اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Aug 26 2019

کیومرث مرزبان و سرنوشت تلخ او

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: کیومرث مرزبان چند روز قبل از اینکه به ایران بیاید بعضی از دوستانش را در جریان تصمیم خود قرار داده بود. همان زمان به شوخی گفتم که ما دیگر نمی‌رسیم اگر تو را بگیرند برایت هشتگ بزنیم و الکی دردسر درست نکن! گفت طوری نمی‌شود. با اینکه نگرانی‌هایی داشت اما معتقد بود کاری نکرده که بخواهند برایش مشکل جدی به وجود بیاورند. از جهاتی راست هم می‌گفت. کیومرث همیشه فاصله خودش را با لایه‌های تندروی اپوزسیون و براندازها حفظ کرده بود. همیشه معتقد به روشهای مسالمت آمیز و طرفدار اصلاحات بود. بارها به خاطر این مشی نرم و مسالمت جو و اصلاح طلبانه، از آنها که معتقد به براندازی جمهوری اسلامی بودند متلک شنیده بود و حتی متهم به استمرارطلبی شده بود. در چند پیام خصوصی به او یادآوری کردم که کار دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی بر اساس عدالت و حساب و کتاب نیست و تر و خشک را با هم می‌سوزاند. در نهایت گفت همه اینها را می‌داند اما مجبور است برود. گفت مادربزرگش بیمار است. همه ترس و نگرانی‌اش این بود مادربزرگش را نتواند برای بار آخر ببیند. و همین شد که رفت. یا بهتر بگویم برگشت. برگشت به سرزمینی که زندگی در آن را حق خود می‌دانست. جایی که زندگی در آن حق همه ماست. جایی که در هرجای دنیا که باشیم نگاهمان به سویش است و آرزویمان بازگشت به آنجاست.

چند ماهی که ایران بود و قبل از دستگیری‌اش همچنان مکاتبه داشتیم. مکاتباتی که با آنکه در کمال احترام بود اما دیگر چندان صمیمانه نبود. بیشتر بحث و جدل بود بر سر مواضع سیاسی. تا حدی از هم رنجیده و دلخور شده بودیم. من محافظه کاری و منش اصلاح طلبانه او را نقد می‌کردم و او مواضع تند و تیز من خارج نشین را که معتقد بود از حال و روز مردم داخل ایران بی‌خبرم.

تا اینکه خبر دستگیری‌اش آمد. روزهای اول همه امیدوار بودیم که چیزی نیست. یک سوال و جواب ساده است. اذیتش نمی‌کنند. اصلا قابل تصور نیست بخواهند برای آدمی مثل کیومرث پرونده درست کنند. بعضی دوستانش به شوخی می‌گفتند کیومرث اولش فقط یک «قلب» بوده که بعد دست و پا درآورده و شده کیومرث مرزبان. انقدر خوشدل، بی‌غل وغش و مهربان بود که همه روزهای اول منتظر بودند با همان لبخند معروفش بیرون بیاید و از چند روز بازجویی و سوال و جواب خود متن طنزی بنویسد. اما کیومرث بیرون نیامد. یک ماه شد دو ماه و دو ماه شد شش ماه و شش ماه رسید به نزدیک یک سال. در تمام این مدت خانواده و نزدیکان او با این وعده که اگر در مورد وضعیت او اطلاعرسانی نکنید مشکل او احتمالا حل خواهد شد سکوت کردند. و نتیجه این شد که بعد از نزدیک یکسال سکوت رسانه‌ای درباره او، وکیل او خبر داد که ۲۳سال حبس با عناوین اتهامی مختلف برای او بریده اند. ۲۳سال حبس که ۱۱ سال آن به خاطر ارتباط با دولت متخاصم بوده و قابل اجراست. ظاهرا مجموعه فعالیتهای کیومرث مرزبان در خارج از ایران و نوشته‌های طنز و دلنوشته‌های او برای سایتهای مختلف مبنای صدور چنین حکمی بوده است. وکیل او و همه دوستان او حالا امیدوارند به اینکه این حکم ناعادلانه و عجیب در مرحله تجدید نظر بشکند.

نمی‌دانم کیومرث مرزبان در این یک سال چه بر سرش آمده و الان چطور فکر می‌کند. اما معتقدم حتی اگر او می‌دانست برگشتن به ایران چنین عاقبتی برایش دارد باز هم به ایران برمی‌گشت. کیومرث با قلبش فکر می‌کرد. همان روزهایی که سعی داشتم نظرش را برای برگشتن به ایران عوض کنم برای اینکه خیالم را راحت کند برایم نوشت شرایطش به شکلی ست که زندانی بودن در ایران را به بیرون از ایران ماندن ترجیح می‌دهد. و حالا او زندان است.

جمهوری اسلامی کارخانه بزرگ تولید رنج و درد است. سرنوشت تلخ کیومرث مرزبان بار دیگر نشان داد خروجی این کارخانه با عوض شدن و تغییر شیفت پرسنلش تغییری نمی‌کند. این کارخانه چهل سال است دارد عزیزترین جانها و شریف‌ترین انسانها را از هست و نیست خود ساقط می‌کند. کیومرث مرزبان و کسانی چون او احتمالا آخرین کسانی خواهند بود که دلسوزانه و مشفقانه معتقدند که این کارخانه نیاز به اصلاحات، تغییرات و تعمیرات دارد. بعد از کیومرثها کسانی خواهند آمد که خشت خشت این کارخانه و این دستگاه عظیم سرکوب و تولید رنج را بر سر سازندگان آن خراب کنند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Aug 25 2019

فایل صوتی نوشین جعفری؛ شیوا نظرآهاری: او تحت فشار وحشتناک برای پذیرش اتهام بی‌اساس است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: با گذشت نزدیک به سه هفته از بازداشت نوشین جعفری، عکاس سینما و تئاتر، از اکانت خصوصی اینستاگرامش “پیامی صوتی” برای شیوا نظر‌آهاری، فعال مدنی، ارسال شده است. خانم جعفری در این پیام صوتی می‌گوید “تحت فشار” است.

در بخشی از این فایل صوتی خانم جعفری از خانم نظرآهاری می‌خواهد تا “پسورد یک حساب توییتری” را که در زمان بازداشتش کاربران منسوب به “ارزشی‌ها” آن را مرتبط با خانم جعفری دانسته بودند، بدهد تا از “فشارهای” بازجویی رهایی پیدا کند.

خانم نظرآهاری در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی با تاکید بر اینکه تا سه هفته پیش و همزمان با بازداشت خانم جعفری او هیچ اطلاعی از این اکانت نداشته است، گفت: “نوشین در ابتدای این فایل صوتی با گفتن اینکه تحت فشار است، تلویحا عنوان می‌کند بقیه حرفهایش هیچ اعتباری ندارد.”

خانم نظرآهاری می‌گوید: “سه هفته از بازداشت نوشین گذشته هیچ مدرکی برای انتساب این اکانت به او ندارند، این آدم تحت فشار وحشتناک برای پذیرش اتهام بی‌اساس است، حالا برای جمع کردن این پرونده می‌خواهند آن را به یک نفر که خارج از ایران است منتسب کنند.”

خانم نظرآهاری همچنین در این گفتگو به این موضوع اشاره کرد که او چندین ماه است با دوری از فضای پرآشوب ایران خارج از این کشور در حال تحصیل است و برایش مهم بوده که بتواند به ایران بازگردد. “اما در عرض یک روز زندگیم با این پیام صوتی زیر و رو شده است.”

خانم نظرآهاری که تاکنون چندین بار بازداشت و زندانی هم شده است، همچنین تاکید کرد: “سابقه فعالیت من مشخص است و پرونده فعالیت من در وزارت اطلاعات موجود. یک خط یا یک نوشته از من پیدا نمی‌شود که در آن به اعتقادات مردم توهینی کرده باشم.”

نوشین جعفری، عکاس سینما و تئاتر از اواسط مردادماه سالجاری بازداشت شده است.

هنرمندان مختلفی چون مهناز افشار و هانیه توسلی به بازداشت او واکنش نشان دادند.

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه ایران نیز در واکنش به بازداشت خانم جعفری گفت: “فردی به لحاظ اهانتی که به حضرت سیدالشهدا و عزاداری کرده بود و تبلیغی که علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی داشت، تحت تعقیب قرار گرفت. در بازرسی از اماکن و تجهیزات فنی مربوط به این شخص، یک سری مستندات جدید هم به دست آمد که دون شان افراد و اشخاص و حرفه های شاغل در جامعه است. این موضوع در حال بررسی است.‎”

مستنداتی که آقای اسماعیلی به آن اشاره کرده است وسایل عکاسی بوده که از منزل خانم جعفری ضبط شد که توسط برخی از اکانت‌های منسوب به ارزشی‌ها منتشر شده بود، فلش دوربین، کارت حافظه دوربین، حافظه کامپیوتر وسایلی بوده که در هنگام بازداشت از این عکاس حوزه سینما و تئاتر توسط ماموران ضبط شده است.

No responses yet

Aug 25 2019

بازداشت و بی خبری از گیتی پورفاضل، امضاکننده بیانیه نه به جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: گیتی پورفاضل، وکیل، حقوقدان و یکی دیگر از امضا کنندگان بیانیه ۱۴ کنشگر زن برای استعفای خامنه‌ای و گذار از جمهوری اسلامی بازداشت شد.

روز گذشته جبهه ملی ایران با انتشار بیانیه‌ای خبر داده بود: «گیتی پورفاضل از پنج روز قبل ناپدید شده و همسر و خواهر او از اینکه چه نهاد امنیتی، خانم پورفاضل را بازداشت کرده و به کدام زندان انتقال داده شده بی‌خبر هستند.»

خانم پورفاضل هفتمین امضاکننده این بیانیه است که از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده است. از ۱۴ مردادماه جاری تا پیش از بازداشت این وکیل دادگستری ۶ تن از زنان امضا کننده این بیانیه بازداشت شده‌اند. پنج تن دیگر از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴کنشگر زن برای استعفای خامنه‌ای و گذار از جمهوری اسلامی» خانمها: «شهلا انتصاری»، «شهلا جهان‌بین»، «فاطمه سپهری»، «حوریه فرج‌زاده» و «نرگس منصوری» در رشت، تهران و مشهد بازداشت شده بودند. «فرنگیس مظلوم»، مادر سهیل اعرابی زندانی عقیدتی، که از امضاکنندگان این بیانیه است، پیش از انتشار عمومی این بیانیه بازداشت شده و در بند ۲۰۹ زندان اوین متعلق به وزارت اطلاعات نگهداری می‌شود.

۱۴ مرداد ۱۳۹۸ چهارده تن از «کنشگران مدنی و فعالان حوزه زنان» در ایران با انتشار بیانیه‌ای برای استعفای خامنه‌ای و گذار از جمهوری اسلامی، حکومت فعلی را «نظام ضد زن» خواندند و با اشاره به اینکه «چهار دهه حکومت ولایت مطلقه فقیه منجر به حذف ضدانسانی نیمی از جمعیت کشور» شده است.

در بیانیه این زنان تاکید شده است: «ما ۱۴ تن از کنشگران مدنی و فعالین حوزه حقوق زنان مصمم هستیم با شیوه‌ای مدنی و بدون خشونت، مبارزه خود را هم‌چون پیش‌قراولان آزادی وطن با گفتن «نه به جمهوری اسلامی» تا رسیدن به خواسته‌های کامل خود ادامه دهیم.»

زنان امضاکننده این بیانیه که همگی در داخل ایران  زندگی می‌کنند در بیانیه خود با تاکید بر مبارزه به شیوه‌ای مدنی و بدون خشونت، اعلام کردند: «آپارتاید جنسیتی که حاصل نگاه مردسالارانه نظام فقاهتی است، علیه این نظام ضد زن که ارزش‌های انسانی ما را محو نموده است، به پاخاسته و خواستار گذار کامل از نظام جمهوری‌اسلامی و تدوین قانون اساسی جدیدی هستیم، نظام و قانونی که در آن کرامت و هویت و حقوق برابر زنان در تمامی عرصه‌ها برسمیت شناخته شود.»

گیتی پورفاضل وکیل دادگستری، پنج سال قبل وکالت مسیح علی‌نژاد را برای شکایت او از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به عهده گرفت. وی همچنین وکیل خانواده ستار بهشتی در پرونده شکنجه و قتل این وبلاگ نویس را بر عهده داشته است. ستار بهشتی از وبلاگ‌نويسان منتقد حاکميت بود که پليس فتا در روز ۹ آبان 1391 بازداشت و پنج روز بعد در زندان درگذشت.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Aug 22 2019

بازداشت شهلا جهان بین، امضاکننده بیانیه نه به جمهوری اسلامی در مشهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: بازداشت خانم جهانبین در حالی صورت گرفته است که همسر وی عباس واحدیان شاهرودی نیز از روز یکشنبه ۲۷ مردادماه در بازداشت به سر می برد.

استان وایر- ماموران امنیتی ساعت 18 روز چهارشنبه 30 مردادماه جاری با هجوم دوباره به منزل «عباس واحدیان شاهرودی»، «شهلا جهان‌بین» از امضاکنندگان بیانیه 14 زن حامی بیانیه نه به جمهوری اسلامی و استعفای رهبری را بازداشت نمودند.

ماموران امنیتی هم‌زمان با بازداشت خانم جهان بین با تفتیش و بازرسی منزل، دو دستگاه تلفن همراه متعلق به او را نیز با خود بردند.

بازداشت خانم جهانبین در حالی صورت گرفته است که همسر وی عباس واحدیان شاهرودی نیز از روز یکشنبه ۲۷ مردادماه در بازداشت به سر می برد.

یک منبع نزدیک به خانواده خانم جهانبین ضمن تایید این خبر به هرانا گفته است: «بازداشت خانم جهان‌بین حدود ساعت ۱۸ روز جاری توسط ۵ تن از مامورین اداره اطلاعات در منزل ایشان صورت گرفته است. ماموران در زمان بازداشت ضمن تفتیش منزل دو تلفن همراه متعلق به ایشان را نیز با خود بردند.»

از محل نگهداری خانم جهانبین تا این لحظه اطلاع دقیقی در دست نیست.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Aug 21 2019

حق سفر؛ قانونی که دامن زنان ایرانی ساکن خارج از ایران را هم می‌گیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: «پریسا» دکترای شیمی دارد و در طول ۱۵ سال زندگی زناشویی، عمده درآمد خانواده و تصمیم‌گیری‌ها و مسوولیت‌های سنگین زندگی را به دوش ‌کشیده است.
او یکی از زنانی است که با این که سال‌ها خارج از ایران زندگی می‌کند اما در یکی از سفرهایش به ایران، گرفتار قانون تبعیض‌آمیز اجازه همسر برای سفر شده است.
پریسا هرگز روزهای تلخ دربه‎دری مابین اداره گذرنامه، اداره کنسولی، قوه قضاییه و نیروی انتظامی را فراموش نمی‌کند: «عرصه سیاسی و اقتصادی که تنگ شد، مهاجرت کردیم. اما این اتفاق، رابطه زناشویی و اندک پیوندمان را درهم ریخت. در همین گیر و دار، مادرم بیمار شد. پاسپورتم را تمدید کردم و برای دیدن مادرم به ایران رفتم. اما قانون اجازه همسر به داد ظالم ماجرا آمد و من گیر افتادم.»
همان جا در بدو ورود، روی یکی از صفحات داخلی پاسپورت پریسا مهر عدم خروج زدند و توصیه کردند برود اداره گذرنامه. به اداره گذرنامه رفت. در آن جا به او گفتند همسرش در فرمی که برای تمدید پاسپورتش امضا کرده، قید نکرده با سفرهای او موافق است و فقط نوشته بوده با یک سفرش موافقت دارد. در آن جا پریسا متوجه می‌شود از همسرش رو دست خورده و او خواسته است پریسا بدون گرفتن حق و حقوق و بی‎جنجال خانه‎اش را ترک کند: «رفتم اداره کنسولی، از آن جا اداره روادید و گذرنامه و بعد برگشتم به پلیس ناجا و با رییس پلیس مهاجرت و گذرنامه حرف زدم. نگران خورد و خوراک و مدرسه بچه‌هایم بودم و در راهروهای ساختمان گریه می‌کردم. به هر کسی که به نظر می‌رسید کاره‌‌ای است، توضیح می‌دادم که دختر شش ساله‌‌ام تنها است، دو پسرم مدرسه می‌روند و نیاز به رسیدگی دارند، خانه‌‌ام و همه آن‎چه این سال‎ها ساخته بودم، نامه‌هایم، دست نوشته‌هایم، نتایج تحقیقاتم، آلبوم‌ها و همه را گذشته‌‌ام. اما می‎گفتند هیچ راهی نیست و تا از شوهرت کسب اجازه نکنی، اجازه سفر نداری.»
همسر پریسا به تلفن‌های مکررش جواب نمی‌داد: «با شماره ناشناس تماس گرفتم اما وانمود کرد که صدا واضح نیست. او که همیشه در مقابل قدرت مدیریت و توانایی من احساس ضعف می‌کرد، به نظر می‌رسید فرصت مناسبی پیدا کرده است تا انتقام سال‏ها تلاش من در زندگی را بگیرد و میل عجیبی برای شنیدن التماس‌هایم از خودش نشان می‌داد. چهار ماه متوالی از این اداره به آن اداره دویدم و تا مغز استخوانم احساس تحقیرشدگی و بی‌ارزشی کردم. هر آن‏چه او به مدد قانون خواسته بود بر سر روحم بیاورد، آورده بود و حالا مطمئن بودم که یک موجود فاقد بی‌ارزشم که هیچ اراده‏ای بر زندگی‌ خود ندارم.»
همسر پریسا در نهایت بعد از چهار ماه سخت که بر فرزندانش گذشت و به خاطر بی‏تابی دختر کوچک‏ترشان، تن به فرستادن اجازه‏نامه داد و پریسا به خانه‌‌اش برگشت و بعدها از همسرش جدا شد. اما می‌گوید با وجود گذر چند سال، هرگز این بی‌عدالتی و تحقیر را فراموش نکرده است:«من آن روزها دانشجوی دکترا بودم. همسر سابقم به لحاظ تحصیلی، سطح پایین‌تری داشت. تمام منافع مادی زندگی مشترک ما از محل کار من بود و من هیچ وقت متوجه نشدم چرا از منظر قانون، نسبت به او در مرحله چندم محسوب می‌شدم. به هر حال، هرگز این بی‌عدالتی روشن و آشکار در نقض حقوق انسانی را فراموش نمی‌کنم. قانون را مردم برای حفظ و احقاق حق ابداع کرده‌‌اند ولی در ایران همین قوانین برای جانب‎داری و بی‌عدالتی محض از یک دسته خاصی که قدرت دارند، تدوین شده است.»

او تنها زن ساکن خارج از ایران نیست که گرفتار این قانون ‌شده است؛ «سارا محمودی»، وکیل دادگستری می‌گوید: «موکلان زیادی دارم که خارج از ایران ساکن هستند و مردهایشان کاملا دل‎بسته سبک و فرهنگ اروپا و امریکا. اما موقع طلاق، همه قوانین ایران را برای انتقام اجرا می‌کنند.»

او به پرونده یکی از موکلانش اشاره می‌کند که برای سفر و دیدن خانواده، همراه دو فرزندش به ایران آمده اما از سوی همسرش ممنوع‌الخروج شده بود: «طلاق ایرانی نگرفته بودند، فقط جدا از هم زندگی می‌کردند. مرد هم زن را ممنوع‌الخروج کرد و موکلم در فرودگاه متوجه شد.»
او برای گرفتن طلاق موکل خود ماه‌ها تلاش کرده است: «در حال حاضر تنها راه درمان این مشکل زنان، گرفتن شروط ضمن عقد است. حتما قبل از خروج، شروط ضمن عقد مثل حق سفر، حق طلاق و.. را در عقدنامه درج کنید که این مشکلات پیش نیایند.»

«سحر» اما یکی از زنانی است که حق سفر را از همسرش گرفته، با این حال وقتی همسرش ایران نبوده، او برای تعویض پاسپورتش با مشکل رو به رو و دست آخر همسرش مجبور شده است فرم رضایت همسر را پر کند و با فاکس بفرستد: «می‌گفتند در این وکالت‏نامه، شما حق خروج مکرر از کشور را گرفته‎ای اما حق تمدید گذرنامه را که نگرفته‌ای!»
کارمندی که در دفتر پلیس+۱۰، کارهای سحر را انجام می‌داده، گفته است: «من مدارکت را با این نامه می‌فرستم اما این نامه فقط دردسر است. اداره گذرنامه پاسپورت را صادر نمی‌کند و شما هم مجبور می‌شوی خودت برگردی و پی‌گیری کنی.»

سحر می‌گوید:«من مسافر بودم و وقت نداشتم معطل چنین چیزی شوم. این بود که فرم را فرستادم، شوهرم امضا و فاکس کرد.»

«زهرا روان آرام»، وکیل دادگستری ساکن ایران به «ایران‌وایر» می‌گوید بعد از جریان بی‌آبرویی بازماندن زنان ورزشکار و تحصیل کرده از عرصه‌های ورزشی و علمی، نمایندگان عضو «فراکسیون زنان» مجلس شورای اسلامی به فکر راه حل افتادند.

اشاره او به حذف نام «نیلوفر اردلان»، ملی پوش با سابقه تیم فوتبال ایران در جریان جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳۹۴ به دلیل نداشتن اجازه همسر برای سفر و هم‏چنین ممنوع‎الخروجی «زهرا نعمتی»، قهرمان پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو در رشته تیر و کمان توسط همسرش است:«پس از هیاهوی پرونده خانم زهرا نعمتی بود که طرحی به نام “تسهیل خروج زنان در شرایط اضطرار” از طرف فراکسیون زنان به مجلس ارایه شد. این طرح را با یک دنیا خبر و تبلیغات منتشر کردند و گفتند تقدیم هیات رییسه شده است. تعدادی از خانم‌های نماینده خواستار اصلاح ماده ۱۸ “قانون گذرنامه” شده بودند. طبق بند سه این ماده، هیچ زن متاهلی بدون اجازه کتبی همسرش، حق خروج از کشور را ندارد. اما سرنوشت اصلاح این طرح با وجود آن همه سر و صدا، هنوز هم در هاله‌‌ای از ابهام است. یک بار خبر دادند که این طرح توسط اعضای “کمیسیون امنیت ملی” رای آورده و در نوبت رسیدگی است. اما به نظر می‌رسد توسط مجلس مسکوت مانده است. این طرح یک راه حل برای خروج موردی برخی زنان مشهور کشور که توسط همسران‎شان اجازه حضور در عرصه‌های علمی و ورزشی را پیدا نمی‌کردند بود تا در شرایط اضطرار و بدون اذن همسر بتوانند به مسابقات برسند.»

اگر این طرح هم به نتیجه برسد، احتمالا فقط به داد زنان مشهور خواهد رسید.
«ناهید» ساکن کالیفرنیا است. او توسط دادگاهی در امریکا حکم طلاق گرفته و بیش از شش سال است جدا از همسر سابقش زندگی می‌کند. با این همه، به خاطر قانون گذرنامه، از سفر به ایران می‌ترسد و سال‎ها است در حسرت دیدار خانواده‌‌اش می‌سوزد: «بعد از این که در مراجع قضایی امریکا طلاق ما به ثبت رسید، چندین بار به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن رفتم و درخواست کردم تا طلاقم را مطابق موازین و قوانین ایران تایید و به ثبت برسانند. به آن‎ها گفتم من شش سال است یک زن مطلقه هستم و حتی خبر ندارم همسر سابقم کجا و چه طور زندگی می‌کند. اما آن‎ها گفتند باید یک وکیل در ایران استخدام و درخواست طلاق توافقی کنم و بعد از ثبت طلاق در ایران، مراتب را به دفتر حافظ منافع اطلاع دهم تا آن‏ها اقدام به ثبت طلاق کنند.»
ناهید به واسطه دوستان مشترک، برای همسر سابقش پیام فرستاده و خواهش و تمنا کرده بود که برگه موافقتش را با درخواست طلاق توافقی در ایران امضا کند: «او در جریان طلاق از من خواسته بود از حق و حقوق و مخارج یومیه فرزندانم بگذرم و من نپذیرفتم. حالا حاضر به همکاری نیست. من با وجود این که نزدیک به شش سال است طلاق گرفته‌‌ام، هنوز هم سایه سنگین اراده و تصمیمات آن مرد را احساس می‌کنم؛ به شکلی که با وجود بیماری مادرم، نمی‌توانم به ایران سفر کنم.»
برای بررسی ادعای ناهید و به عنوان یک متقاضی، به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن تلفن می‌زنم. می‌گویم همسرم حاضر به ثبت طلاق توافقی ما نیست و من شش سال است در وضعیت برزخ به سر می‌برم. مرا به بخش حقوقی وصل کردند و آن جا فردی که خودش را «نیک خواه» معرفی ‌کرد، گفت: «می‌توانید از طریق وکیل با استناد به یکی از موارد ۱۲ گانه شروط ضمن عقد یا شرایط “عسر و حرج”، از دادگاه ایران تقاضای طلاق یک طرفه کنید و وقتی طلاق‌تان در ایران به ثبت رسید، به ما اعلام کنید تا این‎جا هم ثبت کنیم.»
او توضیح نداد که اگر مشمول یکی از این شرایط ۱۲ گانه نباشم، اگر پول کافی برای استخدام وکیل نداشته باشم و کسی حاضر به پی‎گیری جریان پرونده‌‌ام نباشد، چه سرنوشتی خواهم داشت؟

به او گفتم جریان رسیدگی به پرونده طلاق زوجه در ایران با حضور فیزیکی او و پی‎گیری‌های مکررش، به طور معمول چند سال متوالی زمان خواهد برد و در بسیاری موارد به نتیجه نمی‌رسد. او پاسخ داد: «متاسفانه راه دیگری وجود ندارد.»

«افسانه» یکی دیگر از کسانی است که در امریکا از همسرش جدا شده و گرفتار قانون عجیب دفتر حفاظت از منافع شده است: «وقتی تماس گرفتم، کارمند دفتر حفاظت از منافع پرسید ازدواج شما فقط ایرانی بوده است؟ گفتم نه، هر دو؛ هم ازدواج ایرانی و هم امریکایی داشتیم. گفت اول باید ازدواج امریکایی را ثبت کنید، بعد برای جاری شدن صیغه طلاق و ثبت می‌توانید اقدام کنید.»

شوهر افسانه از این موقعیت نهایت استفاده را می‌کند: «وضع مالی همسر سابق من خوب بود و طبق قانون امریکا، اموال او در زمان طلاق نصف می‌شد. همسرم گفت رضایت بده که چیزی از زندگی نمی‌خواهی تا طلاق امریکایی ثبت شود، بعد من هم به راحتی طلاق ایرانی را با توافق انجام می‌دهم.»

افسانه موافقت می‌کند اما طلاق امریکایی که ثبت می‌شود، همسرش زیر حرفش می‌زند: «می‌گفت طلاق نمی‌دهم. تلفن‌هایم را جواب نمی‌داد و فرم‌‌هایی را که باید برای طلاق ایرانی امضا می‌کرد، امضا نمی‌کرد.»
شش ماه طول می‌کشد تا همسر افسانه به واسطه دوستان و آشنایان راضی به ثبت طلاق ایرانی می‌شود.

No responses yet

Aug 20 2019

مازیار ابراهیمی خطاب به ربیعی: با مسخره کردن از ما دلجویی کردید!؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: «مازیار ابراهیمی» از متهمان پرونده ترور دانشمندان هسته ای که تحت فشار و شکنجه ناچار به پذیرش سناریوی تحمیل شده از سوی وزارت اطلاعات و اعتراف به رهبری عملیات از میان برداشتن دانشمندان هسته ای در برابر دوربین صدا و سیما شد به صحبت های علی ربیعی؛ سخنگوی دولت ایران واکنش نشان داد.

علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران در نشستی خبری درباره آنچه مازیار ابراهیمی پس از آزادی از ۲۶ ماه زندان خود روایت کرده است گفت: “این اتفاق در دولت ما رخ نداده است. من نیز اطلاعی از این پرونده ندارم اما در گفت‌وگوهایی که در این باره داشته‌ام، اعترافاتی از سوی افرادی انجام شده که درست هم بوده است ولی اعترافاتی هم انجام شده که کار کارشناسی درباره آنها انجام نشده است.” او هچنین گفته است: «از افراد این پرونده دلجویی و غذرخواهی شده است.»

مازیار ابراهیمی با ارسال پیامی به ایران وایر در خصوص گفته های علی ربیعی می ‌گوید: « اگر مسخره کردن ما توسط بعضی از آقایان آن اواخر که به قول خودشون دلجویی میکردند ، دلجویی است بله راست می‌گویند. آن‌ها در مقابل اعتراض ما به اینهمه مدت بازداشت، می‌گفتند مقصر خودتان هستید شما اشتباه کردید به خاطر حرف‌هایی که زدید اینجا هستید. من گفتم ببخشید مست کردیم آمدیم به اشتباه زنگ در اوین را زدیم و آمدیم داخل.»

آقای ابراهیمی که پیش از بازداشت با صدا و سیمای جمهوری اسلامی قرارداد همکاری بصورت فری لنس داشته می‌گوید: « آقایان در ازای وثیقه هایی که در اختیار داشتند مبلغی را به زور به خانواده من دادند که یک سوم مبلغی نبود که از خانواده من گرفتند. گفتند یا برادرت را بر می گردانیم ایران و یا این مبلغ را بگیر و ماجرا را تمام کن. از طلبم از صدا و سیما هم که اصلا کسی حرفی نمی زند. از تحت فشار گذاشتنم برای صرف نظر از شکایت من از دادسرای نظامی علیه وزارت اطلاعات را چرا حرفی ازش نمی زنند. یک قرارداد ۱ میلیون و ۹۳۵ هزار یورویی با صداوسیما داشتم که با یک متمم می‌شد ۲.۵ میلیون یورو. این ها چی شد؟ سلامتی من چی شد؟ این چطور دلجویی بود وقتی همه چیز را با تهدید تمام کردند؟»

او خطاب به سخنگوی دولت ایران می‌گوید: آقای ربیعی؛ اگر از این ماجرا اطلاع دقیقی ندارید فقط همین را بگویید. اما اطلاعات غلط به خورد مردم و کسانی که مخاطبتان هستند ندهید. این حرف شما بیش از پیش بر بی‌گناهی متهمان این پرونده صحه می‌گذارد و ناصوابی رفتاری که با ما شد را عیان می‌کند»

پیشتر «محمود صادقی»؛ نماینده مردم در حوزه انتخابیه تهران، شهر ری و شمیرانات در مجلس شورای اسلامی تصویری از نامه خود مبنی بر سوال از «محمود علوی»، وزیر اطلاعات در خصوص آزادی مازیار ابراهیمی منتشر کرد.

مازیار ابراهیمی؛ در گفتگو با ایران وایر اذعان داشت که ۲۶ ماه را به اتهام موضوعی که هیچ چیز از آن نمی‌دانست در زندان گذرانده بود و آن‌چنان تحت شکنجه قرار گرفت که ناچار شد سناریوی بازجویان پرونده‌اش را مقابل دوربین اعتراف تلویزیون اعتراف کرده و ترور دانشمندان هسته‌ای را بپذیرد.

No responses yet

Aug 19 2019

اذعان دولت ایران به بی‌گناهی متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی ربیعی، سخنگوی دولت ایران امروز در نشستی خبری به اظهارات مازیار ابراهیمی یکی از بازداشت شدگان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای در گزارش بی‌بی‌سی فارسی واکنش نشان داد و گفت: “این اتفاق در دولت ما رخ نداده است. من نیز اطلاعی از این پرونده ندارم اما در گفت‌وگوهایی که در این باره داشته‌ام، اعترافاتی از سوی افرادی انجام شده که درست هم بوده است ولی اعترافاتی هم انجام شده که کار کارشناسی درباره آنها انجام نشده است.”

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، سخنگوی دولت ایران بدون اشاره به افراد این پرونده اضافه کرد: “همان موقع هم از این افراد دلجویی و عذرخواهی شده است.”

آقای ربیعی همچنین گفت: “کارشناس این پرونده‌ها کارشناس ضدجاسوسی نبوده است و کارشناسان حوزه دیگری بوده‌اند که در این پرونده کار کرده‌اند.”

در گزارشی که ژیار گل گزارشگر بی‌بی‌سی‌ فارسی چندی پیش تهیه کرد، مازیار ابراهیمی، یکی از بازداشت شدگان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای از شکنجه و فشار وزارت اطلاعات برای اعترافات ساختگی و همچنین پرونده‌سازی دستگاه قضایی علیه خود می‌گوید.

ژیار گل، خبرنگار بی‌بی‌سی

روایت مازیار ابراهیمی از اعترافات اجباری خود و دیگران، برای نهاده‌های اطلاعاتی ایران رسوایی به بار آورده است. اظهارات مازیار ایراهیمی سندی است در بر ملا کردن اعترافات ساختگی در پی شکنجه. بیش از دو هفته از پخش گزارش بی‌بی‌سی می‌گذرد، علیرغم سوال برخی از نمایندگان مجلس ایران و قول محمود علوی، وزیر اطلاعات برای پاسخگویی، هنوز جوابی روشن به این سوالات ارائه داده است. چرا افراد بی‌گناه تا حد مرگ شکنجه و وادار به اعتراف به ترور و جاسوسی برای اسرائیل شده‌اند؟ آیا عاملان و آمران شکنجه و اعترافات ساختگی مجازات شده‌اند؟ و مهمتر چه کسانی پشت ترور دانشمندان هسته‌ای بودند؟

علی ربیعی سخنگوی دولت امروز گفته دولت قبلی باید در این باره پاسخگو باشد. او در واقع صحت گزارش بی‌بی‌سی را تایید کرد اما همزمان تلاش کرد موضوع را کوچک و حل شده جلوه دهد. آقای ربیعی گفت “یک سری افراد بودند و اعتراف کردند و درست بوده” اما این با روایت‌های بازداشت شدگان مطابقت ندارد. ما با تعداد زیادی از متهمان به ترورها تماس گرفتیم، به غیر از مجید جمالی فشی (که گفته شد اعدام شده است) همه آزاد شده‌اند.

در باره صحت اعترافات و اتهامات مجید جمالی فشی هم سوالات زیادی وجود دارد. هنوز هیچ مقام رسمی در باره پاسپورت جعلی و فتوشاپ شده اسرائیلی او توضیحی نداده که در گزارش صدا و سیمای ایران ادعا شد آقای جمالی فشی با آن به اسرائیل رفته. مجید جمالی فشی دو ماه پیش از دستگیری مازیار ابراهیمی اعدام شد. سوال مهم این است آیا ممکن است یک بی‌گناه بر مبنای اعتراف اجباری اعدام شده باشد؟

پس از پخش گزارش بی‌بی‌سی محمود صادقی، نماینده مجلس ایران از مسئولان مربوط خواست درباره “کذب یا صدق اعترافات متهمان به ترور دانشمندان هسته‌ای” توضیح دهند.

محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت ایران هفته پیش وعده داد که در یک کنفرانس خبری به “موارد مطرح شده” درباره پرونده ترور “دانشمندان هسته‌ای” پاسخ دهد اما هنوز این نشست برگزار نشده است.

مازیار ابراهیمی هفت سال پیش به همراه ۱۲ نفر دیگر در یک برنامه تلویزیونی به نام “کلوب ترور” که از صدا و سیمای ایران پخش شد اعتراف کرد که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش دیده و سپس برای ترور دانشمندان اتمی ایران به این کشور بازگشته‌اند.

مقام‌های ایران می‌گوید در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ چهار تن از دانشمندان هسته‌ای ایران کشته شدند و یک دانشمند دیگر نیز از سوء قصد جان به در برده است

No responses yet

Aug 18 2019

ایران: رتبه سی و سوم مهاجران جهان: سی درصد مردم «موقتی» در ایران زندگی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایندیپندنت فارسی: اگر قبول داشته باشیم که تعداد افرادی که تمایل به مهاجرت دارند با آنهایی که برای مهاجرت اقدام قطعی کرده‌اند متفاوت است آن وقت می‌توانیم نگاه دقیق‌تری به آمار جدید در مورد مهاجرت از ایران داشته باشیم.

مدیر رصدخانه مهاجرت و عضو هیات علمی موسسه مطالعات جمعیتی کشور به تازگی اعلام کرده است که ۳۰ درصد جمعیت ایران تمایل به مهاجرت دارند. به این معنا که شاید به دلایل خاص برنامه قطعی برای مهاجرت نداشته باشند.

بهرام صلواتی در این باره گفته است: «آمار موثقی درباره اینکه چه تعداد از تحصیل کرده‌ها یا افراد متخصص یا عادی از کشور خاج شده‌اند نداریم. آماری هم که وجود دارد نتیجه بررسی کشورهای گیرنده است که آمار مهاجرت‌های کلی کشورهای مختلف را به دست آورده و رتبه ایران را ۳۳ اعلام کرده‌اند.

در حال حاضر ۲۶۰ میلیون مهاجر در دنیا وجود دارد که سهم ایرانیان از آن ۱۶ میلیون نفر است.

ممکن است برخی افراد بخواهند به دلایل شغلی و اقتصادی از کشور خارج شوند اما راهی جز گرفتن پذیرش تحصیلی ندارند. چون ما کانال پذیرش اقتصادی نداریم همه می‌خواهند از طریق کانال پذیرش تحصیلی اقدام کنند اما هرکس از این کانال خارج شد نخبه نیست! اینها اغلب مهاجران اقتصادی‌اند که از این کانال وارد کشوری دیگر می‌شوند.

ما در دوره‌هایی مثل دور اول تحریم‌ها در زمینه مهاجرت دانشجویان با افزایش مواجه بوده‌ایم. اتفاقات سال ۸۸ در این زمینه بی‌تاثیر نبود.

وی همچنین با اشاره به شرایط خاص اقتصادی و معیشتی مردم در ایران توضیح داده است: «ما ایرانی‌ها دچار توهم بالا بودن مهاجرت هستیم و فکر می‌کنیم ایران جای ماندن نیست. بین میل به مهاجرت، برنامه‌ریزی و آمادگی برای مهاجرت تفاوت وجود دارد. وقتی می‌گوییم همه دارند می‌روند، این همه چه تعداد کسانی هستند؟ نمی‌توان درباره آمار مهاجرت این‌گونه صحبت کرد».

بهرام صلواتی توضیح داده است: «طبق آمار سال ۹۵، ۲۹٫۸ درصد جمعیت ایران تمایل به زندگی در کشور دیگری دارند، ما بحران اقتصادی داریم پیش‌بینی ما این است که این میزان تمایل برای ترک کشور بالا رفته باشد.

الان مسائل اقتصادی پررنگ شده، خرج زندگی بالا رفته، طبیعی است که در تکانه‌های اقتصادی افراد به فکر مهاجرت بیفتند».
بیشتر بخوانید

پیامدهای قوانین جدید مهاجرتی در آلمان برای پناه‌جویان و مهاجران
روی دیگر فاجعه‌ مهاجرت و پناهندگی

ایران مهاجر فرست یا مهاجر پذیر؟

از سوی دیگر معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهورنیز به تازگی از کاهش آمار مهاجرت از ایران به سایر کشور‌ها طی سال‌های اخیر خبر داده است.

سورنا ستاری در جمع خبرنگاران در بجنورد گفته است: «جمهوری اسلامی ایران از آن دسته از کشور‌هایی است که مهاجرت پذیر و مهاجر فرست نیست و آمار‌های بالایی برای مهاجرت نخبگان به کشور‌های دیگر وجود ندارد و مهم کیفیت نخبگانی است که می‌روند که در بنیاد ملی نخبگان به این موضوع اهمیت داده شده و بررسی می‌شود».

وی در رابطه با رصد مهاجرت، نیز عنوان کرده است:« در سال‌های اخیر مهاجرت‌ها از ایران کاهش داشته است و خوشبختانه در سه سال گذشته هزار و ۴۰۰ نفر از ۱۰۰ دانشگاه برتر به ایران برگشته‌اند».

از دلایل برگشت دانشجویان مشغول به تحصیل ایرانی در سایر کشورها می‌تواند بالارفتن قیمت دلار و کاهش قدرت پول ملی باشد. دانشجویان یا خانواده‌هایی که مخارج زندی و تحصیل‌شان از داخل ایران تامین می‌شود چاره‌ای جر بازگشت به ایران ندارند. به‌ویژه آنها که به راحتی نمی‌توانند در کشور میزبان منبع درآمد برای خود داشته باشند. نکته‌ای که بهرام صلواتی مدیر رصدخانه مهاجرت و عضو هیات علمی موسسه مطالعات جمعیتی کشور نیز به آن اشاره کرده و گفته است که مشکلات اقتصادی در داخل ایران عموما سد راه مهاجران است.

وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه

صالح تسبیحی گرافیست و طراح پوستر نیز به تازگی در صفحه اینستاگرام خود از ایرانی‌هایی نوشته است که در زندگی دائمی خود در ایران «موقتی» زندگی می‌کنند. زندگی با مزه «باید رفت».

تسبیحی این گروه را اینگونه توصیف کرده است: «گروه بزرگی از هم‌وطنان داخلی ایران هستند که به شکل مزمن قصد ‎مهاجرت دارند اما نمی‌روند. آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی‌کنند اما مدت‌هاست حالت «زندگی موقت» به خود گرفته‌اند و در مواجهه با مشکلات روزمره با یک ‌باید رفت‌ خود را تسکین می‌دهند. گذرنامه‌های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکت میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی‌های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب واره‌ی بلاتکلیفی، منجمد شده‌اند.

آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده‌اند و تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.

اما در هزار توی «ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامه‌ی جعلی، واسطه‌هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن» مدام ایده عوض می‌کنند و روزی به این فکر می‌کنند و روزی آن یکی را سرچ می‌کنند و «کارهای نیمه کاره‌»، پرونده‌ی اصلی مهاجرت آن‌ها راتشکیل می‌دهد.

یکی می‌گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی از اینجایی که به تنگ آمده‌ای. اما صبورانه‌تر و خوشبینانه‌تر.

وطن ما شده است سالن انتظار فرودگاه. عده‌ای می‌پرند می‌روند. عده‌ای بدرقه‌شان می‌کنند. عده‌ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخاستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.

‏به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت «شرایط حساس کنونی» هم هست، که در گفتمان رسمی مدام تبلیغ می‌شود و مردم را به تحمل شرایط موقت تشویق می‌کند. شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینه‌ی میلیون‌ها نفر ایرانی بر می‌دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت «تحمل» و «تسکین» به سر ببریم.

No responses yet

Aug 18 2019

زیباکلام: حکم یک ساله دادگاه روحانیت وجاهت قانونی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: دادگاه روحانیت صادق زیباکلام را به اتهام “نشر اکاذیب” به قصد “تشویش اذهان عمومی” به یک سال حکم محکوم کرده است. زیباکلام در توضیحات خود درباره این حکم به دویچه وله گفت حکم دادگاه روحانیت وجاهت حقوقی و قانونی ندارد.

صادق زیباکلام، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و فعال سیاسی اصلاح طلب ایران گفته است که دادستان ویژه دادگاه روحانیت به دلیل انتشار مطلبی در حساب کاربری‌اش در اینستاگرام اعلام جرم کرده است. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به خبرگزاری ایرنا گفته است با مراجعه به سامانه خدمات الکترونیک قضایی (ثنا) متوجه یک سال محکومیت خود شده است.

زیباکلام به اعتمادآنلاین هم درباره اتهاماتی که به او نسبت داده‌اند گفته است، دادستان دادسرای ویژه روحانیت علیه او به دلیل یکی از پست‌هایش در صفحه‌اش در اینستاگرام در مورد مقایسه بودجه استخدام ۳۰۰ هزار روحانی با بودجه استان‌های کردستان، سیستان و بلوچستان و محیط زیست کشور اعلام جرم کرده است.

صادق زیباکلام درباره اینکه در دادگاه چه گذشت و اتهام او چه بوده است روز شنبه ۲۶ مرداد (۱۷ اوت) در کانال تلگرامی خود توضیحاتی منتشر کرده است. او در کانال تلگرامی خود نوشته است که قاضی با “متانت و احترام” برخورد کرده اما “موضع ایشان به‌عنوان یک قاضی بی‌طرفانه نبوده” است.

زیباکلام در رد اتهام “نشر اکاذیب” در کانال تلگرامی خود توضیح داده است: «آنچه دراینستاگرامم آورده بودم مبنی بر نیاز به ۳۰۰هزار روحانی برای تصدی مشاغل آموزشی و تربیتی به نقل از جناب آیت‌الله عبدالفتاح نواب از مسئولین حوزه علمیه قم بوده. ایشان هم آن رقم را بعداً تکذیب نمی‌کنند. من صرفاً محاسبه نموده بودم که استخدام این تعداد روحانی (بر اساس دو نیم میلیون میلیون تومان در ماه) بالغ بر نه هزار میلیارد تومان در سال هزینه‌اش می‌شود و آن را با بودجه دو استان سیستان و بلوچستان، کردستان و محیط ‌زیست کل کشور مقایسه کرده بودم.»

زیباکلام در ادامه توضیحات خود در کانال تلگرامی خود نوشته است: «بنده در دادگاه ازایشان پرسیدم من کدام مطالب کذب را به جناب آیت‌الله نواب نسبت داده‌ام؟ در خصوص اتهام “تشویش اذهان عمومی” هم ازایشان پرسیدم که تشویش اذهان عمومی ازچه طریقی برای دادگاه محرز شده؟»

زیباکلام در پایان توضیحات خود در کانال تلگرامی‌اش می‌پرسد: «اینکه قاضی دانشور بدون پاسخی به این پرسش‌ها و رفع ابهامات بنده را محکوم کرده‌اند این شبهه را بوجود می‌آورد که آیا به راستی تشکیل دادگاه برای رسیدگی به اتهامات بنده بوده یا صرفا تظاهر به دادرسی و محاکمه منصفانه؟»

زیبا کلام: حکم یک ساله ارتباطی با فضای سیاسی کشور ندارد

عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این باره که آیا حکم صادره دادگاه روحانیت ارتباطی با فضای سیاسی کنونی کشور و افزایش فشار سیاسی دارد به دویچه وله گفت: «من بعید به نظرم می‌رسد که حکم من یعنی یک سال حبس در ارتباط با فشارهای سیاسی که ما اخیرا شاهد بودیم علیه ناراضیان اعمال شده باشد و یا دست کم امیدوارم اینجوری نباشد، چون اگر این جوری باشد تجدید نظر هم صوری می‌شود. من به حکم یک سال زندان اعتراض کردم و باید برود به تجدید نطر. اگر واقعا قصد و تعمدی باشد که بخواهند همه را ساکت بکنند علی‌القاعده دادگاه تجدید نطر هم صوری می‌شود.»

زیباکلام در ادامه توضیحات خود افزود: « من از قاضی، نماینده داستان پرسیدم که این اتهام تشویش اذهان عمومی که دادگاه چگونه برایش محرز شده که این عمل اتفاق افتاده است. تنها شکلی که دادگاه می‌توانست این را ثابت بکند نظر سنجی بوده است. یعنی بعد از اینکه سال گذشته من این پست را در اینستاگرام گذاشتم مثلا نظرسنجی می‌کردند از ۱۰هزار یا ۲۰ هزار نفر که این پست را خوانده بودند که آیا آنها دچار تشویش و نگرانی شدند یا نه.»

صادق زیباکلام، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پایان صحبت‌های خود تاکید کرد: «من را به دو اتهامی به یکسال حبس محکوم کردند که هیچ کدامیک از آنها از وجاهت حقوقی و قانونی برخوردار نیست.»

No responses yet

Aug 16 2019

شش دختر آزادی در زندان قرچک ورامین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


«ایران وایر: زهرا خوش‌نواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی»، از جمله بازداشت شدگانی هستند که جرم آن‌ها تلاش برای ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران تعریف شده است.
فدراسیون فوتبال ایران تلاش می‌کند در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران، دخترانی که برای ورود به ورزشگاه‌ها تلاش می‌کردند را با بازداشت و تهدید از درهای ورودی ورزشگاه‌ها دور نگه دارد.

روز دوشنبه، تعدادی از «دختران آزادی» توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده‌اند. «زهرا خوش‌نواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی»، از جمله بازداشت شدگانی هستند که جرم آن‌ها تلاش برای ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران تعریف شده است. براساس شنیده‌ها، شش نفر بازداشت شده‌اند.

یکی از نزدیکان بازداشت شدگان به ایران‌وایر خبر داده که این موج اول بازداشت‌ها بنا به شکایت و درخواست «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران از اطلاعات سپاه و برای جلوگیری از تلاش دختران برای ورود به ورزشگاه‌ها در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر صورت گرفته است.

پس از دستور فدراسیون جهانی فوتبال مبنی بر باز شدن درهای تمامی ورزشگاه‌‌های ایران به روی زنان، موجی از مقاومت‌ها در بستر حاکمیت ایران شکل گرفت.

«جیانی اینفانتینو» رییس فدراسیون فیفا روز ۲۸ خردادماه امسال طی ای‌میلی رسمی به «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد که با اضافه شدن «کدهای انضباطی» جدید فدراسیون جهانی فوتبال، ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران با عواقبی مانند محرومیت همراه خواهد شد.

در این نامه نوشته شده بود: «فدراسیون فوتبال ایران تا ۲۴ تیرماه، زمان برگزاری مسابقات مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۲۲، فرصت دارد شرایط حضور زنان در همه ورزشگاه‌های ایران را فراهم کنند.»

روز ۲۸ مردادماه، آیت‌الله «مکارم شیرازی» در پاسخ به استفتایی درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها نوشت: «جو حاکم در ورزشگاه‌ها برای حضور زنان مناسب نیست و شکی نیست که اختلاط جوانان و آزاد بودن آنها سرچشمه مشکلات زیادی از نظر اخلاقی و اجتماعی می‌شود؛ اضافه بر این در بعضی انواع ورزش، مردان پوشش مناسبی در برابر زنان ندارند؛ بنابراین لازم است از حضور در این برنامه‌ها خودداری کنند؛ به خصوص اینکه این برنامه‌ها را از رسانه‌ها می‌توانند ببینند و حضور آنها ضرورتی ندارد.»

همچنین «محمدجعفر منتظری» دادستان کل کشور در واکنش به خبر احتمال حضور زنان در ورزشگاه‌ها گفته بود: «به فیفا چه ربطی دارد؟» او در لفافه، اصرار فدراسیون جهانی فوتبال را نوعی دسیسه و توطئه خارجی دانست: «اینکه گیر داده‌اند که حتما در ورزشگاه‌های ایران هم باید زن هم باید راه پیدا کنند دلشان برای زنان ما سوخته؟ دلشان برای سالن‌های ورزشی ما سوخته؟ دلشان برای این سوخته که زن‌ها هم از فیوضات عالیه تماشای فوتبال محروم نباشند؟ این را ساده نگیرید.»

اما مهم‌ترین مخالفت دولتی را «مسعود سلطانی‌فر» وزیر ورزش و جوانان با ورود زنان نشان داد و با پیش‌شرط فیفا برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها مخالفت کرد.

با وجود سکوت فدراسیون فوتبال، به تعویق افتادن لیگ برتر دلیلی به‌جز فراهم نشدن حضور زنان در ورزشگاه‌های ایران نداشت. حالا اما در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر، به درخواست فدراسیون فوتبال تعدادی از دخترانی که پیش از این تلاش کرده بودند یا با آرایشی مردانه یا با همان ظاهر زنانه وارد ورزشگاه‌های ایران شوند، توسط اطلاعات سپاه و به درخواست مهدی تاج بازداشت شده‌اند.

«زهرا خوش‌نواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی» از جمله بازداشت‌ شده‌هایی هستند که از روز دوشنبه به زندان قرچک ورامین منتقل شده‌اند.

یکی از نزدیکان این بازداشت‌ شده‌ها به ایران‌وایر می‌گوید: «برای آزادی مشروط هر یک از آن‌ها قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صادر شده که باید تا روز شنبه تامین شود.»

میان این بازداشت شدگان زهرا خوش‌نواز یکی از شهره ترین‌هاست. او از سال ۹۶ به «دختر ریشو» ملقب شد. زهرا، شاعر، نویسنده، نوازنده و عکاسی است که با لباس مردانه و مبدل بارها خود را به سکوهای ورزشگاه آزادی رساند. او سال گذشته در گفت‌وگو با ایران وایر گفته بود: «وقتی در ورزشگاه‌ها می‌فهمند که من دختر هستم رفتارشان عوض می‌شود و مرا مقابل ماموران نیروی انتظامی امان می‌دهند.»

همچنین فروغ علایی، نخستین زن ایرانی است که به جایگاه نخست مسابقات «ورلدپرس فوتو» دست یافت هم میان بازداشت شدگان به چشم می‌خورد. او فروردین ماه امسال در حضور شاهزاده هلند تندیس چشم طلا و دیپلم افتخار عکاسی برتر سال ۲۰۱۸ را به دست آورد. فروغ علایی عکاس روزنامه «دنیای اقتصاد» با عکس‌هایی با سوژه «ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها» در این جشنواره شرکت کرد و حالا به همین جرم در حبس است.

تعدادی از خبرنگاران و فعالان زن که طی ماه‌های اخیر برای باز شدن درهای ورزشگاه‌ها به روی زنان تلاش کرده‌اند نیز طی تماس‌هایی تلفنی تهدید شده‌اند.

فدراسیون فوتبال ایران تلاش می‌کند در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران، دخترانی که برای ورود به ورزشگاه‌ها تلاش می‌کردند را با بازداشت و تهدید از درهای ورودی ورزشگاه‌ها دور نگه دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .