اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سانسور'

Aug 30 2013

«بیش از ۴۰ درصد» از ایرانیان شبکه‌های ماهواره‌ای تماشا می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی


رادیوفردا: براساس گزارش‌ها از ایران بیش از ۴۰ درصد از شهروندان شبکه های تلویزیونی -به گفته رسانه‌های دولتی- «ممنوعه یا غیرقانونی‌ای» را تماشا می‌کنند که فقط از طریق ماهواره قابل دریافت است.

این آمارها اخیرا توسط بخش تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است و روزنامه «هفت صبح» نوشته که انتشار آنها یک نمونه نادر و کم‌سابقه از «اعتراف» نهادهای حکومتی به محبوبیت شبکه‌های تلویزیونی ماهواره ای در ایران است.

خبرگزاری فرانسه در این مورد می‌گوید که طبق تحقیقات رادیو و تلویزیون دولتی ایران ، بیش از ۴۲ درصد از جمعیت ۷۵ میلیون نفری ایران به طور متوسط روزانه سه ساعت از وقت خود را به تماشای برنامه‌های مختلف کانال‌های ماهواره‌ای اختصاص می‌دهند.

بخش اعظم این برنامه‌ها، فیلم‌های سینمایی، موسیقی و برنامه‌های سرگرم‌کننده و تفریحی و یا اخبار و برنامه‌های تحلیلی است که اکثر آنها به زبان فارسی و توسط رسانه‌هایی مانند بخش فارسی بی بی سی و یا بخش فارسی صدای آمریکا پخش می‌شوند.

مقام‌های ایرانی این برنامه‌های تلویزیونی را بخشی از «جنگ نرم» حکومت‌های غربی علیه ارزش‌های دینی، سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی می‌دانند.

در ایران همکاری با هر یک از این شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای خارجی جرم تلقی می‌شود.

نهادهای انتظامی نیز هر از چند گاه، در عملیاتی گسترده سعی می کنند ماهواره‌ها را جمع‌آوری کنند و به طور مستمر علیه استفاده از این وسیله هشدار می‌دهند.

خبرگزاری فرانسه می‌افزاید که حسن روحانی، رئیس جمهوری جدید ایران، که سیاستمداری میانه‌رو تلقی می‌شود از چنین اقداماتی انتقاد کرده و آن را « دخالت و نقض حریم خصوصی افراد» و اقدامی بی‌نتیجه برای جلوگیری از برقراری ارتباط ایرانیان با جهان خارج می‌داند.

رادیو و تلویزیون دولتی ایران یکی از نهادهای پر قدرت است که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران هدایت می‌شود. این نهاد با بودجه فراوانی که دارد همواره سعی کرده بانفوذ شبکه‌های تلویزیونی ماهواره ای رقابت کند.

طبق قانون اساسی ایران، حکومت و رادیو و تلویزیون دولتی انحصار کامل رسانه‌های صوتی و تصویری را در این کشور در دست خود دارند و تمام شبکه‌های تلویزیونی و رادیوها در ایران بخشی از این موسسه بزرگ هستند.

No responses yet

Aug 22 2013

برخورد جنجالی خبرنگار تلویزیون جمهوری اسلامی در لندن با مسیح علی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

No responses yet

Aug 22 2013

هرانا؛ تایید حکم محمد نصیری در دیوان عالی کشور

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

خبرگزاری هرانا: حکم ۹ سال و شش ماه زندان در تبعید زندان بندر گناوه، به جرم فعالیت در یک صفحه فیسبوکی بنام “کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان” برای محمد نصیری تایید شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی حکمی که دیوان عالی کشور تایید کرده است، محمد (کورش) نصیری ۹ و سال و شش ماه را باید در زندان بندر گناوه سپری نماید.

وی در دادگاه بدوی (شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی) به ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان بندر گناوه محکوم شده بود.

این زندانی سیاسی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود، به اتهام “توهین به مقدسات، افساد فی الارض، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه برانداز” به این حکم سنگین محکوم شده است.

محمد نصیری در نیمه شب چهارشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به منزل مسکونیش بازداشت شده است.

No responses yet

Aug 20 2013

گاردین: مأموران اطلاعاتی بریتانیا اسناد اسنودن را نابود کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: روزنامه گاردین می‌گوید، به دلیل انتشار افشاگری ‌در مورد برنامه جاسوسی آمریکا به شدت تحت فشار مقام‌های اطلاعاتی بریتانیا قرار گرفته است. به نوشته این روزنامه، آنها اسناد اسنودن در دفتر روزنامه را نابود کرده‌اند.

روزنامه بریتانیایی گاردین می‌گوید به خاطر اسناد محرمانه به‌دست آمده از ادوارد اسنودن، همکار پیشین آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) به شدت زیر فشار دولت بریتانیا قرار گرفته است.

آلن راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین شامگاه دوشنبه (۱۹ اوت/ ۲۸ مرداد) در مطلبی که در وب‌سایت این روزنامه منتشر شد نوشت، از گاردین خواسته شد تا اسناد اسنودن را یا تحویل دهد یا منهدم کند. به گفته او، به گاردین هشدار داده شده است، در غیر این صورت دولت علیه این روزنامه وارد دعوای حقوقی می‌شود.

“اسناد اسنودن را نابود کردند”

راسبریجر آورده است، دو تن از افراد مرکز ارتباطات دولتی بریتانیا (GCHQ) به ساختمان روزنامه آمده و خود بر انهدام حافظه‌های رایانه‌ای (هارد درایو‌های) حاوی افشاگری‌های اسنودن نظارت کرده‌اند.

راسبریجر با اشاره به اقدام یادشده این لحظات را “غریب‌ترین لحظات” تاریخ روزنامه گاردین برشمرد و ادامه داد، روزنامه به گزارش‌دهی در مورد اسناد ادوارد اسنودن ادامه خواهد داد، اما نه از لندن.

به عقیده راسبریجر، این عمل مأموران اطلاعاتی بریتانیا ثابت کرد که آنها از عصر دیجیتال چیزی نمی‌فهمند.

“شما تفریحتان را کرده‌اید”

آلن راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین می‌نویسد، بیش از دو ماه پیش یکی از مقام‌های ارشد دولت دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا با وی تماس برقرار کرده است. در دو دیدار بعد از آن ملاقات از او خواسته شد، اسناد مربوطه را پس بدهد یا همه را نابود سازد.
آلن‌ راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین آلن‌ راسبریجر، سردبیر روزنامه گاردین

راسبریجر می‌گوید، حدود یک ماه پیش شخصی از سوی دولت به او تلفن زده و گفته است: «شما تفریحتان را کرده‌اید. اینک ما میخواهیم آنها [اسناد] را به ما پس بدهید.» در دیدار بعد باز هم این درخواست تکرار شد: انهدام یا تحویل اسناد.

آلن راسبریجر ‌می‌نویسد، به مقام‌های دولتی گفته شد، گاردین در صورت تحویل اسناد دیگر نمی‌تواند به آنها بپردازد. اما آنها گفتند: «شما مباحث خود را ارائه داده‌اید. دیگر دلیلی وجود ندارد که بیشتر از این بنویسید.»

بازداشت جنجال‌برانگیز شریک زندگی روزنامه‌نگار گاردین

در همین حال بازداشت ۹ ساعته شریک زندگی (پارتنر) گلن گرین‌والد، روزنامه‌نگار گاردین در فرودگاه هیتروی لندن همچنان فضای سیاسی را در تکاپو نگاه داشته است. گرین‌والد منتشرکننده اسناد و مدارک اسنودن در روزنامه گاردین است.

دیوید میراندا، شریک زندگی برزیلی گرین‌والد در جریان پرواز از برلین به ریودوژانیرو، به هنگام توقف کوتاهی در فرودگاه هیترو بازداشت شد. برزیل خواستار ادای توضیح از سوی دولت بریتانیا در این باره شده است. وزیر امور خارجه برزیل اعلام کرد، با ویلیام هیگ، همتای بریتانیایی خود در این مورد صحبت خواهد کرد.

دولت آمریکا هر گونه دخالت در بازداشت روزنامه‌نگار گاردین را رد کرده است. آمریکا خواستار استرداد اسنودن از روسیه شده است تا او را به دلیل افشای برنامه جاسوسی ایالات متحده در جهان به دادگاه بکشاند.

اما روسیه به درخواست آمریکا توجهی نکرده و به اسنودن حق پناهندگی یک‌ساله عطا کرده است.

اسنودن که پیش از این همکار آژانس امنیت ملی آمریکا بود هزاران سند محرمانه در مورد فعالیت‌های تجسسی و جاسوسی آمریکا را برملا کرده است.

No responses yet

Aug 19 2013

“خودتنظيمی” نام جديد خودسانسوری در دولت اعتدال! بهروز ستوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

خبرنامه گويا: “خودتنظيمی” نام جديدی است که علی جنتی وزير جديد ارشاد برای واژه معروف “خودسانسوری” کشف کرده است و به‌موجب طرح “خودتنظيمی” علی جنتی، ناشران به مأموران بی‌جيره و مواجب و سانسورچی وزارت ارشاد اسلامی تبديل خواهند شد

علی جنتی پسر آيت الله شرور و بدنامی که شهره خاص و عام است و با رأی بالای نمايندگان قلابی مجلس شورای اسلامی به عنوان وزيرجديد ارشاد وارد دولت اعتدال آقای حسن روحانی شده است ، از طرح جديد خود برای مميزی کتاب پرده برداشت ، علی جنتی که معلوم ميشود درس شيادی و حقه بازی را در نزد پدر به خوبی آموخته است ميگويد : نظارت وزارت ارشاد برنشر کتاب ، اجرای قانون است و نميتوان نام آنرا سانسورگذاشت ! ازگفته ی پسری که پدرش نيزدر مقام مادام العمری شورای نگهبان ، بارها گفته است که سنگسار و بريدن دست وپا و اعدام و کشتار آزاديخواهان و دگرانديشان ايران ، اجرای قانون الهی است نبايد تعجب کرد!

علی جنتی که قبل از انتصاب بعنوان وزير جديد ارشاد اسلامی ، در مصاحبه با روزنامه نگاران تلاش ميکرد بدنامی پدر را از دامن خود بزدايد و خود را مستقل از مفاسد پدر وانمود سازد ، اينک پس از انتصاب به مقام وزرات ، نشان ميدهد که به مصداق کلام سعدی شيرين سخن “گرگ زاده” ای است به تمام معنی ، گرچه حتی با آدمی هم برزگ نشده است . وزير جديدارشاد اسلامی که وظيفه خود را مهار قلم ها و سانسور فکر و انديشه و مطبوعات و سد نمودن گردش آزاد اطلاعات در جمهوری اسلامی قرار داده است ، در نخستين مصاحبه خويش با نشريه آسمان ، درمورد مميزی کتاب چنين ميگويد:
« چيزی که الان در ذهنم هست و فکر می‌کنم جزو کارهايی است که بايد دنبال کنيم برداشتن مميزی قبل از نشر است . ما بايد چارچوب‌های قانونی را به طور شفاف بيان کنيم و در اختيار ناشران قرار دهيم تا آنها به نوعی خودتنظيمی داشته باشند. به اين معنا که خودشان کتاب‌هايی را که تحويل می‌گيرند از اين جهت بررسی کنند که با ضوابط همخوانی دارد يا ندارد . خود ناشر وقتی روی کتابی سرمايه‌گذاری می‌کند که سه هزار تيراژ دارد ، می‌داند اگر آن کتاب از چارچوب‌های قانونی خارج بشود سرمايه‌اش دچار مشکل می‌شود و مجبور می‌شود صفحاتی از کتاب را تغيير بدهد تا با ضوابط منطبق شود. لذا از همان اول ناشر اين ضوابط را مراعات خواهد کرد. بعد نوبت مميزی بعد از انتشار می‌رسد.»

“خودتنظيمی” نام جديدی است که علی جنتی وزير جديد ارشاد برای واژه معروف “خود سانسوری” کشف کرده است ، و بموجب طرح “خودتنظيمی” علی جنتی ، ناشران به مأموران بی جيره و مواجب و سانسورچی وزارت ارشاد اسلامی تبديل خواهند شد . طرح “خودتنظيمی” علی جنتی که بی ترديد حاصل تجربه و برگرفته از رژيم های مخوف ديکتاتوری و فاشيستی قرن گذشته است دارای سه مرحله ميباشد:

مرحله اول – خود سانسوری و به تعبير علی جنتی “خودتنظيمی” از محدود کردن و تحت کنترل در آوردن فکر وانديشه ی نويسنده ، مترجم ، شاعر و هنرمند و فيلمساز و غيره شروع ميشود و اينان بايد آثاری توليد کنند و ارائه دهند که به مذاق وزرارت ارشاد اسلامی سازگار باشد و بقول سانسورچيان وزرات ارشاد ، هرآنچه منتشر ميشود ميبايستی در چهارچوپ فرهنگ انقلابی و اسلامی باشد ! در صورت عدم رعايت چهارچوب تعيين شده ، هر اثر ادبی و هنری ، از طرف وزارت ارشاد ميتواند براحتی برچسب “انحرافی ” و “ضد اسلامی” و “ضدانقلابی” و غيره بخورد و به تيغه های ماشين سانسور وزارت ارشاد اسلامی سپرده شود . بنابراين بموجب قوانين نظام ديکتاتوری دينی حاکم ، نويسنده و مترجم و هنرمند ، حتی قبل از نوشتن و يا خلق اثر هنری ، مکلف و مجبور به سانسور فکر و انديشه خود ميگردد .

مرحله دوم – علی جنتی از حذف مميزی قبل از انتشار سخن ميگويد ! و وظيفه سانسور را در اين مرحله برعهده ناشران قرار داده و آنرا “خودتنظيمی” ميخواند! او در توضيح طرح جديد خود که در حقيقت طرح توسعه خود سانسوری و درگير نمودن ناشران در اين امر است ازجمله ميگويد : «خود ناشر کتابی را می‌خواند بايد بفهمد که اين کتاب با مقررات همخوانی دارد يا ندارد. خود او بايد قبل از اينکه کتاب را چاپ کند بايد به نويسنده بگويد اين قسمت را که با مقررات همخوانی ندارد حذف کند.»

بموجب طرحی که علی جنتی برای تشديد سانسور در سر دارد ، برخلاف سابق که نويسنده و مترجم و هنرمند موظف بودند که ابتدا نسخه ای از اثر خود را برای مميزی(بخوانيد سانسور) در اختيار وزارت ارشاد قرار دهند تا اگر اثر نويسنده و هنرمند ، پس از ماهها و گاهی اوقات سالها مميزی شدن ! مضر و خطرناک ! تشخيص داده نميشد و يا پس از حذف قسمت های “مضر” موفق به دريافت مجوز انتشار از طرف وزارت ارشاد ميگرديد ، آنگاه کتاب يا اثر هنری در اختيار ناشر قرار ميگرفت تا اقدام به چاپ و انتشار آن نمايد ! حالا علی جنتی وزير جديد ارشاد که خباثت و تبهکاری را گويا از پدر خود به ارث برده است ، فکر بکری به سرش زده است که با حذف مميزی پيش از انتشار ، عملاً ناشران را در موقعيتی قرار دهد که از ترس ضرر و زيان مالی ، فقط اقدام به انتشار آثاری نمايند که صد درصد در چهارچوب فکری وزارت ارشاد باشد . به سخن ديگر طرح جديد وزير ارشاد دولت اعتدال برای گسترش فرهنگ و هنر و برداشتن محدويت ها که آقای حسن روحانی ، پيش از انتخابات وعده اش را به مردم ايران داده بود اين است که : ناشران آزادند بدون مميزی وزارت ارشاد ، هرچه که ميخواهند چاپ کنند ولی اگر نميخواهند ضرر و زيان مالی کنند بايد حواسشان جمع باشد و از چاپ مطالب خلاف قانون خودداری نمايند! چون مميزی نهائی برعهده وزارت ارشاد است و اگر مطلبی در آن کتاب و اثر هنری چاپ شده يافت شود که برخلاف قانون باشد ! وزارت ارشاد از توزيع آن کتاب يا فيلم و يا اثر هنری جلوگيری خواهد کرد !

مرحله سوم – هرگاه يک کتاب و يا اثری هنری از دو مرحله “خود تنظيمی” بگذرد ، يعنی هم نويسنده و هم ناشر “خود سانسوری” را به نحو احسن انجام داده باشند و هيچ نکته شک برانگيزی در اثر ارائه شده به وزارت ارشاد ديده نشود ، آنگاه نوبت به سانسورچيان اين وزارتخانه که همگی از مأموران امنيتی جمهوری اسلامی اند ميرسد که آن کتاب و يا آن اثر هنری را بازبينی نهائی نمايند تا اگر مورد خلاف “شرع و قانون” در آن ها مشاهده نکردند اجازه انتشار پيدا کنند ! حالا شما خواننده اين سطور ، برای يک لحظه خود را بجای يک ناشر ايرانی بگذاريد و تصور کنيد که درايران صاحب يک مؤسسه انتشاراتی هستيد ، آيا شما حاضريد ريسک چاپ چند هزار جلد کتاب با موضوع های تاريخی ، فلسفی ، سياسی و ادبی و هنری و يا تهيه يک فيلم و غيره را بپذيريد که احتمال دهيد وزارت ارشاد اسلامی ، اجازه انتشار اين کتابها و فيلم ها را نخواهد داد ؟ آيا کار و کاسبی و سرمايه خود را برای انتشار يک کتاب و يا يک اثر هنری حاضريد به خطر بيندازيد ؟ آيا ترجيح نميدهيد که فقط کتابهائی را چاپ کنيد که جای هيچگونه شک و شبهه و بدگمانی برای سانسورچيان وزارت ارشاد باقی نگذاريد و کتابهائی را که مليون ها تومان برای چاپ آنها هزينه کرده ايد براحتی طعمه تيغ سانسور ارشاد اسلامی نشود ؟

بدين ترتيب طرح پسر باهوش آيت الله جنتی که با نام “خودتنظيمی” وارد بازار دولت اعتدال آقا ی حسن روحانی گرديده است ، طرحی است برای توسعه و گسترش خودسانسوری در ميان اصحاب قلم و هنر و فکر و انديشه که نتيجه ای جز رواج بی فرهنگی و چاپ و نشر خرافات و آثار مبتذل در جمهوری اسلامی ، چيز ديگری دربر نخواهد داشت . اما علی جنتی ، وزير جديد دولت اعتدال اسلامی گويا هنوز نميداند که در عصر انقلاب تکنولوژی گردش سريع اطلاعات ، در عصری که جمهوری اسلامی با توسل به خفقان و سانسور ، سعی در ترويج جهل و ناآگاهی درميان مردم مينمايد ، نسل جوان ايران به دنيای آزاد اطلاعات دسترسی دارد و نيازمندی های فکری و علمی و هنری خود را ميتواند از اين بانک جهانی اطلاعات آزاد تأمين نمايد .

گفته های علی جنتی وزير جديد ارشاد دولت اعتدال در خصوص سانسور آنقدر رسوا و شرم آور است که خبرنگار ميگويد : «در نهايت از حرف‌های شما اين نتيجه را می‌گيرم که معتقديد سانسور بايد باشد»

و علی جنتی با همان وقاحتی که از پدر به ارث برده است در جواب خبرنگار نشريه آسمان ميگويد : « شما اسمش را می‌گذاريد سانسور. اما من می‌گويم به يک نوع نظارت و اجرای قوانين معتقد هستم. نمی‌شود اسم اجرای قانون را سانسور گذاشت. بگذاريد تعبير شما را درست کنم . وقتی چراغ قرمز است و شما چراغ را رد می‌کنيد دو جور به اين مسأله می‌شود نگاه کرد. می‌شود گفت شما را جريمه کردند و می‌شود گفت در مورد شما اعمال قانون کردند. جريمه همان اعمال قانون است . اما يکی می‌گويد جريمه لفظش بد است چون پولی را به زور از کسی می‌گيرند. در حالی که همان اعمال قانون است. در بحث نظارت هم اعمال قانون می‌شود.»

و حرف آخر اينکه، وقتی پسر يکی از شرير ترين آخوندهای ذوب شده در ولايت مطلقه خامنه ای به مقام وزارت ارشاد در دولت اعتدال منصوب ميگردد تا شيوه جديد “خودسانسوری” را با نام “خودتنظيمی”! به ارباب قلم و هنر عرضه نمايد و آنان را به مشارکت و همکاری با وزارت ارشاد اسلامی ، جهت قفل زدن بر انديشه و قلم دگرانديشان ايران دعوت نمايد ! مفهوم فضای باز سياسی و اجتماعی که آقای حسن روحانی در جريان “انتخابات” وعده اش را به مردم ايران داده بود ، رفته رفته برای شيفتگانی که در خيال خود اکسير حيات بخش “اعتدال” را يافته و درباب خواص آن در کوی و برزن جار ميزدند ، روشن تر ميشود . و اميد اين است که نهاد های مدنی و شخصيت های علمی و فرهنگی و هنری و دانشگاهی ايران ، به مخالفت با طرح “خودتنظيمی”علی جنتی و دفاع از آزادی قلم و انديشه برخيزند .

بهروز ستوده

No responses yet

Aug 15 2013

گل شیفته : دختر خوبی نبودم، با دم شیر بازی کردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

/ کافه سینما: گفت وگوی نیویورک تایمز با گلشیفته فراهانی / او از شوهرش جدا شده است و در استودیوی طبقه پایین خانه ژان کلود کریر زندگی می کند
سه شنبه, 22 مرداد 1392 ساعت 11:29 کافه سینما

(125 نظر متفاوت مردم) کافه سینما-به بهانه نمایش فیلم«سنگ صبور» ساخته عتیق رحیمی که گلشیفته فراهانی نقش اصلی آن را ایفا می کرد و نقش او برای هموطنانش تابو شکنانه بود، نیویورک تایمز گفت وگویی را با این بازیگر ایرانی تبار انجام داده که بخش هایی از این گفت وگو را کافه سینما منتشر می کند. نیویورک تایمز گل شیفته را این طوری معرفی می کند:
گلشیفته که در ایران بزرگ شده،یک شورشی بود. او همکلاسی های خود را به اعتصاب واداشت چراکه مدرسه شان سرویس گرمایشی نداشت. او به والدینش دروغ می گفت تا خواهرش بتواند با نامزد خود بیرون برود.

11FARAHANI1-articleLarge
او در اعتراض به روسری سرکردن(حجاب) سرش را تراشید، نشانه های زنانگی خود را پنهان کرد مانند پسران لباس برتن کرد و اطراف تهران را با موتورسیکلت گشت. در سن هفده سالگی آرزوی والدنیش را نقش برآب کرد که در پایتخت اتریش وین پیانو بخواند و در عوض بازیگری را پی گرفت.
او در گفت وگوی خود با خبرنگار نیویورک تایمز که به زبان انگلیسی پاسخ می داد،چنین گفت:«اصطلاحی در فارسی است با این مضمون با دم شیر بازی کردن، ومن آنچه جامعه ایران می خواست باشم ،یک دختر خوب ،نبودم. من با دم شیر بازی کردم.»…
فیلم جدید او سنگ صبور هم بیانیه ی شورشی است،شاید برخی آن را با مناقشه ای مقایسه کنند که امسال به محکومیت گلشیفته در ایران انجامید.
نقش آفرینی گلشیفته فراهانی در سنگ صبور با تحسین منتقدان روبه رو شد.منتقد هالیووذ ریپرتر نقش آفرینی او را ستود و منتقد ورایتی بازی او را یک «تور دوفورس/استثنایی» خواند.
گلشیفته در 14 سالگی نخستین نقش خود را بازی کرد در سن 20 سالگی ازدواج کرد و در سال 2008 ایران را با همسرش ترک کردو به پاریس رفت . و آنجا از همسرش جدا شد.او بیش ازبیست و پنج فیلم در کارنامه اش دارد.گلشیفته در سال گذشته در استودیوی کوچکی در طبقه پایین خانه ای در شهر پاریس زندگی کرده که به ژان-کلود کریر(نویسنده و فیلمنامه نویس) و همسر ایرانی اش نهال تجدد(رمان نویس) تعلق دارد.
عتیق رحیمی نخستین بار او را برای ایفای نقش اصلی فیلمش رد کرد.
“رحیمی فکر می کرد من زیادی جوان زیبا وشادمان هستم.” اما من پافشاری کردم و به رحیمی گفتم که اگر نقش را به من ندهد با دلم نقش را یاد خواهم گرفت و در خیابان های پاریس آن را اجرا خواهم کرد. ولی دو سال و نیم طول کشید که عتیق رحیمی سرمایه ساختن فیلم را جمع کند و ان را بسازد.
گلشیفته اخیرا برای یک عکاس مشهور دنیای مد پائولو رورسی برهنه شده است.این عکس ها به زودی منتشر می شود.
“وقتی پائولو این ایده را مطرح کرد .به حرف های او گوش دادم اما مشکلات زیادی داشته ام.پس نخواستم این کار را انجام بدهم.ولی بعد با خودم گفتم اگر این عکس ها را پائولو نگیرد،کدام عکاس خواهد گرفت؟ گویی که پائولو از من عبور کند و روح من را عکاسی کند.»
خروج /تبعید او از ایران کامل شده است.وی با زندگی جدیدش کنار آمده و می گوید:«ایرانی که من در رویای خود دارم شاید دیگر اصلا وجود نداشته باشد.»
«دو نوع ادم تبعیدی وجود دارد.کسانی که قربانی اند و خودشان را در رود سن می اندازند و خودشان را می کشند و افرادی که سلحشور می شوند،از غم های خود استفاده می کنند تا موتوری با دوبال برای پرواز بسازند..تبعید قدرت من است.»

No responses yet

Aug 01 2013

هرانا – آیا فریاد رسی هست؟! / میترا پورشجری: برای کدامین گوش، چشم و دست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: میترا پورشجری دختر وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری طی نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته می‌گوید: “نظامی که بی‌اعتنا به تمام موازین انسانی، این بار در غالب سیاستی جدید و عملی، دست به حذف فیزیکی و خود به خودی زندانیان سیاسی در درون سیاهچاله‌های خود زده است.”

متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:

اکنون که دست به قلم برده‌ام، نمی‌دانم ابتدا و انت‌ها و امتداد درد‌ها را چطور در این دل نوشته جای دهم! درد‌ها و فریادهایی که وجه مشترک خیلی از ماست؛ مایی که عزیزان و هم میهنانمان در سرزمین دربند ایران در فجیع‌ترین شرایط بی‌فریادرسی کارگشا، کالبد و روانشان تکه تکه می‌شود و فریاد عزیزانشان از مرزهایِ محصور تا تبعیدِ نفس گیر به جایی نمی‌رسد! آیا باید از کار و کنش خویش گله‌مند باشیم؟ چه راهکاری برای حفظ جان جگرگوشه‌هایمان در زندان‌های ایرانی داریم که به جزیره متروک آدم خوار‌ها بدل شده است؟!…

* * *

از سویی اندک اخبار درز بیرون یافته از زندان بزرگ ایران و تک تک زندان‌های ریز و درشت دیگر –که حکم یک از هزاران فاجعه‌ای است که از فضای سراسر سانسور آن سامان به بیرون می‌آید- حاکی از روز به روز بد‌تر شدن اوضاع انسانی دارد.

از داخل زندان‌های ایران: وضعیت حسین رونقی نگران کننده است، آرش صادقی با اعتصاب غذایش معلوم نسیت جه حالی دارد، احمد عسگری با اتهامات دروغ جانش در خطر است، رضا شهابی در شرایط نامساعدی است، رگهای قلب محمدرضا پورشجری تا گرفتگی کامل و قطع شریان حیات پیش می‌رود و… مشکلات زندانیان سیاسی از قبیل بیماری و وخامت وضع جسمی و روحی از مرز نگران کننده یودن هم گذشته است…

از دیگر سو از زندان بزرگی بنام ایران: تنگناهای اقتصادی و اجتماعی مردم هر روز بیشتر و گسترده‌تر از تمام تاریخ ایران شده است و به آخرین و مدرن‌ترین ورژن!! خود رسیده است. ظلم و جنایت و بی‌عدالتی سر به فلک کشیده و برای بحث در کوچک‌ترین مورد آن سال‌ها باید نشست و نوشت و افسوس خورد که چطور این تنها گوهر هر آدمی -که جانش هست- اینگونه لگدمال و سلاخی و تباهِ رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی شده است.

نظامی که بی‌اعتنا به تمام موازین انسانی، این بار در غالب سیاستی جدید و عملی، دست به حذف فیزیکی و خود به خودی زندانیان سیاسی در درون سیاهچاله‌های خود زده است. از این نظر می‌گویم جدید و عملی که با توجه به تمام تلاش‌ها و فشارهای مراکز بین المللی حقوق بشر، برای بهبود شرایط غیر قابل تحمل و کشنده زندانیان سیاسی، حاکمان ایران در ‌‌نهایت خونسردی و خودسری و بی‌اعتنایی، نه تنها اقدامی در جهت بهبود وضعیت موجود انجام نداده‌اند، بلکه هر روز شاهد افزوده شدن افرادی جدید به لیست بلند بالای مبارزانی هستیم که شاید همین لحظه از دستشان بدهیم؛ ستار بهشتی‌ها و زهرا کاظمی‌ها و افشین اسانلوهای دیگری که در سرزمین دربند ایران به دست این رژیم انسان سوز ِ انسانیت کش پَرپَر می‌شوند.

انسانهایی که به واسطه اتهامات واهی و ساختگی -که‌زاده روح استبدادی سردمداران حکومت اسلامی است و تنها برای بقای ایدئولوژی مخرب و پیگری سیاست ارعابشان تنظیم شده است- ماه‌ها و سال‌ها زندانی و بعضا «به مرگ محکوم شده‌اند. شرایط و محل نگهداری آن‌ها هم به حیوانی‌ترین و توهین آمیز‌ترین درجه خود رسیده است.

برای نمونه، پدرم –محمدرضا پورشجری- زندانی سیاسی دربند در زندان ندامتگاه مرکزی کرج را مثال می‌زنم که خود شاهد آن هستم؛ کسی که به جرم وبلاگ نویسی و تنها برای درج عقاید شخصی خود به زندان افتاده است، البته اگر بشود واژه» زندان «را در مورد آن مکان بکار برد؛ چون در ذهن همه زندان مکانی است بسته با امکاناتی حداقلی و اولیه برای گذراندن دوران محکومیت! و این زندان در داخل ایران تبدیل به» فاضلابی «برای نگه داری عزیزانمان شده است.

پدرم و دیگر زندانیان این زندان باید ماهانه ٧۵ هزار تومان برای تخت و ٣۵ هزار تومان بابت شستشو و وسایل شوینده خود بپردازند وگرنه باید در سالن و در میان فاضلابی که به دلیل خرابی لوله‌ها به بیرون سرازیر شده، شب‌های طاقت فرسا را به صبح برسانند و تمام تعمیرات و سرمایش و گرمایش اتاق‌ها به عهده خود زندانیان و با هزینه شخصی آنهاست.

نیز به تازگی و به بهانه پیدا کردن گوشی موبایل و در واقع برای برهم زدن اندک آرامش آن‌ها هفته‌ای دو مرتبه به اتاق‌ها حمله ور می‌شوند و تمام اندک وسایل آن‌ها را زیر پا له می‌کنند و با این کار علاوه بر ایجاد تنش روانی، خسارت مالی فراوانی به آن‌ها می‌زنند.

١٠ ماه است که پدرم نیاز اورژانسی به عمل قلب دارد و به تازگی مشکل ورم پروستات او هم مزید بر علت شده و با توجه به تایید پزشکان، پرونده او تا رسیدن به دادستان پیگیری می‌شود اما پس از آن به طور عمدی و اتوماتیک از آن مرحله به بعد قطع شده و کاملا نادیده گرفته و بی‌جواب گذاشته می‌شود و این درحالی است که این روز‌ها شاهد موارد بسیار نگران کننده و متعددی از بی‌توجهی به معالجه و درمان زندانیان سیاسی هستیم…

این چند مورد کوچک را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه خواهیم رسید که این‌ها همه به معنی از بین بردن عمدی و آرام زندانیان سیاسی با توجیه پزشکی “مرگ طبیعی” است!…

* * *

حتم دارم که ستم و بیداد نمی‌ماند و داد و حق پیروز خواهد شد؛ کما اینکه دیکتاتورهای دیگر تاریخ هم نتوانستند ظلم خود را پابرجا نگه دارند و چه به جبر تاریخ و چه حرکت‌های آزادی خواهانه و دادگسترانه، ریشه آن‌ها خشکیده شد. در مورد جمهوری جنایت پیشه اسلامی هم چنان که پدرم در دادگاهش خطاب به قاضی گفت:» پس از قذافی و بقیه دیکتاتورهای خاورمیانه نوبت آنان است «تاریخ تکرار خواهد شد. اما روی سخنم با کنشگران دلسوزی است که آرمانی جز انسانیت ندارند، اینکه تاریخ ستمکاری ستمگران ایران زود‌تر به پایان رسد و جان‌های کمتری مثله و سلاخی شود، کاملا دست مبارزان آزادی و مدافعان انسانیت است؛ بایستی برای نجات زندگی همه زندانیان باور و اندیشه، فارغ از هر تفکر و بینش شخصی، کم کاری‌ها را کنار گذاشت و کاری عملی کرد.

میترا پورشجری
۳ مرداد ۱۳۹۲

No responses yet

Jul 26 2013

هرانا؛ محکومیت ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان گناوه برای یکی از کاربران فیسبوک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

خبرگزاری هرانا: محمد (کوروش) نصیری به جرم فعالیت در یک صفحه فیسبوکی بنام “کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان” به ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان بندر گناوه محکوم شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود، به اتهام “توهین به مقدسات، افساد فی الارض، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه برانداز” به این حکم سنگین محکوم شده است.

محمد نصیری در نیمه شب چهارشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به منزل مسکونیش بازداشت شده است.

یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: “مامورین امنیتی بدون نشان دادن کارت شناسایی و حکم قضایی بداخل منزل ریخته و همه ساکنان منزل از جمله برادر کوروش و همسر برادرش را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. مامورین هنگام ورود به منزل، کوروش را با چوب و دیلم کتک زدند. سپس کیسه برسرش کشیدند و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل نمودند. با وجودی که کوروش از ناحیه‌ی پاها و بیضه‌ها بشدت آسیب دیده بود، پزشک ۲۰۹ حاضر به مستند کردن آثار ضرب و شتم نمی‌شود. وی یکبار هم در هواخوری بند ۲۰۹ توسط یکی از مامورین این بند به نام (مظفر تهرانی) مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است. کوروش که پس از ۲ روز تفهیم اتهام شده بود، در بازجویی ها برای کسب اقرار مورد ضرب و شتم قرار گرفت و حتی وی را تهدید کردند که خواهرش را مورد تجاوز قرار می‌دهند. مامورین کوروش را ۳۱ روز در سلول انفرادی نگهداشته و وی را فریب دادند که در صورتی که مصاحبه تلویزیونی انجام دهد آزاد خواهد شد.”

No responses yet

Jul 24 2013

گزارشگران بدون مرز: جامعه جهانی برای تامین امنیت روزنامه‌نگاران ایرانی اقدام کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک سازمان بین‌المللی مدافع حقوق و امنیت رسانه‌ای با اشاره به تهدید‌ها علیه روزنامه‌نگاران مقیم خارج از ایران و همچنین بازداشت روزنامه‌نگاران در داخل کشور، خواستار اقدام جامعه جهانی و اتحادیه اروپا برای تامین آزادی و امنیت روزنامه‌نگاران ایرانی شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه روز اول مرداد، ۲۳ ژوئیه، درباره وضعیت روزنامه‌نگاران بازداشت‌شده فریبا پژوه و محمد چراغی و همچنین مادر فرهاد نوری، روزنامه‌نگار وبسایت “مجذوبان نور”، ابراز نگرانی شده است.

این سازمان مدافع آزادی بیان می‌گوید در سال جاری میلادی، یعنی در ۷ ماه گذشته، “بیش از ۷۰ مورد تهدید” علیه روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران ایرانی مستقر در خارج از کشور را ثبت کرده است.

این سازمان اشاره کرده است که شماری از خانواده‌های روزنامه‌نگاران مقیم خارج از ایران، احضار و بازجویی شده‌اند و یا با تماس تلفنی و پیامک مورد آزار بوده‌اند.

گزارشگران بدون مرز از کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواسته است “در برابر اقدام‌های عامدانه جمهوری اسلامی ایران در نقض قوانین بین‌المللی، موضعی قاطعانه‌ اتخاذ کند.”
نگرانی درباره دو روزنامه‌نگار و مادر یک روزنامه‌نگار

در این بیانیه درباره وضعیت فریبا پژوه، روزنامه‌نگار روزنامه‌های چاپ داخل ایران و همکار سابق رادیو بین‌المللی فرانسه ابراز نگرانی کرده است.

گزارشگران بدون مرز می‌گوید این روزنامه‌نگار که از ۱۹ تیرماه بازداشت شده، در سلول‌های بند امنیتی ۲۰۹ تحت نظر وزارت اطلاعات نگه داشته می‌شود.

شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در این باره گفته که خانم پژوه “بدون هیچ دلیل خاصی و صرفا به دستور بازجوی امنیتی بازداشت و روانه زندان انفرادی شده است”.

به گفته این وکیل مدافع، “عدم استقلال قوه قضاییه موجب گردیده که قضات دادسرا و دادگاه‌های انقلاب طبق خواسته‌های مامورین امنیتی عمل کنند.”

طبق بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز، فرزانه نوری، مادر فرهاد نوری، روزنامه‌نگار وبسایت “مجذوبان نور”، به دو سال حبس تعزیری محکوم شده در حالی که بازجویی‌‌ها از او “بیش از هر اتهامی علیه خود او، در باره فعالیت‌های پسرش بود.” فرهاد نوری در حال حاضر خارج از کشور به سر می‌برد.

این سازمان مستقر در پاریس همچنین درباره وضعیت محمد چراغی، مستندساز و خبرنگار سابق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ابراز نگرانی کرده که پس از احضار به وزارت اطلاعات در ٣٠ تیرماه امسال بازداشت شده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید این بازداشت “به خاطر فعالیت‌های اطلاع‌رسانی در جریان انتخابات خرداد ماه بوده است”.

این سازمان در بیانیه خود گفته است که اطلاعی از محل نگهداری آقای چراغی در دست نیست.

اعضای خانواده کارکنان بخش فارسی بی‌بی‌سی نیز در معرض فشار و تهدید نیروهای امنیتی ایران قرار داشته‌اند و برخورد با آنان، واکنش نهادهای بین‌المللی را به دنبال داشته است.

No responses yet

Jul 18 2013

وزیر ارشاد: مجوز کتاب‌های باقیمانده ظرف ۴۵ روز تعیین تکلیف می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می گوید که تصمیم‌گیری درباره صدور مجوز برای کتاب‌ها حداکثر ۴۵ روز است و این وزارتخانه در تلاش است که تا پایان دوره دولت احمدی‌نژاد، بیش از دو هفته دیگر، کتاب‌هایی را که در وزارت ارشاد بلاتکلیف مانده‌اند، تعیین تکلیف کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد حسینی روز چهارشنبه، ۲۶ تیرماه، در مراسمی با حضور برخی از اهالی چاپ و نشر در تالار وحدت تهران گفت: «قرار شده دوستان ما در اداره کتاب با همتی مضاعف برخی از کتاب‌هایی را که بلاتکلیف مانده بودند تعیین تکلیف کنند تا ما در پایان دوره کاری خود کار زمین‌مانده‌ای نداشته باشیم.»

آقای حسینی در ادامه گفت: «صدور مجوز باید این‌گونه باشد که کتاب‌ها در یک روز، نهایتا یک هفته و حداکثر ۴۵ روز تعیین تکلیف شوند.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که در موارد بسیاری اعلام نظر وزارت ارشاد در مورد کتاب‌های ارسالی به این وزارتخانه، ماه‌ها و گاه تا دو سال نیز طول کشیده است، امری که پیش از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد نیز غیرمنتظره نبود.

حال وزیر ارشاد می‌گوید قرار بر این است که برای کتاب‌های در انتظار مجوز تا پایان دوره دولت دهم تعیین تکلیف شود. ۱۲ مردادماه، کمی بیش از دو هفته دیگر، دوره دولت محمود احمدی‌نژاد به پایان می‌رسد.

محمد حسینی روز چهارشنبه گفت: «در بحث صدور مجوز کتاب نمی‌توانیم مرزهای اعتقادی، اخلاقی و منافع ملی را نادیده بگیریم، چون گاهی حتی یک جمله و جابجایی یک کلمه می‌تواند تبعات زیادی به دنبال داشته باشد، بنابراین باید حساسیت‌ها را در نظر گرفت.»

در این مراسم از وزیر ارشاد به دلیل آن‌چه «تلاش‌هایش در راه بهبود وضعیت چاپ و نشر» خوانده شد، قدردانی به عمل آمد.

قدردانی از ویر ارشاد در حالی صورت می‌گیرد که طبق آمار ارائه شده از سوی محمد حسینی در همین مراسم، نشر کتاب در سال ۱۳۹۱ نسبت به سال پیش از آن پنج هزار عنوان کاهش داشته و از ۶۹ هزار عنوان در سال ۱۳۹۰ به ۶۴ هزار عنوان در سال ۱۳۹۱ رسیده است.

در عین حال در سال‌های گذاشته ناشران مختلفی در ایران تحت فشار بوده‌اند، مجوز برخی انتشاراتی‌ها لغو و برخی دیگر به حال تعلیق در آمد و شماری از ناشران در این مدت از شرکت در نمایشگاه بین‌المللی کتاب منع شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .