اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Jan 23 2017

محمدجواد ابطحی٬ نماینده مجلس: مالامیری با خانواده حسین فریدون ارتباط داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر


دیگربان: محمد جواد ابطحی٬ نماینده مجلس جزئیات جدیدی از ارتباطات حسین فریدون با برخی از «مفاسد اقتصادی و بدهکاران کلان بانکی» را بیان کرده است.

ابطحی از فردی به نام «شب‌دوست مالامیری» نام برده که با خانواده حسین فریدون٬ برادر رئیس جمهوری ایران ارتباط داشته است.

وی گفته «سرویس‌های امنیتی بیگانه برای شب دوست مالامیری که بدهکار بانکی است، پناهندگی درست کرده‌اند و دیگر تحت تعقیب پلیس اینترپل نیز قرار ندارد.»

این نماینده مجلس اضافه کرده «شب‌دوست مالامیری رقم‌های بسیار کلانی توسط رانت‌هایی که داشته از بانک‌های ملی و ملت اخذ کرده است.»

وی همچنین افزوده «آقای مالامیری ۳۰ شرکت داخلی و ۴۰ شرکت خارجی و چهار شرکت تجاری داشته که از طریق آنها وام می‌گرفته است.»

به گفته وی «عمده کارخانه‌های مالامیری یک کارخانه سینک دستشویی در کرمان است که هنوز هم راه نیفتاده است.»

ابطحی ادامه داده که «اسناد نشان می‌دهد مالامیر با حسین فریدون ارتباط مالی داشته است. اسناد واریز پول، به حساب دختر حسین فریدون در لندن و کانادا وجود دارد که نشاندهنده ارتباطات مالی بین فریدون و مالامیری است.»

به گفته وی «مالامیری در یک موسسه خیریه غربالگری سرطان با آذر غفوری همسر حسین فریدون نیز همکاری داشته است.»

در همین زمنیه بیشتر بخوانید:
ابطحی در گفت‌وگو با تسنیم تشریح کرد
جزئیاتی از ارتباطات «مالامیری» با برادر رئیس‌جمهور/ واریز پول به حساب دختر فریدون در لندن و کانادا
شناسه خبر: 1304528 سرویس: سیاسی
۰۴ بهمن ۱۳۹۵ – ۰۰:۰۲
فریدون
یک نماینده مجلس شورای اسلامی جزئیات مهمی از ارتباط پشت‌پرده شخصی به‌نام مالامیری با حسین فریدون افشا کرد.

سید محمدجواد ابطحی نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم با اشاره به ارتباطات حسین فریدون با برخی از مفاسد اقتصادی و بدهکاران کلان بانکی، اظهار داشت: گزارش‌هایی که به برخی از مقامات امنیتی، اطلاعاتی و برخی نمایندگان مجلس در زمینه مفاسد اقتصادی رسیده است از یک مهره کلیدی در این زمینه رونمایی می‌کند که آن فرد «شب‌دوست مالامیری» است که فعلاً پناهنده شده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر سرویس‌های امنیتی بیگانه برای شب‌دوست مالامیری که بدهکار بانکی است، پناهندگی درست کرده‌اند و دیگر تحت تعقیب پلیس اینترپل نیز قرار ندارد. پلیس بین‌الملل به‌دنبال این فرد بوده و امیر فرشاد ابراهیمی واسطه می‌شود و از طریق بحث‌هایی از جمله حقوق بشر برای این فرد پناهندگی می‌گیرند.

این نماینده مجلس تصریح کرد: شب‌دوست مالامیری رقم‌های بسیار کلانی توسط رانت‌هایی که داشته از بانک‌های ملی و ملت اخذ کرده است. همچنین این فرد ارتباطات نزدیکی با خانواده حسین فریدون برادر رئیس جمهور داشته است.

ابطحی ادامه داد: ردپای این فرد در گرفتن وام‌های کلان و تبدیل ارزهای گرفته شده به ریال در داخل کشور که از بانکی در دوبی دریافت کرده است نشان می‌دهد که این فرد چنین وام‌هایی را به‌صورت توصیه برخی افراد حاضر در قدرت دریافت کرده است، البته معتقدم که می‌توان از طریق مدیرعامل بانک ملت که در حال حاضر در بازداشت است، به سرنخ‌هایی از افرادی که در قدرت هستند و توصیه‌هایی برای پرداخت وام به افرادی مثل مالامیری داشته‌اند، رسید، چرا که مشخص است که بدون توصیه برخی از افراد که در قدرت هستند اخذ چنین وام‌های کلانی ممکن نیست.

وی همچنین تأکید کرد: مالامیری یک فرد دلال است و هیچ‌گونه فعالیت تولیدی نیز نداشته و با تأسیس شرکت‌های صوری و سفارش‌هایی که از طرف برخی از صاحبان قدرت به برخی از بانک‌ها برای دریافت وام این فرد می‌شده، ثروت کلانی به دست آورده است. آقای مالامیری 30 شرکت داخلی و 40 شرکت خارجی و 4 شرکت تجاری داشته که از طریق آنها وام می‌گرفته است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: عمده کارخانه‌های مالامیری یک کارخانه سینک دستشویی در کرمان است که هنوز هم راه نیفتاده است و در زمینه‌های دیگر مانند هواپیمایی معراج هم ردپای این فرد دیده شده است. با فشار ایشان، آقای رستگار مدیرعامل بانک ملت می‌شود و توقع داشته است که آقای رستگار برای ایشان وام‌هایی را اخذ کند.

ابطحی ادامه داد: اسناد نشان می‌دهد که مالامیر با حسین فریدون ارتباط مالی داشته است. اسناد واریز پول، به حساب دختر حسین فریدون در لندن و کانادا وجود دارد که نشاندهنده ارتباطات مالی بین فریدون و مالامیری است. همچنین نفوذ این فرد در بانک ملت سبب شده تا معاون اعتباری ارزی و ریالی بانک ملت که به‌دلیل بدهی مالامیری با پرداخت وام این فرد مخالفت می‌کند از کار برکنار شود و افراد دیگری که بتوانند وام دادن به مالامیری را تسهیل کنند جایگزین می‌شوند.

وی گفت: از طرفی آقای رستگار از شعبه دوبی این بانک برای مالامیری وام‌های کلان اخذ می‌کند و آقای مالامیری این وام‌ها را در بانک ملت ایران تبدیل به ریال و سپرده‌گذاری با سود بالا می‌کند! مالامیری مجموعاً حدود 2 هزار میلیارد تومان وام دریافت کرده است.

این نماینده مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: همچنین مالامیری در یک مؤسسه خیریه غربالگری سرطان با آذر غفوری همسر حسین فریدون همکاری داشته است.

ابطحی افزود: توقع ما نمایندگان این است دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی و قوه قضائیه با پیگیری این موضوعات با افرادی که سبب می‌شوند از چنین مفاسد اقتصادی و دریافت کننده وام‌های کلان بدون اغماض و چشم‌پوشی برخورد کنند و به سرنخ‌هایی برسند که نشان می‌دهد چه‌کسانی، گروه‌ها و افرادی در پی نهادینه کردن فساد بودند و عقبه فرهنگی این افراد به‌دنبال فرار به جلو و پاک کردن اتهامات این افراد هستند چرا که یک عقبه رسانه‌ای به‌دنبال سرپوش گذاشتن بر این فسادها هستند و این شبکه‌ رسانه‌ای سعی می‌کند با فرار به جلو و منحرف کردن افکار جامعه به مسائل حاشیه‌ای به‌روی چنین موضوعاتی سرپوش گذاشته و صورت مسئله را پاک کنند.

وی با اشاره به دستگیری رسول دانیال‌زاده و رستمی‌صفا از بدهکاران کلان بانکی گفت: امیدواریم با سرنخ‌هایی که داده می‌شود ان‌ شاء الله بخش‌های این پرونده شفاف شود و قوه قضائیه بتواند با افرادی که پشت‌پرده سبب به وجود آمدن چنین فسادهای بانکی می‌شوند، برخورد کند. همچنین امیدوارم با قاطعیتی که قوه قضائیه نشان می‌دهد این حلقه‌های فساد اقتصادی افشا شود و با متهمین اصلی در هر سطح و جایگاهی برخورد شود و آن افراد پاسخگوی کارها و اقدامات خود باشند.

بازهم بیشتر بخوانید
نماینده مردم تبریز در گفت‌وگو با تسنیم مطرح کرد
اسناد ارتباط بدهکار کلان بانکی با “فریدون” را به روحانی داده‌ایم/ ماجرای خرید خانه ۱۴ میلیاردی برای همسر فریدون
شناسه خبر: 1304466 سرویس: سیاسی
۰۳ بهمن ۱۳۹۵ – ۱۷:۰۹
حسین فریدون
نماینده مردم تبریز در مجلس بخشی از ارتباطات یکی از بدهکاران کلان بانکی با حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور را تشریح کرد.

محمداسماعیل سعیدی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، گفت: جمعی از نمایندگان در تذکری به رئیس‌جمهور پیرامون ارتباط حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور با برخی از بدهکاران کلان بانکی از جمله رسول دانیال‌زاده که چندی پیش دستگیر شد، توضیحاتی خواستیم، چرا که ریاست‌جمهوری و جایگاه یک رئیس‌جمهور بسیار مهم است و نباید چنین حواشی در مورد برادر شخص رئیس‌جمهور مطرح باشد.

وی ادامه داد: ما پیش از اینکه آقای اژه‌ای این موضوع را اعلام کند و این مسائل به صورت رسانه‌ای انعکاس یابد در تذکری از آقای رئیس‌جمهور درخواست کردیم تا به این موضوع رسیدگی کند و اجازه ندهند تا چنین شائبه‌ها پیرامون برادر ایشان مطرح شود، چرا که به جایگاه رئیس‌جمهور لطمه وارد می‌شود. همچنین سندی همراه با این تذکر برای رئیس‌جمهور ارسال کردیم که نشان می‌داد یک واحد مسکونی به ارزش 14 میلیارد تومان توسط آقای دانیال‌زاده به اسم همسر آقای فریدون خریداری شده و ما اسناد آن را به پیوست تذکر برای رئیس‌جمهور ارسال کردیم.

این نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی بر همین اساس تصریح کرد: از رئیس‌جمهور خواستیم تا شفاف‌سازی کنند که به چه دلیل یک واحد واحد مسکونی به مبلغ 14 میلیارد تومان برای همسر برادر رئیس‌جمهور خریداری شده، اما هنوز از سوی رئیس‌جمهور پاسخی به این نامه و تذکر داده نشده، البته نمایندگان همچنان پیگیر این موضوع هستند.

وی در پایان تاکید کرد: این موضوع یکی از مواردی بود که پیرامون روابط آقای فریدون با برخی از بدهکاران بانکی مطرح می‌شد و فعلا منتظر اعترافات آقای دانیال‌زاده در بازداشت هستیم.

No responses yet

Jan 22 2017

حکم اعدام بابک زنجانی به او ابلاغ شد، آخه قرار است رد پای مجتبی خامنه ای رو در دزدی ها پاک کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: سخنگوی قوه قضائیه ایران از ابلاغ حکم اعدام بابک زنجانی به او خبر داد. غلامحسین محسنی‌اژه‌ای روز یکشنبه گفت که در پرونده آقای زنجانی حکم اعدام او ابلاغ شده و حکم اعدام دو متهم دیگر نقض شده است.

بابک زنجانی، سرمایه دار و بازرگان ایرانی از دی ماه سال ۱۳۹۲ در بازداشت به سر می‌برد. او به اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور از سوی دادگاه “مفسد فی الارض” شناخته و به اعدام محکوم شده است.

سخنگوی قوه قضائیه ایران روز یکشنبه همچنین از بازداشت ۴ قاضی و۳ وکیل دادگستری خبر داد. آقای اژه‌ای بازداشت این افراد را در جریان رسیدگی به یک پرونده فساد اعلام کرد و گفت این پرونده در حال تحقیقات مقدماتی و در تهران است.

No responses yet

Jan 22 2017

روایت یک دهه دخالت آیت الله خامنه ای در دانشگاه آزاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: حسین باستانی: آیت الله خامنه ای حدود دو هفته بعد از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس هیات موسس دانشگاه آزاد، علی اکبر ولایتی را به عنوان جایگزین او در این هیات منصوب کرد.

در مورد این انتصاب، ابهامات حقوقی مختلفی در سطح رسانه ها مطرح شده که بررسی آنها، به فرصت جداگانه ای نیاز دارد.

اما انتصاب اخیر گذشته از ابعاد حقوقی آن، از نظر سیاسی نیز قابل توجه به نظر می‌رسد. به ویژه، به این دلیل که نام رهبر جمهوری اسلامی ایران از ۱۰ سال پیش، در ارتباط با مجموعه ای از تصمیمات مرتبط با دانشگاه آزاد مطرح بوده است.

تصمیماتی که می توان وجه مشترک آنها را، تلاش برای تغییر در وضعیت مدیریتی این دانشگاه دانست.
نقش “میانه” رهبر در زمان دولت نهم

یکی از نخستین اقدامات محمود احمدی نژاد بعد از رسیدن به ریاست جمهوری، تلاش برای خارج کردن دانشگاه آزاد از دست متحدان اکبر هاشمی رفسنجانی بود.

در خرداد ۱۳۸۸، فاش شد که اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه ای به رهبر نوشته است که شورای عالی انقلاب فرهنگی از نظر قانونی حق ورود به بحث اساسنامه دانشگاه آزاد را ندارد، اما پاسخ خود را از ‘بخش حقوقی’ دفتر رهبری دریافت کرده که تصریح داشته تغییر اساسنامه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانونی است

در آذر ۱۳۸۵، شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست آقای احمدی نژاد، طرحی را به تصویب رساند که اختیارات دولت در اداره این دانشگاه غیردولتی را افزایش می داد و اعضای جدیدی را برای عضویت در هیات امنا معرفی می کرد.

در واکنش به این تصمیم، ۲۲۱ نماینده مجلس هفتم با ارسال نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، از عملکرد عبدالله جاسبی رئیس وقت دانشگاه آزاد تقدیر کردند. اقدامی که، با وجود حمایت مجلس هفتم از دولت وقت، به معنای آن بود که نمایندگان در این اقدام خاص، از رئیس جمهور حمایت نمی کنند.

در پاییز ۱۳۸۶، آیت الله خامنه ای در جلسه ای با محمود احمدی نژاد، به او توصیه کرد که درگیری بر سر دانشگاه آزاد را خاتمه دهد. آقای احمدی نژاد در واکنشی غیرمنتظره، در مهر، آبان و آذر ۱۳۸۶، سه بار این توصیه غیر علنی را علنی کرد.

در خرداد ۱۳۸۸، فاش شد که اکبر هاشمی رفسنجانی در نامه ای به رهبر نوشته است که شورای عالی انقلاب فرهنگی از نظر قانونی حق ورود به بحث اساسنامه دانشگاه آزاد را ندارد، اما پاسخ خود را از “بخش حقوقی” دفتر رهبری دریافت کرده که تصریح داشته تغییر اساسنامه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، قانونی است.

در شهریور ۱۳۸۸، هیات امنای دانشگاه آزاد با صدور بیانیه ای از “وقف” اموال این دانشگاه با اجازه آیت الله خامنه ای خبر داد. تصمیمی که ظاهرا قرار بود با موقوفه اعلام کردن اموال این دانشگاه، امکان تصرف آنها از سوی دولت محمود احمدی نژاد را از بین ببرد.

این بیانیه به سرعت از سوی دفتر رهبری تکذیب شد و متعاقبا، رسانه های دولتی نوشتند که رهبری، تایید وقف را به “تایید مراجع ذی صلاح نظیر شورای عالی انقلاب فرهنگی” منوط دانسته است.

پس از تکذیب خبر موافقت رهبر با وقف دانشگاه آزاد، گفته شد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به دیدن او رفته تا یادآوری کند که آیت الله خامنه ای قبلا با وقف این دانشگاه موافقت کرده است. اما پاسخ شنیده که این موافقت، فقط از “نظر فقهی” بوده است.
نقش متفاوت رهبر در زمان دولت دهم

حدود یک سال بعد از انتشار نظر “بخش حقوقی” دفتر رهبری در مورد امکان تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی، نمایندگان مجلس هشتم به گونه ای غیرمنتظره مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در مورد تغییر اساسنامه رد کردند.

حدود یک سال بعد از انتشار نظر ‘بخش حقوقی’ دفتر رهبری در مورد امکان تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی، نمایندگان مجلس هشتم به گونه ای غیرمنتظره مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در مورد تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد رد کردند. یک روز بعد از تصمیم نمایندگان در خرداد ماه ۱۳۸۹، ده ها ‘دانشجوی بسیجی’ با تجمع در مقابل مجلس، نمایندگان را به ایستادگی در مقابل آیت الله خامنه ای متهم کردند و حتی بعضا، گفتند که چنین مجلسی را ‘به توپ خواهند بست’. متعاقب آن، نمایندگان یک فوریت طرح ‘معتبر بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی’ را به تصویب رساندند که به معنی عقب نشینی از موضع قبلی بر سر مصوبه شورا راجع به دانشگاه آزاد بود

یک روز بعد از تصمیم نمایندگان در خرداد ماه ۱۳۸۹، ده ها “دانشجوی بسیجی” با تجمع در مقابل مجلس، نمایندگان را به ایستادگی در مقابل آیت الله خامنه ای متهم کردند و حتی بعضا، شعار دادند که چنین مجلسی را “به توپ خواهند بست”. متعاقب آن، نمایندگان یک فوریت طرح “معتبر بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی” را به تصویب رساندند که به معنی عقب نشینی از موضع قبلی بر سر مصوبه شورا راجع به دانشگاه آزاد بود.

در نیمه تیر ماه ۱۳۸۹، آقای خامنه ای با صدور علنی دو “حکم” جداگانه خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد، دستور داد که “فعلا” هم وقف دانشگاه آزاد و هم تصویب اساسنامه جدید آن متوقف شود.

اما تنها اندکی بعد، در مهر ۱۳۸۹، آیت الله خامنه ای در موضعی شفاف تر اعلام کرد وقف اموال دانشگاه آزاد “دارای اشکالات اساسی فقهی و حقوقی است”. وی در عین حال از شورای عالی انقلاب فرهنگی خواست مصوبه خود در مورد اساسنامه دانشگاه آزاد را مورد بررسی مجدد قرار دهد و اصلاح کند.

با توجه به دستور رهبر جمهوری اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی در آبان ۱۳۸۹ اساسنامه دانشگاه آزاد را تغییر داد. مطابق اساسنامه جدید، میرحسین موسوی از هیات موسس حذف و در چهار عضو جدید – از جمله علی اکبر ولایتی- به آن اضافه شدند.

یکی از نتایج مهم تغییرات جدید این بود که اعضای هیأت موسس دانشگاه، اکثریت خود را در هیأت امنا از دست دادند.
کنار کشیدن احمدی نژاد

هیأت موسس جدید، به فاصله کمی از تشکیل، برای تغییر رئیس دانشگاه آزاد تشکیل جلسه داد و با وجود مقاومت اکبر هاشمی رفسنجانی و متحدانش، در دی ماه ۱۳۹۰ عبدالله جاسبی رئیس وقت را برکنار کرد. این هیأت، سپس فرهاد دانشجو برادر کامران دانشجو وزیر وقت علوم را به جانشینی آقای جاسبی تعیین کرد.

آقای احمدی نژاد از بهار ۱۳۹۰ بر سر وزارت اطلاعات و سپس موضوعات دیگر با متحدان رهبر ایران درگیر شد و به نظر می‌رسید دیگر علاقه ای به همکاری با آنها در ارتباط با پرونده دانشگاه آزاد ندارد. او نه تنها از امضای حکم ریاست جانشین عبدالله جاسبی (فرهاد دانشجو) بر دانشگاه آزاد خودداری کرد و این کار را به وزیر علوم (کامران دانشجو) سپرد، که در موضعی عجیب خواستار پرهیز از اجرای تصمیمات شورای عالی انقلاب فرهنگی بدون جلب موافقت اکبر هاشمی رفسنجانی شد

اما در آخرین هفته های سال ۱۳۹۰ و در زمانی که به نظر می رسید همه چیز برای مخالفان اکبر هاشمی رفسنجانی به خوبی به پیش می رود، محمود احمدی نژاد به اتخاذ مواضعی کاملا متضاد با گذشته پرداخت.

آقای احمدی نژاد، که در دوره اول ریاست جمهوری خود در پی خارج کردن دانشگاه آزاد از کنترل متحدان هاشمی رفسنجانی بود، از بهار ۱۳۹۰ بر سر وزارت اطلاعات و سپس موضوعات دیگر با متحدان رهبر ایران درگیر شده بود و به نظر می رسید دیگر علاقه ای به همکاری با آنها در ارتباط با برخی پرونده های مهم ندارد.

او نه تنها حکم ریاست جانشین عبدالله جاسبی (فرهاد دانشجو) بر دانشگاه آزاد را شخصا امضا نکرد و این کار را به وزیر علوم (کامران دانشجو) سپرد، که در موضعی عجیب خواستار پرهیز از اجرای تصمیمات شورای عالی انقلاب فرهنگی بدون جلب موافقت اکبر هاشمی رفسنجانی شد.

با کنار کشیدن رئیس دولت دهم از پرونده دانشگاه آزاد، تحولاتی جدید به وقوع پیوست که نشان دهنده نقش شخص آیت الله خامنه ای در فرآیند تغییر مدیریت دانشگاه آزاد بود.

نخستین نشانه این نقش، پی گیری تغییر ریاست دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سوی محمد محمدیان نماینده وقت آیت الله خامنه ای در دانشگاه ها بود که این پی گیری را تا کنار رفتن رسمی عبدالله جاسبی از ریاست این دانشگاه ادامه داد.

نشانه مهم تر، حضور برجسته وحید حقانیان، معاون اجرایی دفتر رهبری در سرتاسر مراسم تحویل مدیریت دانشگاه آزاد در اسفند ۱۳۹۰ بود که به نمادی از اهمیت ویژه این تغییر و تحول برای آیت الله خامنه ای تعبیر شد.

فرهاد دانشجو، تا پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد سمت خود در ریاست دانشگاه آزاد را حفظ کرد. اما با روی کار آمدن دولت حسن روحانی و تغییر ترکیب هیات امنای دانشگاه آزاد، مشخص بود که این دانشگاه در انتظار رئیس جدیدی خواهد بود.

در شهریور ۱۳۹۲، هیات امنا فرهاد دانشجو را برکنار کرد و حمید میرزاده از نزدیکان هاشمی رفسنجانی را به سرپرستی دانشگاه آزاد گمارد. آقای میرزاده، در آبان ماه ۱۳۹۲ رسما به ریاست دانشگاه آزاد رسید.

با کنار کشیدن رئیس دولت دهم از پرونده دانشگاه آزاد، تحولاتی به وقوع پیوست که نشان دهنده نقش شخص آیت الله خامنه ای در فرآیند تغییر مدیریت دانشگاه آزاد بود. نخستین نشانه این نقش، پی‌گیری تغییر ریاست دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سوی محمد محمدیان نماینده وقت آیت الله خامنه ای در دانشگاه ها بود که این پی گیری را تا کنار رفتن رسمی عبدالله جاسبی از ریاست این دانشگاه ادامه داد. نشانه مهم تر، حضور برجسته وحید حقانیان، معاون اجرایی دفتر رهبری در سرتاسر مراسم تحویل مدیریت دانشگاه آزاد در اسفند ۱۳۹۰ بود که به نمادی از اهمیت ویژه این تغییر و تحول برای آیت الله خامنه ای تعبیر شد

اهمیت دانشگاه آزاد

ارزش مالی سرمایه های دانشگاه آزاد، حداقل ۴۰ هزار میلیارد تومان تخمین زده می شود و در سرتاسر ایران و حتی در کوچک ترین شهرها شعبه دارد.

علاوه بر همه اینها، دانشگاه آزاد اسلامی، مهمترین موسسه آموزشی در ایران است که امکان تحصیل مسئولان مملکتی در مقاطع تحصیلی بالا را، بدون نیاز به گذراندن کنکور سراسری فراهم می کند. امکانی که برای نمایندگان مجلس، مدیران اجرایی یا قضات، امکان ارتقا به مراحل تحصیلی و شغلی بالاتر را فراهم می کند، و تضمین کننده “نفوذ سیاسی” دانشگاه آراد در بدنه مدیریتی جمهوری اسلامی ایران است.

با توجه به مجموعه این واقعیت ها و کنترل اکبر هاشمی رفسنجانی و متحدانش بر مجموعه دانشگاه آزاد، تعجبی نداشت که با رسیدن محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری، مدیریت این نهاد بانفوذ به یکی از میدان های خبرساز رقابت سیاسی در ایران تبدیل شود.

اما کناره گیری آقای احمدی نژاد از پی‌گیری پرونده دانشگاه آزاد در سال ۱۳۹۰، و ادامه همین پی گیری از سوی آیت الله خامنه ای، این برداشت را تقویت کرد که نقش شخص آیت الله خامنه ای در این تحول، بیش از تصورات اولیه بوده است.

شاید تعیین رئیس جدید هیات موسس به فاصله کوتاهی پس از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی را نیز، بتوان نشانه ای جدید از اهمیت تحول در دانشگاه آزاد برای رهبر جمهوری اسلامی دانست.

اهمیتی که احتمالا در دوران بعد از اکبر هاشمی رفسنجانی، تغییراتی بیشتر را در ساختار مدیریتی این نهاد در پی خواهد داشت.

No responses yet

Jan 20 2017

مافیای خامنه‌ای در حال بلعیدن مافیای رقسنجانی: رهبر ایران ولایتی را به ریاست هیات موسس دانشگاه آزاد منصوب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: رهبر ایران با صدور حکمی علی‌اکبر ولایتی را رییس هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی معرفی کرد. اکبر هاشمی رفسنجانی تا زمان درگذشت ریاست هیات موسس این دانشگاه را به عهده داشت.
آگهی

در پیام انتصاب رهبر ایران آمده است: “با عنایت به فقدان تاثرانگیز رئیس محترم هیات موسس و هیات امنای دانشگاه و سکوت اساسنامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در چگونگی انتخاب رییس هیات موسس و ضرورت تسریع در انتخاب فرد عهده‌دار این مسئولیت، جناب آقای دکتر علی اکبر ولایتی از اعضای آن هیات را به‌عنوان رئیس هیات مؤسس منصوب می‌کنم تا هیچ‌گونه وقفه‌ای در تمشیت قانونی امور آن دانشگاه- که نقش مؤثری در امر آموزش عالی کشور دارد- به وجود نیاید.”

آیت‌الله علی خامنه‌ای در حکم آقای ولایتی خواستار همکاری اعضای هیات موسس و هیات امنا و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تکمیل اعضای هیات موسس و هیات امنا شده و گفته است که در این مورد “انتظار جدی” دارد.

دانشگاه آزاد اسلامی هم هیات موسس دارد و هم هیات امنا.

با دستور رهبر ایران در سال ۱۳۸۹ اساسنامه دانشگاه آزاد و در نهایت رییس آن تغییر کرد.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس وقت هیات موسس دانشگاه آزاد گفته بود که “مطابق قانون” هر تغییری در مفاد اساسنامه می‌بایست با پیشنهاد هیات موسسان بررسی می‌شد و به همین علت تغییرات ایجاد شده “غیرقانونی” بوده است. بیشتر اینجا بخوانید.

علی اکبر ولایتی تا قبل از سال ۱۳۸۹ عضو هیات موسس نبود اما در آن سال بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، پس از تغییر اساسنامه و حذف میرحسین موسوی از هیات موسس، او و سه نفر دیگر به اعضای این هیات اضافه شد.

بیشتر درباره کشمش‌ها بر سر مدیریت دانشگاه آزاد:

  • شورای عالی انقلاب فرهنگی اساسنامه دانشگاه آزاد را تغییر داد
  • کشمکش بر سر ریاست دانشگاه آزاد
  • مخالفت اکبر هاشمی رفسنجانی با حکم رییس تازه دانشگاه آزاد

محمود احمدی‌نژاد، به عنوان رییس وقت شورای عالی انقلاب فرهنگی، بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ فرهاد دانشجو را به عنوان رییس دانشگاه آزاد منصوب کرد اما آقای هاشمی رفسنجانی از تنفیذ حکم خوددرای کرد که منجر به بروز تنش‌هایی در اداره این دانشگاه شد. در نهایت بعد از مدتی هیات امنا رییس دیگری را معرفی کرد.

در حال حاضر عبدالکریم موسوی اردبیلی، عبدالله جاسبی، محسن قمی، علی اکبر ولایتی، حسن خمینی، علی‌اکبر ناطق نوری، حمید میرزاده و علیمحمد نوریان از اعضای هیات موسس دانشگاه آزاد هستند.

سه نفر از اعضای هیات موسس دانشگاه، رییس دانشگاه آزاد، وزیر بهداشت، نماینده وزیر علوم و نماینده رهبر در دانشگاه‌ها، و سه عضو هیات علمی دانشگاه از اعضای هیات مدیره هستند.

No responses yet

Jan 20 2017

رویترز: توافق‌های بزرگ شرکت‌های خارجی با نهادهای تحت کنترل خامنه‌ای بعد از برجام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,برجام,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: خبرگزاری رویترز گزارش داده است که شرکتهای خارجی بعد از توافق هسته‌ای ایران، حداقل ۹ قرارداد عظیم با نهادهای تحت کنترل رهبری مانند ستاد اجرایی فرمان حضرت امام امضا کرده اند.

بر اساس این گزارش که پنج شنبه ۳۰ دی ماه منتشر شده است، برخی از این قراردادها نیز با شرکتهایی است که نهادهای تحت کنترل آیت الله خامنه‌ای سهامدار عمده آنها هستند. بر اساس این گزارش، رقم دقیق برخی از قراردادها هنوز اعلام نشده است.

توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی در ژانویه سال گذشته میلادی اجرایی شد.

بر اساس این گزارش، در ماه مه سال گذشته میلادی شرکت «ساخت و ساز و مهندسی دِوو» کره جنوبی اعلام کرد که به همراه شرکت هیوندای توافق کرده است که یک پالایشگاه به ارزش ۱۰ میلیارد دلار در جنوب ایران احداث کند.

پروژه پالایش نفت «بهمن گنو» متعلق به شرکت تدبیر انرژی زیر مجموعه ستاد اجرایی فرمان امام است. یک مقام شرکت دوو به رویترز گفته است که هنوز تفاهم یاد شده در مرحله ابتدایی است و از ماه مه تا کنون پیشرفتی در مذاکرات نشده است.

یک مقام شرکت هیوندای کره جنوبی و همچنین مقامی از شرکت تدبیر انرژی نیز به این خبرگزاری گفته اند که فعلا مذاکرات پیرامون این پروژه ادامه دارد.

رویترز می افزاید که شرکت دوو همچنین در ماه مه ۲۰۱۶ یک تفاهمنامه ۱.۵ میلیارد دلاری برای ساخت آزادراه تهران شمال امضا کرده است که به غیر از وزارت راه و شهرسازی ایران، نبیاد مستضعفان نیز که تحت کنترل رهبری است، شریک پروژه هستند.

مقام شرکت کره جنوبی درباره این پروژه نیز گفته است که از ماه مه تا کنون پیشرفتی در مذاکرات برای ساخت آزادراه نشده است. یک مقام آگاه دیگر نیز گفته است که پروژه فعلا در مرحله مطالعات تکنیکی است.

این گزارش می افزاید که شرکت داروسازی نووو نوردیسک دانمارک نیز در ژوئن سال گذشته قراردادی برای ساختن یک واحد داروسازی مخصوص تولید سرنگ انسولین در مقیاس صنعتی با شرکت برکت زیرمجموعه ستاد اجرایی فرمان امام امضا کرده است. اخیرا شرکت دانمارکی گفت که سرمایه گذاری ۷۵ میلیون دلاری در این پروژه انجام خواهد داد.

نصرالله فتحیان سخنگوی شرکت برکت نیز گفت که «این شرکت متعلق به خامنه‌ای نیست و رهبری صرفا بر آن نظارت می کند».

رسانه‌های ایران در بهار سال جاری گزارش کرده بوند که ۶۵ درصد از سهام یک شرکت زیر مجموعه خود شرکت برکت به شرکت «چِمو» اسپانیا فروخته شده است. رویترز می نویسد که در گزارش سالانه شرکت برکت نیز اشاره می شود که ۶۵ درصد سهام شرکت دارویی «آتی» و «گروه سرمایه گذاری البرز» را به شرکت چمو واگذار کرده است.

در این میان شرکت ایتالفِر، وابسته به شرکت ایتالیایی «گروپو اف اس ایتالیانو» در مارس سال گذشته اعلام کرد که یک قرارداد مشاوره‌ای چهار ماهه به ارزش ۷۰۰ هزار دلار با یک نهاد دولتی برای ساخت یک خط قطار سریع السیر امضا کرده است. مقامات ایران گفته اند که این پروژه متعلق به شرکت خاتم الانبیاء سپاه پاسداران است. رویترز می نویسد که شرکت ایتالیایی تنها شرکت مهندسی راه آهن چین را بعنوان پیمانکار این پروژه معرفی کرده بود و نامی از شرکت زیرمجموعه سپاه نبرده بود.

No responses yet

Jan 19 2017

نسبت هاشمی با بدبختی احزاب در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: موضوعی که این روزها کمتر بدان پرداخته شد، نسبت هاشمی با احزاب بود، او با چهار حزب و نهاد سیاسی در ارتباط بود: در جامعه روحانیت مبارز عضو موثر بود ولی اقلیت شد، قهر کرد و سال های آخر عمرش نرفت، شاخه حامی اش هم در اقلیت هستند و بعید است جای خالی اش را پرکنند.

در حزب جمهوری اسلامی عضو موسس بود و از ارشدترین مهره ها ولی ۹سال نتوانستند بیشتر اداره اش کنند و سال ۶۶ همراه خامنه‌ای نامه انحلال نوشتند به خمینی. همان سال ها، اختلافات جامعه روحانیت مبارز هم مدیریت نشد و مجمع روحانیون مبارز از دل آن بیرون آمد، در واقع، چپ ها بیرون آمدند ولی هاشمی سمت راست ها ایستاد و در جامعه ماند. هر دو نهاد در تزریق روحانیت و حزب الله به قدرت و پاکسازی و حذف مخالفان و منتقدان در دهه اول انقلاب نقش مهمی داشتند، نقش هاشمی هم تعیین کننده بود.

دور دوم حزب بازی هاشمی از اختلاف خودش با جامعه روحانیت مبارز در سال ۷۵ شروع شد که منجر به تولد حزب کارگزاران شد، یعنی یک دهه پس از اختلاف چپ ها با راست های جامعه روحانیت مبارز. بعدها جمعی دیگر از مدیران هاشمی که راست گرا بودند، حزب اعتدال و توسعه را راه انداختند، یعنی در هاشمی هم بال و چپ راست شکل گرفت.

نکته مهم اینجا بود که در این دو حزب دیگر بهشتی، خامنه‌ای و مهدوی کنی نبودند که رقیب هاشمی باشند و یا علم الهدی که دشمنش باشد، خودش تنها بود؛ پدرخوانده واقعی. این دو حزب از نظر تشکیلاتی جان نگرفتند، مانند جامعه روحانیت و حزب جمهوری اسلامی، ولی نقش مهمی در دولت اول خاتمی و دولت روحانی دارند. در حال حاضر، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران، معاون اول دولت است و رئیس اصلی حزب اعتدال و توسعه، سخنگو و همه کاره برنامه ریزی اقتصادی دولت روحانی. در بدنه دولت هم خیلی بیشتر هستند. یک دختر هاشمی هم در کارگزاران است، یکی دیگر در اعتدال و توسعه. این احزاب، احزاب فامیل و خانواده هاشمی هم هستند.

این اواخر جمعی از نزدیکان هاشمی مجمع ایثارگران را راه انداختند که حزب پنجم هاشمی بود و احتمالا پس از هاشمی به حسن خمینی برسد. در مجموع، این احزاب بخشی از میراث و مهم ترین کانون های احتمالی تداوم جریان هاشمی هستند.

رابطه هاشمی با این احزاب اما محتاج واکاوی جدی تری است، از این منظر که می تواند علت ناکامی احزاب در ایران را بهتر توضیح دهد. مثلا هاشمی علاوه بر این احزاب، یک شبه حزب غیررسمی در مجمع هم داشت که به انجمن اسلامی مجمع معروف شده بود، در محافل چند نفره خانگی هم حضور موثر داشت، هم ده سال اول انقلاب، هم ده سال آخر عمرش. در هر دوره زور این جلسات خانگی و حلقه های چند نفره از هر جلسه حزبی بیشتر بوده، این می تواند مقدمه ای باشد بر تاریخ بدبختی حزب در ایران. تشکیلات احزاب هاشمی در شهرستان ها ضعیف بودند و در حزب جمهوری اسلامی که تشکیلات ملی داشتند، اختلافات در شهرستان ها بلای جان حزب شد، این هم نقطه دیگر آسیب شناسی احزاب در ایران است.

شیوه مدیریت اختلافات درونی حزب جمهوری اسلامی بر سر میرحسین موسوی، دوگانه سیاسی مذهبی درون جامعه روحانیت، شکاف و خروج برخی اصولگرایان از حزب اعتدال و توسعه و رفتارهای انتخاباتی دبیرکل کارگزاران نمونه های دیگری از ناتوانی و ناآشنایی سیاستمداران ایرانی با حزب است.

در مجموع حزب سازی در ایران، چیزی شبیه راه انداختن علم و هیات بوده، هرکس حس می کرده جمعی خوب سینه نمی زنند، بلندگوی هیات خراب است و یا سبک نوحه خوب نیست، یک هیات جدید راه انداخته است، نتیجه اینکه الان ۲۵۰۰ حزب ثبت شده داریم ولی یک حزب درست و حسابی نداریم. این آخری صرفا میراث هاشمی نیست، همه شریک فاجعه هستند. 

No responses yet

Jan 19 2017

وقتی که جانی ها بر سر تقصیر با هم دعوا می کنند: توضیح بادامچیان درباره خاطره مربوط به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,درگیری جناحی,سیاسی

پایش: در پی واکنش‌های گوناگون به بیان خاطره بیان شده درباره اسلحه اهدا شده از سوی مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به شاخه مسلحانه موتلفه اسلامی در سال ۱۳۴۳ و تکذیب این موضوع از سوی برخی افراد و انتشار فیلمی از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این خصوص، اسدالله بادامچیان طی یادداشتی توضیحاتی تکمیلی را در این خصوص بیان کرد.
به گزارش روابط عمومی حزب مؤتلفه اسلامی متن این یادداشت بدین شرح است:
«فوت ناگهانی مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، در ذهنیت عمومی و فضای سیاسی کشور تاثیری خاص و گسترده داشت. هدایت مدبرانه مقام معظم رهبری و سوابق آن مرحوم و تأکیدات مکرر او بر اصل ولایت فقیه و عشق به امام خامنه‌ای و هوشمندی مردم، هوای تازه‌ای در جامعه ایجاد کرد و وحدت امام و امت صفحه تازه‌ای را گشود که ان‌شاءالله از آن برای تعالی و اتحاد مردمی استفاده بهینه به عمل آید.
نکته‌ای که در مصاحبه‌ صبح فردای درگذشت ایشان گفتم – که یکی از اسلحه‌هایی که توسط شهید بخارایی و همرزمانش در عملیات اجرای حکم الهی علیه عامل به رسمیت بخشیدن کاپیتولاسیون نظامی مستشاران آمریکا در ایران یعنی حسنعلی منصور استفاده شد و حنجره خائنی که به مجتهد جامع‌الشرایط و مرجع تقلید اهانت می‌کرد را درید، تا آمریکا و مزدورانش بدانند سروکارشان با چه ملت شجاع و خداخواهی است، توسط آیت‌الله هاشمی در اختیار جهاد مسلحانه مؤتلفه اسلامی گذاشته شده بود – بازتاب گسترده‌ای در داخل و خارج داشت.
بدیهی بود لیبرال‌ها و غربزده‌ها که می‌خواستند آقای هاشمی را به نفع خود مصادره کنند از این اطلاع‌رسانی خوششان نیاید، لکن قرار ما با مرحوم آقای هاشمی این بود که تا ایشان در حیات هستند آن را نگوییم. (اگرچه در نقل قول خاطره از آیت‌الله انواری -که بدون اذن ایشان بود- این مطلب چند سال قبل مطرح شد و موجب بازتاب‌هایی هم گشت)
چند سال قبل عده‌ای از شورای مرکزی مؤتلفه اسلامی از جمله مرحوم عسگراولادی، مرحوم حاج حیدری و آقایان حبیبی و امانی و… به دیدار آقای هاشمی رفته بودیم. در آن دیدار صحبت از شهدای ۲۶ خرداد و جریان کاپیتولاسیون و اجرای حکم الهی مرجع تقلید بر منصور به میان آمد. مرحوم حاج حیدری گفت اسلحه‌اش را که شما داده بودید و آقای هاشمی با خنده گفت «اگر الان شما این را بگویید من تکذیب می‌کنم». و من گفتم تا شما زنده هستید آن را نخواهیم گفت.
اینک از دفتر مرحوم آیت‌الله هاشمی که این مطلب را تکذیب و از مرکز اسناد انقلاب اسلامی که خاطره‌گویی آن مرحوم را منتشر کرده است، تشکر دارم که موجب شدند اصل ماجرا را به عنوان همرزم آن شهیدان از آن روزگار برای ثبت در تاریخ و اطلاع ملت بزرگ ایران منتشر نمایم.
پس از کشتار بیرحمانه و قتل ‌عام واقعه ۱۵ خرداد ۴۲ و روزهای پس از آن و دستگیری امام و علماء در تهران و سراسر کشور اکثر مبارزان از جمله مؤتلفه اسلامی به این تحلیل رسیدند که دیگر بیانیه مراجع و علماء و تذکر و نصیحت و تظاهرات، نمی‌تواند بازدارنده رژیم طاغوت، از اجرای توطئه پلید براندازی اسلام در ایران باشد و نیاز به حرکت مسلحانه هست.
در فروردین ۴۳ که امام آزاد شدند و به قم آمدند موضوع جهاد مسلحانه و سازمان مسلح جهادی با امام مطرح شد. شهیدان بهشتی و عراقی، مرحوم آیت‌الله انواری و مرحوم آیت‌الله هاشمی از یارانی بودند که این موضوع را برای امام تحلیل کردند و مخصوصاً آقای هاشمی با توجه به اطلاعات در باره فلسطین و سازمانهای فلسطینی در این امر اصرار داشت.
ابتدا امام به مرحوم عسگراولادی فرمودند که دیگران هستند که این کارها را انجام دهند، شما به کارهای خودتان برسید. لکن پس از مدتی معلوم شد که آن دیگران نتوانسته‌اند و نمی‌توانند کاری بکنند و امام اجازه دادند سازمان جهاد مسلح مؤتلفه اسلامی تشکیل شود و شرط گذاشتند بشرط آنکه سلاح از جایی و کسی نگیرید یا بخرید یا بسازید. که شهید عراقی با مرحوم حاج عزیز اله ریخته‌گر و کمک‌ آقای حمید ایپکچی در صدد ساختن نارنجک‌های دستی برآمدند که تا زمان دستگیری موفق نشدند.
۷ اسلحه کمری هم خریداری شد و تمرین اسلحه برای اعضای جهاد مسلح نیز با نظارت شهیدان امانی و عراقی شروع شد و (سازمان مبارزه مثبت) که عنوان کار مسلحانه بود شکل گرفت و بعدا چند اسلحه به این تعداد اضافه شد، از جمله اسلحه ای که موضوع بحث است.
مرحوم آیت‌الله هاشمی با مرحوم «حاج ابوالفضل تولیت» در قم که فرد متمکن و مخالف رژیم شاه بود، ارتباطات گوناگونی داشت و کمک‌های مالی می‌گرفت. تولیت یک قبضه سلاح کمری نو داشت که آن را به آقای هاشمی داد و آقای هاشمی آن را به عراقی داد و عراقی خواست به حاج صادق امانی تحویل دهد که شهید امانی نپذیرفت و گفت امام فرموده‌اند که سلاح از کسی نگیرید؛ یا بخرید یا بسازید.
عراقی این مساله را به آقای هاشمی گفت و او خواست اسلحه را به تولیت برگرداند. تولیت گفت می‌فروشم و پولش را با آقای هاشمی حساب کرد، بنابراین اسلحه جزو اسلحه‌های گروه جهاد مسلح قرار گرفت.
در جریان دستگیری آقای هاشمی به علت همین ارتباطات، وی شدیداً شکنجه شد. ولی استوار و مقاوم ماند و اعتراف نکرد. شهید عراقی نیز با همه شکنجه شدید و کشیدن ناخن‌هایش، مقاومت کرد و گفت اسلحه را من داده‌ام اما آن را از نواب صفوی گرفته بودم. شهید عراقی خود نیز در خاطراتش به آن اشاره داشته است. در خاطرات ضبط شده از وی در پاریس و در شرایطی که نهضت هنوز پیروز نشده بود و بیان اسامی برای کسانی که در داخل ایران بودند، می توانست خطرساز شود و او تحفظ های آشکاری در بیان خاطرات دارد، پس از آنکه شرح می دهد چگونه پوسته تهیه شده برای ساخت نارنجک را به یک فرد فوت شده در ۶ ماه قبل، نسبت داده بود، درباره این سلاح نیز چنین می گوید «از اسلحه هایی که موجود بود، یک اسلحه اش آمد و به ما رسید، باز از ما خواستند که این اسلحه را از کجا آورده ای؟ ما در اینجا باز اسلحه را ربط دادیم به مرحوم نواب …» (ناگفته ها، خاطرات شهید مهدی عراقی، صفحه ۲۲۹)
در مصاحبه مرکز اسناد انقلاب اسلامی با مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی نیز، هم به آقای تولیت و هم اینکه شهید عراقی گفته اسلحه را از نواب گرفته، اشاره شده است و تأکید می‌کند که «این حرفها را هم نمی توان خیلی حقیقی تصور کرد، چون طبیعی است که کسانی که در این راه‌ها بودند، آن آدم واقعی را نگویند چراکه می‌خواستند ساواک را گمراه کنند». مرحوم هاشمی در این مصاحبه می‌گوید «اینها اسلحه داشتند، گروه مسلحی که در موتلفه شکل گرفت، بعدا تعداد زیادی اسلحه از اینها گرفتند و این طور نیست که بگوییم اینها همین یک اسلحه را داشتند و از یک فرد معینی گرفتند». مرحوم آقای هاشمی در پایان این مصاحبه نیز درباره اسلحه ای که با آن عملیات انجام شد تصریح می کند: «من واقعا نمی دانم این اسلحه ای را که استفاده کردند، از چه کسی گرفتند.»
مرحوم آیت‌الله هاشمی در باره فتوای مرحوم آیت‌الله العظمی میلانی در باره مهدورالدم بودن شاه و منصور نیز تکذیب می‌کند که وی فتوا را از آقای میلانی گرفته است.
این کاملاً صحیح است زیرا فتوا را مرحوم «حاج سید تقی خاموشی» و نیز «عباس مدرسی» که راهش را از مؤتلفه اسلامی جدا کرد از مرحوم میلانی دریافت کردند و متن فتوا را خاموشی بیان کرده است.
اما آقای هاشمی که کاملاً در جریان فتوا و جهاد مسلحانه مؤتلفه اسلامی بود و می‌دانست که در کنار فتوای شهیدان مطهری و بهشتی -که نمایندگان امام در شورای روحانیت موتلفه اسلامی بودند- آیت‌الله العظمی میلانی که مرجع تقلید با تقوا و سیاستمداری است آن فتوا را داده است. مرحوم آقای هاشمی در این مصاحبه تاکید می‌کند که «این کار بدون فتوا نبوده است»؛ وی در ادامه مصاحبه از چگونگی رضایت امام(ره) نسبت به این نوع فعالیت‌ها می‌گوید و اینکه یارانی که با ما کار می‌کردند بدون حکم شرعی اقدام به کاری مخصوصاً کشتن فردی نداشته‌اند. البته او از ماجراها با خبر بوده است، کما اینکه چند سال قبل در سالگرد شهید مطهری چنین گفته بود: «آیت‌الله مطهری در یک حرکت سری، فتوای ترور منصور را داده بودند و این خیلی سری بود. من هم آن روز [اول بهمن ۱۳۴۳، روز اجرای عملیات حکم حسنعلی منصور] به مدرسه مروی رفتم و قیافه آقای مطهری را دیدم. هیچ‌گاه از ایشان این خوشحالی و خنده‌های بی ‌اختیار را ندیده بودم، طوری که می‌دانست موفق بوده و کار اصیلی انجام شده است.» که این نشان دهنده اطلاع کامل ایشان در روز عملیات از موضوع است؛ لکن موقعیت خاص ایشان پس از انقلاب، مصالحی را ایجاب می‌کرد که در زمان حیاتشان برخی مطالب گفته نشود.
حالا که او در محضر پروردگار حاضر است بهتر است حقایق تاریخی از بیان راویان معدودی که باقی مانده‌اند و خود شاهد و حاضر یا مطلع هستندبیان گردد تا حق ایشان تضییع نشود.
غفرالله لنا و له

No responses yet

Jan 19 2017

نامه استاد میردامادی (دایی رهبر) به آیت‌الله خامنه‌ای: تا شیرازه مملکت از هم نپاشیده به نصیحت‌ها گوش کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :سیدحسین میردامادی، استاد بازنشسته الهیات دانشگاه فردوسی مشهد در نامه‌ای به رهبری با اشاره به رفتار آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت برای مرحوم آیت الله هاشمی و همچنین حذف عبارتی در نماز میت هشدار داده است: آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید. …

سیدحسین میردامادی، استاد بازنشسته الهیات دانشگاه فردوسی مشهد در نامه‌ای به رهبری با اشاره به رفتار آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت برای مرحوم آیت الله هاشمی و همچنین حذف عبارتی در نماز میت هشدار داده است: آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید.

به گزارش کلمه، این پژوهشگر که دایی آیت‌الله خامنه‌ای نیز می‌باشد با تاکید بر اینکه «هنوز زمان، کاملا از دست نرفته و از آفتاب رو به غروب عمر شاید رشحه‌ای باقی باشد» به خواهرزاده خود توصیه کرده است که محبت، مدارا و رعایت کرامت انسانی و وفا به «آیین وفا و مهربانی» را جایگزین خشونت، کین‌کِشی، مظلوم‌کُشی و انحصارطلبی کند.

سیدحسین میردامادی همچنین در نامه خود با اشاره به نصایح آیت‌الله هاشمی در آخرین نماز جمعه خود، از وی خواسته است تا دیر نشده به حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد که هر سه از چهره‌های دلسوز انقلاب و مورد تایید امام علیه‌الرحمه بوده‌اند، پایان دهید و دستور آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، روزنامه‌نگاران و هواداران حقوق بشر، از زن و مرد، پیر و جوان، را که احیانا منتقد شما بوده‌اند و در زندان‌های طویل‌المدت به سر می‌برند و برخی مادران اطفال خرد‌سال هستند، صادر کنید.

وی در پایان نیز نوشته است: از حکم حکومتی خود‌ استفاده کنید و به دادگاه‌های انقلاب و نظامی و انتظامی و دادگاه ویژه روحانیت دستور دهید که از صدور احکام خشن و بر خلاف رضای خدا‌، مانند حکم ۲۰ سال زندان برای آقای شیخ احمد منتظری به صِرف انتشار فایل صوتی سخنان دلسوزانه مرحوم آیت‌الله منتظری پس از درگذشت ایشان (که شما خوب می‌دانید که مجتهدی جامع‌الشرایط و فقیهی عالیقدر بودند)، قویا دوری گزینند.

متن این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسمه تعالی

هفته گذشته رویداد تکان‌دهنده‌ای در ایران به وقوع پیوست، و آن درگذشت یکی از ارکان عمدۀ انقلاب اسلامی ایران، زنده‌یاد آقای اکبر هاشمی رفسنجانی بود. رویدادی که نه تنها ایران را دچار شوکه کرد، که جهان را تحت‌تاثیر قرار داد. بی‌تردید مبارزات مرحوم هاشمی رفسنجانی در زمان شاه و خدمات ایشان به انقلاب و کشور عزیزمان ایران بر هیچ کس از مطلعان پوشیده نیست و این روزها از زبان دوست و دشمن، موافق و مخالف، زیاد گفته شده است که اینجا جای تکرار آن نیست.

با این همه، نکته‌ای که ذهن مرا مشغول ساخته اما به خاطر تقیّه و سانسور کمتر در مورد آن سخن گفته شده است، رفتار دوگانه نظام و رهبری قبل و پس از درگذشت این مرد بزرگ است. پرسش این‌جاست: چرا در مورد آقای هاشمی رفسنجانی که به یقین می‌توان ادعا کرد فرد دوم انقلاب بوده است، چنین رفتاری روا داشته شد که همه می‌دانیم و نیازی به تفصیل نیست؟ به ویژه آنکه، از نظر تاریخی، در رابطه با برکشیده شدن و ارتقای شخص آقای خامنه‌ای –چنان‌که این روزها کرارا از زبان مرحوم هاشمی در رسانه‌های ایران پخش شده است- این نکات در خور توجه است: فراخواندن آقای خامنه‌ای از مشهد به تهران در بدو انقلاب و ورود ایشان به شورای انقلاب و امام جمعه شدن وی البته با کمک و پیشنهاد آیت‌الله العظمی منتظری و سلسله مراتب پیشرفت آقای خامنه‌ای در مسؤلیت‌های کلان تا رسیدن به جانشینی حضرت امام‌(ره) همه و همه با تاییدات و حمایت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بوده است. ولی با این‌همه شاهد رفتار بی‌مهر و حذف آقای هاشمی از سوی نظام و رهبری بوده‌ایم، که اوج آن در ردصلاحیت آقای هاشمی بود، ردصلاحیتی که بدون دخالت و یا دست‌کم سکوت رهبر ممکن نبود.

باتوجه به اینکه آن مرحوم نسبت به آقای خامنه‌ای بارها و بارها اظهار عشق کرده بود و در عمل هم این واقعیت را به اثبات رسانید، گیرم که پس از وفات ایشان آقای خامنه‌ای گفته باشد من ۵۹ سال است با آقای رفسنجانی دوست بوده‌ام، با این که ما اختلاف دیدگاه‌هایی باهم داشتیم ولی اینها هیچگاه علاقۀ ایشان را نسبت به‌من کاهش نداد! ولی در عمل، ما ناظران بیرون از گود قدرت، این دوستی را یک‌سویه دیدیم. سؤال اساسی، حال، اینجاست که خودِ شما در قبال این‌همه حمایت‌ها و خدمات و علاقۀ آقای هاشمی رفسنجانی به نظام و رهبری چه رفتاری با ایشان داشتید؟ بگذارید برخی از این رفتارها را با هم مرور کنیم: حذف از امامت جمعه، کنارگذاشتن از ریاستِ خبرگان، ردصلاحیت در کاندیداتوری ریاست جمهوری سال ۹۲ که قطعا همه این موارد بدون اذن، اجازه و مشورت با رهبری و یا دست‌کم سکوت او صورت نگرفته است.

از این‌ها گذشته، در زمان حیات آقای هاشمی شاهد آزاد گذاشتن فضای رسانه‌های هتاک حکومتی و تریبون‌های نماز جمعه برای اهانت‌ها و هجمه‌ها و فشارها به ایشان بودیم. پس از وفات هم این بی‌مهری‌ها ادامه یافت، از جمله این که، بر آگاهان پوشیده نیست که مراتب علمی و تحصیلات حوزوی آقای هاشمی رفسنجانی بر آقای خامنه‌ای تفوق داشته (و یا دست‌کم مساوی بوده است)، و عنوان آیت الهی آقای هاشمی محرز بوده است (نشان به آن نشان که برخی از مراجع تقلید نزدیک به حکومت هم در پیام تسلیت از هاشمی به عنوان آیت‌الله یاد کردند)، با این حال می‌بینیم در بیانیه تسلیت رهبری از عنوان متضمّن تخفیفی مثل «حجه الاسلام» استفاده می‌شود که امروزه بر هر روحانی ساده منبر‌ی‌ و هر طلبه شرح لمعه‌خوانی هم تواند که اطلاق شود.

از همه مهم‌تر نماز میتی است که برای آن مرحوم خوانده می‌شود، از باب «اذکروا موتاکم بالخیر» (از درگذشتگان خود به نیکی یاد کنید)، خواندن این دعا که: «انا لانعلم منه الا خیرا» (ما جز خوبی از وی سراغ نداریم) در نماز میت مستحب است. اما دیدیم که حتی از قرائت این دعا هم برای درگذشته دریغ شد، گویا به خیر کثیر درگذشته هم اعتقادی نداشته‌اند، چنان‌که معاون فرهنگی قوه قضائیه هم، به خیال دفاع از رهبری افشای سرّ آشکار کرده و گفت که چون رهبری به خیر هاشمی اعتقاد نداشت، اگر این دعا را می‌خواند، کذب گفته بود!

در این مرحله، ذهن ناظران مستقل و منتقد بیرون از گود قدرت، به این واقعیت معطوف می‌شود که: همانگونه که در صحبت‌های رهبری مکرر نام خدا برده می‌شود و رضای خدا تکرار می‌شود، اگر با همۀ این تفاصیل بخواهیم از دایرۀ «حمل بر صحت» فراتر نرویم، آیا می‌توانیم در این برخوردها جایی برای خداوند و رضای او بیابیم؟ به قول لسان‌الغیب: «عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس / که وعظ بی‌عملان واجب است نشنیدن». اگر نبود آن تشییع میلیونی مردم، چه بسا دستگاه‌های تبلیغی نظام هم آن همه تجلیل نمی‌کرد از آن مرحوم.

برمی‌گردم به آن پرسش اولیه که چرا با این مرد محوری انقلاب، با این همه سوابق درخشان و کم نظیر‌، چنین رفتاری صورت می‌گیرد؟! برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بدانیم اصولا اختلاف دیدگاه‌های مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی با رهبری در چه مواردی خلاصه می‌شود؟ آیا آن آخرین نماز جمعۀ آقای رفسنجانی که نظام را به عطوفت و مدارا و «آیین وفا و مهربانی» نصیحت کرد و نیز مواضع ایشان مبنی بر درخواست رفع حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد و مطالبه ایشان در زمینه آزادی زندانیان سیاسی و روزنامه‌نگاران دربند که باشیوۀ کین‌کِشی و مظلوم‌کُشی نظام مغایرت داشت، موجب این اختلاف نبود؟ و یا اینکه مسئله محدود شدن دوره رهبری (مثلا ده‌ساله شدن آن) و شورایی‌شدن رهبری یا مخالفت هاشمی با کلمۀ «مطلقه‌» در ولایت فقیه موجب این اختلاف نبود؟

اما این برخوردهای حذفی، که سمّ مهلکی است در هاضمه انقلاب و اسیدی است پاشیده بر چهره انقلاب، دردا و دریغا که محدود به آقای هاشمی نمی‌شود. آقای خاتمی، «به رغم مدعیانی که منع عشق کنند»، با آرای بالایی رئیس جمهور شد و حتی رأی مرحلۀ دوم آقای خاتمی به مراتب از آرای مرحلۀ دوم ریاست جمهوری خودِ آقای خامنه‌ای بیشتر بود (حتی اگر نسبت افزایش جمعیت به تعداد رأی‌دهندگان را هم لحاظ کنیم). آقای خاتمی با خلق و خوی استثنایی خود هرگز شنیده نشد که به مخالفین داخلی و خارجی خود از حدِ ادب و احترام فراتر رود یا تندی کند و ناسزا گوید، به ویژه تا هم‌اکنون نسبت به شخص رهبر در نهایت احترام موضع‌گیری داشته و در زمان تصدی مسؤلیت که به طریق اولی پاس احترام رهبری را داشته است. حال، با توجه به محبوبیت داخلی و بین‌المللی مثال‌زدنی آقای خاتمی و حرکت‌های اثرگذار بین‌المللی او مانند طرح و بسط نظریه «گفت‌وگوی تمدن‌ها» و مخالفت با نظریه هانتینگون مبنی بر «برخورد تمدن‌ها»، که از آقای خاتمی ماندگار شد و دنیا را به تحسین واداشت و برای ایران و جمهوری اسلامی آبرو و اعتبار جهانی جمع کرد، چه شد که علیرغم همه اینها و دستور به رعایت کرامت انسانی که در اسلام تاکید شده است و بر خلاف قانون مسّلم، ایشان ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج و ممنوع از شرکت در تشییع شده است و چونان مجرمی تحت‌الحفظ و تحت نظر با ایشان رفتار می‌شود؟ و حتی در مراسم تشییع جنازه مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی، که همۀ آحاد مردم آزادانه در آن مشارکت گسترده‌ای داشتند، به ایشان اجازۀ مشارکت داده نمی‌شود و، از قرار مسموع، حتی وقتی حاج سید‌حسن آقای خمینی واسطه می‌شود که اجازه بدهند هنگام دفن در مرقد امام اجازه حضور آقای خاتمی داده شود، باز هم از بیت رهبری مانع می‌شوند؟ این از آن موقعیت‌های تراژیک و تناقض‌آلودی است که از یک‌سو به قولی «یضحک به الثکلی» (مادربچه مرده خند‌ه‌‌اش می‌گیرد)، و از سوی دیگر باید بر آن خون گریست.

در همۀ این رویّه‌های بدعت‌آمیز و خطرناک، آقای خامنه‌ای سکوت تأییدآمیز می‌کنند و مانع نمی‌شوند. در چنین وضعی، هزار «چرا؟» کم است از برای پرسیدن. آیا این بند و بست‌ها نه از آن رو است که آقای خاتمی برخوردار از محبوبیتی فراگیر است و مذاقی مستقل و مشیی منتقد دارد؟

در پایان خطاب به سید‌علی آقای خامنه‌ای عزیز برای چندمین بار به زبان خودمانی نصیحت می‌کنم که اگر نکنم حجت مسلم شرعی را فرونهاده‌ام و طیره (سبک‌سری) عقل را، که همانا «دم فروبستن به وقت گفتن» است، برای خود خریده‌ام: آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید. هنوز زمان، کاملا از دست نرفته و از آفتاب رو به غروب عمر شاید رشحه‌ای باقی باشد. محبت، مدارا و رعایت کرامت انسانی و وفا به «آیین وفا و مهربانی» را جایگزین خشونت، کین‌کِشی، مظلوم‌کُشی و انحصارطلبی کنید و به نصایح دوست پنجاه و نه ساله مرحوم‌‌تان جناب آیت‌الله فقید هاشمی رفسنجانی در آخرین نماز جمعه‌اش و بسا کسان دیگر از جمله نصیحت‌های خیرخواهانه این جانب در پایان عمرم گوش فرا بدهید که جز رضای حق و آمرزش الهی و مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران و عاقبت به خیری برای شخص شما هیچ انگیزۀ دیگری در این نصایح در میان نیست. به حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد که هر سه از چهره‌های دلسوز انقلاب و مورد تایید امام علیه‌الرحمه بوده‌اند، هر چه زودتر پایان دهید و دستور آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، روزنامه‌نگاران و هواداران حقوق بشر، از زن و مرد، پیر و جوان، را که احیانا منتقد شما بوده‌اند و در زندان‌های طویل‌المدت به سر می‌برند و برخی مادران اطفال خرد‌سال هستند، صادر کنید؛ زیرا که خود شما در دیدار با دانشجویان صریحا اذعان کردید که بر خلاف نظر من اظهار نظر کردن و به من انتقاد کردن ایرادی ندارد و جرم محسوب نمی‌شود. از حکم حکومتی خود‌ استفاده کنید و به دادگاه‌های انقلاب و نظامی و انتظامی و دادگاه ویژه روحانیت دستور دهید که از صدور احکام خشن و بر خلاف رضای خدا‌، مانند حکم ۲۰ سال زندان برای آقای شیخ احمد منتظری به صِرف انتشار فایل صوتی سخنان دلسوزانه مرحوم آیت‌الله منتظری پس از درگذشت ایشان (که شما خوب می‌دانید که مجتهدی جامع‌الشرایط و فقیهی عالیقدر بودند)، قویا دوری گزینند.

حضرت حق، عاقبت همه ما را، از حاکم گرفته تا محکوم، ختم به خیر گرداند و وطن کهن ایران را از بلایا دور نگه دارد و مسلمانان را به مسلمانیِ نیک توفیق دهد.

مشهد مقدس _ سیدحسین میردامادی ٢٩ دیماه ۱۳۹۵

No responses yet

Jan 18 2017

مردم و مرگ رفسنجانی – گزارش میدانی، تطهیر زوری و خیابان‌های پرخطر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: در رقابت علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی برای زنده ماندن پس از مرگ دیگری، در کمال ناباوریِ همگان بیمار مبتلا به سرطان پروستات موفق به شکست کسی شد که اسمش برای مردم ایران یادآور ثروت و قدرت بوده است. کسی که قرار بود بعد از مرگ رهبر بیمار جمهوری اسلامی از سیاست، تجربه، خاطرات و نفوذ خود برای انتخاب یک رهبر جدید استفاده کند و راه را برای اصلاحات سیاسی در ایران بگشاید در هنگام شنا در استخری در سعدآباد دچار سکته قلبی شد و پرونده پروژه‌هایی مانند “شورایی شدن رهبری”، “تغییر رهبری” و یا “انتخاب یک رهبر معتدل بعد از مرگ خامنه‌ای” که قرار بود توسط هاشمی رفسنجانی انجام شود، بدون هیچ نتیجه و دستاوردی، بسته شد.

در این گزارش میدانی، این پرسش هم طرح شده است که: برای چه در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی شرکت کرده‌اید؟

حالا سر همه چیز دعواست. رسانه‌های داخلی و طرفداران وی به جای صحبت درباره پست رهبری، بحث می‌کنند بر سر اینکه او حجت‌الاسلام بوده یا آیت‌الله‌، یکبار بر جسدش نماز میت خوانده شده یا دو بار، به مرگ طبیعی مرده است یا ترور بیولوژیک شده است‌، راس فتنه بوده است یا رفیق رهبر، از همه مهمتر اینکه مواضعش بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به جهت حفظ منافع شخصی و جناحی خودش بوده است یا اینکه تفکراتش در سالهای آخر عمر عوض شده و در حد فکر و نظر خودش سعی کرده است به منافع ملی و خواست مردم جامعه نزدیک‌تر شود.

یک “فعال اینترنتی” در این باره می‌گوید که بعید می‌داند فعالان سیاسی ایران پس از تجریه سال ۱۳۸۸ دیگر بتوانند بر سر مسئله واحدی به توافق جمعی و فراگیر بپردازند. “فعال اینترنتی” عنوانی است که خود بر خود نهاده و در توضیح آن می‌گوید از آنجایی که بعد از دوره زندانی بودن خود فعالیت خاصی ندارد و فقط به پخش و نشر اخبار و مطالب “مهم” در فیس بوک و تلگرام می‌پردازد، ترجیح می‌دهد به جای فعال سیاسی به خودش بگوید فعال رسانه‌ای یا فعال اینترنتی. او می‌گوید: «۸۸ که شد یک عده گفتند دیگر همه چیز تمام است و جمهوری اسلامی می‌رود. به قدری باور داشتند که تلاش نکردند با کسانی که مخالف بودند دیالوگ بر قرار کنند. از قبل انتخابات مسخره کردن و تحریک شروع شده بود و بعد از انتخابات به اوج رسید. دو سال گذشت و کم کم ورق برگشت. اینبار آن گروهی که مخالف بودند شروع کردند به تلافی. خیلی از دوستان قدیم من، امروز با هم دوست نیستند. منتظر ماجرایی مثل مرگ هاشمی هستند تا بیفتند به جان هم.»

حرف‌های این شهروند به گونه‌های دیگر از زبان دیگران نیز شنیده می‌شود. نگاهی کوتاه به استاتوس‌ها و پست‌‌های شبکه‌‌های اجتماعی و مجازی مستقیما تایید کننده این است که حجم بالایی از تولیدات کسانی که خود را صاحب نظر می‌دانند، حاوی متلک، ناسزا، تحقیر و کینه‌ورزی آشکار است. خوشبختانه مردم عادی کوچه و خیابان در مسائل سیاسی به قدر طیف‌های مختلف سیاسی فعال با یکدیگر به خصومت نمی‌پردازند.
“حیف شد، قرار بود برامون رهبر انتخاب کنه!”

جمعیت قابل توجهی از مردم در مقابل یک دستگاه خودپرداز صف کشیده‌اند. دو دستگاه دیگری که کنار این دستگاه قرار دارند پول‌شان تمام شده است. طبق معمول فحش‌هایی حواله بانک‌ها، حکومت، زمین و زمان می‌شود که “پول مردم را می‌گیرند اما موقع پس دادن بازی در می‌آورند.” ناگهان یکی با صدای بلند به همراهش می‌گوید: «علی؛ رفسنجانی مُرد! » همه سرها به طرف او می‌پرخد. چند نفری که جوان‌تر هستند موبایلهای هوشمند خود را بیرون می‌آورند تا وارد اینترنت شوند. یکی از حاضرین می‌گوید که سکته قلبی بوده و رد کرده است. یکی دیگر می‌گوید که آدم پولدار غم این چیزها را ندارد، پیوند می‌کند. پیرمردی با پوزخند و صدایی به شدت آهسته و محتاط می‌گوید:«اینجوری‌ها هم نیست. آخوند مریض نمیشه، آخوند سالم می‌مونه تا وقتی میره بیمارستان. وقتی رفت بیمارستان یعنی تمام شده! »

هر کس اخبار روی تلفنش را طوری می‌خواند که چند نفر دیگری هم بشنوند. یکی می‌گوید دامادش تایید کرده که مرده است و خانمی تقریبا میان‌سال می‌گوید: “حیف شد.” مردی تقریبا چهل ساله می‌پرسد:«چی حیف شد؟» خانم که گویا اولین بار است در یک جمع از او تقاضا می‌شود درباره مواضع سیاسی‌اش صحبت کند با کمی تردید و یک لبخند، کمی مِن‌مِن می‌کند و عاقبت می‌گوید: «خب قرار بود برامون رهبر انتخاب کنه» قبل از اینکه مرد سوال کننده صحبتی بکند نفر جلوی آن خانم بر می‌گردد و خطاب به او می‌گوید:«خانم چه دلی خوشی داری به خدا. مثلا می‌خواست چیکار کنه؟ » و بحث شروع می‌شود.
اصل، دزدی است

مردی که ظاهرش پنجاه ساله نشان می‌دهد و از همان ابتدا روشن می‌کند که علاقه‌ای به صحبت درباره هویت خودش ندارد بحث مفصلی را درباره حاکمان و مدیران دولتی آغاز می‌کند. از یک طرف نظرات خود را درست می‌داند و طوری نشان می‌دهد که از بیان آنها ترسی ندارد و از سوی دیگر در قسمتی از صحبت‌هایش صدای خود را تا جای ممکن پایین می‌آورد.

به عقیده این شهروند، مهمترین ملاک قضاوت درباره یک حاکم یا مسئول، حد آلودگی او به دزدی و فساد اقتصادی است. او معتقد است مادامی که فساد مالی وجود نداشته باشد، “می‌شود تحمل کرد.” از سوریه مثال می‌زند؛ اعتقاد دارد جنگیدن با فساد اقتصادی از جنگیدن با داعش مهمتر است و می‌گوید “کسی که پلیس می‌گذارد تا زن و بچه مردم را به خاطر مانتو و روسری بازداشت کند، چرا پلیس نمی‌گذارد برای پیگرد دزدی، برای بانک‌ها و…؟ ”

صحبت‌هایش بسیار مفصل است و در نهایت ورود می‌کند به مسئله هاشمی رفسنجانی: «بله این آقا علیه احمدی‌نژاد حرف زد ولی احمدی‌نژاد شروع کرد. اگر با او در نمی‌افتادند او دخالت نمی‌کرد. چرا برای خودش دردسر درست کند؟… حالا هر چه بگوئیم که نماز جمعه اینطوری شد و این حرف را زد ولی هیچ وقت نیامدند بگویند ما در اقتصاد مملکت داریم چکار می‌کنیم. شما فکر‌‌ می‌کنید اگر آتو دست کسی نداشت به آنها رحم می‌کرد؟”
آنها را تشویق کنیم مثل آدم زندگی کنند

یک خانم جوان و شاغل که از خودش به عنوان فردی غیر سیاسی یاد‌‌ می‌کند ضمن دفاع از شرکت در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی بر این عقیده است که حضور مردم در مراسمی “که در واقع به جز احترام چیز دیگری ندارد” به کسانی که در قدرت هستند نشان خواهد داد که با قرار گرفتن در کنار مردم “گناهانشان بخشیده خواهد شد”. این خانم معتقد است از آنچه که اکثر مسئولین دانه درشت، بسیار مسن هستند “ممکن است حداقل آخر عمری یک کار خوب بکنند”.

نظر مشابه این خانم، در بین دوست‌داران رفسنجانی و هم‌نسلان خودش رواج زیادی دارد، اما هرچه بر سن شهروندان افزوده می‌شود، نظر درباره رفسنجانی منفی‌تر می‌گردد.

دوران سیاه جنگ، اعدام‌های دهه شصت، خفقان سیاسی و اجتماعی، وضعیت بد اقتصادی، دستمزدهای پایین، گرانی و تورم شدید، بی توجهی به مسائل بهداشتی و درمانی، نبود آزادی‌های اجتماعی، انزوای سیاسی ایران، نبود شادی و سرگرمی در جامعه، رفتار بسیار بد پلیس و نیروهای امنیتی، قدرت‌گیری نهادهای نظامی در فعالیت اقتصادی، رواج رانت‌خواری و ویژه‌خواری، قتل‌های زنجیره‌ای و موارد پرشمار دیگر باعث شده است برای کسی که در دوران هاشمی مسئول سیر کردن شکم خانواده‌ای بوده، کودکی یا نوجوانی خود را سپری کرده است یا در آن دوران به فعالیت سیاسی و فرهنگی مشغول بوده است، هاشمی رفسنجانی لایق بخشش نباشد.

از خانمی که معتقد است باید مسئولین جمهوری اسلامی را تشویق کنیم تا مثل آدم زندگی کنند سوال‌‌ می‌کنم که آیا اطمینان دارد که شرکت در مراسم تشییع جنازه یا مجلس ختم چنین افرادی “به جز احترام چیز دیگری ندارد؟”؛ او پاسخ مشخصی به این سوال ندارد.
همه جا رفسنجانی

یک خانم ۲۷ ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که جزو افرادی است که از بیان عبارت “نمی‌دانم” ابایی ندارد ضمن اینکه خودش را به مسائل سیاسی بسیار علاقه‌مند نشان می‌دهد با صراحت می‌گوید که “برداشت مشخصی ندارم از اینکه شرکت در یک مراسم چه تاثیری روی سیاست دارد. ولی یک چیز جالب! چند کانال تلگرام بودند که من فکر‌‌ می‌کردم خارج ایران هستند و فکر‌‌ می‌کردم کلا مخالف نظام هستند ولی یکدفعه پست‌هایشان پر شد از عکس هاشمی و چند روز فقط درباره هاشمی مطلب گذاشتند. یکی از کانال‌ها کانال طنز و مطالب خنده‌دار‌‌ می‌گذارد، خیلی عضو دارد توی این ماجرا فهمیدم که آنطوری که فکر‌‌ می‌کردم نیستند. یک گروه سینمایی عضو هستم که تا حالا فقط درباره سینما مطلب گذاشته بودند. مثل این بود که به همه آنها تبلیغ مشترک داده باشند.»

یکی از کسانی که در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی شرکت کرده است با وجود دفاع از لزوم شرکت در این مراسم و خبررسانی پیرامون آن برای مقابله با سانسور صدا و سیما؛ معتقد است که حجم زیاد اخباری که به صورت تکراری روی پیام‌رسان‌های تلفن همران تولید و منتشر شده است به توجه افکار عمومی لطمه زده است: “در خانه صحبت‌‌ می‌کردم که پدرم با حالت بدی اعتراض کرد. تلفنش را نشانم داد. پشت سر هم خبر لحظه به لحظه از مراسم گذاشته بودند. پدرم اخبار دوست دارد. شاکی شده بود که چرا به جای خبر درست و حسابی اخبار بی‌اهمیت پخش‌‌ می‌کنند.” او به پاره‌ای واکنش‌ها هم اشاره‌‌ می‌کند: “پدرم به خاطر همین موضع آن دو کانالی را پا ک کرد که من به او معرفی کرده بودم و خیلی به اخبار آنها اعتماد داشت.”
پیروزی در انتخابات به قیمت جعل تاریخ

بخشی از فعالان سیاسی ایران معتقد هستند که دولت و طرفداران آن به منظور منحرف کردن افکار عمومی از ناکامی‌ها و مشکلات، عمدا اقدام به موج آفرینی کرده‌اند تا شرایط روانی لازم برای پیروزی مجدد حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو را به وجود بیاورند. آنها معتقد هستند که این اقدام غیر ضروری است و حسن روحانی را پیشاپیش پیروز انتخابات ریاست جمهوری می‌دانند. یکی از این فعالان سیاسی می‌گوید:‌”وقتی طرفداران دولت موقت را در مجلس کتک‌‌ می‌زدند هاشمی رئیس مجلس بود و‌‌ می‌خندید. در نماز جمعه طوری صحبت‌‌ می‌کرد که الان احمد خاتمی حرف‌‌ می‌زند. گذشته‌اش در دسترس است، مواضع بعد از ۸۸ او نیز مشخص است. در مورد برخی مسائل تغییر عقیده داده، ولی به کل عوض نشده است. من در انتخابات آینده اگر کسی بهتر از حسن روحانی وجود نداشته باشد به او رای می‌دهم، ولی به جد معتقد هستم که پیروزی یا شکست در یک انتخابات این ارزش را ندارد که اصول سیاسی زیر پا گذاشته شود. تاریخ را عوض کنیم؟ مگر با این تکنولوژی‌‌های جدید چنین چیزی ممکن است؟ تطهیر که زوری نمی‌شود.”

یک فعال سیاسی دیگر که از زندانیان سیاسی اعتراضات سال ۱۳۸۸ است ضمن هشدار نسبت به تبلیغات هیجانی می‌گوید: “برای اینکه رفسنجانی را محبوب کنند از اصول‌گرایان و فرماندهان سپاه مصاحبه گرفتند در حالی که فکر نمی‌کنند این آقای قاسم سلیمانی که در ستایش آقای رفسنجانی حرف می‌زند و تبدیل می‌شود به تیتر اصلی رسانه‌های اصلاح‌طلب، پس فردا چه خطراتی می‌تواند برای آزادی و دموکراسی ایجاد کند. همین الان با تبلیغات فراوانی که شده است از طریق تحریک احساسات ناسیونالیستی و مذهبی، از این آقا قهرمان درست کرده‌اند. فکر روزی باشیم که قاسم سلیمانی را از سوریه و عراق منتقل کنند به ایران. برای انتخابات؛ برای سرکوب.”
ترس و تقلید

روبه‌رو شدن با صداقت و شجاعت در جامعه خسته و در هم شکسته ایران، امیدبخش است. زنی ۲۸ ساله، دارای تحصیلات دانشگاهی و مجرد است. نیاز مالی ندارد. گاهی رمان می‌خواند و زیاد فیلم می‌بیند. ترس و تنفر او از تنهایی است ولی فعلا قصد ازدواج ندارد و معتقد است داشتن پارتنر، عاقلانه‌تر از داشتن یک همسر است. چند پست درباره مرگ هاشمی رفسنجانی روی اینستاگرام خود گذاشته است. چهار عبارت مهم در صحبتهای او وجود دارد:

− راستش را بخواهید دیدم همه دارند عکس هاشمی را‌‌ می‌گذارند، من هم گذاشتم.

− من که خودم حرفی درباره هاشمی نداشتم که بنویسم. از روی دو-سه تا گروه مطلب برداشتم و کمی تغییر دادم.

− اینترنت اینجوری است. یکی کاری انجام‌‌ می‌دهد و بقیه جوگیر‌‌ می‌شوند و همان کار را‌‌ می‌کنند. مرگ آقای هاشمی برای ما شبیه چالش بود.

− راستش اینقدر شلوغ کردند، من ترسیدم. آدم دست خودش که نیست.

از این خانم‌‌ می‌پرسم: “به نظر شما اگر هاشمی رفسنجانی تا بعد از مرگ خامنه‌ای زنده می‌ماند قادر بود در تعیین رهبر جدید ایران نقش موثری ایفا کند؟”

او جواب می‌دهد: “من نمی‌دونم. یه چیزی میگم قول بدید که مسخره نکنید. باشه؟ من فکر می‌کنم خامنه‌ای وصیت‌نامه می‌نویسه و نفر بعدی را خودش انتخاب می‌کنه.” و اضافه می‌کند: “دوستم قبل از مرگ هاشمی می‌گفت او نفوذ زیادی داره ولی به خاطر ترس از رهبر جرات نمی‌کنند علنی بگویند.‌‌ می‌گفت بعد از مردن رهبر، حرف او را گوش‌‌ می‌کنند. اما پدرم می‌گوید سپاه اجازه نمی‌دهد کسی کاری بکند و اگر رهبر بمیرد دیگر هیچکس نمی‌تواند جلوی سپاه را بگیرد.”
یاد تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸

یک شهروند لیسانسه که سه سال است برای قبولی در مقطع فوق لیسانس تلاش‌‌ می‌کند و در این مدت در زمینه‌ای متفاوت از رشته تحصیلی خود مشغول به کار است می‌گوید بیشترین جمعیتی که به چشم خودش دیده در روز ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ بوده است.‌‌ می‌گوید: “با اینکه از هاشمی خوشم نمی‌آید در مراسم شرکت کردم تا برای میرحسین موسوی شعار بدهم.” او معتقد است جمعیت حاضر در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی قابل قیاس با جمعیت معترضین در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ نبوده است.

برآورد‌‌ می‌شود بین ۲,۵ تا ۴,۵ میلیون نفر در راهپیمایی مردم تهران در روز ۲۵ خرداد شرکت کرده باشند. درباره تعداد شرکت کنندگان در تشییع هاشمی رفسنجانی ادعاهای مختلفی مطرح شده است و اعدادی بین ۳۰۰ هزار تا ۲,۵ میلیون اعلام شده است. معترضان سال ۱۳۸۸ که بار دیگر به بهانه تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی در خیابان‌های تهران حاضر شده‌اند معتقدند که تعداد حاضرین در اعتراض ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ بیش از هر مراسم دیگری بوده است که بعد از این سال اتفاق افتاده است.

خانمی خانه‌دار نیز ضمن یادآوری اعتراضات مردمی پس از تقلب حاکمیت در انتخابات سال ۱۳۸۸‌‌ می‌گوید که از هر فرصتی برای اعتراض باید استفاده کرد: “نمی دانید چه حالی داشتم وقتی بعد چند سال دوباره به خیابان رفتم و شعار دادم. کاش بقیه هم بیایند و ۲۲ بهمن دوباره شروع کنیم.”

با انتشار اخبار و فیلم‌های اعتراضات صورت گرفته در مراسم تشییع جنازه رفسنجانی، تعداد زیادی از فعالان جنبش سبز و دیگر مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی وسوسه شده‌اند تا کار نیمه تمامی را تمام کنند. به نظر می‌رسد علی خامنه‌ای با صدور دستور لازم برای دفن هاشمی رفسنجانی در مرقد روح‌الله خمینی، پیشاپیش خطر مراسم چهلم و سال‌مرگ‌های هاشمی رفسنجانی را خنثی کرده است اما خیابان‌های ایران همچنان برای نظامی که نمی‌خواهد به حقوق مردم و خواست جامعه تن بدهد همواره یک خطر بالقوه باقی خواهد ماند.

No responses yet

Jan 17 2017

ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی رقیب روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

اسپوتنیک: او حراف نيست و حتي در اين اواخر، برابر برخي انتقادات تند نيز حاضر به سخنراني نشد و به ميدان مواجهه نيامد. از همه مهم‌تر، اگر كانديدا شود، گروه يا افرادِ موثري ميان اصولگريان وجود ندارد كه دهان به انتقاد و شكوايه و ان‌قلت باز كنند. به گزارش اسپوتنیک به نقل از سرویس سیاسی جام نیـوز- یکی از نامزدهای اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی است. این روزنامه نوشت: سيد ابراهيم رييسي، همچون «حسن روحاني» لباس روحانيت مي‌پوشد و به كلامِ آخوندي اشراف دارد؛ درس‌آموخته مكتب مدرسه حقاني. يك گام از روحاني جلوتر است؛ چرا كه سيد است و سياسيون سيد بودن را با توجه به شيعي بودن ايرانيان، بر افزايش راي و هواداري آنان موثر مي‌دانند. همچنين رييسي با برگزيده شدن به عنوان توليت آستان قدس رضوي توانسته به اقشار پايين جامعه در مشهد توجه كند و تصاويري از او و خانه‌ها و زندگي‌هاي سخت منتشر شده است. پس مي‌تواند معترضي باشد به وضعيت اقتصادي دولت كنوني و راهي بيابد جهت جلب آراي طبقات محروم. از ديگر سو، سابقه‌اي دارد در بطن نهادهاي امنيتي و قضايي كشور (دادستان ويژه روحانيت، دادستان كل كشور، معاون اول قوه قضاييه، رييس سازمان بازرسي كل كشور، دادستان تهران و…) كه او را برابر حسن روحاني نگه مي‌دارد و ضعفي نخواهد داشت. آنچنان‌كه روحاني هم امروز در رقابت و جدال با همقطاران اوست. ميان هسته مركزي قدرت هم هواداراني دارد كه اين روابط به گونه‌اي است، شايد لازم باشد آنان به او بگويند، به ميدان انتخابات بيايد يا خير؟ او حراف نيست و حتي در اين اواخر، برابر برخي انتقادات تند نيز حاضر به سخنراني نشد و به ميدان مواجهه نيامد. از همه مهم‌تر، اگر كانديدا شود، گروه يا افرادِ موثري ميان اصولگريان وجود ندارد كه دهان به انتقاد و شكوايه و ان‌قلت باز كنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .