اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Mar 03 2013

محمود احمدی‌نژاد خطاب به عزت‌الله ضرغامی: صدا و سیما با وبلاگ و سایت تفاوت دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دیگربان: محمود احمدی‌نژاد با بیان اینکه صدا و سیما با «حزب»، «سایت» و «وبلاگ» تفاوت دارد٬ گفته که «باید به جایی برسیم که کسی نتواند در صحت اخبار رسانه ملی تردید کند.»

به گزارش ایرنا آقای احمدی‌نژاد این مطلب را روز شنبه (۱۲ اسفند) در مراسم افتتاح شبکه‌های تلویزیونی «تماشا» و «سلامت» بیان کرده است.

وی در این مراسم گفته «رسانه باید مورد اعتماد مخاطب باشد» و «اگر خبر غیردقیقی منتشر شود٬ اعتماد مردم به صدا و سیما تضعیف» خواهد شد.

رئیس دولت دهم افزوده است: «باید به جایی برسیم که زمانی خبری از شبکه‌های صدا و سیما اعلام می‌شود هیچ کس در صحت و درستی آن تردید نکند.»

این اظهارات احمدی‌نژاد در شرایطی مطرح شده که مجتبی ثمره هاشمی یکی از مشاوران وی در گفتگو با شماره امروز روزنامه ایران برخی جریان‌های سیاسی را به استفاده ابزاری از صدا و سیما متهم کرده است.

آقای ثمره هاشمی در این گفتگو از صدا و سیما به خاطر «بی‌انصافی» در انعکاس «خدمات دولت» انتقاد کرده است.

مقام‌های دولتی بیش از دو سال است به عملکرد صدا و سیما در خصوص فعالیت‌های دولت انتقاد دارند و این انتقاد و اعتراض بارها در رسانه‌ها و مواضع آن‌ها بیان شده است.

صدا و سیما هفته گذشته نیز پخش گفتگوی زنده تلویزیونی احمدی‌نژاد را قطع کرد که این اقدام با اعتراض نهاد ریاست جمهوری و رسانه‌های وابسته به دولت مواجه شد.

No responses yet

Mar 03 2013

انتقاد مجتبی ذوالنور از احمدی‌نژاد: می‌خواهند چهره سپاه را مخدوش کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: مجتبی ذوالنور، مشاور نماینده آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در سپاه، از گفته های اخیر محمود احمدی نژاد درباره “دخالت سپاه” در انتخابات نظام پزشکی به شدت انتقاد کرده است.

آقای ذوالنور در پاسخ به انتقاد اخیر آقای احمدی نژاد، “دخالت” این نیروی نظامی در انتخابات نظام پزشکی را تایید کرده و گفته: “سپاه همانند نیروی انتظامی یکی از ضابطین قضایی است و در انتخابات نظام پزشکی به وظیفه خود عمل کرده است.”

آقای ذوالنور روز شنبه دوازدهم اسفند (دوم مارس) در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفت “چون یکی از وظایف سپاه حفظ امنیت انتخابات است، جریان هایی که با انقلاب زاویه دارند در صدد آن هستند تا با نزدیک شدن به انتخابات با تبلیغات گسترده چهره سپاه را مخدوش کنند.”

مجتبی ذوالنور، جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تابستان سال ۱۳۹۰ از این سمت کناره گرفت.

او در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ از محمود احمدی نژاد حمایت کرد. اما پس از برکناری منوچهر متکی، وزیر امور خارجه سابق در دولت آقای احمدی‌نژاد، به یکی از منتقدان رئیس جمهور ایران تبدیل شد.

او پیش از این گفته بود که اسفندیار رحیم مشایی، از چهره های سیاسی نزدیک به محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور واقعی است.

آقای ذوالنور سال گذشته گفته بود که به دلیل شدت انتقادهایش به آقای احمدی نژاد در زمان تصدی جانشینی نماینده ولی فقیه در سپاه، از سوی آیت الله خامنه ای به “تندروی” متهم شده است.

آقای ذوالنور در تازه ترین انتقاد خود، بدون نام بردن از محمود احمدی نژاد گفته “آنها بدنه دین مدار، ولایی، اصولگرا و اهل تعبد را نشانه گرفتند، بر این اساس جریان انحرافی افراد مدافع منافع انقلاب، خانواده شهدا، پاسداران و نیروهای مسلح را مورد هجمه قرار داده اند.”

آقای احمدی نژاد سه روز پیش در پایان جلسه هیات دولت در حضور خبرنگاران در تهران گفته بود که “نظام پزشکی یک نهاد صنفی و متعلق به جامعه پزشکی و درمان کشور است و نباید نهادهایی که مسئول نیستند به ویژه نهادهای امنیتی در آن دخالت کنند.”

رئیس جمهوری ایران به گزارش هایی اشاره داشت که حاکی از رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات نظام پزشکی ایران بوده است.

آقای احمدی نژاد گفته که پس از این که گزارش انتخابات نظام پزشکی را دریافت کند، درباره آن تصمیم خواهد گرفت.

انتقاد امروز آقای ذوالنور مشاور نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه دومین واکنش شخصیت های سپاه به گفته های آقای احمدی نژاد است.

پیش از این سرتیپ پاسدار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تایید “دخالت سپاه در انتخابات نظام پزشکی” گفته بود “اقدام اطلاعات سپاه کاملا قانونی بوده و در پاسخ به استعلام مراجع قانونی صورت پذیرفته است.”

انتخابات سازمان نظام پزشکی جمعه ۴ اسفند (۲۲ فوریه)، در استان‌های مختلف ایران برگزار شد.

سازمان نظام پزشکی یکی از قدیمی‌ترین نهادهای صنفی و غیردولتی ایران است که اموری چون تعیین نرخ خدمات درمانی و رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای پزشکان را بر عهده دارد.

اعضای هیئت مدیره نظام پزشکی استان‌های مختلف، مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی را تشکیل می‌دهند که رئیس کل و اعضای شورای عالی سازمان را انتخاب می‌کند.

آقای احمدی نژاد از پیش از برگزاری انتخابات نظام پزشکی انتقادهای خود علیه “دخالت سپاه” در آن را آغاز کرد.

او در ماه های اخیر با انتقاد کم سابقه شخصیت های سپاهی نیز رو به رو بوده.

محمد اسماعیل کوثری، از فرماندهان سابق سپاه پاسداران و نماینده فعلی مجلس ایران اوایل دی ماه امسال گفته بود که محمود احمدی نژاد، “به طور واضح” با اعضای سپاه مشکل دارد و “به هیچ وجه نمی‌خواهد با آنها همکاری کند.”

No responses yet

Mar 02 2013

تیراندازی پلیس و زخمی شدن کشاورز اصفهانی – معترضان آب

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,شورش

خُسن آقا: هشدار داده بودیم که شورشهای کور در راه است کو گوش شنوا، حالا تحویل بگیرید مقام گنده با بصیرت!

No responses yet

Mar 02 2013

مهدی موسوی نژاد٬ نماینده دشتستان در مجلس: درباره حق حجاب زنان روس اشتباه نکرده‌ام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

دیگربان: مهدی موسوی نژاد٬ نماینده دشتستان در مجلس گفت درباره پرداخت حق حجاب به زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر اشتباه نکرده است.

آقای موسوی‌نژاد ۲۶ آذر ماه امسال از اینکه زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر «حق حجاب» می‌گیرند٬ اما حجاب خود را رعایت نمی‌کنند انتقاد کرده بود.

اظهارات این نماینده مجلس بازتاب‌های گسترده‌ای به همراه داشت به طوری که مقام‌های وزارت خارجه در چند نوبت مجبور به تکذیب گفته‌های وی شدند.

مهدی موسوی‌نژاد با گذشت حدود چهار ماه بار دیگر از این گفته خود دفاع کرده و از وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی خواسته قرارداد‌های زنان روس شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر را در اختیار وی قرار دهند.

به گزارش روز جمعه (۱۱ اسفند) سایت محلی «سوک»٬ موسوی‌نژاد افزوده است: «اگر تاکنون حرفی نزده‌ام به این دلیل است که منتظر جواب این دو وزارتخانه و سازمان هستم.»

روسیه سال‌هاست پیمانکار نیروگاه اتمی بوشهر است و تاکنون این پروژه را به جمهوری اسلامی تحویل نداده است.

No responses yet

Mar 01 2013

در محاکمه مرتضوی مماشات شد، منتظر دادگاه احمدی نژادیم!/زمانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی‌نامه: محمدرضا زمانی در وبلاگش در خبرآنلاین نوشت:

محاکمه سعید مرتضوی، محاکمه استبداد و منویات غیرقانونی برخی از قضات دادگستری بوده و باعث تسکین افکار عمومی و ایفای وظایف قانونی قوه قضائیه نزد افکار عمومی داخلی و خارجی بوده، اما راه حل نهایی نخواهد بود.حتی، محاکمه علنی احمدی نژاد بعد از رای به عدم کفایت سیاسی وی در وضعیت تاسف بار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و موجودحاکم بر جامعه و جهان، راه حل نهایی برای بحران مدیریت کشور و تحقق عدالت در جامعه محسوب نمی گردد!.

نخستین جلسه رسیدگی به دادگاه سعید مرتضوی و دیگر متهمان جنایات تاسف بار کهریزک بالاخره، در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد و حواشی متعدد و عکس العمل های مختلفی را در افکار عمومی و رسانه ها با خود به همراه داشت. صرفنظر از تعدد مراتب اتهامات وارده به وی و دیگر قضات معلق پرونده کهریزک- برخی از این حواشی از حیث حقوقی و قانونی قابل تعمق و تامل است :

1- عدم برگزاری جلسه دادگاه به صورت غیرعلنی برخلاف اصل 165 قانون اساسی و ماده 188 قانون آئین دادرسی کیفری و مغایرت آن به آنها. عمده رسانه ها، خبرگزاری ها و سایت های مختلف مراتب مزبور را تصدیق نموده و شهود و حاضرین در محل دادگاه کیفری استان نیز این مهم را شخصاً ملاحظه نموده اند(http://www.afkarnews.ir/vdccemqso2bqo18.ala2.html – http://rajanews.com/Detail.asp?id=15144 )

2- عدم حضور متهم اصلی پرونده کهریزک، یعنی سعید مرتضوی به مانند یک متهم در جلسه دادگاه و قرار گرفتن نخستین وی در جایگاه شکات و وکلای اولیاء دم! ، بنا به اخبار منتشره (http://nick.niloblog.com/vote/2807-4) – نامبرده نه تنها برخلاف دستورالعمل تردد مراجعین به
دادگستری و رویه معمول از درب مراجعان وارد نشد، بلکه از درب قضات به دادگاه وارد گشته و ضمن همراه داشتن موبایل- از هرگونه تفتیش و بازرسی معمول نسبت به وی نیز خودداری شده است.

حضور وی در دادگاه مزبور و اسکورت کردن وی با محافظین ویژه یا شخصی او در محوطه ساختمان دادگاه و نوع لباس وی هیچگونه نشانی از حضور یک متهم در چهارچوب قانون در دادگاه نشان نمی داد و همین مهم و غیرعلنی بودن دادگاه مزبور، شائبه و احتمال تشریفاتی بودن دادگاه را به زعم بسیاری از حاضرین به ذهن متبادر می کرد، اما ریاست دادگاه ضمن تذکر به مرتضوی، به وی تاکید بر نشستن در جایگاه متهم را نمود.( http://utolawyers.org/news/articles/114-2013-02-27-09-49-28- ) و وی هیچگاه نمی توانست باور کند که روزی، بر جایگاه متهم نشیند و محاکمه گردد و بفهمد و بیابد که گهی پشت به زین نیز مشمول وی نیز خواهد بود و چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد!

3- تعقیب موخّر و با تاخیر قضات معلق پرونده کهریزک، بعد از مدت طولانی از وقوع آن، خود حکایت قابل ذکر دیگراست. نظر به ابعاد داخلی و بین المللی این پرونده و متاثر شدن افکار عمومی داخل و خارج و بازتاب غیر قابل انکار آن برای جامعه و نظام- بهتر بود با قید فوریت و بطور ویژه و بدون فوت وقت، نسبت به تعقیب متهمان و پرونده اقدام می شد.

4- دادگاه برابر قانون صرفاً، ملزم به رسیدگی به اتهامات مندرج در کیفرخواست صادره علیه مرتضوی و دیگر متهمان پرونده بوده و مجاز به رسیدگی خارج از آن موارد نخواهد بود. مفاد مندرج در کیفرخواست صادره ، صرفنظر از کمیت و کیفیت اتهامات وارده، نشانی از تعقیب مراتب قتل مرموز قربانی/ مجنی علیهم فاجعه کهریزک نداشته و این موضوع نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد؟!. اتهامات مندرج در کیفرخواست با فرض ثبوت در دادگاه و صدور حکم قطعی آتی، با توجه به گسترده اقدامات قضات معلق وخصوصاً، سعید مرتضوی انطباق چندانی با علمکرد آنها نداشته و فاقد هرگونه وصف بازندارنده نسبت به آنها خواهد بود!

5- بازداشت غیرقانونی و معاونت در تنظیم گزارشِ خلاف واقع از طریق امر یا ترغیب ماموران مربوطه به تنظیم گزارش خطاب به خود نسبت به مرتضوی، کمترین اتهام قابل ذکر نسبت به وی بوده است. جدای از این پرونده، مراتب بازداشت های غیر قانونی دیگر مانند بازداشت شبانه و غیر قانونی برخی از وکلای محترم دادگستری مانند آقای پیمان عطار و وجود تعدد در جرائم ارتکابی در پرونده های دیگر می توانست بر عینیت و جدیت تعقیب قانونی وی بیافزاید. بهتر آن بود که علاوه بر پرونده کهریزک- نسبت به جلب و وصول شکایت کلیه شکات و تمرکز و تجمیع پرونده های شکات مختلف از دادگاه مطبوعات تا پرونده کهریزک از حیث احراز وضعیتِ دقیق عملکرد این قاضی معلق نسبت به مردم و شهروندان اقدام می شد.

6- بازگشت زودهنگام مرتضوی به سرکار خویش، بدون متاثر شدن از افکار عمومی و دادگاه مزبور نشان از بی اهمیت بودنِ دادگاه و تعقیب قانونی وی و بی توجهی مستمر نامبرده به مطالبات قانونی مردم و اولیاء دم و نیز قانون از منظر وی دارد که تاسف بار نیز است؟ (http://nick.niloblog.com/vote/2807-4)

7- موافقت دادیار محترم اظهار نظر دادسرای کارکنان دولت نسبت به قرار منع تعقیب صادره نسبت به دیگر اتهامات مرتضوی، از قبیل عدم نظارت بر زندان‌ها و بازداشتگاه‌های حوزه قضایی و کوتاهی در اجرای دستور مراجع رسمی کشور در انتقال بازداشت‌شدگان کهریزک به زندان اوین و نشر اکاذیب به قصد تشویش و فریب افکار و اذهان عمومی؛ از دیگر نکات قابل ذکر و تامل دیگری است! (http://utolawyers.org/news/review-judgments/106-2013-02-24-16-51-41 ). عنوان مجرمانه مطروحه در شکایت شاکی مهم و مطرح نبوده- احراز نوع و کیفیت جرائم ارتکابی با بازپرس رسیدگی کننده بوده و صرف عدم انطباق عناوین ذکر شده از سوی شکات با قانون، رافع تکلیف قانونی مرجع قضائی در تعقیب متهم نسبت به مشروح شکایات مطروحه نخواهد بود.

محاکمه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور :
مردم و مسئولان و افکار عمومی نسبت به نقض مکرر قانون اساسی از سوی محمود احمدی نژاد و دولت تحت ریاست وی بسیار شنیده اند و خوانده اند و مستندات آن متعدد و موجود است.(http://www.khabaronline.ir/Weblog/zamanidarmazari- www.mazandnume.com/?PNID=V14554 ).

صرفنظر از کلیه اقدامات غیر قانونی و مسئولت زای این رئیس جمهورِ ناقض قانون اساسی که عالماً و عامداً با نقض مکرر قوانین و بی احترامی به نظام حقوقی و قانونی کشور- مجلس- دستگاه قضائی و مردم و ملت، خود را به زعم غیر قانونی و غیراخلاقی خویش فاقد هرگونه مسئولیت قانونی به مانند سعید مرتضوی بعنوان مردان فرا قانون ؟؟!! پنداشته- اساساً، این سئوال مطرح است دلیل به کار گمارندن این قاضی معلق و منتقد شده از سوی مردم و افکار عمومی به بزرگترین بنگاه اقتصادی دولت(سازمان تامین اجتماعی) چه بوده و با چه هدفی صورت پذیرفته است؟

جلب و جذب مرتضوی به ریاست آن سازمان نشان از دهن کنجی غیر قابل انکاری احمدی نژاد و وزیر استیضاح شده و مخلوع وی به قانون اساسی و مردم و ملت بوده است و نشان از همان منویات پیدا و پنهانِ غیر قانونی و تاسف بار وی به مانند مرتضوی دارد! چگونه رئیس جمهور بعنوان مجری قانونی اساسی به خود اجازه نقض آن قانون و جذب غیر قانونی و مجدد این قاضی معلق را به سازمان مزبور، حتی پس از صدور حکم دیوان عدالت اداری و برکناری مرتضوی از آن سازمان داده است؟ (http://www.khabaronline.ir/Weblog/zamanidarmazari ).

چگونه با انتصاب شیخ الاسلامی به معاونت اجتماعی خویش بعد از استیضاح وی در مجلس و اقدامات غیر قانونی و مسئولیت زای این رئیس جمهور غیر قانونمند و ناقض قانون اساسی در مقام تاکید بر همان منویات غیر قانونی خود و بی احترامی به تصمیم نمایندگان مجلس بر آمده است؟ اینست تعهد و مسئولیت قانونی وی بعنوان رئیس جمهور در پیشگاه خداوند و مردم در سوگند اتیانی خویش؟! وقتی رهبری بعنوان حاکم شرع- اقدام احمدی نژاد را در جریان استیضاح مزبور، خلاف شرع و قانون بر شمرده و در واقع، این رئیس جمهور خاطی و ناقض قانون، خود مرتکب اقدام خلاف شرع و قانون شده است، اساساً، نباید به این مسئولیت قانونی و شرعی خویش به مانند دیگر مسئولیت های ناشی از نقض مکرر قانون و نیز رفتارهای غیر قانونی خود پاسخگو بوده و مردم و افکار عمومی نباید چشم به راه محاکمه احمدی نژاد در یک دادگاه غیر تشریفاتی و کاملاً، علنی باشند و علاوه بر وی- دولتمردان همراه او نیز به اعتبار همان تخلفات و نقض مکرر قوانین نیز در مقابل چشمان افکار عمومی به پای میز محاکمه و عدالت کشانده شوند؟!(http://khabarfarsi.com/ext/4639993)

نتیجه :
مواد 575 و 540 و 43 و 726 قانون مجازات اسلامی با رعایت ماده 47 مذکور در کیفرخواست صادره علیه مرتضوی و دیگر متهمان پرونده کهریزک و تقاضای صدور مجازات برابر آنها بعنوان اتهامات وارده به آنها (انفصال دائم ازسمت قضایی و محرومیت از شغل دولتی طبق ماده 575 ازحیث بازداشت غیر قانونی- الزام به جبران خسارت وارده به خزانه دولت و شلاق تا 74 ضربه یا دوست هزار ریال تا دو میلیون ریال جزای نقدی از حیث جعل تصدیق نامه های خلاف واقع موجد ضر شخص ثالث برابر ماده 540 و نیز مجازات حداقل معاونت در جرائم مربوطه طبق ماده 726 قانون مجازات اسلامی با رعایت ماده 47 آن قانون از جهت مجازات نسبت به تعدد جرائم مربوطه)، دستاورد آتی دادگاه مرتضوی و قضات معلق مزبور در صدور حکم نهایی با فرض احراز و ثبوت، به موجب کیفرخواست صادره خواهد بود که با توجه به گسترده اقدامات غیر قانونی آنها و جریحه دار کردنِ افکار عمومی و مخدوش ساختنِ حیثیت دستگاه قضائی و حریم قانونی، قویاً قابل تعمق خواهد بود!

گرچه، محاکمه سعید مرتضوی، محاکمه استبداد و منویات غیرقانونی برخی از قضات دادگستری بوده و باعث تسکین افکار عمومی و ایفای وظایف قانونی قوه قضائیه نزد افکار عمومی داخلی و خارجی بوده، اما راه حل نهایی نخواهد بود.حتی، محاکمه علنی احمدی نژاد بعد از رای به عدم کفایت سیاسی وی در وضعیت تاسف بار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و موجودحاکم بر جامعه و جهان، راه حل نهایی برای بحران مدیریت کشور و تحقق عدالت در جامعه محسوب نمی گردد!. باید ریشه را در جریان فکری و دستگاه پس پرده حامیان این دو ناقض قانون چیست و آن را به مدد افکار عمومی و قانون به پای عدالت و دادگاه و تعقیب قانونی سپرد، والا ما حصل صحبت؛ تکرار مکررات!.

امروز پدیده مرتضوی جوان 45 ساله و احمدی نژادِ غیر قانونمند و فردا، افراد دیگر و در لباس ها و سمت های نو ظهور دیگر طلوع خواهند کرد، اما تضمیمنی به عدم تکرار این منویات غیر قانونی و موهِن نسبت به حقوق مردم و ملت و ظهورِ خورشید عدالت و قانونمندی در جامعه نخواهد بود. اگر فریاد ها و صداهای حقوقدانان، وکلاء، کارشناسان، خبرنگاران، نویسندگان و اصحاب رسانه ها و دلسوزان به قانون و حقوق مردم و کشور در جریان دادگاه های مطبوعات مرتضوی توجه می شد و با وی و منویات غیرقانونی او برخورد می شد، هیچگاه شاهد فجایع کهریزک و مانند آنها نبوده و کشور و جامعه تاوان هزینه های سنگینِ پیدا و پنهانِ این رفتارهای غیر قانونی را نمی پرداخت!

اگر اعتراضات و دیدگاههای اقتصاددانان، حقوقدانان،کارشناسان، روشنفکران و بسیاری از نمایندگان و مسئولان نسبت به تصمیمات و اقدامات غیرعلمی، غیراصولی/ کارشناسی و غیرقانونی احمدی نژاد و دولت وی شنیده و توجه می شد؛ شاهد وضعیت تاسف بارِکنونی در جامعه و ناکارآمدی مستمر و غیر قابل انکار دولت در عرصه ها و حوزه های مختلف جامعه نمی بودیم….! گرچه، خود کرده را تدبیر نیست، اما لااقل- چاره ای نیز در تداوم محاکمه ناقضینِ قانون و حقوق مردم مانند مرتضوی و تحقق دادگاه زودهنگام و آتی محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور و دولت همراه وی و جهان بینی و اندیشه های در پس پرده آنها در افکار عمومی داخل و خارج و نیز برابر قانون، در پی عدم کفایت سیاسی وی و دولت نامبرده نخواهد بود…..

No responses yet

Mar 01 2013

این همه علاقه برای دیدن صحنه قصاص برای چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

نامه‌نیوز: برای این مراسم هیچ کارتی پخش نشد. مردم خود دیدن این مراسم مرگ علاقه‌مند هستند. دیدن صحنه قصاص برای خیلی از مردم مثل تماشای فوتبال شده است.

به گزارش نامه به نقل از هفته‌نامه متن، بسیاری از مردم در گرگ و میش هوا برای دیدن مرگ انسانی شال و کلاه می‌کنند و دست در دست کودکان‌شان وارد محل اجرای قصاص می‌شوند. واقعا دیدن صحنه اعدام چه لذتی دارد؟ پیامدهای تماشای صحنه خشن برای کودکان چیست؟ کسانی که برای دیدن صحنه اعدام می‌آیند، آیا سلامت روان دارند؟ دیدن صحنه اعدام موجب عبرت‌آموزی مردم می‌شود؟ تاثیرات روحی و‌ روانی دیدن صحنه‌های خشن بر مردم چه خواهد بود؟

تماشاچی‌ها، برای چه می‌روند؟
این روزها رسانه‌های گروهی و صداوسیما برنامه‌های مختلفی درباره حفظ آرامش روحی و روانی افراد دارد. تبلیغات بسیاری هم برای بهتر شدن شرایط روحی افراد انجام می‌شود و البته توصیه‌های بسیاری هم به خانواده‌ها به ویژه درباره آرامش روحی و روانی کودکان می‌شود. توصیه به پدر و مادرها که کودکان را از محیط‌های خشن دور کنند و اجازه ندهند که فرزندان‌شان بازی‌های خشن رایانه‌ای انجام دهند، اما برخی از همین پدر و مادرها شرایط دیدن رفتارهای خشن را برای کودکان‌شان مهیا می‌کنند. آنان بی‌توجه به تمامی مباحث روانشناسی، دست در دست کودکان‌شان در محل اجرای حکم مرگ برخی از متهمان حاضر می‌شوند. بدون آنکه در نظر داشته باشند این حضور چه لطماتی را به روح و روان خود و کودک‌شان وارد می‌کند. فارغ از تمامی مسائل روحی و روانی، برخی با در دست داشتن دوربین تلفن همراه، صحنه مرگ یک انسان را ضبط و بعد از مدتی آن را پخش می‌کنند. برخی از پدرها، فرزندان خردسال خود را به دوش می‌کشند تا صحنه قصاص را به خوبی به یاد بسپارد. گروهی هم هستند که تخمه می‌خورند، شوخی می‌کنند و می‌خندند و صحنه اعدام را هم با سوت و کف تماشا می‌کنند. بسیاری از جامعه‌شناسان این سوال را مطرح می‌کنند که دیدن قصاص چه لذتی برای خانواده‌ها دارد که این چنین مشتاقانه و دسته‌جمعی به دیدن آن می‌روند؟ اشتیاق دیدن قصاص برای بسیاری از آسیب‌شناسان اجتماعی غیر قابل باور است؛ اینکه هر روز بر تعداد این تماشاگران افزوده می‌شود و مسئولان دولتی هم در برابر این علاقه بی‌تفاوتند.

هفته پیش نیز حکم قصاص شکارچی دختران در شرق تهران اجرا شد. بنا بر گزارش خبرگزاری فارس، حدود هزار نفر از اهالی محل برای دیدن اجرای حکم قصاص، در محل اجرای حکم حضور داشتند.

این جمعیت به دنبال چه هستند؟
به اعتقاد کارشناسان مسائل اجتماعی، دیدن صحنه اعدام افراد، روحیه خاصی را می‌طلبد. کسی که وجودش لبریز از خشم و ناخرسندی و نفرت است، با دیدن صحنه‌های این‌چنینی آرام می‌شود. در حقیقت اگر انسانیت افراد مخدوش نشده باشد، هیچ فردی حاضر به اذیت دیگران یا دیدن زجر کشیدن هم‌نوع خودش نیست. مجید ابهری، آسیب‌شناس در این باره معتقد است: «آنچه موجب تاثر و اندوه کارشناسان شده است، حضور خانواده‌ها به صورت دسته‌جمعی برای اجرای حکم است. این موضوع بارها و بارها تکرار شده است و به جرات می‌توان گفت برای خیلی از افراد مرگ افراد دیگر اهمیتی ندارد. این موضوع اگر تداوم پیدا کند، در آینده با جامعه‌ای بیمار و بی‌تفاوت به مردم مواجه خواهیم بود.»

به اعتقاد ابهری؛ پایین بودن سطح نشاط اجتماعی و سرگرمی از یک طرف و حس کنجکاوی درباره چگونگی مرگ یک انسان با طناب دار از طرف دیگر عامل اصلی در جذب تماشاگر است.

وی با تاکید بر اینکه دیدن صحنه اعدام به سرگرمی اجتماعی مردم تبدیل شده است، می‌گوید: «دیدن صحنه‌های این چنینی آثار روحی و روانی بسیاری در افراد دارد. در افراد بزرگسال این موضوع موجب خشونت بیشتر و از دست دادن تعادل رفتاری می‌شود و در کودکان شب‌ادراری، کابوس‌های شبانه و دلهره را به همراه دارد. از نظر روانشناسی، افرادی که دچار ناهنجاری روانی هستند، از مرگ یا جان کندن انسان‌های دیگر لذت می‌برند و این افراد حتما باید به روانپزشک مراجعه کنند.»

البته به اعتقاد بسیاری از جامعه‌شناسان، دیدن صحنه‌های خشن خود موجب افزایش خشونت و بی‌تفاوتی مردم نسبت به هم در جامعه می‌شود. در حال حاضر، هم جامعه ما خشن‌تر از قبل شده است و هم بی‌تفاوتی در بین مردم افزایش پیدا کرده است. به طوری که به گفته ابهری، خیلی‌ها در این جامعه، نه از کشتن می‌ترسند نه از کشته شدن.

آیا عبرت می‌گیریم؟
زمان اجرای حکم سخت‌ترین لحظات زندگی محکوم و حاضران در محل اجرای حکم است. در حقیقت هنگامی که حکم اجرا می‌شود، فشار روحی روانی بسیاری به حاضران و محکوم وارد می‌شود. قصه قصاص افراد قبل از طلوع آفتاب هم همین بوده که مردم شاهد چنین صحنه‌های خشنی نباشند و جمعیت کمتری هنگام قصاص حاضر شوند. این موضوع را بهمن کشاورز حقوقدان هم تایید می‌کند و می‌گوید: «از قدیم قصاص نفس قبل از طلوع آفتاب انجام می‌شد که آن هم برای آبروداری فرد مجرم و البته کشاندن آسان محکوم به محل قصاص بود. اما امروزه با گسترش رسانه‌های گروهی و اطلاع‌رسانی‌های انجام‌شده، هزاران نفر از خواب خود می‌گذرند و در محل اعدام حاضر می‌شوند که این کار پسندیده‌ای نیست.»

با این حال، یکی از تاثیرات اساسی مجازات در ترسی است که مجازات یک فرد در دیگر افراد ایجاد می‌کند. وقتی فرد بداند یا بشنود که جامعه در حفاظت از هنجارها و قواعد خود جدی است و تخطی از آن را به سختی تنبیه می‌کند، در کجروی تردید و تامل می‌کند. این کارکرد بازدارندگی مجازات است.

کشاورز در این باره می‌گوید: «بر اساس کدام تحقیق مشخص شده که این‌گونه مجازات‌ها منجر به کاهش جرائم و بازدارندگی می‌شود؟ تشدید مجازات‌ها با هدف پیشگیری از جرم، چقدر بررسی شده است؟ پیش از این ما اشد مجازات‌ها را برای سوداگران مرگ، که همان قاچاقچیان مواد مخدر هستند، داشتیم، اما چقدر این مجازات منجر به کاهش قاچاق مواد مخدر شده است.» او ادامه می‌دهد: «همان مجازات اعدام که برای قاچاقچیان ایجاد شده بود، اکنون برای زورگیران و اراذل و اوباش نیز وجود دارد، اما آیا مجازات‌هایی که در ملاءعام برگزار می‌شوند، منجر به کاهش خشونت می‌شوند؟»

با این حال اسلام دین به‌روزی است. اعدام در سطح جامعه، زمانی درس عبرت بود، اما آن‌طور که کارشناسان اجتماعی می‌گویند، کارکرد اصلی خود را از دست داده است. وقتی وضع اجتماعی بسامان نشود، مشاهده اعدام دیگران تاثیری در کاهش جرائم ندارد. تازه ممکن است قبح کشتن هم از بین برود. گاهی ممکن است ما از قانون بترسیم. ته خط قانون، اعدام است. کسی که از مردن نمی‌ترسد، طبیعی است که از قانون هم نمی‌ترسد.

No responses yet

Mar 01 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۷): خرس اشغال‌گر لانه جاسوسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس: آن یار هفت خط امام خمین، خرس‌ زاده‌ی روستای خوئین، آن رهبر معنوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، آن دارنده‌ی زمام، آن دشمن دکتر ابراهیم یزدی، سواری گیرنده از میردامادی و عباس عبدی، آن فرمانده اشغال لانه جاسوسی، معتمد ک.گ.ب. و کمونیست‌های روسی، آن آخوند سرخ وابسته به شوروی، کوپنیست‌تر از بهزاد نبوی، آن تحقیر کننده لاریجانی‌ها، شیخنا و مولانا سید محمد خوئینی‌ها، ناشر روزنامه سلام بود و سانسور کننده کلام بود و اولئک کالانعام بود.

از نحوه تولید و تولد خرس خوئین اطلاع دقیقی در دست نیست، اما علما بر این باورند که در زایشگاه جای بچه، توله خرس روسی تحویل یک زن و شوهر جوان دادند.

در طفولیت تنها با سرودهای کمونیستی خوابش می‌برد و عاشق عکس‌های لنین و کارل مارکس بود.

نخستین کلام که گفت Меня зовут Мухаммед بود که پدر و مادرش هم چیزی نفهمیدند و گفتند خرس* است، نمی‌فهمد چه می‌گوید!

چون به مکتب‌خانه قزوین وارد شد، همه فرار کردند و تنها طلبه مکتب‌خانه بود…پس شاگرد اول شد و از حوزه علمیه قم سهمیه گرفت!

در جوانی به حوزه علمیه قم رفت و همه اساتید از دوستی‌اش می‌ترسیدند که بدتر از دوستی خاله خرسه بود، جز یک استاد که نامش آیت الله منتظری بود، اما بعدها دوستی خاله خرسه او را به عینه لمس کرد!

پس از سنه ۴۲ و تبعید لاشخور خمین، به سید احمد کولی داد و موانستی میان آنها پدید آمد. به عراق رفت اما همه عسل‌های حوزه نجف را دزدید و از عراق اخراجش کردند.

در بازگشت به ایران، منبری شد و ۱۰ تومانش می‌دادند تا بالای منبر مسجد جوزستان برود، اما ۵۰۰ تومان می‌گرفت تا از منبر پایین آید!

از معجزات خرس خوئین این بود که جوانان مردم را محو سحر کلامش می‌ساخت، چون هیچ نمی‌فهمیدند!

از جمله جوانان نافهم، «گودرزی» نامی بود از اهالی فرقان که بعدها شیخ مطهری که از منتقدین خرس بود را ترور فرمود، اما خرس گفت منکر رابطه شد و گفت: «گودرز را چه ربط به شقایق؟»

در کتب آورده‌اند که مرتضی مطهری همه را از تفاسیر مارکسیستی خرس می‌ترساند. نقل است به جای ترجمه آیات، کتاب «کاپیتل» مارکس می‌خواند عوام را!

از روزنامه پراودا نقل است که خرس چند سالی غیب شد و سر از دانشگاه پاتریس لومومبای شوروی در آورد، اما خودش کتمان می‌فرمود و البته اصل بر برائت است! او را روحانی سرخ هم خوانده‌اند.

به مال مفت علاقه‌ای وافر داشت و پیش از انقلاب، ملکی که محمد ملکی خریده بود را ملاخور کرد و بعد از انقلاب، باغ و خانه مصادره‌ای یک از فراری‌ها را.

از سرمایه‌داری بدش می‌امد اما از سرمایه دیگران به‌شدت خوشش می‌آمد!

پس از انقلاب، گروهی دانشجوی گوش‌دراز را دور خود جمع کرد و «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» نام‌شان نهاد… با دم مسیحایی خود خرشان کرد تا سفارت آمریکا را اشغال کنند…تنها دانشجویی که خر نشد، محمود احمدی‌نژاد بود(میمون که خر نمی‌شود!)

به دانشجویان فرمود تا ۴۸ ساعت سفارت را بگیرید و بعد بیایند بیرون، اما دید دم غنیمت است و اشغال سفارت مایه اخراج بازرگان و یارانش از دولت است. به لاشخور خمین هم ندا داد که برای زدن زیراب امپریالیسم، بهتر است از گروگان‌های آمریکایی تا پایان انتخابات سال ۱۹۸۰ نگه دارند…و هیچ کس از این اشغال خوشحال‌تر نشد مگر برژنف!

پس با توطئه خرس خوئین و خریت دانشجویان پیرو پیر خمین، دولت موقت ساقط شد ومنتقدان آیت‌الله خمینی ساکت.

بعدها هم که کارتر در انتخابات آمریکا رای نیاورد، ریگان هر شب بعد از اذان مغرب و عشا دعایش می‌کرد!

در انتخابات ریاست جمهوری اول انقلاب، یک تنه شورای نگهبان بود به کار رد صلاحیت مشغول. آن زمان، رد صلاحیت حلال بود اما چون به دست شیخ احمد ژوراسیک افتاد، خرس خوئین نعره زد و گفت که چیزی حرام‌تر از رد صلاحیت نیست!

از برکات اشغال لانه جاسوسی و هدایت‌های خرس خوئین، حمله عراق به ایران بود مملکتی آباد را ویران ساخت…هزاران هزار جوان رفتند تا حضرتش بماند…و این از معجزات و کرامات او بود!

در مجلس اول نایب رئیس بود. بعدا، کرسی نایپ رئیسی مجلس اشغال کرد و از فعالان زیرآب زدن ملی مذهبی‌ها و طرفداران مجاهدین و بنی‌صدری‌ها از مجلس بود…

بعد که در انتخابات مجلس دوم رای نیاورد، امام راحل که صدای تیر از اوین نمی‌شنید، او را دادستان کل کشور ساخت تا دوباره از اوین نوای دل‌نشین ژ-۳ شنیده شود.

نقل است که در دوران شاه، به اتهام ارتباط با مجاهدین خلق به زندان رفت و در دوران خمینی، بچه مردم را به اتهام ارتباط با مجاهدین به زندان می‌انداخت…که گفته‌اند، چیزی که عوض دارد، گله ندارد!

آنقدر چپ بود که زندانی‌های توده‌ای را عامل آمریکا می‌خواند…

در دوران طلایی امام راحل، برای رفع نگرانی مسلمین، سلاح و مهمات به مکه برد و اسباب شر شد.

بعدها، نوچه‌اش میردامادی، امنیتی‌های عربستان را در حج انگولک فرمود و آنها هم در جواب، گروهی از حجاج ایرانی را کشتند…و نهایتا کی بود، کی بود، ما نبودیم!

از امپریالیسم و اقتصاد بازار متنفر بود و از این رو، جماعت راست جامعه روحانیت را دشمن خواند از انشعاب کرد و با خلخالی و محتشمی‌پور و چند جانور دیگر، مجمع روحانیون مبارز بنا کرد و با سید احمد خمینی، توطئه کرد تا استاد سابق، آیت‌الله منتظری را از سر راه بردارد تا به وقت ارتحال، احمد خمینی رهبر شود، اما خوک رفسنجان رو دست زد و هشت‌پای بی دست و پای خامنه‌ را جای امام راحل غالب کرد.

چون خامنه‌ای رهبر شد، امر فرمود تا خرس خوئین را خصیتین کشیدند تا خطر او رفع شود…پس از حذف خیرالامور، مشاور رهبری شد. البته هرچه دست رهبری می‌بوسید، رهبری به او می‌گفت …خودتی!

در آن زمان روزنامه سلام راه انداخت تا از قافله عقب نماند، و چند تا از دانشجویان ۷ خط امام را به دبیری و سردبیری گماشت از جمله میردامادی و عبدی و اصغرزاده… تا در انتخابات مجلس چهارم از شر جماعت روحانیت مجلس را پاک کند، اما شیخ ژوراسیک معروف به جنتی، چپ‌ها را از دم تیغ گذراند و خوئینی‌ها رد صلاحیت را مخالف اسلام و انقلاب خواند!

وقتی مجلس چهارم از دست چپ‌ها خارج شد، اصغرزاده را گرفتند و او هم در بازجویی از معجزات خرس خوئین گفت… اصغرزاده چون آزاد شد، خواست به سرکار برگردد اما خوئینی‌ها راهش نداد و گفت باید می‌مردی اما دهان باز نمی‌کردی، حتی به زور شیشه نوشابه خانواده! اصغرزاده هرچه جای شیشه نوشابه نشان داد و نالید، اما کلامش اثر نکرد و سانسور شد!

بعدها هم در سلام، مقالاتی در نقد خوک رفسنجان منتشر کرد که خوک، زورش به خرس نرسید، عباس عبدی را دستگیر فرمود!

در آن سال‌ها در مرکز تحقیقات استراتژیک مستقر بود و با حجاریان و دیگر اهالی روشن‌فکر دینی که فیل‌شان یاد هندستان کرده بود طرحی نو در انداخت تا باز به قدرت بازگردند…پس ساده‌تر و زودباورتر از موش اردکان، سید محمد خاتمی نیافت و او را کاندیدا کرد…

بعد از دوم خرداد، مالک واقعی ریاست جمهوری بود و او را عالیجناب در سایه می‌‌خواندند، پس جماعت سلام را به همه جا حاکم کرد و نوچه‌هایش، حزب مشارکت علم کردند.

چون قدرتش بیشتر شد مقام معظم ترسید و منتظر فرصتی ماند تا زیرابش بزند. پس وقتی یکی از طرفداران «ویس و رامین» الموسوم به مراد ویسی نامه محرمانه سعید امامی به وزیر اطلاعات را در روزنامه منتشر کرد، همگان با سلام، خداحافظی کردند.

در اعتراض به خاموشی سلام، دانشجویان در ۱۸ تیر مورد مهرورزی قرار گرفتند، ولی سلام زنده نشد که نشد.

در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه‌اش کردند با شکایت شاکیان خصوصی از جمله محمود احمدی‌نژاد…چون دیگر سلامی نبود، یاران سلام را چپانید و تپانید به روزنامه‌های دیگر اما معظم فهمید و گفت که مطبوعات لانه دشمن است و سلامیون را پی در پی از کار می‌انداخت…

در سنه ۸۴ که شیخ مهدی کروبی دبیرکل مجمع نامزد شد، با دیگر اهالی مجمع از دکتر معین حمایت کرد و این از معرفت او بود.

وقتی در سنه ۲۰۱۳، فیلم آرگو اسکار گرفت، عقلا بر خرس خوئین و دانشجویان خر شده پیرو خط امام لعنت فرستادند…که اگر خوئینی‌ها و آن گوش‌درازها نبودند، بن افلک مثل بچه آدم یک فیلم دیگر درست کرده بود!

———————————–

*خرس سمبل روسیه است.

No responses yet

Mar 01 2013

خانواده کروبی در اعتراض به فیلم “مثلث”، گوشه‌هائی از پرونده‌سازی‌های امنیتی در ایران را افشاء کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفرانسه: خانواده کروبی برای اثبات نظر خود، دو خاطره کوتاه از “یادداشت های روزانه ” مهدی کروبی را از مجموعه خاطرات او که تا کنون منتشر نشده‌اند، در این نامه منعکس کرده‌اند.

شبکه ١ صدا و سیمای جمهوری اسلامی، اخیراً فیلمی پخش کرده است بنام “مثلث”، که خود آنرا فیلم “مستند” نامیده است.

در این فیلم مهدی کروبی کاندیدای ریاست جمهوری سال ٨٨ که هم اکنون در حصر خانگی بسر میبرد، متهم شده است که در جریان مبارزات انتخاباتی‌اش با اپوزیسیون خارج از کشور و نیز با با بیگانگان ارتباطاتی داشته است.

نحوه ” اثبات” این اتهام، حضور شخص ناشناسی در این فیلم است که خود را محمود زمانی معرفی می کند و مدعی می‌شود که همکار نزدیک کروبی بوده و در دوران مبارزات انتخاباتی به نمایندگی از او، با اپوزیسیون خارج کشور و نیز سازمان‌های امنیتی بیگانه تماس میگرفته است.

خانواده کروبی با انتشار نامه شدید اللحنی ، ضمن یادآوری برخی اقدامات سازمان امنیت (ساواک) رژیم گذشته ، از جمله انتشار مطالب نادرست علیه کروبی در نشریات آن زمان، کوشیده اند نشان دهند که جمهوری اسلامی نیز در پیشبرد مقاصد خود از هر نوع صحنه‌سازی و اتهام پراکنی خودداری نمی کند.

خانواده کروبی، برای اثبات نظر خود دو خاطره کوتاه از “یادداشت های روزانه ” مهدی کروبی را از مجموعه خاطرات او که تا کنون منتشر نشده اند، در این نامه منعکس کرده اند:

یکی از این خاطره‌ها، مربوط به پرونده بمب‌گذاری در آرامگاه آیت‌الله خمینی است. کروبی نوشته است یک هفته پس از انتشار خبر، روزی «سه دختر جوان و سر حال را آوردند به تلویزیون که هیچ شباهتی به چریکی که هفته پیش دستگیر شده بود نداشتند.»

کروبی در یادداشت‌های خود نوشته است: «اعتراف‌ها خیلی غیرطبیعی بود. یقین کردم غیر واقعی است»؛ کروبی سپس با انصاری- متولی آرامگاه، تماس میگیرد و متوجه می‌شود که وی «از اصل ماجرای تلاش برای انفجار حرم بی خبر است.»

خاطره دوم مهدی کروبی، که هر دو برای اولین بار منتشر می شوند مربوط به دوران قتل‌های زنجیره ای است که توسط محمد خاتمی- رئیس جمهوری وقت افشاء شد . کروبی در یادداشت های خود نوشته است بخاطر کشف این ماجرا، «مسئولان اطلاعات، بشدت ناراحت تضعیف جایگاه سازمانشان بودند»؛ نماینده وزارت اطلاعات به دیدن کروبی می آید و می گوید، برای این که نقش وزارت در این پرونده علنی نشود ما می توانیم «از منافقین بریده، چند نفر را بیاوریم جلوی دوربین تا به همه قتل‌ها اعتراف کنند.»

خانواده کروبی با ذکر این مثال ها صحت مطالب فیلم “مثلث” را زیر سؤال می برند و آنرا یک «سناریوی نخ نما شده و تکراری» توصیف می کنند.

***

گفتگو با سراج میردامادی

در گفتگوئی با سراج میر دامادی- روزنامه نگار مقیم پاریس، او معتقد است که مقامات کشور با این کارها در حال تدارک انتخابات آینده ریاست جمهوری و منکوب کردن هواداران جنبش سبز هستند. سیاستی که بعقیده او می تواند به عکس خود بدل شود.
به این گفتگو گوش کنید.

No responses yet

Mar 01 2013

گفتگو با کشاورزی که اعضای خانواده اش زخمی شدند؛ یک کودک سه ساله در کما است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علینژاد: یکی از کشاورزان جوان اصفهانی که دو تن از اعضای خانواده اش در درگیری های اخیر روستای ورزنه این استان زخمی شده است در گفتگو با مسیح علی نژاد می گوید: کودک سه ساله یکی از کشاورزان منطقه در اثر تیر اندازی زخمی شده و در کما است.

اعتصاب کشاورزان منطقه ورزنه استان اصفهان به درگیری با نیروهای امنیتی و زخمی شدن شماری از کشاورزان منجر شده است.

 بر اساس گزارش ها نیروهای امنیتی که برای حفظ خط لوله انتقال آب به یزد به منطقه رفته بودند، روز چهارشنبه به منظور متفرق کردن معترضان به شلیک گاز اشک آور و گلوله های پلاستیکی و ساچمه ای متوسل شدند.

رسانه ها نیز گزارش داده اند که پس از تخریب تاسیسات انتقال آب زاینده‌ رود به یزد آب شرب یزد قطع و جیره‌بندی شده است.

کشاورز اصفهانی در گفتگوی تلفنی جزییاتی از حوادث و درگیری روزهای اخیر میان کشاورزان و نیروهای یگان ویژه را شرح می دهد که می توانید اینجا بشنوید
خبر صوتی

No responses yet

Mar 01 2013

گزارش احمد شهید: وضع حقوق بشر در ایران بدتر شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در گزارشی که به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرده، بار دیگر از نقض حقوق بشر در ایران خبر داده و گفته است که نقض حقوق بشر در دو سال گذشته بیشتر شده است.

احمد شهید در این گزارش که متن کامل آن با تاریخ ۲۸ فوریه، ۱۰ اسفند، در وبسایت شورای حقوق بشر سازمان ملل منتشر شده، به نرخ اعدام‌ها در ایران، اعترافات تحت فشار، نحوه برگزاری انتخابات، آزادی بیان و حق تجمع، برخوردها با حامیان حقوق بشر در ایران، شکنجه، اعدام‌ها، حقوق زنان، اقلیت‌های قومیتی، اقلیت‌های مذهبی، و وضعیت هم‌جنس‌گرایان و دوجنس‌گرایان و تراجنسیتی‌ها در جامعه ایران اشاره کرده و از نقض حقوق بشر در این موارد خبر داده است.

گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران از جمهوری اسلامی خواسته است که همکاری‌اش را با گزارشگر سازمان ملل افزایش دهد و گفت‌وگویی اساسی و سازنده با این گزارشگر شکل دهد و سفر او را به ایران تسهیل کند.

احمد شهید در ژوئن ۲۰۱۱ به سمت گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران انتخاب شد ولی از آن زمان هنوز موفق به دیدار از این کشور نشده و مقام‌های جمهوری اسلامی به او اجازه سفر به ایران را نمی‌دهند.

در این گزارش همچنین از ایران خواسته شده است فورا تحقیقاتی درباره پیگرد افراد همکار نهادها و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری آغاز کند و برای حصول اطمینان از مصونیت کافی از ارعاب یا برخورد با افراد و اعضای گروه‌هایی که در پی همکاری با سازمان ملل، نمایندگان و زیرمجموعه‌های آن در حوزه حقوق بشر هستند یا بوده‌اند، اقداماتی کند.

این گزارش همچنین خواستار، آزادی سریع فعالان جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر از جمله روزنامه‌نگاران، وب‌نگاران، وکلا، دانشجویان، فعالان سیاسی و زیست‌محیطی و فرهنگی، و آزادی زندانیان عقیدتی همچون کشیش بهنام ایرانی فرشید فتحی و همچنین رهبران جامعه بهایی و احترام کامل به اصل تضمین حق آزادی باور، عقیده و مذهب که از سوی ایران پذیرفته شده است.

احمد شهید همچنین خواستار بررسی قوانین و اصلاح قوانینی شده است که ناقض تعهدات بین‌المللی ایران در پایبندی به رفع همه شکل‌های تبعیض در قانون و رفتار حکومت هستند؛ از جمله قوانین و سیاست‌هایی که مانع برابری جنسیتی و حقوق زنان است و مایه تبعیض علیه اقلیت‌های دینی و قومیتی و هم‌جنس‌گرایان و دوجنس‌گرایانه و تراجنسیتی‌ها در ایران است.

احمد شهید همچنین از سازمان ملل و کشورهایی که علیه ایران تحریم وضع کرده‌اند خواسته است که تبعات تحریم‌ها را دنبال کنند و همه گام‌های مقتضی مانند معافیت‌های انسان‌دوستانه را انجام دهند. وی در این گزارش به کمبود دارو یا مشکلات اقتصادی مردم در اثر تحریم نیز اشاره کرده است.

آقای شهید و نهادهای بین‌المللی از وضعیت حقوق بشر در ایران انتقاد می‌کنند و جمهوری اسلامی را بارها به نقض گسترده حقوق شهروندان متهم کرده‌اند.

از جمله روز ۳۰ آذر امسال مجمع عمومی سازمان ملل به قطعنامه‌ای در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران رای داد. این قطعنامه خواستار آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و همکاری با کمیسیاریای عالی حقوق بشر و نیز گزارشگر ویژه سازمان ملل شده است.

در این قطعنامه، «شکنجه و اعدام‌ها، محدودکردن گسترده آزادی، و خشونت فزاینده علیه زنان» در ایران محکوم شده است.

مقامات جمهوری اسلامی این اتهامات را رد می‌کنند و نهادهای بین‌المللی را به پیگیری برنامه‌های سیاسی دولت‌های غربی علیه تهران متهم می‌کنند.

در قطعنامه سال ۲۰۱۱ سازمان ملل نیز از «شلاق‌زدن، قطع عضو، افزايش شديد مجازات اعدام به ويژه عليه اقليت‌ها» در ایران انتقاد شده بود.

روز چهارشنبه ۹ اسفند وزیر خارجه ایرلند که در حال حاضر رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپاست، خواستار افزایش فشارها بر ایران درباره نقض حقوق بشر و همچنین تمدید ماموریت احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران شد.

آقای گیلمور درباره وضعیت حقوق بشر در ایران گفت اتحادیه اروپا همچنان از نقض حقوق بشر در ایران نگران است.

وزیر خارجه ایرلند تاکید کرد: «ما نمی‌توانیم در مقابل سرکوب خشونت‌آمیز مخالفان، بازداشت و اعدام بدون دادگاه عادلانه، تبعیض شدید علیه زنان و اعضای اقلیت‌های قومیتی و مذهبی، محدودیت برای آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی باورها و مذاهب، ساکت بمانیم.»

او همچنین به سابقه ایران در آزار و بازداشت فعالان حقوق بشر، از جمله وکلایی که از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان دفاع می‌کند، اشاره کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .