اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Aug 01 2013

روایت یک نوجوان افغان از هشت ماه تجاوز گروهی طالبان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب ::

رادیوزمانه: «وقتی شانزده سال داشتم به خاطر این که یک هزاره بودم ۴٢نفر از اعضای طالبان در مرز پاکستان هشت ماه به من و بیست جوان دیگر تجاوز کردند. آن‌ها پیش رویم سر پدرم را بریدند.»

آنچه خواندید بخشی از روایت محمد، نوجوان هفده‌ساله اهل کابل، پایتخت افغانستان است که پس از گریختن از مهلکه تجاوز گروهی و شکنجه‌های زجرآور اعضای طالبان در مرز پاکستان نخست به ایران و از آن جا به ترکیه می‌گریزد.

او اکنون نزدیک به پنج ماه است که در یکی از شهرهای ترکیه با ترس و افسردگی و بحران روانی زندگی می‌کند. تعدادی از ایرانیان ساکن ترکیه به او کمک می‌کنند تا دوران پناهجویی را سپری کند.

تجاوزهای روزانه و پی‌درپی اعضای طالبان به وی از سوی پزشکان سازمان ملل در آنکارا تائید شده است. محمد اکنون تنها با مصرف داروهای آرامبخش است که می‌تواند اندکی خاطرات آن‌همه شکنجه و زجر و تجاوز را از ذهن خود دور کند. با وجود تحمل همه این شرایط سخت و دردناک، این نوجوان زجرکشیده افغانستانی اکنون مجبور به انجام سخت‌ترین کارهای ساختمانی در ترکیه است. او هر هفته ١۵٠ لیر از تمام دستمزد خود را به خواهرش می‌دهد که اکنون در شهر سیواس ترکیه همراه با فرزند و برادرشوهر بیمارش زندگی می‌کنند.

تعداد ۴٢ تن از اعضای طالبان به مدت هشت ماه، هر روز به محمد و نزدیک به بیست جوان دیگر با خشونت و شدیدترین وضع، تجاوز می‌کنند. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا اینکه نیروهای آمریکایی به منطقه اقامت آنها حمله می‌کنند. در این شرایط، محمد و دیگر جوانان زندانی در آن کانتینر، از فرصت بمباران هوایی آمریکایی استفاده و از منطقه فرار می‌کنند.

در بهار سال ١٣٩١ خورشیدی، محمد، هنگامی که شانزده سال سن داشت همراه با پدرش در منطقه سالار ولایت وردک، شهری نزدیک کابل توسط نیروهای طالبان بازداشت می‌شوند؛ تنها به این دلیل که پدر راننده یک کامیون آمریکایی‌ بوده است. محمد می‌گوید: «ما در کابل یک خانه اجاره کرده بودیم که اجاره‌اش هر ماه ده هزار افغانی بود. هرماه هم نزدیک به همین مبلغ خرج خورد و خوراک ما بود. من همراه با پدرم که یک راننده تریلی بود کار می‌کردم. او برای آمریکایی‌ها کار می‌کرد.»

هنگامی که نیروهای طالبان به محمد و پدرش یورش بردند اعضای پلیس افغانستان در صدمتری آن‌ها قرار داشتند. با این وجود آن‌ها بدون هیچ واکنشی آن محل را ترک کردند: «هر دو ما را یک جا گرفتند و با ماشین‌های پلیس دولتی به شهری نزدیک مرز پاکستان انتقال دادند. اول، ازبک‌ها را کشتند.»

ما هم می‌خواهیم گردن‌شان را بزنیم

در همان روزها بود که در مقابل دیدگان محمد یکی از اعضای طالبان، سر پدرش را با کارد از بدنش جدا می‌کند: «خون پدرم را حلال کردند».

در آن لحظه، محمد شانزده ساله، به خاطر شوک ناشی از مشاهده صحنه قتل پدرش بیهوش می‌شود. پس از ساعتی که دوباره به هوش می‌آید یکی از اعضای طالبان، سر پدرش را از ناحیه گردن در دیگ روغن داغ فرو می‌کند تا ریزش خون از گردن او قطع شود. اعضای طالبان در آن لحظه به محمد می‌گویند: «رقص مرده را ببین.»

در سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ میلادی، حزب وحدت اسلامی یکی از حزب‌های سیاسی قوم هزاره در افغانستان نیز همانند شماری دیگر از احزاب جهادی حاکم بر کابل، در جنگ‌های داخلی افغانستان شرکت می‌کند و جنایت‌های زیادی را مرتکب می‌شود. دیدبان حقوق بشر، برخی از عوامل حزب وحدت را در نقض حقوق بشر در افغانستان دخیل می‌داند.

یک روزنامه‌نگار ساکن افغانستان که خود را عبداللطیف معرفی می‌کند در این زمینه می‌گوید: «من از پدربزرگم شنیده‌ام در آن زمان که شهر کابل به دست سه گروه حزب وحدت اسلامی مربوط به هزاره‌ها، حزب اسلامی به رهبری گلبدالدین حکمت یار و حزب جمعیت اسلامی به رهبری برهان‌الدین ربانی بود، نیروهای یکی از این احزاب ازجمله حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری سر تعدادی از مردان را قطع و در روغن فرو ‌می‌کنند. آنها به این شیوه رقص مرده می‌گفتند. همچنین در قسمت دیگری از کابل، مردان مسلح، سینه‌های زنان را قطع می‌کردند و به عنوان تحفه برای گروه مقابل می‌‌فرستادند.»

محمد اکنون تنها با مصرف داروهای آرامبخش است که می‌تواند اندکی خاطرات آن‌همه شکنجه و زجر و تجاوز را از ذهن خود دور کند. با وجود تحمل همه این شرایط سخت و دردناک، این نوجوان زجرکشیده افغانستانی اکنون مجبور به انجام سخت‌ترین کارهای ساختمانی در ترکیه است.

نیروهای طالبان به تلافی کشتارهای سه گروه یاد شده به ویژه حزب وحدت اسلامی، حزب سیاسی هزاره‌ها، به شهادت ناظران بین‌المللی و گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر در هشتم آگوست ۱۹۹۸ وارد شهر مزارشریف شدند که جمعیت بسیاری از مردم هزاره را در خود داشت. یک هفته پس از این تاریخ، نظامیان طالبان دست کم دو هزار تن از مردم مزار شریف را به قتل رساندند که بیشتر آن‌ها غیر نظامی بودند.

محمد در ادامه سخنان خود اضافه می‌کند: «پس از کشتن پدرم آن‌ها خون هشت نفر دیگر را مثل پدرم حلال کردند که همگی از اهالی مزار شریف و بدخشان بودند. آنها می‌گفتند چون مردم هزاره در سر ما میخ هجده اینچ کوبیده‌اند ما هم می‌خواهیم گردنشان را بزنیم.

بعد چهل نفر از ازبک‌ها را کشتند. من و بیست جوان بیست تا ساله بیست و پنج ساله را با چشم‌های بسته در چاهی گود انداختند که بر اثر افتادن در آن چاه، دست راست من شکست. درآنجا، هشت روز به جز آب هیچ چیزی به ما ندادند.»

چه دختر خوبی! عروس داریم…

هزاره‌ها در افغانستان، سومین گروه قومی به شمار می‌روند که بیشتر شیعه دوازده امامی و برخی اسماعیلی هستند؛ اما این‌که هزاره‌ها در چه زمانی به تشیع روی آوردند به درستی مشخص نیست. در این مورد بسیاری معتقدند که هزاره‌ها در زمان صفوی به مذهب شیعه گرایش پیدا کردند. برخی معتقدند در زمان غازان خان مغول به تشیع گرویدند. برخی محققان نیز بر این باورند که این اتفاق در زمان خلافت علی بن ابیطالب، امام اول مسلمانان اهل تشیع رخ داده است.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار اهل افغانستان با بیان اینکه «طالبان در بیشتر شهرهایی که بودند به هر بهانه‌ای هزاره‌ها را بازداشت می‌کردند و آن‌ها را از بین می‌بردند»، می‌گوید: «طالبان با هزاره‌ها به دلیل این‌که شیعه هستند خصومت دارند، اما با ازبک‌ها از زمانی مشکل پیدا کردند که “دوستم” بیش از سه هزار طالب را در دشت لیلی در طی بیست چهار ساعت کشت. “جنرال عبدالرشید دوستم” رهبر جنبش ملی اسلامی در شمال افغانستان است و در حال حاضر رئیس ارکان کاخ ریاست جمهوری کرزای است و بیشتر در شمال افغانستان به سر می‌برد. اکنون یک پست تشریفاتی به او داده‌اند. او از کسانی که است که بیشترین تعداد طالبان را کشته است.»

عبدالرشید دوستم در فروپاشی رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ با نیروهای آمریکایی همکاری کرد. نیروهای تحت فرمان ژنرال دوستم، همراه با سایر شبه نظامیان مربوط به گروه‌های جهادی، نقش مهمی را در پیروزی حملات آمریکا با هدف سرنگونی رژیم طالبان در افغانستان بازی کردند.

به گفته محمد، پس از گذشت هشت روز آن‌ها را به اعضای طالبان پاکستان تحویل دادند. او به یاد می‌آورد که یکی از اعضای طالبان پاکستانی او را به همه نشان می‌دهد و می‌گوید: «چه دختر خوبی آورده‌اید. عروس داریم.»

نرخ مرگ و میر مادران در زمان زایمان در این کشور همچنان بالاست. به طوری که در هر صد هزار زایمان، ۳٢٧ مادر جان خود را از دست می‌دهند.

شکنجه های جسمی و روحی محمد شانزده ساله از همان روزهای نخست زندانی شدن‌اش آغاز می‌شود: «اول ناخن‌های مرا کشیدند، بعد با یک میله آهنی بر بدنم می‌زدند و به من و پدرم می‌گفتند: شما مسلمان نیستید، کافرید.»

هشت ماه تجاوز و شکنجه گروهی

در ماه سوم اسارت، نیروهای طالبان، محمد و دیگر جوانان زندانی را به یک کانتینر جاسازی شده در زیر زمین منتقل می‌کنند و روی آن را با خاک می پوشانند. او می‌گوید: «در آنجا ناخن‌های من و دیگر جوانان زندانی را کشیدند، پوست کمرهایمان را هم بریدند. مدام روی آن‌ها نمک می‌پاشیدند. پوست شانه‌های مرا می‌کندند و روی آن نمک می‌زدند. در شکنجه‌ها مرا وادار می‌کردند که از آمریکا بد بگویم و از مذهبم روی برگردانم. من به آن‌ها التماس می‌کردم که به من تجاوز نکنید. حتی می‌گفتم آماده هستم که مرا بکشید، ولی دست از مذهبم نمی‌کشم.»

در داخل آن کانتینر، تعداد ۴٢ تن از اعضای طالبان به مدت هشت ماه، هر روز به محمد و نزدیک به بیست جوان دیگر با خشونت و شدیدترین وضع، تجاوز می‌کنند. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا اینکه نیروهای آمریکایی به منطقه اقامت آنها حمله می‌کنند. در این شرایط، محمد و دیگر جوانان زندانی در آن کانتینر، از فرصت بمباران هوایی آمریکایی استفاده و از منطقه فرار می‌کنند.

محمد در مورد چگونگی فرار خود می‌گوید: «نیروهای آمریکایی مرا به افغانستان و از آنجا مستقیم به شفاخانه بکران کابل منتقل کرد. در آنجا سراغ مادرم را می‌گرفتم، اما بعد متوجه شدم که مادرم از غصه من و پدرم سکته کرده و مرده است.»

در شفاخانه بکران کابل، یک سرباز زن آمریکایی ماجرای مادر محمد را به وی می‌گوید. او وقتی از شرایط روحی و جسمی وخیم محمد آگاه می‌شود بسیار به او مهربانی می‌کند. محمدد می‌گوید: «آن سرباز زن بسیار بر من مهربان بود. وقتی موضوع مادرم را فهمید گریه کرد و مرا بغل کرد و گفت: “لعنت به این زندگی که شما دارید.”»

محمد پس از مرخصی از شفاخانه کابل مدتی در خانه خاله‌اش می‌ماند. او از آن روزها خاطرات خوبی به یاد دارد: «خاله‌ام زن مهربانی بود. او با کمک مردم به من مقداری پول داد تا خود را به ایران برسانم. »

سرانجام، محمد خود را به مرز ایران می‌رساند، اما این نوجوان افغانستانی پس از ورود به ایران نیز با برخورد شدید نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی مواجه می‌شود.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار افغانستانی می گوید:« من خودم یادم است سال ۱۳٧٨ در هرات پس از کشته شدن مولوی موسی، خطیب مسجد شیخ فیض که درهرات زندگی می کرد طی یک روز طالبان بیشتر از صد نفر از هزاره‌ها را به اتهام آشوب گرفتند و تاکنون کسی از آنها خبردار نشده است.»

وی شرایط ورود به ایران را اینگونه توصیف می‌کند:« در مرز بلوچستان، پلیس‌های ایران مرا خیلی لت کردند (کتک زدند). آن‌ها مرا به مرز افغانستان منتقل کردند. در افغانستان مجبور شدم به یک قاچاقچی میلیون تومان بدهم تا من و خواهر، خواهرزاده و برادر شوهرخواهرم را از مرز رازی به مرز وان ببرد. ما این مسیر هجده ساعته را پیاده طی کردیم.»

به گفته محمد، اعضای طالبان، هشت سال پیش، برادر و شوهرخواهرش را با خود برده بودند. از آن‌ها تا امروز هیچ خبری به خانواده محمد نرسیده است.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار افغانستانی در ادامه می گوید:« من خودم یادم است سال ۱۳٧٨ در هرات پس از کشته شدن مولوی موسی، خطیب مسجد شیخ فیض که درهرات زندگی می کرد طی یک روز طالبان بیشتر از صد نفر از هزاره‌ها را به اتهام آشوب گرفتند و تاکنون کسی از آنها خبردار نشده است.»

در سال ۲۰۰۷ قبایل کوچی، با حمله به روستاهای هزارگی باعث آوره شدن هزاران تن از هزاره و کشته شدن ده‌ها تن شدند. سازمان‌های غیر دولتی با انتشار گزارشی بر بدتر شدن وضعیت حقوق شهروندی‌ها هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آن‌ها هشدار داده‌اند.

دخترکان دوشیزه، عروس ملاهای پیر و پولدار

در زمان حاکمیت گروه طالبان، دختران اجازه نداشتند به مکتب بروند. با این وجود، دسترسی دختران به آموزش در مناطق روستایی به دلیل مشکلات فرهنگی و کمبود امکانات آموزشی، محدود است.

محمد در مورد شرایط تحصیل در بین هزاره‌های افغانستان می‌گوید: «مسلمانان ما خیلی سخت‌گیری می‌کنند. آنها به دختران اجازه می‌دهند تا کلاس اول یا دوم درس بخوانند و بیشتر نمی‌شود. می‌گویند درس خواندن برای دخترها خوب نیست. من که خودم بی‌سوادم. همه پسرها مجبور هستند به جای درس خواندن کار کنند و خرجی خانواده را تامین کنند. پدرم آنقدر درامد نداشت که بتواند خرج درس و مدرسه مرا بدهد.»

او در مورد شرایط ازدواج در بین هزاره‌ها می‌گوید: «در بین هزاره‌ها دخترها و پسرها معمولاً در ۱۳ یا ١۴سالگی عروسی می‌کنند. تنها اگر کسی پولدار باشد حق دارد با یک دوشیزه عروسی کند، اما افراد فقیر، توان ازدواج با یک دختر دوشیزه را ندارند. آن‌ها مجبور هستند با زنان بیوه ازدواج کنند.»

به گفته محمد، ملاهای هزاره و افراد مسن پولدار برای ازدواج با دختران زیر ١۵ سال مبلغی نزدیک به ده لک معادل بیست هزار دلار به خانواده دختر پرداخت می‌کنند.

محمد در مورد ازدواج خواهر با شوهرخواهرش می‌گوید: «پدرم مثل بقیه دخترش را به یک پیرمرد نداد. شوهرخواهر من نه مادر داشت و نه پدر، وضع مالی خوبی هم نداشت. خواهر محمد هنگام ازدواج بیست ساله بود و زندگی خوبی با همسرش تجربه کرده بود.»

محمد در بخشی از روایت خود به ماجرای دختری ۱۳ ساله اشاره می‌کند که از خانه شوهر پیرش فرار کرده و به پدر محمد پناه آورده بود. آن دختر از پدر محمد خواسته بود که به او امان بدهند و برای نجات از مرگ، وی را به خانواده‌اش تحویل ندهند. آن زمان مادر محمد، طلاهای خود را می‌فروشد و به آن دختر می‌دهد. آن دختر نیز پس از مدتی به وسیله یک قاچاقچی به مرز پاکستان فرار می‌کند.

این نوجوان هفده ساله افغانستانی به ازدواج دخترانی اشاره کرد که در ۱۳سالگی شوهر می‌کنند: «خیلی از آنها قبل و بعضی بعد از زایمان می‌میرند. دختر خاله من در ١۵سالگی موقع زایمان مرد.»

سازمان ملل متحد در اکتبر سال ٢٠١٢ خواستار تلاش‌ بیشتر جامعه جهانی در زمینه حفاظت از دختران خردسال در افغانستان شده بود. در هر شش ازدواج، یکی از دختران در زیر سن پانزده سالگی قرار دارد. با وجود پیشرفت‌هایی که در ده سال گذشته در افغانستان صورت گرفته است، بنا براعلام نمایندگی ملل متحد درافغانستان، نرخ مرگ و میر مادران در زمان زایمان در این کشور همچنان بالاست. به طوری که در هر صد هزار زایمان، ۳٢٧ مادر جان خود را از دست می‌دهند.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, تجاوز, حقوق بشر, سیاسی, طالبان, مذهب

شما هم چیزی بگو

Aug 01 2013

ساحل گردی کروبی و دروغ پردازان ناشی جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::


مجتبی واحدی: پس از آنکه خانواده مهدی کروبی اعلام کردند او در شرایط نامساعد جسمی به سر می برد ودر طی یک هفته ، دوبار به بیمارستان منتقل شده ، یکی از سایت های حکومتی عکسی را منتشر کرد تا ثابت کند مهدی کروبی نه در مراکز درمانی بلکه در سفر تفریحی در کنار دریا به سر می برد. من در زمینه فتوشاپ و سایر حقه های تصویری ، تخصصی ندارم اما در این عکس نکاتی وجود دارد که نشان می دهد سران جمهوری اسلامی ، پول های مردم را در اختیار دروغ پردازان ناشی می گذارند که نتیجه آن بر رسوایی های جمهوری اسلامی می افزاید. به عکس نگاه کنید و به نکاتی که در زیر می آید بیندیشید:
۱- این عکس در مرداد ماه منتشر شده است اما کروبی بر روی پیراهن خود ، ژیله زمستانی به تن دارد
۲- به سایه های موجود در عکس نگاه کنید . سایه کروبی از سمت چپ به سمت راست تصویر رفته است در حالی که تصویر سرنشینان قایق ازبالا به پایین تصویر است
۳- کروبی از عینک طبی با شماره بالا استفاده می کند اما در تصویر او در حال قدم زدن در کنار دریا بدون عینک است.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دروغ, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, فتوشاپ, مهدی کروبی

شما هم چیزی بگو

Aug 01 2013

هرانا – آیا فریاد رسی هست؟! / میترا پورشجری: برای کدامین گوش، چشم و دست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

خبرگزاری هرانا: میترا پورشجری دختر وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری طی نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته می‌گوید: “نظامی که بی‌اعتنا به تمام موازین انسانی، این بار در غالب سیاستی جدید و عملی، دست به حذف فیزیکی و خود به خودی زندانیان سیاسی در درون سیاهچاله‌های خود زده است.”

متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:

اکنون که دست به قلم برده‌ام، نمی‌دانم ابتدا و انت‌ها و امتداد درد‌ها را چطور در این دل نوشته جای دهم! درد‌ها و فریادهایی که وجه مشترک خیلی از ماست؛ مایی که عزیزان و هم میهنانمان در سرزمین دربند ایران در فجیع‌ترین شرایط بی‌فریادرسی کارگشا، کالبد و روانشان تکه تکه می‌شود و فریاد عزیزانشان از مرزهایِ محصور تا تبعیدِ نفس گیر به جایی نمی‌رسد! آیا باید از کار و کنش خویش گله‌مند باشیم؟ چه راهکاری برای حفظ جان جگرگوشه‌هایمان در زندان‌های ایرانی داریم که به جزیره متروک آدم خوار‌ها بدل شده است؟!…

* * *

از سویی اندک اخبار درز بیرون یافته از زندان بزرگ ایران و تک تک زندان‌های ریز و درشت دیگر –که حکم یک از هزاران فاجعه‌ای است که از فضای سراسر سانسور آن سامان به بیرون می‌آید- حاکی از روز به روز بد‌تر شدن اوضاع انسانی دارد.

از داخل زندان‌های ایران: وضعیت حسین رونقی نگران کننده است، آرش صادقی با اعتصاب غذایش معلوم نسیت جه حالی دارد، احمد عسگری با اتهامات دروغ جانش در خطر است، رضا شهابی در شرایط نامساعدی است، رگهای قلب محمدرضا پورشجری تا گرفتگی کامل و قطع شریان حیات پیش می‌رود و… مشکلات زندانیان سیاسی از قبیل بیماری و وخامت وضع جسمی و روحی از مرز نگران کننده یودن هم گذشته است…

از دیگر سو از زندان بزرگی بنام ایران: تنگناهای اقتصادی و اجتماعی مردم هر روز بیشتر و گسترده‌تر از تمام تاریخ ایران شده است و به آخرین و مدرن‌ترین ورژن!! خود رسیده است. ظلم و جنایت و بی‌عدالتی سر به فلک کشیده و برای بحث در کوچک‌ترین مورد آن سال‌ها باید نشست و نوشت و افسوس خورد که چطور این تنها گوهر هر آدمی -که جانش هست- اینگونه لگدمال و سلاخی و تباهِ رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی شده است.

نظامی که بی‌اعتنا به تمام موازین انسانی، این بار در غالب سیاستی جدید و عملی، دست به حذف فیزیکی و خود به خودی زندانیان سیاسی در درون سیاهچاله‌های خود زده است. از این نظر می‌گویم جدید و عملی که با توجه به تمام تلاش‌ها و فشارهای مراکز بین المللی حقوق بشر، برای بهبود شرایط غیر قابل تحمل و کشنده زندانیان سیاسی، حاکمان ایران در ‌‌نهایت خونسردی و خودسری و بی‌اعتنایی، نه تنها اقدامی در جهت بهبود وضعیت موجود انجام نداده‌اند، بلکه هر روز شاهد افزوده شدن افرادی جدید به لیست بلند بالای مبارزانی هستیم که شاید همین لحظه از دستشان بدهیم؛ ستار بهشتی‌ها و زهرا کاظمی‌ها و افشین اسانلوهای دیگری که در سرزمین دربند ایران به دست این رژیم انسان سوز ِ انسانیت کش پَرپَر می‌شوند.

انسانهایی که به واسطه اتهامات واهی و ساختگی -که‌زاده روح استبدادی سردمداران حکومت اسلامی است و تنها برای بقای ایدئولوژی مخرب و پیگری سیاست ارعابشان تنظیم شده است- ماه‌ها و سال‌ها زندانی و بعضا «به مرگ محکوم شده‌اند. شرایط و محل نگهداری آن‌ها هم به حیوانی‌ترین و توهین آمیز‌ترین درجه خود رسیده است.

برای نمونه، پدرم –محمدرضا پورشجری- زندانی سیاسی دربند در زندان ندامتگاه مرکزی کرج را مثال می‌زنم که خود شاهد آن هستم؛ کسی که به جرم وبلاگ نویسی و تنها برای درج عقاید شخصی خود به زندان افتاده است، البته اگر بشود واژه» زندان «را در مورد آن مکان بکار برد؛ چون در ذهن همه زندان مکانی است بسته با امکاناتی حداقلی و اولیه برای گذراندن دوران محکومیت! و این زندان در داخل ایران تبدیل به» فاضلابی «برای نگه داری عزیزانمان شده است.

پدرم و دیگر زندانیان این زندان باید ماهانه ٧۵ هزار تومان برای تخت و ٣۵ هزار تومان بابت شستشو و وسایل شوینده خود بپردازند وگرنه باید در سالن و در میان فاضلابی که به دلیل خرابی لوله‌ها به بیرون سرازیر شده، شب‌های طاقت فرسا را به صبح برسانند و تمام تعمیرات و سرمایش و گرمایش اتاق‌ها به عهده خود زندانیان و با هزینه شخصی آنهاست.

نیز به تازگی و به بهانه پیدا کردن گوشی موبایل و در واقع برای برهم زدن اندک آرامش آن‌ها هفته‌ای دو مرتبه به اتاق‌ها حمله ور می‌شوند و تمام اندک وسایل آن‌ها را زیر پا له می‌کنند و با این کار علاوه بر ایجاد تنش روانی، خسارت مالی فراوانی به آن‌ها می‌زنند.

١٠ ماه است که پدرم نیاز اورژانسی به عمل قلب دارد و به تازگی مشکل ورم پروستات او هم مزید بر علت شده و با توجه به تایید پزشکان، پرونده او تا رسیدن به دادستان پیگیری می‌شود اما پس از آن به طور عمدی و اتوماتیک از آن مرحله به بعد قطع شده و کاملا نادیده گرفته و بی‌جواب گذاشته می‌شود و این درحالی است که این روز‌ها شاهد موارد بسیار نگران کننده و متعددی از بی‌توجهی به معالجه و درمان زندانیان سیاسی هستیم…

این چند مورد کوچک را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه خواهیم رسید که این‌ها همه به معنی از بین بردن عمدی و آرام زندانیان سیاسی با توجیه پزشکی “مرگ طبیعی” است!…

* * *

حتم دارم که ستم و بیداد نمی‌ماند و داد و حق پیروز خواهد شد؛ کما اینکه دیکتاتورهای دیگر تاریخ هم نتوانستند ظلم خود را پابرجا نگه دارند و چه به جبر تاریخ و چه حرکت‌های آزادی خواهانه و دادگسترانه، ریشه آن‌ها خشکیده شد. در مورد جمهوری جنایت پیشه اسلامی هم چنان که پدرم در دادگاهش خطاب به قاضی گفت:» پس از قذافی و بقیه دیکتاتورهای خاورمیانه نوبت آنان است «تاریخ تکرار خواهد شد. اما روی سخنم با کنشگران دلسوزی است که آرمانی جز انسانیت ندارند، اینکه تاریخ ستمکاری ستمگران ایران زود‌تر به پایان رسد و جان‌های کمتری مثله و سلاخی شود، کاملا دست مبارزان آزادی و مدافعان انسانیت است؛ بایستی برای نجات زندگی همه زندانیان باور و اندیشه، فارغ از هر تفکر و بینش شخصی، کم کاری‌ها را کنار گذاشت و کاری عملی کرد.

میترا پورشجری
۳ مرداد ۱۳۹۲

برچسب‌ها: آزادی بیان, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی, محمدرضا پورشجری

شما هم چیزی بگو

Jul 31 2013

اعطای خط اعتباری ۶ .۳ میلیارد دلاری ایران به سوریه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,خاورمیانه,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

دویچه‌وله: ایران و سوریه بر سر اعطای خط اعتباری ویژه برای صادرات نفت ایران به سوریه توافق کرده‌اند. ارزش این خط اعتباری ۶ .۳ میلیارد دلار است و ایران در ازای صادرات نفت خود از حق سرمایه‌گذاری در سوریه برخوردار می‌شود.

خبرگزاری سوری سانا از امضای قراردادی بین ایران و سوریه در جهت اعطای یک خط اعتباری نفتی به سوریه خبر داد. بر این پایه، ایران موافقت کرده است که در ازای اعطای خط اعتباری ۶ .۳ میلیارد دلاری به سوریه از حق سرمایه‌گذاری در این کشور برخوردار شود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در روز چهارشنبه (۳۱ ژوئیه/ ۹ مرداد)، سانا گزارش داده است: «توافقی [در روز دوشنبه] در تهران امضا شد… بین بانک‌های مرکزی ایران و سوریه که طی آن به سوریه خطی اعتباری به ارزش ۶. ۳ میلیارد دلار اعطا شده است.»

سانا ادامه می‌دهد، در این قرارداد تصریح شده که بهای نفت وارداتی ایران “از طریق سرمایه‌گذاری ایرانی‌ها در زمینه‌های مختلف در سوریه” پرداخت خواهد شد.

در این گزارش روشن نشده است که ایران چه نوع سرمایه‌گذاری‌هایی در سوریه انجام خواهد داد.

این قرارداد روز دوشنبه (۷ مرداد) در روزهای پایانی دولت دهم بین بانک‌های مرکزی دو کشور در تهران منعقد شد.

ایران پس از آغاز جنگ داخلی سوریه میلیاردها دلار از طریق اعطای خطوط اعتباری به این کشور کمک کرده است.

جنگ داخلی، تبدیل‌کننده سوریه به واردکننده انرژی

ایران پشتیبان اصلی بشار اسد، رئیس جمهور سوریه در منطقه است و در طول ۲۸ ماه منازعات این کشور پیوسته از اسد حمایت کرده است. بیش از ۲ سال است که ارتش سوریه به سرکوب شدید مخالفان ادامه می‌دهد و این کشور ماه‌ها است که به ورطه جنگ داخلی افتاده است.

جنگ داخلی تولید نفت در سوریه را مختل کرده و سوریه که پیش از این صادرکننده‌ای کوچک در حوزه انرژی بود حالا مجبور به وارد کردن نفت شده است.

بنا به اعلام سازمان ملل متحد، جنگ داخلی سوریه تا به‌حال بیش از ۱۰۰ هزار کشته بر جای گذاشته است.

برچسب‌ها: اقتصادی, چپاول, خاورمیانه, دزدی‌های رژیم, سوریه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 31 2013

کنگره آمریکا موضوع تشدید تحریم‌های ایران را بررسی می‌کند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,اقتصادی,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: این طرح همچنین استثناهایی را که از پیش در مورد تحریم نفتی ایران در نظر گرفته شده را بسیار محدود تر خواهد کرد. اما هنوز استثناهایی در مورد کشورهای ژاپن، ترکیه و هند اعمال شده که اجازه واردات محدود نفت را می‌دهد

مجلس نمایندگان آمریکا امروز بحث درباره طرحی برای تشدید تحریم‌های ایران را شروع می‌کند. طبق این طرح آمریکا خریداران نفت ایران را مجبور می کند تا وارداتشان را طی ۱۸ ماه، به طور کامل قطع کنند.

همچنین بخش‌های معدن و ساخت و ساز ایران هم مشمول تحریم می‌شوند. بعضی مخالفان در مجلس نمایندگان و وزارت خارجه آمریکا می‌گویند تشدید تحریم‌ها زمانی که در ایران رئیس جمهوری معتدل روی کار می‌آید درست نیست ولی طراحان آن معتقدند برای موفق بودن مذاکرات هسته‌ای باید فشار بر ایران بیشتر شود.

به موجب این طرح، شرکای تجاری عمده ایران و نیز موسسات مالی که مبادلات تجاری آنها را با ایران تسهیل می کنند، تحریم خواهند شد.

پیش نویس طرح الگوی تحریم نفتی و بانک مرکزی ایران را دنبال می کند که هزینه های سنگینی برای ایران داشته اند.

این طرح همچنین از وزیر امور خارجه آمریکا می خواهد که بررسی “تروریستی” بودن سپاه پاسداران را آغاز کند و در صورتی که سپاه را تروریستی دانست، این نهاد را تحریم کند. در زمان ریاست جمهوری جورج بوش نیروی قدس سپاه نهادی تروریستی اعلام شد.

در آن زمان عده ای در کنگره از جمله سناتور جمهوریخواه چاک هیگل (وزیر دفاع فعلی) با طرح تروریستی اعلام شدن کل سپاه مخالف بودند. به باور این جناح، تحریم نیروهای مسلح یک کشور دیگر می تواند برای آمریکا هم در آینده پیامدهای جدی داشته باشد.

این طرح دولت آمریکا را تشویق می کند که تعداد بیشتری از مقام های ایرانی را به اتهام نقض حقوق بشر تحریم کند. اشخاصی که فن‌آوری‌هایی را در اختیار ایران قرار می‌دهند که در حوزه سانسور و فیلترینگ به کار می‌رود، نیز هدف تحریم های جدی‌تر قرار می‌گیرند و دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا قطع می‌شود.

این طرح همچنین استثناهایی را که از پیش در مورد تحریم نفتی ایران در نظر گرفته شده، بسیار محدود تر خواهد کرد. اما هنوز استثناهایی در مورد کشورهای ژاپن، ترکیه و هند اعمال شده که اجازه واردات محدود نفت را می‌دهد.

با این حال، پس از انتخاب آقای روحانی در ایران، درخواست‌ها از کاخ سفید برای آغاز مذاکره مستقیم با رهبران ایران بیشتر شده و دولت آمریکا نیز به عنوان قدم اول تحریم‌های مربوط به دارو و ابزار پزشکی را کاهش داد.

داریوش زاهدی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیا (برکلی)، گفته است که بسیاری رای‌گیری برای تشدید تحریم‌ها در این مقطع زمانی را کار درستی نمی دانند.

او می گوید: “آنها باید صبر کنند و به روحانی این فرصت را بدهند که وعده های خود را در عمل اجرا کند.”

برخی از حامیان این طرح که آن را قبل از پیروزی انتخاباتی آقای روحانی امضا کرده بودند، از جمله ١٣١ عضو کنگره بودند که دو هفته پیش در نامه ای به باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا، خواستار خودداری از اقداماتی شدند که مشروعیت رییس جمهور منتخب ایران را کاهش دهد.

کیث الیسون، نماینده دموکرات از ایالت مینه‌سوتا که مخالف رای گیری برای تصویب این طرح در زمان حاضر است گفته که ایرانی‌ها این رای‌گیری را یک اقدام خصمانه تفسیر خواهند کرد و “موضع تندروها که نمی خواهند مذاکره کنند” تقویت خواهد شد.

با این حال، حامیات تصویب طرح می‌گویند که رهبران ایران را باید با تهدید جدی مواجه کرد تا ناچار شوند بین حفظ موجودیت و منافع خود از یک سو و بروز فاجعه اقتصادی از سوی دیگر، یکی را انتخاب کنند.

برچسب‌ها: آمریکا, اتمی, اقتصادی, بحران, تحریم, هسته‌ای

شما هم چیزی بگو

Jul 31 2013

نماینده روحانی: دولت احمدی‌نژاد با عجله مشغول قراردادهای میلیاردی است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

رادیوفردا: مشاور رییس جمهوری منتخب ایران، دولت محمود احمدی نژاد را متهم کرد که در روزهای آخر کار خود «مشغول استخدام و جذب نیروها به صورت عجولانه است» و در حال بستن «قراردادهای میلیاردی» است که «برای دولت بعد زحمت درست می‌کند».

اکبر ترکان که نماینده ویژه حسن روحانی برای پیگیری امور انتقالی از دولت دهم به یازدهم است این مطلب را روز سه‌شنبه هشتم مرداد در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا بیان کرد.

وی در این گفت‌وگو اظهار داشت: «اخبار موثقی وجود دارد که در برخی دستگاه‌ها و ارگان‌ها به سرعت مشغول استخدام و جذب نیروها به صورت عجولانه هستند و این جریان به شکل سیل‌آسا ادامه دارد و این کارها به هیچ‌وجه اخلاقی نیست.»

اکبر ترکان افزود: «چه عجله و اصراری وجود دارد که در روزهای پایانی دولت فعلی قراردادهای میلیاردی بسته شود؟ این‌ها برای دولت بعد زحمت درست می‌کند.»

نماینده حسن روحانی برای پیگیری امور انتقالی به دولت یازدهم همچنین تاکید کرد: «تمام تعهداتی که بدین ترتیب برای دولت بعدی ایجاد می‌شود، در ابتدای کار دولت یازدهم به دقت بررسی می‌شود و هرکدام از آنها که به مصلحت و بر اساس قانون و ضوابط و متناسب با زمان اقدام نباشد، کان لم یکن خواهد شد.»

به گفته آقای ترکان، محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ طی نامه‌ای از دولت محمد خاتمی خواسته بود تا از نقل و انتقال، استخدام و مامور کردن پرسنل، خرید و فروش دارایی‌ها، بستن قراردادهای جدید و موضوعات تعهدآور در دولت هشتم پرهیز کند تا دولت جدید مستقر شود.

وی اضافه کرد: «ما می‌خواهیم آقای احمدی‌نژاد و دولت دهم به درخواستی که خودشان هشت سال قبل داشتند متعهد باشند و خواسته بیشتری نداریم.»

اکبر ترکان روز جمعه، چهارم مرداد نیز گفته بود: «گزارش‌هایی به دستم رسیده که خوب نیست. گزارش رسیده است که مدیرکل و رییس سازمان نصب می‌کنند، رییس شورای ایرانیان را تغییر می‌دهند، اموال وزارتخانه‌ها را جابجا می‌کنند و تندتند قراردادهایی می‌بندند که بار مالی به دوش دولت گذاشته می‌شود.»

«احمدی‌نژاد می‌خواهد تمام مشکلات عالم اسلام را در چند روز پایانی حل کند»

در ارتباط با اقدامات دولت احمدی‌نژاد در روزهای پایانی، جواد زمانی، عضو هیات تطبیق مصوبات دولت با قانون، نیز روز چهارشنبه با «عجولانه» نامیدن این اقدامات، از دولت انتقاد کرد.

جواد زمانی در گفت‌وگو با خبرگزاری مجلس، خانه ملت، گفت که «احمدی‌نژاد می‌خواهد تمام مشکلات عالم اسلام را در چند روز پایانی دولت حل کند.»

وی مصوبات، استخدام‌ها و قراردادهای دولت دهم در روزهای آخر را «دارای ابهام» توصیف کرد و گفت: «رفتارهای روزهای آخر احمدی‌نژاد موید صفتی است که طی این هشت سال به طور مکرر برای وی به کار برده شد یعنی “بی قانونی”.»

این نماینده مجلس افزود: «اگر احمدی‌نژاد به راستی دغدغه اشتغال و استخدام مردم را داشت می‌توانست در هشت سال گذشته این اقدامات را انجام دهد.»

جواد زمانی ادامه داد: «رفتارهای دولت دهم در روزهای پایانی به هیچ عنوان منطقی، قانونی و درست نیست و این گفته اکبر ترکان مبنی بر این که دولت یازدهم اقدامات غیر قانونی دولت دهم را در روزهای پایانی “کم لم یکن” تلقی می‌کند، به طور کامل صحیح و به جا است.»

این نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، دولت احمدی‌نژاد را متهم کرد که «با اقدامات غیر قانونی و بی منطق در روزهای آخر کاری خود، دولت روحانی را مشغول کند یا به باور خود دولت یازدهم را از ابتدای کار فلج کند.»

وی افزود: «به احتمال زیاد احمدی‌نژاد با خود فکر می‌کند که دولت یازدهم چهار سال زمان در اختیار دارد و در این روزهای آخر من تا اندازه‌ای سنگ بر سر راه این دولت بیاندازم که چهار سال زمان دولت یازدهم به برداشتن این سنگ‌ها بگذرد.»

وی ادامه داد: «احمدی‌نژاد با خود تصور می‌کند که اگر این کار انجام شد همه می‌گویند احمدی نژاد این کار را انجام داد و اگر جلوی این کار را گرفتند باز در اذهان عمومی شکل می‌گیرد که احمدی‌نژاد خواست تا مردم را سر کار ببرد اما دیگران از جمله مجلس جلوی وی را گرفتند و این تئوری در داستان مهرآفرین به روشنی قابل درک است.»

محمود احمدی‌نژاد روز یک‌شنبه ششم مرداد، در آخرین گفت‌وگوی زنده خود که از تلویزیون دولتی ایران پخش شد انتقادها نسبت به دولتش را رد کرد و اظهار داشت که «تا الان نتوانسته‌اند عملکرد دولت که خلاف قانون بوده باشد را اثبات کنند.»

وی در این گفت‌وگو گفت: «آنها که دولت را متهم می‌کنند، می‌خواهند فعالیت‌های خود را بپوشانند.»

برچسب‌ها: اقتصادی, چپاول, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 31 2013

تکانه‌هایی در شورای نگهبان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

خودنویس: انتخاب حقوق‌دان‌های جدید شورای نگهبان، فعالیتش در عقیم‌سازی جمهوریت و جلوگیری از تحقق کامل اراده ملت در عرصه حکمرانی را وارد مرحله تازه‌ای ساخته است. عباسعلی کدخدائی هم از شورا رفت…

وی از سال ۱۳۸۴ سخنگویی شورای نگهبان را بر عهده داشت. او از معتمدین ونزدیکان شیخ احمد جنتی است و همچنین روابط نزدیکی با بیت رهبری و اصول گرایان افراطی دارد. بر مبنای برخی گمانه زنی‌ها مدیریت سیاسی شورای نگهبان، هماهنگ سازی ناظران و نیرو‌های تحت خدمت شورای نگهبان و اجرای خواسته‌های رهبری در مهندسی انتخابات توسط او صورت می‌گرفته است.

در اصل جنتی ریاست و نظارت عالیه را بر عهده دارد ولی اجرای تدابیر خاص و هدایت تصمیمات شورای نگهبان در چارچوب خواست حاکمیت توسط عباسعلی کدخدایی در ۸ سال گذشته انجام شده است. او نقش محوری در ابلاغ و رسانه‌ای کردن عملکرد شورای نگهبان و دفاع از تصمیمات در انتخابات‌های سال ۸۸ و ۹۲ ایفا کرد.

او آنگونه که خود مدعی است از حسن روحانی و علی لاریجانی خواسته بود که از هاشمی رفسنجانی بخواهند که برای حفظ شان خود و مصلحت نظام از کاندیداتوری انصراف بدهد. صادق لاریجانی وی را به همراه ۵ حقوق‌دان دیگر به مجلس معرفی کرد اما بر خلاف توقعات وی نتوانست جزو سه نفر اول بشود. محسن اسماعیلی که ملایم ترین دیدگاه در بین اعضاء شورای نگهبان را دارد توانست با کسب ۹۱ درصد رای نمایندگان حاضر در مجلس رتبه اول را بدست آورد. بعد از وی سام سوادکوهی و نجات‌الله ابراهیمیان به ترتیب با کسب ۵۷ درصد و ۵۰ درصد نفرات بعدی شدند. این دو از چهره‌هایی هستند که در طول سه دهه گذشته در دستگاه قضایی فعالیت کرده و مدارج حقوقی را طی نموده‌اند.

کدخدایی ۱ یک رای کمتر از ابراهیمیان بدست آورد. تا بعد از ۱۲ سال از جمع اعضاء حقوق دان شورای نگهبان خارج گردد. او در ۸ سال گذشته همزمان نقش‌های معاونت اجرایی و سخنگویی شورای نگهبان را نیز بر عهده داشت.

انتخاب مجلس معنادار بود و تا حدی با پیروزی روحانی هم‌سویی داشت. جایگاه کدخدایی در بین حقوق‌دان‌های شورای نگهبان مشابه سعید جلیلی در بین کاندیدا‌های ریاست جمهوری بود. همچنین رای بالا به اسماعیلی که نزدیک‌ترین فاصله با منتقدین شورای نگهبان را دارد نیز پیام روشنی داشت که اکثریت مجلس خواهان تغییر رویه شورای نگهبان است. البته تغییر مورد نظر محدود به رعایت مولفه‌های پایه‌ای جمهوری اسلامی و حفظ بازی خودی‌ها است. اما با عملکرد جاری شورای نگهبان زاویه دارد.

معاونت اجرایی و امور انتخابات توسط دبیر شورای نگهبان انتخاب می‌شود. با توجه به نظر مثبت جنتی، می‌توان پیشبینی کرد کدخدایی پست معاونتش در شورای نگهبان را حفظ نماید. اما تصمیم شورای نگهبان مبنی بر مسکوت گذاشتن انتخاب سخنگو وصرفا انتخاب دبیر و قائم مقام دبیر، امر غیر متعارفی بود که حتی مورد توجه خبرگزاری فارس نیز قرار گرفت. به نظر می‌رسد اختلافات در داخل شورای نگهبان رو به افزایش است و این امر باعث شده تا کدخدایی نتواند توسط اکثریت اعضاء شورا به سخنگویی برگزیده شود. همچنین برایند نظرات بگونه ای بوده که فعلا سخنگو نیز انتخاب نشده است و ممکن است شورای نگهبان دیگر سخنگویی تعیین ننماید.

اختلاف در شورای نگهبان امر جدیدی نیست اما این اختلاف تاثیری بر برونداد شورای نگهبان تا کنون نداشته است. الیته تصمیم گیری‌های اصلی شورای نگهبان معمولا توسط اراده‌های مسلط قدرت و در بیرون از شورا گرفته می‌شود. در انتخابات سال ۱۳۸۸ شایع بود که دو عضو شورا تمایل به ابطال انتخابات داشته‌اند. در این دوره نیز مساله رد صلاحیت رفسنجانی در شورای نگهبان مساله ساز شده بود و حذف رفسنجانی از زقابت‌ها تنها با نظر مثبت سه فقیه و ۵ حقوق دادن صورت گرفت. آیت الله هاشمی شاهرودی غایب بود. آیت الله مومن مخالفت کرد و سرانجام با پافشاری شیخ محمد یزدی و احمد جنتی و رای مثبت مدرس یزدی و اکثریت حقوق‌دان‌ها، صلاحیت رفسنجانی احراز نشد.

اما این رویداد بسادگی انجام نشد. رفسنجانی مدعی است ابتدا شورای نگهبان صلاحیت وی را تایید کرده است. اما با حضور وزیر اطلاعات فضا عوض می‌شود. اگر چه با مخالفت برخی از اعضاء، حیدر مصلحی در هنگام تصمیم‌گیری جلسه شورای نگهبان را ترک می‌کند. کدخدایی این مساله را رد می‌کند اما در عین حال اصل حضور حیدر مصلحی را می‌پذیرد که به عنوان رئیس یکی از منابع استعلام شورای نگهبان اطلاعاتی را در خصوص کاندیدی دیگر مطرح کرده است. حضور وزیر اطلاعات و یا رایزنی‌های وی برای لیست نهایی افراد تاییدصلاحیت شده مسبوق به سابقه است. اما این مذاکرات پیش از جلسات نهایی شورای نگهبان صورت می‌گرفت.

حال به نظر می‌رسد بعد از این واقعه اختلافات در شورای نگهبان بیشتر از قبل شده است اگر چه هنوز جدی نیست. عدم انتخاب کدخدائی به عنوان سخنگو یکی از جلوه‌های این اختلاف است. از بیرون نیز اصول گرایان منتقد وضع موجود و مخالفان یکه تازی ولی فقیه و اصول گرایان افراطی از بیرون فشار می‌ آورند تا شورای نگهبان تغییراتی را انجام دهد. طرح پیشنهاد علنی شدن مذاکرات شورای نگهبان در این راستا است.

تا پیش از انتخابات یزدی و جنتی بخش تند رو و شاهرودی و مومن بخش میانه‌روی فقهای شورای نگهبان را نمایندگی می‌کردند. مدرس یزدی در وسط آنها قرار داشت. مهدی شب زنده‌دار که به عنوان عضو جدید شورای نگهبان جایگزین آیت الله رضوانی شد، مشی‌ای مشابه مدرس یزدی دارد. او فقط در حوزه علمیه فعالیت می‌کرده و با شورای فقهی شورای نگهبان همکاری می‌کرده است. در مجموع مدرس یزدی و شب زنده‌دار به شاهرودی و مومن نزدیک‌تر هستند. اما شیخ محمد یزدی نیز بعد از انتخابات تغییر موضع محدودی پیدا کرده و از گفتمان سوم تیر دور گشته و به اصول‌گریان سنتی نزدیک‌تر شده است. بنابراین موازنه قوای کنونی شورای نگهبان نشانگر افزایش فاصله این شورا با اصول‌گرایان تند رو است.

البته این مساله تا جایی است که تصمیم گیری‌ها بر عهده شورای نگهبان باشد و گرنه اگر قرار بر دخالت رهبری و اراده‌های مسلط بیرون از شورا باشد، شکاف داخلی تعیین کننده نیست. در روز‌های آینده مشخص می‌شود که عملکرد شورای نگهبان نیز در فصل جدید سیاسی ایران تغییر می‌کند یا اینکه اختلافات از محدوده کنترل شده و نا چیز عبور نمی نماید.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, شورای نگهبان, عباسعلی کدخدائی

شما هم چیزی بگو

Jul 31 2013

جدیدترین فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای: از معاشرت با بهاییان «اجتناب» شود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

خودنویس: رهبر جمهوری اسلامی در فتاواهایی گفته است: معاشرت با بهاییان جایز نیست، ریش پرفسوری حرام است، رقص حرام است، ذکر ظلم بعضی از مسوولین در صورتی که موجب فتنه شود حرام است و..»

وب‌سایت «تسنیم» [2]، در یادداشتی مجموعه‌ای از جدیدترین فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای را گردآوری کرده که برخی از آنها جالب توجه است.

براساس یکی از این فتواها خامنه ای گفته است: «از هرگونه معاشرت با این فرقه‌ى ضالّه‌ى مضلّه، اجتناب شود.»

گفتنی است این فتوا در حالی است که هفته‌ی گذشته محمد نوری‌زاد با حضور در منزل یکی از بهاییان به پای‌بوسی کودک این خانواده پرداخت [3].

دیگر فتواهای جالب توجه خامنه‌ای بدین شرح است:

* گرفتن یا دادن هدیه به کفّار فى‌نفسه مانعى ندارد.

* گزارش دادن ظلم مسوولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى‏ شود حرام است.

* تقلّب حرام است ولى اگر شخصى که تقلب کرده است تخصص و مهارت لازم را براى کارى که براى آن استخدام شده دارد و مقرّرات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

* واجب است از مشاهده فیلم‌هایى که به مقدسات جمهورى اسلامى اهانت مى‌‌کنند، اجتناب شود.

* استفاده از کلاه‌گیس براى حجاب مجزى نیست.

* ریش پرفسورى: تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و بنا بر احتیاط حرام است.

* رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است.

* استفاده از ماهواره: «آنتن‌هاى ماهواره‌اى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏‌هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏‌کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‌‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏‌اى هم مترتّب نمى‏‌شود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.»

* نصب و تعمیر آنتن‌هاى ماهواره‌اى‌: «اگر از آنتن ماهواره‌اى براى امور حرام استفاده شود که غالباً همین‌طور است و یا تعمیر کننده و یا نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‌‏کند، خرید و فروش و نصب قطعات و راه‏‌اندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.»

* سرویس‌دهى کافى‌‌نت به مشتریان: «اگر کسى‌‌کافى‌‌نت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى که در اختیار او قرار داده مى‌شود استفاده حرام مى‌کند، جایز نیست آن را در اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت شک در اینکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مى‌کند، اشکال ندارد.»

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, شارلاتانیزم, عوامفریبی, فتوا, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Jul 30 2013

شب گذشته در محل مجسمه یادمان کوهنورد در دربند یاد سه کوهنورد ایرانی گرامی داشته شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی ::

ایلنا: مردم به صورت خود جوش در در محل مجسمه یادمان کوهنورد در دربند حاضر و در با گذاشتن گل و شمع در پای این مجسمه به سه کوهنورد ایرانی ادای احترام کردنددر بین عموم مردم هنرمندانی همچون حامد بهداد،هو من بهمنش،علی مردانه،حمید فرخ نژادنیز حضور داشتند.

ایلنا: گروهی از مردم شب گذشته با حضور در محل مجسمه یادمان کوهنورد در میدان دربند به صورت خود جوش به سه کوهورد ایرانی جانباخته ایرانی ادای احترام کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی از تیم پنج نفره گروه کوهنوردی آرش در آخرین صعودشان توانستند پرچم ایران را بر بلندی قله ۸۰۴۷ متریبرودپیک‌ به اهتزاز درآوردند و مسیری تازه به نام ایران در دل هیمالیا گشوده و ثبت کنند اما در هنگام بازگشت مسیر خود را پیدا نکرده بودند و در کوه ناپدیدی شدند و با وجود جستجوهای فراوان هیچ اثری از آنها یافت نشد

بدنبال این حادثه حمید فرخ نژاد بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار فراخوانی اعلام کرد که قصد دارد تا روز دوشنبه 7 مرداد ساعت 19 در محل مجسمه یادمان دربند حضور پیدا کند هر چند بعد بدلیل اینکه مجوز لازم برای حضور صادر نشده بود اما مردم به صورت خود جوش در این میدان حاضر و در با گذاشتن گل و شمع در پای این مجسمه به سه کهنورد ایرانی ادای احترام کردند

همچنینی بدلیل نبود مجوز مراسم اصلی برگزار نشد و هنرمندان و مردم بعد از اهدای گل محل را ترک کردند

در بین عموم مردم هنرمندانی همچون حامد بهداد،هو من بهمنش،علی مردانه،حمید فرخ نژادنیز حضور داشتند.

برچسب‌ها: اجتماعی, کوهنوردی, ورزشی

شما هم چیزی بگو

Jul 30 2013

ابوالفضل عابدینی در اعتصاب غذا به‌سر می‌برد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوزمانه: ابوالفضل عابدینی، زندانی سیاسی و از شاهدان پرونده مرگ ستار بهشتی که در قرنطینه زندان اوین تهران به‌سر می‌برد، دست به اعتصاب غذا زده است.

به گزارش تارنمای کلمه، این زندانی سیاسی که روز جمعه ۲۶ آبان به زندان اوین بازگردانده شده، در اعتصاب غذای “تر” به‌سر می‌برد.

عابدینی در پرونده مرگ ستار بهشتی درباره آثار شکنجه روی بدن این وبلاگ‌نویس شهادت داده بود. پس از این شهادت وی روز پنج‌شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱ به زندان اهواز تبعید شد اما با دستور دادستانی تهران دوباره به زندان اوین برگردانده شد.

پیشتر ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین طی نامه‌ای با اعتراض به انتقال ابوالفضل عابدینی به زندان اهواز گفته بودند این زندانی سیاسی “مطلع‌ترین” فرد از شکنجه ستار بهشتی است.

مخالفان حکومت ایران می‌گویند ستار بهشتی بر اثر شکنجه “به قتل رسیده”‌ اما روز گذشته رئیس سازمان پزشکی قانونی گفت از نظر این سازمان ستار بهشتی بر اثر مرگ طبیعی جان خود را از دست داده است.

ستار بهشتی، ۳۵ ساله، کارگری بود که در مورد نقض حقوق بشر در ایران وبلاگ می‌نوشت. وی ۹ آبان‌ماه جاری در منزلش در رباط کریم در نزدیکی تهران بازداشت شد. در روز ۱۶ آبان مقامات با خانواده او تماس گرفته و آن‌ها را از مرگش در زمان بازداشت مطلع کردند، بدون آن‌که اطلاعات دیگری ارائه کنند.

پیشتر ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین طی نامه‌ای با اعتراض به انتقال ابوالفضل عابدینی به زندان اهواز گفته بودند این زندانی سیاسی “مطلع‌ترین” فرد از شکنجه ستار بهشتی است

در همین حال اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران گفته است: “علا‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نامه‌ای برای من نوشت که مهدی دواتگری را در آن به‌عنوان نماینده این کمیسیون برای بازدید از بازداشتگاه ستار بهشتی اعلام کرد که من دستور همکاری با مجلس را صادر کردم.”

احمدی‌مقدم درباره برخورد با عاملان مرگ ستار بهشتی گفت: “هنوز در مرحله تحقیقات قرار داریم و اول باید اصل مسئله روشن شود.”

هفته گذشته برخی منابع خبری گفته بودند دست‌کم هفت نفر از بازجویان و عاملان پرونده ستار بهشتی بازداشت شده اند که برای شماری از آن‌ها قرار وثیقه صادر شده است.

همچنین نجف‌قلی حبیبی، رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت: “انتظار داریم قوه قضائیه برای حفاظت از حیثیت کشور با مسئله فوت ستار بهشتی با جدیت برخورد کند و ضروری است تا به همه افرادی که مسئولیت بازجویی را در قوه قضائیه و نیروی انتظامی بر‌عهده دارند در این رابطه تذکرات جدی داده شود.”

به گفته وی “گلایه دیگری که مطرح می‌شود این است که اگر در مورد مسئله کهریزک با جدیت برخورد می‌شد هم‌اکنون شاهد چنین وقایعی نبودیم.”

تاکنون دو گروه از زندانیان سیاسی زندان اوین که یک روز را با ستار بهشتی سر کرده بودند با انتشار بیانیه‌هایی شهادت داده‌اند که آثار شکنجه‌های شدید را بر پیکر او دیده‌اند.

اما رئیس سازمان پزشکی قانونی ایران در مورد کبودی‌های روی بدن ستار بهشتی گفت: “ممکن است کبودی‌هایی روی بدن او بر اثر ضرب و شتم باشد اما این کبودی‌ها نمی‌توانند عامل مرگ باشند.”

پیش از این نیز برخی مقامات جمهوری اسلامی بر احتمال “غیرعمد بودن” مرگ ستار بهشتی و یا “مرگ طبیعی” وی تأکید کرده و حتی جواد کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مسئول مرگ این وبلاگ‌نویس را مخالفان حکومت دانسته بود.

مرگ ستار بهشتی بازتاب گسترده‌ای در جهان یافت. سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای کشته شدن ستار بهشتی را بر اثر شکنجه بسیار محتمل دانست و خواستار تحقیق مستقل در مورد سرنوشت وی شد.

سازمان گزارشگران بدون مرز نیز ضمن ابراز تأسف از خبر درگذشت این وب‌نگار زندانی، در بیانیه‌ای نوشت: “به نظر می‌رسد وی بر اثر اعمال خشونت به هنگام بازجویی به قتل رسیده باشد.”

همچنین فرانسه، بریتانیا و آمریکا به‌شکل جداگانه کشته شدن ستار بهشتی در زندان را محکوم کرده و خواهان روشن شدن تمامی ماجرا و رسیدگی به آن شدند.

برچسب‌ها: ابوالفضل عابدینی, اعتصاب غذا, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .