده شاکیان به دیوان عدالت اداری درباره سیر شکایت پرونده به دیوان سخن گفت. او با این مقدمه که ابتدایی‌ترین حق، حق آموزش است و دولت موظف به فراهم کردن امکانات برابر برای دختران و پسران است، به بعضی از قوانین بین‌المللی و داخلی که بر تعمیم آموزش عالی برای همه به‌صورت رایگان و تساوی همگان به دسترسی به آموزش تأکید دارند، اشاره کرد: «تساوی پذیرش به‌صورت مساوی به معنی ۵۰- ۵۰ نیست بلکه اصل بر رقابت است. قوانین درباره زنان نابرابر است و ما زمانی که وارد دانشگاه می‌شویم با این چالش مواجهیم و متوجه نابرابری‌ها می‌شویم.» این وکیل دادگستری ادامه داد: «در ماده ۱۰ دیوان آمده که ابطال مصوبات قانونی به عهده دیوان عدالت اداری است درنتیجه مرجع رسیدگی به دادخواست فوق، این دیوان است و من چون وکیل افرادی بودم که ذینفع نبودند قبل از مراجعه به دیوان عدالت اداری نگران ثبت این دادخواست بودم که خوشبختانه انجام شد و مشکلی پیش نیامد. دادخواست را در ۳۸ نسخه به دیوان تحویل دادیم که مربوط به سازمان سنجش وزارت علوم و ۳۶ دانشگاه است. پرونده به شعبه ۱ دیوان که قاضی منتظری مسئول آن است ارجاع شد و دادخواست‌ها برای دانشگاه‌ها ارسال شده است. دانشگاه‌ها یک ماه از زمان دریافت دادخواست فرصت دارند که به آن پاسخ دهند و رسیدگی در دیوان هم غیرحضوری است. براساس آخرین بررسی که داشتم، ۵ دانشگاه هنوز به دادخواست پاسخی نداده‌اند. تنها دانشگاهی که با ما تماس گرفت دانشگاه علامه بود که بخش حقوقی آن خواستار جلسه و مذاکره بود. » این وکیل در ادامه سخنان خود دراین‌باره گفت: «آن‌ها عنوان کردند که به‌شرط پس گرفتن شکایت با رئیس دانشگاه هم می‌توانیم دیدار داشته باشیم که درنهایت با انجام نشدن آن و به توافق نرسیدن درباره جلسه که ما دوست داشتیم در فضای عمومی برگزار شود و آنها نمی‌پذیرفتند، توافقی حاصل نشد. پرونده آماده برای صدور رأی است و موکلان من اگر ذینفع بودند من می‌توانستم فشار بیشتری به دیوان بیاورم. درهرحال من‌ بعد از پاسخ همه دانشگاه‌ها خواستار صدور رأی می‌شوم. » در پایان جلسه شرکت‌کنندگان در این نشست به طرح سوال‌هایشان درباره روند این پرونده پرداختند و پیشنهادهایی برای ادامه کار مطرح شد. مینویی در پاسخ به این سوال که اگر رأی به نفع شاکیان صادر شود این حکم شامل حال افراد قبل هم می‌شود، گفت: «در صورت صدور رأی به نفع ما، این حکم از زمان صدور و ابلاغ قابل‌اجراست و عطف به ماسبق نمی‌شود. بنابراین شامل حال افرادی که در گذشته آسیب دیده‌اند نیست مگر این‌که مورد خاص باشد.»

    No responses yet

    Aug 26 2014

    خط و نشان دولت برای مجلس: بورسیه‌‌های غیرقانونی را پیگیری می‌کنیم

    نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

    خودنویس: معاون اول دکتر حسن روحانی در جلسه تودیع رضا فرجی دانا و معارفه محمدعلی نجفی گفت اگر ۱۰ وزیر علوم در دولت تدبیرو امید تغییر کند، باز هم موضوع بورسیه‌های غیرقانونی در این دولت پی‌گیری خواهد شد.

    اسحاق جهانگیری با تاکید بر اینکه در دانشگاه‌ها هیچ‌گاه سخنی از رانت و فساد مطرح نبوده گفت: « چرا باید بورسیه‌ای که از ابتدا معلوم است در داخل تحصیل کند؟ کسانی که حداقل‌ها را نیز ندارند جانمایی شده و عضو هیات علمی شوند و دولت هزینه تحصیل آنها را پرداخت کند.»

    به گزارش ایرنا، جهانگیری با اشاره به عدم افشای نام نمایندگانی که خانواده‌های‌شان از بورسیه غیرقانونی استفاده کرده‌اند توسط رضا فرجی دانا در جلسه استیضاح مجلس، اظهار داشت: « نجابت فرجی دانا و همکارانش باعث شد تا بسیاری از مسایل را در جلسه استیضاح نگوید ولی حتما این دولت موضوع بورسیه‌های غیرقانونی را پیگیری می‌کند حتی اگر ۱۰ وزیر علوم تغییر کند.»

    جهانگیری در خصوص علت حضور نیافتن حسن روحانی در جلسه استیضاح فرجی دانا در مجلس گفت: «رییس جمهوری تمام تلاش خود را حتی چند برابر بیش از حد معمول انجام داد تا استیضاح فرجی دانا در فضا و التهابی که بر سر یک کلمه ایشان درست کرده بودند مطرح نشود.»

    همچنین فرجی دانا در مراسم تودیع خود از دانشگاهیان و دولتمردان خواست تا نشاط را به جامعه القاء کنند و افزود: «نگذارید سناریوی ناامیدکردن مردم از نتیجه انتخابات به نتیجه برسد و لباس ناامیدی نپوشید.»

    در این مراسم به خبرگزاری‌های وابسته به اصولگرایان و سپاه اجازه ورود داده نشد.

    باشگاه خبرنگاران، خبرگزاری مهر و خبرگزاری فارس در خبرهای جداگانه در سایت‌های خود، اعلام کردند که حراست وزارت علوم از ورودشان به مراسم معارفه سرپرست وزارت علوم جلوگیری کرده است.

    این خبرگزاری‌ها مدعی شده‌اند که دولت نسبت به ورود خبرنگاران به این مراسم گزینشی عمل کرده است.

    No responses yet

    « Prev - Next »

    • Recent Posts

      • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
      • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
      • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
      • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
      • دنیای خیالی آخون‌ها!!
    • Recent Comments

      No comments to show.

    Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .