اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

May 12 2013

حمله تند نمایندگان به احمدی‌نژاد بر سر مشایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: احمد توکلی در واکنش به حمایت احمدی‌نژاد از نامزدی رحیم مشایی٬ وی را به «پادشاهی مستبد» تشبیه کرد و نادر قاضی پور هم خواستار طرح عدم کفایت سیاسی رئیس دولت دهم شد.

محمود احمدی‌نژاد روز گذشته با حضور در ساختمان وزارت کشور به صراحت از نامزدی اسفندیار رحیم مشایی حمایت کرد که این اقدام وی با خشم گروهی از محافظه‌کاران مواجه شده است.

به گزارش «خانه ملت» آقای توکلی روز یکشنبه (۲۲ اردیبهشت) در صحن علنی مجلس این رفتار احمدی‌نژاد را به رفتار «پادشاهان مستبد» در معرفی جانشین برای خود تشبیه کرده است.

نادر قاضی‌پور دیگر نماینده مجلس نیز این اقدام احمدی‌نژاد را «ناشایست» و دور از «شان» رئیس جمهوری دانسته و گفته است: «آیا وقت آن نرسیده که از احمدی نژاد اعلام عدم کفایت کنیم؟»

حسین نقوی حسینی هم اظهار کرده که این اقدام منجر به از بین رفتن اصل بی‌طرفی دولت در برگزاری انتخابات شده و «جای اعتراض و شکایت برای نامزدهای دیگر وجود دارد.»

نقوی حسینی افروده که «اقدام احمدی‌نژاد خلاف سوگندی است که رییس‌ جمهور مبنی بر بی‌طرفی و اجرای عدالت یاد می‌کند.»

محمدعلی پورمختار٬ رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هم گفته است: «قطع یقین این اقدام آقای رئیس جمهور خارج از عرف و قانون است . نباید به وی اجازه مصاحبه در آن مکان {ساختمان وزارت کشور} داده می‌شد.»

پورمختار افزوده که «اصلا معنا ندارد که رئیس جمهور مرخصی بگیرد و بیاید در حمایت یک کاندیدا مصاحبه کند.»

اسفندیار رحیم مشایی نامزد اصلی مورد حمایت دولت دهم در انتخابات آتی است که همان‌طور که این نمایندگان مجلس نیز گفته‌اند تاکنون سابقه نداشته رئیس دولتی در جمهوری اسلامی به این صراحت از نامزدی فردی در انتخابات حمایت کند.

No responses yet

May 12 2013

اسانلو:‌ تهديدها باعث شد از ايران خارج شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: منصور اسانلو، یکی از شناخته شده ترین فعالان کارگری ایران، می گوید، بعد از این که از سوی نهادهای امنیتی به «مرگ» تهدید شد،‌ تصمیم گرفت تا از ایران خارج شود. منصور اسانلو، رئیس سابق سندیکای کارگران شرکت واحد تهران که در حدود سه ماه پیش ایران را ترک کرده است، درباره تصمیم خود برای بازنگشتن به زندان و همچنین فعالیت های آینده اش با گلناز اسفندیاری گفت وگو کرده است.

آقای اسانلو شما سال ها در ايران تحت فشار بوديد، بارها دستگير و زندانی شديد. چرا الان تصميم گرفتيد که از کشور خارج شويد؟

اسانلو :‌ به اين خاطر که روز به روز فضای داخل ايران تنگ تر می شود و دستگيرها بيشتر شد و برای خود من هم به علت فعاليت هايی در ارتباط با هم پيوندی بين تشکل های موجود کارگری در داخل کشور مثل سنديکای شرکت واحد، سنديکای کارگران فلز کار مکانيک، نقاشان ساختمان ، پروژه ای، کانون مدافعان حقوق کارگران، اتحاديه آزاد کارگری و برخی ديگر از اين نهادها و افرادی که در حوزه فعاليت کارگری بودند، تلاش می کرديم که يک اتحاد پايه ای برای رسيدن به يک انجمن همبستگی و يک فدراسيون کارگری ايجاد کنيم.

من تقريبا از شهريور ماه سال قبل در اين رابطه خيلی فعال شدم و وقت بيشتری گذاشتم و همين طور هم در خود جلسات خانگی اعضای سنديکای شرکت واحد حضور داشتم که اين از چشم آقايان دور نماند و تهديدها و پيغام هايی برای من می فرستادند.

از سوی ديگر دو کفيلی که در سال ۹۰ برای آزادی من کفالت کرده بودند و زير فشارهای بين المللی من در خرداد ماه ۹۱ از زندان بيرون آمدم، کفالت هر دوی آنها را به اجرا گذاشته بودند و از آنها خواسته بودند که من را به دادستانی يا زندان معرفی کنند.

سير اين حوادث با اطلاعات ويژه ای که به می رسيد و حتی بحث اين مطرح بود که من را به شکلی ترور کنند يا با ماشين و به شکل يک تصادف و شبيه به قتل های زنجيره ای (ازبين ببرند) چون دستگيری های قبلی من هم همگی شان همين حالت را داشتند و من را هيچ وقت قانونی نگرفتند يا برگه احضاريه و جلب نشان بدهند يا با لباس نيروی انتظامی باشند، هيچ کدام از اينها نبود.

هميشه خودسرانه و با زد و خورد و به حالت آدم ربايی مرا می بردند که حتی بار آخر من فکر کردم ديگر کلکم کنده است.

مجموعه اين شرايط و حوادثی که رخ داد و اخبار و اطلاعاتی که به من رسيد به هر حال بعد از مشورت با برخی از دوستان که می گفتند ديگر ماندن تو به صلاح نيست، نهايتا خودم هم به اين نتيجه رسيدم که اگر بتوانم خدمتی انجام بدهم در زنده بودنم و با حرف زدنم و با خاطرات و مطالبی که به تدريج ارائه خواهم داد، شايد در جهت خدمت به آزادی طبقه کارگر و ديگر هم ميهنانم باشم.

در نتيجه تصميم گرفتم که اين بار ديگر به زندان برنگردم.

گفتيد که می خواهيد در خارج از ايران خدمت کرده و در زمينه حقوق کارگران فعاليت کنيد.

ولی واقعا فکر می کنيد بتوانيد از خارج از ايران موثر باشيد؟ بسياری از فعالانی که کشور را ترک کرده اند يا به فراموشی سپرده می شوند و يا اينکه ديگر نمی توانند واقعا فعاليت موثری داشته باشند.

درست است. تجربه های مختلفی هم در اين زمينه هست. اما گاهی تجربه های موفقی هم بوده است. اين که بيرون باشی يا در داخل کشور باشی فکر نمی کنم تعيين کننده باشد بلکه تعيين کننده آن است که در چه شرايطی باشی و چه امکاناتی در اختيار داشته باشی و اينکه خودمان در اينجا برای چه کاری حاضر باشيم و هزينه های آن را بپذيريم.

شما وقتی در ايران بوديد چندين بار دستگير شده و پنج سال هم زندان بوديد.
می شود به طور خلاصه برای ما بگوييد که در زندان با چه شرايطی مواجه بوديد و چه فشارهايی را تحمل کرديد؟

زندان های جمهوری اسلامی که اظهر من الشمسند. اولا خود زندان ها غير قانونی و غير استاندارند و چندين برابر ظرفيت پذيريش زندان در آنجا زندانی نگه داری می شود. و همين حجم کم و تعداد زياد زندانيان و کم بودن امکانات زندان ، بدترين مسئله همه زندانی ها، چه زندانيان سياسی و چه زندانيان سياسی است.

همين مسائل صنفی زندانی ها مثل آب کم برای حمام و شکستن شيشه های زندان در زمستان که بچه ها را مريض می کرد و غذايی که به زندانی می دهند که اصلا غذای خوبی نيست و هر چه که در اين سالها قيمت ها بالاتر رفته، کيفيت غذای زندان هم پايين تر رفته است و عدم امکانات پزشکی و انفرادی های طولانی مدت ، بازجويی های زير فشار و تهديد و گاه ضرب و شتم جسمی و گاه هم فشار انفرادی های طولانی مدت و اينکه سعی می کردند سکوت محض را حاکم کنند تا مغز شما به تدريج با سکوت خالی و تهی شود و مجبور شوی با بازجوی خودت حرف بزنی به عنوان کانال ارتباطی و بعد از انفرادی های طولانی فشارهايی مثل تهديد به مرگ و تهديد به مرگ زن و بچه و خانواده و تهديد به تجاوز به خانواده که مثلا آنها را هم می آوريم اينجا و چه بلاهايی به سرشان در حضور تو خواهيم آورد و اين که تو را به انفرادی طولانی مدت می اندازند و تو از دنيا بی خبر می مانی و طبعا اعتماد به نفست کم می شود و در سکوت محض توانايی فکر کردن و انديشيدن کم می شود چون اطلاعات کافی به مغزت نمی رسد و از اين دست فشارها.

شما وقتی زندان بوديد در خارج از کشور تلاش های زيادی شد تا در مورد شرايط شما اطلاع رسانی شود. کمپين های مختلفی تشکيل شد . آيا شما در داخل زندان می دانستيد که يک چنين تلاش هايی دارد برای شما انجام می شود ؟ و اصولا اين تلاش هايی که در خارج از کشور انجام می شود چه تاثيری بر وضعيت کسانی که در داخل زندان هستند، دارد؟

خانواده هايی که به ملاقات می آمدند و يا برخی از زندانيانی که فعال تر بودند ، به دادگاه می رفتند، به بيمارستان می رفتند و يا از زندان بيرون می رفتند گاهی از اين خبرهايی که بهشان می رسيد در هنگام برگشت، به ديگران هم منتقل می کردند و به هر حال زندانی در آن موقع با خبر می شد که فراموش شده نيست و اکنون که در کنج زندان افتاده دنيا به خاطرش حرکتی می کند، مردم فعاليت می کنند، روزنامه ای هست و می نويسند و می گويند.

اينها طبعا تاثيرگذار است و هر چه اين اطلاع رسانی ها بيشتر شود و زندانی ها گمنام نمانند و شناخته شوند ، دست و پای سيستم سرکوب گر امنيتی بسته می شود و زندانی ها در آنجا يک نفسی می کشند.

طرح اين مسائل در راديو و تلويزيون های بين المللی – چون داخل ايران که سانسور حاکم است- به گوش خانواده های زندانيان می رسد و آنها را هم اميدوار و خوشحال می کند که به هر حال عزيزشان که در زندان است فراموش نشده است.

فکر می کنيد الان مهم ترين مشکلات کارگران در ايران چيست؟

اول از همه اين است که کارگران را سرکوب می کنند تا تشکلی نداشته باشند. سنديکا، اتحاديه، مجمع عمومی، شورا و يا اسمش را هر چه می خواهيد بگذاريد، اگر به وجود بيايد خود به خود می تواند در مقابل مشکلات ديگر مقاومت کرده و جلوی بروز آنها را بگيرد.

مسئله کمبود دستمزدها و بعد از آن عدم امنيت شغلی و قراردادهای کار ی سفيد امضا، بی امضا و حتی گرفتن سفته از کارگران ، اجحاف به حقوق زنان کارگر که خيلی بيشتر از مردان کارگر در فشارند و اجحاف به بچه های کوچک و کودکان کار که استثمار می شوند و مزد بسيار کمی دريافت می کنند که در اين روزگار ديگر بخور و نمير هم نيست، بخشی از اين مشکلات است.

مسئله نداشتن مسکن، اجاره بهای سنگين و حق مسکن مختصر، عائله مندی که به بسياری از کارگران تعلق نمی گيرد وعدم مزايای شغلی بخشی از زنجيره مشکلات کارگری است.

به زودی انتخابات رياست جمهوری در ايران برگزار می شود. شما رای می دهيد؟

هنوز دارم فکر می کنم . اما رای به چی و به کی بدهيم؟ محيط خود حکومت همه راه ها را بسته است و ولايت فقيه … خودش را بر همه جا انداخته و تازه وقتی رای های مختلفی هم داده شد و امثال آقای خاتمی آمد بالا، باز هم آن بساط درست شد و متاسفانه همه دستاوردهايش از بين رفت.

بعد هم احمدی نژادی که خودش بالا آورد و می گفت از رفسنجانی که ۵۰ سال رفيق من بوده به من نزديک تر است، الان به جايی رسيده است که هی به مجلس می گويد شما هيچ نگو. به دولت می گويد تو هيچ نگو. به آن يکی می گويد تو سکوت کن. به سپاه پاسداران می گويد تو چيزی نگو. ولی همه شان ريخته اند به هم و ميليارد ميليارد از حقوق مردم را دارند می خورند و بالا می کشند و بعد هم در اين انتخاباتی که قرار است برگزار شود چه می خواهد بشود؟ اصلا معنا ندارد. پوچ می شود. وقتی ولايت فقيه آن بالا نشسته و ۸۵ درصد تا ۹۰ درصد اقتصاد و صد در صد سياست کشور در قبضه قدرتش گرفته است، رئيس جمهور چه کار می تواند بکند؟
اين رای دادن من که الان دارم فکر می کنم رای بدهم يا ندهم؟ اصلا می خواهد در نهايت می خواهد چه بکند اصلا؟ اين خودش ماجرايی است. من هنوز دارم به آن فکر می کنم.

No responses yet

May 12 2013

اعتراض اقتصاددانان به انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: ۵۵ اقتصاددان ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده به انحلال احتمالی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف به بهانه ورود یک دانشگاه فنی به حوزه علوم انسانی، اعتراض کرده و خواستار اقدامی همگانی برای توقف این تصمیم شده‌اند.

۵۵ نفر از اقتصاددانان ایران، در نامه‌ای به رضا روستاآزاد، رییس دانشگاه صنعتی شریف، ابراز نگرانی کرده‌اند که دانشکده اقتصاد این دانشگاه در معرض انحلال قرار گرفته است.

در بخشی از این نامه که روزنامه “شرق” آن را منتشر کرده، تاکید شده است: «چنین تصمیم‌های شتاب‌زده و فاقد پشتوانه اندیشگی و سیاست‌گذاری منطقی، بسیار خسارت‌بار و پرهزینه است. بدون شکل‌گیری حلقه‌ها و مکاتب فکری متعدد، انتظار هیچ پویایی در هیچ دانشی را نمی‌توان داشت.»

زمزمه انحلال دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف از سال ۸۹ به گوش رسید. از جمله دلایلی که وزارت علوم طرح می‌کرد، این بود که شریف، دانشگاه علوم ریاضی و فنی است و دانشکده‌ای بر پایه تدریس علوم انسانی برای یک دانشگاه فنی تعریف نشده است.

رضا روستاآزاد، رییس این دانشگاه خبر انحلال آن را در خرداد سال ۱۳۹۰ تکذیب کرده و قول “حفاظت از یادگار دکتر مشایخی و ایجاد شرایط بالندگی” آن را داده بود.

دکتر علی‌نقی مشایخی بنیان‌گذار این دانشگاه آن را در سال ۱۳۷۸ تاسیس کرد‌‌‌‌‌. او در گفتگو با روزنامه “آرمان”، بر نقش این دانشکده در جلوگیری از مهاجرت نخبگان و جذب افراد موفق تاکید کرده و افزوده است: «دانشگاه‌های فنی حتما باید دانشکده اقتصاد داشته باشند. برای این موضوع دیر هم کرده‌ایم.»

در نامه سرگشاده ۵۵ اقتصاددان ایرانی نیز آمده است که تجربه روشن جهانی حاکی از وجود رشته‌های اقتصاد و مدیریت در غالب دانشگاه‌های صنعتی معتبر در کشورهای مختلف است. امضاکنندگان این نامه پرسیده‌اند: «وزارت علوم که همه دانشگاه‌ها را برای برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی بسیج کرده و چه هزینه‌ها که در این راه نکرده است، چگونه است که یک دانشکده ‌با بیش از یک‌دهه سابقه را که سرمایه ارزشمند علمی و فرهنگی جامعه محسوب می‌شود، بدون دلایل متقن تعطیل می‌کند.»

سعید سهراب‌پور، رییس قبلی دانشگاه صنعتی شریف نیز پیش از این به خبرگزاری مهر گفته بود: «امروزه پیوندی ناگسستنی میان رشته‌های مهندسی و علم اقتصاد به وجود آمده و تجربه راه‌اندازی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف هم موید این نکته است.»

نامه سرگشاده ۵۵ اقتصاددان ایرانی در مورد انحلال احتمالی دانشکده اقتصاد شریف پس از بالا گرفتن زمزمه‌ها پیرامون منع این دانشکده از پذیرش دانشجو نوشته می‌شود. امضاکنندگان این نامه، چنین تصمیمی را “غلط، نهادسوز و اندیشه‌ستیز” خوانده‌ و از کلیه کسانی که نقشی و تلاشی برای توقف فعالیت این دانشکده داشته‌یا در صدد جلوگیری از این اقدام هستند، خواسته‌اند که برای ممانعت از این تصمیم، واکنشی جدی نشان دهند.

No responses yet

May 12 2013

اظهارات نژاد پرستانه علی‌ خامنه‌ای علیه اروپا‌هایی ها وآمریکایی ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

May 11 2013

هاشمی رفسنجانی و رحیم مشایی برای انتخابات ثبت‌نام کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: در آخرین دقایق باقی مانده از زمان ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری، اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و اسفندیار رحیم مشایی مشاور محمود احمدی نژاد ثبت نام کردند.
در حالی که زمان ثبت نام از داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری پس از پنج روز در ساعت ۶ بعد از ظهر به وقت محلی تهران به پایان می رسد، چهره های متعددی از مقام های پیشین و فعلی ایران در وزارت کشور حاضر شده و برای حضور در رقابت ها ثبت نام کرده اند.

تاکنون بیش از ۴۵۰ نفر برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت کرده اند.

کلیک پوشش زنده اخبار انتخاباتی را اینجا دنبال کنید

کلیک ثبت نام داوطلبان ریاست جمهوری، نظرات شما

سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد اتمی، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، محمدحسن ابوترابی فرد نائب رئیس مجلس، محمد شریعتمداری وزیر بازرگانی دولت محمد خاتمی، علی اکبر ولایتی وزیر خارجه دولت های میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی، داوود احمدی نژاد، برادر رئیس جمهور فعلی، پرویز کاظمی وزیر پیشین رفاه و طهماسب مظاهری رئیس کل پیشین بانک مرکزی و منوچهر متکی وزیر خارجه پیشین در دولت احمدی نژاد، رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه، صادق خلیلیان وزیر جهادکشاورزی فعلی، علی اکبر جوانفکر، مشاور رئیس جمهور، مسعود پزشکیان نمانیده تبریز در مجلس و وزیر پیشن دولت خاتمی و ابوالحسن نواب عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، از جمله ثبت نام کنندگان امروز هستند.

مطابق قوانین ایران، وزارت کشور مجری برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است و مقام های این وزارتخانه اعلام کرده اند که زمان پنج روزه ثبت نام را تمدید نخواهد کرد.

شورای نگهبان مطابق قانون از فردا بررسی صلاحیت نامزدها را آغاز خواهد کرد.

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران قرار است ۲۴ خرداد برگزار و طی آن جانشین محمود احمدی نژاد انتخاب شود.

No responses yet

May 11 2013

فضای امنیتی در اطراف دفتر محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: بر اساس خبرهایی از ایران، فضای امنیتی در اطراف دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی و همچنین دفتر محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران گزارش میشود. این تحولات در حالی رخ میدهد که امروز ،آخرین مهلت ثبت نام کاندیداها برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران است.

برخی از شاهدان عینی و سایت های نزدیک به گروه های اپوزیسیون ایران عنوان میکنند، مسیرهای دسترسی به ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام که دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی در آن واقع است و همچنین مسیرهای منتهی به دفتر محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران با حضور ماموران نظامی و انتظامی، فضایی امنیتی به خود گرفته است.

براساس اخبار تایید نشده ای، 6 نفر از فعالان سیاسی اصلاح طلب در نزدیکی دفتر محمد خاتمی نیز بازداشت شده اند.
سایت کلمه از منابع خبری نزدیک به جریان اصلاحات در ایران، دقایقی پیش با انتشاری خبری «فوری» در این زمینه نوشت:« در ابتدای ورودی خیابان یاسر در میدان یاسر تهران که منتهی به دفتر وی می شود، نیروهای امنیتی مانع از حضور فعالان سیاسی شده و برخی را نیز با بازداشت به اماکنی همچون پایگاه یکم فرحزادی منتقل کرده اند. همچنین ماشین هایی که قصد تردد در این منطقه را دارند، کارت های ماشینشان گرفته شده و برخی ماشین هایی که قصد پارک کردن خودروی خود را دارند، پلاک های آنها کنده و مصادره شده و یا مجبور به ترک محل می شوند. همچنین چند دستگاه ون نیروی انتظامی در این منطقه مستقر شده اند.
در شعاع مناطق اطراف میدان یاسر، از مسیر میدان تجریش تا قیطریه و نیاوران نیز فضای امنیتی با حضور ون های نیروی انتظامی و گارد، فضای رعب و امنیتی حاکم است.
در حال حاضر سید محمد خاتمی در دفتر خود حاضر است، اما از حضور فعالانی که قصد ترغیب وی به ثبت نام در انتخابات را دارند، ممانعت می شود.»

با این حال محمدرضا تابش نماینده مجلس و از اقوام محمد خاتمی در گفتگویی با خبرگزاری ایلنا مدعی شده است، حضور نیروی انتظامی در اطراف دفتر محمد خاتمی عادی و برای حفظ امنیت است.

وی دراین زمینه گفته است:«اگر پلیس و نیروی انتظامی در آن منطقه حضور دارد برای رعایت نظم و امنیت آن منطقه و محدوده است.دفتر آقای خاتمی روال عادی کار خود را ادامه می‌دهد و ملاقات‌ها صورت می‌گیرد و نیروی انتظامی منعی برای انجام ملاقات‌ها قرار نداده است.

نیروی انتظامی کاری به دفتر آقای خاتمی ندارد و خبر محاصره دفتر ایشان تکذیب می‌شود.»

No responses yet

May 11 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند: سگ خراسان

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


خودنویس: آن بانی زندان کهریزک، آن خورنده ترتیزک، آن قلدر عامل اطلاعات موازی، آن کارشناس آسفالت دهان و حقه‌بازی، آن لاعب عمو زنجیرباف، شیخنا و مولانا مم باقر قالیباف، دائم به زیر لحاف بود…آن سگ گوش به فرمان رهبر، آن دشمن هرچه احمدی‌نژاد و عنتر، آن بانی زندان کهریزک، آن خورنده ترتیزک، آن قلدر عامل اطلاعات موازی، آن کارشناس آسفالت دهان و  حقه‌بازی، آن لاعب عمو زنجیرباف، شیخنا و مولانا مم باقر قالیباف، دائم به زیر لحاف بود و خورنده شیاف بود و عاشق حرف کاف بود!

مقام معظم، دو سگ داشت، یکی علی لاریجانی و دیگری «مم باقر» قالی‌باف که او را «کلب‌علی مشهدی» هم نامیده‌اند.

از کودکی، اهل مبارزه با شاه بود و در مخالفت با اعلیحضرت، نعلین مقام معظم لیس می‌زد و از این‌رو بود که «مم باقر واکسی» انقلاب نام گرفت.

در ایام ماضی که معظم(سد علی گدا) به قبرستان می‌رفت و فاتحه می‌خواند برای دو ریال، «مم باقر» جزو تیم حراست حضرت بود.

در تواریخ آورده‌اند که روزی می‌خواست گربه شکار کند که اشتباهی پاچه مجتبی گرفت که داشت سمبلتیب می‌دزدید، از این رو بود که مجتبی، کینه قالیباف به دل گرفت و در وقت زدن. چنان زد که دمار از روزگار مردم بر آمد با حمایت مجتبی از احمدی‌نژاد!

چون انقلاب شد، به سپاه رفت و به خاطر موی بور و سیمای گوگوری مگوری‌اش، بسیار مورد توجه بود و همگان، ماتحت تاثیر خود قرار داد!

گویند در جبهه‌ها، هر چه خوراک و امکانات بود از بقیه دریغ می‌کرد و به مشهدی‌ها و خراسانی‌ها می‌بخشید و این عادت خراسان نوازی تا دسته در او بود.

در سنوات جنگ، فرمانده بود و اسم رمز عملیات شبانه‌اش «مودونوم، اما نوموگوم» بود.

چون از جنگ و فرماندهی رهایی یافت، به بادبادک بازی مشغو شد و معظم له چون استعداد خلابانی او به دفعات دیده بود، این‌بار به کلاس خلبانی‌اش اعزام فرمود.

از آغاز خلبانی قالیباف، معجزات فراوان رخ داد از جمله سقوط پی در پی توپولوف روسی از بس که سقش سیاه نبود!

مدتی فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا بود و هر چه پروژه بود به یاران مشهدی سپرد. و یاران از هر پروژه‌ای، شمع بدزدیدند…

بعدا فرمانده نیروی هوایی سپاه شد و گاهی به خلبانی ارباس مبادرت می‌کرد و وسط آسمان مسافر می‌زد و در بوفه می‌نشاند!

در اوقات جنبش کوی دانشگاه، با فرماندهان دیگر سپاه، نامه فدایت شوم از برای خاتمی، موش اردکان نوشت و موش اردکان در سوراخ خویش پنهان شد از ترس.

مقام معظم بعد به ریاست نیروی انتظامی‌اش گماشت و او هر چه گماشته خراسانی بود به تهران آورد از بحر سرکوب مخالفان.

چون زندان‌ها و بازداشت‌های تهران را کافی نیافت، بازداشت‌گاه کهریزک از خود به یادگار گذاشت.

در تهران نیز بازداشتگاه اماکن دایر فرمود و خشتک اهل هنر بر سرشان کشید تا اشعه موی‌شان چشمان مسلمین نیازارد!

در دوران ریاستش بر آجان جماعت، طرح امنیت اخلاقی پیاده کرد و همه مشکلات خلاقی مملکت که لایحنل مانده بود به ناگاه رفع شد و همه خوش اخلاق بودند، از جمله پاسبان‌های باج‌گیر و پلیس‌های راهنمایی رشوه خوار و بازجویان بازداشتگاه اماکن که با اجازه زندانی کتکش می‌زدند و به راه راست هدایتش می‌فرمودند.

در دوران او، دهان‌ها آسفالت کردند.

همان زمان، اطلاعات موازی که مدتی دایر گشته بود به زیرسایه خود آورد و سگ‌های از نقدی «هار»تر به اداره اطلاعات‌موازی گماشت که همه تعلیم آموختگان طائب بودند و از همه نماها غایب بودند.

در سنه ۸۳، به دستور سید محمد خاتمی، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد و همه قاچاقچیان غیر مشهدی و غیر سپاهی را به سزای اعمال ننگین‌شان رساند!

در سنه ۸۴ نامزد انتخابات شد به امید حمایت آقا، اما آقازاده که تجربت قبلی داشت، از میمون آرادان حمایت فرمود و کرور کرور مردم، تقاص گاز نابجای قالیباف پس دادند و این بار که قالیباف، بور شد.

پس به حمایت دفتر آقا شهردار تهران شد  و به‌جای آسفالت کردن دهان‌ها، آسفالت‌ها را مجددا آسفالت فرمود!

در این ایام هر سوراخی رو تونل کرد و دائم به سوراخ بود یا به تونل!

چون شهردار شد، لهجه اهالی خیابان بهشت مشهدی شد و فامیل‌های قالیباف پر!

نقل است که فرزندش ۴ میلیارد تومان در دوران شهرداری پدر نوش جان کرد. از پسر پرسیدند این ۴ میلیارد بحر چه بود؟ گفت حرف‌های ابوی از مشهدی به فارسی تهرانی ترجمه بکردم!

گویند تا اسم «امام» می‌آورد، مثل سگ گریه می‌کرد! از جمله وقتی انتقاد بکرد به شیخ اکبر بابت نافرمانی از فرامین امام…

از میمون آرادان و مشایی‌الملک بسیار تنفر داشت و تا به شهرداری رفت، پرونده‌ای بساخت از این دو برای روز مبادا، غافل از آنکه احمدی‌نژاد هم بر کرسی پیشین خود در شهرداری شنود گذاشته بود و همه اصوات قالیباف از بخش پسین بشنید و سخنان «بودار» مم‌باقر به پرونده او افزود!

در ایام نیمه پیری، با ولایتی و حداد ائتلاف کرد اما نهایتا بنای اختلاف کرد.

قالیباف را گفتند دموکراسی چیست؟ گفت تعیین آرا مدل رضاخانی!

No responses yet

May 11 2013

ثبت نام گاگول‌ها ادامه دارد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

بهار:

No responses yet

May 11 2013

ما در پي اصلاحيم: روايت خواندني اکبر اعلمي از اصولگرايي!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بهار: اكبر اعلمي مي‌گويد: مردم هنوز فراموش نکرده‌اند که چه کساني با استفاده از احساسات پاک مذهبي و از طريق تريبون‌هاي مذهبي مردم نامه احمدي‌نژاد به جرج بوش را از الهامات خداوند خوانده و منتقدين دولت احمدي‌نژاد را با منافقان، يهوديان و بت پرستان و دشمنان پيامبر در جنگ احزاب مقايسه مي‌کردند.
روايت خواندني اکبر اعلمي از اصولگرايي!
جمعي از دانش آموختگان و دانشجويان دانشگاه‌هاي اميرکبير، شريف و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقيقات تهران پيش از ظهر امروز با اکبر اعلمي کانديداي انتخابات رياست جمهوري يازدهم ديدار و گفتگو کردند. در اين نشست ابتدا يکي از دانش آموختگان دانشگاه اميرکبير با اشاره به سخنراني‌هاي اعلمي در دانشگاه اميرکبير و استقبال دانشجويان از وي گفت متاسفانه فضاي دانشگاه‌ها ديگر مانند گذشته نيست و با منزوي شدن تشکل‌هاي دانشجوئي هم اکنون تشکل‌هاي دولتي جايگزين آنها شده اند و امکان دعوت از شخصيت هائي مانند آقاي اعلمي به دانشگاه وجود ندارد. وي در پايان از تلاش‌هاي مستمر اعلمي براي آزادي دانشجويان بازداشت شده اين دانشگاه در دوره هفتم مجلس تقدير و تشکر کرد.

اکبر اعلمي کانديداي يازدهمين انتخابات رياست جمهوري با تشکر از برگزار کنندگان اين جلسه گفت: اگر همانطوري که سفارش شده است انتخابات آزادي با حضور همه سلايق سياسي برگزار شود و بجز چند اصلاح طلب بدلي فاقد راي که چراغ سبز به آنان نشان داده شده است، تحول خواهان و اصلاح طلبان واقعي هم که مواضع و پيشينه آنان مردم را به آينده اي متفاوت با وضع موجود اميدوار مي‌کند، در رقابت‌هاي انتخاباتي حضور يابند، بدون شک مجموع آراي نمايندگان کنوني مجلس که سوداي رياست جمهوري را در سر دارند همراه با وزراي سابق احمدي‌نژاد که پس از خلع يد از قدرت به مخالفان او پيوسته اند بر روي هم از ۵۰۰ هزار راي تجاوز نخواهد کرد.

نماينده سابق تبريز در مجلس در ادامه توضيح داد: در مجلس هفتم و قبل از اين که عمق خرابکاري‌هاي دولت احمدي‌نژاد تا اين حد غيرقابل جبران شود چندين ماه متوالي براي احضارش به مجلس جهت پاسخگوئي به سوال‌هاي مهمي که طراحي کرده بودم تلاش کردم، سه بار طرح تحقيق و تفحص از ۳۵۰ ميليارد تومان هزينه‌هاي فاقد سند شهرداري دوران احمدي‌نژاد و هزينه‌هاي تبليغاتي نامزدهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را به مجلس ارائه دادم و با اين که کليات آن به تصويب رسيد بعضي از همين نمايندگاني که به صف مخالفين احمدي‌نژاد پيوسته و خود کانديداي رياست جمهوري هستند با توسل به روش‌هاي مختلف در مقام کارشکني و جلوگيري از تصويب طرح‌هاي مزبور برآمدند. وي افزود يکبار هم طرح سوال از وزير کشور در باره ۳۵۰ ميليارد تومان هزينه‌هاي فاقد سند شهرداري را به هيات رئيسه ارائه کردم که همين آقايان برخلاف قانون اعلام وصولش را يکسال به تاخير انداختند و زماني اعلام وصول شد که مجلس هفتم آخرين ماه‌هاي حيات خود را پشت سر مي‌گذاشت. اعلمي اظهار داشت: اين دوستان به اين هم اکتفا نکرده و در حمايت از احمدي‌نژاد به هر طريق ممکن در انجام وظايف نمايندگي ما کارشکني مي‌کردند و مانع از عملي شدن اقدامات پيشگيرانه ما مي‌شدند.

عصر اصولگرائي به سبک رايج آن به پايان خط رسيده است
اين عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم در قسمت ديگري از اظهاراتش پيش بيني کرد: آراي آندسته از نامزدهائي هم که مورد تائيد و حمايت افرادي چون آيت الله مصباح يزدي، آيت الله جنتي و آيت الله خزعلي و جريان‌هاي فکري همسو با آنان هستند در قعر جدول قرار خواهند گرفت. وي با اشاره به اين که همان کساني که در کوتاهترين مدت از احمدي‌نژاد يک بت و قديس بي بديل ساخته بودند اکنون از او تبري جسته و عليه او شوريده و به او و تيم کوچکش لقب انحرافي داده اند و هر روز برايش يک عنوان منفي انتخاب مي‌کنند!

نماينده اصلاح طلب مجلس ششم ادامه داد: هنوز مردم بياد دارند سخنان آندسته از روحانيوني را که در حمايت از احمدي‌نژاد، او را يک ستاره بين‌‏المللي و الگويي معتقد به آرمان‌‏هاي انقلاب معرفي و در نماز جمعه حتي از خواب نما شدن راننده تاکسي و اين که مادر متوفايش بخواب او رفته و از او خواسته است به احمدي‌نژاد راي دهد دريغ نمي‌ورزيدند. وي افزود هنوز مردم فراموش نکرده اند ادعاي آن روحاني سرشناس را که گفته بود فاطمه زهرا به خواب يکي از اولياء آمده و فرموده از احمدي‌نژاد حمايت کنيد. مگر مي‌توان فراموش کرد اظهارات آن شخصيت برجسته روحاني را که مدعي شده بود از ناحيه امام زمان پيغامي براي او آمده است که مکلف به حمايت از احمدي‌نژاد است!؟

اعلمي در بخش ديگري از سخنان خود تصريح کرد هنوز اظهارات آندسته از روحانيوني که تشخيص صلاحيت ديگران را برعهده دارند و با همه وجود از احمدي‌نژاد دفاع کرده اند در آرشيو روزنامه‌ها موجود است. هنوز جملات آنان فراموش نشده است که گفته بودند: احمدي‌نژاد مالک اشتر علي است، هنوز مردي به عظمت و با صلابت‌تر از آقاي احمدي‌نژاد ديده نشده، لبها و شانه‌هاي احمدي‌نژاد را مي‌بوسم، خدا احمدي‌نژاد را آورد، اين مرد فرشته است، احمدي‌نژاد محصول توسلات، گريه و زاري و نذر و نيازهاي مردم است.

وي ادامه داد: هنوز مردم فراموش نکرده اند اظهارات کساني را که مي‌گفتند اطاعت رييس‌جمهور، اطاعت خداست يا مي‌گفتند بلند شو براي‌ احمدي‌نژاد دعا کن‌، زيرا وجود مقدس‌ ولي‌عصر در حال دعا کردن براي‌ احمدي‌نژاد است! انتخاب‌ احمدي‌نژاد مشحون‌ به‌ کرامات‌ و معجزات‌ بود و عنايات‌ حضرت‌ ولي‌عصر يار ملت‌ ايران‌ بود! اعلمي گفت: حتما خود اين آقايان هم بياد دارند که مي‌گفتند: وجود احمدي‌نژاد نمادي از انقلاب اسلامي و رشديافتگان مکتب امام و رهبري است، حرف زدن احمدي‌نژاد، الهام خداوند است، احمدي‌نژاد، آبروي مملكت و اسلام حقيقت انقلاب است.

اکبر اعلمي اظهار داشت: مردم هنوز فراموش نکرده اند که چه کساني با استفاده از احساسات پاک مذهبي و از طريق تريبون‌هاي مذهبي مردم نامه احمدي‌نژاد به جرج بوش را از الهامات خداوند خوانده و منتقدين دولت احمدي‌نژاد را با منافقان، يهوديان و بت پرستان و دشمنان پيامبر در جنگ احزاب مقايسه مي‌کردند!؟ اين رزمنده دوران جنگ ايران و عراق با اشاره به اين که هرکسي حق دارد از کانديداي دلخواه خود دفاع نمايد تصريح کرد: اما هيچ کس مجاز نيست از دين و باورهاي مذهبي مردم بنفع فرد دلخواه خود سوء استفاده کند.

اعلمي گفت: مردم حق دارند بپرسند اگر ادعاهاي روحانيون سرشناسي همچون جنتي، مصباح يزدي و خزعلي در مورد احمدي‌نژاد درست بوده است و وي واقعا مورد تائيد امام زمان و حضرت زهرا بوده و واجد خصوصياتي است که نمونه هائي از آن برشمرده شد پس چرا هم اکنون از او بعنوان يکي از سران جريان انحرافي ياد مي‌شود و چرا نتيجه عملکرد و سياست‌هاي دولت مورد تائيد امام زمان و حضرت زهرا و کسي که رئيس جمهور شدنش خواست خدا بوده، کشور را اينچنين با مشکل مواجه ساخته است!؟

وي ادامه داد: اگر همه ادعاهاي اين دسته از روحانيون وهم و خيال و عاري از حقيقت بوده است چرا دوباره بايد با طناب آنها وارد چاه شد و چرا بايد آزموده‌ها را دوباره آزمود؟ در هر دو صورت اين شيوه دخالت روحانيون در سياست و دفاع از يک فرد خاص به دين و باورهاي مذهبي مردم لطمه وارد مي‌سازد و بر اين اساس من معتقدم که از اين پس مردمي که اهل فکر و انديشه مي‌باشند با ترديد به سخنان اين دسته از روحانيون خواهند نگريست و اصولگرائي مورد نظر آنان رو به افول خواهد نهاد.
اين کانديداي رياست جمهوري پس از برشمردن نمونه هائي از جانبداري‌هاي اشخاص مورد اشاره نسبت به احمدي‌نژاد نتيجه گيري کرد: اساسا اگر اين گروه از شخصيت‌ها و جريانات سياسي و عقيدتي واقعا دلسوز اسلام، انقلاب و نظام هستند، لازم است از گذشته درس عبرت گرفته و از هرگونه دخالت در سياست و حمايت از يک کانديداي خاص خودداري ورزند.

اگر هزينه نقد مشفقانه، تبعيد به ربذه و محروم شدن از حقوق اجتماعي است بايد اين هزينه‌ها را پرداخت
در ادامه اين نشست اعلمي در پاسخ به پيشنهاد يکي از دانشجويان که از او خواسته بود لااقل تا پايان رسيدگي به صلاحيت‌ها از بيان مواضع انتقادي خودداري کند گفت: يک زماني به ابوذر غفاري هم مي‌گفتند دست از انتقادات بکش تا مورد قهر و غضب حاکمان وقت واقع نشوي. يک اصلاح طلب واقعي و منتقد مشفق و دلسوزي که صرفا به دنبال اصلاح وضع موجود و نجات کشورش مي‌باشد هرگز نمي‌تواند تن به رياکاري و نفاق داده و آنچه بر زبان جاري مي‌سازد متفاوت با چيزي باشد که در قلبش هست. کيست که نداند در اين کشور به منتقدين جايزه نمي‌دهند؟ کيست که نداند رياکاري، تملق و مداحي و مداهنه گوئي از اجر دنيوي برخوردار است و حتي مي‌تواند مداح را به اوج قدرت هم برساند اما مگر ما مي‌توانيم به خود هم دروغ بگوئيم ما در پي اصلاحيم و طبق اصل هشتم قانون اساسي که امر به معروف و نهي از منکر را يک وظيفه همگاني بيان کرده است در مقام انجام وظيفه مي‌باشيم.

وي افزود: طرف‌هاي مقابل ما هم اگر مسلمانند و خود را پيرو احکام دين و رسول اکرم(ص) و صحابه گرامي ايشان مي‌دانند بايد از مداحان تبري جسته و از منتقدين دلسوزي که با شجاعت نظرات سازنده خود را آشکارا بيان مي‌کنند باکمال ميل استقبال نمايند درغيراينصورت ترس و جبن و ريا و نفاق و دو روئي بيش از آنچه که امروز گرفتارش هستيم در جامعه ما باب خواهد شد. دستکم بيان صريح نظرات از سوي يک سياستمدار امکان نقد و اصلاح و جبران خطا و اشتباه احتمالي او را هم فراهم مي‌سازد.

وي در پايان تاکيد کرد: اگر هزينه صداقت و صراحت لهجه و نقد مشفقانه به منظور اصلاح امور، تبعيد به ربذه و محروم شدن از حقوق اجتماعي است بايد اين هزينه‌ها را پرداخت اما اگر حاکمان وقت علي وار بدنبال اجراي عدالت و موازين شرع باشند بايد از امثال ما قدرداني کرده و به حقوق همه منتقدين دلسوز احترام بگذارند و انان را بخاطر راهي که برگزيده اند تشويق و ترغيب نمايند.

No responses yet

May 10 2013

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس خبر داد: زدوبند بر سر واردات کیسه‌های خون غیراستاندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: حسین تامینی٬ عضو کمیسیون بهداشت مجلس می‌گوید وزارت بهداشت «نظارت چندانی» بر فرآورده‌های خونی ندارد٬ «بخش اعظم کیسه‌های خون غیراستاندارد» هستند و به همین علت شمار زیادی از بیماران تالاسمی و هموفیلی «درگیر مشکلات جسمی شدیدی» شده‌اند.

به گزارش (پنج‌شنبه ۱۹ اردیبهشت) سایت «نامه‌نیوز» آقای تامینی گفته که «بخش اعظم کیسه‌های خون غیراستاندارد بوده‌ و معلوم نیست وزارت بهداشت بر چه اساسی از شرکت‌های غیرمعتبر خرید می‌کند.»

به گفته وی «تعدادی از شرکت‌های تجهیزات پزشکی، با برخی از مسئولان این وزارتخانه {بر سر واردات کیسه‌های خون غیراستاندارد} زد و بند کرده‌اند.»

تامینی «رانت‌بازی‌ها» را موجب ایجاد «مشکلات جسمی شدیدی» برای «بخش عمده‌ای از بیماران تالاسمی و هموفیلی» اعلام کرده است.

وی افزوده است: «این اتفاق در حالی صورت گرفته که ایران چند کارخانه کیسه خون دارد، اما نمی‌دانیم چرا مسئولان وزارت بهداشت فعالیت کارخانه‌های داخلی را چندان جدی نمی‌گیرند.»

دوم اردیبهشت ماه نیز عابد فتاحی٬ عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفته بود به علت «فقر مالی» سازمان انتقال خون٬ بیماران در ایران خون کم کیفیت دریافت می‌کنند.

آقای فتاحی افزوده بود: «کمبود بودجه موجب شده که سازمان انتقال خون اقدام به خرید محصولات بی‌کیفیت کند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .