اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Jul 07 2020

مطهری از روحانی خواست در مجلس بگوید که برجام تصمیم رهبر بوده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: علی مطهری، نمایندۀ پیشین مجلس شورای اسلامی ایران، از حسن روحانی خواسته است که با استفاده از فرصت طرح سئوال از رئیس جمهوری در مجلس شورای اسلامی، بگوید که “مذاکرات برجام با نظر رهبری شروع شد و توافق [برجام] نیز با نظر ایشان امضا شد.”

علی مطهری گفته است که برجام “توافق خوبی بود و کار درستی انجام شد” منتهی به گفتۀ او “بخشی از نظام [اسلامی] قدر آن را ندانست و همگام با اسرائیل و آمریکا تصمیم گرفت آنها را منهدم کند که منتهی به خروج آمریکا از برجام منجر شد.”

مطهری تأکید کرده است که برجام ثمرۀ “تصمیم کل نظام بوده” است.

دست کم ۱۳۰ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران خواستار طرح سئوال از رئیس جمهوری دربارۀ اوضاع بد اقتصادی کشور شده اند که می تواند احتمالاً به استیضاح روحانی نیز منجر شود.

افزایش تورم و بیکاری، سقوط بی وقفۀ ارزش ریال در مقابل دلار و بحران ناشی از بیماری کرونا همگی نمایندگان مجلس را که اکثریت کرسی های آن در انحصار “اصولگرایان” است واداشته تا طرح سئوال از رئیس جمهوری را در دستور کار قرار دهند.

امضا کنندگان این طرح گفته اند که می خواهند از حسن روحانی بپرسند :

علت افزایش قیمت ارزهای خارجی و کاهش ارزش پولی ملی چیست؟
علت از هم گسیختگی وضعیت مسکن و خودرو، تورم چند صد درصدی بازار مسکن چیست؟
چه اشتباه راهبردی در امضای برجام صورت گرفته که آمریکا بدون پرداخت هزینه ای از آن به طور یکجانبه خارج شد، در حالی که اروپایی ها، به گفتۀ مجلس، “با پررویی تمام همچنان خواستار اجرای کامل برجام از سوی ایران هستند، بی آنکه خود به تعهدات شان عمل کنند؟”

نمایندگان مجلس همچنین می خواهند بدانند که تاکنون حسن روحانی چند میلیارد دلار به قیمت دولتی و به چه کسانی پرداخت کرده و این دلارها به چه سرنوشتی دچار شده و “چه تاثیری بر کنترل تورم داشته است.”

No responses yet

Jun 30 2020

خوئینی‌ها بی‌گدار به آب نزده و برخورد با او هزینه دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: موسوی خوئینی‌ها به خاطر انتقاد از خامنه‌ای با هجمه‌ای گسترده و بسیار تند روبرو شد. تحلیلگران علت را از جمله در وضع متزلزل حکومت، موقعیت خوئینی‌ها و تاثیر مخالفت او بر ریزش دورنی نظام یا انتخاب جانشین خامنه‌ای می‌بینند.

نامه محمد موسوی خوئینی‌ها به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی یک “هشدار” تلقی شد. هم هشدار به روش او در “رهبری” هم زنگ هشداری برای مجموعه “وفاداران” نظام. رئیس شورای مرکزی “مجمع روحانیون مبارز” در نامه‌ای که در کانال تلگرامی خود خطاب به خامنه‌ای منتشر کرد، او را مسئول وضع نابسامان فعلی کشور و مردم معرفی کرد.

این نامه در میان اصلاح‌طلبان حامیان زیادی نداشت. تعداد کمی آن را ستودند، اما بیشترشان سکوت را ترجیح دادند. برخی حتی به صف منتقدان نامه پیوستند و در انتقاد از خوئینی‌ها تا آنجا رفتند که او را “مسئول‌تر” از راس هرم قدرت دانستند. اما واکنش تندروهای حامی رهبر نظام که روزنامه کیهان زبان آنهاست، وزن و اهمیت نامه خوئینی‌ها را برملا کرد.

چرا اين حجم از حمله به خويينىها؟ این سوال را از دو تحلیلگر سیاسی، احمد پورمندی و رضا علیجانی پرسیدیم.

احمد پورمندی به موقعیت محمد موسوی خوئینی‌ها به عنوان دبيركل “مجمع روحانيون مبارز” یعنی بزرگترين و مهم‌ترين تشكل روحانيون منتقد آیت‌الله خامنه‌ای اشاره می‌کند. تشكلی که «كسانى نظير آقايان كروبى، خاتمى و عبدالله نورى عضو آن هستند. برخى از مراجع قم نظير آقايان صانعى و شبير زنجانى نسبت به اين مجمع تمايل دارند. شيخ حسن خمينى و كل بيت آقاى خمينى هم نسبت به آن همدلی دارند. وابستگان به بيت آقاى منتظرى و بويژه آقاى احمد منتظرى هم با مجمع مذكور نزديك هستند.»

احمد پورمندی، تحلیلگر مسایل سیاسی

او معتقد است وقتى كسى از چنین «جايگاه رسمى، نامه سرگشاده مى‌نويسد، شيوه حكمرانى رهبر نظام را مورد نقد جدى قرار مى‌دهد و تداوم آنرا براى بقاى نظام و كشور خطرناک ارزيابی مى‌كند، طبعا خشم رهبر و اطرافيان او را متوجه خود خواهد كرد.»

احمد پورمندی این نامه را ” ابتدا به ساكن”، بدون مقدمه و اقدامى فردى نمی‌داند و احتمال زیاد می‌دهد که در پس آن با ساير سران مجمع همآهنگى‌هايى شده است و انتشار آن فقط نشانه نگرانى مجمع نيست و مى‌تواند سرآغاز حركتى ، از جمله در ارتباط با جانشينى هم باشد و طبعا اطرافيان مجتبى خامنه‌اى تحمل هيچ “حركت مشكوكى” را نخواهند كرد.

«جنگ برادران خونین‌تر است»

رضا علیجانی به دویچه‌وله فارسی می‌گوید این دعوای درون نظام است: «آقای خوئینی‌ها و خامنه‌ای هم سن و هم دوره هستند. کینه‌های قدیمی هم جاری شده است. جنگ برادران خونین‌تر است. آقای خوئینی‌ها مورد بعض آقای خامنه‌ای است. آقای خامنه‌ای به خیلی از کسانی که در مجلس خبرگان انتخاب رهبر دوم به او رای منفی دادند پست و مقام داد ولی به او نداد. بین آنها نوعی رقابت و تکبر متقابل وجود دارد. اما در هرحال موسوی خوئینی‌ها وزنه‌‌ای در درون اصلاح‌طلبان سنتی و روحانیون چپ سنتی است.»

او معتقد است در حال حاضر وضع آنقدر خراب است که موسوی خوئینی‌ها احتیاط همیشگی را کنار گذاشته و دارد هشدار می‌دهد. از نظر علیجانی “این صدای اعتراض خیلی‌های دیگر هم هست” و همین نامه را برای حکومت پرهزینه می‌کند.

اين حملات به كجا ختم خواهد شد؟

آیا از هجمه‌ای که علیه محمد موسوی خوئینی‌ها به راه افتاده می‌توان انتظار داشت با او نیز همان رفتاری شود که پیشتر مثلا با خاتمی یا دیگرانی شد که در دوره‌های مختلف از ساختار قدرت به بیرون رانده شدند؟ یا انتقاد مطرح شده در نامه او در نامه‌های انتقادی دیگر و با صداهای بیشتری ادامه خواهد یافت؟

احمد پورمندی معتقد است براى پاسخ قطعى بايد صبر كرد و ديد. او می‌گوید: «در گير شدن با مجمع شاید هزينه‌اى بزرگ‌تر از حذف آيت‌الله منتظرى روى دست آقاى خامنه‌اى بگذارد.» پورمندی می‌‌پرسد «آيا بيت رهبرى قادر به پرداخت این هزينه‌ هست؟ آيا اقدام خويينى‌ها فقط براى آزمایش واكنش بيت است و يا بخشى از يك تصميم به تعرض و ايستادگى است؟ هرچه هست، بسيار بعيد است كه خويينى‌ها بى‌گدار به آب زده باشد و اقدام به موقع او به عنوان دبير كل مجمع، بيت را در وضعيت دشوارى قرار داده است.»

رضا علیجانی، تحلیلگر مسائل سیاسی

رضا علیجانی نیز بر این باور است که هنوز برای پاسخ به این سوال زود است و می‌گوید: «این که دیگران نیز شجاعت کنند و احتیاط افراطی‌شان را کنار بگذارند و نامه‌های مشابهی بدهند یا نه، موضوعی است که برای پاسخ به آن باید منتظر بود ولی به هرحال برخورد آقای خوئینی‌ها را حتی اگر با برخورد خود آقای خاتمی مقایسه کنیم، یک گام به پیش به شمار می‌رود.»

جابه‌جایی پاورقی و متن

آنچه در این روزها اذهان عمومی را پیرامون این نامه به خود جلب کرد، واکنش اصلاح‌طلبان و منتقدان در ایران به بود. بجز تنی چند از اصلاح‌طلبان، از جمله آذر منصوری، محسن آرمین، فیض‌الله عرب سرخی یا عبدالله ناصری، بسیاری از چهره‌های مطرح اصلاح‌طلب، از جمله خاتمی سکوت کردند. برخی منتقدان حکومت مانند صادق زیباکلام حتی شیپور را از سر گشادش زده و خوئینی‌ها را مقصرتر از خامنه‌ای دانستند.

رضا علیلجانی درباره برخورد طیف اصلاح‌طلب می‌گوید: «برخی از کسانی که در صف اصلاح‌طلبان هستند بنابر جابه‌جایی پاورقی و متن وارد این نزاع شدند که به هر حال علامت دیگری از آشفتگی جریان اصلاح‌طلبی است.»

او از اصلاح‌طلبان به عنوان “لشگر در حال هزیمت” یاد می‌کند معقتد است شاید مهم‌ترین بحران آنها بحران امنیتی و هراسی باشد که به خاطر فشار بسیار در داخل کشور بر مخالفان وارد می‌‌آید. این تحلیلگر در عین حال به “مصلحت اندیشی‌های شخصی” نیز اشاره می‌کند که از نظر او در ایران امروز “سکه زمانه است”.

رضا علیجانی به سه نکته در برخورد با نامه خوئینی‌ها می‌پردازد: «برای برخی لحن نامه بسیار محافظه‌کارانه بود. برخی می‌گویند چرا اینقدر دیر انتقاد کرد، موسوی خوئینی‌ها سال‌ها سکوت کرد و بعد از این که بند را آب برد انتقاد می‌کند. نگاه انتقادی سوم به خاطر شخصیت و سوابق خود آقای خوئینی‌هاست. ایشان در بسیاری از این انحرافات نقش داشته و با اشغال سفارت آمریکا وارد مسیری شد که انتهای آن به اینجا ختم شده است. اما اگر این سه نکته را کنار بگذاریم، باید جوالدوز را به آقای خامنه‌ای زد و سوزن را به آقای خوئینی‌ها. بعضی دوستان این را برعکس کرده‌اند. ضمن این که باید دید آقای خوئینی‌ها هم بالاخره یک روندی داشته است. روزنامه سلام نقش مهمی در ریزش‌های درون حکومت و باز شدن فضا داشته است. هم‌چنین نقش او در مجمع روحانیون مبارز و برآمد آقای خاتمی.»

احمد پورمندی از زاویه دیگری برخورد اصلاح‌طبان را تحلیل می‌کند. او می‌گوید: «به نظر مى‌رسد كه تصميم در حلقه اصلى رهبران مجمع اتخاذ شده و ساير نهادها و شخصيت‌هاى اصلاح‌طلب، در جريان تدوين اين نامه قرار نداشته‌اند و واكنش آنها نشانه نوعى غافلگيرى است. برخورد زيبا كلام، تا حدود نسنجيده و شتابزده بود. محسن آرمين و عبدالله ناصری به حمايت تمام قد برخواسته‌اند و به نظر مى‌رسد كه جريانات و شخصيت‌هاى پيگيرتر جريان اصطلاح‌طلب به حمايت از اقدام خويينى‌ها و محتواى نامه سرگشاده او برخيزند و آقاى خاتمى نيز، شايد با كمى احتياط ، همبستگى خود را اعلام نمايد.»

No responses yet

Jun 28 2020

مصاحبه منتظری در باره تحصیل خامنه ای در دانشکاه پاتریس لومومبا و ایدئووژی ماکسیستی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


تویتر: منتظری در مصاحبه ای اعلام می کنه وقتی حکم اعدام ۱۵۰ کمونیست خمینی امضا کرد .خامنه ای سراسیمه آمد پیش من وگفت اینکه نمی شه این افراد رو اعدام کنند،،منتظری هم جواب داد اما نمی دانست که خامنه مدت چهار سال در اواخر ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ در دانشکاه پاتریس لومومبا ایدئووژی ماکسیستی طی کرده

No responses yet

May 15 2020

فاطمه سپهری از امضاکنندگان بیانیه برای استعفای خامنه‌ای پس از آزادی: سکوت نمی‌کنم، این راه را ادامه می‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایران اینترنشنال: فاطمه سپهری، از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴کنشگر زن برای استعفای خامنه‌ای»، پس از آنکه روز پنج‌شنبه بعد از ۹ ماه بازداشت از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شد، با انتشار ویدیویی گفت: «من کوتاه نمی‌آیم، سکوت نمی‌کنم و این راه را ادامه می‌دهم.»

او روز پنج‌شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ماه پس از آن آزاد شد که دادگاه حکم شلاق و حبس او را به مدت پنج سال تعلیق کرد. فاطمه سپهری که پیشتر بازداشت و احکام صادره علیه خود و دیگر امضاکنندگان بیانیه برای استعفای خامنه‌ای‌ را غیرقانونی خوانده بود، پس از آزادی در ویدیویی که منتشر کرد، گفت که تعلیق این حکم را نیز قبول ندارد ولی به اصرار قاضی، مقام‌های زندان و خانواده‌اش از زندان بیرون آمده است.

فاطمه سپهری در ویدیویی که پس از آزادی منتشر کرد گفت که چهارشنبه شب به او اطلاع دادند که روز پنج‌شنبه دادگاه دارد و روز چهارشنبه برخلاف مقررات او را با «پابند» به شعبه ۱۴۹ دادگاه مشهد بردند و در آنجا معاون دادستان سه مورد اتهام «توهین به مقدسات، نشر اکاذیب و بر هم زدن نظم عمومی» را قرائت کرد.

او گفت که در پایان دادگاه به من گفتند: «نمی‌خواهیم همسر شهید در زندان باشد و می خواهیم شما را عفو کنیم به همین دلیل احکام صادره را به مدت پنج سال تعلیق می‌کنیم اما در بیرون از زندان حواست باشد.» فاطمه سپهری گفت که در حکم جدید «دو حکم شلاق نیز وجود داشت یکی ۸۴ ضربه و یکی ۷۰ ضربه شلاق.» او گفت که به مقام‌های قضایی و مسئولان زندان گفته که با «تعلیق» احکام صادره حاضر به ترک زندان نیست اما با اصرار مقام‌های قضایی و رییس حفاظت زندان وکیل آباد مشهد و همچنین خواست خانواده‌اش از زندان بیرون آمده است.

در این ویدیو که فاطمه سپهری ساعاتی پس از آزادی منتشر کرد، تاکید کرد که «من کوتاه نمی‌آیم، ساکت نمی‌نشینم، حرف برای گفتن خیلی دارد، این راه را ادامه می‌دهم و سکوت نمی‌کنم».

فاطمه سپهری، فعال مدنی و حقوق زنان و همسر شهید و یکی از امضاکندگان «بیانیه چهارده کنشگر زن برای استعفای خامنه‌ای» است که به اتفاق برادرش محمدحسین سپهری روز یک‌شنبه ۲۰ مرداد در مشهد و همزمان با بازداشت تعداد دیگری از امضا‌کنندگان دو بیانیه «چهارده فعال سیاسی و مدنی برای استعفای خامنه‌ای» و «بیانیه چهارده کنشگر زن برای استعفای خامنه‌ای» دستگیر شده بود.

در خرداد ماه سال گذشته ابتدا چهارده فعال سیاسی و مدنی با انتشار بیانیه‌ای ضمن تاکید براینکه «تاریخ دهشتناک چهل سال گذشته نشان می‌دهد که نه تنها عزمی برای پاسخگویی به مردم ایران وجود ندارد، بلکه نظام حاکم، هم بر اصلاح ناپذیری و کجروی‌هایش اصرار می ورزد و هم بر استبداد فردی‌اش»، از «مردم، فعالان و اندیشمندان دلسوز» کشور خواستند تا «با کنار گذاردن تمایلات مصلحت‌جویانه‌»، پای به میدان بگذارند و با درخواست «تغییر بنیادین قانون اساسی و استعفای رهبری که هر روز بر حدود اختیارات به‌ناحق خود می‌افزاید»، «پیشقراول این حرکت ملی» باشند.

پس از آن در روز دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸ نیز چهارده تن از «کنشگران مدنی و فعالان حوزه زنان» در ایران با انتشار بیانیه‌ای برای استعفای خامنه‌ای و گذار از جمهوری اسلامی، حکومت فعلی مستقر در را «نظام ضد زن» خواندند. آنها با اشاره به اینکه «چهار دهه حکومت ولایت مطلقه فقیه منجر به حذف ضدانسانی نیمی از جمعیت کشور» شده، اعلام کردند که در مبارزه‌ای با تکیه به شیوه‌های مدنی و بدون خشونت «علیه این نظام ضد زن به پاخاسته و خواستار گذار کامل از نظام جمهوری‌ اسلامی و تدوین قانون اساسی جدیدی» هستند که «در آن کرامت و هویت و حقوق برابر زنان در تمامی عرصه‌ها به رسمیت شناخته شود».

فاطمه سپهری از امضاکنندگان این بیانیه دوم، روز بیستم مرداد ماه همراه برادرش محمدحسین سپهری، محمد نوری‌زاد، هاشم خواستار و شمار دیگری از امضاکنندگان این دو بیانیه در مشهد بازداشت شده بود.

او در بهمن ماه ۹۸ و همزمان با چهل و یکمین سالگرد انقلاب سال ۵۷ از سوی شعبه چهارم دادگاه انقلاب مشهد به شش سال و نیم زندان محکوم شده بود که این حکم از سوی شعبه ۳۵ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به سه سال و شش ماه حبس تعزیری تبدیل شد.

دست‌کم ۱۶ نفر از امضا کنندگان این دو بیانیه برای استعفای علی خامنه‌ای در مرداد و شهریور سال۹۸ بازداشت شدند و همگی با احکام شنگین زندان موجه شده اند.

No responses yet

Apr 16 2020

درخواست‌های بی‌سابقه در ایران برای واگذاری «امپراطوری اقتصادی خامنه‌ای» به نفع مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: در حالی که دولت جمهوری اسلامی ایران در پی گرفتن وام از سازمان‌های بین‌المللی و همچنین بازگردادند پول بلوکه شده خود به ایران است، برخی از چهره‌های سیاسی خواستار مصرف اموال تحت کنترل علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، به نفع مردم، از جمله در زمینه جلوگیری شیوع ویروس کرونا شده‌اند.

غلامرضا حیدری، نماینده مجلس شورای اسلامی ایران، روز چهارشنبه ۲۷ فروردین/ ۱۵ آوریل به خبرگزاری کار ایران، گفت: «معتقدم تنها راهی که می‌توان انجام این است که یکسری از نهادها که منابع مالی خوبی دارند به کمک دولت بیایند، چراکه دارایی‌های این نهادها متعلق به ملت و مملکت است.» وی ادامه داد: «بنیاد مستضعفان متعلق به مردم بوده و با این توجیه دست به برخی کارها زد، بنابراین جا دارد بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و آستان‌های مختلف که منابع درآمدی دارند صادقانه و داوطلبانه بدون این‌که سر مردم منت بگذارند و فکر کنند صدقه می‌دهند دارایی‌هایشان را در اختیار مردم قرار دهند.»

این نماینده مجلس مستقیما از خامنه‌ای خواست که اجازه استفاده از این دارایی‌ها را به نفع مردم صادر کند. حیدری همچنین به مشاواران اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی هشدار داد که «این را جدی بگیرند که شرایط امروز بحث نظام و حاکمیت است که باید فکری برای آن کرد.»

این اظهارات در حالی است که ایران در سال‌های اخیر شاهد اعتراضات خونبار علیه وضعیت اقتصادی بوده است.

نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین معرفی کردن تحریم‌ها به عنوان عامل وضعیت اقتصادی کنونی ایران را «خلاف‌گویی» خواند و گفت: «واقعیت را مردم متوجه می‌شوند صد سال پیش نیست، دنیای ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی است، اخبار در اختیار مردم قرار می‌گیرد بنابراین نباید خلاف‌گویی کنیم، من فکر می‌کنم حاکمیت باید نقطه پایانی برای این قضیه بگذارد.»

او همچنین افزایش حقوق‌ها از سوی دولت را متناسب با تورم کنونی در ایران ندانست و گفت: «انتظار این است افزایش حقوق متناسب با تورم باشد؛ منتها تورم آنقدر افسار گسیخته است که این درصدها نمی‌تواند به پایش برسد تا جبرانی برایش صورت گیرد، در نتیجه نهایت چانه‌زنی می‌شود ۲ درصد پایین‌تر یا بالاتر که مشکل‌گشای اصلی نیست.»

پیشتر شهاب الدین بیمقدار، نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی، گفت: «اجرای طرح تعطیلی همگانی برای دولت هزینه دارد که می‌توان از منابع ستاد اجرایی فرمان امام، آستان قدس، بنیاد مستضعفان، صندوق توسعه ملی و حتی حقوق ماهانه نماینده‌ها استفاده کرد.»

همچنین مسیح مهاجری، از روحانیون نزدیک به جریان هاشمی رفسنجانی و مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی، با اشاره به اینکه نهادهای پولداری مانند ستاد اجرایی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی تاکنون کمک چندانی به مردم نکرده‌اند خواستار کمک مالی این نهادها به اقتصاد آسیب‌دیده ایران از کرونا شده بود.

او در سرمقاله روز یکشنبه ۲۴ فروردین این روزنامه نوشت: اموال این نهادها «متعلق به مردم هستند و دقیقاً در چنین موقعیت‌هایی باید از آنها برای حل مشکل مردم استفاده شود» اما کمک‌هایی که تاکنون مثلا به کولبرها و حاشیه‌نشینان کرده‌اند «در برابر تمکن مالی این مراکز بسیار ناچیز هستند و اصولاً به حساب نمی‌آیند».

هفت سال پیش، خبرگزاری رویتز در گزارشی درباره «امپراطوری اقتصادی خامنه‌ای» ارزش دارایی‌های ستاد اجرایی فرمان امام را که تحت اختیار رهبر جمهوری اسلامی است، با استناد به بیانیه‌های رسمی این ستاد و گزارش‌های رسمی دیگر حدود ۹۵ میلیارد دلار تخمین زد.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، دادگاه‌ها موظفند اموال مجهول‌المالک، بلاصاحب، ارث بلاوارث، کالاهای قاچاق بلاصاحب و صاحب متواری و اموال رسوب‌شده در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، اموال اعراضی،‌‌ رها شده، اموال و املاک غائبین مفقود‌الاثر را از طریق مصادره به ولی فقیه واگذار کنند و در اختیار ستاد اجرایی فرمان امام قرار دهند.

No responses yet

Apr 08 2020

کرونا؛ دلیل تعلل ۱۱روزه آیت‌الله خامنه‌ای برای کمک یک میلیارد یوریی چه بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: سرانجام بعد از گذشت ۱۱ روز آیت‌الله خامنه‌ای با برداشت یک میلیارد یورو (بیش از ۱۷ هزار میلیارد تومان) از صندوق توسعه ملی برای مقابله با بحران کرونا موافقت کرد؛ خبری که به سرعت به پرسش‌های بسیاری دامن زد.

اول اینکه چرا آیت‌الله خامنه‌ای برای برداشت این رقم، در شرایطی که دولت ایران بارها تاکید کرده به منابع مالی نیاز دارد، ۱۱ روز تعلل کرد؟دوم اینکه اساسا سرمایه صندوق توسعه ملی چقدر است؟ و اینکه چقدر از این سرمایه می‌تواند به یاری این روزهای بحرانی بیاید؟

حکومت ایران می‌گوید که به دلیل تحریم‌های آمریکا، با بی‌پولی قابل ملاحظه‌ای روبه‌روست و به همین دلیل توان کشور برای کنترل این بیماری محدود است. همزمان توقف طولانی مدت چرخ اقتصاد که به عنوان یکی از راههای فوری کنترل شیوع کرونا مطرح است، برای دولت ایران به کابوسی غیرقابل تصور می‌ماند.

اگر جایی – مثلا در صندوق توسعه ملی – میلیاردها دلار سرمایه در دسترس وجود دارد، آیا نباید در این روزهای بحرانی برای کنترل شیوع کرونا هزینه شود؟
رویای صندوق توسعه ملی

صندوق توسعه ملی یک نهاد دولتی است که با اهدافی بزرگ تاسیس شده؛ اهدافی مانند بی‌نیاز کردن ایران به درآمد نفت، افزودن توان بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری قابل استفاده در آینده.

ایده چنین صندوقی به عنوان یک صندوق ثروت حاکمیتی، ایده جدیدی نیست و بسیاری کشورهای دیگر صندوق‌های مشابهی دارند. به طور مشخص در کشورهایی که درآمد بالایی از منابعی ملی دارند، صندوق‌های بزرگتری وجود دارد.

در ایران هم به گفته آیت‌الله خامنه‌ای از زمانی که او رهبر شد و اکبر هاشمی رفسنجانی رییس‌جمهور بوده، این دو همیشه درباره لزوم کم کردن وابستگی ایران به نفت صحبت می‌کرده‌اند.

اما شکل‌گیری نهادی با ساختار فعلی، دهه‌ها زمان برد و حکومت از راه آزمون و خطا نهاد فعلی را بر اساس تجربه حساب ذخیره ارزی در سال ۱۳۸۹ تاسیس کرد.

شکست‌های قبلی، حکومت را به این نتیجه رساند که راه برداشت پول از صندوق توسط دولت را تا حد ممکن مسدود کند. چون ظاهرا هربار که دولت با مشکل اقتصادی روبه‌رو می‌شد، سراغ این صندوق می‌رفت؛ تا جایی که برخی این صندوق را “قلک دولت” توصیف کردند.

قرار شد که صندوق توسعه ملی با ۵۰ درصد سرمایه باقی مانده در حساب ذخیری ارزی در سال ۸۹ کارش را شروع کند و سالانه دستکم درصدی از درآمد دولت از منابع نفتی به صندوق واریز شود. قرار بود این سهم در ابتدا ۲۰ درصد باشد، اما سال به سال سه درصد به سهم صندوق اضافه شود.

در مدل رویایی می‌بایست این سهم آنقدر زیاد می‌شد که کل درآمد نفت ممکلت را در بر می‌گرفت و دولت نیز در این مدت از درآمد نفت بی‌نیاز می‌شد. در نهایت این صندوق تبدیل می‌شد به چیزی شبیه به صندوقی که نروژی‌ها از آغاز دهه ۹۰ میلادی راه انداختند و الان بیشتر از یک تریلیون دلار (بالای هزار میلیارد دلار) در آن پول دارند (چیزی حدود ۲۰۰ هزار دلار به ازای هر شهروند).

صندوق توسعه ملی هم قرار بود که این ثروت هنگفت را بیش از هر چیز در اختیار ملت ایران (بخش خصوصی) قرار بدهد تا آنها تولید کنند و تجارت کنند و ابتکار به خرج بدهند و پول دربیاورند. تا هم خودشان پولدارتر شوند. هم دولت.

این رویای به ظاهر دست‌یافتنی، در توفان تحریم، محور مقاومت، فساد، سقوط قیمت نفت، ناکارآمدی ساختاری و سرکوب سیاسی، به گل نشست. سهم صندوق از درآمد نفتی افزایش نیافت. نیاز دولت ایران به فروش نفت، از گذشته بیشتر هم شد. و سرمایه صندوق، بارها با دلایل گوناگون، خرج شد.
آیت‌الله خامنه‌ای و صندوق

آیت‌الله خامنه‌ای در حال حاضر کلیددار اصلی صندوق توسعه ملی است. در ظاهر برداشت از صندوق به مصوبه مجلس نیاز دارد. اما به گفته خودش، دولت هربار که می‌خواهد به شکل “غیر قانونی” از صندوق برداشت کند، به سراغ او می‌آید.

البته به جز دولت که در موارد اضطراری مانند سیل یا همین کرونا به سراغ آیت‌الله خامنه‌ای رفته، مجلس با چراغ سبز رهبر ایران در دست‌اندازی به صندوق برای هزینه کردن در امور نظامی، ید طولایی دارد. آخرین مورد، ۲۰۰ میلیون یورویی بود که بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی، از سرمایه صندوق به سپاه قدس اهدا شد. یا دو و نیم میلیارد دلاری که در سال ۹۶ به امور نظامی اختصاص یافت.

بماند که هرازگاهی برخی نهادهای زیر مجموعه آقای خامنه‌ای هم از این خان نصیبی می‌برند. به عنوان مثال سازمان صدا و سیما در سال جاری، ۱۵۰ میلیون یورو از این صندوق برداشت خواهد کرد تا برنامه و فیلم و سریال تولید کند.

اما واقعیت این است که در اظهارنظرهای علنی، رهبر ایران به شکل مرتب با برداشت از صندوق توسعه ملی مخالفت می‌کند.

آقای خامنه‌ای، هوادار گسترش اقتصاد بخش خصوصی و فروش شرکتهای دولتی است. او همچنین معتقد است که حکومت ایران باید هرچه سریعتر از درآمد نفت بی‌نیاز شود. او معتقد است که تولیدکنندگان نفت، برخلاف تصور رایج هیچ کنترلی بر بازار نفت ندارند و این خریداران هستند که این بازار را کنترل می‌کنند.

در عین حال آقای خامنه‌ای که کنترل قابل ملاحظه‌ای بر سیاست‌های حکومت دارد، درباره توسعه اقتصادی نظرات منحصر به فردی دارد که تاکنون نتیجه روشنی نداشته‌اند. مثلا او به دنبال توسعه اقتصاد بازار آزاد به رغم تحریم‌های گسترده بین‌المللی است. اما همزمان حاضر نیست که شبکه قدرتش (رهبری، نهادهای زیرمجموعه و سپاه پاسداران) از امتیازات ویژه اقتصادی و سهم منحصر به فرد از درآمدهای نفتی محروم شوند.

او مدام اصرار می‌کند که منابع صندوق توسعه ملی به شکل وام در اختیار شهروندانی قرار بگیرد که به دنبال فعالیت اقتصادی هستند و پیش‌تر هم بارها گفته که کارکرد صندوق از نظر او، کمک اضطراری به دولت نیست.

و دستکم یکبار برای برداشت از صندوق با هدف کمک به سیل‌زدگان مخالفت کرده است.

تعلل ۱۱ روزه او برای پاسخ دادن درباره درخواست اخیر نیز در همین زمینه قابل بررسی است. او به طور کلی مخالف چنین اقداماتی است. اما به دلایلی که روشن نیستند (مثلا عمق بحران کرونا، یا چه بسا اثر مساله بر افکار عمومی) در نهایت از موضع همیشگی خودش عقب‌نشینی کرده است.

در واقع حسن روحانی نیز در اوایل فروردین ماه، با علنی کردن درخواست دولت، آقای خامنه‌ای را تحت فشار گذاشت. او حتی قبل از اینکه نامه درخواست دولت را برای خامنه‌ای ارسال کند به رسانه‌ها گفت که چنین تصمیمی گرفته است.
وضعیت کنونی صندوق

یکی دیگر از عوامل مهم در بررسی اثربخشی صندوق، میزان دقیق دارایی‌های آن است. البته این دارایی‌ها و ثروت این صندوق و صندوق‌های مشابه، یک ثروت در دسترس برای هزینه کردن در بحران‌های اضطراری نیستند.

اصولا منطق صندوق توسعه ملی و صندوق‌های مشابه این نیست که یک خزانه پر از پول باشند. آنها بخش عمده این پول را سرمایه‌گذاری می‌کنند.

یکی از مهم‌ترین موضوعات مرتبط با صندوق توسعه ملی ایران، عدم شفافیت درباره میزان دارایی‌های آن است؛ مساله‌ای که به سادگی می‌تواند ضمن دامن زدن به فساد اقتصادی، قضاوت درباره این نهاد و کارآمدی‌اش را دشوار کند.

صندوق توسعه ملی، کنترل دهها میلیارد دلار از ثروتی را در دست دارد که یک دارایی ملی محسوب می‌شود و برای یک کشور در حال توسعه، خود می‌تواند عامل موفقیت یا شکست در ابعاد ملی باشد.

اما از آخرین باری که این صندوق به شکل شفاف میزان موجودی و ورودی ارزی خود را اعلام کرده سالها گذشته است. در یکی از موارد، تنها سه سال پس از تاسیس این نهاد، ریاست صندوق (که آن زمان برعهده صفدر حسینی بود) اعلام کرد که ورودی صندوق در سه سال نخست حدود ۶۵ میلیارد دلار بوده است.

اما در حال حاضر بر اساس ارقام موسسه بین‌المللی ثروت‌های حاکمیتی، این رقم به ۹۱ میلیارد دلار رسیده است. مشکل اینجاست که این رقم نیز از سال ۹۷ تاکنون در وب سایت این موسسه تغییری نکرده است.

ضمن اینکه این ارقام، تنها ورودی صندوق را نشان می‌دهند و به معنای موجودی آن یا میزان ثروت صندوق نیستند. ثروت صندوق در شرایط عادی ممکن است از رقم ورودی بیشتر یا کمتر باشد. چون به شکل منطقی صندوق در حال سرمایه‌گذاری است و سود و زیان این سرمایه‌گذاری بر میزان ثروت اثر می‌گذارد.

اما در مورد صندوق توسعه ملی ایران، علاوه بر برداشت‌های گاه بیگاه چندین میلیارد دلاری توسط حاکمیت (شامل دولت، نهادهای زیرمجموعه رهبری و تشکیلات نظامی مانند سپاه قدس)، میزان موفقیت یا شکست‌های سرمایه‌گذاری‌های احتمالی صندوق نیز شفاف نیست.

به همین دلیل نیز اخباری که درباره موجودی صندوق توسعه ملی یا میزان دارایی‌هایش منتشر می‌شوند، شامل ارقامی هستند که با هم تفاوتهای چشمگیری دارند.

به عنوان مثال در سال ۹۶، رییس وقت صندوق گفت که موجودی صندوق ۵۴ میلیارد دلار است.

اما سال ۹۸ هادی قوامی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه، ارقامی به کلی متفاوت ارائه کرد. به گفته او ورودی صندوق توسعه ملی (احتمالا تا سال ۹۸، یعنی در حدود هشت سال) ۱۱۰ میلیارد دلار بوده، اما تنها ۲۰ میلیارد دلار از این ثروت به شکل وام به برخی پرداخت شد. او مدعی شد که ۹۰ میلیارد باقیمانده توسط دولت‌های مختلف برداشت شده است!

در نهایت فارغ از درستی و نادرستی اظهارنظرهایی از این دست، همچنان گفتن اینکه وضعیت این نهاد مالی چگونه است آسان نیست.

No responses yet

Apr 05 2020

بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی: خامنه ای مسئول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

ایران امروز: بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی
آقای خامنه‌ای شما مسئول اول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی هستید!

بنا به گفته مقامات رسمی وزارت بهداشت در ایران حدودا هر دقیقه یک ایرانی به ویروس کووید ۱۹ مبتلا و هر ده دقیقه یک نفر فوت می‌شود. آمار مرگ و میری که رسما اعلام می‌شود از سوی پزشکان ایران و نیز مقامات سازمان بهداشت جهانی بسیار کمتر از میزان واقعی ارزیابی می‌شود. آن چه از قرائن برمی‌آید این است که ما داریم به سمت یک فاجعه ملی پیش می‌رویم.

اینک همگان می‌دانند که پنهانکاری‌های اولیه توسط حکومت و نیروهای امنیتی‌اش چه فرصت طلایی را از مردم ایران برای مهار این ویروس خطرناک گرفت. فدا کردن غیرمسئولانه و ضد انسانی جان ایرانیان پای مصالح سیاسی حکومت در داخل (از جمله راهپیمایی ۲۲ بهمن، انتخابات مجلس و قرنطینه نکردن به موقع شهر قم) و خارج از کشور (از جمله سیاستهای مرتبط با حکومت چین) چه ضربات مهلکی بر ما ایرانیان وارد کرده است. و برخورد غیرمسئولانه حکومت و دولت در برابر ارتجاع سنتی چگونه به شیوع تصاعدی این ویروس کمک کرده و…

اینک نیز شاهد هستیم بالاترین و قدرتمندترین فرد حکومت که همه تصمیم‌های مهم از سوی او اتخاذ می‌گردد، با نگاه توطئه محور و برای توجیه تصمیم نابخردانۀ رد کردن بعضی کمک‌های جهانی از نظریه مضحک ترور بیولوژیک دفاع می‌کند. در بحبوحه این بحران که رهبر نظام اجنّه را هم برای پیوستن به دشمنان همیشگی‌اش به میدان می‌کشد، کمک پزشکان بدون مرز پس زده می‌‌‌‌شود. و در شرایطی که مراسم تشییع برای همه شهروندان ممنوع اعلام شده، نظامیان تحت امر رهبر وسط شهر برای مرگ کرونایی سردارسپاه مراسم تشییع راه می‌اندازند و این عمل را با توهین به شعورشهروندان، با فریبکاری تمام، خودجوش می‌نامند!

اینک جان و حیات تک تک شهروندان ایران به گروگان رهبر نظام، مشاورانش و نیروهای نظامی- امنیتی درآمده است. دولت گوش به فرمان نیز دنباله رو همین سیاست شده و علیرغم همه هشدارهایی که مسئولان بهداشتی و پزشکی می‌دهند اقدامات ضروری را انجام نمی دهد. در این میان مردم ایران و کادر درمانی فداکار کشور است که هزینه این نوع بلاهت‌‌ها و ناتوانی‌ها را می‌پردازند. در رابطه با گروه های کم درآمد نیز فعلا جز وعده چیزی به آنان تحویل داده نمی‌شود.

در همه جای جهان سیاست‌مداران گوش به سخنان و رهنمودهای متخصصان داده‌اند. در ایران اما این کارشناسان هستند که باید گوش به فرامین و رهنمودهای مقامات سیاسی و نظامی بدهند!

اینک خانه را آتشی دربرگرفته و وظیفه مقدم بر هر کار دیگری خاموش کردن آن است. بنا به نظر کارشناسان برجسته ایران و جهان آنچه امروز بیش از پیش اولویت دارد:

الف- جلوگیری از گسترش شتابان این ویروس برای انطباق آن با گنجایش سیستم درمانی کشور
ب-حل مسئله کمبود منابع مالی و تجهیزات برای مقابله با این بیماری
پ- حمایت مالی ازاقشار آسیب پذیر است.

مواجهه مؤثر با این بحران و سه معضل یاد شده در گرو مدیریتی کارا همراه با برجسته سازی نقش کارشناسی پزشکی، همیاری مردم و بکارگیری نهادهای مدنی و کمک گرفتن از نهادهای بین المللی و دولت‌هاست.

ما جمعی از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی با گرایشات مختلف فکری و سیاسی با توجه به مجموعه اتفاقات جاری آقای خامنه‌ای را مسئول اصلی کنونی و آینده بحران ویروس کووید ۱۹ در ایران می‌دانیم که اگر به صورت فوری و ضربتی تصمیمات کارشناسانه‌ای در باره آن اتخاذ نگردد می‌تواند به یک فاجعه ملی بیانجامد.

اینک بیش از پیش آقای خامنه‌ای در افکار عمومی ایرانیان مورد پرسش و استیضاح است که :

* آیا صندوق توسعه ملی (صندوق ذخیره ارزی) که متعلق به همه شهروندان ایران است اما تحت سیطره ولی‌فقیه قرار گرفته می‌بایست صرف سپاه قدس گردد و نباید در امر حیاتی سلامت مردم هزینه شود تا شرایط برای به حداقل رساندن تردد مردم فراهم شود، بیمارستانها تجهیز گردند و گروه های کم درآمد دچار تنگدستی بیشتری نشوند؟

* آیا حکومتی که کوچکترین اعتراض مردمی را سرکوب می‌کند نمی‌تواند تردد درون شهری و بین شهری را کنترل و به حداقل ممکن برساند؟

* آیا سرمایه‌ها و امکانات فراوان اَبَرموسسات اقتصادی زیرمجموعه آقای خامنه‌ای (مثل آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و …) که در اصل همگی متعلق به ملت ایران است، تنها باید در راهپیمایی اربعین و مخارج گسترده بیت ولی‌فقیه بکار رود و نه در این امر خطیر ملی؟

* چرا در حالی که شخص رهبر (و دیگر مقامات بالای حکومت) در بهترین شرایط قرنطینه هستند با خودخواهی و استبدادِرای و لجبازی تمام و بهانه‌های مضحک کمک‌های بین‌المللی از مردم ایران دریغ می‌شود؟

* چرا در زلزله بم کمک‌های آمریکایی‌ها و حضور مستقیم آنها در منطقه پذیرفته شد و بیمارستان صحرایی‌شان تا مدتها به خدمات رسانی مشغول بود و اینک حتی نیروهای سازمان معتبر پزشکان بدون مرز از ایران رانده می‌شوند؟

* چرا رهبر و نیروهای امنیتی و قوه قضائیه تحت فرمانش درارتباط با آزادی همه زندانیان سیاسی لجبازی و مانع‌تراشی می‌کنند؟ چرا در این شرایط نیز دست به بازداشت کسانی می‌زنند که به گردش آزاد اطلاعات یاری می‌رسانند؟

* چرا صدا و سیمای ضدملی مطیع ولی‌فقیه در این امر حیاتی به جای شفاف سازی، اطلاع رسانی دقیق و موثر و هماهنگ جهت گسترش همکاری ملی در مبارزه با کرونا به پنهانکاری، خرافه پروری، مقصر جلوه دادن مردم و… دست می‌زند؟

* چرا در ماجرای افزایش قیمت بنزین که می‌خواست مشکلات بودجه‌ای را بر مردم تحمیل کند، شخص رهبر بلافاصله به صحنه آمد و دهان همه منتقدان از جمله بعضی مراجع تقلید سنتی دولتی را بست اما در مورد بحرانی که جان مردمان را نشانه گرفته است رهبر نظام در مقابل خرافه پرستان و ارتجاع سنتی که هفته‌ها زمان طلایی برای تعطیلی تجمعات و قرنطینه قم را گرفتند، فرصت‌طلبانه سکوت کرده است؟

نیازی به طرح انتقادات بنیادی بیشتری که در باره پنهانکاری و دروغگویی‌های آغازین (و مستمر) وجود دارد و امروزه دیگر برای همگان آشکار شده، نیست.

از نظر امضاکنندگان این بیانیه مسئول اصلی تبدیل بحران کنونی به یک فاجعه ملی شخص ولی‌فقیه است.

حسن روحانی نیز با همسویی با آقای خامنه‌ای در پنهانکاری و مرتبط کردن بحران کرونا به توطئه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دشمن در تشدید این روند سهیم بوده است.

در پایان سخنی نیز با هم میهنان آگاه، پرتلاش اما در خطر و نگران مان:

هموطنان عزیز!
در غیاب حکومتی مسئول، کارآمد و راستگو، تنها کارشناسان و کارکنان بخش پزشکی و بهداشت کشور هستند که با ازخودگذشتگی از شهروندان در برابر این ویروس دفاع می‌کنند و می‌توانند با وجود همۀ محدودیت‌ها مرجع شهروندان درشکل دادن رفتار روزمره شان باشد.

یاری‌های خودانگیخته مردم در بسیاری از شهرها به نظام درمانی کشور و کمک آنان به اقشار کم درآمد بیکار شده در روزهای اخیر ستودنی است.

اما همچنان جای تاکید است که:

حساسیت کامل و رعایت تک تک هشدارهای ایمنی به خصوص رعایت بهداشت و کاهش حداکثری ترددهای بیرون از منزل بالاترین نقش را در قطع زنجیره انتشار شتابان این ویروس و همیاری با کادر درمانی فداکار اما تحت فشار و ریزش در کشور دارد.

همیاری عمومی از طریق نهادهای مردمی برای کمک رسانی به مراکز درمانی جهت تجهیز هر چه بیشتر برای مقابله با این ویروس یک وظیفه ملی و انسانی است. پشتیبانی همه جانبه و حمایت گسترده از کادر فداکار درمانی یکی دیگر از این وظایف است.

همیاری تا سرحدامکان با هموطنان کم درآمدی که از قرنطینه‌ها، تعطیلی کسب و کارها و کاهش شدید ترددها لطمه می‌بینند نیز بخشی از نوع دوستی ما ایرانیان است که به خصوص در آغاز سال نو بس ضروری است.

غلبه بر شیوع ویروس کشنده و ویرانگر کرونا تنها در گرو جدی گرفتن این خطر و افزایش همیاری ملی و بین المللی است. به امید آن روز!

اسامی به ترتیب حروف الفباء:

سیامک آرام، تورج ابوذرخانی، مهرداد احمدزاده، حمید احمدی، مانی اخوان، اردوان ارشاد، نائله اروجی، خالف اسفند، فرید اشکان، بیژن افتخاری، محمدجواد اکبرین، نسرین الماسی، مهدی امینی، وهاب انصاری، عبدالعلی بازرگان، حسین بحیرایی، فرزانه بذرپور، نسترن بزازی، یدی بلدی، مهرداد بهارآراء، بهروز بیات، کوروش پارسا، احمد پورمندی، محمود تجلی مهر، مریم تنگستانی، رسول تیهوئیان، مهدی جامی، نقی حمیدیان، بهروز خلیق، مهرداد درویش‌پور، عبدالستار دوشوکی، اسماعیل زرگریان، حسن زرهی، حسن زهتاب، فرج سرکوهی، مریم سطوت، مجید سیادت، معصومه شاپوری، ناصر شاهین‌پر، منصوره شجاعی، محمد شوشتری، رضا شیرازی، جعفر صدیق، اسماعیل صفرزاده، اسفندیار طبری، پیمان عارف، مجید عبدالرحیم‌پور، نادر عصاره، کاظم علمداری، رضا علوی، احمد علوی، محمدصادق علی‌اصغری، رضا علیجانی، محمد علیزاده لسانی، مناف عماری، مسعود فراز، سیامک فرید، کامبیز قائم مقام، سیاوش قائنی، ناهید قاجار، یدی قربانی، رضا کاویانی، اسفندیار کریمی، رضا کریمی، علی کلایی، پروین کهزادی، منوچهر گلشن، علی گوشه، نصرالله لشنی، منوچهر مختاری، پروین ملک، کیوان ملکی، غنی مجیدی، پرویز مختاری، رضا مسموعی، مهران مصطفوی، منوچهر مقصودنیا، فهمیه ملتی، امیر ممبینی، مهدی ممکن، فریبرز مهران ادیب، محمود مهران ادیب، همایون مهمنش، سیروس میرزایی، مهران میرفخرایی، میرعلی رضا میرمویدی، حسن نایب‌هاشم، احمد نجاتی، مهدی نخل احمدی، آرسن نظریان، محسن نکومنش، داود نوائیان، مهدی نوربخش، توران همتی، محسن یلفانی

No responses yet

Mar 30 2020

چرا رئیس صداوسیما از توسکا حساب می‌برد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: انتشار ویدئویی از یکی از جلسات ستاد عالی مقابله با کرونا ردپای انحصار و قدرت یکی از شرکت‌های اقماری مجموعه‌های اقتصادی زیر نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی را بیش از پیش برجسته کرده است.

در این جلسه، حسن روحانی، رئيس‌جمهوری، از علی عسگری، رئيس سازمان صداوسیما می‌خواهد که در طول بحران کرونا، برای شرکت‌هایی که فروش اینترنتی دارند، به صورت مجانی تبلیغ کند تا مردم بیشتر از این طریق خرید کنند و از خانه بیرون نروند.

رئيس صداوسیما در پاسخ به روحانی می‌گوید اگر چنین کاری کنند، «توسکا» از آنها شکایت خواهد کرد. این واکنش بازتاب توام با پرسش و تعجب بسیار در شبکه‌های اجتماعی داشت.

یک بیوگرافی خلاصه

«توسکا» که مخفف عبارت «توسعه کسب‌وکار ایرانی» است، با شماره ثبت ۵۱۶۵۸۴ در تاریخ ۱۶ مهرماه ۱۳۹۶ تاسیس شده است. بر اساس اسناد رسمی، شرکت «نقش اول کیفیت»، شرکت «ارتباطات سیار» و شرکت «سرمایه‌گذاری توسعه نور دنا»، سه سهامدار اصلی این شرکت هستند.

این شرکت‌ها مثل یک شبکه در هم تنیده هستند. «شرکت ارتباطات سیار» که در هر دو شرکت دیگر سهام دارد، نخ تسبیح است. اگر رد سهامداران این شرکت را بگیریم، به سه نام «گسترش الکترونیک مبین»، «شرکت مخابرات ایران» و «سرمایه‌گذاری مهر اقتصاد مبین» می‌رسیم.

حالا رد شرکت «گسترش الکترونیک مبین» را به عنوان چراغ راهنما می‌گیریم. سهامداران این شرکت عبارتند از «گروه توسعه انرژی تدبیر»، «گروه توسعه ساختمان تدبیر» و «گروه توسعه اقتصادی تدبیر». این سه شرکت متعلق به «هلدینگ تدبیر» هستند. «هلدینگ تدبیر» بازوی اقتصادی ستاد اجرایی فرمان امام است که مهم‌ترین نهاد اقتصادی زیر نظر دفتر آیت‌الله علی خامنه‌ای محسوب می‌شود.

اگر یک بار دیگر راه آمده را بررسی می‌کنید، می‌بینید که بین توسکا و دفتر رهبر، چهار نهاد اصلی دیگر واسطه هستند ولی این راه این‌قدر طولانی نیست. عمده این شرکت‌ها سهامدار یکدیگر هستند و مثل تارهای یک شبکه عنکبوتی به هم وصل شده‌اند.

نمونه صادق این ادعا، همین ویدئویی است که ترس رئيس صداوسیما را از شکایت توسکا نشان داد. اگر توسکا یک شرکت رده پنجم بود، رئيس صداوسیما که منصوب رهبر است، این چنین از شکایتش هراس نداشت که در جلسه علنی به زبان بیاورد.

توسکا از کجا در صداوسیما نفوذ کرد؟

سازمان صداوسیما ۲۶ مهر ۹۶ یک مزایده برگزار کرد. این مزایده برای عقد قرارداد سه ساله پخش تبلیغات در سرویس‌های «ارزش افزوده» بود. طبق گزارشی که ۲۲ اسفند ۹۷ در ماهنامه «پیوست» منتشر شد، برنده مزایده باید سالانه ۴۰۰ میلیارد تومان به صداوسیما می‌داد و اگر درآمدی بالای ۴۰۰ میلیارد تومان در سال داشت، باز هم صداوسیما درصدی از آن را بر می‌داشت.

تاکنون گزارش رسمی از میزان کل قرارداد منتشر نشده است ولی برخی کاربران در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند ارزش کل قرارداد سه ساله به سه هزار میلیارد تومان می‌رسد.

البته اولین برنده آن مزایده، یک شرکت وابسته به هلدینگ یاس، وابسته به بنیاد تعاون سپاه بود.

هلدینگ یاس از سال‌ها پیش دنبال در اختیار گرفتن آگهی‌های صداوسیما بود. محمد سرافراز، رئيس پیشین سازمان صداوسیما، در کتاب خاطراتش با عنوان «روایت یک استعفا» توضیح داده که از سال ۹۴ به خاطر مزایده آگهی‌های سازمان صداوسیما با هلدینگ یاس و سازمان اطلاعات سپاه درگیری داشته است.

او در آن زمان تصمیم می‌گیرد «درآمدهای سالانه» صداوسیما را به مزایده بگذارد. مزایده را بانک دولتی «توسعه تعاون» برنده و متعهد می‌شود طی سه سال (۹۵ تا ۹۷)‌ مبلغ هفت هزار میلیارد تومان به صداوسیما بدهد. به نوشته سرافراز، طیف هلدینگ یاس-سازمان اطلاعات سپاه این مزایده را بر هم زدند و پس از آن با پرونده‌سازی او را وادار به استعفا کردند.

در دوران ریاست علی عسگری بر صداوسیما، کار هلدینگ یاس آسان‌ شد و موفق شد که قرارداد را در یک شکل دیگر و محدودتر به نتیجه برسانند ولی یک مشکل بزرگ‌تر پیش آمد.

هلدینگ یاس زیرمجموعه بنیاد تعاون سپاه در آن دوران درگیر یک پرونده فساد بزرگ شد که ابعاد آن تا ۱۳هزار میلیارد تومان برآورد شد و چند مدیرش بازداشت شدند.

با وخیم‌شدن اوضاع هلدینگ یاس که سرانجام به انحلال این مجموعه منجر شد، تصمیم گرفته شد برنده مزایده یک شرکت دیگر باشد. قرعه به نام شرکت «توسکا» خورد که از زیر مجموعه‌های «همراه اول» بود و فقط ده روز قبل از مزایده تاسیس شده بود.

این تصمیم چندان عجیب نبود. در طول سه سال گذشته سهام برخی از نهادهای اقتصادی وابسته به سپاه که به شدت درگیر حاشیه‌های فساد شده‌اند، در سکوت به ستاد اجرایی فرمان امام واگذار شده است. یکی از مهم‌ترین واگذاری‌ها، سهام شرکت‌های مخابرات ایران و همراه اول بود که آبان سال ۹۷ از بنیاد تعاون سپاه به ستاد اجرایی فرمان امام منتقل شد.

قرارداد توسکا با صداوسیما بارها مورد اعتراض وزیر ارتباطات قرار گرفته ولی کسی اهمیت نداده است. علاوه بر جهرمی، نمایندگان مجلس هم دنبال تحقیق و تفحص از قرارداد توسکا با صداوسیما بودند که طرح‌شان حتی توسط هیات رئيسه مجلس حتی اعلام وصول هم نشد.

بساط قمار پهن می‌شود؟

توسکا به زودی یک همراه هم پیدا کرد؛ وب‌سایت و اپلیکیشن «روبیکا» که توسط یک شرکت دیگر وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام راه‌اندازی شد ولی ابزار کار توسکا بود.

اپلیکیشن روبیکا هم نقش دلال توسکا را بازی می‌کرد و هم در مدتی کوتاه به مهم‌ترین مرکز مسابقات بخت‌آزمایی صداوسیما تبدیل شد.

این مسابقات که «ستاره مربع» نماد آن شده بود، سبب شد که برخی به تلویزیون حکومت ایران، لقب «قمارخانه» بدهند. پس از طرح انتقادات گسترده علیه این‌گونه مسابقات، شرکت توسکا از اسفند ۹۷ اعلام کرد که دست از پول درآوردن از ستاره مربع‌ها برداشته و مدل جدیدی را اعمال خواهد کرد.

مدل جدید البته تفاوتی با قبل نداشت، فقط دو مرحله‌ای شده بود. جالب اینکه مراجع تقلید و رهبر جمهوری اسلامی هم درباره این‌گونه مسابقات فتوا و هشدار دادند ولی پولش این‌قدر زیاد بود که چنین هشدارهایی نادیده انگاشته شوند.

درباره کل درآمدهای این شرکت از محل این‌گونه مسابقات گزارشی منتشر نشد اما وب‌سایت «خبرآنلاین» در گزارشی که اردیبهشت ۹۸ منتشر کرد، نوشت در طول یک سال، مبلغی «بیش از چهار هزار میلیارد تومان از طریق کدهای دستوری یا همان ستاره مربع‌های فاسد نقل‌وانتقال پیدا کرده» و حداقل دو هزار میلیارد تومان آن را متعلق به باند توسکا-صداوسیما دانست.

موضوع فقط پول نیست

برای اینکه دامنه نفوذ توسکا در صداوسیما را متوجه شویم، می‌توانیم به بخشی از بیانیه‌ ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ هیات مدیره توسکا توجه کنیم: «توسکا تمامی هزینه‌های تولید برنامه‌های پربیننده‌ای چون خندوانه، برنده باش، کودک شو، فرمول یک، نود، حالا خورشید، به خانه بر می‌گردیم، عصر جدید، تب تاب، جام جهانی، ماه عسل، ستاره‌ساز، فوتبال‌های داخلی و خارجی و… در مجموع ۷۹ برنامه تلویزیونی را می‌پردازد».

مبلغ سرمایه‌گذاری توسکا برای این برنامه‌ها مشخص نیست ولی در یک مورد ادعا کرده‌اند که سال ۹۷، ۱۵۰ میلیارد تومان برای تولید این برنامه‌ها هزینه کرده‌اند. دقت در اسامی این برنامه‌ها که ستون فقرات صداوسیما هستند، به خوبی نشان می‌دهد توسکا مهم‌ترین تولیدکننده صداوسیما است.

تیم توسکا در حوزه تولید برنامه‌های کودک که از شبکه پویا پخش می‌شود نیز شرکت تین‌تاک را راه‌اندازی کرده و انحصار تولید را در دست گرفته‌اند.

ماجرای دستکاری آرای جشنواره بهترین‌های صداوسیما در سال ۹۷ توسط یک شرکت زیر نظر توسکا که با هدف سقوط آرای برنامه نود صورت گرفته بود، یک نمونه دیگر از قدرت نفوذ این شرکت در صداوسیما را نشان داد.

حذف عادل فردوسی‌پور که مخالف خدمات «ارزش افزوده» بود و جایگزینی برنامه «ماه عسل» به جای یک برنامه دیگر که نمی‌خواست از اپلیکیشن‌های توسکا استفاده کند، از دیگر نمونه‌های اعمال قدرت توسکا در صداوسیما برشمرده شده‌اند.

توسکا پس از صداوسیما وارد سینما و شبکه نمایش خانگی شده و در قالب تهیه‌کننده در تامین سرمایه فیلم‌هایی چون «ماجرای نیمروز ۲» و سریال «خواب‌زده» حضور داشته است.

میدان بازی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر است

اما زوری که توسکا به سبب حضورش در صداوسیما به دست آورد، دست آن را در زمین‌های دیگر هم باز کرده است.

یک مثال ساده، کسب و کارهای اینترنتی و استارت‌ آپ‌ها هستند که توسکا در حال ایجاد انحصار در این حوزه است. برای اینکه روش کار را بدانید، به این بخش از گزارش ۲۵ شهریور ۹۸ روزنامه خراسان توجه کنید: «دو اپراتور اصلی تلفن همراه و شرکت توسکا در صداوسیما ، گلوگاه شبکه توزیع استارت آپ‌ها را در اختیار گرفته‌اند. آنها گاهی تا ۵۰ درصد ارزش برند، ۳۳ درصد سهام و ۹۰ درصد درآمدهای کسب‌وکارها را برمی‌دارند و باز هم اجازه تبلیغات تلویزیونی به آن‌ها نمی‌دهند».

پس روش کار ساده است. توسکا برای معرفی کردن استارت‌آپ‌ها در تلویزیون سراغ آنها می‌رود، سهام و سودشان را قبضه می‌کند و هر روز بخش بیشتری از بازار را در کنترل خود می‌گیرد.

یک نمونه دیگر ماجرای خدمات ارزش افزوده به مشترکان تلفن همراه است. در جریان این پرونده، محمدجواد آذری‌جهرمی اعلام کرد برخی شرکت‌های فعال این حوزه، ۱۳ هزار میلیارد تومان از جیب مردم درآمد داشته‌اند و از حدود ۵۰۰ هزار نفر کلاهبرداری کرده‌اند. بخش مهمی از تبلیغات این شرکت‌ها برای جذب و فریب‌دادن مردم از طریق برنامه‌های صداوسیما صورت گرفته است.

آذری‌جهرمی ۱۵ آبان ۹۸ وعده داد که پول‌ها را بر می‌گرداند و کل سرویس‌های ارزش افزوده را تعطیل می‌کند. پیش از آن اما شرکت‌های فعال در این حوزه، نامه‌ای به محمدی گلپایگانی، رئيس دفتر خامنه‌ای و ابراهیم رئيسی، رئيس قوه قضائیه نوشته بودند. با ورود دفتر خامنه‌ای به این پرونده، نه پیگیری وزارت ارتباطات ادامه یافت و نه به شکایت‌ها رسیدگی شد.

یک نمونه تازه‌تر، اجبار مدارس به استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی برای فعالیت‌های آموزشی در تعطیلی‌های ناشی از بحران کرونا است.

مدیران مدارس مجبور هستند از بین پیام‌های رسان‌های داخلی «بله»، «گپ»، «آی‌گپ»، «سروش» و «روبیکا»، یکی را انتخاب کنند و بعد وارد شبکه اجتماعی دانش‌آموزان (شاد) شوند. علاوه بر روبیکا، اپلیکیشن آی‌گپ نیز در اختیار باند ستاد اجرایی فرمان امام است.

این نمونه‌ها به خوبی نشان می‌دهد که ستاد اجرایی فرمان امام به صداوسیما تنها به چشم محل درآمد نگاه نمی‌کند، تلویزیون برای آنها ابزار رانت‌های بزرگ‌تر، ایجاد انحصار و حذف رقبا است.

آشپزباشی کجا ایستاده است؟

ستاد اجرایی فرمان امام که سابقه تاسیس آن به سال ۱۳۶۸ باز می‌گردد، عمده منابع مالی اولیه‌اش را از مصادره اموال به دست آورد و سال ۱۳۹۳ طبق گزارش خبرگزاری رویترز ۹۳ میلیارد دلار دارایی داشت.

این ستاد که در پنج سال اخیر، جهش گسترده‌ای در حوزه‌های اقتصادی داشته و در بسیاری از پروژه‌ها جای بنیاد تعاون سپاه پاسداران و بنیاد مستعضفان (دو بازوی اقتصادی دیگر آیت‌الله خامنه‌ای) را گرفته است، دو بازوی اقتصادی اصلی دارد: بازوی دلال/ پیمانکار آن «گروه تدبیر» است و بازوی دلال/خیر آن، «گروه برکت» است.

این ستاد هم بخشی از خرج دفتر خامنه‌ای را تامین می‌کند و هم وظیفه تامین عمده هدایای رهبر را بر عهده دارد که معمولا با تبلیغات گسترده در بحران‌هایی چون زلزله و سیل توزیع می‌شوند. در واقع هم نقش جیب رهبر را بازی می‌کند و هم خزانه دفترش است.

شرکت‌های وابسته به این ستاد، گاهی هم در ژست ناجی وارد عمل می‌شود. مثلا در بحران دارو پس از تحریم‌ها برای نجات حوزه دارو وارد عمل شد، برخی از شرکت‌های خصوصی را خرید، یک شهرک دارویی بزرگ راه‌اندازی کرد و الان «سلطان دارو» شده است.

در دوران کرونا هم ستاد در ژست ناجی وارد شد، ظرفیت تولید برخی شرکت‌های داخلی را خرید، خودش هم ده دستگاه ماسک‌ساز وارد کرد و الان «سلطان ماسک» ایران است.

مدیران ارشد این ستاد مانند محمد مخبر و محمدجواد ایروانی در دفتر رهبر رفت‌وآمد دارند ولی عمده مدیران اجرایی این نهادها مانند علی نیکزاد، غلامحسین نوذری، مهرداد بذرپاش و کاوه اشتهاردی، از مدیران ارشد و میانی دولت احمدی‌نژاد هستند که ظاهرا از نظر سیاسی از او بریده‌اند و حالا در شبکه اقتصادی دفتر خامنه‌ای، به مدیران اصلی بدل شده و احتمالا در آب نمک خوابانده شده‌اند.

شرکت توسکا، تنها یکی از ابزارهای تامین هزینه‌های این شبکه بزرگ است که باید خرج و دخل نهادهای زیر نظر آیت‌الله خامنه‌ای را جور کنند، از دفتر نشر آثارش گرفته تا نیروی قدس سپاه. رئيس صداوسیما باید از چنین شرکت و شبکه‌ای حساب ببرد.

No responses yet

Mar 27 2020

ابوالفضل قدیانی آیت‌الله خامنه‌ای را به ‘تئوری توطئه و فریب’ متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: تشییع جنازه یک فرمانده سپاه بی توجه به توصیه‌های فاصله گرفتن از هم انجام شد

ابوالفضل قدیانی، از چهره‌های سرشناس “جنبش سبز” در سال ۱۳۸۸، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران را به “فرافکنی، فریب و انحراف افکار عمومی” و “تئوری توطئه” درباره شیوع کرونا متهم کرده است.

آقای قدیانی در یادداشتی که در وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، منتشر شده، رهبر حکومت و ارگان‌های وابسته به او را در گستردگی شیوع کرونا در ایران مقصر دانسته و گفته آنها به دنبال “لاپوشانی” این نقش ادعایی هستند.

آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید ممکن است آمریکا ویروس جدید کرونا را ساخته باشد و بخواهد تحت پوشش اعزام تیم پزشکی برای تداوم بیماری تلاش کند و یا به جمع‌آوری اطلاعات درباره این “حمله بیولوژیک” ادعایی بپردازد.

آقای قدیانی گفته رهبر چنین موضعی را برای پنهان کردن “نقش مخرب خود و ارگانهای تحت فرمانش در شیوع وسیع ویروس کرونا” گرفته و اگر نهادهای وابسته به او به جان مردم اهمیت می‌دادند جلوی سفرهای نوروزی را می‌گرفتند و برای یکی از فرماندهان سپاه تشییع جنازه پرجمعیت برگزار نمی‌کردند.

ابوالفضل قدیانی گفته پیش کشیدن احتمال طراحی کرونا با توجه به “ژنتیک ایرانی”، که از طرف آقای خامنه‌ای مطرح شد، “بی‌پایه و اساس” است و “توهین به شعور مردم” تلقی می‌شود.

او همزمان با انتقاد از بازگرداندن تحریم‌های آمریکا از طرف دونالد ترامپ، که آقای قدیانی صفت “فاشیست” به او داده، گفته آیت‌الله خامنه‌ای در چنین شرایط سختی هم دغدغه‌ای به جز ” حفظ قدرت و تحکیم موقعیت و حیثیت کاذب” خود ندارد.

آقای قدیانی گفته اگر رهبر و مقام‌های زیر نظر او به جان مردم اهمیت می‌دادند قم را، که نقطه آغاز شیوع بود، قرنطینه می‌کردند یا آن طور که سرلشکر باقری، از “خلوت‌سازی” خیابان‌ها گفت جلوی مسافرت‌های نوروزی را می‌گرفتند.

او همچنین از تشییع جنازه حسین اسداللهی، یکی از فرماندهان سپاه، با حضور جمعیت انبوه انتقاد کرده و نوشته: “بعد هم سپاه مدعی شود که این تشییع خود جوش بوده البته چنین ادعایی به سخره گرفتن شعور ملت است. سوال این است که چرا مانع برگزاری آن نشدید؟”

در این تشییع جنازه افراد زیادی با لباس نظامی حضور دارند و احمد پوردستان، فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش از جمله حاضران در مراسم است.

ابوالفضل قدیانی از رد پیشنهاد کمک آمریکا و ممانعت از فعالیت پزشکان بدون مرز هم انتقاد کرده و گفته “این کمک‌ها حق ملت ایران است” و آقای خامنه‌ای از آنجا که “منتخب مردم نیست” نمی‌تواند به نمایندگی از آنها این کمک‌ها را رد کند.

او گفته ورای شیوع کرونا “مشکل بنیادین سلطه‌ غاصبانه‌ علی خامنه‌ای و نیز حاکمیت نظام جمهوری اسلامی بر این کشور است”.

آقای قدیانی که پیش از انقلاب ایران زندانی سیاسی بوده و پس از اعتراضات ۸۸ هم زندانی شد پیش از این هم انتقادهای تندی از آیت‌الله خامنه‌ای کرده است.

رهبر جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته در کانون شعارهای انتقادی معترضان بوده و در مسائلی چون گرانی بنزین و سرکوب خونبار معترضان در آبان ۹۸ و یا سرنگون کردن هواپیمای مسافری اوکراینی با دو موشک سپاه، انتقادهای کم‌سابقه‌ای از او شده است.

آیت‌الله خامنه‌ای یکی از بلندپایه‌ترین افرادی است که به طور عمومی این فرضیه‌ را مطرح کرده که ممکن است ویروس کرونا ساخته دست بشر باشد.

نریمان پناهی گفت در جلسه ۲۶ بهمن محافظان برای حفظ جان آقای خامنه‌ای اجازه ندادند مداحان او را لمس کنند

در مقاله‌ای که به تازگی در مجله علمی نیچر منتشر شده گروهی از پژوهشگران گفته‌اند نتیجه مطالعه آنها بر ساختار ژنتیک ویروس جدید کرونا به روشنی نشان می‌دهد که این ویروس نتیجه تکامل طبیعی در خانواده ویروس سارس (سندروم حاد تنفسی) بوده است.

تاکنون در بررسی‌های مستقل دانشمندان خلاف چنین یافته‌ای مطرح نشده و در مجلات معتبر علمی مقاله‌ای منتشر نشده که عامل بیماری کووید-۱۹ را ساخته دست بشر بداند.

آقای خامنه‌ای در واکنش به ویروس کرونا نخست آن را “بهانه” دشمن برای انتقاد از شرکت در انتخابات خواند و بعدتر هم گفت این “بلا… آنچنان بزرگ نیست”.

او در عین حال برنامه‌های عمومی‌اش، از جمله سخنرانی سالانه در حرم امام هشتم شیعیان را لغو کرد.

یکی از آخرین دیدارهای عمومی آقای خامنه‌ای ملاقات او با عده‌ای مداح بود.

به گفته یکی از افراد حاضر در این جلسه محافظان رهبر برخلاف روال قبلی اجازه ندادند که مداحان دست آقای خامنه‌ای را ببوسند.

نریمان پناهی گفت: “نگذاشتند ما دست آقا را ببوسیم. چرا؟ آقا به ما بی اعتنایی کرد؟ خیر. حفظ جان آقا بر ما واجب است.”

این جلسه در ۲۶ بهمن برگزار شد. تا سه روز پس از آن مقام‌های ایرانی به طور عمومی شناسایی مبتلایان به ویروس کرونا را تکذیب می‌کردند.

No responses yet

Mar 24 2020

ویروس کرونا؛ ایران گروه «پزشکان بدون مرز» را اخراج کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: پس از مخالفت گروهی از اصول‌گرایان و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران با حضور تیمی از پزشکان بدون مرز در اصفهان برای مقابله با کرونا، ایران آنها را اخراج و طرح احداث یک بیمارستان توسط این پزشکان را منتفی اعلام کرد.

علیرضا وهاب‌زاده، مشاور وزیر بهداشت ایران، روز دوشنبه پنجم فروردین در صفحه توئیترش نوشت: «ضمن تشکر از پزشکان بدون مرز، با اجرای طرح بسيج ملى مقابله با كرونا و نيز استفاده از تمام ظرفيت درمانی نيروهاى مسلح، فعلا نيازى به برپايى تخت بيمارستانى توسط نيروهاى خارجى نيست و این حضور منتفی است».

این تصمیم در حالی گرفته شده است که هیات اعزامی پزشکان بدون مرز وارد ایران شده است.

آرش نجمی، سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روز یکشنبه گفته بود که سازمان پزشکان بدون مرز در حال احداث و راه‌اندازی بیمارستان صحرایی مقابله با کرونا با ظرفیت ۴۸ تخت در بیمارستان امین اصفهان است.

این سازمان هم اعلام کرده بود که در حال راه‌اندازی یک واحد درمانی در اصفهان برای درمان بیماران مبتلا به کووید- ۱۹ است.

این واحد درمانی صحرایی ۵۰ تخته با هواپیما از مرکز لجستیک سازمان پزشکان بدون مرز در فرانسه حمل شده و قرار بود در مجتمع بیمارستان امین اصفهان مستقر شود.

یک تیم متشکل از ۹ پزشک و متخصص سازمان یاد شده نیز قرار بود که در این بیمارستان مستقر شود.

اعزام هیات پزشکان بدون مرز و تجهیزات آنها در دور روز اخیر با اعتراض برخی از اصول‌گرایان و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران روبرو شد. از جمله حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، با اشاره به سخنان روز یکشنبه آیت‌الله علی خامنه‌ای از حضور این گروه در ایران انتقاد کرد.

او به خبرگزاری فارس گفت: «آمریکا می‌داند که در ایران جایی ندارد و حضورش ناممکن است ولی آیا فرانسه همواره با توطئه‌های آمریکا علیه ایران اسلامی همراه نبوده است و آیا مکرون با صراحت اعلام نکرده است که از تمامی طرح‌های آمریکا علیه کشورمان حمایت می‌کند؟»

سخنان آقای شریعتمداری در حالی بیان شده که پزشکان بدون مرز سازمانی غیرانتفاعی بوده و زیرنظر دولت فرانسه نیست و تنها مقر آن در این کشور است.

رهبر جمهوری اسلامی ایران روز سوم فروردین در یک سخنرانی تلویزیونی مدعی شده بود که آمریکا «متهم به تولید» ویروس کروناست.

علی خامنه‌ای هیچ سند و مدرکی در مورد اتهام‌های خود ارائه نکرده‌ است ولی چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به او در ۴۸ ساعت گذشته سعی کرده‌اند که اسناد و مدارکی درباره «حقانیت» ادعای رهبر جمهوری اسلامی ارائه کنند.

رهبر جمهوری اسلامی همچنین ادعای حمله بیولوژیک به ایران از طریق شیوع ویروس کرونا را مطرح کرده و خطاب به دولت آمریکا گفته بود: «ممکن است یک دارویی را شماها تجویز کنید، یا وارد کشور بکنید که این ویروس را ماندگار کند و مانع تمام شدنش بشود…یا اگر کسی را به عنوان درمان‌کننده و پزشک بخواهید بفرستید، ممکن است او بخواهد بیاید اینجا، اثر عملی سمّی را که تولید کرده‌اند از نزدیک ببیند».

سازمان پزشکان بدون مرز از مهم‌ترین نهادهای بین‌المللی است که در بحران‌های جهانی به کشورهای مختلف کمک می‌کند.

این سازمان در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ در استان سیستان‌وبلوچستان حضور داشت و خدماتی به مهاجران افغانستانی و مردم بومی ارائه می‌کرد.

پزشکان بدون مرز مهرماه ۱۳۹۰ در اطلاعيه‌ای اعلام کرد که مقام‌های جمهوری اسلامی ايران از آن خواسته‌اند که فعاليت‌هایش را در زاهدان تعطيل کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .