اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زن'

Aug 04 2019

گفت‌وگو با نرگس؛ زنی که به دلیل نبستن سوتین بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: روز جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۸، زمزمه بازداشت یک زن در خیابان توسط گشت‌ارشاد به دلیل «نپوشیدن سوتین » و به تعبیر آن‌ها «اقدام به تحریک کردن مردان» در فضای مجازی منتشر شد.

این خبر واکنش‌های بسیاری در میان کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام در پی داشت. اغلب مخالفان این حرکت را زنان تشکیل می‌دادند و می‌گفتند این اتفاق دیگر قابل تحمل نیست و گشت ارشاد حق نداشته این زن را بازداشت کند موافقان این اتفاق اما بر این باور بودند که این عمل موجب مفسده است، لباس زیر نپوشیدن باعث تحریک مردان می‌شوند و باید با آن مقابله شود.

«نرگس» اما روایتی شنیدنی دارد. او همان زنی است که به دلیل عدم استفاده از سوتین بازداشت شده است، او می‌گوید: «من بخاطر فیبروکیستیک حادی که دارم دارو مصرف میکنم و بدنم طی این سال ها به داروهایم حساسیت پوستی نشان داده است ولی کماکان برای رشد نکردن بیماری باید دارو را مصرف کنم .درد زیادی هم در پوستم و هم پستان‌هایم دارم. در خانه، محل کار و حتی میهمانی‌ها هم سوتین نمی پوشم و برایم اصلا مهم نبوده و نیست کسی سوال کند چرا؟.همیشه گفتم بیماریم باعث رشد اخلاقی من شده.باعث شده به بدن خودم و دیگران نگاه ایده آل نداشته باشم.»

فیبروکیستیک یک بیماری شایع در زنان است که عمدتا بافت پستان و زیر بغل را مورد حمله قرار می‌دهد. در این بیماری پستان ها از کیست‌های متعدد و دردناکی پر می‌شوند که در اغلب موارد خوش‎‌خیم هستند اما در زمان‌های قاعدگی و پیش از آن درد بسیاری را با خود به همراه دارند و پوشیدن سوتین می‌تواند این درد را تشدید کند.

نرگس عکاس است. می‌گوید برهنگی و بدن برایش تابو نیست چرا که اغلب سوژه‌هایش آدم‌هایی با بدن‌های معمولی هستند. او می گوید:«آن روز من با پوشش معمولی همیشگی ام که یک مانتو گشاد جلو باز و یک شال چند متری‌ و بلند است از خانه بیرون رفتم.شال کاملا جلوی بدنم را پوشانده بود.از مترو فردوسی که بیرون آمدم هنوز چند قدم جلوتر نرفته بودم که سه خانم چادری گشت ارشاد، مانتویم را کشیدند و شالم کنار رفت. به محض دیدن نوک سینه‌ام یکی از خانم‌ها با عصبانیت کارت شناسایی‌ام را طلب کرد و چون همراهم نبود کارت بانکی‌ام را گرفت و سریع مرا مجبور کرد سوار ون شوم.»

نرگس می‌گوید وقتی در راه وزرا بوده چندین بار توضیح داده که بدلیل بیماری خاصش نمی‌تواند لباس زیر بپوشد اما حرف‌هایش پذیرفته نشده و او ناچار شده در ساختمان وزرا به پزشکش زنگ بزند: «زنگ زدم به پزشکم.ایشان هم توضیح دادند علت چیست ولی بی فایده بود.گفتند باید اینجا بمانی.انگار دزد گرفته بودند!»

وقتی که مامورین حاضر نمی‌شوند حرف پزشک را بپذیرند نرگس تصمیم می‌گیرد وضعیت بدنش را به ماموران نشان دهد: «درد شدید داشتم.هوا گرم بود و عرق کرده بودم، بعد از دوساعت برخلاف میل خودم مجبور شدم برای خلاص شدن از آن محیط بشدت توهین آمیز جنسیت زده که باصدای بلند دخترهای بازداشت شده را با الفاظ نامناسب خطاب میکردند خلاص شوم.»

نرگس می‌گوید دست یکی از ماموران را گرفته و به اتاق دیگری برده که چند مامور دیگر هم در آن بوده‌اند: «تی‌شرتم را بالا زدم و گفتم ببین این وضعیت من است؛ من درد دارم. اما برخوردشان خیلی تلخ بود. مامور صورتش با حس انزجار و شوک گرفت و هلم داد بیرون از اتاق و در نهایت فرم تعهدی به من داد که به شرط تکرار نشدن این اتفاق می توانستم از آنجا بروم.»

او می‌گوید هنوز هم نتوانسته با خانواده اش درباره این اتفاق حرف بزند. فقط لحظه خروج از ساختمان وزرا از فرط خشم از بن جان گریسته و در یک استوری اینستاگرامی، ماجرا را برای تعدادی از دوستان نزدیکش تعریف کرده است.

تقابل زنان ایران و گشت ارشاد هر روز وارد مرحله تازه ای می شود. زنان برای مطالبه بدیهی ترین حقوق خود ابتکار عمل به خرج می‌دهند اما از آن سو، هرلحظه بر شمار نفرات ارتش مقابلشان افزوده می شود.حالا دیگر نه تنها نهادها و ضابطین قضایی با عزمی راسخ، زنانی که کشف حجاب می‌کنند یا به زعم آن‌ها پوششی متناسب با عرف جامعه ندارند را بازداشت می کنند که سپاه استان‌ها هم اعلام کرده است با میهمانی‌های دورهمی زنان به اتهام «ترویج سبک غربی» مبارزه خواهد کرد. از سوی دیگر سخنگوی قوه قضاییه ارسال فیلم و عکس برای «مسیح علی‌نژاد» را مصداق همکاری با دول متخاصم خوانده و گفته است زنانی که چنین کنند ممکن است تا ده سال حبس در انتظارشان باشد. حضور نیروهای گشت ارشاد در متروها برای ارشاد بی حجابان و بدحجابان هم تازه‌ترین اقدام برای مبارزه با بدحجابی و بی حجابی است.

برخی از فعالان حقوق زنان مسئله پوشش را اولویت اول زنان در ایران نمی‌دانند. آن‌ها بر این باورند که در میان ضعف قوانین حمایت از خانواده و مشکلات بزرگی همچون حق طلاق و حضانت موضوع پوشش زنان چندان مسئله مهمی نیست. این در حالی است که نظام حاکم بر ایران برای مبارزان حجاب اجباری سخت ترین تنبیه ‌ها را قائل می شود و هزینه گزافی برای تامین نیروی انسانی گشت ارشاد پرداخت کرده است.

سمانه سوادی؛ فعال برابری جنسیتی و دانش آموخته حقوق در توضیح اینکه چرا نظام جمهوری اسلامی برای تحمیل پوشش مورد تایید خود اینچنین به زنان سخت می‌گیرد تا جایی که لباس زیر آن‌ها هم می‌تواند دلیلی برای بازداشتشان باشد می‌گوید: «من فکر می کنم حجاب رکن و اصل حکومت ایران باشد. یعنی حاکمیت به وضوح می داند که اگر از ماجرای پوشش زنان کوتاه بیاید با این میزان از آگاهی که امروز زنان در ایران دارند ناچار است هزاران حق دریغ شده در چهل سال گذشته را به زنان بدهد. اگر پوشش اختیاری شود بعد باید در ورزشگاه‌ها را بی‌قید و شرط باز کند، برابری ارث را در دستور کارش قرار دهد، حق طلاق و حضانت برای زن قائل شود و هزاران موضوع بزرگ و کوچک دیگر. درست مثل پرنده ای که صاحبش خیال می‌کند اگر از قفس بیرون بیاید تنها در این اتاق می‌ماند غافل از آنکه این پرنده که تشنه آزادی است نه تنها از اتاق که از آن خانه خواهد رفت.»

این حقوق‌دان بخشی از سخت‌گیری حکومت را هم متوجه آگاهی زنان از حقوق خودشان می‌داند. او بر این باور است که گفتمان انتخاب پوشش به یمن شبکه های اجتماعی امروز در میان حتی بخش سنتی و مذهبی هم جای خود را باز کرده است و نه تنها در شهرهای بزرگ جریان دارد که شهرستان‌های کوچک و دور و نزدیک هم با آن آشنا هستند. : «نکته قابل توجه و البته غم‌انگیز این ماجرا اما اینجاست که هر چقدر زنان در موضوع حق انتخاب پوشش گام‌های رو به جلو برداشته‌اند اما مردان چندان از آزادی پوشش زنان حمایت نمی کنند چرا که حکومت به نوعی آن‌ها را با خود همدست کرده است. حاکمیت جا انداختن این موضوع که بله بدن زنان برای مردان تحریک آمیز است این تصویر را به مردان می‌دهد که حتی اگر تو از این قاعده مستثنی هستی و با دیدن بدن زن تحریک نمی شوی اما بیرون از خانه تو مردانی هستند که با دیدن زن تو، مادرت و یا خواهرت تحریک خواهند شد. بعد چه می‌شود؟ جای خالی حمایت مردان از حق آزادی پوشش برای زنان به چشم می‌آید. یادمان باشد! باید به مردان اطرافمان، به همسران و پسران و برادران و دوستان مردمان یادآور شویم همدست حکومت نشوند »

No responses yet

Jun 26 2019

رئیس پلیس تهران دستور خود علیه ماموران برخوردکننده با شهروند زن را متوقف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری ایسنا به نقل از مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ می‌گوید، دستور حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران، در مورد رخدادهای بوستان پلیس متوقف شده‌است.

آن‌طور که مرکز اطلاع رسانی پلیس تهران می‌گوید خود رئیس پلیس این دستور را متوقف کرده‌است: «به دنبال بررسی‌های اولیه توسط بازرسی فاتب (فرماندهی انتظامی تهران بزرگ)، سردار حسین رحیمی دستور قبلی خود مبنی بر بازداشت و عزل دو مأمور را متوقف و اجرا یا تعلیق آن را منوط به پایان تحقیقات کرد».

بنا بر گزارش‌ها در جریان اعزام نیروهای پلیس ایران برای «ارشاد» گروهی از شهروندان جوان در پارک پلیس، دست‌کم دو مامور با یک شهروند زن «برخورد» کرده‌اند.

در ویدئویی که از این حادثه در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست شده، ماموران پلیس در حال کتک زدن یک زن دیده می‌شوند در حالی که این شهروند در حال مقاومت در برابر بازداشت خود است.

انتشار گسترده این فیلم بازتاب‌های گسترده‌ای را نیز همراه داشت.

فرماندهی انتظامی تهران در عین حال که از اقدام ماموران در روند «ارشاد» شهروندان دفاع کرده، اما روز گذشته اعلام کرده بود «دو مأمور ما نیز به دلیل برخورد نامناسب با بانوان در این پارک از مسئولیت خود عزل شدند».

هر سال با فرا رسیدن فصل تابستان و افزایش قابل توجه دما در نقاط مختلف کشور، برخوردهای نیروهای پلیس و دیگر ماموران با آن‌چه «بدحجابی»، «بی‌حجابی»، «رفتارهای خلاف شان»، «رفتارهای خلاف شرع» یا «رفتارهای خلاف عفت عمومی» توصیف می‌شود، افزایش می‌یابد.

این برخوردها می‌تواند در کرانه دریا، در مناطق سبز، کوه‌ها یا پارک‌ها رخ دهد و موارد مختلفی مانند شنا، آب‌بازی و دیگر مسائل را در بر می‌گیرد.

No responses yet

Jun 13 2019

پاسخ شهیندخت مولاوردی به برخی ادعاها؛ از “نزار زاکا” تا ارائه اطلاعات زنان ایرانی به سازمان ملل

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

ایسنا: معاون رییس جمهور در امور زنان گفت: دروغ پراکنی ها و تحریف اخبار و رویدادها علیه معاونت رییس جمهور در امور زنان و خانواده، چه در فضای حقیقی و تریبون ها و چه در فضای مجازی که عمری به درازای تاسیس این معاونت دارد. اینک برخی با انگیزه برگرداندن زنان به کنج خانه‌ها، بعضی به قصد تضعیف دولت تدبیر و امید و جبران شکست‌های خود بخاطر رای اعتماد نگرفتن از مردم، برخی به هوای تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری و تضعیف رقیب، بعضی به قصد موج سازی منفی برای حذف از کابینه آینده و …. این هجمه‌های بی امان را صورت داده‌اند.

شهیندخت مولاوردی، معاون رییس جمهور در امور زنان امروز با انتشار متنی دو قسمتی با موضوع “پاسخ‌های اجمالی به سریال‌های دروغ پراکنی علیه معاونت رییس جمهور در امور زنان و خانواده” و با عنوان «بررسی یک کلیپ؛ مشت نمونه‌ی خروار» در کانال تلگرامی خود نوشت:«دروغ پراکنی‌ها و تحریف اخبار و رویدادها علیه معاونت رییس جمهور در امور زنان و خانواده، چه در فضای حقیقی و تریبون ها و چه در فضای مجازی، عمری به درازای تاسیس این معاونت دارد. اینک برخی با انگیزه برگرداندن زنان به کنج خانه‌ها ، بعضی به قصد تضعیف دولت تدبیر و امید و جبران شکست های خود بخاطر رای اعتماد نگرفتن از مردم ، برخی به هوای تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری و تضعیف رقیب ، بعضی به قصد موج سازی منفی برای حذف از کابینه آینده و ….این هجمه های بی امان را صورت داده اند.

در این هجمه‌ها گویی نشانی از باورهای اخلاقی و اعتقاد به دین و معاد نیست و خبرسازان و کلیپ سازان با ناجوانمردی هرچه تمام تر و با زیرپا گذاشتن بدیهیات اخلاقی و در لفافه‌ای از کلیات با بهره گیری از ظواهر اطلاعات و اسناد داخلی و بین المللی با بی پروایی و بی تقوایی به نتیجه گیری هایی مبتنی بر تحریف واقعیات و انتساب اکاذیب پرداخته و در گستره وسیعی با استفاده از پشتیبانی های مالی و تشکیلاتی سازمان یافته، به تکثیر و انتشار آن اقدام کرده‌اند. اگرچه بارها بصورت پراکنده به این یاوه گویی ها پاسخ داده شده ، لیکن با توجه به هجوم بی سابقه و سازمان یافته علیه این معاونت در قالب عکس – نوشته ها و کلیپ ها که این روزها اوج گرفته، بطور مشخص به مدعیات مندرج در کلیپی که اخیرا در تیراژ وسیع منتشر شده، به اختصار و در حد حوصله مخاطبان، بعنوان مشت نمونه خروار پرداخته می شود تا نشان داده شود دست این مدعیان دروغین ارزش های دینی تا چه اندازه خالی است.

محورهای اصلی کلیپ:
“نزار زاکا ” ، که به عنوان جاسوس دستگیر شده به دعوت معاونت امور زنان و خانواده به ایران آمده و 8 میلیون یورو برای جذب NGO ها و تاثیرگذاری بر سیاست های مربوط به زنان در ایران هزینه کرده است

ـ تاکید معاونت امور زنان و خانواده بر عدالت جنسیتی و یکی پنداشتن آن با برابری جنسیتی که اجرای همان رهنمودهای غربی و مغایر با ارزش های دینی است.

ـ ملاقات مولاوردی با وزرای سوئد، نروژ و فنلاند و اعلام آمادگی برای کسب تجربیات و الگوگیری

ـ دکتر مینو محرز در نشست زنان و رفتارهای پرخطر، تن فروشی را توجیه کرده و آن را امری عادی تلقی کرده است، بنابراین موضع معاونت نیز توجیه تن فروشی است!

ـ تلاش و تاکید معاونت بر اشتغال زنان به جای ازدواج آن ها

ـ اظهارات فاطمه آلیا مبنی بر اینکه معاونت اطلاعات مربوط به زنان ایرانی را در اختیار سازمان ملل قرار داده تا از آنها در آنتالیا بهره برداری شود !

پاسخ به موارد فوق:

ـ دومین همایش بین المللی نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار در شهریور ۹۴از سوی وزارت صنعت و معدن برگزار شد و دبیرخانه آن درهمان وزارتخانه مستقر بوده و معاون رییس جمهور رییس شورای سیاستگذاری این همایش بوده است. در این همایش به روال معمول ، فراخوان مقاله داده شده و نزار زاکا نیز مقاله “نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی زنان” را ارسال نموده و مورد پذیرش قرار گرفته است و بدیهی است دعوتنامه ایشان و سایر مهمانان خارجی همایش به امضای رییس شورای سیاستگذاری رسیده است و در ضیافت پایانی همایش به مانند سایر مهمانان خارجی مبادرت به گرفتن عکس با معاون رییس جمهور کرده است.

-از سوی دیگر این معاونت، نه بخشی تحت عنوان جاسوس شناسی و واحد عملیات برون مرزی دارد و نه مسئولیتی برای اعطای ویزا به افراد برای سفر به ایران .کلیه مراحل ویزا دادن به نامبرده توسط وزارت امورخارجه صورت گرفته است .اگر نهادهای مسئول متوجه جاسوس بودن وی بوده اند چرا او را در مسیر خروج بسوی فرودگاه امام خمینی دستگیر کرده اند و نه قبل از شرکت در همایش؟.

– حضور نزار زاکا در ایران مسبوق به سابقه است . نامبرده به عنوان مسئول ict اتحادیه عرب در سال 1393 نیز توسط وزارت ارتباطات به ایران دعوت گردیده و توسط این معاونت کشف نشده است!

-بررسی اینکه او چه میزان پول و در کجا و چه زمانی هزینه نموده و چه ماموریت هایی را دنبال می کرده و آیا این هزینه کردها امری معمول و در چارچوب عرف سازمان ملل متحد بوده یا نبوده، و البته با امعان نظر به شرایط اخذ اعترافات در حالت بازداشت و بار کردن اعتبار و ارزش حقوقی بر آن، در حیطه وظایف نهادهای ذیربط است و نه معاونت امور زنان .

ـ عدالت جنسیتی ، مفهوم ابداعی معاونت نیست.طرح این مفهوم علاوه بر قدمتی چندین ساله بویژه از زمان برگزاری چهارمین کنفرانس جهانی زن در پکن در سال ۱۹۹۵از سوی نمایندگان جمهوری اسلامی ایران، در برنامه ششم توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی کشور در ماده 101 به صراحت ذکر شده است.مجلس آن را تصویب کرده و شورای نگهبان نیز برآن صحه گذاشته است. مقام معظم رهبری نیز اصل مفهوم عدالت جنسیتی… را نفی نکرده اند، بلکه بر مرزبندی آن با برابری جنسیتی رایج در غرب هشدار داده اند.

ـ ملاقات با مقامات خارجی و بویژه وزرای زن ، امری پنهانی نیست. “اعلام آمادگی برای همکاری متقابل و انتقال و تبادل تجربیات” نیز در عرف دیپلماتیک و پروتکل های بین المللی عباراتی کاملا متعارف است و بکارگیری این مفاهیم همواره از سوی وزارت امورخارجه به مقامات ایرانی در دیدارهای بین المللی و دو جانبه به عنوان محور مذاکره توصیه می شود ، چه طرف مقابل مقامی از کشور اسلامی مانند ترکیه و افغانستان باشد و چه کشور نروژ و سوئد.ضمنا بر خلاف ادعای کذب سفارش دهندگان کلیپ معاون رییس جمهور در این دوره صرفا به کشور نروژ سفر کرده و با نخست وزیر سوئد در ایران دیدار کرده و سفر مطالعاتی به فنلاند نیز با حضور کارشناسان و مدیران دولتی و غیردولتی با هدف بررسی سیاستهای موفق جمعیتی آن کشور بدون همراهی معاون رییس جمهور بوده است.

ـ دکتر مینو محرز، صاحبنظر و کارشناس برجسته وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در حوزه ایدز است.ایشان در بحث کارشناسانه خود، به جای راه حل هایی مثل اعدام در مقابله با زنان خیابانی که سالها پیش توسط یکی از نمایندگان اسبق زن اصولگرای مجلس ارائه شده بود، از منظر پزشکی با توجه به تغییر الگوی ابتلا به ایدز از تزریق به روابط جنسی، بر کنترل این روابط بویژه در خصوص مردان متاهل تاکید نموده و در هیچ بخشی از سخنان ایشان در نشست تخصصی زنان و رفتارهای پرخطر که توسط کارگروه تخصصی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی این معاونت برگزار گردید، تن فروشی امری مشروع تلقی نشده است و نهایت آنکه مواضع ایشان، مواضع یک کارشناس وزارت بهداشت است و نه یک ایده پرداز معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری.

ـ معاونت امور زنان و خانواده به تنهایی مسئول و فراهم آورنده ی امکان ازدواج جوانان نیست و وظیفه ای ذاتی در این موضوع ندارد.نهادها و سازمان های متعددی وجود دارند که با برخورداری از اعتبارات مالی فراوان ، مسئولیت تسهیل امر ازدواج جوانان را به عهده دارند.
به استناد قول فقیهان و حقوقدانان ؛ “اثبات شی ء نفی ما عدا نمی کند “؛تاکید معاونت بر فرصت های عادلانه شغلی، مدیریتی و اقتصادی و تلاش افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان که صرفا به اشتغال آنها منحصر نمی شود، هرگز به معنی نادیده گرفتن اهمیت امر ازدواج و تشکیل خانواده و گرمابخشی به کانون خانواده بعنوان بنیادی ترین واحد اجتماعی نیست و این معاونت در طول دوره فعالیت خود به گواه گزارش عملکردهای موجود نگاه متوازن خود را به دو حوزه زنان و خانواده حفظ کرده است.

ـ اظهارات فاطمه آلیا نماینده اصولگرای مجلس نهم و فعال ستاد کاندیدای دولت دولت و کرامت اساسا کذب محض است که همان زمان انتشار نیز ضمن تکذیب اعلام شد از طریق حقوقی شکایتی رسمی علیه مشارالیه به مراجع قضایی تسلیم گردیده که در موقعیت مقتضی نتیجه آن به استحضار مردم آگاه و زنان فرهیخته کشورمان خواهد رسید.

ـ بیایید یک بار دیگر کلیپ هنرمندانه! دروغپردازان و ورشکست‌گان را از ابتدا تا انتها نگاه کنیم؛جا دارد در پایان به آنان بگوییم: فاین تذهبون ؟!این کلیپ و دیگر کلیپ ها و مصاحبه های خبری و …به درستی نشان می دهد که هیچ سند و مدرک مستندی برای اثبات این ادعاهای دروغین وجود ندارد و اساسا حتی اگر یک مدرک مستندی برای این ادعاهای واهی وجود داشت یک لحظه هم امان به کسی داده نمی شد».

انتهای پیام

No responses yet

Apr 23 2019

سخنگوی قوه قضاییه: نسرین ستوده به جای شفافیت مغلطه می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ساعتی پس از انتشار خبری مبنی بر «قطعی» شدن حکم حبس ۳۳ سال برای نسرین ستوده، سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که این حکم هنوز قطعی نشده و هم‌چنان فرصت تجدید نظر در این زمینه هست.

خبرگزاری رسمی ایرنا روز سه‌شنبه از محکومیت «قطعی» نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر، به ۳۳ سال حبس خبر داد. با این حال طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در ایران از این مدت ۱۲ سال آن «قابلیت اجرا دارد».

به گفته رضا خندان، همسر این وکیل مدافع، از آنجا که خانم ستوده به این حکم اعتراض نکرده، «به طور خودکار رأی صادره قطعی شده است».

اما، به گزارش خبرگزاری ایسنا، سخنگوی قوه قضاییه در همین روز خانم ستوده را به «مغلطه» کردن متهم کرده و گفت که حکم او هنوز قطعی نشده است.

غلامحسین اسماعیلی گفت: «رأی صادره برای این فرد هنوز قطعی نیست و اگر اظهار نظری صورت می‌گیرد باید بر اساس رأی قطعی باشد.»

او ادامه داد: «اگر خود ایشان و یا وکیل‌شان درخواست تجدید نظر داشته باشد، شاید تقلیل پیدا کند.»

آقای خندان در اسفندماه گذشته گفته بود که همسرش نسرین ستوده نسبت به حکم دوازده سال زندان خود به دلیل وجود «نظام قضایی ناعادلانه» درخواست تجدیدنظر نخواهد داد.

No responses yet

Apr 22 2019

مورد عجیب ویدا موحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت.

شراگیم زند

بدون شک «ویدا موحدی» یکی از شناخته شده ترین کسانی ست که نامش در اعتراض به حجاب اجباری و تبعیض علیه زنان مطرح شده است. تصاویر او بر فراز سکویی در خیابان انقلاب در حالی که روسری سپیدش را بر سر چوبی گره زده بود خیلی سریع تبدیل به نمادی از شجاعت و ایستادگی زنان ایرانی در برابر تبعیض و اجبار گردید. ویدا موحدی که تا مدتها به نام «ویدا موحد» شناخته می‌شد اولین بار در تاریخ ششم دیماه ۱۳۹۶ روی سکو رفت. با توجه به اینکه این اعتراض روز چهارشنبه انجام شده بود و نیز نماد او برای اعتراض روسری سفید رنگی بود که آن را بر سر چوب بسته بود، بسیاری او را مرتبط با کمپین چهارشنبه های سفید دانستند. چیزی که تا مدتها مورد مناقشه و محل بحث بین فعالین حقوق زنان بود. بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی زنان دیگری نیز با الهام از شیوه اعتراضی او این حرکت را تکرار کردند که به «دختران انقلاب» معروف شدند. کسانی که برخی از آنها امروز زندان هستند و برخی دیگر ناچار به ترک ایران شدند.

گرچه تا مدتها از سرنوشت ویدا موحدی کسی اطلاعی نداشت اما حالا ما می‌دانیم که او یکماه پس از دستگیری آزاد شده بود. او در تمام این مدت هیچگاه با هیچ رسانه ای گفتگو نکرد و حتی در صفحات شخصی خود در فضای مجازی نیز در مورد افکار و عمل خود حتی یک خط هم ننوشت. این سکوت نه تنها از طرف او که از طرف دوستان، خانواده و نزدیکانش نیز به شکل عجیبی ادامه یافت به شکلی که تا قبل از اینکه وکیل او رسما با خبرگزاری ایرنا مصاحبه کند، کسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت. به همین دلیل هم وقتی زنی در تاریخ هفتم آبان ۱۳۹۷ یعنی ده ماه بعد از روی سکو رفتن ویدا موحدی با زدن روسری قرمز رنگی بر سرچوب با تعدادی بادکنک رنگی به بالای گنبد بزرگ میدان انقلاب رفت هیچکس گمان نکرد که این زن همان ویدا موحدی ست که دوباره اعتراض خود را به حجاب اجباری و تبعیض به این شکل نشان داده است. چند ماه بعد از دستگیری این زن ناشناس بود که با اظهارات پیام درفشان وکیل او مشخص شد که این اقدام شجاعانه نیز از سوی ویدا موحدی بوده است.

اما او که انقدر عملگرا و با سماجت بر حق و حقوق خود پافشاری کرده بود چرا هیچگاه حرف نزده است؟ وکیل او آقای پیام درفشان گفته موکلش اعتقادی به کارهای نمایشی مقابل رسانه ها ندارد و دلیل سکوت او نیز صرفا همین مساله بوده است. ایشان این را هم خاطرنشان کرده که حرف نزدن ویدا موحدی از بی زبانی نیست و گفته که موکلش هم اهل مطالعه و هم خوش بیان است و چنانچه تمایل به صحبت کردن داشته باشد بسیار تاثیرگذار سخن می‌گوید.

علی ایحال ویدا موحدی بعد از اعتراض دوم دادگاهی می‌شود و ظاهرا آنجا به خاطر پاره ای مسائل از جمله اینکه نقش برنامه ریزی نداشته و با رسانه های خارجی نیز صحبت نکرده و اینکه در دادگاه پذیرفته که کارش صحیح نبوده است، با در نظر گرفتن اینکه طفل خردسالی نیز دارد، به او فقط یک سال حبس می‌دهند که البته این حبس هم شامل آزادی مشروط و عفو رهبری به مناسبت مبعث می‌شود. اما با این حال ظاهرا کارشکنی هایی پیش می آید که او در موعد مقرر آزاد نمی‌شود و همین مساله در نهایت باعث می‌شود که وکیل او سکوت را بشکند و به شکل محدود و قطره‌چکانی در مورد پرونده موکلش و شرایط او اطلاع‌رسانی کند.

اما در میان اینهمه سکوت، ما در مورد ویدا موحدی چه چیزهای بیشتری می‌توانیم بدانیم؟ صفحه او در اینستاگرام یک صفحه معمولی، پابلیک و با تعداد محدودی فالوئر است. قریب به اتفاق پستهای اینستاگرام ایشان عکسهای فرزند کوچکش است. تمامی عکسها هم مطلقا بدون شرح است. لیست صفحاتی که ویدا موحدی در اینستاگرام خود فالو می‌کند صرفا شامل صفحاتی با موضوع نوزادان و کودکان، روانشناسی، آرایش و زیبایی و فیتنس و سلامتی ست. محال است کسی به این صفحه سر بزند و حدس بزند صاحب صفحه یکی از اثرگذارترین زنان تاریخ مبارزه علیه حجاب اجباری ست. در صفحه اینستاگرام همسر ایشان نیز درست مثل صفحه ویدا موحدی هیچکدام از عکسها شرح ندارند. آنجا هم البته همه چیز عادی ست و تنها برداشتی که از مرور صفحه همسر ویدا موحدی می‌شود کرد این است که همسر خانم موحدی احتمالا در یکی از موسسه های هنری و یا فیلمسازی فعالیت می‌کند و در کنار علاقه به سینما به خوانندگی و البته فیلمهای هندی قدیمی نیز بسیار علاقه مند است. در صفحه ایشان نیز هیچ اشاره ای به فعالیتهای همسرش نشده و برخلاف صفحه ویدا موحدی که یک عکس از همسرش را کار کرده، اینجا هیچ عکسی از ویدا موحدی وجود ندارد. تنها در یک عکس، تصویری نقاشی شده از یک مادر که طفل کوچکی به بغل دارد هست که زیر نقاشی نوشته شده است: “شوکران”.
ما حتی نمی‌دانیم همسر او حامی تصمیم های ویدا موحدی بوده است یا مخالف آن. ما نمی‌دانیم چرا در میان ۳۶۲ صفحه ای که ویدا موحدی در اینستاگرام فالو می‌کند نه تنها هیچ اثری از بستگانش نیست بلکه او صفحه هیچ فعال اجتماعی یا سیاسی و یا صفحه هایی مرتبط با دغدغه های حقوق زنان را فالو نمی‌کند. ما نمی‌دانیم چرا او بعد از اقدام اعتراضی اولش ناگهان ناپدید شد و نمی‌دانیم چطور می‌شود کسی در این سطح اثرگذار باشد و عکس و خبرش همه جا باشد و بعد به مدت ده ماه هیچ رد و اثری از او پیدا نشود. به مدت ده ماه هیچ دوستی، آشنایی، فامیلی و یا کسی نباشد که در مورد معمای اینکه ویدا موحدی کجاست و شرایطش به چه شکل است بخواهد حتی به شکل غیر رسمی و محدود اطلاعرسانی کند. ما نمی‌دانیم چرا او که بعد از دستگیری اول، بار دوم نیز اعتراض خود را این بار در جایی شلوغ تر و بسیار شجاعانه تکرار کرده بود، در دادگاه بنا به گفته وکیل خود ابراز ندامت کرده است. البته این بهترین و درست ترین کار است که وقتی در دست حکومت گرفتار هستی بخواهی هزینه را برای خودت و خانواده ات به حداقل برسانی. اما به راستی کسی که با وجود یک فرزند کوچک اینچنین شجاعانه و بدون مصلحت اندیشی اعتراض می‌کند و نماد و سمبلی برای اعتراض و مبارزه سایر زنان می‌شود منطقی ست که در دادگاه، به فکر مصلحت و یا محافظه کاری باشد؟

دهها سوال و ابهام در مورد ویدا موحدی، زندگی اش، شخصیتش، افکارش و روش مبارزه اش وجود دارد که تا زمانی که او نخواهد حرف بزند صرفا در حد حدس و گمان باقی خواهد ماند. کاملا قابل درک است که کسی مثل او دل خوشی از رسانه ها و یا حتی بعضی فعالین مدنی و اجتماعی نداشته باشد و برای همین هم نخواهد با هیچ رسانه و یا جایی صحبت کند. اما او که قطعا با اطلاعرسانی و آگاهی بخشی مخالف نیست. او که در شلوغ ترین نقطه پایتخت بر بلندی ایستاد تا دیده شود چرا نباید در فضای مجازی و در صفحاتی که متعلق به خودش است رسانه خودش باشد؟ این سکوت عجیب و غیرقابل فهم آیا خودخواسته است یا ناشی از فشارهایی ست که وجود دارد و ما از آنها بی خبریم؟

مورد ویدا موحد یک مورد منحصر به فرد و بسیار عجیب است. زنی که همانقدر که در بالای سکو شجاع و بی پروا و جسور است، پائین سکو ساکت و مرموز و محافظه کار می‌شود. آیا ممکن است سکوت ویدا موحد خودش حاوی پیامی برای ما باشد؟ آیا او سعی دارد با این سکوت عجیب، مصداق عملی «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» باشد؟

هرچه که هست ویدا موحد با همه ابهامات و رمز و رازهایش قطعا یکی از زنان تاثیرگذار و مهم در تاریخ مبارزه زنان ایرانی علیه حجاب اجباری هست و خواهد ماند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Apr 14 2019

جزئیات تازه از دستگیری زنانی که درمترو گل می‌دادند و از حقوق برابر می‌گفتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران‌وایر: روسری‌هایشان را دور گردن انداخته بودند و سبدهای حصیری پر از گل در دست داشتند. در واگن‌های زنانه مترو به همه زنان و دختران حتی آن‌ها که با چادر و مقنعه نشسته بودند، گل می‌دادند، روز جهانی زن را تبریک می‌گفتند و عده‌ای از آن‌ها را در آغوش می‌گرفتند و می‌بوسیدند. هشت مارس امسال ویدئوی گل دادن زنان در متروی تهران در شبکه‌های مجازی پر بیننده شد. آن دو زنی که در ویدئو حضور دارند. یاسمن آریانی و مادرش منیره عربشاهی هستند. حالا هر دو در بازداشت به سر می‌برند.

«یاسمن آریانی» ۲۳ ساله فعال مدنی و بازیگر تئاتر است. او عضو کمپین چهارشنبه‌های سفید است. کمپینی که «مسیح علی‌نژاد» روزنامه‌نگار و فعال مدنی برای مخالفت با حجاب اجباری راه‌اندازی کرد. یاسمن به شکل علنی در این کمپین فعالیت می‌کرد و عکس‌ها و ویدئوهای خود را بدون حجاب درصفحات مجازی به اشتراک می‌گذاشت. این بازیگر تئاتر روز دوشنبه در حساب شخصی توئیتر خود از کنار گذاشته شدن به عنوان بازیگر از نمایش «اکتورز استودیو» در تماشاخانه ملک توسط وزارت ارشاد خبر داده بود.

او روز چهارشنبه بیست و یکم فروردین ماه در منزلش بازداشت شده است. یک منبع مطلع درباره جزئیات دستگیری یاسمن آریانی به «ایران وایر» می‌گوید: «بیست و یکم فروردین ساعت سه ظهر دو خانم و یک آقا زنگ در خانه آن‌ها را می‌زنند. حکم جلب و حکم ورود به منزل داشته‌اند. یاسمن، پدر و خواهرش منزل بوده‌اند. همه را داخل اتاق می‌کنند. زمانی که پدر یاسمن اعتراض کرده و واکنش نشان داده، تهدیدش کرده‌اند که اگر به اعتراض‌اش ادامه دهد، سگ شان « میسون» را با تیر می‌زنند.»

به گفته این منبع مطلع تمام کتاب‌ها، لپ تاپ، دست نوشته‌ها و وسایل شخصی یاسمن آریانی را می‌برند و یاسمن را هم بازداشت می‌کنند. او پس از بازداشت در تماس کوتاهی که با خانواده داشته، دلیل بازداشت‌اش را شکایت دادسرای ارشاد عنوان کرده است. اما منبع مطلعی که با ایران وایر گفت‌وگو کرده، علت بازداشت این مادر و دختر را مربوط به ویدئوی پخش گل در مترو می‌داند: «در دو روز گذشته با یکی دیگر از بچه‌هایی که در مترو با یاسمن و مادرش همراهی می‌کرده از طرف وزارت اطلاعات و دایره اجرای احکام تماس گرفته‌‌اند و یکی از آن‌ها را که عضو کمیپن چهارشنبه‌های سفید است تهدید کرده‌اند که اگر به فعالیت‌هایش ادامه دهد، بازداشت می‌شود. از طرف دیگر چند روز پیش فرد دیگری را با عنوان کسی که در مترو گل می‌داده، به اشتباه بازداشت کرده بودند.» اشاره او به بازداشت «ژینوس سبحانی»، شهروند بهایی و منشی سابق کانون مدافعان حقوق بشر است که بعد از ظهر یکشنبه ۱۱ فروردین در منزلش در تهران بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شده است. برادر ژینوس سبحانی درباره علت بازداشت خواهرش گفته بود: «در دادسرا به او گفته‌اند دلیل بازداشتش کشف حجاب در روز جهانی زن در مترو بوده و اینکه بر ضد جمهوری اسلامی صحبت کرده و افکار مردم را فاسد کرده است.» این اتهام به این دلیل بوده که چهره او را شبیه عکسی تشخیص داده بودند که در اینترنت منتشر شده است.

یاسمن آریانی ۲۳ ساله فعال مدنی و بازیگر تئاتر و از اعضای کمپین چهارشنبه‌های سفید است

از سوی دیگر در حکم جلبی که برای بردن یاسمن آریانی به خانواده‌اش نشان داده‌اند، نام مادرش، «منیره عربشاهی» هم آمده بوده:«نامه از دادسرای کرج بوده، حکم جلب مادرش منیره عربشاهی را هم داشته اند.»

منیره عربشاهی هم فعال مدنی است او پیش از دستگیری فرزندش در صفحات مجازی خبر داده بودکه برای کمک به مناطق سیل‌زده عازم لرستان شده است. خبر دستگیری یاسمن آریانی اما مادرش را شبانه به تهران می‌کشذ: «منیره به محض شنیدن خبر بازداشت دخترش به تهران برمی‌گردد و جلوی در بازداشتگاه وزرا سراغ دخترش را می‌گیرد و همانجا بازداشت می‌شود.»

پدر یاسمن زمانی که یاسمن را به دادسرا می‌برند، موفق به دیدادر او می‌شود. یاسمن به پدرش اطلاع داده که قرار است او را به زندان قرچک منتقل کند. پدرش هم همانجا از ماموران سوال کرده: «به او می‌گویند تا شنبه او را در زندان قرچک نگه می‌دارند و بعد از شنبه می‌سپارندش دست ما اما یک ماه نه اجازه تماس تلفنی دارد و نه می‌توانید برایش وکیل بگیرید.» یاسمن آریانی دیگر تماسی با منزل نداشته اما صبح روز جمعه، منیره عربشاهی با منزل تماس می‌گیرد و از حضورش در زندان قرچک ورامین خبر می‌دهد: «منیره گفته من قرچکم ولی یاسمن اینجا نیست. در واقع الان نمی‌دانند یاسمن کجاست و خانواده در بی‌خبری از وضعیت فرزندشان به سر می‌برند.»

این اولین بار نیست که یاسمن و منیره بازداشت می‌شوند. یاسمن آریانی ۱۱ مرداد ماه ۹۷ و در جریان اعتراضات سراسری در نزدیکی تئاتر شهر همراه ۱۷ زن دیگر و حدود ۵۰ مرد بازداشت شد. اعتراضات سراسری مردادماه ۹۷ در شهرهای مختلف ایران در رابطه با گرانی و تورم شکل گرفت و زنان نقش پررنگی در این اعتراضات داشتند. یاسمن آریانی در زمان بازداشتش در اعتراضات مردادماه، ویدئویی از داخل ون نیروی انتظامی در اینستاگرام منتشر کرد و از بازداشت‌اش خبرداد. آن‌ها به زندان‌های قرچک و فشافویه منتقل شدند. البته بعد از ۷۵ روز همراه زنان دیگر این پرونده به بازداشتگاه اوین منتقل شد. قاضی مقیسه یاسمن آریانی را در آن پرونده به اتهام اخلال در نظم عمومی به یک سال حبس محکوم کرد. او بهمن ماه سال گذشته و بعد از عفو رهبری به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد.

منیره عربشاهی هم چند روز پس از حادثه اتوبوس مرگ دانشگاه علوم و تحقیقات و در جریان تظاهرات اعتراضی درباره موضوع اتوبوس‌های فرسوده دانشگاه، مقابل دانشگاه تهران دستگیر شد: «یاسمن آن زمان زندان بود. اما منیره در آن اعتراضات شرکت می‌کرد و همان جا بازداشت شد و ۶ روز در زندان قرچک بود.»

او حالا دوباره در زندان قرچک است و دنبال دخترش یاسمن می‌گردد.

No responses yet

Feb 24 2019

اعتراض به حجاب اجباری؛ خودسوزی هما دارابی، ‘تصویری که آدم را رها نمی‌کند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر


بی‌بی‌سی: هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند

“ماجرای خودسوزی هما دارابی را در تجریش، به عنوان اعتراض به رفتار وحشیانه‌ جمهوری اسلامی با زنان که پیش‌تر شنیده بودم دیروز در گاردین خواندم. شرحی ساده، کوتاه و خشک ولی کاردی در زخم.”

این روایت شاهرخ مسکوب، نویسنده ایرانی از مرگ هما دارابی در کتاب “روزها در راه” است. پزشک کودکان و روان پزشکی که بیست و پنج سال پیش در نزدیکی میدان تجریش تهران در اعتراض به حجاب اجباری خود را به آتش کشید.

هما دارابی متولد ۱۳۱۸ در تهران دارای سابقه طولانی مبارزات اجتماعی و سیاسی در دوران محمدرضا پهلوی بود و در بیست سالگی عضو حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر می شود.

او در اسفند سال ۱۳۴۹ در اعتراض به منوچهر اقبال، رئیس وقت دانشگاه تهران و نخست وزیر سابق و به جرم آتش زدن اتومبیل او همراه با فریدون تقی‌زاده دستگیر و برای چند هفته بازداشت می شود.

هما دارابی در ادامه فعالیت های سیاسی اش یکی از سخنرانان روز شانزدهم آذر ۴۰ و یکی از دو زن منتخب کنگره جبهه ملی در پاییز سال ۱۳۴۱ می شود.

خانم دارابی پس از پایان تحصیلاتی پزشکی در دانشگاه تهران به روستای بهمنی در شمال ایران می رود و دو سال به عنوان پزشک در آنجا خدمت می‌کند تا اینکه در سال ۱۳۴۶ به همراه همسرش منوچهر کیهانی از اعضای حزب ملت ایران ،برای ادامه تحصیلات به آمریکا می رود.

او پس از گذراندن دوره تخصصی بیماری های کودکان و روانپزشکی و دریافت پروانه پزشکی از سه ایالت نیویورک، نیوجرسی و کالیفرنیا در سال ۱۳۵۳ به ایران برمی‌گردد. در این سال ها در نشریاتی مانند فردوسی درباره حقوق زنان و کودکان هم مطالبی می نویسد.


هما دارابی در کنار دیگر اعضای حزب ملت ایران و جبهه ملی دوم از جمله دکتر غلامحسین صدیقی

انقلاب و “ظلم مضاعف” بر زنان

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی که در تمامی تظاهرات و اعتراضات منجر به پیروزی انقلاب شرکت داشت در اوایل پیروزی انقلاب همراه با دیگر زنان در دیداری با ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهور وقت، با اعتراض به فشارها و برخوردها درخواست می کند که در ایران پس از انقلاب به زنان “ظلم مضاعف” نشود.

در این سال‌ها با تلاش خام دارابی واحد روان‌شناسی و گفتار درمانی بیمارستان روانپزشکی “شهید سهامی” راه اندازی می‌شود و همزمان عضو گروه آموزش تخصصی روانپزشکی مجتمع آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری می شود و مدیریت گروه روانپزشکی دانشگاه علوم شهید بهشتی را هم می‌پذیرد.

اما با سخت گیری‌هایی که در بحث پوشش و حجاب برای زنان در ادارات و ساز مان های دولتی پیش می‌آید ابتدا از کار در دانشگاه محروم می‌شود و سپس در سال تحصیلی در سال۱۳۷۰-۱۳۶۹ ممنوع‌التدریس هم می‌شود.

پروانه فروهر در گفتگویی در این‌باره می گوید: “گردانندگان واپسگرای دانشگاه او را برخلاف نص صریح قانون از استادی که ایشان عاشقانه دوست داشتند برکنار کردند. دلایلشان هم همان دلایل مسخره‌ای بود که که همه جا با زن‌ها برخورد می‌کنند؛ عدم رعایت برخی شئونات.”

به گفته پروانه فروهر، هما دارابی بارها به این حکم اعتراض می‌کند و در این روند دچار افسردگی شدید می شود و بارها خودکشی می‌کند که نجات داده می شود.

سیمین مخبر یکی از دوستان قدیمی اش با اشاره به علاقه شدید هما دارابی به محمد مصدق و دیدارهایشان در احمد آباد در گفتگویی می گوید: “مشکلات زیادی باعث آزردگی و اثرات روانی اش شده بود بخصوص بحث حجاب” اما فرزین مخبر، یکی از هم حزبی‌هایش “مسئله را تنها حجاب” نمی داند: “خیلی فعال بود و خیلی امید داشت به انقلاب که تحول مثبتی بینجامد و بعد سرخورده شد از مسائلی که دید. ناخشنود بود از وضعیتی که پیش آمده بود و نتوانست بپذیرد سرانجام آن ‌همه تلاش و مبارزه آن چیزی است که دارد اتفاق می‌افتد.”

خانم دارابی در مدتی که از کار و درس محروم شده بود مطب خصوصی اش را دایر می کند اما به خاطر افسرگی شدید دیگر قادر به ادامه کار نیست و با اینکه پس از پیگیری‌های خودش و همسرش دیوان عدالت اداری حکم قبلی را لغو می‌کند اما به گفته‌ پروانه فروهر “دیگر دیر بود و کار از کار گذشته بود”.

سرانجام هما دارابی در اعتراضی نمادین به حجاب در تاریخ دوم اسفند ۷۲ در یکی از خیابان های نزدیک میدان تجریش خودش را به آتش می کشد و بر اثر شدت سوختگی در بامداد سوم اسفند فوت می کند.

برای مراسم او حزب ملت ایران و اعضای جبهه ملی و همچنین خانواده اش اعلامیه‌هایی می دهند که روزنامه کیهان از نشر آن سرباز می زند اما در روزنامه‌ اطلاعات منتشر می‌شوند.

مراسمی که به گفته پروانه فروهر “باشکوه” برگزار می‌شود و جعیت کثیری در آن شرکت می کنند. پروانه فروهر در این مراسم درباره خانم دارابی می گوید: “وقتی انقلاب صورت گرفت او گمان کرد زنان در جای طبیعی خود مستقر خواهند شد و نیازی به نبرد جداگانه نخواهند داشت اما چنین نشد، آن ها هیچ به دست نیاوردند که بسیاری را هم از دست دادند.”

خانم فروهر در ادامه می گوید: “صداى رسایش به رغم جثه کوچکش هنوز در این ایران بلازده جارى است، آن همه پویایى، بالندگى، سرسختى و غرور، امروز او را با چه معیارى مى‌توانیم سنجید.” … “از او هيچ شكوه و ناله به ياد هيچكس نمى‌آيد، تا آخرين لحظه‌هاى سوختن.


هما دارابی به همراه خسرو سیف، داریوش و پروانه فروهر، علی‌اصغر بهنام و بهروز برومند

تصویری که “آدم را رها نمی‌کند”

خبر خودسوزی هما دارابی در ایران آن روزها بازتاب چندانی نداشته است اما در رسانه‌های انگلیسی زبان و فارسی زبان خارجی به صورت گسترده ای پوشش داده می‌شود.

پوششی که با موضع گیری تند کیهان هوایی روبرو می شود. این روزنامه این رخداد را حاصل بیماری هما دارابی می‌داند و “حزب ملت ایران” را متهم می‌کند که از این رخداد به نفع خود استفاده می‌کند.

به نوشته کیهان هوایی: “در نخستین هفته اسفند ماه برخی از بنگاه‌های خبرپراکنی بیگانه با پخش خبر خودسوزی دکتر دارابی بهانه‌ای دیگر به دست آوردند تا یکبار دیگر کشورمان را آماج حملات تبلیغاتی قرار دهند. خانم دارابی استاد پیشین روانکاوی که به علت بیماری به بیماری روانی طی دو سال گذشته مطبش را در بلوار افریقا تعطیل کرده بود زیر نظر یک روانپزشک معروف ایرانی به نام دکتر صنعتی‌زاده قرار داشت پس از اقدام به خورسوزی درگذشت.”

در ادامه یادداشت کیهان هوایی آمده است: “این دومین باری بود که خانم دارابی اقدام به خودکشی می‌کرده است. خودسوزی هما دارابی سوژه‌ مناسبی بود تا رادیوهای بیگانه به کمک یک حزب تک‌نفره که نیاز شدیدی به عضو گیری دارد به بزرگنمایی حادثه ای بپردازد و از این نمد کلاهی برگیرند.”

در یادنامه هایی که در خارج از کشور برگزار می شود هنرمندانی چون نعمت آزرم، عاطفه گرگین و رضا مرزیان درباره مشکلات پیش آمده برای این استاد دانشگاه و پزشک کودکان در ارتباط با حجاب و خودسوزی اش می نویسند.

شهلا شفیق، نویسنده ایرانی مقیم پاریس در یادنامه ای در بولتن‌ “آغازی نو” درباره خودسوزی هما دارابی می نویسد: “تصویر زنی که از خانه به در می‌آید و در معبر عام و در برابر چشم دیگران خود را به آتش می کشد شکوه هولناکی دارد. اهمیتی ندارد آن دیگران بسیارند یا کم. چندان مهم نیست پیش از آنکه شعله‌های آتش از پیکر زن بالا بروند فریاد اعتراض یا شعاری هم از گلوی او بیرون جسته یا نه. همه آنچه زن می‌خواسته بگوید در آنچه کرده خلاصه شده. زن از خانه بیرون آمده و در برابر چشم دیگران خود را به آتش کشیده است. تصویرش آدم را رها نمی‌کند.”

No responses yet

Feb 21 2019

وقتی که ترویج زورکی حجاب خطرناک می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر


گویانیوز: در برابر گشت ارشاد تا کنون شاهد دو نوع واکنش از سوی مردم بوده ایم:

1 – برای سال های متمادی، زنان و دخترانی که از نظر مأموران بدحجاب شناخته می شدند و توسط گشت های ارشاد جلب می شدند، به حکم پلیس تمکین می کردند. مردم نیز صرفاً نظاره گر بودند.

2 – گزارش های متعددی وجود دارد که در سال های اخیر تعداد زیادی از زنان و دختران از دستور پلیس برای سوار شدن بر ون های گشت ارشاد امتناع کرده و حتی گاه کار به نزاع و داد و فریاد هم کشیده شده است. با این حال در اغلب موارد مردم از کنار ماجرا عبور کرده اند.

اما آنچه اخیراً در نارمک (شرق تهران) رخ داده، هشداری است مبنی بر این که ماجرای گشت ارشاد وارد فاز جدیدی شده یا در آستانه آن قرار دارد و آن، مداخله مردم است.

روایت پلیس از این ماجرا را بخوانید:

«ماموران گشت امنیت اخلاقی به 2 خانم جوان که پوشش و حجاب مناسبی نداشتند تذکر دادند که بعد از چند دقیقه تعدادی از شهروندان دور آنان جمع شدند تا مانع انتقال آن 2 خانم شوند. در این میان چند جوان در کار پلیس اخلال ایجاد کردند و ماموران نیز برای متفرق کردن افراد، مجبور به شلیک هوایی شدند. در این ماجرا درِ خودروی ون از جا کنده شد و نهایتاً با پیاده شدن دو خانم از خودرو، مردم نیز متفرق شدند و موضوع خاتمه پیدا کرد.»

پیشتر نیز نوشتیم و اکنون نیز تأکید می کنیم که اصل حجاب به عنوان دستوری شرعی از ضروریات دین است اما معطل گذاشتن ظرفیت های فرهنگی و دینی برای کار فکری و فرهنگی و واگذاشتن امور به قوه قهریه پلیس، نه تنها نمی تواند مروج احکام دین و از جمله حجاب باشد بلکه موجد بدبینی و موجب نقض غرض خواهد بود.

آزموده را آزمودن خطاست؛ هم اکنون قریب به 40 سال است که روش های پلیسی برای گسترش حجاب در جامعه پیگیری می شود ولی انصاف بداریم که با این روش ها، آیا وضع حجاب بهتر شده یا بدتر؟

و اساساً ترویج حجاب به عنوان یک امر دینی وظیفه روحانیون و نهادهای فرهنگی است یا درجه داران و افسران پلیس؟!

اما گذشته از تکرار مکررات، آنچه در ماجرای نارمک هشدار دهنده است این که ممکن است اتفاقات مشابه باز هم رخ دهد و مشکلات بزرگ تری از چند تار مو یا لباس خانم ها برای نظام ایجاد کند.

این که مردم به پلیس حمله کنند و در روز روشن درِ خودروی پلیس را از جا بکَنند و پلیس هم مجبور باشد شلیک هوایی کند، اول از همه برای اقتدار پلیس خوب نیست، پلیسی که در کنار نقدهایی که به آن داریم منصفانه باید گفت برای امنیت شهرها، روستاها و جاده هایمان بسیار تلاش می کند و شکست اقتدارش یعنی تزلزل امنیت مردم. بنابر این نباید زمینه تکرار ماجرای نارمک همچنان فراهم باشد.

راستی اگر پلیس همچنان بخواهد به روش ناموفق گشت ارشاد، ادامه دهد و مردم نیز ماجرای نارمک را تکرار کنند، چه پایانی بر این قضایا متصور خواهد بود؟

نکته اینجاست که مردم به ستوه آمده از فشارهای اقتصادی ممکن است نه بر سر مسأله حجاب که به خاطر فشارهای معیشتی بخواهند خشم و اعتراض خود را بر سر گشت ارشاد و ون پلیس خالی کنند و ای بسا کار به جاهای باریک بکشد. فراموش نکنیم که بهار عربی در تونس زمانی آغاز شد که مأموران شهرداری “سیدی بوزید” – یکی از شهرهای کوچک و کم برخوردار تونس – کوشیدند بساط یک دستفروش به نام “بوعزیزی” را جمع کنند و او خود را به آتش کشید و مردم خشمگین شدند و … .

به نظر می رسد هم از منظر امنیتی و هم از نظر روشی، زمان آن رسیده است که تجدید نظر اساسی در زمینه گشت ارشاد صورت گیرد و اگر قرار است اشخاص حقیقی و حقوقی در این زمینه پاسخگو باشند، این نهادهای دینی و فرهنگی اند که با آن همه بودجه و وظیفه ذاتی که دارند باید پاسخ عملکردشان را بدهند نه این که پلیس با آن همه وظیفه دیگر – از مرزبانی و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا دستگیری سارقان و برخورد با اوباش – درگیر این موضوع هم باشد و بر نارضایتی ها بیفزاید.

No responses yet

Dec 02 2018

حجاب با شتاب در حال افول است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

ایلنا: مدیر طرح و برنامه و تدوین سیاست شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده گفت: در حال حاضر در زمینه حجاب با افول روبرو هستیم و قطعا این افول بیشتر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، فرشته روح افزا، مدیر طرح و برنامه و تدوین سیاست شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده در مناظره پوشش بانوان ایرانی پس از انقلاب که با حضور پروانه سلحشوری در دانشگاه شهید بهشتی برگزار می‌شد، در پاسخ به این سوال که در حال حاضر حجاب در کشور یک ارزش تلقی می‌شود؟ گفت: نمی‌توانم در خصوص همه آحاد جامعه اظهارنظر کنم، چرا که آحاد جامعه شامل جوانان، میانسالان، افراد مسن، فرهیختگان، دانشگاهیان، کم‌سوادان و بی‌سوادان و… در کشور می‌شوند و نمی‌توان در خصوص همه این افراد اظهارنظر کرد، اما باید بگویم در برخی از آحاد جامعه حجاب ارزش است، اما برای برخی افراد دیگر مانند سلبریتی‌ها حجاب قابل قبول نیست.

وی با اشاره به پژوهشی که اخیرا از طریق مرکز پژوهش‌های مجلس در خصوص حجاب انجام شده، گفت‌: آن چیزی که مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر کرد، در واقع برخی از پژوهشی بود که در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 91 انجام شده بود و مرکز پژوهش‌ها بخشی از آن را منتشر کرد و در واقع یک پایان‌نامه پژوهشی بود.

مدیر طرح و برنامه و تدوین سیاست شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده خاطرنشان کرد: معتقدم اگر درست عمل کرده بودیم، این مقدار بی‌حجابی که در حال حاضر در جامعه با آن روبرو هستیم، وجود نداشت، چرا که مردم ما فرهیخته‌اند و بهترین را انتخاب می‌کنند.

وی همچنین در خصوص اینکه آیا بعد از چهل سال توانسته‌ایم زنان و دختران را به باور حجاب برسانیم؟ گفت: حقیقت این است که دستگاه‌های مختلف در این زمینه به درستی عمل نکردند، چرا که اگر اینگونه بود، بیشتر بچه‌های ما به پوشش و رفتار حیامدارانه تجهیز بودند. هیچ دستگاهی در این جامعه کار ایجابی نکرده و فقط نیروی انتظامی به وظیفه خود عمل کرده و کار سلبی می‌کند که خروجی آن نیز خوب نبوده است. معتقدم به هیچ موجودی نمی‌توان زور گفت چه برسد به انسان.

وی با بیان اینکه پیامبر همیشه منطقی صحبت می‌کردند، خاطرنشان کرد: طی این سال‌ها هیچ کار مفیدی صورت نگرفته است و حتی یک فیلم،‌ تئاتر، کتاب یا کلیپ در خصوص حجاب ساخته نشده است. سخنرانی‌هایی برگزار شده، اما کافی نبوده است. متاسفانه سیاستگذاری‌ها نیز به جا نبوده و در جهت عکس عمل کرده است و از آنجایی که به درستی عمل نکرده‌ایم، همین مقدار دختر باحجابی ک در جامعه می‌بینیم فقط باید سپاسگزار باشیم.

روح‌افزا درباره پیش‌بینی‌اش از وضعیت حجاب در آینده گفت: اگر با این روال پیش برویم و با این مدل قدم برداریم قطعا در این زمینه افت خواهیم کرد، چرا که در حال حاضر درباره حجاب با افول روبرو هستیم، اما قطعا این افول بیشتر خواهد شد.

وی با بیان اینکه در سال‌های گذشته حجاب افول داشته، اما شتابی در آن دیده نمی‌شود، گفت: در حال حاضر حجاب با شتاب در حال افول است، البته مولفه‌های دیگری نیز تاثیرگذار است مانند اشتغال، تحصیلات، موضوعات اقتصادی و اجتماعی که در جامعه با آن روبرو هستیم نیز بر افت حجاب تاثیر مستقیم دارد و این شتاب را بیشتر می‌کند.

No responses yet

Nov 30 2018

کارشناسان سازمان ملل خواستار آزادی فعالان حقوق زن در ایران شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: گروهی از کارشناسان حقوق بشر در سازمان ملل از حکومت ایران به دلیل زندانی‌کردن مدافعان حقوق بشر انتقاد کردند. ابراز نگرانی از وضعیت حبس و اتهامات اقامه شده علیه فرهاد میثمی و نسرین ستوده از محورهای اصلی این بیانیه است.

پنج کارشناس حقوق بشر سازمان ملل با انتشار بیانیه‌ای خواهان آزادی فعالان حقوق زنان در ایران شده‌اند. آنها در این بیانیه نوشته‌اند: «ما از دولت [ایران] می‌خواهیم تمام کسانی را که به دلیل تبلیغ برای حقوق زنان و دفاع از این حقوق زندانی شده‌اند، فورا آزاد کند.»

این کارشناسان همچنین از دولت ایران خواسته‌اند که حقوق این زندانیان تضمین شود، خودسرانه از آزادی محروم نشوند و پیش از حضور در دادگاهی مستقل و بی‌طرف، حقوق آنها در تکمیل منصفانه پرونده تضمین شود.

کارشناسان سازمان ملل در همین پیوند به پرونده فرهاد میثمی، پزشک معلم و فعال مدنی، و نسرین ستوده، حقوقدان اشاره کرده‌اند.

فرهاد میثمی که مردادماه امسال به دلیل حمایت از کمپین علیه حجاب اجباری بازداشت شد به “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و “اشاعه و ترویج بی‌حجابی” متهم شده است.

بنا بر برخی خبرها دکتر میثمی از اواسط شهریورماه در اعتراض به عدم دسترسی به وکیل دست به اعتصاب غذا زده است. مسئولان زندان با انتقال توام با خشونت میثمی به بهداری اوین، او را بر خلاف میلش به سرم وصل کرده‌اند.

گزارشگران سازمان ملل در بیانیه خود ضمن ابراز نگرانی از فقدان دادرسی عادلانه در مورد فرهاد میثمی، خواهان تضمیمن حقوق او برای اعتصاب غذا شده‌اند. آنها تاکید کرده‌اند که راه پایان دادن به این اعتصاب گفت‌وگو با میثمی و رسیدگی جدی به خواست‌های اوست.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

بخشی از بیانیه گزارشگران به انتقاد از حبس نسرین ستوده، وکیل سرشناس و فعال حقوق بشر، برمی‌گردد. او تا قبل از بازداشت در خردادماه امسال وکالت چند تن از زنان معترض به حجاب اجباری (دختران خیابان انقلاب) را به عهده داشت.

بنا بر خبرها، خانم ستوده در یک پرونده که حکم آن در ۱۳ مهر ۹۵ به صورت غیابی صادر شده، به پنج سال زندان محکوم شده است.

بازداشت و حبس رضا خندان، همسر نسرین ستوده نیز در بیانیه مورد انتقاد قرار گرفته است. رضا خندان صبح روز ۱۳ شهریورماه سال جاری در منزلش بازداشت شد و چند روز بعد قوه قضائیه جمهوری اسلامی او را به “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و”اشاعه و ترویج بی‌حجابی در جامعه” متهم کرد.

میشل فورست، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در مورد شرایط مدافعان حقوق بشر، دیگو کارسیا سایان، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور استقلال قضات و وکلا، سئونگ فیل هونگ، رئیس گروه کاری سازمان ملل متحد درباره بازداشت‌های خودسرانه، ایوانا راجیج، مدیر گروه کاری سازمان ملل درباره تبعیض علیه زنان و جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشری سازمان ملل در امور ایران این بیانیه را امضا کرده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .