اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Mar 19 2013

نامه علی لاریجانی به مردم قم: مردم قم به استقبال نیایند، ترافیک می‌شود!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

تابناک: رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه ای به مردم سرافراز قم، با اشاره به برخی برنامه ریزی ها برای استقبال از خود، ضمن تشکر از مردم بزرگوار قم اعلام کرد: «مثل همیشه در منزل مرحوم والد در خدمت مردم شریف خواهم بود».

به گزارش خبرگزاری خانه ملت متن نامه رئیس مجلس و نماینده قم به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف و عزیز قم

اینجانب طبق روال همیشگی برای انجام وظایف نمایندگی و پیگیری امور شهر بنا دارم که فردا در حوزه انتخابیه باشم، شنیدم که جمعی از مردم برای استقبال از خادم خود برنامه ریزی کرده اند، ابتدا از محبت مردم بزرگوار قم سپاسگذارم و به هیچ وجه راضی به ایجاد زحمت برای آنها نیستم بخصوص در این ایام که به عید نوروز نزدیک است و ممکن است موجب ترافیک و مزاحمت گردد، از جانب دیگر با توجه به اینکه برخی از مسئولین شهر مانند آقای استاندار بهانه هایی آورده اند که دلالت بر عجز اداری آنان دارد، تقاضا دارم از هرگونه برنامه ای برای استقبال خودداری فرموده و اجازه دهند تا وقت خود را صرف خدمت بیشتر به استان نمایم.

لذا مثل همیشه در منزل مرحوم والد در خدمت مردم شریف خواهم بود.

خادم مردم سرافراز قم

علی لاریجانی

گفتنی است پس از حادثه تلخ ۲۲ بهمن قم که در آن عده ای بصورت سازماندهی شده در حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ضمن ایجاد آشوب ، مانع سخنرانی رئیس مجلس شدند ، این اولین حضور علی لاریجانی در حوزه انتخابیه قم برای دیدار با مردم و پیگیری مسائل استان است.

No responses yet

Mar 19 2013

اتهام تبلیغ علیه نظام به ابوالفضل عابدینی، شاهد پرونده ستار بهشتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سحام نیوز: در حالی که ماه ها از کشته شدن ستار بهشتی گذشته و هنوز دادگاه این قربانی بازداشتگاه فتا تشکیل نشده است، شاهد پرونده ستار بهشتی به جای متهم و عامل قتل و شکنجه به تبلیغ علیه نظام شد.

به گزارش کلمه، ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار و فعال حقوق بشر دربند توسط شعبه ۱۲ بازپرسی دادگاه انقلاب به تبلیغ علیه نظام متهم شد و بازپرس پرونده پس از تفهیم اتهام این زندانی سیاسی قرار ۳میلیارد ریالی برای اتهامات وی صادر کرده است.

ابوالفضل عابدینی در جریان قتل ستار بهشتی بعنوان شاهد در دادسرا حضور پیدا کرد و اظهارات خود را به قاضی این پرونده بیان کرد واز قاضی خواسته بود که حوادث کهریزک تکرار نشود وجای متهم را باشاکی وشاهد جابجا نکنند.اما بلافاصله و تنها دو روز بعد در اقدامی عجیب این فعال حقوق بشر به زندان اهواز تبعید شد. وی در اعتراض به این مسئله اعلام کرد که دست به اعتصاب غذا خواهد زد. همچنین دیگر زندانیان سیاسی این بند نیز در حمایت از وی از پذیرش غذا اجتناب کردند. در نتیجه این اعتراضات بود که پس از یک هفته عابدینی به بند ۳۵۰ بازگشت.

در جریان رسیدگی به پرونده قتل ستار بهشتی ۴۱ زندانی سیاسی سبز محبوس در بند ۳۵۰ اوین شهادت دادند که در ساعاتی که ستار بهشتی در این بند بوده آثار شکنجه ها و ضرب و شتم را بر بدن وی دیده اند.

این زندانیان سیاسی در شهادت نامه ی خود آورده اند: وی در حضور افرادی در بند ۳۵۰ اظهار داشته که در مقر پلیس امنیت از سقف آویزان شده و درهمان حال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است سپس پلیس دست و پاهای وی را به صندلی بسته و مجددا وی را مورد ضرب و شتم قرار داده است. درمواقعی دست های وی را با دستبند بصورت قپانی بسته و کتک می زدند و در مواقعی دیگر وی را بر روی زمین انداخته و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردن وی وارد می کردند در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحش های رکیک ناموسی نیز نثار وی می شده است و مکررأ تهدید میکردند که وی را می کشند. زمانی که ستار به بند ۳۵۰ آورده شد آثار شکنجه در تمام قسمت های مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دست های او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچ های او به چشم می خورد. در بخش هایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده می شد.

اینک در حالی که حتی سخنگوی قوه قضاییه نیز وجود آثار ضرب و شتم بر بدن ستار بهشتی را تایید کرده است، ابوالفضل عابدینی که شاهد وضعیت وخیم جسمانی این وبلاگ نویس بوده به تبلیغ علیه نظام متهم می شود.

ابوالفضل عابدینی از جمله زندانیان بازداشت شده پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که یکبار در تیرماه سال ۸۸توسط وزارت اطلاعات بازداشت و پس از گذراندن ۴ماه با سپردن وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد و سپس به ۱۱ سال حبس محکوم شد.

این خبرنگار و فعال کارگری در اسفند ماه همان سال بار دیگر بازداشت شد. ولی اینبار توسط اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر که این بازداشت محکومیت یکساله را برایش به اتهام تبلیغ علیه نظام بهمراه داشت.

No responses yet

Mar 18 2013

رپرتاژ بی بی سی فارسی برای بابک زنجانی و مچگیری بازتاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

هاشمی نامه: پس از گذشت چند ماه از افشاگری های «بازتاب» درباره بابک زنجانی، بی بی سی فارسی با پخش مصاحبه ای رپرتاژ آگهی گونه برای بابک زنجانی، به وی این فرصت اختصاصی را داد که با گفتن دروغهای آشکار، به توجیه عملکرد خود بپردازد.

پس از گذشت چند ماه از افشاگری های «بازتاب» درباره بابک زنجانی، بی بی سی فارسی با پخش مصاحبه ای رپرتاژ آگهی گونه برای بابک زنجانی، به وی این فرصت اختصاصی را داد که با گفتن دروغهای آشکار، به توجیه عملکرد خود بپردازد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اظهارات بابک زنجانی درباره افشاگری های بازتاب علیه وی در حالی از بی بی سی فارسی پخش گردید که گزارشگر این شبکه، شبیه مرتضی حیدری، مصاحبه گر سیمای جمهوری اسلامی در مقابل احمدی نژاد، نقش پایه میکروفون را ایفا کرد و در برابر هیچ یک از دروغ های آشکار وی واکنشی نشان نداد و این مصاحبه با وجود سپری شدن چندین روز از ضبط آن، در اقدامی غیرحرفه ای بدون هیچ گونه توضیحی از بی بی سی پخش گردید.

منابع خبری بازتاب به محض ضبط مصاحبه، انجام آن را به اطلاع تحریریه بازتاب رسانده بودند و خوشبختانه این دست پخت مشترک بابک زنجانی و بی بی سی با تمام گاف های آن، روی آنتن رفت که بازتاب در ادامه به 5 مورد آن اشاره می کند:

1- بابک زنجانی در مصاحبه ادعا کرد، تصاویر گرفته شده از وی مربوط به 15 سال قبل یعنی سال 1998 بوده است، در حالی که این تصاویر مربوط به 12 و 13 می سال 2010، یعنی 12 سال بعد از آن تاریخی که بابک زنجانی در مصاحبه با بی بی سی ادعا کرده است، می باشد. توجه به خودروی موجود در تصویر و چهره بابک زنجانی، کذب بودن ادعای وی را نشان می دهد، به ویژه که بابک زنجانی متولد سال 1974 می باشد و تصویر وی مشخص می کند که آیا این تصویر متعلق به فردی 24 ساله است یا 36 ساله؟

گذرنامه آقای زنجانی نشان می دهد وی به تازگی جشن تولد 39 سالگی خود را گرفته و 15 سال قبل، جوانی 24 ساله بوده است.

2- بابک زنجانی ادعا کرده تصویر منتشرشده توسط بازتاب از حضور وی در جت شخصی بهمراه سید حسن میرکاظمی مشهور به رعیت (از مفسدین اقتصادی و عوامل خودسر لباس شخصی که نقش گسترده ای در تخلفات سال 1388 داشته است)، اولا توسط خود وی در فیس بوک منتشر شده که مراجعه به صفحه فیس بوک بابک زنجانی در اینجا دروغ بودن این اظهارات را نشان می دهد.

ثانیا وی مدعی شده این سفر مربوط به بلاروس بوده است که نشان می دهد دروغگو کم حافظه است، چرا که خود بابک زنجانی پیش از این در مصاحبه با سایت باشگاه خود اظهار کرده این عکس مربوط به سفر از تاجیکستان به ترکیه است و ثانیا میرکاظمی در سال 1388 پلیس بوده و بدین خاطر از اسلحه کمری برای برخورد با معترضان استفاده کرده، در حالی که این موضوع نیز کذب است و وی هیچ مسئولیت انتظامی نداشته است و به صورت خودسرانه و بدون مجوز از اسلحه در برابر معترضان استفاده کرده است.

3- بابک زنجانی ادعا کرده است که وی هیچ نفت خامی از ایران دریافت نکرده است که باز هم دروغ بزرگی گفته است. چرا که وی چندین میلیارد دلار نفت خام ایران که بر روی کشتی های نفتکش بارگیری شده بود، بر روی آب به صورت نسیه خریداری کرده است و مبلغ ادعایی وی معادل 4 میلیارد یورو نیز بابت بدهی وی به وزارت نفت جهت خرید نفت روی آب، بلوکه شده است که جزئیات آن در آینده توسط بازتاب افشا خواهد شد.

4- درباره موضوع ارتباط بابک زنجانی با تعدادی از مهره های امنیتی و حمایت از وی نیز بازتاب به جهت آن که موضوع را از طریق نهادهای مسئول پیگیری می کند، در مورد ارائه جزئیات بیشتر را تا روشن شدن نحوه رسیدگی به تخلفات عناصر امنیتی در پرونده بابک زنجانی خویشتنداری خواهد کرد و فعلا به افشای هویت دو مهره بدنام یعنی حمید فلاح هروی که تصویر جدیدی از وی به همراه بابک زنجانی در همین گزارش منتشر می شود و سید حسن میرکاظمی بسنده می کند. اما این موضوع را جهت اطلاع افکار عمومی خاطر نشان می سازد که این دو مهره سوخته، صرفا رابط بابک زنجانی با دو محفل امنیتی می باشند.


گزارش بی بی سی/ میلیاردر ایرانی: فاضل لاریجانی از من درخواستی نداشت

نام بابک زنجانی، تاجر ایرانی با ماجرایی گره خورده است که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران در مجلس کلیک علیه برادران لاریجانی مطرح کرد.

اکنون بعد از یک ماه و نیم، بابک زنجانی در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی جزئیات بیشتری را درباره نقش فاضل لاریجانی، برادر رؤسای مجلس و قوه قضاییه ایران و سعید مرتضوی، رئیس سازمان تأمین اجتماعی در این پرونده و رابطه خود با حکومت ایران مطرح کرده است.
آقای زنجانی می‌گوید که فاضل لاریجانی برای تسهیل فعالیت‌های اقتصادی او به طور مستقیم از او درخواستی نداشته است.

بعد از قرار گرفتن نام بابک زنجانی در فهرست تحریم‌های اروپا، آن‌طور که گفته می‌شود، آقای زنجانی تصمیم می‌گیرد بخشی از سرمایه خود در خارج کشور، معادل ۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار را با خرید حدود ۱۱۷ شرکت سازمان تأمین اجتماعی، به ایران منتقل کند.

بر اساس فیلمی مخفی که از گفت‌و‌گوی خصوصی سعید مرتضوی، رئیس سازمان تأمین اجتماعی و فاضل لاریجانی منتشر شده، آقای لاریجانی ظاهرا از آقای مرتضوی می‌خواهد که واسطه همکاری او با بابک زنجانی شود.

بر اساس این فیلم و همین‌طور کلیک سخنان رئیس جمهوری ایران علیه برادران لاریجانی، فاضل لاریجانی قصد داشته در ازای دریافت پول و امکانات مالی، از نفوذ و اعتبار برادران خود در رأس قوه قضاییه و قوه مقننه استفاده کند تا فعالیت‌های اقتصادی بابک زنجانی تسهیل شود.

فاضل لاریجانی این ادعا را تکذیب کرده است.


آقای زنجانی در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که یک دیدار کوتاه ۵ دقیقه‌ای با فاضل لاریجانی، برادر رؤسای مجلس و قوه قضاییه داشته و در آن دیدار طرح‌هایش را برای خرید شرکت‌های سازمان تأمین اجتماعی مطرح کرده است.

به گفته آقای زنجانی، فاضل لاریجانی در آن دیدار می‌گوید “اگر کمکی خواستید در این واگذاری‌ها کمک می‌کنیم”، اما او در عوض “هیچ درخواستی نداشت”.

او می‌گوید “از صحبت‌هایی که بعد‌ها بین آقایان شده خبر ندارم”.

‘به ایران بر می‌گردم’

جز فیلم مذاکره خصوصی فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی، فیلم دیگری هم در اینترنت از دیدار بابک زنجانی و سعید مرتضوی منتشر شده که در آن نام فاضل لاریجانی و دو نفر دیگر مطرح می‌شود.

بابک زنجانی درباره این فیلم به بی‌بی‌سی فارسی گفته است: “سعید مرتضوی خواهش می‌کند که من به بیرون بگویم این اشخاص، برای کمک ابراز آمادگی کرده‌اند؛ اما این اشخاص ربطی به آقای لاریجانی نداشتند. حالا چه جوری شد که فیلم گرفتند و در سایت‌ها گذاشتند، نمی‌دانم. نمی‌خواستند از من استفاده کنند. شاید [رقبای سیاسی] می‌خواستند کار خودشان را یک جوری با هم حل کنند”.

بعد از آنکه ماجرای افشاگری رئیس جمهوری ایران علیه برادران لاریجانی توفانی در فضای سیاسی ایران ایجاد کرد، ۳۰ بهمن ماه سال جاری، غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه ایران از احضار فاضل لاریجانی و بابک زنجانی به دادگاه خبر داد.

اما بابک زنجانی، گفته در این مدت دائم به ایران رفت و آمد داشته است و به‌زودی هم به تهران باز می‌گردد. او می‌گوید: “اگر قوه قضاییه احضارم کند، می‌روم؛ خلافی انجام نداده‌ام که ترس داشته باشم.”

‘سلاح‌ها مربوط به سفر عراق است’

از بابک زنجانی عکس‌هایی منتشر شده که او را در حال حمل سلاح نشان می‌دهد. با استناد به این عکس‌ها؛ بعضی سایت‌های خبری داخل ایران، او را به ارتباط با سازمان‌های امنیتی ایران متهم کرده‌اند.

آقای زنجانی گفته این عکس‌ها مربوط به سفر ۱۵ سال پیش او به عراق است که در راه اربیل برای حفظ امنیت، مانند مسافران دیگر مجبور به حمل سلاح بوده است.

عکسی دیگر او را همراه حسن میرکاظمی نشان می‌دهد.

آقای میرکاظمی، تاجری بسیجی و مالک چند کارخانه و واحد تولیدی است. او شهرت خود را بیشتر مدیون تصاویری است که در جریان انتخابات سال ۸۸ ایران منتشر شد. آن زمان، عکس‌هایی از فردی با لباس شخصی و کلت کمری در خیابان‌های تهران منتشر شد که ظاهرا در حال رویارویی با معترضان بود. گفته می‌شود که این شخص کلت به دست، حسن میرکاظمی است.

آقای زنجانی می‌گوید که حسن میرکاظمی دوست اوست و اگر برای دفاع از کشورش به اسلحه دست برده، کار خلافی انجام نداده است.

بابک زنجانی می‌گوید افتخار می‌کند به اینکه “به عنوان بازرگان برای جمهوری اسلامی کار می‌کند”.

فرداد فرحزاد، خبرنگار بی‌بی‌سی با بابک زنجانی، هنگام افتتاح پروژه‌ای اقتصادی در تاجیکستان مصاحبه‌ای انجام داده است.

No responses yet

Mar 18 2013

آیت‌الله هایی که فرزندان خود را به کشتن دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: فرزند مهدی خزعلی، نویسنده و فعال سیاسی منتقد جمهوری اسلامی اخیرا اعلام کرده که پدربزرگش نه تنها توصیه خود برای بازداشت و زندانی نگه داشتن فرزندش را تکذیب کرده بلکه گفته برای آزادی او تلاش می کند.آیت الله ابوالقاسم خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری و پدر مهدی خزعلی است.

پدر به حمایت قاطعانه از رهبر جمهوری اسلامی شهرت دارد اما پسر چند سالی است که در مخالفت با عقاید پدر فعالیت می کند.

در ماه های اخیر گزارش های متعددی درباره رضایت و حتی حمایت آیت الله خزعلی از برخورد قضایی و امنیتی با فرزندش در رسانه ها منتشر شد. اما نوه این آیت الله ۸۸ ساله گفته که پدربزرگش در آخرین دیدار با او، این مسئله را به شدت تکذیب کرده و در عین حال از دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی هم گلایه کرده است.

با وجود این، رسانه ها و شخصیت های مختلف در جناح حاکم اصولگرا، همواره حمایت یا لااقل سکوت ابوالقاسم خزعلی در قبال برخورد با فرزندش را نشانه ای از احترام به قانون، مقابله با پدیده آقازادگی و درس عبرتی برای دیگر مقام های ارشد حکومت دانسته اند تا حمایت از اعضای خانواده خود را به پشتیبانی از نظام ترجیح ندهند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، هدف و مخاطب اصلی این کنایه است.

قربانی دادن برای اثبات وفاداری

قربانی کردن فرزندان برای کمک به حفظ حکومت، می تواند بهترین و تأثیرگذارترین نشانه از وفاداری به نظام سیاسی مستقر تلقی شود.

در روابط انسانی و اجتماعی، رابطه ای عمیق تر و عاطفی تر از رابطه والدین با فرزندان وجود ندارد. در متون مقدس نیز برای ابراز وفاداری و سرسپردگی ابراهیم (نیای هر سه دین مسیحیت، یهودیت و اسلام) به خداوند، آمادگی او برای قربانی کردن فرزند، معیار ایمان شناخته می شود.

به همین سبب است که دل کندن از فرزند و سپس قربانی کردن او برای بقای حاکمان، این پیام را به روشن ترین و صریح ترین شکل ممکن به صاحبان قدرت می رساند که کمترین تردید درباره امکان اطمینان به او و سپردن مناصب کلیدی و حساس به وی وجود دارد .در چنین شرایطی، پدر یا مادر قربانی کننده می توانند تا بالاترین مقام های حکومتی ارتقا یابد.

در حکومت جمهوری اسلامی از سه پدر که حاضر شدند برای حفظ حکومت از فرزندان خود بگذرند و حتی در کشته شدن آنها نیز شریک باشند، به عنوان نمونه نام برده می شود. این پدران در ادبیات رسمی حکومت، نمادهای از خود گذشتگی در برابر امام، رهبری، انقلاب و قانون معرفی می شوند.

اما قرائت رسمی که فداکاری این پدران را روایت می کرد در گذر زمان با شک و شبهاتی روبرو شد.

آیت الله محمد محمدی گیلانی

حاکم شرع و رئیس دادگاه های انقلاب در اویل انقلاب اسلامی و رئیس سابق دیوان عالی کشور بود.

این آیت الله ۸۵ ساله برای سالها در اذهان عمومی با صدور فرمان قتل یا اعدام فرزندان خود به علت مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی شناخته می شد.

اما پس از آنکه روزنامه کیهان (زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی) و هفته نامه پرتو سخن (به صاحب امتیازی موسسه بین المللی امام خمینی به ریاست آیت الله مصباح یزدی) در مهرماه ۱۳۹۱ با اشاره به نحوه برخورد محمدی گیلانی با فرزندانش، از اکبر هاشمی رفسنجانی خواستند تا او نیز رویه مشابهی اتخاذ کرده و دست از حمایت از فرزندانش بردارد، تاریخ ورق خورد.

ابتدا روزنامه جمهوری اسلامی (روزنامه نزدیک به روحانیون محافظه کار) نوشت که یکی از سه پسر آیت‌ الله محمدی گیلانی در درگیری با مأموران نظامی کشته شده و دو پسر دیگر او در حال فرار به سوی مرز ترکیه در اطراف ارومیه با واژگون شدن خودرو و از ترس اینکه مبادا توسط مأموران دستگیر شوند با خوردن سیانور خودکشی کردند.

بر اساس گزارش ها، فرزندان این روحانی که در آن هنگام حاکم شرع انقلاب و از نزدیکان آیت الله خمینی بود، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی “منافقین” خوانده می شوند.

چند روز بعد، حسینعلی نیری، از نزدیکان همیشگی محمدی گیلانی و معاون دیوان عالی کشور نیز با هشدار نسبت به “تحریف حقایق و حوادث تاریخی” جمهوری اسلامی گفت که آیت‌الله محمد محمدی گیلانی در مرگ فرزندان خود “نقشی” نداشته است.

نیری که آیت الله حسینعلی منتظری از او به عنوان یکی از عوامل اصلی اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ نام برده، از محمدی گیلانی به عنوان فردی “عارف”٬ “رئوف” و “مهربان” یاد کرد که نمی‌توان تصور کرد “درصدد کشتن فرزندان خود بر آید.”

اما بارزترین تفاوت میان روایت معاون دیوان عالی کشور با روایت روزنامه جمهوری اسلامی در این بود که نیری گفته بود پسر بزرگ محمدی گیلانی به نام محمدجعفر “در سال ۱۳۵۸ و بر اثر تصادف و عفونت بیمارستانی” درگذشت نه آنگونه که روزنامه جمهوری اسلامی نوشته بود در درگیری مسلحانه.

معاون دیوان عالی کشور در پایان نامه خود که آن را هم روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کرده بود، افزود: “چه لزومی دارد برای بعضی اهداف سیاسی چهره مهربان و عطوف بزرگان حوزه را خشن و زشت تر از شمر و نادر و مغول معرفی کنیم.”

آیت الله احمد جنتی

دبیر ۲۰ ساله شورای نگهبان و از مورد اعتمادترین مقام های حکومتی در نزد آیت الله خامنه ای است
.
محمد حسین جنتی، فرزند آیت الله احمد جنتی نیز از نمونه هایی بود که در اوایل انقلاب در جریان یک درگیری مسلحانه با نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شد. او از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بود.

گزارش رسانه های نزدیک به حکومت می گوید جنتی نذر کرده بود اگر پسرش که در آن هنگام فراری بود، دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.

حسین جنتی قبل از انقلاب نیز به دلیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق دستگیر و محکوم به حبس ابد شده بود. او در آبان سال ۵۷ از زندان آزاد شد و پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان فعالیت خود را شدت بخشید.

در پاییز ۱۳۶۰ خانه حسین جنتی که وی به همراه همسرش در آن زندگی مخفیانه داشت، به محاصره نیروهای سپاه در آمد. پس از درگیری، حسین خود را از پنجره ساختمان به پائین پرت کرد تا فرار کند اما کشته شد. همسر او که برای خرید بیرون رفته بود، هنگام بازگشت به وضعیت محل مشکوک شده و از آنجا می‌گریزد.

آیت الله غلامرضا حسنی

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه است.

این آیت الله ۸۶ ساله، مخفیگاه پسر بزرگ خود به نام رشید را به کمیته های انقلاب لو داد. رشید در آن هنگام از اعضای سازمان فدائیان خلق ایران بود.او در تهران به طور مخفیانه زندگی می کرد تا اینکه پدرش از محل اختفای او مطلع می شود.

آنگونه که آیت الله حسنی در خاطراتش گفته “جایش را شناسایى کردیم. در کمیته انقلاب تهران با آیت ‌الله مهدوى کنى تماس گرفتم و گفتم: یک موردى هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم است … گفتم اگر مقاومت یا فرار کرد، بزنید، نگزارید فرار کند و اگر هم تسلیم شد، دستگیر کنید و به کمیته تحویل بدهید. آنها رفتند و او را دستگیر کردند.”

امام جمعه شهرستان ارومیه در ادامه افزوده: “رشید را بعد براى بازجویى و محاکمه به تبریز انتقال دادند. او چون محل فعالیت‌ هایش آذربایجان بود در این شهر محاکمه و به اعدام محکوم شد و بلافاصله حکم اجرا گردید.”

آیت الله حسنی بعدها نیز از این اقدام خود دفاع کرد: “وقتى خبر اعدام رشید را شنیدم، چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصى ولو پسرم باشد، شوخى ندارم و با هیچ احدى در این مورد عقد اخوتى هم نبستم. هنوز هم اگر یکى از فرزندانم بر ضد انقلاب و رهبرى خداى ناکرده فعالیت کند، همان کارى را خواهم کرد که با رشید کردم.”

با وجود این، امام جمعه ارومیه در مصاحبه ای که سال ۱۳۹۰ با خبرگزاری حوزه های علمیه (رسا) انجام داد، نتوانست ناراحتی خود را از اعدام فرزندش پنهان کند: “سخت بود. مخصوصا آن روزهایی که در کنار من با شاه می جنگید، خیلی مؤثر بود و من هم نمی توانستم به آنها برسم و من هم مقصر هستم. چون من بودم و این کشور و این استان و این جنگ کردستان. واقعا وقت نگذاشتم به خانواده ام برسم. شاید در اینجا حق با او باشد نتوانستم برسم والا اگر خودم می توانستم برسم اینطور نمی شد. الان هم رنج می برم. پسر من دیروز با شاه می ‌جنگید و امروز در لیست اعدامی ها باشد برایم فوق العاده سخت است؛ اما او از خط انقلاب خارج شده بود.”

No responses yet

Mar 18 2013

یک مقام کمیته امداد: ۲۰۰ هزار کودک زیر شش سال از «فقر غذایی» رنج می‌برند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: به گفته یک مقام کمیته امداد، بیش از ۲۰۰ هزار کودک زیر شش سال در ایران از «فقر غذایی» رنج می‌برند.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، ناصر ایروانی، مدیرکل امور بهداشت، بیمه‌های اجتماعی و درمان کمیته امداد گفت که از این تعداد، پنج هزار کودک تحت پوشش این سازمان هستند.

به گفته ایروانی، در میان استانهای کشور، استان سیستان و بلوچستان از این نظر بیشترین مشکل را دارد.

No responses yet

Mar 18 2013

درخواست احمدی‌نژاد از وزیر علوم: روسای دانشگاه تهران و تربیت مدرس برکنار شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به کامران دانشجو٬ وزیرعلوم با انتقاد از جو «سیاست‌زده و امنیتی» دانشگاه‌ها خواستار برکناری روسای دانشگاه‌های تهران و تربیت مدرس شد.

به گزارش خبرگزاری‌ فارس٬ در حال حاضر فرهاد رهبر، ریاست دانشگاه‌ تهران و بیژن رنجبر، ریاست دانشگاه تربیت مدرس را بر عهده دارند.

آقای احمدی‌نژاد در این نامه نوشته بر اساس «اطلاعات دقیق» فضای عمومی در دو دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس «به گونهٔ دیگری مدیریت می‌شود که نه تنها سازنده نیست، بلکه تا حدودی در نقطه مقابل حرکت عمومی ملت و شئون دانشگاه و دانشگاهیان است.»

رئیس دولت دهم افزوده است: «رویکرد سیاست‌زده و غیرعلمی و یا احیانا امنیتی توسط مدیران در محیط اجتماعی ناکارآمد و تخریب کننده و در محیط دانشگاهی ناکارآمد‌تر و مخرب‌تر است.»

وی خطاب به وزیر علوم نوشته که انتظار دارد «پیرو تذکرات متعدد چندین ماههٔ اخیر٬ بدون هر گونه ملاحظه، جزشان و ماموریت علمی و فرهنگی و ایمانی دانشگاه و جز ارزش‌های انقلاب اسلامی، وظیفهٔ قانونی خود را در صیانت از حریم دانشگاه به فوریت عمل نمایید.»

احمدی‌نژاد از فرهاد دانشجو خواسته برای این دو دانشگاه «مدیران آشنا‌تر به ظرافت‌ها و الزامات کار دانشگاهی» را در نظر گیرد.

فرهاد رهبر پیش از این رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در دولت احمدی‌نژاد بود که در اعتراض به دستور انحلال این سازمان از سوی رئیس دولت از سمت خود استعفا کرده بود.

خبرگزاری فارس نوشته است تغییر روسای دانشگاه‌ها «نیاز به نامه‌نگاری و هیاهو‌های رسانه‌ای ندارد و به نظر می‌رسد که انتشار این خبر با اهداف خاص رسانه‌ای صورت گرفته است.»

No responses yet

Mar 18 2013

سال مار مبارک!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


کاریکاتور نیک آهنگ کوثر

No responses yet

Mar 18 2013

بحثی با ثناگویان «ثناگوی» رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: شک ندارم که بسیاری از نخبگانی که دل در گروی جمهوری اسلامی و ساختار اصلاح‌ناپذیر آن دارند، عاشقانه به دنبال یافتن راهی برای تشویق رای دهندگان به برگزیدن کاندیداهایی هستند که حضورشان در چارچوب قدرت، با توجه به آن‌چه در طول سال‌های اخیر دیده‌ایم، نتیجه‌ای جز از بین رفتن فرصت‌ها نخواهد داشت. آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۸۰، در پاسخ به یک جوان ۲۲ ساله که خواستار انتقال پیامی به سید محمد خاتمی بوده، می‌نویسد: «اولا: این‌جانب با ایشان[خاتمی] ارتباط ندارم و از پیام دادن به ایشان معذورم، به‌علاوه اگر ایشان با آن استقبال مردمی که در آغاز نسبت به ایشان انجام شد و با این موقعیت فعلی که تبدیل به یک مقام بی‌خاصیت ثناگو شده‌اند وظیفه فعلی خویش را تشخیص ندهند پیام من قطعا اثری نخواهد داشت. و ثانیا: حقيقت اين‌است که با قانون اساسی فعلی ايران که همه اهرم‌های قدرت در اختيار رهبر قرارداده شده، بدون اين که پاسخ‌گو باشد و مسئوليت‌ها، بر عهده رئيس جمهور قرارداده شده بدون اين که اهرم‌های قدرت را در اختيار داشته باشد، اگر از باب فرض، امام زمان هم رئيس جمهور شود، قدرت هيچ کاری را ندارد. اين امر تضاد واضحی است در قانون اساسی که بايد اصلاح گردد.» این پیام آقای منتظری، حداقل ۳ سال پیش از اعتراض فعالان دانشجویی در ۱۶ آذر ۱۳۸۳ در دانشکده فنی دانشگاه تهران است. قبل از کوتاه آمدن خاتمی در قبال رد «لوایح» دوقلو است.

نمی‌توان پنهان کرد که یکی از عیوب بزرگ بسیاری از ما این است که می‌دانیم که چه نمی‌خواهیم، و نمی‌دانیم دنبال چه چیزی هستیم.

این مساله اما، نفی کننده این نکته نیست که جمع شدن افراد دور کسانی که ظرفیت‌شان برای نظام و بسیاری از مردم آشکار شده و توان مقابله با حاکمان را ندارند، چه عواقبی برای جنبش دموکراسی‌خواهی خواهد داشت.

بیشتر حس می‌کنم برخی از جوانانی که دل‌نگران وضعیت کشورند، نسبت به ایده «اصلاح‌طلبی حکومتی» یک نوع اعتیاد ویژه دارند؛ گویی مخدری است که همه باید به آن معتاد شوند و اگر اهل مخدر سیاسی «اصلاح‌طلبی» نباشی، یک جای کارت عیب دارد.

در رسانه‌ها، گاهی کارشناسان وابسته به احزاب، نقش «ماله‌کشی» و Spin doctoring را بر عهده می‌گیرند. طبیعتا وابستگی سیاسی و منافع مرتبط مانع نگاه انتقادی عیان کننده ضعف‌های متاعی است که می‌خواهند بفروشند.

آیا دغدغه این دوستان، فقط بهبود وضعیت کشورمان است یا بازگرداندن ساختاری که گروه معدودی در آن امکان شکوفایی داشته‌اند؟

وقتی رسانه‌های به ظاهر «اپوزیسیونی»ای می‌بینم که دل در گروی جمهوری اسلامی و بازگشت به قدرت زیر سایه قانون اساسی مورد خواست آیت‌الله خمینی دارند، از خودم می‌پرسم که چرا دستگاه‌های امنیتی این همه برای فیلتر کردنشان تلاش کرده‌اند؟ اینها که بهترین یاران حکومتند! باور کنید آیت‌الله خامنه‌ای و مقلدینش قدر اصلاح‌طلبان حکومتی را نمی‌دانند. به باور من، اصلاح‌طلبان قادر به تنفس در اتمسفر آزاد از قید و بند حکومت اسلامی را ندارند. نمونه‌های زیادی از این دوستان را در همین آمریکا می‌بینم که هنوز بر اساس قواعد بازی نظام حرف می‌زنند و قدم بر می‌دارند. حتی وقتی وارد فاز دفاع از حقوق بشر می‌شوند، قواعد بازی نظام و زیر سوال نبردن رهبری را مد نظر دارند. وقتی «لابی‌»های جمهوری اسلامی با نهادهای مدافع حقوق بشر اشتراک منافع پیدا می‌کنند، خودتان می‌توانید نتیجه نهایی را در ادبیات‌شان به خوبی بررسی کنید.

ثناگویی کسانی که ثناگوی رهبری هستند، آیا عملی دموکراتیک است؟ البته نباید مانع ثناگویی کسی شد. ایجاد مانع، توجیه سانسور و تقویت ظلم است! اما می‌توان پیشنهاد کرد که این دوستان صاحب اندیشه، نگاه یک‌جانبه را کنار بگذارند و به تحقق حقوق حقه مردم بیاندیشند.

اگر برفرض، جامعه‌شناس جوان و خوش‌نام ما، به جای تبلیغ نامزدی خاتمی، انتظارها از او با توجه به سابقه‌اش در کوتاهی‌های متعدد دوران مدیریتش بالا ببرد و شرط کند که اگر توانایی تاثیرگذاری را در خود می‌بیند، جلو بیاید، شاید تاثیرگذاری بحثش بیشتر باشد.

چرا باید بسیاری از نقاط تیره دوران ۸ ساله خاتمی را فراموش کنیم؟ گیرم بحث «رحمت به کفن‌دزد اولی» اینجا مصداق داشته باشد، اما بالاخره «کفن‌دزد»، کفن‌دزد است!

قاعدتا بخش بزرگی از مردم ما، راضی به انتخاب میان بد و بدتر هستند. سوال من اینجاست که آیا، فرصت دادن مجدد به یک «بد» فرصت‌سوز که در بهترین حالت، حداکثر ۲۰٪ قدرت را در این نظام در اختیار خواهد داشت، و تمامیت‌خواهی یارانش مسبوق به سابقه است، آیا توان بهبود اوضاع را خواهد داشت؟

دوست دارم به جای خواندن ثناگویی دوستان، دیدگاه‌های انتقادی به‌دور از تعارف و تبلیغ بخوانم که با توجه به توانایی‌های موجود، چه راه‌هایی برای ضعیف کردن حاکم و تغییر تدریجی قانون اساسی به نفع همه شهروندان دارند؟ یادتان هست آقای خاتمی نسبت به اصلاح قانون اساسی چه نگاهی داشت؟ اگر شما یادتان رفته، خیلی از ما فراموش‌مان نشده است.

به نظر من، «دموکراسی‌خواهی» جز با پاسخ‌گو کردن همه ساختارهای نظام و جوابگو ساختن مدعیان قدرت، تنها یک شعار است.

No responses yet

Mar 17 2013

تزریقاتچی هلال احمر، از مهمترین تصمیم گیرندگان حکومت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Mar 17 2013

شب چهارشنبه در منزل لاریجانی چه گذشت؟ رئیس مجلس میزبان سیدحسن خمینی درخانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: شب چهارشنبه علی لاریجانی میزبان سیدحسن خمینی بود. یادگار امام(ره) به منزل لاریجانی رفت و البته در این مهمانی تنها نبود بلکه قدرت‌ا… علیخانی هم همراهش به آنجا رفت؛ دیداری سه نفره که البته مذاکرات آن دارای اهمیت زیادی بود.

روزنامه آرمان نوشت: شب چهارشنبه در منزل علی لاریجانی چه گذشت؟ چه کسی مهمان او بود و چه گفته و چه شنیده شد؟ معمولا در ایام انتخابات هر مهمانی که به خانه سیاسیون مطرح می‌رود، از نگاه رسانه‌ها یا حامل پیامی خواهد بود یا برای رایزنی به آنجا رفته است اما شب چهارشنبه علی لاریجانی میزبان سیدحسن خمینی بود. یادگار امام(ره) به منزل لاریجانی رفت و البته در این مهمانی تنها نبود بلکه قدرت‌ا… علیخانی هم همراهش به آنجا رفت؛ دیداری سه نفره که البته مذاکرات آن دارای اهمیت زیادی بود.

دلیل دعوت لاریجانی از یادگار امام (ره) چه بود؟

اگرچه دعوت از یادگار امام (ره)، از سوی نماینده قم در مجلس موضوع غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل انتظاری نیست اما آنچه لاریجانی در این دیدار مطرح کرد، از اهمیت بالاتری نسبت به دیدارهای معمولی برخوردار بود. لاریجانی این روزها، روزهای پرمشغله‌‌ای را پشت‌سر می‌گذارد؛ از یکسو لایحه بودجه در مجلس بررسی می‌شود و از سوی دیگر زمزمه‌های حضور او در انتخابات به گوش می‌رسد. هنوز مشخص نیست در این دیدار چه میان علی لاریجانی و سیدحسن خمینی گذشت اما احتمالا درمورد موضوع اول یعنی بحث بودجه چیزی گفته یا شنیده نشد غیر از اینکه شاید لاریجانی به یادگار امام گفته باشد، بررسی بودجه 92 او را خسته کرده است. اما درمورد موضوع دوم نمی‌توان با قاطعیت گفت که بحثی نشده است چراکه علی لاریجانی به‌خوبی می‌داند سیدحسن خمینی به خوبی از شرایط جامعه آگاه است و با صبر و حوصله اتفاقات را رصد می‌کند بنابراین می‌تواند راهنمای خوبی برای لاریجانی باشد. برخی هم می‌گویند او رفته تا از یادگار امام برای حضور در انتخابات رخصت بطلبد چراکه هرچه باشد به‌هر حال سیدحسن خمینی دارای جایگاه رفیعی میان علما و روحانیون قم است و نظر او می‌تواند خیلی از دیدگاه‌ها را نسبت به لاریجانی تقویت کند.

گمانه نزدیک به واقعیت

اما گمانه‌‌ای که بیشتر به واقعیت نزدیک است، طرح مساله بی‌احترامی به رئیس مجلس در مراسم 22 بهمن است. شاید لاریجانی، یادگار امام (ره) را به منزل خود دعوت کرده تا با او درمورد برخورد با این تندروی‌ها و روش‌های مقابله با آن گفت‌وگو کند. نکته حائز اهمیت در اینجاست که در سال 89 بی‌احترامی مشابهی به سیدحسن خمینی در حرم امام خمینی(ره) صورت گرفت. در آن زمان بسیاری از بزرگان به شدت این بی‌احترامی را محکوم کردند اما علی لاریجانی آنچنان که انتظار می‌رفت، این اقدام را به موقع محکوم نکرد. حال پس از مراسم 22 بهمن و هجمه به لاریجانی، یادگار امام(ره) با سعه‌صدر این اقدام را به‌شدت محکوم کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .