اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Oct 12 2018

ارتجاع سرخ و سیاه یعنی چه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: چندی پیش، در میانه‌های ماه سپتامبر سال ۲۰۱۸ گروهی از جوانان برانداز، موجودیت شبکه فرشگرد را در بیانیه‌ای اعلام کردند. در این بیانیه، فرشگرد به عنوان شبکه‌ای برای براندازی معرفی شده است و همه براندازانی که به اصول برشمرده در آن پایبند باشند، می‌توانند با تشکیل حلقه‌ها و شبکه‌های محلی، پروژه‌های‌ خود را در راستای براندازی مستقلاً تعریف کنند. همچنین این حلقه‌های محلی می‌توانند با فرشگرد در ارتباط باشند و از پوشش آن در راستای گسترش و تبلیغ پروژه‌های خود برخوردار شوند یا با آن همفکری کنند.

یکی از اصول ششگانه‌ای که در بیانیه فرشگرد آمده چنین است: «ما با اسلام سیاسی و ایدئولوژی‌های کمونیستی (ارتجاع سرخ و سیاه) مرزبندی مشخص داریم و معتقدیم این ایدئولوژی‌ها، در گذشته، حال و آینده ایران، زیانبار و ویرانگر بوده‌اند و خواهند بود».

البته تعبیر «ارتجاع سرخ و سیاه» در سپهر سیاسی ایران، سخن تازه‌ای نیست و بیش از ۵۰ سال پیش، محمدرضا شاه فقید آن را برای اجماعی از نیروهای کمونیست و اسلامگرا که بعدها به نیروی محرک و ستون اصلی انقلاب سال ۵۷ تبدیل شدند به کار برده بود. همچنین در سطح جهانی نیز همبستگی گاه سیستماتیک نیروهای چپ غرب‌ستیز (بازماندگان کمونیسم دوران جنگ سرد همچون کوبا و کره شمالی یا سوسیالیسم قرن بیست و یکمی همچون ونزوئلا) با اسلامگرایان به این تعبیر، واقعیت امروزین بخشیده است.

مفهوم «ارتجاع سیاه» چندان آشکار است که نیازی به توضیح ندارد؛ کمابیش همه مردم ایران مفهوم حکومت دین‌سالار (تئوکراتیک) اسلامگرا را در چهل سال گذشته با گوشت و خون احساس کرده‌اند. ارتجاع سیاه به معنای هر گروه یا اندیشه سیاسی (چه درون نظام جمهوری اسلامی، چه خارج آن) است که همچنان در پی آمیختن دین و حکومت باشد و از اصول سکولاریسم[1] تخطی کند. بدیهی است که فعالان سیاسی و سیاستمداران اگر باورهای دینی خود را به زندگی شخصی محدود کنند، دینداری‌شان با سکولاریسم منافاتی ندارد و مشمول «ارتجاع سیاه» نمی‌شود. پس در بقیه این یادداشت به «ارتجاع سرخ» می‌پردازم.

مفهوم «ارتجاع سرخ» نیاز به واکاوی بیشتری دارد. بی‌گمان این مفهوم هرگز به معنای همه طیف چپ سیاسی-اقتصادی نبوده و نیست. فرشگرد سازمانی ویژه طیف راست سیاسی-اقتصادی نیست و هرگز نخواسته که با همه فعالان چپ از همه طیف‌ها مرزبندی داشته باشد و از آنان اعلام برائت کند. به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، بایسته می‌دانم که برداشت خود را از مفهوم ارتجاع سرخ شرح دهم، با این توضیح که این تنها برداشت شخصی من است، و نه لزوماً موضع رسمی فرشگرد.

امروزه در دموکراسی‌های پیشرفته غربی، ارزش‌ها و مفاهیم پایه‌ای لیبرالیسم که خود برآمده از خردگرایی دوران روشنگری است از سوی هر دو طیف راست و چپ میانه (سوسیال دموکرات، نه احزاب کمونیستی) پذیرفته شده‌اند. از جمله این ارزش‌ها و مفاهیم، چنین مواردی را می‌توان برشمرد: حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی عقیده و سکولاریسم، هویت ملی و تمامیت ارضی کشورها، حقوق مالکیت از جمله مالکیت معنوی، کلیت اقتصاد و بازار آزاد (به همراه نظارت دولت بر آن که درباره حد و مرزش جای بحث است) … البته در اسکاندیناوی یا اروپای غربی یا آمریکای شمالی، هنوز احزاب کمونیستی یا چپ/سوسیالیست تندرو هستند که چنین مفاهیم پایه‌ای را قبول ندارند و این احزاب در فعالیت سیاسی نیز آزادند، لکن عملاً وزن چندانی در صحنه سیاسی ندارند.

فراتر از این مفاهیم پایه‌ای، در دموکراسی‌های پیشرفته، بین طیف راست میانه و چپ میانه اختلاف نظرهایی درباره جزییات سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. اما این اختلاف نظرها، هرچند که تا اندازه‌ای ماهیت ایدئولوژیک داشته باشد، تا حد ممکن به مباحث فنی و تخصصی در اقتصاد یا علوم اجتماعی کاسته شده است. مثلاً اینکه چه میزان مالیات بر درآمد هم عادلانه است و هم مانع از رشد اقتصاد نمی‌شود، یا نظام مالیات تا چه اندازه باید پلکانی[2] باشد، یا کمک به بیکاران بهتر است تا چه میزان و زمان و روشی باشد … به صورت کلی و سرانگشتی می‌توان گفت که احزاب چپ/سوسیال دموکرات هوادار مالیات بیشتر (عمدتاً از صاحبان درآمد بالاتر) و خدمات اجتماعی-آموزشی-بهداشتی بیشتر و در نتیجه دولت بزرگتر هستند. هواداران راست میانه عمدتاً هوادار مالیات کمتر، دولت کوچکتر و ریخت و پاش کمتر، و کسب و کارهای خصوصی شکوفاتر می‌باشند.

در اینجا قصد ندارم وارد جزئیات اختلاف نظر میان راست و چپ میانه در دموکراسی‌های پیشرفته شوم. موضوع سخنم این نیست. خودم از دیدگاه اقتصاد، در طیف راست میانه قرار می‌گیرم. پس طبیعتاً در زمینه اقتصاد با چپ سوسیال دموکرات اختلاف نظر دارم. دوست دارم در «ایران آزاد فردا» و در «فردای براندازی» با سوسیال دموکرات‌ها رقابت دموکراتیک داشته باشم و هر یک بکوشیم رأی و نظر مردم را به سوی خود جلب کنیم. اما هرگز و هرگز چپ سوسیال دموکرات را مصداق ارتجاع سرخ نمی‌دانم. برای مثال از شخصیت‌های تاریخی ما، شادروان بختیار تا پایان عمر یک سوسیال دموکرات بود. چگونه و با کدام عقل سلیم می‌توان او را پاره‌ای از ارتجاع سرخ دانست؟

خوشبختانه در فرشگرد ما هم افرادی از طیف راست میانه داریم و هم چپ میانه (سوسیال دموکرات). اصولاً فرشگرد حزب سیاسی نیست که سیاست اقتصادی چپ یا راست داشته باشد. فرشگرد شبکه‌ای برای براندازی است. وانگهی، وقتی ایران در اشغال «فرقه تبهكار» است، جای بحث در جزئیات اقتصادی چپ و راست نیست. اولویت نخست آزادی ایران اشغالی است. در فردای براندازی، از اعضای فرشگرد به همراه بسیاری دیگر از هموطنان، شاید دو یا سه یا چند حزب سیاسی چپ و راست دربیاید که با هم رقابت دموکراتیک کنند. در آن زمان من قطعاً در حزب راست میانه (از نظر اقتصادی) خواهم بود و از تخصصم در این راستا بهره خواهم جست.

اینک شاید بپرسید که پس مصداق ارتجاع سرخ و سیاه که در بیانیه فرشگرد آمده، کدام گروه‌ها و گرایش‌های سیاسی هستند؟ فهرست کردن گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی در این نوشته نه شایسته است و نه به درک مطلب کمکی می‌کند چرا که با پیدایش هر گروه تازه‌ای باید فهرست را تکمیل کرد. پس به جای آن، چهار نشانه سرانگشتی از ارتجاع سرخ و سیاه را اینجا فهرست می‌کنم. شخصیت‌ها یا گروه‌‌هایی که همه یا بیشتر این نشانه‌ها را داشته باشند، به احتمال بالا مصداق ارتجاع سرخ و سیاه هستند:

۱. دشمنی با شخصیت‌ها و نمادهای ملی ایران[3]: بخشی از چپ ایرانی تحت تأثیر دیدگاه‌های مارکسیستی-لنینیستی، از آغاز پیدایش با مفهوم وحدت ملی و ملت ایران مشکل داشته است. القای اینکه ایران کشوری چند-ملیتی است (نه مجموعه‌ای از شهروندان از اقوام و زبان‌ها و رسوم گوناگون که هر یک باید حقوق و احترام خود را داشته باشد) یکی از مهم‌ترین آموزه‌های ارتجاع سرخ بوده است؛ نتیجه عملیش هم چیزی جز ایجاد اختلافات قومی و فرقه‌سازی و گاه تشکیل جمهوری‌های خودخوانده و جعلی همچون جمهوری گیلان و مهاباد و غیره نبوده است. بدیهی است که در یک کشور، آن هم کشوری با قدرت و قدمت ایران، نمی‌توان از چند ملت سخن گفت و انتظار شکوفایی و وحدت ملی داشت. برعکس، چپ سوسیال دموکرات (برای مثال شادروان بختیار) عمدتاً دیدگاهی ملی دارد و می‌داند که بدون کمینه‌ای از وحدت ملی، نه پیشرفت اقتصادی ممکن است، نه عدالت اجتماعی.

۲. غرب‌ستیزی و آمریکاستیزی: در سیاست خارجی، ارتجاع سرخ و سیاه به جای آنکه در پی بهینه و بیشینه کردن منافع ملی ایران باشد، با دیدی ایدئولوژیک در پی آن است که از موقعیت و منابع و ثروت‌های ملت ایران استفاده کند تا هرچه بیشتر به اهداف ایدئولوژیک خود همچون شکست غرب و امپریالیسم و آمریکا نزدیک شود. درست همچون انگلی که به بدن میزبان بیافتد و از خون میزبان برای تکثیر خود بهره بجوید، ارتجاع سرخ و سیاه نیز رمق مردم ایران می‌مکد تا با آمریکا و غرب درافتد.

۳. اسرائیل‌ستیزی: در بسیاری از اقوام بدوی و باستانی، رسمی بود که هرگاه بزرگان قبیله احساس می‌کردند آن قوم مورد خشم خدایان قرار گرفته، جانوری (معمولاً بزی) را نشان کرده و آن را قربانی می‌نمودند تا با پیشکش قربانی به درگاه خدایان، قضا و بلای الهی از قبیله دست بردارد. به عبارتی آن بز حامل گناهان قبیله می‌شد تا با سر بریدنش گناهان قبیله پاک شود. اصطلاح scapegoat در زبان انگلیسی از همین رسم بدوی آمده است. برای ارتجاع سرخ و سیاه نیز اسرائیل نقش همان بز قربانی را دارد. هر بدی و زشتی را- بویژه در خاورمیانه از آن می‌بینند. دشمنی غیرمنطقی با ماهیت و کل موجودیت اسرائیل از همین دیدگاه برمی‌آید. بدیهی است که این سخن بدین معنا نیست که هر مخالفت معقولی با برخی سیاست‌های دولت اسرائیل به معنای پیروی از ارتجاع سرخ و سیاه است.

۴. دشمنی با بازار و اقتصاد آزاد: تحت تأثیر آموزه‌های کمونیستی مارکس و لنین، گروه‌هایی از چپ‌ها بر این باورند که ذات اغلب معاملات و دادوستدها در بازار آزاد بر پایه بهره‌کشی و استثمار است، چه دادوستد کالا باشد، چه خدمات یا نیروی کار. مثلاً اگر کسی کارگری را استخدام می‌کند، به صرف این استخدام، کارفرما از کارگر سوءاستفاده کرده و نیروی کار او را دزدیده است. نتیجه چنین برداشت سطحی و خامی به اقتصاد آن می‌شود که ارتجاع سرخ خواهان از میان بردن بازار آزاد و دادوستد آزادانه نیروی کار و کالا و خدمات و سرمایه است. و راه پیشرفت جامعه را در آن می‌داند که حکومت توزیع اغلب کالاها را در دست داشته باشد و همچنین بیشتر مردم برای دولت کار کنند (نمونه: کشورهای کمونیستی کنونی و پیشین یا نظام سوسیالیستی ونزوئلا). در مقابل، چپ سوسیال دموکرات وجود بازار آزاد را به عنوان نهادی نسبتاً کارآمد و سودمند می‌پذیرد، اما بر این باور است که جامعه باید با تشکیل اتحادیه‌های کارگری و همچنین نهادهای نظارتی regulatory دولتی بر سازوکار بازار آزاد نظارت کند.

نظرات طرح شده در این یادداشت بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.
شروان فشندی، کارشناس اقتصاد و مشاور بانکداری است. آقای فشندی تأکید کرده که محتوای این مقاله نظرات شخصی نویسنده است و به هیچ عنوان بازتاب‌دهنده کارفرمایان کنونی یا پیشین او نیست. او همچنین تأکید کرده که در این یادداشت، به عنوان یکی از امضاکنندگان بیانیه فرشگرد، تنها برداشت شخصی خود را شرح داده و به هیچ عنوان سخنگوی فرشگرد نیست، و این یادداشت نباید موضع رسمی فرشگرد تلقی شود.
پانویس‌ها:

[1] سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت است، نه دینستیزی یا دین-زدایی. در نظام سکولار، حکومت هیچ دینی را بر باورها/دینهای دیگر برتری نمی دهد و برایش امتیاز ویژه ای فراهم نمی آورد.

[2] مالیات پلکانی یا تصاعدی progressive ساختاری از مالیات است که شخص هرچه درآمد بیشتری داشته باشد، درصد مالیات بیشتری باید پرداخت کند

[3] شخصیتها و نمادهایی همچون کورش، فردوسی، شاهنامه، پرچم شیروخورشید

No responses yet

Oct 12 2018

عرب و عجم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

عبدی کلانتری:
| چاپ اول: ۱۱ اسفند ۱۳۸۵، رادیو زمانه |
| فصل دوم از کتاب آیا اسلام می‌تواند غیرسیاسی شود؟ نوشته‌ی عبدی کلانتری |
«عرب و عجم» عنوان فصل چهارم کتاب «مطالعات اسلامی»، نوشته‌ی اسلام شناس برجسته‌ی مجارستانی ـ آلمانی ایگناتس گلدتسیهر است. این اثر کلاسیک نخستین بار به زبان آلمانی در سال ۱۸۸۹ منتشرشد و ترجمه‌ی انگلیسی آن در دو جلد در سال ۱۹۶۶ به چاپ رسید. چند ماه پیش چاپ تازه ای از آن به همراه پیشگفتار بلندی به قلم محقق ایرانی مقیم نیویورک حمید دباشی در آمریکا منتشر شد.
اسلام شناسی تاریخی: ستون اصلی اسلام شناسيِ مدرن
ایگناتس گلدتسیهر (۱۸۵۰-۱۹۲۱) از مهمترین اسلام شناسان مکتب شرق شناسی آلمانی است که درکنار شرق شناسان بزرگی چون یوزف شاخت، جولیوس ولهاوزن، آگوست فیشر، و تئودور نولدکه، اسلام شناسی تاریخی را پایه ریختند. تحقیقات آنها تا این زمان از معتبرترین و مهمترین منابع شناخت دین اسلام است. در کشور ما متأسفانه مکتب فرانسوی لوئی ماسینیون و‌هانری کوربن و شیفتگی به حکمت یا تئوسوفی، اسلام شناسی تاریخی را تحت الشعاع قرار داد، به نحوی که هنوز بسیاری از منابع این رشته توسط مترجمان توانا و بی طرف به فارسی ترجمه نشده اند.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی عرب
دین اسلام در تقابل نخستین خود با طایفه‌های قدرت‌مند عرب و برتری طلبی اشراف منشانه‌ی آنها، اصل برابريِ همه‌ی انسانها را توصیه کرد. اما طبق نظر گلدتسیهر، این اصل «تا مدت‌های مدید هرگز در آگاهی اعراب رخنه نکرد و همواره در رفتار روزمره‌ی آنها نادیده گرفته می‌شد.» (بخش ۱۰۱ مطالعات اسلامی) به هنگام ظهور اسلام، فخر نژادی و قومی‌عرب وجه غالب برخوردهای نظامی و فرهنگی آنها با اقوام غیر غرب بود. بردگان غیرعرب و غیر مسلمان، حتا نومسلمانان غیر عرب (موالی)، به دیده‌ی تبعیض و تحقیر نگریسته می‌شدند. چنین برخوردی نمی‌توانست با مشکل مواجه نشود زیرا با گسترش هرچه بیشتر اسلام، سرآمدان دیوانی و فرهنگی غیرعرب، به ویژه ایرانیان، اهمیتی روزافزون می‌یافتند. بقای فرهنگيِ دینی بدوی و قبیله ای، ایجاب می‌کرد که نومسلمانان یا موالی و فرزندان کنیزانی که به تصاحب مسلمانان مهاجم در می‌آمدند، از همان منزلت اجتماعيِ مسلمان عرب بهره‌مند شوند.

روی جلد
ضرورت دوام سیاسی اسلامِ پیروزمند، ایجاب می‌کرد که اصل تساوی همه‌ی مسلمانان، بدون توجه به اصالت نژادی آنها، از سوی رهبران دین تبلیغ شود. در گفته‌های پیامبر، از جمله در خطابه‌ی حج، خطاب به بنی قریش آمده که همه‌ی انسانها فرزند حضرت آدم اند و از خاک برآمده اند و فخر فروشی به تبار اشرافی، در جاهلیت، نزد الله مذموم است. در قرآن نیز همین نکته آمده است: «ای مردم، ما شما را از نر و ماده بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هرآینه گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (سوره‌ی ۴۹، آیه‌ی ۱۳)
اما گلدتسیهر میان نکوهش فخرفروشی به تبار اشرافی در میان خود اعراب، و اصل «برابری عرب و غیر عرب»، تفاوت قائل است. در کتاب «مطالعات اسلامی»، گلدتسیهر دخالت شعوبی در تولید احادیث و متون مرجع را در سالهای پس از مرگ پیامبر، در جهت استقرار اصل برابری موالی با مسلمانان عرب، مستند می‌کند. برای نمونه، در متنی که پس از مرگ پیامبر به نام وصیت محمد از گفته‌های پراکنده‌ی او تدوین شد (بر اساس منابع اولیه‌ی البخاری، ابوداوود، ترمذی و دیگران) ــ و فرقه‌ی شیعی آن را به نام وصیت محمد به علی می‌شناسد ــ جمله ای بعدها اضافه شده که می‌گوید: «عرب هیچ امتیازی بر غیر عرب ندارد مگر به جهت خوف از خدا.» (بخش‌های ۷۱ و ۷۲ مطالعات اسلامی)
همچنین، در تفسیر سوره‌ی الجمعه (۶۳: ۲) که «پیش بینی می‌کند» اقوام دیگری در آینده به اسلام خواهند پیوست («اوست خدایی که به میان مردمی بی کتاب پیامبری از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و کتاب و حکمت شا ن بیاموزد، اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند، و برگروهی دیگر که هنوز به آنها نپیوسته اند.»)، این داستان ابداع شده که به هنگام نزول این سوره، سلمان فارسی حاضر بوده و پیامبر دست بر شانه‌ی او گذاشته و گفته است که این مردم (یعنی ایرانیان) به اعتقاد آسمانی دست خواهند یافت. (بخش ۱۱۷، مطالعات اسلامی)
اصل برابری، باعث نشد که در تهاجم به ایران و به اسارت درآوردن ایرانیان، چیزی از برتری طلبی نژاديِ اعراب کاسته شود. اگر مادر یکی از موالی، کنیزی هنوز آزاد نشده می‌بود، آن مولا حق دفاع از حیثیت قبیله را نداشت و قادر نبود وظایف «مروت» را به انجام برساند. در تفسیر آیه‌ی سوم سوره‌ی «النساء»، گفته می‌شود پیامبر اسلام سعی در جبران این رفتار کرده و میان زن عرب و کنیز تفاوتی قائل نشده است (عبارت «یا هرچه مالک آن شوید» در : «اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو، و سه سه، و چهار چهار، به نکاح در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نگردید.» ) به گفته‌ی گلدتسیهر «تنفر ملی [نسبت به ایرانیان] که پیش از اسلام آغاز شده بود سپس با شرایط و روابط تولید شده در اسلام، تشدید گردید.» (بخش ۱۰۴ مطالعات اسلامی). محقق آلمانی آلفرد کریمر کتاب مستقلی در شرح روابط سلسله مراتبی میان اعراب و موالی غیر عرب، پس از پیروزی‌های اسلام، تألیف کرده است (همانجا).
صفت «مولا» و جمع آن «موالی» به نومسلمانان غیرعرب اطلاق می‌شد. گلدتسیهر ریشه‌های تاریخی این لغت و تحولات تدریجی در معنای آن، و سپس مقایسه حقوق و وظایف موالی با مسلمانان عرب، را با جزییات کامل توضیح می‌دهد (بخشهای ۱۰۵ تا ۱۱۷، مطالعات اسلامی). تحول از اسیرِ جنگی به برده‌ی قبیله، سپس به برده‌ی آزاد شده و سرانجام ادغام در قبیله‌ی عرب، شجره نامه‌ی اکثر موالی بود. کشورگشایی‌های رو به گسترش اسلام ایجاب می‌کرد که مقام اجتماعی و حقوقی موالی به تدریج تثبیت شود.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی ایرانی
در میان قبایل عرب، باسوادان به طور غالب یهودیان و مسیحیان بودند که در مدارس تدریس می‌کردند. به جز بخش کوچکی از زبدگان عرب که به هنر شاعری می‌پرداختند و آن عده که با ایرانیان و یونانیان در تماس بودند، مردمان قبایل عرب از خواندن و نوشتن بی بهره بودند. در غزوه‌ی بدر، زندانیان جنگی که دارای سواد بودند، در مواردی با آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان، آزادی خود را بازخرید می‌کردند(بخش‌های ۱۱۰ و ۱۱۱و ۱۱۲).
با توجه به برتری فکری و فرهنگی ایرانیان به هنگام شکست، آنها پیشرفت خود را در علوم زمان و زبان عربی، تبدیل به حربه ای علیه برتری طلبی و رشک قبایل عرب کردند . بالا آمدن تدریجی آنها در دستگاه دیوانيِ امپراتوری اسلامی، خود باعث بروز برتری طلبی نژادی ایرانی و تفاخر به شجره‌ی دهگان (الدهاقین بالکبار) نزد آنها شد. اوج نفوذ ایرانیان، در دستگاه عباسیان بود که خاندان شان با همت و کمک ایرانیان مسلمان شده‌ی مخالف با اشرافیتِ نژادگرای بنی امیه، بر سرکار آمده بود.
گلدتسیهر می‌نویسد: «در حکومت اسلام، عربی شدنِ عناصر غیرعرب و مشارکت آنها در فعالیت‌ها و پژوهش‌های علمی جامعه‌ی مسلمان، با چنان سرعتی پیشرفت کرد که در تاریخ فکری بشریت نمونه‌های مشابه آن به دشواری یافت می‌شود . . . نَسَب بسیاری از سرشناس ترین مسلمانان صدر اسلام به زندانیان جنگی ایرانی می‌رسد.» (بخش ۱۱۴ مطالعات اسلامی). ابن اسحاق، که یکی از منابع اصلی زندگی نامه‌ی پیامبر و شروع نهضت اسلامی را فراهم کرده، خود نواده‌ی یک زندانی جنگی بوده است.
شعوبیه : بیداری و مقاومت ایرانی / یا فروختن روح خودی به متجاوز؟
شعوبیه یا «اهل تسویه»، نهضتی بود خواهان برابری عرب و غیرعرب در سرزمین‌های تسخیرشده به دست اسلام. گلدتسیهر اعتقاد دارد شعوبیه در وهله‌ی اول گروهی از مؤلفان و پژوهشگران بودند و نه جمعیتی شورشی از عوام. (بخش ۱۴۷). اوج نفوذ و اهمیت شعوبیه در سده‌های دوم و سوم هجری بود که برابری عرب و عجم را پرچم مبارزه‌ی خود قرار داد. حتا در مواردی از این نیز فراتر رفته برتری نژاد ایرانی را بر عرب تبلیغ کرد. یک نویسنده‌ی همان عصر (جاحظ، کتاب البیان) می‌نویسد خاندان اموی عرب بود اما عباسیان عجم یا خراسانی بودند. وزرا و دیوانیان دربار عباسی را ایرانیانی تشکیل می‌دادند که آزادانه اعراب را به سخره می‌گرفتند و برتری نژادی و فرهنگی خود را به رخ می‌کشیدند.
دو قرن نخست ورود اسلام به ایران، از لحاظ بررسی‌های تاریخی، پرسش‌های مهمی را پیش پای پژوهشگران گذاشته که تا همین امروز بر سر پاسخ آنها مجادله می‌شود. پرسش اصلی این است: واکنش واقعی ایرانیان در برابر تهاجم، یا به تعبیری تجاوز عرب، طی این دو قرن چه بود؟ پذیرش اسلام به چه صورت انجام شد، با زور و سپس تقیه؟ یا با اشتیاق و داوطلبانه، که سپس ادغام عناصر سیاست و فرهنگ ایرانی پیش از اسلام را نیز به دنبال داشت؟ تردیدی نیست که اهمیت این دویست سال تنها منحصر به تاریخ ایران نیست، بلکه برهه‌ی مهم و دورانسازی را در «جهانی شدن» اسلام شکل می‌دهد، یعنی جدائی از قومیت عرب ــ تبدیل از یک دین بدويِ طایفه ای به یک دین جهانی. در اینجا دو «تقلیب» مهم تاریخی روی می‌دهد: تقلیب اسلام از یک سو و تقلیب تمدن ایرانی از سوی دیگر.
سرداران و جنگجویان خاندانهای ایرانی در این دوره را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی پرچم قیام علیه عرب برافراشتند، مانند بابک خرم دین. و گروهی که اسلام آوردند و به دستگاه عباسیان پیوستند، مانند ابومسلم و افشین که قیام بابک را به خون کشید. از دیدگاهی ناسیونالیستی، ابومسلم و افشین خودفروختگانی بودند که تمدن ایرانی را به قیادت اسلام در آوردند، اما اکثر تاریخ نویسان، با همان روحیه‌ی ناسیونالیستی، این دو را قهرمانان واقعی نجات ایران ترسیم می‌کنند.
اما گلدتسیهر در مورد افشین می‌نویسد: «این سپه سالار دستگاه خلیفه معتصم و از اهاليِ سمرقند (سغدیانا)، انقلاب بابک را که انقلابی بس خطرناک برای اسلام بود، سرکوب کرد. از سوی دیگر، افشین، سرداری که سپاهیان خلیفه را در نبرد با مسیحیان رهبری می‌کرد و نقشی برجسته در نبردهای مهم اسلام به عهده داشت، خود چنان نسبت به اسلام سُست باور بود که دو مبلغ مسلمان را به جرم تلاش برای تبدیل یک معبد به مسجد، به شدت مجازات نمود؛ افشین قوانین اسلامی را به سُخره می‌گرفت و ـــ طبق شهادت ایرانی دیگری که اسلام آورده بود ـــ گوشت حیواناتی را که به شیوه‌ی خفه کردن،کشته شده بودند، مصرف کرده (کاری انزجارآور برای مسلمین)، و دیگران را نیز به این کار تشویق می‌کرد: با این ادعا که گوشت با این شیوه‌ی ذبح، از گوشت ذبح اسلامی تازه تر می‌ماند . . . او رسوم ختنه و دیگر آداب مسلمانان را مسخره می‌کرد. در مقام یک مسلمان، او هرگز از خواندن کتابهای مذهبی ملت خود (ایران) دست نکشید و این کتابها را در نسخه‌های اعلای مزین به طلا و جواهرات، محفوظ نگه می‌داشت. در همان حال که دشمنان خلافت اسلام را تارومار می‌کرد، رویای احیای امپراتوری ایرانی و «دین سپید» را در سرداشت. او اعراب، مغربی‌ها، و ترک‌های مسلمان را خوار می‌شمرد. افشین اعراب را همچون سگانی می‌دانست که باید استخوانی جلوی شان انداخت و سپس با چوب بر سر آنها کوفت.» (بخش ۱۵۰، مطالعات اسلامی).
در مورد تعبیر نقش تاریخی ابومسلم، جامع ترین پژوهش، توسط غلامحسین یوسفی، با عنوان «ابومسلم سردار خراسان» در سال ۱۳۵۶ منتشر شده است. سلطه‌ی عنصر ایرانی در امپراتوری اسلامی، سرانجام خود مقهور نفوذ ترکانی می‌شود که تازه اسلام آورده بودند.
جنبش شعوبی، مشوق و گسترنده‌ی آگاهی ملی نوینی علیه تفوق عرب بود. اما این نهضت فرهنگی ـ ادبی همزمان نهضتی اسلامی نیز بود. خصلت تناقض آمیر شعوبی همین دو وجه طرد عرب و باطنی کردن دین عرب است. آگاهی ایدئولوژیک نهضت فرهنگی شعوبی، معطوف به احیای عظمت تمدن ایرانی و بازگشت خسروان و تا اندازه ای نجات زبان فارسی بود. اما همین جنبش، تلاشی در راه احیای ادیان ایرانی نکرد (هرچند از نظرگاه ارتدوکسی دینی، شاخه‌هائی از شعوبیه متهم به «زندقه» و الحاد شدند.). این پدیده را چگونه می‌توان توضیح داد؟
متفکر ایرانی مقیم آلمان، آرامش دوستدار، با رجوع به کتاب گلدتسیهر تعبیری بی سابقه و تفکربرانگیز از شعوبی گری ایرانی ارائه می‌کند. او در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»، در تحلیل تاریخی اش از «برخورد و آمیزش اسلام با جامعه‌ی ایرانی» نخست با استفاده از مفهوم «جامعه زدایی» به معنيِ سترون کردن قهرآمیز محیط رشد عناصر فرهنگی غیر اسلامی و پناه بردن بالاجبار به حمایت اسلام (ص ۷۴)، ادعا می‌کند که اگر عرب با نیرويِ اسلام به ایران حمله نمی‌کرد، و در تجاوز سیاسی ـ فرهنگی خود پیروز نمی‌شد، و از «کالبد بیگانه‌ی ایرانی» تغذیه نمی‌کرد، به احتمال زیاد در زادگاه بومی خود، به تدریج از میان می‌رفت. آرامش دوستدار می‌نویسد: «این تنها مورد تاریخی است که قومی به نیروی دینش، آنهم با چنین شتابی، از نیستی به هستيِ مطلق تاریخی می‌رسد و دینی به زور تجاوز قوم حاملش نه تنها از بی تاریخی نسبی پا به عرصه‌ی تاریخ می‌نهد، بلکه در تعيّن تاریخيِ سرزمین‌های مغلوب از آن پس عامل منحصر به فرد می‌گردد.» (ص ۷۷) آنچه برخی تاریخنگاران به «دموکراسی اسلامی» و تمایل «داوطلبانه»ء ایرانیان به پیوستن به آن اشاره کرده اند، طبق این برداشت، افسانه ای بیش نیست.
اما در تعبیری که به روانکاوی تاریخی نزدیک تر است، آرامش دوستدار نخست می‌پرسد چرا ما ایرانیان، به جای «اسلام»، عرب را عامل تجاوز می‌دانیم؟ این پرسش از این رو مطرح می‌شود که جدایی تاریخی عرب از اسلام، به معنی رخنه‌ی درونيِ اسلام در تمدن ایرانی است. شعوبیه یکی از راههای این رخنه‌ی درونی است. آرامش دوستدار می‌نویسد، معنای حمایت عباسیان از گرایش شعوبی برای فرهنگ ایرانی این است که «مردم این سرزمین با فرو انداختن بار جسمی و ظاهری عرب از دوش خویش، روح خود را به اسلام می‌فروشند. ماهیت شعوبی در این است که ما را رفته رفته در استیلای دیرپای عباسیان بر ایران به اسلامیان مادرزاد تبدیل می‌کند.» (ص ۱۵۳)
به گفته‌ی آرامش دوستدار «عرب هستی خود را از اسلام دارد و بدون آن هرگز نمی‌توانسته است پا به صحنه‌ی تاریخ گذارد . . . شعوبیت به معنای واکنش مؤثر در برابر سیادت عرب، خود از منشأ قرآنی برمی‌خیزد یا بدان متوسل می‌شود . . . همه‌ی انواع و اقسام «اسلامهای راستین» بئس البدلهای این منشأ شعوبی اند.»
به تعبیر دیگر، شکست نهایی عرب از عجم همزمان به معنی پیروزی روحی اسلام بر ایرانی است. این «آمیزش وجودی» از این پس به معنی تفکیک ناپذیر بودن ایرانی و مسلمان خواهد بود.کاری که نه یونان و نه مغول توانست انجام دهد، یعنی «جعل ماهیت»، توسط دین نوین تحقق می‌پذیرد. آرامش دوستدار می‌نویسد: «دشمنی با عرب در واقع تشبثی است برای دفاع از خودمان. » (ص ۱۶۱) اگر این تعبیر آرامش دوستدار درست باشد، شعوبی خویی بخشی از کاراکتر ایرانی، یا طبیعت ثانوی ما شده است؛ از همین رو هرگز قادر نبوده ایم با نگاهی انتقادی با دین خویی تاریخی و روانی خود رویارو شویم. شعوبیت به ما کمک می‌کند که غرور ملی خود را پس از تجاوز حفظ کنیم و به «ایرانیت» خویش ببالیم.
منابع:
ایگناتس گلدتسیهر
Ignaz Goldziher, Muslim Studies, Edited by S. M. Stern; with a new introduction by Hamid Dabashi. Aldine Transactions, Us and UK 2006
آرامش دوستدار، امتناع تفکر در فرهنگ دینی، انتشارات خاوران، پاریس، ۱۳۸۳ ـ نسخه‌ی اول: «الفبا» شماره‌های یکم تا پنجم، ۱۳۶۱.
عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت (چاپ سال ۱۳۴۳، چاپهای پس از انقلاب قابل اعتماد نیستند.)
***********
پیوست :
درباره‌ی مقدمه‌ی حمید دباشی بر چاپ جدید مطالعات اسلامی گلدتسیهر
چاپ تازه‌ی کتاب گلدتسیهر پیشگفتار بلندی در حدود هشتاد صفحه دارد که بسیار خواندنی است. این پیشگفتار را پرفسور حمید دباشی، جامعه شناس و استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نوشته است. هدف این پیشگفتار، بحث درباره‌ی این کتاب یا آثار دیگر گلدتسیهر نیست. مقاله‌ی بلند پروفسور دباشی دفاعیه ای است از گلدتسیهر در برابر دوگروه که با مقاصد سیاسی، قصدِ بی اعتبار کردنِ این اسلام شناس برجسته را دارند. این حملات از یک سو، از جانب تحلیلگران محافظه کار به ویژه کسانی که تمایلات ایدئولوژیک صهیونیستی و ضد اسلامی دارند انجام می‌گیرد، و از سوی دیگر، ادوارد سعید و پیروان او ـــ که به نام پژوهشگران پسااستعماری (پُست کولوننیال) شهرت دارند ـــ بدون آشنایی با آثار گلدتسیهر، او را شرق شناسِ آلت دست امپریالیسم خطاب کرده اند.
پژوهشگری به نام رافائل پاتایی، با استفاده از دفتریادداشتهای گلدتسیهر، نخستین زندگی نامه‌ی او را به زبان انگلیسی با عنوان «تصویری روانشناسانه» منتشر کرده است. رافائل پاتایی در این زندگی نامه ضمن به رسمیت شناختن «نبوغ» و کیفیت برتر تحقیقات گلدتسیهر، به او حمله کرده و گلدتسهیر را متهم می‌کند که به دین خود، یهودیت، پشت کرده و سرسپرده‌ی اسلام شده، یا خود را به اسلام فروخته است. رافائل پاتایی، که به گفته‌ی خودش تمایلات آشکار و افراطی صهیونیستی دارد، با زندگی نامه ای که نوشته قصد تخریب شخصیت و آثار گلدتسیهر را دارد. پرفسور دباشی با استفاده از اطلاعاتی که در همین زندگی نامه آمده، تعبیری موجه تر، دقیق تر، و همدلانه تر از مسیر فکری گلدتسیهر به دست می‌دهد، از جمله آشنائی او با اسلام، سفرش به مصر (مطالعه در الازهر) و سوریه و کشورهای عربی بهنگام جوانی، مشارکت در، و همدردی با حرکت‌های ضداستعماری، فاصله گرفتن از جنبش رو به رشد صهیونی برای استقرار دولت یهود در خاک فلسطین، و بسیاری حقایق دیگر زندگی این محقق یکتا.
از سوی دیگر، در کتاب پرآوازه‌ی «شرق شناسی» (اوری ین تالیسم) نیز، ادوارد سعید، استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا، چند بار از گلدتسیهر نام می‌برد و، بدون بررسی نوشته‌های او، این اسلام شناس را در کنار دیگر شرق شناسان، مسبب تولید نوع خاصی از دانش در باره‌ی شرق و اسلام می‌داند که در خدمت مقاصد استعماری به کار گرفته شده است. ادوارد سعید با آثار شرق شناسان فرانسوی و بریتانیایی به مراتب بیشتر از مکتب شرق شناسی آلمانی آشنا بود و بسیاری از انتقادات او، نیک که بنگریم، نمی‌تواند با سهولت در مورد آثار کسانی چون گلدتسیهر به کار گرفته شود. ادوارد سعید با این کم دقتی، ناخواسته و بدون رعایت انصاف، اهمیت انکارناپذیر بررسی‌های گلدتسیهر و دِینی را که همه‌ی محققان بومی و مسلمان نسبت به او دارند، نادیده گرفت.
انتقاد آقای حمید دباشی به ادوارد سعید، ضمن همدردی با دیدگاه سیاسی دوست و همکارش در دانشگاه کلمبیا، فراتر از اهمیت گلدتسیهر، به محدودیت‌های خود رشته‌ی (دیسیپلین) مطالعات پسااستعماری، به عنوان نوعی از تحلیل گفتار، می‌پردازد و اشاره می‌کند آنچه در وهله‌ی اول در این روش (و «تبارشناسی»‌های میشل فوکو) به نظر تازه و بدیع می‌آید، در حقیقت، حدود یک قرن است که در رشته دیگری به نحو عمیق تر و همه جانبه تر کاویده شده است. این رشته، جامعه شناسی معرفت است که ریشه‌های آن به مارکس (ایدئولوژی آلمانی) و آثار ماکس وبر، ماکس شلر، کارل مانهایم، رابرت مرتون و بسیاری دیگر باز می‌گردد. شاید بتوان نتیجه گرفت که بن بست‌ها و ناکارایی‌های کنونی رشته‌ی مطالعات پسااستعماری را می‌توان با رجعت به سنت غنی و پردامنه تر جامعه شناسی معرفت (جامعه شناسی شناخت) و نیز شاخه ای از آن به نام جامعه شناسی روشنفکران، بهتر درمان کرد. ///

ارسال شده توسط عبدی کلانتری در ۱۲:۲۹ هیچ نظری موجود نیست:

No responses yet

Oct 04 2018

علی دایی و صادق زیباکلام به اداره آگاهی احضار شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی


ارونیوز: علی دایی سرمربی تیم سایپا و صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ارتباط با جمع‌آوری کمک‌های مالی برای مردم زلزله‌زده کرمانشاه به اداره آگاهی احضار شدند.

احضار دایی از زبان خودش
علی دایی با انتشار تصویر احضاریه‌اش در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «آخر و عاقبت یازده ماه تلاش شبانه‌روزی برای ساخت و ساز خانه‌های مردم زلزله‌زده کرمانشاه: احضار به آگاهی. مسئولینی که در این مدت به جای این که حامی من در ارائه خدمات بهتر به هموطنان نیازمند باشند فقط موجب دلسردی و اختلال در این امر شدند.»

علی دایی با اشاره به این که یک بار دادسرای اصفهان و یک بار دادسرای مشهد حساب بانکی‌اش را بسته‌اند، نوشته است: «از روز اول در این صفحه، تمامی مراحل کمک‌رسانی را قدم به قدم نشان دادم و الان هم معلوم نیست اصلا شاکی چه کسی است چون مردم که همیشه به من محبت داشتند. با پیشرفته‌ترین تکنولوژی و بهترین نوع مصالح، خانه‌سازی را شروع کردم و ادامه می‌دهم چون اعتقاد دارم باید کار را اصولی انجام داد. کمک‌های نقدی شما عزیزان همراه سود تعلق گرفته مبلغ یازده میلیارد و صد و بیست و سه میلیون تومان بوده که محل هزینه ریال به ریال این پول تا به الان، در دو جلد زونکن به همراه تمامی مدارک ارائه شد. هرگز مایل به طرح این موضوع نبودم اما در این راه بارها از حساب شخصی خودم برای تسریع کار ساخت و ساز هزینه کردم و امروز می‌بینيم که سرانجام تلاش‌هایمان برگه احضاریه بوده است.اما بالاترین محکمه و بهترین قاضی مردم می‌باشند.»

در تصویر احضاریه علی دایی دلیل احضار او « جهت ادای پاره‌ای توضیحات پیرامون نحوه و چگونگی و میزان جمع‌آوری کمک‌های مردمی به منظور ارائه به زلزله‌زدگان کرمانشاه» عنوان شده است.

احضار صادق زیباکلام

صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و تحلیلگر سیاسی نیز در کانال تلگرامی‌اش تصویر احضاریه مشابهی را منتشر کرده که نشان می‌دهد وی نیز برای ادای توضیحات درباره کمک‌هایی که از مردم برای زلزله‌زدگان دریافت کرده، احضار شده است.

زیبا کلام نوشته است اوایل تیرماه به دادستانی احضار شده و به تمام سوالات و ابهامات راجع به محل هزینه کمک های مردمی توضیح داده است. وی گفته که بعد از این توضیحات به مدت سه ماه خبری از پیگیری ماجرا از سوی دادستانی نشد تا این که این احضاریه را دریافت کرده است.

این استاد دانشگاه نوشته است: «روز پیش احضاریه‌ای از آگاهی پلیس ناجا به منزلم ارسال شد که چهارشنبه یازده مهر می‌بایستی با اسناد و مدارک به آگاهی بروم. اگر در آنچه در بازپرسی گفته بودم، ابهامی می‌بود، می‌توانستند توضیح بخواهند یا مدارکی را می‌طلبیدند؛ که بالطبع بنده هر مدرکی را که می‌خواستند، با کمال میل ارائه می‌دادم.»

زیباکلام در پایان مطلب خود آورده است: «قوه محترم قَضائیه به‌مانند یک‌ مجرم، پرونده را به اداره آگاهی ارسال می‌نمایند. نمی‌دانم اگر من مجیزگوی اصول‌گرایان می‌بودم و “خودی” محسوب می‌شدم بازهم قوه قضائیه همین‌گونه برخورد می‌نمود؟»

موضوع جمع‌آوری کمک‌های مردمی از سوی سلبریتی‌ها در جریان زلزله کرمانشاه، قوه قضاییه ایران را به این موضوع حساس کرد. برخی از جمله فرهاد تجری نماینده قصرشیرین، پل ذهاب و گیلانغرب در ماه‌های گذشته مدعی شدند که برخی سلبریتی‌ها از مردم برای کمک به زلزله‌زدگان کرمانشاه پول جمع‌آوری کرده اما هیچ کاری انجام نداده‌اند. تجری خبر داده بود که دادستانی در حال بررسی موضوع است.

No responses yet

Oct 03 2018

آواز زنان با صدای شادی امینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Oct 02 2018

انتقاد و اعتراض کم‌سابقه به دولت در اتاق بازرگانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: عضو اتاق بازرگانی در نشست مشترک با رئیس سازمان برنامه و بودجه او را به توهین به شعور فعالان اقتصادی متهم کرد. حاضران در این نشست آمار نوبخت درباره وضعیت اقتصادی و افزایش اشتغال را غیرواقعی خواندند.

شاید اگر معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه احتمال می‌داد سخنانش در اتاق بازرگانی با چنین واکنش‌های انتقادی تندی روبرو می‌شود، حاضر نبود روز کاری دوشنبه نهم مهرماه خود را با حضور در جمع فعالان اقتصادی بخش خصوصی آغاز کند.

ظاهرا فعالان اقتصادی انتظار داشتند در صبحانه کاری مشترک با محمد باقر نوبخت سخنان دقیق و مهمی درباره سیاست‌های جدید ارزی دولت از زبان او بشنوند.

به گزارش خبرگزاری مهر ارائه “آمار سوخته از اشتعال” و اشاره کذرای نوبخت به وضعیت اقتصادی کشور، حاضران در اتاق بازرگانی تهران را، که جمعی از روسای اتاق‌های دیگر استان‌ها نیز در میان آنها بودند، چنان ناخشنود و عصبانی کرد که عده‌ای قصد ترک جلسه را داشتند.

علی اصغر جمعه‌ای، رئیس اتاق بازرگانی سمنان در واکنش به سخنان نوبخت خطاب به او گفت: «تعجب می‌کنم که این چه برنامه‌ریزی در کشور بوده است که کار اقتصاد را به اینجا کشانده است، اگر کسی مانع است او را معرفی کنید، اگر هماهنگی نیست، عوامل را اعلام کنید، در حالیکه در داخل تیم اقتصادی دولت نیز به شدت ناهماهنگی به چشم می‌خورد.»

اقدامات آمریکا یا سیاست‌های نادرست دولت؟

حمیدرضا صالحی، نماینده فدراسیون انرژی و سندیکای برق نیز با اشاره با این حرف مسئولان دولت که “آمریکا تصمیم گرفته اقتصاد ایران را زمین بزند” از نوبخت پرسید آیا “سیاست سرکوب نرخ ارز در ۵ سال گذشته” که بارها در مورد نادرستی آن تذکر داده شده عامل مهم‌تری در التهاب و تلاطم کنونی بازار ارز نبوده است؟

صالحی گفت: «بیش از هزار قرارداد در بخش توزیع و انتقال صنعت برق متوقف شده است که این ناشی از جهش دلار است و هنوز هیچ برنامه‌ای از سمت سازمان برنامه و بودجه ارایه نشده است.»

علی دیلمقانیان، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران نیز ضمن نادرست خواندن برخی آمار ارائه شده از سوی نوبخت خاطر نشان کرد که بسیاری از معضلات امروز ایران از جمله نوسان‌های شدید در بازار ارز بیش از آن دلیل اقتصادی داشته باشد ناشی از عدم تحقق وعده‌ها و برنامه‌های سازمان برنامه و بودجه است.

او گفت: «برخی آمارهای غلط به شما ارایه می‌شود که نمونه بارز آن آمار اشتغال است؛ ما به عنوان تولیدکننده و افرادی که هر روز کف بازار هستیم و وارد شهرک‌های صنعتی می‌شویم، مشاهده می‌کنیم که میزان اشتغال در جامعه هر روز کاهش می‌یابد و این در حالی است که مجموعه دولت مدعی افزایش اشتغال است.»

یکی دیگر از حاضران در این نشست می‌گوید وقتی دولت از افزایش اشتغال صحبت می‌کند باید پرسید این افزایش با کدام فعالیت تولیدی صورت گرفته زیرا در حال حاضر در شهرک‌های صنعتی شاهد کاهش و رکود تولید هستیم.

ادعای اشتغال‌زایی، توهین به شعور مخاطب

به گزارش خبرگزاری ایلنا، محمود زبردست، عضو اتاق بازرگانی نیز می‌گوید وقتی طی شش ماه گذشته اکثر کارخانه‌ها به نابودی کشانده شده‌اند چطور می‌شود از اشتغال‌زایی سخن گفت؟

زبردست آمار ارائه شده به وسیله نوبخت را توهین به شعور فعالان اقتصادی خواند و افزود: «نسبت دادن همه مسائل به دشمن جای تاسف است. جالب است دولت از محل فروش ارز به دنبال درآمد است که هم بدهی‌های دولت مهرورز را بدهد و هم او را تطهیر کند و برای دولت تدبیر فحش بخرد.»

یکی دیگر از انتقادها به دولت که در صبحانه کاری با نوبخت مطرح شد بی توجهی به نظرات بخش خصوصی و عدم مشورت و بی‌اعتنایی به پیشنهادهای فعالان اقتصادی این بخش در تصمیم‌گیری‌ها و دستورالعمل‌های دستگاه اجرایی است.

بخشنامه‌ای ناگهانی، ایجاد اشتغال برای قاچاقچیان

محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات با بیان این که دونالد ترامپ نیز زمانی که اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران را اعلام کرد سه ماه مهلت داد، خطاب به معاون رئیس جمهور گفت: «اما شما یک شبه بخشنامه صادر کردید؛ یک شبه گفتید صادرات گوجه، مرغ یا اقلام دیگر ممنوع است این درحالی است که صادرکننده تعهد داده و باید خسارت بدهد.»

دیدار صبحگاهی نوبخت با فعالان بخش خصوصی در ساختمان اتاق بازرگانی تهران در حالی به پایان رسید که تقریبا هیچ یک از حاضران رئیس سازمان برنامه و بودجه و تیم اقتصادی دولت را از انتقادهای تند و گلایه‌های خود بی‌نصیب نگذاشتند.

در این نشست دولت حسن روحانی همچنین متهم شد که برای جبران کسری بودجه و پرداخت بدهی خود به بانک‌ها و تامین اجتماعی ارز می‌فروشد، به صادرکنندگان محصولات پتروشیمی رانت می‌دهد و با تصمیم‌گیری‌های نادرست “ایجاد اشتغال برای قاچاقچی و پیله‌ور” می‌کند.

No responses yet

Oct 02 2018

مصرف مشروبات تقلبی در ایران: ‘مرگ ۴۲ نفر’ ظرف سه هفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: یک سخنگوی وزارت بهداشت ایران گفته است که در سه هفته اخیر در پنج استان کشور حداقل ۴۲ نفر در اثر مصرف مشروبات مسموم جان خود را از دست داده اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان، ایسنا، ایرج حریرچی گفت: “از ۱۶ شهریور تا هشتم مهر ماه ۴۶۰ نفر به دلیل مسمومیت با الکل به مراکز درمانی البرز، کهکیلویه و بویر احمد، فارس، خراسان و هرمزگان مراجعه کردند. از این تعداد ۴۲ نفر فوتی و یا مرگ مغزی داشته‌ایم که ۹۳ درصد فوتی‌ها مرد بوده‌اند.”

ایرج حریرچی گفت که ۱۶ نفر نابینا شده اند و ۱۷۰ نفر هم به علت مصرف مشروبات تقلبی تحت دیالیز قرار گرفته اند.

آقای حریرچی گفت: “اگر افراد بعد از مصرف الکل دچار علایم شکمی مانند تهوع، استفراغ و… شدند به مراکز درمانی مراجعه کنند و کادر درمانی با او به عنوان بیمار برخورد می‌کنند و وظیفه گزارش به جایی را هم ندارند. در این صورت هم به خودشان کمک می‌شود و هم ما متوجه می‌شویم که در آن شهر الکل متیلیک است و برای پیشگیری اطلاع رسانی می‌کنیم.”

هرچند مشروبات الکلی در ایران ممنوع است اما بازار زیرزمینی بزرگی برای آن وجود دارد.

علت بخش بزرگی از این مسمومیت ها مصرف الکل متانول یا همان متیلیک است.

آقای حریرچی گفت: “مسمومیت با الکل متانول از جمله اورژانس‌هایی است که می‌تواند طی چند ساعت مصرف‌کننده را با عوارض متعددی از جمله ناتوانی‌های جسمی، نابینایی و مرگ مواجه کند.”

او هشدار داد: “الکل متیلیک را نمی‌توان از روی طعم و مزه نسبت به الکل شرب تشخیص داد. این الکل بسیار خطرناک است و می‌تواند منجر به نابینایی و مرگ شود. خیلی از الکل‌های شربی که در بازار غیرقانونی ایران به شکل پلمپب شده عرضه می‌شوند، تقلبی هستند.”

تحلیگران در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی گفته اند که تاثیر اقتصادی خروج آمریکا از توافق اتمی، برجام، ممکن است در افزایش مصرف محصولات تقلبی نقش داشته باشد.

با سقوط ارزش ریال مردم ممکن است به جای خریداری نمونه های گران خارجی به خرید مشروبات ارزان خانگی روی آورده باشند.

مقام های مبارزه با مواد مخدر ایران می گویند که هر سال ۸۰ میلیون لیتر الکل به ارزش ۷۳۰ میلیون دلار به این کشور قاچاق می شود.

No responses yet

Sep 28 2018

مرگ ۱۲ نفر و مسمومیت دهها نفر در ایران در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: گزارش‌های دو روز اخیر از افزایش نگران کننده قربانیان استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز در چند استان ایران خبر می دهند. خبرگزاری ایسنا ظهر روز جمعه ۲۸سپتامبر/ ۶ مهرماه از مرگ دست کم ۱۲ نفر و مسمومیت ١۵۴ نفر طی دو روز گذشته در چهار استان کشور در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز خبر می دهد.

پیرحسین کولیوند، رئیس ستاد پدافند غیرعامل وزارت بهداشت در گفت و گو با ایسنا در این رابطه اظهار کرد: بر اساس گزارشات واصله به وزارت بهداشت ، مسمومیت با الکل متانول در برخی استانهای کشور مانند البرز، خراسان شمالی، هرمزگان و …. منجر به مرگ تعدادی از هموطنان شده است. وی بر اساس آخرین آمار مسمومیت و قربانیان این معضل گفت: آخرین آمارها از مسمومیت‌ ١۵۴ نفر و مرگ ۱۲ نفر خبر می دهند.

پیرحسین کولیوند همچنین گفت: علائم مسمومیت در برخی مواقع با تاخیر بروز می کند و این عوارض می‌تواند موجب کوری، نارسایی حاد کلیه، کما و درنهایت مرگ گردد.

در همین حال، سرهنگ «اسماعیل مشایخ» فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس امروز از دستگیری زن و شوهری که مبادرت به ساخت مشروبات دست‌ساز می‌کردند و سرکرده اصلی و توزیع‌کننده آن بوده اند، خبرداد.

سرهنگ «اسماعیل مشایخ» تصریح کرد: این دو فرد خانه‌شان را به کارگاه تهیه و ساخت مشروبات الکلی تبدیل کرده بودند.

فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس با اشاره به این‌که بازجویی و تحقیقات از این افراد ادامه دارد، گفت” سرکرده اصلی که توزیع‌کننده این مشروبات دست‌ساز بوده و از افراد سابقه‌دار است هم‌اکنون دستگیر شده و بازجویی‌ها از این فرد ادامه دارد.

به گزارش ایسنا، از دیروز فقط در بندر عباس تعداد ١١۸ نفر در بندرعباس دچار مسمومیت الکلی شده اند که از این تعداد ١۰ نفر فوت شده و ۵۲ نفر دیالیز شده اند.

No responses yet

Sep 28 2018

بازداشت یک عضو شورای‌شهر شیراز به اتهام حمایت از بهائیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,مذهب

استان‌وایر: ایرنا به نقل از یک عضو هیات رئیسه شورای شهر شیراز از بازداشت مهدی حاجتی یک عضو این شورا به اتهام حمایت از «بهاییان» خبر داده است.

قاسم مقیمی گفته که حاجتی عصر روز پنجشنبه و «در ارتباط با اتهام حمایت از بهاییان» بازداشت شده است.

مقیمی افزوده «شورای اسلامی شهر شیراز جلسه‌ای فوق‌العاده برای شامگاه پنجشنبه در همین ارتباط برنامه ریزی کرده است.»

ایرنا دقایقی بعد٬ این خبر را از خروجی خود حذف کرده است.

حاجتی سوم مهر ماه توییت کرده بود که «۱۰ روز گذشته را به هر دری زده‌ام تا دو دوست بهائی بازداشت شده آزاد گردند و به نتیجه نرسیده‌ام.»

حاجتی نوشته بود که «نسل ما موظف است مادامی که مقابل دشمنان خارجی ایستاده است در تلاش برای اصلاح رویه های قضایی و سایر اموری که عدالت اجتماعی را به خطر انداخته کم نگذارد.»

مهدی حاجتی متولد ۱۳۵۸ از فعالان سیاسی اصلاح طلب، نایب رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک و عضو کمیسیون حقوق شهروندی دوره پنجم شورای شهر شیراز است.

No responses yet

Sep 26 2018

تشدید فشار ایران بر دو تابعیتی‌ها و خارجی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

پیک ایران: در حالی که موضوع شهروندان دوتابعیتی در ایران بحث‌برانگیز شده است، دیده‌بان حقوق بشرمی‌گوید ایران دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها را با اهدافی سیاسی هدف گرفته است. این سازمان به پرونده‌‌ ۱۴ نفر از بازداشت‌ شدگان استناد کرده است.

به گزارش دویچه وله، دستگاه‌های امنیتی در ایران فشار را بر روی شهروندان ایرانی دوتابعیتی و خارجی‌هایی که را که تصور می‌کنند با نهادهای علمی، اقتصادی، و فرهنگی درغرب ارتباطاتی دارند، افزایش داده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی به بررسی پرونده‌‌های ۱۴ ایرانی دوتابعیتی یا تبعه‌ خارجی که در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دستگیرشده‌اند، پرداخته است. در بسیاری از این پرونده‌ها، بدون ارایه هیچ سندی این افراد توسط دادگاه‌های جمهوری اسلامی به همکاری با “دولتی متخاصم” متهم شده‌اند.

افرادی که دیده‌بان حقوق بشر با آنها گفت‌وگو کرده است اظهار داشته‌اند تصور مقامات جمهوری اسلامی این است که این دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها می‌توانسته‌اند رابطه بین ایران و نهادهای غربی را به‌گونه‌ای تسهیل کنند که سررشته امور از دست نهادهای امنیتی ایران خارج شود. این موضوع به تبع خوشایند دستگاه امنیتی ایران نیست.

چندی پیش حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، از تحقیق و تفحص مجلس از مدیران دوتابعیتی انتقاد کرده بود و آن را عامل ایجاد نگرانی بین ایرانیان مقیم خارج از کشور برشمرده بود.

فلاحت‌پیشه روز شنبه سوم شهریور۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفت داشتن تابعیت دوگانه جرم نیست و نباید علیه دوتابعیتی‌ها “فضای التهابی” درست کرد.

بازداشت افراد شایسته در عرصه تبادل فرهنگی با دنیا

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه‌ دیده‌بان حقوق بشردر این باره می‌گوید: «زمانی که ایران به دنبال گشودن درهایش به روی مبادله‌ فرهنگی و تجارت بین‌الملل بود، مقامات امنیتی ایران مناسب‌ترین افرادی را که می‌توانستند رابطه این کشوربا جامعه‌ بین‌المللی را بازسازی کنند، به زندان می‌انداختند».

سارا لی ویتسون افزود:«این کارزار هدفمند به منزله تهدیدی برای ایرانیان خارج کشور و خارجی‌هایی است که علاقه دارند درایران‌کار کنند. بیم آن وجود دارد که اگر این افراد به ایران کشور سفر کنند دانش و تخصص آنها یک امتیاز منفی به حساب آید.»

مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که آمار دقیقی از تعداد ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند در دست نیست. براساس آخرین برآورد شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، تعداد ایرانیان خارج‌نشین بین پنج تا شش میلیون نفر تخمین زده شده است.

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس چندی پیش تحقیق و تفحص درباره “افراد دوتابعیتی و دارای گرین کارت در حوزه مسئولان و مدیران ارشد” را آغاز کرد و گزارش نهایی آن را ۲۷ مرداد ماه ارایه کرد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ماههای مه و ژوئن ۲۰۱۸ مصاحبه‌هایی با ۱۰ فرد انجام داد که از ۱۴ پرونده‌ی مستند شده درباره ایرانیان دوتابعیتی و خارجی‌های دربند درایران اطلاعات خوبی داشته‌اند. مصاحبه‌شوندگان از بین اعضای خانواده، بازداشتی‌های سابق، وکلا و کارشناسان امور سیاسی ایران انتخاب شده بودند.

این سازمان ویدیوهایی که درباره‌ این پرونده‌ها از تلویزیون دولتی ایران پخش شده‌اند را بررسی کرده و همچنین بیانیه‌های مقامات ایرانی و اسناد ثبت ‌شده که از طرف ایرانیان به “کار گروه سازمان ملل درباره‌ بازداشت خودسرانه” تسلیم شده‌اند را مطالعه کرده است.

تحقیقات دیده‌بان حقوق بشر، نقض حق دادرسی عادلانه بازداشت شدگان در ایران را نشان می‌دهد و از دستگیری‌هایی با انگیزه‌های سیاسی خبر می‌دهد.

No responses yet

Sep 25 2018

اعتصاب کامیون‌داران؛ از دغدغه مسئولین تا توطئه ضد انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: کامیون‌داران مجددا دست به اعتصاب زده‌اند. مشکلات صنفی کامیون‌داران و به‌ویژه آنانی که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، بار دیگر باعث اعتصاب آن‌ها شده است. برخی از مسئولان از توطئه ضدانقلاب سخن می‌گویند.

فیلم‌های منتشر شده بر روی شبکه‌های اجتماعی و همچنین اخبار منتشر شده بر روی سایت‌های خبری حکایت از اعتصاب مجدد کامیون‌داران در ایران دارند. اعتصابی که از آن به عنوان “دور سوم اعتصابات” کامیون‌داران یاد می‌شود.

انتشار اخبار اعتصاب اخیر کامیون‌داران بازتاب‌های متفاوتی در رسانه‌های داخل کشور داشته است. برخی به نقل از مسئولان خبر اعتصاب را تکذیب کرده‌اند، برخی خواستار حل مشکلات کامیون‌داران شده‌اند و عده‌ای نیز مدعی شده‌اند که اعتصاب کامیون‌داران ناشی از توطئه و عملکرد “جریان‌های معاند” با هدف “چالش‌افزایی” برای حکومت ایران هستند.

پایگاه “البرزبان” در گزارشی که روز سه‌شنبه ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) منتشر کرده از دور سوم اعتصاب کامیون‌داران خبر داده است. اعتصابی که از روز شنبه ۳۱ شهریور (۲۱ سپتامبر) آغاز شده است و هم‌چنان ادامه دارد.

اعتصاب کامیون‌داران از جمله  در شهرهای نیشابور، تبریز، قزوین، اصفهان، ارومیه، اردبیل، کرج و تهران گزارش شده است.

تناقض‌گویی مسئولان

شماری از مسئولان جمهوری اسلامی مشکلات کامیون‌داران را تنها به گرانی لوازم یدکی و کمبود لاستیک فروکاسته‌اند. به عنوان نمونه خبرگزاری دانشجویان ایران “ایسنا” به نقل از داریوش امانی، معاون حمل و نقل سازمان راهداری علت اعتصاب را از جمله گرانی و کمبود لاستیک مورد نیاز کامیون‌داران اعلام کرده است.

تامین لاستیک از جمله خواست‌های کامیون‌داران در دور پیشین اعتصابات آن‌ها بود. داریوش امانی گفته است که نیاز ماهانه کامیون‌داران ۱۰۰ هزار حلقه لاستیک است. او گفته است که در دو ماه گذشته، یعنی از پایان دور دوم اعتصاب کامیون‌داران تا کنون، مجموعا ۱۰۰ هزار لاستیک توزیع شده و بنابراین «۱۰۰ هزار کمبود لاستیک وجود دارد.»

امانی گفته است در این رابطه با اسحاق جهانگیری، معاون روحانی تماس گرفته شده است و دولت قول داده است برای تهیه و خرید لاستیک ارز لازمه تامین شود.

افزون بر آن، کامیون‌داران از نازل بودن کرایه حمل بار شکایت دارند. خواست‌ آن‌ها محاسبه حمل بار بر اساس قاعده هر تن بار بر کیلومتر است. وعده‌ای که دولت هنوز به آن عمل نکرده و گفته شده است که ظرف ما‌ه‌های آینده در این رابطه تصمیم‌گیری خواهد شد.

آن‌دسته از رانندگانی که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. از آن جمله است موازین ناظر بر آلاینده‌ها در کشورهای اروپایی. بر اساس مقررات کشورهای اروپایی کامیون‌هایی که نرم‌های یورو ۴، یورو ۵ و اخیرا یورو ۶ را تامین نکنند، حق حضور در جاده‌های آن کشورها را نخواهند داشت.

نتیجه این موضوع حذف کامیون‌های ایران از جاده‌های بین‌المللی خواهد شد و حمل و نقل بار عملا در اختیار رانندگان غیرایرانی قرار خواهد گرفت.

نقش ضد انقلاب

سایت “البرزبان” در گزارش خود مدعی شده است که اعتصابات کامیو‌ن‌داران در سایه “فضاسازی گروه‌های معارضین، منافقین و سلطنت‌طلبان حول مطالبات صنف رانندگان” شکل گرفته است.

در این گزارش به نقش رسانه‌های “معاند انقلاب” در خارج از کشور در شکل‌گیری و تداوم اعتصابات اشاره شده و ادعا شده است که این رسانه‌ها با “اشاعه گزارشات غلط” در گسترش این اعتصابات نقش داشته‌اند.

حتی ادعا شده است که جریان‌های “معاند انقلاب” برای کشاندن کامیون‌داران به اعتصابات آن‌ها را تهدید کرده‌ و با ایجاد “رعب و وحشت” کامیون‌داران را با هدف “چالش‌افزایی” برای حکومت وادار به شرکت در اعتصابات نموده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .