اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jan 01 2014

تکذیب احتمال آزادی زنجانی با قید وثیقه؛ «وثیقه ممکن نیست»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفردا: خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، اخبار مربوط به آزادی احتمالی بابک زنجانی، تاجر نزدیک به دولت پیشین، با قید وثیقه را تکذیب کرد.

این خبرگزاری روز سه‌شنبه، ۱۰ دی، به نقل از یک منبع آگاه به شرط عدم انتشار نام او نوشت که آقای زنجانی همچنان در زندان اوین خواهد ماند و آزادی او با ارائه وثیقه ممکن نیست.

گزارش ایرنا اطلاعی از وضعیت نگهداری آقای زنجانی در زندان اوین نمی‌دهد و تنها تاکید می‌کند که تلاش خبرنگار این رسانه برای پی بردن به شماره بند او در زندان اوین نیز بی‌نتیجه مانده است.

اتهامات بابک زنجانی به‌ طور مصداقی هنوز مشخص نیست و مقامات قوه قضاییه ایران برای توصیف ماهیت اتهامات او صرفا از عبارت «جرایم اقتصادی» عنوان کرده‌اند.

با این حال برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی احتمال می‌دهند که اتهام او «جعل اسناد» و عدم پرداخت پول نفت کشور باشد که به واسطه او و از راه دور زدن تحریم‌های تهران فروخته شده است.

پیش از این وزیر نفت دولت حسن روحانی گفته بود که بابک زنجانی بیش از دو میلیارد یورو پول نفت کشور را بازنگردانده است.

نام بابک زنجانی در فهرست تحریم‌های ایالات متحده قرار دارد که دلیل آن نیز تلاش برای دور زدن تحریم‌ها علیه ایران عنوان شده است.

او از خود به عنوان «بسیجی جبهه اقتصادی» نام می‌برد، اما به تازگی ۱۲ نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به مسئولان قوای مجریه، قضاییه و مقننه کشور آقای زنجانی را به فساد و رانت‌خواری متهم کرده و خوستار محاکمه او شده‌اند، چنان‌چه در پرونده فساد در سازمان تامین اجتماعی نیز نام او به میان آمده است.

نمایندگان مجلس در گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی عنوان کرده‌اند که بابک زنجانی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بخشی از کارخانجات شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی، شستا، با ارزشی بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان را به یک‌سوم قیمت و با پرداخت مبلغ ۱۷ هزار میلیارد تومان خریداری کرده که آن هم با چک تضمینی بوده است.

برچسب‌ها: اقتصادی, بابک زنجانی, چپاول, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jan 01 2014

مصطفی خمینی چگونه مرد؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

خودنویس: آیت الله خمینی درمراسم تشییع و ختم سید مصطفی گریه نکرد. او در خاک‌سپاری پسرش غایب بود…برخی معتقدند که گروهی از روحانیون انقلابی به دلیل مخالفت مصطفی خمینی با روی‌کرد رادیکال سیاسی، وی را کشته‌اند.

مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در سن ۴۷ سالگی درگذشت. او تا پیش از مرگ بیماری جدی نداشت. اما آن‌گونه که آیت‌الله محمد رضا رحمت از هم‌راهان و شاگردانش می‌گوید از بیماری ریوی و نوعی آسم رنج می‌برده است.

هم‌چنین وی وزن بالایی داشته است. سید محمود دعایی مرگ وی را این‌چنین شرح می‌دهد: «آن روز صبح، من برای تهيه نان بيرون رفته بـودم. هـنـوز آفـتاب نزده بود، ديدم، ننه صغری كه بسيار مورد احـتـرام ما بود؛ فرياد می‌كشد و پای برهنه می ‌دود و به سرش می‌زنـد. من از ديدن اين صحنه بسيار متاثر شدم.»

دعایی ادامه می‌دهد: «پيرزن می‌گفت: خاك بر سرم شد، آقا بدو. من فوق‌العاده وحشت زده شدم و به ذهنم چيز ديگری آمد. گفتم: چی شده؟ گفت: آقا مصطفی مريض است. سراسيمه رفتم ديدم كه ایشان پشت سجاده‌شان دراز كشيده‌اند…..نخست بسيار تلاش كردم با پزشكان بيمارستان نجف تماس بگيرم، ولی ايـن توفيق را نداشتم، بلافاصله خود را به بيمارستان رساندم، آن‌هـا آن قـدر آمـادگی نداشتند كه يك آمبولانس بفرستند. اين لحظات بـرای مـن بـسـيـار سخت می‌گذشت. آن جا تصميم گرفتم اين خبر را بـدون ايـن كـه ايجاد وحشت و نگرانی كند، به منزل امام برسانم. طلبه‌ای آن جا بود، به او گفتم: به منزل امام مـی‌روی و فـقـط احمدآقا را خبر می‌كنی و می‌گويی، خيلی فوری به مـنزل اخوی سر بزند.»

دعایی سپس می‌گوید: «آن طلبه هم رفت و احمد آقا را صدا زد و ما مـوفـق شـديم با يك تاكسی كه به زحمت می‌توانست به كوچه بيايد، ايـشـان را بـه بـيمارستانی ببريم. متاسفانه در بيمارستان پـزشـك كشيك پس از معاينات اوليه، تشخيص داد ايشان از دنيا رفته‌اند.»

روایت محتشمی‌پور

سید علی اکبر محتشمی‌پور که آن روز‌ها در نجف زندگی می‌کرده و در جلسات درس مصطفی خمینی حضور داشته است می‌گوید مصطفی خمینی در روز قبل از مرگ به روال معمول جلسه درسش را برگزار کرده و در کلاس پدرش نیز حضور یافته است. هم‌چنین نماز ظهر و عصر را در مسجد شیخ انصاری و نماز شب را در مسجد آیت‌الله بروجردی خواند. شب قبل از مرگش سید محمود دعایی پزشکی را برای درمان همسرش به منزل وی می‌برد و هم‌چنین در آخر شب نیز میهمانانی داشته است.
اولین کسی که متوجه حالت غیرعادی مصطفی خمینی می‌شود، صغری خانم کارگر خانه بوده است. مصطفی خمینی بدون بیماری قبلی و به یک دفعه صبح روز یکشنبه اول آبان ۱۳۵۶ در اتاق کارش بی‌هوش بر روی میز افتاده بوده است. وی قبل از رساندن به درمانگاه نجف جان داده بود.

روایت فاطمه طباطبایی

اولین کسانی که در منزل وی حضور یافتند بعد از سید محمود دعایی، احمد خمینی و همسرش بودند.

فاطمه طباطبایی سلطانی ماجرا را چنین تعریف می‌کند: «من نجف بودم و اتفاقا این طور هم شد که صبح ما خواب بودیم، امام یک ضربه به در زدند و آمدند بالا و گفتند: احمد، پاشو از منزل مصطفی زنگ زدند، کمک خواستند. احمد بلند شد و لباس پوشید و من گفتم شاید معصومه خانم احتیاج به کمک دارد، چون شب پیش معصومه خانم دل درد کرده بود. گفتم: شاید ایشان کار دارد. احمد بلند شد و با عجله رفت خانه حاج آقا مصطفی، من هم دلم شور افتاد، گفتم من هم بروم شاید معصومه خانم احتیاج به کمک داشته باشد. آن موقع حسن آقا کوچک بود، من یواش حسن را که خواب بود برداشتم و بردم پایین گذاشتم بغل رختخواب خانم. ساعت ۷-۶ صبح بود، به آقا گفتم آقا من هم رفتم که ببینم چی هست، من که رسیدم خانه حاج آقا مصطفی، پشت در دیدم احمد آقا روی پله ایستاده و یک ماشین کوچکی هم جلوی خانه حاج آقا مصطفی بود، چون کوچه باریک بود و هر ماشینی آن‌جا قرار نمی‌گرفت».

وی سپس ادامه می‌دهد: «حاج آقا مصطفی تو ماشین بود، ولی احمد ناراحت و پریشان و گریه می‌کرد، گفتم احمد چی شده است، گفت: داداش. همین را از او شنیدم سوار ماشین شد، آن‌ها رفتند، من رفتم داخل خانه، معصومه خانم بود و مریم، پرسیدم چی شده، قضیه را گفتند که صبح که صغری رفته خاکشیر برده، ایشان دمر روی متکا افتاده بوده، چون عادت داشت می‌نشست و یک بالش روی پایش می‌گذاشت و دولا می‌شد و مطالعه می‌کرد صغری (کارگر) صدا کرده، وقتی جواب نداده آمده گفته: معصومه خانم بلند شوید که آقا حال‌شان خوب نیست. وقتی معصومه خانم رفته بالا، دیده که صورتشان کبود شده،‌‌ همان موقع کسی را فرستاده گفته برو خانه آقا بگو. خلاصه طول کشید، من نشستم پیش معصومه خانم، دیدم بعد از مدتی خانم وارد شدند، حالا ما فکر می‌‌کردیم که بعدا کسی به خانم خبر می‌دهد، خانم آمدند ما هم رفتیم جلو که بگوییم خانم نگران نباشید، دیدم ایشان وارد شدند و شروع کردند به گریه کردن. گفتیم: خانم چیزی نیست، گفت: چی چیزی نیست، فوت کرد، فوت کرد مصطفی و زدند تو صورت و سرشان.»

سید محمود دعایی نیز نفری را فرستاده بود تا بدون این‌که آیت‌الله خمینی متوجه شود، سید احمد را در جریان مسائل اتفاق افتاده قرار دهد. اما گویا فرستاده معصومه حائری یزدی زودتر می‌رسد و آیت‌الله خمینی متوجه می‌شود وضعیت در خانه پسر ارشدش عادی نیست.

بعد از بازگشت سید احمد خمینی به منزل و سکوت وی، آیت‌الله خمینی در می‌یابد که پسرش مرده است. همسر سید احمد خمینی که ناظر این صحنه بوده است می‌گوید وی سکوت کرده و فقط گفت انا لله و انا الیه راجعون.

روایت فردوسی‌پور

فردوسی‌پور نیز چنین می‌گوید: «… وقتی حاج آقا احمد (با خبر مرگ سید مصطفی) از بیمارستان برگشت من منزل امام بودم، امام حاج احمد آقا را صدا زد که از مصطفی چه خبر؟ حاج احمد آقا جواب نداند امام دوباره سؤال کردند بار دوم باز احمد آقا جواب نداد. بار سوم امام فرمود مصطفی مرده چرا حرف نمی‌زنی؟ که احمد آقا بغضش ترکید وشروع کرد به گریه کردن. امام هم فرمود: ” انا لله وانا الیه راجعون”.»

روایت احمد خمینی

اما روایت احمد خمینی تفاوت اندکی دارد: «امام گفتند: “بگویید احمد بیاید”. من خدمت ایشان رفتم و گفتند: “من می‏‌خواهم به بیمارستان بروم و مصطفی را ببینم”. با ناراحتی زیاد بیرون آمدم و به آقای رضوانی گفتم: که ایشان چنین مطلبی گفته‏‌اند، خوب است به ایشان بگوییم، دکتر، ملاقات با حاج آقا مصطفی را ممنوع کرده است که حتی‏‌المقدور امام دیر از جریان مطلع شوند. قرار شد، این‌طور مطلب را بگویند، در حالی که آن‌ها هم از طرح این قضیه وحشت داشتند. در طبقه بالا از پنجره‏ای که در طبقه بالا بود امام مرا دید، صدا زد. گفت: “احمد” من به خدمت ایشان رفتم، گفتند: “مصطفی فوت کرده؟” من هم بسیار ناراحت شدم و در حال گریه چیزی نگفتم. ایشان همان‌‏طور که نشسته بودند و دست‌های‌شان روی زانو قرار داشت، چندبار انگشتان‌شان را تکان دادند و سه بار گفتند: “انّا للّه و انّا الیه راجعون” تنها عکس‏‌العمل‌شان همین بود، هیچ واکنش دیگری نشان ندادند.»

آیت الله خمینی در کل مراسم تشییع و تدفین و ختم سید مصطفی خمینی گریه نکرد. رفتار عادی داشت. حتی حاضر نشد شیوه حضور کوتاه خود در مراسم تشییع که به مدت ده دقیقه در ابتدای مراسم حضور یافته و سپس به منزل بر می‌گشت را در مورد پسرش تغییر دهد. او در صحنه خاک‌سپاری پسرش در حرم علی‌بن ابیطالب شرکت نکرد و نماز نیز بر سر جنازه وی نخواند. آیت‌الله خویی با کسب اجازه قبلی نماز میت را خواند.

مرگ غیرمنتظره مصطفی خمینی در آن روزگار بلافاصله بحث برانگیز شد و با توجه به سابقه منفی حکومت پهلوی، انگشت اتهام به سمت ساواک رفت و تصوری پدید آمد که مصطفی خمینی توسط مامورین ساواک مسموم شده است. عده‌ای نیز گمان بردند که دولت وقت عراق برای اخلال در قرار داد الجزایر این کار را انجام داده است. اما تئوری توطئه فقط محدود به این گزینه نیست بلکه اخیرا نیز عده‌ای نظریه‌ای را مطرح می‌کنند که برخی از روحانیون انقلابی به دلیل مخالفت مصطفی خمینی با روی‌کرد رادیکال سیاسی وی را کشته‌اند تا هم مانعی را بر دارند و هم زمینه را برای گسترش امواج انقلاب مساعد سازند.

دامنه این اتهام زنی خود آیت‌الله خمینی را نیز در بر می‌گیرد. صحبت‌هایی نیز از سوی دلایل ناگفته مرگ مصطفی خمینی از سوی خانواده وی نیز به گوش می‌رسد که به طرح این ادعا دامن زده است.

برچسب‌ها: خمینی, سیاسی, مصطفی خمینی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jan 01 2014

مرگ ۵۳ نفر در کمپ ترک اعتیاد شفق

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

هرانا: فاطمه جمال‌پور در روزنامه شرق نوشت: «۵۳ نفر از معتادانی که به شفق آورده شدند اسهال خونی گرفتند و مردند»، «انترن به بچه‌ها می‌گفت اگر برایم برقصید داروی سرماخوردگی می‌گیرید»، «پایم را از خط زرد آن‌طرف‌تر گذاشتم و تا سرحد مرگ با لوله سبز کتک خوردم» و… اینها همه روایت‌های معتادانی است که تجربه رفتن به اردوگاه ترک اعتیاد اجباری «شفق» را از سر گذرانده‌اند. روبه‌رویم می‌نشینند و می‌گویند و می‌گویند. شاید برای ساعت‌ها حرف دارند؛ روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از شفق، از نگاه و سیستمی که معتاد را شهروند نمی‌داند یا حتی انسان؛ روایت‌هایی آنقدر تکان‌دهنده که گاه مجبورت می‌کند مصاحبه را قطع کنی و بروی قدم بزنی یا چند نفس عمیق بکشی.

اردوگاه اجباری درمان اعتیاد «شفق» یا به قول مسوولان «کمپ شفق» اردوگاهی است که بر اساس اصلاحیه قانون درمان اعتیاد مصوب مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام در سال ۸۹ برای درمان معتادان متجاهر یعنی معتادانی که از ظاهرشان می‌توان پی به اعتیادشان برد ایجاد شد. قرار بود این اردوگاه زیرنظر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر ایجاد شود و وزارت بهداشت، ستاد مبارزه با موادمخدر، شهرداری تهران و… در ایجاد و تجهیز و ساماندهی معتادان در این مراکز مشارکت داشته باشند اما هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها نیفتاد و در عمل شفق به جایی برای نگهداری معتادان برای مدتی کوتاه بدون رعایت کمترین حقوق انسانی‌شان بدل شد. آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو‌های ما با معتادانی است که از «شفق» بازگشته‌اند با روایت‌هایی از مرگ، گرسنگی، ضرب‌وشتم و…

سیدمحمد ۳۳‌ساله است. با موهای جوگندمی، صورتی بسیار لاغر و استخوان‌های بیرون زده. می‌گوید: «۱۰سال مصرف موادمخدر را داشتم. دوسال است که با مصرف متادون پیشگیری می‌کنم. من با اینکه کارت «متادون» داشتم، توسط گشت شهرداری من را گرفتند. حتی از ما تست گرفته نشد درحالی که قرار بود تست گرفته شود و تحویل «شفق» شدم.»
‌چه زمانی شما را گرفتند؟

دوماه پیش، ۴۷ روز آنجا بودم. در میدان شوش داشتم می‌آمدم به همین مرکز گذری درمان اعتیاد که پناهگاه ماست. نیروی انتظامی من را دستگیر کرد، کارت «متادون» خود را نشان دادم، مامور گفت بیا برویم آزادت می‌کنیم، مشکلی ندارد. گفتم تست بگیرید من مشکلی ندارم، اما شب تا صبح ما را نگه داشتند و بعد ما را به شفق بردند. من حتی گفتم پول کیت تست اعتیاد را از جیب خودم می‌دهم تا از ما تست بگیرند و اگر موردی نداشتیم ما را آزاد کنند، اما این کار را نکردند. من به کمپ رفتم، وقتی برگشتم وزنم چندین‌کیلو اضافه شده بود یا حتی وقتی مواد را مصرف می‌کردم وزنم و ظاهرم خیلی بهتر از زمانی بود که از شفق آزاد شدم. من هر سری که ترک می‌کردم سیستم بدنی‌ام برمی‌گشت وزن و ظاهرم درست می‌شد، اما الان این ظاهر آدمی است که تازه از شفق آزاد شده است. بچه‌ها تعجب می‌کنند به من می‌گویند مصرفت را خیلی بالا بردی؟ من می‌گویم من تازه از «شفق» آمده‌ام دیگر خودتان متوجه شوید چه وضعیت غذایی افتضاحی در آنجا حاکم بود.
‌تعدادتان در «شفق» چقدر بود؟ آیا کف‌خواب هم داشتید؟
سه، چهار روز در هفته، هر اتاق ۲۰، ۳۰ نفر کف‌خواب داشت. در هفته تنها دوروز بچه‌ها روی تخت می‌خوابیدند.
‌
«شفق» سوله است؟

یک سوله یک‌تیکه است با ۱۴ اتاق روبه‌روی هم. هر اتاق ۵۰ تخت دارد. کف هر اتاق هم ۲۰، ۳۰ نفر کف‌خواب هستند. هر سه‌نفر دوتا پتو، یکی زیر و یکی رو با وجود سرمای آنجا.
‌وسایل گرمایشی ندارد؟

نه سیستم گرمایشی ندارد، اصلا موتورخانه کار نمی‌کند. من بیرون که آمدم ۲۰، ۳۰هزارتومان هزینه دوا و دکترم شد. بابت سرماخوردگی و آب سرد. اعتراض که می‌کردیم به ما می‌گفتند همینی که هست.
‌یعنی برای استحمام آب گرم نداشتید؟

نه نداشتیم می‌گفتند همینی که هست با آب سرد.
‌آنجا فقط سه وعده غذایی می‌دادند؟ میان‌وعده یا میوه چطور؟

نه اصلا میوه را که باید در خواب می‌دیدیم. تازه بعضی مواقع نان همراه غذا را قطع می‌کردند می‌گفتند نیامده، بعضی مواقع صبحانه چایی تلخ بود و می‌گفتند قند و شکر نیست. وضعیت نظافت هم افتضاح بود. اصلا چیزی به‌نام مایع دستشویی، تاید و شامپو نداشتیم. یادمان رفته بود.
‌آنجا آیا مورد ضرب‌وشتم و تنبیه بدنی هم قرار می‌گرفتید؟

بله.
‌چرا شما را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند؟

این کار را می‌کردند که وحشت ایجاد کنند.

پیرمردی برای رفتن به دستشویی مشکل داشت، نمی‌توانست خودش را نگه دارد، سه‌بار تکرار کرد و به‌همین خاطر پیرمرد ۷۰ساله را به‌شدت کتک زدند.
‌وضعیت استحمام و استفاده از سرویس بهداشتی چطور بود؟ آیا تعداد حمام و سرویس بهداشتی کافی بود؟

استحمام و استفاده از سرویس بهداشتی آنجا ساعت داشت؛ مثلا پشت بلندگو اعلام می‌کردند برای ۲۰دقیقه تردد باز است. برای ۸۰۰نفر پنج تا سرویس بهداشتی و اگر تردد طول می‌کشید با لوله سبز کتک می‌زدند، هرکسی که جا می‌ماند را کتک می‌زدند.
‌چندبار در روز زنگ سرویس بهداشتی را می‌زدند؟

سه‌بار؛ یک‌بار قبل از صبحانه، قبل از ناهار و بعد از شام.
‌آنجا چه تعداد نیرو مستقر بود؟ نیروی انتظامی یا… ؟

آنجا نیروی انتظامی نیست، دست‌اندرکاران خودشان بودند. بعضی‌هایشان خودشان مصرف می‌کردند. خود من دیدم آقای «آ» که مسوول آنجا بود مصرف می‌کرد. من انفرادی بودم، پایپ خودش را نشان داد و چنین آزاری را در دوره ترک به ما می‌دادند.
‌به چه دلیلی شما را به انفرادی بردند؟

برای همون تنبیهی که شده بودم.
‌بازرس‌هایی که می‌آمدند از کدام ارگان‌ها بودند؟

از قوه‌قضاییه و وزارت بهداشت اما بچه‌ها را می‌ترساندند تا حرفی نزنند.
‌آیا آنجا مددکار و پزشک مستقر بود؟

مددکار آقای… بود، که الان چندین‌سال است آنجا مستقر است و پولش را از پیمانکار می‌گرفت و هیچ کاری نمی‌کرد.
‌یعنی خدمات مددکاری به شما ارایه نمی‌شد؟

اصلا، به‌هیچ‌عنوان، من زندان رفتم و تجربه خدمات مددکاری را دارم، اما آنجا چیزی به‌نام مددکاری وجود نداشت.
‌معتادانی که آنجا بودند خانواده‌هایشان در جریان قرار می‌گرفتند؟ ملاقاتی داشتند؟

مسوولان آنجا می‌آمدند و شماره‌ها را جمع‌آوری می‌کردند و می‌گفتند تماس می‌گیریم، اما این کار را نکردند.
‌آنهایی که «اچ‌آی‌وی» مثبت بودند یا هپاتیت‌دار شدند آیا خدمات درمانی دریافت می‌کردند؟

اصلا توجهی نمی‌شد. مثلا کسی بود که مدارک پزشکی داشت و زیرنظر دانشگاه علوم پزشکی بود و دارو می‌گرفت؛ «اچ‌آی‌وی» مثبت و هپاتیتی بود. وقتی گفت مدارکش را پاره کردند. اهمیتی نمی‌دادند.
‌اسهال خونی چطور؟ آیا در مدتی که آنجا بودی کسی مبتلا شده بود؟

آن سالی که اسهال خونی شایع شد، من شفق بودم. ۴۸نفر مردند. اول پنج‌نفر در «شفق» مردند و بعد مابقی را به کمرد انتقال دادند و آنجا مردند. زمان طرح اجلاس سران بود که همه را می‌گرفتند.
‌پس زمان طرح اجلاس هم جمع‌آوری شدی؟

بله.
‌آن‌موقع ظرفیت‌ها چطور بود؟

افتضاح بود، آمار کل تخت «شفق» ۴۵۰نفر است. هزارو۳۰۰نفر آمارمان در آن زمان بود یعنی داخل راهرو و دستشویی هم معتادان می‌خوابیدند. هر اتاقی ۶۰ نفر کف‌خواب داشت و همین باعث شد این بیماری شایع شود و یک‌نفر که اسهال خونی داشت باعث شد ۵۳ نفر بمیرند.
‌چرا آنها را به کمرد انتقال دادند؟

چون بازرس می‌آمد و می‌خواستند سروته قضیه را هم بیاورند.
‌تعداد فوت‌شدگان در «شفق» چطور بود؟ آیا زمانی که شفق بودی کسی فوت شد جز ماجرای اسهال خونی؟

بله پیرمردی بود که به‌خاطر آب سرد حمام و اینها، بیمار شد و اهمیتی ندادند و فوت شد و یکی هم بود که سیستم گوارشش مشکل داشت.
‌اینهایی که فوت می‌کنند جنازه‌شان را تحویل خانواده می‌دهند؟

خیر، در ابتدا می‌فرستند پزشکی‌قانونی و برگه فوت صادر می‌کنند. علت فوت را نرسیدن موادمخدر عنوان می‌کنند، در حالی که اصلا ربطی ندارد، چون معتاد پس از سه، چهارروز پاک می‌شود و بعد از ۳۷روز دلیلی ندارد به‌خاطر نرسیدن مواد مخدر بمیرد.

مسوول مرکز گذری می‌گوید ماموران چشم سیروس را ترکانده‌اند. «شفق» هم رفته است. سیروس وارد می‌شود با چشمی به رنگ خون، اطراف چشمش کبود و ورم کرده و زخم است. هول می‌کنم به‌محض دیدنش.
‌می‌پرسم چشمت چه شده است؟

ماموران زدند.
‌نیروی انتظامی؟

آره.
‌برای اینکه می‌خواستند به شفق بروی؟

آره، اجباری است دیگر. می‌گیرند و می‌برند و نگه می‌دارند. ما معتادان مریضیم، عوض اینکه از ما حمایت کنند با ما بدرفتاری می‌کنند.
‌پس چرا نرفتی و اینجایی؟

من را از هشت صبح بردند تا هشت شب. بدون نان و آب و غذا… بعد من را رها کردند، نمی‌دانم چرا. پیرمرد صدایش در نمی‌آید. نگاهم را از زخم هول‌انگیز چشم‌اش می‌دزدم. می‌گوید: همه معتادان را در شفق عقده‌ای کردند.
‌چندبار شفق رفتی؟

دو، سه‌بار.
‌آخرین باری که رفتی کی بود؟

پارسال بود.
‌چه موقع؟

۲۲شهریور. یک‌بار خودم را از ماشین پرت کردم تا به آنجا نروم.
‌آقا سیروس! درباره شفق تعریف می‌کنید؟

شفق جای خوبی است؛ اگر تعداد جمعیتش کم باشد. ظرفیتش ۶۰۰ نفر است؛ اگر ۶۰۰ نفر باشیم خوب است اما هزارو۸۰۰نفر بودیم. شفق در مقابل این تعداد خیلی ضعیف است. نه غذای خوبی می‌دهند و رفتارشان هم با بچه‌ها خوب نیست.
‌‌برای چی؟

چون پا رو خطی می‌کردند.
‌پا رو خطی یعنی اشتباه؟

آره.
‌پا رو خطی‌هایتان چی بود؟

مثلا می‌گفتند چرا صدایت کردم، نگاه نکردی. بعد قسم می‌خوردیم می‌گفتیم نشنیدم، ببخشید. اما کتک می‌زدند.

شهروز را صدا می‌زنند. شبیه معتادها نیست. چهره سرحالی دارد و درشت‌اندام است و سیه‌چرده با ته‌ریش و جای چندزخم بر صورتش. کاپشن چریکی به تن دارد. می‌نشیند روی صندلی و شروع می‌کند: «من دو دفعه «شفق» رفتم. ۳۰ اردیبهشت یک‌بار من را گرفتند تا اواسط خرداد و فردای عیدفطر گرفتند و اول برج هشت آزاد شدم.»
‌کجا گرفتند؟

تو خیابان «شوش» می‌آمدم «دی‌ای سی»، در حال راه‌رفتن با دست‌خالی بدون مواد. دومدل دستگیر می‌کنند، یک مدل زیر نظر «ناجا»ست و یک مدل زیرنظر شهرداری است. به دسته اول می‌گویند انفرادی ناجا، چون تک‌تک می‌گیرند و مدل دوم را طرحی شهرداری می‌گویند.
‌درباره وضعیت شفق تعریف می‌کنید؟

آنجا وقتی وارد می‌شوی دکتر «ح نامی» است که او امضا می‌کند باید وارد شوید یا خیر. آقایی هست معروف به رضا موتوری. او گوشی و پول می‌گیرد و خیلی راحت جواب آزمایش اعتیاد را منفی می‌کند.

وقتی مثبت می‌آوری و می‌روید داخل سالنی که تقریبا ۲۰۰، ۳۰۰متر است. دو سری که من را گرفتند یکسری ۴۰۰ نفر بودیم که می‌گفتند طرح توفان یک، یکسری هم ۶۰۰ نفر بودیم که می‌گفتند طرح توفان ۲٫ همه را می‌ریزند داخل آن سالن. آن سالن دو دستشویی بیشتر ندارد. آب شیرین که به هیچ عنوان وجود ندارد. با دبه ۲۰لیتری آب می‌آورند، با دست باید آب بخوری. ۵۰۰، ۶۰۰نفر در آن حالت خماری و درد و ترک فیزیکی، نه آبی هست برای دوش گرفتن و نه آبی برای خوردن. عین گوسفند ۶۰۰نفر را می‌فرستند وسط و لوله سبز دست گرفته‌اند و کتک می‌زنند. یکسری ستون وسط سالن است که می‌گویند ستون سخنگو اگر صدایت در بیاید به ستون بسته می‌شوی و اگر درگیر شوی کتک بدی می‌خوری. اگر بگویی که به خانواده‌ام اطلاع بدهید، می‌گویند من زنگ می‌زنم اما باید به خانواده‌ات بگویی که یک شارژ ۱۰هزارتومانی بفرستند. اگر نفرستی دمارت را درمی‌آورند. درباره بچه‌های شهرستان هم به خانواده‌شان می‌گویند به این حساب پول بریزید و ما هوای بچه‌تان را داریم. وقتی طرح فیزیکی تمام شد و خماری را پس دادیم، وارد سالن اصلی شدیم. ۱۵تا دوش حمام است با جمعیت ۶۰نفری هر اتاق. زن و بچه‌دار، پیروجوان فرقی نمی‌کند، همه لخت مادرزاد باید بروند زیر دوش. سه دقیقه مهلت حمام است اما خبری از صابون و شامپو و اینها هم نیست. به هیچ عنوان هم آب گرم نمی‌بینی. تابستان و زمستان آب سرد است. هفته‌ای یک‌بار سهمیه حمام داریم، آن هم همان سه دقیقه است. شپش غوغا می‌کند؛ از سروکول مردم بالا می‌رود. مریضی بیداد می‌کند و با هر عنوانی هم که مریض شوید دکتر می‌روید یک قرص سفیدرنگ می‌دهند. برایشان فرقی ندارد. معتادان خیلی راحت می‌میرند جلوی چشم همه. من دوباری که آنجا بودم شاهد مرگ پنج، شش‌نفر بودم.
‌به چه خاطر؟

وقتی شما اعتیاد‌داری بدنت ضعیف است و وضعیت غذایی هم که نزدیک صفر است. صبح یک تکه نان و لواش یک نخود پنیر می‌دهند. ظهر اینقدر برنج است (کف دستش را نشان می‌دهد). خدا سرشاهده من کسی را آنجا دیدم که مقوا خرد کرد داخل سوپش که ته دلش را بگیرد. شب هم اندازه ظرف بستنی کوچک سوپ جو می‌دهند و هر شب هم شام سوپ جو است. بدن معتاد ضعیف است و بیشتر گرسنگی عذاب می‌دهد و آب شیرین هم نیست. روزی یک ۲۰ لیتری آب شیرین می‌آورند و از امروز تا فردا آب نیست. وقتی آب شیرین نیست آب شور می‌خورند و خیلی معذرت می‌خواهم اسهال خونی می‌گیرند و بدن ضعیف است و کسی به داد اینها نمی‌رسد و جان می‌دهند.
‌آنجا پزشک دارد؟

نه، دوتا انترن شیفتی هستند. وقتی مریض می‌شوید ۱۰ تا ۲۰نفر را با هم می‌برند. خداشاهده من به چشم خودم دیدم انترن شربت گلو را داخل نوشابه خانواده قاطی می‌کرد و می‌گفت هرکی برقصد شربت می‌دهم بخورد. بچه‌ها را به رقص واداشت تا تفریح کند. می‌گفت می‌رقصی یا نه؟ بعد بیمار می‌گفت من نمی‌توانم برقصم، مریضم. انترن می‌گفت شربت نمی‌دهم، برو نفر بعد. وقتی هم اعتراض می‌کردیم، می‌گفتند اینجا اردوگاه ترک اجباری است. اما جای دیگر که راجع به «شفق» صحبت می‌شود، می‌گویند نگویید اردوگاه اجباری، بگویید کمپ شفق. یک‌روز آقایی را کتک زدند، گفت خدایا چرا به داد ما نمی‌رسی. مسوول آنجا آمد، و گفت ببین شفق خدا ندارد. اصطلاحشان معروف است؛ می‌گفتند آسمان شفق خدا ندارد که شما خدا را صدا می‌کنید. هیچ‌کس به داد ما نمی‌رسید. من خودم دو دفعه رفتم و عین دو دفعه تا بیرون آمدم مصرف کردم چون برایم عقده و کینه شده بود زیرا با میل خودم نرفتم و زوری رفتم با آن بلاهایی که آنجا سر ما آوردند. از در که بیرون آمدم، بیرون، کشیدم.. بدترین کارها را از معتادان می‌کشیدند؛ از بنایی و نقاشی برای یک نخ سیگار. چون آنجا سهمیه هر نفر یک نخ سیگار بیشتر نیست. آنجا قانونش سه‌ماه و یک‌روز است؛ پول سه ماه و یک روزش را می‌گیرند و بعد ما را زودتر آزاد می‌کردند. یک روز هم بازرسی آمده بود و به کیفیت غذا معترض بود. در جواب گفتند بودجه نداریم، بازرس گفت برای ۴۰۰نفر برای سه ماه و یک‌روز شهرداری ۹۰۰میلیون بودجه داده است. چطور این غذا را می‌دهید.
مسلم پیرمرد است، با چشمانی روشن. شوخ است و پرحرارت حرف می‌زند. می‌گوید: در گرمخانه دستگیر شده است.
‌ می‌گویم درباره وضعیت شفق توضیح دهید؟

می‌گوید: «آنجا از لحاظ آمار و غذا افتضاح است. معتادان از زور گرسنگی زدوبند می‌کردن، سیگار می‌دادند و وعده غذایی هم را می‌گرفتند. ظهر برنج می‌دهند که سیر نمی‌کند و واقعا باید گشنگی کشید. هیچ‌گونه امکاناتی ندارد. امکانات را نمی‌دانم شهرداری باید بدهد یا جای دیگری. آنجا ظرفیتش ۶۰۰تا تخت است اما بالای هزارو۸۰۰نفر آنجا ساکن بودیم. شپش بیداد می‌کرد و حمام خوب نداشت. خود من را یک مدت بردند «شفق»، بعد برای طرح پیرمردها بردند کمرد که بهتر بود. پیرمردها را می‌بردند کمپ علی صابر که بعد از مدتی هم رها می‌کردند. در «شفق» احترام نمی‌گذارند مثلا خود من آمدم این‌طرف خط زرد و در حد مرگ کتک خوردم.
‌ خط زرد یعنی چه؟

فرض کن اینجا راهرو است، خط زرد می‌کشیدند وسطش و ما حق نداشتیم آن‌طرفش راه برویم اگر می‌رفتیم کتکمان می‌زدند.
برای چی؟

برای چی ندارد قانونش است.
‌
چند روز شفق بودی؟

دوره من ۲۸روزه بود که ۲۱روزش را شفق بودم و بعد من را برای طرح پیرمردها بردند کمپ علی صابر که فردایش به دستور سردار روزبهانی آزادم کردند.
‌ راجع به «شفق» بیشتر صحبت می‌کنی؟

«شفق» را درکل بگویم ببندی بهتر است.
‌ در مدتی که آنجا بودی شاهد مرگ کسی هم بودی؟

چرا یک‌نفر بود که سکته کرد. یک پیرمردی هم بود که ماند زیرپا، یکدفعه در را باز می‌کردند- آقایان خیلی معذرت می‌خواهم- همه بروند دستشویی همه فرار می‌کردند و روی هم می‌افتادند، دمپایی هم نبود هیچ‌چی نبود که پیرمرد ماند زیر دست‌وپا.

معاون ستاد مبارزه با موادمخدر:قبول داریم «شفق» استاندارد نیست

فارس: معاون ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: مرکز «شفق» در تهران نیز باید فقط مرکز غربالگری می‌شد اما اکنون مرکز نگهداری شده است. اینکه چرا ما در تهران این مشکلات را داریم به‌دلیل پیچیدگی ماهیت خود استان است. ما امسال سه‌میلیاردتومان هزینه کردیم، این بیانگر آن است که استان ویژه‌ای داریم. او با اشاره به ناتوانی شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر در انجام مهم‌ترین وظیفه قانونی خود یعنی ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌ها گفت: انتظار ما از استاندار تهران این است که بر عملکرد دستگاه‌ها نظارت و آیین‌نامه ماده۱۶ را اجرایی کند. این اتفاق در سایر استان‌ها در حال انجام است اما هجمه اعتیاد در تهران باعث بروز مشکلاتی می‌شود در حالی که با کمی مداخله جدی می‌توانیم این بحران‌ها را حل کنیم.

وی اذعان کرد: شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر تهران نتوانسته از ظرفیت قانونی برای سرخط‌کردن دستگاه‌ها استفاده کند اما علت دیگر موضع انفعالی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی استان تهران است. دین‌پرست گفت: من از دانشگاه‌های علوم‌پزشکی ایران، تهران و شهیدبهشتی گلایه‌مند هستم که چرا به وظایف قانونی خود عمل نمی‌کنند اما زمانی که از آنها علت را جویا می‌شویم می‌گویند نامه‌نگاری‌های زیادی کرده‌اند و باید مرکز شفق بسته شود. انتظار من از دانشگاه‌ها این نیست بلکه باید طبق مفاد آیین‌نامه ابلاغی ستاد هرگونه اقدام خارج از چارچوب را به‌منزله مداخله غیرمجاز در امور پزشکی بدانند و نسبت به هرکسی که به این قانون تخطی می‌کند اعلام جرم کنند. این آقایان به مراکز ماده۱۶ نیامدند و این اتفاق افتاد.

وی گفت: بخشی از مواردی را که گفته‌اند قبول داریم اما بارها با مسوولان دانشگاه علوم‌پزشکی و معاونان درمان وزارت بهداشت جلسه داشتیم و حتی در حضور وزیر کشور و استاندار اعلام کرده‌ایم که حاضریم همه هزینه‌های مورد نیاز برای استانداردکردن مرکز «شفق» را بدهیم اما آنقدر رفتارهای کودکانه در سطح این مسوولان وجود دارد چه در شورا و چه در دانشگاه‌ها که حاضر نیستند از این فرصت طلایی استفاده کنند و آنها فقط از دور نشسته و می‌گویند این مرکز استاندارد نیست.

معاون ستاد مبارزه با موادمخدر ادامه داد: ما هم قبول داریم که این مرکز ایراداتی دارد اما به‌عنوان ستاد آمادگی تخصیص اعتبار را داده‌ایم چرا این حرف‌ها را می‌زنند آیا شفق واقعا قابلیت استانداردسازی را ندارد، اگر ندارد اعلام کنند تا آن را ببندیم. بنابراین ناتوانی شورای هماهنگی و سکوت غیرمسوولانه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در تهران نتیجه‌اش وضعیت اکنون شفق شد. وی افزود: نگهداری معتادان را تحت هر شرایطی انجام می‌دهم اما همه اینها برخلاف قانون و سیاست‌های موردنظر ستاد است. همیشه نگرانی ما این بوده که وجه انتظامی بر درمان پیشی بگیرد اما در تهران این اتفاق افتاد و در این آشفته‌بازار، دانشگاه‌های علوم‌پزشکی وارد عمل نشدند و اوضاع را اصلاح نکردند.

معاون درمان ستاد مبارزه با موادمخدر در ادامه تاکید کرد: دلیل دیگر مشکلات «شفق» ناهماهنگی در شهرداری است. متاسفانه شهرداری تهران کم‌کم نقش کمرنگ خود را در حوزه اعتیاد بیرنگ‌ کرده است. ما در حال حاضر ماهانه ۴۰۰‌میلیون‌تومان فقط هزینه نگهداری معتادان در تهران را می‌دهیم.

برچسب‌ها: اجتماعی, اعتیاد, جنایات رژیم, حقوق بشر, زندانی, سرکوب, سیاسی, شفق

شما هم چیزی بگو

Dec 31 2013

تجمع دانشجویی 9 دی در میدان فلسطین برگزار شد/نقدی سخنرانی نکرد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

ایسنا: تجمع دانشجویی در میدان فلسطین تهران به مناسبت فرارسیدن 9 دی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، برخلاف اعلام قبلی برگزارکنندگان این مراسم، قرار بود سردار محمدرضا نقدی – رییس سازمان بسیج مستضعفین – در این مراسم سخنرانی کند اما وی در این مراسم سخنرانی نکرد.

طبق گفته برگزارکنندگان این مراسم، سردار نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین در میدان فلسطین حضور یافت اما پس از مشاهده جمعیت شرکت‌کنندگان در میدان فلسطین ترجیح داد که سخنرانی نکند و تجمع را ترک کرد.

به گزارش ایسنا، در میدان فلسطین حدود 300 نفر حضور یافته بودند.

قرائت بیانیه، سر دادن برخی شعارها در حمایت از 9 دی و مداحی به مناسبت ایام عزاداری دهه سوم ماه صفر، از جمله برنامه‌هایی بود که در این تجمع صورت گرفت.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Dec 31 2013

بحرین: شناور حامل مواد انفجاری ساخت ایران را توقیف کردیم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی ::

دویچه‌وله: بحرین می‌گوید، شناوری را توقیف کرده که حامل مواد انفجاری ساخت ایران و سوریه بوده است. به گفته رئیس اداره کل امنیت بحرین، از این کشتی که راهی این کشور بود “۵۰ نارنجک دستی ساخت ایران” به‌دست آمده است.

مقام‌های بحرین روز دوشنبه (۳۰ دسامبر/ ۹ دی) از توقیف یک شناور حامل مواد انفجاری قاچاق ساخت ایران و سوریه خبر دادند. مقامات پادشاهی بحرین که توسط سنی‌ها حکمرانی می‌شود و از سال ۲۰۱۱ به بعد با اعتراضاتی به رهبری شیعیان روبرو است می‌گویند، این کشتی در مسیر بحرین در حرکت بود.

خبرگزاری فرانسه به نقل از سرلشگر طارق الحسن، رئیس اداره کل امنیت بحرین می‌نویسد، این کشتی که حامل دو بحرینی بود در اوایل هفته جاری در ۷ / ۳ کیلومتری سواحل جزایر آرشی‌پلاگوس توقیف شده است.

او می‌گوید، کشتی حامل مواد انفجاری از ۱۱۸ مایلی سواحل شمال شرقی بحرین در آب‌های بین‌المللی زیر نظر گرفته شده بود.

بنا بر گزارش خبرگزاری دولتی “بی‌ان‌ای” بحرین، سرلشگر طارق الحسن اظهار داشت: “۵۰ نارنجک دستی ساخت ایران و ۲۹۵ چاشنی تجاری ساخت سوریه” در این کشتی ۹ متری یافت شده است.

الحسن بی‌آنکه ذکر کند که شناور متعلق به کجاست گفت، ده‌ها ماده انفجاری “سی ۴” و “تی ان تی” نیز درون این شناور پیدا شده است.

رابطه تیره بحرین با ایران

بحرین بارها ایران را به دخالت در امور داخلی این کشور متهم کرده است. بحرین که در سال ۲۰۱۱ با اعتراضاتی الهام‌ گرفته از “بهار عربی” روبرو بود توانست با کمک عربستان این اعتراضات که عمدتا توسط شیعیان رهبری می‌شد را سرکوب کند. (بیشتر بخوانید: گروهی به جرم ارتباط با ایران و اقدامات تروریستی در بحرین محکوم شدند)

عربستان و قطر طرفدار شورشیان مخالف بشار اسد، رئیس جمهور سوریه‌ هستند، در حالی‌که ایران از متحدان درجه اول اسد محسوب می‌شود. (بیشتر بخوانید: تایید محکومیت یک بحرینی و دو ایرانی به اتهام جاسوسی)

از زمان سرکوب اعتراضات بحرین به بعد تجمعات اعتراضی مرتبا در روستاهای شیعه‌نشین اطراف پایتخت ادامه یافت که اغلب نیز به درگیری با نیروهای امنیتی منجر شد.

بنا بر داده‌های فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر، از سرآغاز اعتراض‌ها دست کم ۸۹ نفر جان خود را از دست داده‌اند.

در چند ماه گذشته چندین بمب‌گذاری در بحرین اتفاق افتاده است، از جمله انفجاری در نزدیکی یک مسجد سنی در ماه ژوئیه در منامه، پایتخت این کشور.

تنش‌‌های سیاسی بحرین در اوایل این هفته پس از بازجویی از شیخ علی سلمان، دبیر کل جمعیت شیعه الوفاق شدت گرفت.

علی سلمان، رهبر اصلی‌ترین گروه شیعه مخالف دولت بحرین بعد از یک روز بازجویی آزاد شد. او متهم به تحریک مردم برای برپایی آشوب، گسترش اخبار کذب و به خطر انداختن امنیت ملی شده است.

برچسب‌ها: بحرین, خاورمیانه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Dec 31 2013

نامه سرگشاده محمد شطح به حسن روحانی، زمانی قبل از ترور در بیروت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفرانسه: محمد شطح، سیاستمدار لبنانی و وزیر اقتصاد سابق این کشور قبل از کشته شدن، طی نامه سرگشاده‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی در مورد وضیعت لبنان به وی هشدار داده و خواستار عدم مداخله سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در امور لبنان شده بود.
گفت‌و‌گو با علیرضا نوری‌زاده، روزنامه نگار
گوش کنید (05:50)

محمد شطح اقتصاددان و از مشاوران سعد حریری و فواد سینیوره نخست وزیران سابق لبنان، روزجمعه 27 دسامبر در جریان یک سوءقصد انفجاری در بیروت کشته شد.
در آن هنگام حامیان محمد شطح، سوریه و حزب الله را در پس پرده این انفجار دانسته بودند. محمد شطح ریاست جریان المستقبل لبنان را برعهده داشت که از تشکل‌های مخالف نزدیکی لبنان و سوریه به شمار می رود.
به گزارش منابع خبری درهفته های پیش از ترور محمدشطح نامه سرگشاده ای برای حسن روحانی فرستاده و اوضاع لبنان را برای او تشریح کرده بود.
او قرار بود در مورد این نامه امضاهای بیشتری را از نمایندگان پارلمان لبنان جمع آوری نماید.
روزنامه آمریکائی وال استریت ژورنال، نامه محمد شطح به حسن روحانی را در شماره روز یک‌شنبه خود انتشار داده است.
شطح در این نامه ضمن “بسیار خطرناک” خواندن وضعیت کنونی لبنان به حسن روحانی یاد آوری کرده است که انتخابات ایران در شرایط کنونی می تواند نقش مهمی در تعیین سرنوشت لبنان بازی کند.
شطح در نامه خود می نویسد: “برای ما در لبنان، آزمون واقعی این است که ایران اکنون قصد دارد چه رویکردی را در منطقه و بطور مشخص لبنان داشته باشد”.
شطح در ادامه به نقش سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در بوجود آوردن حزب الله لبنان اشاره کرده و گفته است که آیا حزب الله قصد دارد به حضور نظامی مستقل خود در لبنان و خارج از حیطه دولت مرکزی این کشور ادامه دهد؟.
وی می گوید: این نیروی نظامی مستقل کار مدیریت نظامی سیاسی لبنان را غیرممکن کرده و عملاً همه امور را فلج کرده است.
شطح در پایان نامه خود به حسن روحانی برای حل مشکل لبنان چهار اقدام را لازم می داند که باید به گفته وی از سوی شورای امنیت سازمان ملل و یا یک کنفرانس بین المللی پیرامون لبنان به تصویب برسد. این اقدامات از نظر محمد شطح عبارتند از:
١-تعهد تمامی کشورها به اجرای مفاد “پیمان نامه بعبدا” درمورد بیطرفی لبنان.
٢-پایان دادن به مشارکت تمامی نیروهای نظامی لبنانی و ازجمله حزب الله در درگیری های سوریه.
٣-استقرار موثر ارتش لبنان در مرز این کشور با سوریه.
۴-اجرای قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد برقراری آتش بس دائمی با اسرائیل.

برچسب‌ها: خاورمیانه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Dec 31 2013

حسین موسویان به ایران بازگشت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: حسین موسویان، مذاکره‌کننده سابق ایران در پرونده هسته‌ای که در سال‌های اخیر در آمریکا به سر می‌برد، به تهران بازگشته است.

این دیپلمات سابق که پیش‌تر از سوی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری سابق و برخی دیگر از مقامات جمهوری اسلامی به “جاسوسی” متهم شده بود، سال‌های اخیر را در آمریکا به سر برده است.

آقای موسویان روز دوشنبه ۹ دی ماه، ۳۰ دسامبر، در مراسم بزرگداشت مادر تازه‌درگذشته محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیده شده است.

به نظر می‌رسد خبر حضور این چهره نزدیک به حسن روحانی در ایران، برای رسانه‌های داخلی غافلگیرکننده بوده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، او گفته است نه برای “فعالیت سیاسی” بلکه برای عیادت از مادرش که بیمار است، به ایران سفر کرده و بنا دارد که در کشور بماند.

هرچند خبرگزاری فارس از قول او نوشته که دو هفته در ایران می‌ماند.

امیرحسین موسویان در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، سفیر ایران در آلمان بود و نام او در جریان رسیدگی به ترور چند تن از مخالفان جمهوری اسلامی در رستوران میکونوس برلین نیز مطرح شده بود.

آقای موسویان در دولت محمد خاتمی، معاون حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی بود.

او که از منتقدان سیاست خارجی دولت محمود احمدی‌نژاد بود، حدود شش سال پیش در دادگاه انقلاب تهران به “اخلال در امنیت ملی” کلیک محکوم شد.
از پرونده‌های خبرساز در دولت احمدی‌نژاد

پرونده امیرحسین موسویان، یکی از پرونده‌های خبرساز در دولت محمود احمدی‌نژاد و از نقاط رویارویی رئیس‌جمهوری قبلی ایران با اکبر هاشمی رفسنجانی و دیگر دولت‌های پیش از او کلیک به شمار رفته است.

حسین موسویان از چهره‌های نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی و مورد حمایت او شناخته می‌شود.

آقای موسویان در بهار سال ۱۳۸۶‌شمسی، ۲۰۰۷ میلادی، بازداشت شد و هشت روز بعد با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

آن‌زمان رسانه‌های نزدیک به اصول‌گرایان و حامی محمود احمدی‌نژاد، خبر از اتهام جاسوسی برای این دیپلمات ارشد ایرانی دادند.

بعدتر سخنگوی قوه قضائیه گفت در کیفرخواستی که علیه حسین موسویان تنظیم شده، حرفی از جاسوسی و ارتباط با بیگانگان نیست و او تنها به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم شده است.

این اظهارات، اعتراض محمود احمدی‌نژاد را برانگیخت. رئیس‌جمهوری وقت ایران، در یک سخنرانی آقای موسویان را به جاسوسی کلیک متهم کرد و مدعی شد که “عده‌ای قاضی پرونده را تحت فشار سنگین قرار داده‌اند تا جاسوس را تبرئه کنند”.

وزارت اطلاعات هم حسین موسویان را متهم کرد که “اطلاعاتی محرمانه” در مورد برنامه اتمی ایران را “در اختیار سفارت بریتانیا در تهران قرار داده‌ است”.

پس از این سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، تصمیم معاون خود در رفع اتهام جاسوسی از آقای موسویان را کلیک نقض کرد و پرونده را به بازپرس دیگری سپرد.

نهایتا در فروردین ۱۳۸۷ شمسی، ۲۰۰۸ میلادی، دادگاه انقلاب تهران، امیرحسین موسویان را به اتهام “اخلال در امنیت ملی” مجرم شناخت.

او به دو سال حبس تعلیقی و پنج سال محرومیت از مشاغل دولتی محکوم شد.

در ماه‌های بعد از صدور این حکم، علی‌اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران که بعدتر وزیر امور خارجه شد و این‌روزها باز هم به دفتر ریاست سازمان انرژی اتمی بازگشته، گفت که در هیئت مذاکره‌کننده ایران در پرونده هسته‌ای، جاسوس وجود نداشته و به این ترتیب بر رفع اتهام جاسوسی از حسین موسویان تاکید کرد.

این اظهارات، واکنش وزارت اطلاعات را در پی داشت که بار دیگر بر اتهام جاسوسی آقای موسویان تاکید کرد و گفت که این اتهام در رای دادگاه هم تایید شده است.
پس از پایان دوره محکومیت

آقای موسویان پیش‌تر گفته بود منتظر پایان دوره محکومیتش است و پس از آن به ایران باز می‌گردد. اکنون بیش از پنج سال از حکم دادگاه می‌گذرد که این دیپلمات ارشد سابق را به پنج سال محرومیت از مشاغل دولتی محکوم کرده بود.

حسین موسویان در سال‌های اخیر در دانشگاه پرینستون آمریکا به عنوان پژوهشگر فعالیت می‌کرده است.

در این مدت از او یادداشت‌هایی در نشریات مختلف درباره پرونده هسته‌ای ایران منتشر شده و مصاحبه‌هایی هم در این باره کرده است.

آقای موسویان سال گذشته میلادی کتاب خاطراتی هم درباره تجربه‌اش از مذاکرات هسته‌ای چاپ کرد با عنوان “بحران هسته‌ای ایران”.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حسین موسویان, درگیری جناحی, سیاسی, میکونوس

شما هم چیزی بگو

Dec 31 2013

جزایری خواستار حصر «دو ضلع دیگر فتنه» شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفردا: مسعود جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه «۲ ضلع فتنه که خارج از حصر هستند فتنه را مدیریت می‌کنند»، خواستار تشدید حصر‌ها شد.

جزایری که در مراسمی با عنوان «بزرگداشت حماسه ۹ دی» در خبرگزاری فارس سخن می‌گفت، اظهار داشت: «درباره فتنه چند گزاره وجود دارد؛ ۲ ضلع از سران فتنه در حصر نیستند در حالی که باید می‌بودند و آنها دارند در خارج از حصر، فتنه را مدیریت می‌کنند لذا رسانه باید از این حوزه مراقبت کند.»

«فتنه» اصطلاحی است که اصولگرایان ایران برای توصیف اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به کار می‌برند.

پس از گذشت چند ماه از اعتراض‌ها و پس از حوادث عاشورا در روز ۶ دی، تظاهراتی حکومتی علیه معترضان در روز ۹ دی برگزار شد که اصولگرایان آن را «حماسه» می‌نامند.

هم‌اکنون بیش از هزار روز است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸، در حصر خانگی هستند. به نظر می‌رسد اشاره جزایری به محمد خاتمی رئیس جمهوری اسبق و اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد که بخشی از اصولگرایان آن را جزو «سران فتنه» می‌نامند.

معاون ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه بنده دلایل متقنی دارم که حصر باید تشدید شود، ادامه داد: «وزارت اطلاعات باید نسبت به فتنه‌های جدید مراقبت کند.

او در ادامه اظهار داشت: «در هیچ‌کجای جهان به کودتاگران فرصت مدیریت مجدد داده نمی‌شود و اگر این فرصت داده شود، اشتباه است.»

جزایری، با بیان اینکه «دشمن در جنگ سخت شکست خورد»، ابراز عقیده کرد که هم اکنون «دشمن» به جنگ نرم روی آورده است.

او با اشاره به تعریف جنگ نرم برای ضربه زدن به مرزهای ایمانی و ایجاد فتنه خاطرنشان کرد: «این بحث اگر ده‌ها بار نیز تکرار شود ضروری خواهد بود چراکه طبق فرمایش مقام معظم رهبری دشمن به علت نتیجه‌بخش نبودن راه‌های سخت‌افزاری به جنگ نرم متوسل شده است.»

معاون ستاد کل نیروهای مسلح «دشمن‌شناسی» را در ایران «ضعیف» دانست و افزود: «ما باید مراکز، سازمان‌ها، اتاق فکر‌ها و پژوهشکده‌هایی را در نظر بگیریم که به طور مرتب دشمن و ابعاد مختلف حرکات آن‌ها را رصد کنند.»

وی با اشاره به آنچه «شاکله و ساختار کلی دشمن» نامید، اظهار داشت: «کلوپ بیلدربرگ از مراکز تصمیم‌گیری غرب به منظور پیاده‌سازی استعمار پسانو و اعمال دیکتاتوری سرمایه‌داری و دولت جهانی است که تئوری‌پردازان آن افرادی همچون جوزف نای، جین شارپ و فرید زکریا و امثالهم هستند.»

جزایری موسسه بروکینگز، رند، کمیته خطر و برخی دیگر از موسسات را از مراکز ایده‌پردازی این کلوپ عنوان کرد و گفت: «سیاستمداران و کارگزاران آن افرادی همچون بوش، باراک اوباما و بیل‌گیتس و سوروس و سایر افراد هستند که مراکز پیاده‌سازی این ایده‌ها آیپک و مراکزی از این قبیل است.»

وی در ادامه تشریح آنچه «برنامه‌های دشمن و پروژه‌های راهبردی آنها» نامید اظهار داشت: «دشمن بهترین راه مقابله با ایران را فروپاشی از درون می‌داند و معتقد است که باید صحنه رویارویی را به داخل ایران بیاورد.»

جزایری «مهار و در قفس کردن ایران از طریق گفت‌وگو و تماس و اعمال فشارهای داخلی و بیرونی» را از دیگر راهبردهای دشمن برشمرد و افزود: «دشمن می‌خواهد ایران را از راهی که آمده پشیمان کرده و با غرب هماهنگ کند.»

معاون ستاد کل نیروهای مسلح بر همین اساس افزود: «بنده با بد یا خوب بودن مذاکره کاری ندارم تنها به اظهارات اخیر اوباما بسنده می‌کنم که گفت:‌‌ همان کاری را که ریگان با شوروی کرد اگر همین نوع مذاکره را در مذاکرات هسته‌ای ژنو با ایران داشته باشیم، بر ایران غلبه پیدا می‌کنیم.»

جزایری با اشاره به روی میز بودن همه گزینه‌ها که از سوی باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا مطرح می‌شود تصریح کرد: «اینکه آمریکا مرتب می‌گوید گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی روی میز است مراقب باشیم که با بزرگ کردن گزینه نظامی سایر ابعاد فراموش نشود.»

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Dec 30 2013

بابک زنجانی دستگیر شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: سخنگوی دستگاه قضایی از اعلام اتهامات مشخصی که منجر به دستگیری این تاجر ایرانی شده خودداری کرده است

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه و دادستان کل ایران از دستگیری بابک زنجانی خبر داده است.

خبرگزاری تسنیم دوشنبه نهم دی ماه (۳۰ دسامبر) از قول آقای اژه ای نوشته که “بابک زنجانی با توجه به مسائل و اتهامات وارده در هفته‌های اخیر” بازداشت شده است.

این خبرگزاری در عین حال افزوده که سخنگوی دستگاه قضایی از اعلام اتهامات مشخصی که منجر به دستگیری این تاجر ایرانی شده خودداری کرده است.

هفته پیش تعدادی از نمایندگان مجلس ایران، از به زندان نیفتادن آقای زنجانی علی رغم “حداقل دو مورد محکومیت قضایی” انتقاد کرده بودند.

نام آقای زنجانی در سال گذشته بارها در ارتباط با پرونده های گوناگون تخلف اقتصادی مطرح شده ولی او با رد تمام اتهامات، تاکید کرده که اقداماتش با اطلاع نهادهای مسئول کشور بوده است.

آقای زنجانی که نامش در فهرست تحریم های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا قرار دارد و به فعالیت های ناقض تحریم های جمهوری اسلامی متهم شده، دارای ارتباطاتی گسترده با برخی مقام های حکومتی ایران بوده است.

در ماه های اخیر، به ویژه روابط او با سعید مرتضوی رئیس سابق سازمان تامین اجتماعی مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است.
‘هر سه قوه متهمند’

دستگیری بابک زنجانی حدود یک هفته پس از آن صورت می گیرد که ۱۲ نفر از نمایندگان مجلس ایران با ارسال نامه‌ای سرگشاده به علی و صادق لاریجانی روسای دو قوه مقننه و قضائیه و حسن روحانی رئیس جمهور، خواستار تعقیب آقای زنجانی به اتهام “فساد و افساد” شده بودند.

۱۲ نماینده امضا کننده نامه به سران سه قوه، با ذکر اینکه در ارتباط با پرونده آقای زنجانی “هر سه قوه نزد کثیری از مردم متهمند” موارد مختلفی را مورد اشاره قرار داده بودند که به عقیده آنها، نشانه برخورداری وی از پشتیبانانی قدرتمند تلقی می شود.

نامه نمایندگان، با اشاره به اینکه “هنگامی که وزارت اطلاعات و نهادهای اطلاعاتی دیگر به پشتیبانی از زنجانی متهم می شوند، به جای توضیح به مردم سکوت می کنند”، به انتقاد از این موضوع پرداخته بود که وی علی رغم “داشتن پرونده های متعدد قضایی که لااقل در دو مورد به محکومیت منتهی شده” به زندان نیفتاده است.

نمایندگان در ادامه پرسیده بودند که چرا بابک زنجانی زمانی “امین وزارت نفت شناخته شده و پول نفت فروخته شده را برای مدت ها پس نمی دهد و کسی هم با او کاری ندارد”؟

این نماینده ها، با اشاره به سعید مرتضوی رئیس سابق سازمان تامین اجتماعی و بدون ذکر نام وی افزوده بودند وقتی آشکار شده که آقای زنجانی “با مُفسد دیگری که مدیرعاملی سازمان بزرگی را غصب کرده، برای معامله‌ای چهار میلیارد یورویی به شکل غیرقانونی تفاهم نامه امضا کرده”، مورد برخورد قضایی قرار نگرفته است.
بابک زنجانی در فهرست تحریم ها

نزدیک به ۹ ماه پیش وزارت دارایی آمریکا از افزوده شدن نام بابک زنجانی، تاجر ایرانی به فهرست تحریم های اعمال شده علیه ایران خبر داد.

آمریکا آقای زنجانی و موسسه های مرتبط با او را به پولشویی برای دور زدن تحریم های اعمال شده علیه ایران متهم کرده است.

نام بابک زنجانی همچنین در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا که اواخر سال ۲۰۱۲ علیه ایران وضع شد نیز به چشم می‌خورد.

اتحادیه اروپا آقای زنجانی را یکی از مهره‌های اصلی در معاملات نفتی ایران و انتقال پول‌های حاصل از فروش نفت به داخل ایران دانسته است.

در پی اختلاف میان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پیشین و علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، آقای احمدی نژاد با پخش فیلمی در صحن مجلس نهم، فاضل لاریجانی، برادر رئیس مجلس را به لابی گری برای بابک زنجانی نزد سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تامین اجتماعی متهم کرد.

آقای زنجانی چند ماه پیش در مصاحبه ای با بی‌بی‌سی فارسی گفت که فاضل لاریجانی برای تسهیل فعالیت‌های اقتصادی او به طور مستقیم درخواستی از او نداشته است.

آقای زنجانی در مصاحبه ای با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا اظهار داشت که ۶۴ شرکت داخلی و خارجی دارد و “هم‌اکنون در ایران و دیگر کشورهای دنیا با ۱۷ هزار نفر پرسنل مشغول ارائه تجارت و خدمات است”.

او مدعی شد که در خرید و فروش نفت نقشی نداشته و فقط به خواسته شرکت ملی نفت ایران به نقل و انتقال پول‌های حاصل از فروش نفت کمک کرده است.

آقای زنجانی خودش را “سرباز بسیجی در جبهه اقتصادی” معرفی کرد و تاکید کرد که همه فعالیت‌هایش زیر نظر وزیر نفت سابق و دیگر مسئولان سابق دولتی و “کاملا شفاف” بوده است.
ابهامات ۲ میلیاردی و ۴ میلیاردی

سه ماه پیش بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران گفت که بابک زنجانی بیش از دو میلیارد دلار حاصل از فروش نفت ایران را به خزانه دولت واریز نکرده و وزارت نفت و مجلس ایران در حال پیگیری این مساله هستند. آقای زنجانی گفته که این پول به حسابش ریخته شده اما این حساب از طرف آمریکایی‌ها بلوکه شده است.

نام بابک زنجانی در گزارش تحقیق و تفحص مجلس ایران در مورد سازمان تامین اجتماعی که سه هفته پیش منتشر شد هم ذکر شده بود. در این گزارش آمده بود که تفاهم نامه جنجالی میان این سازمان و شرکت “هولدینگ سورینت” قشم، متعلق به آقای زنجانی، مبنی بر انتقال سهام تأمین اجتماعی در ۱۳۸ شرکت ایرانی در ازای دریافت مبلغی بیش از ۴ میلیارد یورو، دارای “اشکالات عدیده حقوقی” بوده و قوانین در آن رعایت نشده است.

در بخشی دیگر از گزارش مجلس آمده بود که حواله ارزی واریز شده به ارزش بیش از ۴ میلیارد یورو به حساب سازمان تأمین اجتماعی در بانک مسکن، به دلیل تحریم های بین المللی قابلیت انتقال بین المللی نداشته است.

هیئت تحقیق و تفحص مجلس همچنین تاکید داشت که سازمان تأمین اجتماعی قرار بوده شرکت های زیان ده خود را بفروشد، در حالی که تعدادی از شرکت های مورد تفاهم، از جمله پتروشیمی آبادان و پتروشیمی امیرکبیر سودآور بوده اند.

نام شرکت های بزرگی همچون هواپیمایی جمهوری اسلامی، فولاد خوزستان، فولاد مبارکه اصفهان، مس شهید باهنر کرمان، کشتیرانی جمهوری اسلامی و هتل های هما، در فهرست شرکت هایی است که قرار بود سهام سازمان تأمین اجتماعی در آنها به شرکت سورینت منتقل شود.

برچسب‌ها: اقتصادی, بابک زنجانی, چپاول, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Dec 30 2013

“صدور فساد مالی” جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

دویچه‌وله: به گفته یک نماینده مجلس “سر اصلی فساد اقتصادی ترکیه در ایران است”. ۳۵ سال پیش جمهوری اسلامی با شعار عدالت اجتماعی بسیاری از مقام‌های نظام پیشین را محاکمه و اعدام کرد، اما این نظام امروز خود گرفتار فساد اقتصادی شده است.

پرونده‌های فساد مالی در جمهوری اسلامی ایران یکی پس از دیگری در رسانه‌ها و افکار عمومی مطرح می‌شوند، ولی سرنوشت هر یک از آن‌ها در تاریکی و ابهام فرو رفته و پس از چندی به دست فراموشی سپرده می‌شود.

اختلاس در بیمه ایران و نقش معاون رئیس‌جمهور وقت محمدرضا رحیمی در آن، اختلاس مشهور ۳ هزار میلیارد تومانی و حضور نزدیکان احمدی‌نژاد در این پرونده، حاتم‌بخشی‌های سعید مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی در نمونه هدیه‌های میلیونی وی به کارکنان دولت احمدی‌نژاد، و یا افرادی جوان مانند شهرام جزایری و امروز بابک زنجانی که از قبل نظام جمهوری اسلامی در کوتاه‌مدت به ثروت‌‌های نجومی و میلیارد دلاری دست یافتند، به نظر می‌آید حکایت از رسوخ فساد در پیکره‌ی نظام جمهوری اسلامی دارد.

بیشتر بخوانید: “مرتضوی اموال بیمه‌شدگان را به مسلخ برد”

نه در قوه قضائیه این پرونده‌ها به طور جدی پیگیری می‌شوند و در قوه مقننه. به نظر می‌آید که پای بسیاری از سیاستمداران جمهوری اسلامی در این پرونده‌ها گیر است.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود در روز شنبه (۷ دی/۲۸ دسامبر) می‌نویسد که در جمهوری اسلامی “حساسیتی” برای مقابله با فساد اقتصادی وجود ندارد.

در این سرمقاله می‌خوانیم: «متأسفانه، طی یک دهه اخیر فسادهای مالی متعددی در بدنه اجرائی کشور رخ داد که در طول تاریخ ایران بی‌سابقه بود. از ماجرای شهرام جزایری تا فساد سه هزار میلیاردی در نظام بانکی، پرونده بیمه، سوءاستفاده در سازمان تأمین اجتماعی، ماجرای بابک زنجانی و… همگی فسادهای بزرگی هستند که نه تنها از رخ دادن آن‌ها جلوگیری نشد، بلکه برملا شدن آن‌ها هیچ تغییری در مدیریت‌های مرتبط اجرائی کشور پدید نیاورد! نه وزیر عوض شد، نه رئیس‌جمهور استعفا داد، نه دولت‌ها تسویه شدند، نه وکلا تکان خوردند و نه تغییر و تحولی در سازوکارهای موجود برای محکم کاری پیش آمد.»

امروز فساد مالی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران به کشور همسایه ترکیه نیز رسیده است؛ یک نماینده مجلس می‌گوید که سر اصلی فساد اقتصادی ترکیه، در ایران است.

بیشتر بخوانید: نقش سه ایرانی در دور زدن تحریم‌ها و “فساد مالی ترکیه”

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمدرضا تابش، نماینده مردم اردکان در مجلس در این رابطه می‌گوید: «در ترکیه ۱۰ نفر از وزرا در ارتباط با این پرونده مستعفی یا برکنار شدند و برخی وابستگان آن‌ها نیز بازداشت شده‌اند، مردم هم تظاهرات کرده و خواستار برکناری دولت هستند در حالی‌که سر اصلی قضیه در ایران است اما هیچ مقام رسمی و مسئولی در داخل کشور به این موضوع واکنش نشان نداده است. ما که منادی اسلام ناب محمدی هستیم و دیگران را سلفی و تکفیری می‌دانیم، باید نسبت به ادعاهای‌مان صادق باشیم و ملاک تصمیم‌گیری‌ها و برخوردهای‌مان تعالیم منبعث از اسلام ناب باشد.»

“چهار میلیارد یورو حق‌العمل پولشویی مافیای بانکی ایران”

رضا ضراب از مهم‌ترین عاملان فساد مالی در ترکیه پس از دستگیری اعتراف کرده است که رئیس او بابک زنجانی است. از قرار معلوم رضا ضراب و بابک زنجانی در دور زدن تحریم‌ها و پولشویی در ترکیه نقش اصلی را داشته‌اند.

به گزارش سایت آینده، اطلاعات تازه از این پرونده نشان می‌دهد که مافیای بانکی ایران برای پولشویی چهار میلیارد یورو حق‌العمل دریافت کرده است.

دستگیری رضا ضراب در ترکیه و در پی آن متهم شدن بسیاری از فرزندان مقامات و مسئولان دولتی ترکیه به دریافت رشوه و پولشویی، زلزله‌ای سیاسی اقتصادی در ترکیه پدید آورده است که تا کنون ده تن از وزیران دولت ترکیه را قربانی خود کرده است.

سایت آینده می‌نویسد «در این میان وضعیت طرف ایرانی ماجرا در هاله‌ای از ابهام وسکوت است.» به نظر می‌آید منظور “طرف ایرانی” همان بابک زنجانی است که رضا ضراب برای او کار می‌کرده است.

گفته می‌شود حق‌العمل پولشویی ۸۷ میلیارد یورو معادل ۵ درصد آن یعنی چهار میلیارد یورو بوده است که عاید مافیای بانکی ایران، یا به گفته برخی از منتقدان داخلی بابک زنجانی، شده است.

چهار میلیارد یورو معادل است با ۱۲هزار میلیارد تومان و این چهار برابر اختلاس سه هزار میلیاردی تومانی است که دادگاه آن در ایران چندین سال به طول انجامید و سرنوشت آن تا کنون در هاله‌ای از ابهام مانده است.

بیشتر بخوانید: نامه نمایندگان مجلس به سه قوه برای تعقیب قضایی بابک زنجانی

به گزارش همشهری، از چهارشنبه هفته گذشته به بهانه دستگیری مدیرعامل هالک بانک ترکیه که یکی از راه‌های انتقال ارز به ایران است، بهای دلار با افزایش مواجه شد. رخدادی که در ترکیه به تغییر ۱۰ وزیر کابینه منجر شده، بازار ایران را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است.

بابک زنجانی سند جعلی رسید دو میلیاردی به مجلس می‌دهد

سعید حیدری، نماینده مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته است: «سندی که بابک زنجانی مبنی بر پرداخت بدهی خود به وزارت نفت به کمیسیون اصل ۹۰ ارائه کرده است، طبق بررسی‌های انجام شده جعلی از آب درآمد.»

حیدری افزود: «با پیگیری‌های انجام شده از سوی مجلس و برخی دیگر، این سند و گواهی که ظاهراً از بانک مرکزی تاجیکستان صادر شده، جعلی بوده است.»

گفته می‌شود از کل رقم حدود ۲ میلیارد و ۶۰ میلیون یورویی‌ که بابک زنجانی مدعی پرداخت آن به دولت شده بود، تاکنون هیچ رقمی پرداخت نشده و هیچ پولی به حساب دولت واریز نشده است.

بیشتر بخوانید: بابک زنجانی می‌گوید فقط ۱۰ میلیارد دلار بدهکار است

براساس این گزارش، چندی پیش بابک زنجانی ‌گواهی از بانک مرکزی تاجیکستان ارائه کرد،‌ مبنی بر اینکه تمامی بدهی خود به دولت ایران را در این کشور به حساب بانک مرکزی ایران واریز کرده است، اما با پیگیری‌های مجلس مشخص شد نه تنها پولی به حساب دولت ایران واریز نشده، بلکه گواهی صادر شده نیز ظاهراً یا جعلی بوده و یا با پرداخت یک میلیون دلار از سوی وی صادر شده ‌است.

“مسئولان از طغیان غیرقابل پیش‌بینی لشکر فقرا بترسند”

۳۵ سال پیش نظام شاهنشاهی پهلوی برانداخته شد با این ادعا که فساد مالی و اقتصادی، کل نظام حاکم را دربرگرفته است. در پی آن بسیاری از مسئولان و سرمایه‌داران محاکمه و اعدام شدند و از آن‌ها سلب مالکیت شد.

به گفته‌ی محمدرضا تابش نماینده مجلس، «یکی از دلایل عمده گرایش مردم به سمت انقلاب اسلامی، شعار تحقق عدالت در جامعه و رفع تبعیض، فقر و محرومیت بود.»

امروز پس از ۳۵ سال مردم ایران شاهد فساد مالی و اقتصادی گسترده‌ای در نظام جمهوری اسلامی هستند.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود می‌پرسد چرا حساسیتی در نظام حاکم وجود ندارد و به هشدار می‌نویسد: «این کوتاهی‌ها، برای بعضی از مردم، بدآموزی‌های خطرناکی دارد. آن‌ها می‌گویند وقتی در نظام اسلامی، یک‌نفر می‌تواند با توسل به پارتی‌بازی و ابزارهای مختلف، ظرف مدت کوتاهی به یک ثروتمند عمده تبدیل شود، چرا ما فشارهای اقتصادی سخت را تحمل کنیم و برای حل مشکلات زندگی به کارهای خلاف متوسل نشویم؟»

در این سرمقاله ضمن تأکید بر عمل به وعده، پایبندی بر قانون و برخورد قاطع با متخلفان آمده است: «مسئولان این نظام باید درصورت کوتاهی از انجام این وظیفه از طغیان غیرقابل پیش‌بینی لشکر فقر بترسند.»

بر اساس اطلاعات موسسه “شفافیت بین‌المللی”، فساد مالی در ایران در دوره دولت احمدی نژاد نسبت به سایر کشورها افزایش یافت، به‌طوری‌که رتبه جمهوری اسلامی ایران از لحاظ شفافیت مالی از رتبه ۸۸ در سال ۲۰۰۵ به رتبه ۱۳۳ در میان فاسدترین کشورهای جهان در سال ۲۰۱۲ رسید.

برچسب‌ها: اقتصادی, چپاول, دزدی‌های رژیم, سیاسی, فساد

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .