اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

May 08 2014

روزنامه‌نگاری مستقل یا روزنامه‌نگاری حزبی: روزنامه های زنجیره ای و رویای تغییر / ما خطا کرده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

خبرنگاران ایران: نیک آهنگ کوثر: -همین چند روز پیش بود که گروهی از طرفداران موسوی و روحانی و خاتمی، کارتونی از قبرستان روزنامه همشهری در آورده بودند و هوار کشیدند که «ایهاالناس! این نیک آهنگ در سال ۱۳۷۶، نقش جمهوری اسلامی در جنایت میکونوس را ماله‌کشی کرده است.»

دیدن این کارتون و کارتونی دیگر، به یادم آورد که روزی روزگاری در روزنامه غیر مستقل همشهری، باید چند تا طرح به سردبیری ارائه می‌کردیم تا از میان‌شان یکی انتخاب شود و گاهی هم محمد عطریان‌فر ایده‌ای را می‌داد که باید کشیده می‌شد. عطریان‌فر، یکی از اعضای برجسته کارگزاران بود و طبیعتا فیلتر و سانسورگر بزرگ یک مجموعه سیاسی. می‌دانستیم که برای چاپ کارها باید متناسب با تیترهای روزنامه و یا خبرها کار کنیم.

جو رسانه‌ها پیش از دوم خرداد با بعد از آن قابل مقایسه نبود. من نمی‌توانم از بخش بزرگی از کارهای آن زمان دفاع کنم. رسانه، وابسته به قدرت بود.

با این حال، برای آنکه ایده‌های مورد علاقه خودم را به چاپ برسانم، هر از گاهی ایده‌های سردبیر را می‌پذیرفتم، غافل از آنکه روزی به گذشته نگاه می‌کنم و افسوس می‌خورم که چرا زیر بار طراحی چنین مزخرفاتی رفته‌ام.

من این محدوده زمانی را ترکیب ایده‌ پردازی خودم و تصویرسازی نظر سردبیری برای بقا ارزیابی می‌کنم. دوره‌ای که یادآوری‌اش بد هم نیست.

فضا بعد از دوم خرداد کمی فرق کرد. بسیاری از ما که تا قبل از آن تا حد زیادی مجریان اوامر سردبیران‌مان بودیم، خواستیم خطوط قرمز را به عقب برانیم. این عقب راندن خطوط به این سادگی نبود. بایستی ظرفیت‌ سازی می‌شد.

تجربه من بعد از دوم خرداد با عطریان‌فر این بود که از ترس اینکه مبادا آزادی بیشتری بطلبم، بیشتر کارهایم را سانسور می‌کرد و من هم تعداد کمتری از پیشنهادهایش را می‌پذیرفتم.

چون بسیاری از کارهای قبل از انتخابات ایده‌هایی به نفع خاتمی بود و طبیعتا روزنامه منتشرشان کرده بود، انتظار داشتم بعد از پیروزی خاتمی، آزادی عمل بیشتری داشته باشم. این اتفاق نیفتاد. از همشهری رفتم.

فضا عوض شد. این بار با سیاسیونی روبرو بودیم که از رسانه‌ها استفاده حزبی می‌کردند. من با زنجیره‌ای خواندن این رسانه‌ها موافقم، چرا که تعداد زیادی از این نشریات محتوایی مشابه و هماهنگ شده منتشر می‌کردند.

می‌گویم هماهنگ شده، چون در مواردی تقسیم کار را دیده بودم. رسانه‌هایی متعدد با ژنرال‌هایی کم تعداد. اینکه افرادی تاثیرگذار به طور گردشی در روزنامه‌های متعددی در طول روز کار می‌کردند و سرکشی، و با سردبیران روزنامه‌های دیگر در باره مطالبی که قرار بود روزهای دیگر منتشر شود در تماس بودند و بعضا هماهنگ. ممکن است برای برخی باورپذیر نباشد، اما بودند نویسندگانی که مطالبی با محتوای نزدیک به هم را میان روزنامه‌های مختلف تقسیم می‌کردند و این تقسیم کار، بدون هماهنگی نبود.

از منظری، هدف، وسیله را توجیه می‌کرد، اما هدف واقعا چه بود؟ حذف رقیب در چارچوب جمهوری اسلامی و قدرت گرفتن بیشتر نزد افکار عمومی برای تحمیل یک ایده به قدرت قاهر. به عبارت دیگر، در این دوره شاهد «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» بودیم اما با استفاده از مهره‌های شطرنج در مطبوعات.

در مقطعی، حس می‌کردم که کار مهمی را انجام می دهیم و هر کدام از ما روزنامه‌نگاران، باری را از دوش مردم برمی‌داریم تا آزادانه زندگی کنند و آگاه باشند. احساس می‌کردیم نسبت به آینده فرزندان‌مان مسوولیتی بیش از حد و توان‌مان داریم و باید ایران را آزادتر ببینیم. خیال می‌کردم با روزنامه‌نگاری رادیکال در چارچوب رسانه‌های دوم خردادی، حتما شاهد تغییر خواهیم بود.

اما گذر زمان به من ثابت کرد که روزنامه‌نگاران، مهره‌های شطرنج و یا روغن چرخ دنده‌های موتور دولت خاتمی بوده‌اند. می‌گویید نه؟ به روزنامه‌هایی نگاه کنید که به طور هماهنگ، بسیاری از مسائل را می دیدند و گزارش می‌کردند، اما واقعیت‌های بسیاری را زیر سیبیلی رد کردند.

در ظاهر دانستن، «حق مردم» بود، اما آیا منظور، دانستن چیزهایی بود که منافع بالادستی‌های روزنامه‌های دوم خردادی را به خطر می‌انداخت؟

اگر منافع مشترک سازمان مجاهدین انقلاب و کارگزاران در وزارت نفت با جناح راست ناهم‌خوان می‌شد، روزنامه‌ها به ماجرای «پتروپارس» گیر می‌دادند. اگر مشارکتی‌های سدساز باید با سپاه کنار می‌آمدند، همه مشکلات آن حوزه محو می‌شد. اگر وزارت کشور در ورود موتورهای دیزلی دچار تخلف شده بود، کسی نمی‌فهمید. مردم نمی‌بایستی از نقش ایران خودرو در ستاندن جان شهروندان به خاطر خودروهای آلوده کننده‌اش باخبر می‌شدند.

روزنامه‌های حزبی کاملا بر اساس منافع احزاب و منابع مالی‌شان کار می کردند. آمدن مدیران حزبی به تحریریه‌ها به نفع آزادی بیان نبود، چه، آزادی نصیب کسانی می‌شد که متناسب با خواست آنها کار می کردند.

حالا بیایید ماجرا را از دریچه‌ای دیگر نگاه کنیم:فرض کنید اکبر گنجی پروژه‌ای کار نمی‌کرد و به عنوان یک خبرنگار محقق، آمار خلاف‌کاری‌های اطلاعاتی‌های جناح چپ را در می‌آورد و به سعید حجاریان برای انتشار می‌داد. خیال می‌کنید حجاریان منتشر می‌کرد؟

فرض کنید سعید لیلاز تمامی روابطش با وزارت صنایع و سازمان گسترش و الباقی را کنار می‌گذاشت و خبرنگاران را مجبور به تحقیق در باره نقش شرکت‌های خودروسازی در افزایش آلودگی هوای تهران و بررسی داد و ستد خودروسازان با تعدادی از خبرنگاران حوزه اقتصادی می کرد .

فرض کنید خبرنگاران سیاسی عصرآزادگان در باره گرفتن پول آگهی از حزب کارگزاران و نوع مطالب منتشر شده در آن مقطع تحقیق می‌کردند.

…

روزی که به خاطر یادداشت انتقادی‌ام از روند سدسازی که در روزنامه نوروز و احتمالا به دور از چشم سدسازان حزب مشارکت چاپ شده بود، از سوی دفتر رئیس جمهوری دعوت شدم، امیدوارم بودم تاثیر کار رسانه‌ای‌ام را ببینم. سه روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ بود. با یکی از بزرگ‌ترین کارشناسان مدیریت منابع آب زیرزمینی دنیا* به دیدار خاتمی رفتم که فقط به عنوان یک زمین شناس روزنامه‌نگار حرف نزده باشم. دیدار به دلم نشست، اما بعدش به سعید پورعزیزی پیشنهاد کردم به خاطر نبود کارتون انتقادی از خاتمی، داوطلبانه روزی یک کارتون برای بولتن می‌کشم که خاتمی فکر نکند این طرفی‌ها هم از او کاملا راضی هستند. این کارتون‌ها را فقط خودش و معدودی می‌دیدند، چون در آن زمان امکان کشیدن عمامه و عبا نبود. جواب منفی بود.

اشتباه از من بود، چون خیال می‌کردم تیم خاتمی دموکراسی‌خواه و انتقادپذیر هستند. کار من هم به حتم نفعی نصیبم نمی‌کرد.

سه یا چهار یادداشتم در این حوزه منتشر شد، اما برادران مشارکت مانع انتشار بعدی‌ها شدند. یکی از مشاورین وزارت نیرو بعدا گفت که کمیته‌ای متشکل از مدیران ارشد دولت به خاطر همان یادداشت‌ها تشکیل شده بود که در جوابیه‌ای بتوانند سد سازی را توجیه کنند. همان سه چهار یادداشت کوتاه، چند ده میلیون تومان خرج گذاشت روی دست آقایان. وقتی جوابیه‌شان منتشر شد، پاسخ‌نامه‌ای مطابق قانون مطبوعات نوشتم و اتفاقا از نقطه نظر کارشناسی هم همه تاییدهای لازم را داشت.

مشارکتی‌ها مانع انتشار جوابیه شدند. من همانجا وسایلم را از روزنامه نوروز جمع کردم و رفتم. مگر «دانستن حق مردم» نبود؟ مگر ایران برای همه ایرانیان نبود؟

پیام‌های مختلفی از مدیران روزنامه رسید؛ «چرا ماجرا را با کاریکاتور قاطی می‌کنی؟ کاریکاتورت را بکش»، «حالا شما بی‌خیال شوید، بعدا مساله حل می‌شود» و … حتی کسی که برای روزنامه نظرسنجی و فاصله زیاد کارهای من در آن روزنامه با دیگر همکاران را ثبت کرده بود، از من خواست مته به خشخاش نگذارم…ظاهرا بودن کارتونیست مستقل را مادامی که به حوزه وزارت نیرو و سدسازی کاری نداشت، از خدا می‌خواستند.

من بازگشتم را مشروط به انتشار جوابیه‌ام کردم. قبول کردند و گفتند جوابیه را با خودم به دفتر روزنامه ببرم. جلسه‌ای تشکیل شد و باز با انتشار جوابیه مخالفت کردند. تمام ناراحتی دوستان ازنقل قولم از سنایی بود: «چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.»

بحث کلی من در باره سدسازی چه بود؟ نوشته بودم که سدسازی بی‌رویه به محیط زیست لطمه می‌زند، بسیاری از سدها در مکان‌های نامناسبی بنا شده بودند، میزان تبخیر بالا در شرایط اقلیمی ایران، بخش بزرگی از آب سدها را از بین می‌برد و کار عمده سدسازان، جمع آوری رسوب بسیار زیاد پشت سدها بدون مدیریت حوزه آبخیز و ایجاد رسوب‌گیرهای مناسب و چند مورد دیگر بود.

امروز می‌دانیم که همان سدسازی‌ها چه بلایی بر سر کارون و دریاچه ارومیه و بسیاری دیگر از نقاط آورده است. بی‌توجهی به منابع آب زیرزمینی و عدم تغذیه لایه‌های متخلخل زمین در طولانی مدت چه آسیب‌هایی به آنها وارد می‌کند. بسیاری از سدها را کنار یا نزدیکی گسل‌های بزرگ ساخته بودند، بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه این مناطق. وقتی در نزدیکی یک گسل فعال سد می‌سازید، طبیعتا میزان خرده سنگ‌های ناشی از گسلش فراوان‌تر است، فرسایش می‌تواند بیشتر باشد و درز و ترک‌هایی که ممکن است آب سد را به بیرون منتقل کند هم فراوان‌تر. اگر سنگ‌ها آهکی باشند و غارهای ریز و کوچک (کارست) در سنگ‌های دره‌ای که سد را آنجا می‌زنند فراوان، درز رفتن آب از پیش تضمین شده است.

اما نان در سدسازی بود. دانستن، حق مردمی نبود که نمی‌دانستند چه بر سر منابع آبی‌شان می‌آید.

…

ده‌ها و شاید صدها فرض و احتمال را می‌توان مطرح کرد.

اگر روزنامه‌ها مستقل از احزاب و دولت بودند، وابسته به آگهی‌ دهندگان بزرگ دولتی نبودند و آنچه واقعا می‌بایستی به شهروندان ارائه می‌شد را ارائه می‌کردند، شاید وضع‌مان بهتر بود.

سال ۲۰۰۷ وقتی سر کلاس‌های روزنامه‌نگاری در کانادا می‌رفتم، بعد از هرجلسه دردم بیشتر می‌شد، نه از حجم درسی که داده بودند، که از خطاهایی که مرتکب شده بودیم.

یکی از مبانی مهمی که برای ما نا آشنا بود، استقلال از حوزه‌ای بود که پوشش می‌داده‌ایم: یکی از ۸ بامداد تا ۳ بعد از ظهر برای وزارت آموزش و پرورش کار می‌کند و مدیر آنجا، بعد از ظهر خبرنگار حوزه آموزش و پرورش است. یکی صبح‌ها در جهاد دانشگاهی است و شب‌ها، دبیر سرویس مربوط به آموزش عالی. یکی مدیر یکی از بخش‌های سازمان گسترش است و شب‌ها، دبیر سرویسی که باید همان حوزه را برای خوانندگان روایت کند.

شاید «دسترسی» مهم‌ترین دلیل سردبیران برای جذب این نیروها بوده باشد، اما عدم استقلال باعث انحراف ممتد افکار عمومی شده است.

اینکه گروهی از مدیران اطلاعاتی و امنیتی در روزنامه‌های مختلف به دبیری و سردبیری رسیده‌اند، استقلال عمل از خبرنگاران را در جهت منافع ساختار حکومت گرفته است. اینکه روزنامه‌ها به احزاب و گروه‌های سیاسی و مالی وابسته‌اند، باعث جعل واقعیت و پنهان ماندن بسیاری از نکاتی شده که دانستن‌شان، حق مردم بوده است.

بسیاری از ما خطاهای کاری‌مان را در روزنامه‌های داخلی نادیده گرفته‌ایم، اما بدون تردید، بسیاری از ما خطا کرده‌ایم که گاهی از سر بی‌تجربگی بوده و گاهی از سر غرور و استفاده ابزاری از وسایلی که در اختیار داشته‌ایم.

من با حضور افراد حزبی به عنوان یادداشت نویس مستقل در روزنامه‌ها مخالف نیستم، چه بسیاری از یادداشت‌های خواندنی روزنامه‌های غربی را شاغلین در گروه‌های سیاسی و مشاوران احزاب نوشته‌اند و می‌نویسند، اما تحریریه‌ها را از این افراد خالی نگه می‌دارند. البته هیچگاه شرایط ایده‌ال وجود نداشته و ندارد، اما تلاش بر سر دور ماندن از تاثیرپذیری از قدرت بوده است. بوده‌اند روزنامه‌نگارانی که بر اساس منافع قدرت، جنگ را هم توجیه کرده‌اند. جودیت میلر، خبرنگار نیویورک تایمز خدمات بسیاری به دولت بوش کرد، اما وقتی تاثیرپذیری‌اش از منابع قدرتمند معلوم شد، اعتماد بسیاری از مخاطبان از این رسانه بزرگ سلب شد.

هر کسی می‌تواند قبل از انتخابات برای رای دادن به کاندیدایی ثبت نام و به قول خارجی‌ها «رجیستر» کند، اما وقتی در تحریریه است، حزب، اولویت نیست. حتی ممکن است تحریریه روزنامه‌ای در رای‌گیری غیر علنی، به یک کاندیدا رای بدهد، اما همان روزنامه در همان روز اعلام نظر، مطلبی تحقیقی که به ضرر کاندیدا است منتشر می‌کند.

…

سال‌ها پیش با یکی از دوستان سابق دعوایی داشتم بر سر مستقل ماندن از رنگ‌ها و احزاب و گروه‌های سیاسی. دوست سابق معتقد بود که باید رنگ سبز را برگزید و زیر چتر سبزها رفت. من گروه‌های سیاسی ایرانی را مثل خیلی از همکارانم نمی‌بینم. گروه‌ها و احزابی که نقض حقوق بشر را در دوران مسوولیت خود نادیده گرفته‌اند، نباید مدافع آزادی بیان و حقوق بشر معرفی شوند. حتی سر این بحث دارم که اگر کسی به ولایت فقیه پایبند است، چرا به حبس و حصرش با دستور ولی فقیه اعتراض می‌کند؟ بسیاری از دوستان و همکارانم اما نگاهی متفاوت دارند و در چارچوب همکاری با نهادها و احزاب پایبند به جمهوری اسلامی رسانه را ارزیابی می‌کنند.

اگر فرضا من نوعی تا لحظه حضورم در کشور، به قانون اساسی و پذیرش ولی فقیه در آن قانون پایبند بودم، الان که نیستم. تبعید را انتخاب کرده‌ام که نباشم. اما برای من دردناک است وقتی می‌بینم کسانی که قربانی جمهوری اسلامی بوده‌اند، برای هر دلیلی، در جهت منافع یک جبهه سیاسی تابع ولایت قلم می‌زنند و بسیاری از واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و سعی می‌کنند مانع دیدن مردم هم بشوند.

وقتی در هنگامه انتخابات، بسیاری از خبرنگاران به بررسی پیشینه سراسر دروغ حسن روحانی نپرداختند و فضا را به نفع او و گردانندگانش اداره کردند، طعم بد وابستگی و منفعت طلبی را می‌توانستی مزه کنی.

قرار بود کوتاه بنویسم. اما تجربه فردی من نشان می‌دهد که روابط سردبیران و ناشران با قدرت یا قدرتمندان، به نفع آزادی بیان نیست و سانسور یا انتسار هدایت شده مطالب نتیجه‌اش کم دانشی مخاطبان از واقعیت‌ها خواهد بود.

*این کارشناس، پدرم بود. دکترسید آهنگ کوثر که جوایز متعدد ملی و بین‌المللی را به خاطر تحقیقات و نتایج کارش در حوزه آب و خاک برده و در دوره‌های مختلف، مدرس دانشگاه سازمان ملل برای تشریح کارش و آموزش به دانشجویانی از کشورهای خشک و نیمه خشک و بی آب بوده است. اگر به چشم خودم نتیجه کارش را ندیده بودم، باور نمی‌کردم که می‌توان با مدیریت دسرت منابع آب زیرزمینی، بیابانی چون گره بایگان فسا را پر آب کرد و حاصل‌خیز. دو تابستان را آنجا کار کرده بودم و می‌دیدم که چگونه مهار سیلاب توانسته بود لایه‌ای خاک بر روی ماسه ها بیاورد و بالا رفتن سفره آب زیرزمینی، روستاییان را به ماندن امیدوارتر کرده بود. بسیاری که برای کار به دوبی رفته بودند، برگشتند و با فروش هندوانه و خربزه به امارات، میلیونر شدند

No responses yet

May 07 2014

توقیف روزنامه قانون به دلیل «انتشار خبر آزادی رویانیان»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مدیران روزنامه «قانون»، چاپ تهران، از حکم دادستان عمومی و انقلاب این شهر مبنی بر توقیف این رسانه خبر داده‌اند، امری که دلیل آن انتشار خبر آزادی محمد رویانیان عنوان شده است.

علیرضا نیکویی، رئیس شورای سیاستگذاری روزنامه قانون، روز چهارشنبه، ۱۷ اردیبهشت، به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، گفت: «نامه توقیف امروز به دست‌مان رسید. باید به دنبال کارهای رفع توقیف برویم که به نظر می‌رسد حداقل سه ماه برای به سرانجام رسیدن کار معطل شویم.»

روزنامه قانون در شماره روز چهارشنبه خود از آزادی محمد رویانیان، دبیر پیشین ستاد سوخت و مدیرعامل سابق باشگاه پرسپولیس، به قید وثیقه‌ای ۱۰۰ میلیارد تومانی خبر داده بود و اکنون از سخنان مدیران این رسانه برمی‌آید که همین خبر دلیل اصلی توقیف آن بوده است.

در این حال مقامات قوه قضاییه ایران از اظهار نظر درباره بازداشت و شایعه آزادی آقای رویانیان خودداری می‌کنند و تنها سخنگوی قوه قضاییه بدون اشاره به نام خاصی گفته است که سه نفر به خاطر پرونده تخلفات ستاد سوخت بازداشت شده‌اند.

اما برخی وب‌سایت‌های خبری و تحلیلی مانند «پیام نو»، خبر آزادی آقای رویانیان را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند که او همچنان در اوین به‌ سر می‌برد.

اتهام محمد رویانیان به‌طور دقیق مشخص نیست، اما رئیس کنونی ستاد سوخت ایران گفته است که در دوران ریاست آقای رویانیان در این ستاد برخی «سوءاستفاده‌ها و انحرافات مالی» رخ داده است.

روزنامه قانون نیز در گزارش خود با اشاره به نقل قول‌های مختلفی که حکایت از تخلفات آقای رویانیان دارد، آزادی او را مایه «تعجب» دانسته بود.

اما منبع خبری روزنامه قانون در این باره خبرگزاری دانا بوده است، موردی که رئیس شورای سیاستگذاری قانون نیز در گفت‌وگوی خود با ایرنا به آن اشاره می‌کند.

علیرضا نیکویی اظهار داشت: « چرا باید خبری را یک خبرگزاری خاص منتشر کند، هیچ برخوردی با آن صورت نگیرد، اما همان را یک روزنامه به چاپ رساند، نامه توقیف بگیرد.»

به گفته آقای نیکویی، رفتار دادستانی تهران در این باره دوگانه بوده و جای انتقاد دارد.

اما قانون نخستین روزنامه‌ای نیست که در ماه جاری با حکم توقیف روبه‌رو شده است. قوه قضاییه ایران اوایل اردیبهشت‌ماه جاری نیز حکم به توقیف روزنامه ابتکار به خاطر تیتر این روزنامه در گزارش تغییر رئیس سازمان زندان‌ها داد.

در تیتر روزنامه ابتکار از واژه «برکناری» استفاده شده بود، در حالی که قوه قضاییه ایران می‌گوید رئیس سابق سازمان زندان‌ها برکنار نشده بلکه تنها سمت او تغییر کرده است.

روزنامه ابتکار چند روز بعد از آن رفع توقیف شد. با این حال هنوز روزنامه‌هایی هستند که در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی توقیف شده‌اند و همچنان در توقیف به‌ سر می‌برند، مانند روزنامه‌های بهار و آسمان.

No responses yet

May 07 2014

دعوای رئیس‌جمهور و دادستان بر سر فیلترینگ “واتس‌اپ”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهوری اسلامی ایران و کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه به ریاست دادستان کل کشور بر سر فیلترینگ اپلیکیشن‌های ارتباطی دچار اختلاف نظر شده‌اند. “واتس‌اپ” تازه‌ترین موضوع این دعواست.

یکی فیلتر می‌کند و آن دیگری دستور توقف اجرای فیلترینگ را می‌دهد. در حالی که هفته گذشته کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، فیلترینگ اپلیکیشن واتس‌اپ را تصویب کرد، رئیس جمهوری دستور توقف فیلترینگ این نرم‌افزار را صادر کرده است.

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات روز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت، ۶ مه در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر اظهار داشت: «دستور توقف فیلتر شبکه اجتماعی “واتس اپ” که از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اعلام شده، توسط رئیس جمهور صادر شده است».

در مقابل دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه اعلام کرده: «رئیس‌جمهور رأساً نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق شده و صلاحیت قانونی تصمیم‌گیری در مورد شبکه‌های اجتماعی را از این کارگروه سلب و آن را بر عهده شورای‌عالی فضای مجازی قرار دهد».

به گفته وزیر ارتباطات، موضوع فیلترینگ “واتس اپ” در شورای‌عالی فضای مجازی مطرح شده و رئیس جمهور به عنوان رئیس این شورا دستور داده که این موضوع متوقف شود و این کار انجام نشود.

محمود واعظی در عین حال تصریح کرده که وظیفه دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، این نیست که برای شخص رئیس جمهور و برای شورای‌عالی فضای مجازی که هیچ ارتباطی با این کارگروه نداشته و یک مجموعه بالادستی است تعیین تکلیف کند.

وزیر ارتباطات همچنین تاکید کرده که دولت موافق بستن شبکه‌های اجتماعی خارجی که مخرب نیستند و به اخلاق و عفت عمومی لطمه‌ای نمی‌زنند نیست و تا زمانی که جایگزینی برای این شبکه‌ها در کشور نباشد، دولت موافق مسدود کردن آنها نیست.

وجود دو نهاد موازی برای یک منظور

سال ۱۳۸۸ قانون جرایم رایانه‌ای در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. در ماده ۲۲ این قانون، قوه قضائیه مکلف شد تا کارگروهی را با عضویت مقامات عالی کشور از هر سه قوه قضائیه، مجریه و مقننه، شامل ۶ وزیر از دولت، دو نفر نماینده مجلس شورای اسلامی و به ریاست دادستان کل کشور تشکیل دهد. بر اساس این قانون، تعیین مصادیق عینی محتوای مجرمانه و همچنین ضوابط فنی پالایش آن‌ها از طریق ارائه دهندگان خدمات دسترسی و میزبانی بر عهده این کارگروه است. همچنین کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه بر محتوای منتشر شده در فضای مجازی هم نظارت می‌کند.

علاوه بر این بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۲ این قانون ، کارگروه مذکور مسئولیت رسیدگی به شکایات مردمی در خصوص مصادیق پالایش شده را بر عهده خواهد داشت و تصمیم کارگروه در این رابطه قطعی است.

دوسال پس از آغاز کار این گروه، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی دستور تشکیل شورای عالی فضای مجازی را داد. وی در نامه‌ای که در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۰ منتشر شد، ریاست این شورا را به شخص رئیس‌جمهور واگذار کرد.

اعضای این شورا عبارتند از: رئیس جمهور به عنوان رئیس شورا، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیما، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر فرهنگ و ارشاد، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر اطلاعات، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران و فرمانده نیروی انتظامی.

آیت‌الله خامنه‌ای در این نامه وظیفه این شورا را اینگونه توضیح داده است: «این شورا وظیفه دارد مرکزی به نام مرکز ملّی فضای مجازی کشور ایجاد نماید تا اشراف کامل و به روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی و تصمیم‌گیری نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه کشور با این موضوع از حیث سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی در چارچوب مصوّبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقیق تصمیمات در همه سطوح تحقق یابد».

تا زمانی که احمدی‌نژاد ریاست جمهوری را بر عهده داشت، اختلاف فاحشی بین تصمیمات این دو نهاد روی نداد اما با روی کار آمدن حسن روحانی، اختلافات بین این دو نهاد آشکار شد.

در جدیدترین مورد که به فیلترینگ واتس‌اپ مربوط می‌شود، ریاست جمهوری معتقد است شورای عالی فضای مجازی بالاتر از کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه قرار دارد و می‌تواند مصوبات آن را ملغا کند. دبیر کارگروه اما می‌گوید رئیس‌جمهور نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه شود.

حالا نرم‌افزار واتس‌اپ مانده و هزاران کاربر آن در ایران که منتظرند تا ببینند این کانال رایگان ارتباطی تا کی و کجا می‌تواند در برابر اختلافات درون گروهی دولتمردان، دوام بیاورد.

No responses yet

May 06 2014

رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری: حرف‌های علی جنتی درباره سانسور شوخی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دیگربان: رضا اکرمی٬ رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری اظهارات علی جنتی وزیر ارشاد درباره سانسور را «شعار» و «شوخی» دانسته و گفته جنتی بر کار‌های خود در وزارت ارشاد «تسلط» ندارد.

آقای اکرمی در گفتگو با سایت محافظه‌کار «نماینده» با انتقاد از برخی اظهارنظر‌های حسن روحانی و علی جنتی٬ از مشکلات فراوان دولت یازدهم در زمینه اقتصادی سخن به میان آورده است.

این روحانی محافظه‌کار اظهارات روحانی درباره تفاوت نداشتن هنرمند ارزشی و غیرارزشی از سوی دولت را «تعارفات نسنجیده‌ای» دانسته که برای ایجاد «امید» بیان شده است.

اکرمی در بخش دیگری از این گفتگو به انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد پرداخته و گفته «آقای جنتی خیلی بر کارهای خود تسلط ندارد و گرنه یک وزیر باید اول کارمندان خود را جمع و کنترل کند.»

وی همچنین به مشکلات زیاد دولت در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی اشاره کرده و افزوده «وقتی کسی اینقدر گرفتار است به مسائل فرهنگی نمی‌رسد.»

رضا اکرمی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز تهران است که از سوی روحانی برای همکاری با دولت یازدهم دعوت و در نهاد ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.

No responses yet

May 03 2014

پرونده سانسور: چه کسی صندلی اتوبوس را سانسور کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: فرهنگ ریا و خودسانسوری با درونمایه ترس، یکی از نهادینه‌ترین مسائلی است که به درون جامعه ما ریشه دوانده است، بالا‌تر از تمامی این‌ها، سیستم بازخوردی نظامی‌ست که این گونه خرده فرهنگ‌ها در آن به خوبی بازیابی می‌شوند.

سوار اتوبوس می‌شوی یا تاکسی، فرقی نمی‌کند، حتما یک پیرمردی پیدا می‌شود که مخت را بکار بگیرد، دوروبرش را دید می‌زند و بعد شروع می‌کند از اوضاع بعد مملکت صحبت کردن، بد و بیرا گفتن به آخوندهای گدایی که مملکت را به دست گرفتند…

مخت سوت می‌کشد، از یک طرف به حال این مردم بیچاره دلت می‌سوزد و از سوی دیگر از سکوت و عدم تحرکتشان خونت به جوش می‌آید و شاید به یاد سخن برنارد شاو بیفتی که می‌گوید: «آزادی یعنی مسئولیت، برای همین است که انسان‌ها از آزادی می‌ترسند.»

وقتی برای بچه محل‌هایت از سانسور صحبت می‌کنی، همه فکرشان سراغ احمد سی دی فروش می‌رود و با کمال هیجان از فیلم‌های بدون سانسور او حرف می‌زنند و تو می‌مانی و چند ورق کاغذی که به زور فیل‌تر شکن پرینت گرفته‌ای تا با عینک شکسته‌ات برای شبهای بدون آزادیت بخوانی. آری چنین مملکتی داریم، مملکتی که ترس و دروغ و ریا نوعی فرهنگ شده است و آزادی فقط در تماشای فیلم پورنو و یا صحنه‌های هالییوودی تعریف می‌شود. درد آن پیرمرد داخل اتوبوس و بچه‌های محل و توی به ظاهر روشنفکر، دردیست مشترک ولیکن تعبیرش خیلی فرق می‌کند، همه ما می‌ترسیم، همه ما برای خودمان دوربین‌های مخفی ایجاد کرده‌ایم، آری می‌پایندمان، حال ماورالطبیعی باشد و یا جسمانی جسمانی، فرقی نمی‌کند، ما محکوم به این خودسانسوری هستیم.

زمانی که در دفتر نشریه کار می‌کردم، هیچ وقت مقاله‌ای ننوشتم که به مزاجم خوش بیاید، بعد از اتمام مقاله، نگاه یک خواننده را می‌توانستم دنبال کنم، آخ من چه نوشته‌ام، آیا این نوشته من است؟!

مغز من ناخودآگاه تمامی خواست‌ها و دردهای درونی‌ام را سانسور می‌کرد و من می‌نوشتم، خوشا به حال ممیزی و ارشاد…. کارشان را راحت‌تر می‌کردیم، من برای خودم، نان برای پیرمرد داخل اتوبوس و پدر بیچاره برای حسن که شب‌ها گوش به زنگ بود مبادا بابا بیاید و تماشای فیلم‌مان خراب شود. آری ما اینگونه یاد گرفته‌ایم، از خودمان بودن فرار می‌کنیم، همچو فرخی و منوچهری، رسای دربار برایمان نان است و چاه اسکندر مامن نجواهای مشت مال شده‌مان.

فرهنگ ریا و خودسانسوری با درونمایه ترس، یکی از نهادینه‌ترین مسائلی است که به درون جامعه ما ریشه دوانده است، بالا‌تر از تمامی این‌ها، سیستم بازخوردی نظامی‌ست که این گونه خرده فرهنگ‌ها در آن به خوبی بازیابی می‌شوند. سیستمی که به مرور امر نظارتی را به بطن جامعه هدف منتقل می‌کند و رفته رفته بار این ننگ بر دوش خود فرد یا جامعه می‌فتد. فرد هم چکار کند نانش به این لامذهب وابسته است، ننویسد سیر نمی‌شود و بنویسد سیرش می‌کنند از هرچه نوشتن است.

نکته مغفول ماجرا اینجاست که اساسا مشکل سانسور فقط منوط به نظام کنونی جمهوری اسلامی نیست، در حکومت گذشته نیز همین سبک و سیاق به عنوان خوش‌خدمتی برای آن بالایی‌ها اجرا می‌شد. کتابهای زرد جلوی مصلی تبریز را پر می‌کردند، مشتریانش انقلابی‌ها و بعضا آخوندهایی بودند که به زور قصد ریفرش عقایدشان را داشتند، حالا هم جلوی مصلی تبریز پر است، کتاب‌هایی که عکس‌هایی نیمه عریانش نان‌آور دست‌های کتاب‌چین محل است و هرازگاهی چند دانشجو بدنبال کتابهای ممنوعه، ناامید از آنجا برمی‌گردند.

سانسور در اصل نان آور است، هم برای‌ دولت هم برای متملق و هم برای ملت. نبودنش بلای جان همه می‌شود. پیرمرد می‌تواند وسط خیابان داد بزند، حسن می‌تواند با پدرش راحت درد بی‌یاریش را نجواکند و من می‌توانم راحت بنویسم، اما دیگر چه کسی می‌تواند کتابهایی که با سوبسید دولتی چاپ شده‌اند را بخرد و بفروشد و بخواند، چه کسی رفته رفته عاشق بالایی بالایی می‌شود، و چه کسی…

هیچ!

بگذریم که درد سانسور بد دردیست، نگاره این سطور که هنوز به آن مبتلا است، هنوز هم که هنوز است وقتی برای شما می‌نویسم، صد‌ها کلمه را نشخوار می‌کنم تا مبادا به کسی بر بخورد، ملایم‌تر بنویسم و… هی، که هنوز مبتلای این دردیم، گویا کسی همانند میکروچیپ این لامذهب فرانسوی را به ما وصل کرده است، شاید راه خلاصی باشد و ما؟ نمی‌دانم!

شاید بتوان با نوشتن و فکر کردن و جسارت داشتن، بر این فرهنگ نامطلوب ملی و استبداد نشأت گرفته از آن غلبه کنیم، شاید نان بسیاری سنگ شود ولی نان آن پیرمرد سنگگ می‌شود، آن هم خشخاشی قلمی، نمی‌دانم چرا آن پیرمرد را نمی‌توانم فراموش کنم هنگامی که با ترس پشت صندلی اتوبوس نوشت: «مرگ بر استبداد» و من خندیدم! به خودم که سالهاست جرات نوشتنش را نداشتم.

طرح: کیانوش رمضانی

No responses yet

May 03 2014

از سوی احمد جنتی صورت گرفت: هشدار به ارشاد٬ حمایت از دخالت سپاه در فرهنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد جنتی دبیر شورای نگهبان٬ سپاه پاسداران را هم یکی از نهادهای «متولی» فرهنگ در ایران معرفی کرد و به وزارت ارشاد هشدار داد نباید به کتاب‌های نویسندگانی که «غیراسلامی می‌اندیشند» اجازه انتشار دهد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان٬ آقای جنتی این اظهارات را در نماز جمعه ۱۲ اردیبهشت ماه تهران بیان کرده است.

وی در این خطبه‌ها حوزه‌های علمیه، سپاه پاسداران، آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات اسلامی را به عنوان نهادهای متولی امر فرهنگی در ایران معرفی کرد.

جنتی وزارت ارشاد را «یکی از نهادهای مهم» در امر فرهنگ دانست و افزود که این وزارتخانه «باید اسلامی فکر کرده، تصمیم گرفته و برخورد کند.»

دبیر شورای نگهبان هشدار داده «مبادا کتابی که رنگ اسلامی نداشته و بلکه ضد اسلامی است، نشر یافته و پخش شود.»

به گفته وی مسئولان این وزارتخانه «باید مراقب این ویروس‌هایی که می‌رویند و آثار فرهنگی را فاسد می‌کنند {باشند} و علف‌های هرزه‌ای که مانع رشد شکوفه‌ها می‌شوند {را} قطع {کنند}.»

جنتی ادامه داده «اگر نویسنده‌ای نیز غیراسلامی می‌اندیشد نباید آثارش منتشر شود زیرا در دل‌ها جا باز کرده و مردم با آثارش آشنا می‌شود.»

علی جنتی٬ پسر احمد جنتی٬ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که تاکنون چندین بار درباره واگذاری ممیزی به ناشران صحبت کرده است.

حسن روحانی و علی جنتی می‌گویند نظارت دولت باید بر حوزه فرهنگ کم‌رنگ‌تر شود٬ اما محافظه‌کاران می‌گویند دولت باید بر همه امور فرهنگی نظارت داشته باشد.

امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنانش از برخورد «قاطع» رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور با «فتنه‌گران» قدردانی کرد.

وی گفته «خیلی‌ از رئوس فتنه هنوز آزاداند و هر چه می‌خواهند انجام می‌دهند باید مراقب این‌ها بود که کجا رفته و چه شبکه‌هایی تاسیس می‌کنند؛ همه باید به مسئولین کمک کنند که ریشه فتنه را براندازند.»

No responses yet

May 03 2014

آلت الله علم‌الهدی: وزیری که پایش لب‌گور است می‌خواهد فیلترشکن باشد/ فیس‌بوک شربت سکنجبین زهرآلود است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهرنیوز: امام جمعه مشهد گفت: لعنت بر فتنه 88 که باعث شد وزیر متعهد ما که روزگار جوانی در وزارت امور خارجه به نظام خدمت می‌کرد امروز در سنین پیری و در حالی که پایش لب گور است بگوید، می‌خواهم فیلتر شکن فیس بوک شوم.
به گزارش خبرنگار مهر از مشهد، آیت‌الله احمد علم الهدی ظهر جمعه در جوار بارگاه منور رضوی در جمع زائران و مجاوران رضوی با اشاره به سخنانی که یکی از رسانه‌های کشور به وزیر ارتباطات نسبت داده، اظهار کرد: باشگاه خبرنگاران جوان از قول وزیر ارتباطات گفته دولت باید فیلترینگ را از بین ببرد و فیس بوک را از فیلتر خارج کند و سپس گفته فقط 15 درصد فیس بوک قابل استفاده است و این معنی اش این است که دروازه فرهنگمان را به سوی دشمنان پیغمبر باز کنیم.

امام جمعه مشهد گفت: با شکستن فیلترینگ فیس‌بوک غیر از اهانت به پیامبر و اهل بیت و برخورد با دین بر روی مغز جوانان ما سیل رها خواهد شد و آیا با این مسئله می خواهید فرهنگ مقاومتی داشته باشید.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: مگر این دولت، دولت همین رئیس جمهور نیست، مگر مجلس به این دولت رای نداده و آیا آنها به شما رای داده اند که فیلتر شکن فیس بوک شوید؟

وی گفت: بنده اگر یک لیوان شربت سکنجبین را در دست بگیرم و بگویم 98درصد این لیوان شربت گوارا است و فقط 2 درصد آن زهر است و شما بگیر این را بخور آیا این کار درست است، اینکه شما می‌گویید فیس بوک 15 درصد اش زهر است آیا باید فیلترینگش شکسته شود و راه برای دشمنان خدا باز شود.

امام جمعه مشهد در پاسخ به احساسات و شعارهای بعضی از نمازگزاران افزود: البته توجه داشته باشید این آقای وزیر فردی متدین است و ضد ولایت فقیه نیست و یک روزی در وزارت خارجه به این نظام خدمت می کرده است، من نمی‌دانم اینها وقتی پیر می‌شوند چرا این حال را پیدا می‌کنند و به چهار قدمی چاله مرگ که می‌رسند این حرف‌ها را می‌زنند.

وی افزود:لعنت بر فتنه 88 که کاری کرد برخی از متدین‌های ما این چنین حرفهایی را بزنند، آیا این لبیک به حرف رهبری است که شما برادر متدین بیایید بگویید می‌خواهیم فیلتر شکن فیس بوک بشویم، هنوز 40 روز از سخنان رهبر معظم نمی گذرد، آدم دلش به مظلومیت این رهبر آتش می گیرد که یک مسئولی پاسخ رهبری را اینگونه می‌دهد.

آیت‌الله علم الهدی در ادامه با اشاره به سالروز شهادت امام هادی(ع) گفت: شخصیت امام هادی(ع) نقش ویژه و ممتازی در جریان نهادینه شدن مسئله امامت و تشیع در متن اسلام بوده است.

وی با اشاره به روز معلم و سالروز شهادت شهید مطهری بیان کرد: دشمن وقتی مستاصل می‌شود دست به ترور می‌زند و تقارن شهادت امام هادی و شهید مطهری یک خصوصیت را در ذهن ما تداعی می کند و آن مسئله ای است که دشمن وقتی تلاش زیادی کرد که امام هادی را ساکت کند نتوانست و ایشان را به شهادت رساند و قرن ها بعد دشمنان وقتی دیدند نمی توانند فردی را مانند شهید مطهری را ساکت کنند دست به ترور ایشان زدند و به شهادت رساندند.

امام جمعه مشهد با بیان اینکه شهید مطهری معلم فرهنگ و فکر در جامعه ما بود، افزود: شهید مطهری اصول فکری اش در راستای تداوم خط انقلاب و مسیر امام خمینی بود، شهید مطهری قبل از انقلاب این اصول فکری را رهبری و آموزش می داد.

آیت الله علم الهدی اظهار کرد: در روز معلم آن چیزی که باید به آن توجه کنیم علاوه بر دغدغه های علم آموزشی و توسعه دانشمندان و بالا بردن تخصص ها مسئله تثبیت فرهنگ متعالی دینی در جامعه است که در این صورت هم استقلال و آزادی کشورمان تامین خواهد شد.

وی با اشاره به سخنان رئیس جمهور مبنی بر لزوم ایجاد فرهنگ مقاومتی در کشور گفت: فرهنگ مقاومتی نجات بخش فرهنگ ما است و همان طور که اقتصاد مقاومتی نیاز داریم به فرهنگ مقاومتی نیز نیاز داریم، فرهنگ مقاومتی معنایش می شود، مقاوم سازی فرهنگ که آقای رئیس جمهور گفتند.

امام جمعه مشهد اظهار کرد: ما برای مقاوم سازی فرهنگ در دین خودمان حدیث معروفی به نام حدیث تسلیث از پیامبر داریم که در شیعه و سنی وجود دارد.

آیت الله علم الهدی بیان کرد: رسول گرامی اکرم در این حدیث می فرمایند امور بر سه قسم است یکی حلال، حرام و دیگری شبهاتی که در بین حلال و حرام وجود دارد و هر فردی که این شبهات را ترک کند در واقع از حرام نجات می یابد و هر کسی انجام بدهد در هلاکت خواهد افتاد.

وی تاکید کرد: امروز ما باید شبهاتی که در جریان زندگی و جامعه امان وجود دارد را ترک کنیم و آن چیزی را که در آن شبهه حرام است انجام ندهیم تا فرهنگمان مقاوم سازی شود.

امام جمعه مشهد بیان کرد: آقای رئیس جمهور می گویند ما باید فرهنگ مقاومتی داشته باشیم و آیا با این تسامحی که در عرصه فرهنگی جامعه صورت می گیرد می‌توان شبهات را برطرف کرد؟

No responses yet

Apr 30 2014

فیلترینگ واتس‌اپ در ایران تصویب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: یک عضو کمیته تعیین مصادیق مجرمانه اینترنت در ایران تصویب فیلترینگ “واتس‌اپ” (Whats App) را تائید کرده اما گفته است که “تلاش می کنیم تا با طراحی نرم افزاری هوشمند، تنها صفحات با محتوای مجرمانه را مسدود کنیم” و با استفاده از این طرح، فیسبوک هم رفع فیلتر خواهد شد.

محمد علی اسفنانی، نماینده فریدن در مجلس ایران که عضو کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه است، در گفت و گو با خبرگزاری خانه ملت، وابسته به مجلس، از تصمیم این گروه در فیلترینگ واتس‌اپ دفاع کرده و گفته که “کارگروه به دنبال آن است که محتوای مجرمانه در فضای مجازی تا حد ممکن کمتر شده و دسترسی به فضاهای دارای محتوای مجرمانه به راحتی امکان پذیر نباشد.”

واتس‌اپ یک نرم افزار ارتباطی است و در بین کسانی که می‌خواهند مجانی پیامک بفرستند پرطرفدار است. این اپلیکیشن پیامک‌ کاربران را از اینترنت ارسال می‌کند. فیسبوک اخیرا این شرکت اطلاع رسانی را به قیمت ۱۹میلیارد دلار خریده است.

خبرگزاری مهر نیز به نقل از یک عضو کمیته تعیین مصادیق مجرمانه که نامش را ذکر نکرده، نوشته که فیلترینگ واتس‌اپ تصویب شده اما هنوز ابلاغ نشده است.

به گفته این عضو کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، علت تصمیم به فیلترینگ این بوده که “کارگروه پیش بینی می کرد که در آینده ممکن است این برنامه ارتباط نزدیکی با فیسبوک ایجاد کند و در نسخه جدیدی که از آن ارائه می شود، مشکلاتی برای ما ایجاد شود.”

“فیلترینگ واتس‌اپ تصویب شده است ولی هنوز ابلاغ نشده است”

کمیته تعیین مصادیق مجرمانه مسئولیت فیلترینگ سایت ها را بر عهده دارد که بر اساس قانون جرایم رایانه ای مصوب سال ١٣٨٨ به ریاست دادستان کل کشور تشکیل شده و وزیر یا نمایندهٔ وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، اطلاعات، دادگستری، علوم، تحقیقات و فناوری، فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان‎ صدا و سیما و فرمانده نیروی انتظامی از جمله اعضای این کمیته هستند.

شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک در ایران به دستور کمیته تعیین مصادیق مجرمانه فیلتر شده اند.

جمهوری اسلامی در پی اعتراضات سال ١۳٨٨، استفاده از فیسبوک و توئیتر را ممنوع و دسترسی به آنها را مسدود کرد و کاربران ایرانی ناگزیرند با استفاده از فیلترشکن از امکانات شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند. با این حال در ماه های اخیر بحث رفع فیلتر فیسبوک، بارها در رسانه‌های ایران مطرح شده است.

آقای اسفنانی گفته که “در تلاشیم تا نرم‌افزار فیلتر صفحات با محتوای مجرمانه را به صورت هوشمند طراحی و بومی‌سازی کنیم، زیرا برای کارگروه بسیار طاقت‌فرسا و غیرممکن است که صدها هزار صفحه را رصد کرده و تصمیم به فیلتر صفحه خاصی بگیرد.”

به گفته این نماینده مجلس عضو کمیته تعیین مصادیق مجرمانه، “با طراحی نرم‌افزار فیلتر صفحات با محتوای مجرمانه به طور طبیعی از فیس‌بوک هم رفع فیلتر شده و تنها صفحات مجرمانه در این شبکه مسدود خواهد شد.”

No responses yet

Apr 28 2014

کانون نویسندگان ایران: زندانیان سیاسی آزادی بیان می‌خواهند، نه ضرب‌و‌شتم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: کانون نویسندگان ایران طی بیانیه‌ای که یک نسخه از آن در اختیار «خودنویس» قرار گرفته ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین این رفتار حاکمیت ایران را محکوم کرد.

متن کامل بیانیه که در اختیار خودنویس قرار گرفته به شرح زیر است:

روز پنج شنبه ۲٨ فروردین ۱٣۹٣، زندانیان بند ٣۵۰ در زندان اوین مورد ضرب وشتم شدید زندانبانان قرار گرفتند. به شهادت ۷۴ تن از زندانیان این بند، این ضرب وشتم توسط نیروهای لباس شخصیِ اطلاعات و حفاظت زندان انجام گرفته و در جریان آن شمار بسیاری از زندانیان سخت مجروح شده‌اند، به طوری که برخی از مجروحان را به بهداری زندان برده‌اند، اما به رغم نظر پزشکانِ آنجا مبنی بر ضرورت انتقال آنان به بیمارستانی در بیرونِ زندان از این کار جلوگیری شده است. ده‌ها تن از مضروبان را به سلول‌های انفرادی منتقل کرده‌اند و این زندانیان نیز در اعتراض به این یورش دست به اعتصاب غذا زده‌اند. بر اساس شهادت نامهٔ زندانیان، این ضرب و شتمِ بی‌سابقه در جریان بازرسیِ اتاق‌های بند نامبرده روی داده است، که زندانبانان اصرار داشته‌اند بازرسی بدون حضور زندانیان و حتا مسئولان اتاق‌ها یا نمایندگان زندانیان انجام گیرد.

به استناد بازرسی‌های پیشینِ این بند و بنا بر اظهارات زندانیان آزادشده، گفته می‌شود که این بازرسی از جمله به بهانهٔ یافتنِ وسایل ارتباطی انجام گرفته که استفاده از آن‌ها به نظر زندانبانان غیرقانونی است. این در حالی است که سال هاست تلفن عمومی بند ٣۵۰ قطع است و زندانیان این بند برای ارتباط با بیرون به ویژه تماس با خانواده‌هایشان هیچ وسیله‌ای در اختیار ندارند. اگر هدف زندانبانان درهم شکستن روحیهٔ زندانیان سیاسی از طریق ایجاد رعب و هراسِ برنامه ریزی شده نیست، و اگر مسئلهٔ آنان واقعاً این است که زندانیان از وسایل غیرقانونی برای ارتباط استفاده نکنند، راه جلوگیری از این کار نه ضرب وشتم زندانیان بلکه به رسمیت شناختن آزادی بیان آن‌ها و در اختیار گذاشتن وسیلهٔ قانونی و عمومی – بدون هیچ گونه محدودیت و شنود – برای ارتباط است.

زندانی، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، به صرف زندانی شدن از هیچ یک از حقوق انسانی‌اش و از آن میان حق آزادی بیان محروم نمی‌شود. زندانیان می‌توانند نه تنها با خانواده‌های خود ارتباط داشته باشند، بلکه حق دارند دربارهٔ هر مسئله‌ای از جمله مسائل سیاسی اظهارنظر کنند و نظر خود را در رسانه‌ها منتشر کنند.

کانون نویسندگان ایران خواهان به رسمیت شناختن آزادی بیان برای تمام زندانیان است و ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ٣۵۰ را محکوم می‌کند. ضرب و شتم و رعب آفرینی مشکل سرکوبگران را حل نمی‌کند، حتی اگر آن مشکل بر اثر اقدام «غیرقانونیِ» زندانیان مضروب به وجود آمده باشد.

کانون نویسندگان ایران

No responses yet

Apr 27 2014

روزنامه ابتکار بابت خبر ‘برکناری رئیس سازمان زندان‌ها’ توقیف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: روزنامه ابتکار، چاپ تهران، با حکم دادستانی تهران به خاطر “پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و یا تحریف مطالب دیگران” توقیف شده است.

محمدعلی وکیلی، مدیرمسئول روزنامه ابتکار، امروز شنبه ۶ اردیبهشت به خبرگزاری ایرنا گفت: “در مراجعه‌ای که به شعبه دوم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه داشتم، علت توقیف روزنامه ابتکار درج خبری تحت عنوان ‘برکناری رئیس سازمان زندان ها’ عنوان شده است.”

او گفته است که فردا برای دفاع از اتهامات وارده به دادسرا مراجعه خواهد کرد.

صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران، هفته گذشته غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان‌ زندان‌های ایران را تغییر داد و اصغر جهانگیر را جایگزین او کرد.

او همچنین آقای اسماعیلی را به ریاست کل دادگستری استان تهران منصوب کرد.

تغییر رئیس سازمان زندان‌ها کمتر از یک هفته پس از حمله ماموران به بند ۳۵۰ زندان اوین انجام گرفت و به همین دلیل این تصور پدید آمد که او به دلیل این حمله و پیامدهای آن از سمت خود برکنار شده است. اما مقام‌های قضایی تاکید کردند که تغییر سمت او در واقع “ترفیع” بوده است.

رئیس قوه قضاییه همزمان با تغییر رئیس سازمان زندان‌ها به دادستان تهران و دادستان‌های سراسر کشور دستور داد “در مقابل هرگونه فضاسازی، نشر اکاذیب و اخلال در امنیت ملی بایستند تا همگان بدانند که نظام اسلامی ایران نظامی نیست که به بهانه‌های واهی در مقابل فتنه‌گران و اخلال گران و حامیان آنان، به انفعال بیفتد.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .