اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Mar 20 2015

سی و دومین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

محمد نوری‌زاد: سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران

زهر که نه، شربت سربکشید!

یک: قلمِ من در این نوشته، سخت زخمی است آقا. و از شیارِ قلم من، سوزِ اشک جاری است. کاش شما را دلی مانده بود و تپشی. تا این دل و تپش، جناب شما را از حجابِ حُجره های فرسوده بدر می بُرد. کاش دنیا را بقدر لمسِ دلبری های انسانی اش چشیده بودید. و یا یک بار در عمرتان بقدر نیم ساعت به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره می شدید. کاش یکی دو ماه در جایی مثل ژاپن زندگی کرده بودید تا به چشم خود می دیدید مردمی بخاک نشسته، با فروشدن به وادیِ خرد، و با مراجعه به خردِ خبرگان و خوبان خود، چگونه حلقه های حقارت را دریده اند و از خاک برآمده اند و بر سرِ پا ایستاده اند و در متنِ حسرتِ امروزینِ ما و شما جا گرفته اند. و باور می کردید: روزی که ژاپنی ها سر از خاک برگرفتند و بر پوسته ی حقارتِ خود شکاف انداختند، گمان شان، نه بر آسمان و خدا و رسولان، که بر شعورشان چفت بسته بود.

کاش با رگ و پِی و پوست خود باور می کردید: ژاپنی های با خرد، هیچ فرصتی را برای “با هم بودن” از کف نداده اند در این سالهای برآمدن. بر خلاف ما که از سرِ هیچ فرصتی برای دریدن هم نگذشته ایم در این سالهای بی خردی. و به خود می قبولاندید: ژاپنی های بخاک افتاده، مستحق ترین مردمِ دنیا بوده اند برای نالیدن، و ترساندن فرزندان خود از” دشمن”. کاش نوه ی خردسال خود را بر زانو می نشاندید و دم گوشش نجوا می کردید: ژاپنی ها درست زیر چتر دشمن، و بی اعتنا به دشمن، درخشیده اند، و با جولان اراده ی شگفت خویش، همان دشمن را به تمکینِ خود واداشته اند.

می گویم: ژاپنی ها – آقا جان – نه خدا داشته اند نه امام نه امامزاده نه عَلَم نه کتل نه قیمه ی عاشورا. ژاپنی ها اینها را که ما بر بساطشان جلوس فرموده ایم نداشته اند، اما چیزی داشته اند که فراتر از باورهای خاکمالی شده و عبوسِ ما، دستشان را گرفته است و آنان را از ورطه ی شکست و حقارت بیرون کشانده و بر گستره ای از درستی و رشد و حیرت نشانده است. اگر گفتید ژاپنی ها چه ها داشته اند و ما چه ها نداشته ایم؟ خواهم گفت.

دو: ژاپنی ها تا همین یکی دو قرن اخیر، رسمی داشته اند به اسم ” هاراگیری”. مردان و زنانِ به تنگ آمده، می رفته اند به درِ خانه ی حریف و همانجا شکم خود را می دریده اند. یکجور خودکشی بقصد شماتتِ حریف، و شرم افکنی بر او. تا زخمِ شرمِ این خودکشی برای حریف بماند و صاف و سادگی اش برای فردِ شکم دریده. و من – نوری زاد – با این نوشته، دمِ درِ خانه ی شما هاراگیری می کنم. خواهید خواند.

سه: مخالفان این نظام چند جورند. از مخالف ملایم تا غیظِ غلیظ. حتی جمعی از معترضین و مخالفینِ نظام شما، گاه آنقدر عمیق در نفرت فرو شده اند که جز به سرنگونیِ همه جانبه ی این بوالعجایب آرام نمی گیرند. معمولاً آدم هایی مثل آقای شریعتمداری کیهان می گویند: اینان به خاطر این که کارگزار بیگانگان و دستوربگیرِ اجانب اند اینگونه از شما و از نظام منزجر و متنفرند ، اما نه، فورانِ نکبت ها و دزدی ها و بی خردی ها و بی لیاقتی ها و قساوت ها و آدم کشی های مکررِ آخوندهای مصدر نشین و عمله های دم دستشان بوده است که این جماعت را در لایه های چند بچند تنفر غلتانده. نیز شاید شما و پاسداران تان، از ترسِ برآمدن و بهم پیوستنِ همین نفرت های آشتی ناپذیر است که کل کشور را به دخمه های ترس فرو تپانده اید. این مردمِ متنفر را هیچ آرامبخشی جز سرنگونیِ هرچه زودترِ این نظام و به دار آویختن و ریز ریز کردن آخوندها التیام نمی بخشد. این را شما نیک تر از همه ی ما می دانید و از جزء بجزئش خبر دارید.

چهار: من شخصاً با این متنفران، مخالفم. چرا که این همه تنفر، اگر با پدیده های واقعی همسنگ نباشد، مثل موریانه پیکره ی روانیِ جامعه را می جود. مردمان متنفر، نه بر زمین واقعیت ها، که در آسمان آرمان های خود پرسه می زنند. این مردمان، از همه ی فوت و فن مخالفت، تنها تنفرش را آراسته اند. تنفر را هم در زرورقی از ترس – آنهم در لایه های پنهان درون خود – پیچانده اند. واقعیت می گوید: شما – رهبر – با تماشای اعتراضِ مردم، هرگز چون شاه پهلوی به گوشه ای از دنیا نخواهید خزید و مردم را به خواست های قانونیِ شان وانخواهید نهاد. واقعیتِ دیگر می گوید: شما به همین سادگی ها دست از دسته ی قدرت نخواهید کشید. و برای بقای خود – اگر لازم باشد – پای بر خونِ مخالفانِ خود خواهید نهاد.

پنج: یادتان هست سردار رحیم صفوی را چگونه آزمودید؟ وی به محضر شما راه یافته بود تا حکم فرماندهیِ قرارگاه ثارالله را از دست مبارک شما دریافت کند. وظیفه ی این قرارگاه، برخورد با اعتراض های مردمی و شورش ها و آشوب های احتمالیِ تهران و شهرهای اطراف تهران است. وی را با این پرسش آزموده بودید: آقای صفوی، اگر مردم به خیابان ها ریختند و مرگ بر ما و مرگ بر نظام گفتند، شما آیا شهامتِ این را دارید که با تانک از رویشان رد شوید؟ سردار صفوی بی درنگ پاسخ داده بود: بله آقا. و شما حکم فرماندهی اش را به دستش داده بودید.

شش: مردمان متنفر، بر این آرزویند که شما و کل نظام – همینجوری – از قدرت کنار روید و حتی محاکمه و اعدام و ریز ریز شوید. واقعیت اما می گوید: شما برای ماندن، حتماً ایران را مثل سوریه شخم خواهید زد و هزار هزار از مردم بی دفاع و معترض را به دم گلوله های پاسداران و بسیجیان خود خواهید سپرد. مردمان متنفر، همینجوری متنفرند. راهکاری برای برون رفت از این وادی ندارند. با شعارهای مرگ بر این و زنده باد آن سرگرم اند. مثل اطرافیان خود شما. که به گمان خود تکلیف جهان را با همین شعارها درهم می پیچند.

هفت: نکته این که: گرچه بیت مکرم شما و موشک های شهاب و سپاه و دم و دستگاهی که نظام نام دارد، همگی یک واقعیت اند، نفرتِ مردمان متنفر نیز یک واقعیت است. که سر بر تنِ این نظام و آدم هایش نمی خواهد. و شما چه بخواهید و چه نخواهید با این تنفرِ فشرده و در کمین مواجهید. تنفری که بی تاب فوران است و برای انتقام له له می زند. کم یا زیادِ این جمعیت مهم نیست. مهم این است که شما فرصت ها را از دست داده اید و به لبه ی تیز افتادن و محو شدن از یک سوی، و ویران کردن و کشتن برای ماندن از دیگر سوی نزدیک شده اید. من در این نوشته، راه سومی بر شما می گشایم. هاراگیریِ من از همینجا شروع می شود.

هشت: دولت های زیرکِ غربی و شرقی اجازه دادند جناب شما و سرداران تان درست جلوی دوربین ها و زیر ذره بین های داخلی و خارجی شان به سمت تولید بمب هسته ای خیز بردارید. آنها از درونِ بی قرار شما برای درهم کوبیدن اسراییل خبر داشتند. و خبر داشتند: انفجار چند بمب هسته ای مگر به التیام این بی قراریِ مفرط مدد برساند. تا همین یکی دو سال پیش نیز از شما پول می گرفتند و به شما تجهیزات فنی تحویل می دادند. کیسه هایشان که از پول های جهالت ما پر شد، خودشان بیخِ کار را گرفتند و ما را به کنجِ درماندگی فرو تپاندند. اکنون ما در مذاکرات هسته ای، مرغ دست و پا بسته ایم و طرفِ مقابل سلاخی چاقو بدست. آنها کرک و پر ما را ریخته اند و ما و شما را از ریخت انداخته اند. گوارای وجودشان. آنها نان هوشمندی شان را می خورند و ما شلاق جهالت مان را.

نه: این روزها شما، هم از خارجی ها در امان نیستید هم از تنفر جماعتی از مردمان خودمان. تنها راهی که دم دستِ حاکمانی چون شماست، امنیتی کردن اوضاع کلی کشور است. من جوانی بیست و یک ساله را می شناسم – محسن رحمانی – که قاضیان شما برای وی (بخاطر بالا بردنِ عکس میرحسین موسوی) هفت سال زندان بریده اند. و در زندان آنقدر بر او تنگ گرفته اند که تعادل روانی اش را از کف داده. وی هم اکنون در تیمارستان است. و یا مردی را می شناسم که جز پاکی و ادب و درستی با او نیست اما صرفاً بخاطر این که با دوستانش می نشسته و با هم کتاب می خوانده اند، به ده سال زندان محکومش کرده اند. وی – رویین عطوفت – هم اکنون در زندان اوین است.

شما نیک می دانید که: بر سریری از ترسِ مردمان آرمیده اید. و البته خیال می کنید که: بر دل ها جلوس فرموده اید. این روزها پایه های نظام شما به تکان تکان افتاده. دولت های اجنبیِ طرفِ مذاکره یک چند باری به گوشتان رسانده اند که: شرط ما برای فردای ایران این است: چیزی به اسم رهبر بر سرِ ایران نباشد. چرا که رهبر شما با این همه پول و اقتدار بی حساب و کتاب، هم امنیت منطقه را با دخالت هایش آشفته و هم مسئولان دولتی و نمایندگانِ مجلس و قاضیان را در ایران، به آدمک هایی بدل کرده که اختیاری از خود ندارند و برای هر مختصری باید انگشتِ اجازه بالا بگیرند و از بیت رهبری کسب تکلیف کنند. می گویم: گرچه ما در این سالها این سیگنال های ارسالی را به حساب دخالت در امور داخلیِ خود گذارده ایم و با فریادهای مرگ بر فلان، جواب دندان شکنی به سمتِ طرف پرانده ایم، اما این سیگنال های جهانی برای حذف رهبری در ایران واقعیتی است که هست و انکارش نمی شود کرد!

ده: اگر مختصری از حجابِ حُجره های فرسوده فاصله بگیرید، و اگر نیمساعت به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، من شما را از هزار توی اینهمه نگرانی می رهانم. هم بقای شما و نظام تان را تضمین می کنم و هم فضا را برای تنفس و آرامش و رشد مردمان فراهم می سازم. بشرطی که نیمساعت – و نه بیشتر – به لانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید. هاراگیری یعنی این.

یازده: همچنان که به لانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره مانده اید، قبول بفرمایید که کفگیر ما به ته دیگِ اوضاع کلیِ کشور خورده و ما در عنقریبِ ورشکستگی است که عربده های اسلامی سر می دهیم. برای باز آوردنِ آن خردمندی ای که از میان ما رفته، از کسی کاری ساخته نیست. در این گردونه، سرداران سپاه و بسیجیان و آخوندها و مجلسی ها و نمایندگانِ خبرگان همگی مثل کارخانه هایمان: تعطیل اند و جز تباهیِ افزون تر هنری ندارند. چرا؟ چون در این سرمای توفنده، آبی از این جماعت برای مردمان ما گرم نشده و نمی شود. اینان همه ی آب ها را برای خود گرم کرده اند پیشاپیش.

دوازده: من با انتشار این نوشته، شکم خودم را بر درِ خانه ی شما می درم. بشرط این که شما، به راستیِ سخن من در همان نیمساعتِ مألوف خیره شوید. با انتشار این نامه، مردمان متنفر به سمت من خیز بر خواهند داشت و مرا در شمار عملگانِ نظام جای خواهند داد. باکی نیست. گمانِ مردمان متنفر، برآسمان آرمان های دست نیافتنی است، و گمانِ من بر زمین واقعیت ها. آنها رهایی از آخوند را با هر بلایِ بر سرِ ایران و ایرانی می خواهند، و من رهایی ایران و ایرانیان را – اگر چه با تحمل آخوند – خواهانم.

سیزده: رشته ی اصلی نگرانی شما بقای نظام است. که این بقای نظام، معنای دیگرِ بقای خود شما و اسلام خاص شما و کارگزارانِ شماست. ایرادی ندارد، ما به نظامِ اینجوری شما بقا و کیفیت می بخشاییم. منتها بقایی در متنِ آرامش. در متن ادب و فهم و خردمندی. بی اسلحه. و بی به رخ کشیدن قبّه های مارگونه ای که بر شانه ی سرداران شما سبز شده. شما اگر به همان لانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، ما حتی منطقه و جهان را از ایران هراسی و سپاه هراسی و آخوند هراسی می رهانیم. کاری می کنیم که اعتبار جهانیِ ایران و ایرانیان اعاده شود. کاری می کنیم که مردم بخندند و شاد باشند و زندگی کنند. و جوانان، جوانی بکنند. مگر نه این که برادرانِ ضحّاکی، جوانی را از جوانان ما ستانده اند و مغزِ آنان را با اعتیاد و بیکاری و بی هویتی فرسوده اند؟

اگر شما شرط مرا بپذیرید، ما کاری می کنیم که نشاط تولید به جان جامعه بدود و چرخ کارخانه ها بچرخد. پول ایران و اعتبار ایرانیان ترمیم شود. ایرانیانِ ترسیده و رمیده و کوچیده، با اشتیاق از هر کجا به آغوش وطن باز آیند. شما اگر به پیشنهاد من تن در دهید، بچشم خود خواهید دید که: آخوندها از احترامی درخور برخوردار خواهند شد. حوزه ها و امام جمعه ها و نمایندگان رهبری سرجایشان خواهند ماند. مگر نه این که شما نگرانِ بساط اینان اید؟ ما برقراریِ بساط همه ی اینان را تضمین می کنیم. شما اگر به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، خیالتان را از سرنوشت آخوندها آسوده می کنیم.

چهارده: با پیشنهادی که تقدیمتان خواهم کرد، معترضان و متنفرانی که سر به تن این نظام و آخوندهایش نمی خواهند، مرا در مدار تنفرشان جا خواهند داد. باکی نیست. بگذاریم آنها با تنفرشان سرگرم باشند. آنها حاضرند به قیمتِ لهیدنِ ایران، تنفر و جگر سوزی شان التیام گیرد. من اما برای رهاییِ سرزمینمان راه می جویم. من می گویم: اکنون، سرنگونیِ آخوندها و سرنگونیِ این نظام هردمبیل یک رؤیاست، اما سیطره ی همه جانبه ی آخوندها بر ایران و تقلای چنگ و دندانی شان برای ماندن یک واقعیت است. می گویم: ما نمی توانیم این واقعیتِ حتمی را نادیده بگیریم و با یک جهش بر سر رؤیاهای خود فرود آییم. ما برخلاف دیگرانی که با خشونت و خون بر سر کارند، اهل خرد و آرامشیم. از همین روزنه های ریز قانونی سر بر می آوریم و از همان روزنه های ریز فریاد بر می آوریم.

پانزده: شما فکر می کنید آیندگان، شما را چگونه توصیف خواهند کرد؟ بگویمتان؟ نه، اجازه بدهید نیک تر بپرسم: خودتان خودتان را چگونه توصیف می فرمایید؟ می گویم: با هر تصور و توصیفی که از شما برآید، حتماً آیندگانِ ما، شما را بابت بدهکار کردن شان نخواهند بخشود. بله، شما فرزندانِ هنوز بدنیا نیامده ی ما را نیز بدهکارِ آرزوهای ناپخته ی خویش فرموده اید. نمی دانم چه رازی در میان است که من برای سلامتی و زنده ماندنِ شما دعا می کنم. تا در این باقیِ عمر، دست به کارهای شایسته برید و ذره ای از لطمه های پشت در پشتِ گذشته را جبران فرمایید.

شانزده: شما را بی آنکه استحقاق رهبری داشته باشید، به رهبری برگزیدند. در یک قلم اگر ضایعه ی رهبری شما را بر بشمارم: برکشیدن موجودی ناقص و عجیب الخلقه به اسم احمدی نژاد است. شما نه در دوره های نخست رهبری، که مثلاً در سالهای پختگیِ خود از دامان این موجود آویختید و به اعجاز وی دخیل بستید. بگذریم. که من بنا ندارم در این نوشته کام شما را بر آشوبم. گرچه قرار است با همین نوشته بر درگاه شما هاراگیری کنم تا شما یک نیم نگاهی به سوز سخن من بیندازید و در جان سخن من فرو شوید. پیشنهاد من این است که شما زمینه ی رهبریِ بعد از خود را از همین حالا و در این تنگنای وقت فراهم آورید. منتها نه برای آقا مجتبی و شورای رهبری و آدمهایی مثل مصباح و شاهرودی و لاریجانی. که همه ی اینها با ایران و فردای ایران بیگانه اند و جز خرابی بر سر ایران آوار نخواهند کرد.

هفده: بارها به شما مشورت داده ام که بعد از شما، آخوندها از ترس مردم متنفر، با شتاب از دامان سپاه خواهند آویخت. و سپاه به شرط سواری دادن آخوندها، امنیت آنان را تأمین خواهد کرد. بعد از شما، بساط آخوندها کلاً از ریخت خواهد افتاد و به قاب دستمالی در دست سرداران سپاه بدل خواهد شد. اگر شما این آینده ی بدیهیِ آخوندهای ایران را شوخی بدانید، من تعجب نخواهم کرد. چرا که همین برادران، شما را در بستری از اخبار خاص و گزارش های خاص تر و تحلیل های ویژه جا داده اند. تغذیه ی خبری و تحلیلی شما از همین مجراهاست. اگر بگویید نه اینگونه نیست نیز متعجب نخواهم شد. ما ایرانی ها اخلاق همدیگر را نیک می شناسیم.

هجده: پیش از آنکه به آن سوی این دنیا کوچ کنید، رهبر بعدی را از دل مجلس خبرگان بیرون بکشید. فرمولِ این بیرون کشیدن را خود بلدید. به یک سخن شما و به یک تشر شما کارهای نشدنی سامان می گیرد. می گویم: در وصیت نامه ی شما شاید سخنی از : دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار نباشد. اما اگر به توصیه ی مردی که می خواهد بر درگاه شما شکم بدرد دل بسپرید، همین الفاظ را می توانید با مختصری تخفیف، از خود به یادگار بگذارید. بیایید و اسم سید محمد خاتمی را از دل مجلس خبرگانِ خود بیرون بکشید برای رهبری.

نوزده: می دانم که انزجارما از یک نفر، می تواند تمامی قوای شعوری و جسمی و روانی ما را مختل کند. و می دانیم که شما از سید محمد خاتمی منزجرید. درست به همان نسبتی که جماعتی از ایرانیان، از نظام شما منزجر و متنفرند. شما اما با برکشیدن وی، نشان بدهید که به فردا و قیامت و ایران و ایرانیان مقیدید. آدمهایی مثل مصباح، ایران را به ویرانه بدل می کنند. یک نگاهی به شهرها و خیابانها و ساختمان های امروز سوریه بیندازید. این است آیا افق شما برای آینده ی ایران؟

بیست: اگر شما به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، از تماشای بدن لخت و صدای جیرجیرِ جوجه های نا آرام، یک اصل بزرگ هستی را مستفاد خواهید فرمود. و آن این که: بقا با درستی است. این آشیانه ها میلیون ها سال است که همینجوری اند. راز بقایشان، در چرخه ی درستی است که بدان تن سپرده اند. شما نیز به چرخه ی درستی های انسانی دل بسپرید در این تنگنای وقت. شما را بخدا به سوز سخنِ این شکم دریده اعتنا بندید. رهبرِ بعد از شما اگر سید محمد خاتمی باشد، چرخ های خارج شده یِ انسانی به ریل خود باز خواهد گشت. خاتمی، آن وقت ها که شما و سپاه دست و پایش را بسته بودید و از خود اختیاری نداشت آنگونه درخشید، حتماً اختیارات فعلی شما را که داشته باشد نیک تر و انسانی تر می درخشد. قدر این یکی دو سال باقی مانده از عمرتان را بدانید. این دعاهای شکم دریده هایی چون من است که بی تاب جولان اینچنینیِ شماست.

بیست و یک: مصباح و شاهرودی و جنتی و هزار هزار آخوند اینجوری را با همه ی ید و بیضاء و با هر علامگی اشان در یک کفه بگذارید و تنها ادب سید محمد خاتمی را در کفه ای دیگر. خود خواهید دانست که برتری با کیست. ادبِ انسانی، شاید بزرگترین سرمایه ای است که ما و شما بدان بی اعتنا بوده ایم در این سالهای اسلامی. آدم بی ادب، تنها به کسی نمی گویند که ناسزا می گوید و فحش می دهد و آداب سخن گفتن نمی داند، بل بی ادب کسی است که اصل های انسانی را انکار می کند. حقوق دیگران را محترم نمی دارد. دروغ می گوید. فریب می دهد. آنچه را که برای خود و خویشان خود می پسندد از مردم دریغ می دارد.

بله، آدم های بی ادبی مثل مصباح، اصل های اصیل انسانی را انکار می کنند. اینان، نخست آخوند شده اند و سپس سری به اشتهار برآورده اند. آدم هایی مثل سید محمد خاتمی اما، پیش از آنکه آخوند باشند، تلاش کرده اند که انسان باشند. سید محمد خاتمی، شخصیت آرمانیِ مردمان ایران نیست. وی، یک واقعیت است. در خندقی که به اسم نظام اسلامی گرداگرد ایران حفر شده، و رهبر باید طبقِ موازین این نظام خندقی از میان آخوندها انتخاب شود، وی – سید محمد خاتمی – بهترین گزینه ی واقعیِ این سرزمین ملازده است.

بیست و دو: نگران شورشِ سرداران سپاه نباشید. بدنه ی سپاه با سید محمد خاتمی است. گرچه مصباح نیز آخوندهای بسیاری را به داخل سپاه نفوذ داده است برای فرداهای بعد از شما. اقبال مردمیِ سید محمد خاتمی را نادیده مگیرید. همان اکسیری را که در وادیِ رنج بسیاری از همراهان شما جا گرفته است. همین اقبال مردمی، و اختیارات رهبری، دست وی را برای بهروزیِ آینده ی ایران خواهد گشود. و با این اشاره که: هم خود وی و هم مردمانِ درد آزموده، اجازه نخواهند داد خاتمی به یک رهبر زورگوی و ستمگر و آدمکش و دزد بدل شود. همین چند قلم را که از آینده یِ رهبریِ خاتمی بزدایید، می توانید ایران را در شیب رشد و بالندگی تصور کنید. با انتخاب خاتمی، زهر که نه، شربت سرخواهید کشید.

خیالتان تا مدتها از بابت نظام آسوده خواهد شد و بساط آخوندها برقرار خواهد ماند. با رهبریِ خاتمی، امام جمعه ها تنها امام جمعه خواهند بود. بی آنکه در امورِ استانها دخالت کنند. آخوندها به حوزه های تخصصی خود کوچ خواهند کرد و از سر فرو بردن به جاهایی که به آنان مربوط نیست، پرهیز خواهند کرد. سرداران سپاه با تماشای حمایتِ پرشورِ جمعِ کثیر مردم از رهبریِ خاتمی، به پادگان ها خواهند خزید و حتی صباحی چند بعد، کل سپاه در ارتش مستحیل خواهد شد. با رهبریِ خاتمی، خزعبلِ اقلیت و اکثریت و خودی و غیر خودی و شیعه و سنی و بهایی و درویش و عبرت های عاشورا برچیده می شود و همگانِ ایرانیان از حقوقی مساوی بهره مند خواهند شد. آرامشی عمیق به جانِ جامعه خواهد دوید، و ایرانیانِ قهر کرده و رمیده و کوچیده به کشورشان باز خواهند گشت. خلاصه کنم، با رهبر شدنِ خاتمی، جهل و خرافه و تفرقه خواهد گریخت و بجایش خونی از خردمندی و درستی و یکدلی به رگ های جامعه راه خواهد یافت.

بیست و سه: مباد این شوریده یِ شکم دریده را در صفِ اصلاح طلبانِ این سالها بگنجانید و گمان بر این برید که من با پیشنهادِ رهبریِ سید محمد خاتمی بنا دارم نانی به سفره ی اینان در اندازم. اصلاح طلبان به هر دلیلی که لابد برای خودشان محترم است با من بر نمی تابند. خروج مرا از خط قرمزهای نظام مطلوب خط مشی خود نمی دانند. من اما می گویم: خاتمی اگر رهبر شود، اصلاح طلبی در شکل و لفظِ متداول و مصطلحش فرو خواهد ریخت و بجایش قانون و انسان طلبی خواهد نشست.

در این سالهای دهشت، مرا نه با اصلاح طلبان مراوده ای بوده است نه با اصولگرایان. که من، به منزل و منزلت بسیار فراتری چون انسان طلبی و انسان گرایی کوچیده ام. و این یعنی همان هاراگیریِ یک ایرانی دمِ خانه ی خامنه ای. اگر این نوشته را نه یک بار که بارها مطالعه فرمایید، راز برآمدنِ ژاپنی ها را از قعرِ یأس و دلمردگی و ورشکستگی دریافت خواهید کرد. چاره اش همان است که گفتم. چه؟ این که با سوز سخنِ این فردِ شکم دریده همنوا شوید. و چه خوب می شد اگر در پیام نوروزیِ خود، اشارتی به همگانِ ایرانیان می فرمودید که: به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوند تا راز بقای شایستگان را دریابند.

محمد نوری زاد
بیست و هشت اسفند نود و سه – تهران

No responses yet

Mar 18 2015

درگیری در اهواز؛ اعتراض به خودسوزی یک جوان خرمشهری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


سحام: بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » پس از پایان این مسابقه جوانان شهر اهواز در اعتراض به خودسوزی یک هموطن خرمشهری دست به اعتراضات گسترده زدند که با یورش وحشیانه نیروهای ضد شورش مواجه شدند.

جوانان اهوازی به اعتراضات خود ادامه دادند و به مقابله با نیروهای انتظامی و دفاع از خود پرداختند. دراین اعتراضات تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی به آتش کشیده شد. در این اتراضات تعداد کثیری از جوانان دستگیر شدند. اعتراضات هم‌چنان ادامه دارد.

طبق گزارش منابع داخلی، هزاران نفر از جوانان خشمگین نسبت به عکس العمل نیروی انتظامی و وضعیت موجود در منطقه و هم‌چنین موضوع خودسوزی «یونس عساکره» تظاهرات کردند.

نیروی انتظامی با حضور ده‌ها ماشین خود در اطراف ورزشگاه الغدیر سعی در کنترل وضعیت را داشت اما تظاهرکنندگان با نیروی انتظامی درگیر و دو ماشین نیروی انتظامی را آتش زدند و دو نفر از ماموران مجروح شدند.

ahvaz-football-saham-news

یکی از شاهدان عینی گفت: علت ازدیاد تعداد بازداشت شدگان بستن پل نزدیک ورزشگاه توسط نیروی انتظامی بود.

این درگیری ها پس از بازی تیم های فولاد اهواز و الهلال عربستان رخ داده است.

ahvaz-football-saham-news

ahvaz-football-saham-news

No responses yet

Mar 18 2015

حسین ذوالفقاری٬ معاون انتظامی و امنیتی وزیر کشور: ۱۰ نفر از مهاجمان به علی مطهری شناسایی شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: نماینده علی خامنه‌ای در استان فارس حمله به علی مطهری را محکوم کرد و یک مقام وزارت کشور از شناسایی ۱۰ نفر از مهاجمان به این نماینده مجلس در شیراز خبر داد.

اسد‌الله ایمانی٬ امام جمعه شیراز که پیش‌تر از حمله نیرو‌های لباس شخصی و حزب‌الله به مطهری دفاع کرده بود با انتشار بیانیه‌ای این اقدام آنها را محکوم کرده است.

دفتر آقای ایمانی در اطلاعیه‌ای که در این زمینه منتشر کرده٬ اقدام به اصلاح سخنان جنجال برانگیز وی در خطبه‌های نماز جمعه هفته گذشته شیراز کرده است.

علی مطهری براساس این سخنرانی با انتشار نامه‌ای اسد‌الله ایمانی را متهم ردیف اول این حمله معرفی کرده و از نهاد‌های مسئول خواسته بود این مساله را پیگیری کنند.

حسین ذوالفقاری٬ معاون انتظامی و امنیتی وزیر کشور که به منظور بررسی این موضوع به شیراز سفر کرده بود در پایان سفر دو روزه خود از شناسایی ۱۰ نفر از این مهاجمان خبر داده است.

ذوالفقاری به طور تلویحی اعلام کرده که این افراد با هماهنگی دادستانی استان فارس بازداشت خواهند شد.

علاء‌الدین بروجردی٬ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز رئیس دانشگاه شیراز را به خاطر تمرد از دستور شورای تامین استان فارس در لغو این سخنرانی عامل اصلی این حادثه معرفی کرده است.

هفته گذشته علی مطهری که برای سخنرانی در دانشگاه شیراز راهی این شهر شده بود از سوی ۵۰ تا ۱۰۰ نیروی لباس شخصی مورد حمله قرار گرفت و مجبور به بازگشت به تهران شد.

این حمله بازتاب‌های فراوانی داشته و حسن روحانی دستور بررسی سریع این پرونده را صادر کرده است.

No responses yet

Mar 18 2015

مهدی طائب در واکنش به حمله به علی مطهری: آدم نمی‌داند با حزب‌اللهی‌های حرف گوش نکن چه کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مهدی طائب٬ رئیس قرارگاه «عمار» گفته در جریان حزب‌الله افراد «نادان» و «حرف گوش نکن» بسیاری وجودی دارد که «آدم نمی‌داند با آن‌ها چه کار کند.»

آقای طائب این مطلب را در انتقاد از حمله دوشنبه هفته گذشته گروهی از نیرو‌های حزب‌الله به علی مطهری در شیراز بیان کرده است.

وی گفته «یک مشت حزب‌اللهی حرف گوش نکن. آدم نمی‌داند واقعاً با این‌ها چه کار کند؟ چرا این کار‌ها را می‌کنید؟ اگر ما مقلد آقا هستیم، آقا فرمود این کار‌ها را نکنید.»

رئیس قرارگاه «عمار» افزوده که حمله به مطهری به نفع وی تمام شده و نیرو‌های حزب‌الله باید اجازه بدهند افرادی هم‌چون مطهری حرف بزنند و به حرف‌های آن «بخندند.»

محی‌الدین حائری شیرازی یکی از روحانیون بلند‌پایه استان فارس نیز تائید کرده که حمله به مطهری از سوی کسانی انجام شده که «نماز خوان» بوده‌اند.

گفته می‌شود پشت پرده این حمله سازماندهی شده سپاه استان فارس و نماینده علی خامنه‌ای در این استان قرار داشته‌اند.

No responses yet

Mar 18 2015

مقامات جمهوری اسلامی با احمد شهید دیدار کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: سخنگوی وزارت امور خارجه ایران و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه از گفت‌وگوی مقامات مختلف جمهوری اسلامی با احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران خبر داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در نشست خبری روز چهارشنبه (۲۷ اسفند / ۱۸ مارس) با خبرنگاران گفت: «دیدارهایی در سطح نمایندگی‌های ما و هیأت‌هایی که به ژنو و نیویورک سفر داشتند با احمد شهید برگزار شده است.»

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران این موضوع را در آستانه برگزاری نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو در روز پنج‌شنبه (۲۸ اسفند) عنوان می‌کند. قرار است در این نشست تصمیم جمهوری اسلامی در رابطه با توصیه‌های ارائه شده در اجلاس بررسی ادواری وضعیت حقوق بشر ایران توسط جامعه جهانی به بحث گذاشته شود.

مرضیه افخم در رابطه با گزارشی که احمد شهید، روز دوشنبه (۲۵ اسفند) درباره آن سخن گفته بود، گفت که بخشی از گزارش‌های حقوق بشری در رابطه با ایران به نظرات و مستنداتی که جمهوری اسلامی ارائه می‌کند توجه نمی‌کند، اگرچه در دیدارهایی که نمایندگان ایران با احمد شهید داشته‌اند “دیدگاه‌ها صریحاً‌ به ایشان ابراز شده و انواع مصاحبه‌ها و مستندات غیرواقعی که ایشان ارائه کرده‌اند، مورد نقد قرار گرفته و مباحث و مستندات مربوط نیز ارائه شده است”.

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران افزود که “این تلاش‌ها به صورت مجموعه‌ای هنوز ادامه دارد” و ایران امیدوار است مذاکراتی که در این رابطه انجام می‌گیرد بتواند مؤثر باشد.

گزارش شهید: وضعیت حقوق بشر ایران بدتر شده است

احمد شهید در آخرین موضع‌گیری خود در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران روز دوشنبه (۲۵ اسفند) گفت که پس از گذشت یک سال و نیم از آغاز کار حسن روحانی به عنوان “رئیس جمهور اصلاح‌طلب” وضعیت حقوق بشر در ایران در برخی عرصه‌ها حتی بدتر از گذشته شده است.

احمد شهید در جمع خبرنگاران در ژنو به پیگرد منتقدان حکومت جمهوری اسلامی اشاره کرد و نیز به افزایش شدید اعدام مربوط به پرونده‌های مواد مخدر، روابط جنسی خارج از ازدواج یا پرونده‌هایی با اتهام ناروشن “اقدام علیه امنیت ملی” پرداخت.

او همچنین گفت که مردم ایران نگران‌اند که مذاکرات هسته‌ای مانع بحثی موثر درباره وضعیت حقوق بشر در ایران شود.

جواد لاریجانی: ملاقات با احمد شهید در سطوح مختلف

روز سه‌شنبه (۲۶ اسفند) نیز محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در گفت‌وگو با ایسنا گفت که مسئولان جمهوری اسلامی “در سطوح مختلف اعم از قضایی و دیپلماتیک و … با احمد شهید ملاقات داشته‌اند”.

لاریجانی افزود: «وی می‌گوید که می خواهد به ایران بیاید، ما با آمدنش به ایران مشکلی نداریم. هر سئوالی هم که داشته باشد پاسخ می‌دهیم. سئوال من این است که شما ایران می‌آیید چه کار ‌کنید؟ می‌گوید من اتهامات کشور شما را بررسی می کنم. ۱۳۰۰ اتهام!»
محمد جواد لاریجانی، دبیر حقوق بشر ستاد قوه قضاییه

لاریجانی موضوع سفر شهید به ایران را “نمایش” خواند و گفت که همکاری ایران با احمد شهید “بیش از حد لیاقتش است”.

او به احمد شهید، گزارش وی از وضعیت حقوق بشر ایران و نیز اینکه این گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران در مصاحبه با رسانه‌ها اطلاع‌رسانی می‌کند، انتقاد کرد.

لاریجانی همچنین احمد شهید را برای بار دیگر متهم به ارتباط با تروریسم کرد. او گفت که شهید تروریست‌ها را به عنوان مدافعان حقوق بشر مطرح می‌کند.

لاریجانی مثال سازمان مجاهدین خلق را ‌آورده، گفت: «به عنوان مثال منافقین حدود ۱۷ هزار نفر را ترور کردند و ما با اسناد و اسامی به او گزارش دادیم. وی توجهی به این موضوع نکرد و کسانی را که دستشان به خون این افراد آغشته شده را به عنوان مدافعان حقوق بشر معرفی کرد. به عنوان مثال فردی که حداقل ۴ نفر اعم از معلم، نانوا، عابر پیاده و کودک را ترور کرده و به اعدام محکوم شده است را به عنوان یک فرد فرهنگی معرفی می کند.»

سخنان محمدجواد لاریجانی بارها همراه با اهانت و اتهام نسبت به احمد شهید بوده است. دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضایی از زمان تعیین احمد شهید به عنوان گزارشگر ویژه در اواسط سال ۲۰۱۱ گفته بود که ایران گزارشگر ویژه برای وضعیت حقوق بشر خود نمی‌پذیرد. او از آن زمان تاکنون تعیین گزارشگر ویژه را “تهاجم سیاسی و تبلیغاتی مخرب غرب علیه ایران” خوانده است.

محمدجواد لاریجانی پس از ارائه گزارش‌های شهید که تصویری “عمیقا نگران‌کننده” از وضعیت حقوق بشر در ایران به دست می‌دادند، اعلام کرد که احمد شهید گزارش‌های خود را برپایه اخبار سایت‌های مخالف نظام تنظیم می‌کند و حامی تروریسم است.

حمایت “کشورهای مختلف” از ایران

جمهوری اسلامی همواره قطعنامه‌های شورای حقوق بشر در مورد ایران را نیز فاقد مشروعیت خوانده است. با این همه به گزارش خبرگزاری ایسنا، چهارشنبه در جریان بیست و هشتمین اجلاس شورای حقوق بشر در ژنو “کشورهای مختلف از پیشرفت‌های حقوق بشری در ایران حمایت کرده‌اند”.

قزاقستان، ونزوئلا، اریتره، روسیه، چین، تاجیکستان، لبنان، سوریه، ویتنام، کره شمالی، زیمبابوه، یعنی کشورهایی که به داشتن روابط خوب با جمهوری اسلامی شهرت دارند و خود به دلیل نقض حقوق بشر در عرصه‌های مختلف مورد انتقاد هستند، از جمله خواستار عدم “فشارهای حقوق بشری” بر ایران، یا عدم تعیین گزارشگر ویژه برای جمهوری اسلامی یا گزارش‌دهی گزارشگر ویژه “برمبنای واقعیات” شده‌اند.

به گفته سازمان ملل متحد، ایران از سال ۲۰۰۵ تا کنون به گزارشگران ویژه این نهاد بین‌المللی اجازه بررسی وضعیت حقوق بشر در داخل کشور را نداده است.

No responses yet

Mar 18 2015

لغو کنسرت‌ها؛ از زیان‌ مالی تا ورشکستگی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: چهره‌های سرشناس موسیقی ایران در نشستی به افزایش محدودیت‌ها در کار موسیقی اعتراض کردند

کارزار صنف موزیسین‌ها در خانه موسیقی و سخنان انتقاد آمیز و معترضانه آنها نسبت به وقایع اخیر و لغو کنسرت‌ها و نیز سخنان نسبتا دو پهلوی هادی صادقی( معاون فرهنگی قوه قضاییه) در اوایل هفته جاری از برزخ پیش روی اهالی موسیقی خبر می‌دهد. از فشار تازه‌ای که حداقل تا به امروز با چنین شدتی حس نمی‌شد. فشاری که می‌توان آن را به قطع کردن یکی از منابع اصلی حیات اقتصادی آنها تعبیر کرد؛ جلوگیری از برگزاری کنسرت‌ها.

برگزاری کنسرت برای برخی از هنرمندان موسیقی که از شهرت و معروفیتی در میان مردم برخوردارند به رغم هزینه‌های سنگینی که دارد،‌ همچنان مهمترین محل کسب درآمد و سودآوری است، لذا قطع و متزلزل ‌کردن این منبع، عملا بریدن شریان اقتصادی پیشه آنها به شمار می‌آید.

لغو پیاپی کنسرت‌های موسیقی در چندماه اخیر جدای از آسیب‌های معنوی، تهیه‌کنندگان و دست‌اندرکاران این گونه کنسرت‌ها را نسبت به آینده این حرفه دچار تزلزل و تردید ساخته است و به همین دلیل است که ماندگاری این شغل بسیار لغزان و غیرثابت است و تا به امروز چندین تهیه‌کننده کنسرت یا ورشکست شده‌ و یا اینکه مجبور به تغییر شغل شده‌اند.

۱۵ شرکت موسیقی فعال هستند

در سوی دیگر تولید آلبوم‌های موسیقی به دلیل عدم رعایت قانون کپی‌رایت توسط مردم و نیز مخاطبان، با زیان مالی برای شرکت‌های موسیقی روبرو شده است. برابر آماری که رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس در سمینار سه دهه موسیقی در سال ۸۷ و در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر ارائه داد”از میان ۱۲۰ ناشر و شرکت خصوصی موجود در حوزه موسیقی تنها ۱۵ مورد آنها فعال هستند.”

یک سال بعد(پاییز ۸۸) محمدرضا لطفی،‌آهنگساز نامی که خود در زمان حیاتش، مدیریت موسسه آوای شیدا را عهده‌دار بود، در بروشور آلبوم شور خورشید نوشت: “تنها ۵ شرکت موسیقی فعالیت جدی دارند”این فعالیت قطعا با توجه به شرایطی که در چند سال اخیر دامن‌گیر اقتصاد ایران شده است،‌ از گذشته نیز دشوارتر شده است، ضمن اینکه اهل موسیقی نیز تاکنون فعالیت جدی درباره دفاع از حقوق صنفی خود صرف نکرده‌اند، بر خلاف اهالی سینما که با پی‌گیری‌های سفت و سخت عملا توانستند بخش‌هایی از مطالبات خود در حوزه کپی‌رایت را به سر منزل مقصود برسانند.

در یک دهه اخیر روند اقبال به موسیقی پاپ رو به گسترش و بر عکس اقبال به موسیقی سنتی روز به روز رو به کاهش نهاده است. سال ۱۳۸۵ که مرکز مطالعات موسسه همشهری،‌نظرسنجی‌ای درباره میزان اقبال شهروندان به موسییقی انجام داده بود،‌ “موسیقی پاپ با ۳۷ درصد از موسیقی سنتی با ۳۵ درصد پیش افتاده بود.” اکنون اما با توجه به روند رو به رشد موسیقی پاپ و سطح دسترسی مردم به انواع دیگر موسیقی در فضای مجازی، به نظر می‌رسد موسیقی سنتی اقبال کمتری را نیز شاهد باشد.

در یک دهه اخیر روند اقبال به موسیقی پاپ رو به گسترش و بر عکس اقبال به موسیقی سنتی روز به روز رو به کاهش نهاده است. سال ۱۳۸۵ که مرکز مطالعات موسسه همشهری،‌ نظرسنجی‌ای درباره میزان اقبال شهروندان به موسیقی انجام داده بود،‌ “موسیقی پاپ با ۳۷ درصد از موسیقی سنتی با ۳۵ درصد پیش افتاده بود.” اکنون اما با توجه به روند رو به رشد موسیقی پاپ و سطح دسترسی مردم به انواع دیگر موسیقی در فضای مجازی، به نظر می‌رسد موسیقی سنتی اقبال کمتری را نیز شاهد باشد. این اقبال کم سبب شده است تا در چند سال اخیر برخی نهادهای دولتی و خصوصی بزرگ که امکان بودجه گزاری برای جشن‌های سالانه یا خاص را دارند، بیشتر از هنرمندان وگروه‌های موسیقی پاپ برای مراسمشان دعوت کنند تا هنرمندان موسیقی سنتی.

این رویکرد به کاهش بخشی دیگر از درآمدهای اهالی موسیقی سنتی سوق پیدا کردن این درآمد به سمت رقبایشان در حوزه پاپ انجامید. در چنین شرایطی است که برگزاری کنسرت در سالن‌های موسیقی اهمیتی دوچندان می‌یابد. اما مشکل این است که برگزاری کنسرت در سالن‌های ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و تهیه‌کنندگان موسیقی معتقداند باید کفش‌های آهنین داشت تا بتوان چنین مسیری را پیمود و به سلامت از‌ آن بیرون آمد. این فرآیند در شهرستان‌ها بسیار دشوارتر از تهران است.

مقدمات و معضلات برگزاری کنسرت

برای برگزاری هر کنسرتی،‌ تهیه کننده اثر باید سابقه‌ای در این کار داشته باشد. بعد از این مرحله فرد باید درخواست رسمی برگزاری کنسرت با آوردن نام دقیق گروه و جزییات اجرا( همانند نام قطعات و نوازندگان و اشعار ) را به بخش نظارت و ارزشیابی شعر و موسیقی وزارت ارشاد ارائه کند. در مرحله بعد شورای موسیقی با فعالیت یادشده موافقت کرده و برگزاری کنسرت به تایید اداره امکان نیروی انتظامی می‌رسد. پیش از این مرحله البته مکان برگزاری کنسرت هم باید تعیین شده باشد. در همین مرحله است که رقم‌های اجاره سالن و نیز محدودیت تعداد سالن‌های با جمعیت زیاد کار را برای اهالی موسیقی با دشواری روبرو می‌سازد.

در دوره وزارت عطالله مهاجرانی به یکباره اعلام شد که برگزاری کنسرت در سالن‌های ورزشی ممنوع است. اگر چه هیچ‌گاه مشخص نشد که چه نهادی پشت چنین دستوری است، اما همین مسئله سبب شد تا عملا و به خصوص در تهران برگزاری کنسرت در سالن‌های ورزشی ممنوع شود. در شهرستان‌ها گاهی کنسرت‌هایی در سالن‌های ورزشی برگزار می‌شد.
معترضان در بوشهر خواهان برکناری مقام‌های مسئول شده بودند

وجود تعداد اندک سالن‌های بزرگ( عرضه کم)‌و تقاضای زیاد در میان موزیسین‌ها سبب شده است تا قیمت اجاره سالن‌ها در تهران به شکلی سرسام آور بالا برود،‌ ضمن آنکه اکثر سالن‌ها رقم‌های پیش پرداخت دریافت می‌کنند تا اگر به هر دلیلی کنسرت برگزار نشد،‌ آنها بتوانند بخشی از پول را دریافت کنند.

در سال ۸۸،‌ محمدرضا لطفی در گزارشی که از برگزاری کنسرت در بولتن شماره هفت آوای شیدا انعکاس داد،‌ قیمت بلیت در سالن‌های مهم تهران را روی کاغذ آورد.

به نوشته آقای لطفی” قیمت سالن‌های کنسرت برای یک شب اجرا به شرح زیر است: – سالن وزارت کشور ۳۰ هزار دلار(۳۰ میلیون تومان) برای یک شب(سه هزار صندلی) – سالن برج میلاد،۲۰ هزار دلار(۲۰ میلیون تومان)(۱۸۵۹ صندلی) – سالن کاخ نیاوران،۲۴هزار دلار(۲۴ میلیون تومان)(سه هزار صندلی) – سالن سعد‌آباد، ۲۰ هزار دلار همراه با سیستم صوتی و صندلی(۵ هزار نفر) – تالار وحدت هر شب ۱۲ هزار دلار با سرویس‌های لازم.

بر این هزینه‌ها باید دریافت مبلغی توسط اداره اماکن نیروی انتظامی را هم افزود، موردی که همه گاه با اعتراض هنرمندان روبرو بود و هیچگاه هم مشخص نشد که دریافت این رقم از سوی نیروی انتظامی بر اساس چه قانون و ملاکی است؟ دستمزد عوامل موسیقایی هر کنسرت ،‌به خصوص خوانندگان که بیشترین دستمزد را می‌گیرند،‌از ده میلیون تا ۳۰ میلیون برای هر اجرا، سبب می‌شود تا کار برای تهیه کننده این گونه کنسرت‌ها دشوارتر از همیشه شود.

مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد(پیروز ارجمند) در گفت وگویی با روزنامه شرق از “فعالیت ۳۵ هزار نفر در شغل‌های مرتبط با برگزاری کنسرت در سراسر کشور” خبر داد و گفت که “لغو کنسرت‌ها ضریب ناامنی را در این پیشه بالا خواهد برد”. همزمان با او مجید احدزاده، تهیه‌کننده گروه اشتیاق نیز به این روزنامه گفت: “به دلیل لغو کنسرت یک ساعت قبل از اجرا بیش از ۸۰ میلیون تومان متضرر شده است.”

دو سال بعد که قیمت دلار به شیب بالایی رسید، وضعیت قیمت‌ها به دلیل نبود کشش در بازار تقاضا افزایش چندانی نیافت،‌اما ترفندی تازه سبب شد تا هنرمندان موسیقی پاپ بتوانند بیشترین بهره‌ را از این رویکرد به دست آورند.

اجرای دو تا سه بار کنسرت در یک شب راه حل میانه‌ای بود که البته تنها هنرمندان موسیقی پاپ امکان برگزاری و اجرای آ‌ن را داشتند، چرا که هنرمندان موسیقی سنتی، به خصوص خواننده، انرژی بسیاری را در هر اجرا صرف می‌کند که در عمل رمقی برای او در اجرای دوبار یک روز را امکان پذیر نمی‌سازد.

ناامنی شغلی برای ۳۵ هزار ایرانی

مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد(پیروز ارجمند) در گفت وگویی با روزنامه شرق از “فعالیت ۳۵ هزار نفر در شغل‌های مرتبط با برگزاری کنسرت در سراسر کشور” خبر داد و گفت که “لغو کنسرت‌ها ضریب ناامنی را در این پیشه بالا خواهد برد”. همزمان با او مجید احدزاده، تهیه‌کننده گروه اشتیاق نیز به این روزنامه گفت ” به دلیل لغو کنسرت یک ساعت قبل از اجرا بیش از ۸۰ میلیون تومان متضرر شده است.”

در قوانین و آیین‌نامه‌های ارشاد و در حوزه کتاب و سینما و برابر رای دیوان عدالت اداری، هر اثری که با مجوز وزارت ارشاد امکان انتشار پیدا کند و سپس لغو شود،‌ هزینه‌های آن را باید وزارت ارشاد متقبل شود، اما قانون گذار در برابر لغو برنامه‌های موسیقی توسط نهادهایی غیر از ارشاد سکوت کرده است و مشخص نیست چه نهادی یا کسانی باید این خسارت‌ها را جبران کنند.

اکنون باید منتظر ماند و دید که بعد از ایام نوروز فضا به سمتی حرکت خواهد کرد که روند تعطیلی کنسرت‌ها شدت و حدت افزونتری یابد،‌‌ یا آنکه قوه قضاییه و مسولان بالادستی خود دست به کار خواهند شد تا به حمایت از چیزی بپردازند که معاون قوه قضاییه از‌ آن به عنوان موسیقی فاخر و سنتی یاد کرده است.

No responses yet

Mar 18 2015

نقش سپاه پاسداران در مراسم چهارشنبه سوری ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفرانسه: به گفتۀ محمد نوری زاد هیچ تاجر عادی قادر نیست این حجم بزرگ از مواد انفجاری و آتش زا و ترقه را برای مراسم چهارشنبه سوری وارد کشور کند بی آنکه از هزارتوی امنیتی کشور بگذرد. محمد نوری زاد همچنین می گوید : واردکنندۀ اصلی اسباب آتش بازی و چهارشنبه سوری در ایران خود سپاه پاسداران است که از این محل سودهای کلان به دست می آورد.

برغم هشدارهای نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی و روحانیان حاکم بر این کشور که مراسم چهارشنبه سوری را در خیابان ها ممنوع و بعضاً حرام اعلام کردند، این مراسم امسال نیز به شدت و گستردگی سال های گذشته برگزار شد.
ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران در گزارشی نوشت که از همان نخستین ساعات اولیه مراسم چهارشنبه سوری یک نوجوان پانزده سال در نتیجۀ انفجار کشته و یک مجتمع مسکونی نیز آسیب های سنگین دید. همین منبع افزوده است که هزار اکیپ آتش نشانی و آمبولانس های اورژانس در صد نقطۀ شهر تهران مستقر شدند.
محمدنوری زاد، سینماگر و منتقد در ایران، در خصوص برگزاری گستردۀ مراسم چهارشنبه سوری برغم هشدارهای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از جمله گفته است : دلایل نگرانی و مخالفت روحانیان با مراسم نوروز و چهارشنبه سوری و عموماً هر آنچه که ایران باستان را یادآوری کند روشن است و نیازی به توضیح مجدد ندارد. اما، در این میان مخالفت نیروی انتظامی با مراسم چهارشنبه سوری نوعی “بازی” برای رد گم کردن است. زیرا، هیچ تاجر عادی قادر نیست این حجم بزرگ از مواد انفجاری و آتش زا و ترقه را وارد کشور کند بی آنکه از هزارتوی امنیتی کشور عبور کند. به گفتۀ محمد نوری زاد واردکنندۀ اصلی اسباب آتش بازی و چهارشنبه سوری در ایران خود سپاه پاسداران است که از این محل سودهای کلان به دست می آورد.

گفتگو با محمد نوری زاد، سینماگر منتقد در ایران
گوش کنید (06:54)

No responses yet

Mar 18 2015

هویت عوامل حمله به علی‌ مطهری شناخته و به دادگاه احضار شدند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

No responses yet

Mar 17 2015

پاسخ جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه به روحانی: اقتصاد هیچ نیازی به وام سیاست ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر,یارانه

دیگربان: عبدالله حاجی صادقی٬ جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه در پاسخ به حسن روحانی گفته اقتصاد نیازی به یارانه سیاست ندارد و «دوقطبی» کردن جامعه «اشتباه فاحشی» است.

آقای حاجی صادقی افزوده اقتصاد باید از سیاست «یاد بگیرد» استقلال خود را حفظ کند همان‌طور که سیاست در حال حاضر در جایگاه «رفیعی» قرار دارد.

این سخنان روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای در پاسخ به اظهارات چندی پیش حسن روحانی درباره مذاکرات هسته‌ای صورت گرفته است.

آقای روحانی گفته بود پس از اینکه سال‌ها سیاست از اقتصاد وام گرفته٬ حالا نوبت سیاست است که به اقتصاد وام بدهد که این سخنان با مخالفت گروهی از محافظه‌کاران تندرو مواجه شده است.

منتقدان محافظه‌کار روحانی می‌گویند وی با این سخنان در پی توافق هسته‌ای با غرب به هر قیمت است و آن‌ها چنین توافقی را نخواهد پذیرفت.

حاجی صادقی در بخش دیگری از سخنان خود بی‌آنکه نامی از روحانی ببرد از وی به خاطر تلاش برای «دوقطبی» کردن جامعه انتقاد کرده است.

وی در عین حال هشدار داده که «دشمنان» جمهوری اسلامی درصدد جدا کردن مردم از ولایت هستند تا کربلای دیگری رقم بزنند.

حاجی صادقی افزوده دشمن پس از ناکامی سال ۸۸ اکنون به جای توجه به نخبگان و خواص برای ضربه زدن به نظام توجه خود را به مردم معطوف کرده است.

No responses yet

Mar 16 2015

آقازاده به زندان خواهد رفت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: در حالی‌که مهدی هاشمی و وکلایش از گرفتن حکم خودداری کرده‌اند، بعضی شنیده‌ها حاکی از اختلاف نظر در تعداد سال‌های محکومیت او به خاطر موقعیت پدرش است.

بخش تحلیل خودنویس: چند منبع در تهران تایید کرده‌اند که حکم اولیه قاضی مقیسه، ۲۷ سال بوده است. بر اساس شنیده‌ها، به خاطر موقعیت سیاسی هاشمی رفسنجانی، به برخی اتهام‌های فرزندش از جمله موارد اخلاقی رسیدگی نشده است. با این حال، بعد از اعلام حکم ۱۵ ساله مهدی هاشمی بهرمانی از سوی خبرگزاری فارس، محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، این خبر را تکذیب کرد، اما گفت که متهم به حبس و پرداخت جزای نقدی و انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است.

برخی از فعالان نزدیک به سپاه اما معتقدند که بنا به اتهامات و مستنداتی که در اختیار قاضی بوده، هر حکمی کمتر از حبس ابد، نشان‌دهنده فشار از بالا برای کاهش مدت محکومیت مهدی هاشمی بوده است. به عبارت دیگر، بر خلاف اشاره هاشمی رفسنجانی به فشار از «بالا» برای محکومیت فرزندش، این گروه معتقدند که فشار از بالا برای محدود کردن میزان حکم بوده است.

چند هفته پیش، مصلحی، وزیر پیشین اطلاعات از سندهایی در مورد اتهام‌های مهدی هاشمی حرف زد که از سوی وزارت اطلاعات در اختیار دستگاه قضایی قرار گرفته بود. به اعتقاد مخالفان نظامی هاشمی رفسنجانی، این اسناد برای «حبس ابد» مهدی هاشمی کفایت می‌کرده است.

آیا مهدی هاشمی به زندان می‌رود؟

پیش از بازگشت مهدی هاشمی به کشور، از سوی برخی مسوولین قضایی به پدرش هشدار داده شده بود که پیگیری پرونده می‌تواند منتهی با بازداشت و محکومیت پسرش بشود. فرزند هاشمی رفسنجانی نزدیک به دو ماه و نیم در بازداشت نیروهای امنیتی وابسته به سپاه بود و با وثیقه‌ای معادل ۱۰ میلیارد تومان آزاد شد.

با این حال، نبود امنیت در بندهای زندان‌هایی چون اوین و امکان بروز هر اتفاق برای زندانی، برای هاشمی رفسنجانی نگران کننده است. حبس مهدی هاشمی در بندهای عمومی حساسیت‌های زیادی خواهد داشت و احتمالا خانواده هاشمی پس از آغاز دوران محکومیت، اطلاع‌رسانی گسترده در مورد «وضعیت سخت» زندانی را آغاز خواهند کرد. اعضای خانواده هاشمی با نادیده گرفتن اتهام‌های مالی مرتبط با استات‌اویل و سو استفاده‌های مالی در سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت برای اهداف انتخاباتی سال ۱۳۸۴، حکم زندان مهدی را سیاسی قلمداد کرده‌اند. هاشمی رفسنجانی نیز در گفتگوی سه‌شنبه پیش با روزنامه شرق، مسوولیت بسته شدن قرارداد با استات‌اویل را بر دوش عباس یزدانپناه یزدی گذاشت و فرزندش را بی‌گناه خواند. آقای هاشمی در مورد پرونده‌های کرسنت و توتال اظهار نظری نکرده است. عباس یزدانپناه از تیر ۱۳۹۱ ناپدید شده و احتمالا کشته شده است.

خطر غیر فیزیکی زندان
علاوه بر نگرانی‌های خانواده برای سلامت مهدی هاشمی در بندهای عمومی، نگرانی دیگر می‌تواند افزایش اتهام‌های جدید پس از آغاز دوران محکومیتش باشد. اتفاقی که برای فعالان سیاسی حبس شده پس از خرداد ۸۸ افتاده است. با کاهش قدرت چانه‌زنی هاشمی رفسنجانی نیز، کار خانواده هاشمی برای کم کردن چنین فشارهایی سخت‌تر خواهد شد. به این ترتیب، اتهام‌های احتمالی می‌تواند مانند شمشیر داموکلس بالای سر مهدی هاشمی و پدرش قرار گیرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .