اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'محمدباقر قالیباف'

May 16 2013

قالیباف شهردارتهران، به خاطر تصریح در اعمال خشونت باید به سیاهه ناقضان حقوق بشر اضافه شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

کمپین حقوق بشر: کمپین فایل صوتی دوساعته ای که به نظر می رسد به صورت مخفیانه ضبط شده را از یکی از سخنرانی های قالیباف به دست آورده که در آن او به جزییات نقش مستقیم و برجسته خود در سرکوبی که علیه دانشجویان در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، تیرماه ۸۲ و همچنین تظاهرات بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پرداخته است.

فخر ورزیدن نامزدریاست جمهوری درباره نقش مستقیم خود در خشونت و سرکوب

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲- کمپین بین المللی حقوق بشر درایران امروز از جامعه بین المللی خواست که محمدباقرقالیباف، شهردار تهران و یکی از نامزدهای ریاست جمهوری پیش روی ایران را به خاطر نقش گسترده در نقض حقوق بشر، شامل ممنوعیت سفر و مسدود کردن دارایی‌های احتمالی او در خارج ایران کند.

(فایل صوتی دوساعته)
برای شنیدن فایل صوتی با سایت کمپین مراجعه فرماید
کمپین فایل صوتی دوساعته ای که به نظر می رسد به صورت مخفیانه ضبط شده را از یکی از سخنرانی های قالیباف به دست آورده که در آن او به جزییات نقش مستقیم و برجسته خود در سرکوبی که علیه دانشجویان در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، تیرماه ۸۲ و همچنین تظاهرات بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ پرداخته است.

هادی قائمی، مدیرکمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفت: «قالیباف در این نوار خود را به عنوان فردی خشن و بی رحم و به عنوان کسی که نقش تعیین کننده در سرکوب سالهای اخیر در ظرفیت های مختلف رسمی داشته مطرح کرده است. تحت مدیریت او، با توجه به پذیرش خودش دراین فایل صوتی، وضعیت پریشان کننده حقوق بشر در ایران، اگر بدتر هم نشود، همچنان ادامه خواهد داشت.»

در این فایل صوتی، قالیباف به صورت لجوجایه ای تلاش می کند که جزییاتی از دخالت خود را درسیاست‌های سرکوب گرانه و اجرای آنها نشان دهد:

– حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای که نوشته شد، بنده نوشتم. آقای سلیمانی هم بود باهم…کف خیابان وقتی به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی (سپاه پاسداران) بودم. عکس من روی موتور هزار با چوب هست. با حسین خالقی. واستادم کف خیابون، که کف خیابون اونجا رو جمع کنم. پس نگاه کنید، اون جایی که لازم بشه بیاییم کف خیابون چوب بزنیم، جزو چوب زناییم، افتخارمون هم هست….. اونجا می زدیم جلوشون رو می گرفتیم….از اون روز ما اون جایی که لازم بوده چوب بزنیم، کف خیابون چوب می زدیم. نگاه نکردیم من سردار فرمانده نیروی هوایی ام، تو رو چه به کف خیابون؟…

– من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

– شهرداری یک نهادعمومی غیردولتی است یک دستگاه امنیتی نیست ولی وقتی عملکرددستگاه های مختلف رو بعد از فتنه بررسی کردند ارزیابی کردند، شهرداری تهران در زمره پنج دستگاه امنیتی و انتظامی کشور که کار می کردند، بین آنها شهرداری دستگاه سوم شد. نه بین دستگاه های دولتی و بقیه دوایر بودند. پس نشان می دهد که شهرداری وسط میدان بوده و کارش را در طراز کارهای امنیتی انجام می داده.

قالیباف این اظهارات را در یک جمع خصوصی با دانشجویان بسیجی تندرو که براساس منبعی که نوار را دراختیار کمپین قرار داده در چند هفته اخیر به آن دسترسی پیدا کرده اند، مطرح کرده است. آنچه از محتویات این نوار بر می آید آن است که او در این جلسه تلاش می کند حضار را به خاطر عملکرد سختگیرانه اش و تاریخ افتخارآمیزی که از اعمال خشونت برای سرکوب تجعات و همچنین مقابله با ناراضیان سیاسی و اصلاح طلبان دارد، تحت تاثیر قرار دهد.

روزچهارشنبه بخش هایی از سخنان و فایل صوتی قالیباف توسط وب سایت کلمه و هچنین بی.بی.سی فارسی منتشر شده بود.

کمپین از اتحادیه اروپا و آمریکا می خواهد که فورا قالیباف را شامل لیست ناقضان حقوق بشرو همچنین در لیست افرادی که از سفر به این کشورها منع هستند قرار داده و دارایی های احتمالی او رادر این کشورها مسدود کنند.

No responses yet

May 15 2013

دو اظهار نظر متناقض قالیباف ظرف دو هفته: دفاع قالیباف از خود در پایگاه بسیج: مجوز حضور نظامی و تیراندازی در کوی دانشگاه را من گرفتم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

کلمه: چکیده :قالیباف برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال 82 و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.می گوید که در سال 1378 و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور 1000، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است….

پس از آنکه محمدباقر قالیباف در دیدار روز دوشنبه هفته گذشته در دانشگاه شریف مدعی شد که «دولت اصلاحات مجوز حمله به کوی دانشگاه تهران را در سال ۱۳۸۲ به ناجا داده بود و وی از آن جلوگیری کرده است»، گزارشی در اختیار کلمه قرار گرفته است که نشان می‌دهد متاسفانه آقای قالیباف نیز همچون احمدی نژاد راه خلاف واقع گویی را در پیش گرفته و مجوز “حمله و تیراندازی” به کوی دانشگاه بر اساس پیشنهاد شخص آقای قالیباف و تاکید ایشان بوده است.

به گزارش کلمه، محمد باقر قالیباف در دیداری با گروهی از منتقدان جوان خود و اعضای منتسب به بسیج به شبهات مطرح شده در مورد حوادث سال ۸۸ و عملکرد شهرداری تهران پاسخ داده است. از این جلسه که به صورت خصوصی برگزار شد طی هفته های گذشته خبرهایی به صورت کاملا گزینشی منتشر شد، از جمله اینکه او در سال ۸۸ بر اساس نظر آیت الله خامنه ای، به احمدی نژاد رای داده است.

اما مشروح سخنان اقای قالیباف که تا کنون منتشر نشده بود حاکی از حقایقی درباره شیوه و عملکرد وی می باشد که با اظهارات وادعاهایی که اخیرا طرح می‌شود ناسازگار است.

قالیباف در این دیدار (با اعضای منتقد قالیباف و منتسب به بسیج) برای اثبات قاطعیت برخورد خود با اصلاح طلبان می گوید که در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را “له” خواهد کرد.

قالیباف در سخنان خود از مخالفت آقایان معین و ظریفیان با پیشنهاد او در آن جلسه خبر می دهد و تاکید می کند که با برخورد تند وی، موفق می شود مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور بگیرد.

او همچنین با افتخار می گوید که در سال ۱۳۷۸ و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور ۱۰۰۰، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه توهین آمیز و تهدید آمیز فرماندهان سپاه به آقای خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است.

قالیباف در پاسخ به سئوالی، رابطه خوب خود را با اصلاح طلبان انکار کرده و می گوید که تعریف کردن اصلاح طلب ها از وی به خاطر این است که آنها، حزب اللهی ها را سر کار گذاشته اند و سیاسیون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با او بیشتر از هر کس دیگری عناد دارند.

شهردار تهران سخنانی نیز در مورد تلاش برای تغییر مدیران و بدنه سازمان همشهری مطرح می کند تا به قول او بدنه سازمان همشهری هم انقلابی شود. سخنانی که این سوال را در اذهان تداعی می کند که اگر وی ریاست دولت را بر عهده بگیرد، آیا قصد دارد بدنه دولت – یعنی تمام کارمندان – را هم به صورت کامل و انقلابی تغییر دهد یا خیر.

از دیگر صحبت های شهردار تهران می توان به این نکته اشاره کرد که به اعتقاد وی، مصلای تهران از آهن و مفتول ساخته شده است و معنویت ندارد. او برای انتقاد از سیاست های اقتصادی آقای هاشمی تلویحاً می گوید که مصلی تهران با مال حرام ساخته شده است.

قالیباف در این دیدار در شرایطی بارها از اخلاص و عمل صالح و نیت پاک می گوید که صحبت های خودش در یک جلسه خصوصی با منتقدانش و یک جلسه عمومی در دانشگاه شریف، کاملا متناقض است.

محمدباقر قالیباف در این صحبت ها سعی دارد که خودش را فردی منضبط، قدرتمند و مخالف با اصلاح طلبان معرفی کند که در حوادث مختلف کوتاه نمی آید و حتی مجوز تیراندازی در کوی دانشگاه را هم می گیرد. اما آنچه که در دانشگاه شریف توسط وی مطرح شد، سیاستمداری را نشان می دهد که در دو روز متفاوت و به مقتضای جلسه ای که در آن قرار دارد، حرف هایش را تحریف شده به اطلاع مخاطب می رساند.

محمدباقر قالیباف از سویی قصد دارد خودش را یک مدیر مدرن و تکنوکرات نشان داد و از سوی دیگر نمی خواهد برچسب “ساکتین فتنه” که توسط گروه های رادیکال متوجه وی می شود بی جواب بماند. به همین دلیل گاهی اوقات مجبور است صحبت هایی را مطرح کند که به آنها اعتقاد هم ندارد. صحبت های انتقادی وی نسبت به آقای هاشمی، در مصاحبه هفته گذشته با خبرگزاری فارس هم بر همین اساس قابل تحلیل است.

بخش هایی از سخنان آقای قالیباف در جمع بسیجیان منتقد وی که در اختیار کلمه قرار گرفته است در ادامه بخوانید:

من فردی امنیتی هستم؛ سران فتنه بی عقل، بی دین و بی سیاست بودند

در مورد فتنه، من از اول اسم فتنه را به کار بردم. چون به هر حال بنده کار امنیتی و اطلاعاتی کردم و تشخیص می دهم و کارشناس این کار هستم. من در یک جلسه با سطح طبقه بندی بالا گفته ام که شاید بیشترین حرکت را برای جلوگیری از حادثه از شنبه تا ۵ شنبه [بعد از انتخابات] من و سردار سلیمانی با هم انجام دادیم.

همان موقع هم گفتم که جریانات فتنه (سران فتنه اسم مستعار نظام برای آقایان موسوی، کروبی و خاتمی است)، هم ما در عقل آنها، هم در دین و هم در اینکه آدم هایی سیاسی باشند شک داریم. من در مرداد ماه این را گفتم که رفتار اینها نه عقلانی است، نه دینی و نه سیاسی. آقای میرحسین اعتراض داری؟ تو که نخست وزیر این کشور بودی، شما که دم از قانون می زنی. باید از طریق قانون اعتراض کنی. البته ما هم باید به آنها مجوز تجمع می دادیم و فرصت را از فرصت طلبان می گرفتیم. در حالی که اینها می خواهند اوضاع را بهم بزنند.

در مورد شهرداری هم باید بدانید که شهرداری یک نهاد عمومی غیر دولتی است. ولی بر اساس ارزیابی عملکرد دستگاه های متعدد بعد از فتنه، شهرداری تهران در میان ۵ دستگاه امنیتی که کار در این مور کار می کردند، رتبه سوم را دارد. این نشان می دهد که شهرداری کارش را در طراز نهادهای امنیتی انجام می داده است.

من در سال ۷۸ پشت موتور ۱۰۰۰ جزو چوب‌زن ها بودم/ نامه فرماندهان به سپاه را من نوشتم

حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه ای را که نوشته شد من نوشتم (منظور نامه توهین آمیز فرماندهان سپاه به رئیس جمهوری محمد خاتمی بود). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با “چوب” هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن ها هستیم. افتخار هم می کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟

مجوز حمله به کوی دانشگاه و تیراندازی را با برخورد قاطعانه از شورای امنیت کشور گرفتم

سال ۸۲، بیست و پنج روز در کف خیابان درگیری بود. اینهایی که می گویند همه شان با فتنه مبارزه کرده اند و قالیباف مبارزه نکرده است، آن ۲۵ روز یک نفرشاان موضع گیری نکرد. ۱۰ تا وزیر استعفا دادند و نامه استعفای نفر یازدهم هم آماده بود که جلوی او را گرفتند. ۱۸ تا استاندار و ۱۲۰ تا فرماندار استعفا کردند. مجلس هم در اعتصاب بود که انتخابات دور هفتم را برگزار نکنند.

در سال ۸۲ بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرف های بسیار تندی زدم و شان جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون می کنم و جمعشان می کنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی می خواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. آقای معین و ظریفیان در آن جلسه بودند و با من مخالف بودند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.

بعد رفتم به همکارانم گفتند که بروند استراحت کنند، چون قرار نیست اتفاقی بیفتد و توضیح دادم همین هایی که تو جلسه شورای امنیت کشور هستند باعث فتنه و شلوغی دانشگاه ها می شوند.

وقتی به مجلس ششم رفتم تا [درباره این اتفاقات توضیح بدهم]، بهزاد نبوی گفت که چه کسی تو را دعوت کرده است؟ گفتم اقلیت مجلس و آقای حداد، دعوت کرده اند. گفت اشتباه کردند تو را دعوت کردند. این چهار نفر، آقایان معین، لاری، یونسی و روحانی یک جوری حرف زدند که نفهمیدیم چه گفتند. بنده هم خیلی شفاف و روشن حرف هایم را مطرح کردم. وقتی من داشتم صحبت می کردم، خانم حقیقت جو بلند شد و گفت که آقای قالیباف، شما منظورت من هستم؟ گفتم که من چنین جسارتی نکردم. ولی همان ضرب المثل معروف هست که می گوید وقتی چوب رو برداری، گربه دزد فکر خودش را می کند، شاید از این باب بود. به خاطر این که من می دانستم اینها ۵ نفر هستند تو کوی می نشینند و بچه ها را [تحریک می کنند] و یکی ش هم این خانم بود.

قالیباف در صحبت هایی متناقض در حالی که پیش از این مدعی شده بود دوم خردادی ها دنبال شلوغ بازی بودند از تلاش خود برای اجازه مجوز تجمع به گروه های دانشجویی خبر می دهد و می گوید: در جلسه شورای امنیت کشور آقایان معین، ظریفیان، موسوی لاری، حسن روحانی و یونسی گفتند که اجازه تجمع و مجوز برای سالگرد کوی دانشگاه به دفتر تحکیم ندهید. فرمانده سپاه هم مخالف بود. تنها کسی که می گفت به آنها اجازه بدهیم من بودم. آنها که خودشان هم موافق دفنر تحکیم بودند می گفتند که آقای قالیباف، اینها می آیند شلوغ بازی در می آورند. اما من گفتم که امنیت را تامین می کنم. از آقا هم مجوز گرفتم و رئیس اینها را خواستم که بیاید و گفتم که شما مظلومیت ۱۸ تیر را دارید و نظام می خواهد به شما مجوز بدهد. اما در نهایت خودشان با بزرگ ترهایشان صحبت کردند و منصرف شدند.

به آنها می گویی کارنامه ات چیست؟ می گویند دو تا فحش دادیم

اینهایی که می گویند ما ساکت فتنه هستیم، سال ۸۲ که ۲۵ روز کف خیابان درگیری داشتیم کجا بودند؟ ۱۸ تیر کجا بودند؟ کسی نمی تواند بگوید ۸۸ مهم است و ما بودیم اما ۸۲ مهم نیست و ما نبودیم. چون رفته بودیم کاسبی کنیم. یا می گویند حادثه سال ۷۸ لازم نبوده یا حادثه سال ۷۶ [انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری] لازم نبوده یا جنگ و حادثه بنی صدر لازم نبوده است. برخی افراد که در [حوادث سال ۸۸] ظاهراً ادعای انقلابی گری داشتند، دوست داشتند بر بام این درگیری در کف خیابون به اسم انقلاب بدمند.

در جلسه شورای عالی امنیت ملی، آقای جلیلی در مورد مترو از من سئوال داشت که اینها به ضرر حزب الله و به نفع سبزها عمل می کنند. گفتم چه کسی این کار را می کند؟ جواب داد محسن هاشمی. گفتم محسن هاشمی مسئول ساخت متروست. یعنی تونل را می کند و مترو می سازد و تحویل می دهد. این قسمتی که کار برنامه ریزی قطارها در آن انجام می شود توسط یک شرکتی به نام بهره برداری مترو مدیریت می شود و فلانی مدیرعامل آن است. اصلاً بستن و بازکردن مترو ربطی به محسن هاشمی ندارد. دروغ به این بزرگی که تو حتی تشکیلات را هم نمی شناسی. بابا من کف خیابان خودم ایستادم و کار انجام می دهم. شما می آی این حرف را می زنی؟ بعد به من می گویند ساکت فتنه. اما به او می گویی کارنامه خودت را بده. می گوید من دو تا فحش دادم. خب دو تا فحش که موضوع نشد.

من در سال ۸۸ بنا بر نظر آیت الله خامنه ای به احمدی نژاد رای دادم

من در مورد رای خودم در سال ۸۸ می توانم اسم ببرم. آقای کاشانی و آقای بیادی شاهد هستند. آقای بیادی دنبال سردار رضایی بود. آمد پیش من. گفتم به نظر من خلاف نظر آقا داری عمل می کنی. گفت برای چه؟ گفتم چون آقا می گوید باید به احمدی نژاد رای داد. گفت تو این حرف را می زنی؟ گفتم آره. انتقاد من به احمدی نژاد، دلیل اینکه به احمدی نژاد رای ندهیم نیست.

نقش واعظ مهدوی در ستاد میرحسین

در مورد واعظ مهدوی توصیه ای به من شد و معلوم است که از کجا به من توصیه می شود (احتمالن منظور دفتر رهبری است). وقتی آمدن میرحسین موسوی قطعی شد و شورای نگهبان تایید کرد، افرادی بنا شد برای موسوی کار کنند. توصیه شد به من که افرادی دارند می روند در ستاد مهندس موسوی؛ خوب است که بچه هایی بروند در ستاد آقای موسوی که غیر از اینکه آقای موسوی آنها را قبول دارد، آنها هم بچه های متدین و انقلابی و سالمی باشند. یکی از آنها واعظ مهدوی بود که آقای میرحسین ایشان را قبول داشت. آقای واعظ هم متدین، حزب اللهی و متخصص است، اما گرایشش چپ است. کافر که نیست. وقتی که این توصیه به من شد، من آقای مهدوی را صدا زدم و توصیه کردم برو به میرحسین کمک کن. دلیلش هم این بود که بچه های متدین و حزب اللهی بروند و آدم های اصلاح طلب تند عقبه مجاهدین انقلاب و مشارکت نریزند دور میرحسین موسوی. واعظ مهدوی گفت که من خودم نمی خواهم بروم و حتی اگر بخواهم کمی کمک کنم، معنی اش این است که از وقت شهرداری بزنم و آنجا بروم. یعنی حقوق شهرداری را بگیرم اما جای دیگری کار کنم و راضی نیستم. یک هفته ای گذشت. ما دیدیم آدم هایی دارند جمع می شوند که نباید جمع شوند. دومرتبه از آقای واعظ خواستم برود به ستاد میرحسین کمک کند. او هم گفت که اگر نظر شما این است که من بروم اجازه بدهید ۲ ماه مرخصی بدون حقوق بگیرم. من هم موافقت کردم.

می خواهم حتی بدنه سازمان همشهری را هم تغییر دهم تا انقلابی شوند

اساس و بنیاد موسسه همشهری ۲۰ سال قبل پایه گذاری شده است. حتمن آن پایه گذاری بر مدار انقلاب نبوده است. حداقل با باورهایی که ما داریم نبوده است. ۱۷ سال شهرداری بر این مدار چرخیده است. تا روزی که من آمدم شهرداری. در دوره آقای دکتر احمدی نژاد هم هیچ تغییری در سازمان همشهری داده نشده است. حداکثر این بوده که فقط یک رئیس تغییر کرده است. اما بدنه همان هستند. خیلی ها اصلن کارمند رسمی هستند و شما نمی توانید آنها را بیرون کنید. باید بروید دادگاه و اداره کار و دیوان عدالت اداری و … تا ۳ سال از مدیریت من هم همینطور بوده است. ولی الان بیشتر از ۲ سال است به این موضوع محکم پرداختیم تا بتوانیم تا بدنه پایین را تغییر دهیم. و تا حدی بچه های آنجا و مدیریت آنجا را به سمت بچه های ارزشی و انقلابی برده ایم.

اصلاح طلب ها ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار

شما می گویید اصلاح طلب ها از قالیباف تعریف می کنند یا قالیباف هر روز در دوران اصلاح طلب ها با آقای خاتمی فالوده می خورد. هیچ وقت آن جایی که احساس کردم اساس نظام و فرهنگ انقلاب در خطر است، پیش هیچ مسئولی کوتاه نیامدم. اینها، ما حزب اللهی ها را گذاشته اند سر کار. به خدا ما سر کار رفتیم. من با اطمینان می گویم دوستان، این قدر که سیاسیون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی با بنده عناد دارند عملاً و حتماً با دیگران در این زمینه ندارند. ای کاش من می توانستم بعضی از موضوعات را اینجا به شما بگویم. چند روز قبل فیس بوک آقای ابطحی را دیدید سر تونل چی نوشته بود؟ (یک نفر می گوید شما که گفتید وقت ندارید فیس بوک را ببینید. قالیباف جواب داد که من در خبر دیدم). از تونل رد شده بود. اما گفته بود که این تونل خوب است اما من گله مندی دارم از قالیباف و نمی خواهم بنویسم. من ابحطی را از قبل از انقلاب می شناسم. بچه مشهد است. بعد از انقلاب هم او رای می شناسم. اما وقتی احساس کردم که به عنوان بچه انقلاب باید بایستم که رئیس دفتر رئیس جمهور نشود ایستادم و نگذاشتم بشود. تا حالا هم نگفتم. حالا شما اینجا دیدید که یک رئیس دفتر قرار شد معاون شود، چه اتفاقی افتاد؟ (احتمالاً منظورش مشائی است)

پیمانکاران آقای هاشمی اقتصاد اسلامی بلد نبودند

در سال ۷۳ که برخی از همین آقایان که الان به آقای هاشمی فحش می دهند، آن روز دست آقای هاشمی را می بوسیدند، من با هاشمی در همین محل ریاست جمهوری صحبتی کردم که همان روز گریه کرد. گفتم ما به شما معترضیم. به این سبکی که در فرهنگ ساخت و ساز دارد انجام می شود معترضیم. ما این را قبول نداریم.

من به ایشان گفتم حاج آقا ما با شما در جنگ بودیم. حداقل ۶ سال از ۸ سال جنگ را شما فرمانده مستقیم جنگ بودید. من از شما سئوالم این است که وقتی در خراسان لشکر ۷۷ وجود داشت، چرا لشکر ۵ نصر امام رضا را درست کردید؟ گفت نمی شد. گفتم به همین دلیل و با این پیمانکارهایی که شما دارید، از آن اقتصاد اسلامی در نمی آید.

مصلی تهران از آهن و مفتول و مال حرام ساخته شده است

وقتی توی مصلای تهران می روید، چرا حس معنوی ندارد؟ اساسش مال این است که آنها را با آهن و مفتول و جراثقیل و افرادی ساخته اند که به هیچ عنوان باطن آنها، با اینجا انس برقرار نکرده است. وقتی خدا روح خودش را بر انسان دمید به او انسانیت و آزادگی داد، این انسانیت و آزادگی فقط در یک شرایط حفظ می شود که بر بستر اسلامیت و یک هدایت قدسی اتفاق بیفتد. اگر ما در مسجد “لرزاده” می رویم و حس معنوی پیدا می کنیم به خاطر این است که آن معماری که آنجا را ساخته است یا مسجد گوهرشاد را ساخته است، ۴۰ روز روزه می گرفته و بی وضو سر کارش نمی رفته است. مال حرام هم نخورده است. بعد می رود این ساختمان را می سازد. آدم از کنارش که رد می شود، معنویت او را می گیرد. اما ما مصلی درست می کنیم از آن فرار می کنیم. دو بار نماز جمعه برگزار کردیم و دیگر برگزار نکردیم. شما ۱۰۰۰ تا آیه قرآن هم بگذارید نمی توانید توی آن معنویت پیدا کنید.

من را نباید بر اساس پل و اتوبان ارزیابی کنید

ارزیابی مدیران در جمهوری اسلامی غلط است. باید اینطوری ارزیابی شود که چقدر قالیباف در شهرداری تهران کار کرده که مردم عبادت کنند. نه اینکه چه قدر پل و اتوبان ساخته است.

No responses yet

May 11 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند: سگ خراسان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


خودنویس: آن بانی زندان کهریزک، آن خورنده ترتیزک، آن قلدر عامل اطلاعات موازی، آن کارشناس آسفالت دهان و حقه‌بازی، آن لاعب عمو زنجیرباف، شیخنا و مولانا مم باقر قالیباف، دائم به زیر لحاف بود…آن سگ گوش به فرمان رهبر، آن دشمن هرچه احمدی‌نژاد و عنتر، آن بانی زندان کهریزک، آن خورنده ترتیزک، آن قلدر عامل اطلاعات موازی، آن کارشناس آسفالت دهان و  حقه‌بازی، آن لاعب عمو زنجیرباف، شیخنا و مولانا مم باقر قالیباف، دائم به زیر لحاف بود و خورنده شیاف بود و عاشق حرف کاف بود!

مقام معظم، دو سگ داشت، یکی علی لاریجانی و دیگری «مم باقر» قالی‌باف که او را «کلب‌علی مشهدی» هم نامیده‌اند.

از کودکی، اهل مبارزه با شاه بود و در مخالفت با اعلیحضرت، نعلین مقام معظم لیس می‌زد و از این‌رو بود که «مم باقر واکسی» انقلاب نام گرفت.

در ایام ماضی که معظم(سد علی گدا) به قبرستان می‌رفت و فاتحه می‌خواند برای دو ریال، «مم باقر» جزو تیم حراست حضرت بود.

در تواریخ آورده‌اند که روزی می‌خواست گربه شکار کند که اشتباهی پاچه مجتبی گرفت که داشت سمبلتیب می‌دزدید، از این رو بود که مجتبی، کینه قالیباف به دل گرفت و در وقت زدن. چنان زد که دمار از روزگار مردم بر آمد با حمایت مجتبی از احمدی‌نژاد!

چون انقلاب شد، به سپاه رفت و به خاطر موی بور و سیمای گوگوری مگوری‌اش، بسیار مورد توجه بود و همگان، ماتحت تاثیر خود قرار داد!

گویند در جبهه‌ها، هر چه خوراک و امکانات بود از بقیه دریغ می‌کرد و به مشهدی‌ها و خراسانی‌ها می‌بخشید و این عادت خراسان نوازی تا دسته در او بود.

در سنوات جنگ، فرمانده بود و اسم رمز عملیات شبانه‌اش «مودونوم، اما نوموگوم» بود.

چون از جنگ و فرماندهی رهایی یافت، به بادبادک بازی مشغو شد و معظم له چون استعداد خلابانی او به دفعات دیده بود، این‌بار به کلاس خلبانی‌اش اعزام فرمود.

از آغاز خلبانی قالیباف، معجزات فراوان رخ داد از جمله سقوط پی در پی توپولوف روسی از بس که سقش سیاه نبود!

مدتی فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا بود و هر چه پروژه بود به یاران مشهدی سپرد. و یاران از هر پروژه‌ای، شمع بدزدیدند…

بعدا فرمانده نیروی هوایی سپاه شد و گاهی به خلبانی ارباس مبادرت می‌کرد و وسط آسمان مسافر می‌زد و در بوفه می‌نشاند!

در اوقات جنبش کوی دانشگاه، با فرماندهان دیگر سپاه، نامه فدایت شوم از برای خاتمی، موش اردکان نوشت و موش اردکان در سوراخ خویش پنهان شد از ترس.

مقام معظم بعد به ریاست نیروی انتظامی‌اش گماشت و او هر چه گماشته خراسانی بود به تهران آورد از بحر سرکوب مخالفان.

چون زندان‌ها و بازداشت‌های تهران را کافی نیافت، بازداشت‌گاه کهریزک از خود به یادگار گذاشت.

در تهران نیز بازداشتگاه اماکن دایر فرمود و خشتک اهل هنر بر سرشان کشید تا اشعه موی‌شان چشمان مسلمین نیازارد!

در دوران ریاستش بر آجان جماعت، طرح امنیت اخلاقی پیاده کرد و همه مشکلات خلاقی مملکت که لایحنل مانده بود به ناگاه رفع شد و همه خوش اخلاق بودند، از جمله پاسبان‌های باج‌گیر و پلیس‌های راهنمایی رشوه خوار و بازجویان بازداشتگاه اماکن که با اجازه زندانی کتکش می‌زدند و به راه راست هدایتش می‌فرمودند.

در دوران او، دهان‌ها آسفالت کردند.

همان زمان، اطلاعات موازی که مدتی دایر گشته بود به زیرسایه خود آورد و سگ‌های از نقدی «هار»تر به اداره اطلاعات‌موازی گماشت که همه تعلیم آموختگان طائب بودند و از همه نماها غایب بودند.

در سنه ۸۳، به دستور سید محمد خاتمی، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد و همه قاچاقچیان غیر مشهدی و غیر سپاهی را به سزای اعمال ننگین‌شان رساند!

در سنه ۸۴ نامزد انتخابات شد به امید حمایت آقا، اما آقازاده که تجربت قبلی داشت، از میمون آرادان حمایت فرمود و کرور کرور مردم، تقاص گاز نابجای قالیباف پس دادند و این بار که قالیباف، بور شد.

پس به حمایت دفتر آقا شهردار تهران شد  و به‌جای آسفالت کردن دهان‌ها، آسفالت‌ها را مجددا آسفالت فرمود!

در این ایام هر سوراخی رو تونل کرد و دائم به سوراخ بود یا به تونل!

چون شهردار شد، لهجه اهالی خیابان بهشت مشهدی شد و فامیل‌های قالیباف پر!

نقل است که فرزندش ۴ میلیارد تومان در دوران شهرداری پدر نوش جان کرد. از پسر پرسیدند این ۴ میلیارد بحر چه بود؟ گفت حرف‌های ابوی از مشهدی به فارسی تهرانی ترجمه بکردم!

گویند تا اسم «امام» می‌آورد، مثل سگ گریه می‌کرد! از جمله وقتی انتقاد بکرد به شیخ اکبر بابت نافرمانی از فرامین امام…

از میمون آرادان و مشایی‌الملک بسیار تنفر داشت و تا به شهرداری رفت، پرونده‌ای بساخت از این دو برای روز مبادا، غافل از آنکه احمدی‌نژاد هم بر کرسی پیشین خود در شهرداری شنود گذاشته بود و همه اصوات قالیباف از بخش پسین بشنید و سخنان «بودار» مم‌باقر به پرونده او افزود!

در ایام نیمه پیری، با ولایتی و حداد ائتلاف کرد اما نهایتا بنای اختلاف کرد.

قالیباف را گفتند دموکراسی چیست؟ گفت تعیین آرا مدل رضاخانی!

No responses yet

Mar 17 2013

حمله بی‌سابقه «عصر ایران» به مصباح و جبهه پایداری: تاجران بصیرت؛ از پدرخوانده محفلی تا پادوهای خیابانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

سایت «عصر ایران» نزدیک به محمدباقر قالیباف با انتشار یادداشتی حملات تند و بی‌سابقه‌ای به محمدتقی مصباح یزدی و اعضای «جبهه پایداری» کرد و آن‌ها را «پدرخوانده محفلی» و «تاجران بصیرت» نامید.

این سایت روز جمعه (۲۵ اسفند) نوشته مهاجمان به سخنرانی روز ۲۲ بهمن علی لاریجانی در قم «کسانی هستند که خود را دانای کل و بصیر» می‌دانند و دیگران را «مشتی انسان بی‌بصیرت و نادان.»

«عصر ایران» این مهاجمان و «پادوهای مجلسی و خیابانی» را کسانی معرفی کرده که خود را حامی علی خامنه‌ای معرفی می‌کنند٬ اما «در اعماق وجود، اعتقادی به آنچه می‌گویند ندارند.»

به نوشته این سایت «اگر زمان رژیم گذشته بود، بسیاری از همین با بصیرت‌ها، صبح به صبح دم در کاخ سعدآباد و نیاوران صف می‌کشیدند تا بلکه تعظیمی کنند و صله‌ای بگیرند و راهی به دربار بیابند.»

«عصر ایران» در ادامه نوشته «آن‌ها عمدتاً جوانانی خام، هیجانی، ‌بی‌تجربه و در مجموع آلت دست هستند که منویات پدر خوانده‌ها را اجرا می‌کنند.»

این سایت محافظه‌کار بی‌آنکه به نام مصباح یزدی اشاره کند افزوده است: «چه زشت‌خو هستند آمرانی که جوانان را به میدان تخریب می‌فرستند تا خود بهره‌برداری سیاسی‌شان را بکنند.»

«عصر ایران» در پایان یادداشت خود آورده که «اما، کاملاً‌ مشخص شده که نه آن پدرخوانده‌های مقدس‌نما، ‌بصیرت دارند و نه این پادوهای شاگرد بصیرت.»

این یادداشت در پی بروز تنش میان سایت‌های حامی قالیباف و لاریجانی با سایت‌های حامی جبهه پایداری پس از انتشار فیلمی درباره نقش حامیان مصباح در حمله به سخنرانی مراسم ۲۲ بهمن لاریجانی در قم منتشر شده است.

سایت «صراط‌نیوز» هفته گذشته فیلمی منتشر کرده که در آن هویت گروهی از این مهاجمان به سخنرانی لاریجانی در قم فاش شده است.

این سایت پس از انتشار این فیلم فیلتر و پس از ۴۸ ساعت رفع فیلتر شد٬ اما جنجال‌ها درباره این فیلم میان حامیان قالیباف٬ لاریجانی با حامیان مصباح یزدی همچنان ادامه دارد.

متن نوشته عصرایران:

تاجران بصیرت؛ ازپدرخوانده های محفلی تاپادوهای مجلسی وخیابانی
این خط و این نشان که باز هم شاهد چنان رفتارهایی از جانب ایشان خواهیم بود چون به رغم تمام ادعاها و جانماز آب کشیدن ها و شعارهای انقلابی شان، در اعماق وجود،‌ اعتقادی به آنچه می گویند ندارند.
عصرایران ؛ جعفر محمدی – کسانی که روز 14 خرداد در حرم امام خمینی(ره) و در 22 بهمن ٰ‌در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) ، اقدام به بر هم زدن مراسم کردند و علیه سیدحسن خمینی و علی لاریجانی شعار دادند و حتی مهر و کفش به سمت رئیس مجلس پرتاب کردند و البته کارهایی از این دست زیاد دارند ،‌ با بصیرت های جامعه بودند! کسانی که «خود» را دانای کل و بصیر می دانستند و با این باور قطعی که «دیگران» ، مشتی انسان بی بصیرت و نادان هستند ،‌ بر آنها شوریدند و حتی مجال سخن گفتن نیز ندادند چرا که بی بصیرت ها ٰاز نگاه «بصیرت مردان» دوران ،‌نه حق سخن گفتن که حتی اگر از دست برآید ،‌حق حیات هم ندارند!حمله به لاریجانی در قم

از دیدگاه با بصیرت ها ،‌ بصیرت یعنی همان که خودشان می اندیشند و آن کاری است که خود می کنند،‌حتی اگر عربده کشی در حرم بنیانگذار انقلاب باشد یا پرتاب مهر نماز و کفش آلوده در حرم مطهر خواهر امام رضا(ع)!
چرا این ها بصیرت است؟ چون اینان انجام می دهند:‌«هر چه آن خسرو کند ٰشیرین بود» ؛ خسروانی هستند برای خودشان!

این با بصیرت ها می گویند “آقا”‌ مظلوم شده است ؛ مقامات کشور و چهره های سیاسی ، در مسیر ولایت نیستند و بر ماست که نهیب شان بزنیم و از خواب غفلت بیدارشان کنیم ولو به آشوب و کتک و قانون شکستن!

ملاک شان را رهبری می دانند ولی وقتی رهبر انقلاب صراحتاً و علناً‌ به کارهایشان اشاره و حوادث قم و حرم امام را محکوم می کنند ، به روی خودشان هم نمی آورند و این خط و این نشان که باز هم شاهد چنان رفتارهایی از جانب ایشان خواهیم بود چون برغم تمام ادعاها و جانماز آب کشیدن ها و شعارهای انقلابی شان ، در اعماق وجود،‌ اعتقادی به آنچه می گویند ندارند. آنها امروز دم از ارزش ها می زنند چون نان و نام را در این می بینند ؛‌‌شک نکنید اگر زمان رژیم گذشته بود ، بسیاری از همین با بصیرت ها (!)، صبح به صبح دم در کاخ سعدآباد و نیاوران صف می کشیدند تا بلکه تعظیمی کنند و صله ای بگیرند و راهی به دربار بیابند.

روی سخن با پیاده نظام «پدرخوانده بصیرت» نیست. آنها عمدتاً جوانانی خام ، هیجانی ، ‌بی تجربه و در مجموع آلت دست هستند که منویات پدر خوانده ها را اجرا می کنند و چه زشت خو هستند آمرانی که جوانان را به میدان تخریب می فرستند تا خود بهره برداری سیاسی شان را بکنند و نهایتاً هم ، ‌اگر قرار بر برخورد باشد ،‌ همان پیاده نظام ها قربانی شوند ، کسانی که در جلسات سیاسی ، چنان مغزشویی شده اند که فکر می کنند عالم و آدم ،‌جمع شده اند تا اسلام و نظام و ارزش ها را از بین ببرند و اینک ،‌ رسالت آسمانی آنهاست که قربه الی الله ، نعره ای بکشند و نظام جامعه را به چالش گیرند و قوانین جمهوری اسلامی را زیر پا له کنند و شبانگاه ،‌ مخلصانه زیر لب بگویند:‌خدایا !‌ این اندک طاعت را از ما بپذیر ، بفضلک یا کریم!
غافل از آن که پدر خوانده های بصیرت ،‌درست در همان زمان ،‌زمزمه دیگری زیر لب دارند: خدایا ! این جوانان ساده دل را از ما مگیر که نردبان کار و بار و چانه زنی سیاسی مان شده اند ، کثرالله امثالهم!

اینک اما ، کاملاً‌ مشخص شده است که نه آن “پدرخوانده های مقدس نما” ، ‌بصیرت دارند و نه این “پادوهای شاگردبصیرت”!
البته بابصیرت های بی ادعا ،‌ بسیار پیش از این ،‌ بر روش این افراد در “تجارت بصیرت” واقف بودند ولی با سخنان رهبر انقلاب مبنی بر این که کارهای اینان به کشور آسیب می رساند و کار زیانبار نمی تواند مصداق بصیرت باشد ،‌ باید بقیه نیز که گمان می بردند این کارها در حمایت از ولایت است ،‌ متوجه ماجرا شده باشند مگر آن که قفل عناد و لجاج بر دل و فکرشان باشد یا آن که سهامدار تجارت بصیرت باشند.

No responses yet

Feb 17 2013

نبویان در خرم آباد: احمدی‌نژاد قسم خورد که دنبال کسی نیست / کاندیداتوری روحانی بازی است؛ هاشمی می‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

خبرگزاری دانشجو: نماینده مردم تهران در مجلس گفت: در دیداری که دو شب پیش با رئیس دولت داشتم احمدی نژاد قسم خورد که خبری نیست و فعلا دنبال کسی نیستیم.

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از خرم آباد، حجت الاسلام نبویان بعدازظهر پنج شنبه 26 بهمن در دهمین جلسه طرح حکمت موسسه و هیئات فرهنگی مذهبی عصر انتظار در خرم آباد گفت: ما واهمه داریم و می ترسیم چرا که همین الان در ستادهای قالیباف باقیمانده های ستادهای موسوی و کروبی جمع شده اند و این خطراست و مسئولین ستادهای استانی قالیباف. خبر دارم که مسئولان ستادهای موسوی بوده اند و نمی شود کشور را به دست ایشان داد اما گلایه من از ولایتی و حداد عادل که استاد من و از افتخارات نظام است این است که چرا با این وضعیت با قالیباف ائتلاف کرده اند.

وی افزود: سوال من از این دو بزرگوار این است که اگر رئیس جمهور شده اید آیا می پذیرید که قالیباف با این وضعیت معاون اول شما شود.

گزینه دولت برای شرکت در انتخابات محرز نیست

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری با اذعان اینکه می گویند قرار است که دولت هم قرار است که یکی را به عنوان گزینه خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی کند گفت: از ثمره هاشمی، مشائی، نیکزاد و الهام به عنوان گزینه های احتمالی دولت نام برده می شود اما در دیداری که دو شب پیش با رئیس دولت داشتم احمدی نژاد قسم خورد که خبری نیست و فعلا دنبال کسی نیستیم و برای من هم محرز نشده است.

نبویان ادامه داد: کاندیداهای ریاست جمهوری توسط چهار طیف معرفی خواهند شد که متاسفانه در این بین امثال اصلاح طلبان و هاشمی به عنوان ناجی جلو آمده اند.

وی اذعان داشت: یکی از گزینه های اصلاح طلبان حسن روحانی است که هم لباس من است و همه او را می شناسند و الان هم در بخش مطالعات استراتژیک تشخیص مصلحت نظام است و همه با مواضع او آشنا هستند. البته حضور روحانی بازی است و احتمالا قرار است که هاشمی بیاید. از طرف دیگر محمد شریعتمداری، کواکبیان و فلاحیان هم می خواهند بیایند اما جالب است که خاتمی هم دور برداشته است واقعا باید آدم رو داشته باشد.

نماینده مردم تهران در مجلس گفت: یکی از نزدیکان خاتمی و از سران اصلاحات به من گفت که خاتمی یک روز پس از انتخابات سال 88 پیش آقای موسوی رفته و به او گفته است آقای موسوی تقلب یعنی چه؟ من 8 سال رئیس جمهور بودم مگر اصلا امکان تقلب است؟ و من گفتم که واقعا خاتمی این را گفته است؟ که گفت بله من پیش خودم گفتم که خائن تر از آقای خاتمی خودش است می دانید چرا؟ بالاخره آقای موسوی و کروبی به اشتباه برای آنها جا انداختند که مثلا تقلب شده است اما ما 30 کشته دادیم و آقای خاتمی دانسته خیانت کرد. پایین تر از این داریم؟ و چقدر رو دارند که می گویند ما می خواهیم بیاییم.

نبویان از فتاح، جلیلی و لنکرانی به عنوان گزینه های جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری نام برد و تصریح کرد: اخلاص نسبت به خدای متعال، صداقت با مردم و اطاعت از ولی خدا شاخصه های جبهه پایداری برای ریاست جمهوری است اما اینکه این سه نفر این شاخصه ها را دارند ولی مقبولیت و رای ندارند مساله این است که ما باید تلاش کنیم که رای بیاورند.

یکشنبه سیاه مجلس مصداق خیانت است

وی در ادامه با ابراز تاسف نسبت به اختلافات سران قوا در یکشنبه سیاه مجلس متذکر شد: در یکشنبه سیاه مجلس هر دو طرف ضربه زدند چرا که این حرکت در شرایطی روی داد که رهبر معظم انقلاب هرگونه اختلاف افکنی را مصداق خیانت اعلام کرده بودند با این وجود وقایع یکشنبه سیاه مجلس مصداق خیانت است.

عضو شورای مرکز جبهه پایداری با تاکید بر اینکه مسئولان و نمایندگان می بایست از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 22 بهمن درس بگیرند گفت: مسئولان به جای اختلاف افکنی بهتر است که به فکر گرانی ها باشند.

حجت الاسلام نبویان با اذعان به اینکه در انتخابات پیش رو بر خلاف فتنه که یک فتنه سیاسی بود با یک جنگ اقتصادی مواجه هستیم گفت: اگر در فتنه 88 با شکم سیرها روبرو بودیم در فتنه جدید قرار است که دهک های پایین جامعه را در مقابل نظام قرار دهند.

وی افزود: اسفند و اردیبهشت ماه را برای شورش های اجتماعی در ایران در نظر گرفته اند و می خواهند از درون اعتراضات را کلید بزنند و مردم را به تنش وادار کنند به نحوی که مریم رجوی هم عنوان کرده است که باید تجمعات را مدیریت کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه بر خود می بالیم که در مقابل فشارها و تحریم ها ایستاده ایم گفت: ایران هسته ای بهانه و دروغ است و تنها هدف آنها از اعمال فشارها این است که ما از اسلام دست بکشیم.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .