اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Oct 13 2018

مناظره بی سابقه در تلویزیون/ عباس عبدی : اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند / کچویان: اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

انتخاب: عباس عبدی در مناظره برنامه زاویه گفت اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند» و کچویان در پاسخ به او گفت که اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست.

برنامه تلویزیونی «زاویه» شامگاه گذشته (چهارشنبه ۱۸ مهر) با موضوع «انگاره فروپاشی؛ پیدا و پنهان یک فرضیه» با حضور حسین کچویان و عباس عبدی از شبکه چهار سیما پخش شد.

در ابتدای برنامه عبدی در توضیح تعبیر فروپاشی گفت: من در مقاله‌ام پیرامون فروپاشی این کلمه را به معنای رایج جامعه‌شناسی به کار نبردم. منظورم این بود که ما هم می‌توانیم مثل شوروی، سوریه، لیبی و … دچار فروپاشی شویم. جامعه شاخص‌ها و نهادهایی دارد وقتی این نهادها به ما نشان دادند که کارکرد واقعی‌شان را ندارند و شاخص‌ها بهبود هم نمی‌یابند، به این نتیجه می‌رسیم که در ادامه به مشکل بر خواهند خورد. مثل ماشینی که بنزین تمام کرده ممکن است مقداری راه برود اما در نهایت خواهد ایستاد.

این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی افزود: نهادهای ما یا کارکرد ندارند یا مقاومتی در برابرشان وجود دارد در نتیجه نمی توانند به اهداف خود برسند. مثلاً نهاد دین را بررسی کنیم. آخرین نظرسنجی که درباره روزه گرفتن مردم یا اعتماد به روحانیت انجام شده نشان داد که هیچ گاه در بعد از انقلاب این قدر این شاخص‌ها پایین نبوده است. یا درباره نهاد آموزش و پرورش، سند آموزش و پرورش را با خروجی آن مقایسه کنید می‌بینید هیچ تناسبی با هم ندارند.

* کاهش میزان اعتماد به تلویزیون یک خطر امنیتی است

عبدی در ادامه گفت: نهاد رسانه را ببینید! یک زمانی رسانه در ایران انحصاری بود و تنها رادیو و تلویزیون وجود داشت اما امروز این گونه نیست. در نظرسنجی‌هایی که من دارم خالص میزان اعتماد به رادیو و تلویزیون کم است و عمده آن به سمت اینترنت، ماهواره و … رفته است. در حالی که سیستم رسمی رسانه‌ای ایران با این رسانه‌ها مغایر است. این مسأله خطر امنیتی برای ما دارد. مثلاً وقتی حوادثی مثل دی ماه ۹۶ اتفاق می‌افتد، مردم چقدر حرف رسانه‌های رسمی ما را قبول می‌کنند؟

وی سپس درباره نهاد دولت و اقتصاد عنوان کرد: فکر نمی‌کنم هیچ کجای دنیا مثل دولت ما در سال ۸۴ تا ۹۲ باشد که ما طی این سال‌ها طبق آمار رسمی همان دولت تنها ۷۰۰ هزار شغل ایجاد کرده‌ایم. رشد اقتصادی ما نسبت به سال ۵۶ کمتر از ۲ درصد در کل این ۴۰ سال بوده است. قوه مجریه ما به ماشین قیمت‌گذاری تبدیل شده است و به اصلی‌ترین مسایل نمی‌پردازد. درباره دستگاه قضایی ما از حدود ۱ میلیون پرونده در اوایل انقلاب امروز به حدود ۱۵ میلیون پرونده رسیده‌ایم.

عباس عبدی در ادامه درباره دستگاه قانون‌گذاری گفت: فکر نمی کنم فشل‌تر از این دستگاه قانون‌گذاری در دنیا وجود داشته باشد، به گونه‌ای که قانون‌هایی که خودشان می‌گذارند را نیز عمل نمی‌کنند مسأله امنیت، خانواده و عوامل دیگری نیز وجود دارد که هم در عینیت و هم در ذهن مردم شاخص‌های فروپاشی آن‌ها را می‌توانید ببینید.

* اختلالات کارکردی نهادها به معنای فروپاشی اجتماعی نیست

حسین کچویان در ادامه برنامه به بیان دیدگاه‌های خود پرداخت. وی گفت: آقای عبدی به یک معنا کار ما را ساده کردند. مطابق بحث‌های ایشان باید دفترمان را ببندیم و برویم. مشابه مطالب ایشان را شاید تا ۵ ساعت دیگر هم بتوانیم ارائه دهیم. سوال من این است که مفهوم و موضوع جلسه امروز چه نسبتی با قضایایی که مثال زدند، دارد؟ آقای عبدی از همان ابتدا مثال‌هایی که زدند با سنجه‌های مفهومی‌ای که به کار بردند یعنی مفهوم اختلال کارکردی نمی‌‌خواند.

وی افزود: مصادیقی مثل شوروی و لیبی که گفته شد در حوزه سیاست مطرح است و تحت عنوان فروپاشی اجتماعی نمی‌توان از آن یاد کرد. شوروی یک حکومت و قدرت متمرکزی بود که با اجبار و الزام حکومت می‌کرد و طی حدود ۷۰ سال تحت فشارهای بیرونی قابلیت‌های خود را از دست داد. غربی‌ها یلتسین را در آن جا سر کار آوردند که این فرد اساساً در مقام این بوده که این کار را انجام دهد و در مقام حفظ سیستم نبود. یا موردی مثل لیبی؛ وقتی قدرت‌های برتر نظامی دنیا جمع شوند و به یک کشور حمله کنند نتیجه ای جز این در بر نخواهد داشت.

استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران سپس گفت: این مثال‌ها راجع به جامعه نیست بلکه راجع به حکومت است و مصادیقی سیاسی است و به وضعیت درونی یک جامعه و اختلالات کارکردی اصلاً ربطی ندارد. منظورم این است که این اصطلاح در ایران مصداق و ما به ازا ندارد نه این که وضعیت ایران در حال حاضر خیلی خوب است. اگر راجع به اختلالات کارکردی نهادها بخواهیم صحبت کنیم موضوع دیگری است و ربطی به اصطلاح نظری فروپاشی ندارد. مگر این که بخواهیم بگوییم اگر در جامعه ای اختلالات کارکردی وجود داشته باشد آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود که در این صورت باید مشخص کنیم کدام اختلال‌ها و در چه سطحی باعث چنین اتفاقی می‌شوند؟ و الا اختلال کارکردی که در همه جوامع وجود دارد. این که مشکل رسانه یا آموزش و پرورش چه نوع اثری در وضعیت جامعه دارد بحثی مبهم است و موضوع مورد بحث ما را مشخص نمی‌کند.

* دلار قبلاً هم مسأله بود اما نه به این صورت!

عبدی سپس گفت: بحث من همین است که اختلالات کارکردی موجب فروپاشی می‌شود. همه نهادهای ما دچار مشکلاتی هستند که ریشه‌اش جای دیگری است که خودش را به تمام این نهادها سرایت می‌دهد و آن نظام اداره کشور است. تجربه سال‌های گذشته ما هم نشان داده که این اختلالات خوب نمی‌شود. درباره فروپاشی شوروی، یلتسین به درستی از طرف آقای کچویان متهم به آمریکایی بودن می‌شود. این نشان دهنده این است که آن نظام از بنیاد دچار اشکال بوده و این اشکال یک روزی خودش را به این شکل نشان داده است.

وی عنوان کرد: درست است که غربی‌ها با حمله به لیبی این مشکلات را درست کردند اما ویژگی خود جامعه لیبی موجب شد که این حمله صورت گیرد و نه این که آن حمله موجب این مشکلات شود. در تجربه جنگ خودمان یک لحظه تردید شکست در ما وجود داشت؟ نه به خاطر ضعیف بودن حریف بلکه چون به خودمان اعتماد داشتیم می‌دانستیم که از پس آن بر می‌آییم با این که جنگ خیلی طولانی شد. اما امروز اصلاً مسأله طور دیگری است. مثلاً مسأله دلار متأثر از یک واقعیت دیگری است که آن واقعیت نشان می‌دهد که یک جای کار گیر اساسی وجود دارد و الا این گونه اتفاقات قبلاً هم وجود داشته و وجود خواهد داشت.

عباس عبدی همچنین افزود: جامعه اشکال دارد که می‌توانند شوروی را دچار فروپاشی کنند و یا قذافی را با یک حمله سرنگون کنند. نوع حکومت داری صدام موجب به شکل گیری جامعه نمی شد. شاه وقتی می‌خواست از ایران برود می‌گفت ایران ایرانستان می‌شود. متوجه نبود که این گونه نمی شود چون نهادهای جامعه ایران قدرتمند بود و تنها رژیم ایران عوض شده بود.

وی سپس با اشاره به دو نوع همبستگی ارگانیکی و مکانیکی خاطرنشان کرد: در همبستگی ارگانیکی مثل بدن که اگر ویروسی به جایی حمله کند بخش‌های دیگر به مقابله با آن می‌آیند. اما در همبستگی مکانیکی مثل آجری که اگر برداشته شود کل دیوار می‌ریزد، کل سیستم دچار فروپاشی می‌شود. ما همبستگی خوبی در حال حاضر نداریم و تنها چیزی که جامعه ما را نگه داشته چسب قدرت است و اینرسی انقلاب، اسلام و نفت است که جامعه ما را نگاه داشته که تمام این‌ها در حال انحلال‌اند.

* کشوری بدون اختلالات کارکردی وجود ندارد

کچویان در ادامه گفت: چه کسی تردید دارد که اگر کشورهای قدرتمند نظامی به کشوری با نهایتاً ۸ میلیون جمعیت حمله کنند آن کشور نمی‌تواند مقاومت کند. ایشان می‌گویند این مسأله به نحوه اداره آن جامعه ربط دارد در صورتی که باید پرسید به چه دلیل این حرف را می‌زنیم؟ با هر حکومت و شیوه اداره‌ای این چنین حمله این کشور یا هر کشور دیگری را دچار سقوط می‌کرد.

وی سپس عنوان کرد: جنگ تحمیلی هم مثال جالبی بود و نشان داد مثال‌ها و بحث‌های نظری ایشان با هم تناسب ندارد. اتفاقاً ما در ۸ سال جنگ تحمیلی اختلال کارکردی به تمام معنا داشتیم و صدام این را می‌دانست که به ما حمله کرد. اتفاقا در آن زمان و پس از انقلاب در ایران هیچ چیز سر جای خود نبود و می‌توان طبق بحث ایشان گفت که اصلاً همان موقع ما دچار فروپاشی بودیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: مطابق تئوری ایشان ما باید همان موقع دچار فروپاشی می‌شدیم و دیگر بلند نمی شدیم. اتفاقاً همان شیوه اداره‌ای که ما داشتیم منجر شد که خود را احیا کردیم و توانستیم ۸ سال بجنگیم و وارد مراحل بعدی شویم و الان هم همین انسجام اجتماعی ماست که مانع از حمله و دست درازی به کشور ما می‌شود.

کچویان سپس گفت: بحث همبستگی مکانیکی مفهوم دیگری از فروپاشی را مطرح می‌کند. این اصطلاح دورکیم است. نمی‌دانم آیا ایشان این اصطلاح به معنای تخصصی منظورشان است یا معنای عام و عمومی مدنظر دارند. بحث همبستگی ارگانیکی و مکانیکی به ساختار اجتماعی ارزش‌ها بر می‌گردد. یعنی هسته اصلی جامعه که اصل ارزش‌ها و ایده‌هایی که با توافق یک جامعه آن جامعه را شکل می‌دهد جای خودش را به ارزش‌ها و مفاهیم دیگر می‌دهد و نمی‌دانم ربط این مفاهیم به مسایلی که ایشان مطرح می‌کنند چیست؟ هیچ کشوری را پیدا نمی‌کنیم که دچار اختلالات کارکردی نباشد.

* قدرت امنیتی حکومت جامعه را حفظ کرده است نه کارکرد نهادها

عبدی در ادامه اظهار داشت: مثال ایشان از لیبی ربطی به بحث اختلالات کارکردی ندارد. سیستم سیاسی لیبی زمینه آن حمله را فراهم کرد. اگر رژیمی معقولانه‌تر و با مشارکت بیشتری در آن جا سر کار بود غربی‌ها همچین جرأتی پیدا نمی‌کردند. هیچ شکستی بدتر از شکست ژاپن و آلمان در جنگ جهانی نیست اما ببینید آیا دچار این مشکلاتی که در لیبی به وجود آمد شدند؟

وی همچنین افزود: درباره مثال انقلاب ایران ما درست است که نیروی نظامی نداشتیم اما امنیت تهران را مردم حفظ کردند. در آن زمان نهاد دین و خانواده و اعتماد به روحانیت خیلی خوب بود. آموزش و پرورش بسیج خیلی خوبی از مردم پدید آورد و وضعیت رسانه خیلی بهتر بود. اختلالات کارکردی در آن زمان ابداً مثل امروز وجود نداشت. جامعه متشکل از همین نهادهاست. وضعیت فقر و فساد و بی‌عدالتی را در جامعه ببینید.

سپس کچویان گفت: بحث من نظری و علمی است و درباره فروپاشی به معنای تئوریک بحث می‌کنم.

عبدی در واکنش به این سخن عنوان کرد: ما سر کلاس درس نیستیم. مسأله من مسأله جامعه است. شما مسأله شوروی را به دخالت ایالات متحده تقلیل می‌دهید.

کچویان در ادامه تصریح کرد: ما دقیقاً شما را سر کلاس آورده‌ایم. من درباره شوروی این گونه فکر نمی‌کنم شما بد متوجه شدید. من می‌گویم شما از کجا می‌گویید که به دلیل اختلال کارکردی فلان کشور دشمن به او حمله می‌کند؟ آیا تمامی جنگ‌ها و تجاوز یک کشور به کشوری دیگر به دلیل اختلالات کارکردی آن کشور است؟

عبدی اظهار داشت: اگر اختلال کارکردی نباشد کشور خارجی نمی‌تواند حمله کند. شما بالکان را ببینید؛ بعد از اتفاقاتی که آن جا افتاد، همسایه، همسایه را نابود می‌کرد. این نشان می‌دهد که چیزی به نام جامعه در آن جا باقی نمانده بود.

کچویان سپس گفت: جامعه چند قومیتی و دلایل بالکانیزه شدن چیز دیگریست. شما می‌خواهید به هر طریقی بحث را به این سمت بکشید که بگویید ایده شما برای اداره کشور خوب نیست، در صورتی که جریان‌هایی که شما آن‌ها را قبول دارید هم در این کشور بوده‌اند و در اداره کشور نقش داشته‌اند.

عبدی در ادامه گفت: کلیه نهادهای اصلی در ایران بدون استثنا کارکردهایشان منفی است. آثار این منفی بودن را در ذهن مردم و در شاخص‌های عینی خواهیم دید. این ذهنیت و آن عینیت منجر به این می‌شود که این جامعه قوام خود را نداشته باشد. چیزی که جامعه ما را حفظ کرده قدرت امنیتی حکومت است. نهادهای ما به سمت بدتر شدن می‌روند و این مسأله حتماً در بقای جامعه بازتاب خواهد داشت و یک تلنگر می‌تواند تأثیرگذار باشد. وقتی یک بیمار فشار خون و قندش در حال بالا رفتن است اگر جلوی این مسایل را نگیریم طبیعی است که این بیمار می‌میرد.

* به جای سند تحول در آموزش، سند ۲۰۳۰ اجرا می‌شود

کچویان گفت: در حال حاضر دولتی سر کار است که کمترین نسبتی با انقلاب ندارد. ۴۰ سال است که دولت ما بقا پیدا کرده در حالی که جمعیت ۸۰ میلیون شده و فروش نفت کاهش پیدا کرده است. شاخص‌های توسعه انسانی که سازمان ملل به تازگی منتشر کرده را ببینید که دائماً ما در حال بهتر شدن هستیم. نوآوری‌ها و اختراع‌ها را ببینید. نیروی دریایی ما هیچ چیز نداشت اما امروز تا دریای مدیترانه اقتدار دارد و همه چیزش را خودش می‌سازد.

کچویان افزود: در کشاورزی و دارو می‌بینیم که در بسیاری از عرصه‌ها به خودکفایی رسیده ایم. پس این شاخص‌ها چه؟ به دلیل آن که آموزش و پرورش ما آن گونه که باید عمل نمی‌کند ما سند تحول را نوشتیم. اما سند تحول اجرا نمی‌شود و سند ۲۰۳۰ دارد اجرا می‌شود. اتفاقاً بسیاری از مشکلات ما ناشی از منازعات سیاسی است که بخشی از جریان‌های سیاسی علیه کشور به راه انداخته‌اند.

وی با اشاره به این که اختلالات کارکردی لزوماً به معنای حرکت در مسیر فروپاشی نیست، افزود: بعد از هر انقلابی کشورها به سمت بازسازی و پیدا کردن ساختارهای متناسب با خود حرکت می‌کنند و این مسئله زمان‌بر است. ما در مسیر نظم‌یابی و ایجاد ساختارهای متناسب با انقلاب خود هستیم که از آن می‌توان به ساخت‌یابی تعبیر کرد.

کچویان همچنین گفت: نشانه حرکت ما در این مسیر و نه در مسیر فروپاشی این است اگر این گونه که ایشان می‌گویند باشد این حکومت باید مشروعیت خود را از دست می‌داد نه این که در هر انتخاباتی مشروعیت خود را تجدید کند. محرم‌ها، راهپیمایی اربعین، نه دی و مثال‌های دیگر را چرا نمی‌بینیم؟ واقعیت آن است که ما در مسیر ساخت یابی نسبت به مفاهیمی که انقلاب داعیه آن را داشته در حال حرکتیم.

* بالا رفتن شاخص‌ها بدون برآوردن انتظارات بی‌فایده است

عبدی سپس گفت: شما سند چشم‌انداز را ببینید! ما به کدام شاخص‌ها حتی نزدیک شده‌ایم؟ چه برسد به این که رسیده باشیم. من شاخص‌های مثبت را می‌دانم. مسأله ما این شاخص‌ها نیست. بلکه وقتی برخی شاخص‌ها بالا می‌رود انتظاراتی را پدید می‌آورد و در رژیم شاه هم همین طور شد اما شاه نتوانست انتظارات را برآورده کند! شما مسائل دی ماه را ببینید. در کجای دنیا این گونه اتفاقات بعد از انتخابات رخ می‌دهد؟

کچویان در واکنش عنوان کرد: شما مثل اینکه اخبار را دنبال نمی کنید! فرانسه الان در چه وضعیتی است؟ از بعد آخرین انتخابات مدام درگیر تجمعات و اعتراضات هستند. این چه استدلالی است؟

عبدی پاسخ داد: در فرانسه درگیر یک موضوع می‌شوند و به مسایل دیگر سرایت نمی‌‌کند. نمی‌دانم آقای کچویان از کجا آمار می‌دهند. شاخص «ناامیدی به آینده» در جامعه ما بالای ۸۵ درصد است. در زمان جنگ شاخص امید ما ۸۵ درصد بود. سیستم ما با این وضعیت بعید است توانایی ادامه دادن داشته باشد. مهم این است که ببینیم چه کار می‌شود کرد که وضعیت برگردد. ریشه این نا کارآمدی‌ها در نوع اداره جامعه است. خلاقیت‌هایی در جامعه ما وجود دارد، اما جامعه ایران هر لحظه ظرفش دارد کوچک تر می‌شود و در مرز فروپاشی است.

* دولت‌ها همیشه علیه مردم بوده‌اند

کچویان در ادامه عنوان کرد: در این که شما قصد حل مشکلات را دارید تردیدی نداریم. اما بحث بر سر فرضیاتی است که این فرضیات سنجه‌های نظری دارد و بعد مصادیقی برای آن آورده می‌شود. در حالی که از نظر من، هم این سنجه‌های نظری و هم مصادیقی که ارائه می‌کنید نادرست است و از یک چارچوب پیروی نمی‌کند. این‌ها در بحث شما دچار اشکال است. دولت‌های اروپایی و به خصوص آمریکا در فقدان قدرت عریان پلیسی و ارتش در یک ساعت بنیادشان بر باد می‌رود. تجربه لس آنجلس را دیده‌ایم که به خاطر یک ساعت رفتن برق، غارت شد. کشور قطر را دیده‌ایم که این همه کشور به آن کمک می‌کنند اما با مقداری فشار از سوی عربستان چه شد و چطور مانند قحطی زدگان عمل کردند؟

وی با اشاره به این که ما ۴۰ سال است این فشارها را داریم، افزود: درباره شاخص‌های بی‌اعتمادی ما می‌بینیم که در شرایط مشکلات ارزی و تورم، میزان کمک مردم به کمیته امداد ۲ برابر شد. این‌ها شاخص‌های عینی است. دولت‌های ما همیشه علیه مردم بوده‌اند. هر ۲ گروه سیاسی ما همواره انتظارات مردم را برآورده نکرده‌اند و ما فشل‌ترین دولت را داریم. اما انگیزه‌هایی انقلابی در مردم وجود داشته که ایستاده‌اند و انقلاب را حفظ کرده‌اند.

کچویان در خاتمه گفت: هیچ ابهامی نیست که ما دچار اختلالاتی هستیم اما به این معنا نیست که بدون چارچوب مشخص هر نتیجه‌ای از آن بگیریم. تئوری ایشان دچار اشکال است و هر بار که می‌خواهند درستش کنند، مفهومی جدید به کار می‌برند که بر فرض درستی ربطش به فروپاشی مشخص نیست.

No responses yet

Oct 03 2018

نسرین ستوده به اعتصاب غذای خود پایان داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: نسرین ستوده، وکیل زندانی که از سوم شهریور دست به اعتصاب غذا زده بود، روز چهارشنبه ۱۱ مهر به اعتصاب خود پایان داد. او در نامه‌ای که از زندان به بیرون فرستاده از فرهاد میثمی نیز خواسته تا به اعتصابش پایان دهد.

نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر که از خرداد ماه سال جاری در زندان و از سوم شهریور در اعتصاب غذا به سر می‌برد، به اعتصاب خود پایان داد.

این فعال مدنی در نامه‌ای که از زندان به بیرون فرستاده و مرکز حامیان حقوق بشر آن را منتشر کرده است، نوشته از روز چهارشنبه ۱۱ مهر (۳ اکتبر) به اعتصاب غذایش پایان می‌دهد.

پیش از نسرین ستوده، فرهاد میثمی فعال حقوق بشر زندانی نیز دست به اعتصاب غذا زده بود. ستوده گفته به دلیل نگرانی از وضعیت فرهاد میثمی به اعتصاب غذای خود پایان می‌دهد.

ستوده نامه‌ خود را با شرح وضعیت فرهاد میثمی آغاز کرده و نوشته است: «همچنان که مطلعید بیش از ۵۰ روز از اعتصاب غذای خشک و تر دوست و همراه همیشگی جامعه مدنی ایران، دکتر فرهاد میثمی می گذرد و البته ۳۷ روز نیز از اعتصاب اینجانب به روند ظالمانه و غیر قانونی بازداشت ایشان می گذرد. این شرایط به ویژه آقای میثمی را در وضعیت خطرناکی قرار داده است. من مطلع شدم ایشان را روز چهارشنبه گذشته به اجبار به بهداری زندان اوین منتقل کرده‌اند . تلاش‌های من برای دیدار با ایشان درجهت صحبت و تخفیف شرایط ایجاد شده تا کنون بی نتیجه مانده است.»

این وکیل مدافع حقوق بشر سپس با تاکید بر برحق بودن خواسته‌های مطرح‌شده از سوی فرهاد میثمی، اعلام کرده که به اعتصاب غذای خود پایان می‌دهد و از فرهاد میثمی نیز می‌خواهد که به اعتصاب غذایش پایان دهد.

نسرین ستوده سپس از همه فعالان حقوق بشر و نیز “هم‌وطنانش” خواسته تا تمام تلاش خود را برای آزادی همه زندانیان سیاسی از جمله همسرش رضا خندان و نیز فرهاد میثمی به کار برند.

No responses yet

Oct 01 2018

احضار حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات همزمان با پست اینستاگرام علی علیزاده!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

میم ست:
حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات

بتازگی حمید فرخ نژاد با انتشار پستی در اینستاگرام از احضار خود به وزارت اطلاعات و همزمانی این احضار با پست اینستاگرام علی علیزاده خبر داده است. در ادامه با ما همراه باشید.

به گزارش میم ست ، حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات احضار شده است. این بازیگر خوب سینما با انتشار متنی در اینستاگرام خطاب به علی علیزاده تحلیلگر سیاسی مقیم لندن که طی ماه‌ های اخیر به مهمان مورد علاقه صدا و سیما و رسانه ‌های اصولگرا تبدیل شده ، از احضار خود به وزارت اطلاعات “جهت پاره ‌ای مسائل” خبر داده و با کنایه همزمانی این احضار با پست اینستاگرام علیزاده خطاب به خود را یادآور شده است.

چند هفته پیش هم ترانه علیدوستی در توییتر نوشته بود “مسئولین مربوطه” او را احضار و بابت توییت‌ هایش از او بازخواست کرده ‌اند.

در تازه ترین اخبار بازیگران و سینمای ایران ، حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات احضار شده است. وی در این مورد در اینستاگرام نوشته است:

“جناب القاب استاد علی علیزاده، پست دلسوزانه و نصایح مادرانه شما واصل گردید. تقارن تذکر شما و همزمانی احضارم به وزارت اطلاعات جهت توضیح پاره‌ای مسائل جالب توجه بود!”

وی در ادامه تاکید کرده قصد ندارد به نصایح علیزاده عمل کند و افزود:

“چهل ساله توی مملکتمون عده ‌ای خود شیرین و عده ‌ای مال مردم خور با تکنیک جنابعالی که «آب به آسیاب دشمن نریزید» و «در این شرایط حساس کنونی»، مطبوعات و وجدان بیدار جامعه رو به سکوت وا داشتند و چراغ ‌ها رو خاموش کردن تا سارقان و غارتگران بیت ‌المال با خیال راحت ببرند و بخورند و از حوالی محل اقامت حضرتعالی به ریش این مردم بخندن . نه برادر، می ‌گم . بازم می ‌گم! حجم گسترده رانت و فساد اقتصادی و فامیل بازی در این مملکت ریشه در همین نگاه جنابعالی داره.”

علی علیزاده دیروز در اینستاگرام با انتشار ویدیویی از برنامه شبکه من و تو که در آن مجری یکی از پست‌ های انتقادی فرخ ‌نژاد را می ‌خواند ، خطاب به این بازیگر خوب سینما نوشته بود:

“از شما دعوت می کنم چند بار به این ویدیو نگاه کنید. مطلب خودتان است. با صدای مجری من و تو. صدایی که لحن و حالتش برای القا و تزریق احساس بدبختی و فلاکت و بیچارگی در جامعه ایران طراحی شده. اما چه کسی مواد خام و محتوا را در اختیار این خانم مجری قرار داده؟ شما جناب آقای فرخ‌ نژاد.”

علیزاده همچنین فرخ ‌نژاد و سایر سلبریتی ‌ها را به دامن زدن به التهاب روانی و احساسی مردم متهم کرده بود.

نظر شما در مورد احضار حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات و پست اینستاگرامی او چیست؟ در مورد ادعاهای علی علیزاده چه نظری دارید؟

نظرات ارزشمند خود را در پایین مطلب با ما و دیگر علاقه مندان به اشتراک بگذارید.

حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات حمید فرخ نژاد به وزارت اطلاعات

No responses yet

Sep 28 2018

بازداشت یک عضو شورای‌شهر شیراز به اتهام حمایت از بهائیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,مذهب

استان‌وایر: ایرنا به نقل از یک عضو هیات رئیسه شورای شهر شیراز از بازداشت مهدی حاجتی یک عضو این شورا به اتهام حمایت از «بهاییان» خبر داده است.

قاسم مقیمی گفته که حاجتی عصر روز پنجشنبه و «در ارتباط با اتهام حمایت از بهاییان» بازداشت شده است.

مقیمی افزوده «شورای اسلامی شهر شیراز جلسه‌ای فوق‌العاده برای شامگاه پنجشنبه در همین ارتباط برنامه ریزی کرده است.»

ایرنا دقایقی بعد٬ این خبر را از خروجی خود حذف کرده است.

حاجتی سوم مهر ماه توییت کرده بود که «۱۰ روز گذشته را به هر دری زده‌ام تا دو دوست بهائی بازداشت شده آزاد گردند و به نتیجه نرسیده‌ام.»

حاجتی نوشته بود که «نسل ما موظف است مادامی که مقابل دشمنان خارجی ایستاده است در تلاش برای اصلاح رویه های قضایی و سایر اموری که عدالت اجتماعی را به خطر انداخته کم نگذارد.»

مهدی حاجتی متولد ۱۳۵۸ از فعالان سیاسی اصلاح طلب، نایب رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک و عضو کمیسیون حقوق شهروندی دوره پنجم شورای شهر شیراز است.

No responses yet

Sep 26 2018

تشدید فشار ایران بر دو تابعیتی‌ها و خارجی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

پیک ایران: در حالی که موضوع شهروندان دوتابعیتی در ایران بحث‌برانگیز شده است، دیده‌بان حقوق بشرمی‌گوید ایران دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها را با اهدافی سیاسی هدف گرفته است. این سازمان به پرونده‌‌ ۱۴ نفر از بازداشت‌ شدگان استناد کرده است.

به گزارش دویچه وله، دستگاه‌های امنیتی در ایران فشار را بر روی شهروندان ایرانی دوتابعیتی و خارجی‌هایی که را که تصور می‌کنند با نهادهای علمی، اقتصادی، و فرهنگی درغرب ارتباطاتی دارند، افزایش داده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی به بررسی پرونده‌‌های ۱۴ ایرانی دوتابعیتی یا تبعه‌ خارجی که در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دستگیرشده‌اند، پرداخته است. در بسیاری از این پرونده‌ها، بدون ارایه هیچ سندی این افراد توسط دادگاه‌های جمهوری اسلامی به همکاری با “دولتی متخاصم” متهم شده‌اند.

افرادی که دیده‌بان حقوق بشر با آنها گفت‌وگو کرده است اظهار داشته‌اند تصور مقامات جمهوری اسلامی این است که این دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها می‌توانسته‌اند رابطه بین ایران و نهادهای غربی را به‌گونه‌ای تسهیل کنند که سررشته امور از دست نهادهای امنیتی ایران خارج شود. این موضوع به تبع خوشایند دستگاه امنیتی ایران نیست.

چندی پیش حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، از تحقیق و تفحص مجلس از مدیران دوتابعیتی انتقاد کرده بود و آن را عامل ایجاد نگرانی بین ایرانیان مقیم خارج از کشور برشمرده بود.

فلاحت‌پیشه روز شنبه سوم شهریور۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفت داشتن تابعیت دوگانه جرم نیست و نباید علیه دوتابعیتی‌ها “فضای التهابی” درست کرد.

بازداشت افراد شایسته در عرصه تبادل فرهنگی با دنیا

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه‌ دیده‌بان حقوق بشردر این باره می‌گوید: «زمانی که ایران به دنبال گشودن درهایش به روی مبادله‌ فرهنگی و تجارت بین‌الملل بود، مقامات امنیتی ایران مناسب‌ترین افرادی را که می‌توانستند رابطه این کشوربا جامعه‌ بین‌المللی را بازسازی کنند، به زندان می‌انداختند».

سارا لی ویتسون افزود:«این کارزار هدفمند به منزله تهدیدی برای ایرانیان خارج کشور و خارجی‌هایی است که علاقه دارند درایران‌کار کنند. بیم آن وجود دارد که اگر این افراد به ایران کشور سفر کنند دانش و تخصص آنها یک امتیاز منفی به حساب آید.»

مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که آمار دقیقی از تعداد ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند در دست نیست. براساس آخرین برآورد شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، تعداد ایرانیان خارج‌نشین بین پنج تا شش میلیون نفر تخمین زده شده است.

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس چندی پیش تحقیق و تفحص درباره “افراد دوتابعیتی و دارای گرین کارت در حوزه مسئولان و مدیران ارشد” را آغاز کرد و گزارش نهایی آن را ۲۷ مرداد ماه ارایه کرد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ماههای مه و ژوئن ۲۰۱۸ مصاحبه‌هایی با ۱۰ فرد انجام داد که از ۱۴ پرونده‌ی مستند شده درباره ایرانیان دوتابعیتی و خارجی‌های دربند درایران اطلاعات خوبی داشته‌اند. مصاحبه‌شوندگان از بین اعضای خانواده، بازداشتی‌های سابق، وکلا و کارشناسان امور سیاسی ایران انتخاب شده بودند.

این سازمان ویدیوهایی که درباره‌ این پرونده‌ها از تلویزیون دولتی ایران پخش شده‌اند را بررسی کرده و همچنین بیانیه‌های مقامات ایرانی و اسناد ثبت ‌شده که از طرف ایرانیان به “کار گروه سازمان ملل درباره‌ بازداشت خودسرانه” تسلیم شده‌اند را مطالعه کرده است.

تحقیقات دیده‌بان حقوق بشر، نقض حق دادرسی عادلانه بازداشت شدگان در ایران را نشان می‌دهد و از دستگیری‌هایی با انگیزه‌های سیاسی خبر می‌دهد.

No responses yet

Sep 24 2018

بیژن خواجه‌پور: رابطه ایرانیان خارج از کشور با دولت پیچیده شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر

ایران وایر: بیژن خواجه‌پور: من شک ندارم که ایرانیان خارج از کشور می توانند بخشی از خلا موجودها در مباحث حوزه های عنوان شده را پرکنند.
خواجه پور می گوید: در مورد سیامک نمازی، قاطعانه می گویم که هدف او همیشه کمک به مردم ایران بود و هیچ انگیزه دیگری در سر نداشت.

ایران با بحران جدی اقتصادی روبه رو است. افت شدید ارزش پول ملی و تاثیر منفی موج جدید تحریم‏های امریکا علیه ایران، احتمال بروز یک دوره رکود اقتصادی و تشدید بی‏کاری و تورم را بیش تر کرده است.
در این بین، ایرانیان خارج از کشور که سرمایه عظیمی برای ایران به شمار می آیند، نه تنها هنوز جایگاه درخور توجهی را در معادلات کشور پیدا نکرده اند بلکه با شدت گرفتن مهاجرت و فرار سرمایه ها، به تعداد آن ها اضافه شده است. برای روشن شدن ابعاد این مساله، «ایران وایر» از «بیژن خواجه پور»، کارشناس اقتصادی مقیم وین پرسیده است:

با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران، آیا می توان از ایرانیان خارج از کشور به عنوان یک مزیت اقتصادی نام برد؟

– من به این پرسش نه از باب فرار مغزها که زیاد راجع به آن نوشته شده بلکه از باب توان بالفعل اقتصادی پاسخ می دهم. جمهوری اسلامی ایران در چشم انداز 20 ساله خود، برنامه دارد که به قدرت اول اقتصادی و تکنولوژیک منطقه تبدیل شود. خود نیز اذعان کرده است که دراین فرایند، به منابع خارجی نیاز خواهد داشت. این منابع یا باید توسط سرمایه گذاران خارجی وارد کشور شوند یا به وسیله ایرانیان خارج از کشور. جالب این جا است که گروه اول هنگامی به طور جدی سرمایه گذاری می کند که گروه دوم، یعنی ایرانیان خارج از کشور نیز فعالیت اقتصادی در کشور بکنند. سرمایه گذاری خارجی در چین هم هنگامی سرعت گرفت که چینی های خارج از چین همراه آن شدند. اما متاسفانه از سوی ایران راه‏برد ویژه ای برای جذب توان ایرانیان خارج از کشور دیده نمی شود و بیش تر شاهد دفع این فرصت هستیم.

در حال حاضر ده‏ها ایرانی دو تابعیتی در ایران در بازداشت به سر می برند؛ به نظر شما این پدیده چه تاثیری بر روابط ایرانیان خارج از کشور و دولت ایران دارد؟

– البته ایرانیان خارج از کشور یکپارچه نیستند. ولی به جرات می توان گفت که در این مقطع حساس که ایران به نقش آفرینی همه ایرانیان در امور اقتصادی و روابط بین المللی نیاز دارد، تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور از ترس بازداشت شدن، به کشور سفر نمی کنند. من البته عقیده دارم که آن گروه‏های داخل کشور که مسبب این بازداشت‏ها هستند، به دنبال همین نتیجه بودند.

آیا این پرهیز از سفر به ایران واقعا برای اقتصاد کشور هزینه دارد؟

– صد در صد. مهم‏ترین هزینه آن، محروم شدن کشور از بدنه بزرگی از توان اقتصادی، تکنولوژیک وارتباطات ایرانیان خارج از کشور است. اگر از خودمان بپرسیم که فشارها و تحریم‏های خارجی به دنبال چه هدفی هستند، می‏بینیم که هدف آن ها، پس‎رفت اقتصادی و فن‏آوری ایران و ایجاد تنش‏های اقتصادی و اجتماعی است. من شک ندارم که ایرانیان خارج از کشور می توانند بخشی از خلا موجود در حوزه های عنوان شده را پرکنند. تاثیر منفی بعدی که آن هم به اقتصاد کشور ضربه می‏زند، خودداری خیلی از شرکت های خارجی از حضور و سرمایه گذاری در ایران است. آن ها می گویند کشوری که با شهروندان خود این چنین رفتار کند، به درد سرمایه گذاری نمی خورد.

اگر بپذیریم که این موارد توسط گروه‏های تندرو پی‏گیری می‏شوند، آیا نباید به نیروهای معتدل کشور کمک کرد؟

– هر ایرانی خارج از کشور باید خودش به این پرسش پاسخ دهد. نظر من و بسیاری از دوستان خارج از کشور این است که مقامات دولتی هم باید مسوولیت بپذیرند و نمی توانند مدام پشت قوه قضاییه و دستگاه های امنیتی پنهان شوند؛ مثلا در مورد «سیامک نمازی»، یکی از اتهامات پرونده او، همکاری در برنامه ریزی سفر هیاتی از «رهبران جوان جهانی»( Young Global Leaders) و بخشی از «مجمع جهانی اقتصاد»( World Economic Forum) به ایران بود. سازمان‏دهی این سفر بر مبنای درخواست کتبی از معاونت رییس جمهوری در امور فن‎آوری، آقای «سورنا ستاری» انجام شده بود. پس سیامک متهم به نقش آفرینی دربرنامه ای شده که خود دولت دنبال آن بوده است. حال اگر بپذیریم که بخشی از حکومت سیامک را دستگیر می کند تا جلوی این نوع نقش آفرینی را بگیرد، حداقل انتظار باید این باشد که آقای ستاری و حتی خود رییس جمهوری با جرات بگویند که خودشان از افرادی هم‏چون سیامک دعوت کرده بودند. اگر چنین جرات و جسارتی را می دیدیم، امروز حسن نیت بیش تری در قبال دولت وجود داشت. از طرف دیگر، این گونه موارد نشان می دهند که هر کسی ممکن است در رقابت های سیاسی و اقتصادی داخلی قربانی شود. این واقعیت هم اانگیزه ایرانیان خارج از کشور را سلب می کند.

یعنی شما پیشنهاد می‏کنید که دیگر نباید به عنوان ایرانی خارج از کشور با ایران کار کرد؟

– عقیده دارم که دولت باید اعتماد از دست رفته را دوباره به دست آورد. تنها راه ایجاد اعتماد جدید، آزاد کردن تمام ایرانیان دو تابعیتی است که الان در بازداشت هستند. دولت باید با این مساله فعالانه برخورد کند تا دوباره راه را برای حضور قوی‎ترایرانیان خارج از کشور در ایران هموار کند. برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دنبال طرح عفو عمومی ایرانیان خارج از کشور هستند ولی چنین طرحی بدون آزاد شدن دوتابعیتی های بازداشت شده هیچ ارزشی ندارد.

پاسخ شما به آن دسته از ایرانیان خارج از کشور که می گویند ایرانیان بازداشت شده خود مقصرند چون با دولت ایران همکاری می کردند و به همان خاطر در بند افتادند، چیست؟

– من جزییات تک تک موارد را نمی دانم. ولی در مورد سیامک نمازی، قاطعانه می گویم که هدف او همیشه کمک به مردم ایران بود و هیچ انگیزه دیگری در سر نداشت. بهترین مصداق این مساله، زحمتی بود که سیامک در سال ۲۰۱۳ کشید تا موانع موجود بر سرراه صادرات دارو به ایران را از سر راه بردارد. گزارش سیامک در اینترنت هست و همه می توانند آن را مطالعه کنند و ببینند که این فرد به عنوان یک ایرانی خارج از کشور چه قدر عرق ملی داشت و چه قدر هزینه کرد. متاسفانه نیروهایی در ساختار قدرت ایران هستند که چون خودشان یاد نگرفته اند به منافع ملی فکر کنند، ظرفیت این که بفهمند دیگران با انگیزه منافع ملی تلاش می کنند را ندارند. هم اکنون و با تشدید تحریم های خارجی کشور، ببینید چه قدر به این نوع فعالیت نیاز داریم که به واسطه تجربه تلخ افرادی مثل سیامک سرکوب می شود.

پس شما معتقدید تا آزادی زندانی های دو تابعیتی، نباید با دولت حسن روحانی تعامل کرد؟

– من می گویم باید از دولت بخواهیم که مسوولیت پذیر باشد و با شجاعت از حقوق افراد بی گناه زندانی دفاع کند و پشت قوه قضاییه پنهان نشود. آقای سورنا ستاری وقتی برای من دوباره قابل قبول است که به عنوان شاهد برود به قوه قضاییه و از سیامک و دیگران دفاع کند. دولتی که شجاعت و جسارت نشان دهد، با حسن نیت بیش تری از طرف ایرانیان خارج از کشور روبه رو خواهد شد.

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Sep 19 2018

نگرانی مادر فرهاد میثمی، پزشک زندانی در ایران بعد از اعتصاب غذای او

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


صدای آمریکا: مادر فرهاد میثمی فعال مدنی که از تاریخ ۱۰ مرداد ماه، یک روز پس از بازداشتش تاکنون در اعتصاب غذا به سر می‌برد، به کمپین حقوق بشر در ایران گفته است حال فرزندش مناسب نیست و به شدت نگران اوست.

به گفته «صدیقه پیش‌نماز» او از زمان بازداشت تاکنون فقط یک بار فرزندش را به صورت کابینی ملاقات کرده است.

فرهاد میثمی از یک هفته پیش اعتصاب غذای خود را از تر به خشک تغییر داده است و حتی مایعات هم مصرف نمی کند.

مادر فرهاد میثمی گفته است مسئولان از او خواسته‌اند تا از پسرش بخواهد اعتصابش را بشکند اما او نپذیرفته است.

فرهاد میثمی، ۴۸ ساله، فعال مدنی و پزشک است و از همراهان همیشگی نسرین ستوده در تجمعات اعتراضی بوده و یکی از اتهاماتی که به دستگیری او منجر شده است مربوط به نشان‌های سینه ای است که روی آن نوشته شده من به حجاب اجباری اعتراض دارم.

آقای میثمی به اتهام تبانی و اجتماع به قصد بر هم زدن امنیت کشور بازداشت شد.

نسرین ستوده، وکیل سرشناس حقوق بشری، پس از صحبت درباره شماری از موکلانش که در اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شده بودند، به زندان منتقل شد.

خانم ستوده هم مانند میثمی از چند روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

یکی از نزدیکان آقای میثمی به گاردین گفته است که اعتصاب غذای او به خاطر «اتهامات ناموجه و عدم دسترسی به وکیل مورد نظر» است.

No responses yet

Sep 17 2018

«افزایش فشارها» بر فرزندان نسرین ستوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا:
فعالان حقوق بشر خبر می‌دهند بدنبال بازداشت رضا خندان، همسر نسرین ستوده، مقام‌های قضایی و امنیتی، «فشارها» بر فرزندان این دو به ویژه بر مهراوه خندان را افزایش داده‌اند.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، روز ۲۳ خرداد ماه بازداشت شد و همسرش رضا خندان نیز پس از آنکه ۱۲ شهریور خبر داد که وزارت اطلاعات در تماس تلفنی، وی را تهدید به بازداشت کرده، دستگیر شد.

عیسی سحرخیز، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در صفحه فیس‌بوک خود نوشته روز یکشنبه (۲۶ شهریور)، در حالی‌که فرزندان نسرین ستوده منتظر ملاقات با مادرشان بودند، «اسم آنها برای ملاقات خوانده نشد» و مهراوه، دختر ستوده و خندان، برای رعایت حجاب کامل مورد «تهدید» قرار گرفت.

فایل صوتی
بر اساس این گزارش به نقل از یک «منبع مطلع»، «فردی که خود را مدیر کل سالن ملاقات معرفی می‌کرد، مهراوه خندان را تهدید کرد که اگر حجابت را رعایت نکنی از ورودت به سالن ملاقات جلوگیری می‌کنم.»

آقای سحرخیز نوشته این در حالی است که پوشش مهراوه خندان «مثل تمامی ملاقات‌های قبلی بوده» و «گویا پس از بازداشت رضا خندان تصمیم بر اعمال فشار بر خانواده رضا خندان و نسرین ستوده در روزهای ملاقات گرفته‌اند.»

هم‌بندی‌های نسرین ستوده نیز به فرزندان وی گفته‌اند از مادر آنها «تعهدنامه کتبی مبنی بر حفظ کامل حجاب خواسته‌اند که با مخالفت شدید نسرین ستوده» مواجه شده‌ است.

خانم ستوده نیز اعلام کرده در اعتراض به این موضوع «از این به بعد، از حضور در سالن ملاقات و حتی تماس تلفنی با خانواده‌اش امتناع» خواهد کرد.

این گزارش حاکی است ستوده در حالی این تصمیم را اتخاذ کرده که «از سوم شهریورماه دست به اعتصاب غذای تر زده و از ۱۵ شهریور {هم} اعلام کرده تا آزادی بی‌قید و شرط رضا خندان از زندان اوین، از رفتن به بهداری زندان و پذیرفتن سُرم و گرفتن فشار خون امتناع» خواهد کرد.

وی پس از آن که ۱۸ شهریور بدلیل «افت شدید فشار خون»، روی پله‌های بند «بی‌هوش» شده، این موضوع را بیان کرده است

این برای نخستین‌بار نیست که خانواده نسرین ستوده مورد تهدید مستقیم یا غیرمستقیم و آزار قرار می‌گیرند.

رضا خندان مهر ماه ۱۳۹۰ گفته بود «به طور غیرمستقیم و از طریق کفیلش به شعبه ۴ دادسرای اوین احضار شده» و دی ماه ۱۳۸۹ نیز پس از آن‌که به‌خاطر بدرفتاری با همسرش شکایتی طرح کرد، به دادگاه احضار و متهم به «نشر اکاذیب» شد.

اتهام‌های نسرین ستوده «تبانی، اجتماع و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده‌ و خندان نیز پیشتر به رادیو فردا گفته‌ بود که دادگاه انقلاب با استناد به ماده ۵۱۰ قانون مجازات اسلامی که در خصوص «کمک به جاسوسان» است، خانم ستوده را با حکمی غیابی محکوم کرده است.

این در حالی است که دادسرای اوین چنین اتهامی را به نسرین ستوده وارد نکرده بود و حکم با کیفرخواست تطبیق ندارد.

رضا خندان نیز صبح روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور پس از مراجعه مأموران به منزلش بازداشت شد. اتهامات او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اشاعه و ترویج بی‌حجابی»عنوان شده و شعبه هفت دادسرای اوین برای وی قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی صادر کرده است.

بازداشت نسرین ستوده و رضا خندان با واکنش‌های داخلی و خارجی مواجه شده و از آن جمله عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج شد و از مجامع بین‌المللی و اتحادیه اروپا خواست که این اقدام جمهوری اسلامی را به شدت محکوم کنند.

شماری از فعالان مدنی و سیاسی در ایران و خارج از کشور هم با انتشار بیانیه‌ای در حمایت از نسرین ستوده، اتهامات علیه او را «واهی» و «مضحک» خواندند و خواستار آزادی وی و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی جمهوری اسلامی شدند.

منابع: فیس‌بوک عیسی سحرخیز و رادیو فردا؛ ب.ب/ پ.پ

No responses yet

Sep 12 2018

درخواست آزادی فوری فعالان حقوق زنان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حجاب,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: از چپ: هدی عمید، نجمه واحدی و رضوان محمدی

اتهام و محل نگهداری هدی عمید، نجمه واحدی و رضوان محمدی هنوز اعلام نشده است. این سه فعال حقوق زنان دهم و دوازدهم شهریور بازداشت شدند. کمپین حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی خواستار آزادی فوری آنها شده است.

هدی عمید، نجمه واحدی و رضوان محمدی فعالیت‌های مسالمت‌آمیزی در زمینه “برابری حقوق زن و مرد” داشته‌اند. کمپین حقوق بشر برای ایران به نقل از منابع مطلع نوشته است این سه فعال مدنی بدون هشدار قبلی در خانه‌های خود بازداشت شدند.

اتهام یا محل نگهداری آنها هنوز مشخص نشده است و خانواده های آنها از تماس تلفنی و یا ملاقات حضوری با آنها منع شده‌اند.

کمپین حقوق بشر در ایران در مورد وضعیت این فعالان مدنی ابراز نگرانی کرده است. در بیانیه این کمپین تصریح شده: «با توجه به الگوی مستند شده از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی در ایران، مانند زندان‌های انفرادی طولانی مدت که به اعمال فشار بر آنها در طول مدت بازجویی منجر می‌شود و دسترسی به وکیل هم برای زندانیان فراهم نیست، در مورد شرایط محل نگهداری این زنان نگرانی‌هایی وجود دارد.»

هدی عمید، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلای مرکز است. او کارگاه‌هایی در زمینه آموزش شروط ضمن عقد داشته است. هدی عمید پیش از بازداشت در مصاحبه‌ای در مورد آمار رو به افزایش طلاق گفته بود:«نکته‌ای که مسئولین نمی‌بینند این است که همه‌چیز را با اجبار قانونی نمی‌توان حل کرد. آمار طلاق زیاد شده اما آیا باید با اجبار این ماجرا را حل بکنیم؟ حل این مسئله را باید از خیلی قبل‌تر شروع کنیم.»

هدی عمید همراه نجمه‌ واحدی روز دهم شهریور توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در تهران بازداشت شدند. نجمه واحدی، جامعه شناس و تحصیل‌کرده رشته تخصصی مطالعات زنان است. او از جمله در زمینه شرایط نابرابر زن و مرد در محیط کار و نابرابری حقوق و بازنشستگی زن و مرد تحقیق کرده است. نجمه واحدی نیز  کارگاه‌هایی در زمینه تبعیض جنسیتی برگزار کرده بود.

رضوان محمدی، دانشجوی مطالعات جنسیتی نیز در زمینه “ترویج برابری جنسیتی” فعال بوده و در کارگاه‌های برابری جنسیتی شرکت داشته است.

هادی قائمی، مدیر کمپین حقوق بشر در ایران در بیانیه این کمپین تأکید کرده است: «مقامات ایران فکر می‌کنند می‌توانند با بازداشت‌های غیرقانونی مردم را از حمایت از حقوق زنان  متوقف کنند، اما این بازداشت‌ها باعث ساکت‌شدن مردم نشده است و بر تعداد حامیان حقوق زنان افزوده شده است.»

بازداشت و سرکوب فعالان مدنی در ایران در ماه‌های اخیر شدت گرفته است. بازداشت پی‌ در پی فعالان حقوق بشر که از خرداد ماه و با دستگیری نسرین ستوده آغاز شده با بازداشت شماری از وکلای دادگستری که پیگیر پرونده فعالان مدنی بودند، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است.

عبدالکریم لاهیجی حقوق‌دان و از موسسان جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر پس از بازداشت‌های دو هفته نخست شهریور به دویچه‌وله گفته بود: «سرکوب و بازداشت در شرایط بحران تنها راهی است که جمهوری اسلامی می‌شناسد. حال هم مانند چهل سال گذشته، حکومت جمهوری اسلامی یعنی دولت و تمام نهادهای فرادولتی زیرنظر ولی‌فقیه فکر می‌کنند می‌توانند با افزایش موج سرکوب، بحران را مهار کنند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .