Jun 20 2013
Jun 19 2013
دنیس راس: مردم ایران میدانند رهبری مشکلات اقتصادی را برای آنها ایجاد کرده
رادیوفردا: در آستانه انتخابات ۲۴ خرداد ایران، ناظران برجسته آمریکایی در گفتوگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی درباره میزان تأثیرگذاری تحریمها، هدف نهایی مذاکرات هستهای و دستاوردهای احتمالی رویکردی «دیپلماتیکتر» در قبال تهران به تبیین دیدگاههای خود پرداختند.
در همین چهارچوب، گفتوگو با دنیس راس، دیپلمات باتجربه آمریکایی و کارشناس مسائل خاورمیانه و آسیای جنوب غربی، را میخوانید. آقای راس در طول چهار دهه گذشته مسئولیتهای ارشدی را در دولتهای دموکرات و جمهوریخواه ایالات متحده عهدهدار بوده و هماکنون مشاور امور سیاست خاور نزدیک مؤسسه واشینگتن است.
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: در یادداشت اخیرتان در روزنامه «واشینگتن پُست»، استدلال میکنید که ایالات متحده نیازمند آن است از رویکرد «گام به گام» اعتمادسازی در مذاکرات فاصله بگیرد، و با شفافیت بیشتری مواضع آمریکا را در قبال برنامه هستهای ایران تبیین کرده و ابعاد قابل قبول و غیرقابل قبول این برنامه را [از دید ایالات متحده] مشخص کند. به نظر شما، ایالات متحده باید با چه چیزی کنار بیاید؟
دنیس راس: ما باید آمادگی این را داشته باشیم که بپذیریم ایران برنامه هستهای داشته باشد، در عین حال، در صورتی که ایرانیها از حق نامحدود غنیسازی برخوردار باشند، چنین برنامهای نمیتواند صلحآمیز باشد. دلیل این امر هم آن است که حق نامحدود غنیسازی ایرانیها را در جایگاهی قرار خواهد داد که خواهند توانست، با سرعت زیاد، دنیا را در برابر عمل انجام شده قرار دهند و [به ناگاه] جنگافزار هستهای خود را به جهان نشان دهند.
برخی ترجیح میدهند که ایرانیها سوخت خود را از خارج تأمین کنند و حق غنیسازی نداشته باشند. منظورم این است که میشود خود را در وضعیتی تصور کنیم که ایرانی دارای حق حداقل غنیسازی را بپذیریم، به این معنا که شمار سانتریفیوژها، نوع سانتریفیوژهای فعال [برنامه هستهای ایران]، مقدار ماده غنیشدهای که میتوانند داخل کشور نگاه دارند و میزان غنیسازی را محدود نگاه داریم. هر یک از این محدودیتها باید مورد نظارت دقیق باشد. چنین روشی هم به ایرانیها اجازه میدهد غنیسازی خود را داشته باشند، که ادعا میکنند به دنبالش هستند و احساس میکنند حقشان است، و هم – در عین حال- کاری میکند که نتوانند هر وقت خواستند به راحتی به توانایی ساخت جنگافزارهای هستهای دست یابند.
مایلم خودمان را در جایگاهی تصور کنم که به ایرانیها پیشنهاد کنیم که البته میتوانند قدرت هستهای داشته باشند، اما این قدرت محدود خواهد بود. رویکردی که تا کنون داشتهایم با هدف تلاش برای حصول نتیجه نبوده، بلکه بیشتر به این سو معطوف بوده که حال ببینیم میتوانیم روند اعتمادسازی متقابلی ایجاد کنیم. این رویکردی بوده که ایرانیها برای ادامه برنامه هستهای خود از آن سوء استفاده کردند تا در نهایت به نقطهای برسند که با دسترسی به توانایی ساخت جنگافزار هستهای از ادامه مذاکرات سر باز بزنند و حصول نتیجه از روش دیپلماتیک را غیرممکن سازند، و من فکر میکنم که روند [کنونی] به مقدار زیادی حالت فرسایشی پیدا کرده است.
شما نوشته اید «باید کاری کنیم که رهبر [جمهوری اسلامی] متوجه شود که وقتی ایالات متحده میگوید زمان برای دیپلماسی رو به پایان است، بر سر حرفمان هستیم – و تبعات چنین چیزی میتواند استفاده از زور باشد.» جدای از [توسل به] زور، آیا گزینه دیگری را در چشمانداز مشاهده میکنید؟
خب، فکر میکنم روشن است که به این جمعبندی رسیدهاند که اگرچه بهای اقتصادیای که هم اکنون پرداخت میکنند گزاف است، آمادگی این را دارند که برای پیگیری چیزی که به وضوح هدفشان است این بها را پرداخت کنند، هدفی که به باور من این است که خود را در موقعیتی قرار دهند که باید جنگافزار هستهای داشته باشند. از این رو، روش پیشنهادی من یک راه برونرفت دیپلماتیک است، و راه برونرفت دیپلماتیک به آنها این اجازه را میدهد که چیزی را که میگویند میخواهند داشته باشند، و اگر آمادگی قبول آن را نداشته باشند [خود] دستشان را برای جهانیان رو میکنند.
بسیاری از ناظران معتقدند که تا بعد از انجام انتخابات ریاست جمهوری در ایران هیچ حرکتی را در بحث هستهای شاهد نخواهیم بود. اما شما استدلال کردهاید که زمان «تغییر رویکرد» برای ایالات متحده و همپیمانانش پیش از انتخابات ۱۴ ژوئن (۲۴ خرداد) است. میتوانید توضیح بدهید چرا؟
بله، فکر میکنم باید حتی پیش از انتخابات این پیام را [به ایران] برسانیم، نه برای این که انتظار داریم پیش از انتخابات توافقی حاصل میشود، بلکه به این خاطر که ایرانیها برای سبک و سنگین کردن پیشنهاد ما، – و همچنین برای هضم این واقعیت که ما به سوی شفافسازی رویکرد خود حرکت میکنیم،- به زمان نیاز دارند.
حال، اگر به طور جدی به دنبال آن هستیم که به راه دیپلماتیک برونرفت فرصت دهیم، بایستی به شکلی این روش را ارائه کنیم که به [ایرانیها] وقت بدهیم که معنایش را درک کنند. با علم به این که برنامه هستهای آنها هر روزه ادامه داشته – به طور روزانه غنیسازی میکنند، هر روز سانتریفیوژ جدید اضافه میکنند و هر روز هم سانتریفیوژهای نسل جدید بیشتری میافزایند – بنابراین زمان زیادی باقی نمانده و به باور من صبر کردن پیش از ارائه این راهکار، اشتباه است چون ممکن است زمان باقیمانده برای رسیدن به دستاوردی دیپلماتیک را کاهش میدهد.
شما اوایل امسال گفته بودید که اگر تا آخر سال ۲۰۱۳ دیپلماسی کارآیی نداشت، احتمال استفاده از نیروی [نظامی] بسیار بالا خواهد رفت. آیا هنوز هم همین طور فکر میکنید؟
البته که [همین طور] فکر میکنم، آخر امسال، اوایل سال آینده.
آیا فکر میکنید امکان دارد بدون نزدیک شدن به خطر جنگ، پیام محکمی برای ایران فرستاد؟ آیا ارزش ریسک را دارد؟
خب، فکر میکنم مسئله [اساسی] آنجاست که این ایرانیها هستند که با خطر جنگ مواجهند، ایرانیها هستند که خطر استفاده از زور علیه زیرساخت هستهایشان را در برابر خود دارند، آنها هستند که شانس [انتخاب] برونرفت دیپلماتیک را دارند. اما اگر از این فرصت استفاده نکنند، کل این سرمایه را از دست خواهند داد. در عین حال گزینش نهایی با آنهاست که این راه را انتخاب کنند.
آیا فکر میکنید که تحریمها ممکن است به وجهه ایالات متحده نزد ایرانیان صدمه وارد آورد؟
به باور من، چیزی که باعث آسیب دیدن ایرانیها شده، رفتار دولت ایران است و فکر میکنم احتمالاً درصد قابل توجهی از عموم جامعه ایران این امر را درک میکند و [بازهم] فکر میکنم اگر رهبری ایران – رهبر جمهوری اسلامی – واقعاً به مردم ایران اعتماد دارد، انتخابات را به این شکلی که الان برگزار میکنند، برگزار نمیکردند، نامزدهایی را که میتوانستند انتخابات را جدیتر کنند، رد صلاحیت نمیکردند. بنابراین، فکر میکنم این که دیدگاه مردم ایران چگونه است، احتمالاً بسیار روشن است، مردم میدانند که رهبری است که تمامی این مشکلات اقتصادی را برایشان ایجاد کرده، اگر بخواهند راه متفاوتی را در پیش بگیرند میتوانند، اما انتخاب [در نهایت] با آنهاست.
Jun 19 2013
فراکسیون اصلاح طلب شورای شهر تهران مایل است محسن هاشمی جایگزین قالیباف شود
خُسن آقا: این خاندان دست از سر ملت ایران بر نمی دارند!
رادیوفرانسه: بهروز صمد بیگی درباره احتمال کسب کرسی شهردار تهران توسط محسن هاشمی اعتقاد دارد که فراکسیون اصلاح طلب محسن هاشمی را برای این پست انتخاب کرده است. با این حال بعقیده او موفقیت این پروژه بستگی به موقعیت قالیباف دارد.
گفتگو با بهروز صمد بیگی، روزنامه نگار حوزه اجتماعی
گوش کنید (08:50)
در حالیکه هنوز نتایج کامل انتخابات شورا ها منتشر نشده است و مسئولان تاریخ انتشار آنرا مرتب عقب می اندازند، شب گذشته سرانجام نتایج حساس ترین بخش انتخابات شهر و روستا که متعلق به پایتخت است منتشر شد.
نتیجه این خبر از پیروزی 31 کاندیدا خبر می دهد که بعنوان اعضای شورای شهر تهران انتخاب شده اند.
جالب آنکه اصولگرایان درست بر عکس انتخابات ریاست جمهوری که در آن بشدت مورد بی مهری رای دهندگان قرار گرفتند و شکست سختی را تجربه کردند، در انتخابات شورای شهر تهران اکثریت کرسی های پارلمان شهر را بخود اختصاص دادند و در مجموع هژده نماینده به شورا فرستادند. این در حالی است که اصلاح طلبان توانستند سیزده نماینده وارد شورا کنند. گر چه این ناهماهنگی در تناسب قوا را می توان با رد صلاحیت وسیع اصلاح طلبان توسط نمایندگان مشترک دولت و مجلس توضیح داد.
در گفتگوئی با بهروز صمد بیگی روزنامه نگار حوزه اجتماعی ، وی توضیح می دهد که در انتخابات اخیر ، اگر به فهرست نمایندگان انتخاب شده نگاهی بیندازیم می توان تشخیص داد که این انتخابات چندان هم سیاسی نبوده است و مردم افراد را بدلیل توانائی هایشان انتخاب کرده اند.
صمد بیگی یاد آوری می کند که در دور اول انتخابات شورای شهر تهران کاملاً یک ترکیب سیاسی برنده شد که گرایش اصلاح طلبی داشت. در دور دوم و سوم این اصولگرایان بودند که پیروز شدند و اصلاح طلبان در اقلیت قرار گرفتند.
بعقیده بهروز صمد بیگی در این دوره ( دوره چهارم ) تعادل بوجود آمده و وزن نیرو های رقیب به هم نزدیک شده است. در نتیجه گرایش های سیاسی متنوع در شورا دیده می شود.
صمد بیگی می گوید این هژده اصولگرائی که انتخاب شده اند یک گرایش واحد ندارند و برخی از آنها با یکدیگر همسو نیستند. بعقیده او اگر بخواهیم با دقت بررسی کنیم قوا ی دو رقیب تقریباً مساوی است.
صمد بیگی توضیح می دهد که هم اکنون از لیست “خدمتگزاران آبادانی و پیشرفت ” سیزده عضو ، از لیست اصلاح طلبان هم سیزده عضو و از لیست ائتلاف بزرگ اصولگرایان یازده عضو به شورا راه پیدا کرده اند ، که در نتیجه می توان آنرا یک مجمع متوازن توصیف کرد.
صمد بیگی درباره اصلاح طلبان توضیح می دهد که بسیاری از شخصیت های سرشناس آنها رد صلاحیت شدند و این اتفاق آنان را مجبور کرد که نیرو های جایگزین خود را وارد عرصه انتخابات کنند. او می گوید با این همه ، اصلاح طلبان تعداد قابل توجهی را به شورا فرستادند.
صمد بیگی درباره احتمال کسب کرسی شهردار تهران توسط محسن هاشمی اعتقاد دارد که فراکسیون اصلاح طلب محسن هاشمی را برای این پست انتخاب کرده است. با این حال بعقیده او موفقیت این پروژه بستگی به موقعیت قالیباف دارد. این که آیا او خود مایل است شهرداری را ترک کند؟ آیا ممکن است وارد کابینه دولت جدید شود؟ آیا مسئولان کشور ، از او مانند دفعه قبل حمایت خواهند کرد؟
Jun 19 2013
درخواست های دانشجویی از رییس جمهور منتخب: دانشجویان زندانی را به کلاس هایشان بازگردانید
کلمه: چکیده :شورای دفاع از حق تحصیل از رییس جمهور منتخب می خواهد دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد….
شورای دفاع از حق تحصیل از رییس جمهور منتخب می خواهد دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.
به گزارش کلمه، این شورای افزوده است: دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.
شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از روحانی می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.
شورای دفاع از حق تحصیل دانشجویان نوشته است: برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.
متن کامل این بیاینه به شرح زیر است:
به نام خدا
رئیس جمهور منتخب مردم ایران
جناب آقای دکتر حسن روحانی
با سلام و احترام
پیش از هر چیز ابتدا انتخاب جنابعالی را به عنوان رئیس جمهور ایران تبریک عرض نموده و این انتخاب مردم ایران را که به معنای اعتمادشان به شما برای حل مشکلات گوناگون گریبانگیر کشور است شادباش می گوییم. بدون شک این افتخاری بس بزرگ است که در تاریخ کشورمان نصیب افراد زیادی نشده است و البته مسئولیتی بس بزرگتر نیز هست.
جناب آقای روحانی، دانشگاهیان ایران، چه آنان که در ۲۴ خردادماه به شما رای دادند و چه آنها که نام نامزدی دیگر را به صندوق انداختند و چه کسانی که در انتخابات اخیر شرکت نکردند، همچون دیگر مردم ایران به شما امید و از شما انتظار دارند به مجرد به دست گرفتن امور قوۀ مجریه در حد توانتان برای اصلاح امور کشور و بهویژه مشکلات و معضلات پیش روی جامعه دانشگاهی و دانشگاهها اقدام کنید. خوشبختانه کلید رفع بسیاری از مشکلات دانشگاهها و دانشگاهیان نیز به ویژه در حوزه آزادی های آکادمیک در دستان قوه اجرایی کشور است و اگر دولت “تدبیر و امید” حضرتعالی همتی برای رفع آنها صورت دهد،هدف دور از دسترس نخواهد بود.
جناب دکتر روحانی، شورای دفاع از حق تحصیل تشکلی مدنی است که در سال ۱۳۸۷ توسط گروهی از دانشجویان ستاره دار و محرومان از تحصیلِ موقت یا دایمی تشکیل شد تا در دوره ای که تلاشهای انفرادی محرومان از تحصیل برای احقاق حقوق قانونی شان بی نتیجه می ماند و مسئولان دولتی نه تنها در برابر محرومان از تحصیل و افکار عمومی خود را پاسخگو نمی دانستند که حتی وجود پدیدۀ دانشجویان ستاره دار را انکار می کردند؛ به شکل گروهی و سازمان یافته از حق تحصیل شهروندان دفاع کند. در این راستا شورا اقدامات متعددی انجام داده است که از آن جمله می توان به شناسایی محرومان از تحصیل و گردآوری اسناد محرومیت از تحصیل اشاره کرد.
رئیس جمهور منتخب ملت ایران؛
اینک ما به نمایندگی از محرومان از حق تحصیل و به حکم رسالت تشکیلاتی مان قصد داریم تا بدین وسیله پاره ای از ضروری ترین مطالبات این گروه از شهروندان کشور را به استحضار جنابعالی برسانیم.
ما از شما می خواهیم در راستای قولی که برای اجرای حقوق ملت مصرح در قانون اساسی دادید، روند محروم کردن دانشجویان از حق انسانی تحصیل را متوقف کنید و حقوق پایمال شدۀ تمام دانشجویانی را که در طی سالهای گذشته از طریق احکام تعلیق یا اخراج از دانشگاه از تحصیل محروم شده اند یا در آزمون تحصیلات تکمیلی ستاره دار شده اند را به ایشان بازگردانید. نیازی به گفتن نیست که این جوانان بهترین استعدادهای این کشورند که به جز شایستگی علمی دارای دغدغه های ملی و مدنی نیز هستند و محروم کردن آنها از تحصیل نه تنها تضییع حق شخصی شان بلکه ظلمی در حق تمام مردم ایران و ضربه ای به امکانات آینده کشورمان بوده است.
در این زمینه، لازم به ذکر است که از سال ۱۳۸۵ هر ساله طی برگزاری آزمون کارشناسی ارشد ناپیوسته عده ای از دانشجویان ستاره دار شده اند و تا امروز این روند ادامه یافته است. با توجه با محدودیت ها و فشارهای متعددی که طی سالهای گذشته بر محرومان از حق تحصیل و این شورا وارد شده است امکان گردآوری اطلاعات محرومان از حق تحصیل بسیار محدود بوده است با این وجود شورا بیش از ۲۰۰ دانشجوی ستاره دار و ۸۰۰ محروم از تحصیل را شناسایی کرده است.
جناب آقای دکتر روحانی، در اینجا به مواد قانونی ای اشاره می کنیم که محروم کردن شهروندان از حق تحصیل را منع و قدغن کرده اند. بدون شک جنابعالی که فردی حقوقدان هستید اهمیت این قوانین و ضرورت احترام به آنها را بهتر از سایران درک می کنید:
محروم کردن دانشجویان از حق ادامه تحصیل نقض اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نظیر بندهای ۳، ۹ و ۱۴ اصل سوم و اصول ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۳۰، ۳۶، ۳۷ و بویژه اصل ۲۳ این قانون است که صراحتاً میگوید: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.» علاوه بر مفاد بند ۳ اصل سوم و اصل سیام قانون اساسی ایران که دولت را به تسهیل و تعمیم آموزش عالی و همچنین گسترش وسایل تحصیلات عالی رایگان برای “عموم ملت موظف” کرده است، مستفاد از بندهای ۹ و ۱۴ اصل سوم و نیز اصول ۲۰، ۲۲، ۳۰، ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی، دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار کند.
جنابعالی استحضار دارند که از نظر حقوقی واژه «ملت» یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مذهب، مسلک و مرام را شامل میشود. لذا آشکار است که حق تحصیل و به ویژه تحصیلات تکمیلی در دانشگاهها نه تنها از مصادیق آزادیهای مشروع است بلکه مستفاد از بند ۳ اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به «ملت» محسوب میشود.
همچنین اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان میدارد «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است … هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.» بر این پایه روشن است که استناد برخی مسئولان اجرایی مبنی بر اینکه ستاره دار کردن دانشجویان مستند به یک مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد، هیچ وجاهت قانونی نداشته چرا که خود این مصوبه مخالف عالی ترین قانون کشور یعنی قانون اساسی است.
رئیس جمهور منتخب ایرانیان؛
شورای دفاع از حق تحصیل به نمایندگی از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل از شما می خواهد تا زمینه بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار را به دانشگاه در کوتاهترین زمان ممکن میسر کنید و با لغو مصوبه های غیرقانونی نهادهای غیر مسئول و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در فرایند بررسی صلاحیت علمی دانشجویان در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، برای همیشه به مسئله دانشجویان ستاره دار پایان دهید.
ما انتظار داریم که دولت تدبیر و امید دست نهادهای غیردانشگاهی به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی را از دخالت در امور دانشگاهها کوتاه کند تا دوباره شاهد چنین روند تاسف باری نباشیم که سازمان سنجش دلیل ستاره دار کردن دانشجویان را “دستور” وزارت اطلاعات بداند. چرا که حضور و دخالت «سرهنگ»ها در دانشگاه ها نتیجه ای جز دلسردی در فضای علمی کشور به جا نمی گذارد.
همچنین از شما می خواهیم تا کوتاه ترین زمان ممکن به گزینش و تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها پایان داده شود. چرا که این روند به منزلۀ تعیین تکلیف دولت برای شهروندان در تعیین سرنوشت شخصی شان و نفی آزادی انتخاب شهروندان است. علاوه بر این پروژه تفکیک جنسیتی موجب بالارفتن هزینه های دانشگاه نیز شده است که جزییات آن را می توانید از دانشگاهها جویا شوید.
آقای دکتر روحانی؛
از شما میخواهیم نقطۀ پایانی بر اخراج و بازنشسته کردن پیش از موعد اساتید دانشگاهها بنهید، امکان استفاده دوباره داشگاهها از اساتید گران قدری که در سالهای اخیر به دلیل تنگ نظری مسئولان از تدریس محروم شده اند را مجدداً فراهم نمایید و همچنین تدبیری اتخاذ فرمایید که به گزینش اعضای هیات های علمی با معیارهایی غیرعلمی و غیرآکادمیک پایان داده شود. همچنان که حضرتعالی نیز در مناظره های تلویزیونی به درستی از روندی انتقاد کرده بودید که برای استخدام یک عضو هیات علمی از وی درباره رای اش در انتخابات پرسیده شده بود.
دانشجویان و دانشگاهیان کشور از شما و وزیر علوم دولت تان انتظار خواهند داشت تا روش انتخابی شدن روسای دانشگاه ها در دولت اصلاحات را احیا کنید تا برای هر دانشگاهی شایسته ترین افراد که همانا اساتید و دانشجویان آن دانشگاه هستند تصمیم بگیرند. این مسأله استقلال دانشگاهها را تقویت خواهد کرد و زمینه را برای بالندگی نهاد دانشگاه و تولید و ترویج علم فراهم خواهد ساخت.
در پایان شورای دفاع از حق تحصیل از شما می خواهد برای آزادی دانشجویان زندانی بی گناه که تنها به خاطر ابراز عقیده مخالف در زندان به سر می برند تلاش کنید. به ویژه یاد می کنیم از اعضای زندانی این شورا آقایان ضیا نبوی، مجید دری، سعید جلالی فر و خانم شیوا نظرآهاری که تنها جرمشان دفاع از حق تحصیل خود و همکلاسی هایشان بوده است.
برای شما توفیق در راه خدمت به مردم ایران آرزومندیم و امیدواریم دولت تدبیر و امید یادآور صفحات پرافتخاری در تاریخ میهن مان شود.
شورای دفاع از حق تحصیل- ۲۸ خرداد ۱۳۹۲
Jun 19 2013
شجونی: پیروزی روحانی، پیروزی اصلاح طلبان و جنبش موسوی و کروبی نبود!
فرارو: عضو جامعه روحانیت مبارز درباره برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و حضور پرشور مردم پای صندوق های رای گفت: برگزاری پرشور انتخابات ریاست جمهوری که به یک جشن ملی تبدیل شد قطعا به ابتکار مقام معظم رهبری بود.
جعفر شجونی با بیان این مطلب در گفتگو با فرارو گفت: مقام معظم رهبری با ابتکار خود به منظور ایجاد یک نوع حماسه بر پایه نامی که برای امسال تعیین کردند یعنی حماسه سیاسی – حماسه اقتصادی، این اطمینان را ایجاد کردند که آرای مردم حق الناس است و از این حق دفاع می شود و فرمودند که اگر اسلامی هستید بیاید و اگر فقط ایرانی هم هستید بیاید و در انتخابات شرکت کنید.
وی افزود: همین اطمینان هم سبب شد که هم در داخل ایران آن کسی که وابسته و دل بسته به اسلام و انقلاب بود همچون گذشته پای صندوق های رای حاضر شود و هم در خارج از کشور و در لس آنجلس که اعتقادی هم به اسلام ندارد بدون حجاب پای صندوق رای بیاید و به خاطر ایران و در انتخابات شرکت کند.
این فعال سیاسی اصولگرا تصریح کرد: درباره نتایج انتخابات و اینکه چرا اصولگریان در این دوره نتوانستند پیروز انتخابات شوند گفت: مردم به اصولگرا هم رای دادند و اتفاقا اصولگراها هم می توانستند پیروز انتخابات شوند اما خود اصولگراها نتوانستند از آرای مردم استفاده کنند.
شجونی گفت: وقتی که 4 تا نامزد اصولگرا تا انتها در رقابت انتخاباتی حضور پیدا می کنند خود را در حد اندازه رییس جمهوری می بینند و همچون آقای حدادعادل از رقابت انتخابات کنار نمی روند معلوم است که اصولگریان نمی توانند برنده شوند.
عضو جامعه روحانیت مبارز افزود: اگر همه نامزدها به نفع یک نفر کنار می رفتند و آرای آنها جمع می شد یقینا نامزد واحد اصولگریان می توانست در این انتخابات پیروز شود که متاسفانه چون آقایان شیفته خدمت بودند حاظر نشدند به نفع دیگران کنار بروند.
وی در پاسخ به این سوال که چطور با وجود آنکه مجموع آرای سایر نامزدها از جمع آرای حسن روحانی هم پایین تر است، در صورت ائتلاف نامزد اصولگریان می توانست پیروز شود گفت: فکر نکنید همه آرای روحانی متعلق به اصلاح طبان است. اصلاح طلبان خودشان هم گفتند که روحانی اصلاح طلب نیست، خود او هم تاکید کرد که اصلاح طلب نیست.
شجونی افزود: بنابراین بخش زیادی از آرای روحانی هم متعلق به اصولگرایانی است که از دست 4 نامزد دیگر اصولگرا ناراحت بودند و این ناراحتی را با رای دادن به روحانی نشان دادند.
وی ادامه داد: همچنین عده زیادی از مردم هم چون از دست غیر روحانی ها خسته شده بودند و ناراضی از عملکردشان بودند ترجیح دادند که این دور از انتخابات بازهم یک رییس جمهور روحانی انتخاب کنند. من خودم شاهد بودم که مردم می گفتند که خدا رو شکر که یک آخوند در این دوره از انتخابات حاضر شده است که بتوانند رایشان را به او بدهند. بنابراین برای مردم اصولگرا و اصلاح طلب فرقی نمی کرد مردم از دست غیر روحانی خسته شده بودند و ترجیح دادند که اداره کشور را بازهم به یک آخوند بسپارند.
عضو جامعه روحانیت مبارز با تاکید بر اینکه باید نتایج این دوره از انتخابات را دقیق بررسی کرد گفت: این که گفته شود که مردم به اصولگراها نه گفتند صحیح نیست ممکن است که در این بین عده ای از دست اصولگراها ناراحت بوده باشند و به روحانی رای دادند اما این به معنای رویگردانی از اصولگریان نیست.
وی افزود: در این انتخابات عده ای هم که به روحانی رای دادند ممکن است طرفدار اصلاحات یا جنبش موسوی و کروبی بوده باشند که اتفاقا بعد از اعلام نهایی نتایج انتخابات به خیابان ها ریختند و شروع کردند به رقصیدن و قر دادن در ملاعام و شعارهای انحرافی هم دادند که مثلا موسوی و کروبی آزاد باید گردند که رای این افراد هم به موسوی برای دهن کجی به نظام بود.
شجونی با تاکید بر اینکه کسب رای حسن روحانی را که نباید پیروزی اصلاح طلبان و یا پیروزی جنبش موسوی و کروبی هم دانست گفت: عده اندکی بعد اعلام پیروزی روحانی ریختند تو خیابان ها و شروع کردند به قر دادن و شعارهای احمقانه سر دادند که موسوی و کروبی آزاد باید گردندد، این هایی که این کارها را کردند بی سوادند و باید در کلاس اکابر بنشینند تا با واقعیت ها آشنا شوند.
عضو جامعه روحانیت مبارز افزود: آنهایی که بعد از اعلام پیروزی روحانی رفتند تو خیابان جزو ملت ایران نبودند و شعارهای هم که سر دادند شعارهای ملت ایران نبود. آنها یک عده اولات بودند. مثلا یک پسر شهیدی با من صحبت می کرد می گفت خوب شد روحانی برنده شد چرا که امکان شادی پیدا کردیم و من خودم با هفت، هشت دختر دوست شدم. می خواهم بگویم که این افرادی که اینگونه به روحانی رای دادند و اینگونه شادی کردند ناآگاهند و بی سواد و از واقعیت های موجود آگاهی ندارد.
وی ادامه داد: واقعیت این است که موسوی و کروبی خائن به نظام و انقلاب هستند و باید جزای خیانتشان را پس دهند اما نظام به آنها لطف کرده که و آنها را محاکمه نکرده است که نخواهند سزای عملشان را پس بدهند. بنابراین با وجود تمام خیانت های که این دو نفر کردند که گوشه ای از آن ضرر 7 میلیارد تومانی به شهرداری تهران بود را مگر می شود به راحتی فراموش کرد و بعد از 4 سال به خاطر پیروزی روحانی به آنها گفت نازی، نازی، گل پیازید.
شجونی درباره اینکه اگر حمایت خاتمی یا هاشمی نبود آیا روحانی می توانست پیروز انتخابات شود گفت: خاتمی عددی نیست در این کشور، او خائن است، خواص بی بصیرت است، هاشمی هم همینطور. این دو نفر هیچ نقشی در پیروزی روحانی نداشته اند البته یکی از ایرادهای که روحانی دارد هم همین است که به این دو نفر خائن بها می دهد.
Jun 19 2013
گروه “جی ۸” خواستار تشکیل دولت انتقالی سوریه شد
دویچهوله: سران کشورهای عضو گروه “جی ۸” در نشست ایرلند شمالی به توافق رسیدند که دولت انتقالی سوریه باید در “کنفرانس ژنو ۲” تعیین شود. بیانیه گروه هشت در باره آینده بشار اسد سکوت کرده است.
روز سهشنبه (۱۸ ژوئن / ۲۸ خرداد) سران گروه موسوم به “جی ۸” که شامل هفت کشور بزرگ صنعتی جهان و روسیه است، در دومین روز نشست خود در ایرلند شمالی بر سر پایان جنگ داخلی سوریه به توافقی نسبی دست یافتند.
بر اساس گزارشهایی که خبرگزاریها به نقل از شرکتکنندگان در نشست “گروه ۸” منتشر کردند، قرار است بهزودی در کنفرانس ژنو ۲ دولت انتقالی سوریه تشکیل شود. به گفتهی سرگئی ریباکوف، معاون وزیر دفاع روسیه، پایان دادن به جنگ داخلی سوریه تنها از طریق برگزاری این کنفرانس میسر خواهد شد.
کنفرانس بینالمللی ژنو براساس پیشنهاد مشترک آمریکا و روسیه با حضور نمایندگان دولت سوریه و همه گروههای مخالف بشار اسد تشکیل خواهد شد، اما زمان آن هنوز تعیین نشده است.
گروه ۸” در مورد اینکه آیا سران رژیم فعلی نیز در دولت انتقالی نقشی خواهند داشت یا خیر، به توافق نرسیدند. ریباکوف اظهار داشت، روسیه در این نشست مانع بحث در بارهی آیندهی سران رژیم بعث شده است.
در نخستین روز نشست، دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی تاکید کرده بودند که شرکتکنندگان در نشست بر چند نکته اساسی توافق دارند، از جمله پایان دادن به جنگ و کشتار و جلوگیری از تجزیه سوریه، مبارزه با نیروهای افراطی و فراهمآوردن شرایطی که ملت سوریه بتواند برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد.
باراک اوباما و ولادیمیر پوتین در دیدار دونفره خود در حاشیهی نشست گروه ۸ نتوانستند در مورد سوریه به توافق برسند باراک اوباما و ولادیمیر پوتین در دیدار دونفره خود در حاشیهی نشست گروه ۸ نتوانستند در مورد سوریه به توافق برسند
ارسال سلاح برای مخالفان
ایالات متحده مصصم است به مخالفان رژیم بعث سوریه کمکهای تسلیحاتی برساند. باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا در یک گفتوگوی تلویزیونی با شبکهی پی بی سی که شامگاه دوشنبه (۱۷ ژوئن) پخش شد، بار دیگر بر ضرورت ارسال سلاح برای مخالفان اسد تاکید ورزید. به گفتهی او، اسناد موثقی موجود است که نشان میدهند نیروهای دولتی سوریه علیه مخالفان از گازهای سمی استفاده کردهاند.
اوباما علاوه بر این اظهار داشت که دولت وی تصمیم بر دخالت بیشتر در جنگ داخلی سوریه را زمانی گرفته است که به این نتیجه رسیده، شانس زیادی برای حل بحران از راههای دیپلماتیک وجود ندارد.
رئیسجمهور آمریکا در این گفتوگوی تلویزیونی گفت، نمیتوان هرجومرج در سوریه را در درازمدت پذیرفت، زیرا «این کشور بزرگ هممرز اردن است و اردن هممرز اسرائیل».
واکنش رئیسجمهور اسرائیل
روز سهشنبه (۱۸ ژوئن) شیمون پرز، رئیسجمهور اسرائيل از تصمیم ایالات متحده مبنی بر تجهیز تسلیحاتی مخالفان رژیم سوریه استقبال کرد. پرز در گفتوگو با خبرگزاری رویترزگفت، آمریکا “چارهای جز این نداشته” است.
رئیسجمهور اسرائيل در این گفتوگو که به مناسبت نودمین سالروز تولد او انجام شد، تاکید کرد که جنگ داخلی سوریه بیش از پیش به میدان کشمکش میان دو ابرقدرت تبدیل شده است. او ابراز تاسف کرد که “تروریستهای بیکار” در منطقه بهراه افتادهاند و در حال تخریب لبنان و سوریه و عراق هستند و «هر جا که باشند، به هویت عربی لطمه میزنند».
شماری از سیاستمداران اسرائیلی با ارسال سلاح برای مخالفان رژیم بعث سوریه مخالفت هستند، زیرا معتقدند که بخشی از این سلاحها توسط افراطیون به اسرائیل منتقل میشود.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه نیز در نخستین روز نشست “گروه ۸” در ایرلند شمالی به پشتیبانی تسلیحاتی از مخالفان اسد اعتراض کرده بود.
Jun 19 2013
استقبال رئیس جمهور فرانسه از حضور روحانی در کنفرانس سوریه
رادیوفردا: فرانسوا اولاند رئیس جمهوری فرانسه اعلام کرد که مشارکت حسن روحانی رئیس جمهوری منتخب ایران در کنفرانس بین المللی صلح سوریه موسوم به «ژنو-۲» در صورت مفید بودن، مورد استقبال قرار میگیرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، اولاند این سخنان را سهشنبه ۲۸ خرداد در نشستی خبری در پایان اجلاس سران گروه ۸ در ایرلند شمالی مطرح کرده است.
رهبران فرانسه، آلمان، بریتانیا، ایالتیا، ژاپن، آمریکا، روسیه و کانادا دو روز در ایرلند شمالی گردهم آمده بودند. بحران سوریه در راس مباحث مطرح شده در گفتو گوی رهبران این کشورها بود.
رئیس جمهوری فرانسه گفته است: «منتظر مواضع رئیس جمهور جدید ایران باشیم» اما «به شما موضع خود را میگویم: اگر حضورش مفید باشد بله، مورد استقبال قرار میگیرد.»
روحانی دوشنبه در نخستین کنفرانس خبری خود با هرگونه دخالت خارجی در سوریه اعلام مخالفت کرده و گفته بود که بحران سوریه را مردم این کشور باید حل کنند.
برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح درباره سوریه با حضور نمایندگان دولت دولت و مخالفان این کشور، مورد توافق آمریکا و روسیه قرار گرفته است. اما اختلافهایی از جمله پیش شرط مخالفان درباره ضرورت بحث درباره آینده اسد در کنفرانس و همچنین خروج نیروهای حزبالله لبنان از سوریه، مانع از مشخص شدن زمان برگزاری کنفرانس شده است.
پیشتر روسیه بر ضرورت حضور ایران در کنفرانس تاکید میکرد، اما کشورهای غربی از جمله فرانسه با این حضور مخالفت میکردند. لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه ایران را بخشی از بحران سوریه دانسته بود، از این رو با حضور نمایندگان تهران در کنفرانس «ژنو-۲» اعلام مخالفت کرده بود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، در بیانیه پایانی اجلاس سران گروه ۸، به آینده اسد اشاره نشده و بر ضرورت برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح تاکید شده است. سرگئی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه روسیه، گفته است که مسکو مانع از پرداختن بیانیه پایان اجلاس گروه هشت به آینده بشار اسد رئیس جمهوری سوریه شده است.
روسیه و چین تاکنون سه بار فطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد برای افزایش فشار بر نظام بشار اسد را وتو کردهاند.
Jun 19 2013
معاون مرکز ملی فضای مجازی خبر داد: پایان انحصار دولت در توزیع پهنای باند اینترنت/ اصلاح ساختار اینترنت بین الملل
مهر: معاون مرکز ملی فضای مجازی از پایان انحصار شرکت ارتباطات زیرساخت در توزیع پهنای باند اینترنت ورودی به کشور خبر داد و گفت: براساس طرحی که از سوی مرکز ملی فضای مجازی تدوین شده و بزودی ابلاغ میشود از این پس شرکت ارتباطات زیرساخت باید مانند گمرک ورودی پهنای باند اینترنت، عمل کند و نباید فروشنده باشد.
علیرضا شاهمیرزایی در گفتگو با خبرنگار مهر از برنامه های کمیسیون عالی تنظیم مقررات مرکز ملی فضای مجازی برای اصلاح ساختار اینترنت بین الملل خبر داد و گفت: برای اینترنت بین الملل تصمیماتی در دست تدوین و ابلاغ داریم که براساس آن بسیاری از مشکلات فعلی شرکتهای ارائه دهنده اینترنت و اپراتورها برای تامین پهنای باند اینترنت رفع خواهد شد.
وی با تاکید بر اصلاح ساختار در حوزه تامین پهنای باند اینترنت بین الملل اظهار داشت: ما دلیلی بر انحصار شرکت ارتباطات زیرساخت در خرید و فروش اینترنت نمی بینیم.
رئیس کمیسیون عالی تنظیم مقررات مرکز ملی فضای مجازی با بیان اینکه شرکت ارتباطات زیرساخت باید به عنوان گمرک پهنای باند اینترنت و یک درگاه ورودی عمل کند ادامه داد: گمرک نمی تواند وارد کننده باشد و حتی لزومی ندارد که فروشنده اینترنت باشد؛ براین اساس آنچه به عنوان حاکمیت باید در اختیار این شرکت قرار گیرد گذرگاه ورودی است و خرید و فروش از سوی این شرکت معنایی ندارد.
دکتر شاهمیرزایی با تاکید براینکه درهمه جای دنیا نیز حاکمیت تنها بر گذرگاه ورودی نظارت دارد گفت: در حوزه واردات پهنای باند اینترنت بین الملل، این گذرگاه در اختیار شرکت ارتباطات زیرساخت است اما این به این معنی نیست که شرکت ارتباطات زیرساخت وارد کننده پهنای باند باشد و آن را خرید وفروش کند.
عضو حقیقی شورایعالی فضای مجازی پایان انحصار شرکت ارتباطات زیرساخت را در توزیع پهنای باند اینترنت بین الملل از جمله مفاد بسته سیاستی ساماندهی وضعیت اینترنت در کشور عنوان کرد و گفت: بخش های زیادی از این بسته سیاستی تصویب و ابلاغ شده و بخشی نیز حتی به مرحله اجرا رسیده اما هنوز تکمیل نشده است.
معاون مرکز ملی فضای مجازی اظهار امیدواری کرد که با اجرای کامل این بسته سیاستی بسیاری از مشکلات تامین و توزیع پهنای باند اینترنت در کشور و ارائه خدمات اینترنت و نیز مسائل پیش روی شرکتهای ارائه دهنده این خدمات رفع شود.
Jun 19 2013
«آزادی» یادت باشه، «زن» هم باید باشه
مسیح علینژاد: در فیسبوکم نوشته بودم:
کاش هیچ مردی تنها به شادمانی نرود
مراسم استقبال از تیم ملی، چهارشنبه ساعت ۱۷ در ورزشگاه آزادی: ورود بانوان ممنوع.
چطور مردان می توانند به چنین جشنِ شادمانی بروند اما زنانِ خانواده شان را پشت درهای بسته جا بگذارند؟ مگر در راهپیمایی های حکومتی گرفته تا راهپیمایی های اعتراضی، زنان و مردان شانه به شانه هم راه نرفتند؟ چه اتفاقی افتاد؟ آیا غیر از این بود که جهان به عدم تفکیک جنسیتی در خیابان های ایران نگاه کرد و باور کرد که مردان و زنانِ ایران هم می توانند با عزت و احترام کنار هم باشند؟ ما ملتِ خوبی داریم. تمرینِ با هم بودن آسان نیست اما ناممکن هم نیست. کاش هیچ جایی تن به این جدایی های اجباری ندهیم بلکه هر یک از ما خودمان شروع کنیم و سختی ها را برای هم کم کنیم و احترام برانگیزیم…
و دوستی پاسخ نوشت:
در جواب این پستم نوشته؛
حالا مردا رو به زور میبرن ۲ سال سربازی شما هم باهاشون میرید؟ البته قصدم حمایت از محدودیت ها علیه زنان نیست ولی میخام انقده زنا مظلوم نمایی نکنن… مردا هم مصیبت زیاد دارن…
برایش نوشتم:
بله من حاضر بودم سربازی هم برم ولی کسی مرا نبرد. از استادیوم شروع کنیم سربازی را هم با هم می رویم.
و حالا پیشنهادی من به کسانی که برای شادمانی به ورزشگاه آزادی می روند:
«آزادی» یادت باشه، «زن» باید باشه
یا
آزادی یادت باشه، زن هم باید باشه
🙂
….
شادی ها پایدار و خانه مشترکمان ایران آباد.
Jun 19 2013
فراخوان محمد رضا پورشجری زندانی سیاسی برای 20 ژوئن
انقلاب: من “محمدرضا پورشجری” هستم با نام مستعار “سیامک مهر” نویسنده وبلاگ “گزارش به خاک ایران” من از زندان کرج صحبت میکنم. به مناسبت روز جهانی زندانیان سیاسی یادداشت کوتاهی آماده کردم که تقدیم می کنم به هم قطاران خود در زندان های اوین و رجایی شهر و سایر زندانها و بازداشتگاه ها و همچنین تقدیم میکنم به هم میهنانم در زندان بزرگی به نام ایران.
همگان بخوبی میدانیم که جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان از بزرگترین نقض کنندگان حقوق بشر شناخته می شود که بطور پیاپی هرسال از سوی نهادهای بین المللی همچون کمیسیون حقوق بشرسازمان ملل متحد و اکنون شورای حقوق بشر از این بابت محکوم گردیده است. یکی از موارد نقض آشکار حقوق بشر در رژیم اسلامی مورد زندانیان سیاسی است اما پیش از پرداختن به وضعیت زندانیان سیاسی در ایران لازم است تصویری اگر چه مختصر و محدود از چهره واقعی جمهوری اسلامی ترسیم کنیم و دریابیم که چرا و به چه دلیل موضوع جرم سیاسی و زندانی سیاسی در جمهوری اسلامی به صورت مبحثی پیچیده و بغرنج ظاهر گشته که هم از طرف حاکمیت و هم از سوی مخالفان این نظام تاکنون تعریف روشن بی مناقشه ای نسبت به آن تبیین و ارایه نگردیده است رژیم ایدئولوژیک خود نظامی تمامیت خواه و تبعیض گذار و سرکوبگر که موجودیت و بقای آن از طریق جذب و انحلال جامعه و نقض و سلب آزادیها و حقوق اجتماعی و سیاسی افراد از دیگر سو تعریف و استوار گشته است به رغم شعارها و عربده های رهبران این رژیم درباره آزادی و عزت و کرامت انسان، اما دولت اسلامی از بنیان در تناقض و ضدیت با انسان و علیه نوع بشر قد بر افراشته و عملا و در واقعیت هیچ حقوق آزادی و انتخابی برای انسان به رسمیت نمی شناسد و از این لحاظ سدی است در برابر پیشرفت و تکامل فرد و جامعه.
دامنه بی حقوقی انسان از حکومت اسلامی تا بدان حد گسترده و همه جانبه است که اتباع این دولت برای مثال حتی از حق شنیدن موسیقی مورد علاقه خویش محروم اند و می باید فقط و فقط به آن نوع موسیقی که از جانب دولت مجاز شمرده می شود گوش بسپارند.
جمهوری اسلامی ترکیب دین و دولت را که درتاریخ بشر صفحه های سیاه و تاریک و خونباری رغم زده است، باری دیگر و در دوره ای مدرن و فرا صنعتی بر انسان متمدن تحمیل کرده است. در اثر تداخل وظایف دولت عرفی با جزمیات و شرعیات و محملات مذهبی با فرو ریختن مرزهای حوزه ی عمومی و خصوصی وضعیتی به وجود آمده که قلمرو و محدوده اختصاصی وجدان شهروندان بطور مستمر و مداوما توسط نیروهای سرکوبگر حکومت مورد تجاوز واقع میشوند، مثال آشکار این رفتار اجبار حجاب اسلامی بر زنان است در چنین شرایط اختناق آمیز و سرکوبگرانه حبس و زندان کمترین مجازاتی است که در کمین هر فرد منتقد و معترضی است که شهامت به ورزد و در راه احقاق حقوق خود و هم میهنانش گامی بیش نهد با اینکه زندانهای جمهوری اسلامی پر و انباشته است از فعالین حقوق بشر فعالان سیاسی و فعالان مدنی و روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان است اما حاکمان رژیم اسلامی نه تنها به وجود زندانی سیاسی که اساساً به وجود جرم سیاسی هیچ اعتقادی ندارند وانگهی به خاطر همان یک موردی که در اصل 168 قانون اساسی از مقوله اتهام سیاسی نام برده شده گویا متاسف هم هستند، به همین سبب زندانیان سیاسی را زندانی امنیتی خطاب می کنند، و نخستین اتهامی که به دستگاه قضایی به اینان وارد می سازد اتهام اقدام علیه امنیت کشور است با این کار درصددند تا فعالیت مخالفان خود را درافکار عمومی نه اعتراض به بیدادگری و استبداد نظام اسلامی بلکه اخلال در امنیت کشور قلمداد کنند.
سرنوشت شخص من به عنوان وبلاگ نویس و زندانی سیاسی نمونه ی روشنی از بیداد گریهاییست که در رژیم آیت الله ها نسبت به منتقدان و معترضان وضع موجود روا داشته می شود پس از آنکه در شهریور 1389 ماموران وزارت اطلاعات به خانه من هجوم آوردند و مرا بازداشت کرده و به بند 8 سپاه واقع در زندان رجایی شهر منتقل کردند، طی روزهای متوالی مورد ضرب و شتم وشکنجه قرار داشتم و حتی مرا یک بار بروی چهار پایه بردند و ادعا کردند که می خواهیم ترا به دار بیاویزیم در آن روزها به اندازهای تحت فشار قرار داشتم که ازترس توبه کردن و طلب عفو با بریدن رگهای دستانم اقدام به خودکشی نمودم پس از آن به مدت 8 ماه متوالی در سلول انفرادی محبوس بودم و مداوما تحت بازجویی و بازپرسی قرار میگرفتم تمامی ماموران رژیم اسلامی از جمله بازجو دادگاه انقلاب دائماً مرا به مرگ و اعدام تهدید میکردند، در نهایت دستگاه قضایی سرکوبگر اسلام مرا با توجه به نشر اندیشه ها و نظرات و عقایدم در وبلاگ شخصی مجموعا به 4 سال حبس تعزیری آن هم به اتهام توهین به دیکتاتور اسلامی و تبلیغ علیه نظام و توهین به مقدسات محکوم نمود از آن زمان تا به امروز که نزدیک به 3 سال سپری شده در بدترین شرایط موجود که حتی تصورش برای هم میهنانم واقعا دشوار است محبوس بوده ام.
برای مثال عرض میکنم که من همین شبها در میان دو تن از زندانیان عادی می خوابم که یکی از آنها بیماری است روانی که مادر خود را به قتل رسانده و دیگری جوانی است که پس از آنکه سر خواهرزاده خود را با کارد می بُرد جسد وی را مثله کرده و هر قطعه اش رابه گوشه ای ازشهر پراکنده می سازد حتی در باغ وحش هم آهو و غزال و بره را با گرگ و کفتار و گُراز درون یک قفس گرفتار نمی کنند.
در پایان سخنانم به حاکمان جمهوری اسلامی بی پرده و روشن نکته ای را گوشزد می کنم ایران یعنی آزادی ایران، یعنی آزادی ما، یعنی من، و هم فکرانم. بنام ایران نمی توانیم دشمنان آزادی را تحمل کنیم.
“محمدرضا پورشجری”
“ندامتگاه زندان مرکزی کرج”
20 خرداد 1392