اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آمریکا'

Jun 01 2015

شهروندان آمریکا در اسارت شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: روزنامه آمریکایی “واشنگتن پست” گزارش داد که شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌چند شهروندان آمریکایی را در زندان‌های خود اسیر کرده‌اند. وزارت خارجه آمریکا با تایید این خبر حاضر نشد اطلاعات بیشتری در این رابطه منتشر کند.

روزنامه آمریکایی “واشنگتن پست” در گزارشی نوشته است که که چهار شهر وند آمریکایی در زندان‌های شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌در نزدیکی صنعا، پایتخت یمن،، پایتخت این کشور به سر می‌برند.

گفته می‌شود که سه نفر از این شهروندان آمریکایی در امر تجارت فعالیت می‌کرده‌اند و نفر چهارم تابعیت مضاعف آمریکایی و یمنی داشته است. “واشنگتن پست” همچنین نوشته است که دولت آمریکا تا کنون موفق به آزادی این شهروندان از زندان‌های یمن نشده، زیرا این کشور با شورشیان شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌ارتباطی ندارد.

نماینده وزارت امور خارجه آمریکا با تایید این خبر اعلام کرد که این وارت‌خانه همه سعی خود را برای آزادی شهروندان آمریکایی از زندان شبه‌نظامیان حوثی به کار برده است. نماینده وزارت خارجه آمریکا در ادامه گفت که به خاطر حفظ حریم خصوصی این شهروندان حاضر نیست اطلاعات بیشتری در این رابطه منتشر کند.

گفت‌وگوهای عمان

همزمان با این خبر یکی از نمایندگان دولت یمن که به خاطر درگیری‌های موجود در این کشور در ریاض، پایتخت عربستان سعودی اقامت دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رویترز اعلام کرد که گفت‌وگوهایی میان شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌و مقامات آمریکا در سلطان‌نشین عمان آغاز شده است.

گفته می‌شود هدف این گفت‌وگوها یافتن راهکاری برای پایان درگیری‌های خونین در یمن است. این نماینده دولت یمن در ادامه گفت: به ما اطلاع داده‌اند که این دیدار‌ و گفت‌وگو به خواست دولت آمریکا آغاز شده است.»

هنوز شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌و دولت آمریکا این خبر را تایید یا تکذیب نکرده‌اند. در صورتی که این خبر صحت داشته باشد، نخستین ارتباط مستقیم میان دولت آمریکا و شورشیان حوثی یمن‌برقرار شده است.

آمریکا مهم‌ترین متحد عربستان سعودی در مبارزه علیه شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی یمن‌است. عربستان در ماه مارس سال جاری ائتلافی از چندین کشور برای مبارزه با شبه‌نظامیان حوثی تشکیل داد.

دولت آمریکا نیز وظیفه کمک‌های نظامی و تکنیکی به نیروهای ائتلاف را به عهده گرفته است. عمان اما به رغم عضویت در شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس (GCC)، در ائتلاف علیه دولت یمن نیست.

بمب‌های خوشه‌ای عربستان در یمن

سازمان‌های حقوق بشری انتقاد کرده‌اند که در یمن بمب‌های خوشه‌ای که در سراسر جهان ممنوع اعلام شده‌اند، به کار رفته‌اند. سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای نسبت به استفاده این بمب‌ها در شمال یمن اعتراض کرده است.

این سازمان حقوق بشری اعلام کرده که در شمال یمن، که مرکز فعالیت‌های شبه‌نظامیان شیعی‌مذهب حوثی است، آثار استفاده از بمب‌های خوشه‌ای دیده شده است. دیده‌بان حقوق بشر از بعضی مجروحان کودک نیز در میان آسیب‌دیدگان این بمب‌های خبر داه است.

دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرده که اعضای این سازمان خود در شمال یمن دیده‌اند که بمب‌های خوشه‌ای از هواپیماها به زمین پرتاب شده‌اند و چون تنها ائتلاف کشورهای عرب به رهبری عربستان سعودی بمباران مواضع شبه‌نظامیان حوثی را به عهده دارند، مشخص می‌شود که آنها مسئولیت استفاده از این بمب‌ها را به عهده دارند.

دیده‌بان حقوق بشر در ادامه از عربستان سعودی خواسته است که استفاده از بمب‌های خوشه‌ای را پایان دهد، زیرا این بمب‌ها می‌توانند در صورت منفجر نشدن مدت‌ها انفجارپذیر باقی بمانند و خطری دائمی باشند بخصوص برای کودکان.

No responses yet

May 24 2015

دهشیار: تحولات جدید منطقه، قدرت سعودی را افزایش داده است / رقبای عربستان در مضیقه مالی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

خبرآنلاین: بین الملل > خاورمیانه – حسین دهشیار در کافه خبر استدلال می کند عربستان به دلیل برخورداری از دلارهای بی پایان نفتی و همچنین حمایت های بی دریغ آمریکا، صاحب قدرت بیشتری نسبت به قبل شده است در حالیکه رقبای سعودی در منطقه هیچ یک از این دو را ندارند.

سعید جعفری پویا

در چند دهه اخیر تحولات در خاورمیانه شکل تازه ای به خود گرفته است و به مرور زمان فصل تازه ای از حضور قدرت های بین المللی در معادلات منطقه ای بروز و ظهور پیدا کرده است. ایالات متحده آمریکا که تا همین یک دهه پیش به صورت مستقیم نیروهای نظامی خود را در افغانستان و عراق پیاده کرد و به بهانه مبارزه با تروریسم هزینه های فراوانی را هم به مالیات دهندگان آمریکایی و هم به مردم ستمدیده افغانستان و عراق وارد کرد حالا دیگر ترجیح می دهد خود به صورت مستقیم مداخله ای نداشته باشد. شاید این ایده تنها محدود به دوره ریاست جمهوری فردی دموکرات به نام باراک اوباما باشد و بازگشت دوباره جمهوری خواهان، به ویژه نئومحافظه کاران به قدرت سبب رجعت به سیاست های پیشین آمریکایی شود اما گزینه روی میز تحول در مفهوم دخالت غربی در معادلات خاورمیانه ای است.

حسین دهشیار استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی یکی از کسانی است که معتقد است خاورمیانه همچون گذشته اهمیت خود را برای ایالات متحده حفظ کرده و هر نوع کاهش ارزش این منطقه در نظر واشینگتن را رد می کند. دکتر دهشیار که تحصیل کرده آمریکاست و سالها در این کشور زندگی کرده بر این باور است همین اهمیت سبب می شود کشوری چون عربستان همچنان بر حمایت های آمریکایی ببالد و با تکیه دادن بر این حمایت دست به اقدامات پیش بینی نشده در سپهر سیاسی خاورمیانه بزند. فارغ التحصیل دانشگاه تنسی که کمتر حاضر به گفتگو می شود دعوت ما را پذیرفت تا در کافه خبر میزبان او باشیم و با حوصله پاسخگوی سوالات ما در خصوص تغییرات معادله قدرت در منطقه خاورمیانه و همچنین بازتعریف تاثیرگذاری آمریکا در این معادلات بود. آقای دهشیار بر خلاف بسیاری از تحلیلگران معتقد است در تحولات جدید نه تنها قدرت و نفوذ عربستان در معادلات خاورمیانه کم نشده که اتفاقا تمام رخدادها در نهایت به سود سعودی تمام شده است.

آمریکا در خاورمیانه می خواهد چه کار کند. با توجه به جدی تر شدن خطر چین برخی از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه مانند سابق اولویت اول آمریکا نیست. به نظر شما خاورمیانه ارزش پیشین خود را از دست داده است؟

خیر. خاورمیانه اصلا اهمیتش را از دست نداده و همچنان هم به شدت برای آمریکا مهم است. ممکن است شرق آسیا روزی برای آمریکا مانع و عاملی برای اینکه جایگاه آمریکا در صحنه جهانی مورد رقابت قرار گیرد، مورد توجه قرار گیرد، ولی خاورمیانه از نظر ارزشی برای آمریکا حائز اهمیت است. خاورمیانه برای آمریکا خطر یا تهدید امنیتی محسوب نمی شود چرا که کشورهای منطقه آن چنان درگیر مشکلات و معضلات داخلی و منطقه ای خود هستند که هرگز امکان این وجود ندارد که بازیگری در این منطقه رشد کند. ولی این منطقه برای مسائل ارزشی برای ایالات متحده مهم است. آمریکایی ها اینجا را متمایز نگاه می کنند. چین رقیبی است که آمریکا می خواهد چارچوبی برایش تعریف کند که در آن چارچوب با آن کشور رقابت کند در نتیجه آمریکا چین را یک خطر نمی داند همانطور که بریتانیا آمریکا را در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خطر نمی دانست. اما خاورمیانه به شدت برای آمریکا مهم است. درست است که نسبت به گذشته خودش حضور کمرنگ تری دارد ولی مسئله این است کشورهای دیگر این بار را به دوش می کشند.

سوال اینجاست که چرا به نظر شما همچنان حائز اهمیت است؟

آمریکا در بلند مدت می خواهد ارزش هایی در جهان حاکم شود که با دیدگاه های آمریکا تطابق داشته باشد. یک زمانی امکان تحقق این امر سخت است ولی خواستش مطرح است پس هر زمانی که آمریکا امکان این امر را داشته باشد آن را محقق خواهد کرد. چیزی که آمریکا در بلند مدت طرفدارش است این است که در این منطقه متوجه است هیچ کشوری نمی خواهد با آمریکا رقابت کند.

چون دغدغه چین شرق آسیا است، روسیه هم آسیای مرکزی و قفقاز را پی می گیرد. ضمن اینکه قدرت آنها در سطحی نیست که بخواهند در سطح جهانی چندین دغدغه داشته باشند و اولویتشان مسائل منطقه ای است. آمریکا به خاطر ویژگی هایی که دارد در چند جای جهان دغدغه دارد پس خاورمیانه هم جز دغدغه های آمریکا است همانطور که اروپا و آمریکای لاتین هم هستند. در نتیجه خواست آمریکا این است که این منطقه در شرایطی قرار گیرد که نه تنها دوست آمریکا از نظر اتحادیه های نظامی باشد، که به دوست آمریکا از نظر ارزشی هم تبدیل شوند و منطقه در مسیری حرکت کنند و نهادها و ارزش هایی پیش آید که در نهایت برای آمریکایی ها قابل قبول باشند. وقتی یک آمریکایی وارد این منطقه می شود برای فهم کلامش به مشکل برنخورد.

ما وقتی وارد عربستان می شویم می دانیم چه باید بکنیم ولی وقتی یک آمریکایی به این کشور می رود چون مناسبات حاکم بر این کشور متفاوت است نمی داند باید چه رفتاری انجام دهد. اما وقتی آمریکایی وارد اروپا می شود چنین مشکلی ندارد. در نتیجه ایالات متحده می خواهد منطقه به شکلی در آید که آن ارزش های تطابق داشته باشد و این منطقه بسیار برای این کار نامساعد است و بیشترین میزان تعارض با ارزش های آمریکا در خاورمیانه به چشم می خورد و کار برای آمریکا بسیار سخت است. پس کاری را که آمریکایی ها مثلا در شرق اروپا و شرق آسیا کردند می خواهند در این منطقه شکل دهند ولی خاورمیانه به شدت تعارض دارد، اروپا آسان تر بود برای اینکه فرهنگش نزدیک تر بود.

شرق آسیا هم ساده تر بود به دلیل اینکه فرهنگ تلاش گر و البته مطیعی دارند. این منطقه در مجموع منطقه ای است که بیشترین تعارض را با ارزش های آمریکایی دارد. آمریکایی ها می خواهند این منطقه را شخم بزنند و بذر بپاشند تا ارزش هایی در آن حکمفرما شود که وقتی یک آمریکایی را دید به دیده دشمن به آن ننگرد. پس می خواهند ارزش ها به نوعی تغییر کند که اگر فردا فردی به خودش بمب بست و منفجر کرد، شهروندان خاورمیانه ای همان توجیهی را برای اقدام این فرد به کار ببرند که آمریکایی ها به کار می برند. وقتی آمریکایی می گوید تروریسم بقیه هم بدون اینکه فکر کنند می گویند تروریسم چون بقیه هم مانند آمریکایی ها فکر می کنند. از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی خاورمیانه در سیستم سرمایه داری هضم شده و حتی تکان هم نمی توانند بخورند. چون حتی اگر شما با آمریکا دشمن باشید باید نفتتان را بفروشید. از نظر نظامی هم حداکثر کاری که این کشورهای خاورمیانه ای می توانند انجام دهند فروکردن انگشت در چشمان آمریکاست و نمی توانید به آمریکا حمله کنید یا منافع این کشور را به خطر بیندازید.

از نظر سیاسی هم همه پذیرفته اند رای دادن خوب است و حتی صدام حسین هم پذیرفت رای بدهد. وقتی شما در جامعه ای هستید که می گویید رای دادن خوب است پس آن فرهنگ را پذیرفتید. حال آمریکا می خواهد این رویه آگاهانه باشد و در مسیری گام بردارید که آنها می خواهند به این دلیل که هزینه های اقتدار آمریکا در جهان کاهش پیدا می کند و مهمتر از همه وقتی ارزش های شما شبیه ارزش های آمریکایی باشد رفتار شما قابل پیش بینی می شود. آمریکایی ها می خواهند دریابند که کشورهای خاورمیانه در آینده چه کاری انجام می دهند و فعلا قابل پیش بینی نیستند. در خاورمیانه آمریکایی ها دغدغه بلند مدت دارند چون از نظر سیاسی و اقتصادی و نظامی شما را تحت کنترل دارند شما وقتی رای می دهی یعنی نهاد غربی را پذیرفته ای، وقتی می گویی سرمایه خوب است پذیرفته ای نگرش اقتصادی غربی مفید است. وقتی حاضر می شوید در کشورتان پیتزا بفروشید یعنی قبول کرده اید سرمایه داری خوب است. وقتی شما نفتتان را می فروشید قبول کردید سیستم سرمایه داری حاکم است. اینجا فقط یک چیز باقی مانده و آنهم ظاهر و قیافه شماست که به تدریج شبیه آنها می شوید و خیلی هم ساده است و مهمتر از همه اندیشه های شماست که باید اصلاح شود. یعنی دیگر نگویید زن درجه دوم است. دیگر نگویید دموکراسی بد است، بگویید جامعه مدنی خوب است.

موضوع ناهمواری که به آن اشاره کردید بسیار ناهموار است و اساسا امکان تحقق این امر خیلی بعید است، چه اقداماتی می تواند حصول به این نتیجه را نزدیک تر سازد؟

در جایی مانند اروپا سالها جنگ مذهبی بوده است. در همین اروپا دو جنگ جهانی داشتید، کسانی که دگراندیش بودند به پایشان زنجیر می بستند و به اعماق دریا می انداختند. آن اروپا امروز به اتحادیه اروپا تبدیل شده است. در آمریکا زمانی فردی به دلیل رنگ پوست بودن با مشکلات عدیده مواجه می شد. در دهه ۱۹۶۰ یعنی زمانی که پدر باراک اوباما به آمریکا مهاجرت کرد در ایالت آلاباما اگر یک دختر سفید را با یک پسر سیاه می دیدند احتمال زیاد آن پسر را دار می زدند. حالا بعد از پنجاه سال پسر همان مرد سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا است. همه چیز ممکن است اما مولفه هایی هستند که می تواند این روند را تسریع کند یا مانع شود. موانعی که در این منطقه وجود دارد بسیار سنگین و زیاد است. ولی در بلند مدت این اتفاق می افتد همانطور که کسی فکرش را هم نمی کرد در اروپا جنگ های مذهبی از بین برود.

امروز دعوا در عربستان یا سوریه بر سر چیست؟ سر دو گروه مذهبی خاص با یکدیگر می جنگند. بنابراین همانطور که آمریکا و اروپا تغییر کردند، خاورمیانه هم تغییر می کند. توسیدید سه دلیل را برای جنگ بیان می کند: افتخار، ترس و منفعت. بنابراین آنهایی که آن زمان در اروپا می جنگیدند مانند همین امروز یکی از این سه مورد بوده است. حالا شاید امروز نام غرور به هویت تغییر کرده باشد. بنابراین توجیه جنگیدن کلیسا بود نه اینکه واقعا برای کلیسا جنگیده باشند، اما در یک مقطع زمانی دریافتند که کلیسا به عنوان مانعی بر سر رشد سرمایه گذاری مطرح شده است و چون این را متوجه شدند کلیسا را ناکار کردند. حالا جنگ ها سر چیست؟ سر ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مسائلی از این دست است.

حالا هم منطقه مجبور است برای جنگ ها توجیهی پیدا کند. عربستان به حوثی ها حمله نکرده به این دلیل که انها زیدی هستند، همین عربستان در سال ۱۹۶۲ به زیدی های شمال یمن برای جنگ با جنوب کمک کرد. چرا؟ در جنوب آقای ناصر حضور داشت. همین عربستان در سال ۲۰۱۲ تمام تلاش خود را متمرکز کرد که آقای علی عبدالله صالح از کار عزل نشود. عربستان یک زیدی به نام علی عبدالله صالح، با مخالفان ایشان شروع به صحبت کرد که حکومت انتقالی پیدا شود و ایشان مصونیت پیدا کنند و بعد هم صالح به عربستان رفت، پس توجیه عربستان این نیست که دینشان متفاوت است، توجیه این است که عربستان اینها را یک خطر می بیند، بنابراین اروپایی ها فهمیدند که از دین و مسیحیت استفاده می شود برای چپاول مردم. در منطقه هنوز مردم به این نتیجه نرسیدند که عربستان دغدغه اش مقوله های ارزش مذهبی نیست، بلکه مسائل دیگری در این راستا تعیین کننده است. به همین دلیل شما می بینید اتحادها در این منطقه موقت است و به سادگی شیفت می کند. یک روز شما کسانی را میبینید با هم متحد شدند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. آمریکایی ها هم در منطقه نگاه نمی کنند ارزش های شما چیست؟

آمریکایی ها با آقای قذافی وقتی سلاح هایش را تحویل داد دوست شدند ولی فردایش به این کشور حمله کردند. آمریکایی ها با عربستان دوست هستند، چرا؟ چون می بینند منافعشان تامین می شود، وقتی منافعشان دیگر مطرح نباشد از این کشور هم می گذرند. یکی از علت هایی که حوثی ها موفق بودند به این دلیل بود که اکثر نظامی های یمنی طرفدار آقای عبدالله هستند و به این دلیل که در مدت طولانی که عبدالله روی کار بوده به دوستانش پست داده است و یکی از دلایلی که حوثی ها توانستند به جنوب بروند همراهی نظامیان با آنها بود. چرا آقای عبدالله به حوثی ها کمک کرد، آنهم در شرایطی که دشمن شماره یکش بودند، به خاطر اینکه دیدند برای منافعشان باید شیفت کنند. چرا که به اینها به هیچ چیز مومن نیستند و فقط به منافع مومن هستند. البته این ایرادی ندارد ولی مشکل کار آنجاست که این منافع، منافع شخصی است. حتی منافع حزب و یک منطق نیست و همه چیز در چارچوب مباحث شخصی تعریف و تبیین می شود. شما آن فرد را می ترسانید که منفعتش را قطع کنید. کاری که آمریکایی ها انجام می دهند در آن موفق هم شده اند این است که دریافته اند در این منطقه منافع شخصی است. جنگ هایی که در منطقه به نام دین انجام می گیرد دلیلی فراتر دارد و به منافعی مربوط است که توسیدید به انها اشاره کرد.

آقای دکتر سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا آمریکا در سالهای اخیر از مدیریت تحولات خاورمیانه ناتوان بوده است؟

یکی از خوبی های غربی ها این است که مسائل را از منظر تئوریک مورد توجه قرار می دهند و برای مشکلات یک چارچوب تئوریک تبیین می کنند و در آن چارچوب به مسئله نگاه می کند. مثلا من فردی واقع گرا هستم پس در لنز واقع گرایی می فهمم که باید بر سر افراد کوبید تا آدم شوند. یک زمانی فرد لنز لیبرال دارد، در نتیجه با حرف زدن تو سر افراد می زند. فرد دیگری هم هست که لنز سازه انگاری دارد یعنی اینکه با افراد از منظر هویتی برخورد می کند و با تاکید بر مسائل قومیتی و زبانی افراد را رام می کند. آمریکایی ها از دوره اوباما کسانی که بر سر کار آمدند لنز متفاوتی نسبت به مسائل دارند یعنی اینکه قبلی ها می گفتند ثبات به هر قیمتی به ویژه در دوران جنگ سرد، یعنی ما به خاطر ثبات هر کاری را باید انجام دهیم. پس از دوران جنگ سرد امریکایی ها متوجه شدند می توان در جایی هم بی ثباتی باشد ولی خطری برای آمریکا نداشته باشد، یعنی می توان در منطقه جنگ باشد ولی خطری برای آمریکایی ها ایجاد نشود چرا؟ برای اینکه پیشتر به این دلیل بر ثبات به هر قیمت تاکید می کردند که اگر در سومالی بی ثباتی می شد روس ها در صحنه حضور می یافتند، چینی ها می آمدند.

اما الان که روس ها و چینی ها چنین قصدی ندارند. جنگی هم اگر باشد کسی این خلا را پر نمی کند و خودشان از پس یکدیگر بر می آیند. بالاخص این تفکر در دورانی که اوباما روی کار امد، جدی تر شد که اگر جنگ و بی ثباتی در منطقه باشد، درست است که ممکن است مشکلاتی پدید آورد ولی این خلا را دشمن آمریکا، رقیب آمریکا نمی تواند پر کند. کشورهای دشمن آمریکا که در منطقه حضور دارند چطور؟ خیر، آنها هم در این سطح نیستند که جای آمریکا را پر کنند. اگر بی ثباتی شود و کشورهایی ضد آمریکایی بجگند، دو اتفاق می افتد، یک هزینه های بسیاری برای کشورهای دوست و دشمن آمریکا اعمال می شود چون جنگ پیش آمده و به هر حال هزینه هایی پدید آمده به کشورهای دشمن آمریکا لطمه می زند. این کشورها ضعیف تر می شوند. دوستان آمریکا هر چه جنگ بیشتر شود بیشتر به آمریکا وابسته می شوند و می گویند آمریکا باید هوای ما را داشته باشد.

پس عربستان چرا تا این اندازه بی مهابا به یمن حمله کرده است؟ چرا که متوجه شده دشمنان عربستان از نظر مالی وضعیشان خوب نیست در نتیجه می گوید جنگی راه بیندازد تا آنها هم وارد این جنگ شوند تا هزینه برایشان تراشیده شود ولی اگر دشمنان عربستان وارد جنگ شوند درآمدی ندارند و هزینه هایشان بیشتر می شود. عربستان ولی ثروتمند است ضمن اینکه اگر هم اتفاقی بیفتد آمریکا پشت عربستان هست ولی دشمنان عربستان نه پول دارند و نه آمریکا را. در نتیجه آمریکا می گوید آنها را وارد جنگ کنیم و جبهه های زیادی برای آنها باز کنیم، در نتیجه چه اتفاقی می افتد؟ در چندین و چند جبهه که باید بجنگند، درآمدشان هم که کم شده، با آمریکا هم که دعوا دارند. در این شرایط عربستان می گوید من دو ویژگی دارم که آنها ندارند. یک من آمریکا را دارم و دوم پول زیادی دارم. عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت برای تنها ۲۵ میلیون جمعیت دارد. پس پول نفت و حمایت آمریکا همچون یک ناز بالش برای عربستان است، اگر هم شکست بخورد و سقوط کند روی این نازبالش می افتد. اما کشورهای دیگر نه آمریکا را دارند و نه پول را، در نتیجه اگر اشتباه کنند سقوط آزاد خواهند داشت. یکی از ویژگی های عربستان محافظه کاری است و این رویه از زمانی که فیصل روی کار آمد وجود داشته و همیشه سعی می کردند با سر به زیری کارهای خود را انجام دهند بدون اینکه کسانی را ناراحت کنند اما در چند سال اخیر عربستان سیاست خارجی به شدت فعالی را در پیش گرفته است. زمانی آقای قذافی در یکی از کنفرانس های سران کشورهای عربی با دست به عبدالله اشاره کرد و با صریح ترین بیان اظهار داشت شما نوچه و نوکر آمریکا هستید ولی عبدالله هیچ نگفت. همین عربستان به کشورهای پان عرب به ویژه کشورهایی که نزدیک لبنان هستند باج می داد که فقط عربستان را اذیت نکنند حالا همین کشوری که باج می داد ساکت باشند بی مهابا به کشور مستقلی به نام یمن حمله می کند و به شدت در سوریه فعال است و همین کشور عامل اصلی است که ۴ هزار سرباز آمریکایی در عراق کشته شده اند. چرا فعال است به این دلیل که خیالش راحت است دشمنانش ضعیف شدند، پان عربیسم برای همیشه از بین رفته و دشمنان اصلی اش به دلیل نداشتن پول تضعیف شدند و در عین حال در حال چالش با آمریکا هستند و حالا عربستان هم پول را دارد و هم آمریکا را.

اما دشمنان عربستان در منطقه از منظر ژئوپلتیکی دست بالا را دارند و تغییر و تحولات در این حوزه ها به سود دشمنان و به ضرر عربستان بوده است.

بله. شاید جغرافیای این دشمنانِ عربستان شیک تر و زیباتر باشد ولی این جغرافیا را باید عملیاتی کرد. یک کشور ممکن است جمعیت بیشتر، جغرافیای بیشتری داشته باشد اما برای اینکه بتواند از اینها استفاده کند به سرمایه و پول نیاز دارد. اقتصاد بعضی از این کشورها نقصان دارد، این کشورها اکثرا تک محصولی هستند. ضمن اینکه مصرف گرایی در این کشورها فزونتر شده بدون اینکه درآمد افزایش یافته باشد.

در نتیجه شما معتقدید عربستان نه تنها در موضع ضعف نیست بلکه در موضع قدرت است؟

عربستان در جایگاهی قرار گرفته که کارهایی که انجام می دهد دو آینده در انتظارش است. یا موفق می شود و یا خیر. کشورهای مخالف عربستان هم در چنین شرایطی قرار دارند. فقط یک تفاوت میان آنها وجود دارد اگر عربستان موفق نشود آن نازبالشی که پشت اوست یعنی دلارهای زیاد نفتی و حمایت آمریکا، هزینه هایش را به حداقل می رساند ولی اگر طرف مقابل با شکست مواجه شود نازبالشی وجود ندارد و سقوط آزاد خواهد داشت. ساختار قدرت در عربستان احتمال اینکه شکست احتمالی هم در انتظارش باشد را هم محتمل دانسته است. عربستان ممکن است در یمن، سوریه، لبنان و خیلی جاهای دیگر شکست بخورد ولی اگر سقوط کند ساختار قدرت سیاسی با مشکل جدی مواجه نمی شود ولی اگر کشورهای دیگر با مشکل مواجه شوند ساختار قدرت با مشکل مواجه می شود. پس اردوغان اگر در سوریه ببازد، باخته و اتفاقی نمی افتد اگر عربستان هم ببازد باخته، اگر اسد بماند هیچ اتفاقی برای اردوغان در سطح کلی نمی افتد ولی بقیه اگر ببازند چه؟ و اینجاست که متوجه می شویم این انگاره که عربستان توانمند نیست اشتباه است. ممکن شخصا حضور نداشته باشد ولی همین که ریاض خیالش راحت است چنین پشتوانه ای دارد راحت تر دست به اقدام می زند. این کشور سالهاست که با همین منوال اداره می شود و قوانین و رسوم چند صد سال قبل در این سرزمین پیاده می شود ولی هیچ کس کاری به این کشور ندارد؟ چرا؟ چون آمریکا نمی خواهد. فقط کافیست یک کشور یکی از ویژگی های عربستان را داشته باشد تا همه جهان به سمتش حمله می کنند. شما فکر می کنید چرا عربستان اینهمه سلاح می خرد؟ نیازی ندارد. به خاطر این است که نمی تواند به صورت مستقیم به آمریکا پول دهد، این تسلیحات را می خرد تا آمریکا را به خود نزدیک نگاه دارد و آنها هم هوای سعودی را داشته باشند. عربستان با اینهمه تجهیزات حتی نتوانسته از پس حوثی ها بر آید.

اما اینجا یک تناقضی وجود دارد. در تحلیل های آمریکایی و اروپایی هم بسیار می بینیم که می گویند عربستان در موضع ضعف قرار گرفته است.

ابتدا باید ببینیم دشمنی با آمریکا چه هزینه ای دارد و دوستی با آمریکا چه منافعی دارد و دوم اینکه باید ببینید شما کجا ایستاده اید؟ منبع فروش عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت است. ممکن است کشوری از نظر مساحت چند برابر عربستان باشد ولی یک ششم این درآمد را داشته باشد و اینکه در مقام مقایسه با گذشته مصرف گراتر هم شده و روابط آمریکا هم با آنها بدتر شده است.

اما ما در حال حاضر در تحلیل های آمریکایی هم زیاد می بینیم که دیگر عربستان نمی تواند منافع آمریکا را تامین کند. دوما ما در سخنرانی آقای اوباما داشتیم که ایشان تاکید می کند کشورهای عربی باید خودشان مشکلات خود را حل کنند و همه مسائل را متوجه عامل خارجی نبینند اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که یک تغییر باوری در محافل غربی در حال شکل گیری است که حمایت ها از عربستان باید سمت و سوی دیگری پیدا کند؟

آمریکایی ها اعتقادشان این است که سیستمی که در عربستان وجود دارد در نهایت نمی تواند نتیجه بخش باشد ولی مسئله ای که هست این است به این ساختار دست نمی زند به این دلیل که منفعتشان را به خطر نمی اندازد و نیازی نیست برای تداوم قدرت در عربستان هزینه ای پرداخت کند ولی آمریکا برای تداوم قدرت حسنی مبارک باید هزینه پرداخت کند، نه اینکه حسنی بدتر باشد که اتفاقا خیلی بهتر از خاندان آل سعود است که دیدیم او را به راحتی کنار گذاشتند ولی عربستان هزینه ای ایجاد نمی کند و برای آمریکا هزینه ای ایجاد نکرده، در داخل آمریکا هم چیزی در مورد عربستان گفته نمی شود چون متوجه هستند چه منفعتی به ایالات متحده می رساند، بنابراین نه اینکه از نظر آمریکا عربستان جایگاه خوبی داشته باشد ولی متوجه هستند که حضورشان هزینه ای تولید نمی کند. اگر هزینه تولید کرد، آن زمان موضوعاتی چون حقوق زنان، حقوق بشر و امثالهم پدید می آید.

ولی الان شاهدیم که هزینه هم تولید می کند. گسترش افراط گرایی در خاورمیانه و به قول خودتان همان ۴ هزار کشته ای که ارتش آمریکا در اثر پشتیبانی های عربستان در عراق متحمل شد بخشی از این هزینه هاست.

شما برای رسیدن به اهدافتان همیشه باید هزینه پرداخت کنید. فقط مسئله این است این هزینه به صرفه است یا خیر. اگر آمریکایی ها بخواهند در این منطقه تغییراتی ایجاد کنند که می خواهند، محققا حضور و رفتارشان باعث افراط گرایی می شود ولی در بلند مدت این افراط گرایی جواب نمی دهد. به همین دلیل آمریکایی ها مخالفتی با حکومت اسلامگرایان در کشوری مانند مصر نکردند. به این دلیل که آمریکایی ها می دانند این گروه ها نمی توانند اهدافی که دارند و بر زبان می آورند را پیاده و عملی کنند و چون نمی توانند، ما در دهه ۱۹۵۰ پان عربیسم را داشتیم اما خیلی راحت سقوط کردند و طرفی نبستند. بعد از آن گروه های پان اسلامیست در کشورهای عربی به قدرت رسیدند اما آنها نتوانستند وعده های خود را عملی کنند. بله افراط گراها در منطقه قدرت گرفته اند ولی سوال اینجاست منابع قدرت امریکا را می توانند تهدید کنند؟ حتما پاسخ منفی است. منابع قدرت آمریکا ساختار مالی قدرت آمریکا، ساختار سیاسی قدرت آمریکا، ساختار فرهنگی و نظامی قدرت آمریکا است.

درست است که دو برج عظیم در نیویورک را منفجر کردند ولی الان به جای دو تا، چهار برج در حال ساختن هستند. وقتی این گروه ها بخواهند حکومت کنند تجربه نشان داده که به شدت با مشکل مواجه می شوند. وقتی می بینید پان عربیسم جواب نداده پان اسلامیست هم جواب نداده سراغ چه می روید؟ همان شخم زدنی که در ابتدا اشاره کردم. حالا مستعد می شوید بگویید داعش بد است. چرا بد است؟ چون آمریکایی خواسته که چنین باوری داشته باشید و در مسیری قرار داده که شما چنین تصور و باوری داشته باشید.

اما ما مولفه های دیگری هم می بینیم که خود کشورهای عربی تاکید دارند حمایت های غرب و آمریکا از انها کم شده و نگرانی ها در این خصوص دیده می شود.

کم نشده، شیوه بیان حمایت ها تغییر کرده. تا زمانی که حضور اینها برای آمریکا کارآمد باشد آمریکا از آنها حمایت می کند. هر زمان ناکارآمد شوند دیگر حمایتی در کار نخواهد بود. آمریکا با هیچ کس دوست و رفیق نیست. آمریکا یا با کشورها متحد استراتژیک است مانند انگلستان و فرانسه. یک سری متحد موقعیتی دارند که هر زمان اینها در چارچوبی حرکت می کنند که جایگاه و هویت شمار ارتقا می دهد، ارزش های شما را ارتقا می دهد شما با آنها هستید ولی هر زمان بین این کشورها اتحاد غیر استراتژیک و موقعیتی جواب ندهد شما شیفت می کنید. آمریکا انگلستان را عوض نمی کند ولی آمریکا به راحتی مصر را عوض می کند، به راحتی حاضر می شود با آقای اسد گفتگو کند همین آمریکایی که می گفت اسد باید برود.

به اعتقاد شما اگر در تحولات بهار عربی بوش در کاخ سفید حضور داشت باز هم آمریکایی ها حاضر می شدند مبارک از قدرت کنار رود؟

بله. حتما. شما می توانید لیبرال باشید ولی لیبرال واقعگرا باشید. موضوع این است که آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که این فرد دیگر جواب نمی دهد بنابراین باید گذاشت تا برود.

نگاه شما کلان است و در نوع خودش می تواند صحیح باشد اما این نگاه کلان هم باید به روندها توجه داشته باشد. به عنوان مثال ما با عربستانی رو به رو هستیم که از درون بسیار متزلزل است. همین عزل و نصب های تازه به این شکل بی سابقه نشان می دهد اوضاع در این کشور عادی نیست. در نظامی که خودتان هم تایید کردید مشهور به محافظه کاری است این اقدامات اصلا مصداق محافظه کاری نیست. بحث ملت های عرب هم هست، آنها همجنان از حکام خود ناراضی هستند که شامل عربستان هم می شود، در این اوضاع چگونه می توانیم از افزایش قدرت سعودی سخن بگوییم؟

شما یک تغییر تئوریک در عربستان می بینید. یعنی از حکومتی که در صحنه خارجی انفعالی است وارد یک حکومت به شدت انقلابی می شویم. این ساختار سیاسی بر این منطق شکل گرفته که انفعالی باشد. در ادامه پادشاه جدیدی به نام سلمان روی کار می آید و به دلایل خاصی که دارد می خواهد در تحولات منطقه فعال تر باشد و خیلی طبیعی است که در درون این ساختار قدرتی که هست انشعاب ایجاد می شود. ما سالها به سمت انفعالی بودن می رویم ولی فرد جدیدی می آید و می خواهد این انفعال را تغییر دهد. در نتیجه خیلی طبیعی است که شکافی در این راستا ایجاد شود. حالا کادر قدیم مانند آقای فیصل اعتقاد دارند که باید به آرامی حرکت کرد ولی نیروهای جدید بر فعالیت بیشتر نظر دارند. در حال حاضر قدرت دست نیروهای جوان است، نتایج اتفاقاتی که می افتد نشان خواهد داد کدامیک از این دو جناح حرفش صحیح بوده. اگر جناح سلمان ببرد کاملا این نظریه تقویت می شود و جایگاه آقای سلمان و دوستانش تثبیت می شود ولی اگر مخالفان و نیروهای قدیمی تر بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و اقدامات تازه جوان ها قرین موفقیت نباشد شما می بینید که آقای سلمان سریعتر قدرت را ترک خواهد کرد و حتی پیش از مرگ از عرصه کنار گذاشته خواهد شد.

عکس ها: لیلا افشار

No responses yet

May 21 2015

وزارت خارجه آمریکا: بنا نداریم به هر نظر رهبر ایران پاسخ بدهیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید آن کشور بنا ندارد شروع به واکنش نشان دادن به هر نظری که رهبر ایران می‌دهد، بکند. ​

این گفته‌ها در پاسخ به سوال خبرنگاران در ارتباط با گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای در مورد اجازه ندادن به مصاحبه با محققان برنامه اتمی ایران، بیان شده است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، روز ۳۰ اردیبهشت، در سخنانی، با اشاره به مذاکرات میان تهران و قدرت‌های جهانی برای رسیدن به توافقی نهایی در مورد برنامه اتمی، گفت «اجازه نمی‌دهیم از هيچ يک از مراکز نظامی هيچ‌گونه بازرسی از سوی بيگانگان انجام شود».

او همزمان افزوده است «می‌گويند اجازه‌ مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای بايد داده شود؛ اين يعنی بازجويی… من اجازه نمی‌دهم بيگانگان با دانشمندان و فرزندان عزيز ملت که اين دانش را به اينجا رساندند بيايند حرف بزنند.» [جزئیات گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای]

ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده، ساعاتی بعد، در پاسخ به پرسشی در مورد این گفته‌ها، به خبرنگاران گفت «آمریکا با ایران توافق کرده‌ طی فرآیندی، ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران بررسی شود که بخشی از آن نیز شامل امکان دسترسی می‌شود.»

خانم هارف در ادامه، برای نمونه، افزوده است «تحت پروتکل الحاقی، که ایران به آن متعهد خواهد شد، و گفته است که در بخشی از توافق خود به آن متعهد خواهد شد، آژانس بین‌االمللی انرژی اتمی، امکان دسترسی خواهد داشت».

به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، این بخشی از مذاکراتی‌ست که در حال حاضر در جریان است.

به گفته ماری هارف، اگر طرف‌های مذاکره با ایران، اطمینان لازم برای دسترسی به ابعاد احتمالی نظامی، تاسیسات یا فعالیت‌های احتمالا نظامی، برنامه اتمی را نگیرند، آن موقع مشکل به وجود خواهد آمد.

خانم هارف در بخشی دیگر از سخنان خود تاکید کرده است که در حال حاضر نمی‌خواهد جزئیات دقیقی از آنچه ابعاد احتمالا نظامی برنامه اتمی ایران، را شامل می‌شود، بگوید. اما تاسیسات، افراد و اطلاعات، همه بخشی از مذاکرات است.

ایران و قدرت‌های جهانی در حال انجام مذاکراتی در پی چهارچوب توافقی صورت گرفته در لوزان سوئیس، در ۱۳ فروردین ماه، هستند که هدف از آن تدوین سندی نهایی در مورد برنامه اتمی تهران است. توافقی که از یک سو امکان راستی‌آزمایی جامع صلح‌آمیز بودن برنامه اتمی را و از سویی راه برون‌رفت از تحریم‌های جهانی علیه ایران را بیابد.

No responses yet

May 20 2015

پنتاگون: دو کشتی نظامی ایران کشتی راهی به یمن را همراهی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: وزارت دفاع آمریکا می‌گوید دو کشتی نظامی جمهوری اسلامی، کشتی تجاری‌ای که به گفته مقام‌های ایران حامل کمک‌های انسان‌دوستانه و راهی یمن است را همراهی می‌کنند.

سرهنگ استیو وارن، سخنگوی پنتاگون، وزارت دفاع ایالات متحده، ۲۹ اردیبهشت ماه، به خبرنگاران گفت آن کشور «گام‌به‌گام» این کشتی تجاری را زیر نظر دارد.

او در عین حال گفته است در این لحظه آمریکا نگرانی خیلی زیادی در این مورد ندارد.

خبرگزاری رویترز از قول کسانی در کشتی گفته قرار است روز پنج‌شنبه به بندر حدیده -در ساحل دریای سرخ در غرب یمن- برسد.

خبرگزاری رویترز در عین حال می‌گوید مشخص نیست که کشتی‌های جنگی در چه فاصله‌ای از کشتی تجاری «ایران شاهد» هستند.

به گفته این خبرگزاری یک مقام دفاعی ایالات متحده گفته است کشتی‌های نظامی، کشتی تجاری را «مشایعت» می‌کنند. آنچه می‌تواند در عین حال به این معنی باشد که آنها به طور عمومی در منطقه‌ای در نزدیکی کشتی تجاری هستند.

يک مقام آمريکايی هم که نامش فاش نشده به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته است، شواهدی در دست نيست که اين کشتی حامل سلاح برای شبه‌نظاميان حوثی باشد.

پیشتر در آغاز اردیبهشت‌ماه و در پی گزارش‌هایی در مورد احتمال ارسال دریایی سلاح از ایران برای شورشیان یمن، که ممکن است خطر رودرویی آنها با نیروی دریایی آمریکا را در منطقه همراه داشته باشد، رئیس‌جمهوری آمریکا گفته بود به تهران صریحا در مورد ارسال اسلحه هشدار داده شده است.

روز گذشته روزنامه لبنانی السفیر، مصاحبه‌ای را با علی‌اکبر ولایتی، مشاور بین‌المللی رهبر جمهوری اسلامی، منتشر کرده بود که در آن آقای ولایتی تاکید کرده بود ایران «مصمم» به رساندن کشتی «حامل کمک‌ها» به سواحل یمن است.

مقام‌های ایرانی دخالت در اوضاع یمن را، اتهامی که از سوی دولت سرنگون شده عبد ربه منصور هادی، به تهران وارد شده، رد می‌کنند. در عین حال گروهی از چهره‌های ارشد جمهوری اسلامی حمایت خود را از حوثی‌ها که با شورش خود، دولت یمن را سرنگون کردند، اعلام کرده‌اند.

در حال حاضر ائتلافی از کشورهای عربی در حال انجام حملاتی هوایی علیه شورشیان است، که روز سه‌شنبه «سنگین‌ترین» آنها از زمان پایان آتش‌بس پنج روزه، انجام شد.

No responses yet

May 16 2015

هشدار آیت‌الله خامنه‌ای در مورد امنیت خلیج فارس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: علی خامنه‌ای دو روز بعد از نشست رئيس‌جمهور آمریکا با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس آمریکا را مسبب شرایط ناهنجار کشورهای اسلامی خواند. او همچنین در مورد امنیت منطقه خلیج فارس هشدار داد.
آیت‌الله خامنه‌ای

رهبر جمهوری اسلامی روز شنبه (۲۶ اردیبهشت / ۱۶ مه) به مناسبت فرا رسیدن سالروز بعثت پیامبر اسلام با شماری از مسئولان حکومتی ایران و سفیران کشورهای اسلامی دیدار و سخنانی ایراد کرد. او در سخنرانی خود ضمن بیان اینکه “جاهلیت مدرن امروز بسیار خطرناک‌تر و مجهزتر از جاهلیت قبل از اسلام است” گفت: «شرایط کنونی کشورهای اسلامی و ناامنی، برادرکشی و تسلط گروه‌های تروریستی در کشورهای منطقه، نمونه‌هایی از جاهلیت مدرن امروز است، که نتیجه طراحی قدرت‌های استکباری و در رأس آنها آمریکا است.»

خامنه‌ای دو عنصر اصلی این جاهلیت را “شهوت” و “غضب” برشمرد و اظهار داشت که امروز هم مانند دوران پیش از اسلام “شاهد شهوت‌رانی بی‌منطق و بی‌مهار و قساوت و کشتار بی‌حد و مرز هستیم با این تفاوت که جاهلیت کنونی متأسفانه مجهز به سلاح علم و دانش شده و بسیار خطرناک‌تر است.”

به اعتقاد رهبر جمهوری اسلامی: «در مقابل، اسلام نیز مجهزتر و نیروی عظیم اسلامی با استفاده از ابزارهای گوناگون در دنیا گسترده شده و امید به موفقیت نیز بالا است.»

رهبر جمهوری اسلامی، مقامات آمریکایی را به دروغ‌گویی متهم کرد و گفت که آنها “رسماً از گروه‌های تروریستی در سوریه و پشتیبانان آنها حمایت می‌کنند.” او در این رابطه گفت، آمریکایی‌ها “خودشان به دست داشتن در ایجاد خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی همچون داعش اذعان کردند.”

خامنه‌ای سپس به پشتیبانی ایران از برخی از نیروها در عراق، سوریه، لبنان و سرزمین‌های فلسطینی پرداخت و گفت، جمهوری اسلامی حمایت خود از این نیروها را ادامه خواهد داد. او ملت‌های یمن، بحرین و فلسطین را “از جمله ملت‌های مظلوم” برشمرد و گفت: «ما با تروریسم مخالف هستیم و با آن مبارزه و از هر مظلومی نیز حمایت خواهیم کرد.»

امنیت خلیج فارس
دیدار اوباما با سران کشورهای عرب حوزه خلیح‌ فارس در روز ۱۴ ماه مه ۲۰۱۵

دیدار اوباما با سران کشورهای عرب حوزه خلیح‌ فارس در روز ۱۴ ماه مه ۲۰۱۵

خامنه‌ای، یکی دیگر از “ادعاهای دروغین” آمریکا را اظهارات مقامات این کشور در باره امنیت منطقه خلیج فارس خواند. او با بیان اینکه “امنیت منطقه خلیج فارس باید به وسیله کشورهای همین منطقه تأمین شود” اظهار داشت: «آمریکا به ‌دنبال تأمین امنیت منطقه خلیج فارس نیست و صلاحیت اظهار نظر در این خصوص را هم ندارد.»

رهبر جمهوری اسلامی در مورد امنیت در منطقه خلیج فارس هشدار داد و گفت: «اگر منطقه خلیج فارس امن باشد، همه کشورهای منطقه از این امنیت بهره‌مند خواهند شد اما اگر خلیج فارس ناامن شود، برای همه کشورهای منطقه ناامن خواهد بود.»

دو روز پیش از سخنان رهبر جمهوری اسلامی‌، باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمریکا در روز پنجشنبه (۱۴ مه / ۲۴ اردیبهشت) پس از پایان نشستی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، کویت، بحرین و عمان) در کمپ دیوید بر تعهد کشورش در مورد حفظ امنیت متحدان آمریکا در منطقه خلیج فارس تاکید کرده بود. این نشست برای جلب حمایت سران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از سیاست هسته‌ای اوباما در قبال ایران برگزار شد.

اوباما همچنین اظهار داشت که آمریکا آماده است برای حفظ منافع خود در منطقه خلیج فارس از همه ابزارهای قدرت استفاده کند.

“پیامبر و قرآن” به جای “دیوید”

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران نیز در سخنانی به مناسبت فرا رسیدن بعثت پیامبر اسلام تاکید کرد: «آنچه می‌تواند تاریخ آینده و جامعه توأم با قسط و عدل را بسازد، نه شمشیر و گلوله و کاخ‌های مرتفع، بلکه حق و وحی است.»
حضور دائمی کشتی‌های جنگی ایران در تنگه هرمز

حضور دائمی کشتی‌های جنگی ایران در تنگه هرمز

رئیس جمهوری اسلامی در این سخنان که پیش از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای ایراد شد تاکید کرده است که “شریعت اسلامی نسبتی با خشونت ندارد.” به گفته او، هر کس که به نام اسلام خشونت ایجاد ‌کند “چیزی از شریعت نفهمیده” است.

روحانی همچنین به هراس همسایگان مسلمان ایران از جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است: «ایران به هیچ کشوری تجاوز نکرده و نمی‌کند اما اگر مورد تجاوز قرار بگیرد، پاسخش همانند دفاع هشت ساله پشیمان‌کننده خواهد بود.»

رئیس جمهور ایران در ادامه سخنان خود کشورهای مسلمان منطقه را دعوت کرده است که به جای “کمپ دیوید” به “کمپ پیامبر و قرآن” پناه ببرند.

اخیرا سیاستمداران بلندپایه جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند، از نگرانی همسایگان ایران بکاهند. وزیر امور خارحه ایران هم در گفت‌وگو با مجله آلمانی اشپیگل به نگرانی‌های همسایگان ایران اشاره کرده و ابراز تعجب نموده که «برخی در منطقه بی‌دلیل دچار وحشت شده‌اند‌.»

سیاستمدار بلندپایه ایرانی ضمن تاکید بر اینکه کشورش قصد تسلط بر منطقه را ندارد افزود: «ما از داشتن کشوری با این جغرافیا و وسعت خرسند هستیم.»

No responses yet

May 11 2015

بیانیه‌ی مجلس جایگزین طرح توقف مذاکرات هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: اکثریت نمایندگان مجلس در بیانیه‌ای اعلام کردند مصوبه‌ی جدید سنای آمریکا در مورد مذاکرات هسته‌ای نمی‌تواند عامل چانه زنی دیگری به حساب آید؛ این بیانیه جایگزین طرح‌ سه فوریتی توقف مذاکرات هسته‌ای شده که پیشتر در واکنش به مصوبه‌ی سنا مطرح شده بود.

روز یکشنبه، بیستم اردی‌بهشت ماه، بیانیه‌ای در مورد مذاکرات هسته‌ای، با امضای اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در واکنش به مصوبه‌ی جدید سنای آمریکا منتشر شد؛ بیانیه‌ای که مصوبه‌ی اخیر مجلس سنای آمریکا را نوعی مکر در مذاکرات و نشانگر زیاده‌خواهی‌ دیگری دانسته‌ که نتیجه‌ی آن جز عدم اعتماد نیست.

نمایندگان مجلس در این بیانیه اعلام کرده‌اند:

الف- وارد کردن مصوبه‌ی کنگره به‌عنوان مؤلفه‌ی جدیدی در تأیید نتایج مذاکرات نمی‌تواند عامل چانه‌زنی دیگری به حساب آید و مذاکره کنندگان کشور باید واکنش مناسب نشان دهند.

ب- شرایط بازرسی‌های آژانس صرفا مطابق عرف و قواعد بین‌المللی مجاز است و همان‌گونه که خروج از چار چوبNPT برای کشور‌ها امری مذموم می‌باشد، بعضی نظارت‌های آژانس نیز تخریب‌کننده‌ی NPT خواهد بود؛ لذا رعایت این نظامات باید در نتیجه‌ی مذاکرات دیده شود.

ج-مذاکره کنندگان باید پاسخی در خور به «استفاده‌ی آمریکا از زبان تهدید در دیپلماسی» بدهند و مذاکرات همراه با تهدید را به کام آنان تلخ نمایند.

د- وزارت امور خارجه موظف است نتایج مذاکرات را به مجلس شورای اسلامی ارائه کند تا با دریافت نظرات نمایندگان، تکلیف این پرونده بر اساس منافع ملی کشور روشن شود.

علاوه بر این نکات، نمایندگان مجلس، وزارت خارجه را ملزم دانسته‌اند که همراه با نتایج مذاکرات، گزارشی دیگر را هم به مجلس ارائه کنند تا مورد بررسی همزمان قرار گیرد؛ گزارشی از به گفته‌ی آنها «دخالت‌های آمریکا در منطقه که باعث کشتار مردم و گسترش افراطی‌گری و ترورسیم، رواج نوعی یاغی‌گری بین‌المللی و در نتیجه بی‌ثباتی و تضعیف استقلال کشورها می‌شود»

پیشتر جواد کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، از جمع‌آوری امضا برای یک طرح ۳ فوریتی خبر داده بود که براساس آن قرار بود تا زمانی که آمریکا به تهدیدات خود ادامه دهد، مذاکرات هسته‌ای متوقف شود و تا وقتی که دولت آمریکا با صدور بیانیه‌ای از ملت ایران عذرخواهی نکند، مذاکرات از سر گرفته نشود. طرحی که یکشنبه، بیستم اردی‌بهشت ماه توسط نمایندگان در فراکسیون رهروان ولایت رد شد. یکی از نمایندگان این فراکسیون اعلام کرد [5]: «به نظر نمایندگان مجلس، منافع ملی جمهوری‌اسلامی اقتضا می‌کند ما اقدام تقلیدی در مقابل کنگره و سنای آمریکا انجام ندهیم.»

او اعلام کرده بود که به زودی با صدور بیانیه‌ای رسمی نسبت به مسائل مطرح شده توسط آمریکایی‌ها به صورت قاطع واکنش نشان خواهند داد.

No responses yet

May 10 2015

تدبیرهای روحانی در دیدار با اسرائیلی‌ها در ۱۳۶۵

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: حسن روحانی در ۱۳۶۵ به مشاور نخست‌وزیر اسرائیل در پاریس گفت: «با او [خمینی] نرم برخورد کرده‌اید. اگر کمی خشن‌تر عمل می‌کردید، حالا دست بالاتر می‌داشتید.» روحانی او را با یکی از مقام‌های آمریکایی‌ها اشتباه گرفته بود.

یکی از مدیران مجلس در دهه‌ی ۶۰ به خودنویس گفته است که حسن روحانی، در سفرهای خارجی، بعد از چند ساعت ناپدید شدن، سر وکله‌اش پیدا می‌شد و گاه دیرتر از بقیه به ایران باز می‌گشت. گروه اندکی از کسانی که حسن فریدون آن زمان و حسن روحانی این زمان را می‌شناسند، معتقدند که رئیس جمهوری فعلی، به دلایل مختلف با مقام‌های امنیتی کشورهایی که با جمهوری اسلامی رابطه‌ای دوستانه نداشته‌اند، دیدار و مذاکره کرده است. با این حال، بر اساس گزارشی که روزنامه‌ی یدیعوت آخرونوت در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد، حسن روحانی نمی‌دانسته که در پاریس، به جای یک مقام آمریکایی، با مشاور شیمون پرز، نخست‌وزیر وقت اسرائیل ملاقات می‌کرده است.

روزنامه یدیعوت آخرونوت، ۲۱ سال قبل در گزارشی، بخش‌هایی از نوار مذاکرات حسن روحانی با یکی از مقام‌های ارشد امنیتی اسرائیل را منتشر کرد. تعداد کسانی که از این نوار در ایران باخبر هستند، بسیار نادر است و تا کنون گزارش کاملی در این باره منتشر نشده است.

روز شنبه سی‌ام اوت سال ۱۹۸۶ (هشتم شهریور ۱۳۶۵)، حسن روحانی به طور محرمانه در پاریس با امیرام نیر مشاور شیمون پرز نخست وزیر وقت اسراییل در امور مبارزه با تروریسم ملاقات کرد. این ملاقات‌ها که بی‌ارتباط با رسوایی ایران کنترا (ماجرای مک فارلین) نبوده است، در حضور منوچهر قربانی‌فر تاجر فرش و دلال اسلحه صورت گرفت. در این ملاقات امیرام نیر که خود سابقه روزنامه‌نگاری نیز داشت، یک ضبط صوت کوچک زیر لباس خود پنهان کرده بود.

ضبط صوت، تنها فریب امیرام نیر نبود. از آن‌جا که حسن روحانی از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی تنها اختیار داشت تا برای تامین تسلیحات در زمان جنگ با مقام‌های آمریکایی دیدار کند، قربانی‌فر به روحانی نگفت که امیرام نیر یک مامور اسراییلی است. نیر یکی از اعضای تیم امنیت ملی کاخ سفید معرفی شد و حسن روحانی نیز که به عنوان فرستاده مجلس به سفری اروپایی رفته بود، قبول کرد تا چند روز بیشتر در پاریس بماند و این ملاقات انجام شود.

ران بنی یشای ژورنالیست حرفه‌ای، گزارش‌گر جنگ و همکار رادیو اسراییل، شبکه یک تلویزیون اسراییل مجله تایم و روزنامه یدیعوت آخرونوت، ۲۱ سال قبل متن این مکالمات را از روی نوار ضبط‌شده توسط نیر، در یدیعوت آخرونوت منتشر کرده بود.

گفتنی است که امیرام نیر اندکی پس از آن که در مصاحبه با باب وودوارد از واشینگتن پست گفت که قصد دارد روایت خود از رسوایی ایران کنترا را بفروشد، طی حادثه مشکوک سقوط هلی‌کوپتر در مکزیک کشته شد.

آنچه در این گزارش و چند مقاله دیگر -که در روزهای آتی منتشر خواهند شد- می‌خوانید، متن پیاده شده از نوار مکالمه محرمانه حسن روحانی، رییس جمهوری کنونی و فرستاده‌ی وقت اکبر هاشمی رفسنجانی برای مذاکره با آمریکایی‌ها است. این گزارش توسط ران بنی یشای به تاریخ ۱۵ مه ۱۹۹۴ در روزنامه یدیعوت آخرونوت منتشر شده است.

قبل از خواندن بخش اول این متن، لازم به ذکر است که هر آن‌چه در کروشه می‌آید، توضیحات نویسنده است. همچنین، از دوستان آکادمیک که در تهیه و ترجمه این متن، خودنویس را یاری کرده‌اند، بی‌نهایت سپاس‌گزاریم.

آنچه در نوار آمده بود…

روحانی گاه و بیگاه از صحبت به فارسی باز می‌ایستد تا قربانی‌فر ترجمه کند: «من انگلیسی را می‌فهمم، منتها متاسفانه برای صحبت به این زبان آن‌قدر تسلط ندارم. بنابراین قربانی‌فر صحبت‌های من را ترجمه خواهد کرد. خواهش می‌کنم این ملاقات را فقط موردی خصوصی بدانید. خیلی خصوصی! من از سوی دولتم صحبت نمی‌کنم. [میرحسین موسوی نخست وزیر وقت و دولت وی در جریان این ملاقات نبودند و حسن روحانی از سوی هاشمی رفسنجانی به این ماموریت فرستاده شده بود] این ملاقات خلاف منطق است. اما فقط به این دلیل که من به قربانی‌فر اعتماد دارم، موافقت کردم تا در این ملاقات شرکت کنم و امیداورم که مثمر ثمر باشد.
»

روحانی ادامه می‌دهد: «من به هیچ عنوان از آنچه که خمینی دیروز در سخنان افراطی خود بیان داشت راضی نیستم و احساس ناراحتی می‌کنم. فکر می‌کنم سخنانش این بار از سخت‌ترین نطق‌های وی از زمان به قدرت رسیدنش تا به حال به شمار می‌رود. خمینی خواهان خرد کردن و تکه تکه ساختن تمام آن‌هایی شد که تحت لوای افراط‌گرایی (ضد آمریکایی) وی قرار نمی‌گیرند. اما شما آمریکایی‌ها خودتان در این مورد مقصرید. در گوشه‌ای نشسته‌اید و می‌بینید چه بین ما و عراق می‌گذرد و حتی انگشتی برای کمک به ما بلند نمی‌کنید. تا زمانی که حرکتی از سوی شما صورت نگیرد و آنچه ما نیاز داریم را به ما نرسانید[اسلحه و لوازم یدکی هواپیماهای جنگی]، از ما [باند میانه‌رو به رهبری رفسنجانی] نیز هیچ کمکی دریافت نخواهید کرد.
»

قربانی‌فر همچنان ترجمه می‌کند و روحانی نیز ادامه می‌دهد اما خط سیر را نیز تغییر می‌دهد: «بدانید آنچه که تا حالا گفتم همان است که رفسنجانی از من خواسته است تا بگویم. اگر این کار را نکنم تحت فشار قرار خواهم گرفت. افراطی‌هایی مانند آیت الله خمینی و پسرش احمد خمینی در این اواخر در ایران ما را رهبری می‌کنند. من تحت محاصره مخالفان هستم. شخصا چیزی برای خودم نمی‌خواهم. حتی پول هم نمی خواهم. برای آنکه شخصی در رتبه من نمی‌تواند پولی به مصرف برساند. این باعث شک و تردید خواهد شد. آنچه من می‌خواهم، منافع کشورم است شما باید بفهمید که با چه کسی طرف هستید. 
اگر شخصیت خمینی را تحلیل کنیم می‌بینیم که اگر شخصی قوی جلوی او بایستد وی صد قدم به عقب می رود. اگر او قوی باشد و شخص مقابلش ضعیف بایستد او صد قدم به پیش می‌رود. بدبختانه شماها قدم‌های غلط برداشته‌اید. با او نرم برخورد کرده‌اید. اگر کمی خشن‌تر عمل می‌کردید، حالا دست بالاتر می‌داشتید. از خودتان قدرت نشان ندادید. 
تمامی میانه‌روها در کشورم بر روی طنابی نازک قدم برمی‌دارند. ما نمی‌توانیم هر هفته به دیدار شما بیاییم. حتی نه هر ماه. ما حاضر به همکاری حقیقی با شما هستیم. اما اول از هر چیز شما باید به ما کمک کنید تا اسلام واقعی را در کشورمان پرورش دهیم و برای همین ما نیاز به پول داریم و کمک شما تا به این جنگ (با عراق) پایان بدهیم.»

نیر در پاسخ می‌گوید: «ممنون از این صداقت بیان‌تان. هیچکس از این مکالمه ما باخبر نخواهد شد. در کشور من فقط دو نفر از این ملاقات خبر دارند. اما…»

بخش دوم مکالمات حسن روحانی با امیرام نیر، مشاور نخست وزیر وقت اسراییل در امور مبارزه با تروریسم در روزهای آتی منتشر خواهد شد. در بخش بعدی خواهیم دید که روحانی از عملکرد روحانیون جناح رقیب مانند علی‌اکبر محتشمی‌پور (که اندکی بعد در سال ۱۳۶۶ با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز که روحانی از اعضای آن بود، مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند) از جمله در سوریه و لبنان انتقاد می‌کند و به زعم خود به آمریکایی‌ها (در واقع مامور اسراییلی) می‌گوید که چه رفتاری باید با خمینی و جناح او کنند.

ادامه دارد

No responses yet

May 09 2015

ايران و آمريکا با جابجايی دفاتر حافظ منافع خود «موافقت کردند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: روزنامه آمريکايی «واشينگتن پست» روز جمعه ۱۸ ارديبهشت از توافق ايران و آمريکا برای «جابجايی» دفاتر حافظ منافع خود در تهران و واشينگتن خبر داده است.

به گزارش واشينگتن پست، در اقدامی که به نظر نخستين توافق بين ايران و آمريکا پس از قطع روابط در سال ۱۳۵۸ باشد، به ايران اجازه داده شده است تا دفتر حافظ منافع خود در خيابان «ويس کانسین» را به خيابان ۲۳ سوم واشينگتن منتقل کند.

طبق اين گزارش، در مقابل ايران نيز به سوييس که به دنبال مکان جديدی برای دفتر حافظ منافع آمريکا بوده، اجاز داده است که ساختمان تازه‌ای را برای دفتر حافظ منافع آمريکا در ايران تهيه کند.

يک منبع مطلع که نامش فاش نشده در اين زمينه به «واشينگتن پست» گفته است: «وجه مشخصه ديپلماسی، اقدام متقابل است و اين يک معاوضه و تبادل بين دو طرف است».

اين گزارش همچنين اضافه کرده است که خبر توافق برای «جابجايی» دفاتر حافظ منافع پس از ديدار جان کری، وزير خارجه آمريکا، با محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه ايران، هفته گذشته در محل اقامت سفير ايران در سازمان ملل در نيويورک منتشر شده است.

واشينگتن پست از ديدار جان کری با محمد جواد ظريف در محل اقامت سفير ايران در نيويورک به مثابه قدم نهادن نخستين مقام ارشد آمريکايی پس از چند دهه به ملک دیپلماتیک ایران (که خاک اين کشور محسوب می‌شود) ياد کرده است.

در همين زمينه، «واشينگتن پست» از يک مقام وزارت امورخارجه آمريکا پرسيده است که آيا اين توافق به مثابه آب شدن يخ روابط ايران و آمريکا است و آيا ارتباطی به مذاکرات هسته‌ای دارد.

اين مقام وزارت امور خارجه آمريکا در پاسخ گفته است : هيچ گونه ارتباطی بين اين جابجايی که از قبل برنامه ريزی شده و مذاکرات جاری برای حل نگرانی‌های بين‌المللی درباره برنامه هسته‌ای ايران وجود ندارد.

اين مقام وزارت امور خارجه آمريکا اضافه کرده است: بخش حافظ منافع ايران سال گذشته درخواستی برای جابجايی به مکان جديدی ارائه کرد که بر اساس پروتکل معمول، با چنين درخواستی موافقت شد.

به گزارش واشينگتن پست، دفتر حافظ منافع ايران که در سفارت پاکستان در واشينگتن فعاليت می‌کند، خدمات کنسولی و گذرنامه‌ای به بيش از يک ميليون و نيم ايرانی مقیم آمريکا ارائه می‌کند.

خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، روز جمعه گزارشی از خبر روزنامه واشينگتن پست منتشر کرده بود که ساعاتی بعد آن را از خروجی‌های خود حذف کرد.

«ارتباطی با مذاکرات هسته ای ندارد»

در واکنش به گزارش «واشینگتن پست»، دفترنمايندگی ايران در سازمان ملل متحد در واکنش روز جمعه اعلام کرد، هيچگونه ارتباطی بين جابجايی دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ايران در واشنگتن و مذاکرات هسته ای وجود ندارد.

حميد بابايی مسئول بخش مطبوعاتی نمايندگی دائم جمهوری اسلامی ايران در این زمینه گفته است: مجوز تغيير ساختمان دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی ايران در واشنگتن سال گذشته و با مکاتبات انجام شده با وزارت امورخارجه آمريکا در پی افزايش حجم درخواست های کنسولی و محدود بودن فضای ساختمان قبلی به دليل فرسودگی و قدمت محل گرفته شده است و اصولاً هيچ ارتباطی با مذاکرات جاری در خصوص مسائل هسته ای ندارد.

مذاکرات هسته ای بین ایران و شش قدرت جهانی برای دست یابی توافق جامع و نهایی در خصوص برنامه هسته ای جمهوری اسلامی هم اکنون در جریان است .

No responses yet

May 07 2015

فروش سپر موشکی آمریکا به کشورهای عربی برای مقابله با موشک های ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: یک منبع آمریکایی گفته است تعهدات جدید نظامی آمریکا به کشورهای عربی خلیج فارس شامل فروش تجهیزات نظامی، برگزاری مانورهای مشترک و ایجاد یک سیستم دفاع ضد موشکی (THAAD) در برابر تهدیدات ناشی از موشک های ایران خواهد بود.
باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در دیدار هفته آتی خود با رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پیشنهاد ایجاد یک سیستم دفاع ضد موشکی برای این کشورها به منظور مقابله با تهدید موشک های دوربرد ایران ارایه خواهد کرد.باج اوباما به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس: سپر موشکی برای مقابله با ایران

به گزارش عصر ایران خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه آمریکایی با نقل این خبر نوشته است این اقدام رییس جمهور آمریکا به منظور کاستن از مخالفت های این کشورها با توافق هسته ای با ایران و به عنوان یک امتیاز به این کشورها ارایه می شود.

برخی کشورهای عربی منطقه خلیج فارس به ویژه عربستان در ماه های گذشته از توافق هسته ای احتمالی گروه 1+5 با ایران ابراز نگرانی کرده اند.

دیروز رهبران عربستان و فرانسه با صدور بیانیه ای مشترک بر این مساله تاکید کرده اند که توافق هسته ای با ایران نباید متضمن تهدیدی علیه کشورهای همسایه ایران در منطقه شود.

یک منبع آمریکایی گفته است تعهدات جدید نظامی آمریکا به کشورهای عربی خلیج فارس شامل فروش تجهیزات نظامی، برگزاری مانورهای مشترک و ایجاد یک سیستم دفاع ضد موشکی (THAAD) در برابر تهدیدات ناشی از موشک های ایران خواهد بود.

با این حال منابع آمریکایی تاکید کرده اند گفت و گوها بین کشورهای عربی و آمریکا پیش از انجام سفر هفته آینده به واشنگتن و کمپ دیوید ، درباره این پیشنهادهای همکاری نظامی در جریان است و فروش سامانه دفاع موشکی هنوز قطعی و نهایی نشده است.

یک منبع مطلع آمریکایی نیز به رویترز گفته است اوباما در دیدار هفته آینده با رهبران شورای همکاری خلیج فارس به آنها پیشنهاد خواهد داد تا به جای انتظارات فزاینده از حمایت های نظامی آمریکا از آنها ، این کشورها همکاری های دفاعی و نظامی میان خود را تقویت کنند.

اوباما ساعاتی پس از اعلام تفاهم لوزان بین ایران و گروه 1+5 در کنفرانسی خبری در کاخ سفید اعلام کرد از رهبران شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس دعوت کرده است در روزهای 13 و 14 می ( یک هفته دیگر) به استراحتگاه رییس جمهور آمریکا در کمپ دیوید بروند تا درباره مسایل و موضوعات منطقه ای از جمله مساله توافق هسته ای ایران با آنها گفت و گو کند.

این دیدار به منظور متقاعد کردن رهبران کشورهای منطقه درباره توافق هسته ای با ایران صورت می گیرد.

No responses yet

May 02 2015

مجادله توئیتری سناتور تام کاتن با محمد جواد ظریف

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: مجادله رسانه‌ای محمد جواد ظریف و سناتور تام کاتن، از امضاء کنندگان نامه به آیت‌الله خامنه‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران، در ۲۴ ساعت گذشته به بحثی داغ در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده و این دو سیاستمدار ایرانی و آمریکایی در توئیتر و فیس‌بوک به یکدیگر تاخته‌اند.

وزیر امور خارجه ایران که در نیویورک به سر می‌برد با چهار توئیت از سوی سناتور تام کاتن روبرو شد که او را به «مناظره در مورد قانون اساسی آمریکا» فراخوانده بود. آقای ظریف فقط به یک پیام که «دیپلماسی یک کار جدی است» بسنده کرده و تولد فرزند آقای کاتن را هم به او تبریک گفت.

مجادله میان طرفین زمانی آغاز شد که آقای ظریف عصر روز نهم اردیبهشت، در یک نشست پرسش و پاسخ در دانشگاه نیویورک حضور پیدا کرد و در پاسخ به سوالی در مورد رفع تحریم‌ها علیه ایران پس از توافق نهایی شش قدرت جهانی با ایران گفت: «وقتی ما به توافق برسیم و با دولت‌ها آن را امضا کرده و از شورای امنیت هم مجوز آن را بگیریم، دیگر این قانون است و هیچ‌کس حتی سناتور کاتن هم نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد».

وزیر خارجه ایران افزوده بود که در آمریکا درس خوانده و با نظام حقوقی و سیاسی و دولتی آمریکا آشنا است و می‌داند وقتی دولت متعهد شد، دیگر نمی‌شود از آن گریخت و باید همکاری کرد.

به گزارش روزنامه وال‌استریت جورنال، آقای ظریف در ادامه گفت: «چند روز پس از رسیدن به توافق نهایی، قطعنامه‌ای تحت بند هفتم منشور ۴۱ سازمان ملل در شورای امنیت بررسی خواهد شد که در صورت تصویب، اجرای آن برای تمامی کشورهای عضو، الزام‌آور است. حالا چه سناتور کاتن دلش بخواهد، چه نخواهد».

​​سناتور تام کاتن، نماینده جوان ایالت آرکانزاس آمریکا، همان کسی است که نامه به رهبران ایران را تهیه کرد که به امضای ۴۷ نماینده جمهوریخواه سنای آمریکا هم رسید. آن‌ها در این نامه به رهبران ایران هشدار دادند که حواس‌شان باشد توافق با رییس جمهوری فعلی آمریکا بدون تایید کنگره دائمی نیست و رییس جمهوری بعدی می‌تواند به راحتی آن را کنار بگذارد.

سناتور تام کاتن آن زمان حتی در پیامی توئیتری به محمد جواد ظریف، نسخه‌ای از ترجمه فارسی همان نامه را برای وزیر خارجه ایران فرستاد و نوشت: «این هم برای شما به زبان فارسی».

آقای ظریف هم بیانیه خود در پاسخ به این نامه که در وبسایت رسمی وزارت خارجه ایران منتشر شده بود را در پاسخ فرستاد و نوشت: «این هم پاسخ من، به زبان انگلیسی».

ساعاتی پس از پایان نشست پرسش و پاسخ وزیر خارجه ایران که با اجرای «دیوید ایگنیشس» از روزنامه واشینگتن‌پست برگزار شد، سناتور کاتن در حساب توئیتری خود، پیامی به آقای ظریف فرستاد و گفت: «شنیدم که گفتید کاری از دست من بر نمی‌آید. بیایید یک مناظره در مورد قانون اساسی آمریکا با هم داشته باشیم».

کاتن به ظریف: بزدلانه رفتار کردید

وی در پایان پیام خود نوشت این یک پیام چهار قسمتی است که ادامه خواهد داشت.​ ​سناتور کاتن در پیام دوم به آقای ظریف نوشته است: «این هم یک پیشنهاد: بیایید در واشینگتن دی‌سی و هر زمانی که برای شما مناسب است دیدار کرده و در مورد سابقه ایران در ترور، استبداد و خیانت، مناظره کنیم».

​​در پیام سوم که یک دقیقه بعد ارسال شد، سناتور کاتن نوشت: البته درک می‌کنم اگر این پیشنهاد را رد کنید. هرچه باشد، شما در سنین ۲۰ سالگی عمر خود در آمریکا مخفی شده بودید. آن هم در حالی که مردم عادی و بچه‌ها راهی مرگ در جریان جنگ ایران و عراق شده بودند».

​​در بخش چهارمی و پایانی پیام توئیتری سناتور کاتن خطاب به وزیر خارجه ایران آمده است: «هیچ نشان افتخاری برای کسی که در آمریکا مخفی شده در حالی که کشورش برای بقا در جنگ بوده در کار نیست. ولی امروز رفتاری بزدلانه به نمایش گذاشته شد».

​​محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران روز دهم اردیبهشت خطاب به سناتور کاتن در توئیتر نوشت: «چیزی که ما به آن نیاز داریم، دیپلماسی جدی است و نه حملات تخریبی شخصی. تبریک بابت تولد فرزندتان. امیدوارم به همراه خانواده و در صلح در کنار او باشید».

​​

سناتور کاتن به تازگی صاحب پسر شده که نام او را «گبریل» – همان جبرئیل – گذاشته‌ است.

به رغم فیلترینگ فیسبوک و توئیتر در ایران، آقای ظریف در هر دو بسیار فعال است و در فیس‌بوک گزارش هایی از سفرهایش می‌نویسد و در توئیتر هم به پیام‌ها پاسخ می‌دهد.

آقای ظریف پیشتر و در پی تبریک سال نو یهودی، با پرسشی از سوی دختر نانسی پلوسی، رهبر اقلیت دمکرات در مجلس نمایندگان روبرو شد که گفته بود: «این پیام اگر به نفی هولوکاست از سوی ایران پایان دهد، بسیار شیرین‌تر است».

وزیر خارجه ایران نیز در پاسخ خانم پلوسی گفت: «ایران هیچ وقت نفی نکرده است. مردی هم که آن را نفی می‌کرد، دیگر رفته است. سال نو شما مبارک».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .