Jan 02 2014
Tag Archive 'سیاسی'
Jan 02 2014
ما به تدبیر منتخبمان همچنان امید بسته ایم اما… آقای رییس جمهور، جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است
کلمه: چکیده :آقای روحانی، جنابعالی را همچنان می خواهیم امین رای خود بدانیم. به تدبیر شما امید ببندیم که این جامعه واحد را با همه تکثر رنگین کمانی اش، جدای از هم نخواهیم و نبینیم. حتما به ما حق می دهید که این سوال در ذهنمان شکل بگیرد که آیا مواضعی که اخیرا از جانب شما و برخی مقامات دولت صادر می شود در دوران تبلیغات انتخاباتی جایی داشت یا نه. مسلما نه. اجازه ندهید احساس کنیم که بعد از انتخابات گازانبری با ما برخورد شده است. ما هنوز جزو امیدواران به شما هستیم و ظن بد به شما نداریم. اما باور کنید که جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است….
این یادداشت قرار نبود نوشته شود. اگر خبر سخنان آقای رئیس جمهور در هیات دولت درباره ۹ دی و عنوان روز بصیرت برای این روز منتشر نمی شد، واقعا دلیل خاصی برای پرداختن به موضوعی وجود نداشت که با همه تبلیغات سنگین پیرامون آن ، نهایتا ۲۰۰ – ۳۰۰ نفر برای بزرگداشت آن دور هم جمع می شوند.
حالا که تبیین موضع در اینباره ناگزیر شده است، در ابتدا ارزیابی اجمالی از ۹ دی داشته باشیم تا ببینیم حماسه بود یا نه. بعد هم میزان بصیرت آن را ارزیابی می کنیم.
۹ دی روزی است که ضمن مانور قدرت برای ساکت کردن اعتراضات خیابانی، یکی از اهداف دیگر آن، مقابله با شعار “یاحسین میرحسین” مردم بود که سناریوی آن در ستاد کودتا و به مدیریت طائب از مدتی پیشتر نوشته شده بود. همان طور که همین تیم امنیتی، سناریوی پخش فیلم آتش زدن عکس امام در ۱۶ آذر را در مقابله با شعار “نخست وزیر امام” کلید زد.
اما کسانی که در سناریوی ۹ دی قرار گرفتند و در راه پیمائی حکومتی آن شرکت کردند، چه کسانی بودند؟
واقعیت آن است و حتما جناب آقای روحانی بهتر از ما می دانند که نحوه مشارکت شرکت کنندگان در مراسمی که درباره آن همه گونه ابزار تبلیغات حکومتی به کار گرفته شد، آنرا مشهور به تجمع اتوبوسی – بخشنامه ای کرد. اما این توصیف برای آن کفایت نمی کند، بلکه با صراحت می توان آن را تجمع دروغ و فریب نامید. چرا؟ به این دلایل که عرض خواهد شد. ارزیابی تک تک این ادعاها را نیز به وجدان خود مخاطبان واگذار می کنیم.
اجتماع حکومتی ۹ دی در واکنش به عاشورای خونین ۶ دی برگزار شد. آقای روحانی و دیگر بزرگانی که دستی بر واقعیت اخبار دارند احتیاج به اثبات این نکته ندارند که اکثریت معترضان ۶ دی، مردمی خداجو بودند که پیراهن مشکی عزای حسین (ع) بر تن داشتند و سینه زنان در عین آرامش به راه پیمایی پرداختند که با رفتار تند و کم سابقه نیروهای حکومتی به خشونت کشیده شد. این توهین به ملت ایران و عزای سیدالشهداست که آن جمعیت وسیع در تهران را به عنوان توهین کننده به عاشورا بنامیم. هیچ زمانی چنین جمعیتی که در روز عاشورا در پی توهین به امام حسین باشد در هیچ کجای کشور پیدا نمی شود. این چه حماقتی است که آن جمعیت بزرگ و به بیانی دیگر، جمعیت بزرگ حامی جنبش سبز را به عنوان یک جنبش وسیع اجتماعی متهم به اهانت به عاشورا شوند؟
به قول میرحسین موسوی مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا است. فرض کنیم دو سه نفر آدم غیر سبز و سلطنت طلب و رجوی چی و نفوذی ستاد کودتا در آن همایش عظیم خود را در میان جمعیت میلیونی قرار دادند. اصل قرار دادن آنها و تعمیم دادنشان به سیل جمعیت مردمی و تبلیغ مکرر روی آنها مانند آن است که به فرض در جبهه ها چند جاسوس یا مزدور که قطعا حضور داشته اند را نشان دهیم و منافقانه بگوییم (با عرض معذرت از رزمندگان عزیز) جبهه های جنگ، محل حضور جاسوس ها بود!
بسیاری از سبزها حتی حاضر نیستند که اکثریت شرکت کنندگان در اجتماع ۹ دی را از خود جدا بدانند و مردم را دسته دسته کنند. ما معتقدیم که بسیاری از شرکت کنندگان در آن تجمع تحت تاثیر تبلیغ دروغ رسانه های بی تقوای حکومت بودند و بر آنها حرجی نیست. حتی اگر آنها مخالف سبزها بودند، همان طور که حتما برخی از شرکت کنندگان در آن تجمع مخالف سبزها بودند، حاضر نیستیم آنها را نه وابسته به خارج بدانیم و نه هر اتهام دیگری که واقعا در قبالشان صادق نیست.آیا از رئیس جمهوری که قرار بود به این شکل تقسیم بندی های دروغین بین مردم خاتمه دهد پذیرفتنی است که در چنین دامی بیفتد؟
آقای روحانی، خود بهتر می دانید که آن روز کذایی هرچه بود روز بصیرت نبود. روز بخشنامه بود و از ادارات و مدارس به راه پیمایی بردن. روز بازنمایی دروغ حکومتی بود. از شهرستان ها نیرو جمع کردن و اتوبوس اتوبوس به تهران آوردن که اسمش دفاع از عاشورا نیست، آن هم در برابر یک دروغ بزرگ.
حالا کارتان گیر بود و باید چیزی می گفتید و گفتید، دیگر بحث از عاشورا چیست؟ شما پیش از رئیس جمهور بودن، شخصیتی ملبس به لباس روحانیت بوده اید. انتظار از شما چه در مقام رئیس جمهور و چه به خصوص یک روحانی این نیست که شما هم در این حد وارد این بازی نخ نما شوید.
آقای روحانی، جنابعالی را همچنان می خواهیم امین رای خود بدانیم. به تدبیر شما امید ببندیم که این جامعه واحد را با همه تکثر رنگین کمانی اش، جدای از هم نخواهیم و نبینیم. حتما به ما حق می دهید که این سوال در ذهنمان شکل بگیرد که آیا مواضعی که اخیرا از جانب شما و برخی مقامات دولت صادر می شود در دوران تبلیغات انتخاباتی جایی داشت یا نه. مسلما نه. اجازه ندهید احساس کنیم که بعد از انتخابات گازانبری با ما برخورد شده است. ما هنوز جزو امیدواران به شما هستیم و ظن بد به شما نداریم. اما باور کنید که جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است.
Jan 02 2014
انفجاری شدید در محله شیعهنشین جنوب بیروت
بیبیسی: انفجاری شدید در جنوب بیروت، پایتخت لبنان رخ داده است. وزارت بهداشت لبنان میگوید که این انفجار دست کم پنج کشته بر جای گذاشته است.
منطقه ضاحیه، که این انفجار به وسیله یک خودروی بمبگذاری شده در آن به وقوع پیوسته است، از مناطق تحت نفوذ حزبالله لبنان به شمار میرود.
حداقل ٢٠ نفر هم در این انفجار زخمیشدهاند.
کمتر از یک هفته پیش، محمد شطح، وزیر سابق اقتصاد و از چهرههای سیاسی منتقد حزبالله لبنان و سوریه در یک بمبگذاری در بیروت کشته شد.
در ماههای اخیر بیروت و طرابلس صحنه درگیریهای خشونتبار، بمبگذاری و حملات انتحاری بودهاند. از جمله در حملهای دو مهاجم انتحاری سفارت ایران در بیروت را هدف قرار دادند.
تداوم جنگ داخلی سوریه به تشدید اختلافات سنی-شیعه در لبنان انجامیده است.
گروه شیعه حزبالله لبنان در سوریه به پشتیبانی از بشار اسد میجنگد.
در مقابل بخش چشمگیری از گروههای سیاسی لبنانی به طور سنتی مخالف بشار اسد هستند و از حضور حزبالله لبنان در این درگیری نظامی انتقاد میکنند.
Jan 02 2014
نجفی در پی راهی برای استفاده گردشگران خارجی از آبهای گرم کیش
رادیوفردا: رئيس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری ایران روز چهارشنبه، ۱۱ دیماه، ضمن اعلام موجودیت کمیتهای برای تسهیل صدور ویزا برای گردشگران خارجی اشاره کرد که باید راهی برای استفاده این گردشگران از آبهای خلیج فارس پیدا شود.
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان گردشگری خبر داد که «کميتهای با حضور نمايندگان ارگانهای مسئول برای آسانسازی روند صدور رواديد گردشگران خارجی در کشور تشکيل شده است».
به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ايرنا، محمدعلی نجفی روز چهارشنبه از «صف گردشگران علاقهمند به سفر به ايران در کشورهايی چون آلمان و ايتاليا» سخن گفته و بر «فراهم کردن زيرساختهای لازم برای ميزبانی» اين گردشگران تاکيد کرد.
رئيس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری علت سفر گردشگران خارجی از کشورهای روسيه و اوکراين به دوبی را «دسترسی به آبهای گرم» عنوان کرده و گفت: «بايد راهی پيدا کنيم که اين گردشگران بتوانند برای تفريح از آبهای گرم خليج فارس در کيش استفاده کنند.»
آقای نجفی افزوده است که «اگر بتوانيم اين راهکار را بيابيم اين امر برای سفر به کيش در گردشگران خارجی انگيزه ايجاد میکند».
اندکی پس از وقوع انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی و با اجباری شدن حجاب در ايران، استفاده گردشگران خارجی از امکانات توريستی و تفريحی در شمال و جنوب ايران که تا پيش از آن رواج داشت ممنوع شد.
حسن روحانی، رئيس جمهور ايران، همواره بر ضرورت جذب گردشگران خارجی و توسعه صنعت توريسم در ايران تاکيد کرده است.
صدها ميليارد دلار گردش سرمایه و درآمد سالانه صنعت توريسم و گردشگری در جهان است و تعدادی از کشورهای همسايه ايران مانند ترکيه و امارات متحده عربی، سهمی چندين ميليارد دلاری از اين گردش سرمايه دارند.
محمدعلی نجفی ابتدا قرار بود تا به عنوان وزير آموزش و پرورش در دولت حسن روحانی مشغول به کار شود اما مجلس شورای اسلامی به او رأی اعتماد نداد.
رئيس جمهور سپس آقای نجفی را به معاونت خود و رئيس سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری منصوب کرد.
از آن هنگام تاکنون، برخی سخنان آقای نجفی از جمله درباره بیاشکال دانستن کشيدن قليان توسط زنان با واکنش نمايندگان مجلس و رسانهها و شخصيتهای اصولگرا روبهرو شده است.
Jan 02 2014
علیرضا پناهیان٬ عضو قرارگاه «عمار»: اعدامهای ۶۷ دستور اسلام و با اجازه امام بود
دیگربان: علیرضا پناهیان٬ عضو قرارگاه «عمار» اعلام کرد اعدام هزاران نفر در سال ۱۳۶۷ «دستور اسلام» بود که با «اجازه» روحالله خمینی و حکم قوه قضائیه به اجرا گذاشته شد.
به گزارش روز چهارشنبه (۱۱ دی) سایت رسمی سپاه تهران٬ آقای پناهیان این مطلب را در جمع هیاتهای مذهبی شمال غرب تهران بیان کرده است.
وی گفته وقتی «امام» اجازه داد دستگیر شدگان «منافقین» با حکم قوه قضائیه اعدام شوند٬ حسینعلی منتظری «نتوانست اقتدار امام در اجرای دستورات اسلام را درک کند و از امام برید.»
در تابستان ١٣۶٧ براساس گزارشها هزاران زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی اعدام شدند که تاکنون از آمار دقیق این قربانیان اطلاعی در دست نیست.
اتهام این زندانیان به طور کلی همکاری با سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی به خصوص سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین طیفهای مختلف گروههای چپ و کمونیست اعلام شده بود.
حسینعلی منتظری یکی از معدود مقامهای وقت جمهوری اسلامی است که در خاطرات خود به این اعدامها اشاره و با آن مخالفت کرده است.
پناهیان با اشاره به همین موضوع گفته «آقای منتظری فاقد عدالت لازم برای مرجعیت بود ولی هنوز عدهای از سران سیاسی مملکت با افتخار خودشان را مقلد آقای منتظری میدانند.»
وی افزوده «امام در زمان حیاتشان میخواستند با آقای منتظری محکمتر برخورد کنند. مرحوم مشکینی و دیگران وساطت کردند و امام به آنها گفت بعدا پشیمان میشوید.»
این روحانی در ادامه سخنان خود با اشاره به اختلاف خمینی و منتظری و برخی وقایع دوران پیامبر اسلام گفته از آنجا که پیامبر «قدرت» اجرای برخی احکام را نداشت «غریب» بود.
این عضو قرارگاه «عمار» اظهار کرده «وقتی پیامبر خدا به علت جهالت مردم نمیتواند ۱۲ نفر را که نقشه قتلش را ریختند مجازات کند و حتی آنها را رسوا کند٬ مصداق غربت است.»
وی اضافه کرده پیامبر اسلام به این خاطر نتوانست آنها را مجازات کند که «زمانی از سران بودند و مردم درک مجازات این سران منحرف را نداشتند، قدرت یعنی اگر کسی جرمی انجام داد بدون ترس از افکار عمومی بتوان آن را مجازات کرد.»
به نظر میرسد این اظهارات علیرضا پناهیان٬ اعتراف غیرمستقیمی به ناتوانی علی خامنهای و جمهوری اسلامی در مجازات میرحسین موسوی و مهدی کروبی باشد.
این دو رهبر جنبش سبز بیش از سه سال است که بدون محاکمه در حصر بهسر میبرند و طی این مدت اتهامهای فراوانی علیه آنها مطرح شده٬ اما نظام از محاکمه علنی آنها خودداری میکند.
پناهیان در بخش پایانی سخنان خود گفته «امام زمان پس از ظهور غیر از دشمنان اسلام، سران منحرف پای رکاب خودشان را گردن خواهد زد که این یعنی قدرت اسلام.»
وی افزوده «کسانی که برای غربت اهل بیت گریه میکنند باید برای به قدرت رسیدن آنان تلاش کنند و حتی از آبروی خویش برای آنها هزینه کنند.»
Jan 01 2014
هفتتیرکشی مداح معروف در اتوبان

خودنویس: به دنبال انتشار خبر شلیک گلوله یکی از مداحان معروف به سمت یک خودرو در یکی از اتوبان های تهران، یک سایت خبری توضیحاتی در این باره ارائه کرد.
ماجرا از اینجا آغاز شد که محمود کریمی، از مداحان مشهور تهران، ساعت ۳ بامداد روز پنجم دی ماه در اتوبان بابایی با یک خودروی ۲۰۶ تصادف می کند.
این تصادف به مشاجره و درگیری لفظی میکشد. سرنشینان ۲۰۶ زوج جوانی بودند که از شرق به غرب اتوبان حرکت میکردند، گزارش مورد نظر حاکی از این است که ادامه این درگیری به نقاط خطرناکی کشیده میشود چرا که محمود کریمی و همراهانش که در خوودروی تویوتا بودند کلت کشیده و پنج تیر به جلو و گلگیر ۲۰۶ شلیک میکنند.
بعد از تیراندازی جناب مداح و همراهان از محل دور شده و سرنشینان ۲۰۶ به کلانتری شکایت میبرند و شکایت ثبت و به دادسرا ارسال میشود اما جناب مداح تیرانداز در جلسه دادرسی حضور پیدا نمیکند.
خبری که سایت ندای انقلاب با تاخیر منتشر کرد
در همین رابطه و پس از اینکه وبسایتهای بسیاری به این موضوع پرداختند، سایت «ندای انقلاب» نزدیک به نهادهای امنیتی نوشت: «محمود کریمی مداح بامداد چند روز پیش در یکی از اتوبان های تهران در حال حرکت بود از سوی سرنشینان چند خودرو مورد تهدید قرار گرفت.»
به نوشتهی این سایت: «در این جریان سرنشینان این خودروها با ویراژ دادن اطراف خودرو محمود کریمی وی را مجبور به توقف در حاشیه اتوبان می کنند. پس از توقف خودرو کریمی در حاشیه اتوبان، سرنشینان خودروهای مزاحم پیاده شده و به سمت خودرو کریمی می روند و این مداح که به همراه خانواده خود بوده برای دفاع از خانواده خود و دور کردن آنها اقدام به شلیک هوایی می کند که این کار هم نتیجه نمی دهد و نهایتا کریمی یک گلوله به سمت لاستیک ماشین یکی از این افراد مزاحم شلیک می کند که این گلوله به گلگیر خودرو اصابت می کند و نهایتا آنها از اطراف ماشین کریمی فاصله می گیرند.»
سایت ندای انقلاب سرنشینان خودرویی که کریمی به سمت آن گلوله شلیک کرده بود را «اراذل و اوباش» توصیف کرده است.
گفتنی است چندی قبل نیز در یک ماجرای هفت تیرکشی دیگر هم، هم علی اکبر حیدری فرد، قاضی سابق و معلق شدهی کهریزک و متهم قاچاق عتیقه در یک پمپ بنزین حاشیه اصفهان و در جدال با شهروندان بر سر نوبت، دست به سلاح میشود و پس از شلیک گلوله سوار خودروی خارجی خود از صحنه میگریزد.
حیدری فرد، از قضات تاثیر گذار حوادث سال ۸۸ بود که بسیاری از شهروندان را به حبس محکوم کرد و در ماجرای کهریزک نیز نفر دوم پس از مرتضوی بود.
Jan 01 2014
فرمانده پایگاه بسیج میدان آزادی بعد از ۴ سال: به پاهای معترضان شلیک کردیم
دیگربان: فرمانده وقت حوزه ۱۱۷ «نینوا» ناحیه «قدس» سپاه تهران پس از چهار سال٬ گزارشها درباره تیراندازی مستقیم نیروهای بسیج به سمت معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ در میدان آزادی تهران را تائید کرد.
این فرمانده بسیج که نامش فاش نشده٬ روز دوشنبه (۹ دی) در گفتگو با سایت رسمی سپاه تهران به تشریح جزئیات درگیری ۲۵ خرداد نیرویهای بسیج حوزه ۱۱۷ «نینوا» با معترضان پرداخته است.
در این درگیری دستکم هفت تن از معترضان به نتیجه انتخابات جان خود را از دست داند٬ اما مقامهای سپاه و بسیج هیچگاه مسئولیت تیراندازی مستقیم به سوی مردم را نپذیرفته بودند.
پس از گذشت چهار سال از آن زمان٬ فرمانده این پایگاه بسیج گفته «در این درگیری تنها چند اغتشاشگر که بدون توجه به هشدارها وارد محوطه حوزه شده بودند از ناحیه پا مورد هدف قرار گرفتند.»
وی با این وجود گفته نیروهای بسیج که «مجبور به دفاع از خود شده بودند» هرگز به سمت مردم تیراندازی نکرده و «فتنهگران» عامل مرگ هفت نفر در این درگیریها بودند.
مهمترین اظهارات این فرمانده بسیج:
{تجمع کنندگان مقابل پایگاه بسیج} مسلح بودند و به سمت {نیرویهای بسیج} شلیک میکردند و تعدادی از لیدرها مسلح بودند و به صورت نامحسوس از لابه لای جمعیت شلیک میکردند.
{معترضان} از دیوار پایگاه بالا میآمدند و میگفتند که ما میدانیم این تیراندازی شما مشقی است ولی از سوی دیگر عدهای از مردم تیر میخوردند.
ما مجبور به دفاع شدیم و مجبور شدیم چند نفر از آشوبگرانی که داخل حوزه وارد شده بودند را از کمر به پایین هدف قرار بدهیم.
بیش از ۶۰۰ -۷۰۰ کوکتول مولوتف که برخی از آنها آلمانی بود به سمت ما پرتاب شد.
بسیجیان تلاش زیادی کردند تا حوزه سقوط نکند. حفظ آبروی نظام و بسیج برای ما بسیار مهم بود و به همین دلیل همه تلاش خود را کردیم.
{معترضان} تصمیم داشتند به هر قیمتی حوزه را تصرف کنند و با ضبط سلاحها آشوب گران را مسلح کنند که اگر محقق میشد شاهد جنگ شهری بودیم.
با عده قلیلی که در حوزه حضور داشتند دفاع کردیم و آن روز امداد غیبی به ما کمک کرد. از خودگذشتگی و نیت پاک سربازان امام زمان باعث شد بتوانند با جان و دل از حوزه دفاع و روحیه خود را حفظ کنند.
ما قریب به یک ساعت و نیم تا دو ساعت از تیرهای مشقی استفاده کردیم و تیر هوایی شلیک میکردیم و سلاحها در اختیار چندنفر خاص که توانمند بودند قرار داشت.
در این درگیری تنها چند اغتشاشگر که بدون توجه به هشدارها وارد محوطه حوزه شده بودند از ناحیه پا مورد هدف قرار گرفتند.
آشوب گران با هدف سقوط حوزه و رعب و وحشت بسیجیان حمله کردند و این را میدانستند اگر بسیج را از صحنه فتنه حذف کنندعملا میتوانند بر تهران مسلط شوند.
تصور من این است که اگر آن روز حوزه سقوط میکرد و سلاحهای ما دست آنها میافتاد شاید اوضاع مانند سوریه میشد.
Jan 01 2014
نماینده اصولگرای مجلس: ضرغامی باید هر چه سریعتر استعفا کند
دیوچهوله: ۱۸ نماینده مجلس به رئیس سازمان صدا و سیما که از سوی رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده، به دلیل “توهین به نمایندگان” تذکر دادهاند. یک نماینده اصولگرا نیز از عزتالله ضرغامی خواسته هر چه سریعتر استعفا دهد.
روز دوشنبه (۹ دی/ ۳۰ دسامبر) در نشست علنی مجلس شورای اسلامی تذکر کتبی ۱۸ نماینده خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما خوانده شد که در آن نسبت به لحن توهینآمیز مجری برنامه خبری ۲۰:۳۰ و رعایت نشدن شأن مجلس در این برنامه اعتراض شده است.
نادر قاضیپور، یکی از امضاءکنندگان تذکر به عزتالله ضرغامی میگوید در گزارشی از سفر اخیر هیئت پارلمانی اروپا به ایران که شامگاه یکشنبه پخش شد مجری برنامه گفته “قدم اروپائیان به روی چشم نمایندگان”، و این توهینآمیز است زیرا مجموعه مجلس از این هیئت دعوت نکرده است.
«سطحینگریهای رسانه ضرغامی»
نماینده ارومیه به سایت “بولتننیوز” گفت، اگر رئیس یک هئیت دوستی پارلمانی و یا برخی نمایندگان از نمایندگان اتحادیه اروپا برای سفر به ایران دعوت کردند، این ربطی به مجلس ندارد چرا که دعوت از آنها مصوبه مجلس نیست که ما بخواهیم آن را به کل مجلس نسبت دهیم.
یک هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا که دو هفته پیش به تهران سفر کرده بود در نخستین روز با نسرین ستوده و جعفر پناهی، دو فعال حقوق بشر ایرانی و برندگان جایزه ساخاروف سال ۲۰۱۲ ملاقات کرد.
این ملاقات که هیئت اروپایی پس از بازگشت آن را مهمترین هدف سفر خود اعلام کرد به جنجال گستردهای در ایران دامن زد و نهادهای مختلف را به خاطر عدم پذیرش مسئولیت دیدار نمایندگان اروپایی با دو چهره معترض ایرانی به جان هم انداخت.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجلس، مصطفی افضلیفرد میگوید “سطحینگریهای رسانه ضرغامی” به دیپلماسی کشور ضربه میزند و اگر این سطحی نگریها رفع نشود، ضرغامی را به مجلس فرا میخوانیم.
«کنترل از دست ضرغامی خارج شده»
بنابر این گزارش افضلیفرد گفت: «رسانه ملی در عوض تخریب سفر هیاتهای پارلمانی دیگر کشورها به ایران و تضعیف جایگاه مجلس و نمایندگان، از تکرار بیحرمتیهایی جلوگیری کند که باعث ضربه زدن به روابط دوجانبه ایران و سایر کشورها میشود و پارامترهایی را تقویت کند که ارتقاء منافع ملی را در پی دارد.»
سخنگوی کمیسیون اصل نود لحن برنامه تلویزیونی یاد شده را “وهنآلود” و “خلاف شأن و جایگاه خطیر نمایندگان” خوانده و میگوید: «یک مجلس تضعیف شده، یک نماینده تحقیر شده از سوی هر کسی که باشد نمیتواند مقتدرانه از مواضع کشور و ملت دفاع کند.»
محمد باقریبنابی، از امضاءکنندگان تذکر و عضو فراکسیون رهروان ولایت، برنامههای توهینآمیز صدا و سیما علیه برخی نمایندگان را “نشاندهنده خیانت این سازمان به مجلس شورای اسلامی” خوانده است.
پایگاه اطلاعرسانی مجلس از قول باقریبنابی نوشت، از آنجا که کنترل و مدیریت برنامههای تولیدی صدا و سیما ار دست رئیس این سازمان خارج شده، ضرغامی باید “هرچه سریعتر” از سمت خود استعفا دهد.
ضرغامی عامل گرایش به ماهواره
عضو فراکسیون رهروان با اشاره به برنامههای خبری هشتم دیماه گفت، که در این برنامه در قالب گفتگو با مردم و با اشاره به سابقه خانوادگی یکی از نمایندگان به او توهین شده است.
گفته میشود منظور از این نماینده، علی مطهری است که انتقادهایش درباره بازداشت خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نشست علنی صبح هشتم دیماه مجلس جنجالی به پا کرده است.
باقریبنابی همچنین ابراز اطمینان میکند که حامیان و نزدیکان محمود احمدینژاد که “جریان انحرافی” خوانده میشوند به ساختار صدا و سیما نفوذ کردهاند: «بهطور حتم این جریان بعد از پایان قدرت احمدینژاد و پایان دولت دهم، در ساختار این سازمان نفوذ کرده است.»
او ابراز تاسف میکند که “اکثریت مردم عملکرد صدا و سیما را قبول ندارند” و سوء مدیریت ضرغامی موجب گرایش بیش از پیش مردم به شبکههای ماهوارهای شده است.
رخنه “جریان خاص” در صدا و سیما
مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی “عزل و نصب و قبول استعفای” رئیس سازمان صدا و سیما از وظایف و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی است. بر اساس اصل ۱۷۵، شورایی متشکل از دو نماینده از هر سه قوه نظارت بر این سازمان را بر عهده دارند.
سخنگوی کمیسیون اصل نود از نمایندگان ناظر مجلس در شورای سیاستگذاری صدا و سیما خواست تا موضوع توهین به نمایندگان را با جدیت پیگیری کنند.
افضلیفرد تاکید کرد که اگر با تذکر نمایندگان رویه در پیش گرفته در صدا و سیما تغییر نکند، قطعا عزتالله ضرغامی به مجلس احضار میشود.
نماینده اردبیل میگوید گرچه در حال حاضر قادر به تایید تبدیل شدن صدا و سیما به “اردوگاه یک جریان خاص سیاسی” نیست اما این مسئله را قابل بررسی میداند.
در دوران پایانی دولت دهم، صدا و سیما برنامهی اغراقآمیزی در ستایش و تقدیر از احمدینژاد تدارک دید که به گمان برخی از نمایندگان مجلس “حاتمبخشی” ۸۵ هکتار زمینهای نمایشگاه بینالمللی تهران توسط دولت قبلی به تلافی آن بوده است. این واگذاری در دولت یازدهم منتفی شد.
Jan 01 2014
تکذیب احتمال آزادی زنجانی با قید وثیقه؛ «وثیقه ممکن نیست»
رادیوفردا: خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، اخبار مربوط به آزادی احتمالی بابک زنجانی، تاجر نزدیک به دولت پیشین، با قید وثیقه را تکذیب کرد.
این خبرگزاری روز سهشنبه، ۱۰ دی، به نقل از یک منبع آگاه به شرط عدم انتشار نام او نوشت که آقای زنجانی همچنان در زندان اوین خواهد ماند و آزادی او با ارائه وثیقه ممکن نیست.
گزارش ایرنا اطلاعی از وضعیت نگهداری آقای زنجانی در زندان اوین نمیدهد و تنها تاکید میکند که تلاش خبرنگار این رسانه برای پی بردن به شماره بند او در زندان اوین نیز بینتیجه مانده است.
اتهامات بابک زنجانی به طور مصداقی هنوز مشخص نیست و مقامات قوه قضاییه ایران برای توصیف ماهیت اتهامات او صرفا از عبارت «جرایم اقتصادی» عنوان کردهاند.
با این حال برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی احتمال میدهند که اتهام او «جعل اسناد» و عدم پرداخت پول نفت کشور باشد که به واسطه او و از راه دور زدن تحریمهای تهران فروخته شده است.
پیش از این وزیر نفت دولت حسن روحانی گفته بود که بابک زنجانی بیش از دو میلیارد یورو پول نفت کشور را بازنگردانده است.
نام بابک زنجانی در فهرست تحریمهای ایالات متحده قرار دارد که دلیل آن نیز تلاش برای دور زدن تحریمها علیه ایران عنوان شده است.
او از خود به عنوان «بسیجی جبهه اقتصادی» نام میبرد، اما به تازگی ۱۲ نماینده مجلس شورای اسلامی در نامهای به مسئولان قوای مجریه، قضاییه و مقننه کشور آقای زنجانی را به فساد و رانتخواری متهم کرده و خوستار محاکمه او شدهاند، چنانچه در پرونده فساد در سازمان تامین اجتماعی نیز نام او به میان آمده است.
نمایندگان مجلس در گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی عنوان کردهاند که بابک زنجانی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد بخشی از کارخانجات شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی، شستا، با ارزشی بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان را به یکسوم قیمت و با پرداخت مبلغ ۱۷ هزار میلیارد تومان خریداری کرده که آن هم با چک تضمینی بوده است.
Jan 01 2014
مصطفی خمینی چگونه مرد؟
خودنویس: آیت الله خمینی درمراسم تشییع و ختم سید مصطفی گریه نکرد. او در خاکسپاری پسرش غایب بود…برخی معتقدند که گروهی از روحانیون انقلابی به دلیل مخالفت مصطفی خمینی با رویکرد رادیکال سیاسی، وی را کشتهاند.
مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در سن ۴۷ سالگی درگذشت. او تا پیش از مرگ بیماری جدی نداشت. اما آنگونه که آیتالله محمد رضا رحمت از همراهان و شاگردانش میگوید از بیماری ریوی و نوعی آسم رنج میبرده است.
همچنین وی وزن بالایی داشته است. سید محمود دعایی مرگ وی را اینچنین شرح میدهد: «آن روز صبح، من برای تهيه نان بيرون رفته بـودم. هـنـوز آفـتاب نزده بود، ديدم، ننه صغری كه بسيار مورد احـتـرام ما بود؛ فرياد میكشد و پای برهنه می دود و به سرش میزنـد. من از ديدن اين صحنه بسيار متاثر شدم.»
دعایی ادامه میدهد: «پيرزن میگفت: خاك بر سرم شد، آقا بدو. من فوقالعاده وحشت زده شدم و به ذهنم چيز ديگری آمد. گفتم: چی شده؟ گفت: آقا مصطفی مريض است. سراسيمه رفتم ديدم كه ایشان پشت سجادهشان دراز كشيدهاند…..نخست بسيار تلاش كردم با پزشكان بيمارستان نجف تماس بگيرم، ولی ايـن توفيق را نداشتم، بلافاصله خود را به بيمارستان رساندم، آنهـا آن قـدر آمـادگی نداشتند كه يك آمبولانس بفرستند. اين لحظات بـرای مـن بـسـيـار سخت میگذشت. آن جا تصميم گرفتم اين خبر را بـدون ايـن كـه ايجاد وحشت و نگرانی كند، به منزل امام برسانم. طلبهای آن جا بود، به او گفتم: به منزل امام مـیروی و فـقـط احمدآقا را خبر میكنی و میگويی، خيلی فوری به مـنزل اخوی سر بزند.»
دعایی سپس میگوید: «آن طلبه هم رفت و احمد آقا را صدا زد و ما مـوفـق شـديم با يك تاكسی كه به زحمت میتوانست به كوچه بيايد، ايـشـان را بـه بـيمارستانی ببريم. متاسفانه در بيمارستان پـزشـك كشيك پس از معاينات اوليه، تشخيص داد ايشان از دنيا رفتهاند.»
روایت محتشمیپور
سید علی اکبر محتشمیپور که آن روزها در نجف زندگی میکرده و در جلسات درس مصطفی خمینی حضور داشته است میگوید مصطفی خمینی در روز قبل از مرگ به روال معمول جلسه درسش را برگزار کرده و در کلاس پدرش نیز حضور یافته است. همچنین نماز ظهر و عصر را در مسجد شیخ انصاری و نماز شب را در مسجد آیتالله بروجردی خواند. شب قبل از مرگش سید محمود دعایی پزشکی را برای درمان همسرش به منزل وی میبرد و همچنین در آخر شب نیز میهمانانی داشته است.
اولین کسی که متوجه حالت غیرعادی مصطفی خمینی میشود، صغری خانم کارگر خانه بوده است. مصطفی خمینی بدون بیماری قبلی و به یک دفعه صبح روز یکشنبه اول آبان ۱۳۵۶ در اتاق کارش بیهوش بر روی میز افتاده بوده است. وی قبل از رساندن به درمانگاه نجف جان داده بود.
روایت فاطمه طباطبایی
اولین کسانی که در منزل وی حضور یافتند بعد از سید محمود دعایی، احمد خمینی و همسرش بودند.
فاطمه طباطبایی سلطانی ماجرا را چنین تعریف میکند: «من نجف بودم و اتفاقا این طور هم شد که صبح ما خواب بودیم، امام یک ضربه به در زدند و آمدند بالا و گفتند: احمد، پاشو از منزل مصطفی زنگ زدند، کمک خواستند. احمد بلند شد و لباس پوشید و من گفتم شاید معصومه خانم احتیاج به کمک دارد، چون شب پیش معصومه خانم دل درد کرده بود. گفتم: شاید ایشان کار دارد. احمد بلند شد و با عجله رفت خانه حاج آقا مصطفی، من هم دلم شور افتاد، گفتم من هم بروم شاید معصومه خانم احتیاج به کمک داشته باشد. آن موقع حسن آقا کوچک بود، من یواش حسن را که خواب بود برداشتم و بردم پایین گذاشتم بغل رختخواب خانم. ساعت ۷-۶ صبح بود، به آقا گفتم آقا من هم رفتم که ببینم چی هست، من که رسیدم خانه حاج آقا مصطفی، پشت در دیدم احمد آقا روی پله ایستاده و یک ماشین کوچکی هم جلوی خانه حاج آقا مصطفی بود، چون کوچه باریک بود و هر ماشینی آنجا قرار نمیگرفت».
وی سپس ادامه میدهد: «حاج آقا مصطفی تو ماشین بود، ولی احمد ناراحت و پریشان و گریه میکرد، گفتم احمد چی شده است، گفت: داداش. همین را از او شنیدم سوار ماشین شد، آنها رفتند، من رفتم داخل خانه، معصومه خانم بود و مریم، پرسیدم چی شده، قضیه را گفتند که صبح که صغری رفته خاکشیر برده، ایشان دمر روی متکا افتاده بوده، چون عادت داشت مینشست و یک بالش روی پایش میگذاشت و دولا میشد و مطالعه میکرد صغری (کارگر) صدا کرده، وقتی جواب نداده آمده گفته: معصومه خانم بلند شوید که آقا حالشان خوب نیست. وقتی معصومه خانم رفته بالا، دیده که صورتشان کبود شده، همان موقع کسی را فرستاده گفته برو خانه آقا بگو. خلاصه طول کشید، من نشستم پیش معصومه خانم، دیدم بعد از مدتی خانم وارد شدند، حالا ما فکر میکردیم که بعدا کسی به خانم خبر میدهد، خانم آمدند ما هم رفتیم جلو که بگوییم خانم نگران نباشید، دیدم ایشان وارد شدند و شروع کردند به گریه کردن. گفتیم: خانم چیزی نیست، گفت: چی چیزی نیست، فوت کرد، فوت کرد مصطفی و زدند تو صورت و سرشان.»
سید محمود دعایی نیز نفری را فرستاده بود تا بدون اینکه آیتالله خمینی متوجه شود، سید احمد را در جریان مسائل اتفاق افتاده قرار دهد. اما گویا فرستاده معصومه حائری یزدی زودتر میرسد و آیتالله خمینی متوجه میشود وضعیت در خانه پسر ارشدش عادی نیست.
بعد از بازگشت سید احمد خمینی به منزل و سکوت وی، آیتالله خمینی در مییابد که پسرش مرده است. همسر سید احمد خمینی که ناظر این صحنه بوده است میگوید وی سکوت کرده و فقط گفت انا لله و انا الیه راجعون.
روایت فردوسیپور
فردوسیپور نیز چنین میگوید: «… وقتی حاج آقا احمد (با خبر مرگ سید مصطفی) از بیمارستان برگشت من منزل امام بودم، امام حاج احمد آقا را صدا زد که از مصطفی چه خبر؟ حاج احمد آقا جواب نداند امام دوباره سؤال کردند بار دوم باز احمد آقا جواب نداد. بار سوم امام فرمود مصطفی مرده چرا حرف نمیزنی؟ که احمد آقا بغضش ترکید وشروع کرد به گریه کردن. امام هم فرمود: ” انا لله وانا الیه راجعون”.»
روایت احمد خمینی
اما روایت احمد خمینی تفاوت اندکی دارد: «امام گفتند: “بگویید احمد بیاید”. من خدمت ایشان رفتم و گفتند: “من میخواهم به بیمارستان بروم و مصطفی را ببینم”. با ناراحتی زیاد بیرون آمدم و به آقای رضوانی گفتم: که ایشان چنین مطلبی گفتهاند، خوب است به ایشان بگوییم، دکتر، ملاقات با حاج آقا مصطفی را ممنوع کرده است که حتیالمقدور امام دیر از جریان مطلع شوند. قرار شد، اینطور مطلب را بگویند، در حالی که آنها هم از طرح این قضیه وحشت داشتند. در طبقه بالا از پنجرهای که در طبقه بالا بود امام مرا دید، صدا زد. گفت: “احمد” من به خدمت ایشان رفتم، گفتند: “مصطفی فوت کرده؟” من هم بسیار ناراحت شدم و در حال گریه چیزی نگفتم. ایشان همانطور که نشسته بودند و دستهایشان روی زانو قرار داشت، چندبار انگشتانشان را تکان دادند و سه بار گفتند: “انّا للّه و انّا الیه راجعون” تنها عکسالعملشان همین بود، هیچ واکنش دیگری نشان ندادند.»
آیت الله خمینی در کل مراسم تشییع و تدفین و ختم سید مصطفی خمینی گریه نکرد. رفتار عادی داشت. حتی حاضر نشد شیوه حضور کوتاه خود در مراسم تشییع که به مدت ده دقیقه در ابتدای مراسم حضور یافته و سپس به منزل بر میگشت را در مورد پسرش تغییر دهد. او در صحنه خاکسپاری پسرش در حرم علیبن ابیطالب شرکت نکرد و نماز نیز بر سر جنازه وی نخواند. آیتالله خویی با کسب اجازه قبلی نماز میت را خواند.
مرگ غیرمنتظره مصطفی خمینی در آن روزگار بلافاصله بحث برانگیز شد و با توجه به سابقه منفی حکومت پهلوی، انگشت اتهام به سمت ساواک رفت و تصوری پدید آمد که مصطفی خمینی توسط مامورین ساواک مسموم شده است. عدهای نیز گمان بردند که دولت وقت عراق برای اخلال در قرار داد الجزایر این کار را انجام داده است. اما تئوری توطئه فقط محدود به این گزینه نیست بلکه اخیرا نیز عدهای نظریهای را مطرح میکنند که برخی از روحانیون انقلابی به دلیل مخالفت مصطفی خمینی با رویکرد رادیکال سیاسی وی را کشتهاند تا هم مانعی را بر دارند و هم زمینه را برای گسترش امواج انقلاب مساعد سازند.
دامنه این اتهام زنی خود آیتالله خمینی را نیز در بر میگیرد. صحبتهایی نیز از سوی دلایل ناگفته مرگ مصطفی خمینی از سوی خانواده وی نیز به گوش میرسد که به طرح این ادعا دامن زده است.
