اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'دانشگاه'

Dec 26 2013

دفترتحکیم وحدت در هفت پرده

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,دانشجویی,سیاسی

دویچه‌وله: اگر نگوییم مهمترین، قطعا یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین تشکل‌های دانشجویی بعد از انقلاب، دفتر تحکیم وحدت است. مهدی عربشاهی دبیر سابق این تشکیلات، جریان شکل‌گیری این نهاد و تغییرات آن را بررسی کرده است.

تحلیل جنبش دانشجویی ایران در سال‌های بعد از انقلاب، بدون توجه به نقش دفتر تحکیم وحدت امکان‌پذیر نیست. در این سال‌ها اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور یا همان دفتر تحکیم وحدت تقریبا مهم‌ترین سازمان دانشجویی در سطح ملی بوده که فراز و نشیب‌های خاص خود را داشته است. در برخی سالها، متحد تمام عیار حکومت برآمده از انقلاب سال ۵۷ بوده، زمانی همراه یک جناح از حاکمیت یعنی اصلاح‌طلبان شده و روزگاری منتقد تمامی قدرت.

فرا رسیدن شصتمین سالگرد شانزدهم آذر یا روز دانشجو بهانه‌ای است برای بررسی دقیق تر عملکرد تحکیم وحدت و تحولات درونی آن که می‌تواند تصویری بهتر از جنبش دانشجویی در سال‌های بعد از انقلاب بدهد.

پیشینه تاسیس انجمن‌های اسلامی به سال‌های دهه بیست برمی‌گردد. زمانی که دانشجویان مذهبی در اقلیت بودند و برای پیگیری اهدافی چون اصلاح اندیشه دینی، پالایش دین از خرافات و مقابله با نفوذ حزب توده در دانشگاه، اقدام به راه‌اندازی انجمن اسلامی کردند. این دانشجویان ارتباط خوبی با اساتیدی چون مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و روحانی نواندیشی چون آیت الله طالقانی داشتند و مسجد هدایت نیز یکی از پایگاه‌های آنها بود. انجمن اسلامی در آن دوره نقش سیاسی چندانی نداشت و حضور دانشجویان مذهبی در سیاست، بیشتر در اتحاد با دانشجویان نزدیک به جبهه ملی و حمایت از دکتر مصدق نمود داشت. انجمن‌های اسلامی پیش از انقلاب تحولاتی را پشت سر گذاشتند که موضوع این یادداشت نیست. در اینجا در هفت پرده به بررسی نقش اتحادیه انجمن‌های اسلامی یا دفترتحکیم وحدت در سال‌های بعد از انقلاب می‌پردازیم.

پرده اول (سالهای ۱۳۵۸ تا ۶۱): مریدان آیت‌الله

با پیروزی انقلاب، دانشگاه‌های کشور به محلی برای فعالیت سیاسی گروه‌های مختلف تبدیل شده بود. در خلا قدرت ایجاد شده پس از انقلاب، جنگ قدرت میان هواداران آیت الله خمینی موسوم به خط امام و گروه‌های دیگر مانند مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی، ملی‌گرایان و لیبرال‌ها برقرار بود و دامنه این جدال به دانشگاه هم کشیده شده بود. انجمن‌های اسلامی در این زمان پایگاه دانشجویی هواداران آیت الله خمینی بودند. دانشجویانی که در شهریور ۵۸ در دیدار با آیت‌الله خمینی از زبان وی شنیدند “بروید تحکیم وحدت کنید” و نام اتحادیه خود را دفترتحکیم وحدت گذاشتند.
مهدی عربشاهی

مهدی عربشاهی

با این حال تحکیم از همان روزهای نخست، شکلی از تکثر درونی را تجربه کرد و هیچگاه وحدت مطلوب آیت‌الله را به چشم ندید. نخستین اختلاف بر سر اشغال سفارت آمریکا رخ داد که کسانی چون ابراهیم اصغرزاده و محسن میردامادی در شورای مرکزی از آن دفاع می‌کردند و در سوی دیگر محمود احمدی‌نژاد اولویت را به اشغال سفارت شوروی می‌داد. اینگونه شد که در نهایت بخشی از این دانشجویان نه با عنوان تحکیم که با اسم دانشجویان خط امام به سفارت حمله کردند و دیپلمات‌ها را به گروگان گرفتند و جناح دیگر، کارگزاران انقلاب فرهنگی شدند تا دانشگاه را از دانشجویان و اساتید دگراندیش و مخالف، پاکسازی کنند. دفترتحکیم وحدت در این سالها در جدال قدرت، شاخه دانشجویی روحانیونی بود که به دنبال قدرت انحصاری بودند و سرانجام از این منازعه سخت، پیروز بیرون آمدند.

پرده دوم (سالهای ۱۳۶۱ تا ۶۸) : تحکیم حکومت در دانشگاه

بازگشایی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۶۱ در شرایطی صورت گرفت که دیگر از شور و هیجان روزهای اول انقلاب خبری نبود. گروه‌های مخالف سرکوب شده بودند و اعضای آنها یا اعدام شده یا زندانی بودند و یا کشور را ترک کرده بودند. تنها صدایی که در دانشگاه شنیده می‌شد صدای بلند حاکمیت مستقر بود. تحکیم وحدت شکل سازمانی شبه دولتی را پیدا کرده بود که ماموریت داشت سیاست‌های حکومت را در دانشگاه پیگیری کند. اعضای آن در دانشگاه به دختران دانشجو در مورد مساله حجاب تذکر می‌دادند و روحانیون را برای سخنرانی دعوت می‌کردند. حتی سازمان‌های دولتی برای استخدام افراد از انجمن‌ها در مورد پیشینه فرد استعلام می‌کردند و تایید انجمن اسلامی برای عبور از مرحله گزینش ضروری بود.

جنگ ایران و عراق مهم‌ترین مساله کشور شده بود و انجمن‌های اسلامی، ستادهای اعزام دانشجویان به جبهه‌های جنگ را تشکیل داده بودند. از سوی دیگر تحکیمی‌ها در میان دو جناح حاکمیت به جناح چپ نزدیکتر شده بودند و در انتخابات مجلس دوم و سوم با آنها لیست مشترک دادند. برخی از فاتحان سفارت آمریکا تا سطح استاندار و معاون وزیر بالا رفته بودند و حتی از میان نسل اولی‌ها کسانی چون اصغرزاده به نمایندگی مجلس رسیدند. این پرده را می‌توان ماه عسل قدرت و تحکیمی‌ها دانست؛ ماه عسلی که با درگذشت آیت الله خمینی پایان یافت.

پرده سوم (سالهای ۱۳۶۸ تا ۷۳) : رکود در فراق آیت‌الله

درگذشت آیت‌الله خمینی و جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای نه تنها جناح چپ حکومت را به محاق برد؛ بلکه به عصر یکه‌تازی دفترتحکیم وحدت در فضای دانشگاه نیز پایان داد. جناح راست حکومت مدتها بود که از نداشتن جریانی همسو با خود در دانشگاه ناخرسند بود و حتی تلاش کرده بود تا گروه‌هایی نزدیک به خود ایجاد کند. به طور مثال مهندس حشمت‌الله طبرزدی با انشعابی از دل تحکیم، انجمن‌های اسلامی دانشجویی را تشکیل داده بود. اما آنها نیز به سرعت تغییر رفتار دادند و نه تنها منتقد جناح راست که به مرور مخالف حکومت شدند. جامعه اسلامی هم که با همین هدف تاسیس شده بود هیچ گاه نتوانسته بود گستردگی و اهمیت تحکیم وحدت را پیدا کند و به همین دلیل تنها راه برای جناح راست، کاستن از قدرت رقیب بود.

راستی‌ها همزمان با رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، رقیب درون حکومتی خود را از جایگاه‌های مهمی چون قوه قضاییه و دولت دور کردند و حتی با رد صلاحیت گسترده چپی‌ها راه را بر حضور آنان در مجلس چهارم نیز بستند. در همین سالها بود که دفترتحکیم وحدت هم به رکودی چندساله فرو رفت. ساختمان این سازمان دانشجویی توقیف شد و برای اولین بار در سال ۱۳۷۰ برخی از اعضای انجمن‌های اسلامی از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

مجموعه این عوامل باعث شد که دانشجویان عضو این تشکل، دست از اندیشه دفاع مطلق از حکومت بکشند. انتقادات پررنگ از دولت هاشمی و به ویژه سیاست‌های اقتصادی وی در دستور کار قرار گرفت و حتی انتقادات کمرنگی از رهبری انجام شد. تحکیمی‌ها که دیگر به شکل سابق از رانت حکومتی برخوردار نبودند، دچار سردرگمی شده بودند. شاید آنها در دوران رکود خود فرصتی یافتند تا گذشته را با دقت بیشتری مرور کنند و راهی برای آینده بسازند.

پرده چهارم (سالهای ۱۳۷۳ تا ۷۵) : فصل پوست اندازی

از سال ۷۳ به بعد ورود نسل جدید به دانشگاه‌ها و انجمن‌های اسلامی باعث شد تا گرایش‌های مدرن‌تر درون این تشکل رشد کنند. آموزه‌های عبدالکریم سروش نوعی چرخش از اسلام فقاهتی به اندیشه روشنفکری دینی را گسترش داد. دانشجویان تحکیمی دیگر اقبال چندانی به آرای مطهری نداشتند و حتی درباره باور خود به شریعتی و قرائت انقلابی او از اسلام هم دچار تردید شده بودند. نه تنها نسل‌های جدید دچار دگردیسی شدند، حتی موسسان دفتر تحکیم وحدت نیز تغییر کردند و دیگر مانند روزهای اول انقلاب نبودند. تحکیمی‌ها که دیگر پشتوانه قدرت را نداشتند تلاش کردند تا با تکیه بر هویت دانشجویی خود از آرای دموکراتیک دانشجویان مشروعیت بگیرند. برخی دانشگاه‌ها مانند صنعتی امیرکبیر در این زمینه پیشتاز بودند و برای نخستین بار درهای انتخابات شورای مرکزی خود را به روی همه دانشجویان دانشگاه باز کردند. اقبال دانشجویان نفس گرمی بود که معجزه کرد تا پیکر نیمه جان تحکیم وحدت دوباره زنده شود.

پرده پنجم (سالهای ۱۳۷۵ تا ۸۰) : حامیان پرشور خاتمی

سال ۷۵ سال اوج گیری دوباره اتحادیه انجمن‌های اسلامی بود. جناح چپ یا همان خط امامی‌ها عزم خود را جزم کرده بودند تا بعد از چند سال کناره گیری در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم شرکت کنند. البته آنها امید چندانی به پیروزی نداشتند و تنها می‌خواستند به شکل اقلیتی قدرتمند دوباره خود را سازماندهی کنند. تحکیمی‌ها در این مسیر پیشگام شدند و ابتدا از مهندس میرحسین موسوی برای کاندیداتوری دعوت کردند. با امتناع مهندس موسوی، شورای مرکزی وقت اتحادیه سراغ سید محمد خاتمی رفت که آن روزها در گوشه کتابخانه ملی مهجور افتاده بود. رایزنی‌ها برای حضور خاتمی آغاز شد و او سرانجام در جمع تحکیمی‌ها اعلام کاندیداتوری کرد. نخستین برنامه انتخاباتی خاتمی در دانشگاه صنعتی شریف و به میزبانی انجمن این دانشگاه با استقبال پرشور دانشجویان روبرو شد و تحکیم نقش ستاد دانشجویی خاتمی را بر عهده گرفت. موج آفرینی دانشجویان در فرصتی کوتاه فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد تا خاتمی پیروز دوم خرداد باشد.

تحکیمی‌ها که با این پیروزی اعتبار اجتماعی بالایی کسب کرده بودند، تبدیل به نیروی خط‌شکن اصلاحات شدند. استراتژی فشار از پایین و چانه زنی از بالای چپی‌ها که حالا اصلاح طلب نام گرفته بودند نیاز به نیرویی در بدنه اجتماع داشت. دانشجویان همان نیرو بودند و با برنامه‌های پرشور خود در دانشگاه، خط قرمزهای حاکمیت را به عقب می‌راندند تا اصلاح طلبان، مواضع قدرت را سنگر به سنگر فتح کنند. اقتدارگرایان در اندیشه طرحی بودند تا موتور محرک اصلاحات را خاموش کنند و فاجعه حمله به کوی دانشگاه در این شرایط رخ داد. اعتراضات چند روزه دانشجویان با سرکوب شدید حکومت روبرو شد و عدم همراهی خاتمی با معترضان، سبب دلخوری دانشجویان شد.

از سوی دیگر تحکیم وحدت به شکل یک حزب سیاسی در آمده بود و حتی برای انتخابات شوراها و مجلس، کاندیدای اختصاصی معرفی می‌کرد. این مساله موجب شد تا منازعات سهم خواهانه در درون تحکیم بالا بگیرد. در دسته بندی درونی تحکیم وحدت نیز طیف مدرن روزبه روز قدرت بیشتری می‌گرفت و سنتی‌ها از تحولات دانشگاه جا مانده بودند. نیروهای امنیتی و بیت رهبری هم که قدرت زیاد تحکیم را به ضرر خود می‌دیدند بر آتش اختلافات داخلی دمیدند و تلاش کردند با فرستادن نیروهای نفوذی به درون تحکیم و فشارهای امنیتی آن را مهار کنند. اختلافات سیاسی واقعی نیز در درون مجموعه وجود داشت و گروهی خواهان عبور از خاتمی و نقد همه جانبه قدرت بودند و عده‌ای دیگر می‌خواستند پشت سر خاتمی و کنار اصلاح طلبان بمانند. سرانجام انشعابی در اتحادیه صورت گرفت و در سال ۱۳۸۰ یک گروه در دانشگاه شیراز و گروه دیگر در دانشگاه علامه طباطبایی انتخابات شورای مرکزی برگزار کردند. منتخبان اولی به طیف شیراز و منتخبان دومی به طیف علامه دفترتحکیم وحدت معروف شدند.

پرده ششم (سالهای ۱۳۸۰ تا ۸۴) : عبور از خاتمی تا تحریم

اگرچه بررسی‌های وزارت علوم نشان می‌داد که بیش از ۹۰ درصد انجمن‌های اسلامی، طیف علامه را به عنوان دفترتحکیم وحدت قبول دارند؛ اما وزارت علوم زیر فشار دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها هر دو طیف را به رسمیت شناخت. طیف شیراز در سال‌های بعد تا آنجا پیش رفت که در زمره حامیان احمدی نژاد قرار گرفت و حتی در پی وقایع جنبش سبز خواهان اعدام موسوی و کروبی شد. طیف علامه اما از این به بعد تبدیل به سازمان اصلی دانشجویان منتقد شد و در این دوره تلاش کرد تا به نقد همه جانبه قدرت از جمله اصلاح طلبان دست بزند. نسل جدید تحکیمی‌ها خواهان گذار به دموکراسی بودند و برای اولین بار از مفاهیمی چون حقوق بشر دفاع می‌کردند.
DW.DE
۱۸ تیر ۷۸ و میراث دوگانه آن برای جنبش دانشجویی

سلسله وقایعی که از ۱۸ تیر ۷۸ آغاز شد و در ۲۲ تیرماه پایان گرفت، بی‌شک یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای جنبش دانشجویی معاصر ایران بوده است.
انقلاب فرهنگی دوم؛ پروژه‌ای شکست‌خورده با سرنوشتی نامعلوم
«انقلاب فرهنگی» بزرگترین یورش در سیاسی‌ترین دوره جنبش دانشجویی

ایده دوری از قدرت و دیده‌بانی جامعه مدنی با استقبال انجمن‌های اسلامی روبرو شده بود و کار به جایی رسید که سرانجام دفترتحکیم وحدت از جبهه دوم خرداد خارج شد. تحکیمی‌ها خواهان ایستادگی خاتمی بر حقوق بنیادی مردم بودند و از عقب نشینی‌های پی در پی اصلاح طلبان گله داشتند. تحکیم این بار تلاش می‌کرد برخلاف دوره قبلی یک جریان آرمان‌خواه دانشجویی باقی بماند و تبدیل به حزب سیاسی و پلکان صعود به مناصب قدرت نشود. با این حال آنها این بار ردای اپوزیسیون بر تن کردند و کار به آنجا رسید که چند چهره برجسته شورای مرکزی وقت اتحادیه، فراخوان رفراندوم برای تغییر حکومت را امضا کردند. تحکیمی‌ها با هدف مشروعیت زدایی از حکومت، انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را تحریم کردند تا سردترین دوران را در روابط خود با اصلاح طلبان تجربه کنند.

پرده هفتم (سالهای ۱۳۸۴ تا ۸۸) : مطالبه محوران جامعه مدنی

کاهش اقبال مردمی به اصلاح طلبان، عدم اجماع بر یک کاندیدا و تحریم انتخابات از سوی جریان‌هایی چون تحکیم دست به دست هم داد تا در یک رای‌شماری مشکوک، احمدی نژاد راهی دور دوم انتخابات شود و با شکست هاشمی رفسنجانی ریاست دولت را بر عهده گیرد. آغاز صدارت احمدی نژاد به معنی قطع تمامی پشتوانه‌های قانونی دفترتحکیم وحدت بود. اقتدارگرایان فرصت را برای پیگیری برنامه سرکوب جنبش دانشجویی مهیا می‌دیدند و فشار بی‌سابقه‌ای را بر فعالان دانشجویی و انجمن‌های اسلامی وارد کردند. آنها به بهانه‌های مختلف اجازه برگزاری انتخابات شورای مرکزی را به انجمن‌ها نمی‌دادند تا بتوانند با انحلال این تشکل‌ها به دانشجویان وابسته به خود مجوز تاسیس انجمن بدهند. بسیاری از انجمن‌ها بی‌توجه به این روند، بدون هماهنگی با دانشگاه انتخابات برگزار می‌کردند تا انجمن‌های منتخب دانشجویان در برابر انجمن‌های جعلی و حکومت‌ساخته قرار بگیرند.

در این شرایط دشوار، تحکیمی‌ها و سایر دانشجویان منتقد پرچم مخالفت با احمدی نژاد را برافراشتند و در این راه هزینه‌های سنگینی دادند. اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر و سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، ماجرای نشریات جعلی و بازداشت گسترده دانشجویان را در پی داشت. اعضای دفترتحکیم وحدت در شهرستان‌ها و شورای مرکزی اتحادیه هم در این سالها در موارد متعددی بازداشت یا محروم از تحصیل شدند.

در میانه این جدال سنگین برای بقا، تحکیمی‌ها تلاش کردند تا تجربیات سال‌های گذشته را جمع بندی کنند. آنها نه عملکرد در قامت یک حزب سیاسی و ورود به قدرت را پسندیدند و نه پوشیدن ردای اپوزیسیون را مناسب حال یک جریان دانشجویی دیدند. تحکیم وحدت در این سالها تلاش کرد تا بخشی از جامعه مدنی باشد و ارتباط نزدیکتری با سایر جنبش‌های اجتماعی همچون جنبش زنان، جنبش صنفی کارگران و معلمان و جنبش‌های قومی برقرار کند. کمیسیون زنان دفترتحکیم وحدت تاسیس شد و بهاره هدایت بعد از سالها، ترکیب مردانه شورای مرکزی تحکیم را بر هم زد و به عضویت مرکزیت این سازمان دانشجویی انتخاب شد.

تحکیمی‌ها در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم موضع متفاوتی از دوره‌های قبلی گرفتند. آنها نه به دنبال دعوت از چهره‌های سیاسی برای کاندیداتوری رفتند و نه انتخابات را تحریم کردند. رویکرد جدید دانشجویان رویکرد مطالبه محور بود و از کاندیداهای اصلاح طلب، برنامه خواستند و تلاش کردند تا فضای گفتمانی آنها را به مطالبات خود نزدیک کنند. تحکیمی‌ها در نهایت برنامه‌های کروبی را به مطالبات خود نزدیکتر یافتند و از او حمایت کردند.

اما انتخابات سال ۸۸ و وقایع بعد از آن، مختصات صحنه سیاسی ایران را جابجا کرد. شکل گیری جنبش سبز در اعتراض به نتایج انتخابات سبب شد تا تحکیم هم در روزهای پرهیاهوی این جنبش به آن بپیوندد و دانشگاه‌ها محل اعتراضات پرشور دانشجویان شد. با این حال بازداشت عده زیادی از فعالان دانشجویی و سرکوب شدید از سوی حکومت، اجازه برگزاری انتخابات شورای مرکزی در موعد مقرر را نداد و تحکیم هم مانند بسیاری از سازمان‌های سیاسی و اجتماعی دیگر وارد یک دوره رکود ناخواسته شد. رکودی که به نظر می‌رسد با تغییر نسبی فضای سیاسی کشور پس از روی کار آمدن دولت روحانی رو به پایان است.

No responses yet

Sep 17 2013

توفیقی: دانشجوی محروم از تحصیل نخواهیم داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: سرپرست وزارت علوم، تحقيات و فناوری تاکيد کرد که «تمام تقاضاها» از طرف اساتيد و دانشجويان اخراجی يا محروم از تحصيل در سال‌های اخير را «شخصا» بررسی کرده و «نهايت تلاش» خود را می‌کند تا هیچ دانشجويی از تحصيل محروم نشود.

سرپرست جديد دانشگاه علامه طباطبايی هم گفته است که تعدادی از اساتيد بازنشسته این دانشگاه «که هيچ مشکلی در هيچ زمينه‌ای نداشتند» به سر کار خود بازگشته‌اند.

جعفر توفيقی، سرپرست وزارت علوم، تحقيقات و فناوری، در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد که روز سه‌شنبه، ۲۶ شهريور، منتشر شد گفته است در آزمون کارشناسی ارشد و دکترای سال جديد تحصيلی «تمهيداتی اتخاذ شد که مورد محروم از تحصيل نداشته باشيم».

آقای توفيقی در عين حال تلويحا تاييد کرده است که در آزمون کارشناسی امسال، مواردی از «ستاره‌دار شدن» متقاضيان وجود داشته، اما قول داده است به محض اين که گزارش‌ها را دريافت کند، نهايت تلاشش را خواهد کرد که «مورد محروم از تحصيل» وجود نداشته باشد.

جعفر توفيقی که در سال‌های پايانی دولت محمد خاتمی، وزير علوم بود، پس از آن که جعفر ميلی‌منفرد نتوانست رای اعتماد مجلس نهم برای مسئوليت اين وزارتخانه در دولت حسن روحانی را به دست بياورد، به سرپرستی وزارت علوم منصوب شد.

او قول داده است که مشکل محروم از تحصيلی دانشجويان ستاره‌دار و اساتيدی که در دولت محمود احمدی‌نژاد از دانشگاه اخراج يا به اجبار بازنشسته شده‌اند را حل کند.

خبرگزاری مهر هم از زنجان گزارش داده است که آقای توفيقی روز دوشنبه، ۲۵ شهريور، در اين شهر از تشکيل کميته ويژه در خصوص دانشجويان ستاره‌دار و محروم از تحصيل خبر داده و گفته است که طبق بررسی‌ها تاکنون تعدادی از دانشجويان با شرايط عنوان شده مجوز ادامه تحصيل گرفته‌اند.

سرپرست وزارت علوم افزوده است که تقاضاهای زيادی در خصوص دانشجويانی که به دلايلی محروم از تحصيل شده و ستاره دارند به کميته بررسی اين موضوع در وزارت علوم رسيده و اين تقاضاها در حال بررسی است.

به گفته آقای توفيقی، برای تعدادی از اين دانشجويان بعد از بررسی‌ها، مجوز بازگشت به تحصيل برای این افراد صادر شده است.

حسين سليمی، سرپرست دانشگاه علامه طباطبايی، که با حکم جعفر توفيقی به اين سمت منصوب شده نيز گفته است که تعدادی از اساتيد بازنشسته اين دانشگاه که «هيچ مشکلی در هيچ زمينه‌ای نداشتند» به دانشگاه بازگشته‌اند. او اما افزوده است که آمار دقيقی از تعداد آنها ندارد.

آقای سليمی، جانشين صدرالدين شريعتی، رئيس قبلی دانشگاه علامه طباطبايی، شده است که در هشت سال رياست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، ده‌ها دانشجو و استاد باسابقه اين دانشگاه را اخراج يا از تحصيل محروم کرد.

انتصاب جعفر توفيقی به عنوان سرپرست وزارت علوم واکنش منفی اصولگرايان حاکم بر مجلس و رسانه‌های اين جريان را به دنبال داشته است.

در همین زمینه خبرگزاری فارس فيلمی از آقای توفيقی منتشر کرد که او را در حال سخنرانی در دانشگاه تهران در روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در حمايت از ميرحسين موسوی، کانديدای معترض به نتايج انتخابات دهم رياست جمهوری، نشان می‌دهد.

جعفر توفيقی در آن سخنرانی به صراحت از تقلب در انتخابات ۸۸ صحبت می‌کند.

تعدادی از نمايندگان مجلس، اصولگرايان و برخی از بسيج‌های دانشجويی با استناد به اين فيلم، آقای توفيقی را به «نقش‌آفرينی در فتنه» متهم می‌کنند و می‌گويند مجلس به او برای وزارت علوم، تحقيقات و فناوری رای نخواهد داد.

جعفر توفيقی به روزنامه اعتماد گفته است که در اين خصوص در مجلس شورای اسلامی صحبت خواهد کرد.

طرفداران آيت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از اعتراضات به نتايج انتخابات دهم رياست جمهوری در سال ۸۸ با عنوان «فتنه» نام می‌برند.

در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، تعداد زیادی از دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور، به دلایل سیاسی یا عقیدتی، به طور دائم یا برای مدتی از تحصیل محروم شدند، هرچند آقای احمدی‌نژاد و وزرای علوم او این مسئله را تکذیب می‌کردند و می‌گفتند که ستاره‌دار کردن دانشجویان و محرومیت آنها از تحصیل در دولت محمد خاتمی اتفاق افتاده است.

No responses yet

Sep 05 2013

اتهامات جنسی رئیس برکنارشده دانشگاه علامه علیه اساتید برکنارشده

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: صدرالدین شریعتی، رئیس سابق دانشگاه علامه که به تازگی با حکم جعفر توفیقی جای خود را به حسین سلیمی داده، در گفت‌وگو با روزنامه کیهان، اتهامات اخلاقی و جنسی سنگینی را علیه اساتید برکنارشده این دانشگاه مطرح کرده است.

برکناری صدرالدین شریعتی، رئیس افراط‌گرای دانشگاه علامه طباطبایی تهران که از مهم‌ترین مراکز علوم انسانی ایران است، خشم تندروها را برانگیخته است. شریعتی بار دیگر در مصاحبه‌ای با روزنامه کیهان که در روز چهارشنبه (۱۳ شهریور، ۴ سپتامبر) منتشر شده، سخنانی بی‌سابقه علیه استادانی بیان کرد که در پی اجرای سیاست‌های سخت‌گیرانه او برکنار شده بودند.

او در این گفت‌وگو علت برکناری اکثر استادان این دانشگاه در دوره هشت‌ساله ریاست خود را “مسائل اخلاقی” می‌داند و اتهامات جنسی سنگینی را علیه آنها مطرح می‌کند. شریعتی در توصیف اساتید برکنارشده گفته است “فقط اسم‌شان استاد است اما هر کار می‌خواهند با جسم و جان دانشجو می‌کنند.” او می‌گوید در برکناری این استادان بر اساس “دستورات ائمه” عمل کرده است.

صدرالدین شریعتی اجرای ۱۰۰ درصدی طرح تفکیک جنسیتی در علامه را از افتخارات خود می‌داند صدرالدین شریعتی اجرای ۱۰۰ درصدی طرح تفکیک جنسیتی در علامه را از افتخارات خود می‌داند

به گفته صدرالدین شریعتی برخی از استادان “که از نوجوانی و جوانی در غرب بوده‌اند، به خاطر سوء رفتار با دختران مردم” بازنشسته شده‌اند و هدف از این کار هم “حفظ احترام و شان آنها” بوده است. آقای شریعتی گفت صحنه‌هایی را به خاطر دارد که “شرعا حق گفتن آنها را ندارد” و اگر بگوید “استخوان‌ها می‌ترکد.”

رئیس برکنارشده دانشگاه علامه که در دوران ریاست‌اش بسیاری از استادان برکنار و به اجبار بازنشسته شدند و بسیاری از دانشجویان از ادامه تحصیل محروم ماندند و طرح “تفکیک جنسیتی” با اصرار او در دانشگاه علامه پیاده‌ شد، همچنین گفت یکی از استادان دیگر هم که “سمت‌های مختلف از رئیس دانشکده تا معاون دانشگاه هم داشته در اتاق کارش به یکی از دانشجویان تعرض کرده و هم‌اتاقی‌اش هم وارد شده و آنها را در آن وضع دیده” اما “خارج از دانشگاه می‌گوید چون ما در انتخابات به فلان شخص رای دادیم، شریعتی ما را اخراج کرد.”

صدرالدین شریعتی، رئیس افراطی دانشگاه علامه طباطبایی برکنار شد

آقای شریعتی، علت برکناری یک استاد دیگر دانشگاه علامه را این‌طور تشریح کرده است: “استاد رفته است سر کلاس می‌گوید هم‌جنس‌بازی کار خوبی است. استاد جامعه‌شناسی هم هست. من باید چه کار کنم؟ قرآن به من می‌گوید این ترویج فحشاست، کار شیطان است. حالا من باید اجازه حضور این استاد در دانشگاه را بدهم؟ من چنین آدمی نیستم.” او درباره یک استاد دیگر دانشگاه گفته “با دختر مردم خارج از دانشگاه قرار می‌گذاشت، در حالی که سن پدربزرگ دانشجو را داشت.”

توصیه دانشجویان به عرفان کاذب و فریب دانشجویان مذهبی، توهین و فحاشی به مقدسات، اقدام مسلحانه علیه کشور در حمله مرصاد، منحرف کردن دانشجویان و قانون‌شکنی، از دیگر اتهاماتی است که شریعتی علیه استادان برکنارشده مطرح کرده و گفته به همین خاطر حضور برخی استادان در دانشگاه بر اساس شرع و صراحت قانون “حرام” بوده است.

خشم شریعتمداری از برکناری شریعتی

صدرالدین شریعتی چند روز پیش از برکناری در اقدامی عجیب بیش از ۱۰۰ نفر از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد را به عنوان اعضای هیات علمی به استخدام دانشگاه علامه درآورد؛ اقدامی که اعتراض گسترده دانشگاهیان را در پی داشت. به اعتقاد آنها این استخدام غیرقانونی بوده و استخدام‌شدگان از تخصص کافی برای عضویت در هیات علمی برخوردار نبوده‌اند، اما او در واکنش به اعتراضات، مخالفان و منتقدان خود را “باطل” خواند و گفت “خداوند مدافع او در برابر دشمنان است.”

بیشتر بخوانید: دانشگاه علامه طباطبایی، همچنان پیشتاز در تفکیک جنسیتی

حسین شریعتمداری به برکناری صدرالدین شریعتی واکنش تندی نشان داده است حسین شریعتمداری به برکناری صدرالدین شریعتی واکنش تندی نشان داده است

او همچنین بارها “اجرای ۱۰۰ درصدی طرح تفکیک جنسیتی” در دانشگاه علامه را از جمله افتخارات خود خواند و تاکید کرد که علت اصلی مخالفت با او این است که “عده‌ای می‌خواهند انتقام دوران فتنه را از او بگیرند.” شریعتی دانشجویان را متهم کرده بود که قصد داشتند در ماجراهای پس از انتخابات بحث‌برانگیز ۸۸ “دانشگاه (علامه) را مرکز فرماندهی فتنه قرار دهند و جنگی علیه نظام و رهبری راه بیندازند.”

روزنامه کیهان به سردبیری حسین شریعتمداری، به شدت به برکناری صدرالدین شریعتی از ریاست دانشگاه علامه واکنش نشان داده و هشدار داده است که شعار اعتدال حسن روحانی هم ممکن است همچون شعار اصلاحات محمد خاتمی، در نهایت به “وطن‌فروشی” منجر شود.

او در سرمقاله روز سه‌شنبه کیهان، در واکنش به این برکناری نوشت: “باید از جناب روحانی پرسید، آن کلید کذایی که در تبلیغات ریاست جمهوری به مردم نشان دادید و بعد‌ها نیز بار‌ها به آن اشاره فرمودید، کلید حل مشکلات بود یا سوئیچ‌بولدوزر؟ چرا که کار از داس و امثال آن گذشته است.”

No responses yet

Sep 02 2013

صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی برکنار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: با حکم جعفر توفیقی، سرپرست وزارت علوم، صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی تهران برکنار و حسین سلیمی به عنوان سرپرست جدید این دانشگاه منصوب شده است.

سرپرست وزارت علوم در این حکم که روز دوشنبه ۱۱ شهریور، دوم سپتامبر – در یک روز تعطیل رسمی در ایران-، منتشر شده، از “تلاش‌های بیدریغ” و “خدمات شایسته” آقای شریعتی تشکر کرده و نوشته: “نقش جنابعالی در توسعه علم و فناوری و ارزش‌های اسلامی در کشور در ذهن همه دانش دوستان به یادگار خواهد ماند.”

آقای شریعتی حدود هشت سال ریاست دانشگاه علامه طباطبایی را بر عهده داشت و مدیریت او انتقادهای فراوانی را برانگیخت. تعطیل کردن برخی رشته‌های تحصیلی، اخراج و بازنشسته کردن اساتید و برخوردهای شدید امنیتی با دانشجویان معترض از جمله انتقادهایی است که به آقای شریعتی وارد می‌شود.

حسین سلیمی حاکم کردن جو آرامش و دوستی میان هیات علمی و دانشجویان این دانشگاه را از برنامه های خود دانست

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا با انتشار خبر انتصاب آقای سلیمی، درباره عملکرد آقای شریعتی، رئیس پیشین دانشگاه علامه نوشت: “مسائل حاشیه‌ای زیادی از جمله موضوع جذب هیات علمی خارج از روند قانونی، بازنشستگی خارج از عرف اساتید و همچنین بورسیه‌های خارج از روال عادی درباره این دانشگاه مطرح شد.”

کلیک حدود یک هفته پیش از صدور این حکم و در آستانه بازگشایی دانشگاه‌ها، آقای شریعتی، به خبرگزاری مهر گفته بود که در سال تحصیلی جدید با جداسازی جنسیتی همه کلاس‌های مقطع لیسانس، دختران و پسران دانشجو در کلاس‌های جداگانه‌ای تحصیل خواهند کرد.

مهدخت بروجردی، مشاور سرپرست وزارت علوم و مدیرکل روابط عمومی این وزارت‌خانه به خبرگزاری تسنیم، گفت که آقای توفیقی، سرپرست وزارت علوم، حکم برکناری آقای شریعتی و انتصاب آقای سلیمی را شب گذشته صادر کرده بود و بر اساس آن آقای سلیمی کار خود را از فردا (سه شنبه ۱۲ شهریور) آغاز خواهد کرد.

در همین رابطه، آقای شریعتی به خبرگزاری تسنیم گفت که از برکناری‌اش به شکل رسمی مطلع نشده و “ساعت 12 هنگامی که روی منبر بوده” از تماس‌های فراوانی که با او گرفته شده فهمیده است که برکنار شده است.

او درباره برنامه آینده خود گفت: “من یک پیش‌نماز و منبری هستم و آخوندی‌ام بر همه‌چیز غلبه دارد. ضمن اینکه عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی(دانشکده علوم روانشناسی و تربیتی) هستم و در این دانشگاه به تدریس ادامه خواهم مگر اینکه نخواهند به تدریس هم ادامه بدهم.”

به نوشته سایت وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، حسین سلیمی دکترای رشته روابط بين‌الملل و عضو هيئت علمی و دانشيار دانشگاه علامه طباطبایی است و پیش از این ریاست دانشكده حقوق و علوم سياسی و معاونت فرهنگی و دانشجويی دانشگاه علامه طباطبايی را بر عهده داشته است.

مديریت گروه فرهنگ و ادب و فيلم و سريال شبكه دو تلویزیون ایران ، قائم مقامی مركز مطالعات فرهنگی بين المللی سازمان فرهنگ و ارتباطات، مديریت گروه اجتماعی راديو و ریاست مركز هنرهای نمايشی وزارت ارشاد از دیگر سمتهای آقای سلیمی بوده است.

در پی عدم رای اعتماد مجلس به وزیر علوم پیشنهادی حسن روحانی، جعفر توفیقی با حکم آقای روحانی به سمت سرپرست وزارت علوم تعیین شد. او به تازگی در گفت و گو با روزنامه شرق، چاپ تهران، از برنامه بهبود وضعیت دانشگاه ها و ایجاد فضای باز سیاسی کلیک خبر داد.

No responses yet

Aug 28 2013

شمارش معکوس برای برکناری رییس دانشگاه علامه آغاز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سیاسی

تقاطع: درحالی‌که اخبار غیررسمی از برکناری قریب‌الوقوع صدرالدین شریعتی، رییس روحانی دانشگاه علامه طباطبایی تهران از سوی سرپرست وزارت علوم حکایت دارند، وی در تازه‌ترین اظهارنظر خود از جداسازی کامل کلاس‌های درس داختران و پسران دانشجو در این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی پیش رو خبر داده است.

حجت‌الاسلام شریعتی، روز یکشنبه (۳ شهریور-۲۵ آگست) به خبرگزاری مهر گفت که «جداسازی کلاس‌های دختران و پسران دانشگاه علامه در مقطع کارشناسی ۹۸ درصد انجام شده است» و «کلاس‌های درسی دوره کارشناسی ارشد هم به طور کامل جدا برگزار می‌شود».

رییس دانشگاه علامه که از سال ۱۳۸۴ و با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد به این سمت منصوب شد، هفته‌ی گذشته نیز در یک سخنرانی در حضور ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید حامی حکومت مدعی شده بود که اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه علامه در چهار سال گذشته، نتایجی چون «کاهش چشم‌گیر پرونده‌های انضباطی، افزایش قبولی‌های ارشد و دکتری، کاهش ۵۰ درصدی مشروطی‌ها و ابراز رضایت دانشجویان دختر» را به همراه داشته است.

این اظهارات در حالی است که سایت‌ فرارو در گزارشی با اشاره به اقدامات «غیرقانونی» صدرالدین شریعتی در هشت سال ریاستش بر دانشگاه علامه، به نقل از یک سایت اصول‌گرا به اسم “فاطرنیوز”، خبر از دستور حسن روحانی به جعفر توفیقی، سرپرست وزارت علوم، برای برکناری شریعتی از ریاست این دانشگاه تا پایان هفته‌ی جاری داده است.

گزارش فرارو، از جمله به استخدام غیرقانونی بیش از ۱۰۰ دانشجوی دوره دکترا برای عضویت در هیأت علمی‌های این دانشگاه در آخرین ماه‌های کار دولت دهم و در مقابل بازنشسته کردن تعداد زیادی از اعضای باسابقه‌ی هیات علمی با دستور مستقیم صدرالدین شریعتی اشاره کرده است.

Shariati-Sadredin-Allameh-Uni

در همین حال، این سایت خبری در گفتگویی با دو عضو مجلس شورای اسلامی، این اقدام رییس دانشگاه علامه را قابل پیگرد دانسته است.

ابراهیم نکو، یکی از اعضای مجلس شورای اسلامی، به فرارو گفته که «نه تنها باید این استخدام‌ها کنسل شود؛ بلکه باید جزییات این موضوع را به آگاهی مردم رساند تا این ذهنیت که در کشور بی‌عدالتی وجود دارد، از بین برود».

او عملکرد شریعتی در دانشگاه علامه طباطبایی را نیز «برازنده یک رییس دانشگاه» ندانسته و افزوده است: «این‌گونه رفتارها از سوی یک رییس دانشگاه به نوعی برخوردهای دیکتاتورمآبانه را در اذهان تداعی می‌کند. البته باید برای صحت و سقم این گونه رفتارها بررسی بیشتری صورت بگیرد؛ اما اگر این گفته‌ها صحت داشته باشد با موازین اسلامی و قانونی در تضاد است و باید با مرتکبین برخورد جدی شود.»

این عضو مجلس احتمال داده که کمیسیون آموزش به زودی در خصوص عملکرد ریاست دانشگاه علامه و موضوع استخدام‌های اخیر در این دانشگاه، «کنکاش جدی» صورت دهد.

از سوی دیگر، کمال‌الدین پیرموذن، نماینده‌ی اردبیل در مجلس شورای اسلامی نیز به فرارو گفته که در دیدارش با تعدادی از استادان دانشگاه علامه، مطلع شده که در این دانشگاه، «بر مبنای رفتارهای فراقانونی و سلیقه‌ای چند دانشکده ایجاد کردند و بدون رعایت ضوابط و صلاحیت، هیات علمی به کار گماردند و کارهایی کردند که مخالف حفظ شأن و منزلت اساتید اصیل و دانشگاهیان می‌باشد».

او با بیان این‌که «پس از جمع‌آوری مستندات لازم» گزارش آن را به مردم اعلام خواهد کرد، افزود: «آنچه به ما اطلاع داده شده این است که آقای شریعتی پیاز داغ را خیلی زیاد کرده و به جای آنکه به دنبال علم و پژوهش باشند به مسائل دیگر پرداخته و عملکرد مناسب و رضایت‌بخشی در میدان علم و پژوهش نداشتند.»

پیرموذن با غیرقانونی خواندن استخدام بیش از ۱۰۰ عضو هیات علمی در دانشگاه علامه در هفته‌های اخیر، با تاکید بر این‌که «مجلس به دلیل کمبود بودجه، اعتبار تحقیق و تفحص از دانشگاه‌ها را ندارد» گفت: «می‌توان سازمان بازرسی را در این مسأله دخیل کرد و یا به استناد یکی از موارد آیین‌نامه مجلس، موضوع را با آرای نمایندگان به قوه قضاییه ارجاع داد.»

موضوع استخدام غیرقانونی اعضای هیات علمی در دانشگاه علامه نخستین بار از سوی خبرگزاری ایلنا رسانه‌ای شد. خبری که با واکنش صدرالدین شریعتی روبه‌رو شد. او به خبرگزاری مهر گفت که تمام این عضویت‌ها بر اساس قانون بوده است و با توجه به تاسیس شش دانشکده‌ی جدید در این دانشگاه صورت گرفته است.

در این میان، گروهی از دانشجویان دانشگاه علامه، صفحه‌ای را در فیسبوک با عنوان کمپین درخواست برکناری شریعتی از ریاست دانشگاه علامه طباطبایی در دولت یازدهم ایجاد کرده‌اند که این صفحه‌ی فیسبوکی حدود ۲۲۰۰ عضو دارد.

گفتنی است درخواست برای برکناری روسای دانشگاه‌ها در دولت یازدهم تنها به دانشگاه علامه محدود نمی‌شود، و کمپین‌های مشابهی نیز از سوی دانشجویان دانشگاه‌های صنعتی شریف، صنعتی اصفهان، سمنان و یزد در فیسبوک راه‌اندازی شده‌اند.

No responses yet

Aug 25 2013

رئیس دانشگاه علامه: با جداسازی جنسیتی معدل دانشجویان را بالا بردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، به خبرگزاری مهر گفته که در سال تحصیلی جدید با جداسازی جنسیتی همه کلاس‌های مقطع لیسانس، دختران و پسران دانشجو در کلاس‌های جداگانه‌ای تحصیل خواهند کرد.

او تاکید کرده: “امروز با قاطعیت می‌توانیم اعلام کنیم ۲ درصد کلاس‌های درسی علامه به علت کمبود دانشجو مختلط برگزار شده، ولی کلاس‌های کارشناسی ارشد به طور کامل جدا شده و در مقطع کارشناسی ۹۸ درصد این طرح اجرا شده است.”

او مصوبه سال ۶۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی را یکی از مبانی انجام جداسازی جنسیتی اعلام کرده است.

آقای شریعتی گفته به دنبال جداسازی جنسیتی کلاس‌های درس، که پیش از این آغاز شده، معدل دانشجویان بالا رفته، پرونده‌های انضباطی کم شده و همچنین مشروطی در میان دانشجویان ۵۰درصد پایین آمده است.

او گفته دانشجویان دختر نیز از برگزاری جداگانه کلاس‌ها استقبال می‌کنند.

مدیریت صدرالدین شریعتی بر دانشگاه علامه انتقادهای فراوانی را برانگیخته است. تعطیل کردن برخی رشته‌های تحصیلی، اخراج و بازنشسته کردن اساتید و برخوردهای شدید امنیتی با دانشجویان معترض از جمله انتقادهایی است که به آقای شریعتی وارد می‌شود.

No responses yet

Aug 03 2013

یحیی رحیم‌صفوی٬ مشاور نظامی علی خامنه‌ای: سپاه با تصمیم روحانی وارد حوادث سال ۷۸ شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

دیگربان: یحیی رحیم‌صفوی٬ مشاور نظامی علی خامنه‌ای با این ادعا که سپاه و بسیج در هیچ انتخاباتی «دخالت» نداشته‌اند٬ گفته سپاه در سال ۱۳۷۸ با «تصمیم» حسن روحانی وارد ناآرامی‌ها شد.

آقای رحیم‌صفوی این مطالب را در برنامه «شناسنامه» که شامگاه جمعه (۱۱ امرداد) از تلویزیون دولتی ایران پخش می‌شد٬ بیان کرده است.

وی با بیان این مطلب که سپاه پاسداران در انتخابات و سیاست «دخالتی» ندارد٬ اظهار کرده نیرو‌های این دو نهاد نظامی در انتخابات سال ۹۲ نیز «دخالتی» نداشتند.

رحیم‌صفوی در عین حال افزوده است: «اینکه گفته می‌شود سپاه به دلیل ابلاغیه رهبری در انتخابات دخالتی نداشت و در نتیجه شاهد چنین حضور پرشوری بودیم حرف درستی نیست.»

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ آن‌طور که برخی فرماندهان بسیج و سپاه گفته‌اند آقای خامنه‌ای به آن‌ها دستور داده بود در این دوره از انتخابات دخالتی نداشته باشند.

برخی تحلیل‌گران سیاسی معتقدند در این دوره از انتخابات به خاطر «مدیریت» انتخابات از ماه‌ها پیش٬ نظام نیازی به دخالت نیرو‌های مسلح و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نداشت.

رحیم‌صفوی در بخش دیگری از این برنامه ادعا کرده که «نظام جمهوری اسلامی آنقدر آزادی عمل به مردم می‌دهد که کسی تا دقیقه آخر نمی‌داند نتیجه کار چه خواهد شد.»

وی افزوده است: «آقای روحانی خودشان هم تصور نمی‌کردند که {در این انتخابات} انتخاب شوند یا حداقل فکر می‌کردند به مرحله دوم راه پیدا می‌کنند.»

فرمانده پیشین سپاه در بخش دیگری از این برنامه به ناآرامی‌های سال ۱۳۷۸ در دانشگاه تهران و سطح شهر تهران اشاره کرده و گفته سپاه با «تصمیم» روحانی وارد این ناآرامی‌ها شد.

رحیم صفوی افزوده روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در شرایطی این تصمیم را اتخاذ کرد که «برخی از عناصر دولت {محمد خاتمی} مانع ورود سپاه به این موضوع بودند.»

وی افزوده پس از آن بود که سپاه «بدون هیچگونه خون‌ریزی و ظرف کمتر از پنج ساعت مسئله را تمام کرد.»

رحیم صفوی افزوده که «من خودم به همه پاسدار‌ها و حتی نیروی انتظامی دستور دادم که از هیچ گونه سلاحی استفاده نکنند و در ‌‌نهایت با کمترین خسارت از نظر جانی مسئله جمع شد.»

No responses yet

Jun 08 2013

طلایی: قالیباف ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور حذف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مرتضی طلایی، عضو شورای شهر و رئیس سابق پلیس تهران در واکنش به مسائل مطرح شده در سومین مناظره نامزدهای انتخابات، گفت که هنر آقای قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.

آقای طلایی روز شنبه ۱۸ خرداد، ۸ ژوئن به خبرگزاری فارس گفت: “جریان‌های سیاسی در داخل کشور به دنبال این بودند که ۱۸ تیر را در تقویم سیاسی کشور قرار دهند و همه ساله به بهانه ۱۸ تیر هر حرکتی که خواستند انجام دهند. اما هنر قالیباف این بود که توانست ۱۸ تیر را از تقویم سیاسی کشور پاک کند.”

مرتضی طلایی، که در زمان سالگرد حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۲ فرمانده پلیس تهران بود، با حمایت از مافوق خود، محمد باقر قالیباف، نامزد یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اظهارات حسن روحانی، دیگر کاندیدای انتخابات را حمله به “نقاط قوت آقای قالیباف” دانست.

فرمانده سابق پلیس تهران در دفاع از آقای قالیباف گفت که “ما همان زمان حرفمان این بود که اگر اجازه دهید که دانشجویان در داخل دانشگاه‌ها حرف بزنند مشروط به اینکه پا از محیط دانشگاه بیرون نگذارند و این بهترین مدل مدیریت محیط‌های دانشجویی است.”

در این گفت و گو آقای طلایی برخی از نمایندگان مجلس ششم (اصلاح طلب) را نیز متهم به تحریک دانشجویان کرد و گفت: “آقایان یادشان نیست که آن دوره برخی از نمایندگان مجلس به جای اینکه در آرام‌بخشی کوی دانشگاه به پلیس کمک کنند با سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی‌شان داخل کوی دانشگاه شده و دانشجویان را برای حادثه آفرینی تحریک می‌کردند.”

یک روز پیش و در جریان کلیک سومین مناظره نامزدهای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، آقای قالیباف گفت که در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۲در سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده وقت پلیس در جلسه شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد کرده که به دانشجویان مجوز تجمع داده شود، اما آقای روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت مخالفت کرده است.

اما آقای روحانی در پاسخ گفت که پیشنهاد آقای قالیباف این بوده که مجوز تجمع داده شود تا دانشجویان معترض جمع شوند و به صورت “گازانبری” به آنها حمله شود

آقای قالیباف این سخنان آقای روحانی را تکذیب کرد و گفت که او “انگیزه خوانی” کرده است.

آقای قالیباف در مناظره دیروز همچنین گفت: “در جلسه‌ای با نماینده رسمی دفتر تحکیم وحدت به آنها گفتم که شما محل تجمع و موضوع تجمع‌تان را تعیین کنید، من امنیت جلسه‌تان را تامین می‌کنم اما دفتر تحکیم وحدت این موضوع را دنبال نکرد.”

مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی، گفت که هیچ یک از نمایندگان یا اعضای رسمی دفتر تحکیم وحدت در زمان سالگرد کوی دانشگاه ملاقاتی با آقای قالیباف نداشته است.

به تازگی کلیک انتشار دو نوار صدای آقای قالیباف از دو موضع گیری متفاوت درباره ناآرامی های دانشجویی سال ۱۳۸۲ واکنش هایی را به دنبال داشت.

آقای قالیباف در یک سخنرانی می‌گوید که در سال ۱۳۸۲ و در جریان ناآرامی های دانشجویی در سالگرد حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران، به عنوان فرمانده پلیس در جلسه شورای امنیت کشور برخورد تندی با وزیران دولت آقای خاتمی داشته و این شورا را متقاعد کرده که به پلیس اجازه ورود به کوی دانشگاه و اجازه تیراندازی بدهد.

به گفته آقای قالیباف، پس از این جلسه ناآرامی ها تمام شده و نیازی به استفاده از این مجوز نبوده است.

این در حالی است که آقای قالیباف اخیرا در یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه شریف، گفته بود: “در جلسه شورای امنیت، خود دوستان دوم خرداد نشستند و مصوبه دادند که نیروی انتظامی که من فرمانده اش بودم، حق ورود به کوی دانشگاه و تیراندازی دارد، ولی من این کار را نکردم.”

No responses yet

May 15 2013

دو اظهار نظر متناقض قالیباف ظرف دو هفته: دفاع قالیباف از خود در پایگاه بسیج: مجوز حضور نظامی و تیراندازی در کوی دانشگاه را من گرفتم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :قالیباف برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال 82 و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.می گوید که در سال 1378 و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور 1000، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است….

پس از آنکه محمدباقر قالیباف در دیدار روز دوشنبه هفته گذشته در دانشگاه شریف مدعی شد که «دولت اصلاحات مجوز حمله به کوی دانشگاه تهران را در سال ۱۳۸۲ به ناجا داده بود و وی از آن جلوگیری کرده است»، گزارشی در اختیار کلمه قرار گرفته است که نشان می‌دهد متاسفانه آقای قالیباف نیز همچون احمدی نژاد راه خلاف واقع گویی را در پیش گرفته و مجوز “حمله و تیراندازی” به کوی دانشگاه بر اساس پیشنهاد شخص آقای قالیباف و تاکید ایشان بوده است.

به گزارش کلمه، محمد باقر قالیباف در دیداری با گروهی از منتقدان جوان خود و اعضای منتسب به بسیج به شبهات مطرح شده در مورد حوادث سال ۸۸ و عملکرد شهرداری تهران پاسخ داده است. از این جلسه که به صورت خصوصی برگزار شد طی هفته های گذشته خبرهایی به صورت کاملا گزینشی منتشر شد، از جمله اینکه او در سال ۸۸ بر اساس نظر آیت الله خامنه ای، به احمدی نژاد رای داده است.

اما مشروح سخنان اقای قالیباف که تا کنون منتشر نشده بود حاکی از حقایقی درباره شیوه و عملکرد وی می باشد که با اظهارات وادعاهایی که اخیرا طرح می‌شود ناسازگار است.

قالیباف در این دیدار (با اعضای منتقد قالیباف و منتسب به بسیج) برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.

قالیباف در سخنان خود از مخالفت آقایان معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر می دهد و تاکید می کند که با برخورد تند وی، موفق می شود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.

او همچنین با افتخار می گوید که در سال ۱۳۷۸ و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور ۱۰۰۰، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است.

قالیباف در پاسخ به سئوالی، رابطه خوب خود را با اصلاح طلبان انکار کرده و می گوید که تعریف کردن اصلاح طلب ها از وی به خاطر این است که آنها، حزب اللهی ها را سر کار گذاشته اند و سیاسیون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با او بیشتر از هر کس دیگری عناد دارند.

شهردار تهران سخنانی نیز در مورد تلاش برای تغییر مدیران و بدنه سازمان همشهری مطرح می کند تا به قول او بدنه سازمان همشهری هم انقلابی شود. سخنانی که این سوال را در اذهان تداعی می کند که اگر وی ریاست دولت را بر عهده بگیرد، آیا قصد دارد بدنه دولت – یعنی تمام کارمندان – را هم به صورت کامل و انقلابی تغییر دهد یا خیر.

از دیگر صحبت های شهردار تهران می توان به این نکته اشاره کرد که به اعتقاد وی، مصلای تهران از آهن و مفتول ساخته شده است و معنویت ندارد. او برای انتقاد از سیاست های اقتصادی آقای هاشمی تلویحاً می گوید که مصلی تهران با مال حرام ساخته شده است.

قالیباف در این دیدار در شرایطی بارها از اخلاص و عمل صالح و نیت پاک می گوید که صحبت های خودش در یک جلسه خصوصی با منتقدانش و یک جلسه عمومی در دانشگاه شریف، کاملا متناقض است.

محمدباقر قالیباف در این صحبت ها سعی دارد که خودش را فردی منضبط، قدرتمند و مخالف با اصلاح طلبان معرفی کند که در حوادث مختلف کوتاه نمی آید و حتی مجوز تیراندازی در کوی دانشگاه را هم می گیرد. اما آنچه که در دانشگاه شریف توسط وی مطرح شد، سیاستمداری را نشان می دهد که در دو روز متفاوت و به مقتضای جلسه ای که در آن قرار دارد، حرف هایش را تحریف شده به اطلاع مخاطب می رساند.

محمدباقر قالیباف از سویی قصد دارد خودش را یک مدیر مدرن و تکنوکرات نشان داد و از سوی دیگر نمی خواهد برچسب “ساکتین فتنه” که توسط گروه های رادیکال متوجه وی می شود بی جواب بماند. به همین دلیل گاهی اوقات مجبور است صحبت هایی را مطرح کند که به آنها اعتقاد هم ندارد. صحبت های انتقادی وی نسبت به آقای هاشمی، در مصاحبه هفته گذشته با خبرگزاری فارس هم بر همین اساس قابل تحلیل است.

بخش هایی از سخنان آقای قالیباف در جمع بسیجیان منتقد وی که در اختیار کلمه قرار گرفته است در ادامه بخوانید:

من فردی امنیتی هستم؛ سران فتنه بی عقل، بی دین و بی سیاست بودند

در مورد فتنه، من از اول اسم فتنه را به کار بردم. چون به هر حال بنده کار امنیتی و اطلاعاتی کردم و تشخیص می دهم و کارشناس این کار هستم. من در یک جلسه با سطح طبقه بندی بالا گفته ام که شاید بیشترین حرکت را برای جلوگیری از حادثه از شنبه تا ۵ شنبه [بعد از انتخابات] من و سردار سلیمانی با هم انجام دادیم.

همان موقع هم گفتم که جریانات فتنه (سران فتنه اسم مستعار نظام برای آقایان موسوی، کروبی و خاتمی است)، هم ما در عقل آنها، هم در دین و هم در اینکه آدم هایی سیاسی باشند شک داریم. من در مرداد ماه این را گفتم که رفتار اینها نه عقلانی است، نه دینی و نه سیاسی. آقای میرحسین اعتراض داری؟ تو که نخست وزیر این کشور بودی، شما که دم از قانون می زنی. باید از طریق قانون اعتراض کنی. البته ما هم باید به آنها مجوز تجمع می دادیم و فرصت را از فرصت طلبان می گرفتیم. در حالی که اینها می خواهند اوضاع را بهم بزنند.

در مورد شهرداری هم باید بدانید که شهرداری یک نهاد عمومی غیر دولتی است. ولی بر اساس ارزیابی عملکرد دستگاه های متعدد بعد از فتنه، شهرداری تهران در میان ۵ دستگاه امنیتی که کار در این مور کار می کردند، رتبه سوم را دارد. این نشان می دهد که شهرداری کارش را در طراز نهادهای امنیتی انجام می داده است.

من در سال ۷۸ پشت موتور ۱۰۰۰ جزو چوب‌زن ها بودم/ نامه فرماندهان به سپاه را من نوشتم

حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای را که نوشته شد من نوشتم (منظور نامه توهین آمیز فرماندهان سپاه به رئیس جمهوری محمد خاتمی بود). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با “چوب” هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن ها هستیم. افتخار هم می کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟

مجوز حمله به کوی دانشگاه و تیراندازی را با برخورد قاطعانه از شورای امنیت کشور گرفتم

سال ۸۲، بیست و پنج روز در کف خیابان درگیری بود. اینهایی که می گویند همه شان با فتنه مبارزه کرده اند و قالیباف مبارزه نکرده است، آن ۲۵ روز یک نفرشاان موضع گیری نکرد. ۱۰ تا وزیر استعفا دادند و نامه استعفای نفر یازدهم هم آماده بود که جلوی او را گرفتند. ۱۸ تا استاندار و ۱۲۰ تا فرماندار استعفا کردند. مجلس هم در اعتصاب بود که انتخابات دور هفتم را برگزار نکنند.

در سال ۸۲ بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

بعد رفتم به همکارانم گفتند که بروند استراحت کنند، چون قرار نیست اتفاقی بیفتد و توضیح دادم همین هایی که تو جلسه شورای امنیت کشور هستند باعث فتنه و شلوغی دانشگاه ها می شوند.

وقتی به مجلس ششم رفتم تا [درباره این اتفاقات توضیح بدهم]، بهزاد نبوی گفت که چه کسی تو را دعوت کرده است؟ گفتم اقلیت مجلس و آقای حداد، دعوت کرده اند. گفت اشتباه کردند تو را دعوت کردند. این چهار نفر، آقایان معین، لاری، یونسی و روحانی یک جوری حرف زدند که نفهمیدیم چه گفتند. بنده هم خیلی شفاف و روشن حرف هایم را مطرح کردم. وقتی من داشتم صحبت می کردم، خانم حقیقت جو بلند شد و گفت که آقای قالیباف، شما منظورت من هستم؟ گفتم که من چنین جسارتی نکردم. ولی همان ضرب المثل معروف هست که می گوید وقتی چوب رو برداری، گربه دزد فکر خودش را می کند، شاید از این باب بود. به خاطر این که من می دانستم اینها ۵ نفر هستند تو کوی می نشینند و بچه ها را [تحریک می کنند] و یکی ش هم این خانم بود.

قالیباف در صحبت هایی متناقض در حالی که پیش از این مدعی شده بود دوم خردادی ها دنبال شلوغ بازی بودند از تلاش خود برای اجازه مجوز تجمع به گروه های دانشجویی خبر می دهد و می گوید: در جلسه شورای امنیت کشور آقایان معین، ظریفیان، موسوی لاری، حسن روحانی و یونسی گفتند که اجازه تجمع و مجوز برای سالگرد کوی دانشگاه به دفتر تحکیم ندهید. فرمانده سپاه هم مخالف بود. تنها کسی که می گفت به آنها اجازه بدهیم من بودم. آنها که خودشان هم موافق دفنر تحکیم بودند می گفتند که آقای قالیباف، اینها می آیند شلوغ بازی در می آورند. اما من گفتم که امنیت را تامین می کنم. از آقا هم مجوز گرفتم و رئیس اینها را خواستم که بیاید و گفتم که شما مظلومیت ۱۸ تیر را دارید و نظام می خواهد به شما مجوز بدهد. اما در نهایت خودشان با بزرگ ترهایشان صحبت کردند و منصرف شدند.

به آنها می گویی کارنامه ات چیست؟ می گویند دو تا فحش دادیم

اینهایی که می گویند ما ساکت فتنه هستیم، سال ۸۲ که ۲۵ روز کف خیابان درگیری داشتیم کجا بودند؟ ۱۸ تیر کجا بودند؟ کسی نمی تواند بگوید ۸۸ مهم است و ما بودیم اما ۸۲ مهم نیست و ما نبودیم. چون رفته بودیم کاسبی کنیم. یا می گویند حادثه سال ۷۸ لازم نبوده یا حادثه سال ۷۶ [انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری] لازم نبوده یا جنگ و حادثه بنی صدر لازم نبوده است. برخی افراد که در [حوادث سال ۸۸] ظاهراً ادعای انقلابی گری داشتند، دوست داشتند بر بام این درگیری در کف خیابون به اسم انقلاب بدمند.

در جلسه شورای عالی امنیت ملی، آقای جلیلی در مورد مترو از من سئوال داشت که اینها به ضرر حزب الله و به نفع سبزها عمل می کنند. گفتم چه کسی این کار را می کند؟ جواب داد محسن هاشمی. گفتم محسن هاشمی مسئول ساخت متروست. یعنی تونل را می کند و مترو می سازد و تحویل می دهد. این قسمتی که کار برنامه ریزی قطارها در آن انجام می شود توسط یک شرکتی به نام بهره برداری مترو مدیریت می شود و فلانی مدیرعامل آن است. اصلاً بستن و بازکردن مترو ربطی به محسن هاشمی ندارد. دروغ به این بزرگی که تو حتی تشکیلات را هم نمی شناسی. بابا من کف خیابان خودم ایستادم و کار انجام می دهم. شما می آی این حرف را می زنی؟ بعد به من می گویند ساکت فتنه. اما به او می گویی کارنامه خودت را بده. می گوید من دو تا فحش دادم. خب دو تا فحش که موضوع نشد.

من در سال ۸۸ بنا بر نظر آیت الله خامنه ای به احمدی نژاد رای دادم

من در مورد رای خودم در سال ۸۸ می توانم اسم ببرم. آقای کاشانی و آقای بیادی شاهد هستند. آقای بیادی دنبال سردار رضایی بود. آمد پیش من. گفتم به نظر من خلاف نظر آقا داری عمل می کنی. گفت برای چه؟ گفتم چون آقا می گوید باید به احمدی نژاد رای داد. گفت تو این حرف را می زنی؟ گفتم آره. انتقاد من به احمدی نژاد، دلیل اینکه به احمدی نژاد رای ندهیم نیست.

نقش واعظ مهدوی در ستاد میرحسین

در مورد واعظ مهدوی توصیه ای به من شد و معلوم است که از کجا به من توصیه می شود (احتمالن منظور دفتر رهبری است). وقتی آمدن میرحسین موسوی قطعی شد و شورای نگهبان تایید کرد، افرادی بنا شد برای موسوی کار کنند. توصیه شد به من که افرادی دارند می روند در ستاد مهندس موسوی؛ خوب است که بچه هایی بروند در ستاد آقای موسوی که غیر از اینکه آقای موسوی آنها را قبول دارد، آنها هم بچه های متدین و انقلابی و سالمی باشند. یکی از آنها واعظ مهدوی بود که آقای میرحسین ایشان را قبول داشت. آقای واعظ هم متدین، حزب اللهی و متخصص است، اما گرایشش چپ است. کافر که نیست. وقتی که این توصیه به من شد، من آقای مهدوی را صدا زدم و توصیه کردم برو به میرحسین کمک کن. دلیلش هم این بود که بچه های متدین و حزب اللهی بروند و آدم های اصلاح طلب تند عقبه مجاهدین انقلاب و مشارکت نریزند دور میرحسین موسوی. واعظ مهدوی گفت که من خودم نمی خواهم بروم و حتی اگر بخواهم کمی کمک کنم، معنی اش این است که از وقت شهرداری بزنم و آنجا بروم. یعنی حقوق شهرداری را بگیرم اما جای دیگری کار کنم و راضی نیستم. یک هفته ای گذشت. ما دیدیم آدم هایی دارند جمع می شوند که نباید جمع شوند. دومرتبه از آقای واعظ خواستم برود به ستاد میرحسین کمک کند. او هم گفت که اگر نظر شما این است که من بروم اجازه بدهید ۲ ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم. من هم موافقت کردم.

می خواهم حتی بدنه سازمان همشهری را هم تغییر دهم تا انقلابی شوند

اساس و بنیاد موسسه همشهری ۲۰ سال قبل پایه گذاری شده است. حتمن آن پایه گذاری بر مدار انقلاب نبوده است. حداقل با باورهایی که ما داریم نبوده است. ۱۷ سال شهرداری بر این مدار چرخیده است. تا روزی که من آمدم شهرداری. در دوره آقای دکتر احمدی نژاد هم هیچ تغییری در سازمان همشهری داده نشده است. حداکثر این بوده که فقط یک رئیس تغییر کرده است. اما بدنه همان هستند. خیلی ها اصلن کارمند رسمی هستند و شما نمی توانید آنها را بیرون کنید. باید بروید دادگاه و اداره کار و دیوان عدالت اداری و … تا ۳ سال از مدیریت من هم همینطور بوده است. ولی الان بیشتر از ۲ سال است به این موضوع محکم پرداختیم تا بتوانیم تا بدنه پایین را تغییر دهیم. و تا حدی بچه های آنجا و مدیریت آنجا را به سمت بچه های ارزشی و انقلابی برده ایم.

اصلاح طلب ها ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار

شما می گویید اصلاح طلب ها از قالیباف تعریف می کنند یا قالیباف هر روز در دوران اصلاح طلب ها با آقای خاتمی فالوده می خورد. هیچ وقت آن جایی که احساس کردم اساس نظام و فرهنگ انقلاب در خطر است، پیش هیچ مسئولی کوتاه نیامدم. اینها، ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار. به خدا ما سر کار رفتیم. من با اطمینان می گویم دوستان، این قدر که سیاسیون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی با بنده عناد دارند عملاً و حتماً با دیگران در این زمینه ندارند. ای کاش من می توانستم بعضی از موضوعات را اینجا به شما بگویم. چند روز قبل فیس بوک آقای ابطحی را دیدید سر تونل چی نوشته بود؟ (یک نفر می گوید شما که گفتید وقت ندارید فیس بوک را ببینید. قالیباف جواب داد که من در خبر دیدم). از تونل رد شده بود. اما گفته بود که این تونل خوب است اما من گله مندی دارم از قالیباف و نمی خواهم بنویسم. من ابحطی را از قبل از انقلاب می شناسم. بچه مشهد است. بعد از انقلاب هم او رای می شناسم. اما وقتی احساس کردم که به عنوان بچه انقلاب باید بایستم که رئیس دفتر رئیس جمهور نشود ایستادم و نگذاشتم بشود. تا حالا هم نگفتم. حالا شما اینجا دیدید که یک رئیس دفتر قرار شد معاون شود، چه اتفاقی افتاد؟ (احتمالاً منظورش مشائی است)

پیمانکاران آقای هاشمی اقتصاد اسلامی بلد نبودند

در سال ۷۳ که برخی از همین آقایان که الان به آقای هاشمی فحش می دهند، آن روز دست آقای هاشمی را می بوسیدند، من با هاشمی در همین محل ریاست جمهوری صحبتی کردم که همان روز گریه کرد. گفتم ما به شما معترضیم. به این سبکی که در فرهنگ ساخت و ساز دارد انجام می شود معترضیم. ما این را قبول نداریم.

من به ایشان گفتم حاج آقا ما با شما در جنگ بودیم. حداقل ۶ سال از ۸ سال جنگ را شما فرمانده مستقیم جنگ بودید. من از شما سئوالم این است که وقتی در خراسان لشکر ۷۷ وجود داشت، چرا لشکر ۵ نصر امام رضا را درست کردید؟ گفت نمی شد. گفتم به همین دلیل و با این پیمانکارهایی که شما دارید، از آن اقتصاد اسلامی در نمی آید.

مصلی تهران از آهن و مفتول و مال حرام ساخته شده است

وقتی توی مصلای تهران می روید، چرا حس معنوی ندارد؟ اساسش مال این است که آنها را با آهن و مفتول و جراثقیل و افرادی ساخته اند که به هیچ عنوان باطن آنها، با اینجا انس برقرار نکرده است. وقتی خدا روح خودش را بر انسان دمید به او انسانیت و آزادگی داد، این انسانیت و آزادگی فقط در یک شرایط حفظ می شود که بر بستر اسلامیت و یک هدایت قدسی اتفاق بیفتد. اگر ما در مسجد “لرزاده” می رویم و حس معنوی پیدا می کنیم به خاطر این است که آن معماری که آنجا را ساخته است یا مسجد گوهرشاد را ساخته است، ۴۰ روز روزه می گرفته و بی وضو سر کارش نمی رفته است. مال حرام هم نخورده است. بعد می رود این ساختمان را می سازد. آدم از کنارش که رد می شود، معنویت او را می گیرد. اما ما مصلی درست می کنیم از آن فرار می کنیم. دو بار نماز جمعه برگزار کردیم و دیگر برگزار نکردیم. شما ۱۰۰۰ تا آیه قرآن هم بگذارید نمی توانید توی آن معنویت پیدا کنید.

من را نباید بر اساس پل و اتوبان ارزیابی کنید

ارزیابی مدیران در جمهوری اسلامی غلط است. باید اینطوری ارزیابی شود که چقدر قالیباف در شهرداری تهران کار کرده که مردم عبادت کنند. نه اینکه چه قدر پل و اتوبان ساخته است.

No responses yet

May 12 2013

اعتراض اقتصاددانان به انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: ۵۵ اقتصاددان ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده به انحلال احتمالی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف به بهانه ورود یک دانشگاه فنی به حوزه علوم انسانی، اعتراض کرده و خواستار اقدامی همگانی برای توقف این تصمیم شده‌اند.

۵۵ نفر از اقتصاددانان ایران، در نامه‌ای به رضا روستاآزاد، رییس دانشگاه صنعتی شریف، ابراز نگرانی کرده‌اند که دانشکده اقتصاد این دانشگاه در معرض انحلال قرار گرفته است.

در بخشی از این نامه که روزنامه “شرق” آن را منتشر کرده، تاکید شده است: «چنین تصمیم‌های شتاب‌زده و فاقد پشتوانه اندیشگی و سیاست‌گذاری منطقی، بسیار خسارت‌بار و پرهزینه است. بدون شکل‌گیری حلقه‌ها و مکاتب فکری متعدد، انتظار هیچ پویایی در هیچ دانشی را نمی‌توان داشت.»

زمزمه انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف از سال ۸۹ به گوش رسید. از جمله دلایلی که وزارت علوم طرح می‌کرد، این بود که شریف، دانشگاه علوم ریاضی و فنی است و دانشکده‌ای بر پایه تدریس علوم انسانی برای یک دانشگاه فنی تعریف نشده است.

رضا روستاآزاد، رییس این دانشگاه خبر انحلال آن را در خرداد سال ۱۳۹۰ تکذیب کرده و قول “حفاظت از یادگار دکتر مشایخی و ایجاد شرایط بالندگی” آن را داده بود.

دکتر علی‌نقی مشایخی بنیان‌گذار این دانشگاه آن را در سال ۱۳۷۸ تاسیس کرد‌‌‌‌‌. او در گفتگو با روزنامه “آرمان”، بر نقش این دانشکده در جلوگیری از مهاجرت نخبگان و جذب افراد موفق تاکید کرده و افزوده است: «دانشگاه‌های فنی حتما باید دانشکده اقتصاد داشته باشند. برای این موضوع دیر هم کرده‌ایم.»

در نامه سرگشاده ۵۵ اقتصاددان ایرانی نیز آمده است که تجربه روشن جهانی حاکی از وجود رشته‌های اقتصاد و مدیریت در غالب دانشگاه‌های صنعتی معتبر در کشورهای مختلف است. امضاکنندگان این نامه پرسیده‌اند: «وزارت علوم که همه دانشگاه‌ها را برای برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی بسیج کرده و چه هزینه‌ها که در این راه نکرده است، چگونه است که یک دانشکده ‌با بیش از یک‌دهه سابقه را که سرمایه ارزشمند علمی و فرهنگی جامعه محسوب می‌شود، بدون دلایل متقن تعطیل می‌کند.»

سعید سهراب‌پور، رییس قبلی دانشگاه صنعتی شریف نیز پیش از این به خبرگزاری مهر گفته بود: «امروزه پیوندی ناگسستنی میان رشته‌های مهندسی و علم اقتصاد به وجود آمده و تجربه راه‌اندازی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف هم موید این نکته است.»

نامه سرگشاده ۵۵ اقتصاددان ایرانی در مورد انحلال احتمالی دانشکده اقتصاد شریف پس از بالا گرفتن زمزمه‌ها پیرامون منع این دانشکده از پذیرش دانشجو نوشته می‌شود. امضاکنندگان این نامه، چنین تصمیمی را “غلط، نهادسوز و اندیشه‌ستیز” خوانده‌ و از کلیه کسانی که نقشی و تلاشی برای توقف فعالیت این دانشکده داشته‌یا در صدد جلوگیری از این اقدام هستند، خواسته‌اند که برای ممانعت از این تصمیم، واکنشی جدی نشان دهند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .