اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 25 2013

همزمان با ورود پادشاه عمان به تهران صورت گرفت: ارسال پیام تهدید آمیز سپاه پاسداران برای آمریکا

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,سیاسی ::

دیگربان: مسعود جزایری٬ معاون ستاد کل نیروهای مسلح همزمان با ورود سلطان قابوس بن سعید، پادشاه عمان به عنوان بزرگ‌ترین میانجی میان ایران و آمریکا به تهران٬ پیام‌های تهدیدآمیزی برای واشنگتن ارسال کرد.

به گزارش روز یک‌شنبه (سوم شهریور) خبرگزاری دفاع مقدس٬ آقای جزایری گفته «آمریکا محدوده خط قرمز جبهه سوریه را می‌داند و هرگونه عبور از خط قرمز سوریه پیامدهای شدید برای کاخ سفید» خواهد داشت.

جزایری افزوده «کسانی که بر دامنه آتش سوریه می‌افزایند از انتقام ملت‌ها در امان نخواهند بود.»

مقام‌های آمریکایی پس از استفاده از بمب‌های شیمیایی در جنگ سوریه درباره گزینه جنگ مستقیم علیه این کشور سخن به میان آورده‌اند.

در این میان پادشاه عمان نیز به ایران سفر کرده تا به گفته برخی رسانه‌های جهان عرب پیام مقام‌های آمریکایی را تسلیم حسن روحانی و علی خامنه‌ای کند.

آن‌طور که این رسانه‌ها نوشته‌اند سلطان قابوس در این سفر تلاش خواهد کرد زمینه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا را فراهم کند.

این رسانه‌ها همچنین اعلام کرده‌اند که پادشاه عمان برای طرح پیشنهادات خود در تهران٬ موافقت‌های مقدماتی از امریکا و ایران دریافت کرده است.

مذاکره درباره توقف خدمات سوئیفت کد و برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی از دیگر مسائل مورد مذاکره پادشاه عمان با حسن روحانی اعلام شده است.

برچسب‌ها: آمریکا, تهدید, سپاه

شما هم چیزی بگو

Aug 25 2013

رئیس دانشگاه علامه: با جداسازی جنسیتی معدل دانشجویان را بالا بردیم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، به خبرگزاری مهر گفته که در سال تحصیلی جدید با جداسازی جنسیتی همه کلاس‌های مقطع لیسانس، دختران و پسران دانشجو در کلاس‌های جداگانه‌ای تحصیل خواهند کرد.

او تاکید کرده: “امروز با قاطعیت می‌توانیم اعلام کنیم ۲ درصد کلاس‌های درسی علامه به علت کمبود دانشجو مختلط برگزار شده، ولی کلاس‌های کارشناسی ارشد به طور کامل جدا شده و در مقطع کارشناسی ۹۸ درصد این طرح اجرا شده است.”

او مصوبه سال ۶۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی را یکی از مبانی انجام جداسازی جنسیتی اعلام کرده است.

آقای شریعتی گفته به دنبال جداسازی جنسیتی کلاس‌های درس، که پیش از این آغاز شده، معدل دانشجویان بالا رفته، پرونده‌های انضباطی کم شده و همچنین مشروطی در میان دانشجویان ۵۰درصد پایین آمده است.

او گفته دانشجویان دختر نیز از برگزاری جداگانه کلاس‌ها استقبال می‌کنند.

مدیریت صدرالدین شریعتی بر دانشگاه علامه انتقادهای فراوانی را برانگیخته است. تعطیل کردن برخی رشته‌های تحصیلی، اخراج و بازنشسته کردن اساتید و برخوردهای شدید امنیتی با دانشجویان معترض از جمله انتقادهایی است که به آقای شریعتی وارد می‌شود.

برچسب‌ها: حجاب, حقوق بشر, دانشجویی, دانشگاه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 25 2013

بازداشت «دلال اورانیوم» برای ایران در فرودگاه جان اف کندی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی ::

رادیوفرانسه: وزارت دادگستری آمریکا مردی را که در فرودگاه جان اف کندی نیویورک بازداشت شده، به واسطه‌گری برای فروش یک هزار تن اورانیوم خالص به ایران متهم کرد.

پلیس آمریکا روز چهارشنبه گذشته پاتریک کمپبل را، مرد سی و سه ساله که مقیم سیرالئون است، در فرودگاه جان فیتزجرالد کندی نیویورک، همراه با مقدرای اورانیوم که در کف کفش خود پنهان کرده بود، بازداشت کرد.

او از ماه مه 2012 تحت نظر بوده؛ زمانی که وی به یک آگهی در یک سایت اینترنتی درباره خرید اورانیوم 308 (کیک زرد) پاسخ داده بود.

این در حالی بود که پشت این آگهی، یک افسر آمریکایی سرویس مهاجرت این کشور قرار داشت.

پاتریک کمپبل گفته بود که اورانیوم را از سیرالیون در بندرعباس تحویل می‌دهد.

اما ایران به خبر بازداشت این فرد واکنش نشان داده است. علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، در این باره گفت: «ادعای مطرح شده از سوی مقامات آمریکایی بیشتر شبیه جوک است تا واقعیت؛ کیک زرد با کیک صبحانه تفاوت زیادی دارد زیرا نمی‌توان بخشی از آن را در پاشنه کفش جای داد و از کشوری به کشور دیگر منتقل کرد.»

برچسب‌ها: آمریکا, اتمی, سیاسی, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Aug 24 2013

هفته «لایک» شدن جواد آقا

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,طنز ::

خودنویس: جواد آقا ظریف وزیر خوش تیپ و مامانی امور خارجه گفت: «حق نداریم سیاست خارجی را برای گرفتن تکبیر و کف صرف کنیم.» جواد جان! با وقا… دمت گرم… اما سیاست خارجی را برای «لایک» گرفتن چی؟

وزیر زبل ارشاد!

این حاج آقا جنتی (واسه چی می‌خندی؟ علی شونو میگم ای بابا) این اول کاری خیلی جلب از کار در آمدها… نالوطی همچین اعلام کرد: «ممیزی قبل از انتشار را بر می‌داریم» که انگار یکی از اعضای کلفت گاو را شکسته!

قبلا نویسنده بی نوا می‌نشست و زور می‌زد یک رمان یا شعری را با ضرب و زور خود سانسوری می‌نوشت و ناشر هم وجب به وجب آن را از ترس سانسور در می‌آورد و دست آخر اداره ممیزی ارشاد هم نوشته طرف را مثل جگر زلیخا می‌برید و خلاصه با دنگ و فنگ مجوز صادر می‌شد اما این تازه اول بدبختی بود!

کتابی که دارای مجوز بود همین که به بازار عرضه می‌شد فقط کافی بود در بخشی از شعر یا رمان نوشته شده بود: « آه چشمانت چون خورشید تابناک…» سریع بر و بچ مسجد انصارالحسین چماق‌ها را ور می‌کشیدند و حیدر حیدر حیدرگویان شیشه‌های کتاب فروشی‌ها را پیاده می‌کردند و ناشر و نویسنده و شاگرد مغازه را می‌گرفتند و چپقشان را چاق می‌کردند!

حالا فکر کن ممیزی را بردارند و دیگر هیچی! سگ صاحابش را نمی‌شناسد و ناشر می‌ماند که این شعر را بچاپد یا نچاپد و چه خاکی بر گِل کند تا هم دچار ممیزی بعد از انتشار (جمع آوری کتاب‌ها و خمیر کردن آنها از سوی ارشاد) هم دچار چاق شدن چپق اش از سوی برادران خودجوش هوندا سوار!

پس حاج علی آقا لطف کن ممیزی را بگذار سرجایش و الکی برای ما چهارتایی نیا… فهمیدی…؟

در حریم سلطان قابوس!

ای خدا قربونت برم…آخر و عاقبت مان ببین به کجا کشید؟ ظاهراً روزی افتاده دست قوزی! حالا سلطان قابوس برای ما باید میانجی حل اختلاف با آمریکا شود!

طرف خودش سی سال پیش خشتک را کشیده بود روی سرش و کوچه به کوچه از دست شورشیان عمان فرار می‌کرد و از شاه ایران تقاضای کمک داشت حالا برای ما شده میانجی و می‌خواهد ما را با آمریکا آشتی بدهد!

کل کشورش هم اندازه همین دماوند ما که سید محمد خاتمی زیاد می‌رود نیست!

خلاصه که السطان قابوس بن فلان قرار است اولین مهمان خارجی حاج حسن آقا روحانی باشد و سالی که نکوست از ریخت و قیافه مهمانش پیداست!

البته اگر حالا راه دستش باشد و آشتی کنان راه بیاندازد ما که بخیل نیستیم خیلی هم حال می‌کنیم اوباما بیاید سید علی را ببینید و شاید وقت شد یک مشهدی هم بردیمش! مگر پوتین آمد اینحا چهره مسیح را در ریخت و قیافه آقا دید ما حرفی زدیم؟ این یکی که تازه اسمش باراک حسین است! اصلا ما همان موقع هم که خاتمی از ترس دست دادن با کلینتون در سازمان ملل رفت چپید داخل مستراح ما انتقاد کردیم که مستراح خیلی مکان مناسبی برای توسعه دیپلماسی خارجی کشور نیست حالا برای سیاست داخلی تا حدودی جواب داده!

مژده به ساندویچی‌های مشهد!

از مشهد خبر می‌رسد آکه به دنبال شایعه حضور احمدی نژاد در شهرداری این شهر جمعی از کسبه محترم سوسی کالباس و خیارشور فروشی‌های مشهد سر از پا نمی‌شناسند.

حالا ماجرا چی هست؟ خب اگر یادتان باشد یکی از دستاوردهای دوران شهرداری احمدی نژاد در تهران همین دور برگردانهایی بود که با بشکه‌های خالی خیارشور احداث می‌شد!

الان شما برو مشهد ببین چه خبره است؟ همه ساندویچی‌های مشهد مشغول شستن بشکه‌های خیارشور هستند تا به قیمت بالا به شهرداری مشهد بفروشند!

یک خبر دیگر هم این که یک عده فرصت طلب منتظرند تا ببینند معجزه هزاره سوم در کدام منطقه مشهد ساکن می‌شود و بروند درست کنار منزل احمدی نژاد میوه فروشی بزنند تا اگر احیانا احمدی نژاد اشاره کرد که «گوجه فرنگی را در محل ما زیر قیمت می‌دهند» این‌ها نانشان در روغن باشد!

این تازه وضعیت ساندویچی‌ها و میوه فروش‌ها است شما ببین الان جن گیرها و رمال‌ها و کف بین‌های جلوی حرم الان در چه مناطق بدنشان عروسی است!

وزیر امور لایک!

یک جمله هم درباره این جواد آقا ظریف وزیر خوش تیپ و مامانی امور خارجه که در اظهاراتی کوبنده و انقلابی و خیلی قاطعانه گفت: «حق نداریم سیاست خارجی را برای گرفتن تکبیر و کف صرف کنیم.» عرض کنم که جواد جان! با وقا… سخنت حقه رفیق دمت گرم… اما سیاست خارجی را برای «لایک» گرفتن چی؟ باید صرف کنیم یا نه؟آخه مومن! بکش از این فیس بوک بیرون برو یک کاری صورت بده! هر روز یک ستتوس با عکس “مکُش مرگ من” از خودت به شیوه “بکوب لایکو” پُست می‌کنی تا ملت همیشه در صفحه غش و ضعف کنند بعد می‌گویی کف و تکبیر فلان و بهمان!؟

بابا دو تا لایک گرفتن ارزش این کارها را ندارد! گوگولی… پاشو برو به کارت برس!

ببخشید فکر کنم از یک جمله بیشتر شد!

مصداق چو به تنگ آید مسئول به جفنگ آید!

ای خدا چه کارت نکند سید علی که همین طوری یک چیزی ول می‌دهی بدون این که مصادیقش را بگویی بعد این مسئولین می‌افتند به مصداق سازی! شاعر هم که فرموده “مصداق چو به تنگ آید مسئول به جفنگ آید!”

نمونه اش همین جنگ نرم جنگ نرم است که راه انداختی و الان از لایک زدن زیر عکس گلشیفته فراهانی مصداق جنگ نرم محسوب می‌شود تا عکس شنل قرمزی روی پاک کن و مدادتراش!

عشرت خانم شایق٬ مدیر مقابله با تهدیدات «نرم» مرکز بسیج سازمان صدا و سیما گفته که «لوازم‌التحریر منقوش به تصاویر شخصیت‌های قهرمانان دنیای استکبار و غرب» از مصادیق «جنگ نرم» است.

تازه ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود و «ایجاد بی‌علاقگی در زنان برای استفاده از پوشش چادر» از دیگر مصادیق «جنگ نرم» است که از خشتک «استکبار جهانی» بیرون آمده است!

آن طرف هاشم آقا حسینی‌ بوشهری٬ مدیر حوزه‌های علمیه با انتقاد از گسترش «فرهنگ غربی» در ساخت و ساز مسکن گفته که «آشپزخانه اپن، خلاف معماری اسلامی است. چون متاسفانه این موضوع موجب شده تا حریم زن و خانه از بین رفته و خدشه دار شود که باید یک ایست محکم به این موضوع گفت.»

یعنی امروز فرداست که بریزند خونه‌های مردم و آشپزخانه‌های اپن را برای جلوگیزی از تهدیدات نرم! بین زن و شهرها تیغه بکشند!

فقط امیدواریم تهدیدات نرم از آشپزخانه فراتر نرود و کار به بازرسی مستراح‌های ملت نکشد که آن وقت جنگ سخت اتمی بین ملت و دولت در می‌گیرد و عواقب بدی بر جای خواهد گذاشت!

طباطبایی‌نژاد٬ امام جمعه شیرین عقل اصفهان هم گفته از آنجا که نمی‌ توان معادن را «دخترانه» و «پسرانه» کرد٬ زن‌ها نباید رشته‌ «معدن» را انتخاب کنند. یعنی مغز این آخوندها را فقط! سگ مصب دنبال تفکیک جنسیتی تا داخل معدن هم رفته اند!

و دست آخر این سایت الف برای احمد توکلی هم تقریبا تمام مشکلات اقتصادی و دزدی و بخور بخورها و تورم و اینها را حل کرده حالا گیر داده به جوراب ساپورت!

حالا این جوراب ساپورت زنان چه مشکلی درست کرده هم جالب است.

عارضم خدمت شما که ظاهرا سایت احمد توکلی اعلام کرده که «جوراب «ساپورت» در ایران٬ «سلامت اخلاقی پیرمرد‌ها» را به خطر انداخته و از این بابت به شدت حتی بیشتر از مشکل تورم ابراز نگرانی کرده است به شدت!

برچسب‌ها: سیاسی, طنز

شما هم چیزی بگو

Aug 24 2013

اجرای آزمایشی طرح تازه مبارزه با بدحجابی در ۲۰۰ شهر

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

دویچه‌وله: جانشین اجرائی “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” می‌گوید، برای مقابله با بدحجابی “طرح تذکر لسانی” در ۲۰۰ شهر ایران به ‌صورت آزمایشی اجرا می‌شود. در قالب این طرح، “تذکردهندگان” پشتیبانی قانونی می‌شوند.

در ماه‌های گذشته، در تهران و چند شهر دیگر ایران، برخی روحانیون و افرادی که کوشیده‌اند به زنانی که به تعبیر آن‌ها “بدحجاب” بوده‌اند تذکر بدهند، با مقاومت شدید آن‌ها مواجه شده‌اند. تذکردهندگان همچنین اعتراض رهگذران را برانگیخته و در مواردی مورد حمله قرار گرفته و بعضا زخمی شده‌اند.

اکنون، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، که “بدحجابی” را از موارد “فساد اجتماعی” می‌شناسد، تصمیم گرفته است با اجرای طرح تازه‌ای با عنوان “طرح تذکر لسانی با رویکرد اجتماعی‌محور” به مقابله با زنانی بپردازد که به گفته مسئولان این ستاد “پوشش و رفتاری خارج از شئون اسلامی” دارند.

پشتیبانی قانونی از تذکردهندگان

محمدرضا مقدسی جانشین اجرائی “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” در این مورد به خبرگزاری‌فارس گفته است:«امسال بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته قرار شده است طرح جدید تذکر شفاهی با رویکرد اجتماعی‌محور در ۲۰۰ شهر ایران اسلامی به اجرا گذاشته شود. این طرح صورت اجرائی به خود می‌گیرد تا فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر به خوبی در جامعه ترویج و نهادینه شود.»

ظاهرا طرح تذکر شفاهی به “بدحجابان” به این دلیل در دستور کار قرار گرفته که تاکنون، اقدامات ناهیان از منکر و آمران به معروف نه تنها در مبارزه با بدحجابی موثر نبوده‌، بلکه اعتراض‌هائی را برانگیخته است. اما در طرح تازه، باز هم پشتیبانی از کسانی که به مردم “تذکر لسانی” می‌دهند تقویت می‌شود.

فشار سی و چهار ساله بر زنان ایران برای تحمیل حجاب، تلاشی که در همه اشکال خود بی‌ثمر مانده است فشار سی و چهار ساله بر زنان ایران برای تحمیل حجاب، تلاشی که در همه اشکال خود بی‌ثمر مانده است

مقدسی به خبرگزاری فارس گفته است:«همه مولفه‌ها برای حمایت از تذکردهندگان به افرادی که خارج از شئون اسلامی در جامعه رفتار و عمل می‌کنند مهیا شده و آمران به معروف و ناهیان از منکر می‌توانند در کشور با فراغ بال به وظیفه دینی و انسانی خود عمل کنند.»

نامی که برای “ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر” انتخاب شده، خود نشان‌دهنده آن است که مسئولان مربوطه به شکست این برنامه‌ها اذعان دارند، زیرا معمولا چیزی احیا می‌شود که دیگر زنده نیست و کارآئی ندارد.

مبارزه با بدحجابی کارمندان دولت روحانی

همزمان با اظهارات جانشین ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، ناصر مکارم شیرازی روحانی سرشناس و محافظه‌کار در جریان سفر تازه خود به مشهد در جمع زائران این شهر از دولت روحانی خواست که مبارزه با بدحجابی را از ادارات دولتی آغاز کند.

مکارم شیرازی، اینترنت و ماهواره و “رسانه‌های فاسد در گوشه‌وکنار دنیا” را متهم کرد که با پخش “امواج شیطانی” در میان جوانان آن‌ها را به بی‌بندوباری در مسائل اخلاقی به ‌ویژه بدحجابی دعوت می‌کنند تا آن افراد به ویژه پسران را آلوده کنند.

آقای مکارم شیرازی با اشاره تلویحی به مقاومت‌ها در سطوح مختلف در برابر مبلغان حجاب اسلامی گفت:«خداوند از آن‌هائی که در این چند سال اخیر نسبت به مسئله حجاب بی‌اعتنائی کردند و هرگاه شخصی قصد داشت بر ضد بی‌حجابی قیام کند مانع شدند، نگذرد و آن‌ها را نیامرزد.»

مکارم شیرازی روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم: مبارزه با بدحجابی باید از کارمندان دولت آغاز شود مکارم شیرازی روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم: مبارزه با بدحجابی باید از کارمندان دولت آغاز شود

روحانی محافظه‌کار حوزه علمیه قم همچنین از طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها در ایران پشتیبانی کرد و به نقل از یک مقام دانشگاهی گفت:«اجرای این طرح پرونده‌های مربوط به مزاحمت برای بانوان را به صفر رساند و از طرف دیگر باعث افزایش سطح علمی و معدل دانشجویان شد.»

سه‌دهه تلاش ناموفق برای تحمیل حجاب اسلامی

تلاش برای واداشتن زنان ایران به رعایت حجاب اسلامی در ۳ دهه ‌گذشته یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های حکومت اسلامی ایران بوده، اما با مقاومت زنان، در این زمینه توفیقی حاصل نشده است.

روز ۱۳ دی‌ماه ۱۳۸۴ چندماه پس از آغاز به‌کار محمود احمدی‌نژاد، طرح “راه‌کارهای اجرائی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب” به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.

پس از تصویب این‌طرح، مقابله با زنانی که به گفته مسئولان حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند تشدید شد. این برخوردها که بعضا خشونت نیروهای انتظامی در برابر زنان را به‌همراه داشت، به‌تدریج نیروهای انتظامی را با موجی از انتقادها روبرو کرد. تا آنجا که اسماعیل احمدی‌ مقدم رئیس نیروهای انتظامی در ماه‌های پایانی ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد در جمع “انصار حزب‌الله” گفت:«اگر نیروی انتظامی در برابر این انتقادها سرسختانه مقاومت نکند، بی‌حجابی در ایران رسمی خواهد شد.»

فرمانده نیروهای انتظامی در همان‌جا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت:«فمینیسم در برنامه‌های مذهبی رسانه ملی موج می‌زند.»

احمدی‌مقدم یک هفته قبل از بیان این سخنان در اظهاراتی کاملا متفاوت گفته بود که «گشت ارشاد برای ما هم مطلوب نیست و از دستگاه‌هائی که ما را از این نوع برخورد با مردم معاف کنند، تشکر هم می‌کنیم.»

یکی از مهم‌ترین وظایف گشت ارشاد دستگیری زنانی بود که به قول مسئولان این نهاد “شئونات اسلامی” را در گزینش لباس و آرایش خود رعایت نمی‌کردند.

برچسب‌ها: اجتماعی, حجاب, حقوق بشر, زن, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 24 2013

«راهبر رهروان فردا»؛ روایت دختر وکیل مصدق از ۲۸ مرداد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,تاریخی,سیاسی ::

رادیوفردا: در شصت سالی که از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می‌گذرد، هر یک از ناظران این رخدادها روایت خود را از آنچه به سقوط دولت محمد مصدق گذشت، به قلم کشیده‌اند و در این زمینه صدها کتاب و مقاله انتشار یافته است.

فریبا امینی، روزنامه‌نگار مستقل ساکن آمریکا، و دختر نصرت‌الله امینی، وکیل دختر مصدق نیز، در یادداشتی، روایت خود از این رویداد را از جمله با تکیه بر خاطرات پدرش* به رشته تحریر درآورده است.

۲۸ مرداد شاید یکی از مهم‌ترین وقایع در تاریخ معاصر ایران باشد که عمق و اهمیت آن نه تنها در اذهان بسیاری زنده است، بلکه مورد بررسی و تحقیقات وسیع از جانب تاریخ‌نویسان، متفکران و روشنفکران ایرانی و خارجی قرار گرفته است.

پس از ۶۰ سال که از آن واقعه می‌گذرد، عده‌ای بر آن شده‌اند که این کودتا را زیر سؤال ببرند و در واقع با تحریف تاریخ در صدند که آن را نه یک کودتای نظامی، بلکه قیام ملی علیه حکومت دکتر مصدق جلوه دهند. اما اسناد و مدارک متعدد چه از طرف سازمان‌های جاسوسی امریکا و انگلیس، و چه اسناد وزارت خارجه‌های آن زمان به وضوح از تدارک و انجام کودتایی سخن می‌گویند که بالاخره در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲به سرانجام رسید.

ار جمله سفیر وقت فرانسه در تهران در تلگرافی به وزارت خارجه کشورش می‌نویسد که «اتفاقی که چند روز پیش در ایران رخ داد، بدون شک یک کودتای نظامی بود».

شاید بیش از هر کس دیگر، کسانی که خود شاهد عینی وقایع آن روز بودند بهترین گواه این موضوع باشند از جمله اعضای جبهه ملی و کسانی که در آن روزهای تاریخ‌ساز هر لحظه با دکتر محمد مصدق بودند.

​​در آن تابستان گرم و واقعه‌ساز، پدر و مادرم، با دو فرزند پسرشان محمد و مسعود، در نارون خارج از تهران خانه‌ای را کرایه کرده بودند که دور از گرمای تهران باشند. پدرم هر روز به سرکار خود در سازمان بیمه‌های اجتماعی در تهران می‌رفت.

دکتر مصدق به خاطر صداقت و درستکاری، پدرم را انتخاب کرده بود که این سازمان را که فساد در آن بی‌داد می‌کرد پاک‌سازی کند. در آن روز به خاطر بیماری یکی از پسران آنها تصمیم می‌گیرند که برای معالجه او به تهران بروند که در راه ماشین‌های ارتشی و سربازان زیادی را می‌بینند که به بازرسی ماشین‌ها مشغولند. آنها دنبال دکتر حسین فاطمی [وزیر خارجه دولت مصدق] می‌گشتند.

بالاخره مادر و پدرم به منزل خود در خیابان هدایت می‌رسند و متوجه می‌شوند که اراذل و اوباش درصدد حمله به منزل‌شان و غارت آن بوده‌اند اما اهالی با شرف محله جلوی آنها را گرفته بودند.

مادرم بارها و بارها مجبور شده بود که اسناد و عکس‌های دکتر مصدق و پدرم را پنهان کند و یا از بین ببرد و البته پس از کودتا و محاکمه ناعادلانه دکتر مصدق شاهد دستگیری پدرم و دیگر هواداران و اعضای جبهه ملی بود.

بدون شک این کودتا و براندازی حکومت دکتر مصدق از مدت‌ها پیش در اتاق‌های فکری و مراکز جاسوسی دولت انگلستان طرح‌ریزی شده بود که البته بعد آمریکایی‌ها نیز به آن پیوستند. ولی این فقط جاسوسان امریکایی انگلیسی و ایرانی نبودند که با دولت مصدق و شخص او غرض‌ورزی و دشمنی داشتند، بلکه این جمله آیت‌الله کاشانی در مصاحبه با مخبر روزنامه المصری نیز گواه بر این است که بسیاری نیز به خاطر منافع خویش و مقام و پول، مصدق را در آخرین لحظه‌های حساس رها کردند. آیت‌الله کاشانی در این مصاحبه گفته است که «خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشته نتیجه عدل خداوندی است».

شاید هم این حرف سفیر شوروی درست بود که یکسال قبل از وقوع کودتا به مصدق می‌گوید: «شما را چه می‌شود؟ با انگلستان رو به احتضار وارد جنگ شده‌اید تا از حمایت آمریکای قدرتمند برخوردار شوید؟ آمریکا شما را خواهد بلعید».

در خاطرات پدرم آمده است: «بنده در ۲۸ مرداد در سازمان بیمه‌های اجتماعی بودم و واقعاً این ۲۸ مرداد شوکی بود برای من و بسیاری دیگر از مردم وطن‌خواه». در همانجا در مصاحبه با مرحوم دکتر ضیا صدقی در مورد اینکه چرا دکتر مصدق در مقابل کودتا نایستاد می‌گوید که «عده‌ای از طرف سازمان نظامی [حزب توده] آمدند که به ما اسلحه بدهید تا ما در مقابل اینها ایستادگی کنیم. آقای دکتر مصدق گفتند من فدا بشوم بهتر از این است که مملکت فدا شود. دست آن نخست‌وزیری بریده باد که اسلحه ملت را به مخالفین ملت بدهد».

دکتر مصدق به قول پدرم به روس‌ها اعتماد نداشت و می‌گفت که «من دو دستی مملکت را تسلیم روس‌ها نمی‌کنم». پدرم در همان مصاحبه می‌گوید که مصدق به خاطر تسویه‌هایی که در ارتش شده بود به ارتش هم اطمینان نداشت و دکتر فاطمی به نقل از پدرم در حالی که با بدنی تب‌دار بر تخت بیمارستان و قبل از اعدام زمانی که آزموده و عده‌ای از افسران به اتاق او امده بودند می‌گوید که «آقایان افسران این موقعی است که دیگر جایی برای عوام‌فریبی نیست چون بین مرگ و حیات من دقایقی بیش نیست. ما بیست و چند ماه در این مملکت حکومت کردیم و قصدمان این بود که مردم را روشن کنیم که نوکر خودشان باشند ولی متأسفانه دربار نگذاشت».

آن طور که پدرم، نصرت‌الله امینی، در خاطرات خود آورده، دکتر مصدق نمی‌خواست که خون و خونریزی بشود برای اینکه او دولتش به هر قیمتی بمانند. برای او ماندن مملکت مهم‌تر از ماندن خودش بود…«بالاخره این مملکت ماندنی است».

در این خاطرات نصرت‌الله امینی آمده که شاه حتی به دکتر فاطمی پیشنهاد می‌کند که او نخست‌وزیر بشود. شاه دائماً به هرکسی می‌گفته که تو چه چیزی کمتر از مصدق داری؟ و دکتر فاطمی این موضوع را به مصدق اطلاع می‌دهد. مصدق به او می‌گوید که «فوری به مسافرت برو، اینها می‌خواهند تو را بکشند».

فاطمی به مسافرت می‌رود که البته بعد از ۲۸ مرداد این مرد با شهامت را دستگیر کرده و چاقوزده و بقیه‌اش داستانی است بسیار غم‌انگیز. آن طور که پدرم نقل می‌کند، «شاه گفته بود من خودم از داخل دکتر مصدق را ساقط می‌کنم. متأسفانه یکی از رل‌های شاه که خیلی‌ها را گول می‌زد این بود که یکی یکی افراد را می‌خواست و به این‌ها وعده می‌داد».

کودتای ۲۸ مرداد در تاریخ ایران و جهان برای همیشه ثبت شده است حتی امروز که ۶۰ سال از آن می‌گذرد. وزیر اقتصاد انگلیس لسلی رووان مدت‌ها قبل از کودتا می‌گوید که «مصدق که باعث شده سرمایه‌های انگلستان به خطر بیفتد باید داغان شده واز بین برود».

تمام شواهد اسناد و تحقیقات وسیع در مورد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گواه بر این است که این کودتا برای نابودی تنها حکومت مردمی و دموکراتیک در ایران انجام گرفت. ولی به قول شاعر آزاده و ملی نعمت آزرم: «اگرچه رهبر دیروزهای ما بودی/هنوز راهبر رهروان فردایی»

———————————————————————–
* نقل قول‌هایی که خانم امینی از پدرشان نصرت‌الله امینی، وکیل شخصی دکتر محمد مصدق و شهردارتهران در زمان صدارت او، در این یادداشت آورده بیشتر از گفت‌وگوی آقای امینی در مجموعه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد، روایت شده. این گفت‌وگو در ۱۱ مه ۱۹۸۳، در ویرجینای آمریکا صورت گرفته است.

برچسب‌ها: آمریکا, انگلیس, سیاسی, کودتا, محمد مصدق

شما هم چیزی بگو

Aug 23 2013

محمدجواد ظریف٬ وزیر امور خارجه: غرب فهم درستی از انتخابات ۹۲ ندارد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی ::

دیگربان: محمدجواد ظریف با «غیر قانونی» خواندن تحریم‌ها و بیان اینکه غرب «فهم درستی» از انتخابات ۹۲ ندارد٬ گفت جمهوری اسلامی سیاست خود را تغییر نداده و از حقوق خود «عقب‌نشینی» نخواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس٬ آقای ظریف این مطالب را شامگاه پنجشنبه (۳۱ امرداد) در برنامه تلویزیونی «دیروز، امروز، فردا» بیان کرده است.

وزیر امور خارجه در این برنامه اعلام کرده که «اصول» سیاست خارجی ایران تغییر نخواهد کرد و چنانچه غرب «عقب» نرود٬ «اشتباه» بزرگی مرتکب شده‌ و تهران متناسب با آن اقدام خواهد کرد.

وی با «غیرقانونی» خواندن تحریم‌های شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی گفته که تحریم‌های آمریکا نیز «با سوء استفاده از ابزار ترساندن دنیا از ایران اعمال شده که مبنای قانونی ندارد و به دنیا تحمیل شده است.»

وزیر امور خارجه اضافه کرده است: ‌«جهان غرب و به ویژه آمریکا و اروپا نیاز دارد که این پیام را درست درک کند که مردم ایران از حقوقشان نخواهند گذشت، هیچ دولتی هم نمی‌تواند از حقوق مردم بگذرد.»

ظریف همچنین اظهار کرده که «دنیا هنوز فهم درستی از ایران و انتخابات ایران ندارد٬ چرا که فکر می‌کند بعد از انتخابات٬ دولت آماده است از حقوق مردم صرف‌نظر کند.»

وزیر امور خارجه ایران با این ادعا که در حال حاضر «هدف تحریم‌ها مردم عادی هستند و تاثیری بر سیاست ندارد» گفته «مردم علی‌رغم تحریم‌ها آمادگی ندارند کشور و دولتشان از حقوقشان صرف‌نظر کند.»

حسن روحانی و علی لاریجانی نیز پیش‌تر به طور رسمی اعلام کرده بودند که پس از انتخابات سال ۱۳۹۲ جمهوری اسلامی در اصول سیاست خارجی خود تغییری نخواهد داد.

آقای لاریجانی گفته که تهران به برنامه غنی‌سازی اورانیوم ادامه داده و غرب باید از «فرصت» به قدرت رسیدن روحانی در ایران برای حل و فصل پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی استفاده کند.

برچسب‌ها: سیاسی

شما هم چیزی بگو

Aug 23 2013

پيشنهاد حذف سربازي اجباري و گسترش نيروي مسلح حرفه‌ای

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

تابناک: پیشنهادهای مرکز پژوهش‌های مجلس درباره برنامه پنجم توسعه و خدمت سربازی، برنامه‌های وزیر کشور برای احزاب و تغییر ساختار وزارت‌خانه، ادامه رقابت بر سر شهرداری تهران همزمان با طرح یک دولت شهر در پیرامون تهران و احتمال انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه، از جمله مهم‌ترین مسائل مطرح ‌در روزنامه‌های امروز است.

پیشنهادهای مرکز پژوهش‌های مجلس درباره برنامه پنجم توسعه و خدمت سربازی، برنامه‌های وزیر کشور برای احزاب و تغییر ساختار وزارت‌خانه، ادامه رقابت بر سر شهرداری تهران همزمان با طرح یک دولت شهر در پیرامون تهران و احتمال انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه، از جمله مهم‌ترین مسائل مطرح ‌در روزنامه‌های امروز است.

پيشنهاد حذف سربازي اجباري و گسترش نيروي مسلح حرفه‌ای
روزنامه اعتماد به چند پیشنهاد مهم ‌شده در مرکز پژوهش‌های مجلس اشاره کرده و‌‌ در خبری در‌باره پیشنهاد حذف سربازی اجباری و گسترش نیروی مسلح حرفه‌ای نوشته است: مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرده است براساس بررسی‌های خود به این نتیجه رسیده که «تاریخ مصرف سربازان وظیفه‌ای که صرفا به ماموریت‌های خدماتی و نگهبانی و غیر تخصصی می‌پردازند، گذشته است» این مرکز همچنین از بررسی نظام وظیفه در ۱۹۷ کشور جهان خبر داده است. مرکز پژوهشهای مجلس هدف خود از این بررسی را نیز وجود اشکالات و کاستی‌های شایان توجه در وضعیت کنونی سیستم خدمت وظیفه اعلام کرده است و دو الگوی سربازی حرفه و داوطلبانه را مطرح می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین پیشنهاد داده که برنامه پنج ساله پنجم، چهار ساله شود.

به گزارش اعتماد، تجربه دولت‌های گذشته نشان می‌دهد دولت‌ها پس از استقرار به دلیل عدم انطباق کامل قوانین برنامه در حال اجرا با اولویت‌هایی که در انتخابات اعلام کرده و بر آن اساس موفق به اخذ رأی از مردم شده‌اند، طرحی نو در‌می‌اندازند. حال نیز براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، شیوه مواجهه با برنامه پنجم توسعه، یکی از موضوعات مهم پیش روی مجلس و دولت جدید است. ناکارآمدی ساختاری برنامه پنجم، حجم منابع مالی برای انجام آن (میزان منابع لازم، نحوه تجهیز منابع و سازوکارهای اولویت بندی)، تغییر شرایط جهانی (افزایش تحریم‌ها) و بی‌ثباتی اقتصاد کلان کشور، جزو عوامل تأثیرگذار بر اتخاذ تصمیم نسبت به برنامه پنجم محسوب می‌شوند. به عبارتی، در حالی که در برنامه پنجم همچون برنامه‌های پیشین، کاهش نرخ تورم، کاهش نرخ بیکاری و افزایش نرخ رشد پیش بینی شده بود، دو سال اول اجرای برنامه نشان می‌دهد که به دلیل تغییر شرایط اقتصاد ملی و بین‌المللی، مسیر حرکت اقتصاد توسعه برخلاف مسیر پیش بینی شده بوده است.

نظر روزنامه نزدیک به قالیباف درباره آینده شورای شهر و شهرداری

تهران امروز، روزنامه نزدیک به قالیباف، شهردار تهران، به ارزیابی اعضای شورای شهر چهارم از سرنوشت ریاست شورا و شهردار تهران پرداخته و نوشته است: هرچند به صورت رسمی نظر‌سنجی درباره گزینه‌های مطرح شده انجام نشده است، اما برآیند بازتاب اخبار رسانه‌ها گویای این است که چمران و قالیباف از اقبال بیشتری برخوردار هستند ولی به هر ترتیب باید تا روز موعود صبر کرد.

این روزنامه نوشته است: آن طور که این عضو شورای شهر بیان می‌کند، بهترین گزینه برای ریاست شورای شهر مهدی چمران و مسجد‌جامعی است. در این میان، نام‌هایی هم برای تصدی پست شهرداری تهران مطرح است. در روزهای گذشته، برخی رسانه‌های افراطی از یک جناح خاص سعی در تلقین اسامی خاصی در اذهان عمومی داشتند. این رسانه‌ها همچنین بدون رعایت مرزهای اخلاق رسانه‌ای، تلاش کردند با شانتاژ خبری، مسیر عادی انتخاب شهردار را به سمتی سوق دهند که به نفع جریان همسویشان باشند.

اما در این میان اعضای شورای شهر سوم و منتخبان شورای چهارم شهر تهران، به دور از چنین فضایی تلاش کردند با مشخص کردن معیارهایی تحت تأثیر جو رسانه‌ای جریان تندرو قرار نگیرند. دیروز یکی از اعضای شورای شهر از انتخاب گزینه‌های نهایی برای انتخاب شهردار آینده تهران خبر داد. این در حالی است که در ‌‌نهایت منتخبان شورای چهارم بعد از انتخاب ریاست شورای شهر براساس معیارهایی که با تلاش‌های کارگروه تعیین شاخص‌های شهردار تهران به دست آمده؛ از بین آن‌ها فرد لایق را انتخاب کنند. اما در این میان اقبال شاکری، عضو دیگر شورای چهارم شهر تهران اعتقاد دارد بازتاب اخبار رسانه‌ها حاکی از این است که چمران و قالیباف در صدر گزینه‌های تصدی ریاست شورای شهر و شهرداری هستند.

شاکری با اشاره به گمانه‌زنی‌ها درباره انتخاب شهردار و رئیس شورای شهر تهران، ‌می‌گوید: «۳۱ عضو شورا در بررسی گروهی و فردی گزینه هستند و با یکدیگر مشورت می‌کنند، از نظر بنده و دیگر اعضای شورا، مهدی چمران و محمدباقر قالیباف از گزینه‌های مطرح این دو پست هستند».

با این که این روز‌ها بیشتر اخبار پیرامون انتخاب شهردار پایتخت می‌چرخد، ‌تمامی ۳۱ عضو شورای چهارم پایتخت به خوبی می‌دانند که پیش از انتخاب شهردار تهران، انتخاب ریاست شورای شهر باید انجام شود. در حال حاضر مهدی چمران و احمد مسجد جامعی گزینه‌های شاخص اعضا برای ریاست شورای چهارم شهر تهران به شمار می‌روند.

محسن پیرهادی، عضو شورای چهارم شهر تهران با اشاره به این دو گزینه بیان می‌کند: «باید برای انتخاب این دو فرد تمامی اعضای شورا اجماع کنند». او درباره انتخاب مهدی چمران و احمد مسجد جامعی به عنوان دو گزینه‌ اصلی ریاست شورای چهارم توضیح می‌دهد: «مهدی چمران تجربه و سابقه ریاست شورا را چندین دوره برعهده داشته است و همچنین می‌تواند به دلیل این که معمار است نگاه معماری، اسلامی را در شهر دنبال کند بحثی که تا کنون مغفول مانده است.

همچنین مسجد‌جامعی سابقه فرهنگی دارد و خارج از مسائل سیاسی و جهت‌گیری‌ها از جنبه کار‌شناسی و نگاه فرهنگی او می‌توان استفاده کرد و جایگاه مطلوبی در بین اصحاب فرهنگ و هنر دارد».

پیرهادی اعتقاد دارد به این موضوع نباید نگاه سیاسی داشته باشیم، حتی کمیسیون‌های شورای شهر را هم باید به صورت جمعی انتخاب کنیم. آن طور که این عضو شورای شهر تهران توضیح می‌دهد؛ اعضای شورا ۱۲ شهریور تکلیف ریاست شورا و شهردار تهران را مشخص می‌کنند چرا که باید در جلسات قبلی به جمع‌بندی برسیم و در این روز فقط رأی‌گیری انجام شود. او تأکید می‌کند: «باید در جلسات غیررسمی تمامی بحث‌ها صورت بگیرد تا انتخاب رئیس شورا و شهردار تهران به تعویق نیفتد. همچنین باید تمامی اعضا جلسات رسمی و غیررسمی گروه‌های سیاسیشان را در این مدت تشکیل ندهند و تماماً هم و غم خود را روی انتخاب شهردار بدون گرایش سیاسی قرار دهند».

تهران امروز ادامه داده است: به رغم آن که برخی از رسانه‌ها پیش‌بینی می‌کنند که انتخاب شهردار آینده تهران توسط شورای چهارم با تاخیر و کنش‌های بسیاری انجام خواهد شد در نتیجه تا تعیین شهردار بعدی سرپرستی برای شهرداری تهران انتخاب خواهد شد؛ اما محسن پیرهادی، عضو شورای چهارم شهر تهران با رد این موضوع بیان می‌کند: «به دنبال سرپرست نیستیم و در روزهای اول حتما شهردار تهران را انتخاب می‌کنیم».

نکته قابل تأمل دیگری که در لیست گزینه‌های اصلی شهردار آینده پایتخت وجود دارد، این است که محمد باقر قالیباف، یکی از مهم‌ترین گزینه‌های احتمالی مدیریت شهری تهران به شمار می‌رود. پیرهادی درباره گزینه‌های شهردار آینده تهران به این مسأله اشاره می‌کند که قالیباف یکی از گزینه‌های اصلی است، چرا که در دوره قبل نیز تعامل خوبی با اعضای شورای شهر داشته و با سلیقه‌های مختلف کار کرده است؛ حتی سلیقه‌هایی که امروز بر عملکرد قالیباف نقدی دارند در گذشته با اوکار کرده‌اند».

آن طور که این عضو شورای چهارم شهر تهران می‌گوید، هرچند گزینه‌های دیگری نیز در لیست انتخاب شهردار آینده تهران وجود دارد اما مهم‌ترین آن محمد‌باقر قالیباف شهردار فعلی تهران است. پیرهادی حتی به ارائه برنامه ۵ ساله شهر تهران توسط محمد باقر قالیباف اشاره می‌کند و در این باره می‌گوید: «نکته مهمی که در این میان وجود دارد، این است که محمدباقر قالیباف برنامه‌ ۵‌ ساله‌ای را برای شهرداری تهران ارائه کرده است و این برنامه در حال حاضر در اختیار اعضای شورای شهر است». اقبال شاکری، عضو دیگر شورای شهر تهران نیز با اشاره به این که شهردار کنونی پایتخت یکی از گزینه‌های قوی برای انتخاب شهردار آینده تهران است، بیان می‌کند: «هرچند به صورت رسمی نظر سنجی درباره گزینه‌های مطرح شده انجام نشده است اما برآیند بازتاب اخبار رسانه‌ها گویای این است که چمران و قالیباف از اقبال بیشتری برخوردار هستند ولی به هر ترتیب باید تا روز موعود صبر کرد».

اعتماد نیز به نقل دیدگاه‌ها و گزینه‌های دو جناح شورای شهر تهران اقدام کرده و نوشته: در‌‌ همان زمانی که اعضای آینده پارلمان شهری، مشغول بحث درباره صدر بلدیه دارالحکومه بودند، فراکسیون اصلاح طلب شورای شهر، جلسه‌ای را ترتیب داد و با گرفتن نظرات اعضای خود، به ۵ نام نهایی رسید. برخی از اعضای این فراکسیون مانند محسن سرخو و ولی الله شجاع پوریان با اعلام این که فراکسیون مزبور از این ۵ نفر درخواست برنامه جامع کرده، گفتند رأی گیری در بین این اشخاص نیز نشان داده محسن هاشمی بیشترین اقبال را دارد. این چهره‌ها تأکید کردند فعلاشانس اول رأی اصلاح طلبان در موضوع تعیین شهردار، با مدیرعامل سابق متروی تهران است که بار‌ها گفته اولویت اول کاری او در شهرداری، توسعه حمل و نقل عمومی، به ویژه مترو است. زمانی که اصلاح طلبان در شش و بش تعیین شهردار مد نظر خود بودند، از اصولگرایان خبر رسید که اجماع تقریبی آن‌ها بر سر ماندن محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران، کمرنگ‌تر از سابق شده است.

مجتبی شاکری، از اعضای اصولگرای شورای چهارم به خبرگزاری ملت گفته اصولگرایان ۱۵ کاندیدا را برای ارزیابی شاخص‌های شهرداری معرفی کرده‌اند تا از بین این کاندیدا‌ها هرکدام بیشترین امتیاز را کسب کرد، انتخاب خواهد شد. او از اشخاصی مانند فتاح، زاکانی، بذرپاش، قاسمی، قالیباف و چند کاندیدای دیگر نام برد، ولی درست در‌‌ همان روز اعلام این اسامی، علی نیکزاد، وزیر سابق راه دولت احمدی‌نژاد نیز اعلام کرد برای نشستن روی صندلی شهردار تهران، با اعضای شورای چهارم مشغول مذاکره است. هر چند او گفت مستقل وارد این میدان شده، ولی اخبار رسیده نشان می‌دهد برخی از اعضای اصولگرای شورا، با او دیدار و گفت‌و‌گو داشته‌اند.

رونامه بهار هم در‌باره آخرین گمانه‌زنی‌ها برای انتخاب شهردار نوشته است: «محسن هاشمی» به شهرداری تهران نزدیک شد. بهار نوشته: انتخاب شهردار تهران با اعلام اسامی تازه‌ای از افرادی که برای شهرداری تهران مطرح شده‌اند، وارد مرحله تازه‎ای شد. همزمان با طرح این نام‌ها رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان که حالا از پیگیری کابینه دولت فارغ شده‌اند، دیروز پروژه حمایت از شهردار مورد نظرشان را برای شهرداری تهران کلید زدند، درعین‌حال احمد مسجد جامعی، محسن هاشمی را به عنوان گزینه نهایی مورد نظر اصلاح‌طلبان معرفی کرد.

مسجد جامعی، عضو شورای شهر تهران، دیروز در گفت‌وگو با خبرگزاری موج‌ با اشاره به این‌که اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر تهران «محسن هاشمی» را ‌‌گزینه نهایی خود باور دارند، گفت: به احتمال بسیار «هاشمی» گزینه نهایی است. البته هنوز انتخاب بعضی از گزینه‌ها برای شهردار آینده تهران باز است.

وی ادامه داد: «برخی از افراد هستند که به عنوان نامزد شهردار آینده مطرح هستند که در توانمندی‌ آنان هیچ شکی نیست و باید از ظرفیت‌های آن‌ها کمال استفاده را کرد». مسجد جامعی گفته نام مصطفی سلیمی، هم به عنوان نامزد مطرح است و حتی کمک‌هایی نیز در بعضی دوران داشته است. سخنان مسجد جامعی تنها خبر دیروز درباره شهردار آینده تهران نبود. خبرگزاری ایلنا هم در خبری نوشت که معصومه ابتکار، عضو شورای سوم شهر تهران هم قرار است برنامه‌هایش را برای شهردارشدن به اعضای منتخب دوره چهارم شورا ارائه کند. از طیف اصولگرای شورای چهارم هم خبرهای تازه‌ای منتشر شد، پرویز سروری، از اعضای اصولگرای شورای چهارم در مصاحبه‌ای تلویزیونی نام هشت نفر را برای تصدی پست شهرداری تهران مطرح کرده است: «محمد باقر قالیباف، محسن هاشمی، مهرداد بذرپاش، حسین طلا، معصومه ابتکار، صفدر حسینی، رستم قاسمی و محسن مهر علیزاده». آنچه سروری گفته ترکیبی از افراد مطرح برای شهرداری تهران از میان گزینه‌های اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هستند هرچند نام بذرپاش و طلا در این بین تازه به گوش می‌رسد اما بذرپاش چندی پیش هر رایزنی را برای حضورش در شهرداری تهران تکذیب کرده بود.

دیروز روزنامه کیهان از شهردار شدن محمد باقر قالیباف حمایت کرد و به منتقدان او تاخت. این روزنامه دیروز با حمایت مستقیم از ادامه شهرداری قالیباف برای سومین دوره پیاپی از اصلاح‌طلبان عضو شورای چهارم به عنوان «اقلیتی» نام برد که «با همراهی جریان سیاسی و رسانه‌ای افراطی» درصدد کنار زدن قالیباف از شهرداری تهران هستند و سعی دارند در میان اصولگرایان شورا انشقاق ایجاد کنند.

انتقال پرونده هسته‌ای به وزارت خارجه: آری یا خیر؟

احتمال تغییر نهاد مذاکره‌کننده هسته‌ای که این روز‌ها به طور جدی مطرح شده، امروز مورد توجه روزنامه شرق قرار گرفته است. این روزنامه نوشته: اگرچه رسانه‌ها از احتمال انتقال پرونده هسته‌ای از شورای‌عالی امنیت ملی به وزارت‌خارجه سخن می‌گویند، اما اهالی این وزارتخانه خبر می‌دهند که هنوز تصمیمی در این مورد گرفته نشده ‌است. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه در حاشیه جلسه هیات دولت، در پاسخ به این سؤال که گفته می‌شود مذاکرات درمورد پرونده هسته‌ای از شورای امنیت به وزارت خارجه منتقل خواهد شد، گفت: «در این زمینه رییس‌جمهوری تصمیم می‌گیرد و هنوز انتقال مسئولیت مذاکرات هسته‌ای به وزارت خارجه ابلاغ نشده است.

این روزنامه دیدگاه‌های سه کار‌شناس و فعال سیاسی را در این باره مورد توجه قرار داده است. حمیدرضا ترقی این کار را نیازمند اجماع نظام دانسته و گفته: در مورد انتقال پرونده هسته‌ای از شورای‌عالی امنیت ملی به وزارت‌خارجه، هنوز تصمیمی گرفته نشده‌ است.

طبیعتا وقتی پرونده هسته‌ای در اختیار شورای امنیت ملی کشور است، به این مفهوم است ‌هر تصمیمی که در رابطه با موضوع هسته‌ای گرفته شود، تصمیمی اتخاذ شده توسط مجموعه نظام و بالا‌ترین بخش تصمیم‌گیری کشور در حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل است که این امر می‌تواند پشتوانه محکم این تصمیم باشد. در این شرایط گروه تصمیم‌گیرنده از قدرت و اقتدار بیشتری در عرصه تصمیم‌گیری برخوردار خواهد بود. اگر هدایت این پرونده به دولت و وزارت‌خارجه سپرده شود ممکن است در مقطعی تصمیمی در آن بخش اتخاذ شود یا قول و قراری گذاشته شود که بقیه بخش‌های نظام خود را به آن تصمیم مقید و پایبند ندانند. در این صورت ضمانت اجرایی چنین تصمیمی کاهش می‌یابد. در این شرایط اگر طرف مذاکره‌کننده غربی، سطح مذاکره‌کننده ایرانی را همسطح خود یا در سطح بالا نداند، امکان نتیجه‌گرفتن از مذاکره کم می‌شود. این نگرانی در مورد شرایط دولت فعلی و با وزارت‌خارجه فعلی نیز وجود دارد. اگرچه دولت جدید می‌تواند ترکیب شورایعالی امنیت ملی کشور و ترکیب هیات مذاکره‌کننده ایرانی را تغییر دهد و ماموریت شورایعالی امنیت ملی در زمینه هسته‌ای را به وزارت‌خارجه بدهد اما این در صورتی موفقیت‌آمیز خواهد بود که تصمیم وزارت‌خارجه، پشتوانه و ضمانت اجرایی نظام را داشته باشد. وزارت‌خارجه زیرمجموعه دولت و شورای امنیت تعریف می‌شود و در سطح پایین‌تری قرار دارد، در این صورت قدرت تصمیم‌گیری و اختیارات در قالب مذاکره کاهش پیدا می‌کند و این موجب عدم موفقیت می‌شود.

منعی برای این وجود ندارد که برای انتقال پرونده به وزارت‌خارجه تصمیم گرفته شود، اما این موضوع نیازمند اجماع مقامات بالای نظام است. طبیعتا زمانی‌که رییس‌جمهوری و مقام‌معظم‌رهبری در مورد واگذاری پرونده هسته‌ای به وزارت‌خارجه تصمیم بگیرند، این وزارتخانه از جایگاه و سطح مناسبی برای مذاکره برخوردار خواهد شد.

امیرحسین زمانی‌نیا، مذاکره‌کننده سابق بهتر دانسته که وزارت‌خارجه و شورای امنیت ملی با هم مسئول این کار باشند. وی گفته: از توافق‌های صورت‌ گرفته در مورد این موضوع خبر ندارم اما نظر شخصی من این است که رویکرد کلی تیم جدید دولت اینگونه است که پرونده هسته‌ای باید با همکاری دو نهاد شورایعالی امنیت ملی و وزارت‌خارجه با یکدیگر پیش برود. وزارت‌خارجه و شورایعالی امنیت ملی، به‌تنهایی نمی‌توانند در مورد این پرونده به نتیجه برسند. موضوع هسته‌ای یک موضوع ملی و مربوط به نظام است که مذاکره در مورد آن باید به‌صورت تیمی و گروهی صورت گیرد. در این مذاکره حتما هم شورایعالی امنیت ملی درگیر خواهد بود و هم وزارت‌خارجه تا هر دو با هم این پرونده را به پیش ببرند.

سیدجلال ساداتیان، استاد دانشگاه هم تجربه کارساز «ظریف» را مورد توجه قرار داده و گفته: به چند دلیل با سپردن پرونده به وزارت خارجه موافق هستم: ۱ـ وزیر خارجه‌ای که رای‌اعتماد گرفته، فرد صالح و دیپلمات توانا و باتجربه‌ای است. ۲ـ ظریف سرپرست گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای بوده که در سایه دبیر شورایعالی امنیت ملی آن زمان کار کرده است. ۳ـ مذاکره در حوزه روابط بین‌الملل جزو وظایف طبیعی و بدیهی وزارت‌خارجه است و استثناهای سابق نباید قاعده شود. ۴ـ تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت اصلاحات تیم قوی‌ای بود که نگذاشت پرونده هسته‌ای ایران امنیتی شود. حال که رییس آن تیم مذاکره‌کننده رییس‌جمهور شده بهتر است پیگیری مذاکرات در وزارت خارجه انجام شود.

برنامه رحمانی فضلی تقویت احزاب حرفه‌ای است

روزنامه‌های اصلاح‌طلب از سخنان وزیر کشور در مورد برنامه‌های خود استقبال کرده‌اند. اعتماد اشاره کرده که برنامه رحمانی فضلی تقویت احزاب حرفه‌ای است و نوشته: رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت یازدهم در نخستین حضور خود در جمع خبرنگاران حاضر در حیاط پاستور در حاشیه جلسه هیأت دولت از ایجاد تغییرات ساختاری در وزارت کشور خبر داد و تقویت احزاب حرفه‌ای را از برنامه‌های این وزارتخانه در دولت جدید دانست. وعده‌‌ای که پیش از آن رئیس جمهور در دوران تبلیغات و بعد از آن بر زبان آورده بود حالاوزیر کشور در نخستین روزی که به سر کار رفت افق کاری خود را تحقق این وعده دانست و درباره برنامه‌های در دست بررسی وزیر کشور اظهار داشت: «در حال انجام ارزیابی‌های اولیه هستیم که ان شاءالله بر اساس این ارزیابی‌ها در ساختار باید با توجه به رویکردی که آقای روحانی دارند تغییراتی انجام دهیم و در این راستا تقویت بخش توسعه محوری و پس از آن فعال کردن همکاران جدیدمان در ستاد و بعد از آن در استان‌ها مورد توجه قرار خواهد گرفت». وی در پاسخ به این سؤال که در راستای توجه به احزاب و گروه‌های سیاسی چه اقدامات عملی انجام خواهید داد، گفت: «در جهت قانونمند کردن، شفاف کردن، پاسخگو بودن و ضابطه‌مند کردن احزاب تلاش می‌کنیم. نیت ما این است که در کشور احزاب حرفه‌ای قوت پیدا کنند و ما در این راستا حتما با احزاب نشست‌های دوره‌ای خواهیم داشت». اما نقطه قابل توجه دیگر در اظهارات روز گذشته وزیر کشور، ابراز امیدواری او نسبت به بازگشایی خانه احزاب بود. رحمانی فضلی در این باره و در پاسخ به سوالی مبنی بر این که آیا خانه احزاب امیدی به فعال شدن داشته باشد، اظهار کرد: ان شاءالله. این سخن وزیر کشور در حالی بیان شد که مهرماه سال ۹۰، وزارت کشور دولت دهم در اقدامی غیرمنتظره، با تعویض قفل‌های دفتر خانه احزاب، مانع ورود اعضای این تشکل دولتی به ساختمان شده بود.

آذر منصوری هم در همین روزنامه به ضرورت‌های احزاب قوی و شناسنامه‌دار پرداخته و نوشته: موضع گیری وزیر کشور دولت یازدهم درست یک روز بعد از مراسم معارفه درباره احزاب خود گویای رویکرد متفاوت دولت جدید به احزاب است. تأکید بر حضور احزاب قوی و شناسنامه دار در فضای سیاسی کشور با هر هدفی چه پاسخگویی در مقابل رفتار‌ها و چه کارکردهای چندگانه‌ای که در توان احزاب قوی و شناسنامه دار است به ضرورتی غیر قابل انکار در دنیای امروز تبدیل شده است. نمی‌توان از دمکراسی سخن گفت اما برای این این رکن دموکراسی محدودیت و برای فعالان آن محرومیت ایجاد کرد. نمی‌توان شعار دفاع از حقوق مردم سر داد اما به لوازم آن تن نداد: رکنی از جامعه مدنی که در هشت سال گذشته با عدم حمایت و محدویت‌های بی‌سابقه مواجه شده است. در اثبات نقش دولت‌های مستقر همین استدلال بس که دولت احمدی‌نژاد در بدو سکانداری قوه مجریه یارانه احزاب را قطع و از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب برای اعمال بیشترین فشار به احزاب منتقد بهره گرفت. تا حدی که وزارت کشور دولت نهم و دهم بیشترین نقش را در توقف فعالیت و اعلام حکم انحلال دو حزب تأثیرگذار و البته منتقد جدی سیاست‌ها و رویکرد‌های دولت مستقر ایفا کرد. از سوی دیگر خانه احزاب که می‌توانست برای تقویت این نهاد مدنی و تعامل بین جریان‌های سیاسی موثر باشد را به تعطیلی کشاند.

برچسب‌ها: اجتماعی, سربازی, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Aug 23 2013

گفتگو با محمد حقیقت فیلمساز، نویسنده و منتقد سینما، سینمای کودک؛ اسم رمز سینمای ایران در غرب

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: هنر ::

راه دیگر: در یک روز آفتابی پاریس به دیدار محمد حقیقت رفتم. قرارمان در یکی از سینما های قدیمی محله ی لاتین پاریس (به قول خودشان کختیه لاتن) [۱]بود. روحیه عجیبی دارد از آن دست آدم هایی که در همان دیدار اول شیفته شان می شوی. موی سپیدش خبر از تلاش چند دهه ای اش در سینما می دهد. تلاشی که بیشتر از اینکه خیرش برای خودش باشد برای سینمای ایران بوده است. از لهجه اش ناگفته پیداست که اصفهانی است. تنها همین موضوع برای من کافی است تا کنجکاو شوم چه شده که مردی از اصفهان امروز پل ارتباط سینمای ایران به غرب است.

متولد ۱۳۳۱ است و دبستان و دبیرستانش را در همان شهر مادری گذرانده است. در همان سال های دبیرستان شیفته سینما می شود. از روزهایی می گوید که تاب تحمل اینکه فیلم های روز دنیا اکرانشان در تهران تمام شود و به اصفهان برسد را نداشته و شبانه از اصفهان به تهران میرفته تا فیلم ها را زودتر از آنکه باید ببیند. سینما را با روزنامه نگاری و گزارش نویسی از فیلم های روی پرده در روزنامه ی مطرح آن روزهای شهر اصفهان با نام «اصفهان» آغاز کرده است. اما گزارشی از فیلم «پیر پائولو پازولینی»[۲] کارگردان شهیر سینمای ایتالیا پایش را به روزنامه های پایتخت باز کرده است آن هم نه گزارش از فیلم در حال اکران بلکه اولین گزارش از تولید یکی از فیلم های پازولینی! متعجب و منتظرم تا تعریف کند چگونه پایش به صحنه فیلمبرداری پازولینی باز شده است.

«پازولینی برای ساخت فیلم «هزار و یک شب»[۳] به اصفهان آمد. من از طریق دوستانم متوجه شدم، به محل فیلمبرداری در عالی قاپو رفتم. محل را بسته بودند و اجازه ورود به کسی نمی دادند اما من چون مسئولان آنجا را می شناختم قاچاقی وارد شدم هم با دوربین ۸ میلیمتری فیلم گرفتم و هم گزارش نوشتم و عکس گرفتم و برای مهمترین هفته نامه سینمایی آن زمان به نام مجله «فیلم و هنر»[۴] فرستادم. آنها هم خوششان آمد و منتشر کردند و به گفته خودشان این اولین گزارشی بود که از فیلم پازولینی در دنیا منتشر شده بود چون ورود روزنامه نگاران به صحنه فیلمبرداری ممنوع بود و این برای دست اندرکاران مجله جالب بود چون برعکس من آنها می دانستند که هیچ گزارشی تا آن روز در هیچ نشریه از این فیلم منتشر نشده است.» بعد ها تحقیقاتش در مورد نحوه پیداش سینما در ایران، در هفته نامه«رستاخیز جوان» منتشر شد.

راه اندازی فستیوال فیلم های کوتاه (با همکاری دوستانش از جمله اکبر خوجوئی) در اصفهان وسینه کلوپ اصفهان (با همکاری رضا جانقربانی) و حتی راه اندازی گروه فیلمسازان آماتور هم راضی اش نمی کند. به قول خودش «یک روز تصمیم گرفتم که به پاریس بیایم و در سینما تک پاریس فیلم ببینم. آمدم و ماندم». در پاریس با نشریات مهمی از جمله پوزتیف [۵]، کایه دوسینما[۶] و لوموند[۷] همکاری کرده است. کتاب “تاریخ سینمای ایران ۱۹۰۰-۱۹۹۹″ را به زبان فرانسه در همین دوران نوشته، که توسط انتشارات مرکز فرهنگی ژرژپمپیدو[۸] درسال ۱۹۹۹ به چاپ رسید. این اولین کتابی است که در مورد صد سال سینمای ایران به یک زبان خارجی نوشته شده است. برای اولین بار فستیوال فیلم های ایرانی را به طور سالانه در فرانسه پایه گذاری کرده و از ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۰ ادامه داد. در این فستیوال ۱۷ ساله بیش ازحدود۱۹۰فیلم ایرانی به نمایش درآمد. فیلم هایی که بعضی هرگز در ایران مجال اکران نیافت و بعضی هم اولین تجربه اکران شان در پاریس بود. وی فیلمسازی را با ساختن فیلمهای کوتاه ۸ میلیمتری در اصفهان و ازسال ۱۹۶۹ آغاز کرده بود. از سال ۱۹۷۷ در پاریس مسقر شد. در پاریس، درسال ۱۹۸۰ دستیار سهراب شهید ثالث در فیلم «تعصیلات لوته آیسنر» شد. سپس فیلم بلند «حالت بحرانی» را در پاریس به زبان فرانسه ساخت که حالت تز پایان تحصیلی اش هم بود. این فیلم در مسابقه «جشنواره لوکارنو سوئیس» در ۱۹۸۴ به نمایش درآمد و یک سال بعد درجشنواره بین المللی بروکسل هم انتخاب شد. در سال ۲۰۰۳ فیلم بلند «دوفرشته» را در ایران با بازی «گلشیفته فراهانی» و«استاد حسن ناهید»[۹] ساخت که در بخش «هفته بین المللی منتقدین کن» همان سال پذیرفته شد و در ۱۹ جشنواره دیگر جهانی نشان داده شد. این فیلم محصول مشترک فرانسه و ایران است که توسط کمپانی «وایلد بانچ»، به ۱۶ کشور فروخته شده است.

شاید بهتر باشه که بحث سینمای کودک را با کانون پرورش فکری کودکان باز کنیم. بعد از راه اندازی بخش سینمایی کانون پرورش فکری فیلم هایی تولید شد و فیلمسازانی تربیت شدند و تا دهه ۶۰ این روند ادامه داشت اما به ناگاه مرغک کانون رو به افول رفت و این روند متوقف شد به نظرشما علت چی بود؟

حقیقت : بعد از انقلاب عده ای که تازه به قدرت رسیده بودند سعی کردند که در همه جا نفوذ کنند و تغییر ایجاد کنند. هدف این بود که نفوذ کنند و کم کم کنترل همه ی امور را به دست بگیرند و بعد بقیه را کنترل یا قلع و غمع کنند و این موضوع زمان بر است. برای حکومت جدید که تازه قدرت را دردست گرفته بود، مسایل مهم تری هم بود که باید اول به آنها می پرداختند تا بعد به مسایل درجه چندم برسند و در این زمان سیاست های فرهنگی و سینمایی هم مشخص نبود. سه چهار سال بعد از انقلاب کم کم بعد از اینکه جا می افتند و می توانند روزنامه و تلویزیون را کنترل کنند به فکر سینما می افتند و شروع می کنند به برنامه ریزی کردن و خط دادن. بنیاد فارابی را هم راه اندازی می کنند. همان موقع ها هم کانون فکری پرورشی را هم دوباره را اندازی می کنند طبیعتا این بار با آدمهایی که مال خودشان اند و قرار است که خطی را طی کنند که به سمت ایدوئولوژی حاکم باشد. خب یک سری فیلمساز هستند که قبلا با کانون کار کردند مثل امیر نادری، عباس کیارستمی و … این ها شروع به کار می کنند و به کانون برمی گردند و خودشان را کم و بیش با شرایط موجود تطبیق می دهند. مثلا آقای مهرجویی فیلمی به نام «حیاط پشت مدرسه» می سازد که با اینکه بچه ها نقش هایش را بازی می کنند ولی فیلم برای بزرگسالان است. و بعد هم فیلم توقیف می شود. یا امیر نادری طرحی دارد به نام «برنده» بعد از ساخت آن، طرح بعدی می شود «دونده» که خیلی جدی تر و با کمک کانون پرورشی کودکان که آقای علی زرین مدیرش بود می سازد. بعد «باشو غریبه کوچک» ساخته شد که باز نقش اولش را یک کودک بازی می کرد و بعد مجیدی و دیگران به سراغ کانون می روند به هرحال کانون خیلی کمک کرده در ساخت سینماگران خوب ایران. خیلی ها از آنجا شروع کردند در واقع مرکزی بوده برای فیلمسازان که با خیال راحت کار کنند بدون جواب دادن به تهیه کننده بتوانند کارشان را بکنند. در سینمای حرفه ای چون تهیه کننده دوست دارد که فیلم در راستای اهداف خودش و جذب گیشه باشه همه باید به تهیه کننده جواب بدهند اما در کانون به این شکل نبود چون کانون هیچ وقت فیلمی نساخت که بخواهد به پرده سینمای عمومی برسد و به فکر گیشه باشد و صرفا برای عرضه به شعب کانون در کشور ساخته می شد. و همین موضوع جای فوق العاده ای را ساخته بود برای فیلمسازها که بدون دغدغه تجربه کنند.

خیلی از کسانی که برای اولین بار فیلم می­ساختند، از کانون شروع کردند یعنی برای تجربه کردن آمده بودند؟

حقیقت : بله! کانون قرار بود فقط در رابطه با کتاب باشد وقتی درراستای سیاست فرهنگی همسر شاه، آنجا راه اندازی شد، در واقع قرار بود کتابخانه ها را فعال کنند اما چند سال بعد بخش سینما را راه انداختند چون خود کانون فستیوال فیلم های سینمایی کودک راه انداخته بود تصمیم گرفتند که فیلم سازهای ایرانی را تشویق کنند که فیلم کودک بسازند و به «شیروانلو» که شاعر بود گفتند تو بیا این قسمت را فعال کن. شیروانلو هم چون کیارستمی را می شناخت و کیارستمی هم تجربه ای در ساخت فیلم های مستند و تبلیغاتی داشت و برای فیلم هایی مثل قیصر تیتراژ ساخته بود و در واقع دستی در کار داشت. به کانون آمد و با همکاری شیروانلو بخش سینمایی کانون را راه اندازی کرد و خودش اولین فیلم کانون را ساخت به اسم «نان و کوچه» و بعد خیلی از فیلمسازهای دیگر با ساخت انیمیشن و فیلم های کوتاه و بلند در کانون فعال شدند. مثلا سهراب شهید ثالث فیلم «سیاه و سفید» را ساخت . یا کارگردان های دیگر مثل علی اکبر صادقی و مرتضی ممیز فیلم ساختند در واقع گروهی در کانون مشغول شدند که همه آدم های با استعدادی بودند و در واقع کانون با این فیلم ها شروع شد. و همین طور که اشاره کردی اکثرا کارهای اولشان را از کانون شروع کردند و جایگاه خیلی خوبی بود برای تجربه و فیلم سازی.

کانون نسل بعدی را در خود ساخت؛ امثال ایرج طهماسب، حمید جبلی و… در کانون آموزش دیدند و بعد ها در دهه شصت به سینما معرفی شدند و تا امروز دارند کار می کنند. ولی بعد از آنها دیگر نسلی از کانون بیرون نیامد! چه اتفاقی افتاد؟

حقیقت : اخیرا در ده سال اخیر فیلم سازمطرحی از کانون بیرون نیامده است. علتش این است که چون مدیران کانون مرتب عوض می شدند و هرچه جلوتر می رفتند مدیران ان مکتبی تر می شدند و دوست داشتند کانون را بیشترکنترل کنند. طی یک مدتی کانون تبدیل شده بود به مرکز روشنفکران نه ضد حکومت، ولی کسانی که دوست نداشتند با حکومت کار کنند و در کانون فیلم می ساختند و این فیلم ها بعدا با سانسور مشکل پیدا می کرد. مثلا یکی از اون فیلم ها «آب، باد، خاک» امیر نادری بود که تفسیر هایی که از این فیلم کردند این بود که این فیلم ضد حکومت است. بنابراین مدیران را عوض کردند مدیران مکتبی گذاشتند که تسلطشان را بیشتر کنند. هرچقدر این ها بیشتر شدند نخبگان پایشان را عقب تر گذاشتند و دیگر با کانون کار نکردند و کانون به دست فیلمسازان مکتبی افتاد که از اون دسته فیلم سازها هم چیزی بیرون نیامد حداقل درعرصه بین المللی.

شما معتقدید که گیشه جلوی خلاقیت فیلمساز را می گیرد؟

حقیقت : سهراب شهید ثالث یک فیلم می سازد به نام «یک اتفاق ساده» که قهرمان اصلی اون هم یک کودک هست البته تهیه کننده آن فیلم، وزارت فرهنگ و هنر- در قبل از انقلاب، بود که انجا هم جایی بود که کارگردان پاسخگو به تهیه کننده برای گیشه نیست بنابراین کار خودش را می کند و اتفاقا این کمک می کند به اینکه سینمای متعارف و متفاوتی در ایران شکل بگیرد یعنی در ایران دست یک عده باز بود که بیشتر بچه های تحصیل کرده یا کسانی بودند که شناخت خوبی از سینمای جهان داشتند، اگر هم در ایران تحصیل کرده بودند به هرحال سعی می کردند فیلم های متفاوتی بسازند. در قبل از انقلاب کیارستمی «مسافر» را ساخت و امیر نادری، «سازدهنی» که هردو محصول کانون بود ولی زمینه ی آنچنانی وجود نداشت که در سینمای ایران، فیلم هایی اکران عمومی شود که قهرمانانش کودکان باشند. و اکران نشدند ولی بعد از انقلاب این سینما به اکران عمومی رسید یعنی به این نتیجه رسیدند که اینجور فیلم ها هم می تواند اکران عمومی شود در واقع این سینما بعد از انقلاب پرده پیدا می کند یعنی مخاطب عادی که فیلم های دیگر را می دید برای این فیلم ها هم به سینما آمد و شاید بشود گفت که این یکی از دستاورد های بعد از انقلاب است بدون اینکه آنها خواسته باشند، این روند در سینمای کودک خودش را ایجاد کرد. نکته بعدی که به این امر کمک کرد حضور سینمای ایران در عرصه بین الملل بود و اکثر فیلم هایی که از ایران آمد و مطرح شد در عرصه بین الملل همین فیلم های کودک بود که خیلی از آنها هم در کانون ساخته شده بود. از جمله فیلم «دونده»، «خانه دوست کجاست»، و غیره که باید فیلمهای دیگری مثل «بچه های آسمان»، «‌بادکنک سفید» و را به انها اضافه کرد… و اینها رسیدند به پرده های بین المللی که این امر هم پرسیتژ و هم پول به سینمای ایران آورد. از طرف دیگر ایرانی ها هم به این فکر افتادند که چرا فیلم هایی که در خارج از ایران انقدر مورد استقبال قرار می گیرند در ایران روی پرده سینما نیاید؟ مثلا اولین بار در دنیا فیلم «باشو غریبه کوچک» را ما در پاریس و در همین سینمایی که نشسته ایم اکران کردیم. بعدا این فیلم در ایران اکران شد.

یعنی اول در فرانسه اکران شد و بعد در ایران؟

حقیقت : بله از این اتفاق ها زیاد افتاد که یکسری از فیلم ها را ما در خارج اکران کردیم و بعد یک عده که اینجا بودند به ایران رفتند گفتند ما فیلم ها را دیدیم، دوستانشان می پرسیدند کجا دیدید؟ و آنها پاسخ می دادند: پاریس! اونها حسودیشان شد(با خنده) گفتند چرا فیلم ایرانی را اول در پاریس نمایش دادند؟

در همان فستیوال فیلم هایی ایرانی که در پاریس راه اندازی کردید؟

حقیقت : هم در فستیوال اکران می کردیم و هم بعد به شرکت های پخش فرانسوی می فروختیم و آنها هم می آوردند روی پرده عمومی. مثلا «خانه دوست کجاست» را خریدند و آوردند روی پرده عمومی که ۸ ماه هم اکران بود. یا «باشو غریبه کوچک» و «آنسوی آتش» کیانوش عیاری وخیلی از فیلم های دیگر. وبه این شکل پای سینمای ایران روی پرده های سینمای جهان باز شد. پاریس به نوعی سکوی پرتاب سینمای ایران در این زمینه به حساب می آید.

استقبال هم می شد از این فیلم ها؟

بله! استقبال نسبی می شد در محدوده فیلم هنری که از ایران آمده باید نگاه کرد نه در قیاس با فیلم های بزرگی که از آمریکا و غیره می آمد

عده ای معتقدند که در غرب، از فیلم هایی مثل «بچه های آسمان»، «دونده» و درکل فیلم هایی که در مورد ایران سیاه نمایی می کند استقبال می کنند. شما با این حرف موافقید؟

حقیقت : بله و نه! بعد از مکتب نئورئالیسم در ایتالیا جامعه آنجا بهم ریخت و جنگ بود و کارگردانان هر کجا که دوربینشون را می گذاشتند، مخاطب جز خرابی نمی دید. وقتی دوچرخه کسی را می دزدیدند زندگی اش به باد میرفت (اشاره به فیلم دزد دوچرخه) این دلیل این نیست که این کارگردان ها سیاه نمایی می کنند بلکه واقعیات را نشان می دادند اما بعضی وقت ها این نما، این ایده، این تصویر به مذاق بعضی ها خوش نمی آید مثل اعضای حکومت. فرض کن آنها دوست داشتند در مورد گل و بلبل صحبت بشود درحالی که یه عده چشم شان باز بود و داشتند این واقعیات تلخ جامعه را می دیدند. بچه ای که پدرش به جنگ رفته و حالا برگشته است و یک دست ندارد، این یک واقعیت بود. حالا بعضی ها دوست داشتند که بگویند فقط برویم جنگ نشان بدهیم و مبارزه کنیم و فقط اون قسمتش برایشان جالب بود. بعضی سینماگرانی که واقع بین تر بودند چشم شان به جامعه بود مثل خانم رخشان بنی اعتماد، امیر نادری، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضائی و بقیه یعنی راجع به مسایل جامعه با یک دید درست و واقع بینانه نگاه می کردند و نمی شود گفت که این ها رفتند فیلم سیاهنما ساختند که بیرون از ایران آنرا بپسندند. یک عده هم بودند که چون این ها موفق شدند گفتند خب پس ما هم برویم فیلم سیاهنما بسازیم که موفق بشویم یعنی یک عده هم بودند که سو استفاده کردند و در واقع نان را به نرخ روز خواستند بخورند.

اینها همون عده ای هستند که در ایران معروف اند به ساختن فیلم جشنواره ای؟

حقیقت : آره دیگه یک چند تایی هم بین بقیه بُر خوردند. که مثلا فیلم هایی بسازند که فقط بدبختی های زندگی در ایران را نشان بدهد. چون گفتند خوبه، چون تو فستیوال های خارج می گیرد . یعنی یه عده هم عمدا رفتند دنبال ساختن این دسته از فیلم ها.

کسی هم ازشون موفق شد؟

حقیقت : (باخنده) آره یکی دوتا موفق شدند.

می توانیم بگوییم راه سینمای ایران به غرب را فیلم های کودک باز کرد؟

حقیقت : بله! با «دونده» سینمای ایران در عرصه بین المللی خیلی مطرح شد. خود من فیلم را به «فستیوال نانت» معرفی کردم. فیلم جایزه بزرگ فستیوال را گرفت و بعد شرکت های پخش را تشویق کردم که فیلم را بخرند نه تنها فرانسوی ها خریدند بلکه کشورهای دیگر هم خریدند .آمریکایی ها فیلم را خریدند و حتی خودشان برای اسکار فرستادند در حالیکه فیلم را باید کشور مبدا به اسکار معرفی کند. بعد از آن فیلم های دیگر مثل «باشو غریبه کوچک»، «مشق شب» و «خمره». خیلی موفق بود که این آخری اثر ابراهیم فروزش جایزه یوزپلنگ لوکارنو را گرفت یا مجید مجیدی و دیگرانی که خیلی فیلم برای کانون ساختند و به جشنواره ها راه پیدا کردند. همونطور که توضیح دادم حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد راه سینمای ایران به عرصه جهانی را سینمای کودک باز کرد که نه تنها به جشنواره ها راه پیدا کردند و جایزه گرفتند که بعد فیلم ها روی پرده های عمومی اکران شد و مطبوعات خارجی هم در مورد این فیلم ها نقد های مثبتی نوشتند و تقریبا مهر سینمای کودک، بر پیشنانی سینمای ایران خورده بود و غربی ها فکر می کردند سینمای ایران یعنی سینمای کودک. تا سال ۹۰ و با فیلم «کلوزآپ» که آن هم تولید «کانون» بود. از سوئی فیلم دیگری که به نوعی باز یک پایش می خورد به سینمای کودک ،فیلم «زندگی ادامه دارد» بود که در سال ۱۹۹۲ به جشنواره کن راه پیدا کرد . موضوع آن راجع به بچه هایی است که در زلزله گم شده اند و کاراکتر اصلی به دنبال آن هاست. به هرحال می خورد به آن بچه های «خانه ی دوست کجاست» و باز سوژه روی آنها دور می زند و بعد خود به خود این راه طی شد و سینمای ایران بزرگسال شد . بهمن قبادی هم با (زمانی برای مستی اسب ها) کارش شروع شد و با «لاکپشت ها هم پرواز میکنند» در این زمینه ادامه داد. بعد از ان سینمای ایران رفت سراغ بزرگسالان و یکی از بهترین فیلم های ان سالها «نرگس» ساخته رخشان بنی اعتماد بود وغیره که باید مفصل به آن پرداخت.

طبق تعریف شما در دهه ۶۰ و ۷۰ فیلم های کودک به جشنواره های خارجی راه پیدا می کند و حتی سینمای ایران را در دنیا به سینمای کودک می شناسند و در ایران هم گیشه خوبی دارد، پس چه عاملی باعث شد که در ایران دیگر خبری از سینمای کودک نیست؟

حقیقت : وقتی در تاریخ سینما نگاه می کنید در همه کشورها یک سری موج هست. این موج یک مدتی ادامه دارد و بعد افت میکند. این دست کسی نیست. البته یک نکته ای را که یادم رفت در مورد سینمای کودک ونوجوانان در ایران ابتدای انقلاب اضافه کنم، این بود که جمعیت کشور را هم بسیاری از نوجوانان زیر بیست سال تشکیل می داد و این نکته خود آگاه یا ناخود آگاه نظر سینماگران را هم جلب کرده بود.

یعنی به دنبال علت نباید بود؟

حقیقت : من فکر میکنم یک علتش این بود که خیلی در رابطه با این موضوع فیلم ساخته شد و کم کم استعدادها افول کرد و فیلمسازها از فیلم های همدیگر پیروی ودنباله روی و در واقع کپی کردند و دیگر جواب نداد و مردم هم دوست دارند یک چیز دیگر ببینند وقتی مردم به سینما نروند پس فیلم برد اقتصادی هم ندارد و سرمایه گذار هم به دنبال سوژه های دیگر می رود و اساسا سینما در همه دنیا مثل امریکای لاتین یا اروپای شرقی «دوره ای» دارد وبعد از این دوره، کنجکاویی اهالی سینما که به سینما می روند برای فیلم دیدن کم می شود و به سراغ یک موج دیگر می روند. مجموعه این موارد دست به دست هم داد تا این اتفاق بیفتد.

پس می توانیم بگوییم چون هیچ سازمان و نهادی مسئولیت سینمای کودک را به عهده ندارد این سینما رو به افول رفته است؟

حقیقت : بعد از یک مدتی مسوولان فهمیدند که از ورای سوژه مربوط به کودک و با بازی کودکان فیلمسازها انتقاد های اجتماعی می کنند در حالیکه اگر در همان فیلم پرسوناژ های بزرگسال بود زودترفیلم را توقیف می کردند ولی با پرسوناژ های کودک نه. مثلا در «باشو غریبه کوچک» اگر سوژه آن پسر بچه نبود و مسائل از دید او نبود. و فقط یک فیلم راجع بزرگسالان بود که انتقاد مستقیم به جنگ داشت، شاید زودتر توقیف می شد هرچند که ایراد های زیادی سانسورچیان آن موقع رژیم به بیضائی گرفتند.

روشنفکران سینما از سینمای کودک به عنوان فرصت استفاده کردند تا حرفشان را بزنند؟

حقیقت : بله یک عده خودآگاه و یک عده ناخودآگاه فهمیدند که با استفاده از سوژه کودکی راحت تر می توانند فیلم بسازند و کسی هم کاری به کارشان ندارد

سینمای کودک از کشورهای دیگر هم تاثیر گرفت؟

حقیقت : بله یکسری از تاثیرات اینها هم از سینمای نئورئالیسم ایتالیا می آید. بعد از جنگی که اروپا درگیر آن شده بود و ویرانی که از آن به جا مانده بود سینمای ایتالیا دوباره خواست شروع به کار کند کارگردان ها واقعیات جامعه را که دیدند دوربین ها را از استودیو ها بیرون آوردند وبه جامعه رفتند و دوربین ها بین مردم آمد. این مسائل وقتی بیشتر تاثیر احساسی می گذاشت که از دید بچه ها بود. مثل فیلم «واکسی» یا «دزد دوچرخه». وقتی یک بچه احساس همدردی با پدرش می کند و به دنبال دوچرخه می روند تاثیرگذار است در صورتی که اگر یک مرد یا یک زن به جای آن بچه بود، آن اثر عاطفی را روی مخاطب نمی گذاشت.

در فرانسه چطور روی سوژه کودکان کار کردند؟ خصوصاً در مقطع موج نو.

حقیقت : یکی از فیلم سازهایی که روی این مسئله کار کرد «فرانسوا تروفو» است با فیلم «۴۰۰ ضربه» پرسناژ اصلی آن فیلم هم یک کودک است، کودکی که ضربه های فراوانی از خانواده خورده است و طغیانگر است و با خانواده و جامعه درمی افتد، دزدی می کند و حتی از یتیم خانه فرار می کند و در واقع رفتار غیر متعارف دارد

تعریف فرانسوی ها از سینمای کودک چیست؟

حقیقت : الزاما به اون شکلی که ما در ایران یک جایی به اسم کانون پرورش فکری داشتیم که از اول تصورش این بود که روی مسائل کودکان فیلم بسازد، در فرانسه نیست. «تروفو» به دلیل کودکی خودش در مورد کودکان فیلم ساخت و درواقع بخشی از کودکی خودش را به فیلم تبدیل کرد. «گدار» چون به این شدت کودکی اش برش تاثیر نداشت فیلم هایی که ساخت راجع به موضوعات دیگر بود. و اگر حافظه ام یاری کند فقط تروفو روی این موضوع کارکرد.

در سینمای فرانسه هیچ نهادی نیست که برای کودکان فیلم بسازد؟

حقیقت : من نمیشناسم اگر هم وجود داشته باشد

یعنی خود فیلمساز ممکن است به این نتیجه برسد که یک فیلم در مورد کودک بسازد؟

حقیقت : بله. مثلا برادران تاویانی فیلم های گوناگونی می سازند که یکی دو تا از فیلم هاشان در مورد کودکان است مثل «پدر سالار» که داستان یک بچه است و رابطه اش با پدرش که در یک روستا می گذرد و رابطه ی خیلی خشنی که بین این دو است و کودک خیلی نقش مهمی در فیلم داشت. در انگلیس «کن لوچ» چند فیلم در مورد کودکان ساخت ولی دنبال نکرد. تک تک در سینمای جهان می شود فیلم هایی در مورد کودکان پیدا کرد ولی اینکه موجی درست بشود و سینماگران مختلف به این موضع بپردازند به شکلی که در ایران اتفاق افتاد در کشور های دیگر سابقه نداشته است.

می شود گفت این موج فیلم های کودک در دنیا منحصر به ایران است؟

حقیقت : می توانیم بگوییم که در ایران واضح تر بود و مطبوعات جهان هم به این موج سینمای ایران پرداختند. به این شکل که توجه یک بخشی به خصوص سینما گران مولف رفت به سمت موضوع کودکی.

شاید علت بُرد به همین دلیل بوده است که فیلمسازان مؤلف، سراغ موضوع کودکی رفتند.

حقیقت : دقیقا. مثلا همان دوره خیلی فیلم با موضوع جنگ، کمدی و خانواده ساخته می شد. می خواهم به این موضوع اشاره کنم که فیلم ساز های دیگر هم در ایران مشغول ساخت فیلم در ژانر های دیگر بودند ولی آن چیزی که در دنیا جلب توجه کرد همان بخشی بود که به موضوع کودکی پرداخت و این ها فیلم هایی بود که به خارج از ایران می آمد وبه جشنواره ها می رفت و پخش کننده های می خریدند و اکران عمومی می شد

می شود به این نتیجه رسید که به خاطر فشاری که در دو دهه ی اول بعد از انقلاب روی فیلم سازها بود فیلمسازان مؤلف به دنبال سینمای کودک رفتند تا از آن فرصت استفاده کنند و حرفشان را بزنند؟

حقیقت : بله. یک عده خودآگاه و یک عده ناخودآگاه

ولی به خاطر کودک نبوده است؟

حقیقت : به این فکر کردند که از طریق مطرح کردن مسائل کودک می توانند انتقاداتی بکنند که اگر همین سوژه به سمت بزرگسالان می آمد نمی توانستند مطرح کنند

خیلی ممنونم از وقتی که به دفتر کودکی دادید

حقیقت : من هم ممنونم از شما

[۱] محله لاتین (به فرانسوی: Quartier latin)، در محله پنجم و قسمتی از محله ششم پاریس و پیرامون دانشگاه سوربن قرار گرفته است . این محله از کلیسای سن ژرمن دپره تا کاخ لوکزامبورگ ادامه دارد. نام این محله از زبان لاتین گرفته شده است، زیرا در قرون وسطی در مدارس و دانشگاه‌ها به زبان لاتین تدریس می‌شد. ‏↑

[۲] پیر پائولو پازولینی (به ایتالیایی: Pier Paolo Pasolini)‏ شاعر، کارگردان و نویسندهٔ معاصر ایتالیایی است. وی از برجسته‌ترین هنرمندان و روشنفکران ایتالیا در قرن بیستم است. ↑

[۳] هزار و یک شب ، (به ایتالیایی: Il fiore delle Mille e una notte)‏ عنوان فیلمی به کارگردانی کارگردان ایتالیایی پیر پائولو پازولینی در سال ۱۹۷۳ ساخته شده و درجشنواره کن ۱۹۷۴جایزه بهترین کارگردانی را گرفت.عنوان اصلی فیلم به ایتالیایی به معنی گل هزار و یک شب می‌باشد. ↑

[۴] “فیلم و هنر” نام یک مجله سینمایی قبل از انقلاب است که بعد از بروز اختلاف در مجله‌ی ستاره سینما تحت مدیریت علی مرتضوی ابتدا به صورت ماهانه و سپس هفتگی منتشر می‌شد. ↑

[۵] پوزیتیف (به فرانسوی: Positif)‏ یک مجله سینمایی فرانسوی است که در سال ۱۹۵۲ توسط برنارد شاردر بنیان‌گذاری شد. این مجله را اریک لاسفلد، ناشر فرانسوی منتشر می‌کرد. پوزیتیف اغلب اوقات به‌عنوان نقطه مقابل مجلهٔ کایه دو سینما دیگر مجله معتبر سینمایی فرانسه شناخته می‌شود. سردبیر کنونی پوزیتیف میشل سیمان منتقد سینما است. ↑

[۶] کایه دو سینما (به فرانسوی:Cahiers du cinéma، به معنی دفترچه‌های سینما) یک مجله سینمایی تاثیرگذار و معتبر فرانسوی است که در سال ۱۹۵۱ توسط آندره بازن، ژاک دونیول-والکروز و ژوزف-ماری لودوکا بنیان گذاشته شد. این مجله در پی توقف و دگرسانی نشریه ریویو دو سینما با سردبیری اریک رومر و حضور منتقدانی همچون ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو، کلود شابرول و ژاک ریوت آغاز به‌کار کرد. ↑

[۷] لو موند(به فرانسوی: Le Monde، به معنی جهان) یکی از مهمترین روزنامه‌های فرانسه است. لو موند روزنامه عصر بوده و تیراژ آن در سال ۲۰۱۱، بالغ بر ۳۲۵۵۹۲ نسخه بوده است. از نظر سیاسی این روزنامه، چپ میانه می‌باشد. ↑

[۸] مرکز ژرژ پمپیدو (به فرانسه : Centre Georges Pompidou) نام مؤسسه هنری و فرهنگی است که در سال ۱۹۷۷ به‌نام ژرژ پمپیدو رئیس‌جمهور فرانسه در پاریس برپا شد. ↑

[۹] حسن ناهید، نوازنده ی شهیر نی می‌باشد. او اولین کسی است که پرده‌های نی را با نت موسیقایی تطبیق داد و باعث تسهیل و تسریع در روند آموزش این ساز گردید. ↑

برچسب‌ها: سینما, محمد حقیقت, هنر

شما هم چیزی بگو

Aug 22 2013

یک خبرنگار مستند ساز دیگر ایرانی در سوریه کشته شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری های ایران، اسماعیل حیدری مستند ساز آملی، دومین مازندرانی ای است که در چند روز گذشته در سوریه کشته می شود.

روز دوشنبه گذشته هادی باغبانی دیگر مستند ساز اعزامی به سوریه در اطراف دمشق کشته شد.

خبرگزاری های ایران، کشته شدن این خبرنگاران را به سلفی های سوریه نسبت داده اند.

عباس عَراقچی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز پنجشنبه ( امروز) مسئوليت کشته شدن اين خبرنگاران را بر عهده كشورهایی دانست كه، به گفته وی، برای گروه های مسلح سوری پول و سلاح می فرستند.

برچسب‌ها: ایران, خاورمیانه, دخالت, سوریه

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .