اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

Apr 27 2013

شبکه ملی اطلاعات: ‘کلید قطع اینترنت’ در دست دولت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: دولت ایران می‌گوید ایمنی در برابر حمله‌های سایبری، کاهش هزینه‌های ارزی و رونق کسب و کار اینترنتی جزو مزایای پروژه “شبکه ملی اطلاعات” معروف به “اینترنت ملی” است.

بررسی‌های بی‌بی‌سی نشان می‌دهد این شبکه به گونه‌ای طراحی شده که مستقل از شبکه جهانی اینترنت است و می‌تواند خدماتی مشابه اینترنت برای سایت‌های داخلی و شبکه‌های شرکت‌ها و سازمان‌ها فراهم کند.

همین عامل باعث شده ناظران هشدار بدهند که دولت ممکن است در مواقع حساس، مانند روزهای ناآرامی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸، تصمیم بگیرد اینترنت را قطع کند؛ بدون آن‌که نگران صدمه خوردن کار بانک‌ها، ارگان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی باشد.

در این صورت، کاربران تنها به سایت‌هایی دسترسی خواهند داشت که به شبکه داخلی متصل باشند و دیگر ابزارهای عبور از فیلترینگ هم نمی‌توانند امکان دسترسی به محتوا و سرویس‌های بین‌المللی را فراهم کنند.
شبکه نامرئی
اینترانت چیست؟

اینترانت، شبکه‌ای است داخلی که دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌ها ایجاد می‌کنند تا سرویس‌های مشخصی را در اختیار کاربرانشان بگذارند. برای نمونه خبرنامه داخلی یک سازمان یا سیستم انتخاب واحد یک دانشگاه می‌تواند به صورت یک سایت روی اینترانت آن سازمان و دانشگاه قرار گرفته باشد؛ سایتی که خارج از آن سازمان یا دانشگاه قابل دسترسی نیست.

شبکه ملی اطلاعات ایران به دلیل استفاده از آدرس‌های آی‌پی مختص شبکه‌های داخلی، عملاً نه بخشی از اینترنت، بلکه یک اینترانت است.

کالین اندرسون پژوهشگری آمریکایی است که پس از تحقیقاتش روی این شبکه، نقشه‌ای از آن تهیه کرده است. او نتایج پژوهش‌هایش را در گزارشی با عنوان “اینترنت پنهان ایران” منتشر کرده است.

آقای اندرسون می‌گوید طراحی اینترنت ملی ایران “خلاف استانداردها و روش‌های معمول” است و همین باعث می‌شود که دستگاه‌هایی که به این شبکه متصلند، از خارج از کشور قابل دسترسی نباشند. چیزی که این شبکه را از خارج کشور غیر قابل دسترسی و نامرئی می‌کند.

اینترانت، شبکه‌ای است داخلی که دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌ها ایجاد می‌کنند تا سرویس‌های مشخصی را در اختیار کاربرانشان بگذارند. برای نمونه خبرنامه داخلی یک سازمان یا سیستم انتخاب واحد یک دانشگاه می‌تواند به صورت یک سایت روی اینترانت آن سازمان و دانشگاه قرار گرفته باشد؛ سایتی که خارج از آن سازمان یا دانشگاه قابل دسترسی نیست.

به گفته آقای اندرسون “مثلاً سال ۲۰۱۰ دولت ایران سایت مرکز ملی آمار را روی این شبکه خصوصی قرار داد که باعث می‌شد فقط ایرانی‌ها بتوانند وارد آن شوند و کسانی که خارج از کشور بودند یا از فیلترشکن استفاده می‌کردند، به آن دسترسی نداشتند.”
وعده ‘توخالی’ امنیت

گفته می‌شود بعضی ویروس‌هایی که شبکه‌های ایران را آلوده کردند، نه از طریق اینترنت، که با حافظه‌های فلش و لپ‌تاپ‌ها وارد سیستم‌ها شدند

ایران در سال‌های اخیر هدف حمله‌های سایبری متعددی مانند ویروس‌های استاکس‌نت، دوکو و فلیم قرار گرفته که برای جاسوسی و خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای و زیربنایی ایران طراحی شده‌اند.

همین است که دولت می‌گوید با ایجاد شبکه‌ای مستقل از اینترنت، امنیت ملی کشور بالا می‌رود.

اما کالین اندرسون می‌گوید: “این‌که جدا کردن شبکه خانگی و مردم عادی از اینترنت، امنیت ملی ایران را بالا می‌برد، وعده‌ای توخالی است.”

او با اشاره به این‌که توانسته برای تحقیقاتش با کامپیوترهای روی این شبکه ارتباط برقرار کند، می‌گوید همین نشان می‌دهد هر کس دیگری در خارج از ایران هم می‌تواند به این شبکه متصل شود و “فقط پنج دقیقه کار را اضافه می‌کند.”

به گفته این پژوهشگر آمریکایی، تأسیسات زیربنایی از جمله نیروگاه‌های ایران به شبکه‌ای کاملاً مستقل و نامرتبط با اینترنت ملی متصل هستند.

عزیز آشفته، یکی از بنیان‌گذاران سایت بالاترین هم به این نکته اشاره می‌کند که بعضی ویروس‌هایی که شبکه‌های ایران را آلوده کردند، نه از طریق اینترنت، که با حافظه‌های فلش و لپ‌تاپ‌ها وارد سیستم‌ها شدند.
نمونه ‘درخشان’ کره شمالی

شاید تنها کشوری که شبکه اینترانت داخلی سراسری داشته باشد کره شمالی است

شاید تنها مشابه اینترانت کشوری ایران را بتوان در کره شمالی پیدا کرد؛ در همان کشوری که سرتیپ محمدحسن نامی، وزیر جدید ارتباطات ایران در آن دکترا گرفته است.

شبکه‌ای به نام “کوانگ‌میونگ” یا “درخشان” که حدود ۱۰ سال پیش راه افتاده و به کاربرانش در نهادهای دولتی، دانشگاه‌ها و بعضاً خانه خودشان، امکان دسترسی به تعدادی سایت، سرویس‌های ایمیل و موتور جستجوی شبکه را می‌دهد.

ولی تحلیلگری که به کشورها درباره زیرساخت‌های شبکه اینترنت مشاوره می‌دهد، معتقد است ایران و کره شمالی قابل مقایسه نیستند و نمی‌توان یک شبکه داخلی را برای ایرانیان جایگزین اینترنت کرد.

جان راکوفسکی از مؤسسه تحقیقاتی فارستر می‌گوید: “مردم کره هیچ وقت طعم دسترسی به اینترنت رو نچشیده بودند.”

آقای راکوفسکی با اشاره به سابقه مردم ایران در کار با وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، می‌گوید: “قطع دسترسی به اینترنت برای ایرانی‌ها مثل قطع آب و غذاست.”
‘کلید قطع اینترنت’

بحث “اینترنت ملی” در ایران از اواسط دهه ۸۰ خورشیدی، پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد آغاز شد. سال ۱۳۸۷ وزارت ارتباطات طرحی را درباره این پروژه به نام کلیک “شبکه ملی اینترنت” تهیه کرد و کار روی این شبکه آغاز شد.

هر چند دولت بعداً تصمیم گرفت نام طرح را از اینترنت ملی به شبکه ملی اطلاعات تغییر بدهد، اما بسیاری آن را به نام قدیمش می‌شناسند.

ناآرامی‌های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری قابلیت‌‌های اینترنت را نشان داد

عزیز آشفته، یکی از بنیان‌گذاران سایت بالاترین می‌گوید ایجاد شبکه ملی اطلاعات به ترتیبی که مستقل از شبکه جهانی باشد، بعد از انتخابات سال ۸۸ مطرح شد.

او می‌گوید مقام‌های ایران: “بعد از انتخابات به این نتیجه رسیدند که جداسازی ترافیک داخلی از ترافیک خارجی، ‘کلید قطع اینترنت’ را در اختیار حکومت می‌گذارد.”
‘زمینه‌سازان آشوب’

ناآرامی‌های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، برای نخستین بار قابلیت‌‌های اینترنت و فضای مجازی برای تأثیرگذاری در ایران را به نمایش گذاشت.

از یک سو معترضان به نتیجه انتخابات، از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به عنوان یکی از ابزارهای اصلی‌شان برای کسب خبر و نیز سازماندهی استفاده کردند.

از سوی دیگر در حالی که محدودیت‌های شدید دولتی، امکان اطلاع‌رسانی را از رسانه‌های مستقل داخلی و خبرنگاران خارجی گرفته بود، شهروند-خبرنگاران از اینترنت برای خبررسانی و انتشار تصاویر تجمع‌ها و برخوردهای خشن نیروهای امنیتی با معترضان استفاده کردند.

همین بود که دادستانی در کیفرخواست متهمان این حوادث، سایت‌هایی مانند توئیتر و فیس‌بوک را به زمینه‌سازی برای ناآرامی‌ها متهم کرد.

محمود عنایت، پژوهشگر اینترنت معتقد است جمهوری اسلامی با آزادی سازمان‌دهی و تجمع میانه خوبی ندارد و شبکه‌های اجتماعی آنلاین “بهترین و مؤثرترین” راه برای سازمان‌دهی هستند.

او با اشاره به فیلتر بودن اکثر سایت‌های معروف وب ۲.۰ مانند فیسبوک، توئیتر و یوتیوب، می‌گوید به خاطر همین قابلیت سازمان‌دهی، دولت ایران “همه این سایت‌هایی را که نمی‌تواند کنترل کند، فیلتر می‌کند.”
بازی موش و گربه

سیستم فیلترینگ دولت ایران مدام پیشرفت می‌کند

بیش از یک دهه از شروع فیلترینگ سایت‌ها و کلیدواژه‌ها در ایران می‌گذرد و چند سالی است که سیستمی یک‌پارچه برای جلوگیری از دسترسی کاربران به آن‌چه حاکمیت آن را “محتوای مجرمانه” می‌داند، ایجاد شده است. سیستمی پیشرفته که روز به روز در بی‌اثر کردن ابزارهای عبور از فیلترینگ قدرتمندتر می‌شود.

اما در همین مدت کاربران ایرانی هم روش‌های پیچیده‌تر و پیشرفته‌تری را برای عبور از فیلترینگ به کار گرفته‌اند که عملاً جلوی تأثیرگذاری کامل سامانه فیلترینگ را گرفته است.

محمود عنایت فیلتر شدن سایت بی‌بی‌سی فارسی را “نقطه عطفی” در موضوع فیلترینگ در ایران می‌داند.

به نظر این پژوهشگر اینترنت، فیلترینگ در ابتدا به سایت‌های “غیر اخلاقی” و گروه‌های اپوزیسیون محدود بود، اما بعداً به “ابزاری سیاسی برای حکومت” تبدیل شد؛ ابزاری برای کنترل که به جز مخالفان خارجی، در مقابل منتقدان داخلی از جمله محمد خاتمی رئیس‌جمهوری پیشین، هواداران محمود احمدی‌نژاد و نیز رسانه‌های مستقل هم از آن استفاده می‌شود.
نسل ‘خوره تکنولوژی’

جان راکوفسکی معتقد است که جوانی جمعیت ایران باعث می‌شود فیلترینگ هیچ‌گاه مؤثر نباشد.

“نیمی از جمعیت ایران زیر ۳۵ سال سن دارند. ما به این‌ها ‘نسل هزاره’ می‌گوییم. نسلی که با فناوری بزرگ شده و دورانی را که کامپیوتری وجود نداشت، به خاطر ندارد.”

به نظر این تحلیلگر، “این نسل ‘خوره تکنولوژی’ همیشه راهی برای دسترسی به آن‌چه می‌خواهند، پیدا می‌کنند و این برای ایران مایه نگرانی است.”
کپی چینی

چین هم مانند ایران سیستم فیلترینگ مرکزی پرقدرتی به نام “دیوار آتش بزرگ چین” دارد.

اما در کنار فیلترینگ، برای اکثر سایت‌های محبوب غربی از جمله یاهو، جستجوگر گوگل، شبکه اجتماعی فیس‌بوک و سرویس میکروبلاگینگ توئیتر، نسخه‌ای چینی وجود دارد که بسیار هم در این کشور محبوب است.

محمود عنایت می‌گوید: “برای همه این سایت‌ها، نسخه ایرانی هم وجود دارد؛ ولی کارشان نگرفته است.”

او از نبود راه مطمئن کسب درآمد و نیز نداشتن تجربه راه‌اندازی سایت‌هایی با کاربران میلیونی، به عنوان دلایل بی‌اقبالی به نمونه‌های ایرانی اشاره می‌کند.
پیکان به جای مرسدس‌بنز

حکیم‌جوادی، معاون وزیر ارتباطات با تشبیه جی‌میل به مرسدس بنز به کاربران ایرانی پیشنهاد کرده بود از پیکان استفاده کنند

دولت ایران تلاش‌های زیادی کرده که کاربران را به استفاده از سرویس‌های ایمیل داخلی ترغیب کند؛ چرا که سرویس‌های خارجی را “یکی از ابزارهای خروج اطلاعات از کشور” می‌داند.

محمود عنایت معتقد است دلیل این تلاش ویژه این است که ایمیل، شریان حیاتی اینترنت است و تنها سرویسی است که دولت نمی‌تواند محتوای آن را فیلتر کند.

به نظر این پژوهشگر اینترنت، تنها راه رونق دادن به سرویس‌های ایمیل داخلی “بستن سایت‌های جی‌میل، یاهو میل و … است.”

برای تشویق کاربران به استفاده از سرویس‌دهنده‌های داخلی، وزارت ارتباطات اردیبهشت سال ۹۱ از بانک مرکزی خواست بانک‌ها را موظف کند از مشتریانشان کلیک فقط آدرس‌های ایمیل سرویس‌دهندگان داخلی را قبول کنند.

در کنار این، مهرماه سال ۹۱ جی‌میل، سرویس ایمیل محبوب شرکت گوگل برای چند روزی فیلتر شد.

اگرچه دلیل این اتفاق، پاسخ به انتشار ویدئویی اهانت‌آمیز روی یوتیوب، سایت اشتراک ویدئوی متعلق به شرکت گوگل اعلام شده بود، اما یکی از معاونان وزیر ارتباطات جی‌میل را از نظر کیفیت به خودروهای مرسدس‌بنز تشبیه کرد و گفت: “مگر قرار است همه مرسدس‌بنز سوار شوند؟”

کالین اندرسون، نویسنده “اینترنت پنهان ایران” معتقد است هدف از فیلترینگ جی‌میل، فرستادن پیامی به کاربران ایرانی بوده است.

به گفته او دولت می‌خواسته بگوید: “الان سرویس‌های ایمیل داخلی هستند که قرار است با جی‌میل رقابت کنند. اگه شما بخواهید همچنان از جی‌میل استفاده کنید که دولت به [اطلاعات] آن دسترسی ندارد و نمی‌تواند آن را کنترل کند، ممکن است بعضی وقت‌ها نتوانید از حساب ایمیلتان استفاده کنید.”
کوزه‌گر و کوزه شکسته سرعت

کاربران ایرانی گاه و بیگاه از کند بودن سرعت اینترنت گلایه می‌کنند و معمولاً جوابی بهتر از “برخورد لنگر کشتی به کابل” نمی‌شنوند.

یکی از جدیدترین شاکیان، محمد سلیمانی، وزیر پیشین ارتباطات است که همین چند روز پیش به خبرنگاران گفت نتوانسته وارد حساب جی‌میلش بشود و از مسئولان فعلی وزارت ارتباطات خواست از زیر بار مسئولیت در نروند.

آقای سلیمانی که حالا نماینده مجلس است، سال ۱۳۸۵ دستور داد ارائه اینترنت با سرعتی بیشتر از ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه به کاربران عادی ممنوع شود، چرا که به گفته او “نیازی بیشتر از این ندارند.”

پس از هفت سال، هنوز آن مصوبه پابرجاست و سرعت برای دسترسی به اینترنت روی موبایل هم به همین رقم محدود است.

محمود عنایت می‌گوید این محدودیت سرعت باعث شده تجربه کاربران ایرانی از اینترنت با کاربران در کشورهای دیگر متفاوت باشد؛ چرا که سرعت پایین باعث می‌شود استفاده اکثر ایرانیان به “عکس و متن” محدود باشد و تماشای همزمان ویدئو روی اینترنت را غیرممکن می‌کند.

او می‌گوید: “کنترل سرعت برای کنترل تجربه است. زیرا دولت نمی‌خواهد تجربه مردم از اینترنت، تجربه‌ای غنی و متفاوت باشد.”
‘آپارتاید دیجیتال’

مقام‌های ایرانی از مهر ماه هشتاد و پنج محدودیت‌هایی بر سرعت اینترنت کاربران خانگی اعمال کرده‌اند

اما محدودیت‌های سرعت اینترنت در مورد شبکه ملی اطلاعات اعمال نخواهد شد و سرعت دسترسی کاربران به این شبکه “تا هشت مگابیت بر ثانیه” یعنی ۶۴ برابر سقف سرعت اینترنت خواهد بود.

سازمان گزارشگران بدون مرز این تفاوت سرعت را نوعی “آپارتاید دیجیتال” می‌داند.

رضا معینی مسئول بخش ایران این سازمان می‌پرسد: “کاربران قرار است از این سرعت بالا چه استفاده‌ای بکنند؟ آیا قرار است با آن فقط سایت آیت‌الله خامنه‌ای و مسجد جمکران را ببینند!؟”

در کنار این، به گفته نویسنده “اینترنت پنهان ایران” دولت عمداً سرعت دسترسی به سایت‌های خارجی را هم پایین آورده و در دریافت و ارسال اطلاعات تأخیر ایجاد می‌کند.

کالین اندرسون می‌گوید ایران از اینترنت ملی به عنوان راهی برای تشویق کاربران به استفاده از سرویس‌های داخلی استفاده می‌کند.

“اتفاقی که می‌افتد این است که شما می‌توانید از سایت یوتیوب استفاده کنید که حتی با استفاده از فیلترشکن هم عمداً کند شده است. می‌توانید هم از [مشابه داخلی آن] استفاده کنید که سریع است و پر از ویدئوهای ناقض حق مؤلف.”

او می‌گوید به این شیوه، دولت کاربران را تشویق می‌کند که از سرویس‌های داخلی استفاده کنند که کنترل محتوایشان در دست دولت است.
کاهش ارزبری

بخش مهمی از پروژه اینترنت ملی، انتقال سایت‌های ایرانی از روی سرورهای خارج از کشور به داخل است.

اما بسیاری از تجهیزات مورد نیاز برای ساخت مراکز داده (دیتاسنتر) و نیز توسعه ظرفیت شبکه نظیر سوئیچ‌ها و روترها، ساخت شرکت‌های خارجی است.

در طرحی که دولت در سال ۸۷ تهیه کرده بود، از شرکت‌هایی آمریکایی نظیر سیسکو، جونیپر و تل‌لبز به عنوان تأمین‌کنندگان احتمالی قطعات نام برده شده بود. شرکت‌هایی که محصولاتشان مشمول تحریم است.

استیو استکلو خبرنگار اقتصادی ارشد خبرگزاری رویترز که روی تلاش‌های ایران برای دور زدن تحریم‌ها تحقیق می‌کند، می‌گوید ایران علاوه بر واسطه‌هایی در امارات متحده عربی، از چند شرکت بزرگ چینی هم برای واردات تجهیزات آمریکایی مورد نیازش استفاده کرده است.

شرکت ZTE که دومین شرکت چینی بزرگ سازنده تجهیزات مخابراتی است، چند روز پیش اعلام کرد فروش تجهیزات به ایران را متوقف کرده است.

آقای استکلو می‌گوید این شرکت قبلاً “محصولات بعضی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی مثل سیسکو، آی‌بی‌ام، اچ‌پی، مایکروسافت و … را برای ایران تأمین کرده است.”

او می‌گوید با خروج شرکت‌های اروپایی مانند نوکیا زیمنس و اریکسون از بازار ایران، شرکت‌های چینی از جمله هواوی و زد.تی.ای. جایشان را پر کرده‌اند و قراردادهایی با ایران بسته‌اند که ارزششان روی هم “به صدها میلیون دلار می‌رسد.”

اما تجارت با ایران برای زد.تی.ای. دردسرساز شده و وزارت بازرگانی و دادستانی آمریکا مشغول تحقیق درباره اتهام کمک این شرکت به نقض تحریم‌های آمریکا و تلاش برای از بین بردن مدارک آن هستند.

اگر شرکت‌های چینی هم تصمیم به کاهش یا قطع رابطه تجاری‌شان با ایران بگیرند، کار ایران برای توسعه ظرفیت شبکه اینترنت و نیز تکمیل پروژه اینترنت ملی سخت‌تر می‌شود.
قطع کردن یا قطع نکردن، مسأله این است

مقام‌های ایران بارها گفته‌اند که هدف از اجرای پروژه اینترنت ملی، قطع اینترنت نیست.

با قطع اینترنت هم سایت‌های داخلی از طریق ‘شبکه ملی اطلاعات’ همچنان در دسترس خواهند بود

اما محمود عنایت معتقد است اینترنت ملی این امکان را به دولت می‌دهد که “اگر فضا به سمت آشوب و ریسک سیاسی برود، خیلی راحت ‘کلید اینترنت جهانی’ را خاموش کند و به مردم بگوید می‌توانید از همین سایت‌های داخلی استفاده کنید.”

عزیز آشفته هم می‌گوید این پروژه “شبکه قوی‌تری برای کنترل افراد در اختیار حکومت می‌گذارد.”

اما رضا معینی بدبین‌تر است و می‌گوید: “به سمتی می‌رویم که مثل کوبا و کره شمالی، ایمیل هم بازار سیاه داشته باشد.”

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 17 2013

نامه حسین درخشان از اوین به فرناز قاضی‌زاده مجری بی بی سی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بیچاره حسین درخشان! روزهایی بود که به اسرائیل سفر می‌کرد و به خیال خودش می‌خواست پل رابطی باشد بین این دو ملت! امروز ببین به چه فلاکتی گرفتار شده!
فالس نیوز: حسین درخشان ضد انقلاب مقیم کانادا بود که سال 87 پس از بازگشت به ایران، بازداشت و به جرم‌ همکاری با دولت‌های متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک‌های ضد انقلاب، توهین به مقدسات و راه اندازی و مدیریت سایت‌های مبتذل و مستهجن به 19 سال زندان محکوم شد.
خبرگزاری فارس: نامه حسین درخشان از اوین به فرناز قاضی‌زاده مجری بی بی سی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حسین درخشان که 5 سال است برای گذراندن دوره محکومیت 19 ساله اش در زندان اوین به سر می برد، در نامه ای خطاب به فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی فارسی مطالبی را مطرح کرده است که شرح کامل این نامه از نظرتان می گذرد :

به نام حق

خانم فرناز قاضی زاده‌، دوست و همکار قدیمی،

سلام بر تو و خانواده‌ی گرامی‌ات. کاش بجای زندان اوین، این نامه را از روی نیمکت‌های مورد علاقه‌ام کنار بی.اف.آی (موسسه فیلم بریتانیا) در کرانه‌ی جنوبی رودخانه‌ی تِیمز می‌نوشتم تا تو و خوانندگانِ دیگر فکر نکنید حبس پنج ساله‌ی من تاثیری در محتوای این نوشته دارد. اتفاقا خوب است نگاهی به یکی از آخرین نوشته‌های وبلاگم، پیش از اینکه در آبان 1387 بازداشت شوم، بیندازی که دقیقا همین مضمون را داشت؛ به بهانه‌ی اخراج رفیقمان مهدی جامی از رادیو زمانه و با تیتر: «نان‌خورهای دولت‌های متخاصم، بیدار شوید». 1

یازده آبان هشتاد و هفت نوشته بودم: «دوستان روزنامه‌نگار رفرمیستی که سرشان را توی برف کرده‌اند و فکر می‌کنند رسانه‌ای که تمام پولش را یک دولت بدهد می‌تواند مستقل باشد، بهتر است بیشتر از این خودشان را گول نزنند. همین تلویزیون بی.بی.سی فارسی هم که قرار است راه بیفتد و آب از لب و لوچه‌ی خیلی از شماها راه انداخته است هم تمام خرجش از دولتی می‌آید که می‌خواهد با تحریم اقتصادی خانواده‌ و مردم و کشور شما را نابود کند. شرف و آبروی خودتان را نفروشید و وقتی کار یادگرفتید به ایران برگردید. فضای رسانه‌ای در ایران هرگز از این بازتر نبوده است و برای همه‌ی شما کار و موقعیت در ایران هست. هرچند کمی سخت‌تر از بی.بی.سی، ولی در عوض عذاب وجدان نخواهید داشت. وقتی در ناباوری محض، صدا و تصویر عبدالمالک ریگی یا رهبران پژاک یا امثال آن را از بی.بی.سی فارسی دیدید، می‌فهمید چه می‌گویم. شما فعلا مست و سرخوش از معاشرت با موبورها و چشم‌آبی‌ها، یادتان رفته است که تاریخِ چیزی به نام استعمار هرگز پایان نیافته است. امیدوارم وقتی این مستی از سرتان می‌پرد،‌ با خودتان روراست باشید.»

حتما یادت هست که پس از سالها همکاری و دوستی در رسانه‌های اصلاح‌طلبان در ایران و رفت و آمد خانوادگی در فرنگ، آخرین بار تو را در آمفی‌تئاتر خلیلی در زیرزمین دانشگاه سواز لندن دیدم. آنجا، وسط آن جمعیت، با سماجت با تو رودرو شدم و پرسیدم که چرا تو و حتی سینا مُطلبی، که این همه رفیق بودیم و برای آزاد شدنش از بازداشت بیست‌روزه‌اش دنیا را به هم ریختم، حالا این‌قدر آشکارا از من فرار می‌کنید و جواب دادی: «ما از تو می‌ترسیم.» منظورت واضح بود. مرا مثل خیلی‌های دیگر مامور جمهوری اسلامی می‌دانستید، چون چهارتا مطلب در نقد اصلاح‌طلبان و در حمایت از امام خمینی و انقلاب اسلامی نوشته بودم. حالا سرنوشت‌هایمان را ببین.

خیلی چیزها در این پنج سال عوض شده است. از همه مهم‌تر این‌که پسر دوست‌داشتنی‌ات، مانی، دارد بزرگ می‌شود و کم‌کم می‌فهمد دنیا چه خبر است. کم‌کم در اثر معاشرت با جوان‌های فراوان مهاجر لندن می‌فهمد که استعمار یعنی چه، سرمایه‌داری چیست، مسلمان یعنی چه، قدرت و هژمونی چیست، و صهیونیزم و اسراییل یعنی چه. دور نیست روزی که او را با چفیه‌ای فلسطینی دور گردن در بازگشت از یکی از راهپیمایی‌های بزرگ ضداسراییلی لندن ببینی و تمام بدنت یخ کند. چون فکر نمی‌کردی پسرت در قلب بریتانیا -و نه ایران- به شکل بسیجی‌ها از آب درآید. آیا این بقول انگلیسی‌ها آیرانیک (Ironic) نیست؟

واقعیتی است که بخش مهمی از ساکنان لندن، بخاطر مهاجران انبوه و محیط آکادمیک نسبتا آزاد و سابقه‌ی طولانی سندیکاهای کارگری و گروه‌های بانفوذ ضدسرمایه‌داری‌اش، تمایلات ظلم‌ستیزانه‌ی قابل توجهی دارند. و لابد شنیده و دیده ای که بخاطر همین ویژگی‌ها، بیشترین جمعیت (به نسبت اروپا) در راهپیمایی‌های گوناگون لندن بر ضد حمله به عراق، ضد حمله به لبنان، ضد سرمایه‌داری، ضد بی‌عدالتی، ضد حمله به غزه -و حتی ضد پوشش جانبدارانه‌ی بی.بی.سی از اسراییل- شرکت می‌کند.

خب، اگر پسرت فردا، پس فردا، غمزده و گرفته از دبیرستان برگردد و معلوم شود دوستانش، بخاطر اینکه تو و سینا برای وزارت خارجه بریتانیا کار می‌کنید، او را اذیت و مسخره کرده‌اند، چه می‌کنی؟ اگر بپرسد «مگر ما ایرانی نیستیم، پس چرا شما برای دولتی که با ایران دشمنی می‌کند کار می‌کنید» چطور اقناعش می‌کنی؟ 2

مطمئنم که خوب این واقعیت‌ها را می‌دانی و به هر دلیل این انتخاب فعلی توست. ولی نکته اینجاست که هنوز بسیاری از جوان‌های روزنامه‌نگارِ خسته از فضای سیاسی و پرتلاطم ایران، هر شب در آرزوی بیرون آمدن از ایستگاه متروی هالبورن، و قدم زدن در پیاده‌روهای کینگزوِی به سمت ساختمان بوش هاوس و کارت زدن در آن درهای چرخان و وارد شدن و کار کردن در آن ساختمان قدیمی می‌خوابند. (فقط امیدوارم در خیالاتشان موقع رد شدن از خیابان‌های لندن با ماشین‌هایی که بر عکسِ ایران از سمت راست می‌آیند، تصادف نکنند. و البته بدانند که مدتی است دیگر در بوش هاوس خبری نیست و همه را تخلیه کرده‌اند و کل بی.بی.سی رفته به برودکاستینگ هاوس در پورتلند پلیِس!)

همین بچه‌ها که این‌قدر در ایران استقلال حرفه‌ای برایشان مهم است و مثلا حاضر نیستند حتی یک روز برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا روزنامه‌‌های وابسته به حاکمیت کار کنند (مگر اینکه پولش خوب باشد و کسی هم نفهمد!)، حاضرند بیایند برای سرویس جهانی بی.بی.سی که حتی در وب‌سایت دولت بریتانیا، در کنار سرویس مخفی اطلاعاتی (اس.آی.اس) زیر مجموعه‌ی وزارت خارجه تعریف شده است و همه‌ی خرج دویست و چهل، پنجاه میلیون پوندی سالانه‌اش را هم وزارت خارجه (اف.سی.او) می‌دهد(3) ، کار کنند. (در همان پورتال دولت بریتانیا خواهی دید که بخش داخلی بی.بی.سی زیر نظر وزارت فرهنگ تعریف شده است.)4

من شرمنده‌ام که بخشی از رسانه‌های حکومتی، بجای اینکه با ابزار تاریخ و استدلال منطقی درباره‌ی بی.بی.سی و کارکرد استعماری‌اش روشن‌گری کنند، وارد بازی‌های غیراخلاقی و زشت و تهمت‌های اثبات‌نشدنی شده‌اند. من از آنها و از بحث‌هایشان تبری می‌جویم.

اما سوالم این است که اگر خدای نکرده و به فرض محال (چون فعلا نه جراتش را دارند و نه توانش را) یک روز آمریکا و انگلیس و اسراییل بخواهند به بهانه‌های دروغین به ایران حمله کنند و متوجه شوی بی.بی.سی هم، درست مانند دوران پیش از جنگ عراق (و دوران ملی شدن نفت در دهه‌ی 1330)، دارد به این جوسازی‌ها دامن می‌زند و برای حمله‌ی نظامی به وطن‌مان زمینه می‌سازد، چه خواهی کرد؟ می‌مانی و بر اساس سیاست‌هایی که از وزیر خارجه –طبق روش اروپایی بطور نامحسوس- ابلاغ می‌شود، جلوی دوربین با صورتی آهنین از تعداد کشته‌ها و زخمی‌های هم‌وطنانت و تلاش نیروهای «اتحاد» برای کمک به زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان حرف می‌زنی؟ شک ندارم که جوابت منفی است. تو و تقریبا تمام بچه‌هایی که من می‌شناسم و الان در بی.بی.سی کار می‌کنید، مثل ابوالقاسم طاهری در زمان ملی شدن نفت، آن‌قدر عزت و شرف و انسانیت و وطن‌دوستی دارید که استعفا دهید یا حداقل اعتصاب کنید.

ولی مگر الان جنگ اقتصادی‌ای که علیه موجودیت ایران راه انداخته‌اند، کمتر از حمله‌ی نظامی است؟ خودت که بارها از زبانشان شنیده‌ای که جنگ نظامی را، بخاطر همبستگی‌ای که در داخل ایران تولید می‌کند، مردود می‌دانند. ولی آیا به نظرت اینکه خانواده‌‌‌ی عزیز در ایران، بخاطر دسترسی نداشتن به ساده‌ترین امکانات پزشکی، در اثر جنگ اقتصادی‌ای که بی‌رحم‌ترین شیک‌پوشان عالم با چهار تا امضا و لبخند علیه مردم ما راه انداخته‌اند، سلامتی‌شان را از دست بدهند قابل توجیه است؟ تو که هر روز سرت توی خبرهاست بهتر می‌دانی که در تاریخ سابقه نداشته است که بانک مرکزی کشوری تحریم شده باشد و عملا تمام راه‌های انتقال پول و ارز را به آن ببندند. مگر ایران چه گناهی کرده است، جز اینکه مثل سال 1330 که سعی کرد حق مردمش را از سرمایه‌های خدادادی زیرزمینی‌اش از بریتانیا بازپس گیرد، حالا هم می‌خواهد همان نفت گران‌قیمت را بجای اینکه برای تولید برق مفت بسوزاند، صرف سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و تولید محصولات شیمیایی پرارزش کند و در عوض برقش را از راه ارزان و پاک اتمی بدست بیاورد؟ اگر برق اتمی اشکال دارد، پس چرا فرانسه 77 درصد و آمریکا 19 درصد و بلژیک 50 درصد و سویس 40 درصد و کانادا 15 درصد و آلمان 18 درصد و انگلیس 16 درصد و ارمنستان 33 درصد و اسلونی 41 درصد و مجارستان 43 درصد و تایوان 20 درصد و سوئد 40 درصد برق خود را از رآکتورهای روزبه‌روز پیشرفته‌تر خود می‌گیرند؟ 5

این وحشیانه‌ترین جنگ غیرنظامی‌‌ای است که در تاریخ بشر علیه کشوری راه افتاده و اگر هر کشوری جز ایران بود، تاحالا شکست خورده بود. مردم ایران واقعا صبور و نجیب و مقاوم‌اند و جمهوری اسلامی هم، با وجود همه‌ی ندانم‌کاری‌هایش، با خلاقیت‌های استثنایی و پوست‌کلفتی خیلی خوب مقاومت کرده و اجازه نداده که مردم شرایط جنگی را خیلی حس کنند.

این جنگ خونریزی ندارد. بی‌صدا تضعیف می‌کُند و آرام می‌کُشد. ولی نباید موجب شود اصل جنگ را فراموش کنیم و فکر کنیم چون چهارتا راهنمای تنظیم خبر و قواعد سردبیری داریم، از منافع دولتی که این جنگ اقتصادی را علیه مردم‌مان راه انداخته است، مستقل‌ایم. خودمان را گول نزنیم که کارمان بر اساس معیارهای حرفه‌ای است. بی.بی.سی بریتانیایی همان‌قدر در راستای منافع دولت گرداننده‌اش عمل می‌کند که پرس تی.وی جمهوری اسلامی. فقط اروپایی‌ها بخاطر سابقه‌ی استعماری‌شان بهتر بلدند روند تامین منافعشان را در پوشش‌های موجه مخفی کنند.

سوال باز هم اینجاست: طرف ظالم بایستیم یا مظلوم. برای مسلمان شیعه‌ای که حداقل یک‌بار در زندگی‌اش جمله‌ی «انی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» را شنیده باشد، همین دو طرف بیشتر نیست. ولی اگر برای کسی هر روز عاشورا و همه‌جا کربلا نیست، می‌تواند انتخاب کند که، اگر توان دفاع از مظلوم را ندارد، حداقل طرف مهاجمِ ظالم نایستد.

و کاش جمهوری اسلامی آن‌قدر درایت داشت که فضای رسانه‌ای سومی برای همین بچه‌های روزنامه‌نگارِ خسته و بریده در بیرون از ایران -چیزی شبیه به تلویزیون «المیادین»- درست کند که اگر کسی به هر دلیلی تاب ایستادن در این طرف را ندارد، مجبور نشود بخاطر یک لقمه‌ نان و یک نفس آسایش، با هزار توجیه و عذاب وجدان، دست با دامن مهاجمان به سرزمین و مردم خود شود.

خانم قاضی زاده‌، تهیه‌کننده و مجری گرامی بی.بی.سی فارسی،

به من که پنج سال از بهترین سالهای جوانی‌ام را تا حالا در مشهورترین زندان جمهوری اسلامی گذرانده‌ام و هنوز هم چهارده سال دیگر از حکم حبسم باقی است، اجازه بده تا به سبک ابوالقاسم طاهری، همکار قدیمی‌ات در بی.بی.سی (که در جریان ملی شدن صنعت نفت در دهه‌ی1330 از ملی‌شدن نفت دفاع کرد و از سیاست‌های بریتانیا تبری جست 6) به تو و دیگر همکارانت بگویم: این مردم، این کشور، و این انقلاب ارزشش را دارد که آدم با وجود همه‌ی سختی‌ها و دلخوری‌ها پای ان بایستد -یا حداقل دست در دست مهاجمان بی‌رحم به آن نگذارد.

حالا شاید اثر این نامه از داخل زندان اوین بیشتر باشد تا از روی آن نیمکت‌های بزرگ چوبی محبوبم در ساوث بنک در کنار بریتیش فیلم اینستیتوت.

با دوستی و آرزوهای خوب،

حسین درخشان

تهران، زندان اوین

26 فروردین 1392

15 آوریل 2013

پی نوشت:

1 http://web.archive.org/web/20081121081835/http://hoderiniran.com/

2 می‌دانم که از سال 2014 وزارت خارجه دیگر به سرویس جهانی و مانیتورینگ پول نمی‌دهد و هزینه‌های آن مثل بخش داخلی بی.بی.سی باید از حق اشتراک مردمی پرداخت شود. ولی این را هم می‌دانم که مدیریت سرویس جهانی و مانیتورینگ کماکان توسط وزارت خارجه و مشارکت تراست بی.بی.سی (هیات مدیریتی کلان بی.بی.سی که به پیشنهاد کابینه توسط ملکه منصوب می‌شوند) اداره خواهد شد. بطوری که ویلیام هیگ، وزیر خارجه‌ی کنونی، در گزارشی به پارلمان تاکید می‌کند: «بی.بی.سی، مانند حالا، همراه با وزیر خارجه، به تعیین اهداف، اولویت‌ها و مقاصد سرویس جهانی بی.بی.سی ادامه خواهد داد و برای ایجاد یا تعطیل کردن هر سرویسی به زبان‌های مختلف باید ک.افقت کتبی وزیر خارجه را اخد کند.» http://www.publications.parliament.uk/pa/cm201012/cmselect/cmfaff/1058/1058.pdf 3

4 https://www.gov.uk/government/news/foreign-office-will-provide-additional-funding-for-the-bbc-world-service

5 https://www.gov.uk/government/organisations

http://www.iaea.org/pris/

6 در مرداد 1330 و اوج درگیری ایران با بریتانیا برای ملی کردن صنعت نفت، ابولفاسم طاهری، از کارمندان واقت بخش فارسی سرویس جهانی در واکنش به رادیو ایران که او و دیگر کارکنان بی.بی.سی را خاین خوانده بودند، نامه‌ای به روزنامه‌ی «باختر امروز » که مهمترین مدافع ملی شدن نفت بود نوشت. در این نامه آورده بود «از طرف دو، سه نفر از همکارانم… به صراحت اعلام می‌کنم که ما از دولت‌مان تبعیت می‌کنیم، هر چه که باشد. مهم نیست که وطنمان چقدر در مقایسه با کشورهای دیگر عقب‌مانده است، ما باز هم عاشق حتی خرابه‌ها و گورستان‌هایش هستیم.»

منبع: http://www.cira-jira.com/Vol%20%2017.1%202%20Shahidi%20April%202001.pdf

انتهای پیام/

No responses yet

Apr 16 2013

مصاحبه روز با دختر محمدرضا پورشجری: وبلاگ نویس را به قزل حصار فرستادند تا بمیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: خانواده محمدرضا پورشجری، وبلاگ نویس زندانی در زندان قزل حصار کرج، در مصاحبه با “روز” اعلام کردند که جان این وبلاگ نویس در خطر است.

میترا پورشجری، دختر محمدرضا پورشجری از حمله قلبی پدرش درزندان و جلوگیری از درمان او هم خبر داده و افزوده قاضی اجرای احکام صراحتا گفته است “او را به زندان قزل حصار بردیم تا آنجا بمیرد”.

نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” ۵۴ سال دارد و از شهریور ۸۹ در زندان به سر می برد. او ابتدا در رجایی شهر زندانی بود اما در حال حاضر در زندان قزلحصار به سر می برد. دخترش میگوید پدرش به خاطر مطالب وبلاگش، متهم به “توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات” و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

میترا پورشجری درباره آخرین وضعیت پدرش میگوید: “۲۰ فروردین ماه پدرم دچار حمله قلبی می شود و او را به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل میکنند اما به ساعاتی نکشیده او را به زندان بازمیگردانند بدون اینکه درمان و معالجه ای روی او صورت بگیرد. با توجه به حمله قلبی و سکته پدرم در مهرماه که بعد از آن این دومین بار است دچار ناراحتی می شود ما به شدت نگران وضعیت سلامتی اش هستیم. جان او در خطر است و هیچ کسی هم پاسخگو نیست”.

وی در ادامه می گوید: “مهرماه گذشته پدرم دچار سکته قلبی شد. او را به بیمارستان منتقل و آنژیوگرافی کردند. پزشک متخصص قلب در بیمارستان تشخیص داده بود که باید عمل قلب باز انجام شود چون دو رگ مسدود شده بود. از نظر تنفسی هم مشکل شدید داشت. اما اجازه ندادند در بیمارستان بماند و عمل شود او را به قزل حصار بازگرداندند. طی این مدت دو بار باز به پدرم حمله قلبی دست داده و وضعیت خوبی ندارد”.

به گفته او، پزشکان زندان قزل حصار و همچنین پزشک متخصص قلب در بیمارستان تاکید کرده اند که آقای پورشجری نیاز به عمل جراحی قلب باز دارد و تحمل کیفر هم ندارد و باید به دلیل عدم تحمل کیفری آزاد شود تا تحت درمان قرار بگیرد: “رئیس زندان هم بر این مساله صحه گذاشته و تایید کرده بود اما متاسفانه دادستان کل کرج توجهی نکرد. او تاکنون نه با درمان، نه با مرخصی استعلاجی جهت درمان و نه با عدم تحمل کیفری موافقت نکرده است”.

او می افزاید: “از داخل زندان ابتدا گفتند که هزینه این عمل بالاست و زندان نمی تواند کاری بکند. ما درخواست مرخصی استعلاجی کردیم که اجازه دهند بیاید خود ما درمان کنیم و هر چه سریع تر تحت عمل جراحی قرار بگیرد. اما موافقت نشد. گفتیم خودتان او را از زندان ببرید بیمارستان و هزینه هر چه باشد خود ما می پردازیم باز هم قبول نکردند.”

سئوال میکنم چرا پدرتان در زندان قزل حصار نگهداری می شود؟ میگوید: “پدرم ابتدا در زندان رجایی شهر و در بند زندانیان سیاسی بود.بعد او را به قزل حصار تبعید کردند. قبل از حمله قلبی ، پدرم مشکل پروستات و سنگ کلیه داشت اما او را به بهانه اینکه میخواهند به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل کنند بدون اطلاع خودش وما به زندان قزل حصار بردند. من به دادستان ، قاضی ناظر و قاضی اجرای احکام مراجعه و نسبت به این امر اعتراض کردم. دادستان کرج و قاضی ناظر که هیچ جوابی ندادند اما قاضی اجرای احکام گفت پدرت انسان نیست. آدم نیست و کلی توهین کرد. گفتم پدر من با این وضعیت جسمی در قزل حصار دوام نمی آورد. گفت ما او را به قزل حصار بردیم که بمیرد. یعنی رسما و مستقیما همین جواب را به من داد. بعد از آن هم پیگیری هایمان هیچ پاسخی نگرفت. هیچ وقت هم که اجازه گرفتن وکیل ندادند و پدرم وکیلی هم ندارد”.

خانم پورشجری می افزاید: “از زمانی که پدرم بازداشت شد تاکنون هیچ وقت اجازه ملاقات حضوری ندادند. دو هفته یکبار ملاقات کابینی داریم”.

او سپس می گوید: “الان هم بیش از هرچیز وضعیت سلامتی پدرم برای ما مهم است. او باید به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار بگیرد. وضعیت زندان قزلحصار هم برای او واقعا خطرناک است. این گرانی ها و وضعیت اقتصادی ایران بر وضعیت داخل زندان و زندانیان هم خیلی تاثیر گذاشته به طوریکه ۵ – ۶ ماه گذشته وسایل بهداشتی برای شستشو نمی توانند تهیه کنند. زندان به شدت کثیف است. برای تخت باید پول بپردازند وگرنه تختی به آنها برای خواب داده نمی شود. همیشه هم دعوا و سر و صدای دعوا و استرس ناشی از آن است. تا جایی که پدرم در یکی از نامه هایش وضعیت زندان قزلحصار را به یک باغ وحش تشبیه کرده بود.”

No responses yet

Apr 04 2013

محاکمه جنجالی جراحی که مرسی را به طنز کشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

بازتاب: نخستین واکنش به احضار باسم یوسف، از سوی محمد البرادعی از رهبران اپوزیسیون مصر صورت گرفت. او در صفحه توئیتر خود به این اقدام دادستاتی مصر اعتراض کرد.پس از آن باسم یوسف در صفحه توئیتر خود نوشت:” ممنونم از دادستانی، بسیار متشکرم که باعث شد البرادعی اسم من را ببرد…وووووووووواوواو…”

باسم یوسف، پزشک طنزپرداز مصری که این روزها به خبرسازترین چهره مصر تبدیل شده است. دلیل این خبرسازی، احضار او از سوی دادستانی به اتهام توهین به محمد مرسی رئیس جمهوری مصر و به سخره گرفتن دین است.

به گزارش العربیه اما همین احضار کافی بود تا اسلامگرایان حاکم بر مصر، با چالشی جدید مواجه شوند؛ در شرایطی که فضای سیاسی و اقتصادی مصر بحرانی است، اکنون دولت مصر متهم به نقض آزادی بیان شده است. این اتهام را ویکتوریا نولند سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا با اشاره به احضار باسم یوسوف مطرح کرده است.

اخطار وزارت امور خارجه آمریکا باعث شد که دفتر مرسی، واشینگتن را به دخالت در امور داخلی مصر متهم کند. این اتهام پاسخ نولند را در پی داشت که تاکید کرد آمریکا به دنبال دخالت نیست، تنها بر ضرورت اجرای قانون به صورت مساوی برای همه اصرار دارد.
باسم یوسف کیست؟

باسم یوسف ۲۲ مارس ۱۹۷۴ متولد شده است. او در سال ۱۹۹۸ دکترای خود در جراحی قلب را از دانشگاه قاهره دریافت کرد.

باسم یوسف در سال ۲۰۰۵ اجازه پزشکی در ایالات متحده آمریکا را دریافت کرد. او در سال ۲۰۰۶ به عضویت هیئت علمی جراحان بریتانیا در آمد.

ماه مارس ۲۰۱۱ پس از انقلاب مصر، باسم یوسف، ضبط برنامه های طنز با عنوان ”باسم یوسف شو” را آغاز کرد و فیلم های ضبط شده را بر روی شبکه یوتیوب قرار می داد. در آن هنگام امکاناتش کم بود. او در این برنامه، انتقادهای خود را بر روش پوشش دادن انقلاب توسط رسانه های مصر متمرکز کرد. این برنامه در سه ماه نخست، بیش از پنج میلیون ببیننده در یوتیوب به خود جذب کرد.

شبکه ”اون تی وی” به باسم یوسوف، پیشنهاد تهیه برنامه طنزی با نام ”البرنامج” را داد و برای این برنامه، بودجه ای در حدود نیم میلیون دلار در نظر گرفت.

ژوئن ۲۰۱۲، جان استاورت، مجری آمریکایی در شبکه سی ان ان، از باسم یوسف دعوت کرد تا به عنوان مهمان در برنامه اش حاضر شود.

باسم یوسف نوامبر ۲۰۱۲ به شبکه ”سی بی سی” رفت و تهیه و مجری گری برنامه طنزی با عنوان ”البرنامج” را آغاز کرد.

او به دلیل انتقادهای تندش از اسلامگرایان، مورد حملات شدید آن ها قرار گرفت، تا این که اواخر مارس ۲۰۱۳ دادستانی او را به اتهام ”توهین به رئیس جمهور” و ”به سخره گرفتن دین اسلام” احضار کند.

واکنش ها

نخستین واکنش به احضار باسم یوسف، از سوی محمد البرادعی از رهبران اپوزیسیون مصر صورت گرفت. او در صفحه توئیتر خود به این اقدام دادستاتی مصر اعتراض کرد.

پس از آن باسم یوسف در صفحه توئیتر خود نوشت:” ممنونم از دادستانی، بسیار متشکرم که باعث شد البرادعی اسم من را ببرد…وووووووووواوواو…”

نخستین جلسه تحقیق با باسم یوسف برگزار شد. او در حالی که کلاهی بزرگ، شبیه کلاهی که محمد مرسی در سفرش به پاکستان بر سر گذاشته بود، روی سر خود داشت. به دادستانی رفت. پس از جرای مرحله نخست تحقیق، باسم یوسف به قید وثیقه آزاد شد.

گفته می شود اتهام منتسب به او ممکن است باعث باطل شدن مجوز شبکه ”سی بی اس” شود. البته انتشار همین خبر، واکنش های تندی در مصر در پی داشت.

باسم یوسف در مصاحبه با شبکه خبری ”سی ان ان” در برنامه کریستین امانپور تاکید کرد که اتهام های وارده به او، باعث نخواهد شد که در برنامه هایش کوتاه بیاید. او سیاست های نظام کنونی مصر در برخود با رسانه ها را، شبیه سیاست های اعمال شده در دوره حسنی مبارک دانست.

باسم یوسف تاکید کرد قانونی که مجوز پی گرد با اتهام ”اهانت به رئیس جمهوری” را می دهد، قانونی ”فاشیستی” است.

No responses yet

Apr 03 2013

ملت خواب مصر! فاجعه ایران دارد در مصر تکرار می شود: طرح اتهامات تازه علیه باسم یوسف، طنزپرداز مصری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: دادستان مصر اتهامات تازه‌ای علیه باسم یوسف، طنزپرداز محبوب مصر مطرح کرده است. تعقیب قانونی باسم یوسف و دیگر روزنامه‌نگاران، بر نگرانی‌های موجود پیرامون موارد نقض آزادی بیان و آزادی مطبوعات در مصر افزوده است.

باسم یوسف، طنزپرداز سرشناس مصری که به انتقادات تند و تیزش از اسلام‌گرایان و رویکردهای انحصارگرایانه اخوان‌المسلمین و رئیس‌جمهور محمد مرسی شهره است، پیش‌تر به اتهام توهین به اسلام و هتک حرمت رئیس‌جمهور بازداشت، و سپس در روز یک‌شنبه هفته جاری با قید وثیقه آزاد شد، اما حالا باید در برابر اتهاماتی نظیر “تشویش اذهان عمومی” و “برهم‌زدن امنیت عمومی” هم از خود دفاع کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، نهادهای قضایی در مصر روز دوشنبه اعلام کردند که پس از دریافت شکایات جدید، دستور رسیدگی به اتهامات جدید را هم صادر کرده‌اند. حالا پرونده باسم یوسف با “امنیت ملی” گره خورده و دادگاه ویژه‌ای به آن رسیدگی خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: بازجویی یک کمدین تلویزیون مصر به خاطر طنزهایش

علاوه بر باسم یوسف، مدیر تلویزیون سی‌بی‌سی مصر هم تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته است علاوه بر باسم یوسف، مدیر تلویزیون سی‌بی‌سی مصر هم تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته است

باسم یوسف که گفته می‌شود محبوب‌ترین طنزپرداز تلویزیونی در خاورمیانه است و او را “جان استوارت” مصر می‌خوانند، در صفحه توییتر خود نوشته “شکایت‌های جدیدی علیه من مطرح شده و دادستان کشور معتقد است که من با انتشار شایعات و خبرهای نادرست، آرامش عمومی را مختل کرده‌ام.” او گفت: “به نظر می‌رسد قصد دارند از نظر فیزیکی، احساسی و اقتصادی ما را به بن‌بست برسانند.”

کنشگران مصری از سازمان‌های گوناگون به دفاع از باسم یوسف برخاسته‌اند، اما دفاع آنها که عمدتا در آژانس‌های خبری و تلویزیون‌های خصوصی منعکس شده، بر اتهامات افزوده و پرونده باسم یوسف را قطورتر کرده است.

علاوه بر باسم یوسف، مدیر شبکه تلویزیونی CBC مصر که برنامه‌های طنز یوسف از آن پخش می‌شد نیز تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته است. شاید مهم‌ترین اتهام باسم یوسف در کنار توهین به پیامبر، “طرح فراخوان جنگ داخلی” باشد.

افزایش نگرانی‌ها نسبت به نقض آزادی بیان در مصر

باسم یوسف، اولین چهره رسانه‌ای نیست که پس از براندازی حکومت حسنی مبارک در مصر در معرض چنین اتهاماتی قرار گرفته است. پیش‌تر هم چند تن دیگر از روزنامه‌نگاران مصری با پرونده‌سازی و شکایت نیروهای دولتی مواجه شده‌اند و همین مساله بر نگرانی‌ها نسبت به آینده رسانه‌ها و نقض آزادی بیان و مطبوعات در این کشور افزوده است.

آمریکا روز دوشنبه با ابراز نگرانی نسبت به ماجرای باسم یوسف، نسبت به گسترش موارد نقض آزادی بیان در مصر هشدار داد. ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: “پرونده باسم یوسف، در کنار موج جدید صدور احکام بازداشت برای فعالان سیاسی در مصر نشانه نگران‌کننده‌ای از در معرض تهدید بودن آزادی بیان است.”

وکلا و مدافعان حقوق بشر هم اعلام کرده‌اند که تعداد پرونده‌های مرتبط با “توهین به رئیس‌جمهور” در دوران ریاست‌جمهوری محمد مرسی، در مجموع چهار برابر بیشتر از ۳۰ سال حکومت حسنی مبارک در مصر است.

No responses yet

Apr 01 2013

بازجویی یک کمدین تلویزیون مصر به خاطر طنزهایش

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: باسم یوسف، کمدین مصری به خاطر طنزهایش علیه رئیس جمهور و روحانیون این کشور به دادستانی فراخوانده و بازجویی شد. دادستانی وی را با قید وثیقه آزاد کرد، ولی در مصر انتقاد به حکومت روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود.

باسم یوسف با کسی شوخی ندارد و همه را به طنز می‌کشد. حتی محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر از طنزهایش در امان نیست. یوسف با برنامه‌های طنز تلویزیونی خود طی کمتر از دو سال به بزرگ‌ترین ستاره تلویزیون مصر تبدیل شده است.

میلیون‌ها بیننده به انتظار برنامه‌های روز جمعه او هستند. او در برنامه‌هایش که از شبکه ماهواره‌ای “سی‌بی‌سی” این کشور پخش می‌شود سازمان اخوان ‌المسلمین، ارتش‌، تلویزیون دولتی و روحانیون این کشور را به طنز می‌کشد.

او در یکی از برنامه‌ها متکایی با عکس قلبی سرخ‌رنگ و تصویری از محمد مرسی بر آن را نوازش می‌کند و در برنامه‌ای دیگر از رئیس جمهوری مصر فرعونی می‌سازد که فکر می‌کند دارای قدرتی مافوق طبیعی است.

باسم یوسف جراح قلب است و هنوز به‌عنوان طبیب فعالیت‌های پزشکی خود را ادامه می‌دهد.

یوسف پس از سرنگونی حسنی مبارک، رئیس جمهوری پیشین مصر، فیلم‌های کوتاه طنزآمیز خود را در شبکه یوتیوب قرار می‌داد. او در این فیلم‌ها نیز سیاست‌مداران و ستاره‌های تلویزیون مصر را به سخره می‌کشید.

به تدریج شمار مراجعه‌کنندگان به این فیلم‌ها افزایش یافتند. شش ماه بعد او اولین برنامه تلویزیونی خود را اجرا کرد. برنامه‌ی طنز تلویزیونی او به سبک شوهای روزانه طنزپرداز مشهور آمریکایی جان استوارت است.

باسم یوسف نمی‌خواهد تنها به لودگی بسنده کند و فقط به ریش شخصیت‌های سیاسی و مذهبی بخندد. او خود در باره برنامه‌های تلویزیونی‌اش می‌گوید: «من می‌خواهم آینه‌ای جلوی مردم جامعه مصر قرار دهم و بگویم چه فرهنگی پشت سر این شخصیت‌های سرشناس کشور هستند.»

دشمنان باسم یوسف

باسم یوسف با برنامه‌های طنز تلویزیونی‌اش بسیاری دشمن خود ساخته است. روز شنبه (۱۰ فروردین/۳۰ مارس) دادستانی کل مصر فرمان جلب این کمدین را صادر کرد. اتهام او توهین به محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر و توهین به موازین اسلام است.

باسم یوسف در بیانیه دادستانی مصر همچنین به اشاعه ادعاهای نادرست متهم شده که هدف‌شان برهم زدن نظم عمومی در مصر است .

یوسف عصر شنبه در یک مصاحبه تلویزیونی در این باره گفت: «ما به اسلام توهینی نکرده‌ایم. ما فقط شرایط کسانی را نشان می‌دهیم که از اعتقادات مردم سوءاستفاده می‌کنند و به این ترتیب به این اعتقادات ضربه می‌زنند.»

شوی بازجویی از باسم یوسف

باسم یوسف روز یکشنبه (۱۱ فروردین/۳۱ مارس) خود را تحویل مقامات دولتی داد و این اقدام را به برنامه‌ای پرطرفدار تبدیل کرد.

او با کلاهی بزرگ‌تر از حد معمول به همراه ده‌ها تن از هوادارانش به دادستانی مصر رفت. کلاه او شبیه کلاه محمد مرسی بود به هنگام دیدارش از پاکستان.

یوسف به هنگام بازپرسی سخنان طنزش را ادامه می‌داد: «اونها تاکنون با جدیت تمام بارها در باره رنگ چشمان من سوال کرده‌اند.» یا «همه‌ی پلیس‌ها و حقوق‌دان‌ها در این دفتر می‌خواهند با من عکس بگیرند. شاید به همین دلیل مرا خواسته‌اند.»

باسم یوسف پس از چندین ساعت بازجویی با قرار وثیقه آزاد شد.

اگرچه این کمدین مشهور مصر بازداشت خود را با طنز بیان می‌کند، اما مخالفان دولت مصر به‌شدت به این اقدام اعتراض کرده‌اند.

محمد البرادعی، برنده جایزه نوبل صلح، عصر شنبه اعلام کرد که چنین اقداماتی را تنها در رژیم‌های فاشیستی می‌توان انتظار داشت.

No responses yet

Mar 12 2013

«نحوه دستگیری خسرو و مسعور کردپور، نوعی آدرم‌ربایی‌ست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: جعفر کردپور برادر خسرو و مسعود کردپور که اخیرا در مهاباد بازداشت شدند در گفت‌وگو با دویچه وله ضمن ابراز نگرانی و بی‌خبری از وضعیت برادران‌اش، نحوه دستگیری آن‌ها توسط ماموران اطلاعات مهاباد را به آدم‌ربایی تشبیه می‌کند.

به گفته جعفر کردپور ماموران اداره اطلاعات مهاباد، پنج‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ خسرو کردپور، روزنامه‌نگار و مدیر آژانس خبری “موکریان” را در دندانسازی بازداشت می‌کنند.

وی می‌افزاید، ماموران همراه با خسرو کردپور به منزل او می‌روند و حین تفتیش منزل، خسرو کردپور را مورد ضرب و شتم قرار داده و کامپیوتر، موبایل شخصی او و همسرش را با خود می‌برند. ماموران اداره اطلاعات سپس خسرو کردپور را با خود به مکان نامعلومی می‌برند.

روز شنبه ۱۷ اسفند، مسعود کردپور روزنامه‌نگار و برادر خسرو کردپور برای اطلاع از وضعیت برادر خود به اداره اطلاعات مهاباد مراجعه می‌کند اما ماموران اداره اطلاعات مسعور کردپور را هم بازداشت کرده و با خودرو به مکان نامعلومی منتقل می‌کنند.

جعفر کردپور به دویچه‌وله می‌گوید فعالیت‌های خسرو و مسعود کردپور آشکار و علنی بوده و نیازی به برخوردهای غیراخلاقی برای دستگیری برادرنش نبوده چرا که اگر آن‌ها را احضار می‌کردند، آن‌ها خود مراجعه می‌کردند.

جعفر کردپور ادامه می‌دهد معلوم نیست به چه علت و به چه اتهامی خسرو و مسعود کردپور دستگیر شده‌اند و الان در کجا نگهداری می‌شوند.

«نگرانی خانواده مسعود و خسرو کردپور از وضعیت آن‌ها»

به گفته جعفر کردپور وقتی اعضای خانواده درباره چرایی دستگیری خسرو و مسعود کردپور به دادستانی مراجعه می‌کنند، دادستان هم اظهار بی‌اطلاعی کرده است. او اضافه می‌کند در ایران گاهی اوقات نیروهای خودسر کاری می‌کنند که بعد مسئولان هم نمی‌توانند جبران کنند و همین علت نگرانی خانواده مسعود و خسرو کردپور است.

آن‌طور که جعفر کردپور می‌گوید، خسرو و مسعود کردپور هیچ کار غیرقانونی انجام نداده‌اند. او می‌گوید: «برادرانم فعالیت حقو‌ق‌بشری می‌کردند و پیگیر وضعیت زندانیان بوده‌اند.»

از نظر جعفر کردپور، هدف از این دستگیری‌ها ایجاد رعب و وحشت میان مردم است. بنا بر گزارش‌ رسانه‌های حقوق‌بشری، هم‌زمان با دستگیری‌های اخیر خسرو کردپور، قاسم احمدی از اعضای شورای سردبیری فصلنامه “روژه‌ف” نیز دستگیر شده است.

جعفر کردپور می‌گوید اگر ماموران امنیتی جوابی درباره دلیل بازداشت، اتهام و مکان نگهداری مسعود و خسرو کردپور ندهند، خانواده مسعود و خسرو کردپور از حکومت جمهوری اسلامی به اتهام آدم‌ربایی به مراجع بین‌المللی شکایت خواهد کرد.

No responses yet

Mar 07 2013

پاسخ ضرغامی به انتقاد خبرگان: پول ندارم حقوق کارمندانم را بدهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

هاشمی نامه: یک عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: برنامه‌های تفریحی و هنری که از صداوسیما پخش می‌شود، نباید فرهنگ مردم را عوض و مذاق آنان را ماهواره‌ای کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین فلاحیان پس از پایان جلسه اختتامیه اجلاس مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگاران ایسنا و مهر درباره علت حضور ضرغامی، رییس صداوسیما، در این اجلاس گفت: پر کردن اوقات فراغت، اطلاع‌رسانی و دادن تحلیل‌های مناسب سیاسی از جمله وظایف و بخش‌های مورد توجه در صداوسیما به شمار می‌رود و ما انتظار داریم که صداوسیما در همه بخش‌ها قوی عمل کند تا مردم پای ماهواره‌ها ننشینند. چرا ماهواره‌ها افکار مردم را منحرف و مذاق آنان را تغییر می‌دهند؟
وی افزود: عمده اعتراض اعضای مجلس خبرگان این بود که هنوز صداوسیمای ما با توجه به گستردگی فعالیت‌ها و شبکه‌ها به سمتی نرفته که طی آن مردم پای ماهواره‌ها ننشینند.
وزیر اسبق اطلاعات خاطرنشان کرد: اعضای خبرگان معتقدند که برنامه‌های هنری و تفریحی که از صداوسیما پخش می‌شود، نباید طوری باشد که فرهنگ مردم را عوض و مذاق مردم را ماهواره‌ای کند و در این راستا در صداوسیما باید از افراد و هنرهایی استفاده شود که در جهت رشد و اعتلای فرهنگ دینی گام بردارند و اینطور نباشد که فرهنگ و اعتقادات و اخلاق ما زیرسوال برود و سست شود.
وی در پاسخ به این سوال که آیا نمایندگان از توضیحات آقای ضرغامی قانع شدند و یا اینکه بازهم انتقاداتی داشتند، گفت: نمایندگان سوالاتی کردند و ایشان هم جواب دادند، اما آقای ضرغامی این موضوع را گفتند که اینکه صداوسیما نمی‌تواند انتظارات را برآورده کند، به این خاطر است که حتی این ماه حقوق نداشته که بدهد و امکانات ندارد.

No responses yet

Mar 06 2013

پس از انعکاس در سایت‌های دیگربان و بی‌بی‌سی: سپاه گزارش ناآرامی‌های اصفهان را حذف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دیگربان: سایت رسمی سپاه اصفهان با حذف گزارش ناآرامی‌های چند روز گذشته در چند شهر استان اصفهان٬ معرفی مقام‌های استانی و دولتی به عنوان عاملان اصلی این ناآرامی‌ها را انکار کرد.

سپاه استان اصفهان ۱۰ اسفند ماه در گزارشی از بروز ناآرامی در تجمع کشاورزان شهر «خوراسگان» خبر داده و مسئولان اجرایی و مقام‌های دولتی را متهم ردیف اول این ناآرامی‌ها معرفی کرده بود.

سایت سپاه نوشته بود: «کشاورزان شرق اصفهان از مدت‌ها پیش به وضعیت خود اعتراض دارند٬ اما هیچ راه ‌حل و کمک دائمی از هیچ یک از مسئولین شهرستانی، استانی و کشوری دریافت نکرده‌اند.»

در پی بازنشر این گزارش انتقادی در سایت‌های «دیگربان» و «بی‌بی‌سی»٬ سایت سپاه اصفهان با حذف گزارش مذکور ادعا کرده که هیچ مطلبی در انتقاد از مقام‌های دولتی منتشر نکرده است.

این سایت ادعا کرده تلویزیون بی‌بی‌سی «در اخبار خود سعی نموده مسئولین استان را نسبت به حل مشکلات کشاورزان بی‌تفاوت نشان دهد.»

این سایت در ادامه نوشته که بی‌بی‌سی همچنین «به دروغ از ناحیه سپاه صاحب الزمان استان اصفهان مدعی مطالبی گردیده که از اساس بنیان نداشته است.»

سایت سپاه اصفهان در پایان آورده که «مسئولین٬ سپاه و بسیج استان اصفهان یک دل به دنبال احقاق حقوق این قشر انقلابی و شهید داده و زحمتکش {کشاورزان} بوده و هستند.»

رابطه سپاه پاسداران و محمود احمدی‌نژاد در هفته‌های اخیر به شدت تیره شده است و با وجود حملات تندی که رئیس دولت دهم متوجه این نهاد نظامی کرده٬ فرماندهان این نیرو تاکنون واکنش مستقیمی به این حملات نشان نداده‌اند.

اصل متن از سایت سپاه:

مشروح حوادث شب گذشته شهر خوراسگان
عده ای از افراد سودجو شب گذشته تجمع آرام کشاورزان شرق اصفهان را ناآرام کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه صاحب الزمان(عج) شب گذشته ساعت ۱۸ عده ای از کشاورزان شرق اصفهان در پی کمبود آب کشاورزی در فلکه خوراسگان شهر خوراسگان تجمع کردند تا اعتراض خود را به گوش مسئولین برسانند. متاسفانه عده ای از افراد سودجو و فریب خورده با رویت تجمع کشاورزان به قصد ایجاد آشوب به این تجمع ورود پیداکردن و تحصن آرام کشاورزان را تبدیل به … کردند. شب گذشته این افراد سودجو و فریب خورده با اخلال در نظم عمومی، آسیب به حوزه علمیه و یکی از ردههای نیروی مقاومت بسیج ، آسیبب به ماشین ها و اموال مردم شب نا آرامی را برای مردم شهر خوراسگان و کشاورزان رغم زدند. این افراد سودجو متاسفانه اعتراض به حق و آرام کشاورزان شرق اصفهان بر هم زدند و بر خلاف میل کشاورزان در شهر خوراسگان آشوب به وجود آوردند. به نقل از منابع آگاه امنیتی امروز صبح دو نفر از این افراد سودجو توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدند. این دونفر به نام ا.ح که با هم برادر هستند از ساکنین غرب شهر اصفهان هستند و هیچ گونه ارتباطی را با کشاورزان ندارند و تنها به منزله ی ایجاد آشوب و آسیب به اموال عمومی به این تجمع اظافه شدند. در این حادثه غیر از افراد سود جو، مسئولین هم مقصر هستند که با بی توجهی به خواسته های کشاورزان شرق اصفهان وضع نا بسامانی را برای این افراد زحمت کش به وجود آوردند. کشاورزان شرق اصفهان خیلی وقت است که در حال اعتراض به وضع شان هستند اما هیچ راه حل و کمک دائمی را از هیچ یک از مسئولین شهرستانی ، استانی و کشوری در یافت نکرده اند. اما امروز مردم و کشاورزان شهر خوراسگان برای اینکه اعلام کنند که فقط عده ای از افراد فریب خورده موجب وقایع شب گذشته شدند و باری دگر پایبندیشان را بر آرمان های انقلاب نشان دهند بیانیه ای را صادر کردند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .