اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 28 2013

«ساپورت» مدی تازه برای دختران ایرانی، دغدغه‌ای جدید برای محافظه‌کاران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفرانسه: این روزها ظاهرا توجه گشت ارشاد، ائمه جمعه و رسانه های محافظه کار در ایران به پدیده جدیدی جلب شده که سبب نگرانی آنها است: «ساپورت» یا همان چیزی که در خارج از ایران به «لگینگز» معروف است.
پس از سخنان حجت السلام صدیقی مبنی بر این که منشاء زلزله و بلایای طبیعی بیبند و باری و برهنگی زنان است و سبب استهزاء عمومی شد، جنبشی به نام«سینه لرزه» به راه افتاد که تا مدتها سبب سرگرمی بسیاری در سراسر جهان و ایران شده بود‪.‬
اکنون نیز تقریبا هر روز گزارشهایی در رسانه های محافظه کار ایران درباره خطر ساپورت در «اغواء، اغفال و ترویج ارزشهای ضداسلامی» منتشر می شوند و برخی از کاربران اصولگرای شبکه های اجتماعی در مذمت پوشیدن ساپورت توسط دختران ایرانی پستهایی منتشر میکنند.
در یکی از این گزارشها که اخیرا تحت عنوان «حمله لشگرساپورتها به تهران» در وبلاگی به نام شنود منتشر، و به طرز وسیعی در سایت های محافظه کار بازنشر شده آمده است:
داستان از این قرار است که از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواریهایی نمودند که منظره بدننمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب می نمود.
بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم تهران منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواریهای سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی این ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود می دیدند بلکه رنگ ها و نقوش بیشتری را بر اندام باربی های تهرانی تجربه می کردند.
نویسنده وبلاگ سپس تجربه خود را برای خواندن اشعاری که روی ساپورت بر روی ران یک دختر در سینما نوشته بود چنین تشریح کرده است:
در این میان دخترکی با آرایشی غلیظ و موهایی افشان با ساپورتی مشکی خودنمایی میکرد چرا که با فونت نستعلیق سایز 90 و سفید روی رانها و ساق پاهای خویش(بر روی ساپورت) اشعاری مورب و حالت ابر و باد ادبیاتی نوشته شده بود.
هرچه کردم نتوانستم قید خواندن اشعار را بزنم.
دقیق تر شدم.
نوشته بود : شوش..جوادیه…راه آهن..شوش..میدان راه آهن…ترمینال جنوب…

تصویری از صفحه «عاشقان ساپورت» در فیسبوک

این نوشته که برخی از کنشگران شبکه های اجتماعی آن را نگاهی جنسی و زننده خواندهاند، در چند روز اخیر در سایت ها و شبکه های اجتماعی گوناگون وابسته به حکومت بطرز گسترده ای منتشر شده است.
حتی فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز از برخورد با زنانی که «لباس های نامتعارف» می پوشند و فروشگاههای عرضه کننده آنها خبر داده و گفته است که تاکنون ۲۳۵ فروشگاه که چنین لباسهایی عرضه می کرده اند پلمب شده اند.
بسیاری از چهره ها و کنشگران جناح راست همچون وحید یامین پور مجری معروف برنامه های سیاسی تلویزیون، آن را ابزاری برای تن نمایی خوانده اند.

در حملات رسانه های نزدیک به جناح محافظه کار ایران، گاه پای اسراییل و غرب و توطئه نیز در زمینه رواج ساپورت به میان می آید. از جمله سایت ندای انقلاب نوشته است پلیس اخیرا در میدان ونک دو دختر را که ساپورتهایی همانند پرچم اسرائیل پوشیده بودند دستگیر کرده است.

برخی حتی مد شدن ساپورت در ایران را توطئه شبکه من و تو و برنامه مشهورش «آکادمی موسیقی گوگوش» دانسته اند.

مخالفان «ساپورت» مانند موافقان آن در فیسبوک صفحه ای درست کردهاند به نام «ما از ساپورت متنفریم». در یک پست این صفحه میخوانیم که از کلمه «ساپورت» رمزگشایی شده: ساپورت مخفف کلمات سکس و آزاد به اضافۀ کلمه «پورت» است: یعنی دروازه سکس آزاد!
اما از دیگر سو، دوستداران ساپورت هم صفحات بسیار پرطرفداری دارند.
عاشقان ساپورت، یکی از صفحات طرفداران ساپورت است که بیش از هفتاد و پنج هزار دنبال کننده دارد و ساپورتپوشان عکس ها و مطالب خود را در آن منتشر می کنند.

ساپورت، ساپورت پوشان ، جوراب ساپورت، عشق ساپورت، جوراب ساپورت نازک، تنگ تنگ مثل ساپورت و ساپورت پوشان فیسبوک تنها بخشی از صفحات و گروههای فیسبوکی هستند که هر یک هزاران عضو دارند.

موافقان و مخالفان دلایل خود را از دیدگاههای مختلف ابراز می دارند. برخی معتقدند که پوشیدن ساپورت سکسی تر است و برخی معتقدند که ساپورت دمده شده و “باکلاس” نیست، برخی نیز دلایل مذهبی برای مخالفت با آن دارند و معتقدند که مردان را اغوا میکند.
شرکت کننده

الی

تانیا
«به خاطر پوشیدن ساپورت بازداشت شدم»
الی، ۲۷ ساله کارمند تهران:

دو سال پیش من به خاطر پوشیدن ساپورت بازداشت شدم، اما حالا که دیگر همه میپوشند، من نمی پوشم. به نظرم زیر مانتو خیلی قشنگ نیست. ساپورت را باید با دامن یا لباس کوتاه پوشید نه زیر مانتو، اما برخی به خاطر قیمت ارزان آن را می پوشند یا شاید به نظرشان شیک می رسد. یک ساپورت معمولی بطور متوسط ۲۰ تا ۴۰ هزار تومان قیمت دارد ولی یک شلوار جین معمولی حداقل ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان است. بدیهی است که دختران و زنان ترجیح می دهند پنج تا ساپورت متفاوت داشته باشند تا یک جین که زیر مانتو چندان هم معلوم نیست.
من وقتی ساپورت می پوشیدم اگر قرار بود جایی بروم که مانتویم را در بیاورم حتما با خودم دامن یا پیراهن می بردم.
طبعا کسی که پاهای زیبایی دارد اگر ساپورت بپوشد برازنده تر به نظر می رسد تا کسی که پاهایش چندان زیبا نیست. بهرحال ساپورت اگر کلفت باشد برای زمستان خوب است و اگر نازک باشد در تابستان زیر مانتو از شلوار بهتر است.

اما این که چطوری دستگیر شدم:
من داشتم از پیاده رو می رفتم یک ساپورت مشکی با مانتوی بلند سبز پوشیده بودم که یکی از این خواهران گشت نزدیک ونک آمد و گفت چرا ساپورت پوشیدی؟ گفتم مگر قدغنه؟ گفت بله اطلاعیه دادیم که ممنوع شده!
به دوست پسرم خبر دادم، برایم شلوار ورزشی خرید، داد یک زن چادری رساند به دستم. خواستم بپوشم که مامور زن هوار کشید و گفت باید همین جوری ببریمت با ساپورت ازت عکس بگیریم.
بعد از نیم ساعت که ون پر از دختر شد و همه هم خوشتیپ و خوشگل بودند ما را بردند به کلانتری گاندی. آنجا از همه زوایا از ما عکس گرفتند و من چون بالای ۲۵ سالم بود بعد از چند ساعت با تعهد و کپی کارت شناسایی آزادم کردند.
دیروز دیدم سه طرف میدان ونک گشت ارشاد ایستاده و به زن ها و دخترها گیر می دهند و ون ها را پر از زن ها می کنند حالا هم که بهانه تازه گیرشان آمده، البته من توی اتوبوس بودم، جلوی چشم شان شالم را از روی سرم انداختم روی شانهام که حرصشان در بیاد چون می دانستم دنبال اتوبوس نمی آیند.
ولی بعد از یکی- دو ماهی که به مناسبت انتخابات گشت ارشاد کمتر گیر می داد حالا با تمام قوا برگشته که جبران مافات کند، ساپورت هم که پای همه هست مدرک جرم جدیدشان شده!

الی
«با مانتو و روسری انتخابی جز ساپورت نیست»
تانیا، ۲۹ ساله متخصص مد و مدل:

ساپورت هم یک لباس است مثل هر لباس دیگری… خب وقتی چکمه به عنوان “تبرج” اسلام را به خطر می اندازد و آقایان را نگران می کند، عجیب نیست که ساپورت که جاهای دیگری را می پوشاند برایشان خطرآفرین باشد!
من فقط می ترسم بعد از ساپورت کم کم کار به لباس زیر هم بکشد و توی خیابان ما را چک کنند که رنگ و طرح شورت مان چطوری است!
واقعیت این است که در ایران محدودیت شدید در انتخاب لباس برای زنان داریم و حتی از نظر رنگ هم مجبوریم رنگ های سرد و نه چندان شاد بپوشیم که برادران تحریک نشوند و خودمان کمتر به نظر آنها بیاییم… با مانتو و روسری انتخاب دیگری جز ساپورت و شلوار نیست. شلوار زیر مانتو خیلی شیک به نظر نمی رسد، پس می ماند ساپورت که پاها را کامل می پوشاند.
جامعه ایران خیلی سکسی شده، از یک طرف جوانان زیر فشار شدید هستند و از طرف دیگر براداران مذهبی با کوچکترین چیزی تحریک می شوند و غسل لازم! این که در رسانه ها به جای پرداختن به مسائل اساسی مردم به ساپورت پوشیدن زنان توجه می کنند نشان می دهد که اشکال کار از کجاست!
ای کاش این وقت را صرف حل مسایل مردم می کردند که اگر خطری متوجه اسلام باشد از همانجاست نه یک سانت ران و ساق زنان که یک ثانیه زیر مانتو و با ساپورت کلفت و ضخیم مشکی ممکن است به چشم برخی بیاید!

برچسب‌ها: اجتماعی, حجاب, حقوق بشر, زنان, ساپورت, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 28 2013

رفتن قاضی سراج به سازمان بازرسی؛ خرید وقت برای «جونیور»؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

خودنویس: سازمان بازرسی، نهاد دریافت کننده مدارک عباس یزدانپناه از دولت انگلستان بود؛ نهاد بررسی کننده پرونده «کرسنت». رئیس قبلی و قاضی ویژه، جابجا شده‌اند و پرونده «جونیور» رفسنجانی، دچار غیبت صغری شده است.

بخش تحلیل خودنویس: ناصر سراج از دادگاه به سازمان بازرسی می‌رود. این خبر حداقل برای تعداد معدودی به معنای تعویق بیشتر پرونده مهدی هاشمی است. شمشیر داموکلوس اما هنوز بالای سر جونیور قرار دارد. رسانه‌ها و خبرگزاری‌های نزدیک به بخش‌های امنیتی سپاه از جمله خبرگزاری فارس [2]، نگرانی خود را از تاخیر در برخورد قضایی با مهدی هاشمی به نمایش گذاشته‌اند.

دو ماه از ناپدید شدن عباس یزدانپناه یزدی می‌گذرد. یزدانپناه پس از حضور در جلسه شهادت ویدیویی در دوبی، در جریان حل اختلاف میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت نفتی اماراتی «کرسنت» حاضر بود. گفته می‌شود او به عنوان شاهد طرف اماراتی در جریان حل اختلافی که در دیوان داوری لاهه در جریان است، به سوالاتی پاسخ داده بود، اما پاسخ‌گویی به روزی دیگر کشید. روز دیگری که خبری از او عباس نشد و همسرش هم با تاخیر غیبت او را به اطلاع مقام‌های اماراتی رساند.

جونیور اما از خود هیچ واکنشی در مورد ناپدید شدن ومرگ احتمالی شریک ومباشر قدیمی‌اش، عباس یزدانپناه یزدی نشان نداده، و اگر خطای وکیلش نبود، هنوز هم می‌توانست قسم بخورد که رابطه‌ای با عباس نداشته است.

وحید ابوالمعالی که در غیاب علیزاده طباطبایی، وظیفه دفاع از مهدی هاشمی را بر عهده دارد، عباس یزدانپناه را «رازدار» و «دوست» موکل خود معرفی کرده است.

https://khodnevis.org/sites/default/files/photo.png

برخی معتقدند که هیچ کس به اندازه عباس یزدی از چم و خم پرونده «کرسنت» و کسانی که در این معامله «کمیسیون» دریافت کرده‌اند با اطلاع نبوده است. از مقام‌های سابق وزارت نفت تا مذاکره‌کنندگان هسته‌ای، متهم به دریافت رشوه برای به سرانجام رساندن این قرار داد هستند. او را شاه‌کلید پرونده «کرسنت» نیز خوانده‌اند.

برخی معتقدند که همه راه‌ها به «بهرمانی‌»ها ختم می‌شود. در جلسه رای اعتماد به وزایر نفت، چندبار از «جونیور» نام برده شد.

عباس یزدانپناه یزدی از سوی نهادهای قانونی مختلفی متهم به انتقال پول‌هایی کلان به مهدی هاشمی بوده است. در پرونده «استات‌اویل» نام او به کرات به عنوان مدیر شرکت «هورتون» برده شد. در پرونده توتال، از او و آقای دادفر به عنوان دریافت کنندگان وجه برای انتقال به یک «مقام» نفتی نام برده شده است.

نزدیکی ویژه عباس یزدانپناه به مسوولان وزارت نفت از جمله سید مهدی حسینی و نیز، یک سردار سپاه که گفته شده زمانی مجوز حمل سلاح (در سال‌های ۷۱-۷۲) به او داده، می‌تواند برای معدود خبرنگارانی که پیگیر پرونده‌های مالی خاندان بهرمانی هستند جذاب باشد. برخی معتقدند این سردار سپاه ممکن است نقشی در ربودن احتمالی عباس یزدانپناه یزدی بازی کرده باشد.

به گفته یکی از کسانی که آقای یزدانپناه را در سال ۱۳۷۲ دیده بود، «عباس» با یکی از مسوولان سابق تیم پاس که بعدها وارد معاملات بزرگ اقتصادی شد، در ارتباط بوده است. ارتباط ویژه دلالان نفتی با افراد نزدیک به سپاه در سال‌های اخیر نیز مشاهده شده است. عکس معروف بابک زنجانی هنوز از خاطره‌ها محو نشده است.

پرونده مهدی هاشمی به کجا می‌رود

مهدی هاشمی که پس از خروج از کشور در سال ۱۳۸۸، از سوی دستگاه قضایی تحت تعقیب بود، پس از بازگشت در مهرماه سال گذشته دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفت. فضاسازی رسانه‌‌های نزدیک به هاشمی که هیچگاه علاقه‌ای به بررسی مستقل پرونده‌هایی نظیر توتال، استات‌اویل و کرسنت از خود نشان نداده‌اند، در طی این محدوده زمانی قابل ملاحظه بود.

اما پس از آزادی به قید وثیقه ۱۰ میلیاردی آقای هاشمی، پرونده او زیر نظر قاضی سراج به جریان افتاد.

با این حال، تعویق بررسی پس از برگزاری یک دیدار کوتاه تحت عنوان «جلسه دادگاه» بسیاری از افراد بدبین به روابط سیاسی میان مجمع و دستگاه قضایی را به این فکر انداخت که دست نگاه داشتن دادگاه می‌تواند ربطی به مسائل مرتبط با انتخابات داشته باشد. اما مساله دیگر، حضور برخی افراد نزدیک به حسن روحانی در ماجرای کرسنت بود که در آن مقطع زمانی نادیده گرفته می‌شد. سیروس ناصری از جمله متهمان بزرگ دریافت وجه در این معامله بزرگ است. همچنین گفته می‌شود که برخی از افراد مرتبط با پرونده کرسنت، با حسین فریدون رابطه‌ای طولانی داشته‌اند.

جمهوری اسلامی، متخصص خریدن وقت است. معروف‌تر آنکه تداوم جنگ از سوی کسانی چون هاشمی رفسنجانی، به دوام نظام اسلامی کمک فراوانی کرده است. اگر هاشمی رفسنجانی با شناختی که از ساختار نظام دارد و با کمک گرفتن از دستگاه‌های مختلف، باز به معطل کردن رسیدگی پرونده علیه فرزندش یاری رسانده باشد، بعید به نظر می‌رسد به این زودی‌ها شاهد محاکمه «جونیور» رفسنجانی باشیم. رئیس سازمان بازرسی که پیگیر پرونده «کرسنت» بود، اینک وزیر کابینه روحانی است و قاضی سراج، به ریاست این سازمان رسیده و عملا از ادامه دادرسی دور مانده است.

آیا باز هم شاهد معامله‌ای در سطوح بالای حکومتی هستیم؟

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, مهدی هاشمی

شما هم چیزی بگو

Aug 27 2013

پیام ولادیمیر پوتین به بشار اسد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی ::

فرارو: ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در پیامی به بشار اسد همتای سوری خود حمایت همه جانبه این کشور از سوریه را اعلام کرد.

خبرگزاری “دام پرس” سوریه به نقل از منابع آگاه اعلام کرد: نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه با انتقال پیامی به رهبری سوریه اظهار داشته روسیه اجازه سقوط هیچ گونه موشک ویا بمبی را در سرزمین سوریه در صورت تجاوز خارجی به این کشور نخواهد داد و در یک صف واحد با سوریه می‌ایستد.

روسیه درباره عواقب فاجعه بار هرگونه اقدام نظامی برضد سوریه هشدار داد. مسکو همچنین از واشنگتن خواست در مسئله سوریه محتاط باشد و به قوانین بین المللی احترام بگذارد.

برچسب‌ها: آمریکا, جنگ, خاورمیانه, روسیه, سوریه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 27 2013

همکاران احمدی نژاد و چمدان های پرپول: فرار مرد ۱۰ هزار میلیارد تومانی ناکام ماند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

روز: به گزارش رسانه های داخلی نعمت الله پوستین دوز، مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران، حین فرار از مرز و به همراه مقادیر قابل توجهی پول بازداشت شده است. این رسانه ها، خبر بازداشت او را پس از نزدیک به یک ماه منتشر کرده اند ولی هنوز از میزان پولی که وی قصد جابجایی آن را داشته، جزئیاتی منتشر نشده است.

نعمت الله پوستین دوز، که به عنوان مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس بازداشت شده، پیش از این مدیرعامل شرکت خودروسازی سایپا ـ پس از روی کار آمدن احمدی نژاد ـ بود و از وی به عنوان “عضو حلقه اصلی جریان انحرافی” نام برده می شود.

او در حالی قصد فرار از کشور از مرز ارمنستان را داشته که به دلیل تخلفات مالی ممنوع الخروج بوده است. از او و مهرداد بذر پاش به عنوان مسئولان تامین هزینه های انتخابات سال 88 نام برده شده است.

سایت فرارو، به نقل از یک منبع آگاه، جزئیات این فرار را اینجنین تشریح کرده است: “پوستین دوز در آخرین روزهای کاری دولت احمدی نژاد قصد مسافرت به ارمنستان را داشته که در فرودگاه متوجه می‌شود ممنوع الخروج است. ظاهرا یکی از علت های ممنوع الخروج بودن این مدیر احمدی نژادی، موضوع جابه جایی وجوه نقدی زیاد بوده است. لیدر جریان انحرافی در روزهای پایانی دولت دهم در تلاش بود تا با استفاده از نفوذ خود، این مساله را به نوعی رفع و رجوع می کند اما مقامات قضایی این مدیر صنعتی را به دادگاه فرا می خوانند تا جوابگوی کم و کیف این مبلغ جابجا شده باشد”.

این منبع آگاه افزوده است: “وی در دادگاه مدعی می شود که این مبلغ بدهی خارجی شرکت ملی مس بوده که از طریق شرکت یکی از دوستانش به نام «ت» در امارات پرداخت شده است. پوستین دوز به علت ارائه نکردن مستندات قانع کننده در این زمینه، راهی زندان شده است. گفته می شود، از دیگر اقدامات غیر متعارف پوستین دوز، دستور خرید چند دستگاه خودروی بسیار گران قیمت از محل دارایی های شرکت ملی مس و واگذاری آنها به افرادی خارج از شرکت بوده است. این خودروها پس از بازداشت پوستین دوز، به تدریج عودت داده شده اند”.

فرارو در ادامه نوشته:”پوستین دوز، که در کنار علی اکبر جوانفکر، ملک زاده، بقایی، محمد رضا رحیمی، عبدالرضا داوری، امیری فر، بهمن شریف زاده، ستاریان، نوبختی و برخی دیگر، از یاران نزدیک و عوامل اسفندیار رحیم مشایی قلمداد می شود، پیش از این مدیرعاملی شرکت سایپا را بر عهده داشت و همواره انبوهی از شایعات را با خود یدک می کشید و بعد از برکناری از سمت خود در سایپا بلافاصله به مدیرعاملی شرکت ملی مس انتخاب شد. ”

چند تن از نمایندگان مجلس هم که پیش از این خواستار تحقیق و تفحص از شرکت ملی صنایع مس شده بودند، جزئیات بیشتری از اقدامات پوستین دوز را فاش کرده اند.

به گزارش ایسنا، روز گذشته محمدرضا پور ابراهیمی در صحن علنی مجلس در تذکری آیین نامه ای گفته است: “ظرف یک ماه گذشته خبرها حاکی از این است که با تصویب هیات مدیره شرکت ملی مس، شرکتی به نام «ای پی »در خارج از کشور تاسیس شده و گزارش وزارت اطلاعات نیز حاکی از آن دارد که بالغ بر هزار میلیارد تومان به حساب شخصی واریز شده و متاسفانه منافع شرکت در حال از بین رفتن است”.

او پس از این تذکر با سایت “خانه ملت” ارگان رسمی مجلس نیز مصاحبه کرده و گفته است: “سرانجام بعد از مدت ها پیگیری، تحقیق و تفحص از شرکت مس یکشنبه هفته آینده در صحن علنی مجلس مطرح می شود. وزارت اطلاعات و قوه قضائیه به این موضوع ورود کردند که بخشی از این منابع به کشور بازگردانده شده است و تلاش های دستگاه های امنیتی در رابطه با بازگشت مابقی این پول به کشور ادامه دارد”.

وی افزوده است: “بعد از دستگیری پوستین دوز، شنیده ها حاکیست که در حال حاضر علی محمد قائم مقام شرکت مس در غیاب پوستین دوز وظایف وی را انجام می دهد تا سرپرست و مدیرعامل جدید این شرکت تعیین شود. ما نسبت به عواقب حضور برخی از اشخاص در شرکت مس با توجه به سوابقشان در سایپا هشدار داده‌بودیم. بنده شخصا در مجلس بارها در این خصوص تذکر دادم و چندین بار در مجمع نمایندگان استان تا پای استیضاح وزیر رفتیم. میلیاردها تومان اموال شرکت مس در خارج از کشور است و ما نگران آینده‌ کارگران و بازنشسته‌های صنعت مس هستیم که مبادا به ورشکسته‌ترین شرکت تبدیل شود”.

گفتنی ست پیش از این، محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه نیز در نشست خبری خود گفته بود: “بر اساس بررسی‌های انجام شده مشخص شد که آقای پ، معاونش و همدستاتش اقدام به خروج مقدار زیادی پول آن هم به صورت غیرقانونی به خارج از کشور کرده‌اند. اگر دستگاه قضایی در این پرونده ورود پیدا نمی‌کرد چه بسا امکان بازگرداندن مبالغ خارج شده از کشور فراهم نمی‌شد و این سرمایه‌ها تلف می‌شد”.

پوستین دوز پیش از این و در زمان مدیرعاملی سایپا، با اتهام اختلاس 10 هزار میلیاری مواجه بود و از وی به عنوان یکی از عوامل از بین رفتن صنعت خودرو نام برده می شد؛ اتهاماتی که با بی اعتنایی محمود احمدی نژاد رو به رو بود و فقط پس از تهدید برخی نمایندگان به افشاگری در این خصوص، وی پوستین دوز را از سایپا به مس منتقل کرد تا در سمت جدید نیز، آنطور که پورابراهیمی گفته “هزار میلیارد” دیگر پول به جیب بزند.

در همین باره، نادر قاضی‌پور رئیس‌ هیات تحقیق و تفحص از گروه خودروسازی سایپا، در نطقی در مجلس گفته بود: “برخی از مسسئولین ارشد شرکت سایپا دارای تابعیت دوگانه هستند و احتمال فرار آنها به خارج از کشور وجود دارد. از آیت الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه در خواست می کنم که شعبه ویژه ای در داد گستری را مامور رسیدگی به پرونده سایپا کند تا از ضایع شدن حقوق سهام داران و مصرف کنندگان جلوگیری گردد. بر اساس اطلاعاتی که بدست ما رسیده تعدادی از مسئولین ارشد سایپا دارای تابعیت دوگانه هستند و احتمال دارد در روند رسیدگی در پرونده تحقیق و تفحص از سایپا این آقایان همچون خاوری مدیر عامل سابق بانک ملی به خارج از کشور فرار کنند. هیچ نظارت دقیقی بر گردش مالی ۱۰ هزار میلیارد تومانی سایپا وجود نداشته است. بسیاری از پرونده های سایپا اگر مهمتر از موضوع کلاه برداری سه هزار میلیاردی بانکها نباشد کوچکتر از آن نیست. اکثر اعضای هیات مدیره و حسابرسان قانونی شرکت سایپا تحت تاثیر مدیر عامل این شرکت انتخاب می شوند”.

او افزوده بود: “ظاهرا مدیر عامل این شرکت سایپا را ملک شخصی خود می داند. باید مشخص شود که این مقام مسئول سایپا آیا پولی در خارج از کشور دارد یا خیر و اگر دارد دارایی وی چقدر است و در کدام کشور و بانک ها و به نام چه کسانی است. تعداد کثیری از اقوام درجه یک جریان انحرافی از جمله دختران و پسران آنها در پست‌های حساس مدیریتی گروه خودروسازی سایپا استخدام شده‌اند. به نظر می‌رسد مدیرعامل سایپا، گروه خودروسازی سایپا را ملک شخصی خود می‌داند که اینگونه برخورد می‌کند.”

اوهمچنین خبر داده بود: “متاسفانه شاهد سرپیچی کامل گروه خودروسازی سایپا از ارائه اطلاعات مالی به هیات تحقیق و تفحص بودیم و در مقابل پاسخ‌های وارونه و خلاف قانون به درخواست‌های قانونی هیات تحقیق و تفحص شنیده‌ایم که موجب تاثر و تاسف شده است”.

قاضی پور پیش از بازداشت پوستین دوز، طی نامه ای به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران خواهان ممنوع الخروج کردن متهمان تا زمان بررسی این پرونده شده بود و ظاهرا پوستین دوز از ممنوع الخروجی خود مطلع نبوده است.

حسین آذین نماینده رفسنجان و عضو کمیسیون اصل ۹۰ هم درباره پوستین دوز به سایت محلی “خانه خشتی” گفته است:”طبق اصل ۴۴، بخشی از سهام شرکت سایپا می بایست واگذار می شد، پوستین دوز و یارانش شرکتی درون سایپا تشکیل دادند و سهام را برای خود خریدند، در اصل این اتفاق یک نوع خصوصی سازی بود تا مانع از ورود کسان دیگری به این عرصه به عنوان سهامدار شوند تا در تصمیماتشان دخالت کند. به واسطه این اقدامات، پرونده ای در اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی تشکیل شد و این موضوع پیگیری شداما نتیجه ای در پی نداشت و پوستین دوز به واسطه ارتباطی که با مشایی داشت در صنایع مس به عنوان مدیر عامل معرفی شد”.

وی افزوده: “به دلیل پرونده وی و مسائلی که در سایپا پیش آمده بود مجمع نمایندگان اعتراض کرد و تصمیم گرفتیم وزیر را در رابطه با این انتساب استیضاح کنیم در نتیجه جلسه ای با حضور احمدی نژاد رئیس جمهور وقت، داشتیم ؛ در این جلسه صحبت من با رئیس جمهور این بود که شما باید افراد شایسته و صالح را مدنظر قرار دهید و انتخاب این فرد با شعار عدالت شما سازگاری ندارد. احمدی نژاد در این جلسه قبول کرد اگر حرف هایی که زده شده ۳۰ درصد هم درست باشد من ایشان را تعویض خواهم کرد. این مطالب مکتوب شد و به دفتر رئیس جمهور ارسال گردید. اما متاسفانه ایشان به دلیل ارتباط و ارادتی که به مشایی داشت و پوستین دوز از سوی مشایی معرفی شده بود، کوتاه نیامد.”

وی همچنین به شرکتی با عنوان ITC در دبی اشاره کرده که پول فروش حاصل از مس در خارج از کشور، در این شرکت جمع آوری و به ایران تحویل شود، اما: “پوستین دوز این شرکت را با وجود کارکرد مناسبش برهم زد و شرکت جدیدی بر پا کرد و افرادی که مشخص نبود چه نسبتی با او داشتند این شرکت را اداره میکردند و زمانیکه یک میلیارد درهم پول از سرمایه ایران در این شرکت بود این شرکت مدعی شد که درصدی از این پول را می خواهد و با ورود وزارت اطلاعات و بقیه مسئولین این درصد به رقم یک رسید”.

برچسب‌ها: دزدی‌های رژیم, سیاسی, نعمت الله پوستین دوز

شما هم چیزی بگو

Aug 27 2013

برداشت 16 میلیارد تومانی از حساب ریاست جمهوری در آخرین روز دولت دهم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

عصرایران: روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

از نهاد رياست جمهوري خبر مي‌رسد مبلغ يكصد و شصت ميليارد ريال در آخرين روز دولت گذشته از حساب رياست جمهوري برداشت شده است. مسئولين جديد نهاد در جريان پيگيري اين اقدام به سرنخ‌هائي رسيده‌اند كه ممكن است در روزهاي آينده به اطلاع عموم برسد. ايجاد دفاتر براي مسئولين سابق و تأسيس دانشگاه توسط آنان از جمله مواردي هستند كه در فهرست اين پيگيري‌ها قرار دارند.

برچسب‌ها: دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

Aug 27 2013

هرانا؛ قتل یک شهروند بهایی در بندرعباس

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

خبرگزاری هرانا: عطاء الله رضوانی شهروند بهایی ساکن بندرعباس به ضرب گلوله به قتل رسید.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این شهروند بهایی ساکن بندرعباس که پیش‌تر بار‌ها از طرف نهادهای امنیتی و دفتر امام جمعه شهر مورد تهدید قرار گرفته بود، شب گذشته شنبه ۲ شهریور ماه در حالی به قتل رسید که هیچ‌گونه سرقتی از اموال وی صورت نگرفته بود.

یک منبع مطلع در بندرعباس که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: “در شهرما پیش‌تر نیز یک شهروند بهایی بنام (ایرج مهدی‌نژاد) را مسلمانان افراطی با ضربات کارد به قتل رسانده بودند. دوتن هم به نامهای (میعاد افشار و ایرج می‌دانی) پیش‌تر در پی حمله افراد تندرو بشدت مجروح شده بودند.”

وی در ادامه در مورد فعالیتهای عطاء الله رضوانی گفت: “وی در فعالیت‌های خیریه متعددی شرکت کرده است و با تشکیل یک هیات سه نفره موسوم به خادمان جامعه بهایی، فعالیت‌های مدنی خود را ساماندهی می‌کرد.”

این منبع در مورد نحوه قتل این شهروند بهایی اظهار داشت: “تا جایی که اطلاع دارم، ایشان را ربوده و سپس از پشت سر گلوله‌ای به سر وی شلیک کرده‌اند.”

یک منبع دیگر که نخواست نامش فاش شود در این رابطه به گزارشگر هرانا گفت: “عطاء الله رضوانی شب شنبه مهمان دکتر ایرج میدانی بود. پلیس به خانواده وی گفته، هنگام بازگشت قاتلان در ماشین وی کمین کرده بودند و احتمالا وی را با اجبار و زور اسلحه به جاده راه آهن برده و در آنجا تیری از پشت به سر وی شلیک می‌کنند. ماشینهای گذری جسد را پیدا کرده و به نیروی انتظامی اطلاع می‌دهند. در حالی که هیچ سرقتی از داخل ماشین وی صورت نگرفته بود.”

گفتنی است، عطاء الله رضوانی دانشجوی اخراجی مهندسی مکانیک بود که در پی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ از تحصیل محروم شد.

گزارش فوق در ساعت 22:32:22 اصلاح شده است.

برچسب‌ها: بهایی, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 26 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند (۲۰): گورکن خاوران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,طنز ::

خودنویس: آن گورکن خاوران، آن عزادارکننده مادران، آن نایب حضرت عزرائیل، آن جاسوسی کننده علیه اسرائیل، آن وزیر کشور احمدی‌نژاد، آن گسترنده ظلم و بیداد، آن وزیر دادگستری کرمانی، آن مایه شرمساری [برخی!]حامیان روحانی، پورمحمدی بود و …

نقل است که چون زاده شده، بندنافش را خورد و شیر مادر به مزاجش نمی‌ساخت و از تولیدات شرکت کرسنت هم بیشتر گاز تولید می‌کرد، پس پدرش با انتقال خون قرارداد بست و از آنها برای فرزند خون می‌خرید.

در کودکی، همه کبوترهای محل را گردن بزد و گربه‌ها و سگ‌ها را پاس بداشت.

روزی در فیلمی وسترن، با دار زدن آشنا شدی، پس بچه گربه‌های محله را محاکمه فرمودی و چون دفاعی نداشتند و وکیل مدافعی، همگی اعدام بکردی!

چون به مدرسه حقانی شد، علما نبوغش پسندیدند و در آب نمک خوابانیدند. آن‌گاه که انقلاب شد، به امور قضایی پرداخت و در جوانی، دادستان شد و داد مردم خوزستان و هرمزگان را در آورد. گویند هنوز به بندرعباس پای نگذاشته بود که حضرت عزرائیل بر او ظاهرشد و نیابتش* به او سپرد …پس جان ۱۰۰ نفری بستاند و عزرائیل از او راضی شد و…

در ایام طلایی دهه ۶۰، حضرتش نفس‌کش می‌طلبید و نفس می‌برید.

در سنه ۶۷، آن‌گاه که وزارت اطلاعاتی شده بود، با دو یار دبستانی دیگر هیات مرگ بساخت و در سه هفته، جان ۴۰۰۰ نفر بستاند، تا «امام امت» و یادگارش احساس رضایت کنند. نقل است که وسط اعدام‌ها آیت الله منتظری فرمودش که دست نگه دارد، پورمحمدی گفت اجازت بفرما این چندهزار تا را اعدام کنیم، بعد…چون مرحوم منتظری را مخالف اعدام‌های بیشتر بیافت، به پرونده‌سازی علیه امید «امام و امت» شتافت و نیابت رهبری آن مرحوم را شکافت و کلی دروغ نزد لاشخور خمین در باب شیخ حسین‌علی ببافت!

در وزارت اطلاعات، نایب برحق فلاحیان بودی در امور خارجه و چون دچار خارشه می‌شد، چند نفری در ولایات فرنگ جان به جان آفرین تسلیم می‌کردند و این از کرامات او بود.

در کتب امنیتیه آورده‌اند که گروهی موسوم به فرنگی‌کاران بساخت به فرماندهی اکبر خوش‌گوشت که سلاخی بدانستند و مخالفان نظام از زیر دستشان زنده بیرون نمی‌آمدند.

تا وقتی که قتل‌های زنجیره‌ای لو رفت و نوچه‌های حجاریان برای زدن رقبا، قاتلان چپ وزارت را نادیده گرفتند و قاتلان راست را لو دادند، معاون وزیر امنیه بود…چون یونسی وزیر شد، جا برایش تنگ گشت و راهی بیت معظم شد…

پس به بیت رهبری شد و به جماعت اطلاعات موازی یاری رساند و بحران‌های سید محمد فزونی یافت.

چون احمدی‌نژاد رئیس ملک شد، پورمحمدی به وزارت داخله رفت و دخل مخالفان را آورد اما وزارتش مستدام نبود و آفتاب وزارتش پشت بام بود.

به حکم قاضی‌القضات شاهرودی عراقی، بر سازمان بازرسی سوار شد و حال میمون آرادان بگرفت اما محمود هم از «اختلاس» او پرونده‌ای بساخت و آب‌رویش برد.

گویند با آنکه اهل رفسنجان بود، اما از پرونده سازی برای شیخ اکبر و فرزندانش لذت می‌برد، پس پرونده قدیمی استات‌اویل را به یاران سپرد و اطلاعات عباس یزدانپناه یزدی از عزیزان انگلیسی طلب کرد و هنوز شیخ بنفش به پاستور نشده بود که عباس یزدانپناه را غیب فرمودند!

شیخ حسن از این غیب شدن ترسید و با تردید، حضرت پورمحمدی را از بازرسی دوربساخت تا شیخ اکبر نگران گم شدن آقازاده نفتی‌اش نشود…پس پورمحمدی وزیر دادگستری بشد و لبخند رضایت بر لبان مقام معظم رهبری نمایان شد و مهر سکوت بر لبان سید محمد خاتمی …

سید محمد خاتمی را پرسیدند: «نظرت در باب وزارت پورمحمدی در کابینه کاندیدای مورد حمایتت چه بود؟» خاتمی مانند طوطیان هند از خود بشد و پخش زمین شد و بقیه طوطیان (مقلدان خاتمی) فهمیدند که همگی باید در باره وزارت پورمحمدی سکوت کنند!

از حامیان خارج نشین روحانی نظر خواستند در باب وزارت حضرت پورمحمدی. فرمودند که شیخ امنیتی به جایی از شیخ روحانی تحمیل شده، اما حضرت بنفش تکذیب فرمود و گفت که خودش آقا مصطفی را برگزیده و حامیان شرمسار گشتند.

گویند در پر رویی، همچون شیخ اکبر است و از سنگ پای بهرمان، زمخت‌تر!

از معجزاتش این بود که روزی روزگاری یونسی جایش تنگ بکرد و سال‌ها بعد که یونسی یار شیخ حسن بود، پورمحمدی به دولت وارد شد و شیخ یونس در دهان ماهی شد و از هیات دولت جا بماند!

ـ————–

تا پیش از او، آیت الله خلخالی نایب بر حق عزرائیل بود که پس از کشف پورمحمودی، صادق خلخالی از نان خوردن افتاد.

برچسب‌ها: سیاسی, طنز, مصطفی پورمحمدی

شما هم چیزی بگو

Aug 26 2013

شیادی «روشن‌فکران دینی»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب ::

خودنویس: آیا با معرکه‌گیری و شارلاتانیسم می‌شود سی و چهار سال جنایت و فساد و غارت و شکنجه و بیداد و کشتار و سنگ‌سار و شلاق بر تن پیر و جوان ایرانی بر سر معابر عمومی را می‌شود توجیه کرد؟

این چه شیادی است که عده‌ای از هواداران شرم‌گین نظام خمینیستی به بازار مکاره سیاست ریاکارانۀ اصلاح‌طلبی حکومتی آورده‌اند.

مضحک نیست ترجیع‌بند «این سکولارها» که دائم در روضه خوانی‌ها و تعزیه گردانی‌های نظری‌شان تکرار می‌کنند؟ که چه بشود؟

آیا با معرکه‌گیری و شارلاتانیسم می‌شود سی و چهار سال جنایت و فساد و غارت و شکنجه و بیداد و کشتار و سنگ‌سار و شلاق بر تن پیر و جوان ایرانی بر سر معابر عمومی را می‌شود توجیه کرد؟

و آیا می‌شود جنگ افروزی، صدور تروریسم، فراری دادن نیروهای کارساز و توان‌مند فکری و فرهنگی جامعه ایران را نادیدنی کرد و پرده بر روش‌های ضد بشری حکومتی پوشانید که ضبط اموال مردم و جلب دختران و پسران جوان به مراکز سرکوب و ایجاد وحشت و هزاران نکبت و فلاکت دیگر به‌اضافه خرافه پروری و ویرانی بنیادهای مدرن جامعه و نابودی آموزش ملی و تخریب جامعۀ علمی و دانشگاهی، روش سی و چهار ساله‌اش بوده و این‌همه را به هدایت و سردمداری گروهی از آخوندهای شیعه با همدستی اوباش و مکلاهای به اصطلاح «روشنفکر دینی» در ایران بر مملکت ما جاری کرده که همچنان ادامه دارد؟

آیا می‌توان با بهره‌گیری از یک مارک «سکولارها»، سکولاریسم را ضدیت با دین مردم نامید و این‌گونه اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و انسان‌گرایانه مخالفان حکومت دینی ـ که با دین مردم دشمنی ندارند اما با حکومت اهل دین مخالفند ـ را لوث کرد؟ و آیا می‌شود فی المثل با گفتن این سخن یاوه که: بله آقا هیتلر و موسولینی هم سکولاربود و جنایت سکولارها کمتر از جنایت آخوند‌ها نبوده است و اینطوری قصد توجیه خمینی‌گری و تداوم بربریت حکومت ملاها در ایران را داشت؟

آخر یعنی چی که سکولارها در قرن بیستم جنایت کرده ‌اند؟ همه اینها را می‌گویید که ثابت کنید جنایت و بیداد خاص حکومت دینی نیست؟ بلکه مخالفان دخالت دین در حکومت و قدرت هم همان‌قدر جنایت‌کارند که مثلا آخوند‌ها و طالبان؟

می‌خواهید از این طریق به مردم بگویید که: می‌شود با خمینیسم و طالبانیسم و اخوان‌المسلمین کنار آمد زیرا کمتر از هیتلر و موسولینی و استالین کشته‌اند؟

هیتلر و استالین و موسولینی چه ارتباطی دارند با سکولاریسم؟

آخر هرگردی که گردو می‌شود؟

هیتلر [2] اتفاقا با مذهب میانه‌اش بسیار خوب بود و کلیسا از او حمایت می‌کرد او پیشوا یعنی امام یک ایدئولوژی توتالیتر بود، مثل امام شما که مذهب شیعه را بدل به یک ایدئولوژی توتالیتاریستی کرد و خدا و پیغمبر و ائمه را وارد معادله و معامله قدرت کرد و تیغ بی دریغ قتل و غارت و چپاول و جنگ و کشتار را به دست آنها داد.

استالین هم از لنینیسم مذهبی ساخته بود شبیه آنچه که شماها از شیعه‌گری ساختید (شیعه سرخ علوی انقلابی شما در سال ۵۷ بیش از آن که با ماجرای کربلا و داستان شیعه‌گری ارتباط داشته باشد متأثر از استالینیسم و بولشویسم و چه‌گوارا-ایسم بود) و زیر بیرق آن ملت ایران را به قتل‌گاه و به جهنم حکومت استبداد ملاها بردید.

چه ربطی دارد سکولاریسم به جنایتکاران و ایدئولوگ‌های حاکمان توتالیتاریست مدرن؟
فرانکو [3] در اسپانیا با حمایت کلیسای کاتولیک آدم می‌کشت.

پینوشه در شیلی با حمایت کلیسا [تد مدت‌ها] قتل عام می‌کرد.

یوسف استالین گرجستانی در نوجوانی تعلیمات دینی دیده بود و به هرحال لنینیسم را به یک ایدئولوژی جنایتکارانه بدل کرد.

اما آنچه که شما تحت نام سکولاریسم به این دیوانه‌های زنجیری قرن بیستمی نسبت می‌دهید و بی‌وقفه «سکولارها-سکولارها» می‌کنید که حکومت دینی‌تان را پاک و پالوده جلوه بدهید، هیچ ارتباطی با سکولاریسم ندارد.

جدا کردن امر دین از حکومت کار فیلسوفان و اندیشمندان رنسانس و عصر روشن‌گری و اصحاب دائرةالمعارف و فلاسفه بزرگ آزادی در مغرب زمین است.

سکولاریسم برای آنها مترادف با آزادی و دموکراسی و حق فرد و حقوق انسانی و شهروندی و قانون بوده است بیرون از هرگونه اعتقاد دینی و فلسفی شهروندان.

آنها می‌خواستند دست استبداد سیاه و ظلمانی کلیسا و اهل دین را از قدرت کوتاه کنند تا بشریت نفس بکشد و سدّهای سدید در برابر پیشرفت علوم و دانش و فرهنگ و در یک کلام آزادی و سعادت بشر از سر راه انسان آزاد برداشته شود. حالا شما این میراث بزرگان فلسفه و جامعه‌شناسی و هنر و ذوق و اندیشه و ادب پانصد سال تاریخ مدرنیته غربی را با پراندن یک واژه سکولاریسم (که خیلی مزورانه و عوام‌فریبانه آن را غالبا مخالفت بادین معنا می‌کنید!) به دم هیتلر و موسولینی و استالین می‌بندید تا معنای این میراث باشکوه و پر عظمت بشری را لوث کنید؟

خیلی بچه‌گانه (وبهتر است بگویم آخوندانه) است این رفتار به اصطلاح «اصلاح‌طلبان حکومت خمینیستی» در ایران.

خیر آقایان، سکولاریسم دوش به دوش آزادی و توسعه حقوق فردی و انسانی و در یک کلام حقوق بشر به وجود آمده و سنخیتی با پیشوا و فورور (امام) ایدئولوژی‌های شبه مدرن ضد بشر از نوع فاشیسم و نازیسم و استالینیسم و دیکتاتوری‌های کلاسیک نظامی غربی از نوع فرانکو و پینوشه و امثالهم ندارد. این روش آخوندی و رذیلانه است.

شما قصد تحریف فرهنگ آزادی را دارید.

شما در پی لوث کردن مفاهیم علوم انسانی هستید و زمینه این کار را سی و چهار سال انحطاط فکری و فرهنگی که به واسطه حکومت ملاها به جامعه ایران تحمیل شده برای شما فراهم آورده و به اندازه کافی گوشهای آماده فریب برایتان تولید شده است.

از این رو سکولاریسم را با «فورور»ها و پیشوایان جنایتکار ایدئولوژی‌های شبه مدرن درکنار هم می‌گذارید، قصد دارید خمینی‌گری را توجیه کنید و البته توجیه پذیر نیست.

طالبان و بنیادگرایان و … که با این گونه سفسطه‌گری‌ها مغلطه‌ها و عوام فریبی‌هایی که مستقیما از فرهنگ روضه‌خوان‌ها و مداح‌های شیعی تأثیر پذیرفته توجیه نمی‌شوند و دامن آزادی‌خواهان جهان و ملیون‌ها روشنفکر و نویسنده و هنرمند و کارگر و کارمند آزادی‌خواه تاریخ سیصد چهارسد ساله جهان (و تاریخ صد و پنجاه ساله خودمان ) با این گونه قیاس‌های مع الفارق و تخلیط‌ها و قشقرق‌بازی‌های مفهومی و شبه تئوریک آلوده نمی‌شود.

سکولاریسم خواهر توأمان آزادی و دموکراسی و حقوق بشر است.

دست ازین دکان رزق و شیدتان بردارید.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, سیاسی, شارلاتانیزم, مذهب

شما هم چیزی بگو

Aug 26 2013

یک کارشناس راهبردی:موشک‌های “یاخونت” در انتظار ناوهای آمریکایی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفرانسه: خبر گزاری فارس نزدیک به مواضع سپاه پاسداران از قول یک کارشناس راهبردی که نامش را فاش نساخت نوشت: “موشک‌های مافوق صوت و ضدکشتی “یاخونت” سوریه و حزب‌الله لبنان یک عامل بازدارنده جدی در برابر ناوهای آمریکایی در مدیترانه است.

خبرگزاری فارس از قول این کارشناس راهبردی همچنین گزارش داده است که ناوهای آمریکایی در صورت مداخله در سوریه باید منتظر موشک های بالستیک دقیق‌ زن “اسکندر” و موشک های ضد کشتی “اسکاد” باشند و سلاحی که بتواند این موشک های ضد کشتی را خنثی کند روی ناوهای آمریکایی وجود ندارد.

البته خبرگزاری فارس تصریح نکرده است که موشک های ضد کشتی دقیق و بی نظیر “اسکندر” و “اسکاد” متعلق به کدام کشور است. اما همانطورکه از نامش پیداست، احتمالاً میتواند به سپاه پاسداران تعلق داشته باشد.

این کارشناس مسائل راهبردی همچنین این واقعیت را که ارتش سوریه و نیروهای مسلح مردمی آن کشور در شش ماه اخیر روی دور پیروزی بوده اند را مهمترین دلیل مبرّی بودن حکومت سوریه از کاربرد سلاح شیمیایی دانست و گفت:”هیچ دلیلی ندارد نیروی مسلحی که روی دور پیروزی است و در همه عملیات بزرگ خود پیروز بوده است دست به چنین کاری که او را به شدت بدنام می کند بزند.”

برچسب‌ها: آمریکا, حمله‌نطامی, خاورمیانه, سوریه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 26 2013

انتشار متن کامل یک سخنرانی احمدی‌نژاد پس از دو سال: رهبر در جریان انتحار من در مناظره‌های ۸۸ بود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

دیگربان: با انتشار یک سخنرانی محمود احمدی‌نژاد پس از دو سال٬ فاش شد که علی خامنه‌ای در جریان عملیات «انتحاری» رئیس دولت دهم در مناظره‌های تلویزیونی وی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی بوده است.

متن کامل این سخنرانی که مربوط به دی ماه سال ۱۳۹۰ است از سوی سایت نوپای «جوان انقلابی» وابسته به تیم احمدی‌نژاد منتشر شده است.

بخش‌هایی از این سخنان پیش‌تر در سایت‌های حامی دولت دهم منتشر شده بود٬ اما انتشار متن کامل آن نشان می‌دهد که احمدی‌نژاد در جمع حامیان خود افشاگری‌هایی علیه محافظه‌کاران کرده است.

بر اساس متن کامل این سخنرانی٬ آقای احمدی‌نژاد گفته که مجوز حمله به بسیاری از مقام‌های جمهوری اسلامی و جریان‌های سیاسی در مناظره‌های سال ۸۸ را از علی خامنه‌ای دریافت کرده بود.

محمود احمدی‌نژاد در جریان رقابت‌های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ ادعا٬ اتهام‌ها و حملات تندی متوجه برخی مقام‌های جمهوری اسلامی کرد که جنجال‌های گسترده‌ای به همراه آورد.

مهم‌ترین گزاره‌های این سخنرانی:

● بعد از ایـن که محضـر رهبـری عزیز رسیـدم به ایشان گفتم آقا انشاء الله رای ما بیشتر است، انقلاب برنده است و ما پیروز انتخابات هستیم. آقـا فـرمودند: چطـور این حرف را می‌زنید؟ گفتم چون در متن مردم هستم. گفتند: این حرف قابل قبول نیست؛ مـن هم در متن مردم هستم. گفتـم مردم برای شما حریم قائل می‌شوند، شما مثل پدر هستید ولی من مثل برادر و داداش، مـردم با ما رودرواسی ندارند مـردم راحت به ما می‌گویند داش محمـود.

● {به رهبری گفتم} شما ناراحت نیاشید تازه مناظره‌های {سال ۱۳۸۸} هم هست٬ انتحـاری می‌زنم به خـط. آقا فرمودنـد: بسیار خوب ولی مواظب باشید تند نشوید. گفتم چشم. دیدید که دو، سه تا کلمه بیشتر نگفتـم این همـه سر و صـدا شد.

● قبل از انتخابـات ۸۸ خبر دارم جلسه‌ای با هم داشتند گفته بودند: اگر این دولت دوبـاره رأی بیـاورد، ما دیگر نمی‌توانیم در این مملکـت کـاری انجام بدهیم.

● یکی از این آقایان به ظـاهر اصـول‌گرا نامه نوشته بود به رهبری که فـلانی (موسـوی) چون رأی می‌آورد، باید خودمان را برای کار کردن با آن‌ها آماده کنیم.

● قبل از انتخابات ۸۸ از طریق بچـه‌های حزب‌اللهی که در ستاد‌هایشان {موسوی و کروبی} بـودند متوجـه شدم که جریانی بسیار پیچیده برای براندازی سازماندهی می‌کند، آن‌ها خانه‌های تیمی و موتور و حتی اسلحه آماده کرده بودند.

● شش ماه قبل از انتخابات به وزیر اطلاعات هشدار دادم که این‌ها قصد براندازی دارند؛ گفتند خبری نیست. سه ماه بعد گفتم دو نفر از معاونین وزارت اطلاعات با جریان فتنه همراهی می‌کنند. گفتم این دو معاون را بردارید: گفت من تکلیف خودم را از جای دیگری می‌گیـرم.

● برنامه بر این بود که {معترضان به نتیجه انتخابات} جلوی هر وزارت را ۵۰۰ نفر بگیرند و وزارتخانه را اشغال کنند و سپـس مجلس را تعطیل کنند و سپس به سمت بیت رهبری بروند.

● بعد از انتخابات حدود ۳۰۰ خانه تیمی سازماندهی شده کشف شد که در برخی از آن‌ها اسلحه وجود داشت٬ اما وزارت اطلاعـات از این‌ها غفلت کرد به جای اینکه روی براندازان تمرکز کند، روی دولت و تیم دولت تمرکز کردند.

● برخی خودشان را آماده تبریک به طرف مقابل (موسوی) کرده بودند. این‌ها خودشان تمام حیثیتشان از جریان اصولگرا بود تبریک به نامزد اصلاح‌طلبان می‌گفتند و گول آن‌ها را خوردند.

● تخلف یک میلیاردی دولت که قبل از انتخابات مطرح کردند و بعد مشخص شد دروغ بود، بسـاطی که سر مرحوم کردان درست کردند همه‌اش از ابتدا یک سناریوی طراحی شده جهت انتخابات بود تا ما را تخریب کنند.

● دولـت را به ارتباط با رمـال‌ها متهـم کردند، آخـرش معلوم شد رمـال‌ها با همـه ارتباط دارند الا دولت. کسانی کار‌هایشان را با رمال‌ها هماهنگ می‌کنند که ادعای آخر خط سیاستمداری دارند.

● گفتند در دولت فسـاد وجـود دارد. معاون اول من را متهـم کردند به فسـاد مالی. من در جلسه سران قوا به رئیس قوه قضائیه گفتم کو سند مبتنی بر فساد آقای رحیمی؟ رئیس قوه قضائیه گفت: من نگفتم رحیمی. فردای آن روز هم دادستان (آقای اژه‌ای) گفت: رحیمی. روزنامه‌ها هم نوشتند رحیمی. اما سکوت کردند. قبـل از محاکمه مجازات کردند. شما که به همه حساب‌های بانکی دسترسی دارید. در بیاورید که رحیمی چقدر پول دارد، مشـایی چقدر پول دارد. گفتند مشایی چهار میلیـارد دلار برده گفتم اسناد مالکیت و حساب‌های بانکی که دست شماست اثبات کنید.

● مدیر عامل بانک صادرات را وادار کردند روز جمعه مصاحبه بگـذارد و {اختلاس سه هزار میلیارد تومانی} را بینـدازد گردن دولت. می‌دانـم چه کسانی پشت این‌ها هستند که جزو‌‌ همان ۵۰ – ۶۰ درصد است که هیچ وقت نمی‌شود گفت.

● به قائم مقـام بانـک مرکزی گفته بودند: بگـو {اختلاس} کار مشـایی است تا آزادت کنیم.

● شخص آقای جهرمی زنگ زده به رئیس شعبه گفته این وام را {به متهم ردیف اول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی} بدهید، چون از دفتر رئیس جمهور پیگیری می‌کنند. به دروغ منظورش دفتـر جای دیگری بود. ولی گفته دفتر رئیس جمهور، چون که نمی‌توانسته اسم آنجا را ببرد. بی‌دینی و بی‌تقـوایی اینقـدر؟

● هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند. به فردی گفتم این کسی که تو آورده‌ای در نهاد امنیتی مسئولیت داده‌ای مشکل دارد. برای کشـور مشکل درست خواهد کرد.

● مخالفین ما بعضی حرف‌ها را می‌گویند که ما از بیت رهبری شنیده‌ایم. این‌ها از کجا از جلسه خصوصی من و رهبری مطلع می‌شوند که حرف‌های خصوصی بین من و رهبری را می‌دانند؟ این‌ها که ما را به ضدیت با ولایت فقیه متهم می‌کنند می‌شود حساب‌های بانکی و تغییرات دارایی‌هایشان را اعلام کنند؟

● اگر کسی در چنین موضع خدمتی قرار گیـرد که من قرار گــرفته‌ام، شاید حدود ۱۰ درصـد از حرف‌هایش را بتواند بزند، حدود ۲۵ درصدش را شاید بتواند بعد از تمام شدن مسئولیت در آینده بگوید و حدود ۶۰ درصـدش را هـرگز نمی‌تواند بگوید، چون مصالح بالاتری هست، برای اینکه راه بماند، برای اینکه انقلاب حفظ شود.

● گفتند که رهبـری می‌تواند زن شما را بر شـما حـرام کنـد. به رهبـری عزیز گفتـم با وجود این دوستان نیـازی به دشمـن ندارید٬ فاتحـه ولایـت خوانده می‌شـود.

● تمام نارضایتی‌های مردم مربوط به کثـافت‌کاری‌های اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیـان نشین شـده‌اند. مردم را به نـظام بدبیـن کرده‌اند و حالا دم از ولایت می‌زننـد. زمین‌های کلان در بالای شهر خریده‌اند و خانه‌های آنچنانی دارند.

● غربی‌ها به دنبـال این هستنـد که با اتهـام پولشـویی یعنی استفـاده از پول قاچـاق مواد مخدر برای تروریسم بانکهای ما را تحریم کننـد. طرف شعـور ندارد در تلویزیـون بعنـوان کارشنـاس می‌آید و می‌گوید دولـت پولشویی دارد. نمی‌فهمـد با این حرفـش آبـروی نـظام را می‌برد و برای نظام مشـکل ایجـاد می‌کند.

● من اگر احسـاس کنـم کلیت کشور دارد به خطـر می‌افتد سکوتم را می‌شکنم. به حضـرت آقا گفتم این‌ها خیلی تند می‌روند و به تـذکر شـما هم گـوش نمی‌کننـد. عرض کردم اجـازه بدهیـد این‌ها را با روش احمـدی‌نـژادی ظرف یک ماه سـرجایشان بنشـانم. حضرت آقا فرمودند: کشـور فعلا آرامـش می‌خـواهد.

● این‌ها {محافظه‌کاران} با بسیجیان و ائمـه جمعـه و … جلسه گرفته‌اند که به مـردم بگـوئید به استقبال دولت نروید چون دولت منحرف است.

● آقای متـکی در دوره اول کاندیدای من {برای وزارت امور خارجه} نبـود، در دولت دهم که اصـلا وزیـر من نبـود. من در دور دوم دولـت با ایشـان دیگر کاری نداشتـم و تمام کـارهای بین‌المللی به عهـده خودم بود.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, محمود احمدی‌نژاد

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .