اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Oct 29 2013

«کاپشن» پروژه‌ای از سوی جوانان ایرانی: دست به دست هم تا کودکان فقیر این زمستان از سرما نلرزند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفرانسه: فصل سرما در ایران در حال آغاز شدن است، حتی در برخی نقاط ایران «فصل سرد» آغاز شده. در این میان مثل هر سال بسیاری از کودکان بی‌سرپرست، بدسرپرست، فقیر و یا کودکان کار هستند که به علت نداشتن لباس گرم باز باید در این فصل طولانی، از سرما بلرزند.
عده ای از جوانان ایرانی دور هم جمع شده اند و تصمیم گرفته اند تا با استفاده از شبکه های اجتماعی و کمک مردم، با رساندن لباس گرم به خصوص «کاپشن» به کودکان نیازمند، در حد توان خود، گذر فصل سرما را برای این کودکان راحتتر کنند.
بنیانگذاران این طرح نام «کاپشن» را برای آن انتخاب کرده اند. این گروه از طریق سایت خود و یا فیسبوک برای این پروژه تبلیغ میکنند و از مردم میخواهند تا اگر کاپشنی دارند که کودکانشان دیگر از آنها استفاده نمیکنند، آن را به دست آنها برسانند و یا به اشکال گوناگون و در حد توان خود به آنها کمک مالی کنند تا آنها بتوانند در این زمستان، گرما را به کودکان نیازمند کاپشن برسانند.

عکسی که یکی از داوطلبین کاپشن ارسال کرده و شرایط بد این کودکان را در فصول سرد سال توضیح داده و خواستار ارسال کاپشن برای آنها شده است

آمار کامل و مشخصی از کودکان بی سرپرست، بد سرپرست، فقیر و یا کودکان کار و خیابان در ایران وجود ندارد.
اما طبق برخی آمارها حدود 1 میلیون 700 هزار کودک کار در ایران وجود دارند. طبق برخی از آمارهای غیر رسمی نیز حدود 20 هزار کودک ایرانی شب ها در خیابان ها زندگی میکنند که این تعداد در حال افزایش است.
از این روست که به نظر میرسد در کنار وجود ارگان های دولتی مانند کمیته امداد که مختصات کاری آنها غیر شفاف است، بسیاری از سازمان های مردم نهاد و یا جوانان ایرانی سعی در کمک به این قشر آسیب خورده اجتماعی دارند. بخشی از جامعه کودکان ایرانی که مستعد دریافت آسیب های جدید اجتماعی نیز هست.

شرکت کننده

امید رحمانیان
«اگر به کودکان کار کاپشن بدهیم یک ساعت هم تنشان نمیماند»
آقای امید رحمانیان از اعضای بنیانگذار پروژه «کاپشن» است او عنوان میکند اگر عکس دردناکی از کودکان درحال لرزیدن در فیسبوک منتشر شود کمک ها زیاد میشود اما اگر از این کارها نکنیم کمک ها کم میشود، او ازاین حالت ناراحت است و میگوید چرا فقط مردم وقتی کمک میکنند که حس ترحم در آنها برانگیخته میشود:

این پروژه در واقع زمستان سال گذشته به ذهن ما خطور کرد اما پارسال بسیار دیر بود، در نتیجه تصمیم گرفتیم امسال کار را آغاز کنیم.
ما اوایل شهریور سایت را راه اندازی کردیم و سپس صفحات گوگل‌پلاس، فیسبوک و توییتر پروژه را راه اندازی کردیم. در ادامه هم سعی کردیم از طریق گفتگو با دوستان، حتی با غریبه ها در تاکسی، مترو و اتوبوس مردم را با این پروژه آشنا کنیم که بد هم نبود. در این مدت کوتاهی که ما کار را آغاز کرده ایم عده نسبتا زیادی از مردم در جریان قرار گرفتند و تا حدی موفق بودیم تا کمک هایی جمع آوری کنیم، عده ای نیز حاضر شدند در شهر های مختلف به صورت داوطلبانه، با این پروژه همکاری کنند. افراد میتوانند یا به ما کمک مالی کنند، که این کمک مالی کاملا شفاف است. اسمشان پس از واریز پول در سایت ما با مقدار پول درج خواهد شد و از سوی دیگر نیز فاکتور و ریز تمامی مخارجی که شده نیز در سایت قرار میگیرد. از آنجایی که در این کار اعتماد مردم بسیار مهم است ما از موسسه «نیکوکاران نواندیش» که موسسه ای ثبت شده است خواستیم که روی کار ما نظارت کند. در واقع این موسسه بر روی تمامی روند دریافت تا پخش کاپشن ها نظارت میکند تا مشکلی در این زمینه پیش نیاید.

عکسی از کودکانی قرار است به زودی از «کاپشن» کاپشن دریافت کنند. این کودکان نیز توسط داوطلبین به کاپشن معرفی شده اند

روش دیگری که برای کمک به این پروژه وجود دارد این است که افرادی که کاپشن هایی دارند و از آنها استفاده نمیکنند به دست نماینده های ما در شهرهای مختلف مانند تهران، تبریز، شهرکرد، مشهد و شهرهای شمالی برسانند.
سخت ترین بخش کار میتوان گفت، نحوه انتخاب کودکانی است که ما لباسهای جمع آوری شده را به آنها باید برسانیم. تعداد کودکان نیازمند بسیار بسیار زیاد است و امکانات ما بسیار محدود. ما در هر شهر بر روی موسسه های خیره آن شهر تحقیق کردیم و با انتخاب خوشنامترین و کارآمدترینشان سعی کردیم از طریق آنها به کودکان نیازمند آن شهر دست پیدا کنیم. از سوی دیگر بسیاری از افراد در این زمینه نیز میتوانند به ما کمک کنند، به طور مثال معلمی از کردستان با ما تماس گرفت و با ارسال عکس، مشخصات و حتی سایزهای مورد نیاز، از ما خواست تا برایش تعدادی کاپشن ارسال کنیم. ما تاکنون فقط در سطح شهر تهران موفق به تامین 300 کاپشن شده ایم و از آنجایی که در اول کار هستیم امیدواریم که هر چه زودتر این تعداد افزایش یابد. ما بسیار مشتاقیم که اگر گروهی نیز کاری شبیه به این انجام میدهد، با هم همکاری کنیم.

عکس ارسالی یک معلم برای پروژه کاپشن، شاگردان این معلم که در غرب ایران زندگی میکنند در زمستان لباس گرم ندارند و نیازمند کمک هستند

اما مشکلات زیادی بر سر انتخاب کودکانی که باید کاپشن را به آنها داد وجود دارد. به طور مثال یکی از اولین انتخاب های منطقی برای اهدا این کاپشن ها کودکان کار در تهران بودند. کودکانی که صدها عکس از لرزیدن آنها را در خیابان در زمستان ها با یک سرچ ساده میتواند یافت، اما مشکل کمی پیچیده تر از این است. ما با کمی تحقیق و تجربه متوجه شدیم که این کودکان کاملا سازماندهی شده هستند. اگر ما به این کودکان کاپشن بدهیم، این لباس حتی یک ساعت هم تن آنها نمیماند. کسانی که آنها را مدیریت میکنند، این کاپشن ها را از آنها میگیرند تا آنها در سرمای زمستان بدون لباس در خیابان ها بلرزند و نوعی حس ترحم را در میان عابرین ایجاد کنند و به آنها پول بدهند. در نتیجه این گروه را از اولیت خود خط زدیم و طی طرحی در نظر داریم در خلال زمستان هرچقدر که توانستیم به این بچه ها غذای گرم بدهیم. چون غذا را دیگر کسی از دست آنها نمیتواند بگیرد.
ما تحقیقات خودمان را با استفاده از «ان.جی.او» و اعضای خودمان در مناطق فقیرنشین و مدارس آغاز کردیم تا امکانات محدودمان به دست کسانی برسد که واقعا بتوانند از آنها استفاده کنند.

برچسب‌ها: اجتماعی, حقوق بشر, سرما, سیاسی, فقر, کاپشن, کمک, همیاری

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

درگیری خانوادگی خاندا خزعلی: جوابیه خواهرم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

خزعلی: خواهرم انسیه خزعلی، رئیس دانشگاه الزهرا، امروز جوابیه ای تند ارسال فرمود تا در سایت منتشر نمایم، عین جوابیه و تیتر انتخابی مشارٌالیها حسب دستور خودشان منتشر می شود و توضیحات اینجانب بین دو ستاره قرار دارد.:

ناجوانمردی در قطع رحم به روش سایبری

حدود چهارسال پیش مطلع شدم درسایت برادرم دو نسبت غیرواقعی به بنده داده شده به برادرگرامیم عرض کردم چه خوب بود فقط برای حفظ اعتبار کلام خود نه هیچ چیز دیگر بااقدامی بسیار ساده از صحت و سقم اخبار سعایت گران مطلع می شدید :یک تلفن به خواهرتان ومشخص شدن اینکه ایشان درآن بازه زمانی در مکان مذکورنبوده ویک مراجعه به سایت وزارت علوم جهت اطلاع گیری از منبع دست اول وبه ایشان نصیحت کردم که در این موارد بدون تحقیق،عجولانه وتحت تاثیر خناسان در بند گفتار و نوشتار خویش اسیر نشوید.

*توضیح 1 در پاورقی *

برادرعزیزم ،اکنون نیز مطالبی در سایت شما از بنده نقل شده که فاقد صحت است و حداقل جوانمردی ایجاب می نمود که با یک تماس ساده تلفنی، مطلبی را که به فردی از خویشان نسبت می دهید، از منبع اصلی که زنده و در دسترس است بشنوید. آنهم کسی که اذعان دارید بیشترین تلاش را برای الفت وایجاد محبت و حفظ روابط عاطفی با شما و خانواده تان داشته است . یادآوری می­کنم، همین نقل قول­های کذب، قضاوت­های نسنجیده ، سخنان غیرمستندو بیانیه­های عجولانه است که پدر را از رفتار شما آزرده ­می­کند.

* توضیح2 در پاورقی*

لذا جهت رفع بعضی تهمت­ها، موارد کذب مذکور در چند بند اشاره می گردد:

الف) مطالب مطرح شده بین اینجانب وآقای نوراللهیان:برخی مواردسانسور، برخی تحریف شده، و برخی کذب محض است.

ب) ارسال پیام اینجانب به وزارت علوم: کذب محض است و به جد خواستار اعلام نام نقل قول کننده مذکورهستم.

ج) اخراج خانم دکتر موسوی:برخی موارد کذب محض بوده و برخی تحریف شده است.

د) تأخیر در صدور کارت فرزند تان:زمان وعلت ذکرشده کذب است.

* توضیح3 در پاورقی *

واقعیت مسائل مذکور، نه جهت اطلاع شما، بلکه برای توجه مخاطبانی که دوست دارند به عقل و فهمشان احترام گذاشته شود ذکر می شود:

الف) از آقای نوراللهیان نقل شده که بنده تلفنی هر چه دلم خواسته به ایشان گفته ام؛ازایشان بخواهید همه آنچه گفته ام رابرای درج درسایت شما ارسال نمایند.قطعاً جز تبریک عید وطرح یک سوال در مورد مطلبی که از ایشان نقل شده، به منظور اطلاع از حقیقت وعدم قضاوت پیشاپیش، چیز دیگری نخواهید یافت. ضمن آنکه بنده جائز نمیدانم سخنان تند ودور ازحدود اخلاق ایشان راذکر نمایم که شاید مصداق نسبتی باشد که به بنده داده شده وبه دنبال آن تلفن را قطع نمودند.البته ایشان بعد از دقایقی با ارسال پیامک از این برخوردغیراخلاقی عذرخواهی نمودند .

*توضیح 4 در پاورقی *

همچنین مطلبی از ایشان به عنوان “حکایتی شنیدنی” نقل نموده اید که اگر بدون تحریف و جهت گیری سیاسی و به صورت کامل، نه گزینشی و منفعت طلبانه نقل می نمودید شنیدنی تر می شد. حکایت از این قرار است :

” ایشان به دفتر اینجانب تشریف آورده و فرمودند که دخترآقای موسوی هیچ جرمی در جریانات سیاسی گذشته نداشته و صرفا به دلیل این که فرزند آقای موسوی است از تدریس محروم شده و بنده آمده ام که از این ظلم توسط شما جلوگیری شود. بنده عرض کردم که اگر چنین باشد قطعا بنده با شما موافقم و در این مسیر هر کاری از دستم برآید انجام می دهم و معتقد هستم که باید با افراد، با توجه به عملکردشان، و نه نسبتشان، تصمیم گیری گردد و همانجا به یاد خاطره ای ازعهد جوانی افتادم وبرای ایشان بازگفتم که خالی از لطف نبود برای کامل شدن قصه آن را نقل می کردید. البته شما یا ایشان مصلحت دیده اید که سانسور شود و آن این بود که در دوره اصلاحات و بعد از انتخابات دوم خرداد، رئیس دانشکده­ی ادبیات دانشگاه الزهرا، ماه ها ازامضای حکم اینجانب خودداری می کرد ومی گفت: با توجه به این که پدر ایشان با دولت جدید مخالفت کرده، ایشان باید بیاید و تعهد کتبی بدهد که سر کلاس بحث سیاسی نمی کند. بنده هم عرض کردم این کار شما غیرعلمی و غیرآکادمیک است، زیرا اولاٌ از همه ی اساتید این تعهد را نمی گیرید، ثانیا موضوع تدریس بنده سیاسی نیست وثالثاً شما هیچ اطلاعی از طرز فکر ورویکرد من ندارید و صرفاً بخاطر نسبت، قضاوت می نمایید.

شکی نیست که بنده به اینگونه نگرش،چه در قالب امتیازدهی به منتسبین افراد وچه در شکل محرومیت از حقوقشان ؛ با هر رویکرد سیاسی که مسئولان داشته باشند، مخالفم و صدمات آن را نیز متحمل شده­ام، لذا در بسیاری از مسابقات علمی و فرهنگی دوره دانشجویی، با اسم مستعار شرکت می نمودم . زیرا اولاً خائف بودم که حب و بغض ها، موجب خروج یک حرکت علمی از مسیر صحیحش شود، ثانیا اگرحائز رتبه می شدم این نگاههای غیر منطقی موفقیتم را به انتسابم مرتبط می نمودند واین شائبه را ترویج می کردند که با ارفاق چنین رتبه ای حاصل شده است.

به آقای نوراللهیان عرض کردم که بنده در کار اجرایی همین نگاه آکادمیک را داشته ام و به لطف خدا، نه تنها چنین برخوردهایی نداشته ام بلکه به شدت با آن مقابله نموده ام.

همچنین نکته ای را در انتهای مطلب خوداز ایشان نقل نموده اید که فاقد صحت است و در بند “ج” توضیح داده می شود.

* توضیح 5 در پاورقی *

ب) ارسال پیام از جانب بنده از دو کانال به سرپرست وزارت علوم نسبت داده شده،که این امر قویاٌ تکذیب می شود ونمونه ای از هزاران نقل قول غیر مستند وجعلی سایت جنابعالی است. ضمن اینکه:

1- با اینجانب در دوره جدید ودولت فعلی برخوردی نشده که نیاز به پیام رسانی باشد.بلکه مجموعه­ی وزارت علوم، همکاری بسیار خوبی را در رفع مشکلات دانشگاه الزهراء داشته وشخص آقای دکتر توفیقی، دستور رفع برخی موانع موجود را صادر نموده و از برخی پیشنهادات اینجانب برای توسعه دانشگاه به نیکی استقبال کردند.

2- چه نیازی به پیام رسانی از طریق واسطه است در حالی که بنده در ملاقات مستقیم با سرپرست وزارت علوم ضمن ارایه گزارشی از وضعیت دانشگاه ؛ مشکلات و نیازهای دانشگاه را مطرح و آمادگی کامل همکاری یا واگذاری مسؤولیت را اعلام نموده ام.

3- بسیار کوته بینانه است که کسی که سالها در مسؤولیتهای مختلف اجرائی خدمت نموده از طریق پیام اعلام موضع کند. مواضع و رویکرد افراد از عملکرد، سخنان و منش آنان در طول زمان ترسیم می گردد و کسانی که بخواهند منصفانه قضاوت کنند، می بینند که حرکت اینجانب در دانشگاه رویکرد علمی – عملیاتی صرف داشته و از همه رنگها، سلیقه ها و تفکرات متفاوت و گاه متضاد در مسیر پیشرفت دانشگاه استفاده نموده ام و معتقدم مسؤولان دانشگاه باید نگاه جامع، فراگیر و حمایتگر از همه اقشارداشته باشند و ضمن اجتناب از هرگونه جهت گیری سیاسی ؛ زمینه تضارب آراء وآزاداندیشی در محیط علمی را فراهم آورند. خود نیز، ضمن پای بندی به انقلاب ، نظام و رهبری ، هیچ گاه به حزب و گروه خاصی وابسته نبوده ام چرا که خواسته ام آزادانه حسن و عیب جریانات را ببینم و به دلیل تعلقات گروهی، مجبور به سانسور، تحریف وعدول از حق نگردم.

* توضیح 6 در پاورقی *

ج) از قول بنده در مورد اخراج خانم دکتر زهرا موسوی جمله ای نقل کرده واین بنای کذب را مبنای همه قلم فرسایی ها و نصیحتهایتان قرار داده ایدکه بنده گفته ام:”به من ربطی ندارد و بنده دستور وزیر را اجرا نموده ام!!!”

نقل این سخن از سوی اینجانب کذب محض است. چرا که اصلا مساله تعلیق ایشان در زمان مدیریت اینجانب صورت نگرفته و با وجود این که این امر را بنده به آقای نوراللهیان عرض کرده بودم. ولی ، ظاهرا بنا براین بوده که مطالب مذکور راناشنیده بگیرید تا بتوانید به راحتی به صحرای کربلا بزنید، دیگران را عمرسعد کنید و خودتان حسینی شوید!!!

در مساله مذکورنیز موارد زیر قابل توجه است:

1- ایشان از دانشگاه اخراج نگردیده است.

2- حکم تعلیق تدریس ایشان در سال 90 از سوی هیأت مرکزی انتظامی اعضای هیات علمی مستقر در وزارت علوم با ارسال ابلاغ اتهامی شامل چند بند که مرتبط با جریانات سال 88 به بعد می باشد صادر شده و توسط رئیس سابق دانشگاه اجرا گردیده است ؛ درحالی که بنده در سال 91 ریاست دانشگاه را پذیرفته ام. (البته حق این بود که ایشان درمهلت تعیین شده اتهامات مذکورراتکذیب می کردند که ظاهرا نکرده اند)

3- اینجانب از سال گذشته و پس ازقبول مسؤولیت در سه مرحله، اقداماتی برای جلوگیری از تضییع حقوق ایشان انجام داده­ام که به عرض آقای نوراللهیان رسید .به ایشان نیز اعلام نمودم که اگر چنین ظلمی انجام شده و کسی را صرفا به دلیل نسبت با پدر از تدریس معلق نموده­اند بنده وظیفه خود می دانم که حتی اگر یک روز از مسؤولیتم باقی باشد، آنرا دنبال نمایم و از ایشان خواستم که خانم موسوی نامه ای را تنظیم و برای اینجانب ارسال کنند تابنده حمایت و پی گیری نمایم ومتقابلا آقای نوراللهیان تعهد کردند که مساله لغو حکم تعلیق ازجانب وزارت علوم انجام پذیرد .اینجانب تاکید کردم، نه فقط ایشان، هر حقی از هر فردی در زیرمجموعه اینجانب تضییع شود بنده مسؤول هستم و مطمئن باشید در مسیر احقاق آن از هیچ امری کوتاهی نخواهم کرد.

* توضیح 7 در پاورقی *

د) تأخیر صدور کارت فرزندتان را به علت انتسابش دانسته اید ودرهمان تاریخ نیز درخانواده و سایت ، تبلیغات وشانتاژ به راه انداختید . بنده با وجود آن که در آن زمان مسؤولیت دانشگاه را به عهده نداشتم، پیگیری نمودم و مشخص شد که تعدادی از دانشجویان به دلیل سیستم کند و بیمار اداری دانشگاه، صدور کارتشان به ترم دوم ، نه سال دوم، افتاده است که اگر مایل باشید، لیست دانشجویان دیگری که در آن سالها با این مشکل مواجه بوده اند، برایتان ارسال شود تا با تبحر خود، سابقه ای سیاسی برای پدران آنها نیز فراهم کنید.!! البته بحمدالله از سال گذشته، صدور کارت در دانشگاه به روز گردیده و بلافاصله بعد از ثبت نام ،انجام می شود.

لحظه ای بیندیشیم: اینهمه سفارش در دین که بدون علم و تنها با ظن و گمان نباید مطلبی را مورد قضاوت قرار داد کجا رفته؟ “ان الظن لایغنی من الحق شیئا “. آنان که ادعای حق خواهی و مبارزه با ظلم دارند، آیا حقیقتا نسبتهای ناروا و غیرواقعی چه به شخص و چه به یک دستگاه یا نظام را، ظلم نمی دانند؟

آیا این از انصاف به دور نیست که اکنون، از دوران سیاه پهلوی یاد می کنید که پدر محکوم بوده و فرزندش در دانشگاه درس میخوانده است، حال آنکه فرزندان شما، در کمال آرامش در دانشگاه ها مشغول تحصیل بوده و از خدمات دولت بهره مند هستند، در حالی که پدرشان محکومیت های متعدد قضایی داشته وگاه در زندان بوده است.

آیا فرزندان محکومان یا زندانیان کنونی در دانشگاهها مشغول به تحصیل نیستند؟!

* توضیح 8 در پاورقی *

از زینبی یاد کردید که در شهاذت برادر خطابه حماسی می خواند و… شما می توانید برای شناخت صحیح او، به جای حلقه تنگ اخبارکذب اطرافیان به کارنامه علمی و اجرایی اش مراجعه نمایید. تنها با بررسی عملکرد یک سال گذشته در دانشگاه وگفتگو بااقشار مختلف این مجموعه از جریانات گوناگون ، منصفانه قضاوت کنید وبدون سانسور واقعیت رااعلام نمایید نه آنکه مبنای تحلیل وحکم خودرا یک کلام ازاساس کذب قرار دهید.

در پایان و در پاسخ به پیشنهاد شما برای جبران ظلم و محبت برادرانه شما در ارائه راهکار برای کم شدن از بار گناهانم، به عرض می رسانم:

1- اگرحقیقتا حضرتعالی به دنبال رفع ظلم ازخانم زهرا موسوی بودید،حداقل یک بار در تمام دیدارها و گفتگوهای تلفنی که داشتیم، این مطلب را از بنده می خواستید.همانگونه که در مواردی که احساس ظلم به خویش را داشتید تماس گرفته و استمداد می طلبیدید،نه اینکه از طریق سایت پیشنهاد دهید تا خود را قهرمان دفاع از مظلومان و دیگران را ظالمان یزیدی معرفی نمایید.

2- چه زیبا فرمود امام حسین(ع) که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. اگر اعتقاد به حفظ رحم و حرمتهای خویشاوندی نداریم لااقل قدرشناس محبتها باشیم. شما جز مهر ومحبت از این خواهر کمی بزرگتر از خود ندیده ایدو هنوزتشکرچندی پیش شما به خاطر وقت گذاریهای تا نیمه شب و شنیدن درددلها وچاره اندیشی ها درگوشم طنین انداز است. آیا مردانگی حکم نمی کرد به پاس آن ساعتها چند دقیقه ای بایک تماس تلفنی از خواهرتان جویای حقیقت آنچه می نگارید شوید؟

* توضیح 9 در پاورقی *

3- برادر عزیزم، مشکل اینجاست که بعضی اوقات، انسان­ها بر اثر غفلت و صوت و هورای اطرافیان در حجابی قرار می گیرند که ازدیدن خویش و حقیقت اعمالشان نیز غافل می شوند وبه هر ناروایی برای اثبات خود چنگ می زنند تا جایی که حاضر می شوند بسیاری حدود و علقه ­های دیرین و اخلاقیات را فدای نفسانیات خود کنند و زمانی متوجه می شوند که فرسنگ­ها از حقیقتی که در ابتدا به دنبال آن بوده اند ؛فاصله گرفته اند. .. امیدوارم من و شما، مشمول این توصیف نباشیم.

این همان مرزی است که علی(ع) را ازمعاویه و عمروعاصی که هدفش وسیله را توجیه می نمود، جدا می کندوحضرت دردمندانه می فرماید: به خداسوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست …اگر نیرنگ و پیمان شکنی ناپسند و ناشایسته نبود من از سیاستمدارترین مردم بودم.

4- چقدر خوب است ما قبل از آن که به گناه دیگران فکر کنیم راهی نیز برای بخشش گناهان خود یا حتی فکری برای نیفزودن به گناهان خود با نسبتهای ناصحیح بیابیم که علی (ع) می فرماید:

حاسب نفسک لنفسک فان غیرها من الانفس لها حسیب غیرک * توضیح 10 در پاورقی *

به حساب خودت برس که دیگران را حسابرسی دگر است.

انسیه خزعلی

………………………….. پاورقی: ” پاسخ اینجانب ذیل هر پاراگراف ”

* توضیح1:

ای کاش کلام را با لفظ “ناجوانمردی” آغاز نمی کردید و از قطع رحم سخن نمی گفتید، من که سوخته عنایات شمایم و تا پای مرگ رفته ام، در همان خانه گفتند: ای کاش در تظاهرات تیری بخورد و کشته شود، در همان خانه گفتند: اگر در اعتصاب غذا بمیرد به تشییع جنازه اش نمی رویم، در همان خانه بود که شما آن نامه تند و بیرحمانه را علیه برادر زندانی تان به نام مادر تنظیم کردید(پاسخ به عروس آیت الله العظمی منتظری)، در همان خانه بود که بعد از انتخابات پدر را مجبور به اعلام برائت کردید، اما من باز هم آمدم و دست پدر را بوسیدم، همین چند روز پیش (عید غدیر) علی رغم تمام تماس ها که به دیدار پدر نیا ! و این که مهمانی در منزل آقای رضا زاده است و ممکن است غائله پارسال تکرار شود! و علی رغم این که سال گذشته که من در سلول انفرادی نمور شماره 33 بند 240 در اعتصاب خشک بودم و دوستان سرای اهل قلم به دیدار پدر آمدند، همسر شما با فحش و ناسزا و تهمت و ناروا همه را بیرون ریخت و فریاد می زد هر که دوست مهدی است بیرون…!

باز هم آمدم و دست پدر را بوسدم، فکر می کنم آنقدر به صله رحم معتقدم که اگر پدر سرم را ببرد، باز سر بریده دست پدر را می بوسد!

اینکه 4 سال پیش عنوان شما به جای رئیس دانشکده اشتباهاً رئیس دانشگاه درج شده بود و با تذکر شما بلافاصله اصلاح شد، به این می گویند اشتباه تایپی یا اشتباه لپی، اما اصل موضوع که اشاره به پست و سمت بوده است سر جای خود باقی است، منظور ارتباط مواضع بعد از 88 با پست و سمت و ریاست بوده که استدلال با این دفاع پا برجاست ! شما که منطق خوانده اید*

* توضیح 2:

خواهر عزیزم، راستش حضرت حجة الاسلام و المسلمین نوراللهیان از من خواست تا قرار با شما را هماهنگ نمایم، از این کار عذر خواستم، مبادا که کار دکتر زهرا موسوی خرابتر شود و تعلیق از دانشگاه به تکفیر و اخراج از دین بیانجامد! *

* توضیح 3 :

همشیره عزیز؛ مردم ما به تکذیب عادت دارند، حتی گازگرفتگی دست سیده نرگس موسوی را هم تکذیب می کنند و احتمالاً فردا مدعی می شوند که نرگس دست زندانبان را گاز گرفته و این دست زندانبان بوده که همراه نرگس است! *

* توضیح 4 :

ایشان از جوار حرم مطهر امام رضا علیه السلام تماس گرفتند و فرمودند:” خواهر شما چون شاهزاده ها با من تماس گرفته و هر چه خواسته گفته است و شرح ما وقع را برای سایت بیان فرمودند و عیناً بدون کم و کاست نقل شد، العهده علی الراوی… همانگونه که شرح ماوقع از سوی شما بی کم و کاست منتشر شد*

* توضیح 5 :

مطلب موکداً و با تاکید عکس برای من نقل و تکرار هم شد، که ابتدا شما از برخورد با فرزند به خاطر افکار پدر گلایه کرده اید، و ایشان هم از فرصت استفاده کرده و سخن شما را به خودتان برگردانده اند که گیرم که موسوی راس فتنه، سیده دکتر زهرا موسوی چه گناهی داشته است…و الی آخر… *

* توضیح 6 :

اولاً: پیام شما از طریق دوستان به دکتر توفیقی رسیده است و از خودشان بپرسید…!

ثانیاً: دیدار شما با دکتر توفیقی بعد از این خبر بوده است و همان طور که دیدید دکتر توفیقی صرفنظر از دیدگاه سیاسی شما، بسیار با محبت و محترمانه با شما برخورد کردند، امیدوارم این برخورد دولت اعتدال و تدبیر و امید الگوی کار شود…!

ثالثاً: من سانسور نکرده ام و عین روایت آقای نوراللهیان و خانم زهرا موسوی و شما را درج کرده ام و فریاد مظلوم را باید رساند و نیازی به اذن ظالم نیست… *

* توضیح 7 :

من روز جمعه برای عیادت دختران موسوی به منزل خانم زهرا موسوی رفتم، حکایت را از زبان ایشان شنیدم، بله دستور شفاهی وزارت برای تعلیق زهرا موسوی در زمان ریاست خانم مباشری صادر می شود و ایشان مقاومت می کند و در هیأت مرکزی انتظامی هم دفاع می کند و از اجرای این دستور خودداری می کند، سپس یک ابلاغ اتهامات واهی می فرستند که بایستی به ایشان ابلاغ و دفاع نماید تا به بهانه این سیر بوروکراسی دروغین او را اخراج نمایند، باز خانم مباشری از ابلاغ این اتهامات واهی خودداری می نماید،

با ورود شما به دانشگاه، تعلیق شفاهی اجرا و سپس جهت ابلاغ یک کپی – نه اصل – اتهامات واهی تلاش زائد الوصفی می فرمایید، حتی تعبیر زهرا موسوی این بود که روزی 80 تلفن به منزل ایشان می شد مثل مزاحم تلفنی و مکرر از دانشگاه پیک می فرستادید! کاری که ماموران وزارت هم با این شدت انجام نمی دهند!

خواهر عزیزم؛ چرا دروغ؟ بخاطر دارم، قریب 8 سال پیش وقتی گفتم که احمدی نژاد در محضر آیت الله جوادی آملی از هاله نور گفته و در مصاحبه انکار کرده و این دروغ است، گفتی:” این دروغ برای حفظ نظام واجب است!” آیا الان هم برای حفظ نظام دروغ می گویید؟ این هم از واجبات است یا مستحب مؤکد…! نگویید بین خواهر و برادر نباید این حرف ها زده شود، حق و باطل که خواهر و برادر نمی شناسد، اینها که مسائل خانوادگی نیست، حقوق شهروندی یک ایرانی است و تکلیف دفاع داریم ، فراموش نکنیم که علی علیه السلام با برادرش عقیل چگونه رفتار کرد *

* توضیح 8 :

زینب سال 1388 – در بحبوحه اعتراضات مردمی – وارد دانشگاه می شود و سال 1389 پس از اعتراض رسانه ای من و پیگیری شما با هزار درد سر موفق به اخذ کارت دانشجویی می شود و این در حالی است که همکلاسی های او کارت داشتند و برای رفتن به رستوران دانشگاه باید از کارت همکلاسی ها مدد می جست…!

من از این قصه ها به عدد موهای سرم دارم، ماکیاولی می گوید:” شهریار باید تظاهر به پایبندی به پیمان بنماید و صد البته همیشه بهانه ای برای نقض پیمان خواهد جست!” چه بسیار نشریاتی که ابتدا در کامپیوتر ارشادتعلیق می شدند و اعلام وصولشان ثبت نمی شد و سپس به دلیل واهی نامنظم بودن لغو امتیاز می شدند! برای خودم پیش آمد ناچار نشریات را بردم و در اتاق آقای مهدی (مدیر کل مطبوعات) قرار دادم تا اعلام وصول شود و گفت:” دستور از بالاست که اعلام وصول نشود و تعلیق بماند و از ما کاری برنمی آید!” و ماند تا لغو امتیاز دو نشریه پزشکی در نصف کاغذ A4 ابلاغ شد!، یا چه بسیار احزابی که اجازه تشکیل مجمع عمومی ندادند و سپس با عنوان این که شما تشکیل مجمع نداده اید، غیر قانونی اعلام شدند!

خواهرم؛ دردها زیاد است، زخم کهنه ام را باز مکن… *

* توضیح 9 :

باز هم از این که وقت گذاشتید و درد دل های مرا شنیدید و از هتک حرمت و ایراد تهمت و افترا توسط همسرتان (آقای رضا زاده ) در میان جمع میهمانان غدیر و دوستان سرای اهل قلم و از تهمت های خواهر دیگر و برادر دیگر مطلع شدید و حق را به من دادید، سپاسگزارم، اما چه سود؟ چه کردید؟ آیا در جبران مافات کاری شد؟ آیا همسرتان که با مردم چنان رفتار کرد و در شرایطی که برادرتان با مرگ دست و پنجه نرم می کرد، دوستانش را آزرد و با فحاشی و دروغ آنها را از خانه راند، جبران کرد!

شما بارها و بارها مرا راهی زندان کرده اید، در 7 نوبت اعتصاب غذا جمعاً 285 روز و کاهش وزن 25 و 26 و 10 و 39 و… کیلویی برادر را دیده اید، نمی دانم چگونه غذا از گلویتان پایین می رفت! خواهر دیگرم فتوی می داد که بهتر است در زندان بماند، بیرون بیاید دورش را می گیرند و … *

* توضیح 10 و ختم کلام:

خواهرم؛ فقط می خواهم بگویم:” لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حراً” بنده دیگری نباش که خدایت آزاد آفرید.

تمام گرفتاری شما این است که بتی ساخته و فکر را تعطیل فرموده اید، بگذارید همه مردم فکر کنند و آزاد باشند. به همه اندیشه ها احترام بگذارید…

می دانم که با این نوشته باز لابی خواهید کرد که بر من تنگ بگیرند و در حبسم کنند و رحم نکنند تا بمیرم، اما من شهادت را برگزیده ام و تا رسوایی ظالمان از پای نخواهم نشست…*

برادرت : مهدی

متن نوشته اولیه خزعلی:
فرزند را به خاطر افکار پدر مجازات نکنید!
شنبه 27 مهر 1392 ساعت 20:46
نامه الکترونیک چاپ PDF

امروز حجة الاسلام و المسلمین نوراللهیان از جوار حرم ثامن الحجج تماس گرفت که همشیره شما الان با من تماس گرفت و هر چه خواست گفت…!

ماجرا از آنجا شروع شد که یکی از روحانیون اصلاح طلب از من راجع به اندیشه همشیره ” انسیه خزعلی” رئیس دانشگاه الزهرا سئوال کرد و گفت که مشارٌالیها از دو کانال به سرپرست وزارت علوم پیام داده که به خاطر افکار پدر که با فرزند برخورد نمی کنند و اندیشه من با پدر تفاوت دارد!

خبر به گوش ایشان می رسد و گمان می فرمایند که این سخن توسط آقای نوراللهیان منتشر شده است و وی را مورد عتاب قرار می دهند و موجب می شوند که آن بزرگوار حکایت شنیدنی ملاقاتش با همشیره (رئیس دانشگاه الزهرا) را برایم بگوید، خالی از لطف نیست، شما هم بخوانید، امیدوارم این حکایت درسی باشد برای همه…

آقای نوراللهیان می فرماید که به دیدار سرکار خانم دکتر انسیه خزعلی در دانشگاه الزهرا رفتم، ایشان گفت:” هر کسی مسئول اندیشه و فکر خودش است، و چرا باید بخاطر افکار پدر با من برخورد شود و این درست نیست!” و من پاسخ دادم:” بله فرمایش شما درست است، و نص صریح قرآن هم چنین است که “ولا تزر وازرة وزر اخری” و بار کسی را بر دوش دیگری ننهند و به عبارت دیگر “کسی را در قبر دیگری نگذارند” و آقای نوراللهیان بلافاصله می فرماید:” همین قصه برای فرزند میرحسین موسوی هم صادق است، بر فرض که پدر او را راس فتنه بدانید، چرا سیده زهرا موسوی که دکترای هنر دارد را از دانشگاه اخراج کردید؟! و همشیره گفته بود:” به من ربطی ندارد و من دستور وزیر را اجرا کردم…!”

همشیره عزیز؛ پدر ما زندان و تبعید و فراری بود و برادر ما در دانشگاه درس می خواند و اخراجش نکردند! اگر او را هم به دستور وزیر اخراج کرده بودند، تازه می شد مثل حالا! پس چرا انقلاب کردیم؟ انقلاب کردیم که به جاهلیت بازگردیم؟ به قهقرا برویم؟ چه شد آن زینب بروجردی که در چهلم برادر شهیدش حسین حماسی می خواند، نکند در گیر و دار پست و مقام، تمام آن آرمان ها را وانهاده و سر بر آستان قدرت ساییده باشد؟

یادتان هست که تا سال دوم، زینب فرزند من هم در دانشگاه الزهرا کارت دانشجویی نداشت…!

بگذریم، بیایید تلاش کنیم که کسی را به خاطر دیگری عقوبت نکنند و برای کسی به خاطر بستگانش مزاحمت ایجاد نفرمایند، اگر به خاطر اندیشه بخواهند متعرض بستگان درجه اول شوند، لابد همه شما خواهران و برادران من سبزید و فتنه گر!!! و و الان باید در سلول انفرادی باشید! لابد رهبری هم به خاطر خواهر و برادرش سبز است و بخاطر شوهر خواهرش ضد نظام و امام…

خواهر عزیزم؛ نگویید المامور المعذور، شما مسئولید و عذرتان به درگاه حق تعالی پذیرفته نیست که من دستور وزیر را اجرا کردم، عمر سعد هم دستور ابن زیاد را اجرا کرد و ابن زیاد هم دستور یزید را به اجرا گذاشت، بفرمایید بر آنها حرجی نیست! لابد الان هم با همین عذر در جنات نعیمند و از خوان الهی بهره مند! پیشنهاد می کنم که تا دیر نشده برای بازگشت این سیده مظلومه اقدام و بخشی از ظلم را جبران نمایید، شاید کمی از بار گناهانتان کم شود…

مهدی خزعلی

28/7/92

برچسب‌ها: خزعلی, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

دوران زندان آرش صادقی، از زبان خودش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوزمانه: آرش صادقی، از اعضای ستاد انتخابات میرحسین موسوی در حالی اخیراً با تامین قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی از زندان آزاد شد، که در طول سال‌‌های گذشته بارها به وسیله ماموران امنیتی بازداشت شده و در طول دوران بازداشت خود فشارهای بسیاری را نیز متحمل شده است. او مدعی است بیشتر زمان زندان را در سلول‌های انفرادی گذرانده است.

خانواده آرش صادقی نیز به شدت تحت تاثیر فعالیت‌های او قرار گرفته‌اند، به نحوی که مادر آرش در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل او در آبان ماه سال ۸۹ دچار ایست قبلی شده و چند روز پس از آن در بیمارستان فوت کرد. در روزهای گذشته در حالی خبر آزادی این عضو دانشجوی ستاد انتخابات میرحسین موسوی منتشر شد که برای مدت طولانی اطلاعی از سرنوشت او در دست نبود.

آرش که در حال حاضر با وثیقه از زندان آزاد شده، نزدیک به بیست کیلو از وزن خود را نیز در اثر اعتصاب غذا از دست داده است. پیش از این غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه ایران حضور آرش در زندان اوین را انکار کرده و برخی از گمانه‌زنی‌ها حاکی از مرگ آرش در زندان بر اثر اعتصاب غذا بود. در گفت‌وگویی که می‌شنوید او از مشکلات سال‌های گذشته و این روزهای خود با زمانه سخن می‌گوید.

فایل صوتی را بشنوید:

برچسب‌ها: آرش صادقی, حقوق بشر, درگیری جناحی, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

آیت‌الله دستغیب: شرط گذاشتن برای آزادی محصورین نادرست است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفرانسه: آیت‌الله دستغیب- از مراجع تقلید مقیم شیراز، اعلام کرد که شرط گذاشتن و تهدیدکردن برای آزادی محصورین صحیح نیست و آنها بی‌جهت سال‌ها زندانی بوده‌اند.

به گزارش تارنمای “کلمه”، آیت الله علی محمد دستغیب، با تأکید براینکه میرحسین موسوی و مهدی کروبى و زهرا رهنورد، بدون محاکمه محصور شده‌اند، اعلام کرد که معتقد است که شرط گذاشتن و تهدید کردن برای آزادی این افراد صحیح نیست.

براساس این گزارش، این مرجع تقلید مقیم شیراز که در باره شرایط پذیرش انفاق سخن می‌گفت، با ذکر این نکته که بذل آبرو براى کسانى که بى‌گناه گرفتار شده‌اند از نفقات واجب است، خاطرنشان کرد: «کسانى مثل آقاى موسوى و همسرشان و حجت الاسلام و المسلمین کروبى و دیگر زندانیان سیاسى که بى‌جهت سال‌هاست زندانى و محصور شده‌اند، مشمول این انفاق مى‌شوند.»

وی افزود: «ظاهراً قول‌هایى داده‌اند که تا عید غدیر آزاد شوند و شرط‌هایى هم گذاشته‌اند از جمله اینکه مردم آشوب نکنند و مملکت را به هم نریزند. بیچاره مردم کارى ندارند. مؤمنین نماز حاجت مى‌خواندند و اکنون خوشحال مى‌شوند که حاجتشان برآورده شده است. جوانان هم به فراخور خود شاید کمى شادى کنند؛ این کار به هم ریختن مملکت نیست.»

هفته گذشته مصطفی پور محمدی- وزیر دادگستری، در گفت‌وگو با روزنامه “ایران” اعلام کرد: «پرونده آقایان موسوی و کروبی در شورای امنیت ملی از سوی دوستان بزرگوارمان تحت بررسی است». این نخستین بار بود که در طی تقریباً سه سالی که از حصر این افراد می‌گذرد، یک مقام قضائی در این باره اظهار نظر کرده است.

پیش از این فقط اسماعیل احمدی مقدم- رئیس پلیس ایران، گفته بود که آیت‌الله علی خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، اجازه بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی را نداده و مسئولیت برخورد با آنان را خود به عهده گرفته است؛ وی تأکید کرده بود که نهادهای قضایی و امنیتی علیه رهبران معترضان پرونده تشکیل داده بودند، اما این پرونده‌ها به دلیل «مصلحت بالاتر» پیگیری نشد.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد انتخابات مناقشه برانگیز سال 1388 بودند که پس از اعلام نتایج و اعتراضاتی که نسبت به «تقلب» در این انتخابات صورت گرفت، این دو نفر به همراه زهرا رهنورد- همسر میرحسین موسوی حصر خانگی شدند.

با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، امیدها نسبت به آزادی زندانیان سیاسی و همچنین این سه تن پر رنگ شد، اکنون نیز وزیر دادگستری ایران از بررسی پرونده آنان در شورای امنیت ملی خبر داده است.

روز چهارشنبه هم محمد باقر نوبخت- سخنگوی دولت، با تأیید این خبر در پاسخ به سؤالی درباره صحت گزارش ارائه شده از سوی وزیر دادگستری درمورد بررسی موضوع حذف حصر آقایان کروبی و موسوی گفت: «من این گزارش را تأیید می‌کنم و ما هر تصمیمی که در چارچوب منافع ملی و سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود را اجرا خواهیم کرد».

آزادی‌ها با اجازه رهبر ایران صورت می‌گیرد

مرتضی کاظمیان- روزنامه‌نگار و فعال سیاسی مقیم پاریس، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه می‌گوید: «درصورتی که این آزادی‌ها صورت گیرد، نشان‌دهنده کلیدخوردن تغییراتی جدی در نظام است».
گفتگو با مرتضی کاظمیان گوش کنید (08:08)

وی سپس تأکید می‌کند که «مسلماً آزادی این افراد بدون اجازه آیت‌الله خامنه‌ای صورت نخواهد گرفت».

به گفته مرتضی کاظمیان، با مجموعه اتفاقاتی که در داخل ایران و نیز دیپلماسی جمهوری اسلامی صورت گرفته، دیگر ادامه حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، موضوعیتی ندارد.

برچسب‌ها: حقوق بشر, درگیری جناحی, سرکوب, سیاسی, میرحسین موسوی

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی: وزیر پیشنهادی روحانی به دریافت رشوه٬ صدور دستور شکنجه و نفوذ در ستاد موسوی متهم شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی ::

دیگربان: رضا صالحی امیری٬ وزیر پیشنهادی حسن روحانی برای تصدی وزارت ورزش و جوانان به دریافت «رشوه»، «صدور دستور شکنجه»، دست داشتن در «قاچاق» و «نفوذ» در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی متهم شد.

پس از طرح این مسائل درباره صالحی امیری از سوی الیاس نادران٬ نمایندگان مجلس روز یک‌شنبه (پنجم آبان) حاضر به دادن رای اعتماد به وی نشدند.

آقای نادران در جلسه امروز مجلس صالحی امیری را یکی از «متهمان» پرونده فساد مالی در شرکت بیمه معرفی کرد که ۳۰۰ میلیون تومان «رشوه» دریافت کرده است.

به گفته وی٬ صالحی امیری زمانی که مدیرکل وزارت اطلاعات در خوزستان بود٬ دستور دستگیری گروهی از «رزمندگان با گرایش چپ» به اتهام دست داشتن در انفجار لوله‌های گاز را صادر کرده بود.

نادران افزوده پس از بازداشت «بی‌ دلیل» این افراد با آن‌ها به‌ اندازه‌ای «بد رفتاری» شد که در ‌‌نهایت یکی از آنها «خودکشی» کرد.

این نماینده در ادامه گفته دفتر بازرسی علی خامنه‌ای پس از ورود به این پرونده٬ دستور توبیخ صالحی امیری و اعاده حیثیت از متهمان را صادر کرد که امیری نیز مجبور به جلب رضایت متهمان شد.

نادران در بخش دیگری از سخنان خود گفت صالحی امیری زمانی که مسئول اداره اطلاعات خوزستان بوده به همراه گروهی از دوستانش در «قاچاق» دست داشت.

این نماینده همچنین اضافه کرد که وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان در جریان وقایع سال ۱۳۸۸ دست داشته، اما بعد گفته که «از طرف نظام مأموریت داشتم و گزارش می‌دادم.»

رضا صالحی امیری نیز در دفاع از خود گفت که هیچ فعالیت اقتصادی نداشته و از قاچاق سوخت نیز بی‌خبر بوده و نمی‌تواند بگوید در مورد انفجار لوله‌های گاز «چه اتفاقی افتاده بود.»

وی همچنین اظهارات نادران درباره پرونده فساد بیمه را «ناصحیح، ناصواب و تهمت» خوانده و گفته در این پرونده نیز نقشی نداشته است.

برخی نمایندگان مجلس پیش‌تر به حسن روحانی درباره معرفی رضا صالحی امیری هشدار داده و گفته بودند در صورت معرفی و در جریان رای اعتماد به پرونده وی در زمانی که مدیر کل اطلاعات خوزستان بود٬ اشاره خواهند کرد.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

نتانیاهو: ایران قادر است ظرف چند هفته اورانیوم ۹۰ درصد تولید کند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی ::

دویچه‌وله: نخست‌وزیر اسرائيل گفت که ایران قادر است در طول چند هفته اورانیوم با غنای پایین خود را تا ۹۰ درصد، یعنی حدی که برای تولید بمب کافی است، غنی سازد. او تأکید کرد که فشار بر ایران باید همچنان ادامه یابد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز یکشنبه (۲۷ اکتبر/ ۵ آبان) در جلسه هفتگی اعضای دولت خود در بیت‌المقدس دست کشیدن ایران از غنی‌سازی ۲۰ درصدی اورانیوم را “بی‌اهمیت” خواند و گفت‌، ایران می‌تواند تنها در عرض چند هفته اورانیوم با غنای پایین خود را در حد بالا غنی ‌سازد.

به عقیده نخست‌وزیر اسرائيل، آنچه که در این مقوله شایان اهمیت است “پیشرفت‌های فنی” ایران است که این کشور را قادر می‌سازد بتواند “طی چند هفته اورانیوم ۳ و نیم درصدی خود را به اورانیوم ۹۰ درصدی تبدیل سازد”.

نتانیاهو ادامه داد: «فشار بر ایران که به غنی کردن اورانیوم در طول مذاکرات همچنان ادامه می‌دهد باید شدت گیرد.»

جدیدترین دور مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه “پنج به علاوه یک”، شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین، روسیه و آلمان در روزهای ۱۵ و ۱۶ اکتبر (۲۳ و ۲۴ مهر) در ژنو سوئیس برپا شد. قرار است دور بعدی در روزهای ۷ و ۸ نوامبر (۱۶ و ۱۷ آبان) در ژنو برگزار شود.

اسرائیل بارها علیه سیاست هسته‌ای دولت حسن روحانی، ‌رئیس جمهور جدید ایران، هشدار داده و او را “گرگی در لباس میش” خوانده است. اسرائیل همچنین تأکید کرده که اگر ایران به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد نمی‌تواند از چنگ تحریم‌های اقتصادی‌ای که این کشور را تا پای میز مذاکره کشانده خلاصی یابد.

به گفته اسرائيل‌، ایران برای رفع تحریم‌ها باید به چهار خواسته پاسخ گوید: این کشور باید غنی‌سازی اورانیوم را متوقف سازد، ذخایر اورانیوم غنی‌شده را از کشور خارج سازد، تأسیسات اتمی زیرزمینی فردو را تعطیل کند و کار راکتور پلوتونیوم را متوقف سازد.

اسرائیل همچنین تأکید کرده است که حق حمله یک‌جانبه به ایران را اگر ضرورت ایجاب کند برای خود محفوظ می‌دارد تا جلوی دست‌یابی این کشور به بمب هسته‌ای را بگیرد.

“غنی‌سازی ۲۰ درصدی متوقف نشده است”

سخنان نخست‌وزیر اسرائیل پس از انتشار اظهارات علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، بیان می‌شود. به گزارش ایرنا، بروجردی روز شنبه (۴ آبان / ۲۶ اکتبر) گفت، ایران غنی کردن اورانیوم تا سطح ۲۰ درصد را متوقف نساخته است.

او این سخنان را در رد اظهارات حسین نقوی حسینی، از دیگر نمایندگان مجلس، ایراد کرده بود. نقوی پیش از آن گفته بود که غنی‌سازی اورانیوم تا غنای ۲۰ درصد متوقف شده است. نقوی در توضیح گفته خود آورده بود: «صنعت اتمی کشور به اورانیوم با خلوص ۲۰ درصد برای تأمین سوخت راکتور پژوهشی تهران نیاز دارد، اما این مرکز اینک سوخت به اندازه کافی دارد و دیگر نیازی به تولید آن نیست.»

هر دوی این نمایندگان از اعضای کمیسیون سیاست خارجی مجلس هستند. این کمیسیون به صورت منظم در جریان فعالیت‌های اتمی ایران قرار می‌گیرد اما به طور مستقیم در تصمیم‌گیری‌ها شرکت ندارد.

علاء‌الدین بروجردی همچنین تأکید کرده است که “در هیچ شرایطی امکان ندارد غنی‌سازی در ایران متوقف شود”.

به نوشته خبرگزاری مهر، بروجردی روز شنبه (۴ آبان) تصریح کرد که “فردو هرگز بسته نخواهد شد”. او همچنین با اشاره به نزدیک شدن ۱۳ آبان، سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران، گفت که شعار مرگ بر آمریکا امسال پررنگ‌تر از سال‌های پیش خواهد بود.

او اضافه کرد: «این شعار با چهارتا مذاکره تغییر نمی‌کند چرا که هنوز آمریکا سیاست‌های خصمانه خود را بر علیه ایران دارد و کنگره بودجه‌ای را برای توطئه در ایران تصویب می‌کند و مرگ بر آمریکا حداقل کاری است که ما می‌توانیم در مقابل دشمنی‌های آمریکا انجام دهیم.»

برچسب‌ها: اتمی, اسرائیل, بحران, خاورمیانه, سیاسی, نتانیاهو, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

وزیر اقتصاد ایران: قطع یارانه نقدی به صلاح نیست اما برایش پول نداریم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی,یارانه ::

بی‌بی‌سی: علی طیب نیا، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران می گوید که دولت برای ادامه پرداخت یارانه نقدی به شکل فعلی پول ندارد و قطع یارانه‌های نقدی هم برای قشر فقیر و متوسط ممکن نیست، اما در عین حال با اطلاعات موجود نمی‌توان ثروتمندان را شناسایی و یارانه آنها را قطع کرد.

آقای طیب نیا امروز دوشنبه ۶ آبان (۲۸ اکتبر) در کیش گفت که دولت ایران سالانه ۴۲ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی می‌پردازد در حالی که تنها ۲۸ هزار میلیارد تومان از طریق افزایش نرخ سوخت افزایش درآمد داشته که تازه بر اساس قانون بودجه سال ۱۳۹۲ تنها مجاز است نیمی از آن (یعنی ۱۴ هزار میلیارد تومان) را صرف پرداخت یارانه نقدی کند.

به این ترتیب دولت ایران ۲۸ هزار میلیارد تومان دیگر برای پرداخت یارانه‌های نقدی نیاز دارد که به گفته آقای طیب نیا ۱۱ هزار میلیارد تومان آن در یک ردیف بودجه پیش بینی شده است.

آقای طیب نیا گفت که با توجه به کسر بودجه فعلی، این ۱۱ هزار میلیارد تومان باید از بودجه عمرانی برداشته شود، یعنی “پولی که باید صرف ایجاد زیرساخت‌های کشور شود، صرف پرداخت یارانه نقدی می ‌ود.”

یک محاسبه ساده نشان می‌‎دهد که حتی با صرف این ۱۱ هزار میلیارد تومان، دولت ایران هنوز ۱۷ هزار میلیارد تومان برای پرداخت یارانه نقدی تا پایان سال کسری دارد که بیش از ۴۰ درصد کل رقمی است که باید برای این منظور در اختیار داشته باشد.

به عبارت دیگر دولت ایران منابع لازم برای پرداخت کمتر از ۸ ماه یارانه در سال جاری را در اختیار داشته است.

از طرف دیگر به گفته آقای طیب نیا، فشار تورمی به حدی است که حذف یارانه نقدی اقشار کم درآمد و متوسط ممکن نیست.

او گفت: “قصد دولت این است که پرداخت یارانه نقدی به خصوص برای طبقات پایین و متوسط جامعه ادامه یابد و در این زمینه یک تناقض سختی داریم که در حال حاضر با آن مواجه هستیم. از یک طرف منابع جوابگوی نیازهای پرداخت‌های نقدی را نمی‌کند و از سویی، قطع پرداخت‌های نقدی به صلاح نیست.”

برای حل این مشکل، مجلس ایران تصمیم دارد پرداخت یارانه نقدی به سه دهک پر درآمد جامعه را حذف و دولت را موظف کند که ظرف سه ماه این سه دهک را شناسایی کند.

اما وزیر اقتصاد ایران می‌گوید که سامانه‌های اطلاعاتی موجود امکان شناسایی این دهک‌ها را نمی‌دهد.

به گفته او اطلاعات تفکیکی درباره درآمد خانوارها را در اختیار دولت نیست و آمارهای و اطلاعات دولت بیشتر بر هزینه خانواده ها تمرکزد دارد نه درآمد آنها.

آقای طیب نیا هشدار داد: “برداشت من این است که تکلیف مجلس برای شناسایی گروه های درآمدی در مدت سه ماه قابل انجام نباشد.”

برچسب‌ها: اقتصادی, سیاسی, یارانه

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

گویا دوران طلایی عمام هنوز پابرجاست: روزنامه بهار توقیف شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری مهر، هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه روز دوشنبه خود روزنامه بهار را توقیف کرد.

علاءالدین ظهوریان، دبیر هیأت نظارت بر مطبوعات، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر ضمن اعلام این خبر گفته است که پرونده روزنامه بهار برای رسیدگی قضایی به دادگاه ارسال شده است.

بنابر همین گزارش، دلیل توقیف این روزنامه انتشار مقاله‌ای با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی و یا الگوی ایمانی؟» بوده است که واکنش گسترده محافظه‌کاران را در ایران برانگیخت.

روزنامه بهار پیش از این ضمن عذرخواهی به خاطر چاپ این مقاله، اعلام کرده بود که انتشار خود را چند روز به طور داوطلبانه متوقف می‌کند.

برچسب‌ها: آزادی بیان, توقیف, حقوق بشر, درگیری جناحی, روزنامه بهار, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

نظری نظری نداره!: واکنش ظریف به رخدادهای «روز غدیر» در محل حصر موسوی و رهنورد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفردا: محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، بدون اشاره مستقیم به نام خانواده میرحسین موسوی و زهرا رهنورد یا حمله به دختران آنها در روز غدیر و با اشاره به این‌که موضوع از حوزه مسئولیت او خارج است، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت «آنچه در روز عید غدیر اتفاق افتاد، برای همه تلخ بود».

اشاره وزیر امور خارجه ایران که به طور تلویحی به موضوع حمله نیروهای امنیتی به دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بر می‌گردد، پس از آن انجام می‌شود که گروه زیادی از کاربران در صفحه فیس‌بوک او در این مورد اظهار نظر کردند. بسیاری از آنها نیز از او خواسته بودند در این مورد کاری کند یا موضعی بگیرد.

آقای ظریف نوشته است: «نظرات و انتقادات شما را هم در این زمینه دیدم و گرچه توقع دوستان برای موضع‌گیری پیرامون مسائلی که از حوزه مسئولیت من خارج است را غیرواقع‌بینانه می‌دانم، ولی از اینکه صفحه من را برای اظهار نظرهای خود قابل می‌دانید، خوشحالم».

وزیر خارجه ایران سپس به نوشته معصومه ابتکار، از معاونان رییس‌جمهوری در صفحه فیس‌بوکش و سخنان محمود علوی، وزیر اطلاعات اشاره کرده است که چندی پیش گفته بود «برقراری امنیت باید در چارچوب باشد. خداوند از پایمال شدن حق خود اگر سهوی و غیرعمدی باشد گذشت می‌کند اما از پایمال شدن حق مردم حتی اگر سهوی هم باشد نمی‌گذرد. کسانی که دل به مهر نظام مقدس جمهوری اسلامی بسته‌اند و علاقه‌مند به رشد این نظام هستند باید در جهتی حرکت کنند که همه ملت احساس امنیت کنند و البته پیشگیری مقدم بر درمان است».

معصومه ابتکار خود پیش از این در صفحه فیس‌بوکش با اشاره به «حادثه ناگوار روز عید غدیر» به همین گفته‌های وزیر اطلاعات به عنوان «رویکردی مثبت برای رسیدگی به موضوع» استناد کرده بود.

بر اساس گزارشی که سایت کلمه نزدیک به میرحسین موسوی منتشر کرده است، نیروهای امنیتی روز پنج‌شنبه دوم آبان ماه، دختران زهرا رهنورد و میرحسین موسوی را در حالی‌که برای دیدار از خانواده خود در روز غدیر به محل حصر آنها رفته بودند، کتک زدند.

این موضوع در خود ایران با واکنش‌هایی از سوی مقام‌های رسمی روبه‌رو شد.

از جمله محمد پورمختار، رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ایران، به دختران رهنورد و موسوی توصیه کرد به نیروی انتظامی شکایت کنند.

آقای پورمختار چهارم آبان ماه گفته بود «در اين مورد نيروی انتظامی مرجع رسيدگی است و بهتر می‌تواند در اين زمينه ورود کند».

فرمانده نیروی انتظامی ایران نیز به این سخنان واکنش نشان داده و گفته است «هر فردی می‌تواند شکایتی را مطرح کند و ما نیز آن را در دستور کار قرار می‌دهیم». با این همه این فرمانده عالی‌رتبه امنیتی می‌گوید در این مورد شکایتی از سوی دختران رهنور و موسوی به پلیس نشده است.

برچسب‌ها: حقوق بشر, درگیری جناحی, سرکوب, سیاسی, میرحسین موسوی

شما هم چیزی بگو

Oct 28 2013

هنرپیشه زن حامی روحانی بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر ::

هاشمی نامه: پگاه آهنگرانی، هنرپیشه سینما که در گردهمایی حامیان روحانی مورد تقدیر او قرار گرفت، دیشب بازداشت شد و مادرش، منیژه حکمت نیز خبر بازداشت او را تایید کرد.

به گزارش آینده، هنوز از علت بازداشت وی خبری در دست نیست، اما از متن مادرش چنین بر می آید که این بازداشت مربوط به پرونده قبلی اوست.

فارس هم در این باره نوشت: پ . الف یکی از بازیگران زن سینمای ایران شب گذشته بازداشت شد.

البته هنوز از علت دستگیری این بازیگر اطلاعی در دست نیست و مشخص نشده است که وی به چه اتهامی بازداشت شده است.

این در حالی است که مسئولان قضایی کشور هنوز در خصوص علت بازداشت وی اظهارنظری نکرده اند

برچسب‌ها: آزادی بیان, پگاه آهنگرانی, حقوق بشر, سانسور, سیاسی, سینما, هنر

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .