اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

May 19 2016

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در گفت‌وگوی اختصاصی با «آفتاب‌نیوز» اعلام کرد: تشکیل کمیته‌ی جدید برای انتخاب گزینه‌های رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آفتاب: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با اعلام اینکه “فعلاً بنا ندارم خودم را برای ریاست مطرح کنم”، به «آفتاب‌نیوز» گفت: در آنجا نیاز نیست که انسان رئیس باشد و همین که در خبرگان باشم، خوب است. ولی اگر خدای نکرده زمانی لازم باشد که اقدامی شود، اگر حضور داشته باشم، خیلی با ریاست فرق ندارد.
سرویس سیاسی- آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگوی اختصاصی با «آفتاب‌‌نیوز» به مسائلی تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شومدرباره انتخابات، مجلس خبرگان رهبری و رئیس آینده آن، رفع حصر، روابط ایران با عربستان و آمریکا و همچنین دولت روحانی و برجام پرداخته است.
بخش اول این گفت‌وگو که در آن به بحث مجلس خبرگان رهبری پرداخته شده است را در ادامه می‌‌خوانید. همچنین بخش دوم این گفت‌وگوی تفصیلی به‌زودی در «آفتاب‌نیوز» منتشر خواهد شد.
***
بسیار ممنون هستیم که با توجه به این همه فشارها و مشکلات و کارهایی که دارید، این وقت گرانبها را در اختیار ما گذاشتید. با توجه به نتایج انتخابات 7 اسفند، شما فضای خبرگان آینده را چطور می‌بینید؟ فکر می‌کنید محتمل‌ترین گزینه برای ریاست مجلس خبرگان چه‌کسی است؟
● بسم الله الرحمن الرحیم، اوّلاً فضای خبرگان در آینده با تغییر چند نفر مثل سابق خواهد بود که سالی دوبار اجلاس رسمی و در هر اجلاس چند سخنرانی داشتند. در مورد ریاست خبرگان هم هرگونه که نمایندگان خبرگان تصمیم بگیرند، انتخاب خواهد شد. من که فعلاً بنا ندارم خودم را برای ریاست مطرح کنم. برای اینکه اولاً الان در همین جا کارم بیش از ظرفیت وجودی من است و کار‌های زیادی داریم. در آنجا نیاز نیست که انسان رئیس باشد و همین که در خبرگان باشم، خوب است. خبرگان کاری جاری آن‌گونه ندارد و فعلاً سالانه 2 اجلاس دارد و معمولاً هم سخنرانی‌های پیش از دستور است و برنامه خاصی ندارد. البته بعضی از کارها را دبیرخانه خبرگان در قم انجام می‌دهد. الحمدلله فضای خبرگان به‌خاطر حضور بیش از 84 عالم مجتهد خوب است. ولی اگر خدای نکرده زمانی لازم باشد که اقدامی شود، اگر حضور داشته باشم، خیلی با ریاست فرق ندارد. البته باید ببینیم رقابت‌هایی که در آنجا هست، چگونه خواهد شد. باید اعتبار مجلس خبرگان حفظ شود.
○ با توجه به نفوذ و شناختی که دارید، تحلیل و پیش‌بینی شما از فضای خبرگان چگونه است؟
● افراد جدیدی را که آمدند، درست نمی‌شناسم. غیر از کسانی را که خودمان معین کردیم، در شهرستان‌ها عده‌ای آمدند و من خیلی با آنها آشنا نیستم. فقط اسم‌شان را می‌دانم.
امیدوارم آیت‌الله خامنه‌ای تا ما زنده‌ایم، به کارشان ادامه دهند/ایشان سالم و سرحال هستند و بحث های مربوط به رهبری آینده بیشتر رسانه ای است
○ زمزمه‌های انتخاب رهبر آینده در رسانه‌ها بوده و با توجه به اهمیت این دوره‌ مجلس خبرگان، برنامه‌ی خاصی برای ریاست این دوره‌ـ نه شخص شما بلکه گزینه‌های دیگرـ مدنظر شما نیست؟
تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شوم
● امیدوارم آیت‌الله خامنه‌ای تا ما زنده‌ایم، به کارشان ادامه دهند که هنوز ادامه می‌دهند. ایشان 5 سال از من کوچکتر هستند و غیر از مشکل جسمی که با ترور آن‌گونه شدند، سالم و سرحال هستند. بحث‌های مربوط به رهبری آینده، بیشتر رسانه‌ای است.
مسأله اساسی وجود خبرگان انتخاب رهبری و نظارت بر وضع عملکرد رهبری است
○ رهبری هم در صحبت‌هایشان اشاراتی داشتند.
● ایشان با آینده‌نگری مطالبی می‌گویند. البته خود مجلس خبرگان به‌خاطر احتمال به‌وجود آمده است. یعنی هر لحظه‌ای که رهبری مشکل پیدا کند و یا مریض شود و یا فوت کند و یا اشکالاتی از لحاظ قانونی پیدا کند، چون مشروعیت نظام الان با رهبری است، باید به‌گونه‌ای آماده باشیم که بلافاصله اقدام کنیم. زمانی که امام رحلت کردند، خبر را شب پخش نکردیم و تا فردا همه را از سراسر کشور شبانه دعوت کردیم و آمدند و تا عصر فردا کار را تمام و بعد خبر را اعلام کردیم. جامعه نمی‌تواند بدون رهبر بماند. لذا من فکر می‌کنم مسأله اساسی وجود خبرگان این است و نظارت بر وضع عملکرد رهبری است که این دو وظیفه را انجام می‌دهد. چون یک گروه نظر می‌دهند و اگر اشکالی ببینند، خدمت ایشان می‌روند و ایشان جواب می‌دهند و یا اصلاح می‌کنند. برای رهبری که گفتم الحمدلله آیت‌‌الله خامنه‌ای هستند و برای ریاست هم، گفتم که ضرورتی برای حضور به عنوان رئیس در خبرگان نمی‌بینم. وقتی که باشم، می‌توانم کار کنم. هیأت رئیسه هست و کار می‌کند. چون خبرگان خیلی کار ندارد که انسان خیال کند ریاست آنجا خیلی مؤثر است. خود رهبری خبرگان را به ارتش تشبیه کردند. مانند گروه‌های نظامی هستند و فعلاً مانور می‌دهند و آمادگی پیدا می‌کنند، اما جنگی نیست و آنها برای روز مبادا آماده هستند.
تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شوم
کمیته‌ جدید مشغول کار است و افراد خاصی را که مناسب‌تر باشند، پیدا می‌کنند
○ قبلاً گفته بودید که کمیته‌ای تشکیل شده تا گزینه‌های رهبری را بررسی ‌کند.
● آن کمیته از اول طراحی شده بود. یعنی از همان اوایل یک کمیته سه نفره‌ را هیأت رئیسه به صورت مخفیانه تعیین کرد و با 300، 400 نفر صحبت کردند و افکار آنها را در‌نظر می‌گیرند. البته آنها نمی‌توانند تصمیم بگیرند. گزارشی را تهیه می‌کنند و در صورتی که لازم باشد، آن را می‌آورند. چون آن موقع فرصتی نیست که برویم و بگردیم. باید همه‌ی کارها را کرده باشیم. البته دوره‌ی آن کمیته تمام شد و کمیته‌ی جدیدی آمده و مشغول کار است. افراد خاصی را که مناسب‌تر باشند، پیدا می‌کنند.

No responses yet

May 18 2016

یادآوری سوابق ضدانقلابی رئیس دستگاه قضای جمهوری اسلامی: آیا در این کشور آزاده‌ای نیست که این داد بستاند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :راستی چه کسانی مدعی راه حسین شده اند؟ این مظلومیت را چگونه می توان سوگواری کرد؟ اکنون مادر دکتر سلطانی نمرده است؛ حیثیت اسلام مرده است. ناجوانمردی ای بزرگتر از این، برای یک نظام قضایی، که وکیل زندانیان سیاسی کشورش را تنها و تنها به خاطر وکیل بودن به یکی از طولانی ترین حبس های سیاسی متهم کند و ناجوانمردانه حتی مانع از دیدار او با مادرش در دم مرگ شود؟…

کلمه – مسلم ایرانمهر:

صادق لاریجانی برنده شد! صدای قهقهه مستانه رییس دستگاه قضای «ناجمهوری نااسلامی ایران» بر صحنه مرگ مادری که قبل از مرگ، از دیدار با فرزند زندانی اش محروم ماند، در گوش تمام تاریخ خواهد پیچید.

زندانی اما به جرم وکالت به زندان افکنده شده بود! دکتر عبدالفتاح سلطانی ورژن جدید گروگان گیری است که در آن وکیل گروگان گرفته می شود، تا زندانی سیاسی حق دفاع از خود را از دست بدهد.

قلعه حیوانات را می توان از روی سرنوشت صادق لاریجانی نوشت. نام صادق لاریجانی و نام خدایاری با هم در ذهن من نشسته اند. دلم می خواست یک بار دیگر آن یادداشت مهندس خدایاری در ارگان جبهه مشارکت را درباره سوابق ضد انقلابی صادق لاریجانی می خواندم.

اندکی قبل از انقلاب، خدایاری، دانش آموز مبارز قم و صادق لاریجانی، در نقش یک دانش آموز ضد انقلاب و همکار رییس مدرسه ای ساواکی بر ضد دانش آموز و معلم مبارزش.

و اندکی پس از رحلت امام خمینی، خدایاری عضو رد صلاحیت شده جبهه مشارکت و صادق لاریجانی عضو رد صلاحیت کننده انتخابات.

و اکنون در زندان صادق لاریجانی: یکی، از دردِ سرطان چون احمد قابل جان می سپارد و دیگری چون دکتر عبدالفتاح سلطانی در دم مرگ نیز موفق به دیدار مادرش نمی شود.

شکنجه انواعی دارد، صادق لاریجانی اما مبدع یک نوع شکنجه کثیف است. این که زندانی را از درمان بازداری تا از درد بمیرد. این که مادری را در دم مرگ از دیدار با فرزند زندانی اش محروم کنی، تا او و فرزندش قبل از مرگ یکدیگر را نبینند؛ این که ….

راستی آقای لاریجانی چقدر لذت بردید؟ احتمالا به همان اندازه که خبر سرطان عالم بزرگی چون احمد قابل را شنیدید و از نگه داشتن او در زندان و پیشرفت سرطانش لذت بردید و بعداز شهادتش از خنده دل درد گرفته بودید.

راستی ناجوانمردی ای بزرگتر از این، برای یک نظام قضایی، که وکیل زندانیان سیاسی کشورش را تنها و تنها به خاطر وکیل بودن به یکی از طولانی ترین حبس های سیاسی متهم کند و ناجوانمردانه حتی مانع از دیدار او با مادرش در دم مرگ شود؟

در روایت های مذهبی شنیده بودم که مسلم در خانه ای پناه گرفته بود که ابن زیاد بر بالین صاحب خانه حاضر شد و مسلم هرگز راضی به ترور آن جرثومه فساد نشد. اکنون ۱۴ قرن بعد، در ادامه داستان اما باید نوشت که مدعیان دروغین نام حسین، وکیل را به گروگان می گیرند و حتی در دم مرگ مادرش، مانع از دیدار مادر و فرزند می شوند.

در موضع قدرت، ترور کردن و گروگان گرفتن کار هر دیکتاتوری نیست. راستی که چه کسانی مدعی راه حسین شده اند؟ این مظلومیت او را چگونه می توان سوگواری کرد؟ اکنون مادر دکتر سلطانی نمرده است، اکنون حیثیت اسلام مرده است.

نمی دانم این ورژن از ناجوانمردی را از کدام دیکتاتوری الگو گرفته اند، اما می دانم که فردا باید در تششیع جنازه مادر دکتر سلطانی شرکت کنم. با همان احساسی شرکت می کنم که در تشییع جنازه مادر شهدا شرکت می کنم. جایگاه صادق لاریجانی کجاست؟ زیارت عاشورا را می خوانم، و یاد سخن امام خمینی می افتم که می گفت اگر در زندان ها و دادگاه ها ظلم کنید از یزید بدتر هستید. چون، نه حسین، که حیثیت اسلام را به شهادت می رسانید. صادق لاریجانی قاتل تمام حیثیت دستگاه قضای اسلامی است.

چند روز پیش در قطعه ۲۹ شهدا، یک به یک ردیف ها را دوره می کردم، و می دیدم که جوان ترین فرزندان عصر خمینی، وارسته ترین انسان های عصر خود شدند. شاید قضاوت بسیاری بر مبنایی باشد که جوان ها را احساسی ترین ها می یابند، اما قطعا این تفسیر نیز نادرست نیست که رابطه ای میان بالا رفتن سن و سنگینی بار دلبستگی ها وجود دارد.

از آن ایام بیش از سی سال می گذرد و بر ما که مانده ایم هیچ چیز افزوده نشده است. به قبر شهید آوینی رسیدم، یاد سخنان پاکش افتادم. چقدر آرزو داشتم یک بار دیگر زنده شود و از او بپرسم اگر الان بخواهی سرنوشت انقلاب را روایت کنی، درباره این جنایت ها چه می نویسی؟

دلم می خواهد با تمام وجود در برابر دکتر سلطانی تعظیم کنم، و به او بگویم تو، شهید زنده میانسال عصر پسا خمینی هستی، که در کهنسالی از زندان آزاد می شوی، اگر برای تو جانی باقی گذاشته باشند!

دلم می خواهد آنچنان فریاد بزنم که همه مردمان ایران بشنوند، من شهادت می دهم دکتر سلطانی، مردی است که نخستین بار نام او را در جلسات تفسیر قرآن خصوصی شهید زنده، مهندس میثمی شنیدم. او جانباز عصر انقلاب اسلامی است که با زبان قرآن خو گرفته است و اگر خمینی زنده بود مدال های افتخارش را بر سینه او می آویخت و در پیشگاه او صدها بار از درد و شرم جان می داد.

سال ۸۸ وقتی دکتر را ملاقات کردم و تقاضا کردم که برای نجات خودش از ایران خارج شود، فقط خنده ای را از او دیدم از جنس پوزخندی که شهدای دهه ۶۰ به تمام زندگی و دنیا می زدند.
بی شک نامسلمانانی که انقلاب را منحرف ساخته و این ناجمهوری را برقرار کرده اند چون رییس امروز دستگاه قضا، اگر اندکی به روز جزا اعتقاد داشتند،حداقل با زندانیانشان به رسم شرافت و آزادگی برخورد می کردند!

آیا در این کشور انسان آزاده ای نیست که این داد بستاند؟

برای او دعا کنیم؛ شاید آزاده ای در حلقه قدرت قضایی نمانده باشد!

No responses yet

May 16 2016

آیت‌الله مکارم شیرازی خواستار برخورد با فائزه هاشمی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: ملاقات فائزه هاشمی با خانم فریبا کمال آبادی از رهبران جامعۀ بهائیان ایران واکنش آیت الله ناصر مکارم شیرازی و همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی، پدر فائزه هاشمی، را برانگیخته است. آیت الله مکارم شیرازی امروز در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم با اشاره به این ملاقات گفت : “شنیدم دختر یکی از شخصیت های معروف سیاسی به دیدار دوستانه یکی از سران مجرم فرقۀ ضالۀ بهائیت رفته است و در مجلس یکی از سران این فرقه ضاله از او عملاً تشکر کرده است.”

آیت الله مکارم شیرازی ضمن اعتراض شدید به این ملاقات افزوده است : “اینجانب منتظر بودم ببینم کسی به این ملاقات اعتراض می کند یا نه. اما، مـتأسفانه دیدم خبری نیست تا اینکه امروز شنیدم پدر او اعتراض ملایمی کرده که جای شکرش باقی است.”

ناصر مکارم شیرازی سپس پرسیده است : “چرا دیگران سکوت کرده اند؟” این روحانی طرفدار حکومت اسلامی سپس گفته است که ملاقات فائزه هاشمی با فریبا کمال آبادی “از نظر شرعی قابل تعقیب است”، زیرا، این ملاقات، به گفتۀ مکارم شیرازی، تقویت “دشمنان اسلام و نظام اسلامی ایران” است و به همین دلیل می توان شرعاً “مجرم را تحت تعقیب قرار داد.” آیت الله مکارم شیرازی در پایان پیروان دیانت بهایی را “عوامل آمریکا و اسرائیل” توصیف کرده است.

پیشتر مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامۀ جمهوری اسلامی به نقل از اکبر هاشمی رفسنجانی گفته بود که او نیز ملاقات دخترش، فائزه، را با خانم فریبا کمال آبادی “اشتباه بدی” می داند و به همین دلیل از فرزندش خواسته است که این خطا را “تصحیح و جبران کند.” به گفتۀ مسیح مهاجری، اکبر هاشمی رفسنجانی نیز همانند دیگر روحانیان حکومت اسلامی ایران آئین بهائیت را “فرقۀ ضالۀ استعمار ساخته و منحرف” می داند که همواره از آن “تبری جسته و می جوید.”
فائزه هاشمی به تازگی به دیدار یکی از هم بندان سابقش در زندان اوین، خانم فریبا کمال آبادی، رفته است که پس از سال ها حبس پنج روز مرخصی از زندان دریافت کرده است. به غیر از خانم فائزه هاشمی، برخی از دیگر زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشر از جمله خانم نسرین ستوده و محمد ملکی به دیدار خانم فریبا کمال آبادی رفته اند.

فائزه هاشمی در پاسخ به واکنش هایی که ملاقات او با خانم فریبا کمال آبادی برانگیخته، گفته است که او نه تنها مرتکب خلافی نشده و از ملاقات خود با همبند سابقش خانم کمال آبادی پشیمان نیست، بلکه معتقد است کسانی که به این ملاقات اعتراض کرده اند به هیچ عنوان “دغدغۀ دین ندارند.” فائزه هاشمی سپس افزوده است که خود جمهوری اسلامی باعث آشنایی او با خانم فریبا کمال آبادی و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و عقیدتی فراهم ساخته و این قبیل آشنایی ها او را نسبت به نقض حقوق انسانی جامعۀ بهائیان ایران و سایر دگراندیشان بیشتر آگاه ساخته است. فائزه هاشمی ملاقات خود را با خانم کمال آبادی به عنوان دفاع از حقوق انسانی کسانی نیز توصیف نموده که در جمهوری اسلامی ایران تحت ستم و آزار قرار می گیرند.

جمعی از تجار بازار نیز با انتشار طوماری از دادستان تهران خواسته اند که تدابیر لازم را علیه فائزه هاشمی اتخاذ کند.
به همین مناسبت وزارت امور خارجۀ آمریکا شنبه گذشته خواستار آزادی رهبران جامعۀ بهایی ایران از زندان شد و از جمهوری اسلامی ایران خواست که آزادی بیان و اندیشه و همچنین آزادی ادیان و برگزاری اجتماعات را در این کشور به رسمیت شناخته و رعایت کند.

No responses yet

May 11 2016

“دیوث‌های سیاسی” به روایت آیت‌الله جوادی آملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: داستان از آنجا آغاز شد که سایت رجانیوز در ۱۹ اردیبهشت ۹۵ متن سخنان آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با محمدرضا عارف را با تیتر “کسی که به بیگانه راه می‌دهد دیوث سیاسی است” منتشر کرد. پس از واکنش شبکه‌های اجتماعی به این سخنان، رجانیوز به سرعت گزارش را از صفحه خود حذف کرد. اما پس از توضیحات دفتر آیت‌الله جوادی آملی، همان گزارش را دوباره با تیتر “آیت‌الله جوادی آملی خطاب به محمد رضا عارف: کسانی که راه نفوذ بیگانه را در فضای اقتصادی و سیاسی به روی کشور می‌گشایند دیوث هستند” منتشر کرد.

در گزارش جدید همچنان این سخنان وجود دارد: “در غیرت باید سه عنصر جمع شود تا آن را بسازند؛ عنصر اول غیرزدایی است به این معنا که اجازه ندهیم بیگانه نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم. دیاثت یا اخلاقی است و یا سیاسی. کسی که بیگانه را راه می‌دهد دیوث سیاسی است بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست”.

مشکل یا مسئله چیست؟ چه امر اخلاقاً ناروایی وجود داشت که شبکه‌های اجتماعی به آن واکنش نشان داده و ایشان هم مجبور به توضیح شد؟
دیدار محمدرضا عارف با آیت الله جوادی آملی. در این دیدار بود که آیت الله به یاد مبحث فقهیی”دیاثت” افتاد

دیدار محمدرضا عارف با آیت‌الله جوادی آملی. در این دیدار بود که آیت‌الله به یاد مبحث فقهی”دیاثت” افتاد

یکم- اخلاقی: آیت‌الله جوادی آملی “مفسر قرآن”، “فیلسوف”، “عارف”، “متکلم”، “مرجع تقلید”، “استاد اخلاق”، “علامه” و به عناوین بزرگ دیگری نامیده می‌شود. از افراد معمولی هم انتظار نمی‌رود که در گفتارشان از الفاظ رکیک استفاده کنند و دشنام‌هایی را نثار دیگران کنند که رکیک‌ترین هتاکی‌ها به شمار می‌روند.

آیا فردی با چنین جایگاهی که برای او می‌سازند و ساخته‌اند، حق دارد از چنین زبانی استفاده کند؟ آیا این زبان کوچکترین تناسبی با جایگاهی که برای او می‌سازند، دارد؟ شبکه‌های اجتماعی آیت‌الله جوادی آملی را مجبور به دفاع از خود کردند تا بلکه نشان دهد که گویی در حال ارائه بحثی کاملاً تخصصی و بلند مرتبه بوده و هیچ گونه اهانتی نکرده‌اند.

این ترفند در چه شکلی عرضه شده است؟ روشن است که واژه معنایی جز کاربرد ندارد (ویتگنشتاین). واژه‌ها نیز در زبان عرفی و زبان تخصصی علوم ممکن است به معانی گوناگونی به کار روند. آیت‌الله جوادی آملی برای تبرئه خود به همین تمایز استناد کرده و مدعی است که معنای “دیوث” در زبان عرفی با معنای آن در زبان تخصصی فقه و اخلاق تفاوت داشته و فقیهان و اخلاقیون این واژه را در معنای متفاوتی از معنای عرفی آن به کار می‌برند.

وقتی آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر فقیهان بلند پایه از زبان بسیار هتاکانه استفاده کرده و می‌کنند، آیا از نمایندگان مجلس و مسئولان نظامی و امنیتی انتظار دیگری باید داشت؟

توضیحات دفتر ایشان در ۲۰ اردیبهشت در تمامی رسانه‌ها- از جمله رجانیوز- تحت عنوان “توضیح دفتر آیت‌الله جوادی آملی درباره واژه دیاثت” منتشر شد. به توضیحان ایشان بنگرید:

«یکی از واژه‌ها و مفاهیمی که در فقه کاربرد رسمی دارد واژه «دیاثت» است آنچه در فهم درست رهنمودهای حضرت استاد حائز اهمیت است، کاربرد اصطلاح «دیاثت» در دانش فقه و اخلاق است که با کاربرد عرفی آن، تفاوت زیادی دارد. توضیح این که فقیهان شیعه، در ابواب قضاء، حدود و شهادات، بر اساس روایات معتبر امامان معصوم (علیهم السلام) احکام متعددی برای «دیوث» و «دیاثت» مطرح کرده‌اند. همان طور که در کتاب شریف مجمع البحرین آمده در اصطلاح ایشان، «دیوث» به مرد بى غیرتی گفته می‌شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد مى‌کند. دیاثت از گناهان کبیره است به گونه‌ای که در روایتی از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که دیوث بوى بهشت را استشمام نمى‌کند. امام صادق (علیه السلام ) نیز مى‌فرماید: «بهشت بر دیوث حرام است». از این رو شهادت دیوث نیز در محاکم شرعی پذیرفته نیست.»

آیا فقیهان دیوث را به معنای متفاوتی از عرف به کار برده اند؟ کافی است به معنای عرفی دیوث در سه فرهنگ مشهور فارسی رجوع کنیم:

فرهنگ معین دیوث را “بی غیرت” معنا کرده است. فرهنگ دهخدا در معنای آن نوشته: «قواد. دیبوب. آن که مردان را بر زن خود وارد کند. آن که بر زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد.” فرهنگ عمید: “مرد بی غیرت؛ مردی که درباره زن خود غیرت و تعصب نداشته باشد.»

بدین ترتیب، مطابق توضیحات دفتر آیت‌الله جوادی آملی، فقیهان این واژه را در معنای متفاوتی از معنای عرفی به کار نگرفته‌اند و این توضیحات رفع مشکل و حل مسئله نکرده است. این واژه یکی از الفاظ بسیار رکیک است.
آیت الله جوادی آملی . او “مفسر قرآن”، “فیلسوف”، “عارف”، “متکلم”، “مرجع تقلید”، “استاد اخلاق”، “علامه” و به عناوین بزرگ دیگری نامیده می‌شود.

آیت الله جوادی آملی . او “مفسر قرآن”، “فیلسوف”، “عارف”، “متکلم”، “مرجع تقلید”، “استاد اخلاق”، “علامه” و به عناوین بزرگ دیگری نامیده می‌شود.

دوم- مخاطب سخنان کیست: تیتر گزارش سایت اصول گرای افراطی رجانیوز، مخاطب را محمد رضا عارف به شمار آورده است. یعنی منتخب اول تهران در مجلس شورای اسلامی و نامزد ریاست مجلس آینده.

اما تقلیل و فروکاستن مخاطب به محمد رضا عارف- به دلایل زیر- ناموجه است :

الف- در توضیح دفتر آیت‌الله جوادی آملی آمده است: “در دیدار روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت دکتر عارف نماینده منتخب مردم تهران و جمع دیگری از نمایندگان منتخب مجلس شورای اسلامی با حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی (دام ظله )، مطالب ارزشمندی در سه محور کلی نقش مردم در جامعه، وظایف مسئولان و جایگاه رهبری مطرح گردید.”

پس مخاطب این “مطالب ارزشمند” جمع دیگری از نمایندگان مجلس هم بوده‌اند.

ب- در اصل سخنرانی نیامده است که فقط حاضران مخاطب این سخنان‌اند. بلکه گفته شده است، هر کس راه گشای ورود اقتصادی و سیاسی بیگانگان باشد، “دیوث سیاسی” است. در توضیحات بعدی دفتر هم به روشنی آمده است:

«کسانی که راه نفوذ بیگانگان را درفضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند.»

پ- در واقع مخاطب سخنان ایشان مسئولان و زمامداران جمهوری اسلامی هستند. برای این که ایشان به صراحت به حاضران می‌گوید که مردم با انتخابات وظیفه خودشان را انجام دادند (“مردم کارشان تمام شد“) و سپس به انتقاد شدید از واردات و قاچاق کالا پرداخته و از مسئولان و زمامداران جمهوری اسلامی می‌خواهد که جلوی واردات و قاچاق کالا به کشور را بگیرند، وگرنه “دیوث سیاسی” هستند. بدین ترتیب، در میان مسئولان و زمامداران جمهوری اسلامی، هر کس که راهگشای فرهنگ، اقتصاد، سیاست، زبان، و…بیگانگان باشد، فاقد غیرت بوده و “دیوث سیاسی” است.

در تاریخ ۳۷ ساله جمهوری اسلامی کدام شخصیت‌های سیاسی مدافع و عامل ورود اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیگانگان بوده‌اند؟ اینک چه کسانی مدافع این ورود هستند؟ درباره هر نکته‌ای بتوان تردید کرد، در این باره نمی‌توان تردید کرد که مخاطب اصلی این سخنان کدام جناح جمهوری اسلامی است.

ت- توافق هسته‌ای مهمترین نماد ورود بیگانگان به سری‌ترین طرح جمهوری اسلامی است. یعنی جمهوری اسلامی با کنترل و نظارت‌هایی بسیار فراتر از نظارت‌های آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای موافقت کرد. این توافق به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسید و پس از تأیید آیت‌الله خامنه‌ای به اجرأ در آمد. بدین ترتیب، آیت الله خامنه‌ای و شورای عالی امنیت ملی هم مخاطب آیت‌الله جوادی آملی هستند.

سوم- تفسیر به سود آیت‌الله جوادی آملی: ممکن است افرادی این اشکال را وارد آورند که مخاطب این سخنان فقط و فقط زمامداران جمهوری اسلامی نیستند، بلکه مردم هم شامل این حکم‌اند.

تفسیر ما به سود آیت‌الله جوادی آملی بود. چون هتاکی او را فقط و فقط به بخشی از دستگاه حاکمه جمهوری اسلامی منحصر می‌کرد. اما اگر مردم هم شامل این سخنان شوند، هتاکی ایشان گریبان مردم را هم خواهد گرفت.

وقتی آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر فقیهان بلندپایه از زبان بسیار هتاکانه استفاده کرده و می‌کنند، آیا از نمایندگان مجلس و مسئولان نظامی و امنیتی انتظار دیگری باید داشت؟ ساده‌ترین راه قبول مسئولیت و اعتراف به اشتباه بود. اما مگر مراجع تقلید حاضر به پذیرش هتاکی و عذرخواهی بوده و هستند؟ وقتی آنان برای ستمگری حاضر به پوزش خواهی زبانی نیستند، چرا برای هتاکی باید عذرخواهی کنند؟

No responses yet

May 11 2016

مصباحی مقدم در گفت و گو با «انتخاب»: احمدی‌نژاد گزارشی به رهبری داد که به آخر خط رسیدیم،باید قعطنامه‌های شورای امنیت را امضا کنیم/ احمدی نژاد به رهبری گفت اگر این دیدگاه را قبول ندارید، دیگر مسئول پرونده نیستم/ رهبری قاطعانه فرمودند خودم مسئولیت را قبول می‌کنم/ یقیناً شورای نگهبان او را تایید نمی کند، لیافت بازگشت را ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

انتخاب: وی با بیان این مطلب که «احمدی‌نژاد لیاقت اینکه یکبار دیگر به صحنه قدرت بیاید را ندارد»، افزود: او چهره خود در قبال خیلی از افراد و چهره های موجه را خراب کرد که همین موضوع باعث شد به خواست خود به جاشیه برود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

احمدی‌نژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم، باید قعطنامه‌های شورای امنیت را امضا کنیم تا از تحریم‌ها دور شویم/ احمدی نژاد به رهبری گفت «اگر این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول پرونده نیستم» / رهبری قاطعانه فرمودند خودم مسئولیت را قبول می‌کنم»/ یقیناً شورای نگهبان احمدی نژاد را تایید نمی کند/ احمدی نژآد لیافت بازگشت به قدرت را ندارد

حجت‌السلام غلامرضا مصباحی مقدم نماینده تهران در گفت‌و‌گو با «انتخاب»، در پاسخ به این سوال که احمدی‌نژاد بعد از عید به شهرهای مختلف تردد داشته است و برخی معتقدند او کاندیدای ریاست جمهوری 96 خواهد شد، گفت: تصور نمی‌کنم احمدی‌نژاد بخواهد وارد گود انتخابات شود، علتش هم اقداماتی است که او در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، انجام داد.

وی با بیان این مطلب که «احمدی‌نژاد لیاقت اینکه یکبار دیگر به صحنه قدرت بیاید را ندارد»، افزود: او چهره خود در قبال خیلی از افراد و چهره های موجه را خراب کرد که همین موضوع باعث شد به خواست خود به جاشیه برود.

مصباحی مقدم ادامه داد: وقتی کارنامه مدیریت احمدی‌نژاد را رصد میکنیم نمی توانیم به این نتیجه برسیم که کشوری چون ایران را مدیریت کند.

حجت‌السلام مصباحی مقدم تصریح کرد: اولین چهره‌ ی متفاوتی که احمدی‌نژاد ازخود نشان داد به معاون اولی مشایی برمی‌گردد که با مخالفت کتبی و محرمانه رهبری مواجه شد که وی تا یک هفته به این مخالفت هیچ اعتنایی نکرد ، بعد از یک هفته مجلس وارد کار شد و ابوترابی‌فرد از طریق تریبون مجلس این نامه محرمانه را علنی کرد که باز هم ترتیب اثر نکرد، تا اینکه مشایی خودش داوطلبانه استعفاء داد که وی این استعفا را به نامه رهبری ترجیح داد.

وی در ادامه با اشاره به «خانه‌نشینی یازده روزه احمدی‌نژاد که برای اولین بار یک توسط یک رئیس جمهور در ایران انجام شد» گفت: این اقدام وی که در قبال دستور رهبری برای ادامه خدمت مصلحی وزیر اطلاعات بود ، موضع‌گیری‌های خیلی ناپسندی را موجب شد.

این نماینده مجلس ادامه داد: با توجه به خانه نشینی وی که اداره کشور روی هوای بود دولت بحث استیضاح را مطرح کرد که بعد از آن به پاستور رفت.

حجت‌السلام مصباحی مقدم با اشاره به ستاد تدابیر ویژه اقتصادی گفت: با توجه به این اقدامات ستاد که می خواستند تحریم‌ها را دور بزنند «احمدی‌نژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم و با توجه به قطعنامه‌های شورای امنیت درباره انرژی هسته‌ایی باید‌ ، آن را امضا کنیم»، ولی رهبری با این گزارش مخالفت کردند که بعد از این مخالفت احمدی‌نژاد با رهبری دیدار کردند و گفت اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول این پرونده نیستم و رهبری با صراحت و قاطعانه فرمودند خودم این مسئولیت را قبول می‌کنم.

وی با اشاره به واکنش شورای نگهبان درباره ورود احمدی‌نژاد گفت: به طور یقین می‌توانم بگویم که شورای نگهبان تایید صلاحیت نمی‌کند.

احمدی‌نژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم، باید قعطنامه‌های شورای امنیت را امضا کنیم تا از تحریم‌ها دور شویم/ احمدی نژاد به رهبری گفت «اگر این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول پرونده نیستم» / رهبری قاطعانه فرمودند خودم مسئولیت را قبول می‌کنم»/ یقیناً شورای نگهبان احمدی نژاد را تایید نمی کند/ احمدی نژآد لیافت بازگشت به قدرت را ندارد

وی در پاسخ به این سوال که اگر احمدی‌نژاد دست دوستی جلوی جامعه روحانیت مبارزه دراز کند ایا جامعه این دست دوستی را قبول می کند؟گفت: یقینا جامعه روحانیت، دست دوستی ایشان را رد می کند.

وی درباره ریاست مجلس دهم اظهار کرد: به نظر من، زمینه برای لاریجانی بهتر دیده می شود تا عارف.

No responses yet

May 11 2016

«دادسرا» حساب کمک‌های مردمی به قلعه احمد آباد را بست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: هیئت امنای قلعه احمد آباد (محل آرامگاه محمدمصدق نماد «نهضت ملی ایران» و نخست وزیر در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲) به تازگی در اطلاعیه‌ای اعلام کردند که مسئولان حکومتی حساب بانکی مخصوص اداره امور نگهداری و مرمت این قلعه در بانک ملی ایران را بسته‌اند.

این هیئت همچنین در این اطلاعیه از دوستداران محمد مصدق خواسته است که دیگر به این حساب مبلغی واریز نکنند. حساب بانکی یادشده به نام محمود مصدق نوه محمد مصدق و حسین شاه حسینی عضو «جبهه ملی» و فعال پیش‌کسوت طیف «ملیون»، باز شده بود.

رادیو فردا از آقای شاه‌حسینی پرسیده است که آیا خبر بسته شدن حساب بانکی ویژه اداره آرامگاه محمد مصدق صحت دارد؟

بله. بسته شده است.

دلیلش مشخص است که چرا بسته شده؟

تا ا لان به ما جوابی نداده‌اند و ما را دعوت کرده‌اند که چهارشنبه برویم به ما پاسخ بدهند.

چه کسی از شما این دعوت را کرده؟

آنچه به من نشان دادند «بازپرسی شعبه دوم دادسرای ناحیه سه شهید مقدس» در اوین است.

این دادسرا چطور دخیل شده در اینکه به بانک بگوید ببندند؟

هیچ اطلاعی نداریم. هیچ. روز چهارشنبه قرار شده جناب دکتر محمود مصدق و من در خدمتشان برویم ببینیم مسئله چیست.

تا حالا از این حساب چه استفاده‌ای می‌شد؟ آن مرمت‌هایی که شده…؟

خیلی. حساب ساختمان ساخته. یک کتابخانه ساخته. البته نگذاشتند. ساختمانش تمام شد کاملا آماده از هر حیث. کتاب‌هایی هم کسانی هدیه داده‌اند و گذاشته‌اند آنجا. البته خود قلعه ماهیانه حدود حداقل بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون هزینه دارد. نگهداری‌اش. چهار دیوار چهار طرفش دارد. این قلعه دیوار‌هایش کاهگلی است و ما می‌خواهیم حفظ آثار هم شود. خود ساختمان خشتی است و رطوبت کشیده. طاق شیروانی قدیمی است. خب اینجا درخت دارد، ‌ آبیاری دارد، ‌ پاک کردن دارد، تلفن دارد، ‌ گاز دارد، ‌برق دارد. سرایدار دارد که همیشه آنجا هست. یک کارگر همیشه هست. الان ایامی است که باید نهر را بیل زد، علف‌ها را کند، شاخه‌ها را تراش کنیم، ‌سمپاشی باید باشد. برگریزان آنجا، تمیز کردن آنجا…

تا حالا این مخارج چطوری تامین می‌شده؟

مردم. همین مردم. حسابی بوده اعلام می‌کردیم به نام «هیئت امنای قلعه احمدآباد جهت نگهداری قلعه احمدآباد علاقمندان می‌توانند به این شماره در بانک نادری پول بریزند.»

ولی آن حساب دیگر بسته شد؟

این حساب را این‌ها بستند. ۱۲ میلیون تومان موجودی بود که بستند.

این هیات امنا از قلعه احمدآباد چه استفاده‌هایی می‌کرد تا حالا؟

بعضی مواقع سفارتخانه‌های خارجی از طریق وزارت خارجه می‌رفتند اجازه می‌‌گرفتند، آن‌ها مراجعه می‌‌کردند وقتی اجازه وزارت خارجه صادر می‌شد من یا جناب دکتر محمود خان یا من یا یکی دوتا از امنا به سرایدار آنجا می‌گفتند و آن‌ها می‌رفتند آنجا داخل مقبره عکسی برمی‌داشتند یا ادای احترام می‌کردند و می‌رفتند. بعضی مواقع تا سه سال پیش هیئت امنا دخالت‌های مستقیمی می‌کرد و دولت وقت اجازه داده بود روز چهاردهم اسفند و روز بیست و نهم اردیبهشت که روز تولد و فوت مرحوم مصدق بود اعلام می‌کردند که در قلعه باز است و مردم می‌توانند برای احترام و گل گذاشتن تشریف بیاورند. حدود هزار تا هزار و پانصد نفر و دولت هم اجازه داده بود و ماموران امنیتی هم گذاشته بودند، می‌آمدند. الان البته دستور دادند دو سه ماه قبل از اینکه درش را ببندند و به هیچ وجه کسی را راه ندهند حتی خود خانواده مرحوم هم نباید بیایند. تا‌‌ همان موقع هم بعضی شب‌های جمعه یک عده می‌رفتند و فاتحه می‌خواندند و در بعضی اعیاد یک عده می‌رفتند. مراعات می‌کردند. دولت هم اجازه می‌داد. ولی الان سه چهار سال است دولت اجازه نداده چهاردهم اسفند و بیست و نهم اردیبهشت در آنجا برنامه‌ای اجرا شود.

بیست و نهم اردیبهشت امسال آیا مراسمی برگزار خواهد شد؟

امسال نامه را نوشتیم و فرستادیم برای آقایان. آقایان باید اجازه بدهند. همانطور که دفعه پیش چهاردهم اسفند ۹۴ را به مناسبت مرگ دکتر مصدق ندادند، حالا هم بیست و نهم اردیبهشت را که تولد دکتر مصدق است یقینا احتمال دارد و پیش‌بینی می‌کنیم جوابی ندهند.

No responses yet

May 10 2016

توضیح یک دیوث در باره یک دیوث دیگه: توضیح دفتر جوادی آملی در ارتباط با به کار بردن واژه «دیوث» در دیدار با عارف

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

من و تو: دفتر آیت‌الله جوادی آملی در رابطه با دیدار این مرجع تقلید با محمدرضا عارف اطلاعیه ای را منتشر کرد.

در بخشی از این اطلاعیه آمده است «در این دیدار به کارگیری واژه‌ای خاص موجب برداشت ناصوابی گشته که امید این توضیح در جهت رفع این ابهام مؤثر و مفید باشد.»

واژه‌ خاص مورد نظر کاربرد اصطلاح «دیاثت» در دانش فقه و اخلاق است که در این متن توضیح داده می‌‌شود با کاربرد عرفی آن تفاوت زیادی دارد.

در بخش دیگری از این متن، ضمن توضیح کلمات «دیوث» و«دیاثت» نوشته شده است: «دیوث» به مرد بی‌غیرتی گفته می‌شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد می‌کند.

سپس با این توضیح گفته می‌‌شود که منظور این مرجع تقلید از به کار بردن این کلمه چه بوده است.

جوادی آملی در دیدار با عارف گفته بود «کسانی که راه نفوذ بیگانگان را در فضای اقتصادی یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند، از غیرت اقتصادی یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند.»

منابع داخلی

No responses yet

May 09 2016

آیت‌الله خامنه‌ای و منطق مخالفت با ترویج زبان انگلیسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، روز ١٣ اردیبهشت طی سخنانی از “اصرار بر ترویج انحصاری زبان انگلیسی” در ایران انتقاد کرد و گفت: “زبان علم فقط انگلیسی نیست… زبان‌های دیگر مثل اسپانیولی، فرانسه، آلمانی و [زبان] کشورهای شرقی هم زبان علمند”. وی افزود: “نمی‌گویم از فردا آموزش انگلیسی را تعطیل کنیم، اما بدانیم چه می‌کنیم “.

رهبر ایران در گذشته نیز گفته بود: “ناگهان از گوشه‌ای یک نفر تشخیص داده که باید ما به کودکان دبستانی، از کلاس اول – یا حتی پیش‌دبستانی – زبان انگلیسی یاد بدهیم؛ چرا؟ وقتی بزرگ شدند، هر کس نیاز دارد می‌رود زبان انگلیسی را یاد می‌گیرد. چقدر دولت انگلیس و دولت آمریکا باید پول خرج کنند تا بتوانند این طور آسان زبان خودشان را در میان یک ملت بیگانه ترویج کنند؟”

در این مقاله، این دیدگاه از دو زاویه مورد بررسی قرار می‌گیرد. نخست اینکه این نظریه تا چه حد به واقعیت‌های عینی نزدیک است، و دوم، چرا آقای خامنه‌ای چنین موضعی را نسبت به زبان انگلیسی می‌گیرد.

مرور تاریخی

زبان انگلیسی در گذشته نه چندان دور، جایگاهی را که امروز در جهان از آن برخوردار است، نداشت. گالیله ایتالیائی، در قرن ١٧ میلادی کتاب مشهور خود Sidereus Nuncius را به زبان لاتین نوشت. حتی در قرن ١٨، ایزاک نیوتون فیزیکدان و ریاضیدان انگلیسی، کتاب اصول ریاضیات خود Principia Mathematica را به لاتین نوشت. آلبرت انشتین نیز اولین مقالات بلند علمی خود را به زبان آلمانی نگاشت. در قرن ١٩، سه زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی زبان‌های مسلط در اروپا بودند. اما قرن بیستم شاهد تحولات بسیاری به خصوص دو جنگ بزرگ جهانی بود که تغییرات عمیقی را در جهان ایجاد کرد.

با شکست آلمان و در هم کوبیده شدن اروپا، به خصوص در جریان جنگ دوم جهانی، راه برای ظهور قدرت جدیدی در عرصه بین‌المللی به نام ایالات متحده آمریکا باز شد. آمریکا که از صحنه جنگ در اروپا به دور بود و کمترین زیان را متحمل شد، نه تنها پس از جنگ از نظر اقتصادی و نظامی به قدرت مسلط دنیا بدل شد (هر چند از نظر نظامی با شوروی در رقابت قرار گرفت) بلکه با جذب مغزها از سراسر اروپای درهم شکسته، به منبع اصلی تولید علم در دنیا نیز تبدیل شد. تولید و انتشار محصولات فکری در همه زمینه‌ها به‌طور انفجاری در آمریکا فزونی گرفت در حالی که اروپا هنوز مشغول بازسازی خرابی‌های پس از جنگ بود.

زمان را چندین دهه به جلو می‌بریم. مطالعه‌ای که در سال ٢٠١٢ بر روی ٢١ هزار معتبرترین مقاله‌های علمی از ٢٣٩ کشور جهان انجام شد نشان داد که ٨٠ درصد مقالات به زبان انگلیسی بوده است. گزارش‌های دیگری این رقم را در حد ٩٨ درصد گزارش کرده‌اند.

اما شاید عجیب‌ترین بخش این قضیه این باشد که در کشورهای دیگر دنیا، حجم مقاله‌های تحقیقی که به زبان انگلیسی منتشر می‌شود چندین برابر مقاله‌هایی است که به زبان ملی خود آنان منتشر می‌شود. به‌طور مثال، نسبت مقاله‌های تحقیقی منتشر شده به زبان انگلیسی، در خود فرانسه ٨ برابر مقالات فرانسوی است. این نسبت در اسپانیا ٧ برابر، در آلمان ٩ برابر، در روسیه ٢٧ برابر و در هلند ۴٣ برابر است. به عبارت دیگر، به عنوان نمونه، حجم مقالات علمی که به زبان انگلیسی در روسیه منتشر می‌شوند ٢٧ برابر مقالات به زبان روسی است.

چرا انگلیسی رواج یافته؟

سه دلیل عمده برای توضیح این مسئله وجود دارد.

اول اینکه اگر مقاله‌ای به زبان انگلیسی نوشته نشود شناسایی جهانی پیدا نمی‌کند و یا به سختی می‌تواند پیدا کند. مقاله اسپانیولی را آلمانی و روس نمی‌فهمند و بالعکس. انگلیسی به زبان مشترکی بین ملت‌ها تبدیل شده و این امر حقیقتی است انکارناپذیر. زمانی که وزرای خارجه ۶ قدرت جهانی با ایران مشغول مذاکره بودند، علیرغم رقابت‌های سیاسی بین برخی از آن قدرت‌ها، همه به یک زبان سخن می‌گفتند: انگلیسی.

دوم اینکه بخش عظیم واژه‌ها و اصطلاحات جدید که ناشی از پیشرفت سریع تکنولوژی است از آمریکا به تمام جهان صادر می‌شود. بسیاری از ناظران پیش‌بینی می‌کنند که زبان‌هایی که با پیشرفت سریع تکنولوژی نمی‌توانند همگام شوند و واژه‌سازی کنند ظرف یک قرن آینده تنها اسکلتی از آنها به جا خواهد ماند.

تازه همین امروز، شما سوار “ماشین” خود می‌شوید که به تماشای “دربی” بروید. ماشین را در “پارکینگ پارک” می‌کنید و به “استادیوم” می‌روید. روی یک “سانتر” بلند، فلانی “گل” می‌زند و داور یک “آفساید” و “پنالتی” را هم نادیده می‌گیرد. در فضای تکنولوژی اطلاعات هم که تعداد واژه‌های وارد شده از زبان انگلیسی بسیار بیشتر است.

دلیل سوم که بسیاری از کارشناسان بر آن تأکید می‌کنند سادگی زبان انگلیسی در مقایسه با زبان‌های دیگر اروپائی است (صرف افعال ساده‌تر، افعال بی‌قاعده کمتر، فقدان اسامی مذکر و مؤنث). زبان انگلیسی همچنین از زبان‌های جنوب شرقی آسیا، مثل چینی و کره‌ای و ژاپنی هم ساده‌تر است.

نتیجه اینکه، حتی کشورهای پیشرفته اروپایی هم تفوق زبان انگلیسی را تا حدودی پذیرفته‌اند و امروز دانستن زبان انگلیسی رفته رفته از حالت یک مزیت لوکس خارج شده و به صورت یک ضرورت برای رشد و پیشرفت فردی از یکسو و ترقی علمی و اقتصادی و صنعتی کل جامعه، از سوی دیگر، در آمده است.

چرا مخالفت؟

اما چرا آیت‌الله خامنه‌ای، علیرغم اینکه به پیشرفت علمی و صنعتی علاقه زیادی نشان می‌دهد و آن را برای استقلال کشور از قدرت‌های غربی ضروری می‌داند با گسترش زبان انگلیسی مخالف است؟

جوزف نای، پژوهشگر ٨٠ ساله آمریکایی، کسی که مفهوم “قدرت نرم” را در روابط بین الملل ابداع کرده، معتقد است که قدرت یک کشور تنها در قدرت سخت (تفنگ و پول) خلاصه نمی‌شود، بلکه موفقیت حکومت‌ها در صحنه بین‌المللی موکول به داشتن قدرت نرم است.

بنا بر تعریف او، قدرت نرم شامل قابلیت‌ها و ظرفیت‌های یک حکومت است به نحوی که بتواند از طریق برتری فرهنگی و ایدئولوژیک به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم بر رفتار دیگر کشورها تأثیر بگذارد و منافع خود را بدون نیاز به پول و تفنگ تأمین کند. از جمله مؤلفه‌های قدرت نرم آمریکا، به عقیده جوزف نای، موقعیت برتر زبان انگلیسی در دنیاست.

دانستن زبان انگلیسی موقعیتی را برای اتباع دیگر کشورها فراهم می‌آورد که با فرهنگ آمریکائی Pop culture، که نشان داده از جاذبه بالایی برای جوانان اکثر کشورهای جهان برخوردار است، آشنا شوند. در واقع، عمق نگرانی آقای خامنه‌ای از گسترش و ترویج زبان انگلیسی نتایج آن است که می‌تواند به تغییر فرهنگ جوانان و مآلا تضعیف پایه‌های ایدئولوژیک نظام تبدیل شود.

در واقع زبان انگلیسی از آنجا که فرآیند جهانی شدنش به مرحله برگشت‌ناپذیری رسیده،به عنوان ابزاری برای رشد و پیشرفت فردی و اجتماعی شناخته می‌شود. در عین حال این موضوع مورد اجماع پژوهشگران روابط بین‌الملل است که در مقوله رقابت بین حکومت‌ها، قدرت سخت در درازمدت کارایی مقابله با قدرت نرم را ندارد و برای مبارزه با قدرت نرم باید از همان حربه یعنی “قدرت نرم” استفاده کرد.

No responses yet

May 09 2016

آموزش «پنج زبان غیرانگلیسی» به زودی در مدارس ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

من و تو: از این پس پنج زبان آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی و روسی در مدارس تدریس خواهد شد.
حسن روحانی در واکنش به صحبت‌های آیت الله خامنه ای‌ گفته بود آموزش زبان در ایران نیازمند فراهم شدن شرایط تدریس و تقاضا برای آموزش آن هم است.

چند روز پس از صحبت‌های رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه زبان علم فقط زبان انگلیسی نیست و انتقاد شدید از اینکه چرا تا این اندازه در ایران به آموزش زبان انگلیسی توجه می‌‌شود، امروز معاون شورای عالی آموزش و پرورش گفت از این پس پنج زبان آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی و روسی در مدارس تدریس خواهد شد.

البته احمد عابدینی شرط تدریس یک زبان در مدارس را تشکیل کلاس هایی با حداقل ۱۵ نفر دانست و افزود کمتر از این تعداد، کلاس تشکیل نخواهد شد.

او تاکید کرد طبق مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش این وزارتخانه موظف شده شرایط تدریس و آموزش برای متقاضیان فراگیری زبان‌های خارجی به غیر از زبان انگلیسی را در هر مدرسه فراهم کند.

حسن روحانی در واکنش به صحبت‌های آیت الله خامنه ای‌ گفته بود آموزش زبان در ایران نیازمند فراهم شدن شرایط تدریس و تقاضا برای آموزش آن هم است؛ نکته‌ای که بسیاری از کارشناسان هم به آن اشاره کرده و معتقدند در شرایط کنونی‌ امکانات لازم از جمله مدرسان خبره برای آموزش زبان‌های دیگر در سطح گسترده و در مدارس مختلف ایران وجود ندارد.

در همین ارتباط، غلامعلی حداد عادل هم ضمن تائید نظر رهبر جمهوری اسلامی گفت دقیقا همان روز و پس از ابراز این اظهارات، شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه‌ای که ریاست آن با رئیس‌جمهوری بوده، دبیرخانه شورا را موظف به بررسی کارشناسانۀ راه‌های اجرای توصیۀ آیت الله خامنه ای‌ کرده است.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی اضافه کرد یکی‌ از راه‌ها این است که برای داوطلبان زبان‌های غیرانگلیسی – حتی اگر دو درصد دانش‌آموزان باشند – کلاس ویژه‌ای در ساعات مناسب تشکیل شود تا آنها بتوانند زبان مورد علاقۀ خود را بیاموزند.

No responses yet

May 04 2016

روحانی: اینکه چه تعداد زبان بیاموزیم به امکانات و خواست مردم مرتبط است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: آقای روحانی در مراسمی برای بزرگداشت معلمان حضور کرده است

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با تاکید بر لزوم آموزش چندین زبان خارجی در ایران گفته است این که چه زبان‌هایی آموزش داده شوند به امکانات موجود و خواست مردم مرتبط است.

آقای روحانی گفته است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی بحث آموزش زبان‌های خارجی مطرح شده و دولت در پی این است که جوانان ایرانی با چند زبان خارجی آشنا شوند.

رئیس جمهور ایران در عین حال گفته است: “البته اینکه کدام زبان و چه تعداد زبان خارجی بیاموزیم هم به امکانات ما و هم به تعداد معلمین آشنای ما به زبان‌های خارجی ارتباط دارد و البته هم به خواست مردم مرتبط است. مردم خودشان باید بخواهند و دانش‌آموز هم باید خودش بخواهد و باید بتواند انتخاب کند چند زبان می‌خواهد بیاموزد.”

“وقتی در یک مدرسه‌ای ۹۸ درصد دانش آموزان یک زبان را انتخاب کردند و ۲ درصد دیگر زبان دیگری را برگزیدند ما که نمی‌توانیم برای آن ۲ درصد معلم دیگری را به کار بگیریم.”

حسن روحانی این اظهارات را دو روز پس از آن بیان کرده که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، از “اصرار بر ترویج انحصاری زبان انگلیسی” انتقاد کرد. آقای خامنه‌ای گفت: “زبان علم فقط انگلیسی نیست… نمی‌گویم از فردا آموزش انگلیسی را تعطیل کنیم، اما بدانیم چه می کنیم.”

امروز، چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت، آقای روحانی گفته است: “شما ببینید در شبه قاره هند به خاطر اینکه این جمعیت عظیم به زبان انگلیسی تقریبا مسلط هستند شما ببینید که در فناوری اطلاعات چه کارهایی انجام داده‌اند و چه شغل بزرگی را این شبه قاره به دست آورده است، ما باید زبانی را یاد دهیم که در کنارش علم، راحت‌تر به دست آید و شغل بیشتر برای نسل جوان آینده به وجود بیاورد و ارتباط اقتصادی ما را با دنیا تسهیل کند.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .