اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'محمدجواد ظریف'

Apr 06 2015

« درگيری لفظی» ظريف و کريمی‌قدوسی در کميسيون امنيت ملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: گزارش رسانه های خبری در ايران حاکی است که محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه ايران روز يکشنبه در يکی از «بی سابقه ترين» جلسه های کميسيون امنيت ملی مجلس نهم با جواد کريمی قدوسی، نماينده اصولگرای مجلس، درگيری لفظی داشته و به دنبال اين جدال لفظی «نيروهای حفاظتی» خبرنگاران و «افراد ديگر حاضر در جلسه را از کميسيون» به بيرون هدايت کرده اند.

پیشتر سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران گفته بود که این کمیسیون در نامه‌‌ای از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، برای حضور در این کمیسیون و «ارائه توضیحات درباره بیانیه لوزان» دعوت کرده است.

باشگاه خبرنگاران» وابسته به صدا و سيمای جمهوری اسلامی به نقل از نمايندگان مجلس گزارش داده است محمدجواد ظريف در جریان حضور در کمیسیون امنیت ملی مجلس در روز یکشنبه ۱۶ فروردین با جواد کريمی قدوسی درگيری لفظی داشته است.

جبار کوچکی‌نژاد، نماينده اصولگرا، در اين باره به «باشگاه خبرنگاران» گفته است: آقای کريمی‌قدوسی بحث‌هايی را در رابطه با فوردو و نطنز داشتند.

اين نماينده اصولگرا اضافه کرده است: آقای کريمی‌قدوسی نگرانی‌هايی را مطرح کرد که قبلاً به آقای ظريف تذکر داده شده بود.

جبار کوچکی‌نژاد همچنين گفته است: آقای کريمی‌قدوسی به آقای ظريف گفت حضرت آقا به شما تذکر داده است؛ولی آقای ظريف به آقای کريمی‌قدوسی گفت شما دروغ می‌گوييد به آقا تهمت می‌بنديد و به آقا ظلم می‌کنيد و آقا به من تذکر ندادند.

در همین حال، به گزارش تابناک پس از درگيری لفظی محمد جواد ظريف و احمد کريمی قدوسی «جلسه برای چند لحظه به شدت متشنج شد و نيروهای حفاظتی مجبور شدند سريعا خبرنگاران و افراد ديگر حاضر در جلسه را از کميسيون به بيرون هدايت کنند.»

یک نماينده عضو کمسيون امنيت ملی مجلس که نخواسته نامش فاش شود همچنين به تابناک گفته است: «آقای کريمی‌قدوسی به آقای ظريف گفت حضرت آقا به شما تذکر داده است؛اما ظريف به کريمی‌قدوسی گفت شما دروغ می‌گوييد و با اين گونه حرفها به آقا تهمت می‌بنديد و به آقا ظلم می‌کنيد و در آن جلسه هرگز آقا به من تذکر ندادند.»

این نماینده همچنین اظهار داشت:«ظريف به کريمی قدوسی گفت که شما در آن جلسه حضور نداشتيد و چگونه وقتی در آن حاضر نبوديد می توانيد انقدر راحت دروغ بگوييد، که وی نيز در پاسخ به ظريف گفت من در آن جلسه نبودم اما شنيده ام که در اين جلسه چه گذشته است.»

وی اضافه کرده است که آقای ظريف گفت« شما وقتی نميدانيد لطفا حرفی نزنيد و يا از کسی که در جلسه بود به صورت کامل جزئيات را سوال کنيد و سپس اظهار نظر کنيد، آقای لاريجانی رئيس مجلس در اين جلسه بودند و می تواند در اين مورد شهادت بدهند.»

طبق اين گزارش «بعد از اين، درگيری لفظی قدری بالا گرفت و دکتر ظريف با عصبانيت قصد ترک جلسه را داشت که با پادرميانی اکثريت نمايندگان حاضر که کريمی قدوسی را محکوم می کردند به جلسه بازگشت و پس از مدتی جلسه پايان يافت.»

تابناک همچنين گزارش داده است که نشست روز يکشنبه عصر کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس « يکی از بی سابقه ترين جلسات در دوره نهم مجلس» بوده است.

ايران و کشورهای ۱+۵ روز پنجشنبه دوم آوريل (۱۳ فروردين) در لوزان سوييس با انتشار بيانيه ای اعلام کردند که «چارچوب» های توافق نهايی را مشخص کرده اند.

No responses yet

Mar 09 2015

ظریف هم خواستار نابودی اسرائیل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: گفتگوی شبکه ان‌بی‌سی با جواد ظریف از دید مخاطبان بسیاری از رسانه‌های بنفش و سبز و شبکه‌های خبری بزرگ خارج از کشور پنهان ماند. ظریف در تایید حرف رهبر جمهوری اسلامی، خواستار نابودی رژیم اسرائیل شد.

گفتگوی [2] ان کوری، خبرنگار شبکه ان‌بی‌سی آمریکا با جواد ظریف، پوشش نسبتا مناسب و «مثبت» در شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور گرفت. اما بخشی از این گفتگو از دید سردبیران و خبرنگاران و مترجمان این شبکه‌ها پنهان ماند، درست مثل سخنان وزیر امور خارجه در شورای حقوق بشر سازمان ملل که از سوی رسانه‌های بزرگ و کوچک حامی دولت و اصلاح‌طلبان، نادیده گرفته شد.

در بخشی از گفتگو، خبرنگار ان‌بی‌سی، پرسش‌هایی را درباره نگاه جمهوری اسلامی به حکومت اسرائیل می‌پردازد. ان کوری می‌پرسد که بر اساس توئیت رهبری «معظم»، اسرائیل باید نابود شد. جواد ظریف که تا پیش از آن منکر این مساله شده بود، سخنان آیت‌الله خامنه‌ای را تایید می‌کند:

آن کوری: از آنجایی که تمایز قائل شده‌اید، می‌خواهم بدانم پس چرا ایران می‌خواهد رژیم اسرائیل را نابود کند؟
ظریف: قصد ما نابود کردن نیست. ما نمی‌خواهیم هیچ کسی را نابود کنیم.
آن کوری: خب، رهبر معظم ایران در پیام توئیتر خود نوشت که این رژیم اسرائیل باید نابود شود.
…
ظریف: این…این…باید نابود شود. این رژیم یک تهدید است، یک تهدید است. رژیمی که به کشتار کودکان بی‌گناه واقدامات خصمانه روی می‌آورد. ایران هرگزخاک کشوردیگری را اشغال نکرده است؛ ما دقیقا برخلاف اسرائیل، تهدید به استفاده از نیروی نظامی نکرده‌ایم. اسرائیل تقریبا هر روز تهدید می‌کند که علیه ایران از نیروی نظامی استفاده خواهد کرد و سابقه‌دار است. مسلم است که اگر آنها علیه ایران از نیروی نظامی استفاده کنند، ما از خود دفاع خواهیم کرد، کما اینکه در گذشته نیز با فداکاری‌های عظیم چنین کاری کردیم. اما به دنبال اشغال یا تهدید هیچ کسی نیستیم.

ANN CURRY: So how does Iran want to annihilate the regime of Israel, since you’re making the difference

JAVAD ZARIF: We don’t want to annihilate. We don’t want to–

ANN CURRY: Well, the Supreme Leader–

JAVAD ZARIF: –annihilate anybody.

ANN CURRY: –tweeted that–

JAVAD ZARIF: We have– the– well, what he says–

ANN CURRY: –it should be annihilated.

JAVAD ZARIF: It– it should be annihilated. That this regime is a threat, is a threat. A regime that engages in the killing of innocent children, a regime that engages in acts of aggression. Iran has not invaded any other country. We have not threatened to use force. Just exactly the opposite of Israel. Israel threatens to use force against Iran almost on a daily basis. And it has a record. Of course if they did use force against Iran, we would– defend ourselves, as we have done with– great sacrifice in the past. But we are not invading, we are not threatening anybody. We have not threatened anybody for 250 years. We have a record to prove of what we say. He doesn’t. He has a record full of infanticide, full of killing of innocent people, full of aggression against his neighbor, full of occupation. That does not give him the authority to talk about others in the way he does

No responses yet

Jan 29 2015

صادق آهنگران: قدم زدن ظریف با کری ننگی در تاریخ انقلاب بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دیگربان: صادق آهنگران قدم زدن محمد‌جواد ظریف و جان کری در ژنو را «ننگی» در تاریخ انقلاب اسلامی دانسته و گفته چنین «توهینی» به مردم ایران قابل توجیه نیست.

آقای آهنگران گفته سابقه نداشته یک نفر از یک کشور انقلابی با «گرگ خونخواری» که میلیون ها آدم را «قتل عام» کرده، قدم بزند.

این مداح اضافه کرده این کار ظریف، باعث «شرمندگی» جمهوری اسلامی شد و با هیچ توجیهی قابل دفاع نیست.

قدم زدن ظریف و کری در ژنو برای وزیر امور خارجه و دولت حسن روحانی دردسر تازه‌ای فراهم کرده به طوری که محافظه‌کاران تندرو در یک هفته گذشته حملات تندی متوجه ظریف کرده‌اند.

گروهی از نمایندگان مجلس هم وزیر امور خارجه را به مجلس احضار کرده و قصد دارند از وی درباره قدم زدن با کری توضیح بخواهند.

No responses yet

Apr 11 2014

ظریف و حرف‌های نه چندان ظریف

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سخنان ظریف نگرانی را برجسته می‌سازد که ادعا‌های دولت یازدهم در زمینه تنش زدایی در سیاست خارجی و مصالحه اتمی در عمل رنگ باخته و حمایت اجتماعی از دولت یازدهم، خرج بازگشت به رویکرد تقابلی شود.

سخنان جواد ظریف در جمع ایرانیان مقیم وین پرتو دیگری بر دیدگاه سیاست خارجی دولت اعتدال و نقاط اشتراک راهبردی آن با نظرات خامنه‌ای و بخش مسلط قدرت افکند. حلقه مرکزی سخنان ظریف را می‌توان در محور‌های زیر دسته بندی کرد:

قدرت نرم و فرهنگ بنیاد جمهوری اسلامی

ظریف می‌گوید: «مبنای قدرت ایران اسلامی در دنیای امروز آن است که باور دارد از زمینه‌های فرهنگی برخوردار است که می‌تواند برای دنیا سخن قابل گفتن داشته باشد. آنچه که باعث می‌شود به ما به عنوان منادیان گفتگو و تعامل احترام بگذارند، همین است که ما بر پایه یک باور فرهنگی عمیق که مبتنی بر سنن ایرانی ماست، ایستاده‌ایم و از این منظر با دنیا گفتگو می‌کنیم» او مبنای مشروعیت و قدرت حکومت را در پیوند با مردم و تکیه زدن به فرهنگ دیرینه ایران در طول تاریخ بیان می‌کند.

برجسته‌سازی حاکمیت یگانه و حل و فصل شکاف دولت – ملت به نفع حکومت

ظریف در سخنان فوق و دیگر مواضعش آشکار ساخته که تمایلی به دیدگاه حاکمیت دوگانه ندارد و خود و وزارت خارجه تحت امرش را در ارتباط نا گسستنی با راس هرم قدرت و بخش‌های انتصابی تعریف می‌کند. همچنین وی به گونه‌ای سخن می‌گوید که وضعیت کنونی دولت و سیاستی که در دیپلماسی اتخاذ گردیده، ادامه روند گذشته است و همیشه بردار‌های نظام و مردم همسو بوده است. او اشاره‌ای به شکاف بین دولت- ملت و تاثیر پذیری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از این شکاف نمی‌کند و بر عکس گویی سخن می‌گوید که از آن مستفاد می‌شود غلبه تنش زدایی در سیاست خارجی به جای نگاه تقابلی ناشی از تبعیت نظام از خواست مردم بوده است.

نگاه منفی به نظام حکمرانی غرب و دموکراسی متعارف

ظریف در سخنانش به نحو پر رنگی برتری سیستم حکومتی جمهوری اسلامی بر نظام‌های دموکراسی غربی را برجسته می‌سازد. بین سخنان وی و ادعای مردم سالاری دینی خامنه‌ای تفاوت و تعارضی وجود ندارد. ظریف با بیانی پوشیده تر به این مساله می‌پردازد. وی مبنای مشروعیت کشور‌های غربی را قدرت و حمایت خارجی می‌داند اما توان جمهوری اسلامی را متاثر از حمایت مردم و پایگاه اجتماعی بالا توصیف می‌نماید. او در ادامه سخنان قبلیش به تحقیر پارلمان اروپا پرداخت و آن را فاقد اهمیت برشمرد.

نفی حکومت محوری برنامه هسته‌ای

ظریف درادامه مواضع پیشین به گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی از ابتدا با خواست مردم شکل گرفته و با پشتوانه حمایت انها جلو آمده است. او برنامه هسته‌ای را ترجمان همگرایی مردم و حکومت می‌داند.

خصلت ایجابی و خود خواسته در مصالحه گرایی هسته‌ای

ظریف با خرج کردن از مردم ایران مدعی می‌شود که عقب نشینی حکومت از مواضع هسته‌ای گذشته و محدود کردن ابعاد غنی سازی اورانیوم واکنشی به تحریم‌ها و تبعات سنگین اقتصادی و اجتماعی ان نبوده است. بلکه حکومت به تاسی از تمایل مردم ایران به تعامل و گفتگو به مذاکره و تلاش برای رسیدن به تفاهم روی آورده است.

محور‌های فوق که نکات اصلی سخنان ظریف را بازتاب می‌دهند از تعارض و عدم انسجام رنج می‌برند. اما مشکل بزرگ آنها صورتبندی کاذب از بحران هسته‌ای و موقعیت کنونی مذاکرات است. ادعا‌های ظریف عمدتا خلاف واقعیت بوده و تعارض‌های آن با عملکرد نظام، مواضع روحانی پیش از انتخابات و روند تحولات هسته‌ای چشمگیر است. هر چه قدر که از عمر دولت روحانی می‌گذرد بیش از پیش ادعای دولت راستگویان رنگ می‌بازد.

در ادامه دلایل غیر واقعی بودن ادعا‌های ظریف شرح داده می‌شود. جمهوری اسلامی اگر چه در بدو تشکیل از حمایت توده‌ای برخوردار بود ولی استفاده از قدرت سخت، خشونت عریان، سرکوب خونین، فریبکاری و سوء استفاده از مقدسات از همان آغاز رکن مهمی در تثبیت و بقاء این نظام بود. هر چه از عمر این نظام بیشتر گذشت و بخصوص در دوره رهبری خامنه ای، اتکاء نظام به انحصار منابع قدرت، اجبار، جلوگیری از مشارکت سیاسی موثر مخالفان و تنگ تر شدن مدار خودی‌ها افزایش یافت.

طرح این همانی بین مردم و نظام و مردمی دانستن حکومت از ابعاد مختلف مردود بوده و ادعایی کاذب بیش نیست. ساختار حقوقی، عملکرد تاریخی نظام، سرکوب مستمر وسیستماتیک حقوق ملت، حذف دیدگاه‌های مخالف و دگراندیش جایی برای این ادعا‌های سست باقی نمی‌گذارد.

دولت روحانی و وزیر خارجه شدن جواد ظریف محصول شکاف تاریخی دولت- ملت بود. آنها نماینده نمونه‌وار و واقعی ساختار قدرت نبودند. اما طفره رفتن دولت‌مردان اعتدال از حل شکاف دولت- ملت به نفع مردم و جنبش اعتراضی و همچنین وفاداری آنها به حاکمیت یکپارچه ولایی روشن می‌سازد که چرا خامنه‌ای امکان بازیگری را از روحانی و حلقه‌اش سلب نکرد اگر چه دلایل قابل اعتنایی نیز وجود دارد که چه بسا بر مبنای مصلحت سنجی سیاسی از آن استقبال نیز کرده باشد.

برنامه هسته‌ای از ابتدا تا کنون پروژه‌ای صرفا حکومتی بوده است. مردم، جامعه مدنی، کارشناسان و متخصصان مستقل و نهاد‌های حرفه‌ای در مدیریت آن نقشی نداشته اند. بنابراین پشت سر مردم پنهان شدن و پروژهای که اهداف امنیتی و سیاسی حکومت را دنبال می‌کند به نام مردم سکه زدن نه با واقعیت سازگار است و نه ظرفیتی برای حل مشکلات در چارچوب منافع ملی دارد.

اکثریت مردم ایران از ابتدا همراهی با ماجراجویی هسته‌ای حکومت و عظمت طلبی اتمی خامنه‌ای نداشتند. بر همین مبنا وقتی حسن روحانی دیدگاه تقابلی در سیاست خارجی و تداوم غنی سازی به هر قیمتی را رد کرد و بر آشتی با دنیا تاکید نمود، اکثریت جامعه به وی رای دادند. ظریف یک بار سخنان انتخاباتی روحانی را مرور کند تا اینگونه واقعیت‌ها را تحریف نسازد. روحانی در ایام انتخابات مرتب بر نا موجه بودن هزینه‌های اقتصادی برنامه هسته‌ای مانور داد.

همزمان با سخنان ظریف، خامنه‌ای به میدان آمد و صریح تر از همیشه گفت دلیل نرمش قهرمانانه، خنثی سازی فضا سازی خصمانه غرب بوده است. بیان صریح تر و رمز گشایی شده سخنان وی این است که وی از گسترش خصومت و تنش بین غرب و ایران احساس خطر کرده و تبعات اقتصادی و سیاسی آن را قابل تحمل ارزیابی نکرده است. از اینرو ترمز برنامه هسته‌ای را کشیده و تصمیم به تنش زدایی و عقب نشینی تاکتیکی گرفته است. مصلحت نظام در شکستن فضا سازی غرب در سخنان خامنه‌ای معنای عملی جز رهایی از حلقه محاصره و کاهش فشار تحریم‌ها ندارد.

ظریف حاکمیت دوگانه را نفی می‌کند و سیاست کنونی دولت را توامان متکی به حمایت نظام و مردم می‌داند. اما در برابر تعارض سیاست دولت فعلی با دولت قبلی سکوت می‌کند. اگر همین امیتازاتی که دولت روحانی در ادامه مرحله مخفی نرمش قهرمانانه اعطاء کرد را مذاکره کنندگان اتمی پیشین نیز می‌پذیرفتند، اقدام مشترک شش ماهه ژنو خیلی زود تر منعقد می‌شد.

اما خامنه‌ای تا پیش از گسترش تحریم‌های یکجانبه غرب درحال و هوای دیگری سیر می‌کرد و اینک تصمیم به عقبنشینی محدود گرفته ومجوزبه دولت برای مصالحه و محدود کردن ابعاد فعالیت‌های هسته‌ای و دور شدن از نقطه جوش را صادر کرده است.

بلوک قدرت و بخش مسلط آن هیچگاه تبعیت از نظر مردم و افکار نداشته و معتقد بوده که آنها در قالب عام باید از نظرات خواص حکومتی تبعیت کنند.

نظام‌های غربی از دموکراسی حد اکثری و ایده آل فاصله دارند اما خصلت مردمی آنها و وابستگی شان به حمایت مردم و جامعه بسیار بیشتر از حکومتی مانند جمهوری اسلامی است. نفی این واقعیت توسط ظریف به منزله عدم باور به دموکراسی است. بر خلاف نظر وی توجه به جمهوری اسلامی از منظر بازیگری قابل احترام در جامعه جهانی نیست بلکه بیشتر متکی به دفع خطر از سوی حکومتی ستیزه جو است که منففعتش را در ستیز با نظم موجود جهانی می‌داند.

حملات ظریف به اروپا به دلیل مواضعی است که آنها در خصوص مهار فعالیت‌های حساس هسته‌ای و نقض حقوق بشر در ایران گرفته اند. مخالفت با ماجرا جویی هسته‌ای حکومت و ریسک بالای دست یابی به قابلیت‌های نظامی اتمی توسط حکومتی مانند جمهوری اسلامی مورد توجه بخش‌های زیادی از مردم ایران نیز است. اگر در داوری پیرامون مسائل به گوینده حرف توجه نشود و فقط خود حرف و نظر مبنا قرار بگیرد. قطعنامه پارلمان اروپا و درخواست برای تغییر رفتار حکومت در حوزه حقوق بشر و سیاست‌های منطقه‌ای مسائلی نیستند که شکاف بین ملت ایران و اروپا ایجاد کند.

مخاطب اروپا و آمریکا حکومت ایران هستند و با توجه به شکاف موجود، ارتباطی با مردم ایران پیدا نمی‌کند. جواد ظریف به جای استفاده از فرهنگ ومردم ایران برای پروژه‌ها و گفتمان‌های حکومتی شایسته است برای ترمیم شکاف ملت- دولت به نفع مردم و مردم سالاری تلاش نماید. حکومتی که از همان ابتدا گسست خود را با تاریخ گذشته ایران اعلام کرد و سال‌ها کوشید فرهنگ و هویت قدیم ایران را نفی کرده وقرائت خاص خود از فقه شیعه را با چاشنی تمامیت خواهی بر اذهان عمومی تحمیل نماید، نمی‌تواند از فرهنگ هزار ساله ایرانی برای پیشبرد مواضع خود استفاده نماید.

سخنان ظریف نگرانی را برجسته می‌سازد که ادعا‌های دولت یازدهم در زمینه تنش زدایی در سیاست خارجی و مصالحه اتمی در عمل رنگ باخته و عملا حمایت اجتماعی ایجاد شده پشت سر دولت یازدهم، خرج بازگشت به رویکرد تقابلی شود. احتمال اینکه خامنه‌ای روی این مساله حساب کرده تا بخش بیشتری از مردم را در پشت دیدگاه‌های ستیزه جویانه در سیاست خارجی بسیج نماید، بالا است.

مطلوبیت دولت یازدهم بر دولت‌های نهم و دهم در کاربست و انتخاب دیدگاه‌های متفاوت است. پوشیدن ردای وزارت ظریف موقعی ارزش دارد که در عمل وبه صورت واقعی آشتی طلبی با دنیا و منافع ملی در سیاست خارجی مبنا قرار بگیرد. ولی اگر قرار باشد همان حرف‌های احمدی نژاد و اصول گرایان به صورت پیچیده تر و ظریف تکرار شده و فقط افراد جابجا شوند، آنگاه منفتی عاید کشور وملت نخواهد گشت.

حمایت‌ها و داوری‌های عمومی امر متغیر وبسیار دگر گون شونده‌ای در ایران است.بسیاری از افراد بوده اند که در دوره‌ای محبوبیت بالا داشتند ولی به سرعت در افکار عمومی سقوط کرده اند. در مملکتی مانند ایران که ملتش به قهرمان سازی وقهرمان سوزی سریع، مشهور هستند، ظریف و دیگر دولتمردان اعتدال باید مراقب اعمال و دیدگاه‌های شان باشند. وضعیت کنونی دائمی نیست. سخنان و مواضع اخیر جواد ظریف فاصله‌های بیشتری را با رهیافت‌های خرد گرایانه و آشتی جویانه در سیاست خارجی نشان می‌دهد.

No responses yet

Mar 21 2014

ظریف منکر هرگونه اعدام سیاسی در ایران شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پارلمان اتریش از شرایط حقوق بشر در ایران دفاع کرد و مدعی شد که در این کشور اعدام سیاسی وجود ندارد.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۲۸ اسفند در پارلمان اتریش مدعی شد که در ایران اعدام سیاسی وجود ندارد. وی هم‌چنین از شرایط حقوق بشر در ایران دفاع کرد اما گفت که جا برای بهتر شدن اوضاع وجود دارد.

به گزارش رویترز ، آلِو کورون Alev Korun نماینده پارلمان اتریش از حزب سبزها و فعال حقوق بشر، اظهار که ظریف طی یک نشست یک‌ونیم ساعته پشت درهای بسته با نمایندگان اتریشی، گفت که نگاه منفی به اوضاع حقوق بشری در کشورش ندارد اما در عین حال تاکید کرد که شرایط حقوق بشری در همه جای دنیا می‌تواند بهبود یابد.

ورنر فاسلابند Werner Fasslabend وزیر سابق دولت اتریش و رییس جامعه ایرانیان-اتریشی‌ها نیز گفت که ظریف از اساس منکر هرگونه اعدام سیاسی در ایران شده و گفته که چنین امری به وقوع نپیوسته است.

این در حالی است که حکومت ایران جمعی از زندانیان سیاسی را به اتهام‌های «محاربه» و «اقدام علیه امنیت ملی» اعدام می‌کند و میزان کل اعدام‌ها پس از روی کار آمدن حسن روحانی به هیچ‌وجه کاهش نیافته است. اتهام‌هایی که به عقیده بسیاری از ناظران حقوق بشر، ممکن است در شرایط غیراستاندارد و زیر شکنجه اخذ شده و هم‌چنین متهمان به شرایط قضاوت عادلانه دسترسی نداشته باشند.

احمد شهید گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران هم‌چنین از وجود حدود ۹۰۰ زندانی سیاسی شامل روزنامه‌نگاران، وکلا، فعالان سیاسی و مدافعان حقوق اقلیت‌های قومی مذهبی در زندان‌های ایران خبر داده است.

جمهوری اسلامی ایران اجازه ورود به گزارش‌گر ویژه سازمان ملل متحد را نداده و جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در اظهارات متعددی به وی حمله کرده، او را «هنرپیشه رسانه‌ای برای تبلیغ علیه جمهوری اسلامی»، «نادان، مغرض و حامی تروریست‌ها» و «احمق شریر» خوانده است

No responses yet

Mar 18 2014

خاطره شنیدنی ظریف از همراهی با سعید امامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

خودنویس: ظریف از زمانی می‌گوید که به همراه سعید امامی و سیروس ناصری در سازمان ملل تصمیم گرفتند تا با تعریف داستان بزبزقندی، «مشت محکمی به دهان استکبار» بکوبند.

بخش تحلیل خودنویس: انتشار کتاب «آقای سفیر [2]»، دریچه‌ای تازه به یکی ناشناخته‌ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی می‌گشاید. کسی وقتی به آمریکا می‌آید، جوانان بسیاری می‌خواهد در کنارش عکس یادگاری بیاندازند. در ماه اسفند،تلاش کردیم تا «آقای سفیر» را بهتر معرفی کنیم. بخش اول [3]، دوم [4] و سوم [5] این سلسله‌ یادداشت‌ها را از دست ندهید.

محمدجواد ظریف در جای‌جای کتابش به اشتباهات نمایندگان ایران در سال‌های نخست پس از انقلاب و بی‌تدبیری آن‌ها در مجامع جهانی اشاره می‌کند. عدم وجود تخصص، تجربه و سواد کافی در بسیاری از موارد مانند دوران حساس جنگ ایران و عراق، ضررهای جبران ناپذیری به کشور وارد کرده است.

به گفته‌ی ظریف، در میان نمایندگان نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلامی، «اکثر افراد دیپلم داشتند و بالاترین مدرک‌شان لیسانس بود». وی تاکید می‌کند: «آن‌قدر این دوستان دیپلمه در خارج از کشور لیسانس گرفتند که آقای مهندس موسوی در زمان نخست وزیری‌اش، درس خواندن دیپلمات‌های ایرانی را در خارج از کشور ممنوع کردند».

ظریف می‌افزاید: تمام این افراد که «مقام پوششی نیز داشتند» در سال اول دانشگاه و در حالی که زبان انگلیسی را خوب نمی‌دانستند، سفیر یا دبیر جمهوری اسلامی می‌شدند. [۱]

ظریف ادامه می‌دهد: «در ۱۰ سال اول انقلاب، وزارت خارجه کاملا ناتوان و بدون نیرو بود. افراد انگشت‌شماری زبان انگلیسی می‌دانستند و تعداد بسیار کمی از دوستان بودند که اصلاً متوجه باشند سازمان ملل متحد چیست، آن هم نه در حد تخصص، در حد عمومی».

برای مثال، وی می‌گوید زمانی که سیدعلی خامنه‌ای رییس جمهوری وقت در سال ۱۳۶۷ به نیویورک سفر کرد، مترجمی که با خود برده بود، زبان انگلیسی‌اش «برای شنوندگان آمریکایی اصلاً مفهوم نبود».[۲]

ظریف به خودش اشاره کرده و می‌گوید: «در دفتر نمایندگی در دوره آقای رجایی [خراسانی] یک کتابچه‌ی به‌جا مانده از زمان شاه وجود داشت که راجع به روش نامه‌نگاری دیپلماتیک بود. آن را به من دادند و من آن را مطالعه کردم. بنابراین اولین کسی که در میان تازه‌واردان چگونگی نامه‌نگاری دیپلماتیک را فراگرفت، بنده بودم».[۳]

ظریف و سعید امامی قصه بزبزقندی تعریف می‌کنند

ظریف می‌گوید در سال ۱۳۶۱ هنگامی که همراه سعید امامی و سیروس ناصری در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد (مربوط به بحث حقوق بشر) شرکت می‌کردند، اصرار داشتند که «حتی اگر کسی یک کلمه نیز راجع به جمهوری اسلامی ایران صحبت کند»، پاسخ آن‌را بدهند.[۴]

وی می‌افزاید: «آن زمان اروپایی‌ها راجع به ۲۰ کشور صحبت می‌کردند و یک دقیقه هم راجع به ایران می‌گفتند. ما نیز که جوان و تا حدی جویای نام بودیم، اصرار داشتیم که در پاسخ به آن، ده دقیقه صحبت کنیم. لذا کار بنده، آقای سیروس ناصری* و آقای سعید امامی این شده بود که در جلسه به دقت گوش می‌کردیم و مطلب می‌نوشتیم تا من پاسخ بدهم»[۵]

وی می‌گوید که به همراه دو یار نام‌برده‌اش، پس از آن‌که «نماینده امریکا سخن‌رانی کرد و راجع به ایران هم کلمه‌ای گفت» تصمیم گرفتند «تا مشت محکمی بر دهان استکبار» بکوبند.

ظریف ادامه می‌دهد: «پس از مشورت سه‌نفره قرار شد که بنده در جواب، قصه بزبزقندی را بگویم. همان قصه معروف که گرگ به در خانه آمد و گفت من مادرتان هستم، بچه‌ها گفتند که دستت را نشان بده، گرگ هم پنجه‌هایش را نشان داد و آن‌ها فهمیدند که با چه کسی طرف هستند. در آن جلسه گفتیم که ما این قصه را برای بچه‌هایمان تعریف می‌کنیم تا بدانند که چطور با استعمار مبارزه کنند. اکنون نیز به امریکا می‌گوییم که پنجه‌هایش را از زیر در وارد کند تا ما خون مردم ویتنام و فلسطین را بر دست‌های او ببینیم و بدانیم غصه‌ای که برای حقوق بشر ایران می‌خورد، غصه گرگ است».[۶]

ظاهراً نماینده آمریکا هم در پاسخ به طعنه می‌گوید: «نماینده محترم ایران آن‌قدر برای این کمیته ارزش و اعتبار قایل است که افسانه‌ای برای آن تعریف می‌کند».

البته این تنها موردی نیست که ظریف به واکنش‌های طعنه‌آلود جامعه بین‌الملل اشاره می‌کند.

وی می‌گوید: «من در سال اول ورودم به نمایندگی، اعلام کردم که در روز شکرگزاری نیز به کارم ادامه خواهم داد، زیرا در این روز مهاجرین اولیه آمریکایی، سرخ‌پوست‌ها را کشته‌اند و به شکرانه قتل‌عام سرخ‌پوست‌هاست که جشن گرفته‌اند… آن سال بنده از طرف نمایندگی نامه رسمی نوشتم که نباید روز شکرگزاری را تعطیل کند اما هیچ‌کس به حرف ما توجهی نکرد». ظریف می‌گوید آن‌ها در واکنش: «خیلی طبیعی گفتند که کار کنید، زیرا دفتر نمایندگی که در مقر سازمان ملل متحد نیست»! [۷]

از بحث حقوق بشر به همراهی سعید امامی تا منافع ایران در جنگ

«در موردی دیگر و برای مثال همان سال بنده راجع به جهان‌شمولی حقوق بشر در کمیته سوم سخن‌رانی کردم… به یاد دارم که بنده، آقای سعید امامی و آقای باقر اسدی این سخن‌رانی را نوشتیم و من خواندم… متن خیلی سنگینی نوشتیم که جهان غربی که غرایز اولیه بشری در آن حکومت می‌کند چطور می‌خواهد راجع به دنیا نسخه حقوق بشر بپیچد». [۸]

ظریف می‌افزاید: «اگر ما تجربه داشتیم و با عقلانیت رفتار می‌کردیم هیچ‌گاه موضوع کمیته‌ای را که اصلاً راجع به ایران نبود و تا دو سال بعد هم قطع‌نامه‌ای راجع به ایران نداشت، به این خیال که می‌خواهیم در برابر هر اهانتی، از جمهوری اسلامی ایران دفاع کنیم، به سمت ایران سوق نمی‌دادیم»[۹]

وزیر خارجه کنونی جمهوری اسلامی از موردی دیگر در سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی طی زمانی که کشور درگیر جنگ با عراق بود پرده بر می‌دارد. وی می‌گوید: پس از فتح خرمشهر «تصمیم گرفتند ایران را به عنوان یکی از طرفین جنگ به جلسه‌ای دعوت کنند. آقای رجایی برای شرکت در این جلسه با من مشورت کردند. به این نتیجه رسیدیم که شوارای امنیت را بایکوت کنیم و از آن‌ها بپرسیم که چرا بعد از آزادی سرزمین‌مان به این قضیه توجه کردند در حالی که قبل از آن در سکوت به سر می‌بردند».

او ادامه می‌دهد: «البته دلیل دیگر ما برای بایکوت کردن شورای امنیت این بود که هنوز تصمیم مشخصی در داخل کشور گرفته نشده بود و ما نمی‌دانستیم چه جوابی باید به شورای امنیت بدهیم. در نهایت تصمیمی تاکتیکی گرفتیم و مسوولان داخل کشور نیز آن را پذیرفتند. جالب این‌جاست که تا شش سال بعد این تصمیم تاکتیکی به عنوان استراتژی جمهوری اسلامی باقی ماند.»[۱۰]

جالب‌تر اما این‌جاست که ظریف می‌گوید «آقای رجایی فقط برای بحث‌های مربوط به فلسطین یا افغانستان به شورای امنیت می‌رفتند»[۱۱] نه مباحث مربوط به جنگ ایران و عراق!

وقتی قدیمی‌ها سربه‌سر ظریف گذاشتند

محمد جواد ظریف غیر از نداشتن کادر سیاسی متخصص در نیویورک، مشکلات دیگری هم داشت. وی می‌گوید: «از جمله مشکلات دیگر ما در نمایندگی، بعضی شیطنت‌های کارمندان قدیمی بود. با این‌که تمامی کارهای نمایندگی بر عهده ما بود، اما این دوستان ما را مانند راننده‌های به سازمان ملل متحد معرفی کرده بودند؛ یعنی کارت ورود من به سازمان ملل متحد، شبیه کارت ورود راننده به آن‌جا بود». [۱۲]

او ادامه می‌دهد: «زمانی به عنوان کاردار در مجمع عمومی سخن‌رانی داشتم و همین کارت را به نگهبان نشان دادم، مرا نشناخت… آن روز نگهبان به من گفت حداکثر می‌توانی کاغذهایی که به همراه آورده‌ای به رییست تحویل دهی و برگردی»[۱۳]

ظریف با ذکر این‌که «در دوران جنگ، ایران در سازمان ملل متحد به شدت منزوی شده بود»ِ می‌گوید: «البته برخی افراد به طور خصوصی می‌گفتند ما دلمان با شماست اما همان افراد حاضر نبودند در یکی از سالن‌ها یا راهروها به همراه ما چایی بنوشند»[۱۴]

وقتی یقه ظریف «آخوندی» نبود

ظاهراً تنها دلیل چای ننوشیدن دیپلمات‌های دیگر با هیات ایرانی، انزوای کشور نبود، نحوه برخورد این هیات به‌ویژه با خانم‌ها و پوشیدن لباس‌های کثیف و نامرتب از دلایل دیگری بود که ظریف بدان‌ها اشاره می‌کند: «روزی در رابطه با قطع‌نامه حقوق بشر با خانمی که دبیر اول سفارت مجارستان بود، قرار ملاقاتی گذاشتیم. ما با لباس و ظاهری غیر متعارف به آن‌جا رفتیم. زمانی که با آن خانم دست ندادیم، ناراحت شد و از ما خواست کارت‌مان را نشان بدهیم. بر روی کارت ما کلمه مشاور نوشته شده بود. ایشان گفتند که من با شما صحبتی ندارم چرا که صرف درخواست شما برای ملاقات با من توهین به مقام من است و من باید با همتای خودم ملاقات کنم».[۱۵]

وی می‌افزاید: «دیپلمات‌های ایران بعد از انقلاب، فن دیپلماسی را نمی‌دانستند و زبان انگلیسی‌شان خوب نبود… ظاهرشان نیز مناسب نبود. حتی خود من در روزهای اول با کاپشن به نمایندگی نیویورک رفتم و واقعا کت نداشتم. افرادی بودند که با کت سربازی به سازمان ملل متحد می‌رفتند. پس از این‌که کت سربازی را کنار گذاشتند، کت‌وشلوارهای کثیف، بی‌حساب و با یقه باز می‌پوشیدند».

«آقای سفیر» می‌گوید: «خاطرم هست به‌تازگی یقه سه‌سانتی یه به اصطلاح آخوندی در وزارت خارجه مرسوم شده بود. در نیویورک هم که ار آن پیراهن‌ها پیدا نمی‌شد. بنابراین از همسرم خواهش کردم تا یقه پیراهنم را بشکافد و آن قسمت بالایی‌اش را دربیاورد. به همین صورت یقه دیپلماتیک درست کردیم. روز اولی که این کار را انجام دادم و به سازمان ملل متحد رفتم، خانم موخرجی نماینده هند کنار من نشسته بود… آن خانم به من گفت امروز اولین باری است که با ظاهری مرتب به این‌جا آمده‌ای».[۱۶]

با دلار خودم درس خواندم، به هزینه جمهوری اسلامی اشتباه کردم

در زمان انجام مصاحبه محمدمهدی راجی با جواد ظریف برای نگارش کتاب آقای سفیر، وی گفته بود: «از این ۲۵ سال و از همه زندگی‌ام و از تمام نعمت‌هایی که خدا به من عنایت کرده، شاکر و راضی‌ام… اما اگر قرار بود دوباره انتخاب کنم، حتماً مسیر یک رشته فنی غیرسیاسی را انتخاب می‌کردم، زیرا به آن حوزه‌ها نیز علاقه‌مندم. مثلاً به کار کامپیوتر، مهندسی یا ساختمان می‌رفتم که “وزر و وبالش” کم‌تر بود».[۱۷]

وی در توضیح “وزر و وبال”، گفت که منظورش «مسوولیت، مخصوصاً مسوولیت اخروی» است و ادامه می‌دهد: «اگر می‌دانستم در این رشته این‌قدر انتخاب پرمسوولیت دارم، به رشته دیگری می‌رفتم… اگر انتخاب دوباره‌ای داشتم، حتما کار دیگری را انتخاب می‌کردم». [۱۸] ظریف تاکید کرد: «متواضعانه احساس می‌کند که یک توانمندی دارد و این توانمندی به هزینه جمهوری اسلامی به دست آمده است».

وی با ذکر این‌که «البته بنده هیچ‌گاه به هزینه جمهوری اسلامی درس نخواندم، بلکه تماماً به هزینه شخصی و حتی با دلار آزاد بوده است»، ادامه می‌دهد: «اگر کسی معتقد است که من یک دیپلمات باسابقه هستم، این درس نبوده که از من یک دیپلمات با سابقه ساخته است، بلکه اشتباهاتی بوده که بنده در محل کارم کردم و تجربه‌هایی بوده که کسب کردم»[۱۹]

ظریف که اوایل کارش، در صحن عمومی سازمان ملل متحد با مشورت سعید امامی و سیروس ناصری، قصه بزبزقندی تعریف می‌کرد، اکنون در شرایطی که سعید امامی داروی نظافت خورده و سیروس ناصری پس از دادگاه رسیدگی به اتهام دریافت رشوه در معاملات نفتی کیش‌اورینتال، ترجیح داده در اروپا زندگی کند، سکان هدایت دیپلماسی کشور را در دست گرفته است. هدایتی که به گفته‌ی او [6]، حتی یک قدمش بدون اجازه ولی فقیه جمهوری اسلامی نخواهد بود.

…

۱. محمدمهدی راجی؛ آقای سفیر، گفت‌وگو با محمدجواد ظریف؛ نشر نی(۲۰۱۳)؛ نسخه منتشرشده توسط فارسی‌بوک لندن، ص ۵۹

۲. همان، ص ۶۸

۳. همان، ص ۳۶

۴. همان، ص ۳۹

۵. همان، ص ۴۰

۶. همان، صص ۴۱ و ۴۲

۷. همان، ص ۴۳

۸. همان، ص ۴۲

۹. همان، ص ۴۲

۱۰. همان، ص ۳۶

۱۱. همان، ص ۳۷

۱۲ و ۱۳. همان، صص ۵۵ و ۵۶

۱۴. همان، ص ۵۷

۱۵. همان، ص ۵۸

۱۶. همان. ص ۸۹

۱۷. همان، ص ۲۸۴

۱۸. همان، ص ۲۷۵

* سیروس ناصری که از همان زمان وارد کارهای سیاسی بین‌الملل شد، بعدها سفیر ایران در سویس و عضو نمایندگی ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نمایندگی ایران در مقر سازمان ملل در ژنو و از اعضای تیم مذاکرات درباره قطع‌نامه ۵۹۸ بود. وی که نایب رئیس هیات‌مدیره شرکت کیش‌اورینتال نیز بود، در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد با اتهام دریافت رشوه نیم‌میلیون دلاری در قراردادهای نفتی مواجه و دادگاهی شد. ناصری پس از حکم تبرئه، ایران را ترک گفت و پس از سال‌ها، در مراسم ختم مادر محمدجواد ظریف، هم‌زمان با حسین موسویان برای نخستین بار به کشور سفر کرد.

No responses yet

Mar 18 2014

«لغو» شام کاری ظریف و اشتون در وین

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری‌های ایران گزارش کرده‌اند که مراسم شام وزیر خارجه ایران و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در وین٬«در واکنش به دیدار این مقام اروپایی با فعالان زن» در ایران٬ «لغو شده است».

خبرگزاری جمهوری اسلامی٬ ایرنا٬ روز دوشنبه٬ ۲۶ اسفنماه گزارش کرد در حالی که پیش‌بینی می‌شد ضیافت شام محمدجواد ظریف و کاترین اشتون ساعاتی پس از ورود تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران به وین٬ برگزار شود٬ «وزیر امور خارجه ایران این ضیافت شام را لغو کرد».

ایرنا می‌گوید اگرچه دلیل لغو این ضیافت اعلام نشده٬ «منابع آگاه» این اقدام را «در راستای دیدارهای خلاف عرف دیپلماتیک مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در تهران» ارزیابی می‌کنند.

خبرگزاری مهر نیز آورده است که در پی لغو ضیافت شام آقای ظریف و خانم اشتون «در واکنش به دیدارهای اشتون در تهران با زنان فعال حقوق بشر در تهران»٬ عباس عراقچی و هلگا اشمید٬ معاون‌های وزیرخارجه ایران و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای تعیین چارچوب مذاکرات٬ با یکدیگر دیدار کردند.

به دنبال دیدار کاترین اشتون با نرگس محمدی٬ فعال زن و گوهر عشقی٬ مادر ستار بهشتی٬ اصول‌گرایان در ایران به شدت به این ملاقات اعتراض کردند. منتقدان وزارت خارجه را به کم‌کاری در این زمینه متهم کردند و حدود ۴۰ نماینده مجلس خواستار سوال از وزیر خارجه در این خصوص شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری‌های ایران٬ به دنبال این انتقادها وزارت خارجه اظهار کرد که دیدارهای خانم اشتون با این نهاد هماهنگ نشده بود٬ اما از دیگر سو طبق این گزارش‌ها٬ خانم اشتون اظهار کرده است که این دیدارها با هماهنگی وزارت خارجه در ساختمان سفارت اتریش در تهران صورت گرفته است.

این انتقادها در حالی مطرح شده است که محمدجواد ظریف شامگاه دوشنبه٬ در صفحه فیس‌بوک خود بدون اشاره به مورد مشخصی آورد: «این روزها بازار فرافکنی٬ دروغ٬ تهمت و حتی نقل قول‌های بی‌پایه و ناسازگار با ادبیات بنده بسیار داغ است.»

وی افزود: «فعلا به خاطر منافع کشور در این مرحله حساس سکوت می‌کنم و همه را به پرهیز از قضاوت و تحلیل‌های شتابزده دعوت می‌نمایم.»

محمدجواد ظریف به همراه سایر اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای در حال حاضر برای برگزاری دور دیگری از مذاکرات با ۱+۵ برای دستیابی به توافق نهایی٬ در وین حضور دارند.

مذاکرات ایران و شش قدرت جهانی سه‌شنبه٬ ۲۷ اسفندماه آغاز می‌شود.

No responses yet

Mar 14 2014

در پی جوسازی های صورت گرفته از سوی محافظه کاران ارسال شد: نامه نرگس محمدی به محمد جواد ظریف

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

کانون مدافعان حقوق بشر: نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر با ارسال نامه ای به محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در خصوص واکنش او به دیدار کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با تعدادی از فعالان حقوق زن، توضیحاتی را ارائه کرد.
پس از ملاقات کاترین اشتون با گوهر عشقی- مادر ستار بهشتی-، نرگس محمدی و 5 فعال دیگر حقوق زن، برخی مسئولان حکومتی و سایت ها و رسانه های وابسته به طیف محافظه کار در موضع گیری هایی با انتقاد از عملکرد دستگاه دیپلماسی، اتهام هایی را هم به خانم محمدی نسبت دادند.
کاترین اشتون اولین سفر خود به تهران را با دیدار با 7 نفر از فعالان حقوق زن آغاز کرد. مادر ستار بهشتی، وبلاگ نویس کشته شده در اثر بدرفتاری در بازداشتگاه پلیس یکی از این 7 نفر بود.
خانم محمدی نیز که در دادگاه تجدید نظر به شش سال حبس محکوم شده بود، دو سال پیش به دلیل بیماری جدی با قرار وثیقه، اجازه مرخصی و درمان خارج از زندان دریافت کرد.
در مهرماه ۱۳۹۰ خانم اشتون در بیانیه‌ای با ابراز نگرانی از وضعیت نرگس محمدی، نایب‌رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، گفته بود که با توجه به وضعیت سلامتی خانم محمدی، او در زندان به امکانات پزشکی لازم دسترسی نخواهد داشت.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن نامه نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر به محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر ظریف
وزیرمحترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
پس از ملاقات سرکار خانم اشتون با سرکار خانم گوهر عشقی- مادر داغدار ستار بهشتی- و اینجانب، شاهد موضعگیری هایی از سوی مقامات و مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران و مطبوعات، سایت ها و ارگان های محافظه کاران افراطی بودیم که اینجانب را با الفاظ و اتهامات بی اساس مورد توهین قرار داده اند. در این موضع گیری های ابهام و افترا آلود، اینجانب محارب، مسلح، فعال فتنه، عامل فتنه، فتنه گر و… نامیده شده ام.
اما در این میان خبری در سایت مشرق منتشر شد مبنی بر موضع گیری جنابعالی پیرامون این دیدار که اظهار کرده بودید: از ملاقات خانم اشتون با “محکومان فتنه” اطلاعی نداشتم.
هر چند سال ها است که با توهین، افترا، محرومیت و محکومیت های متعدد مواجه بوده ام و این افتراها امری جدید نیست، اما به کار بردن واژه “محکوم فتنه” از سوی وزیر محترم امور خارجه دولت اعتدال و تدبیر برایم غیر منتظره و تعجب انگیز بود.
متاسفانه واژه “فتنه” که از سال 88 مستمسک و بهانه ای برای سرکوب، محکوم کردن و تضییع حقوق تعداد زیادی از شهروندان ایرانی شده است، نه عنوانی است مجرمانه و نه عملی است مشخص و تعریف شده و تندروهای حکومت از این واژه اساسا برای به “سه کنج” راندن مخالفان و منتقدان بهره می جویند و کارکردی سرکوبگرانه پیدا کرده است.
جناب آقای ظریف
اینجانب چون هزاران شهروند بی گناه ایرانی که با این عنوان مبهم، حقوق انسانی شان تضییع شده است، “محکوم فتنه” نیستم بلکه محکوم بی عدالتی و تبعیض هستم که نه تنها خودم بلکه اعضای خانواده ام حتی کودکان کوچکم طعم محرومیت و بی پناهی را می چشند. بنده نه تنها فتنه گر نیستم بلکه یک فعال حقوق بشر هستم که قصدی جز بهبود شرایط زیست انسانی هموطنانم ندارم.
ای کاش جنابعالی در این مصاحبه به جای “محکوم فتنه “حد اقل از یک واژه تعریف شده و حقوقی استفاده می کردید و حتی اگر می خواستید مرا یک محکوم به تحمل حبس بخوانید، مغلوب فضاسازی افراطیون نمی شدید و بر چسب افترا انگیز “فتنه گری” را بر پیشانی یک زن ایرانی و یک انسان که حرمت والایی در تفکر دینی ای که شما معتقد به آن هستید، نمی چسباندید.
فراموش نباید کرد که آقای روحانی با شرکت گسترده مردم در انتخابات و با حمایت و آرای تفکر اصلاح طلب و اعتدال گرا بر سر کار آمده و قدرت خود را نه از سوی حکومت و جناح محافظه کار تندرو بلکه از جانب طیف گسترده مردم معتقد به دموکراسی و آزادی کسب کرده است و تصور و توقع این است که گفتمان غالب دولت و سیاست های چنین کابینه ای اگر نه کاملا منطبق با آرای اصلاح خواهان، عدالت طلبان و آزادی طلبان جامعه، حداقل می بایست همسو با چنین جریانات و تفکرهای ملی و مردمی باشد.
استفاده از چنین الفاظی نه در شأن وزیر محترمی چون حضرتعالی است که به واقع موجب افتخار و سربلندی ملت در عرصه بین المللی شده اید و با پشتکار و درایت دولت تدبیر، سایه ابر سیاه جنگ و بخشی از تحریم ها را آرام آرام از سر ملت کنار زده اید، و نه در راستای شعارهای رییس جمهور محترم است که توانست پس از 8 سال برافراشته شدن دیوار ترس و یاس و سرخوردگی ملت در عرصه های داخلی و بین المللی، دوباره جوانه های امید را در دل ملت بکارد و ترکی شکننده بر این دیوار ترس و یاس فرود آورد.
اینجانب نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر و از فعالان زنان جامعه سربلند و متمدن ایرانم و شرکت در چنین ملاقات ها و گفت و گوهایی با مقامات بین المللی و گروه های حقوق بشری را حق طبیعی و مسلم خود می دانم و نیک یقین دارم که جنابعالی به دلیل تخصص و اشراف خود به مسایل روابط و عرف بین الملل اذعان دارید که چنین ملاقات ها و نشست های کاری با فعالان مدنی جوامع، کاملا رایج و معمول بوده و از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است و اساسا طرح مسایلی چون جاسوسی و اقدامات مداخله جویانه از وجاهت قانونی و عرفی برخوردار نیست. این نشست ها نه دیدارهای حاشیه ای بلکه همان طور که سرکار خانم اشتون اظهار داشتند، برنامه هایی هستند که هدف جامعه جهانی است.
در جهان امروز احترام جامعه جهانی به جامعه مدنی در سراسر جهان نه تنها موجب تقویت جوامع مدنی است بلکه سازمان ها و نهادهای بین المللی را نیزدر پیشبرد اهداف صلح خواهانه در جهان یاری می کند.
در این راستا احترام به جامعه مدنی احترام به حقوق ملت ها و اراده مصمم آنها برای تحقق صلح پایدار جهانی و نهادینه شدن حقوق بشر ارزیابی می شود و هیچکس حق ندارد چنین حقی را از ملت ها سلب کند. دولت ها نمی توانند و نباید به تنهایی مخاطب و تصمیم گیر در گفت و گوهای بین المللی به ویژه در عرصه حقوق بشر باشند و نقش نهادهای مدنی بسیار تعیین کننده است.
اینجانب ضمن تشکر و احترام به تفکر بسیار با ارزش و شجاعانه خانم اشتون در احترام به جامعه مدنی و دعوت و گفت و گوی جدی ایشان با بخشی از فعالان زنان و حقوق بشر، این ملاقات را قانونی و در راستای حفظ منافع ملی سرزمینم می دانم و خواهان تداوم آن و به نوعی مشارکت جامعه مدنی در گفت و گوهای بین المللی برای پیشبرد اهداف اصلاح گرایانه جهانی و ملی هستم.
با سپاس
نرگس محمدی

No responses yet

Mar 04 2014

وقتی میرحسین پرونده ظریف را به وزارت اطلاعات فرستاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

ظریف از قول سفیر شوروی به تهران می‌گوید که اگر قطع‌نامه ۵۹۸ پذیرفته نشود، تا دو روز دیگر قطع‌نامه‌ای کمرشکن با حمایت این کشور به تصویب خواهد رسید. خمینی به نوشیدن جام زهر رضایت می‌دهد اما…

بخش تحلیل خودنویس: انتشار کتاب آقای سفیر دریچه‌ای تازه به یکی ناشناخته‌ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی می‌گشاید. کسی وقتی به آمریکا می‌آید، جوانان بسیاری می‌خواهد در کنارش عکس یادگاری بیاندازند. در ماه اسفند، «آقای سفیر» را بهتر معرفی خواهیم کرد. بخش اول این سلسله‌ یادداشت‌ها را در این لینک بخوانید.

«به تدریج با حضور در این کنفرانس‌ها بر تجربیات بخش بین‌الملل افزوده می‌شد که متاسفانه همین باعث شد گروهی فکر کنند ما باندی عمل می‌کنیم. پس از این‌که آقای دکتر خرازی وزیر شدند، این به اصطلاح باند نیز تکمیل شد. چیزی که بعدها توسط یکی از اساتید دانشگاه تهران “باند نیویورک” لقب داده شد».[۱]

سخنان بالا را محمدجواد ظریف در کتاب «آقای سفیر» بیان کرده است.

«باند نیویورک» نامی است برای گروهی از کارکنان وزارت خارجه که چهره‌های نام‌آشنایی در جمهوری اسلامی منتسب به آن هستند. حساسیتی که در میان بسیاری از سیاست‌مداران جناح‌های دیگر جمهوری اسلامی به اعضای این باند وجود دارد، بر خلاف ادعای ظریف که می‌گوید «مشکل با -به اصطلاح- باند نیویورک از زمانی که بنده معاون وزارت خارجه بودم آغاز شد»[۲]، به چند سال پیش‌تر و سال‌های آخر جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق بازمی‌گردد.

ایرانی‌ها به خوبی «کمردرد کیهانی» وزیر جدید امور خارجه جمهوری اسلامی را در ماه‌های آغازین مذاکرات هسته‌ای ژنو به یاد دارند؛ این دردسرها برای ظریف نه جدید است و نه جدی. پیش‌تر هم تیترهایی چون: «گروهی که به باند نیویورک در وزارت خارجه معروف‌اند در جاده چالوس یک ایستگاه جاسوسی درست کرده‌اند که اطلاعاتش مستقیم به وین می‌رود».[۳]، او را وادار کرد که به قول خود، کارهای دیگر را رها کند و دایم مشغول نوشتن پاسخ به این گزارش‌ها شود (۱۹۰)، مشکل او اما از سال‌ها پیش شروع شده بود.

چهره‌ای اسرارآمیز با نام محمد جعفر محلاتی، آخوندی ثروتمند که به دست ناصر مکارم شیرازی معمم شد اما در ایالات متحده با کت و شلوار در مجامع سیاسی شرکت می‌کند، از اعضای باند نیویورک است که در کتاب وزیر امور خارجه کنونی جای خاصی دارد. ظریف می‌گوید: «ناگهان به دلایلی که برای بنده نیز مشخص نیست، به ماموریت آقای [محمد جعفر]محلاتی در سازمان ملل متحد خاتمه داده شد. پیش‌تر از این گفته بودم که سفر کا.گ.ب به ایران با افول افرادی مثل آقای دکتر [جواد] لاریجانی و محلاتی همراه شد».[۴]

وی ادامه می‌دهد: «البته پس از عزل بازنگشتند و در آمریکا تحصیلات‌شان را ادامه دادند و دکترایشان را گرفتند و همان‌طور که عرض کردم الان در رفت و آمد هستند»[۵] ظریف فراموش می‌کند که بگوید محلاتی پس از بازگشت به ایران، بازداشت شد، اندکی بعد رفت و دیگر بازنگشت. وی دارایی‌های خانوادگی را نیز که مسوول اداره‌ی آن‌هاست، از راه دور هدایت می‌کند.

محلاتی سرپرست نمایندگی نیویورک در زمان مذاکرات آتش بس ایران و عراق بود و دو ماه بعد از مذاکرات ناگهان عزل شد.

اگر کمی به عقب بازگردیم، به گفته‌ی «آقای سفیر»، قرار بود که به دلیل عدم پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی، قطع‌نامه‌ای شدیدتر علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل صادر شود. ظریف مدعی است که شوروی ناگهان موضع مخالف خود را نسبت به صدور چنان قطع‌نامه‌ای تغییر داد و سفیر این کشور در سازمان ملل، به شخص ظریف این موضوع را اطلاع داد.

او می‌گوید: «فکر می‌کنم در اواخر ماه فوریه [۱۹۸۸] نماینده شوروی به بنده گفت: ما از مرکز دستورالعمل داریم که روز دوشنبه یعنی در جلسه بعدی اعضای دایم [شورای امنیت سازمان ملل متحد] مقاومت‌مان را متوقف کنیم و قطع‌نامه پیش خواهد رفت»[۶]

ظریف ادامه می‌دهد: «من در نمایندگی ایران مسوول امور جنگ بودم و حتی در زمانی که آقای دکتر  [سعید] رجایی [خراسانی] یا آقای محلاتی حضور داشتند، بنده در رده بعد از سفرا مذاکره می‌کردم. ما این موضوع را به تهران گزارش دادیم».[۷]

ظریف می‌گوید همان موقع نامه مفصلی به امضای جواد مادرشاهی تدوین کرد و در حالی که جواد لاریجانی و محمد جعفر (امیر) محلاتی به برزیل رفته و غایب بودند، نامه را فرستاد. وی تاکید دارد که شخص روح‌الله خمینی اجازه این کار را داده بود اما آن‌چه یک علامت سوال در کارنامه‌ی سیاسی او بود، نه نوشتن نامه بدون اجازه ولی فقیه سابق، بلکه اتهامِ ارائه اطلاعات دروغ به تهران است.

اندکی پس از این اتفاق، کا.گ.ب شوروی هیاتی رسمی را به ایران اعزام می‌کند تا به مقامات جمهوری اسلامی درباره «خیانت» نمایندگی نیویورک گزارش دهد. ظریف می‌گوید: «از کا.گ.ب شوروی هیاتی را به ایران اعزام کرده بودند. به “طرف مذاکره”‌شان می‌گویند که نمایندگی نیویورک به شما خیانت کرده است زیرا ما به نماینده شما گفته بودیم که در مقابل قطع‌نامه دوم مقاومت می‌کنیم اما آن‌ها این نامه را نوشتند»[۸]

ظریف در جملات بالا مقاماتی را که «طرف مذاکره» با هیات شوروی بودند معرفی نمی‌کند اما می‌گوید که سه هفته پیش از آن و در نخستین نماز جمعه پس از نامه پذیرش قطع‌نامه، «یکی از افراد بسیار برجسته انقلابی که متعلق به جناح چپ و سخنران قبل از خطبه نماز جمعه تهران بودند، در جایی از صحبت‌هایشان حرف آمریکا‌یی‌ها را می‌زنند که این نامه کار  محلاتی است و اجازه از تهران نیست»[۹] به گفته‌ی وی، این فرد برجسته کسی نبود جز سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور وزیر کشور کابینه دوم میرحسین موسوی.

آن سوی تر محلاتی که در جریان مذاکرات آتش‌بس با عراق، در ارتباط با اکبر هاشمی رفسنجانی بود، به وی گزارش مستقیم می‌داد. رفسنجانی در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «اول شب آقای محلاتی آمد و وضع مذاکرات ژنو را گفت؛ خوب نیست و عراقی‌ها سرسختی و بهانه تراشی می‌کنند. آقای خامنه ای آمدند که شب را اینجا بمانند. درباره وضع دولت و سیاست‌های اقتصادی و روابط خارجی، ارتش و سپاه مذاکرات طولانی داشتیم. احمدآقا را هم خبر کردیم. درباره موضع گیری امام و مسائل جاری اختلافی و تعیین مرجع از طرف ایشان برای سیاست‌گذاری کلی در امور کشور مذاکره کردیم… آخر شب آقای محلاتی تلفنی اطلاع داد که دبیرکل [سازمان ملل] با اعضای شورای امنیت مذاکره کرده و به اتفاق از او خواسته اند در اجرای قطعنامه ۵۹۸  قاطعیت به خرج دهد و بنا است تصمیم بگیرد و ابلاغ کند».

حوادث به گونه‌ای پیش می‌رود که محلاتی را به ایران فرا می‌خوانند و علی‌اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت تصمیم می‌گیرد تا ظریف را به عنوان سرپرست نمایندگی نیویورک بفرستد. محتشمی‌پور با این کار مخالف کرده و در هیات دولت می‌گوید: «این فرد آمریکایی است و نمی‌تواند برود»[۱۰]

ظریف که معتقد است شوروی می‌خواست تیمی که بعدها باند نیویورک نام گرفت را از بین ببرد[۱۱] و البته دلیلی برای این اعتقاد خود نمی‌آورد، می‌گوید که میرحسین موسوی نخست وزیر وقت پس از این‌که در جلسه هیات دولت موضوع ارتباط ظریف با آمریکایی‌ها مطرح شد: «تصمیم گرفتند موضوع را به وزارت اطلاعات بفرستند تا بررسی شود».[۱۲]

ظریف می‌گوید جواب وزارت اطلاعات به آن پرونده ‌را هرگز «نفهمید»[۱۳] اما آن‌چه واضح است، در همین بحبوحه زندگی روح‌الله خمینی به پایان رسیده و ظریف با حمایت علی‌اکبر ولایتی و پافشاری کمال خرازی، دوباره راهی نیویورک می‌شود.

خرازی که با هر سه خاندان خمینی، خاتمی و خامنه‌ای نسبت فامیلی دارد، به گفته‌ی ظریف «برای اولین بار» از رهبر جدید جمهوری اسلامی اجازه می‌گیرد تا «با افراد مختلف آمریکایی به جز مقامات رسمی دولتی صحبت و گفت‌وگو کند».[۱۴] این گفت‌وگوها آغاز تشکیل لابی‌های قدرتمندی به نفع جمهوری اسلامی شد که هم‌اکنون به کار خود در ایالات متحده ادامه می‌دهند.

هر چه هست، ظریف تمامی اتهامات را دروغ می‌داند و می‌گوید: «تمام این دروغ‌ها در مورد بنده از یک منبع سرچشمه می‌گرفت. من تمام سوابق این‌ها و دلایلش را در مواقع مختلف پیدا کرده‌ام، اما چون محرمانه است عنوان نمی‌کنم».[۱۵]

شاید گوشه‌هایی از آن‌چه که برای «آقای وزیر» محرمانه است، در ادامه‌ی بررسی «آقای سفیر» و رجوع به سایر دوستان شاغل در «دار و دسته‌ی نیویورکی‌ها»، اندکی روشن‌تر شود.

…

۱. محمدمهدی راجی؛ آقای سفیر، گفت‌وگو با محمدجواد ظریف؛ نشر نی(۲۰۱۳)؛ نسخه منتشرشده توسط فارسی‌بوک لندن، ص ۱۲۱

۲. همان صفحه

۳. صص ۱۸۷ و ۱۸۸. مربوط به گزارش صفحه اول روزنامه کیهان با تیتر «اینجا چاران است، با ما به سی.تی.بی.تی بیایید»، سوم اردیبهشت ۱۳۸۱

۵ و ۴. ص ۱۰۵

۶. صص ۸۱ و ۸۲

۷. ص ۸۲

۸. ص ۸۵

۹ و ۱۰. ص ۸۴

۱۱. ص ۸۶

۱۲ و ۱۳. ص ۱۰۶

۱۴. ص ۱۰۸

۱۵. ص ۱۹۴

No responses yet

Feb 25 2014

خمینی، پدربزرگ ظریف و پول برای حوزه

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: انتشار کتاب «آقای سفیر»، نکات زیادی در باره کسی روشن می‌کند که زمانی بزرگان حجتیه از پدرش خواسته بودند او را به حوزه علمی بفرستد تا مرجع شود، اما بعدها باکمک دوست ساواکی پدرش به آمریکا رفت.

بخش تحلیل خودنویس: انتشار کتاب «آقای سفیر [2]»، دریچه‌ای تازه به یکی ناشناخته‌ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی می‌گشاید. کسی وقتی به آمریکا می‌آید، جوانان بسیاری می‌خواهد در کنارش عکس یادگاری بیاندازند. بنا داریم در ماه اسفند، «آقای سفیر» را بهتر بشناسیم و معرفی کنیم:

سال ۱۳۲۷ یا ۱۳۲۸ خورشیدی[۱]، روح‌الله خمینی در نامه‌ای به محمدتقی فلسفی، از وی می‌خواهد که به سیدحسین طباطبایی بروجردی مرجع تقلید وقت شیعه هشدار دهد تا جهت پرداخت شهریه طلاب، از بازاریان متنفذ پول بگیرد.

آن زمان بروجردی نخستین سال‌های اقامت در قم به عنوان مرجع تقلید را می‌گذراند و خمینی که پیش‌تر به روایت حسین‌علی منتظری با گفتن «می‌ترسیم سه تا، چهار تا بشود»، مخالفت خود را با اضافه شدن این مرجع به سه مرجع دیگر حاضر در قم (سیدمحمد حجت کوه‌کمره‌ای، محمدتقی خوانساری و سیدصدرالدین صدر) ابراز کرده بود،[۲] این بار با هم‌دستی دو تن دیگر،[۳] فلسفی واعظ را به سراغ بروجردی می‌فرستند تا او را قانع کند که از چند تاجر مقیم تهران پول قرض کند.

این که بروجردی به تقاضای خمینی و دیگران برای قرض از تجار برای پرداخت شهریه‌‌ی حدوداً پانزده قرانی آن زمان به طلاب[۴] جواب رد می‌دهد، موضوع دیگری است اما آن‌چه مسلم است، یکی از پنج بازرگانی که روح‌الله خمینی از آن‌ها به عنوان «تجار محترم خیرخواه» یاد کرده و جهت دریافت پول، بروجردی را به آن‌ها ارجاع می‌دهد، حاج میرزا علی‌نقی کاشانی پدربزرگ محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کنونی جمهوری اسلامی است.

ظریف در نخستین سطور از کتاب «آقای سفیر» که به تازگی توسط نشر نی به بازار عرضه شده، مادرش را «دختر مرحوم حاج میرزا علی‌نقی کاشانی از تجار بزرگ تهران» و پدرش را «از تجار بنام اصفهان» معرفی می‌کند.[۵]

محمدجواد ظریف با اندک اطلاعاتی که از شرایط خانوادگی خود در اختیار خواننده می‌گذارد، از وجود دو قطب مخالف در میان والدین خود خبر می‌دهد.

شاید بی‌دلیل نباشد که وقتی کرباسچیان موسس مدرسه علوی و یکی از چهره‌های انجمن حجتیه به همراه چند نفر دیگر به خانه عباس‌علی ظریف رفتند و از او تقاضا کردند که محمدجواد را به حوزه علمیه قم بفرستد تا در آینده مرجع تقلید شود، عباس‌علی ظریف، فردی که برای امامان شیعه شعر می‌گفت و در خانه‌اش با وجود تمکن مالی، از تلویزیون خبری نبود، روزنامه به آن راه نداشت و تنها رادیوی منزل در کمدی قفل می‌شد تا در ماه رمضان فقط برای شنیدن دعای سحر از آن استفاده شود[۶]، «خیلی استقبال کرد» اما مادر ظریف که خانواده‌ی کاشانی‌اش منابع مالی مراجع را تامین می‌کردند، «به شدت مخالف این امر» بود.[۷]

ظریف تاکید می‌کند که در طول ۲۵ سال زندگی با پدرش ندیده که نماز شب او قطع شود ولی در عین حال می‌گوید «از قبل از انقلاب تا زمانی که فوت کرد، بسیار مخالف انقلابیون و جمهوری اسلامی بود».[۸]

محمدجواد از نزدیکی پدرش با افرادی مانند «آیت‌الله خادمی و آیت‌الله شمس‌آبادی» سخن می‌گوید و تاکید می‌کند که این دو با انقلابیون رابطه خوبی نداشتند[۹]. ظریف البته نمی‌گوید که نامبردگان از جمله روحانیونی بودند که به مخالفت صریح با روح‌الله خمینی و نظریات وی شهرت داشتند و سیدابوالحسن شمس‌آبادی در سال ۱۳۵۵ توسط گروه سیدمهدی هاشمی (برادر داماد حسین‌علی منتظری) ربوده و کشته شد.

دوستان عباس‌علی ظریف که محمدجواد، حجتیه‌ای بودن آن‌ها را انکار نکرده است، برای دیپلمات آتی جمهوری اسلامی چندان هم بد نبودند. ظریف درباره نخستین سفر خود به آمریکا می‌گوید: «با کمک یکی از دوستان پدرم که به ظاهر انسان متدینی بود اما بعد مشخص شد با ساواک همکاری دارد، به امریکا رفتم».[۱۰]

وی با کمک همین دوست ساواکی پدر، علیرغم این‌که به خدمت نظام وظیفه نرفته بود و پاسپورت دانشجویی نداشت، سرانجام گذرنامه می‌گیرد[۱۱] و کشور را ترک می‌کند. جواد جوان جذب انجمن اسلامی دانشجویان حوزه برکلی می‌شود که افرادی چون محمد هاشمی، جواد لاریجانی، حسین شیخ‌الاسلام، محسن نوربخش و بسیاری دیگر که پس از انقلاب سمت‌های بالایی را در جمهوری اسلامی در اختیار گرفتند، عضو آن بودند.

ظاهراً خانواده دو قطبی ظریف باعث می‌شود تا او که در دوران تحصیلش در مدرسه علوی به گفته خود از معدود شاگردانی بود که هم در جلسات حجتیه حضور داشته، پای منبر شیخ محمود حلبی می‌نشست و هم در جلسات انقلابیون شرکت می‌کرد،[۱۲] شانس این را داشته باشد که اوایل انقلاب با دوری از حجتیه (که زیر ضربات روح‌الله خمینی قرار گرفته بود)، نردبان ترقی را طی کند.

ظریف که در مراسم تشییع جنازه و ترحیم پدرش در سال ۱۳۶۳ شرکت نکرد[۱۳]، در این برهه از زمان از سرمایه‌گذاری پدربزرگ مادری خود بهره برد. وی که در زمان انتشار کتابش مادر را در کنار خود داشت، درباره وی گفت: «ايشان نه تنها از پدرشان اموال و املاک فراواني به ارث برده‌اند بلکه مديريت و اقتدار معروف پدرشان را هنوز در سن ۸۵ سالگی دارند»[۱۴].

شاید بی‌سبب نباشد که مراسم ترحیم خانم عفت کاشانی‌پور غیر از تهران، اصفهان و کاشان که در آن رجال سیاسی حضور پررنگی داشتند، در مسجد اعظم قم نیز توسط مركز مديريت حوزه‌های علميه برگزار شد.

همان‌گونه که اشاره شد، در سال ۱۳۲۸ بروجردی پیشنهاد خمینی مبنی بر «رو انداختن» به پدربزرگ ظریف را نپذیرفت و بنا بر گفته فلسفی، هم‌زمان وجه زیادی را از کویت دریافت کرد اما ظاهراً اندکی بعد و وقتی که پایه‌های مرجعیت بروجردی مستحکم‌تر می‌شد، سخاوت تجار شامل حال حوزه‌های علمیه شد تا نگرانی امثال روح‌الله خمینی «چه برای نان نجف و سامره و چه برای شهریه قم و اصفهان» رفع شود؛ چرا که صادق خرازی در این باره گفته است: «قدما نام حاجی علی‌نقی کاشانی از تجار نامدار و موتمن ایران را بخوبی بیاد دارند. مرحوم حاجی علی‌نقی کاشانی از جمله تجار و باررگانان محترمی بود که نقش برجسته‌ای در پشتیبانی از مرجعیت عامه مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی زعیم جهان تشیع داشت. مرحوم حاجی علی‌نقی کاشانی چون مرحوم ریسمانچی دستمالچی، حاج سید مهدی خرازی، مرحوم مرحوم حاج صادق ناجی در قوام مرجعیت شیعه در ایران نقش با ارزشی داشتند».

وی می‌افزاید: «بزرگانی که با مرحوم آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله خوانساری و مثال آن موقع تاریخ مرجعیت آشنا بوده، هستند و الان هم خودشان از مراجع تقلید هستند، می‌گویند هر موقع مرجعیت عامه در پرداخت وجوهات شرعیه دچار کمبود نقدینگی می‌شد، از میان تجار مرحوم حاج علینقی کاشانی به کرات منابع مالی مراجع را بصورت وام بلاعوض تامین می‌کرد».

اما خرازی که خانواده‌اش از یک سو با خاندان خاتمی وصلت دارند و از سوی دیگر با خانواده خامنه‌ای، نه تنها هر دو جناح جمهوری اسلامی را خوب می‌شناسد و توسط نسبتی که با خاندان‌های روح‌الله خمینی و صدرالدین صدر (یکی از سه مرجع‌ نامبرده در بالا، معروف به مراجع ثلاثه و پدر امام موسی صدر) دارد، به خوبی از دیروز و امروز محورهای قدرت در ایران باخبر است، خود عضو ارشد از گروهی است که به «باند نیویورکی‌ها» در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی شهرت دارند.

قسمت آتی «مروری بر زندگی و زمانه آقای وزیر» را با نگاهی به این باند معروف و جنجالی دنبال خواهیم کرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱. تردید از موسسه تنظیم و نشر آثار روح‌الله خمینی که در صفحه ۲۴ از جلد یکم کتاب صحیفه وی، تاریخ را به همین صورت آورده است.

۲. ر.ک. خاطرات آیت‌الله منتظری، ص ۲۸ از این نسخه الکترونیک.

۳. آن دو تن، روح‌الله کمالوند خرم‌آبادی و سیدابوطالب مدرس یزدی نام داشتند که فلسفی از احتمال توافق قبلی این دو با روح‌الله خمینی برای نوشتن نامه‌ای با مضمون مشترک می‌گوید.

۴. منتظری می‌نویسد: «آن وقت معروف بود که حوزه هشتصد طلبه دارد. هر یک از این آقایان [سیدمحمد حجت کوه‌کمره‌ای، محمدتقی خوانساری و سیدصدرالدین صدر] در ماه پانزده قران (ریال) به هر طلبه شهریه می‌دادند اما ثبت‌نامش یک مقدار مشکل بود. باید افراد مختلف را می‌دیدی تا شهریه درست می‌شد». منبع: خاطرات آیت‌الله منتظری، ص ۳۲ از این نسخه الکترونیک.

۵. محمدمهدی راجی؛ آقای سفیر، گفت‌وگو با محمدجواد ظریف؛ نشر نی(۲۰۱۳)؛ نسخه منتشرشده توسط فارسی‌بوک لندن، ص ۱۳

۶. همان. صص ۱۸ و ۱۹

۷. همان. ص ۱۷

۸. همان. ص ۱۶

۹. همان. ص ۲۰

۱۰. همان. ص ۱۵

۱۱. همان. صص ۱۶ و ۲۳

۱۲. همان. ص ۲۱

۱۳. همان. ص ۱۶؛ ظریف دلیل عدم شرکت در مراسم پدرش را دوماهه بارداربودن همسرش عنوان کرده اما با توجه به درگیری‌های شدید میان طرفداران روح‌الله خمینی و اعضای حجتیه، به نظر می‌رسد دلایل دیگری برای این عدم شرکت وجود داشته باشد. صادق خلخالی بعدها در کتاب خاطراتش نوشت که آرزو داشته تا حلبی را نیز اعدام کند.

۱۴. همان. ص ۵۳
پیوندها:
[1] https://khodnevis.org/article/55604
[2] http://www.amazon.com/Aghaye-Safir-Persian-Edition-Mohammadmehdi/dp/9641852981/ref=sr_1_sc_1?ie=UTF8&qid=1382863394&sr=8-1-spell&keywords=aghay+safir
[3] https://khodnevis.org/politics
[4] https://khodnevis.org/tag/1671
[5] https://khodnevis.org/tag/4760
[6] https://khodnevis.org/tag/4761
[7] https://khodnevis.org/tag/560
[8] https://khodnevis.org/tag/782
[9] https://khodnevis.org/tag/5331
[10] https://khodnevis.org/print/55604
[11] https://khodnevis.org/printmail/55604
[12] http://balatarin.com/links/submit?phase=2&url=https://khodnevis.org/article/55604&title=خمینی، پدربزرگ ظریف و پول برای حوزه

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .