اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'دانشجویی'

May 22 2014

تصویر رد شکایت یک دانشجوی اخراجی بهایی از وزارت علوم توسط دیوان عدالت اداری

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,مذهب


تقاطع: به دنبال انتشار نامه‌ی ۱۰۴ نفر از بهاییان محروم از تحصیل در دانشگاه‌های ایران به محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، یکی از این افراد، تصویر حکم “دیوان عدالت اداری” مبنی بر رد شکایتش از وزارت علوم در سال ۱۳۸۶ را منتشر کرد.

بر اساس این حکم که تصویر آن روز سه‌شنبه (۳۰ اردیبشهت-۲۰ می) در وب‌سایت “هرانا” منتشر شده، رییس و دو مستشار شعبه‌ی چهارم “دیوان عدالت اداری”، با بیان این‌که وضعیت تحصیلی “شایان مقیمی فیروزآباد”، «با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تطبیق و مردود شناخته شده است»، اعلام کرده‌اند وی «اعتراض موجهی ندارد که تخلف از مقررات را ثابت کند و خواسته‌ی وی را موجه سازد».

این حکم با تاکید بر این‌که «ذی‌حق بودن شاکی محرز نیست»، رای صادرشده را مطابق ماده ۷ قانون “دیوان عدالت اداری”، “قطعی” اعلام کرده است.

اشاره‌ی صادرکنندگان حکم، به مصوبه‌ی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” است که بهاییان را علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌کند.

بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبت نام بهاییان در دانشگاه‌ها جلوگیری به عمل آید بلکه چنان‌چه هویت بهایی فردی بعد از ثبت نام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.

این مصوبه ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ و در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز بار دیگر به تصویب “شورای انقلاب فرهنگی” و وزارت اطلاعات رسید.

شایان مقیمی فیروزآباد، پیش‌تر در نامه دسته‌جمعی بهاییان محروم از تحصیل ساکن شهر یزد به جواد لاریجانی، نوشته بود که در سال ۸۵ موفق به شرکت در کنکور و پذیرفته شدن در “دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد” شده اما بعد از دو ترم، به علت بهایی بودن اخراج گردیده است.

نامه‌ی این ۱۰۴ بهایی که در میان آن‌ها نام دانشجویان اخراجی و محروم از تحصیل در سال‌های دهه‌ی ۶۰ نیز به چشم می‌خورد، در واکنش به سخنان فروردین‌ماه “دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه” جمهوری اسلامی نوشته شده که در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی با رد «هرگونه تبعیض و تضییع حقوق افراد به خاطر بهایی بودن» مدعی شده بود که افراد به صرف بهایی بودن در ایران محاکمه یا از تحصیل منع نمی‌شوند.

حال، این شهروندان بهایی محروم از تحصیل در نامه خود تاکید کرده‌اند که همگی «دانشجویان اخراجی، نقص پرونده و محروم از شرکت در کنکور سراسری» هستند که به دنبال “فراخوانی برای اعاده حقوق از دست رفته” خود پای این نامه را امضا کرده‌اند.

محمدجواد لاریجانی، شامگاه ۱۷ فروردین ماه در مصاحبه تلویزیونی خود، گزارش نهادهای حقوق بشری درباره نقض حقوق بهاییان توسط جمهوری اسلامی را یک «دروغ آشکار» و اظهاراتی «نژاد‌پرستانه»، «فرقه‌ای» و «خلاف موازین حقوق بشر» خوانده بود.

سه روز بعد نیز برادر وی، صادق لاریجانی، که ریاست قوه قضاییه را بر عهده دارد، در جلسه مسوولان عالی قضایی، از بهاییت به عنوان «دین ساختگی غربی‌ها برای به هم ریختن کشورهای اسلامی» یاد کرد و مدعی شد که «برخوردهای قضایی» با بهاییان، تنها مربوط به کسانی است که «برای بیگانگان جاسوسی کرده‌اند» یا دست به «اقدام‌هایی خلاف امنیت ملی» زده‌اند.

این در حالی است که هم‌اکنون نزدیک به ۱۵۰ نفر از شهروندان بهایی در زندان‌های مختلف ایران در حال سپری کردن محکومیت‌های زندان خود هستند و بیش از ۲۰۰ بهایی دیگر نیز که با قرار وثیقه آزاد هستند، در انتظار صدور حکم قطعی و یا اجرای حکم زندان به سر می‌برند.

در یکی از آخرین موارد اجرای این احکام، الهام فراهانی و فرزندش شمیم نعیمی، که پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به ۴ و ۳ سال حبس محکوم شده بودند، روز ۲۱ اردیبهشت‌ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شدند.

No responses yet

May 12 2014

ستاره داوری، فعال سابق دانشجویی بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوزمانه: ستاره داوری، فعال سابق دانشجویی و عضو شورای مرکزی تشکل‌ اصلاح‌طلب دانشگاه قزوین، سه شنبه ۱۶ اردیبهشت، توسط نیروهای امنیتی در منزل خانواده‌اش در تهران بازداشت شده است.
ستاره داوری

ستاره داوری، عضو پیشین شورای مرکزی تشکل‌ اصلاح‌طلب دانشگاه قزوین

یک منبع نزدیک به خانواده وی که خواست نامش فاش نشود، در گفت‌وگو با «رادیو زمانه» اعلام کرد که از محل نگهداری و علت بازداشت این فعال دانشجویی، اطلاعی در دست نیست.

این منبع افزود که خانواده ستاره داوری در این چند روز بارها به مراجع قانونی مراجعه کرده‌اند، اما تاکنون پاسخی به آن‌ها داده نشده است.

No responses yet

Mar 14 2014

تقدیر نماینده خامنه ای از رییس سابق دانشگاه تهران: درخواست حمله به کوی دانشگاه کار رهبر بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

روز: پس از برکناری پر سر وصدای فرهاد رهبر از ریاست دانشگاه تهران که مورد انتقاد اصولگرایان تندرو و برخی چهره های حکومتی قرار گرفت، روز گذشته نماینده رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه تهران در مراسم تودیع فرهاد رهبر، یکی از ویژگی های او را مدیریت “حوادث ۸۸” در دانشگاه تهران معرفی کرد؛ موضوعی که می تواند به نقش فرهاد رهبر و درخواست مجوز برای ورود نیروهای امنیتی و نظامی به کوی دانشگاه تهران ربط داشته باشد.

مسئول نهاد نمایندگی رهبرجمهوری اسلامی در دانشگاه تهران در جریان مراسم معارفه سرپرست دانشگاه تهران و تودیع فرهاد رهبر از ریاست این دانشگاه گفت:”دکتر رهبر به عنوان یک سرباز مخلص جمهوری اسلامی همه توان خود را در خدمت دانشگاه گذاشت و با سربلندی این مسئولیت را به پایان رساند. ”

حجت الاسلام ابراهیم کلانتری با اشاره به اینکه ” آقای رهبر به نحو احسنت این مسئولیت را به سرمنزل مقصود رساند” تاکید کرد که “دانشگاه تهران در این دوره چند ویژگی داشت که یکی از آنها فراز و نشیب‌هایی بود که در حوادث ۸۸ اتفاق افتاد که دانشگاه تهران نیز به نوعی در معرض آن قرار می‌گرفت اما این حوادث با مدیریت دکتر رهبر و با کمترین خسارت‌ها مدیریت شد و به پایان رسید. ”

این اظهارات نماینده آیت الله خامنه ای در دانشگاه تهران درحالی است که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ در نخستین ساعات سحرگاه ۲۵ خرداد تعداد زیادی نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و تعداد زیادی از آنها را بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک و همچنین زیر زمین وزارت کشور منتقل کردند.

آنگونه که منابع دانشجویی در روزهای پس از این حمله گزارش کردند ۵ تن از دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه در جریان حمله نیروی های لباس شخصی و نظامی کشته شدند. مدتی بعد اما نمایندگان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در کمیته پیگیری حوادث پس از انتخابات تعداد دانشجویان کشته شده را ۷ نفر با ذکر نام و براساس اطلاعات دریافتی خود اعلام کردند.

فرهاد رهبر یک روز پس از این حادثه در ۲۶ خرداد ۸۸ طی گفت و گویی با خبرگزاری ایسنا کشته شدن دانشجویان را تکذیب کرده و مدعی شده بود که “چند تن” از دانشجویانی که قابل تفکیک با غیردانشجویان نبودند بازداشت شده بودند که آنها هم آزاد شده اند.

وی گفته بود: “شایعات موجود مبنی بر کشته شدن دانشجو به هیچ وجه صحت ندارد و به شدت این موضوع را تکذیب می‌کنم.”

روز ۹ تیرماه ۱۳۸۸ محسن کوهکن سخنگوی وقت هیات رییسه مجلس هشتم با اعلام اینکه “طبق قانون به درخواست رئیس دانشگاه نیروهای انتظامی می‌توانند، وارد محل دانشگاه شوند” گفت: “در مسایل اخیر هم خود آقای رهبر عنوان کرد که برای تامین امنیت از نیروهای امنیتی خواسته بود که وارد کوی دانشگاه تهران شوند.”

موضوعی که البته در همین روز از سوی فرهاد رهبر همچون کشته شدن تعدادی و تداوم بازداشت تعدادی از دانشجویان تکذیب شد. او به خبرگزاری مهر گفته بود: “ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه تهران، با اجازه و درخواست من نبوده و اظهارات این نماینده مجلس را به شدت تکذیب می‌کنم. من پس از ورود نیروی انتظامی به کوی از جریان آگاهی پیدا کردم و در صحنه حاضر بودم، اما درخواستی مبنی بر ورود نیروی انتظامی نداشتم.”

این اظهارات فرهاد رهبر درحالی بود که در فیلمی که مدتی بعد از حمله به کوی دانشگاه منتشر شد نیروهای لباس شخصی مسلح به ابزار و ادوات نظامی با حضور و همراهی نیروی انتظامی به ضرب و شتم دانشجویان حاضر در کوی دانشگاه مشغول اند.( فیلم حمله به کوی دانشگاه تهران)

البته پس از تکذیب اظهارات عضو هیات رییسه مجلس از سوی فرهاد رهبر، علی عباسپور تهرانی فرد یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اعلام کرد: “در مورد ورود نیروهای انتظامی به کوی دانشگاه تهران نقل شده بود که این کار با مجوز دانشگاه صورت گرفته است اما با بررسیهایی که در کمیته منتخب، کمیسیون آموزش و تحقیقات و کمیسیون فرهنگی مجلس صورت گرفت مشخص شد که این مجوز از سوی شورای تأمین شهر تهران صادر شده است”؛ موضوعی که با اظهارات خود فرهاد رهبر و البته حضورش در کوی دانشگاه نشان از این داشت که درخواست ورود نیروهای لباس شخصی یا نظامی و امنیتی یا به درخواست وی بوده و یا اینکه با هماهنگی با او صورت گرفته است.

در اسفندماه سال ۸۸ در فیلم و ویدیوهایی که از حمله به کوی دانشگاه منتشر شد، تصویر بردار که همراه مهاجمان به کوی بود اعلام کرد که “این عملیات به دستور سردار رجب زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران انجام می گیرد”؛ نکته ای که خود عزیزالله رجب زاده پس از برکناری از سمت فرماندهی نیروی انتظامی تهران آن را تکذیب کرد و مسئولیت حوادث روی داده را به سپاه و بسیج نسبت داد و گفت: “امنیت تهران پس از انتخابات برعهده قرارگاه ثارالله و سپاه محمد رسول الله تهران بود”.

نکته ای که پیش از آن فرماندهان سپاه پاسداران از جمله عبدالله عراقی، فرمانده سابق سپاه محمد رسول الله و جانشین فعلی فرمانده کل نیروی زمینی سپاه نیز آن را تایید کرده و گفته بود: “از ۲۵ خردادماه تا ۲۵ مردادماه مسئولیت امنیت پایتخت برعهده سپاه و نیروهای بسیجی بود.”

روز ۴ شهریور سال ۱۳۸۸ آیت الله علی خامنه ای در دیداری با “دانشجویان و نخبگان”، اتفاقات روی داده در کوی دانشگاه و کشته شدن تعدادی در بازداشتگاه کهریزک را “جنایاتی” خواند که روی داده و البته اعلام کرد که “اینگونه مسائل نباید با مسئله اصلی بعد از انتخابات خلط مبحث شود. عده ای، ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروی نظام در مقابل ملتها را نادیده می گیرند و مسئله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیه اصلی قلمداد می کنند اما این نگاه، خود یک ظلم آشکار است.”

کمیته های تحقیق مجلس درباره حادثه کوی دانشگاه و کشته شدن دانشجویان هیچ گاه به صراحت مشخص نکردند که مسئولیت اتفاقات روی داده با چه کسی است. در مهرماه سال ۸۸ کاظم جلالی یکی از اعضای کمیته حقیقت یاب مجلس، اعلام کرده بود: “متاسفم از اینکه اعلام نمایم دستهایی در کار است تا همه مسائل دربوته ابهام و اجمال بماند و تلاش می نمایند تا از همه ظرفیت های نظام برای رفع این مسائل استفاده نشود.”

همچنین حمیدرضا کاتوزیان عضو دیگر این کمیته مجلس نیز درباره تاخیرها در اعلام نتایج بررسی ها و نحوه تهیه گزارش نهایی این کمیته گفت: “قرار بود گزارش در شهریورماه تهیه و به جمع‌بندی برسیم اما جلسات برگزار نشد. درحقیقت جلسه‌ای برگزار نشده که ما بتوانیم بررسی کنیم افرادی که قرار بوده گزارش تهیه کنند به کجا رسیده‌اند.”

این نماینده اصولگرای مجلس همچنین ضمن تایید تلویحی فشارهای وارده برای مسکوت ماندن تحقیقات این کمیته تاکید کرده بود که “این کمیته نباید تسلیم فشارهای موجود شود و باید گزارش جامعی برای ارائه به مجلس تهیه کند. این کمیته نمی‌تواند تا آخر مجلس برپا باشد باید به هرحال گزارشی ارائه و پایان کار خود را اعلام کند. می‌شود برخی تصورات را داشت که نمی‌گذارند اطلاعات تکمیل شود اما من فکر می‌کنم این کمیته باید به وظیفه خود عمل و گزارشش را تهیه کند.”

در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ در نهایت غلامحسین محسنی اژه ای طی اظهاراتی اعلام کرد که “پرونده کوی دانشگاه و ساختمان سبحان در دادگاه بررسی و حکم برای متهمان صادر شد.این پرونده ۵۰ متهم داشت که ۴۰ نفر آنان به حبس، جزای نقدی و پرداخت خسارت وارده محکوم شدند.”

به گفته سخنگوی قوه قضاییه “برخی از شاکیان از شکایت خود صرفنظر کردند. همچنین شناسایی برخی از متهمان به دلیل آنکه صورت خود را پوشانده بودند مشکل بود. برخی از این متهمان از خارج دانشگاه وارد کوی شده بودند و برخی در داخل دانشگاه اقدامات مجرمانه داشتند.برای صدور احکام دقت و وسواس خاصی به کار برده شد اما اگر اعتراضی نسبت به آن وجود داشته باشد قابل تجدید نظر است و حکم نهایی هنوز ابلاغ نشده است.”

فرهاد رهبر رییس سابق دانشگاه تهران که به مدت ۶ سال این مسئولیت را عهده دار بود پیش از این سمت به عنوان معاون اقتصادی وزارت اطلاعات و همچنین ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی در جمهوری اسلامی فعالیت کرده است.او ۲۹ بهمن ماه سال جاری از سوی رضا فرجی دانا وزیر علوم دولت حسن روحانی برکنار شد و جای خود را به محمد حسین امید، معاون اداری مالی وزارت علوم داد.

No responses yet

Feb 18 2014

سرانجام رئیس دانشگاه تهران عزل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

تابناک: پس از اینکه بارها شایعه عزل فرهاد رهبر بر سر زبان‌ها افتاد و تکذیب شد، سرانجام این اتفاق رقم خورد؛ اتفاقی که ‌احتمالا اظهار‌نظرهای متعددی را رقم خواهد زد، به ویژه آنکه دوران ریاست رهبر در دانشگاه تهران، با حواشی گوناگونی روبه‌ىو بوده و موافقان و منتقدان بسیاری داشته است.

وزیر علوم فرهاد رهبر را از ریاست دانشگاه تهران برکنار کرد.

به گزارش «تابناک»، صبح امروز رضا فرجی دانا، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، فرهاد رهبر را از ریاست دانشگاه تهران برکنار کرد.

بر پایه آخرین اطلاعات به دست آمده، محمدحسین امید، معاون اداری و مالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با حفظ سمت، سرپرستی دانشگاه تهران را بر عهده گرفت.

مهدخت بروجردی، مدیر کل روابط عمومی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با تأیید این خبر گفت: در یک نامه تشکرآمیز از دوره ریاست دکتر رهبر در دانشگاه تهران تقدیر شده است.

وی افزود: محمدحسین امید، معاون اداری و مالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با حفظ سمت، ‌‌سرپرست دانشگاه تهران ‌شد‌.

پیش از این، روز گذشته، خبر رسیده بود که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای برکناری فرهاد رهبر از ریاست دانشگاه تهران، کارگروهی تشکیل داد که اعضای آن به جمع‌بندهای لازم برای برکناری فرهاد رهبر از ریاست دانشگاه تهران رسیدند.

این در حالی است که پیش از این، بار‌ها در مقاطع گوناگون، به ویژه با بر سر کار آمدن دولت یازدهم، شایعه عزل فرهاد رهبر به گوش می‌رسید، ولی هر بار تکذیب می‌شد.

سرانجام رئیس دانشگاه تهران عزل شد

رهبر خبر عزل خود را تأیید کرد

رهبر در واکنش به خبر عزل خود به مهر گفت: وزارت علوم این موضوع را با من در میان گذاشته و خبر درست است؛ اما هنوز حکمی مبنی بر برکناری‌ام به دستم نرسیده؛ بنابراین، تا ‌دریافت حکم، در این دانشگاه در حکم رئیس حضور دارم.

وی در پاسخ به پرسشی درباره جانشین وی گفت: شنیده‌ام که معاون اداری مالی وزارت علوم (دکتر امید) که پیش از این معاون دانشگاه تهران بود، ‌سرپرست ‌شده است.

گفتنی است، فرهاد رهبر که در سال ۱۳۳۸ در سمنان به دنیا آمده، مدرک دکترای اقتصاد نظری خود را از دانشگاه تهران گرفته و پس از تکیه بر کرسی معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات در دولت هاشمی رفسنجانی و ریاست سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در دولت احمدی‌نژاد، در سال‌های اخیر به عنوان سی و یکمین رئیس دانشگاه تهران به چهره‌ای شناخته ‌تبدیل شد.

دلیل برکناری فرهاد رهبر

عبدالحسین فریدون، مدیرکل دفتر وزارتی وزارت علوم، دلیل تغییر رئیس دانشگاه تهران را پایان حکم مدیریت فرهاد رهبر در این دانشگاه‌ عنوان کرد و گفت: مدت زمان چهار ساله ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران به پایان رسیده و وزارت علوم با صدور نامه‌ای، از خدمات وی در این دانشگاه تشکر کرد.

سرانجام رئیس دانشگاه تهران عزل شد

حکم وزیر علوم برای سرپرست دانشگاه تهران

با عنایت به تعهد، تخصص و تجارب ارزنده جناب‌عالی در امر آموزش عالی، به موجب این حکم با حفظ سمت به عنوان سرپرست دانشگاه تهران منصوب می‌شوید؛ امید است با اتکال به خداوند متعال، مأموریت و وظایف سرپرستی دانشگاه تهران را بر پایه قوانین به انجام رسانید و با استفاده از مبانی علمی و راهبردهای دولت تدبیر و امید و جلب مشارکت دانشگاهیان، نقشی شایسته در تحقق اهداف نظام علمی و فناوری ایفا نمائید.

همچنین بایسته است، نسبت به تشکیل شورایی از منتخبین دانشگاه به منظور ایجاد مشارکت حداکثری دانشگاهیان در پیشنهاد افراد شایسته به وزارت جهت تصدی ریاست دانشگاه اهتمام ورزید.

متن نامه وزیر خطاب به فرهاد رهبر

احتراماً، باستناد حکم شماره ۱۷۴۳۱/و مورخ ۲۱/۲/۸۷ با عنایت به اتمام دوره مسئولیت جنابعالی براساس بند ب ماده ۴ آیین‌نامه جامع مدیریت دانشگاه‌ها، بدینوسیله از خدمات صادقانه شما در دوران تصدی ریاست دانشگاه تهران تقدیر و تشکر می‌نماید؛ بی‌گمان خدمتگزاری به جامعه دانشگاهی کشور و سکانداری مدیریت آموزش عالی در عالیترین سطح بویژه در نماد آموزش عالی کشور توفیق بزرگی همراه با اجر اخروی است. امید است جامعه دانشگاهی کشور همانند گذشته از تجارب ارزنده و تلاش‌های مخلصانه شما در تحقق برنامه‌های توسعه علمی و پیشرفت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بهره‌مند شوند.

No responses yet

Jan 11 2014

در دولت دهم سه هزار دانشجوی دکترا «بدون آزمون» پذیرفته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: مجتبی صدیقی، معاون وزیر علوم دولت حسن روحانی، گفته است طی دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، سه هزار دانشجوی دکترا بدون آزمون در دانشگاه‌ها پذیرفته شده‌اند.

خبرگزاری ایسنا از قول آقای صدیقی، که رئیس سازمان امور دانشجویان نیز هست، نوشته که در حال حاضر داوطلبان دریافت بورس داخل و خارج از کشور باید از طریق رقابت در آزمون وارد این دوره‌ها شوند.

این مقام وزارت علوم ۱۹ دی‌ماه در نخستین نشست استانی وزیر علوم و معاونانش، گفت «سياست كلی سازمان امور دانشجويان در اين دوره، افزايش كميت، شفافيت بيشتر در كارها، عدالت در توسعه و توزيع امكانات، قانون‌گرايی و دفاع از حيثيت آموزش عالی به طور خاص است.»

موضوع پذیرش دانشجوی دکترا بدون آزمون در رسانه‌ها و روزنامه‌های داخلی ایران نیز بازتاب یافته است. هر چند پیشتر و زمانی که هنوز دولت دهم بر سر کار بود گزارش‌هایی در این مورد منتشر شده بودند.

از جمله وب‌سایت خبری تابناک در مهر ماه سال ۱۳۹۱ در گزارشی گفته بود این موضوع به دلیل مسئله بورسیه به وجود آمده است.

در آن زمان گفته شده بود که دولت با اعطای گسترده بورس دانشگاه‌های خارجی، با در نظر گرفتن شرایطی مانند «ایمان، تقوا، اعتقاد به اسلام و …» و «گزینش» گروهی را وارد دوره‌های دکترا کرده است. این افراد سپس بورس خارجی خود را به بورس داخلی تبدیل کرده و به دانشگاه‌های برتر ایران راه پیدا کرده‌اند.

یک روز پس از تازه‌ترین سخنان معاون وزیر علوم، کمالدین پیرموذن، نماینده مجلس ایران به خبرگزاری ایلنا گفت «غالب نمایندگان، خود، آشنایان یا خویشاوندانشان از عنایت وزرای علوم و تحقیقات در دولت قبلی ‌‌نهایت بهره را برده‌اند».

آقای پیرموذن افزوده است «ریشه مخالفت برخی نمایندگان با فرجی دانا و وزرای پیشنهادی دراین منصب بیشتر به منافع گروهی و شخصی بر می‌گردد.»

به گفته این نماینده مجلس برخی نمایندگان ایران بدون داشتن شرایط لازم در دانشگاه علامه طباطبایی مربی و دانشیار شده‌اند.

گزارش‌های سال گذشته نیز از دانشگاه علامه طباطبایی به‌عنوان یکی از جاهایی که بدون آزمون دکترا دانشجو پذیرفته بود، نام می‌برد.

این موضوع در سال گذشته با اعتراض گروهی از متقاضیان به دوره دکترا نیز روبه‌رو شده بود.

No responses yet

Dec 26 2013

دفترتحکیم وحدت در هفت پرده

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,دانشجویی,سیاسی

دویچه‌وله: اگر نگوییم مهمترین، قطعا یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین تشکل‌های دانشجویی بعد از انقلاب، دفتر تحکیم وحدت است. مهدی عربشاهی دبیر سابق این تشکیلات، جریان شکل‌گیری این نهاد و تغییرات آن را بررسی کرده است.

تحلیل جنبش دانشجویی ایران در سال‌های بعد از انقلاب، بدون توجه به نقش دفتر تحکیم وحدت امکان‌پذیر نیست. در این سال‌ها اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور یا همان دفتر تحکیم وحدت تقریبا مهم‌ترین سازمان دانشجویی در سطح ملی بوده که فراز و نشیب‌های خاص خود را داشته است. در برخی سالها، متحد تمام عیار حکومت برآمده از انقلاب سال ۵۷ بوده، زمانی همراه یک جناح از حاکمیت یعنی اصلاح‌طلبان شده و روزگاری منتقد تمامی قدرت.

فرا رسیدن شصتمین سالگرد شانزدهم آذر یا روز دانشجو بهانه‌ای است برای بررسی دقیق تر عملکرد تحکیم وحدت و تحولات درونی آن که می‌تواند تصویری بهتر از جنبش دانشجویی در سال‌های بعد از انقلاب بدهد.

پیشینه تاسیس انجمن‌های اسلامی به سال‌های دهه بیست برمی‌گردد. زمانی که دانشجویان مذهبی در اقلیت بودند و برای پیگیری اهدافی چون اصلاح اندیشه دینی، پالایش دین از خرافات و مقابله با نفوذ حزب توده در دانشگاه، اقدام به راه‌اندازی انجمن اسلامی کردند. این دانشجویان ارتباط خوبی با اساتیدی چون مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و روحانی نواندیشی چون آیت الله طالقانی داشتند و مسجد هدایت نیز یکی از پایگاه‌های آنها بود. انجمن اسلامی در آن دوره نقش سیاسی چندانی نداشت و حضور دانشجویان مذهبی در سیاست، بیشتر در اتحاد با دانشجویان نزدیک به جبهه ملی و حمایت از دکتر مصدق نمود داشت. انجمن‌های اسلامی پیش از انقلاب تحولاتی را پشت سر گذاشتند که موضوع این یادداشت نیست. در اینجا در هفت پرده به بررسی نقش اتحادیه انجمن‌های اسلامی یا دفترتحکیم وحدت در سال‌های بعد از انقلاب می‌پردازیم.

پرده اول (سالهای ۱۳۵۸ تا ۶۱): مریدان آیت‌الله

با پیروزی انقلاب، دانشگاه‌های کشور به محلی برای فعالیت سیاسی گروه‌های مختلف تبدیل شده بود. در خلا قدرت ایجاد شده پس از انقلاب، جنگ قدرت میان هواداران آیت الله خمینی موسوم به خط امام و گروه‌های دیگر مانند مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی، ملی‌گرایان و لیبرال‌ها برقرار بود و دامنه این جدال به دانشگاه هم کشیده شده بود. انجمن‌های اسلامی در این زمان پایگاه دانشجویی هواداران آیت الله خمینی بودند. دانشجویانی که در شهریور ۵۸ در دیدار با آیت‌الله خمینی از زبان وی شنیدند “بروید تحکیم وحدت کنید” و نام اتحادیه خود را دفترتحکیم وحدت گذاشتند.
مهدی عربشاهی

مهدی عربشاهی

با این حال تحکیم از همان روزهای نخست، شکلی از تکثر درونی را تجربه کرد و هیچگاه وحدت مطلوب آیت‌الله را به چشم ندید. نخستین اختلاف بر سر اشغال سفارت آمریکا رخ داد که کسانی چون ابراهیم اصغرزاده و محسن میردامادی در شورای مرکزی از آن دفاع می‌کردند و در سوی دیگر محمود احمدی‌نژاد اولویت را به اشغال سفارت شوروی می‌داد. اینگونه شد که در نهایت بخشی از این دانشجویان نه با عنوان تحکیم که با اسم دانشجویان خط امام به سفارت حمله کردند و دیپلمات‌ها را به گروگان گرفتند و جناح دیگر، کارگزاران انقلاب فرهنگی شدند تا دانشگاه را از دانشجویان و اساتید دگراندیش و مخالف، پاکسازی کنند. دفترتحکیم وحدت در این سالها در جدال قدرت، شاخه دانشجویی روحانیونی بود که به دنبال قدرت انحصاری بودند و سرانجام از این منازعه سخت، پیروز بیرون آمدند.

پرده دوم (سالهای ۱۳۶۱ تا ۶۸) : تحکیم حکومت در دانشگاه

بازگشایی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۶۱ در شرایطی صورت گرفت که دیگر از شور و هیجان روزهای اول انقلاب خبری نبود. گروه‌های مخالف سرکوب شده بودند و اعضای آنها یا اعدام شده یا زندانی بودند و یا کشور را ترک کرده بودند. تنها صدایی که در دانشگاه شنیده می‌شد صدای بلند حاکمیت مستقر بود. تحکیم وحدت شکل سازمانی شبه دولتی را پیدا کرده بود که ماموریت داشت سیاست‌های حکومت را در دانشگاه پیگیری کند. اعضای آن در دانشگاه به دختران دانشجو در مورد مساله حجاب تذکر می‌دادند و روحانیون را برای سخنرانی دعوت می‌کردند. حتی سازمان‌های دولتی برای استخدام افراد از انجمن‌ها در مورد پیشینه فرد استعلام می‌کردند و تایید انجمن اسلامی برای عبور از مرحله گزینش ضروری بود.

جنگ ایران و عراق مهم‌ترین مساله کشور شده بود و انجمن‌های اسلامی، ستادهای اعزام دانشجویان به جبهه‌های جنگ را تشکیل داده بودند. از سوی دیگر تحکیمی‌ها در میان دو جناح حاکمیت به جناح چپ نزدیکتر شده بودند و در انتخابات مجلس دوم و سوم با آنها لیست مشترک دادند. برخی از فاتحان سفارت آمریکا تا سطح استاندار و معاون وزیر بالا رفته بودند و حتی از میان نسل اولی‌ها کسانی چون اصغرزاده به نمایندگی مجلس رسیدند. این پرده را می‌توان ماه عسل قدرت و تحکیمی‌ها دانست؛ ماه عسلی که با درگذشت آیت الله خمینی پایان یافت.

پرده سوم (سالهای ۱۳۶۸ تا ۷۳) : رکود در فراق آیت‌الله

درگذشت آیت‌الله خمینی و جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای نه تنها جناح چپ حکومت را به محاق برد؛ بلکه به عصر یکه‌تازی دفترتحکیم وحدت در فضای دانشگاه نیز پایان داد. جناح راست حکومت مدتها بود که از نداشتن جریانی همسو با خود در دانشگاه ناخرسند بود و حتی تلاش کرده بود تا گروه‌هایی نزدیک به خود ایجاد کند. به طور مثال مهندس حشمت‌الله طبرزدی با انشعابی از دل تحکیم، انجمن‌های اسلامی دانشجویی را تشکیل داده بود. اما آنها نیز به سرعت تغییر رفتار دادند و نه تنها منتقد جناح راست که به مرور مخالف حکومت شدند. جامعه اسلامی هم که با همین هدف تاسیس شده بود هیچ گاه نتوانسته بود گستردگی و اهمیت تحکیم وحدت را پیدا کند و به همین دلیل تنها راه برای جناح راست، کاستن از قدرت رقیب بود.

راستی‌ها همزمان با رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، رقیب درون حکومتی خود را از جایگاه‌های مهمی چون قوه قضاییه و دولت دور کردند و حتی با رد صلاحیت گسترده چپی‌ها راه را بر حضور آنان در مجلس چهارم نیز بستند. در همین سالها بود که دفترتحکیم وحدت هم به رکودی چندساله فرو رفت. ساختمان این سازمان دانشجویی توقیف شد و برای اولین بار در سال ۱۳۷۰ برخی از اعضای انجمن‌های اسلامی از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

مجموعه این عوامل باعث شد که دانشجویان عضو این تشکل، دست از اندیشه دفاع مطلق از حکومت بکشند. انتقادات پررنگ از دولت هاشمی و به ویژه سیاست‌های اقتصادی وی در دستور کار قرار گرفت و حتی انتقادات کمرنگی از رهبری انجام شد. تحکیمی‌ها که دیگر به شکل سابق از رانت حکومتی برخوردار نبودند، دچار سردرگمی شده بودند. شاید آنها در دوران رکود خود فرصتی یافتند تا گذشته را با دقت بیشتری مرور کنند و راهی برای آینده بسازند.

پرده چهارم (سالهای ۱۳۷۳ تا ۷۵) : فصل پوست اندازی

از سال ۷۳ به بعد ورود نسل جدید به دانشگاه‌ها و انجمن‌های اسلامی باعث شد تا گرایش‌های مدرن‌تر درون این تشکل رشد کنند. آموزه‌های عبدالکریم سروش نوعی چرخش از اسلام فقاهتی به اندیشه روشنفکری دینی را گسترش داد. دانشجویان تحکیمی دیگر اقبال چندانی به آرای مطهری نداشتند و حتی درباره باور خود به شریعتی و قرائت انقلابی او از اسلام هم دچار تردید شده بودند. نه تنها نسل‌های جدید دچار دگردیسی شدند، حتی موسسان دفتر تحکیم وحدت نیز تغییر کردند و دیگر مانند روزهای اول انقلاب نبودند. تحکیمی‌ها که دیگر پشتوانه قدرت را نداشتند تلاش کردند تا با تکیه بر هویت دانشجویی خود از آرای دموکراتیک دانشجویان مشروعیت بگیرند. برخی دانشگاه‌ها مانند صنعتی امیرکبیر در این زمینه پیشتاز بودند و برای نخستین بار درهای انتخابات شورای مرکزی خود را به روی همه دانشجویان دانشگاه باز کردند. اقبال دانشجویان نفس گرمی بود که معجزه کرد تا پیکر نیمه جان تحکیم وحدت دوباره زنده شود.

پرده پنجم (سالهای ۱۳۷۵ تا ۸۰) : حامیان پرشور خاتمی

سال ۷۵ سال اوج گیری دوباره اتحادیه انجمن‌های اسلامی بود. جناح چپ یا همان خط امامی‌ها عزم خود را جزم کرده بودند تا بعد از چند سال کناره گیری در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم شرکت کنند. البته آنها امید چندانی به پیروزی نداشتند و تنها می‌خواستند به شکل اقلیتی قدرتمند دوباره خود را سازماندهی کنند. تحکیمی‌ها در این مسیر پیشگام شدند و ابتدا از مهندس میرحسین موسوی برای کاندیداتوری دعوت کردند. با امتناع مهندس موسوی، شورای مرکزی وقت اتحادیه سراغ سید محمد خاتمی رفت که آن روزها در گوشه کتابخانه ملی مهجور افتاده بود. رایزنی‌ها برای حضور خاتمی آغاز شد و او سرانجام در جمع تحکیمی‌ها اعلام کاندیداتوری کرد. نخستین برنامه انتخاباتی خاتمی در دانشگاه صنعتی شریف و به میزبانی انجمن این دانشگاه با استقبال پرشور دانشجویان روبرو شد و تحکیم نقش ستاد دانشجویی خاتمی را بر عهده گرفت. موج آفرینی دانشجویان در فرصتی کوتاه فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد تا خاتمی پیروز دوم خرداد باشد.

تحکیمی‌ها که با این پیروزی اعتبار اجتماعی بالایی کسب کرده بودند، تبدیل به نیروی خط‌شکن اصلاحات شدند. استراتژی فشار از پایین و چانه زنی از بالای چپی‌ها که حالا اصلاح طلب نام گرفته بودند نیاز به نیرویی در بدنه اجتماع داشت. دانشجویان همان نیرو بودند و با برنامه‌های پرشور خود در دانشگاه، خط قرمزهای حاکمیت را به عقب می‌راندند تا اصلاح طلبان، مواضع قدرت را سنگر به سنگر فتح کنند. اقتدارگرایان در اندیشه طرحی بودند تا موتور محرک اصلاحات را خاموش کنند و فاجعه حمله به کوی دانشگاه در این شرایط رخ داد. اعتراضات چند روزه دانشجویان با سرکوب شدید حکومت روبرو شد و عدم همراهی خاتمی با معترضان، سبب دلخوری دانشجویان شد.

از سوی دیگر تحکیم وحدت به شکل یک حزب سیاسی در آمده بود و حتی برای انتخابات شوراها و مجلس، کاندیدای اختصاصی معرفی می‌کرد. این مساله موجب شد تا منازعات سهم خواهانه در درون تحکیم بالا بگیرد. در دسته بندی درونی تحکیم وحدت نیز طیف مدرن روزبه روز قدرت بیشتری می‌گرفت و سنتی‌ها از تحولات دانشگاه جا مانده بودند. نیروهای امنیتی و بیت رهبری هم که قدرت زیاد تحکیم را به ضرر خود می‌دیدند بر آتش اختلافات داخلی دمیدند و تلاش کردند با فرستادن نیروهای نفوذی به درون تحکیم و فشارهای امنیتی آن را مهار کنند. اختلافات سیاسی واقعی نیز در درون مجموعه وجود داشت و گروهی خواهان عبور از خاتمی و نقد همه جانبه قدرت بودند و عده‌ای دیگر می‌خواستند پشت سر خاتمی و کنار اصلاح طلبان بمانند. سرانجام انشعابی در اتحادیه صورت گرفت و در سال ۱۳۸۰ یک گروه در دانشگاه شیراز و گروه دیگر در دانشگاه علامه طباطبایی انتخابات شورای مرکزی برگزار کردند. منتخبان اولی به طیف شیراز و منتخبان دومی به طیف علامه دفترتحکیم وحدت معروف شدند.

پرده ششم (سالهای ۱۳۸۰ تا ۸۴) : عبور از خاتمی تا تحریم

اگرچه بررسی‌های وزارت علوم نشان می‌داد که بیش از ۹۰ درصد انجمن‌های اسلامی، طیف علامه را به عنوان دفترتحکیم وحدت قبول دارند؛ اما وزارت علوم زیر فشار دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها هر دو طیف را به رسمیت شناخت. طیف شیراز در سال‌های بعد تا آنجا پیش رفت که در زمره حامیان احمدی نژاد قرار گرفت و حتی در پی وقایع جنبش سبز خواهان اعدام موسوی و کروبی شد. طیف علامه اما از این به بعد تبدیل به سازمان اصلی دانشجویان منتقد شد و در این دوره تلاش کرد تا به نقد همه جانبه قدرت از جمله اصلاح طلبان دست بزند. نسل جدید تحکیمی‌ها خواهان گذار به دموکراسی بودند و برای اولین بار از مفاهیمی چون حقوق بشر دفاع می‌کردند.
DW.DE
۱۸ تیر ۷۸ و میراث دوگانه آن برای جنبش دانشجویی

سلسله وقایعی که از ۱۸ تیر ۷۸ آغاز شد و در ۲۲ تیرماه پایان گرفت، بی‌شک یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای جنبش دانشجویی معاصر ایران بوده است.
انقلاب فرهنگی دوم؛ پروژه‌ای شکست‌خورده با سرنوشتی نامعلوم
«انقلاب فرهنگی» بزرگترین یورش در سیاسی‌ترین دوره جنبش دانشجویی

ایده دوری از قدرت و دیده‌بانی جامعه مدنی با استقبال انجمن‌های اسلامی روبرو شده بود و کار به جایی رسید که سرانجام دفترتحکیم وحدت از جبهه دوم خرداد خارج شد. تحکیمی‌ها خواهان ایستادگی خاتمی بر حقوق بنیادی مردم بودند و از عقب نشینی‌های پی در پی اصلاح طلبان گله داشتند. تحکیم این بار تلاش می‌کرد برخلاف دوره قبلی یک جریان آرمان‌خواه دانشجویی باقی بماند و تبدیل به حزب سیاسی و پلکان صعود به مناصب قدرت نشود. با این حال آنها این بار ردای اپوزیسیون بر تن کردند و کار به آنجا رسید که چند چهره برجسته شورای مرکزی وقت اتحادیه، فراخوان رفراندوم برای تغییر حکومت را امضا کردند. تحکیمی‌ها با هدف مشروعیت زدایی از حکومت، انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را تحریم کردند تا سردترین دوران را در روابط خود با اصلاح طلبان تجربه کنند.

پرده هفتم (سالهای ۱۳۸۴ تا ۸۸) : مطالبه محوران جامعه مدنی

کاهش اقبال مردمی به اصلاح طلبان، عدم اجماع بر یک کاندیدا و تحریم انتخابات از سوی جریان‌هایی چون تحکیم دست به دست هم داد تا در یک رای‌شماری مشکوک، احمدی نژاد راهی دور دوم انتخابات شود و با شکست هاشمی رفسنجانی ریاست دولت را بر عهده گیرد. آغاز صدارت احمدی نژاد به معنی قطع تمامی پشتوانه‌های قانونی دفترتحکیم وحدت بود. اقتدارگرایان فرصت را برای پیگیری برنامه سرکوب جنبش دانشجویی مهیا می‌دیدند و فشار بی‌سابقه‌ای را بر فعالان دانشجویی و انجمن‌های اسلامی وارد کردند. آنها به بهانه‌های مختلف اجازه برگزاری انتخابات شورای مرکزی را به انجمن‌ها نمی‌دادند تا بتوانند با انحلال این تشکل‌ها به دانشجویان وابسته به خود مجوز تاسیس انجمن بدهند. بسیاری از انجمن‌ها بی‌توجه به این روند، بدون هماهنگی با دانشگاه انتخابات برگزار می‌کردند تا انجمن‌های منتخب دانشجویان در برابر انجمن‌های جعلی و حکومت‌ساخته قرار بگیرند.

در این شرایط دشوار، تحکیمی‌ها و سایر دانشجویان منتقد پرچم مخالفت با احمدی نژاد را برافراشتند و در این راه هزینه‌های سنگینی دادند. اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر و سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، ماجرای نشریات جعلی و بازداشت گسترده دانشجویان را در پی داشت. اعضای دفترتحکیم وحدت در شهرستان‌ها و شورای مرکزی اتحادیه هم در این سالها در موارد متعددی بازداشت یا محروم از تحصیل شدند.

در میانه این جدال سنگین برای بقا، تحکیمی‌ها تلاش کردند تا تجربیات سال‌های گذشته را جمع بندی کنند. آنها نه عملکرد در قامت یک حزب سیاسی و ورود به قدرت را پسندیدند و نه پوشیدن ردای اپوزیسیون را مناسب حال یک جریان دانشجویی دیدند. تحکیم وحدت در این سالها تلاش کرد تا بخشی از جامعه مدنی باشد و ارتباط نزدیکتری با سایر جنبش‌های اجتماعی همچون جنبش زنان، جنبش صنفی کارگران و معلمان و جنبش‌های قومی برقرار کند. کمیسیون زنان دفترتحکیم وحدت تاسیس شد و بهاره هدایت بعد از سالها، ترکیب مردانه شورای مرکزی تحکیم را بر هم زد و به عضویت مرکزیت این سازمان دانشجویی انتخاب شد.

تحکیمی‌ها در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم موضع متفاوتی از دوره‌های قبلی گرفتند. آنها نه به دنبال دعوت از چهره‌های سیاسی برای کاندیداتوری رفتند و نه انتخابات را تحریم کردند. رویکرد جدید دانشجویان رویکرد مطالبه محور بود و از کاندیداهای اصلاح طلب، برنامه خواستند و تلاش کردند تا فضای گفتمانی آنها را به مطالبات خود نزدیک کنند. تحکیمی‌ها در نهایت برنامه‌های کروبی را به مطالبات خود نزدیکتر یافتند و از او حمایت کردند.

اما انتخابات سال ۸۸ و وقایع بعد از آن، مختصات صحنه سیاسی ایران را جابجا کرد. شکل گیری جنبش سبز در اعتراض به نتایج انتخابات سبب شد تا تحکیم هم در روزهای پرهیاهوی این جنبش به آن بپیوندد و دانشگاه‌ها محل اعتراضات پرشور دانشجویان شد. با این حال بازداشت عده زیادی از فعالان دانشجویی و سرکوب شدید از سوی حکومت، اجازه برگزاری انتخابات شورای مرکزی در موعد مقرر را نداد و تحکیم هم مانند بسیاری از سازمان‌های سیاسی و اجتماعی دیگر وارد یک دوره رکود ناخواسته شد. رکودی که به نظر می‌رسد با تغییر نسبی فضای سیاسی کشور پس از روی کار آمدن دولت روحانی رو به پایان است.

No responses yet

Dec 03 2013

افزایش مخالفتهای مجلس با بازگشت دانشجویان “ستاره دار”

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفرانسه: برخی گزارشها از تحرک تازه مجلس برای توقف برنامه های وزارت علوم از جمله جلوگیری از بازگشت دانشجویان ستاره دار خبر می دهند.
گفت‌وگو با صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی در تهران

بحث بازگشت دانشجویان موسوم به دانشجویان ستاره دار به دانشگاهها بار دیگر به یکی از چالشهای دولت یازدهم تبدیل شده است.

گوش کنید (06:13)
پس از آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی، سرپرست وزرات علوم به تعدادی از دانشجویان ستاره دار اجازه ادامه تحصیل داده بود و این فرصت برای وی فراهم شد تا در میان جامعه دانشگاهی کشور حتی در میان اصولگرایان به محبوبیتی دست یابد.

اما در روزهای اخیر برخی گزارشها از تحرک تازه مجلس برای توقف برنامه های وزارت علوم از جمله جلوگیری از بازگشت دانشجویان ستاره دار خبر می دهند و گویا کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در صدد است تا بار دیگر ستاره ها را به دانشجویانی که به گفته آنان مشکل «امنیتی حاد» دارند، باز گرداند.

حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی در گزارش صد روزه از عملکرد دولت یازدهم چند بار بطور خلاصه اما غیر مستقیم به محدودیت های دولت در گشایش فضای سیاسی کشور اشاره داشت. برخی صاحبنظران معتقدند گشایش فضای سیاسی و امنیتی در دانشگاهها نیز از جمله مصادیق بارز گشایش فضای سیاسی در کشور است اما گویا رئیس جمهوری با محدودیتهائی در این حوزه روبرو است.

این درحالیست که انتظار می رفت تا با آغاز به کار دولت یازدهم شاهد گشایش در فضای امنیتی کشور، چه در سطح جامعه و چه در عرصه دانشگاهی باشیم.

No responses yet

Oct 31 2013

بازداشت سه فعال دانشجویی و وبنگار در دانشگاه اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

خبرگزاری هرانا: سعید لعالی، امیر یاری و محمد پولادی، سه فعال دانشجویی و وبنگار منتقد، روز دوشنبه در اصفهان بازداشت شدند.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، ماموران امنیتی لباس شخصی، بعد از ظهر روز دوشنبه ششم آبان ماه ۱۳۹۲، سعید لعالی، امیر یاری و محمد پولادی را در محوطه خوابگاه دانشگاه اصفهان مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار دادند.

بر اساس این گزارش ماموران همچنین با مراجعه با اتاق امیر یاری در همان خوابگاه، اقدام به ضبط کتب، جزوات و کامیپوتر این فعال دانشجویی منتقد نمودند.

سعید لعالی از فعالان فیسبوکی و وبلاگ نویسان منتقد حکومت می باشد.

هنوز از وضعیت، دلیل بازداشت و محل نگهداری این سه تن خبری منتشر نشده است.

طی هفته های گذشته نیز، مهرداد فرمانی و احسان مولوی فر، دو وب نگار و فعال دانشجویی دانشگاه شیراز بازداشت شدند.

No responses yet

Oct 22 2013

وقتی سوال خبرنگار اسرائیلی آزادی‌بخش می‌شود: بسیاری، آزادی موقت مجید توکلی را به خاطر سوال خبرنگار اسرائیلی از ظریف می‌دانند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

خودنویس: وقتی صدها ایرانی و فعال سیاسی خوشحال از خوردن شامی مجانی در کنار وزیر خارجه و مقام‌های هیات ایرانی در نیویورک، سوال‌های مهمی نمی‌پرسند، یک خبرنگار اسرائیلی جور همه را می‌کشد.
اینک در فضای بسیاری از شبکه‌های اجتماعی، یک مساله بیشتر به چشم می‌آید: سوال یک خبرنگار اسرائیلی از جواد ظریف، چگونه نام یک فعال سیاسی را چنان سر زبان‌ها انداخت که دستگاه‌های امنیتی و قضایی یادشان افتاد که باید به او نیز بعد از چهار سال، مرخصی بدهند.

دیوید کیز در گزارشی که به عشق آقای ظریف اشاره می‌کرد، نوشت که از او درباره مجید توکلی پرسیده است، اما محمد جواد ظریف مدعی بوده چیزی درباره این فعال دانشجویی نمی‌دانسته است.

محمد جواد ظریف شاید نمی‌دانست که میزبانش در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه کلمبیا، یعنی دکتر حمید دباشی، چهار سال پیش در حمایت از مجید توکلی روسری به سر کرده بود.

مجید توکلی از جمله فعالان دانشجویی‌ای بود که عملکردش، حساسیت نیروهای امنیتی را در حدی بالا برده بود که مدعی شدند لباس زنانه پوشیده تا از دست‌شان فرار کند. این کار باعث شد که هزاران هزار فعال سیاسی، روزنامه‌نگار و شهروندان فعال در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از او، روسری به سر کنند.

البته کسی نمی‌داند چند هفته پیش و در زمان حضور ظریف در نیویورک، آیا حمید دباشی احوال فعالان سیاسی زندانی از جمله مجید توکلی را از ظریف جویا شد یا نه؟

یکی از اعضای شبکه اجتماعی خودنویس می‌نویسد: «تنها ١-٢ هفته بعد سر و صدای رسانه‌ای كه آقای ديويد كيز در مورد مجيد توكلی ايجاد كرد، مجيد توكلی بعد از ٤ سال در حالی‌كه هيچ‌جا نشانی و صدايی ازش نبود به مرخصی اومد. آقاي ديويد كيز متولد آمريكا و إسرائيلی تبار از جواد ظريف در مورد مجيد توكلی می پرسه و ظريف در پاسخ ادعا می كنه كه مجيد توكلي رو نمی‌شناسه. ظريف در صفحه فيس‌بوك خودش، به جای جواب دادن به اعتراضات مردم تنها خبرنگار يعنی ديويد كيز رو يك إسرائيلي مي‌خونه!!!! به نظر مياد آقاي كيز كار بسياری از فعالان سياسی، فعالان حقوق بشری، مردم ايران و خبرنگاران ايرانی رو داره انجام می‌ده. در حالی كه ايرانيان در حال جشن گرفتن و گفتن روحانی متشكريم هستند. ما بايد از آقای كيز حداقل برای يادآوری اسم مجيد توكلی در نشريات بين‌المللي تقدير كنيم. آقای كيزمتشكريم؟!!!؟‬»

مهدی سحرخیز که اتفاقا در یکی از مهمانی‌ها با وزیر خارجه ایران عکس انداخت، در فیس‌بوک خود می‌نویسد: «هیچ چیز جز فشار افکارعمومی و انتقاد روی ظریف باعث آزادی مجید توکلی نشده. بهترین فشار انتقاد و فشار افکار عمومیه.» مهدی، چهار سال پیش جزو کسانی بود که در حمایت از مجید، روسری به سر کرده بود.

به نظر می‌رسد که وقتی اسرائیلی‌ها درباره ایران حرفی می‌زنند، میزان حساسیت‌ها بالا می‌رود. آن‌گاه که نخست وزیر دست راستی اسرائیل از نبود آزادی‌ها در ایران حرف می‌زند، فقط کافی است درباره «شلوار جین» چیزی بگوید. غیرت هزاران هزار ایرانی طرفدار روحانی واصلاح‌طلبان چنان می‌جوشد که انگار بنیامین نتانیاهو به یکی از مقدسات توهین کرده است. لابد اگر اسرائیل در تهران سفارت‌خانه‌ای می‌داشت، گروهی جین پوش از دیوارش بالا هم می‌رفتند. یک فعال سیاسی در فیس‌بوک اما، به یاد دوستانش می‌اندازد که همین چند سال پیش، رهبر «حزب‌الله لبنان» علیه تمدن ایران حرف زد و هیچ‌کس اعتراضی نکرد. گویی شلوار جین از میهن، برای خیلی‌ها مقدس‌تر است.

به هر شکل، آزادی موقت و مرخصی مجدی توکلی، مجانی هم نبود. خانواده توکلی با سپردن وثیقه‌ای معادل ۶۰۰ میلیون تومان توانستند بعد از سال‌ها، او را خارج از چهار دیواری زندان ببینند.

اگر حرف‌های یک خبرنگار اسرائیلی و یا نخست‌وزیر اسرائیل درباره حقوق انسانی ایرانی‌ها می‌تواند این همه روی فضای سیاسی جمهوری اسلامی اثر بگذارد، باید از ایرانیان ساکن اسرائیل خواست رهبران و روشن‌فکران اسرائیلی را بسیج کنند تا هم‌صدا فشار کلامی‌شان را بالا ببرند!

No responses yet

Oct 22 2013

برای اولین بار پس از ۴ سال؛ مجید توکلی به مرخصی آمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کلمه: چکیده :مجید توکلی فعال دانشجویی پس از چهار سال حبس با وثیقه 600 میلیون تومانی به مرخصی چهار روزه آمد….

مجید توکلی فعال دانشجویی محبوس در زندان رجایی شهر، پس از چهار سال به مرخصی آمد.

به گزارش خبرنگار کلمه، مجید توکلی فعال دانشجویی پس از چهار سال حبس با وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی به مرخصی چهار روزه آمد.

این زندانی سیاسی در این سال ها در زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت خویش را، بدون هیچ گونه استفاده از مرخصی از ابتدای بازداشت، در تبعید می گذراند و حتی از حق دسترسی به تماس تلفنی نیز محروم بود.

مجید توکلی در این چهار سال مادر خود را ندیده بود و بخش زیادی از این سال ها حتی صدای وی را نشنیده بود. مادر وی پیش از این گفته بود از خانه خارج نمی شوم شاید مجید تماس بگیرد.

مجید توکلی، دانشجوی رشته مهندسی کشتی سازی وعضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در ۱۶ آذر ۸۸ پس از سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه در مراسم سالگرد روز دانشجو، در حالیکه قصد خروج از درب دانشگاه را داشت، همراه با ضرب و شتم شدید ماموران امنیتی برای سومین بار بازداشت شد.

وی در دی ماه همان سال به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری” و “توهین به ریاست جمهوری” در شعبه ١۵دادگاه انقلاب اسلامی به هشت سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت سیاسی و پنج سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد. او هم چنین در دادگاهی دیگر به ریاست قاضی مقیسه، به علت انتشار نامه از داخل زندان به مناسبت روز دانشجو، به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به شش ماه زندان دیگر محکوم شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .